<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های نشریه اکسیر</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@elixir.journal</link>
        <description>نشریه رسمی دانشکده شیمی دانشگاه صنعتی شریف</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 12:07:40</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/157322/avatar/2voNIn.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>نشریه اکسیر</title>
            <link>https://virgool.io/@elixir.journal</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مصاحبه با دکتر محبوبه ورمزیاد</title>
                <link>https://virgool.io/@elixir.journal/%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D8%A8%D9%88%D8%A8%D9%87-%D9%88%D8%B1%D9%85%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%AF-j8wrirorz0im</link>
                <description>شماره هفتم نشریه اکسیر/پاییز 1400یاسمین سبحانی1- دلیل شما برای انتخاب رشته‌‌ی شیمی چه بود؟ پدرم فیزیک مطالعه کرده بودند و هدایت ایشان به خواندن کتاب های مرتبط با شیمی و فیزیک، من را به این علم علاقه مند کرد.  شیمی که در عین حال از پایه و اساس ریاضی و فیزیک استفاده می‌کند،برای جهان امروز بسیار کاربردی باشد و در عین حال بسیاری مفاهیم در علم زیست شناسی را تفسیر و غنا ببخشد.برای همین علم شیمی را جذاب دیدم.2- فکر می‌کنید کدام درس دوره‌‌ی کارشناسی برای شما مفید‌‌تر بوده؟هردرسی به نوبه‌‌ی خودش به نظر من اهمیت داشت. کاربردی‌‌ترین و پراهمیت‌‌ترین درس‌‌ها را بیشتر از ترم 3 احساس کردم که درس‌‌ها تخصصی‌‌تر شدند. من شیمی معدنی 1 و2  را خیلی پایه‌‌ای و مهم دیدم، همچنین تجزیه 1 و2 و آلی 1 و 2. این سه به نظر من درس‌‌های مهمی بودند. شیمی‌‌فیزیک هم به نوبه‌‌ی خود درس مهمی بود ولی برای آینده‌‌ی من این درس‌‌ها پایه‌‌ای‌‌تر بودند.3- بهترین خاطره‌‌ای که از دوران تحصیلتان در شریف دارید چیست؟هم لیسانس و هم ارشد خیلی برای من خاطره‌‌انگیز بودند. کلاس تجزیه دستگاهی ما با خانم نادری از ساعت 12:30 تا19:30 بود و ما همیشه کپ میکردیم که هفت ساعت می‌خواهیم سر کلاس چه کار کنیم! خانم نادری هم کلا اجازه نمی‌دادند که بیشتر از 10 نفر آن کلاس را بردارند که شلوغ نشود و همه‌‌ی بچه‌‌ها بتوانند استفاده‌شان را از دستگاه بکنند. یک سیستم ناهار داشتیم و هرسری یکی باید ناهار می‌آورد. مامان من هم کتلت‌‌های خیلی خوشمزه‌‌ای درست می‌کرد و تصمیم گرفتم که کتلت بیاورم. شب قبل از کلاس همه داخل خانه بسیج شدیم که کتلت درست کنیم و از ترس اینکه یک وقت کم نیاد زیاد درست کردیم. خاطره‌‌ی اینکه آن کتلت را درست کردیم و فرداش بردم یا کلا ناهارهایی که همیشه اول جلسه دور هم می‌خوردیم خیلی خاص بود که من هنوز یادم هست چه درست کردم و آن کلاس را با چه کسانی داشتم. کلاس‌‌های دکتر باقرزاده هم خیلی برای من خاطره‌‌انگیز بودند.4- در مورد فعالیت‌‌های دانشجویی و تجربه‌‌تان در انجمن علمی کاوش توضیح می‌دهید؟انجمن کاوش برای من تجربه‌‌ی بسیار خوبی بود. اتاقی را در طبقه‌‌ی دوم، روبه‌روی دفتر مجله شریف به کاوش اختصاص دادیم و با هدایت آقای همتی و کمک همه بچه های گروه یک آزمایشگاهکی شد. خیلی هم ساده بود و حدود 10 تا 12 نفر از بچه‌‌ها که علاقه داشتند هم آمدند. همین که به ما اعتماد شده بود که شما می‌توانید خودتان روی چیزی کار کنید، حس استقلال و حس یک دانشمند را به من می‌داد. به نظرم خیلی جذاب بود و باعث می‌شد شما علاقمند بشوی که یک کاری را خودت انجام بدهی. در مجله‌‌ی شریف هم آقایی به اسم داوود مژده‌‌ای بودند که ایشان آن ‌‌موقع دبیر مجله‌‌ی شریف بودند و در کل کارهای جالبی می‌کردیم. من همیشه اگر بخواهم توصیه‌‌ای کنم می‌گویم که از دوران لیسانس باید نهایت استفاده را کرد، خوب درس خواند و در عین حال یک سرگرمی جذاب برای خود داشت. چون آخرین فرصتی هست که آدم آزاد است و فراغت بال دارد. بعد که به مقاطع بالاتر می‌رود، درگیری‌‌های ذهنی‌اش خیلی بیشتر می‌شود و دیگر آن فرصت را ندارد؛ برای همین فعالیت‌‌های جانبی مثل همین کاوش و مجله‌‌ی شریف به آدم روحیه و انگیزۀ خوبی برای همیشه فعال بودن و درس خواندن می‌دهد. به نظر من تجربه‌‌ی خیلی خوبی بود.5- با چه هدفی در مقطع کارشناسی ارشد گرایش معدنی را انتخاب کردید؟من به معدنی خیلی علاقه داشتم. تدریس دکتر باقرزاده هم خیلی دوست داشتم و با تدریس ایشان به معدنی علاقمند شدم. موقعی که کتاب‌‌های مربوط به دبیرستانم را می‌خواندم، احساس می‌کردم به آلی و تجزیه علاقه‌مندم ولی دکتر باقرزاده به طرز عجیبی من را به معدنی علاقمند کرد و معدنی را درس خیلی پایه‌‌ای‌‌تری احساس کردم و طبق یک سری ایده‌‌هایی که داشتم و مقالاتی که میخواندم حس کردم من آن چیزی که می‌خواهم را می‌توانم در شیمی معدنی پیدا کنم. 6- به عنوان کسی که جزو دانشجوهای برتر رشته‌‌ی خودش بوده، توصیه‌‌ای دارید؟من توصیه‌‌ای که دارم این است که برای درس‌‌هایشان، به خصوص درس‌‌های پایه‌‌ای وقت بگذارند چون پایه‌‌ای که آنجا برای شما جا می‌افتد دیگر تا آخر با شماست. از هر نظر خیلی خوب راجع به اینکه می‌خواهند در آینده چه کار بکنند تحقیق و مطالعه کنند. فقط آن دو سال ارشد را نبینند و یک دورنمایی از خودشان ترسیم کنند. با داشتن این دورنما آدم می‌تواند ببیند کدام‌یک قابل محقق شدن و کدام‌یک نیست، چه مهارت‌‌هایی برای رسیدن به آن لازم است و... . و اینکه شاید کلیشه‌‌ای باشد ولی از دوران کارشناسی‌شان لذت ببرند، فعالیت‌‌های مختلف دانشگاه را ببینند، طبق علاقه‌شان فعالیت سرگرمی و جذاب داشته باشند و از لحظه‌‌شان لذت ببرند.7- در دوره‌‌ی کارشناسی ارشد با کدام استاد راهنما کار می‌کردید و پروژه‌‌ای که داشتید در چه حیطه‌‌ای بود؟من با دکتر قنبری کار کردم و کاری که ما کردیم سنتز یک سری ترکیبات OxNy در راستای خالص سازی فولرن بود. 8- فعالیت ورزشی هم داشتید و در رشته‌‌ی کاراته مقام دوم منطقه را کسب کردید. این موضوع چه تاثیری در زندگی‌تان داشت؟بی‌‌اندازه تاثیر مثبت داشت. فعالیت ورزشی برای من مدیتیشن روح بود؛ سرعت یادگیری‌ام را بیشتر می‌کرد، علاقه به زندگیم را بیشتر می‌کرد، اگر استرسی داشتم واقعا استرسم را کاهش می‌داد و خوبی دیگری هم که داشت این بود که بچه‌‌های خارج دانشکده را هم می‌دیدم و با آینده‌‌های مختلف آشنا می‌شدم و توصیه‌های جالبی از آنها می‌گرفتم. یک مقدار روابط اجتماعی آدم را قوی می‌کند و دید آدم را باز می‌کند. در عین حال داخل گروه بودن و فعال بودن حس خیلی مثبتی به آدم می‌دهد. آدم‌‌هایی که آن زمان در گروه‌‌های مختلف فعالیت داشتند نسبت به کسانی که صرفاً کلاس‌شان را می‌رفتند آینده‌‌ی بهتری داشتند.9- تحصیل در دانشگاه شریف به جز جنبه‌‌ی آکادمیک و درسی، چه چیزی به شما یاد داد؟تجربه‌‌های ریز و درشت خیلی زیاد داشت ولی یکی از آنها که خیلی مهم بود این بود که آدم‌‌هایی که در شریف درس می‌خوانند، به صورت کلی از دانشجو گرفته تا استاد، اکثریت آدم‌‌هایی هستند که تا حدودی اندیشه‌‌هایشان از حد متوسط بزرگ‌‌تر از آدم‌هایی است که در دانشگاه‌‌های دیگر هستند. من همیشه انگیزه ای قوی برای تحقق اهدافم در علم شیمی را داشتم ولی قرار گرفتن در دانشگاهی که آدم‌‌هایش بزرگ فکر می‌کنند و در عین حال برای این اندیشه‌‌های بزرگ‌شان خیلی سخت تلاش می‌کنند باعث می‌شد که این انگیزه بیشتر و قوی‌‌تر بشود. فضای شریف فضای خاص و متفاوتی است. نه اینکه همه‌‌ لزوما خوب باشند ولی انسان‌‌ها داخل شریف بزرگ‌‌تر و آینده‌‌نگرتر فکر می‌کنند.10- شخصی در دانشگاه شریف بوده که بر شما تاثیر خاصی گذاشته باشد؟ من استادهایی که با آنها معدنی و تجزیه را پاس کردم استادهای خیلی خوب دانشکده بودند. مفاهیم اساسی‌‌ را در حین تدریسشان برای ما‌ جا انداختند. برای همین احساس می‌کنم که برای من خیلی مفید بودند و کمک کردند. من بیشترین خاطره‌‌‌ای که دارم با دکتر باقرزاده‌‌ است. معدنی 1 و 2 را با ایشان داشتم و همچنین آلی فلزی. دو تا درس هم در ارشد داشتم. دکتر باقرزاده عجیب آدم را علاقه‌مند می‌کنند.11- به نظرتان مهم‌‌ترین فاکتور مورد نیاز برای گرفتن پذیرش از دانشگاه‌‌های خارج کشور چهست؟اول نمره‌‌ی زبان. اینجا اکثراً فاندی که می‌گیرند با تی‌‌ای شدن است. یعنی شما دستیار استاد می‌شوی و برای این کار بلد بودن زبان فاکتور بسیار مهمی است. GRE دانشگاه با دانشگاه فرق دارد ولی آن هم چیز مهمی است. GPA درس‌‌های تخصصی اهمیت ویژه‌ای دارد. توصیه‌نامه برخلاف اینکه بقیه فکر می‌کنند مهم نیست، اما اهمیت خاصی دارد. یکی از اساتید دکترای من مسئول دادن پذیرش به دانشجوها بود و می‌گفت توصیه‌نامه برای ما بسیار مهم هست. بچه‌‌ها اگر دنبال توصیه‌نامه هستند از اساتیدی بگیرند که برای نوشتن آن وقت می‌گذارند. اینکه توصیه نامه به صورت ویژه برای شما نوشته شده باشد و یک تمپلیت ساده نباشد بسیار مهم است. و اینکه خودشان را محدود به یک دانشگاه نکنند و رنج مختلفی از دانشگاه‌‌ها را با سطح‌‌های مختلف بررسی کنند. خیلی سخت‌‌گیر نباشند که 20 دانشگاه اول دنیا حتما پذیرش بگیرند. زیاد بفرستند، زیاد تلاش کنند، با بچه‌‌های ایرانی که در آن دانشگاه‌‌ها هستند ارتباط برقرار کنند و به یکی دو نفر خودشان را محدود نکنند. سعی کنند حتما یک فعالیت داوطلبانه داشته باشند. اگر ارشد را تصمیم دارند ایران بخوانند سعی کنند که مقاله بدهند ولی اگر نشد هم ایرادی ندارد؛ معمولا از undergradها که می‌آیند انتظار مقاله ندارند. گرفتن بعضی درس‌‌های پیشرفته هم تاثیر مثبتی دارد. فعالیت‌‌های آکادمیک مثل همین کاوش خیلی موثر است. فعالیت‌‌های غیر آکادمیک هم تا حدودی موثر است. 12- یک جنبه‌‌ی مثبت و یک جنبه‌‌ی منفی مهاجرت را می‌گویید؟جنبه‌‌ی مثبت مهاجرت این  است که جایی که من آمدم و دکترا خواندم، از لحاظ امکانات و وقتی که برای پژوهش می‌گذارند اصلا قابل مقایسه با ایران نیست. شما اگر در خارج از کشور دانشگاه نسبتا خوبی بیایید از نظر آکادمیک خیلی رشد می‌کنید. از همه نظر آدم‌‌های بیشتر و متنوع‌‌تری را می‌بینید و دیدتان بازتر می‌شود.برای جنبه‌‌ی منفی مهاجرت این را بگویم که یک مسئله علمی روانشناسی هست که ثابت شده است؛ وقتی که مهاجرت می‌کنی، انگار داری از آن جایی که بزرگ شدی کنده می‌شوی و وارد جای دیگری می‌شوی که همه‌‌چیز آن متفاوت است؛ حالا شما اصلا مشکل زبان هم نداشته باشی، فرهنگ و همه‌‌چیز متفاوت است. با اینکه بعدا با اونجا وفق می‌گیری ولی باز همیشه احساس می‌کنی که من یک جای دیگه‌‌ام و در عین حال هم داری از آن خودی که در ایران ساختی فاصله می‌گیری. به قولی در علم روانشناسی به آن می‌گویند شما داری وارد یک مرز سومی می‌شوی و احساس گم‌‌شدگی داری. نه دیگه به آن کشور اولیه‌‌ت به اون صورت تعلق داری و نه خودت را از این کشور و فرهنگ می‌دانی. این حس گاهی اوقات خیلی اذیت‌‌کننده‌ست و باعث می‌شود که من خیلی اوقات حسرت بخورم و به آمریکایی‌‌هایی که اینجا با خانواده‌‌شان هستند حسادت کنم؛ درست است که اینجا بودن و ارتباط برقرار کردن با آدم‌‌های دیگر و ... همه‌‌ خوب هستند، ولی در نهایت تو هم دوست داری که اینجا خانواده داشته باشی و راحت از خاطرات بچگی و خاطرات مشترک با آدم‌‌ها بگویی و این موضوع آزرده‌ات می‌کند. 13- با توجه به این که شما هم به عنوان دستیار آموزشی و هم دستیار پژوهشی کار کرده‌اید، فکر می‌کنید کدوم برایتان بهتر بود؟به نظر من بهتر و بدتر وجود ندارد، بستگی به آینده‌‌ای داره که هدف شماست. اینجا اگر شما بخوای استاد بشی هم این که شما تجربه‌‌ی تدریس داشته باشی مهمه و هم این که سابقه‌‌ی پژوهش داشته باشی. ولی اگر شما بخواید وارد کار صنعت بشید، بخش پژوهش و مهارت یاد گرفتن میتونه خیلی مهم‌‌تر باشه. بستگی به شرایط استاد و نوع پذیرشتون هم داره. 14- تحصیل در کدام یکی از مقاطعی که خواندید دید شما  را بازتر کرد؟هر کدامش به نوعی مهم بود. کارشناسی از این نظر مهم بود که پایه‌‌ی شما را می‌سازد و برای من این خیلی مهم بود که بفهمم شیمی چیست. دکترا تجربه‌‌هایش زیاد بود؛ هم تدریس و هم پژوهش‌ام طولانی مدت بود و باعث شد ذهنم باز بشود. پژوهشگر شدنم در دوره‌‌ی دکترا رخ داد و شکل گرفت. چون فکر می‌کردم بلدم ولی بلد نبودم. پسادکتری دید من را از این نظر باز کرد که خیلی کارها می‌شود کرد. به نظر من هرمقطعی یک نوع دید به آدم می‌دهد.15- الان که در دانشگاه تگزاس مشغول به کار هستید، حوزه‌‌ی فعالیت‌تان چیست و محیط کار را چطور توصیف می‌کنید؟اینجایی که من هستم در واقع یک مرکز سرطان در تگزاس است. ما وابسته به شرکت بزرگ M.D Anderson هستیم که هدف اصلی‌اش درمان سرطان است. ‌‌کاری که من به صورت خاص انجام می‌دهم بخش زیست‌شناسی‌اش بیشتر هست ولی احتمالا شیمی اش را در آینده بیشتر بکنیم. در واقع کار ما بررسی مکانیزم و کارکرد (ارتباط) ژن ها در سلول های سرطانی سینه است تا بتوانیم با استفاده از این علم، دارو و درمان موثر را ارائه دهیم.16- کتاب و فیلم موردعلاقتون چهه؟من یکی از موثرترین کتاب‌‌هایی که خواندم کتاب تهوع ژان پل سارتر هست. این کتاب، من را با فلسفه‌‌ی اگزیستنسیال آشنا کرد که می‌تواند فلسفه‌‌ی بسیار مهمی در زندگی هر فرد باشد. فیلم موردعلاقه‌‌ی من انیمیشن Soul بود که جدیدا دیدم و در راستای همین اگزیستنسیال است. توصیه میکنم که حتما ببینید.17- حرف آخرتان به بچه‌‌های شریف؟شریف دانشگاه خیلی خوبی است. من خیلی خوشحال هستم و این یکی از بهترین اتفاقات زندگی من بود که در شریف و دانشکده‌‌ی شیمی درس خواندم. تجربه‌‌های خیلی خوبی کسب کردم و لحظات خیلی خوبی داشتم. بدانند که جای خیلی خوبی‌‌ هستند و از آن نهایت استفاده را بکنند. حسودی‌ام هم می‌شود! دلم میخواست یک ماشین زمان داشتم و به آن دوران برمی‌گشتم!</description>
                <category>نشریه اکسیر</category>
                <author>نشریه اکسیر</author>
                <pubDate>Fri, 25 Mar 2022 15:07:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آک</title>
                <link>https://virgool.io/@elixir.journal/%D8%A2%DA%A9-znkuhvslrlid</link>
                <description>شماره ششم نشریه اکسیر/تابستان 1400مهدیه حسن‌پور/ستاره ساجدکار آموزیفاطمه رضوانیورودی ۹۵ ترم تابستانی سال 99 دورۀ کارآموزی خود را در شرکت سلامت‌آزما گذراند. این شرکت همکار سازمان ملی استاندارد و گمرک کشور است. وظیفۀ آن بررسی و آنالیز نمونه‌های در حال ترخیص از گمرک و شاخۀ فعالیت آن شیمی تجزیه است.به علت پاندمی کرونا تنها دو بار به آزمایشگاه شرکت رفت. بار اول جهت آموزش و آگاهی از نحوه کارآموزی و بار دوم جهت تحویل کار در پایان کارآموزی. معیار سنجش این شرکت در دورۀ کارآموزی، یک گزارش تحویلی بود که حتماً باید در فرمت مقاله نوشته می‌شد و موضوع آن روش‌های شناسایی و سنجش مواد بود.از دروس تاثیرگذار آزمایشگاهی در این دوره به آزمایشگاه‌های دستگاهی، تجزیه 2 و تجزیه 3  (یادگیری گزارش‌نویسی صحیح) اشاره می‌کند و همچنین درس متون به علت معرفی درگاه‌هایی برای تحقیق و یافتن مقالات را مفید می‌داند.دوره کارآموزی وی کاملا شکل تئوری داشته و فاقد بخش‌های عملی بوده است؛ از این رو، این مورد را جزو معایب کارآموزی در دوران کرونا می‌داند چرا که تجربه عملی و آزمایشگاهی را از دست داده است.اپلایسیامک کشت‌پور، ورودی 92رشته شیمی - دانشگاه Western شهر لندن-آنتاریو-کانادابا کنکور ریاضی رشته مهندسی شیمی دانشگاه صنعتی شریف قبول شد و ابتدا با رشته شیمی ماینور کرد، اما در ادامه به رشته شیمی محض تغییر رشته داد. برای ترم پاییز 2018 اپلای خود را انجام داده و در حال حاضر تحصیل خود را در مقطع ارشد دانشگاه Western به اتمام رسانیده و اکنون ساکن شهر تورنتو است.نمره تافل او 95 و معدلش هنگام اپلای 16.23 بوده. و پیشنهادش به همه این است که علاوه بر معدل کل ، معدل دروس تخصصی خود را نیز به طور جداگانه در رزومه درج کنند چون هم از اهمیت بیشتری برخوردار است هم معمولا معدل بالاتری نسبت به معدل کل بدست می‌آید. مدال المپیاد شیمی داشته ولی بر این باور است که در روند اپلایش تاثیری نداشته چون اساتید آنجا خیلی با سیستم آموزش ایران آشنایی ندارند و مدال المپیاد برایشان نکته حائز اهمیتی نیست مگر اینکه خود استاد ایرانی باشد یا دانشجوهای ایرانی زیادی داشته باشد. مقاله نداشته اما تعداد زیادی توصیه‌نامه از اساتیدی چون دکتر شاهرخیان ، دکتر هرمزی ، دکتر هاشمی و یکی از اساتید دانشکده مهندسی شیمی دریافت کرده. آزمون‌های GRE جنرال و سابجکت را هم داده ولی تاثیری در روند اپلایش نداشته چون دانشگاه‌های مدنظرش نیاز به این آزمون‌ها نداشتند. کارآموزی نرفته اما سابقه کار در آزمایشگاه با دکتر هرمزی‌نژاد برای پروژه کارشناسی و همچنین سابقه کار در آزمایشگاه یکی از اساتید مهندسی شیمی را نیز داشته است. داشتن این سوابق پژوهشی را  از نقاط قوت و حائز اهمیت رزومه خود می‌داند.فقط برای 10 دانشگاه از کشور کانادا اقدام کرده : ویکتوریا – UBC – FDU – ساسکاچوان – کلگری – آلبرتا – مک مستر – وسترن – کویینز  و کنکوردیا. همه مراحل اپلای و پروسه اخذ ویزا را خود به کمک پرس‌وجو از کسانی که قبلا اپلای کرده بودند انجام داده و از وکیل یا موسسه‌ای کمک نگرفته و توصیه می‌کند بقیه نیز همین کار را بکنند چون وقتی خود این پروسه را انجام دهید دقت بیشتری به‌کار می‌برید و اصلا پروسه اپلای کار آنچنان سختی نیست.در حال حاضر در شهر تورنتو در یک شرکت دارویی در بخش کیفیت کنترل مشغول به کار است. اکنون خانه مستقل و ماشین دارد اما دوران دانشجویی با کسر شهریه دانشگاه حدود 1200 دلار ماهیانه فاند از دانشگاه دریافت می‌کرده با این مقدار با درنظر گرفتن هزینه خورد و خوراک و زندگی از پس هزینه اقامت در خانه تک در شهر لندن برنمی‌آمده و باید خانه را با شخص دیگری به طور اشتراکی اجاره می‌کرده است. از نکات مثبتی که به آن اشاره داشت فضای دانشگاه و جو صمیمانه آن بود. برخلاف دانشگاه های ایران که سطح اجتماعی استاد از دانشجو بسیار بالاتر است و باید با استاد خیلی رسمی برخورد کرد ، آنجا استاد و دانشجو در یک  سطح هستند و رابطه ساده و صمیمانه‌تری دارند.از نکات مثبت کشور کانادا که باعث شد وی فقط برای کانادا اقدام کند یکی امکان اخذ ویزای مالتی و آسان‌تر بودن پروسه گرفتن اقامت نسبت به آمریکا و امکان درخواست دادن ویزا برای والدین است و دیگری اینکه به دلیل درصد بالای جمعیت مهاجر در این کشور ، با وجود اینکه ایران در جامعه جهانی زیاد وجهه خوبی ندارد اما ایرانی ها در جامعه کانادا نسبت به دیگر کشورها پذیرفته‌تر هستند.در کل از مهاجرت خود راضی است و تنها نکته منفی‌ای که به ذهنش می‌رسد سرمای هواست که البته بنا بر گفته‌های خودش آنجا امکانات و تکنولوژی به حد کافی برای کنار آمدن با این مورد مهیاست.از دیگر توصیه‌های وی به دانشجویان این است که «دانستن زبان از نان شب واجب‌تر است!»قصد بازگشت به ایران هم به هیچ وجه ندارد و می‌گوید شاید اگر اوضاع کشور مانند زمانی بود که من به اینجا آمدم ممکن بود به آن فکر کنم اما با توجه به شرایط کنونی حتی به آن فکر هم نمی‌کنم.</description>
