<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های یک متخصص علم داده</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ekarimi</link>
        <description>متخصص علم داده . ریکامندیشن سیستم . Silent Innovation</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 17:09:05</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>یک متخصص علم داده</title>
            <link>https://virgool.io/@ekarimi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تفاوت Data Analyst و Data Scientist و Data Engineer و ML Engineer</title>
                <link>https://virgool.io/Non-AI/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-data-analyst-%D9%88-data-scientist-%D9%88-data-engineer-g32modzlnfxn</link>
                <description>بالاخره کدوم:Data AnalystData ScientistData EngineerML Engineerاگر در حوزه هوش مصنوعی یا دیتا فعال باشین و یا حتی مخاطبشون بودین، حتما تا الان خیلی از آگهی‌های حوزه دیتا رو زیر و رو کردید تا ببینید بالاخره تفاوت بین این موقعیت‌های شغلی چیه و احتمالا چون برخی از شرکت‌های نوپا یا کوچک &quot;قیمه هارو میریزن داخل ماستا&quot; و همه چیز رو از یک نفر میخوان، نتونستید دقیق متوجه تمایز این موقعیت‌های شغلی بشید.مهندس داده (Data Engineer): پیش از توضیح اصل مبحث و برای اینکه بهتر متوجه صحبت‌ها بشیم، در ابتدا فرض می‌کنیم که یک وبسایت فروشگاهی داریم. قصد داریم با تحلیل داده‌های مشتریان، بهشون کمک کنیم در کمترین زمان ممکن، چیزی که دنبالش هستند رو پیدا کنند. برای این منظور، لازمه فعالیت‌هاشون رو در قالب لاگ هایی درون دیتابیس ذخیره کنیم. برنامه نویس‌های بک‌اند و فرانت‌اند زحمت ایجاد لاگ رو می‌کشند، ولی مهندسان داده وظیفه ذخیره، بررسی، مدیریت و تبدیل آن‌ها رو در بین دیتابیس‌ها بر عهده دارند. به طور خلاصه، خط لوله بررسی، پردازش و ذخیره و مدیریت دیتای خام دریافتی از مشتری، بر عهده مهندس داده هست و معمولا داشتن مهارت‌های نرم‌افزاری، بیگ دیتا و کلود کفایت میکنه.تحلیلگر داده یا دیتا آنالیست (Data Analyst): اما چون ما به عنوان یک مدیر، با تصمیم‌گیری مبتنی بر داده بسیار انس داریم، میخواهیم در مورد بودجه‌بندی سال آینده و یا عارضه‌یابی یک مشکل بر اساس داده‌ها تصمیم‌گیری کنیم. بنابراین یک نفر دیتا آنالیست میاریم که با توانایی‌های آماری و تحلیلی خوبش، کوئری زدن! و مصورسازی داده‌ها و کمی شاید هوش مصنوعی، یکسری مفاهیم از قلب داده های ذخیره شده بیرون بکشه. سپس با اون‌ها داستان‌سرایی کرده و به ما در تصمیم‌گیری کمک کنه. مثلا آیا نیاز است کمپین تبلیغاتی برویم یا خیر؟ بهبود در چه بخشی از پلتفرم به ما کمک میکنه؟ چرا مشتریان ...؟ چرا ...؟ و حالا چگونه...؟ و... . پس دیتا آنالیست معمولا با استخراج مفاهیم از داده‌ها، به بخش مدیریت اجرایی، بیزینس، مارکتینگ، ارتباطات و PM... خدمات میده و مخاطبانش معمولا مدیران هستند. درک بیزینسی، تحلیلی و آماری مهم‌ترین مهارت این افراده و ابزارشون بیشتر PowerBI و SQL و کتابخانه‌های مصورسازی و پاکسازی داده هست.