<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های الهه</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@elaheahmadi65</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 17:15:20</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/144184/avatar/mnXSUc.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>الهه</title>
            <link>https://virgool.io/@elaheahmadi65</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آیا شما از نظر احساسی بالغ هستید؟</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%BA-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%AF-q6qvhvpvxcue</link>
                <description>ترجمه الهه احمدیبرای اینکه بدانید که به بلوغ احساسی رسیده‌اید نکات زیر  را در خود بررسی کنید:1. آگاه هستید که بیشتر رفتارهای بد دیگران، از ترس و اضطراب آنها ناشی می‌شود و نه از روی بدجنسی و یا حماقت آنها. حس خودخواهی را رها خواهید کرد و از تصورِ اینکه دنیا مملو از هیولاها و آدمهای دیوانه است دست می‌کشید. در ابتدا، همه چیز کمتر سیاه و سفید به نظر می‌رسد، اما با گذشت زمان، جالب‌تر خواهد شد.2. می‌دانید که، متاسفانه باید احساسات و غرض خود را با مهارت به کارگیری کلمات، بیان کنید و عادلانه نخواهد بود که دیگران را برای نفهمیدن منظورتان سرزنش کنید، تا زمانیکه آرام و واضح صحبت نکنید.3. یاد می‌گیرید که خیلی وقت‌ها و بطور قابل ملاحظه‌ای، اشتباه می‌کنید. و سپس با شجاعت هر چه تمام‌تر، اولین قدم‌های متزلزل خود را به سمت عذرخواهی برمی‌دارید.4. یاد می‌گیرید که اعتماد به نفس داشته باشید، نه به خاطر اینکه عالی هستید؛ بلکه با دانستن اینکه دیگران هم مثل شما، احمق، ترسیده و شکست خورده هستند. همه ما همین‌طور که جلو می‌رویم سعی در جبران آن برمی آییم؛ که این عالی است.5. شما دیگر از ابتلا به سندرم خودویرانگری رنج نمی‌برید، زیرا می‌توانید بپذیرید که چیزی به نام آدم مشروع وجود ندارد. همه ما، به درجات مختلف، تلاش می‌کنیم تا ضمن حفظ حماقت و خیره سری خودمان، در زندگی نقشی بازی کنیم.6. والدین خود را می‌بخشید زیرا می‌فهمید که آن‌ها برای توهین به شما، شما را به این دنیا نیاوردند. آن‌ها فقط با درد از اعماق درون خود، درگیر بودند و با مشکلات خودشان دست و پنجه نرم می کردند. عصبانیت، جای خودش را به ترحم و دلسوزی می‌دهد.7. تأثیر شگرف چیزهای به اصطلاح &quot;کوچک&quot; را در خلق و خو می آموزید: زمان خواب ، میزان قند خون و سطح الکل ، درجه استرس روانی و غیره. و در نتیجه، یاد می‌گیرید که هرگز یک مسئله مهم و بحث برانگیز را با عزیزانتان پیش نکشید تا زمانی که مطمئن نیستید که آیا همگی به خوبی استراحت کردند؛ یا آیا کسی مست نباشد؛ آیا که غذا به اندازه کافی خورده‌اید؛ چیز دیگری نیست که شما را هراسان کند و یا برای رسیدن به قطار عجله ندارید.8. می‌فهمید که وقتی نزدیکانتان به شما غر می‌زنند، و یا بی ادب و کینه جو هستند، معمولاً قصد از پا درآورن شما را ندارند، بلکه سعی دارند با تنها روشی که بلدند توجه شما را جلب کنند. یاد می گیرید که استیصال نهفته عزیزتان را در تشخیص دهید و آن‌ها را با عشق تفسیر کنید نه اینکه در موردشان قضاوت کنید.9. ترش‌رویی را کنار می‌گذارید. اگر کسی شما را آزار دهد، نفرت و آزار او را، برای مدت طولانی در دل خود نگه نمی‌دارید. یادتان هست که زندگی ابدی نیست. انتظار نخواهید داشت که دیگران بدانند که مشکل از کجاست. مشکل‌تان را به طور مستقیم به آن‌ها می‌گویید و اگر آن‌ها متوجه اشتباه خود شوند، آن‌ها را می‌بخشید. و اگر هم متوجه اشتباه نشوند، به روشی دیگر آن‌ها را خواهید بخشید.10.  