                <category>نشریه اکسیر</category>
                <author>نشریه اکسیر</author>
                <pubDate>Fri, 25 Mar 2022 14:53:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زنان و نوبل؛ راهی ناهموار برای رسیدن به برابری</title>
                <link>https://virgool.io/@elixir.journal/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%A8%D9%84-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D9%87%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1%DB%8C-busbkvcvqsed</link>
                <description>شماره ششم نشریه اکسیر/تابستان 1400تارا همدانی«جایزۀ نوبل، برای من غافلگیرکننده بود؛ یک سورپرایز فوق‌العاده. من برندۀ این جایزه شدم، چراکه فهمیدم چگونه می‌توان تکامل آنزیم‌ها را هدایت کرد؛ کاتالیزورهایی که تمام شیمیِ شگفت‌انگیز دنیای بیولوژیک را شکل می‌دهند. من دریافتم که چگونه می‌توان نسخه‌های جدید این کاتالیزورها را مهندسی کرد، چیزی که فهم ما در مورد چگونگی رمزگذاری توالی و عملکرد آن‌ها را بیشتر می‌کند. من علاقۀ زیادی به توسعۀ علم شیمی و استفاده از روشی پاک، سبز و کارآمد داشتم. از سال‌ها پیش، می‌دیدم که شیمی برای زندگی روزمرۀ ما بسیار مهم است. تمام منسوجات، غذا، مواد و اساساً همه چیزهایی که در زندگی روزمرۀ خود استفاده می‌کنیم، بیشتر ناشی از شیمی است. ما برای انجام این کارها، باید راه بهتری از آنچه تاکنون انجام داده‌ایم پیدا کنیم. من سیاره‌ای که در آن هستیم و همه دنیا را دوست دارم و از آن لذت می‌برم. بنابراین، احساس من این است که ما باید کارآمدتر رفتار کنیم، اتلاف منابع کمتری داشته باشیم و اجزای سمی را حذف کنیم. زیست‌شناسی و به‌طور خاص آنزیم‌ها، این کار را برای ما شدنی می‌کند. من در این سال‌ها، کار بر روی مسائل زیادی را رها کردم. اما هدف اصلی را فراموش نکردم. در کل، اگر در کاری شکست بخورم، یا دوباره سعی می‌کنم، یا سراغ مشکل بعدی می‌روم.»با توجه به فعالیت‌های گستردۀ فرانسیس آرنولد در زمینۀ ثبت اختراع، دفتر ثبت اختراعات و علائم تجاری آمریکا، مصاحبه‌ای با وی ترتیب داده که در بالا به مرور برخی از گفته‌های ایشان پرداختیم.دکتر آرنولد، جایزۀ نوبل را به دلیل تلاش‌هایش در تکامل پروتئین‌های جدیدی دریافت نموده که در طبیعت یافت نمی‌شوند. فرانسیس همیلتون آرنولد متولد ۲۵ جولای۱۹۵۶، دانشمند و مهندس سرشناس، از جمله پیشتازانِ روش‌های تکامل تدریجی هدایت شده در زمینۀ پروتئین‌ها برای دستیابی به سیستم‌های بیولوژیکی مفید شامل آنزیم‌ها، مسیرهای سوخت و سازی، مدارهای تنظیم‌شدۀ ژنتیکی و ارگانیسم‌ها به‌شمار می‌رود. فرانسیس آرنولد در حال حاضر استاد‌تمامِ مؤسسۀ فناوری کالیفرنیا است. در سال ۲۰۱۸ میلادی نام خود را به‌عنوان نخستین بانوی آمریکایی دارندۀ جایزۀ نوبل شیمی در تاریخ علم ماندگار کرد. اما این افتخار بزرگ، تنها دستاوردِ خانم آرنولد نیست. با تأمل در سوابق ۳۰ سالۀ وی، در خصوص سبز، پاک و کارآمد ساختن شیمی، بزرگ‌ترین موفقیتش را می‌توان آموزش و هدایت بیش از ۲۰۰ محقق جوان در حوزه‌های نوظهور فناوری دانست. مطالعات وی شامل بررسی‌های پژوهشی و کاربردی در پزشکی، مواد و صنایع شیمیایی و بحث‌های مرتبط با انرژی می‌شود. او مدرک کارشناسی خود را در رشتۀ مهندسی مکانیک و هوافضا از دانشگاه پرینستون اخذ کرد و پس از آن با ورود به دورۀ دکترای مستقیم در رشته مهندسی شیمی در دانشگاه کالیفرنیا در برکلی موفق به دریافت مدرک دکترا شد. وی تحصیلات خود را در مقطع پسادکترا در همین دانشگاه و در زمینۀ شیمیِ بیوفیزیکی ادامه داد و به جمع اعضای هیئت علمی مؤسسۀ فناوری کالیفرنیا پیوست. پژوهش‌های آرنولد در موسسۀ فناوری کالیفرنیا پیرامون مباحثی نظیر شیمی سبز و انرژی‌های جایگزین است و شامل گسترش آنزیم‌های فوق‌فعال (هیدرولیز سلولوزی و بیوسنتز آنزیم‌ها) و میکروارگانیزم‌ها برای تبدیل بیومَس به سوخت و مواد شیمیایی می‌شود.منبع : سایت کانون پتنت ایران</description>
                <category>نشریه اکسیر</category>
                <author>نشریه اکسیر</author>
                <pubDate>Thu, 24 Mar 2022 19:05:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مصاحبه با زهرا طائفی، فارغ التحصیل موفق دانشکده</title>
                <link>https://virgool.io/@elixir.journal/%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%B2%D9%87%D8%B1%D8%A7-%D8%B7%D8%A7%D8%A6%D9%81%DB%8C-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%BA-%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%AD%D8%B5%DB%8C%D9%84-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%A9%D8%AF%D9%87-clunlf8n9gtj</link>
                <description>شماره ششم نشریه اکسیر/تابستان 1400کیمیا شهبازی/امیرحسن گندمکار زادهعلت ورود به رشته‌ی شیمی و هدف شما از این انتخاب چه چیزی بود؟من از طریق کنکور رشتۀ ریاضی وارد رشتۀ شیمی شدم. در آن سالی که من برای کنکور آماده می‌شدم، در مدرسه‌ای نمونه دولتی مشغول به تحصیل بودم. در محل زندگی ما، مدارس سمپاد و غیرانتفاعی وجود نداشت و ما اصلا خبر نداشتیم که اینچنین مدارسی برای تحصیل وجود دارند و وقتی به دانشگاه وارد شدم، متوجه شدم که من تنها ورودی از یک مدرسۀ دولتی بین هم‌ورودی‌های خود هستم. سال کنکور، سالی بحرانی برای من بود. من تقریبا بچۀ درس‌خوان مدرسه بودم و کنکورم را به واسطۀ اتفاقات خانوادگی که برایم افتاد، خراب کردم. این مسئله باعث سرخوردگی من شده بود اما پس از آزمون کنکور، با بررسی شرایط و علاقه‌مندی‌های خود، به این نتیجه رسیدم که شیمی انتخاب خوبی برای من خواهد بود و حتی در صورت کسب نمرات خوب در ترم‌های آغازین دانشگاه، امکان تغییر رشته نیز برای من میسر خواهد بود. در ابتدا که وارد دانشگاه شدم در ارتباط‌گیری با بچه‌ها، به مشکل برخورده بودم. از طرفی من دروس خود را با نمرات بالا، مثل ریاضیات با نمرۀ 19 گذراندم و به انتخاب یک رشتۀ دیگر برای تغییر رشته رسیدم. در این بین، دو رشتۀ مهندسی شیمی و صنایع برای من، گزینه‌های روی میز بودند. در همان ایام، به این موضوع که چرا رشتۀ شیمی را ادامه ندهم، فکر کردم و به خود گفتم که دنیای امروز، نیاز مبرمی به شیمی خواهد داشت و تصمیم خود را برای ادامۀ تحصیل در رشتۀ شیمی گرفتم. تصمیمی که گرفتم، با علاقه بود و الان که به آن قضیه فکر می‌کنم، از تصمیم و انتخاب خود خوشحال و خرسند هستم و می‌توانم بگویم از این مسیری که طی کردم راضی هستم. دلیل شما از انتخاب گرایش تجزیه در مقطع کارشناسی ارشد چه چیزی بوده است؟علاقۀ اصلی من شیمی فیزیک بود و نمراتم در دو درس شیمی‌ فیزیک و شیمی آلی نیز بهتر از درس شیمی تجزیه بود. با این اوصاف، با توجه به زمینۀ ریاضی خود و میل به محاسبات و اعداد و ارقام، از انتخاب شیمی آلی صرف نظر کردم و زمانی که به سراغ کار در محیط شیمی فیزیک پرداختم، از این گرایش نیز صرف نظر کردم و به سمت گرایش تجزیه رفتم.یکی از اصلی‌ترین دلایل انتخاب گرایش تجزیه، علاقه‌ای بود که توسط سرکار خانم نادری و جناب آقای دکتر باقری در من ایجاد شد. در حقیقت برای من تاثیر بسزایی در انتخاب گرایش تجزیه داشت.به نظر من، انجام کار موثر درون محیط و در راستای یک گرایش، خیلی در انتخاب گرایش کارشناسی ارشد و دکترا برای بچه‌ها یاری‌دهنده است و اگر فرایندی غیر از این را پیش بگیرند، شاید به سراغ تصمیم اپلای و مهاجرت تحصیلی بروند. اما اگر پروژه‌های آزمایشی خود را با جدیت انجام دهند، به بهترین دیدگاه نسبت به این قضیه، دست پیدا خواهند کرد.در این بین، گاهی سخت‌گیری‌های مربوط به پروژه‌های آزمایشگاهی شاید باعث دلسردی و ناامیدی نسبت به یک گرایش شود، اما چنانکه دانشجویان کارشناسی خیلی خوب روی پروژه‌ها و فعالیت‌های خود درون آزمایشگاه‌ها متمرکز شوند، به خوبی می‌توانند مسیر مناسب خود را از باقی مسیرها تشخیص دهند.گرایش شما محض بود و پروژه داشتید. شما دوره‌ی کارآموزی نداشتید؟خیر. زمان ما فقط دانشجویان گرایش کاربردی، واحد کارآموزی را داشتند و من پروژه را به عنوان واحد اختیاری انتخاب کردم.توصیۀ شما به دانشجویان کارشناسی برای ورود به بازار کار چیست؟دورۀ کارشناسی من به طور ویژه‌ای صرف درس‌خواندن بود و شیوۀ زندگی من به‌ گونه‌ای بود که ساعت 7 صبح به کتاب‌خانه می‌رفتم و تمامی فعالیت خود را معطوف به درس خواندن می‌کردم. اما این روند را در دوره‌ی ارشد پیش نگرفتم و سعی کردم متفاوت از قبل عمل کنم. در دورۀ ارشد من به گروه‌ها و تشکل‌های دانشجویی پیوستم و سعی کردم ارتباطات خودم را افزایش دهم. اولین پیشنهاد من این است که دانشجویان کارشناسی، صرفا فقط به دنبال درس خواندن نباشند و سعی در افزایش ارتباطات خود با دانشجویان سایر رشته‌ها داشته باشند که فعالیت در امور دانشجویی، این امکان را به آن‌ها می‌بخشد.علاوه بر این، هرچه زودتر تکلیف خود را برای آینده مشخص کنند که آیا با علاقه مسیر پیش روی خود را ادامه می‌دهند و قرار است بنا بر تجربیات خود از رشتۀ شیمی، به بازار کار وارد شوند یا خیر. به عنوان مثال من دوستی داشتم که تا دکترای شیمی نیز به تحصیل خود ادامه داد اما علاقه‌ای به مسیر انتخابی و رشتۀ خود نداشت. از طرفی، دوست دیگری داشتم که همان ترم 2، به این قضیه پی برد و مسیر خود را تغییر داد و در رشتۀ جدید خود به موفقیت رسید.به عقیدۀ من، اشخاصی که در یک رشته شاخص باشند، به اصطلاح خودمانی روی زمین نمی‌مانند و جذب بازار کار می‌شوند. پس اگر هدف ادامه تحصیل در یک رشتۀ خاص را دارند، با علاقه آن را ادامه دهند و برای رشتۀ خود یک متخصص شوند.بچه‌های کارشناسی نیز از دوره‌ی کارآموزی به عنوان یک فرصت استفاده کنند که بتوانند با اتمام تحصیلاتشان جذب محیط و بازار کار شوند. همچنین با مشورت اساتید و استفاده از ظرفیت‌های مراکز کارآفرینی دانشگاه و ناحیۀ فناوری دانشگاه صنعتی شریف، می‌توانند با محیط‌های کاری و نیازهای شغلی بازار کار آشنا شوند.زمان ما، رشتۀ شیمی به این شدتی که من می‌بینم، موقعیت شغلی نداشت اما چیزی که امروزه من می‌بینم، نیاز مبرم به متخصصان و دانش‌آموختگان رشتۀ شیمی می‌باشد.در مورد فعالیت‌های دانشجویی و تجربۀ شخصی پیش از این بحث شد، توضیحاتی علاوه بر این دارید؟فعالیت‌های دانشجویی، دنیای دانشجو را بزرگ می‌کنند و دانشجو را به محیطی فراتر از دایرۀ دانشکده و ارتباط با افراد سایر دانشکده‌ها می‌برد. تعامل در فعالیت‌های دانشجویی در سطح دانشگاه باعث ایجاد ارتباط با افراد و دانشجویان سایر رشته‌ها می‌شود و با استفاده از این فرصت، می‌توان از نظرات و ایده‌ها و عملکرد آن‌ها در قبال دانشکدۀ خود باخبر و به دنبال پیاده‌سازی آن در دانشکدۀ شیمی شوید. پس از این لحاظ، به پویایی و کسب تجربه و نتیجۀ موثر در خود و دانشکده، کمک شایانی می‌کند.علاوه بر این، دانشجویان فعال در زمینه‌های غیردرسی، خیلی راحت‌تر می‌توانند صدای خود را در مورد مسائل، مشکلات و در جهت رفع و پیشبرد اهداف دانشکده بیان کنند. در یک کلام اینکه، خنثی نبودن در بحث‌های غیردرسی، باعث باز شدن افق‌های جدید و کسب تجربه‌های موثر و کاربردی در زندگی دانشجویی و پسادانشجویی خواهد شد. چرا دانشگاه صنعتی شریف؟ اگر باز به دوران انتخاب رشته و محل تحصیل کارشناسی باز گردید، دوباره صنعتی شریف را انتخاب می‌کنید؟شاید اگر به گذشته باز می‌گشتم، رشتۀ کامپیوتر را با توجه به گرایش و استقبال فعلی جامعه از دانش‌آموختگان این رشته، جدای از معیار محل تحصیل، انتخاب می‌کردم. اما خوب که فکر می‌کنم، شاید با تغییر رشته و زمینۀ تحصیلی دوباره شریف را انتخاب می‌کردم؛ زیرا شریف محل انسان‌های خاص می‌باشد و وقتی که در محیط کار مشخص می‌شود که دانش‌آموختۀ صنعتی شریف هستید، حساب ویژه‌ای روی شما و توانمندی‌هایتان باز می‌شود. البته قابل ذکر است که اگر واقع‌بینانه نیز به این قضیه نگاه کنیم، به دلیل سخت‌گیری‌ها و شرایط خاص و رقابتی که در صنعتی شریف وجود دارد، بچه‌های دانشگاه شریف، از لحاظ سطح بینش علمی از سایرین بالاتر هستند و شاید گاهی به علت عدم اعتمادبه‌نفس، این قابلیت را در خود کمرنگ ببینند. سخت‌ترین درس از نظر شما در دوران کارشناسی چیست؟سخت‌ترین درس برای من کوانتوم بود و زمان زیادی برای فهمیدن مسائل کوانتوم صرف می‌کردم. خاطرۀ جالبی از استاد راهنمای خود، جناب دکتر هرمزی‌نژاد، در دوران کارشناسی ارشد دارید؟استادهای دانشکدۀ ما، از لحاظ سطح علمی، در جایگاه بالایی قرار دارند و از این حیث، نمی‌توان معیار و ملاکی جهت بررسی اساتید قرار داد. پس بر همین اساس، اخلاق استاد برای من مهم بود. به علت شناخت قبلی که از دوران کارشناسی با جناب دکتر هرمزی‌نژاد داشتم، تصمیم گرفتم که دورۀ کارشناسی ارشد خود را زیر نظر ایشان سپری کنم. از نظر من، دکتر هرمزی‌نژاد از استادترین و خوش‌اخلاق‌ترین اساتید دانشکده هستند و دو سالی که من در آزمایشگاه ایشان بودم، از این فرصت پیش‌آمده زیر نظر ایشان، بسیار لذت بردم و از انتخاب خود خوشحال هستم؛ چون بچه‌های دورۀ کارشناسی ارشد حین تحصیل این دوره، کشمکش زیادی با استاد راهنمای خود دارند و استاد راهنمای دورۀ ارشد، یک نوع وظیفۀ پدر بودن نیز در حق دانشجو دارد، به گونه‌ای که تمرکز استاد صرفا روی درس و پروژه نیست و واقف بر سایر مسائل شخصی دانشجو نیز هست که دکتر هرمزی نژاد، از این حیث برای بنده، نقش یک پدر را علاوه بر استاد، ایفا کردند.خاطرۀ جالبی از دوران تحصیلتان دارید؟ یکی از جالب‌ترین اتفاق‌های ما در دوران ارشد میتینگ‌هایی بود که توسط دکتر هرمزی‌نژاد در کافه‌های دانشگاه برگزار می‌شد. واقعا اوقات بسیار خوشی بود. هم‌چنین به یاد دارم که یک سری در آزمایشگاه خانم نادری قرار بود من طول موج را جلو و عقب کنم اما آنقدر دستپاچه شدم که خودم جلو و عقب می‌رفتم. با توجه به فعالیت شما در شرکت دارویی نانوالوند چه چیزی آن را متمایز می‌کند؟ ما زیرمجموعۀ سیناژن هستیم. برای من جو پویا و فعال که تفاوت سنی افراد کم و کار تیمی مهم باشد اولویت بود.مسئولیت شما در این شرکت چیست؟ من کارشناس تحقیق و توسعه (R&amp;D) داروهای تزریقی هستم. در واقع ما وظیفۀ فرموله‌کردن داروها را بر عهده داریم و آزمایش‌های آن را تعیین می‌کنیم. سپس بچه‌های QC راه حل پیشنهادی ما را آزمایش می‌کنند و اگر مشکلی نداشت وارد فاز تولید می‌شویم. بزرگ‌ترین مشکل کاری شما چیست؟ در هر قسمتی مشکلی پیش آید ما مسئول هستیم و مسئولیت‌پذیری خیلی بالایی نیاز داریم.تصور کنید یکی از دانشجویان شریف بخواهد وارد شرکت نانوالوند شود، به نظر شما مهم‌ترین ویژگی‌های آن فرد برای انتخابش چه چیزهایی می‌تواند باشد؟کار بلد بودن خیلی لازم است. البته چون عنوان شریف را به همراه دارید، مسیر آسان‌تری پیش روی شماست اما اگر با دستگاه‌ها و نرم‌افزارها آشنایی پیدا کنید خیلی به شما کمک می‌کند. به عنوان مثال کلاس کمومتریکس دکتر پرستار را حتما شرکت کنید! مهم‌ترین نرم‌افزارهایی که لازم هست بلد باشیم؟ اکسل را خیلی خوب بلد باشید در حدی که حتی بلد باشید کد بزنید. متلب را جدی بگیرید. گزارش‌کارهایتان را نیز جدی بگیرید! سخن پایانی؟ زودتر تکلیف خود را مشخص کنید. منظورم این است که جرئت تغییر داشته باشید و فکر نکنید که اگر همه ارشد خواندند، من نیز باید بخوانم یا اگر همه اپلای کردند من نیز باید بکنم!</description>
                <category>نشریه اکسیر</category>
                <author>نشریه اکسیر</author>
                <pubDate>Thu, 24 Mar 2022 13:10:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شیمی هسته‌ای</title>
                <link>https://virgool.io/@elixir.journal/%D8%B4%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%A7%DB%8C-zspb5llwf0jk</link>