(معمولا از هوش مصنوعی برای استخراج مفاهیم از داده ها استفاده میکنند مانند کلاسترینگ (سگمنتیشن) مشتریان و تحلیل نتایج آن)دانشمند داده یا دیتا ساینتیست (Data Scientist): تا الان به یک بلوغ در استارتاپ، شرکت، بیزینس یا هرچی رسیدیم و قصد داریم با استفاده از دیتاهایی که مهندس داده ذخیره کرده، یک مدل هوش مصنوعی(برای رفع یک مشکل یا بهبود یک شاخص) آموزش داده و در پلتفرم قرار بدیم. بنابراین یک دانشمند داده استخدام می‌کنیم که قراره ماحصل کارش روی پروداکت بشینه. معمولا (نه همیشه) مدل هایی که درست کرده، کار پیش بینی انجام داده و قراره رفتار مشتری رو مستقیم تحت تاثیر قرار بده.دانشمندان داده ضمن آنکه درک بیزینسی خوبی دارند باید بتونند با مهارت‌های آماری و تحلیلی خودشون، مساله رو به درستی بفهمند (همون دیتا آنالیست خودمونند تا اینجا)، و مهارت‌های نرم‌افزاری خوبی هم داشته باشند تا داده‌ها رو به خوبی پیش پردازش کرده و مدل خوبی رو متناسب با هدف پروژه بر روی آن‌ها آموزش و تحویل بدهند. مهارت‌های لازم برای این افراد، نرم‌افزار و برنامه نویسی، توانایی تحلیل و آمار، مصورسازی و پاکسازی داده، علم به حوزه هدف (مارکتینگ، روانشناسی بازار، پروداکت، پزشکی یا هرچی) و ابزارشون هم زبان برنامه نویسی معمولا R یا python، دیتابیس‌ها، کتابخانه‌های هوش مصنوعی و بسترهای پردازش داده است.تفاوت علوم مورد نیاز برای تصاحب دو موقعیت Data Analyst و Data Scientistمهندس یادگیری ماشین (ML Engineer): این موقعیت شغلی، فضایی بین تخصص‌های دانشمنده داده و برنامه نویس بک‌اند هستش که بیشتر با برنامه نویس بک‌اند همپوشانی داره. چون معمولا برنامه نویس‌های وبسایت با تست و دیپلوی مدل‌های هوش مصنوعی کمتر آشنایی دارند، این موقعیت به وجود اومده که برای تصاحب آن، هم باید برنامه نویسی بک‌اند بلد باشید و هم از هوش مصنوعی سر در بیارید تا مدل رو از دانشمند داده تحویل گرفته و روی پروداکت دیپلوی کنید. این مهندسان، مهارت‌های برنامه نویسیشون معمولا بیشتر از دانشمندان داده است ولی ریسرچ علمی دانشمندان داده خیلی بیشتره. همچنین معمولا برنامه رو برای اجرای مدل هوش مصنوعی در پروداکت طوری توسعه می‌دهند که برای اسکیل بزرگ کارایی کافی رو داشته باشه، ولی دانشمندان داده بیشتر تمرکزشون روی یافتن ی مدل خوبه و اینکه چطور کد می‌نویسند کمتر مورد کنکاش قرار می‌گیره. حالا اگر محصول هدف، امبدد سیستم و این‌ها باشه، ی مقدار متفاوت میشه، ولی چون معمولا مخاطبان ما شرکت‌های نرم‌افزاری هستند، این رو اجالتا قبول کنید تا شاید ی پست تخصصی برای امبدد سیستم‌ها یا همون سیستم‌های نهفته رفتم.مقایسه مهارت‌های لازم برای چهار موقعیت ML Engineer و Data Analyst ،Data Scientist ،Data Engineer را در تصویر گرفته شده از سنالب می‌بینید. در پست بعدی بیشتر عمیق شده و در مورد هر مهارت بیشتر صحبت می‌کنیم.ML Engineer و Data Analyst ،Data Scientist ،Data Engineer مقایسه مهارتهای لازم در چهار موقعیت شغلی  پیروز باشین</description>