از آنجا که زندگی بسیار کوتاه است، می دانید که تا چه اندازه اهمیت دارد که سعی کنید منظور واقعی خود را بیان کنید و بر آنچه واقعاً می‌خواهید تمرکز کنید و احساس خود را با کسانی که واقعا برایتان مهم هستند، در میان بگذارید و نشان دهید که تا چه اندازه برای شما اهمیت دارند. احتمالاً هر روز.11.  تقریباً در هر زمینه ای از اعتقاد به کمال خودداری می‌کنید. هیچ انسان کامل، شغل کامل یا زندگی کاملی وجود ندارد. درعوض، بر درک و قدردانی از آنچه که &quot;به اندازه کافی خوب&quot; است، متمرکز می‌شوید. می‌فهمید که بسیاری از چیزها در زندگی شما، به همان اندازه‌ای که ناامیدکننده هستند، از بسیاری جهت‌های دیگر کاملاً خوب هستند.12. شما مزیتِ کمی بدبین بودن در مورد اینکه چطور اوضاع پیش خواهد رفت را فرا می‌گیرید و در نتیجه، به عنوان یک روح آرام‌تر، صبورتر و با گذشت بیش‌تر ظاهر می‌شوید. از آرمان گرایی خود دست می‌کشید و به یک شخص بسیار کم‌تر آزاردهنده تبدیل می‌شوید (کم‌تر بی حوصله ، کم‌تر سخت گیر، و کم‌تر عصبانی).13. یاد می‌گیرید که نقاط ضعف شخصیت هر کس، با نقاط قوت او در حال تعادل است. به جای اینکه روی نقاط ضعف آن‌‌ها تمرکز کنید، کلی به آن‌ها نگاه می‌کنید؛ بله، کسی که موشکافانه رفتار می‌کند، اما در مواقع آشفتگی نیز بسیار زیبا و دقیق عمل می‌کند. کسی کمی شلخته است، اما در عین حال بسیار خلاق است. درک می‌کنید که افراد کامل وجود ندارند و هر قوت یک ضعف را به دنبال دارد.14.  مزیت مدارا را می‌آموزید و یاد می‌گیرید که بعضی وقت‌ها با مسائل کنار بیایید و با این کار نشان می‌دهید که بالغ هستید و نه ضعیف. ممکن است به خاطر بچه‌هایتان و یا به دلیل ترس از تنها ماندن در کنار دیگری بمانید. همچنین ممکن است برخی ناراحتی‌ها را تحمل کنید زیرا می‌دانید که زندگی بدون اختلاف وجود خارجی ندارد.15. کمی سخت‌تر عاشق می‌شوید. وقتی سن‌تان کم بود، می‌توانستید در یک لحظه عاشق شوید. اما حالا کاملا آگاه هستید که هر کسی، هرچند از نظر ظاهری جذاب یا موفق باشد، در رابطه نزدیک می‌تواند رنج آور باشد و به آنچه در حال حاضر دارید وفادار خواهید بود.16. یاد می‌گیرید که (بطور تعجب آوری) آدم دشواری برای زندگی هستید. غرولندهای‌تان کم می‌شود وقتی وارد رابطه دوستی و روابط با دیگران می‌شوید، با مهربانی به آن‌ها توضیح می‌دهید که چه زمان‌هایی و به چه صورتی ممکن است تبدیل به یک چالش شوید.17. یاد می‌گیرید خودتان را بخاطر خطاها و حماقت‌های خود ببخشید. متوجه می‌شوید که غرق شدن بی ثمر در افکار خود، به تنبیه کردن خود به علت کارهای ناشایست گذشته منجر خواهد شد. بیش‌تر با خود مثل یک دوست می‌شوید. مطمئناً شما کمی نادان هستید، اما دوست داشتنی هم هستید مثل همه‌ی آدم‌های دیگر.18. یاد