                <description>شماره ششم نشریه اکسیر/تابستان 1400آریستا سالاری/آیدین باقریشیمی هسته‌ای یکی از شاخه‌های علم شیمی و فناوری هسته‌ای می‌باشد که در این حوزه مجموعه واکنش‌ها و برهمکنش‌های فرایندهای هسته‌ای مورد برسی قرار می‌گیرد.از حوزه‌های پرکاربرد شیمی هسته‌ای می‌توان به تولید رادیوایزوتوپ‌ها برای عکسبرداری پزشکی، ساخت دارو و طراحی و ساخت سوخت هسته‌ای اشاره کرد.ابتدا به تعاریف رسمی رادیوشیمی(RC) و شیمی هسته‌ای(NC) مطابق IUPAC می‌پردازیم.رادیوشیمی: به بخشی از شیمی گفته می‌شود که با مواد رادیواکتیو سر و کار دارد. این امر شامل تولید رادیونوکلئیدها و ترکیبات آنها از طریق تابش ذرات و مواد رادیواکتیو است. زمینه‌های مطالعاتی رادیوشیمی شامل تکنیک‌های شیمیایی مربوط به مطالعات هسته‌ای، استفاده از رادیواکتیویته برای بررسی موارد شیمیایی، بیوشیمیایی یا زیست‌پزشکی می‌باشد.شیمی هسته‌ای: قسمتی از شیمی که به مطالعه هسته‌ها می‌پردازد و همچنین واکنش‌های هسته‌ای را با استفاده از روش‌های شیمیایی مورد بررسی قرار می‌دهد.کارشناسان در زمینه آنچه ما RC و NC می‌نامیم خود را رادیوشیمیست و یا به عنوان شیمیدان هسته‌ای معرفی می‌کنند. با این حال، بخش قابل توجهی از درون‌مایه اصلی دانش این دو حوزه مشترک است، و آنها تا حد قابل توجهی با هم آمیخته می‌شوند. بنابراین تمیز دادن این دو رشته از یکدیگر کار دشواری است.زمینه های اصلی شیمی هسته ای از این قرارند:پرتوشیمی:شیمی ترکیبات پرتوفعال است. گاهی در مطالعهٔ واکنش‌های شیمیایی، ایزوتوپ مواد پرتوزا برای بررسی ویژگی‌های ترکیب‌های غیرپرتوزا به‌کار گرفته می‌شوند. همچنین، پرتوشیمی برای ایجاد تغییر یا مطالعهٔ ساختارهای شیمیایی و زیستی دارای اهمیت است. در پرتوشیمی، عناصر طبیعی و دست‌ساز بشر هر دو مورد بررسی قرار می‌گیرند. شاخه‌های اصلی و درگیر در پرتوشیمی از این قرارند:شیمی اکتینید، شیمی‌درمانی و زیست‌شیمی پرتویی، شیمی هسته‌ای و روش‌های طیف‌سنجی پرتوییچرخه سوخت هسته‌ای: به مراحل اکتشاف،  استخراج، غنی‌سازی و کاربرد و دفع و بازیافت سوخت هسته‌ای گفته می‌شود. PUREXیک روش شیمیایی برای خالص‌سازی سوخت یا سلاح هسته‌ای است.تاریخچه: از نظر تاریخی، در سال‌های اولیۀ RC و NC، اصطلاح RC برای کل زمینه‌ی مربوطه استفاده می‌شد.بعداً، در دهه 1930، اصطلاح NC برای جنبه‌های شیمیایی مربوط به این رشته مطرح شد که به طور دقیق‌تر عبارت‌اند از مطالعه، تولید، خصوصیات و واکنش هسته‌ای اتمی.                                                                    طی چندین دهه بعد،  هر یک از این رشته‌ها در مورد انواع روش‌های ابزاری در تحقیقات هسته‌ای شیمیایی مورد استفاده، شباهت‌های بسیاری داشتند.در حال حاضر نوعی &quot;امتزاج&quot; بین معانی این دو رشته برای افرادی که در این رشته فعالیت می‌کنند صورت گرفته است به طوری که در این زمینه‌ها RC و NC عملاً مترادف شده‌اند.واکنش‌های شیمیایی رایج حاصل برهمکنش بین الکترون‌های ظرفیت در اطراف هسته یک اتم می‌باشد. در سال 1896، هانری بکرل زمانی که کشف کرد اورانیوم از خود تشعشعات مختلف تابش می‌دهد، زمینه شیمی هسته‌ای را گسترش داده که شامل تغییرات هسته‌ای اتم تحت تاثیر تابش‌های این امواج نیز می‌شود. اندکی پس از کشف بکرل، ماری اسکلودوفسکا کوری شروع به مطالعۀ رادیواکتیویته کرد و بسیاری از کارهای پیشگام که در زمینه تغییرات هسته‌ای تحقیق شده بود را به پایان رساند. کوری دریافت که تشعشع، متناسب با مقدار عنصر رادیواکتیو موجود است و او پیشنهاد کرد که تابش خاصیت اتم‌ها باشد. ماری کوری اولین زنی بود که برنده جایزه نوبل شد و اولین نفری بود که موفق به کسب دو جایزه شد (اولین نوبل برای کشف رادیواکتیویته با همسرش پیر کوری و هانری بکرل مشترک بود. دومین نوبل برای کشف عناصر رادیواکتیو رادیوم و پولونیوم بود).در سال 1902، فردریک سودی نظریه‌ای ارائه داد که &quot;رادیواکتیویته نتیجۀ تغییر طبیعی ایزوتوپ یک عنصر به ایزوتوپ عنصر متفاوت است.&quot; واکنش‌های هسته‌ای شامل تغییر در ذرات هسته اتم است و بنابراین باعث تغییر در خود اتم می‌شود. تمام عناصر سنگین‌تر از بیسموت (و بعضاً سبک‌تر) نیز رادیواکتیویته طبیعی را نشان می‌دهند و بنابراین می‌توانند به عناصر سبک‌تری تبدیل شوند. برخلاف واکنش‌های شیمیایی طبیعی که مولکول‌ها را تشکیل می‌دهند، واکنش‌های هسته‌ای منجر به تغییر شکل یک عنصر به یک ایزوتوپ دیگر یا یک عنصر متفاوت می‌شود. سه نوع تابش و تغییرات هسته‌ای معمول وجود دارد:تابش آلفا(α): انتشار ذره آلفا از هسته اتم است. یک ذره α شامل دو پروتون و دو نوترون است(و شبیه هسته He است). وقتی اتمی ذره‌ای ساطع می‌کند، جرم اتمی اتم چهار واحد کاهش می‌یابد(زیرا دو پروتون و دو نوترون از بین می روند) و عدد اتمی نیز دو واحد کاهش می‌یابد. گفته می‌شود که این عنصر به عنصر دیگری تبدیل می‌شود که دو واحد z کوچک‌تر است. هنگامی که اورانیوم با انتشار ذره آلفا به عنصر توریم تبدیل می‌شود، نمونه‌ای از تغییر شکل α رخ می دهد.تابش بتا(β): تغییر شکل یک نوترون به یک پروتون و یک الکترون است(به دنبال آن انتشار الکترون از هسته اتم). وقتی اتم ذره β ساطع می‌کند، جرم اتم تغییر نخواهد کرد(از آنجا که تغییری در تعداد کل ذرات هسته‌ای ایجاد نمی‌شود). با این حال، عدد اتمی یک واحد افزایش می‌یابد(زیرا نوترون به یک پروتون اضافی تبدیل شده است).تابش گاما (γ): شامل انتشار انرژی الکترومغناطیسی(مشابه انرژی نور) از هسته اتم است. در طی تابش گاما هیچ ذره‌ای ساطع نمی‌شود و بنابراین تابش گاما خود باعث تغییر شکل اتم‌ها نمی‌شود اشعه ایکس که در طی تجزیه بتا کبالت-60 ساطع می‌شود، یک نمونه رایج از اشعه گاما است.درحالی‌که بسیاری از عناصر به طور طبیعی دچار واپاشی رادیواکتیو می‌شوند، واکنش‌های هسته‌ای نیز می‌توانند به‌طور مصنوعی تحریک شوند. اگرچه این واکنش‌ها نیز به‌طور طبیعی رخ می‌دهند، اما ما بیشتر با آنها به عنوان واکنش‌های تحریک‌شده آشنا هستیم. دو نوع واکنش هسته‌ای وجود دارد:1) شکافت هسته‌ای: واکنش‌هایی که در آن هسته اتم به قسمت‌های کوچک‌تر تقسیم می‌شود و مقدار زیادی انرژی را در فرآیند آزاد می‌کند. معمولاً این کار با &quot;شلیک&quot; یک نوترون به هستۀ یک اتم انجام می‌شود. انرژی &quot;گلوله&quot; نوترونی باعث می‌شود که عنصر هدف به دو عنصر (یا بیشتر) سبک‌تر از اتم مادر تقسیم شود.در طی شکافت اورانیوم_235، علاوه بر دو محصول به‌وجود آمده، سه نوترون نیز آزاد می‌شود. اگر این نوترون¬های آزاد‍ شده با هسته‌های اورانیوم_235 نزدیک برخورد کنند، می‌توانند شکاف این اتم‌ها را تحریک کرده و واکنش زنجیره‌ای هسته‌ای خودپایدار را شروع کنند. این واکنش زنجیره‌ای اساس انرژی هسته‌ای است. با ادامه تقسیم اتم‌های اورانیوم، مقدار قابل توجهی انرژی از واکنش آزاد می‌شود. گرمای آزاد شده در طی این واکنش جمع‌آوری شده و برای تولید انرژی الکتریکی استفاده می‌شود.2) همجوشی هسته‌ای: واکنش‌هایی که در آن دو یا چند عنصر با هم &quot;جوش&quot; می‌شوند و یک عنصر بزرگ‌تر را تشکیل می‌دهند و در این کار انرژی آزاد می‌کنند. یک مثال خوب، تلفیق دو ایزوتوپ &quot;سنگین&quot; هیدروژن (دوتریم و تریتیوم) به عنصر هلیوم است.واکنش‌های همجوشی مقدار عظیمی انرژی آزاد می‌کنند و معمولاً واکنش‌های هسته‌ای نامیده می‌شوند. اگرچه بسیاری از مردم خورشید را به‌عنوان یک گلولۀ آتشین بزرگ تصور می‌کنند، اما خورشید(و دیگر ستاره‌ها) در واقع راکتورهای عظیم همجوشی هستند. ستارگان در درجۀ اول توپ‌های غول پیکر گاز هیدروژن هستند که تحت فشار شدید ناشی از نیروهای جاذبه قرار دارند. مولکول‌های هیدروژن در هلیوم و عناصر سنگین‌تر درون ستاره‌ها ذوب می‌شوند و انرژی را که به‌عنوان نور و گرما دریافت می‌کنیم آزاد می‌کنند.تحصیلات: تکنسین‌های آزمایشگاهی معمولاً به مدرک کارشناسی شیمی، زیست‌شناسی، زمین‌شناسی، فیزیک یا یک رشته مرتبط نیاز دارند. کارفرمایان معمولاً آموزش‌های خاص شغلی را در مورد روش‌های آزمایشگاهی و مقابله با خطرات خاص محیط کار ارائه می‌دهند.علاوه بر مدرک کارشناسی شیمی، موقعیت‌های تحقیقاتی در شیمی هسته‌ای معمولاً به مدرک تحصیلات تکمیلی شیمی نیز نیاز دارد. موقعیت‌های پژوهشی معمولاً به یک دانشجوی دکترا نیاز دارند و آنها اغلب به تجربه کارشناسی ارشد پس از دکترا نیاز دارند.به طور کلی مدرک دکترا و چندین سال سابقه دکترا برای موقعیت‌های تدریس در سطح دانشگاه مورد نیاز است.شیمیدان‌های هسته‌ای که در آزمایشگاه‌ها کار می‌کنند باید آموزش ایمنی را برای آمادگی برای کار با مواد رادیواکتیو فرا بگیرند. آنها از یک یا چند دستگاه دزیمتری تابش در آزمایشگاه استفاده می‌کنند و باید این دستگاه‌ها را برای بررسی‌های دوره‌ای ارسال کنند تا اطمینان حاصل کنند که فراتر از استانداردهای تعیین شده توسط فدرال در معرض اشعه‌های مختلف قرار نگرفته‌اند.افراد شاغل در آژانس‌های دولتی یا آزمایشگاه‌های ملی ممکن است مجبور شوند که بر اساس ماهیت کار و الزامات امنیتی آزمایشگاه، بررسی پیشینه یا اخذ مجوزهای امنیتی انجام دهند.شیمیدانان هسته‌ای غالباً در آزمایشگاه‌ها کار می‌کنند و ممکن است آنها مسئول کار، نگهداری و تعمیر ابزار پیشرفته باشند. آنها همچنین مسئول حفظ وسایل و تجهیزات آماده‌سازی نمونه و اطمینان از استفاده و دفع ایمن نمونه‌ها و سایر مواد مورد استفاده در آزمایشگاه هستند. این مسئولیت‌ها ممکن است شامل آموزش دانشجویان و سایر استفاده‌کنندگان از امکانات آزمایشگاهی و اطمینان از پایبندی آنها به روش‌های ایمنی، از جمله استفاده، نظارت و دفع مواد رادیواکتیو باشد.از آنجا که شیمی هسته‌ای یک تخصص بسیار محاسباتی است، محققان در این زمینه باید بتوانند از روش‌های جمع‌آوری و تجزیه و تحلیل داده‌ها، بسته‌های نرم‌افزاری و قابلیت‌های تجسم تصویربرداری رایانه‌ای برای استفاده و آموزش دیگران استفاده کنند.آن‌ها در محیط‌های دانشگاهی اغلب دوره‌های پیشرفته شیمی و آزمایشگاه را تدریس می‌کنند. در آزمایشگاه‌های ملی، شیمیدانان هسته‌ای کاربران بازدیدکننده را آموزش می‌دهند و آنها تحقیقات خود را انجام می‌دهند و ابزارها و مناطق آزمایشگاهی را نگهداری می‌کنند.شیمیدانان هسته‌ای اغلب در کنفرانس‌ها سخنرانی می‌کنند و ممکن است برای انجام آزمایشات به مراکز تخصصی بروند. ممکن است برخی از سفرهای بین المللی مورد نیاز باشد.اگرچه سخت افزار و نرم افزار کامپیوتر تا حدی پیشرفت کرده‌اند که بیشتر محاسبات را انجام می‌دهند ، یک شیمیدان هسته‌ای باید اصول اساسی را برای تنظیم محاسبات و اطمینان از معنی‌دار بودن و تفسیر صحیح نتایج، درک کند. تحقیقات هسته‌ای نیاز به صبر و توجه به جزئیات دارد.همچنین ممکن است با فیزیکدانان، مهندسان، پزشکان، زیست‌شناسان و ریاضیدانان همکاری کنند. غالباً، آنها دارای درجه‌ای از تخصص در چندین رشته هستند و با تیم‌های بین‌المللی در پروژه‌های تحقیقاتی کار می‌کنند. افرادی که دارای سابقۀ قوی در شیمی هسته‌ای هستند ممکن است عناوین شغلی داشته باشند که حوزه‌های خاص کاربرد آنها را نشان می‌دهد؛ به‌عنوان مثال، یک محقق پزشکی یا مهندس مواد. متخصصان هسته‌ای تجربی باید در زمینه استفاده و دفع مواد رادیواکتیو دقیق عمل کنند و باید اطمینان حاصل کنند که دانشجویان و کاربران آزمایشگاهی از استانداردهای ایمنی تعیین‌شده پیروی می‌کنند. ممکن است لازم باشد نظارت بر دستگاه‌های دزیمتری شخصی را در آزمایشگاه‌های خود انجام دهند.</description>
                <category>نشریه اکسیر</category>
                <author>نشریه اکسیر</author>
                <pubDate>Tue, 22 Mar 2022 16:48:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شیمی دارویی</title>
                <link>https://virgool.io/@elixir.journal/%D8%B4%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%88%DB%8C%DB%8C-xhfo36wvshyn</link>
                <description>شماره سوم نشریه اکسیر نرگس حاجی قاسمی/عرفان طلوعشیمی دارویی بخشی از علوم دارویی است که در آن به اصول شیمی و زیست­شناسی پرداخته می‌شود تا به وسیله‌ی آن‌ها بتوان واکنش‌هایی که منجر به ایجاد مواد دارویی جدید می‌شوند را انجام داد. دانش آموختگان کارشناسی ارشد شیمی دارویی با بهره گیری از روش های کمی و آنالیز مثل کروماتوگرافی و نظیر آن‌ها می‌توانند میزان کمی مواد دارویی و شیمیایی را در متغیرهای شیمیایی و بیولوژی بسنجند و این فعالیت ارتباط مستقیمی با کنترل کیفی و کمی مواد دارویی در صنایع دارد.شیمی دارویی از شاخه‌های چالش برانگیز علوم است و رضایت زیادی برای شاغلان این رشته به همراه دارد. این رشته زمینه‌ای برای ارتباط بین رشته های متفاوت را فراهم کرده است و این امکان را ایجاد می­کند تا دانشمندان حوزه‌های مختلف برای تحقیق و ساخت داروهای جدید گرد هم آیند. این دانش از دانش‌های پایه در داروسازی به‌شمار می‌رود و بخش گسترده‌ای از داروها از مطالعات در این زمینه حاصل می‌شوند.در این رشته، شیمیدان‌ها علاوه بر سنتز مواد دارویی جدید، فرایند‌های ساخت این مواد را بهبود می‌بخشند. پژوهش در شیمی دارویی به کمک دانشمندان رشته‌های زیست‌ شناسی، داروشناسی، سم شناسی، شیمی نظری، میکروبیولوژی و بیوفارماسی صورت می گیرد. با پیشرفت و به‌‌کارگیری روش‌های جدید می­توان از شیمی دارویی در مطالعات فارماکولوژی، دوپینگ، کنترل کمی و کیفی داروها ، مطالعات پایداری و … استفاده کرد.با توجه به اهمیت مواد دارویی، دانشمندان سعی دارند بر روی واکنش های مواد آلی و بیوشیمیایی و ارتباط بین داروها و اندام هدف تمرکز کنند.بسیاری از داروها کشف شده و برخی تولید شده­ا‌ند اما مرز مشخصی بین داروی طبیعی و ساختگی توسط علم داروسازی مشخص نشده است. به کمک علم شیمی آلی ، طبقه‌بندی مشخصی برای مواد سنتزشده معین شده و بدین صورت مراحل طراحی و ساخت مواد جدید کمی سریع‌تر از قبل پیش می­رود.تنوع بالای ماهیت مواد در علم شیمی باعث شده تا شاهد انواع واکنش‌های متفاوت باشیم و در نتیجه دارو‌های بسیار گوناگونی خواهیم داشت.تعیین روش وارد کردن مواد دارویی به بدن توسط تکنسین‌های شیمی دارویی صورت می­گیرد. داروها با توجه به نوع ماده شیمیایی درون خود به شیوه های مختلف مثل خوردن، تنفس کردن و تزریق وارد بدن می‌شوند. داروهایی که به صورت قرص عرضه می‌گردند، به طور معمول دارای نقطه‌ی ذوب پایین و به شکل کریستال می‌باشند. داروهای تزریقی باید حتما در آب محلول باشند و بدن باید بتواند به این مواد واکنش درست بدهد.در مرحله بعد شیمیدانان به کمک زیست‌شناسان مراحل ADME (مخفف جذب، پخش، سوخت وساز، دفع) دارو را بار دیگر بررسی می‌کنند. به طور مثال بعضی از داروها باید به میزان مشخصی در آب محلول باشند تا بدن بتواند این مواد را جذب کند و در خون حمل کند. عوامل مختلف مثل ساختار مواد شیمیایی حاضر در دارو می‌تواند میزان فعالیت دارو در بدن را تعیین کند. شیمیدانان سعی دارند تا با تغییرات جزئی در ساختار داروها، میزان فعالیت داروها را با توجه به میزان نیاز بیمار تنظیم کنند.مهارت‌های لازم:در شیمی دارویی از علم شیمی تجزیه برای شناسایی و اندازه گیری ترکیب‌های گوناگون استفاده می‌شود. همچنین با استفاده از علم شیمی آلی، فرایند ساخت مواد و استفاده از آن‌ها در آزمایش های متفاوت طراحی می شود. در آخر با کمک علم زیست شناسی ارتباط بین مواد دارویی و اندام بدن شناسایی می­شود. در رشته شیمی دارویی کار تیمی و ارتباطات بین فردی از موارد لازم است و شیمیدانان همواره با نوشتن گزارش و نمایش نتایج تحقیق خود، با یکدیگر ارتباط برقرار می­کنند.محیط کار:شیمی دارویی فرصت های شغلی متفاوت برای علاقه‌مندان فراهم می­کند. کار در آزمایشگاه داروشناسی، آزمایشگاه زیست فناوری و شرکت‌های تولید دستگاه‌های دارویی تنها مثال‌هایی از این فرصت‌‌های گوناگون هستند. فضای کار هر آزمایشگاه با توجه به فعالیت‌های مرتبط با حوزه‌ی تحقیق متغیر است. البته به طور کلی شیمیدانان شیمی دارویی لزوما در آزمایشگاه کار نمی‌کنند. به طور مثال گروهی از شیمیدانان در اداره‌ی مواد غذایی و دارویی مشغول بررسی درخواست‌نامه های مواد دارویی هستند.به طور کلی شرکت های داروشناسی سعی دارند تجربه و مدرک معتبر (ترجیحا مرتبط با شیمی آلی) را اولویت های اصلی خود برای استخدام افراد قرار دهند. اکثر شیمیدانان شاغل در بخش تحقیق و پژوهش دارای مدرک دکتری و سابقه حداقل 2 سال فعالیت پسادکتری هستند. این در حالی است که افراد دارای مدرک کارشناسی اغلب به عنوان کارشناس فنی مشغول به کارند. مهارت زیاد در دروس شیمی آلی و بیوشیمی و همچنین تجربه‌ی کار در صنعت می‌تواند در رقابت برای کسب شغل بسیار مفید واقع شود.تحصیل:در ایران کارشناسی ارشد شیمی دارویی به دو صورت وجود دارد: ارائه شده توسط وزارت علوم (قبولی از طریق کنکور سراسری وزارت علوم رشته شیمی) و ارائه شده توسط وزارت بهداشت (کنکور وزارت بهداشت)که منابع امتحانی و بازار کار این دو کمی متفاوت هست.تفاوت کارشناسی ارشد شیمی دارویی وزارت بهداشت و وزارت علوم در موارد زیر است:کارشناسی ارشد شیمی دارویی وزارت بهداشت، بیشتر به داروسازی نزدیک است. کنکور آن شیمی معدنی، شیمی فیزیک و زبان تخصصی ندارد و به جای آن بیوشیمی، فیزیولوژی، زیست ،زبان عمومی ، تجزیه و آلی همگی با ضرایب 2 است. شیمی دارویی وزارت بهداشت زیر مجموعه داروسازیست و با داشتن فوق لیسانس آن می توان در آزمون دکتری تخصصی داروسازی شرکت کرد.شیمی دارویی وزارت علوم زیر مجموعه شیمی آلی محسوب می شود. بیشتر در دوره ارشد بنیان‌های دارو و کاربرد شیمی در داروسازی خوانده می شود. در کار عملی سنتز یک پیش ساز دارویی یا دارو را انجام می دهند. درس آلی ضریب 2، دروس زبان عمومی، تخصصی ، تجزیه ، معدنی و شیمی فیزیک ضریب 1 را دارند.باید توجه داشت که دانشگاه‌های پذیرنده‌ی کارشناسی ارشد شیمی دارویی بسیار محدود هستند (که در این میان دانشگاههای مرتبط با وزارت علوم کمی بیشتر بوده و سال های قبل تنها ۵ دانشگاه با ظرفیت بسیار کم مرتبط با وزارت بهداشت وجود داشته است.)اما در مقطع دکتری بسیاری از دانشگاه های دولتی و سراسری این رشته را برای علاقه مندان ارائه می­کنند.آینده شغلی:به علت تغییر اقتصاد و قوانین مربوط به سلامت تخمین زدن آینده شغلی شیمی دارویی دشوار است. در حال حاضر شرکت‌های داروسازی با پیوستن به شرکت­های دیگر سعی دارند حوزه کاری خود را گسترش دهند. با توجه به این موضوع، شروع کار در شرکت­های داروسازی کوچک می‌تواند ایده‌ی مناسبی باشد.آیا این رشته برای شما مناسب است؟در این رشته شیمیدانان با انجام فعالیت های متفاوت، ترسی از مقابله با ناشناخته­ها ندارند و با داشتن قوه تخیل و پشتکار به سوی اهداف خود حرکت می­کنند. اگر به کار تیمی، برقرار کردن ارتباط با دیگران و از همه مهم‌تر، به کمک به بهداشت و سلامت انسان علاقه دارید، شیمی دارویی رشته مناسبی برای شما خواهد بود.</description>
                <category>نشریه اکسیر</category>
                <author>نشریه اکسیر</author>
                <pubDate>Tue, 21 Sep 2021 15:55:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انرژی خورشیدی؛یک دقیقه نور،یک سال انرژی</title>
                <link>https://virgool.io/@elixir.journal/%D8%A7%D9%86%D8%B1%DA%98%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%AF%DB%8C%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D9%82%DB%8C%D9%82%D9%87-%D9%86%D9%88%D8%B1%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D9%86%D8%B1%DA%98%DB%8C-i2y2lyekscvc</link>
