<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های EB474</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@elahe00bigdeli7</link>
        <description>Never Stop DREAMING (Freddy Krueger)</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 16:13:22</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/751500/avatar/LJPvmZ.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>EB474</title>
            <link>https://virgool.io/@elahe00bigdeli7</link>
        </image>

                    <item>
                <title>جنگل سحر آمیز</title>
                <link>https://virgool.io/@elahe00bigdeli7/%D8%AC%D9%86%DA%AF%D9%84-%D8%B3%D8%AD%D8%B1-%D8%A2%D9%85%DB%8C%D8%B2-swdrn4i7kgw7</link>
                <description>من عادت کرده ام به یخ زدن جوانه های امیدم ،عادت کرده ام به مرگ لحظاتی که فکر میکردم سهم من هستندعادت کرده ام به هر آن چیزی که نشان از زنده بودن داردعادت کرده ام به چشیدن زندگی که دیگر برای من مزه ای ندارد …و زندگی هرگز آن جنگل سر سبز سحر آمیزی که فکر میکردم نبود…</description>
                <category>EB474</category>
                <author>EB474</author>
                <pubDate>Sun, 01 Dec 2024 23:47:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زندگی یک مجازات اختصاصی شده و دائمی است.</title>
                <link>https://virgool.io/@elahe00bigdeli7/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%B5%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D8%A6%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-wby4geegzzsq</link>
                <description>با رفتنت ،من خودم را از دست دادمو اکنون کسی هستم که دیگر نمیشناسمشهیچ چیز آشنایی وجود نداردهمه چیز وهم و خیالهگم شدم میان آدم هایی که تظاهر به آشنایی دارند اما غریبه اندحتی در این وهم و خیال ، در این دنیای زندگی زده صورتی را نمی یابم که با من آشنا باشدفقط صورتک های فانی خوشحالی را میبینم که نمیتوانم بفهمم چرا اینگونه خشنود هستند؟در این میل زندگیزندگی نمیابمانگار فقط کنجکاوم بدانم که در آخر چه می شود؟در آخر داستان آیا میتوانم خودم را در آغوش بگیرم؟آیا صورتی آشنا سهم من خواهد شد؟و شاید هم سهم من فراموشی باشد ،نمیدانم …شاید همین ندانستن موهبتی باشد که دارم ، موهبتی که باید قدردان آن باشممن دلخوش پایانی متفاوت نیستمچون هر چقدر هم که این دنیا خیالی و وهم آلود باشد ،نبودن واقعیستنبودن بیشتر از بودن احساس میشههمونطور که بودنت ممکنه بعضی از آدمها رو اذیت کنه نبودنت هم همینطورهنبودن مثل مجازاتیست که فقط برای تو طراحی شدهو تو گریزی از آن نخواهی داشتو زندگی یک مجازات اختصاصی شده و دائمی استو مجازاتگر در سادیسمیک ترین حالت خودش قرار دارهولی انسان همیشه امیدوارهو همیشه فریب میخورهتا در آخر یادبگیره ،یاد بگیره که هیچ چیز ماندگار نیست…</description>
                <category>EB474</category>
                <author>EB474</author>
                <pubDate>Fri, 16 Aug 2024 02:21:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سرزمین امن</title>
                <link>https://virgool.io/@elahe00bigdeli7/%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%85%D9%86-pfwb7adnppsn</link>
                <description>مرا از بند افکارم رها کن مرا با سرزمین امنت آشنا کن بگذار قدم هایم سکوت سرزمینت را بشکند بگذار نسیم افکارت مرا نوازش کند،آنقدر که ذرات وجودم به پرواز درآیند ...همچون پروانگانی که از پیله  رهانیده شدند...مرا سیراب کن با هر لحظه بودنت ...در این سرزمین پر از درخشندگی بگذار من تنها درخششت باشم ...بگذار...آنقدر که ذرات وجودم به پرواز درآیند ...همچون پروانگانی که از پیله  رهانیده شدند...مرا سیراب کن با هر لحظه بودنت ...در این سرزمین پر از درخشندگی بگذار من تنها درخششت باشم ...بگذار...</description>
