<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های آقای اِلیو</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@eliwe</link>
        <description>تراوشات یک ذهن ADHD</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 12:47:27</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3705653/avatar/F1f3t1.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>آقای اِلیو</title>
            <link>https://virgool.io/@eliwe</link>
        </image>

                    <item>
                <title>در آندلس هم…</title>
                <link>https://virgool.io/@eliwe/%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D9%86%D8%AF%D9%84%D8%B3-%D9%87%D9%85-oolbl974bl5g</link>
                <description>به تو قول میدهم، در آندلس هم به یادت خواهم ماند…شاید فکر کنی که با عزلت گزیدن از آن شهر همیشه تاریک، همان شهری که تنها چراغ روشنایی بخشش تو بودی، از یادت غافل شوم، لیکن حتی لحظه ای از رویای تو دل نخواهم کند…تو چه میدانی که این حقیر هر لحظه اش را با تخیل تو استنشاق  میکند… تک تک این لحظات برایم ارزشمند هستند، زیرا بوی تو را میدهند… بوی تو را ای بانوی شرقی من…</description>
                <category>آقای اِلیو</category>
                <author>آقای اِلیو</author>
                <pubDate>Thu, 19 Dec 2024 18:12:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>متفاوت ترین شب یلدا</title>
                <link>https://virgool.io/@eliwe/%D9%85%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D8%A8-%DB%8C%D9%84%D8%AF%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85-ravqabr4zvk6</link>
                <description>شب یلدای امسالم یکمی زیادی متفاوته، هم کنکوری شدم، هم دورم خیلی خلوت شده، هم نمیدونم واقعا قراره تو این شب به یاد موندنی چیکار کنم…قلبنا با فامیل و افراد خونوادم دور یه کرسی جمع میشدیم و تنقلات و میوه و آجیل میخوردیم و تلوزیون میدیدم،  ولی چیزی که قراره شب یلدای امسالمو متفاوت تر کنه، تنهاییه… تنهایی که بعضی موقع ها باعث میشه انرژی بگیرم، بعضی موقع ها کتاب بخونم، بعضی موقع ها بدور از هیاهوی آدما عمیقا فکر کنم و باعث پیشرفت خودم بشم، ولی تو این شب تنهایی یه معنای خاص تری داره… اینکه وقتی لحظات به یاد موندنی این شب شروع میکنن به رقم خوردن و ثبت شدن، و من هی شب یلدای امسالو با شب یلداهای قبلی مقایسه میکنم، و شاید بگم که چقدر دورم خلوت شده…درسته خودم خواستم تنها باشم، خودم ارتباطاتمو قطع کردم، خودم شمارهٔ سیمکارتمو تغییر دادم تا واسه کنکور دوستام باهام تماس نگیرن و وقتم هدر نره، خودم خواستم تنها و منزوی باشم، ولی الان پشیمونم… . مگه از قدیم نگفتن انسان جایز الخطاست؟! شاید واسه همین تنهایی طلبیمه که تصیمیم گرفتم وبلاگ بسازم، تو ویرگول بنویسم و ….شاید از عادت کردن میترسم، شاید از قضاوت شدن میترسم، شاید از دل شکستن میترسم، شاید از دل شکسته شدن میترسم، شاید از اون لحظه ای که جدا میشن میترسم، تو این شایدا هیچ استثنائی رو در نظر ندارم، میتونن راجب یه دوست باشن، یه جاست فرند، یه عشق یا …، با اینکه ۸۰ درصد مواقع اونی که کات میکنه منم، ولی پشیمونم، دست خودم نیست…بازم شاید!! بلد نیستم آدما رو اونطوری که هستن قبول کنم، اینکه  اونطوری که من دوست دارم باهام رفتار نمیکنن یا ناخواسته بدون اینکه متوجه بشن ناراحتم میکنن…. شاید زیادی از بقیه انتظار دارم… اینکه مثل خودم باشن… شاید طبعیت ذات درونمه… اینکه تنها و منزوی بمونم… شب یلدای امسال قراره تنها بمونم…یلداتون مبارکمتفاوت ترین شب یلدا</description>
                <category>آقای اِلیو</category>
                <author>آقای اِلیو</author>
                <pubDate>Wed, 18 Dec 2024 09:33:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لاکچری ترین کلماتِ رمان ها</title>
                <link>https://virgool.io/@eliwe/%D9%84%D8%A7%DA%A9%DA%86%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D9%84%D9%85%D8%A7%D8%AA%D9%90-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-s8bgqm8vrdkf</link>
                <description>شاید  شده وقتی دارید رمان میخونید چشمتون به یه سری کلمات عجیب و دلنشین میخوره که بلافاصله معنیشو سرچ میکنین، و تو دلتون میگید که: “  جالبه!! یادم میمونه… “ یا شایدم مثل من تفریط کنید و هایلاتشون کنین تا بعدا مرورش کنین…خب فکر کنم تا الان فهمیدید که قراره تو این تاپیک راجب چی حرف بزنیم… در ادامه ده تا از واژگانی که بنظرم جالب و لاکچری بودنو واستون آوردم که به احتمال زیاد بعد خوندشون دوست دارین که توی متنای ادبیتون به کارشون ببرین، بخوانید و لذت ببرید…۱- سمفونی: هم آوا۲- تروما: زخم، ضربه، آسیب۳- پَنیک: وحشت، اظطراب ناگهانی۴- درام: وخیم، غم انگیز، نمایشنامه۵- مشمئز: بیزار، متنفر۶- تزکیه: اصلاح، پاکسازی۷- رخنه کردن: نفوذ کردن۸- آنِمی: کم خونی۹- کتمان: پنهان۱۰- هویدا: آشکارلاکچری ترین کلماتِ رمان هاشاید بگید که چهارتای تای آخری روتین و پر کاربردن… ولی خب بیشتر واسه یادآوری و متفاوت بودنشون گفتمشون، امیدوارم که استفاده کنید و منم دعا کنین😅 راستی، شما چه کلماتی رو خوندین که بنظرتون جالب یا به اصطلاح لاکچری بودن؟🤔</description>
                <category>آقای اِلیو</category>
                <author>آقای اِلیو</author>
                <pubDate>Wed, 18 Dec 2024 09:06:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گل یخ من…</title>
                <link>https://virgool.io/@eliwe/%DA%AF%D9%84-%DB%8C%D8%AE-%D9%85%D9%86-uku27jimui7n</link>
                <description>گل یخ من، کاش میدانستی وقتی در خود میپیچی و با زبان جانت تجرد و انزوا را طلب میکنی، نمیتوانم رهایت سازم… حتی در تلخ ترین لحظاتی که در آندلس جمود یافته اند…گل یخ من…پ .ن: به خاطر ویرگول عزیز مجبورم این پا نویس رو بنویسم، چون محدودیت ۳۰۰ کارکتر واسه انتشار پست گذشته، بنظرتون اگه با پشتیبانی مکتابه کنم امکانش هست که این محدودیت رو بردارن؟! یا روشی بلدین که باهاش بتونم این محدودیت رو دور بزنم؟ ممنون میشم اگه بلدین راهنمایی کنین.</description>
                <category>آقای اِلیو</category>
                <author>آقای اِلیو</author>
                <pubDate>Wed, 18 Dec 2024 08:27:00 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>