                <description>شماره ی ششم نشریه اکسیرنازنین احمدی/کسری سربندیاز سال 2018 تا به الان، استفاده از انرژی هاى پاک نسبت به سوخت های فسیلی بسیار به صرفه تر به حساب مى آيد. اين در حاليست كه شيميدانان باور دارند وسايل امروزى، بنزین را با حداكثر بازدهی ممكن مصرف مى كنند ، پس با در نظر گرفتن هزينه ها و ضرر هاى آن براى محيط زيست و اينكه بازدهى دستگاه هاي مربوط به سوخت هاى فسيلى، هنوز به حداكثر مقدار خود نرسيده اند،  اين سوخت ها بدون شك گزينه ى بهترى هم خواهند شد.در کشور هاى پيشرفته تر،استفاده از اين سوخت ها مدت هاست كه شروع شده و برنامه هاى زيادى هم براى افزايش استفاده از آن ها وجود دارد؛ در حال حاضر در اروپا حدود 18% انرژی مصرفى، از سوخت هاى پاک تامین می شود که به نسبت ميانگين جهانى، شروع بسيار خوب و چشمگيرى است. يا براى مثال، آلمان که ذخایر زغال بسيار زیادی دارد و حدود یک سوم انرژی مصرفی خود را از آن بدست می آورد، برنامه دارد كه تا ٢٠ سال آینده، انرژی پاک را جایگزین انرژى حاصل از زغال کند؛ پس با این اوصاف، ما هم به عنوان يكى از ساكنان زمين، بهتر است خيلى بیش از پيش به دنبال راهکارهایی براى جايگزين کردن سوخت هاى فسيلى با انرژی هاى پاک، در سطح وسيع و كشورى باشيم.انرژی خورشیدى؛ يك گزينه ى مناسب :خورشید ، ستاره ای با اندازه تقریبا متوسط ، یک راکتور همجوشی است. زمین مقدار باورنکردنی انرژی از خورشید دریافت می کند. براى اينكه یک تصور كلى از پتانسيل خارق العاده ى استفاده از اين انرژى داشته باشيم، خوب است اين تخمين هاى دانشمندان را بدانيم:• براى تامين انرژى مورد نیاز تمام انسانها به مدت یکسال ، تنها مقدارانرژيى که به مدت یک دقیقه از خورشید دریافت می شود، کافیست.• در طول یک روز، انرژى مورد استفاده جمعيت كنونى زمين ، برای  تقریبا 27 سال تأمین می شود.• تمام انرژی ذخیره شده در منابع انرژی فسیلی در دسترس، معادل انرژى تابش سه روز خورشيد به زمين است.انرژی خورشیدی یک منبع رایگان و پایان ناپذیر است ، واستفاده ى گسترده از آن كه در برخى كشورها وجود دارد، ایده ی نسبتاً جدیدی است. با توجه به اینکه اولین سلول هاى خورشیدی كاربردى، کمتر از 30 سال پیش ساخته شده اند، تكنولوژيى هايى كه تا به امروز به آن رسيديم،  دستآورد هاى بسيار بزرگى هستند.حالا كه دانشمندان، بعد از كشف ترانزیستور و با استفاده از فنآوری نیمه رساناها ، به علم توليد پنل هاى خورشيدى جدید و به صرفه براى خانه ها دست يافتند، ديگر بهانه اى براى انجام ندادن اين كار وجود ندارد. اين پنل هاى فتوولتائیک، مزيت هاى زيادى دارند و یکی از امیدوار کننده ترین منابع انرژی تجدید پذیر در جهان به شمار مى رود . از جمله اين مزيت ها، مى توان به اين نكات اشاره كرد:•الكتريسيته ى تهيه شده از آن، براى محيط زيست هيچ ضررى ندارد و كاملا جزو سوخت های سبز است. (نكته اى كه خيلى مهم هست و با گذشت زمان و سبك زندگى هاى امروزى، مهم تر هم خواهد شد.)• نيازى به نصب گسترده ندارد و مى تواند در هر خانه به طور جداگانه نصب شود.• ساكت هستند و فضای زیادی اشغال نمیکنند.• طول عمر پيش بينى شده اى حدود  ٢٠-٣٠ سال دارند و در دوران استفاده، نياز به هزينه ديگرى ندارند.• نياز چندانى به مراقبت و چك كردن ندارد.• احتمال شكستن آن ها پايين است.• قابلیت نصب دروسايل مختلفی مثل کیف، ماشین حساب، كولر و… را دارا هستند که با این کار، بدون نیاز به هيچ دستگاه دیگرى برق تولید می شود و وسایل، از آن براى تامين انرژى خود يا ذخيره ی برق استفاده مى کنند.اين نكته هم حائز اهميت هست كه نصب سلول خورشیدی ، براى روستا ها و شهرك هايى كه به نيروگاه هاى برق دسترسى ندارند (همانند برخی از کشورهای جهان سوم) خيلى كاربردى تر و به صرفه تر از انتقال برق كه نسبتا پرهزينه است، مى باشد.البته سلول هاى خورشيدى، علاوه بر اين نكات مثبت، دو عيب اساسی نيز دارند:١• مقدار نور خورشيد : كه موقعیت جغرافیایی، فصلو مقدار ابرها ، استفاده از آن را محدود مى كنند.٢• هزینه تجهیزات : متخصصان هنوز به دنبال راه هايى هستند كه بهره بردارى از انرژى خورشيد را با راندمان بالاتر و مواد در دسترس تر انجام بدهند و تا به حال روش هاى گوناگونى ارائه شده ، كه در حال بررسى هستند.روش كارسلول خورشیدی به خاطر اثر فتوولتائیک، که یک پدیده فیزیکی و شیمیایی می باشد، انرژی نور را مستقیماً به الكتريسيته تبدیل می کند. این سلول، به عنوان دستگاهی تعریف می شود که خصوصیات الکتریکی آن مانند جریان ، ولتاژ و مقاومت، هنگام قرار گرفتن در معرض نور تغيير می كند. سلول های خورشیدی صرف نظر از داشتن منبع نور خورشید یا نور مصنوعی، فتوولتاییک به حساب مى آيند. چند سلول خورشيدى در كنار هم، ماژول های فتوولتائیک (به عبارتی صفحات خورشيدى) را تشكيل مى دهند كه در صنعت استفاده مى شوند.تقسيم بندى سلول هاى خورشيدىسلولهای خورشيدى معمولا بر اساس مواد نيمه رسانايى كه از آن ها ساخته شده اند، نامگذاری می شوند. این مواد، برای اينكه بتوانند نور خورشید را جذب كنند، نياز به يك سرى خواص مشخص دارند. برخی از سلول ها برای استفاده از نوری که به سطح زمین می رسد طراحی شده اند ، در حالی که برخی دیگر، برای استفاده در فضا طراحى شده اند. سلولهای خورشیدی می توانند فقط از یک لایه ى تک ماده جذب کننده نور (با یک اتصال) ساخته شده باشند و یا از چندین لايه با حالات مختلف فیزیکی (با چند اتصال) ساخته شده باشند تا بتوانند از مکانیسم های مختلف جذب و جداسازی بار، استفاده کنند.سلول های خورشیدی را می توان به سلول های نسل اول ، دوم و سوم نيز طبقه بندی کرد كه به اين صورت تعريف مى شوند:• سلول های نسل اول که به آن ها سلول های معمولی، سنّتی یا ویفرى نیز گفته مى شود، از سیلیکون بلوری و با استفاده از فناوری غالب تجاری فوتوولتائيك که شامل موادی مانند پلی سیلیکون و سیلیکون تک بلوری است ساخته شده اند.• سلولهای نسل دوم، سلولهای خورشیدی با لایه ی غشائى نازك هستند که شامل سلولهای سیلیکون آمورف، كادميوم تلورايد واينديوم مس گالميوم سلنيد هستند: سلول هاى نسل دوم، از نظر تجاری به صرفه هستند و در نیروگاههای فتوولتائیک، ساختمان ها و یا به صورت مستقل براى توليد برق، به طور قابل توجهى مورد استفاده قرار گرفته اند.• سلول هاى نسل سوم، شامل انواعى از فناوری های تک لایه نازک هستند که اغلب به عنوان سلول هاى فتوولتائیک نوظهور توصیف می شوند. بیشتر اين سلولها، هنوز به صورت تجاری استفاده نشده اند و در مرحله تحقیق یا توسعه هستند. در بسیاری از آنها از مواد آلی، مخصوصا ترکیبات آلی فلزی در کنار مواد غیر آلی استفاده می شود. تكنولوژى استفاده شده در اين نسل، هنوز بازدهى و طول عمر نسبتا پايينى دارد؛ اما در حال حاضر تحقيقات زيادى بر روى آن ها انجام مى شود، چون دانشمندان باور دارند اين فناورى ها، آينده ى درخشان سلول هاى خورشيدى را به واقعيت تبديل خواهند كرد.سلول خورشیدی بر پایه ی فناوری نانوهر نوع محصول  ازسلول خورشیدی که ویژگی‌های آن به کمک فناوری نانو بهبودیافته یا مبتنی بر فناوری نانو باشد، محصول نانویی سلول خورشیدی به حساب می‌آید. تا ابتدای مردادماه 1396، تعداد 196 محصول نانویی سلول خورشیدی موجود در بازارهای جهانی توسط بانک محصولات ثبت شده اند. از لحاظ تعداد برند نانویی عرضه شده در بازار، کشورهای چین، ایالات‌متحده، آلمان، ایتالیا، سوئیس و هند جزو کشور های برتر هستند. در میان تمامی نانومواد به کار گرفته شده، نانوذرات دی‌اکسید ‌تیتانیم، لایه‌های‌ نازک گالیم‌ آرسناید و تلورید‌ کادمیم، فولرن و نانوسیم‌های دی‌اکسید ‌تیتانیم، بیشترین استفاده را جهت ایجاد یا بهبود خواص نانویی داشته‌اند.</description>
                <category>نشریه اکسیر</category>
                <author>نشریه اکسیر</author>
                <pubDate>Tue, 31 Aug 2021 15:28:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آستروشیمی</title>
                <link>https://virgool.io/@elixir.journal/%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C%D9%85%DB%8C-rj2fqonzpsgr</link>
                <description>دنیای میان ستاره اینشریه اکسیر-۱۳۹۹ سهیل سجدهمیان‌ستاره‌ای غنی‌تر میشود چون ستارگان رفتهرفته عناصر سنگین‌تری را درون خود تولید میکنند، و ستارگان ابرسنگین کمکم به‌جود می‌آیند. در پایان حیات ستاره به شکل ابرنواختر منفجر می‌شوند و عناصر سنگین درون خود را در فضای میان‌ستاره‌ای پراکنده می‌کنند. بنابراین، نسل بعدی ستارگانی که در این فضای میان ستاره‌ایِ غنی‌ از عناصر سنگین متولد می‌شوند، ممکن است برای خود سیّاراتی داشته باشند و یا لااقل سیاره‌ای همچون زمین که از حیات پشتیببانی می‌کند حول آن‌ها بچرخد. با وجود محتوای فضای میان ستاره‌ای و فرآیندی که طی آن ستارگان و سیّارات متولّد می‌شوند، بسیار محتمل است که روی سیّارات دیگر هم موجودات زنده‌ای وجود داشته باشند. با وجود محتوای فضای میان ستاره‌ای و فرآیندی که طی آن ستارگان و سیّارات متولّد می‌شوند، بسیار محتمل است که روی سیّارات دیگر هم موجودات زنده‌ای وجود داشته باشند. اگر علاقه‌مند به سفر درفضای میان ستاره‌ای در منظومه شمسی هستید، بهتر است که سوار فضاپیمای ما بشید تا در منظومه شمسی کمی گشت بزنیم.سوال این است که فضای میان ستارگان چیست و این تاریکی ها را چه چیزی فرا گرفته است؟فضای میان ستاره‌ای صرفا از خلا تشکیل نشده، بلکه مملو از گازهاُ، عناصر و غبار است که با وجود رقیق بودن، علت اصلی تشکیل ستارگان و سیارات هستند. این فضای بهت‌آور حدودا ۷۰ درصد هیدروژن و ۲۷ درصد هلیوم را شامل شده، و ۳ درصد باقی‌مانده را گازهای سنگین‌تر و غبارعناصر دیگر تشکیل می‌دهند که در قلب ستارگان شکل می‌گیرند، و با انفجار ابرنواختری در فضای میان ستاره‌ای پراکنده می‌شوند. این مواد در فضای میان ستاره‌ای کاملاً پخش هستند. چگالی آنها در برخی از نقاط بیشتر از سایر مناطق فضای میان ستاره‌ای است. با این وجود، حتی چگال‌ترین نواحی «فضای میان ستاره‌ای» درمقایسه با چگالی هوای اتمسفر زمین، حالت خلاء را تداعی می‌کنند. شاید این سوال برایتان پیش بیاید که چرا فضای میان ستاره‌ای مهم است؟همانطور که گفتیم ستارگان در این فضا شکل می‌گیرند. جالب‌تر اینکه بدون وجود چنین فضایی ما هرگز به وجود نمی‌آمدیم. اگر در فضای میان ستاره‌ای نواحی چگال و رقیق نباشند، آنگاه هیچ ستاره‌ای شکل نخواهد گرفت و کل جهان هستی چیزی جز یک ابر کسل‌کننده و بی‌جان از گاز سرد نخواهد بود.خورشید ستاره‌ی محلی ماست. قطر خورشید در حدود 1.4 میلیون کیلومتر است و تقریباً ۱۰۰ برابر قطر زمین است. برای پُر کردن حجم خورشید باید ۹۶۵ هزار زمین را در آن جای دهید. زمین تنها یکی از کوچک‌ترین سیارات منظومه‌ی شمسی محسوب می‌شود.. جریانی از ذرات باردار از لایه‌های خارجی اتمسفر خورشید در فضا منتشر می‌شود که به «باد خورشیدی» معروف است. خورشید – و باد خورشیدی آن – به نوعی حباب غول‌آسایی معروف به هلیوسفر را در فضا می‌سازند که تمام منظومه‌ی شمسی ما را در بر می‌گیرد. هلیوسفر مانند بالنی است که خورشید و سیارات ما درون آن قرار دارند. فضای خارج از هلیوسفر در حقیقت “فضای میان ستاره‌ای” نامیده می‌شود. هلیوسفر از میان فضای کهکشان راه شیری حرکت می‌کند. هنگامی که هلیوسفر در فضا پیشروی می‌کند، بخشی از آن که در برابر مرکز کهکشان ما قرار گرفته، نسبت به بخش مقابل، فشار ِ تابشی بیشتری را دریافت می‌کند؛ از این‌رو هلیوسفر شبیه قطره اشک در فضا امتداد یافته است.به همین ترتیب، هر ستاره‌ای در اطراف خود حبابی شبیه هلیوسفر دارد. از لبه‌ی هلیوسفر این میلیاردها ستاره، ذرات و تابش الکترومغناطیسی درون فضا نشت می‌کنند و محیط میان ستاره‌ای را غنی‌تر می‌سازند. اگر از میان لبه‌ی درونی هلیوسفر عبور کنید، با منطقه‌ای مواجه می‌‌شوید که به آن «شوک خروجی»(Termination Shock) می‌گویند. در این منطقه همانند عبور از تندآب‌های خروشان، سرعت می‌گیرید. سرانجام همه چیز آرام می‌گیرد و وارد منطقه‌ی «توقف خورشیدی»(هلیوپاز) می‌شوید که در آن، فشار تابشی خورشید درون هلیوسفر با فشار محیط میان ستاره‌ای بیرون هلیوسفر در تعادل بسر می‌برد. در اینجا بالاخره وارد خود «فضای میان ستاره‌ای» می‌شوید.در سال ۱۳۵۶، سازمان فضایی ناسا کاوشگرهای وویجر۱ و وویجر۲ را به هدف کاوش در دل دست نیافته‌های بشریت به فضا پرتاب کرد. این دو کاوشگر دراصل برای مطالعه سیارات زحل و مشتری طراحی شده بودند اما بعد از انجام ماموریت به سوی فضای بیرونی سامانه خورشیدی حرکت کردند. اکنونفضاپیماهای وویجر ۱و۲ در فضای بین ستاره‌ای هستند و هنوز ارتباط آن‌ها با ما قطع نشده است. از دستاوردهای وویجر در فضای میان ستاره‌ای می‌توان به کشف اقیانوس در قمر اروپا،  آتشفشان های مشتری و چگونگی تشکیل فضای میان ستاره‌ای اشاره کرد. چیزی که تا ۵۰ سال پیش حتی فکرش را هم نمی‌کردیم...</description>
                <category>نشریه اکسیر</category>
                <author>نشریه اکسیر</author>
                <pubDate>Fri, 02 Jul 2021 15:04:05 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه ی اپلای</title>
                <link>https://virgool.io/applymag/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DB%8C-%D8%A7%D9%BE%D9%84%D8%A7%DB%8C-yjpag9fyien1</link>
                <description>شماره ی پنجم نشریه اکسیر مینا اسکندرزاده/ مهدیه حسن پور علی شجاع – ورودی سال 95رشته شیمی – دانشگاه UBC کانادابا کنکور ریاضی در این رشته پذیرفته شد. سال 1398 اپلای خود را انجام داده و در حال حاضر ساکن شهر ویکتوریا در کانادا است. امتحان آیلتس(IELTS) نداده اما نمره تافل(TOEFL) او 93 است.GPA او و معدلش در هنگام اپلای به ترتیب، 3.92 و 18.10 بوده است. مدال المپیاد نداشته و نقطه قوت رزومهی خود را معدل و رتبهی خود میداند.برای6 دانشگاه اقدام کرده است. به ترتیب:مونترال: کارشناسی ارشد - ردمک گیل : هم کارشناسی ارشد و هم دکترای شیمی(میتوان با یکبار پرداخت برای دو دوره درخواست داد) - ردکنکوردیا: کارشناسی ارشد – قبول – فول فاند - به علت زیاد بودن هزینه تحصیل این دانشگاه را انتخاب نکرد.آلبرتا : کارشناسی ارشد – ردویکتوریا: کارشناسی ارشد – قبول – فاند خوبی هم داشت - پیگیری نکرده است زیرا دانشگاه حال حاضر او شرایط بهتری دارد.UBC: دکترا – پذیرفته شده و در رشته شیمی محاسباتی مشغول تحصیل است.پروژه و کار او در حال حاضر بررسی حالت گذار واکنشهایی است که از طریق کاتالیزورهای آلی پیش میروند. در هنگام اپلای مقالهای نداشته و برای پروژه کارشناسیاش با آقای دکتر فتاحی همکاری کرده است.تمام دانشگاههایی که اقدام کرده است نیاز به توصیهنامه داشتند. با 6 نفر از اساتید راجع به توصیهنامه صحبت کرده و در نهایت با توصیهنامه سه نفر از اساتید فرآیند اپلای خود را به سرانجام رسانده است.مراحل اپلای را به تنهایی و با پرسوجو از دانشجویان دیگر انجام داده، و از شرکتها و موسسات فعال در این زمینه کمکی نگرفته است.دانشگاه او در شهر ونکوور قرار دارد و هزینه زندگی را بسیار مناسب میداند. از کالاهای گران سوخت را نام میبرد (لیتری یک دلار و بیست و چهار سنت) و میگوید خرید ماشین ارزانتر از بیمه و سوخت است.از هزینههای سنگین دیگر به هزینه اجاره خانه اشاره میکند اما هزینه خوراکرا متناسب میداند. کمترین درآمد ساعتی 15 دلار است که میتوان با یکساعت کار یک وعده غذایی تهیه کرد.اوبر(تاکسی اینترنتی) هزینهی زیادی دارد و در کل حمل و نقل را گران میداند.فاند او ماهیانه 1750 دلار کاناداست  و دانشگاه هزینه تحصیل او راجداگانه پرداخت میکند که مجموع آن سالیانه 30 هزار دلار میباشد. این مقدار هزینههای زندگی او را به طور کامل تامین میکند.نکات منفی اپلای را موارد زیر میداند: هزینه بالا– دور افتادن از خانواده –تفاوتهای فرهنگی – تفاوتهای آب و هوایی – استرس و اضطراب ناشی از مراحل و فشار مالی و فشار درسی ترمهای آخرکارآموزی را در خارج از کشور تجربه نکرده و تنها کارآموزیاش، در ایران،در یک شرکت نمک بوده که به علت شیوع کرونا توانایی شرکت حضوری را از دست داده است. توصیه او به افرادی که هدفشان این مسیر است تسلط و خواندن زبان انگلیسی است.</description>
                <category>نشریه اکسیر</category>
                <author>نشریه اکسیر</author>
                <pubDate>Wed, 19 May 2021 15:20:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گفت و گویی صمیمی با جناب دکتر هاشمی</title>
                <link>https://virgool.io/@elixir.journal/%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88-%DA%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D9%86%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%87%D8%A7%D8%B4%D9%85%DB%8C-s0qhqzpktqnw</link>