                <category>EB474</category>
                <author>EB474</author>
                <pubDate>Sun, 26 Nov 2023 19:53:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>غلاف</title>
                <link>https://virgool.io/@elahe00bigdeli7/%D8%BA%D9%84%D8%A7%D9%81-rjhuoe45l7ws</link>
                <description>تو را فرا می‌خوانم...تو را از میان غلاف‌ گره خورده ات فرا می‌خوانم ...بشنو از من  که رهایی نزدیک است ....و نسیم نو شدن تو را هم نوازش خواهد کرد ...  در آغوش بگیر هر آنچه که تو را فرا میخواند ...و بگذر ز هرچه که تو را گرفتار خود کرد ....@EB474</description>
                <category>EB474</category>
                <author>EB474</author>
                <pubDate>Tue, 15 Aug 2023 15:41:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جنگل تاریک</title>
                <link>https://virgool.io/@elahe00bigdeli7/%D8%AC%D9%86%DA%AF%D9%84-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%DA%A9-vxcn5pmkt40d</link>
                <description>واژه هایم را گم کرده ام بسان غریبه ای در جنگلی تاریک ...تاریکی تو را هم فرا خواهد گرفت تو میخوای آزاد شوی، می‌خواهی به جاده ای که انتظارش را می کشی  برسی ...اما تو گرفتاری ...گرفتار هر آنچه که بر تو گذشت شدی ...برای تو فرار بی معناست  ... ضربان بی قرار قلب تو گواه  تلاش های بی ثمر توست اما در آخر تو تسلیم میشوی...  درست مثل شکاری که در دهان شکارچیست...و شاید آخر خط زندگی ، ما را به صفحه ای  که آرزویش را داریم پرت کند  ...پس بذار به آخر خط برسیم  شاید آزاد شویم ،شاید در جایی که سراسر روشنایست بیدار شویم ...شاید ...@EB474</description>
                <category>EB474</category>
                <author>EB474</author>
                <pubDate>Wed, 02 Aug 2023 23:50:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سیب سرخ</title>
                <link>https://virgool.io/@elahe00bigdeli7/%D8%B3%DB%8C%D8%A8-%D8%B3%D8%B1%D8%AE-cgif8njhgqi0</link>
                <description>ای پاک ترین وسوسه من ای سیب سرخ ممنوعه منتو را ز شاخه چیدن ، تو را داشتن ، برای من همچون آرزویست که خفته به مرگ...    همین قدر دور ز خیال من تو دوری ز خیال من ....اما سایه ات  زندگانی من است ،سایه ات مرهمی ست بر دل خسته ی منسایه ات... برای زیستن کافیست....EB474</description>
                <category>EB474</category>
                <author>EB474</author>
                <pubDate>Mon, 19 Jun 2023 12:22:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آغوش تنهایی</title>
                <link>https://virgool.io/@elahe00bigdeli7/%D8%A2%D8%BA%D9%88%D8%B4-%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-rj2lpsdm0kkg</link>
                <description>هر چه از او بیشتر فرار کردم بیشتر مرا در آغوش کشید و هر چه بیشتر در آغوشش تقلا کردممرا بیشتر نوازش کردو هر چقدر که ناله و زاری  کردم...مرا بیشتر با بوسه هایش گیج و مبهوتم کرد...آری ....او تنهایی ...من است تنهایی که مرا ترک نخواهد کرد ،همچون عاشقی ، که زنده به معشوق است....</description>
                <category>EB474</category>
                <author>EB474</author>
                <pubDate>Tue, 16 May 2023 14:36:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خیال</title>
                <link>https://virgool.io/@elahe00bigdeli7/%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%84-tnq3sc6eb0am</link>
                <description>به او فکر می کنم به حسو حال او به تکه های شکسته شده ی قلب هایمان ...فکر می کنم  و چاره ای نمی یابمپس از روی استیصال گذشته را ورق می زنم ، و در گذشته ای  که به دور از طوفان بی‌رحم آینده هست، غرق میشوم و با تو سخن میگویمبی شک  هرچه که می‌گذرد خیالیست ،اما من این خیال را دوست دارم ...و من زنده به همین خیالم خیالی که پر از توست...</description>
