<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ali alikarami</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ellahi32323</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 01:32:03</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/49115/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>ali alikarami</title>
            <link>https://virgool.io/@ellahi32323</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تنهایی</title>
                <link>https://virgool.io/@ellahi32323/%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-rng5mgu91gyy</link>
                <description>دكتر کاتوزیان چه زیبا می‌گوید:بـه زندگی فکر کن…ولی براي زندگی غصه نخور.ديدن حقيقت اسـت، ولي درست ديدن، فضليت.با شروع هر صبح فکر کن تازه بدنيا آمدی .مهربان باش و دوست بدار و عاشق باش.شايد فردايی نباشد. شايد فردايی باشد اما عزيزی نباشد…یادمان باشد؛ با شکستن پای دیگران، ما بهتر راه نخواهیم رفت!یادمان باشد؛ با شکستن دل دیگران ما خوشبخت تر نمی‌شویم!کاش بدانیم اگر دلیل اشک کسی شویم دیگر با او طرف نیستیم؛ باخدای او طرف هستیم</description>
                <category>ali alikarami</category>
                <author>ali alikarami</author>
                <pubDate>Sat, 10 Jul 2021 17:25:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عشق افلاطونی در ادبیات معاصر</title>
                <link>https://virgool.io/@ellahi32323/%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D8%A7%D9%81%D9%84%D8%A7%D8%B7%D9%88%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1-d4odxemswecu</link>
                <description>در تعریف عشق افلاتونی باید گفته شود که این عشق معمولاً یک طرفه است و تنها بر محور خیال عاشق می گردد و هیچ رابطه عینی و واقعی بین عاشق و معشوق وجود ندارد.عشق افلاتونی یعنی گرایش به دنیای خیال و خیالپردازی را می توان به طور چشمگیری در شبکه های ارتباط جمعی امروزه مشاهده کرد.بخش بزرگی از ادبیات عاشقانه معاصر ایرانی، مروج عشق ورزی به شیوه ای است که در روان شناسی به آن عشق افلاتونی می گویند.در حال حاضر، عشق ورزی به گونه ای افلاتونی بر عاشقانه های دیار ما ــ از شعر و داستان گرفته تا ترانه ها و تصنیف های کوچه و بازارــ حاکم است و اغلب مردم به ویژه روشنفکران، این شیوه از عشق ورزی را اصیل می دانند و به همین خاطر می خواهیم به طور مختصر به این سوالات پاسخ دهیم که اصولاً ویژگی های یک عشق افلاطونی چیست؟منشأ آن کجاست و چه اثراتی بر ساختار عاطفی و روانی انسان می گذارد.در تعریف عشق افلاتونی باید گفته شود که این عشق معمولاً یک طرفه است و تنها بر محور خیال عاشق می گردد و هیچ رابطه عینی و واقعی بین عاشق و معشوق وجود ندارد.عشق افلاتونی یعنی گرایش به دنیای خیال و خیالپردازی را می توان به طور چشمگیری در شبکه های ارتباط جمعی امروزه مشاهده کرد.