                <category>یک متخصص علم داده</category>
                <author>یک متخصص علم داده</author>
                <pubDate>Sat, 21 May 2022 18:40:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عصاره کتاب لطفا با پوست نخورید!!!</title>
                <link>https://virgool.io/mimmesleketab/%D8%B9%D8%B5%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%84%D8%B7%D9%81%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D8%AE%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%AF-dntjpfdjw9a0</link>
                <description>ـ کتاب یک ضعف بنیادین نسبت به حوزه‌های دیگر فرهنگ و هنر مثل سینما و موسیقی دارد و آن این است که فایل دانلود شده اش خیلی به درد نمی‌خورد و پز اینکه «من فلان کتاب را خوانده ام» هرچند لازم است ولی کافی نیست و شما باید نشانه‌های سواد خود را توی چشم دیگران فرو کنید.************از مزایای کتاب‌های مرجع غافل نشوید. کتاب‌های مرجع کتاب‌هایی هستند که حالت دایرةالمعارف دارند یا مجموعه اطلاعات علمی درباره موضوعی خاص را گردآوری کرده‌اند؛ مثل کتاب‌های تاریخ سینما، یا لغتنامه ها.اینگونه کتاب‌ها حجم زیادی را در کتابخانه اشغال می‌کنند و علاوه بر اینکه خیلی به چشم می‌آیند، شما را از زحمت خرید چند کتاب باریک نجات می‌دهند.علاوه بر این، اگر لو برود که شما آن‌ها را نخوانده‌اید، خیلی آبروریزی نیست، چون کسی مثلاً نمی‌رود لغتنامه را از اول تا آخر بخواند و فقط بنا به نیاز به آن مراجعه می‌کند.****************ـ در جمع‌هایی که صحبت از کتاب‌های خوب و خواندنی به میان می‌آید، با شنیدن نام هر کتاب هی بگویید: «وای... وای... اونو که نگو... وای...».- هنگامی که دیگران نام نویسندگان بزرگ را می‌برند از ترکیب راهگشا و کلیدی «نویسنده مورد علاقه مه» استفاده کنید. به دلیل احتمال بروز خطا، از تکرار نام کتاب‌ها و نویسندگانی که دیگران اسم می‌برند خودداری کنید.ـ در صورتی که هیچ راهی نداشت که شما بگویید فلان نویسنده را می‌شناسید، با اعلام اینکه «مجموعه آثارش رو گرفته م، تو نوبته که یکجا بخونم»، تهدیدها را به فرصت و بازی باخته را به برد تبدیل کنید.- لازم است بعضی مواقع اعتراف کنید که کتاب‌هایی را نخوانده‌اید. در این قبیل موارد، جای خالی را در ترکیب «من اصلاً کتاب [...] نمی‌خونم» بنا به موقعیتی که در آن قرار دارید پر کنید. با اعلام اینکه «من اصلاً کتاب عاشقانه نمی‌خونم»، سلیقه آن‌ها را زیر سؤال ببرید و در عین حال، موقعیت خود را به عنوان تافته جدابافته تثبیت کنید.ـ یک تعداد کتاب را نیم‌خور کنید. یعنی اگر از هر کتاب، حدود پانزده صفحه بخوانید کفایت می‌کند.در این حالت اگر کسی درباره این کتاب‌ها از شما سؤال کرد، سر خود را بالا گرفته، باد را به غبغب منتقل نموده و با صدایی مقتدر اعلام کنید که مقداری از کتاب را خوانده‌اید و چون جذبتان نکرده ادامه نداده‌اید.