                <category>EB474</category>
                <author>EB474</author>
                <pubDate>Sat, 29 Apr 2023 17:46:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مراسم گریه</title>
                <link>https://virgool.io/@elahe00bigdeli7/%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%DA%AF%D8%B1%DB%8C%D9%87-aukpgp4zisdr</link>
                <description>مراسم گریه همچون دفعات گذشته به خوبی برگزار شد در ابتدا به سراغ آدم های خاک خورده زندگی ام  رفتم آدم هایی که همچنان شایسته جایگاهشان بودند اما چون هر مراسمی آیین خودش را دارد و در این مراسم تو باید به یاد بیاوری لحظاتی را که آن روح های سرگردان همچنان در زندگی تو وجود داشتند و می زیستند و بعد از آنها نوبت خاطرات تلخ و شیرین فرا می‌رسند  تو می خندی اما چشمانت اشک می‌ریزند و حالا حسرت ها و آرزوهای دفن شده تو را صدا میزنند و تو را برای یک عزاداری کوتاه و مختصر دعوت می نمایند ...وقتی  تمام شد ....تو با اصلی ترین مرحله مراسم گریه روبرو می شوی گریه برای کسانی که واقعا از دست دادی ...گریه ای که هیچ پایانی ندارد بلکه آغازگری ست برای یک مراسم جدید براستی که تنها همین افراد هستند که لیاقت اشک، غم و دلتنگی ما را دارند ...و بقیه آدما گرد و غباری بیش نیستند...</description>
                <category>EB474</category>
                <author>EB474</author>
                <pubDate>Sat, 01 Apr 2023 20:25:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رنج</title>
                <link>https://virgool.io/@elahe00bigdeli7/%D8%B1%D9%86%D8%AC-ykhdq8e1caxk</link>
                <description>از رنج هایی که داشتم  تسبیحی  ساخته بودم و  تسبیح گذراندن ،عادتم شده بود ...این عادت از من یک زمزمه کننده ساخته بود،زمزمه کننده ی رنج ! و یک زمزمه کننده در  تاریکی بی پایان خود حل می شود و دیگر کنترلی بر خود  ندارد،درست مثل یک نوزاد خفته... ناگهان  تسبیحم از هم گسست  و از صدای برخورد رنج هایم  بر زمین  بیدار شدم ... و این بیداری مرا کافر به رنج خود کرد، رنج های من تمام نخواهد شد ، رنج  های من بر خواهند  گشت... اما این بار منم که رنجم را انتخاب میکنم  و منم که رنج هایم‌ را همچون مرواریدی درخشان بر گردنم می‌اندازم تا رنجم زینتم شود نه دین و  ایمانم !</description>
                <category>EB474</category>
                <author>EB474</author>
                <pubDate>Fri, 20 Jan 2023 17:23:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خیال</title>
                <link>https://virgool.io/@elahe00bigdeli7/%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%84-yz8zmigf97xz</link>
                <description>در خیالم چه بی نقصم ...برای هر سوالی جوابی و برای هر مشکلی  راه حلی دارم  ...در خیالم  آزادم ...گاه به منظره ای که ساختم می نگرم و گاه در میان گندمزار خیالم می رقصم ...در خیالم مرگی نیست ، خیالم سرشار از زندگیست...در خیالم لبخندها مصنوعی نیستند...اما چه کنم که زندگیم خیالیست باطل!</description>
                <category>EB474</category>
                <author>EB474</author>
                <pubDate>Tue, 17 Jan 2023 21:11:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زیستن</title>
                <link>https://virgool.io/Rocket/%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%86-ic5quqp7upyf</link>