                <description>شماره پنجم نشریه اکسیر کیمیا شهبازی/ امیرحسن گندمکار زادهجناب دکتر خودتان را به صورت کلی معرفی کنید.من محمد محمودی هاشمی هستم. من لیسانسم را در دانشگاه پلی تکنیک کالیفرنیا، فوق لیسانس در دانشگاه سن خوزه، دکترا در دانشگاه نوادا و فوق دکترا را در دانشگاه آیووا اخذ کردم.در تابستان سال 1361، همراه همسر و پسرم به ایران مراجعت کردیم و از اول آذر 1361 هم افتخار دارم که در دانشگاه صنعتی شریف هستم. بنده استاد تمام و استاد نمونهی کشوری سال 1385 و مورد تقدیر توسط ریاست جمهوری وقت قرار گرفتم.از تاریخ 1/9/1399 افتخار بازنشستگی نصیب بنده شده، ولی ترم تحصیلی 13992 هم در خدمت دانشگاه هستم و دانشجوی فوق لیسانس زیر نظر بنده در حال دفاع از پایان نامه قرار دارد.در طی سالیان، مسئولیتهای زیادی در دانشکده داشتم. طولانیترین رییس دانشکده بودم. در کل ایام جنگ، از سال 1362 الی 1370، ریاست دانشکده بر عهدهی بنده قرار داشت. در آن سالها، یکی از وظایف من به عنوان ریاست دانشکده، جذب حداکثری بهترین اساتید بود. از دیگر فعالیتهایی که به آن افتخار میکنم پایهگذاری پذیرش دانشجوی شیمی در مقطع دکترا در دانشگاه شریف بود که آقای دکتر مطلوبیمقدم نیز در این امر کمک بسیاری کردند.رژیم بعثی در عین ناجوانمردی، بارها مناطق مسکونی و غیرنظامی را مورد هدف قرار داد که دانشکدهی شیمی دانشگاه شریف نیز یکی از این مکانها بود. در مورد شرایط ایجاد شدهی آن زمان برای ما بفرمایید.در 22 بهمن سال 1365، دانشکده شیمی در اوج خود بمباران شد.حوالی ساعت 18، بمبی 500 پوندی که سنگینترین بمب قابل حمل برای هواپیما در آن زمان بود، درچند متری دانشکدهی شیمی اصابت کرد. ابعاد این ماجرا به صورتی پیش رفت که فقط اسکلت ساختمان دانشکده در جای خود باقی ماند و پنجرهها و سایر اجزای ساختمان از بین رفتند. خوشبختانه با توجه به اینکه این حادثه عصر جمعه رخ داد و دانشجویان ما در دانشگاه حضور نداشتند، تلفات جانی به همراه نداشت.به دنبال این حادثه، مسئولین آن زمان به ما گفته بودند که اگر دانشکدهی شیمی و بحث آموزش تعطیل شود، دشمن خبر از پیروزی جهت توقف پیشرفت علمی کشور میدهد و باید با این قضیه مقابله می شد. یک ترم دانشجویان را به هتل استقلال ( هیلتون سابق ) منتقل کردیم و طبقهی هفتم را اجاره کردیم.از مشکلاتی که برای ساخت دانشکده بعد از خرابی به وجود آمده ایجاد شده بود، عدم تخصیص شیشه برای ساخت ساختمان بود و این ماجرا طوری پیش رفت که از پلاستیک به جای شیشه استفاده کردیم که البته با شیطنت دانشجویان و ضربدرگذاری با خودکار بر روی این پلاستیکها همراه بود!یکی دیگر از مشکلات اصلی آن دوره، کم بودن سهمیه گازوئیل بود و اوایلآذر سهمیهی گازوئیل به دانشکدهی شیمی اختصاص پیدا میکرد ولی تا اوایل اسفند این مقدار، رو به اتمام می رسید و به علت شرایط جنگ، متاسفانه امکان تخصیص گازوئیل بیشتر برای دانشکده وجود نداشت. در چنین شرایطی که هم شیشه و هم گازوئیل نداشتیم، سبب میشد که فضای دانشکده، بسیار سرد باشد.دلیل انتخاب رشته ی شیمی آلی چه بود؟من قبل از اینکه به دانشگاه بروم، دبیرستان هدف 3 میرفتم. این دبیرستان در آن زمان، در نزدیکی خانهی ما بود و از لحاظ امکانات موجود در این مدرسه، حتی از برخی دانشگاههای امروزی مجهزتر بود. زمانی که تصمیم به تحصیل در خارج از کشور گرفتم، متوجه شدم که برای تحصیل در پایههای پزشکی، ابتدا باید دورههای پیراپزشکی گذرانده شود. از همان زمان من به شیمی و گیاهی در رشتهی طبیعی( تجربی فعلی) علاقهپیدا کرده بودم و تصمیم گرفتم مشغول به تحصیل در رشتهی شیمی شوم تا در ادامهی مسیر تحصیلی، به رشتهی داروسازی تغییر گرایش دهم. ولی به حدی علاقهمند به رشتهی شیمی شدم که قید رفتن به داروسازی را زدم. چون گرایش شیمی آلی، وجه اشتراک زیادی با رشتهی داروسازی داشت و من کنجکاو در کشف فرمولهای مواد دارویی بودم، در مقاطع بالاتر، این گرایش را ادامه دادم و از این انتخاب بسیار خوشحالم.قبل از انقلاب 2 شغل خیلی پرستیژ داشت؛ مهندسی نفت و خلبانی. زمانیکه در سال سوم تحصیل کارشناسی قرار داشتم، به بهترین دانشگاههای دنیا در زمینهی مهندسی نفت درخواست دادم و همه بنده را پذیرفتند ولی یک شب در همان شرایط غربت و تنهایی که خانوادهای برای مشورت کنارم نبودند، به خودم گفتم که آزمایشگاه و حلقه بنزن را به مهندسی نفت ترجیح میدهم.چه عاملی باعث شد که به سمت استاد دانشگاه شدن تمایل پیدا کنید و بزرگترین هدف شما از استاد بودن چه بود و حالا که به ایام بازنشستگی خود نزدیک شدهاید، فکر می کنید آیا در این سال ها توانستهاید به این هدف دست پیدا کنید؟من همیشه دوست داشتم که یک معلم یا استاد خوب باشم. علت این امر این هست که معلم بد (که انشالله نداریم) باعث می شود که یک دیدگاه بد برای دانش آموز نسبت به مدرسه و درس ایجاد شود. من وقتی به دبیرستان هدف3 میرفتم (حدفاصل 1342تا1348) وقتی به اساتید خودم در مدرسه که از اساتید دانشگاه تهران در آن زمان بودند دقت میکردم،این اشتیاق برای امر آموزش در من ایجاد میشد و دوست داشتم من هم دانشآموز و دانشجو داشته باشم و یک زمانی بتوانم امر تدریس را انجام دهم. این عشقی که هدف 3 در من ایجاد کرد باعث شروع امر تدریس در من شد. هدف دیگری که به دنبال آن بودم  آموزش مطالبی که من طی تحصیل تا مقطع فوق دکترا در خارج از کشور گذراندم و انتقال آن به دانشجویان در ایران بود که از این بابت هم بسیار خوشحالم و به آن افتخار میکنم و چنانچه زمان به عقب برگردد، من باز همین مسیر طی شده را پیش خواهم گرفت و به سمت تدریس و آموزش خواهم رفت.شما در 4 دانشگاه ایالتی پلی تکنیک کالیفرنیا، ایالتی سن خوزه، نوادا و آیووا دوران تحصیل خودتان را گذراندید. کدام دانشگاه به نظر شما برای دانشجویان دانشکدهی شیمی دانشگاه شریف گزینهی بهتری برای ادامهی تحصیل میباشد؟در بین دانشگاه هایی که من در آن دوران تحصیل را پشت سر گذاشتم، پلی تکنیک کالیفرنیا خیلی شباهت به دانشگاههای ایران و دانشگاه صنعتی شریف دارد و در زمینههای مهندسی و علوم پایه بسیار قوی عمل میکند. البته عوامل موثر دیگری مثل معدل، در انتخاب و پذیرش دانشگاه وجود دارد. به عنوان مثال یکی از دانشجویان بنده، به صورت مستقیم در دانشگاه استنفورد پذیرش شد و الان در حوزه بیوشیمی فعالیت می کند. پس نمیتوان نسخهی کلی برای انتخاب دانشگاه پیچید و نگاه 0 یا 100 به این قضیه داشت. برای انتخاب دانشگاه سه نکتهی کلی را میتوان لحاظ کرد: اول علاقه و دوم معدل و سوم زمینهی دانشگاه در رشتهی تحصیلی. من دانشجویی داشتم که با معدل 14، امیدی به پذیرش از دانشگاههای خارج از کشور نداشت ولی در دانشگاه کانتیکات پذیرفته شد. پس باید طبق علاقه و معدل، دانشگاهی انتخاب شود که در رشته ی تحصیلی شما، عملکرد خوبی داشته باشد.فیلم و کتاب مورد علاقه و تاثیرگذار در زندگی شما؟من خیلی به دیدن فیلم علاقه ندارم و بیشتر به دنبال واقعیات هستم. ولی فیلمی که تاثیر زیادی در زندگی من داشت، فیلم لورنس عربستان بود که یک فرد چگونه توانست با تزویر، یک امپراطوری را نابود کند.از سینمای ایران هم فیلم گاو را چند بار دیدم و آژانس شیشهای هم مورد پسند من بود. من زیاد سینما نمی روم و یک بار به اصرار بچه هایم به سینما رفتم و فیلم کلاه قرمزی را تماشا کردم که خیلی خوب بود. تلوزیون هم سریال زیاد نگاه نمیکنم مگر اینکه مربوط به مباحث تاریخی باشد. از تلوزیون بیشتر شبکههای مستند و شبکهی 4، برنامهی چهارگوشهی علم را تماشا می کنم.در مورد کتاب هم، من بیشتر کتب درسی مطالعه کردم. چون من در خانوادهای مذهبی بزرگ شدم و همیشه عقاید مذهبی من برقرار بوده، قرآن و کتب مذهبی نقش ویژه ای در زندگی من دارد. معمولا، به کتب رمان و داستان علاقهای نداشتم، ولی در زمان کودکی، کتاب موش و گربه عبید زاکانی را چندین بار خوندم . غیر از این کتاب دیگری به خاطرم نمیآید .ورزش مورد علاقهی شما استاد؟!من ورزش فوتبال و بسکتبال را دوست دارم. اگرچه از لحاظ فیزیکی، مناسب بسکتبال نیستم ولی علاقه به این ورزش دارم. همچنین، ورزشفوتبال را از سنین پایین با توپ پلاستیکی به عنوان تفریح انجام میدادیم و من در تیم فوتبال دبیرستان هدف 3 هم عضو بودم. از دورهی دانشگاه دیگر تماشاچی بودم.آقای دکتر، آبیته یا قرمزته؟من جوان که بودم و بر اثر فشار بچه هایم، پرسپولیسی بودم. ولی به مرور زمان و ازدواج فرزندانم، نگاه کلیتری به این قضیه داشتم و ببینم که تیم به جام جهانی می رود یا نه. الان برای من فرقی ندارد که کدام تیم پیروز باشد، بلکه به مسئله توجه میکنم که در ورزش، سلامتی باشد و کسی آسیبی نبیند.بهترین هدیهای که تا حالا دریافت کردید چه چیزی بوده؟از نظر مادی، در سال سوم دانشگاه در مقطع کارشناسی و دانشگاه کالیفرنیا، رییس دانشکده، از من به دفترش دعوت به عمل آورد. قبل از رفتن، من ذهنم معطوف به مسائل شهریه و صحبت در مورد این قضایا بود. ولی رییس دانشکده، بنده را سورپرایز کردند و به علت بالاترین معدل دو ترم اخیر دانشکده، به صورت غیرمنتظره، به بنده یک کتاب هدیه دادند که هم اکنون در قفسهی کتاب دفتر بنده در دانشکده قرار دارد.غیر از این، وقتی خداوند به من دختر داد، دنیا را به من داد؛ چون شخصا معتقدم که اگر خدا میخواهد به یک پدر نعمتی بدهد، دختر می دهد. من به همراه برادرانم، 6فرزند پسر بودیم و خواهری نداشتیم. همیشه دوست داشتم که بدانم خواهر چیست، دختر چیست و عروسک چیست. بعد از به دنیا آمدن دخترم، تحولی در زندگی من ایجاد شد و این بزرگترین هدیهای بود که خدا به من داد.از بين  کشورهايي که به آنها سفر کرديد، کدام يک را بيشتر دوست داشتيد و چرا؟من کشورهای زیادی سفر داشتم و در کشورهای مختلفی زندگی کردهام . ولی کشوری که در پاسخ به سوال شما باید بگویم، کشور ژاپن هست.من و دکتر مطلوبی، برای سخنرانی سفری 10روزه به کشور ژاپن داشتیم. از نظر فرهنگی، واقعا تعجب کردم از اینکه در آسیا، همچین کشوری وجود داشته باشد. من در این زمان، بسیار تحت تاثیر پشتکار و ادب و ارتباطاتمردم ژاپن قرار گرفتم. فرهنگ آن شهر، بسیار آرام و محترم بود و من کنجکاو بودم پلیس آن شهر را ببینم، به این علت که بسیار کم بودند.تاکنون بین دانشجویان موردی داشتید که خیلی فراتر از یک انسان نخبه باشه؟3 دانشجو هستند که همیشه در خاطرم باقی ماندهاند. جناب دکتر سعید بلالایی، استاد دانشگاه خواجه نصیر (که اولین دانشجوی دکترای بنده بودند)، جناب دکتر افتخاری، استاد دانشگاه مراغه و جناب دکتر عزآبادی.یک جمله یا عبارت دربارهی کلمات زیر1. صنعتی شریف: انشالله بتواند در آینده پرستیژ و شهرت خودش را حفظ کند.2. دانشکده ی شیمی: جایگاه خیلی خوب و دوستانه که اخیرا هم جوانگرایی کرده و جوانان بسیار خوبی داریم که باعث افتخار من هستند.3. شیمی آلی: رشتهای که زنده است و زیرمجموعههایش داروسازی و رنگ و پلیمر و ... که آن را به علت کاربردی بودن و زنده بودن، حس میکنیم.4. کلاس ساعت 7ونیم صبح: بهترین کلاس به نظر من هست. من خودم اصرار دارم آلی1 و آلی 3 را در این ساعت درس بدهم.5. بازنشستگی: من 2 تعریف برای بازنشسته دارم. یک بازِ نشسته که یعنی یک بازی که پس از30سال فعالیت، در حال استراحت است و کلمه ی دیگر، با زن نشسته که از فردا باید در آشپزخانه، به همسر کمک کنم.در نهایت، توصیه به دانشجویان دانشکدهی شیمی و مسیری که روبروی آنها قرار دارد.اولا که من به همهی آنها افتخار میکنم. من فکر میکنم که اگر دانشجویان ما کاربردی فکر کنند، بسیار خوب است. بچه های ما، باید از این جنبه به علم نگاه کنند و دنبال نوآوری باشند. چرا همیشه یک فرد آمریکایی برندهی جایزه شود؟ چرا همیشه یک فرد انگلیسی جایزه را ببرد؟ من به عنوان دستیار استاد در کشور آمریکا، شیمی آلی مهندسی، شیمی آلی دندانپزشکی و انواع آزمایشگاه ها را تدریس کرده ام. اگر در دانشگاه صنعتی شریف، یک کلاس 33نفرهی شیمی آلی 1 یا شیمی آلی 3 یا شیمی فیزیک آلی داشته باشم، 30 دانشجوی کلاس در سطح خوب و 3 دانشجو در سطح متوسط قرار دارند. درحالیکه در خارج ازکشور اصلا اینگونه نبود. در ایام دانشجویی در خارج از کشور در کلاسهای ریاضی، همیشه نمره ی A کلاس متعلق به بنده و چند دانشجوی ایرانی حاضر در کلاس بود. حالا سوال اینجاست که چگونه امپراطوری علمی تشکیل داده اند؟ با دزدیدن مغزها! از دانشگاه هاروارد تا استنفورد، بهترین اساتیدشان، ایرانی هستند. پسر بنده در دانشگاه UCLA و دانشکده ی مهندسی برق مشغول تحصیل بود. یک روز برای امری، به دانشگاه او مراجعه کردم و در کمال ناباوری، مشاهده کردم که به صورت فارسی، مکالمه بین عده ی زیادی از آنها برقرار است. با تعجب، علت این امر را از پسرم پرسیدم و در پاسخ به من گفت که دانشجویان تمام شاگرد اولهای دانشگاه شریف، اینجا هستند که مثال بارز آن، خانم نهال باقری، مدال طلای المپیاد شیمی و دانشجوی دورشتهای مهندسی برق و شیمی، که بلافاصله توسط دانشگاه استنفوردمورد پذیرش قرار گرفت.</description>
                <category>نشریه اکسیر</category>
                <author>نشریه اکسیر</author>
                <pubDate>Tue, 04 May 2021 21:00:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شیمی تاریک</title>
                <link>https://virgool.io/@elixir.journal/%D8%B4%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%DA%A9-xfaavsnrfoxm</link>
                <description>شماره پنجم نشریه اکسیر زمستان ۹۹ صبا پرتوی شفقدر سپتامبر 1978، مارکوف، نویسنده بلغاری، از پل واترلو روی رودخانهی تیمز عبور کرد و منتظر اتوبوس برای رفتن به محل کار خود در بی بی سی ایستاد. در همین حال، او درد و گزش شدیدی در پشت ران راست خود احساس کرد. به پشت سرش نگاه كرد و مردي را ديد كه چتري از زمين برداشت و بعد با عجله به آن طرف خیابان رفت و سوار تاکسی شد.چهار روز بعد، پس از مرگ جورجی مارکوف، محققان اسکاتلندیارد که از تهدیدات زندگی مارکوف با خبر بودند، بلافاصله تحقیقات پزشکی قانونی را آغاز کردند. کالبد شکافی نشان داد که کبد، رودهها و قلب او توسط خونریزیهای کوچک پر شده و تعداد گلبولهای سفید خون او به طرز حیرتانگیزی بالا است. در طی کالبد شکافی، یک جراحت به قطر 2 میلیمتر در ران راست مارکوف دیده شد که در آن، یک گلولهی فلزی عجیب به عرض 1.52 میلیمتر، تقریباً به اندازه سر یک سنجاق، کشف شد.تجزیه و تحلیل متالورژی گلوله نشان داد که این ماده از آلیاژ بسیار سختی از پلاتین و ایریدیم ساخته شده است؛ فلزاتی که از نظر بیولوژیکی بیاثر هستند و واکنش ایمنی در بدن ایجادنمیکنند. دو سوراخ کوچک، هر کدام به قطر 0.34 میلیمتر، در زاویههای مقابل یکدیگر در داخل گلوله قرار گرفته بودند. از آنجا که آلیاژهای گلوله بسیار سخت بودند ، محققان نتیجه گرفتند که سوراخها فقط میتوانستند با لیزر و تکنولوژی پیشرفته ایجاد شده باشند.تحلیلها نشان داد که گلوله میتواند 0.2 میلیگرم ماده را حمل کند. برای نگهداری مواد در داخل حفرهها، مومی با دمای ذوب 37 درجه، گلوله را پوشانده بود. هیچ یک از این مومها بر روی گلوله مارکوف باقی نمانده بود، اما دانشمندان پزشکی قانونی توانستندحضور آن را با استفاده از گلوله دومی که از بدن ولادیمیر کاستوف، تبعیدی بلغاری، خارج کرده بودند، اثبات کنند. کمتر از دو هفته قبل از حمله به مارکوف، کاستوف گزارش داده بود که در ایستگاه مترو پاریس با چیزی گزیده شده است. او با تب شدید در بیمارستان بستری شد، اما پس از مدتی بهبود یافت. پس از مرگ ماركوف، اعضای گروه ضد ترور انگلیس از واقعه كاستوف مطلع شدند، زخم وی را معاینه كردند، گلوله را بازیافتند و موم را كشف كردند.در گلولهی خارج شده از مارکوف اثری از سمی که باعث مرگ وی شد کشف نشد، و هیچ  سمی در بدن وی باقی نمانده بود. بنابراین برای تعیین نوع سم، محققان با شیوهی آزمایش و حذف گزینه پیش رفتند. آنها انبوهی از سموم را در نظر داشتند. یک سم گیاهی قوی به نام ریسین، که از دانههای کرچک به دست میآید، در میان حدسهای اولیه بود.ریسین از دو عنصر سمی تشکیل شده است. اولین عنصر به سلولهای بدن نفوذ میکند و مجرایی برای سم دوم ایجاد میکند. عنصر دوم توانایی تولید پروتئین در سلول را دچار اختلال میکند و در نهایت سلول را از بین میبرد. پس از رسیدن سم به جریان خون، اثرات مهلک آن در بدن پخش شده و پس از چند روزبهآهستگی باعث مرگ میشود.علائم مسمومیت با ریسین با علایم مارکوف مطابقت داشت و دانشمندان برای اطمینان سم را به خوک تزریق کردند؛ کالبد شکافی خوک همان آسیبهای داخلی بدن مارکوف را نشان داد.دانشمندان تصور کردند که یک &quot;چترِ اسلحه&quot; گلولهی مرگبار را شلیک کرده است. این چتر حاوی یک استوانهی هوای فشرده بود که پس از فعال شدن ماشه در دستهی چتر، گلوله را از طریق میلهی آن شلیک میکرد. اگرچه هیچ مدرک مشخصی وجود ندارد که چنین سلاحی واقعاً استفاده شده باشد، اما کارشناسان پزشکی قانونی یک پرونده محکم را بر اساس اطلاعات زیر تشکیل دادهاند:روایت مارکوف از این حادثه: بعد از اصابت گلوله، مارکوف مردی را دید كه چتری را از زمین برمیدارد و پس از اینکه با لهجه خارجی از او عذرخواهی میکند از او دور میشود.محل زخم: مارکوف از ناحیه بالای پشت ران راست ضربه خورده بود. کارشناس پزشکی قانونی، حدس میزد که اگر گلوله با دستگاه دستی شلیک شده بود، احتمالاً زخم در ناحیهی کمر یا پایین شانه ایجاد میشد.وضعیت لباس مارکوف و گلوله: شلوار جین مارکوف تقریباً هیچ نشانهای از آسیبدیدگی نشان نمیداد و گلوله نیز تغییر شکل نداده بود. این نشان میدهد از یک وسیلهی منفجره مانند اسلحه، که باعث سوختن شلوار و آسیب رساندن به گلوله میشود،استفاده نشده بود.پس از سقوط اتحاد جماهیر شوروی مشخص شد که از ریسین تولید شده در آزمایشگاههای مخفی کا.گ.ب، در این عملیات استفاده شده بود. دو افسر سابق کا.گ.ب علناً به درگیری شوروی اعتراف کردند. بعدها گزارش شد که بلغاریها از یک جنایتکار ایتالیایی برای انجام قتل استفاده کرده بودند که هیچگاه  دستگیر نشد.</description>
                <category>نشریه اکسیر</category>
                <author>نشریه اکسیر</author>
                <pubDate>Thu, 18 Mar 2021 15:58:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شیمی و صلح</title>
                <link>https://virgool.io/@elixir.journal/%D8%B4%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D9%88-%D8%B5%D9%84%D8%AD-mvtvs779jvsk</link>