به عنوان مثال در قطعه شعر زیر یک عاشق خیالپرداز اعتراف می کند که دلتنگ محبوبی است که هیچگاه نتوانسته لحظه ای با او گفتگو یا ملاقات کند:به ساده لوحانه ترین شکل ممکندلتنگ کسی هستمکه هیچ کوچه ای را با او قدم نزده امو با هیچ کلامی با او گفتگو نکرده اماما او در تمام لحظه های من راه می رود…من می توانمروزها رابدون صحبت کردن با اوو ماه ها رابدون دیدن اش طی کنماما ثانیه ای نمی گذردکه درباره اش فکر نکنمخیالش مثل چرت صبحگاهی استمدام با خودم می گویمفقط پنج دقیقه دیگر…………خیالش معجزه استهر روز غرقش می شوماما نمی میرمشعرهایی از این دست، رواج فراوانی در شبکه های ارتباط جمعی امروزی دارند و ساختار روانی آنها به گونه ای است که می توانند روح برخی از افراد مستعد را همانند افیون تخدیر کنند. در قطعه شعر زیر، یک عاشق افلاتونی اعتراف می کند که هرگز نمی تواند خیال معشوق را از ذهن خود پاک کند (به خاطر اعتیاد به خیال):تو ماه رابیشتر از همه دوست داشتیو حالا ماه هرشبتو را به یاد من می آوردمی خواهم فراموش ات کنماما این ماهبا هیچ دستمالیاز پنجره پاک نمی شودمحمل عشق افلاتونی،یعنی کسی که عاشق در عالم خیال به او عشق می ورزد، می تواند دختر همسایه ای باشد که فرد روزگاری عاشق او بوده اما آن دختر به عقد و ازدواج شخص دیگری در آمده است و یا حتی می تواند یک نویسنده،یک شاعر و یا یک هنرپیشه معروف سینما باشد که دور از دسترس است و موضوع خیال فرد شده است.اصلی به نام اصل جبران واقعیت در علم روان شناسی وجود دارد که دلیل گرایش به خیالپردازی در عشق افلاتونی را اینگونه توضیح می دهد که وقتی فردی عاشق معشوقی می شود که به هر دلیلی دست نیافتنی است و عشق توام با درد و رنج است،آن فرد می کوشد به واسطه خیال، ناتوانی خود در برقراری یک رابطه واقعی را جبران کند. او از این طریق از درد و رنج خود می کاهد و به تعادل روحی می رسد. به این روند در علم روانشناسی اصل جبران واقعیت گفته می شود. بر اساس این اصل، یک عاشق افلاتونی ــ چنانچه شاعر باشدــ گاه در خیال خود وقایع و خاطرات عاشقانه ای را به تصویر می کشد که هرگز اتفاق نیفتاده است. به عنوان مثال از گفتگوهای خیالی خود با معشوقی قدیمی در کنار جویبار و لب چشمه و رودخانه سخن می گوید.یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیمپر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیمساعتی بر لب آن جوی نشستیمگفتگوی با محبوب در کنار جوی آب، آرزوی شاعر است و در خیال او اتفاق افتاده است؛ زیرا اصولاً عاشق یا شاعر افلاتونی، فاقد جسارت لازم برای روبرو شدن با معشوق است و قادر به گفتگوی با او نیست.به تجربه ثابت شده است که اغلب عشاق افلاتونی، نامه های سوزناک و اشعار عاشقانه رمانتیکی بسیاری برای معشوق خود می سرایند، اما به علت فقدان شهامت و جسارت قادر نمی شوند که این نامه ها را به دست او برسانند.روبرو شدن با معشوق و گفتگوی با او برای یک عاشق افلاطونی امری ناممکن و «آرزویی محال» است تا حدی که برخی از عشاق افلاطونی حاضرند برای یک لحظه دیدار با معشوق و ابراز عشق و احساسات خود به او تیره بختی و حتی مرگ را نیز پذیرا شوند:سکوت را می پذیرماگر بدانمروزی با تو سخن خواهم گفتتیره بختی را می پذیرماگر بدانمروزی چشم های تو را خواهم سرودمرگ را می پذیرماگر بدانم روزی تو خواهی فهمیدکه دوستت دارم…(جبران خلیل جبران)توفیق نیافتن به دیدار معشوق به قدری برای عاشق رنج آور است که خواب را از چشمان او می رباید:تو کیستیکه من اینگونه بی توبی تابمشب از هجوم خیالت نمی برد خوابم(فریدون مشیری)در اینجا ممکن است این سوالات مطرح شود که چرا از عشق های خیالی به نام افلاتونی یاد می شود؟منشأ آن کجاست؟ و اصولا چرا اغلب اشخاص درگیر عشق های افلاتونی و خیالی می شوند؟