می‌گیرید که بخشی از بلوغ، در صلح با کودک سرسخت درون شما است که همیشه با شما خواهد بود. تلاش برای بالغ بودن در هر موقعیتی را متوقف می‌کنید. قبول می‌کنید که همه ما لحظاتی به عقب برمی‌گردیم و هنگامی که کودک دو ساله درون نمودار می‌شود، سخاوتمندانه از او استقبال خواهیم کرد و توجه لازم را به او می‌دهیم.19. از امیدوار بودن به برنامه های بزرگ برای خوشبختی که انتظار دارید سالها ادامه داشته باشد، دست می‌کشید. چیزهای کوچکی که خوب پیش می‌روند را جشن می‌گیرید. می‌فهمید که رضایت‌مندی با زمان افزایش می‌یابد. اگر روزی بدون رنجش زیاد بگذرد، خوشحال خواهید شد. بیشتر به گلها و رنگ آسمان در غروب علاقه دارید و بیشتر به لذت‌های کوچک علاقه پیدا می‌کنید.20. به طور کلی دیگر از آنچه که مردم درباره شما فکر می‌کنند، نگران نخواهید بود. می‌فهمید که ذهن دیگران خیلی درهم و برهم است و خیلی سعی نمی‌کنید تصویر خود را در چشم دیگران جلا دهید. آنچه مهم است این است که یک یا دو نفر دیگر با شما خوب هستند. شما از محبوب بودن دست می کشید و شروع به اعتماد به عشق می‌کنید21. بهتر با انتقاد کنار می‌آیید. به جای اینکه فرض کنید کسی که از شما انتقاد می‌کند، یا در تلاش برای تحقیر شماست و یا در اشتباه است، می‌پذیرید شاید انتقاد او، مفید باشد و خواهید دید که می‌توانید به یک انتقاد گوش بدهید و از آن جان سالم به در ببرید بدون اینکه زره خود را بپوشید و انکار کنید که مشکلی وجود داشته است.22. شما آگاهید که با تمام مشکلات و مسائل هر روز زندگی، به چه میزانی میل به زندگی کردن دارید. به خاطر دارید که نسبت به چیزهایی که شما را می‌رنجانند؛ (بیش‌تر و بیش‌تر) چشم انداز پیدا کنید. بیشتر در طبیعت قدم می‌‌زنید، ممکن است حیوان خانگی بگیرید (آن‌ها مثل ما بی حوصله نمی‌شوند) و کهکشان‌های بالای سرمان در آسمان شب را می‌ستایید.23. به راحتی تحت تأثیر رفتار منفی دیگران قرار نمی‌گیرید. قبل از عصبانی شدن یا مشوش شدن و یا ناراحتی، سکوت می‌کنید و سعی در فهمیدن منظور واقعی آنها خواهید داشت. شما می‌دانید که ممکن است بین آنچه کسی گفته و آنچه شما در لحظه متوجه شدید، تفاوت بزرگی وجود داشته باشد.24. از تجربیات متمایز گذشته خود برای پاسخ به اتفاقات جدید بهره می‌گیرید و می‌آموزید که چطور از آنها در جبران نتایج اتفاقات بهره ببرید. می‌پذیرید؛که به دلیل تجربیات کودکی خود، در زمینه های خاصی مستعد مبالغه هستید. به اولین احساس خود در مورد موضوعات خاص مشکوک می‌شوید و می‌فهمید در اکثر مواقع با احساسات خود پیش نروید.25. هنگامی که یک دوستی را شروع می‌کنید، متوجه هستید که اصولا دیگران دوست ندارند خبرهای خوب شما را بدانند، و بیش‌تر علاقه‌مند هستن در مورد آنچه شما را آزار می‌دهد و یا نگران می‌کند بدانند، چون فقط در این صورت است که می‌توانند با درد خود احساس تنهایی کمتری کنند. دوست بهتری می‌شوید زیرا می‌دانید رابطه دوستی به اشتراک گذاشتن آسیب پذیری خودمان است.26. یاد می‌گیرید اضطراب خود را کم کنید نه با گفتن اینکه همه چیز خوب خواهد شد. در بسیاری از مواقع، این اتفاق نمی‌افتد. این ظرفیت را در خود ایجاد می کنید که بفهمید حتی در مواردی که اتفاقات بدی رخ می‌دهد، می‌شود از آن رهایی یافت. می‌فهمید که همیشه یک نقشه دومی وجود دارد؛ که جهان پهناور است؛ همیشه چند آدم مهربان پیدا می‌شود و وحشتناک‌ترین چیزها در آخر قابل تحمل خواهند بود.در انتشارات پناهگاه ما اطلاعات ارزشمندی درباره آدم‌های بسیار حساس پیدا خواهید کرد.منبع: shorturl.at/evGI8</description>