                <description>در مزار ذهنم آرزوهای زیادی مدفون شده و خاطراتی که بر سنگ آرزوهام نشسته ،مرا رها نخواهند کرد و شاید این دلبستگی وسواس گونه ی من به چیزهای از دست رفته، مرا در این  سرزمین مرده ،زنده نگه می‌دارد ؟آری ، این گذشته است که مرا به زیستن وا میدارد ، گذشته ای نه چندان شیرین  هم میتواند نیرویی برای زیستن باشدحقیقت زندگی، فقط در عمیق ترین رنج هاست که  عریان میشود و این تصمیم  توست که باور کنی یا با انکار به سمت نیستی حرکت کنی...@EB474@EB474</description>
                <category>EB474</category>
                <author>EB474</author>
                <pubDate>Sun, 17 Jul 2022 23:38:43 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>#حمایت از کارخانگی بانوان</title>
                <link>https://virgool.io/@elahe00bigdeli7/%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-dggbkggtsrlk</link>
                <description>سلام دوستای گلم پیج زیر رو لطفا دنبال کنید تا  حمایت بشه ??.فروشگاه بزرگ الهه عرضه کننده شیک ترین و به روز ترین مدل های لباس  با بهترین کیفیت و نازل ترین قیمت.....@elaheshop2022</description>
                <category>EB474</category>
                <author>EB474</author>
                <pubDate>Fri, 01 Jul 2022 02:21:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فراموشی....</title>
                <link>https://virgool.io/atighefroshi/%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4%DB%8C-u5vocxhnor64</link>
                <description>فراموشی ، معجزه ایست که نصیب هر کسی نمی شود ...فراموشی، مرهمی گرانقدر  برای دل های شکسته است...اما تو فراموش نمی‌شوی ، چه درست ، چه غلط تو فراموش نمی‌شوی ..‌.بار ها گفته ام تو ریشه در جان من داری ...تو خواستی که جوانه بزنی ...تو  به  قلب خاک خورده ام  روح زندگی بخشیدی ...اما تو رفتی ...به راحتی  چیدن یک گل ، به راحتی خرد شدن گل های خشکیده .... تو رفتی و جوانه های قلبم از تشنگی خواهند مرد ...دیگر هیچ چیز نمی‌تواند سیرابشان کند...آری ، آنها خواهند مرد و من یاد خواهم گرفت، زیستن  درمیان سیاهی را ....و در آخر زیستن بدون تو را ‌....زیستن بدون تو مثل یک فراموشی ابدیست ....</description>
                <category>EB474</category>
                <author>EB474</author>
                <pubDate>Mon, 18 Apr 2022 17:30:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زندگی، سخت ترین اعتیاد انسان</title>
                <link>https://virgool.io/@elahe00bigdeli7/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B3%D8%AE%D8%AA-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-qrqp1sbbmloz</link>
                <description>زندگی ، سخت ترین اعتیادی که انسان به آن دچار هست، مهم نیست جنس زندگی چه چیزی باشد ، انسان همواره افسون این مخدر است .زندگی ، در پی ویرانیش شادی را به همراه دارد همچون مواد که در پس همه ی آسیب ها  لذت را به ارمغان می آورد اما این شادی  تا چه زمانی  مفید  خواهد بود؟</description>
                <category>EB474</category>
                <author>EB474</author>
                <pubDate>Mon, 21 Feb 2022 12:03:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رهگذر....</title>
                <link>https://virgool.io/@elahe00bigdeli7/%D8%B1%D9%87%DA%AF%D8%B0%D8%B1-cqhj9xdmdsvo</link>
                <description>خیلی وقته که خاک گرفته ایم.... و در این خاک گرفتگی ها پنهان شده ایم ،مثل  کتابی که  رها شده و در انتظار خوانده شدن می‌پوسد....تاب و توانی برای دست کشیدن بر سرورویمان نمانده ،به ناچار به انتظار رهگذری نشسته ایم...رهگذری که دستی بر این خاک های خفته بر شیشه ی دلمان  کشد... و بپرسد تو کیستی؟ و چرا این گونه مدفون و فراموش شده ای؟ اما این خیالیست واهی ...رهگذران  این  دوران حتی اگر خاک های دلت را گرفتند، خود دلیلی برای مدفون شدنت می‌شوند و خاک می ریزند به مثابه  خاک ریختن برای مراسم خاکسپاری....</description>