*********************ـ کتاب مال اونوقتاس که مردم بی‌کار بودن، الان ما کار و زندگی داریم. ما از سبح باید «پو» رو تر و خشک کنیم، «تلگرام» مونو کامل کنیم، «کلش آف کلنز» مونو مدیریت کنیم و چندتایی «اتک» بزنیم...با این همه کار دیگه به «انگری بردز» هم نمی‌رسیم چه برسه به کتاب.ـ کتاب گزینه لایک نداره. بیشتر کتابا حتی ازشون استاتوسم در نمی‌آد یا اگه در می‌آد لایک‌خور نیست. حتی کامنت و اینام نداره.ما وقتی یه چیزی بخونیم حرسمون در بیاد کجا خودمونو خالی کنیم؟ آدم باید بتونه نزرشو بگه و همونجا حالی نویسنده کنه.اینکه نمی‌شه نویسنده یه چیزی بگه بره. دوتا گفته، دوتا باید بشنوه. هق شهروندی چی می‌شه؟ـ اگر هزار سالم یه بند کتاب بخونی چشمت عضله نمی‌آره که، بازم همینه که هست.ولی شما همین پول کتابو ببر بده جیم ثبت‌نام کن برای فیتنس، سر یه ماه عضله می‌آری، حجم می‌آری، رو فرم میای، سلامتم هستی، زنگ خورتم می‌ره بالا.************************ـ بعدم الان کتاب خوندن مُد نیست. «نگران منی که نمیره دلم» مُده، گوش نکنی عقبی. «بفرمایید شام» مُده، نبینی خیلی ضایه س. ندونی این هفته «لطیفه» و «فاطما گل» چی کار کرده‌ن نمی‌تونی تو بحس شرکت کنی. ولی کتاب مُد نیست خب، نخونی عقب نمی‌افتی که.البته یه کتابایی‌ام هست مُد می‌شه باید خوند. بخصوص اونایی که براش رونمایی می‌گیرن باید رونماییشو رفت، بچه‌ها هم میان، کافی و کوکی هم می‌دن.************************بر مبنای فرهنگ متداول در بین ما، جمله «[...] می‌زنم» از زمان خریدن یک ساز، قابل گفتن است. الان هفتاد درصد کسانی که در کشور ما معتقدند: «ما گیتار می‌زنیم»، کسانی هستند که فعلاً گیتار را خریده‌اند و منتظرند تا بروند کلاس.ولی زمان انتظار برای شروع کلاس جمله «من گیتار می‌زنم» را منقضی نمی‌کند و فرق «من ساز می‌زنم» با «شیر پاستوریزه» همین است که شیر پاستوریزه حداکثر بعد از پنج روز تاریخ مصرفش تمام می‌شود ولی کسی که گیتار خریده باشد، اگر تا آخر عمر هم چیزی یاد نگیرد «من گیتار می‌زنم» ش سر جایش هست.********************خوانندگان بر سه قسم هستند:ـ خواننده راستکی: این دسته از خوانندگان، صدای خوبی دارند و حتی بلدند بخوانند، ولی چون خیلی کلیپ درست نمی‌کنند و بیشتر فقط می‌خوانند و همان کاری را که باید بکنند می‌کنند، خیلی مُد نیستند.ـ خواننده دارنده برازنده: این قبیل خوانندگان کلیپ زیاد دارند، فالوور زیاد دارند، لایک هم زیاد دارند. فقط صدای خوشی ندارند که آن هم امروزه خیلی مهم نیست. این خوانندگان الان خیلی مُد هستند.ـ خواننده ندارنده برازنده: این گروه از خوانندگان با اینکه کلیپ ندارند، فالوور ندارند و لایک ندارند، اما صدای خوشی هم ندارند. با این حال به استناد حرف خودشان خواننده محسوب می‌شوند و چاره‌ای هم نیست. این‌ها هم مُد هستند.******************ـ گیتار: سازی است که جعبه‌اش خیلی کلاس دارد و همراه داشتنش در شهر، خیلی کاربردی است.ـ سه‌تار: سازی است که چهار تا تار دارد و بیشتر برای سنجش اطلاعات عمومی کاربرد دارد.