                <category>الهه</category>
                <author>الهه</author>
                <pubDate>Tue, 01 Dec 2020 04:39:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیایید از آنچه دیگران درباره ما فکر می کنند، رهایی یابیم!</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D9%86%DA%86%D9%87-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%86%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-beobdcfkfz4o</link>
                <description>ترجمه الهه احمدی۶ نکته برای رهایی از آنچه دیگران درباره شما فکر می‌کنند!روزولت می‌گوید &quot;آنچه دیگران درباره من فکر می‌کنند، ارتباطی به من ندارد&quot;این ابزار فوق‌ العاده قدرتمندی برای رشد شخص است. وقتی ما در آنچه دیگران درباره ما فکر می‌کنند غرق می‌شویم، مانع رسیدن خود به توانایی واقعی و تحقق رویاهایمان می‌شویم.در اینجا ۶ نکته توسط فیل دویس متخصص انرژی درمانی رشد روانی آورده شده است تا به شما در رهایی از آنچه دیگران درباره شما فکر می‌کنند، کمک کند.۱. نظر خواستن از دیگران را متوقف کنید.اول اینکه اگر آنچه دیگران درباره شما فکر می‌کنند به طرز نامطلوبی روی شما تأثیر می‌گذارد (با توجه به اینکه لزوماً همه انتقادها منفی نیستند) ،پس نظر خواستن از دیگران را متوقف کنید، بخصوص از کسانی که به طور کلی از زندگی خود ناراضی هستند و یا بیش از اندازه نسبت به هر چیزی انتقاد می‌کنند و یا یک دیدگاه کلی بدبینانه درباره زندگی دارند. اگر به نظر دیگران احتیاج دارید، با کسی مشورت کنید که نسبت به زندگی خود احساس رضایت بیشتری داشته باشد و بتواند تجربه‌ای منصفانه و متعادل را در نظر خود ارائه دهد (به یاد داشته باشید که تجربه او همیشه لزوماً شبیه تجربه شما نخواهد بود).۲. نظر شما همواره در حال تغییر کردن است.آگاه باشید که حتی افکار خود شما همواره درباره دیگران تغییر می‌‌کند. عقیده‌ای که شما ممکن است شش ماه پیش درباره شخصی داشته باشید می تواند کاملاً متفاوت از نظری باشد که امروز درباره وی دارید. حتی احتمال دارد نظر اصلی شما درباره یک شخص بیشتر بر اساس وضعیت روحی یا روانی شما باشد تا خود شخص (در حالت بیماری، وضعیت بد مالی و ...). با توجه به این نکته، اگر افکار خودمان در مورد دیگران می‌توانند خیلی زود تغییر کند، چرا باید در هر لحظه نگران آنچه دیگران در مورد ما فکر می‌کنند باشیم.۳. شما هرگز نمی‌توانید رضایت همگان را جلب کنید.همانطور که آبراهام لینکلن می‌گوید: &quot;شما می‌توانید بعضی از مردم را همیشه و همه مردم را بعضی اوقات گول بزنید، اما هرگز نمی‌توانید همه مردم را همیشه فریب دهید&quot;. این در مورد تلاش برای راضی نگه داشتن مردم نیز صادق است. صرف نظر از کاری که می‌خواهید انجام دهید، شما هرگز نمی‌توانید همه مردم را همیشه خشنود نگه دارید. حتی اگر در مسیرکاری که انجام می‌دهیم به بهترین نسخه ممکن از آنچه هستیم تبدیل شویم، باز هم با افرادی روبرو خواهیم شد که اقدامات برایشان خوشایند نخواهد بود. بی شک بهترین راه، تلاش برای خشنودی خود ماست.