                <description>امیرحسین امینی شماره پنجم نشریه اکسیر زمستان ۹۹اگر تابهحال شیمی خوانده باشید حتماً نام لینوس پاولینگ به گوشتان خورده است، شیمیدان پرآوازهای که ردپای کارهای علمیاش در بسیاری از شاخههای علم یافت میشود. پاولینگ در فوریه ۱۹۰۱ در شهر پورتلند آمریکا متولد شد. جرقۀ علاقۀ وصف نشدنی پاولینگ به علم شیمی، در کودکی و هنگامیکه کیت آموزشی شیمیای که یکی از دوستانش داشت را دید، رقم خورد. ازآنجاییکه خانوادهاش توانایی خرید چنین چیزی را نداشتند، خود پاولینگ با ضایعاتی که از یک کارخانۀ ذوبآهن قدیمی پیدا کرده بود، برای خودش یک کیت آموزشی ساخت، ازاینرو میتوان به پاولینگ لقب «شیمیدان خودآموخته» را نیز داد. پاولینگ در ۱۶ سالگی وارد دانشگاه شد و آنقدر سریع پیشرفت کرد که در ۱۸ سالگی مدرس درسی شد که خودش در ۱۷ سالگی گذرانده بود. او علاوه بر دانش و استعداد بالایی که در علم داشت، سخنران قهاری نیز بود، بهطوریکه میتوانست پیچیدهترین موضوعات علمی را به افرادی که هیچ پیشینهای از علم نداشتند، با زبانی ساده و گیرا توضیح دهد. در همان دوران، پاولینگ با یکی از دانشجویانش به نام آوا هلن ازدواج کرد و این زوج صاحب ۴ فرزند شدند. پاولینگ در حالی با درجۀ دکترا در رشتههای شیمیفیزیک و ریاضی فیزیک از مؤسسه فناوری کالیفرنیا ( َکل ِتک) فارغالتحصیل شد که جزو یک درصد برتر دانشجویان بود و به وی لقب summa cum laude اعطا شده بود. در سال ۱۹۵۴ پاولینگ برندۀ جایزۀ نوبل شیمی با عنوان «برای پژوهشهایش در مورد ماهیت پیوند شیمیایی و کاربرد آن در بررسی ساختار ترکیبات پیچیده» شد. ایجاد و توسعۀ مکانیک کوانتومی انگیزۀ پاولینگ در بررسی ساختار و ماهیت پیوندها بود. در دهۀ ۳۰ میلادی، پاولینگ با استفاده از مکانیک کوانتومی شروع به بررسی و واکاوی ساختار و ماهیت پیوندهای شیمیایی کرد. وی در طول زندگی علمی خود به دستاوردهای بزرگی رسید که از جمله آنها میتوان به بررسی ساختار پروتئینها، تبیین مفهوم الکترونگاتیوی، ساخت پلاسمای مصنوعی، کشف دلیل کمخونی داسیشکل و بررسی ساختار کریستالها با استفاده از پراش اشعۀ X اشاره کرد. در سال ۱۹۶۲ جایزۀ نوبل صلح با عنوان «برای مبارزه او علیه رقابت تسلیحات هستهای بین شرق و غرب» به پاولینگ اهدا شد. بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی نقطۀ عطفی در زندگی پاولینگ محسوب میشود، پس از این فاجعه پاولینگ به همراه سایر دانشمندان علیه رقابت هستهای شرق و غرب سخنرانیها و مقالات زیادی منتشر کرد. سخنرانی مشهور پاولینگ با عنوان «انتخاب ما: مرگِ اتمی یا قانون جهانی» و همچنین پیشنویس «واخواهی هیروشیما» که توسط او انجام شدند نقطۀ عطفی در تصمیم جامعۀ جهانی برای پایاندادن به آزمایش سلاحهای هستهای و ایجاد پیمان منع جزئی آزمایش هستهای بودند. وی تا آخرین روزهای عمرش، هنگامیکه با سرطان میجنگید نیز در مؤسسهای که خودش تأسیس کرده بود (مؤسسۀ پاولینگ) مشغول فعالیتهای علمی بود، و در نهایت در ۱۹ آگوست ۱۹۹۴ به علت سرطان درگذشت. پاولینگ را میتوان نماد فردی دانست که هم با علم به جهان خدمت کرد و هم از جایگاهش استفاده کرد تا صلح را در جهان برقرار کند، وی همچنین یکی از ۴ فردی است که دو بار برنده جایزۀ نوبل شدهاند و عنوان ۱۶ مین دانشمند برتر تاریخ را نیز نصیب خود کرده است.</description>
                <category>نشریه اکسیر</category>
                <author>نشریه اکسیر</author>
                <pubDate>Thu, 04 Mar 2021 17:26:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ماینور، تغییر رشته و کردیت</title>
                <link>https://virgool.io/@elixir.journal/%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%88%D8%B1-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D8%B1%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%88-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D8%AA-tvvv2gwgozpa</link>
                <description>امیرحسین امینیویژه نامه ورودی نشریه اکسیر پاییز ۹۹طبق قوانین آموزشی وزارت علوم، دانشجویانی که «نمره‌‌‌‌ی آزمون ورودی آن‌ها، از نمره‌‌‌‌ی آخرین فرد پذیرفته ‌‌‌‌شده در آن رشته کمتر نباشد» یا رتبه‌‌‌‌ی زیر 150 در آزمون سراسری کسب کرده باشند، می‌توانند برای تغییر رشته درخواست کنند. اما در دانشگاه صنعتی شریف، شرایطی ویژه برای افرادی که نمره‌‌‌‌ی لازم برای قبولی در رشته‌‌‌‌ی دلخواه را کسب نکرده‌‌‌‌اند ولی تمایل به تغییر رشته دارند، به شرح زیر وجود دارد:در صورتی که معدل کل دانشجو در دو نیمسال متوالی آخر بالای 16 باشد، دانشجو می‌‌‌‌تواند پس از تایید دانشکده‌‌‌‌ی مبدأ و مقصد، به مدت دو سال در دانشکده‌‌‌‌ی مقصد میهمان شده و دروس آن‌ها را بگذراند. در صورت احراز شرایط دانشکده و کسب حداقل معدل 16 و با تایید کمیسیون آموزش، با تغییر رشته‌‌‌‌ی دانشجو موافقت می‌شود. در صورت موافقت با تغییر رشته‌‌‌‌ی دانشجو، امکان بازگشت به رشته‌‌‌‌ی اصلی وجود ندارد و همچنین دانشجو تنها یک‌ بار می‌تواند درخواست تغییر رشته کند.در صورتی که دانشجو موفق به اخذ دروس دانشکده‌‌‌‌ی مقصد نشده و یا معدل او از 16 پایین تر شود، با درخواست او به منظور تغییر رشته‌ موافقت نشده و هم‌‌‌‌چنین باید شهریه‌‌‌‌ی دروس گذرانده‌‌‌‌ شده در دانشکده‌‌‌‌ی مقصد را به ‌صورت تک‌‌‌‌درس پرداخت نماید. در ضمن  نمرات این دروس در معدل کل دانشجو و ریزنمرات وی تاثیر داده می‌شوند.دانشجویان استعدادهای درخشان (المپیادی یا رتبه‌‌ی برتر) که وارد دانشگاه می‌شوند، می‌توانند از تسهیلات ویژه‌‌ی کردیت و دو‌‌رشته‌ای استفاده کنند.مطابق قوانین وزارت علوم، رتبه‌های برتر و دارندگان مدال طلای کشوری و هم‌‌چنین مدال جهانی در هر یک از رشته‌‌های المپیاد، می‌توانند به‌ طور همزمان در دو رشته تحصیل کنند. برای درخواست تحصیل در دو رشته و اطلاع دقیق از شرایط آن به آموزش دانشگاه مراجعه کنید.تسهیلات دیگری که برای این دسته از دانشجویان در نظر گرفته شده است، کردیت (CR) کردن برخی دروس است. به این صورت که مطابق بخشنامه‌‌ی آموزش دانشگاه، دانشجویانی که المپیادی بوده‌اند، متناسب با رشته‌‌ی المپیاد خود، می‌توانند از گذراندن برخی دروس معاف شده و به ‌جای آن، درس دیگری اخذ کنند. نمره‌‌ی این دروس، در کارنامه‌‌ی دانشجویان متقاضی استفاده از تسهیلات کردیت، CR درج می‌شود.برای اطلاع از دروسی که می‌توان آنها را کردیت کرد، به سایت معاونت آموزشی دانشگاه که آدرس آن ذکر شد، مراجعه کنید.دوره‌‌ی فرعی که میان دانشجویان، بیشتر با عنوان «ماینور» شناخته می‌شود، یکی از امکانات آموزشی‌ است که دانشگاه در اختیار دانشجویان قرار می‌دهد. شما می‌توانید در کنار رشته‌‌ی اصلی خود که از طریق کنکور سراسری در آن پذیرفته شده‌اید (رشته‌‌ی ماژور)، یکی دیگر از دانشکده‌های دانشگاه که دوره‌‌ی فرعی ارائه می‌دهند را انتخاب کنید و با گذراندن 21 الی 25 واحد از چارت درسی آن دانشکده، هم با گوشه‌ای دیگر از علم آشنا شوید و هم هنگام پایان تحصیلات خود، مدرکی دال بر گذراندن دوره‌‌ی فرعی را دریافت کنید.دوره‌‌ی فرعی میان دانشجویان دانشگاه نسبتاً محبوب است. به علت این‌که تعداد واحدهای زیادی ندارد و گذراندن آن برای کسانی که بخواهند فقط کمی بیش از حالت عادی خود تلاش کنند و خود را به چالش بکشند، کار دشواری نیست.ورود به دوره‌‌ی فرعی شروط عجیب‌‌غریبی ندارد، فقط کافی‌‌ست معدل کل‌تان 14 یا بالاتر باشد، در این صورت می‌توانید برای رشته‌‌ی مورد نظر خود از سامانه‌‌ی آموزش درخواست ثبت کنید و پس از تایید معاون آموزشی دانشکده‌ای که رشته‌‌ی اصلی‌تان را آن‌‌جا می‌گذرانید و سپس تایید آموزش کل، شما به طور رسمی دانشجوی دوره‌‌ی فرعی دانشکده‌‌ی مورد نظرتان خواهید شد؛ در ضمن کل مراحل ثبت درخواست و تایید، در مجموع کمی بیش از یک هفته وقت می‌برد.برای گذراندن دروس دوره‌‌ی فرعی، اگر معدل‌ کل‌تان بالای 17 باشد، نیازی به پرداخت شهریه ندارید. در غیر این‌صورت، مطابق تعرفه‌‌ی تعیین‌‌شده توسط آموزش دانشگاه، باید برای هر واحد اخذ‌‌شد‌‌ه‌‌ی عملی/نظری شهریه پرداخت کنید.زمان ثبت درخواست برای شرکت در دوره‌‌ی فرعی، پیش از شروع نیم‌‌سال سوم تا ابتدای نیم‌‌سال پنجم می‌باشد و حواستان باشد که فقط می‌توانید در یک دوره‌‌ی فرعی شرکت کنید و نه بیشتر.برای اطلاعات بیشتر در خصوص دوره‌‌ی فرعی و همچنین دانشکده‌هایی که دوره‌‌ی فرعی را ارائه می‌دهند، می‌توانید به وبسایت معاونت آموزشی دانشگاه به آدرس http://www.sharif.ir/web/doe/1 مراجعه کنید.</description>
                <category>نشریه اکسیر</category>
                <author>نشریه اکسیر</author>
                <pubDate>Wed, 27 Jan 2021 17:22:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کلاف آموزش</title>
                <link>https://virgool.io/@elixir.journal/%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%81-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-vfdfwrtujtye</link>
                <description>شقایق گودرزی ویژه نامه ورودی نشریه اکسیر  پاییز ۹۹در آغاز ماجراجویی در مقطع کارشناسی، در صفحه‌‌ی کامپیوتر یا موبایل‌‌تان، مطمئنا با سامانه‌‌ی آموزش شریف مواجه شده‌‌اید و سعی کرده‌‌اید جزئیات تک‌‌تک گزینه‌‌ها را بررسی کنید. در این متن نه چندان کوتاه بر آن است که این صفحه را که یکی از مهم‌‌ترین سامانه‌‌هایی‌‌ست که در طول دوران دانشجویی با آن مواجه می‌‌شوید، به شما معرفی کنیم.اول از همه که وارد صفحه‌‌ی شخصیتان می‌‌شوید جدول بزرگی را وسط صفحه می‌‌بینید.در سطر اول این جدول می‌‌توانید اسم استاد راهنما‌ی خود را ببینید.در سطر دوم می‌توانید متوجه شوید که اجازه‌ی ثبت‌‌نام دارید یا خیر. به طور مثال، اگر در ارائه‌ی مدارکتان به دانشگاه مشکلی وجود داشته باشد، آموزش کل به شما اجازه‌‌ی ثبت‌‌نام نمی‌‌دهد و در این بخش مشکل پیش‌‌ آمده قابل مشاهده است.در سطر سوم شما می‌‌توانید زمان ثبت‌‌نام، انتخاب واحد و ترمیم خود را ببینید. (در ادامه با این اصطلاحات بیشتر آشنا می‌شویم.)اولین بخش، بخش امور ثبت‌نام و ترمیم است. هنگامی که زمان انتخاب واحد شما فرا برسد، گزینه‌‌ی ثبت‌‌نام و ترمیم را در این لیست می‌توانید مشاهده کنید. در گذشته هنگام ثبت‌‌نام، باید از این قسمت انتخاب واحد را انجام می‌دادیم. اما در نیم سال اول 1398-1399 سامانه‌ی دیگری طراحی شد که استفاده از آن بسیار ساده است و ایرادهای سامانه‌‌ی قبلی را ندارد.my.edu.sharif.edu)) این سامانه، شب قبل از انتخاب واحد و دقایقی قبل از انتخاب واحد برای شما باز می‌شود تا بتوانید دروس مورد نظر خود را نشان‌‌دار کنید و دیگر در زمان انتخاب واحد به دنبال درس‌های مورد نظر خود نگردید.اما فرایند ترمیم همچنان از طریق سامانه‌ی قدیم آموزش و منوی ثبت‌نام و ترمیم صورت می‌‌گیرد.حالا که بحث انتخاب واحد و ثبت‌‌نام داغ است بگذارید تمام چیز‌هایی که ممکن است در این فرایند بشنوید را برایتان توضیح دهم.انتخاب واحد: انتخاب واحد همان ثبت‌‌نام در ترم جدید است. درواقع شما با انتخاب دروسی که در نظر دارید، در ترم آتی ثبت‌‌نام می‌‌کنید و مسلما عدم انتخاب واحد شما به منزله‌ی انصراف از تحصیل است.ترمیم: ترمیم فرصتی است که تقریبا یک هفته بعد از شروع ترم به شما داده می‌‌شود که اگر قصد دارید درسی را حذف یا اضافه کنید. گاهی پیش می‌‌آید که آن درس در بازه‌‌ی انتخاب واحد به شما نرسد، ولی از آن‌‌جایی که بعضی‌‌ها درس‌‌های خود را حذف می‌‌کنند، ممکن است ظرفیت درس مورد نظرتان خالی شده باشد و شما بتوانید آن را اضافه کنید.رزرو: هر درس ظرفیت مشخصی دارد. وقتی ظرفیت درس طی انتخاب واحد پر می‌‌شود معمولا 10 نفری که بعد از پر شدن ظرفیت ثبت‌‌نام کرده‌‌اند، وارد ظرفیت رزرو می‌‌شوند تا اگر آموزش دانشکده‌‌ی ارائه دهنده‌‌ی درس به ظرفیت کلاس افزود، دانش‌‌جویانبه کلاس اضافه شوند. در غیر این صورت این درس در بازه‌‌ی ترمیم برای آن‌‌ها حذف خواهد شد.رند: رند در واقع همان زمان ثبت‌‌نام شماست. به طور مثال، اگر زمان ثبت‌‌نام شما ساعت 9 باشد، می‌گویند رند شما 9 است. اما این رند چگونه مشخص می‌شود؟ در ترم‌‌های فرد سیستم آموزش به صورت تصادفی زمانی را به انتخاب واحد شما اختصاص می‌دهد که در ترم زوج و بازه‌ی ترمیم رند مکمل آن را خواهید داشت. مثلا اگر در ترم فرد شما گروه اولی بودید که انتخاب واحد کردید، در ترم آینده و در بازه‌ی ترمیم گروه آخر خواهید‌ بود. بعد از این که آخرین گروه هم انتخاب واحد و یا ترمیم خود را انجام داد، سیستم مجددا برای همه از ساعت 13 الی 16 باز خواهد شد.دومین گزینه در منوی امور ثبت‌‌نام و ترمیم، لیست دروس ارائه‌‌شده‌‌ی دانشکده‌‌ها در ترم جاری است. در این بخش می‌‌توانید کد دروس، پیش‌‌نیازی/هم‌‌نیازی، استاد ارائه‌‌دهنده‌‌یدرس، زمان امتحان پایان‌‌ترم، ظرفیت کلاس و روزهای برگزاری آن‌‌ها را مشاهده کنید. اما برای انتخاب واحد و چیدن برنامه‌‌یدرسی خود می‌‌توانید از سامانه‌‌ی (term.inato.ir) استفاده کنید تا دید بهتری نسبت به برنامه‌‌ی درسی خود و تداخل دروس داشته باشید.گزینه‌‌ی بعدی، لیست فرم‌‌های مشاوره‌‌ی انتخاب واحد دانشجو است. قبل از انتخاب واحد شما باید فرمی را به نام فرم مشاوره‌‌یاستاد راهنما از این منو پر کنید تا به استاد راهنمای خود اطلاع دهید که در ترم آینده مایل به گذراندن چه دروسی هستید و در صورت تایید استاد راهنما شما مجاز به ثبت‌‌نام خواهید بود. در غیر این صورت در صفحه‌‌ی اصلی و در سطر سوم جدول، شما مجاز به ثبت‌‌نام نخواهید بود.منوی بعدی، منوی خدمات آموزشی است. یکی از گزینه‌‌ها در این منو، گزینه‌‌ی تطبیق دروس دانشجو با چارت است. شما از طریق این صفحه می‌‌توانید بفهمید چه دروسی را تا به حال برداشتید و چه دروسی را هنوز برنداشته‌‌اید. به عبارتی دید زیبایی نسبت به این موضوع که چقدر تا فارغ‌‌التحصیلی فاصله دارید، به شما می‌‌دهد.یکی از گزینه‌‌هایی که الان نمی‌‌بینید و فقط در بازه‌‌ی زمانی حذف تک درس باز می‌‌شود، گزینه‌‌ی درخواست حذف اضطراری است.این بازه‌‌ی زمانی که معمولا بعد از میان‌‌ترم‌‌هاست به شما اینفرصت را می‌‌دهد که با توجه به نمره‌ی میان‌‌ترم خود یک درس را در صورت تمایل حذف کنید. دقت داشته باشید که دروس تک واحدی را نمی‌‌توانید حذف کنید و در صورتی که بعد از حذف،تعداد واحدهای شما کمتر از 12 واحد بشود قادر به استفاده از این تسهیلات نخواهید بود.گزینه‌‌ی بعدی در این منو که شاید بیشتر از سایرین به کارتان بیاید، فرم ثبت‌‌نام دانشجو و برنامه‌‌ی هفتگی دانشجو است. در گذشته که ما از سامانه‌‌ی قدیمی انتخاب واحد استفاده می‌‌کردیم،این سامانه بارها و بارها در طی انجام کار از ذسترس‌‌مان خارج می‌‌شد و ما از این دو گزینه استفاده می‌‌کردیم تا ببینیم آیا موفق به گرفتن درس مورد نظر شده‌‌ایم یا خیر. چون وقتی درسی وارد فرم ثبت‌‌نام و برنامه‌‌ی درسی می‌‌شود، به این معناست که شما در آن درس ثبت‌‌نام کرده‌‌اید.از توضیحات فوق که بگذریم، به اصلی‌‌ترین منویی که می‌‌تواند مهم‌‌ترین دلیل شما برای ورود به سامانه‌‌ی آموزش باشد می‌‌رسیم. منوی امور کارنامه!اولین گزینه‌‌ای که در این منو مشاهده می‌‌کنید، وضعیت تحصیلی و ریز نمرات دانشجو است. شما در این منو می‌‌توانید معدل هر ترم، معدل کل، تعداد واحدهای اخذ شده، گذرانده شده و نمرات نهایی خود را ببینید.حروفی هستند که ممکن است در کارنامه‌‌ی خود ببینید که در ادامه توضیح خواهم داد.1. w همان حذف تک درس است. دیدن این حرف در جلوی درسی به این معناست که شما این درس را حذف کرده‌‌اید.2. N دیدن این حرف به این معناست که نمره‌‌ی شما هنوز به صورت نهایی وارد کارنامه‌‌ی اصلیتان نشده است.3.P /F نشان‌‌دهنده‌‌ی این است که شما درسی را پاس کرده اید/نکرده‌‌اید. حال این درس می‌‌تواند شامل دروسی مانند کار‌‌آموزی،دروس صفر واحدی یا دروسی باشد که به روش خاص یا در تحصیلات قبلی قادر به پاس کردن آن شده‌‌اید.4.CR را دانشجویان المپیادی یا دانشجویانی که دروسی را در تحصیلات قبلی خود پاس کرده‌‌اند، ممکن است در کارنامه‌‌ی خود مشاهده کنند و بدین معناست که آن‌‌ها آن درس را به صورت اعتباری گذرانده‌‌اند.5. D یا 0.25 که امیدوارم هرگز در طول دوران تحصیلتان با آن مواجه نشوید نشان‌‌دهنده‌‌ی این است که شما در درسی تقلب کرده‌‌اید.ذکر این چند نکته نیز خالی از لطف نیست که حداقل نمره‌‌ی قبولی در درس‌‌ها 10 است. اگر معدل‌‌تان زیر 12 باشد به معنای مشروطی است و اگر بیش‌‌تر از 3 بار مشروط شوید، از تحصیل محروم خواهید شد. فرد مشروط می‌‌تواند در ترم بعد حداکثر 14 واحد بردارد. دانشجویانی که معدل بالای 17 دارند می‌‌توانند با تایید گروه آموزشی تا سقف 24 واحد کسب کنند.در نهایت توجه‌‌تان را به لیست نمرات موقت و ثبت اعتراض جلب می‌‌کنم که این‌‌جا اولین جایی‌‌ست که می‌‌توانید دست‌‌آوردهایتان را مشاهده کنید. پس از آن‌‌که امتحان دادید، طبق شیوه‌‌نامه‌‌یاجرایی آئین‌‌نامه‌‌ی آموزشی، استاد باید 7 روز بعد از برگزاری امتحان، نتیجه را به دانشجویان اعلام کند. این منو دقیقا همان جایی‌‌ست که نمرات خود را برای اولین بار در آن مشاهده می‌‌کنیدو 3 روز فرصت دارید تا اگر اعتراضی به نمره‌‌ی خود دارید آن را در همین بخش برای استاد مربوطه ارسال کنید. سپس استاد حداکثر دو هفته پس از برگزاری امتحان فرصت دارد تا نمره‌‌ی نهایی شما را به آموزش دانشگاه ارسال کند و پس از تایید آموزش دانشگاه نمره‌‌ی شما وارد کارنامه‌‌ی اصلی می‌‌شود.در این‌‌جا خلاصه‌‌ای از موارد آموزشی که با آن‌‌ها ممکن است مواجه شوید بیان شد. سایر اطلاعات را می‌‌توایند از طریق سرگروه‌‌های خود دریافت کنید و برخی چیزها با تجربه به دست می‌‌آیند.</description>
                <category>نشریه اکسیر</category>
                <author>نشریه اکسیر</author>
                <pubDate>Fri, 15 Jan 2021 15:06:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کافه های دانشگاه</title>
                <link>https://virgool.io/@elixir.journal/%DA%A9%D8%A7%D9%81%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-fykbc7byax67</link>