ـ تمبک: نوع سنتی و خیلی یواش درامز است. در مهمانی‌های دورهمی کاربرد دارد و از انواع پرمصرف آن می‌توان به دبه خالی ترشی، قابلمه تفلن و میز ناهارخوری اشاره کرد. یک نوعش هم هست که چوبی است و استوانه‌ای توخالی است که رویش پوست می‌کشند و می‌نوازند.ـ سازی که بعداً صدایش درمی‌آید: این نوع ساز خیلی پیچیده و تخصصی است، با این حال در این مورد کلاً همه نوازنده‌ایم.*******************ژانر آدامسیشما آدامس را سه ماه بجوید چیزی نصیب معده‌تان نمی‌شود. فیلم‌های آدامسی هم آن‌هایی هستند که تهش هیچی گیر مغزتان می‌آید. همین‌جوری یک فیلمی دیده‌اید که دیده باشید فقط.***********************ما با اینکه نتوانستیم شعار «هر ایرانی یک رسانه» را به جایی برسانیم ولی به مرحله «هر ایرانی یک منتقد» رسیده‌ایم***********************منتقد معمولاً توانایی‌های چون «ریز دیدن»، «پوزخند زدن»، «پیف کردن» و «نگاه عاقل اندر سفیه» دارد و معتقد است اگرچه بلد نیست فیلم بسازد ولی می‌داند که فیلم خوب را چطور می‌سازند.  نقد فیلم از آن دست مباحثی است که حناق نمی‌آورد و زگیل تولید نمی‌کند و همه به صورت مصرانه و پی گیر انجامش می‌دهند و کسی هم درباره تخصص انجام‌دهنده سؤالی نمی‌پرسد.****************************صدای سرعت شکسته شدن تخمه در سالن معیار مناسبی به دست منتقدان می‌داد تا ضرباهنگ فیلم را تشخیص بدهند. در آخرین دسته بندی تخمه ای، فیلم‌ها به دو گروه تقسیم می‌شدند:فیلم‌های «چق... چق... چق...» که معمولاً گونه‌های خانوادگی، ملودرام و فلسفی را شامل می‌شدفیلم‌های «چق چق چق... چق چق چق...» که معمولاً شامل فیلم‌های وسترن، اکشن و پلیسی بود.کارشناسان نهایتاً نتوانستند برای فیلم‌های کودکان صدای ریتم را تعیین کنند و فقط به توصیه پزشکی «لطفاً با پوست نخورید» اکتفا کردند.**************************اگر وقت نمی‌کنیم بخوانیم اقلاً یک جوری می‌توانیم وانمود کنیم که خیلی کتابخوانیم. همانطور که تازگی‌ها خواننده شدن لزوما صدای خوش نمی‌خواهد، لابد می‌شود کتابخوان هم بود ولی کتاب نخواند.</description>
                <category>یک متخصص علم داده</category>
                <author>یک متخصص علم داده</author>
                <pubDate>Mon, 16 Mar 2020 19:18:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه گاو را بکشیم!!! (عصاره ای از کتاب مکالمه با یک گاوپرست)</title>
                <link>https://virgool.io/mimmesleketab/paradims0-xptzpl2ttte7</link>
                <description>سخن نویسنده کتابمکالمه با یک گاو پرست صرفاً یک داستان نیست. تلنگری است برای اندیشیدن.گفتگو با یک گاو پرست در این کتاب صرفاً یک نمونه خیالی بوده و فقط بر اساس تخیلات ذهنی من شکل‌گرفته است. مکالمه با یک گاوپرست هرروز در دنیای واقعی اتفاق می‌افتد که این بار همراه با تخیل به‌صورت داستان بر روی کاغذ آورده‌ام. ولی منظور من صرفاً گاوپرستی نبود بلکه گاو اولین موردی بود که به ذهنم رسید.در زمان نگارش کتاب، فضای ذهنی من جهل نوینی که امروزه بشر را فراگرفته نشانه رفته بود و اینکه بت سنگی جلوی چشممان را به درون ذهنمان برده‌ایم. در این زمانه بت‌ها ذهنی شده‌اند؛ و چه‌بسا شکستن بت‌های سنگی به‌مراتب ساده‌تر بود.