۴. ما در مقابل خودمان مسئول هستیم.صرف نظر از اینکه مردم را راضی کنیم یا خیر، آنچه که آنها درباره ما برای یک لحظه فکر می‌کنند، این واقعیت را که در آخر ما مسئول نتیجه نهایی کارمان هستیم تغییر نخواهد داد. برای مردم بسیار آسان است که به شما پند و اندرز دهند و بگویند چگونه باید رفتار کنید و چه کاری را باید انجام دهید، در صورتی که آنها مجبور به انجام کار و یا مواجهه با عواقب عملکرد شما نیستند!۵. پند و اندرزهای دیگران ممکن است برای شما بکار نیاید.اگرچه مشاوره گرفتن از دیگران می تواند ثمربخش باشد، اما همیشه به این معنا نیست که راهِ خاصی که در مورد دیگران سودمند بوده برای شما هم مفید باشد. صرف نظر از اینکه دیگران چگونه فکر می‌کنند (یا چگونه عمل می‌کنند) فقط شما می‌دانید که چه کاری به نفعتان است. آیا این بدان معناست که شما همیشه بهترین تصمیمات را برای خود خواهید گرفت؟ شاید نه ، اما حداقل آنها از جانب شما بوده و هرگونه شکستی در این راه به شما در یافتن راه درست موفقیت کمک می‌کند. در نهایت این زندگی شماست و شما باید آن را زندگی کنید و زیستن را بیاموزید، تنها راه برای این کار این است که آگاهانه تصمیم بگیرید که چه چیزی برای شما بهتر است و نه اینکه چه تصمیمی برای جلب رضایت مردم، بهترین تصمیم است.۶. رویاهایتان را زندگی کنید.سرانجام، به قول شکسپیر &quot; مهمتر از همه چیز: به خودت وفادار باش&quot;. بیایید این واقعیت را بپذیریم، همانطور که درمسیر زندگی خود حرکت می‌کنیم، با برخی از مشکلات و تصمیمات دشوار روبرو خواهیم شد. برای رسیدن به اهدافمان، ممکن است لحظاتی وجود داشته باشد که مجبور شویم اعتبار خود را در معرض خطر قرار دهیم که بین خشنود کردن دیگران و وفاداری به خود یکی را انتخاب کنیم. انتخاب اینکه دیگران را نسبت به خود خشنود نگه داریم، تقریباً همیشه منجر به این می‌شود که شما برای دیگران زندگی کنید و نه برای رویاهایتان.در انتشارات پناهگاه ما اطلاعات ارزشمندی درباره آدم‌های بسیار حساس پیدا خواهید کرد.منبع:https://destinationdeluxe.com/let-go-of-what-others-think-of-you/</description>
                <category>الهه</category>
                <author>الهه</author>
                <pubDate>Tue, 08 Sep 2020 19:33:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا من یک آدم بسیار حساس (HSP) هستم؟</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%85-zxba8wrcvl7b</link>
                <description>تست روانشناسی دکتر الین آرونترجمه الهه احمدیدستورالعمل: به هر سؤال مطابق با روشی که شخصاً می پسندید، پاسخ دهید. هر موردی که تا حدودی در مورد شما صدق می کند، آنرا در نظر بگیرید. و اگر خیلی زیاد و یا اصلاً در مورد شما صدق نمی کند، آنرا در نظر نگیرید.1. من به شدت و به راحتی از داده های حسی قوی تحت تاثیر قرار میگیرم.2. به نظر می رسد من از ظرافت ها و نکته های ریز محیط اطراف ام، آگاه میشم.3. احساساتِ دیگران بر من تأثیر می گذارد.4. من نسبت به درد بسیار