                <category>EB474</category>
                <author>EB474</author>
                <pubDate>Wed, 19 Jan 2022 22:18:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مرگ/ زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@elahe00bigdeli7/%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-abetxqnaevg5</link>
                <description>عشق، تنفر، زیبایی، زشتی ،  شادی و غم و هرآنچه که ما را عذاب می دهد بعد از مرگ بی معنا خواهد بود ...در مرگ  دل شکستگی وجود ندارد ، در مرگ احساسی وجود ندارد.... مرگ ، فراموشی هر چیزی ست که به آن دلبسته بودیم...آیا مرگ وسوسه انگیز نیست ؟آیا مرگ بسان خاکستری نیست که ما را آزاد می کند ؟اما زندگی چیست ؟زندگی رنجی ست که برای زنده بودن به دوش می‌کشیم...   آیا دنیایی خواهد بود که مرگ و زندگی در آن بی معنا باشد ؟آیا میتوانیم خالق چنین دنیایی باشیم ؟</description>
                <category>EB474</category>
                <author>EB474</author>
                <pubDate>Tue, 18 Jan 2022 03:31:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خودکشی کنترل شده</title>
                <link>https://virgool.io/@elahe00bigdeli7/%D8%AE%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%B4%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%84-%D8%B4%D8%AF%D9%87-waefbkzbgcxw</link>
                <description>خودکشی کنترل شده فصل 1(قسمت 5)باید مطمئن بشم همه چیز مرتبه ،وقتی مادر وسواسی داشته باشی  باید خیلی حواست  جمع باشه چون خیلی زود متوجه تغییر میشه  خب لپ تاپ یکم کج بود ، الان درست شد حالا باید صندلی رو درست کنمخب دیگه همه چیز مرتبه  میتونم برم ......بله مادر، کارم داشتی ؟بله پسرم ، باید باهم صحبت کنیم بیا اینجا بشین ، دیروز دوباره اخطاریه آمد و همین باعث افت سرمایه من و پدرت شد می‌دونم توی چه شرایطی هستی، می‌دونم نا امیدی اما می‌خوام یچیزی رو بدونی که من بهت باور دارم و می‌دونم میتونی همه چیزو درست کنی ، شاید از حرف های من تعجب کنی اما می‌خوام  از این به بعد تغییر کنم من برعکس پدرت عشق پول نیستم ، من عاشق زندگیم هستم و نمی‌خوام خراب بشه پس باهم  یک راه حل پیدا میکنیم .مادر من همه ی تلاشمو میکنم  قول میدم این بار همه چیزو درست کنم ، من متاسفم بخاطر همه چیز از این به بعد  درست عمل میکنم متیو می‌دونم که میتونی و لطفا دیگه متاسف نباش چون تاسف چیزی رو درست نمیکنه اما امید و باور من به تو همه چیزو عوض می کنهممنونم مادر...دارم  رویا می بینم ؟  این نمیتونه واقعی باشه  ، همیشه منتظر  این حرف ها بودم ،نباید زیاد دلخوش بشم شاید همه اینا بخاطر پدر باشه و یا  برای حفظ سرمایه باشه ...  نمی‌دونم ، چه چیزی پیش میاد اما  من باید بتونم  امتیاز بالاتری بگیرم و نباید اخطار جدید بگیرمشب  وقتی  همه خوابیدند ،میرم دنبال شرایط شانس کمپانی مرگاین آخرین شانس من هست و من  اینبار نباید نا امیدشون  کنم متیو ..متیو ، حواست به منه؟چی ؟ آره ...ببخشید مادر ...میتونم برم؟آره پسرم ...فقط  حرف های که زدمو فراموش نکن چشم مادر هیچوقت فراموش نمیکنم...#خودکشی_کنترل_شده @EB474</description>
                <category>EB474</category>
                <author>EB474</author>
                <pubDate>Sun, 24 Oct 2021 22:13:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خودکشی کنترل شده</title>
                <link>https://virgool.io/@elahe00bigdeli7/%D8%AE%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%B4%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%84-%D8%B4%D8%AF%D9%87-pqusibvvdzfx</link>