**********************- به‌عنوان‌مثال چنانچه مردی بمیرد، همسر آن مرد نیز باید در هنگام سوزاندن جسد کنار جسد دراز بکشد و به همراه همسر خود بسوزد، درست است؟بله، درست است و این به رستگاری نزدیک‌تر است. زنی که همسرش مرده است در صورت زنده ماندن دیگر به رستگاری نخواهد رسید. نشانه تعهد و وفاداری زن نسبت به مرد این است.- اما برعکس این صادق نیست و چنانچه زنی بمیرد همسرش حق دارد تا زنده بماند و ازدواج کند و زندگی کند.**********************- تاکنون فکر کرده‌ای که چرا کاهنان گفته‌اند زنانتان را بسوزانید؟نه.- فکر می‌کنی چرا دستور به چنین کاری داده‌اند؟چون گاو گفته است.- هنوز فکر می‌کنی گاو گفته؟نه، واقعاً نه. ولی دلیلش را هم نمی‌دانم.- چون انسان وقتی در راهی که اعتقادش است عزیزش را از دست می‌دهد، دیگر آن اعتقاد را هرگز رها نخواهد کرد.**********************- ولی دلیل این‌که شما را از تفکر دور می‌کنند این نیست که شک گناه بزرگی باشد.- بگو. دوست دارم بشنوم.- فکر نکنید چون اگر فکر کنید شک خواهید کرد و اگر شک‌تان ادامه پیدا کند دیگر گاو پرست نخواهید بود و اگر گاو پرست نباشید دیگر به آن‌ها پول و غذا نخواهید داد....**********************پس من باید کاری کنم مردم به گاو پرستی شک کنند.- اشتباه نکن. قرار نیست از ابتدا در کوچه و خیابان فریاد بزنی.- پیامبران الهی که پیام‌آور یکتاپرستی بودند ابتدا به‌صورت مخفیانه و با نزدیکان و با افراد مورد اعتماد خود شروع کرده‌اند؛ و بعداً به‌صورت علنی بوده است.۲ این یعنی اقدام هوشمندانه با در نظر گرفتن شرایط و امکانات زمان خود.**********************- گاو پرستی یک اعتقاد و بهتر بگویم یک بیماری ذهنی است. با به آتش کشیدن معابد از بین نخواهد رفت و چه‌بسا قوی‌تر هم بشود. دوباره معابد را می‌سازند.- اعتقاد به گاو در ذهن و روح شماست و باید از ذهن و روحتان بیرون برود. اگر گاو پرستی را از ذهن و روحتان بیرون کنید حتی معابد ده‌ها برابر و کاهنان صدها برابر و گاوها هزاران برابر هم شود دیگر گاو پرست نخواهید بود.- ولی اگر در ذهن و روحتان گاو پرست باشید حتی اگر تمام معابد از بین بروند و گاوها بمیرند و کاهنان کشته شوند بازهم شیادانی پیدا خواهند شد که معبد بسازند و گاو از جایی دیگر بیاورند و خود بشوند کاهن.- گاو پرستی از کودکی در وجود شما کاشته شده است. پس بهترین راه این است که کودکانتان را از گاو پرستی دور نگه‌دارید تا در آینده بتوانند درست تصمیم بگیرند ولی این کار نیازمند پدر و مادر و جامعه‌ای آگاه است. پس باید پدر و مادران و جامعه را از گاو پرستی دور کرد که کاری به‌مراتب سخت‌تر است.**********************- اندیشه هیچ‌گاه از بین نمی‌رود مگر این‌که متوقف شود. یک اندیشه مادامی‌که تکثیر می‌شود جاودان خواهد بود. فرقی ندارد چه خوب و چه بد.- باید اندیشه نیک را گسترش داد و تکثیرکرد و اندیشه بد را متوقف. جامعه‌ای به سعادت خواهد رسید که اندیشمندانش راه گسترش اندیشه نیک و توقف اندیشه بد را پیدا کنند.