حساس هستم.5. احساس می کنم که در روزهای شلوغ، نیاز دارم در رختخواب یا اتاق تاریک یا هر مکانی که بتوانم از حریم خصوصی برخوردار باشم، زمان بگذرانم تا کمی از محرک ها رهایی بیابم.6. من به ویژه نسبت به کافئین حساس هستم.7. من به راحتی از چیزهایی مانند چراغ های روشن، بو های قوی، پارچه های خشن، یا آلارم های نزدیک خودم اذیت می شوم.8. من یک زندگی درونی غنی و پیچیده دارم.9. صداهای بلند من را ناراحت می کند.10. من عمیقاً تحت تأثیر هنر یا موسیقی قرار می گیرم.11. گاهی آنقدر عصبی میشم که نیاز پیدا میکنم که تنها باشم.12. من دقیق هستم.13. من به راحتی وحشت زده می شوم.14. وقتی در مدت زمان کوتاهی باید کارهای زیادی را انجام بدم، عصبی می شوم.15. وقتی افراد در محیط خاصی احساس ناراحتی می کنند، من تمایل دارم که راه حلی برای راحتی بیشتر آنها پیدا کنم (مانند تغییر روشنایی یا صندلی راحتتر).16. از اینکه کسی مرا وادار به انجام تعداد زیادی کار در زمان کم کند، خیلی آزرده می شوم.17. من خیلی تلاش می کنم تا از اشتباه کردن یا فراموش کردن کارها خودداری کنم.18. سعی من این است که فیلم ها و سریال های خشونت آمیز تماشا نکنم.19. برای من بسیار ناخوشایند است که چیزهای زیادی در اطرافم در حال اتفاق افتادن باشد.20. گرسنگی زیاد باعث واکنش شدید در من می شود و تمرکزام را از بین میبرد و یا خلق من را تنگ میکند.21. تغییرات در زندگی را نمیتوانم تحمل کنم.22. من ظرافت ها، رایحه های خوب، مزه ها، صداها، و آثار هنری را بخوبی درک میکنم  و از آنها لذت می برم.23. به نظر من ناخوشایند است که اتفاقاتِ زیادی به یکباره در جریان باشد.24. من برای رسیدن به آرامش، اجتناب از موقعیت های اضطراب آور و ناراحت کننده را در زندگی در اولویت کاری خود قرار داده ام.25. من از محرک های شدید، مانند صداهای بلند یا صحنه های پر هرج و مرج  رنج می برم.26. وقتی در مسابقه ای شرکت میکنم و یا در حین انجام کاری باید تحت نظارت قرار بگیرم، چنان عصبی یا مضطرب می شوم که بسیار بدتر از آنچه در توان دارم، انجام می دهم.27. در کودکی، از نظر والدین یا معلمانم، من حساس یا خجالتی بودم.امتیاز دهی:اگر بیش از چهارده مورد بالا در مورد شما صدق کند، شما احتمالاً یک آدم بسیار حساس هستید. اما هیچ آزمایش روانشناسی آنقدر دقیق نیست که فرد زندگی خود را بر اساس آن پایه گذاری کند. ما روانشناسان سعی می کنیم سؤالات خوبی را ایجاد کنیم، سپس بر اساس متوسط پاسخ ها، تصمیم گیری می کنیم.اما اگر تعداد کمتری موارد برای شما صادق است، ولی آن موارد بسیار زیاد به شما شباهت دارد، ممکن است ثابت کند که شما یک آدم بسیار حساس هستید. همچنین، اگرچه تعداد مردان، به همان اندازه تعداد زنانی است که بسیار حساس هستند، اما نتیجه آزمایش نشان میدهد که مردان بسیار حساس مواردی کمتری نسبت به خانمهای بسیار حساس در مورد آنها صدق میکند.لینک تست آنلاین:https://forms.gle/fqZd1JZrY2UyBpg96منبع: https://hsperson.com/test/highly-sensitive-test/</description>
                <category>الهه</category>
                <author>الهه</author>
                <pubDate>Sat, 30 May 2020 14:48:30 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>