                <description>خودکشی کنترل شده فصل 1(قسمت 4)الان فرصت خوبیه برای دیدن قوانین، فقط پدرو مادر ها می‌توانند به قوانین دسترسی داشته باشند ، مادرم مشغوله بازی با  آنجلاست ،  اول باید رمز ورود به اتاقو بزنم یک،سه ،شش،شش...باز شد ،هووف خوشبختانه لپ تاپ روشنه، انگار مادرم مثل من دنبال راه نجاته ... خدای من ۵۶۹ قانون برای فرزندان ؟ مگه میشه ....قانون اول : کودکان تا سن ۴ سالگی  مجاز به انتخاب نوع مرگ نیستند قانون دوم : کودکان زیبا شانس تغییر نوع مرگ را دارند برای تغییر به قوانین برگشت از  کمپانی مرگ مراجعه کنید قانون سوم : کودکان زیبا تا سن ۲۱سالگی از خود کشی کنترل شده  در امان هستند ..... میدونستم، این قوانین فقط به نفع خوشگلاست نه من ....بهتره  از  آخر بررسی کنمقانون ۵۶۹: فرزندانی که  باعث کاهش سرمایه پدر و مادرشان شدند،  امتیازشان در کمپانی مرگ کاهش پیدا کرده و به خودکشی کنترل شده نزدیک تر می شنوند ...لعنتی ...باورم نمیشه ...حالا باید چیکار کنم ...چیکار میتونم بکنم ؟باید بازم بگردم ...قانون ۵۰۰:فقط یک شانس برای فرزندانی که تا سن ۱۲ سالگی عملکرد بدی داشتند وجود داره ...برای بررسی شرایط به بند ۳۷۷ قوانین نجات در کمپانی مرگ مراجعه کنیدخودشه ....من به همین نیاز دارم ...یک شانس دوباره ... متیووو کجایی ؟  زود بیا اتاق آنجلا اوووه ...مادر داره صدام میزنه ...الان میام مادر ... یعنی  چی میخواد بگه ؟ حتما میخواد درباره دعوای امروز صحبت کنه همه اینا تقصیر منه ...و شاید بگه پشیمونه از اینکه منو داره ...البته  تا الان همچین چیزایی به من نگفته اینا بیشتر حرفهای پدر هست...#خودکشی_کنترل_شده @EB474</description>
                <category>EB474</category>
                <author>EB474</author>
                <pubDate>Tue, 19 Oct 2021 22:00:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خودکشی کنترل شده</title>
                <link>https://virgool.io/@elahe00bigdeli7/%D8%AE%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%B4%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%84-%D8%B4%D8%AF%D9%87-enf8nlerig0t</link>
                <description>خودکشی کنترل شدهفصل1(قسمت 3)گاهی وقتا به فرار فکر می کنم اما میترسم ،اگر فرار کنم سرمایه پدرو مادرم افت می‌کنه و اگر بعدا مشخص بشه توسط یک شخص دیگه به فرزند خواندگی گرفته شدم ...کل سرمایه از بین میره و من اینو نمی‌خوام .بازم دارند دعوا می کنند ... حتما بخاطر منه...از اینجا نمیتونم بفهمم چی میگن باید  برم کنار پله ها بایستم ...الکس ما نمی‌تونیم اینکارو انجام بدیم ...هرچی باشه اون پسرمونه ...مارتا انگار متوجه نیستی  توی چه شرایطی هستیم اون بچه فقط برای ما مشکل سازه ...با این اخطاریه میخوای چیکار کنی ؟ اصلا چک کردی ببینی چقدر ارزش  سهاممون آمده پایین ؟ نه ...تو که چک نمی کنی ...برای تو مهم نیست اما برای من خیلی مهمه من این همه سختی نکشیدم که حالا به خاطر یک بچه همه چیزو از دست بدم ...متیو رو دوست داری ؟ باشه  بذار پیشت بمونه منم آنجلا رو به سرپرستی میگیرم ...الکس چی میگی برای خودت ؟ یعنی میگی طلاق بگیریم ؟ اوووه خدای من ... انگار که من اصلا ضرر نکردم منم ضرر کردم اما این راهش نیست باید یکسری قوانین باشه.... چند روز به من مهلت بده مطمئنم  یک راهی هستببین مارتا برای من اهمیتی نداره که راه دیگه ای باشه یا نه ، بهتره از همدیگه جدا بشیم ...پس مشکل تو متیو نیست ، مشکل منم درسته الکس؟میتونی هر طوری که میخوای فکر کنی ، الآنم بهتره تمومش کنیم  من برعکس تو کارهای زیادی دارم این عادلانه نیست که  زندگی من اینطوری باشه ،بازم بخاطر من دردسر درست شد  من نمی‌خوام پدر و مادرم از هم جدا بشن، کاش میشد همه چیز تموم بشه، نمیتونم وقتمو با گریه کردن تلف کنم ، در آینده فرصتهای زیادی برای گربه کردن دارم بهترین کار اینکه قوانین جدید رو چک کنم باید یک قانونی باشه که به من کمک کنه، امیدوارم که باشه ...#خودکشی_کنترل_شده @EB474</description>
                <category>EB474</category>
                <author>EB474</author>
                <pubDate>Sat, 04 Sep 2021 18:47:46 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>