                <description>ساهره شرهانیویژه نامه ورودی ها نشریه اکسیرپاییز ۹۹ روز اول که در دانشگاه قدم می‌گذارید و ماجراجویی‌ها در دنیای شریف آغاز می‌شود، میان ساختمان‌های غول‌پیکر، درست لحظه‌ای که خستگی ناشی از گردش در دانشگاه بر تنتان نمایان می‌شود، جاذبه‌هایی چشمک‌زنان از شما دلبری خواهند کرد؛ و آن‌ها چیزی نیستند جز خوشمزه‌جات دانشگاه شریف! و در این بخش شما را با آن‌‌ها آشنا خواهیم کرد که در روز موعود بازگشایی دانشگاه دچار سردرگمی نشوید.شریف پلاسبی‌شک اولین کافه‌ای که نظرتان را جلب خواهد کرد، شریف پلاس خواهد بود که بخش بانوان و آقایان آن جداست. محیط وسیع، قیمت مناسب و تنوع بالای غذا از نکات مثبت این مکان است. اما ناگفته نماند که کیفیت بعضی غذاها متوسط و چه بسا پایین است. از همه‌ی این‌ها که بگذریم توجه شما را به املت شریف پلاس جلب می‌کنم که درکنار چای نبات رفیق روزهای سختتان خواهد بود و در طول دوران تحصیل جمله‌ی «حالا یک املت بگیریم تا ببینیم چی میشه.» را زیاد خواهید شنید.غذاهای پیشنهادی: سیب‌زمینی تنوری، چیکن استروگانفشریف پلاس VIPاولین تفاوتی که بین این مکان با شریف پلاس به چشم می‌خورد، مختلط بودن آن است. کیفیت غذای آن با شریف پلاس تفاوت چندانی ندارد و فقط کمی بهتر است.غذای پیشنهادی: اکبر جوجه، سینه‌ی مرغ با سبزیجاتکافه فناوریاین کافه واقع در ساختمان خدمات و فناوری است و منوی غذای آن نسبت به شریف پلاس تنوع کمتری دارد و مکان مناسبی برای دورهمی با دوستان است. پیرامون این مکان افراد مشغول کارند، پس مراقب باشید آلودگی صوتی ایجاد نکنید!غذای پیشنهادی: پنینی مرغ، چری بریکافه ویستانو(بالاس!)در همین لحظه‌ای که در حال مطالعه‌ی این متن هستید، با اطمینان کامل می‌توانم بگویم تعداد افرادی که به این کافه رفته‌اند و نامش را می‌دانند از انگشت‌های دست‌های نیز کمتر است و تقریبا همه آن را با نام بالاس (که مخفف بالای سلف است!) می‌شناسند. چشمگیرترین نکته که لازم است فوتبالی‌ها بدانند این است که این مکان مجهز به تلوزیون است و گاهی اوقات مسابقات فوتبال به صورت زنده پخش می‌شود. فضای این کافه نیز به گونه‌ای است که با جمع دوستان لذت‌بخش‌تر خواهد بود. به ویژه در ساعات پر تنش قبل از امتحان.غذای پیشنهادی: انواع کیک‌ها، املتکافه دنجاین کافه در پایین‌ترین نقطه‌ی دانشگاه، در نزدیکی مرکز محاسبات قرار دارد. بزرگ‌ترین نکته‌ی مثبت این مکان، مبل‌های راحت آن است در حالی غذاهای کافه از کیفیت متوسطی برخوردارند. و به طور کلی برای وقت‌هایی که نیاز دارید در جایی آرام و دور از هیاهو باشید، مناسب است.غذای پیشنهادی: قهوه‌ی موکاکلانابا توجه به شعبه‌های متعدد موجود در سطح شهرها، کمتر کسی است که با کلانا و کیفیت غذاهای آن آشنا نباشد و می‌توان گفت کلانا مناسب‌ترین انتخاب برای زمانی است که به غذای فوری و نسبتا با کیفیت نیاز دارید.درنهایت ذکر این موضوع خالی از لطف نیست که نکات مطرح شده، جمع‌بندی نظرات تعدادی از دانشجویان است و خوب یا متوسط تلقی کردن کیفیت امری کاملا نسبی و سلیقه‌ای است و در این‌جا تلاش کردیم تصویری کلی نسبت به مکان‌هایی که در آن‌ها غذا عرضه می‌شود تقدیمتان کنیم و امید است که مفید واقع شود.</description>
                <category>نشریه اکسیر</category>
                <author>نشریه اکسیر</author>
                <pubDate>Fri, 08 Jan 2021 16:13:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مصاحبه با دکتر بهمن یاری</title>
                <link>https://virgool.io/applymag/%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D9%87%D9%85%D9%86-%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C-of3jpor6kiku</link>
                <description>ورودی ۷۴ دانشکده شیمی دانشگاه شریف کیمیا شهبازینشریه اکسیر پاییز ۱۳۹۹ 1-آیا از ترم نخست تحصیل خود در مقطع کارشناسی خاطره‌‌ای به یاد دارید؟اولین روز که وارد دانشگاه شدم، تابلوی قرمزرنگی که بالای درب یکی از تالارها قرار داشت، توجه من را جلب کرد. داخل تالار میزهایزیادی وجود داشت که پشت هر میز، سال‌‌بالایی‌‌های هر رشته به خوش‌‌آمد‌‌گویی و انجام فرایند ثبت‌‌نام دانشجویان می‌‌پرداختند.در طول اردوی دوروزه‌‌ای که برای ما فراهم شده بود، به ما دانشگاه و دانشکده‌‌های مختلف را نشان می‌‌دادند و ما در بهت قدمت وعظمت آن می‌‌ماندیم.اولین کلاسی که برگزار شد، فیزیک 1 با آقای دکتر ابوالحسنی و داخل تالاری بزرگ بود. یک تابلوی بزرگ هم وجود داشت که استادیک‌‌سره روی آن می‌‌نوشت و ما اصلا نمی‌‌فهمیدیم که باید چه کار کنیم. یک روز به خودمان آمدیم و دیدیم که ای وای! چه قدر از درس عقبمانده‌‌ایم. به همین خاطر پیشنهاد می‌‌کنم که دانش‌‌جویان از همان روزهای اول جدی درس بخوانند.از دیگر خاطرات نیز این‌‌که من با خانم مریم میرزاخانی و خانم رویا بهشتی در درس زبان عمومی هم‌‌کلاسی بودم و درخشش این عزیزاندر سال‌‌های بعد باعث افتخار بوده است.2-آیا در دوران کارشناسی خود پروژه داشتید؟شخصا علاقه‌‌ی زیادی به کارهای پژوهشی داشتم و هم‌‌چنان دارم. در دوران کارشناسی به جز کارآموزی که در شرکت پاکشو بودم، یکپروژه هم داشتم که طی قراردادی از طرف پتروشیمی با دانشکده‌‌ی شیمی بسته شده بود. در ساعات اضافی بر روی این پروژه وقتمی‌‌گذاشتم و تمامی فعالیت‌‌ها از جمله نوشتن فرایند واکنش تا نوشتن گزارش کار همگی بر عهده‌‌ی من بود و این موضوع در ادامه‌‌ی مسیرتحصیلی به من بسیارکمک کرد.3-آیا شما دانش‌‌جوی برتری بودید؟واقعیت این است که در ورودی‌‌های سال ما، من حتی جزو ده نفر اول نیز نبودم. ولی ارتباط کاری-علمی خوبی با مسئول آزمایشگاهشیمی آلی 1 داشتم و ایشان به من خیلی کمک کرد.4-آیا تمایل داشتید که در دوران کارشناسی نیز در رشته‌‌ی مهندسی شیمی تحصیل می‌‌کردید؟خیر، من صد در صد از این‌‌که شیمی خواندم، خوش‌‌حال هستم. همیشه جدالی بین رشته‌‌های مختلف وجود دارد که اشتباه است، چوننباید بین رشته‌‌ها مرزبندی بکنیم. در اکثر مشاغل لازم است که شما با رشته‌‌های دیگر نیز آشنایی داشته باشید. به نظر من میان شیمی،مواد، مهندسی شیمی و مکانیک رابطه‌‌ی عمیق و تنگاتنگی وجود دارد. من، خود در دوران کارشناسی، از دانشکده‌‌ی مهندسی شیمیواحدهایی به عنوان درس اختیاری برمی‌‌داشتم.5-استاد یا استادان محبوب شما در دوره‌‌ی کارشناسی چه کسانی بودند؟همه‌‌ی اساتید عزیز هستند. استاد راهنمای ورودی ما مرحوم آقای دکتر ارشدی بود و خاطره‌‌ی جالبی از ایشان دارم. در اولین روز ملاقاتمبا ایشان، دکتر برخورد خیلی تندی داشت. البته بعدها به ایشان علاقمند شدیم و کم‌‌کم به این موضوع پی بردیم که باید در تحصیل خودجدی باشیم.آقای دکتر گبل استاد محترمی بود. از خاطراتی که با ایشان دارم می‌‌توانم به این خاطره اشاره کنم. قصد داشتم برای درسی در دانشگاهتهران مهمان شوم ولی دکتر اجازه نداد و گفت که باید آن درس را با استانداردهای شریف بگذرانم. من نیز که مانند بقیه‌‌ی دانش‌‌جو‌‌هایشریف، سخنی را بدون دلیل قبول نمی‌‌کردم، پرسیدم که چرا؟ دکتر گبل نیز پاسخ داد: «هزاران سوال بی‌‌پاسخ وجود دارد که هیچ کسجوابی برای آن‌‌ها ندارد، تو به دنبال پاسخ هستی؟ من دلم نمی‌‌خواهد تو این واحد را برداری.»آقای دکتر باقری نیز بسیار محترم، دوست‌‌داشنتی و خوش‌‌برخورد بود. از میان کارمندان نیز می‌‌توانم به خانم نادری عزیز اشاره کنم کههر کجا هستند، خدا یاورشان باشد.6-برای دانش‌‌جویان کارشناسی چه پیشنهادی دارید؟در دوران کارشناسی شما جوان‌‌اید و می‌‌توانید کارهای بزرگ انجام بدهید. سعی کنید مسیر خود را مشخص کنید، برنامه‌‌هایتان را تنظیمکنید، از هدف خود برای آینده آگاهی داشته باشید و کار بیهوده انجام ندهید.7-شما برای چند دانشگاه اقدام به اپلای کردید؟از میان پنج یا شش انتخابی که داشتم، در چهار مورد پذیرش گرفتم؛ دانشگاه‌‌های پلی تکنیک، کونکوردیا (شیمی) و اتاوا در مونترال وهم‌‌چنین اکلاهما در آمریکا.8-چگونه با استادی که h-index 50 داشت، آشنا شدید؟آشنایی من با استاد جمال شوکی به سبب توجه و علاقه‌‌ی من به زمینه‌‌ی پژوهشی ایشان، باطری‌‌های لیتیومی، بود. علاوه بر آن پس ازملاقاتی که با استاد داشتم، ایشان هم تمایل خود را به همکاری نشان داد9-به نظر شما نسبت به هشت سال گذشته اپلای دانش‌‌جویان راحت‌‌تر شده است یا سخت‌‌تر؟نرخ پذیرش همچنان وجود دارد و علاقه به دانشجویان ایرانی به شدت زیاد است. حتی در یکی از مقالات روزنامه‌‌های محلی مونترال چاپشد که تعداد دانش‌‌جویان ایرانی با دانش‌‌جویان کِبِکی در دانشگاه پلی تکنیک برابر است.10-در حال حاضر زمینه‌‌ی تحقیقاتی شما چیست؟در دوران یک‌‌ساله‌‌ی پست داک خود روی سه پروژه کار کردم. یکی از این پروژه‌‌ها به عبارتی ساده تبدیل متان به آروماتیک‌‌ها می‌‌باشد کهبا کمک شرکت توتال انجام دادیم.11-بهترین و بدترین قسمت مهاجرت از نظر شما چیست؟شما هنگامی‌‌ که مهاجرت می‌‌کنید با موضوع‌‌های جدید بسیاری آشنا می‌‌شوید. به نظر من این موضوع خیلی خوب است. به خصوص درکانادا که چندین و چند فرهنگ از کشورهای مختلف وجود دارد. ویژگی منفی مهاجرت نیز استرس بالا است و این امکان وجود دارد که دربرخی افراد به افسردگی منجر شود.12-هزینه‌‌ی زندگی شما از بورسیه تامین می‌‌شد؟تا زمانی که یک خانواده‌‌ی دونفره بودیم، به راحتی هزینه‌‌هایمان تامین می‌‌شد. اما پس از به دنیا آمدن بچه‌‌ها، یک مقدار دچار فشار مالیشدیم که البته دولت کانادا حمایت‌‌های به خصوصی داشت و ما توانستیم از آن‌‌ها استفاده کنیم.13-توصیه‌‌ی نهایی شما به ورودی‌‌های دانشکده و سال بالایی‌‌ها چیست؟سعی کنید در هر زمینه‌‌ای بهترین باشید و یقین داشته باشید که بهترین‌‌ها همیشه می‌‌درخشند.و در آخر سلام گرم من را به همه‌‌ی اساتید دانشکده‌‌ی شیمی برسانید.</description>
                <category>نشریه اکسیر</category>
                <author>نشریه اکسیر</author>
                <pubDate>Tue, 15 Dec 2020 17:51:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هم دانشکده ای سلام</title>
                <link>https://virgool.io/@elixir.journal/%D9%87%D9%85-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%A9%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-p8voquqjfhol</link>
                <description>تارا همدانی/ عرفان طلوعتجربه ی خوابگاه و ورود به دانشگاه هم‌‌دانشکده‌‌ای‌‌های جدید سلام! به دانشکده‌‌ی شیمی بسیار خوش آمدید.شما اکنون با ورود به دانشگاه، بلیط بزرگ‌‌سالی را در دستانتان دارید و این همان شروعی‌‌ست که زندگی شما را شکل می‌‌دهد. با ورود به دانشگاه، زندگی شما خودمحورتر از گذشته می‌‌شود و حالا استقلال بیش‌‌تری را تجربه می‌‌کنید. چه دانشجویی خوابگاهی باشید و چه نباشید، نسبت به دوران دبیرستان و قبل‌‌تر،نظارت والدین بر شما کم‌‌تر می‌‌شود و تنظیم برنامه‌‌های شما بیش‌‌تر بر عهده‌‌ی خودتان قرار خواهد گرفت. در دبیرستان چه خانواده و چه مدرسه به صورت‌‌های مختلف بر امور درسی دانش‌‌آموزان نظارت داشتند، در حالی‌‌که در دانشگاه این نظارت به علت بی‌‌اطلاعی والدین از برنامه‌‌های درسی دانشجو به حداقل خود رسیده و اجبار والدین به مطالعه کمتر می‌‌شود. از طرفی اکنون این شما هستید که به عنوان یک «دانشجو» باید در جستجوی دانش باشید! برخلاف دبیرستان که محوریت یادگیری با دبیر است و کلیه‌‌ی مطالب و موضوعات درسی نکته‌‌ به‌‌ نکته به دانش‌‌آموز تدریس می‌‌شود. اکنون نقش اصلی خود شما هستید و در دانشگاه محور یادگیری استاد نیست، بلکه فقط کلیات و نکات اساسی توسط استاد تدریس می‌‌شود و باقی روند یادگیری بر عهده‌‌ی دانشجو قرار دارد. پس آشنایی با نکاتی در ارتباط با تفاوت‌‌های مطالعه‌‌ی درسی در دانشگاه و دبیرستان، برای دانشجوهای ترم اولی کارآمد خواهد بود.حجم و عمق بسیار فراوان مطالب درسی ممکن است باعث تعجب دانشجویان تازه‌‌وارد گردد. حجم بالای مطالب درسی نسبت به دبیرستان، مدت زمان کمتر برای مطالعه، تعدد دروس و تعدد منابعاز نکات قابل‌‌توجهی‌‌ست که از ابتدا باید در روند تنظیم برنامه‌‌های خود در نظر داشته باشید.به ضرورت استفاده از متون غیرفارسی نیز دقت کنید. دانشجویان برای فعالیت‌‌های علمی نیازمند استفاده از منابع غیرفارسی هستند و ضعف در این مهارت زبانی سبب ایجاد مشکلات جدی و کند بودن دانشجویان می‌‌شود، بنابراین از همین ابتدای امر توجه ویژه‌‌ای به زبان انگلیسی داشته باشید و سعی کنید به مطالعه‌‌ی متون غیرفارسی عادت کنید.مطالعه یک مهارت است. دانشجویان برای موفقیت در دانشگاه به مهارت‌‌های مطالعاتی نیازمند هستند. این مهارت‌‌ها با یادگیری و تمرین ارتقا پیدا می‌‌کنند. با توجه به تفاوت‌‌های ذکر‌‌شده، به سادگی روشن می‌‌شود که عادات و روش‌‌های مطالعاتی دبیرستان، غالبا برای دانشجویان مناسب نیست.در روزهای خانه‌‌نشینی کرونایی که درس خواندن و یادگیری مانند بسیاری دیگر از فعالیت‌‌های روزمره دشوارتر از قبل است، اتلاف وقت و از دست دادن فرصت‌‌ها خیلی آسان‌‌تر می‌‌توانند پیش آیند،بنابراین برای جلوگیری از نگرانی و فشارهای مضاعف در پایان‌‌ترم، در این روزها اهمیت برنامه‌‌ریزی، مدیریت زمان و هدف‌‌گذاری پررنگ تر از گذشته است. پس برای درس خواندن مکانی ترجیحا ثابت، ساکت و خلوت انتخاب کنید و بلافاصله شروع کنید! در کلاس‌‌های مجازی فعال باشید و به صورت موثر گوش دهید. در این روزها به خاطر داشته باشید که روابط خود را با همکلاسی‌‌ها، گروه‌‌های درسی، اساتید و ... به منظور قرار گرفتن در جریان درس‌‌ها و هماهنگی با فعالیت‌‌های کلاسی حفظ کنید و در صورت نیاز از دوستان و اساتید خود کمک بخواهید .خوابگاه. واژه‌‌‌‌ای که بعد از آمدن نتایج انتخاب رشته به زبان تعداد زیادی از دانشجویان می‌آید. دانشجویان اغلب از زندگی خوابگاهی به عنوان یک مرحله‌‌ی جدید از زندگی خود یاد می‌کنند. شاید واژه‌‌ی خوابگاه برای افراد گوناگون معانی مختلفی داشته باشد اما بی‌شک یک معنی منحصر به فرد دارد: استقلال.دانشجویان تازه وارد در دوره‌‌ی کارشناسی، در صورتی که محل زندگی آن‌ها استان‌‌هایی به غیر از تهران و البرز باشد، اغلب در خوابگاه طرشت 2 (خواهران)، خوابگاه طرشت 3 و خوابگاه شهید احمدی روشن (برادران) اسکان می‌یابند. دانشگاه تعهدی برای ارائه‌‌ی خدمات خوابگاه به دانشجویان پردیس ندارد و این دسته از دانشجویان می‎توانند برای خوابگاه پردیس خودگردان دانشگاه اقدام کنند. در شرایط خاص دانشگاه ممکن است برای دانشجویانی که از برخی شهرهای دور استان البرز به تهران می‌آیند، خدمات خوابگاهی در نظر بگیرد. به طور معمول دانشجویان دوره کارشناسی بر اساس استان محل زندگی بین دو خوابگاه طرشت 3 و شهید احمدی روشن تقسیم می‌شوند. خوابگاه طرشت 3 بیش از 30 سال و خوابگاه شهید احمدی روشن بیش از 50 سال قدمت دارند و از همان ابتدای کار برای اسکان دانشجو طراحی شده‌اند. محیط سبز گسترده و امکان انجام انواع فعالیت های ورزشی، انگیزه زیادی برای دانشجویان تازه وارد ایجاد می‌کند. از نظر موقعیت مکانی، هر دو خوابگاه به دانشگاه نزدیک هستند با این تفاوت که فاصله‌‌ی خوابگاه طرشت 3 کمی بیشتر است. اغلب دانشجویان مسیر خوابگاه تا دانشگاه را پیاده طی می‌کنند. ( 20 دقیقه از خوابگاه طرشت 3 و 15 دقیقه از خوابگاه شهید احمدی روشن) .امکانات دو خوابگاه تقریبا یکسان است ولی خوابگاه طرشت 3 به علت داشتن دانشجو بیشتر، تجهیزات بیشتری دارد. در خوابگاه احمدی روشن، در هر اتاق 6 نفر ساکن است در حالی در خوابگاه طرشت 3، این عدد 4 می‌باشد. در هر دو خوابگاه سرویس بهداشتی و حمام به صورت عمومی است و خدمات لباسشویی نیز با قیمت مناسب موجود است. در اولین روز حضور در خوابگاه باید هم اتاقی های خود را انتخاب کنید. به طور معمول هر سال یکی از اهداف اردوی مشهد، آشنا کردن بچه‌‌ها با یکدیگر است و در اردوگاه فرصتی به دانشجویان داده می‌شود تا لیست اولیه‌‌ی خود را به خوابگاه ارائه بدهند. لیست نهایی هر اتاق بعد از اردوی مشهد به مسئول خوابگاه داده می‌شود تا تکلیف دانشجویانی که در اردو حاضر نبودند نیز مشخص شود. به طور معمول پیشنهاد می‌شود که دانشجویان هم استانی یا هم رشته‌ای با یکدیگر هم اتاقی شوند اما هیچ جای نگرانی نیست. زیرا در پایان هر ترم لیست هر اتاق می‌‌تواند تغییر کند.از روزهای شنبه تا چهارشنبه، مسئولان خوابگاه هر شب برای دانشجویان شام تدارک می‌‌بینند و هر دانشجو از هفته‌‌ی قبل آنباید در سایت dining.sharif.ir شام خود را رزرو کنند. این برنامه برای نهار روز پنج‌‌شنبه نیز وجود دارد با این تفاوت که شام این روز به صورت نیمه آماده به دانشجویان تحویل داده می‌شود. به طور معمول دانشگاه در هر ترم مبلغ 40 هزار تومان را به صورت کد تخفیف برای صبحانه یک دانشجو خوابگاهی اختصاص می‌دهد و دانشجویان با سفارش کالا از طریق سایت dining.sharif.ir کالاهای صبحانه‌‌ی خود را از ساختمان خدمات رفاهی تحویل می‌گیرند. در هر اتاق، میز به همراه چراغ LEDبرای هر نفر موجود است اما در هر خوابگاه تعدادی سالن مطالعه نیز وجود دارد تا دانشجویان در صورت تمایل از آنها استفاده کنند. همچنین در ایام امتحانات ساعت کاری کتابخانه دانشگاه افزایش یافته و از ساعت 8 به بعد، هر ساعت یک سرویس به سمت هر خوابگاه می‌رود. باید خودتان را برای مواجهه با همه‌ی مشکلات زندگی خوابگاهی آماده کنید، این تنها یک تجربه از هزاران تجربه‌ی زندگی دانشجویی است. اما مهم‌ترین موضوع در زندگی خوابگاهی درک کامل و درست اصول و قوانین است. وقتی شما درک درستی از چیزی که قرار است اتفاق بیفتد، داشته باشید، پذیرش اتفاقات و شرایط هم برای‌تان ساده‌تر خواهد بود. حفظ اصول زندگی خوابگاهی و داشتن یک رابطه‌ی اجتماعی خوب با دیگر دانشجویان، ابتدایی‌ترین اصول برای داشتن آرامش در خوابگاه است و مطمئن باشید باقی مسائل خود به خود درست خواهد شد. به طور کلی، دوران زندگی خوابگاهی با دوری از خانواده و احساس دلتنگی آغاز می‌شود اما با پیدا کردن دوستان خود و عادت کردن به محیط اطراف می‌‌توانید آن را به یکی از بهترین دوران زندگی‌تان تبدیل کنید.</description>
                <category>نشریه اکسیر</category>
                <author>نشریه اکسیر</author>
                <pubDate>Fri, 04 Dec 2020 19:09:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاریخچه دانشگاه صنعتی شریف</title>
                <link>https://virgool.io/@elixir.journal/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%81-ulrny0et4jmo</link>