**********************- منظور من این است که قرار نیست با فریاد اندیشه‌هایت در کوچه و خیابان مانع پرستش گاوپرست‌هایی شوی که گوششان پر است از آموزه‌های کاهنان معبد. حتی اگر از دست کاهنان هم جان سالم به در ببری از دست مؤمنان واقعی به گاو و طبقه کارگر جان سالم به در نخواهی برد.**********************ولی آن‌ها اکثراً بی‌سواد هستند و هیچ‌چیز جز آموزه‌های گاو پرستی را نمی‌دانند.- و تو باسواد هستی؟بله از آن‌ها باشعورتر و باسوادتر هستم.- بزرگ‌ترین آفت اندیشمندان هر جامعه‌ای دست‌کم گرفتن کسانی است که سوداگران جهل هستند.- تو که هنوز اندکی از اندیشه‌های متحول شده‌ات نمی‌گذرد این‌چنین خود را باهوش‌تر از کاهنان می‌دانی. بدان که اکثر اندیشمندان به این آفت گرفتارند.**********************ولی بازهم می‌گویم آن‌ها بی‌سوادند.- قبول بی‌سوادند ولی می‌دانند چگونه از دیگران بهره‌کشی کنند.- اگر دیدی عده‌ای بی‌سواد، یک بی‌سواد را به مهتری پذیرفتند، بترس.اگر دیدی جمعی باسواد، یک بی‌سواد را به مهتری پذیرفتند، شک کن.و اگر دیدی گروهی بی‌سواد و باسواد یک بی‌سواد را به مهتری رساندند بدان که فرجام شومی در انتظارشان خواهد بود.**********************- لازمهٔ گسترش اندیشه نیک در هر جامعه‌ای توقف اندیشه بد است و توقف اندیشه بد جز با تفکر اتفاق نمی‌افتد و پیش‌نیاز تفکر شک است. شک به یک اندیشه بد.**********************ولی من فکر می‌کنم بازهم بهترین راه این است که همه را یکجا جمع کنیم و با آن‌ها صحبت کنیم.- اولاً جمع کنیم نه جمع کنی و صحبت کنیم نه، صحبت کنی. دوم به هیچ جا نمی‌رسی چون در همان‌جا دار فانی را وداع خواهی گفت.پس با این حساب هم هیچ‌گاه موفق نخواهم شد. چون نه سن من کفاف خواهد داد و نه توانم.- از بین بردن یک اندیشه بد، کاری کوتاه‌مدت نیست. گاو پرستی که در هزاران سال در تاروپود یک جامعه تنیده شده هیچ‌وقت در مدت کم حتی ضعیف هم نخواهد شد.**********************- می‌خواهم بگویم در راهی که پیش روداری، افرادی خواهند بود که به‌هیچ‌عنوان نمی‌توانی آن‌ها را به اشتباهشان متوجه کنی.با این افراد چه کنم؟- بگذر.بگذرم؟- بله، بگذر. افرادی پیش روی تو قرار خواهند گرفت که احساس می‌کنند با فهمیدن، منافعشان به خطر خواهد افتاد و یا افرادی که نمی‌خواهند بفهمند. از این افراد بگذر.- این افراد نیروی تو را تحلیل خواهند داد.**********************- فکر می‌کنی اگر کسی بود که می‌توانست نظام فکری هیتلر را عوض کند. آیا آن جنگ با میلیون‌ها نفر کشته اتفاق می‌افتاد؟- خب نه- پس یک نفر نیاز نیست همه را عوض کند گاهی عوض کردن ذهن بیمار یک نفر و کمک به او برای ریختن زباله خرافات درون ذهنش به زباله‌دانی، می‌تواند به یک نفر یا ده نفر یا حتی میلیون‌ها نفر کمک کند.</description>
                <category>یک متخصص علم داده</category>
                <author>یک متخصص علم داده</author>
                <pubDate>Thu, 30 Jan 2020 22:59:35 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>