                <description>به مناسبت ۵۵ امین سالگرد تاسیس دانشگاهشکیبا رسولی نشریه اکسیر پاییز ۹۹هر زمان که نامی از تاریخ بر زبان رانده می‌‌شود یا هر مجال که مشتقات این واژه به چشم می‌‌خورد با چهره‌‌هایی عبوس و مغموم رو‌‌به‌‌رو می‌‌شویم. گویی این تاریخ زبان بسته اذن سخن‌‌وری گرفته و واژه‌‌هایی نه‌‌چندان شایست به میان آورده که این‌‌گونه به تریج قبای آن‌‌ها برخورده است. اما این را باید دانست که هرگاه «تاریخ» در کرانه‌‌ی واژه‌‌ای سکنا گزید حاکی از ارزشمندی آن واژهاست. حال این واژه «اسکاتلند» باشد و تاریخ‌‌نگار آن قصد به رخ کشیدن دیار خود را داشته و یا «شریف» باشد و وقایع‌‌‌‌نگار آن عزم بالیدن به نبوغ دانش‌‌آموختگان سرزمین خود.می‌‌خواهم برایتان از روزگاه کهن سال‌‌هایی روایت کنم که در تقویم تاریخ سیاه و سفیدند. حکایت تاریخ پیدایش دانشگاهی را بازگو کنم که اکنون ام‌‌آی‌‌تی ایران خوانده می‌‌شود. دانشگاه «صنعتی آریامهر» که بعدها به افتخاریکی از دانش‌‌آموختگان آن، مجید شریف واقفی، عنوان «صنعتی شریف» را به خود می‌‌گیرد.آرمان و انگیزه‌‌ی پیشرفت صنعت و اقتصاد آن روزگارایران، پی‌‌ریزیِ بنیانِ دانشگاهی صنعتی را سبب شد و به منظور این امر، کسی سزاوارتر از دکتر محمدعلی مجتهدی نبود.یکی از روزهای پاییزی سال 1344 در دانشکده‌‌ی فنی دانشگاه تهران بعد از اتمام کلاس درسی که دکتر مجتهدی استاد آن بود، به او خبر رساندند که به دربار احضار شده‌‌ است و باید به ملاقت با شاه برود. صبح آن روز دکتر برای دیدار شاه به دربار رفت. شاه خطاب بهدکتر گفت: «دو کار است که شما شایستگی انجامش را دارید. به شما رجوع می‌‌کنم و یکی از آن‌‌ها را بپذیرید؛ یا به عنوان سفیر کبیر بروید خارج و به عنوان سرپرست به اوضاع محصلان اروپا و آمریکا رسیدگی کنید. سفرا و کنسول‌‌های‌‌مان جوان‌‌های ما را عاصی کرده‌‌اند. این‌‌ها احتیاجاتی دارند که باید با یک پدر مشورت کنند و کمک بخواهند. شما شایسته این کار هستید و به عنوان سفیر هر چه هم بخواهید برای این دانشجویان که ثروت مملکت‌‌اند، در اختیارتان می‌‌گذارم. با اختیار تام، بروید و به کارشان رسیدگی کنید. من یقین دارم عقده‌‌های این جوان‌‌ها در اثر اعمال شما از بین خواهد رفت. به داد این‌‌ها برسید. در مواقعی که گرفتاری پیدا می‌‌کنند، با ‌‌آن‌‌ها کمک کنید. مملکت ما محتاج این جوان‌‌های فاضل و دانشمند است. می‌‌خواهم بدون عقده باشند. کار دوم این است که می‌‌خواهم دانشگاه بسیار بزرگی، از لحاظ علمی و صنعتی، در تهران تشکیل بدهید و دانشگاه تهران را از خواب بی‌‌هوشی بیدار کنید. من یقین دارم که شما حتما این را هم انجام خواهید داد.» تاسیس چنین دانشگاهی مدت‌‌ها آرزویی بود که دکتر در خیال داشت. بنابراین طی یک هفته اساسنامه‌‌ای برای دانشگاه تنظیم و تدوین کرد.از این رو در تاریخ 11 آبان 1344 شاه طی فرمانیهمایونی حکم بنیادگذاری دانشگاه نوین را صادر کرد و به پیشنهاد دکتر، شاه تولیت عظمای دانشگاه و خود نیابت آن را پذیرفت. هم‌‌چنین اداره‌‌ی دانشگاه به دست هیئت امنایی صورت گرفت که شاه برگماشته بود. جدای آن نام کهن دانشگاه با عنوان «صنعتی آریامهر» نیز از دیگر پیشنهادات دکتر بود که بسیار به مذاق شاه خوش آمد.هنگام خوانش اساسنامه، مضمون ماده‌‌ی 22 توجه من را به خود جلب کرد. ماده‌‌ی مذکور بیان داشت: «برنامه تعلیماتی هر یک از دانشکده‌‌ها طبق برنامه یکی از دانشکده‌‌های مشابه بزرگ دنیا تنظیم خواهد شد و پس از تصویب شورای دانشگاه به اطلاع شورای مرکزی دانشگاه‌‌ها خواهد رسید و اجرا خواهد شد.» دکتر با وجود اینکه پیوسته اظهار داشت که شاه خواهان دانشگاهی از نوع ام‌‌آی‌‌تی است، بر این موضوع تاکید می‌‌کرد که هر دانشکده‌‌ی دانشگاه باید با معتبرترین دانشکده‌‌ در سطح دنیا «ژومله» شود. که این شرحی دیگر از همان ماده‌‌ی 22 بود.دکتر مجتهدی به منظور جذب هیئت علمی دانشگاه ازمیان دانش‌‌آموختگان مراکز علمی معتبر راهی قاره‌‌هایاروپا و آمریکا شد. او برای ملاقات با دانش‌‌آموختگانایرانی مقیم خارج از کشور به آلمان، اتریش، فرانسه،انگلستان، سوئیس، کانادا و آمریکا سفر کرد. او فروردینماه 1345 به آلمان رفت و طی جلسه‌‌ای خطاب بهدانش‌‌آموختگان دوره‌‌ی دکترا اظهار داشت: «اگر همه‌‌یدانشگاه‌‌های ایران را به شکل هرم در نظر بگیریم،دانشگاه تهران پایه هرم آموزشی‌‌پژوهشی کشور محسوبمی‌‌شود، دانشگاه‌‌های دیگر بدنه هرم و دانشگاه صنعتیآریامهر، راس این هرم خواهد بود.» این جملات تمامیافرادی که آن روز در آن جلسه حاضر بودند را تحت تاثیرقرار داد و سبب شد شمار کثیری از آنان خواستارهمکاری با دکتر شوند.موسم احداث بنای نخست دانشگاه فرا رسید. دکتر مجتهدی معماری ساختمان‌‌های اولیه‌‌ی آن را به حسین امانت سپرد. کسی که در سال 1349 نماد «ایران مدرن» یعنی برج شهیاد، آزادی کنونی، به دستان هنر او و به سبب یادبود جشن‌‌های 2500 ساله‌‌ی شاهنشاهی ایران در یکی از میدان‌‌های اصلی غرب تهران استوار شد.در آغاز، دانشگاه تنها شش دانشکده داشت. دانشکده مهندسی برق، دانشکده مهندسی مکانیک، دانشکده مهندسی شیمی، دانشکده مهندسی متالوژی، دانشکده مهندسی علوم و دانشکده مدیریت صنعتی و اقتصاد مهندسی. شیمی یکی از گرایش‌‌های دانشکده مهندسی علوم به شمار می‌‌رفت. در آن سا‌‌ل‌‌ها سالن جباری کنونی مکان برگزاری امتحانات هفتگی سال اولی‌‌ها بوده. اگر چشم‌‌تان به برنامه‌‌ تحصیلی آن دوران خورده باشد، متوجه می‌‌شوید که هر هفته شنبه‌‌ها در تالار امتحانات، به بیانیهمان سالن جباری کنونی، سال اولی‌‌ها باید یکی از دروس پایه یعنی فیزیک، ریاضی و شیمی را امتحان می‌‌دادند.مدت‌‌ها بعد روزی یکی از همکاران سابق دکتر از واشنگتن با او تماس می‌‌گیرد و به او خبر می‌‌دهد که او از نیابت عظمای دانشگاه برکنار شده است و دلیل برکناری او در هاله‌‌ای از ابهام ماند.همان‌‌گونه که در آغازه‌‌ی نوشتارم بدان اشاره کردم انگیزه‌‌ی من از نگارش این تاریخچه تنها پرداختن به چگونگی پیدایش دانشگاه بود. ولی اکنون می‌‌خواهم پا بهکوچه و خیابان‌‌های سال‌‌های جنگ بگذارم. صدام دانشکده‌‌ی شیمی را مورد اصابت موشک قرار داد. او از فعالیت دانشجویان به منظور یاری رساندن به جبهه آگاه شده بود. خوش‌‌بختانه کسی صدمه ندید ولی ویرانی بدی به بار آمد. به گونه‌‌ای که کلاس‌‌های درس دانشگاه تا اتمام تعمیرات به هتل هیلتون، استقلال کنونی، برده شد.تمام کوشش من بر این بود که لحظاتی چند، شما را همراه با خود، به گوشه‌‌ای از تاریخ بکشانم. اما از آن‌‌جا که بشر هنوز ماشین زمانی به خود ندیده است، تنها مسیر این عزیمت را واژگان یافتم. بله! واژگان. همان «بچه‌‌شیطان‌‌های شکسپیر»! بچه‌‌هایی که در صفحات کتاب‌‌ها نشسته‌‌اند و ما را به بازیگوشی می‌‌خوانند. پس من به قصد این سفر، کتاب تاریخ را از کتاب‌‌خانه‌‌ی زندگانی برگزیدم. عنکبوت‌‌های ساکنِ حاشیه‌‌های صفحات آن را تاراندم و قصه‌‌ی آن را تا این برگ روایت کردم. اکنون آن را می‌‌بندم و روایت باقی حکایت را به شما می‌‌سپارم.</description>
                <category>نشریه اکسیر</category>
                <author>نشریه اکسیر</author>
                <pubDate>Tue, 24 Nov 2020 17:44:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شریف گردی</title>
                <link>https://virgool.io/@elixir.journal/%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%81-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%DB%8C-so2b4ojwarh6</link>
                <description>امیرحسن گندمکارزادهنشریه اکسیر ویژه‌نامه ورودی درب ورودیمعمولا سردر ورودی یک دانشگاه نماد آن دانشگاه است. اما می‌‌توان گفت برای دانشگاه شریف، حداقل این‌‌گونه نیست. سردری که ورودی آن ابتدای خیابان آزادی است. آماده باشید که قرار است با اولین ورود رسمی از این در، لقب عامیانه‌‌ی &quot;بسیار سخت‌‌کوش&quot; به شما اعطا شود .فضای دل‌‌گشابعد از دفتر آقای رئیس و روبه‌‌روی کاخ سفید (دانشکده‌‌ی قدیمی هوافضا)، فضای سرسبز و دل‌‌گشایی وجود دارد که می‌‌تواند پاتوق مناسبی برای دور هم جمع شدن به دور از هیاهوی دانشگاه باشد. چرا که می‌‌توان گفت همیشه خلوت است.جکوزپاتوق‌‌پذیرترین محل شریف، همین فضای زیباست که آن حوض وسط نیز بیشتر جنبه‌‌ی نمایشی دارد و هرگز آبی در آن نخواهید دید و فواره‌‌ای که کار نمی‌‌کند. می‌‌توان گفت جکوز نقطه‌‌ای از دانشگاه است که در هر ساعت شبانه‌‌روز و در هر زمان از سال، دست کم یک نفر را در آن می‌‌توان دید.مسجدمکان معنوی دانشگاه، جایی بسیار زیبا است که فضای حیاط آن، حوض و فواره‌‌ی آب صفای خاصی به محیط داده است. نماز جماعت در هر زمان در مسجد دانشگاه برگزارمی‌‌شود و پذیرای مراسم متعدد مذهبی نیز است. در ضمن خود مسجد برای چرت زدن‌‌های کوتاه‌‌مدت بین کلاس‌‌ها نیز جای بسیار مناسبی‌‌ست!فضای مکثدرست روبه‌‌روی دانشکده‌‌ی کامپیوتر، فضایی سرسبز و باصفا است که برای &quot;مکث&quot; چند دقیقه‌‌ای و استراحت، می‌‌تواند گزینه‌‌ی مناسبی باشد. فقط زمانی که در حال خودتان هستید وغرق در تفکر شده‌‌اید، مواظب شلنگ آب باشید که خیس نشوید.لوپلوپ معروف مواد و لوپ شیمی یا مکانیک (هنوز سر نام‌‌گذاری این مکان بحث و جدلی پیشینه‌‌دار وجود دارد.) به فضای سبز با تعداد کمی نیمکت روبروی دانشکده‌‌ی مواد و دانشکده‌‌ی شیمی گفته می‌‌شود که در صورتی که تمایل داشتید بین کلاس‌‌هایتان هوایی عوض کنید یا دور هم جمع شوید، گزینه‌‌ی خیلی مناسبی است.ساختمان ابن سینا (ابنس)از نکات عجیب و قابل توجه این است که مهم‌‌ترین ساختمان بهترین دانشگاه فنی کشور به نام فردی‌‌ست که بیش‌‌تر به پزشک بودن معروف است! اما قلب تپنده‌‌ی دانشگاه در مرکز آن دارای سه طبقه است که بیش‌‌تر محل برگزاری کلاس‌‌های عمومی و معارف است و بعضا به خاطر امکانات و فضای خاصی که دارد، کلاس‌‌های تخصصی نیز در این محل برگزار می‌‌شود.طاق ابن سینا (ابنس)از جمله جاهایی که می‌‌شود دانشجوهای شیمی را با تراکم بالاتری هنگام ناهار یافت، زیر طاق و کنار در ورودی ساختمان ابن سینا (ابنس) است. همواره ناهار زیر طاق، لذت خاص خود را دارد اما وقتی کسی با نوشابه وارد جمع شود و همه را مهمان کند، جذا‌‌ب‌‌تر هم می‌‌شود. ☺مرکز فناوری مرکز نوساز دانشگاه که می‌‌توان لقب شیک‌‌ترین مکان دانشگاه را به آن داد، می‌‌تواند مکانی مناسب برای دورهمی‌‌هایی با دوستان برای درس خواندن باشد یا حتی می‌‌توان در آن‌‌جا عکس‌‌های زیبایی گرفت و از کافه‌‌ی دنج آن لذت برد. این مرکز از دفترهای متعددی در حیطه‌‌ی استارت‌‌آپ‌‌ها و علوم تحقیقاتی تشکیل شده است.کتاب‌‌خانه‌‌ی مرکزیکتاب‌‌خانه‌‌ی مرکزی که به اختصار از آن به خرکزی! یاد می‌‌شود، با گنجینه‌‌ی بسیار زیاد کتاب و چندین سالن مطالعه، مکانی کاملا آکادمیک را برای استفاده‌‌ی دانشجویان ایجاد کرده است. این‌‌جا مکانی‌‌ست که سرانه‌‌ی مطالعه‌‌ی کشور را یک‌‌تنه مقدار زیادی بالا برده است!:)تالارهااگر ترم یک و دو حضوری باشد معمولا گذرتان به آن مکان زیاد می‌‌خورد. مکانی با کلاس‌‌های بزرگ، پرظرفیت و پلکانی که برای دروسی مانند ریاضی، فیزیک و شیمی عمومی مورد استفاده قرار می‌‌گیرد.سالن جابر ابن حیانمی‌‌توان گفت دانشکده‌‌ی شیمی افتخار این را دارد که در بخش همکف ساختمان، پذیرای مهم‌‌ترین و بهترین سالن همایش دانشگاه صنعتی شریف باشد. عمده‌‌ی جشن‌‌ها و مراسم و سمپوزیوم‌‌های درون و برون‌‌دانشگاهی در این سالن برگزار می‌‌شوند.آکواریوم (آک)درست وسط طبقه‌‌ی سوم دانشکده‌‌ی شیمی، مکانی به نام آکواریوم وجود دارد. محلی مناسب برای تجمع دانشجویان شیمی، گفت‌‌وگو و هم‌‌چنین برگزاری جشن‌‌های شب یلدا. نکته‌‌ی قابل توجه این است که هرگز نباید در این مکان به دنبال ماهی و جانوران دریایی بگردید!سایت دانشکدهاز ضلع شرقی طبقه‌‌ی همکف دانشکده هنگامی که می‌‌خواهید به سمت طبقه‌‌ی اول بروید، درست رو‌‌به‌‌روی پله‌‌ها، سایت دانشکده را که فقط مختص دانشجویان شیمی و مجهز به تعدادی سیستم کامپیوتر است مشاهده می‌‌کنید و در صورتی که نیاز فوری به کار با سیستم داشتید و لپ‌‌تاپی در دسترستان نبود، می‌‌توانید از این مکان بهره ببرید.سالن کیمیاسالن کنفرانسی کوچک و زیبا، واقع در طبقه‌‌ی دوم دانشکده‌‌ی شیمی است و بیشتر برای سخنرانی‌‌های علمی و دفاع از پایان‌‌نامه‌‌ها و کنفرانس‌‌های دانشجویان دکترا جزو برنامه‌‌های اساسی است. ناگفته نماند که نباید عکاسی پشت تریبون این‌‌جا را نادیده گرفت.سالن مطالعه‌‌ی دانشکده‌‌ی شیمی در راه‌‌پله‌‌ی بین طبقه‌‌ی دوم و سوم، سالن مطالعه‌‌ی کوچک دانشکده قرار دارد. اگر بتوانید صدای محیط بیرون را تحمل کنید و وسواس خاصی بر این قضیه نداشته باشید، محیط ایده‌‌آلی برای درس خواندن در خود دانشکده می‌‌تواند باشد.</description>
                <category>نشریه اکسیر</category>
                <author>نشریه اکسیر</author>
                <pubDate>Mon, 23 Nov 2020 11:31:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاریخچه موسیقی ایران (دوران پیش از اسلام)</title>
                <link>https://virgool.io/@elixir.journal/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-k27qnx2fgsgq</link>
                <description>ساهره شرهانینشریه اکسیر پاییز ۹۹هنگامی که سخن از موسیقی یک کشور به میان میآید، سرگذشت یک ملت از گذشته تا کنون با تمام فراز و نشیب‌های آن تداعی می شود. چه زمانی که یک ساز به دست استاد فرج الله متولد می‌شد یا آن هنگام که صدای تار، این ساز خوش‌اندام، در آغوش استاد جلیل شهناز به رقص می‌آمد، این تاریخ یک ملت بود که به زبانی بین‌المللی نگاشته می‌شد. شاید موسیقی زیباترین میراث به جا مانده از گذشتگان ما در این خاک و بوم باشد و چه باشکوه افرادی نظیر استاد کیهان کلهر در این مسیر گام برمیدارند.بیان سرگذشت موسیقی ایران از گذشته تا کنون خارج از گنجایش این گفتار خواهد بود، بنابراین در این شماره به بررسی موسیقی ایران در دوره‌ی باستان (پیش از ورود اسلام) خواهیم پرداخت.گرچه تاکنون هیچ پژوهشگری نتوانسته است تاریخ دقیق پیدایش موسیقی را اعلام کند اما می‌توان گفت این پدیده به قدمت تاریخ پیدایش بشر بوده و موسیقی در تار و پود عاطفه‌ی بشری تنیده شده است.در دوره‌ی شش هزار ساله‌ی تاریخ مستند ایران، هفت سلسله در کشور ما حکومت کرد که آغاز آن با سلسله‌ی پیشدادیان بود. درباره‌ی موسیقی در دوره‌ی پیشدادیان، کوچکترین اشاره‌ای از جانب مورخان صورت نگرفته است اما در «شاهنامه‌ی فردوسی» اشاره‌ای به نوعی موسیقی شده که با استناد به آن می‌توان گفت موسیقی در دوران اساطیری در جشن‌ها، مهمانی‌ها، سوگواری‌ها و آیین‌های مذهبی دارای نقش برجسته‌ای بوده و در صحنه‌های نبرد تاثیر بسزایی در ایجاد هیجان در جنگجویان داشته است.پس از سلسله‌ی پیشدادیان، نوبت فرمانروایی کیانیان فرامی‌رسد که در شاهنامه‌ی فردوسی می‌توان به این موضوع پی برد که در سلسله‌ی کیانیان به تدریج از جنبه‌ی اساطیری کاسته میشود و پهلوانان به واقعیت تاریخی نزدیک‌تر میشوند. در شاهنامه به سازهایی چون نی، چنگ، بربط، رباب و تنبور در این دوره اشاره شده است.دوره بعدی که متعلق به ماد‌ها است، به اعتقاد برخی از مورخان تاریخ رسمی وجود ایران است. با وجود اطلاعات اندک درباره‌ی موسیقی در این دوره، بر اساس اسناد تاریخی می‌توان گفت موسیقی در زمان ماد‌ها جایگاه والایی داشته و در بسیاری از مراسم به کار میرفته است. در کتاب‌های تاریخی ردپای موسیقی نظامی به منظور برانگیختن احساسات جنگجویان و ترساندن دشمن مشهود است. علاوه بر این مردم در آن دوره پس از ظهور زرتشت، فرهنگ را با دستورات مذهبی آمیخته و زیباترین ستایش‌ها را که نثار «اهورا مزدا» می‌شد، با آواز می‌خواندند.به گفته‌ی «هرودوت» و «گزنفون»، مورخان بزرگ یونان، در دوره‌ی هخامنشیان موسیقی به چهار شکل وجود داشته است:1. موسیقی درباری که خوانندگان در مراسم خاص و جشن‌های پس از پیروزی در جنگ نزد شاهان و شاهزاده‌ها حضور می‌یافتند.2. موسیقی مردمی که در آن احساسات مردم نهفته بود و از غم‌ها، شادی‌ها، پیروزی‌ها و ناکامی‌ها سخن میگفت.3. موسیقی مذهبی که ادامه‌ی موسیقی ماد‌ها بود با این تفاوت که در زمان هخامنشیان علاوه بر نیایش «اهورامزدا» به نیایش «آناهیتا» و «میترا» (خدای مهر و خدای خورشید) می‌پرداختند.4. موسیقی نظامی که در بررسی دوره‌ی ماد‌ها به آن پرداخته شد.در دوره‌ی هخامنشیان ساز‌هایی نظیر عود، چنگ، نی، نوعی ارغنون، چغانه، شیپور، نقاره، کوس، خرمهره، دمامه، دونای، دهل، کرنا، سرنا و طبل به کار می‌رفت.پس از سلسله‌ی هخامنشیان با روی کار آمدن سلوکیان، موسیقی رواج چندانی نداشت، با اینکه در آن دوره یونانیان بر ایران حکومت می‌کردند و یونان در آن زمان متمدن‌ترین کشور غربی به‌شمار می‌رفت و در موسیقی بسیار رشد کرده بود. دلیل عدم رواج موسیقی ایران در آن دوره را می‌توان در کینه و عداوتی که ایرانیان نسبت به یونانیان داشتند جست‌و‌جو کرد. چرا که ایرانیان کمتر حاضر به بهره‌گیری از فرهنگ و تمدن یونان بودند و بیشتر تمرکزشان بر لشکرکشی و کشورگشایی بود.در دوره‌ی اشکانیان «کارنامه‌ی اردشیر بابکان» نشان می‌دهد در آن زمان آموزش نوای خوش یکی از مواد آموزشی مدارس ایرانی به‌شمار می‌رفته است. در کتاب «یادگار ایران» به ساز‌های نای و طبل اشاره شده است. داستان  «ویس و رامین» که توسط نصرالدین اسعد گرگانی از پهلوی به فارسی ترجمه شده و به صورت منظومه درآمده، متعلق به این دوره است.هنگام فرا رسیدن فرمانروایی ساسانیان، برخلاف شاهان دوره‌ی قبل که از نوابغ نظامی بودند و عطش تشکیل امپراطوری عظیم داشتند، ساسانیان علاقه‌ای به کشورگشایی نداشتند و این امر باعث شکوفایی علم هنر شد. پادشاهان این سلسله مقام موسیقی‌دانان را ارتقا دادند و آن‌ها را در زمره‌ی طبقات ممتاز به‌شمار می‌آوردند. در دوره‌ی پادشاهی خسرو پرویز موسیقی به کمال رسیده بود و تحت عنوان عصر طلایی موسیقی ساسانی شناخته می‌شد. توجه پادشاهان ساسانی به موسیقی، ظهور نوابغی از جمله باربد، سرکش، رامتین، بامشاد و نکیسا را رقم زد.سازهای عصر ساسانی: شیپور، شاخ نفیر، بوق، صور، کرنای، نای، جرس، دمامه، دهل، زنگ، سنج، طبل، کوس و…این‌ها شرح مختصری از احوال موسیقی ایران بود که هر بخش آن دریچه‌ای است به‌سوی اوضاع مردمان این سرزمین در برهه‌ای از تاریخ. چرا که موسیقی برخاسته از اعماق ضمیر یک ملت است و هرگز دروغ نمی‌گوید.</description>
                <category>نشریه اکسیر</category>
                <author>نشریه اکسیر</author>
                <pubDate>Wed, 28 Oct 2020 12:54:11 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>