در مورد مفهوم عشق افلاتونی باید بدانیم که افلاتون فیلسوف یونانی،دنیای روح را حقیقی تر از دنیای عینی و واقعیت های لمس شدنی می دانست و مروج فلسفه ای بود که در آن بین روح و جسم تضادی اساسی وجود دارد.افلاتون عشقی را تبلیغ می کرد که صرفاً روحانی و آرمانی بود و هیچ ارتباطی با جسم بویژه تمایلات جنسی نداشت و به خاطر چنین برداشتی از عشق، امروزه به عشق های ناکامی که در آن عاشق و معشوق هیچ ارتباطی باهم ندارند و به وصل هم نمی رسند، عشق افلاتونی گفته می شود. از اینرو باید توجه داشت که به خاطر ناکامی در عشق هایی که افلاتونی نامیده می شود، هیچ مسئولیتی متوجه افلاتون نیست.(۱)در مورد پاسخ به علت شیوع و گستردگی عشق افلاتونی نخست باید به این پرسش پاسخ داد که چه عواملی سبب می شود که یک فرد در روند رابطه عاشقانه و عشق ورزی به جنس مخالف جسم و روح او را در ذهن خود از هم جدا کند و صرفاً در عرصه خیال یا روح عشق ورزی کند. علم روانشناسی در پاسخ به این سوال به خانواده و جامعه به عنوان دو عامل مهم اشاره می کند.خانواده، بویژه آموزش ها و چگونگی رابطه عاطفی مادر با فرزند در دوران کودکی از عوامل مهمی است که فرد را مستعد عشق ورزی افلاتونی می کند.از منظر روان شناسان اگر یک فرد در روند رابطه عاطفی با مادر به بلوغ عاطفی نرسد و اعتماد به نفس لازم را کسب نکند، اغلب قادر به برقراری رابطه با جنس مخالف خود نیست و در نتیجه آن، مستعد عشق ورزی در عالم خیال می شود.(۲)جامعه و ارزش های حاکم بر آن، عامل مهم دیگری است که زمینه های بروز عشق افلاتونی در فرد را تشدید می کند. از منظر روان شناسی اجتماعی،خوارداشت و ترذیل جسم و روابط جنسی در باورها و افکار عمومی یک جامعه سبب می شود که فرد هیچ احترامی برای روابط جنسی قائل نشود و به این روابط به صورت مسائل شرم آور و گناه آلود نگاه کند.این باور عاملی می شود که فرد روح و جسم را در ذهن خود از هم جدا سازد و در نتیجه عشق را به صورت آمیزش دو روح بپذیرد.امروزه اغلب مردم به خاطر ارزشهای حاکم اجتماعی از گفتگو وآموزش در زمینه مسائل جنسی،مگر به صورت پنهان، خودداری می کنند و قادر نیستند هیچ گونه رابطه ای بین جسم وروح در یک رابطه عاشقانه را درک یا تصور کنند.امروزه کتاب های بسیاری درباره عشق نوشته می شود، اما درباره ماهیت روابط جنسی و ارتباط تنگاتنگ آن با روح که مشخصه یک عشق اصیل زمینی است، سخنی به میان نمی آید.از طرفی در بیشتر داستان های عاشقانه، عشق را آنچنان آسمانی و آرمانی به نمایش می گذارند که عشاق در آن به افراد معمولی شبیه نیستند بلکه بیشتر به قدیسان و قهرمانان شباهت دارند.برداشت هایی آرمانی از این دست در جامعه سبب می شود که یک جوان در هنگام بلوغ جنسی و در زمانی که به رابطه با جنس مخالف خود می اندیشد، موارد شرم آور و گناه آلود جنسی را در ذهن خود از هم جدا سازد و بدینسان مستعد رابطه عاشقانه افلاتونی شود. وقتی یک جوان به شیوه ای افلاتونی عشق می ورزد، نیاز و تمنای جنسی را پست،حیوانی و نفرت انگیز تلقی می کند و می پندارد که چنین نیازی یک رابطه عاشقانه را خوار و خفیف می سازد.البته عاشقان افلاتونی، مثل انسان های دیگر، از نظر قوای جنسی کاملاً طبیعی و سالم هستند و گاه به مقتضای سن خود، درگیر نیازهای جنسی هم می شوند؛ اما به علت برداشت های افلاتونی از عشق، جهت گیری این نیاز به سمت معشوق خود را مجاز نمی دانند و حتی دیده شده که برخی از عشاق افلاتونی از تصور اینکه معشوق، عشق را جنسی تصور کند، رنج می برند و در آنها احساس گناه ایجاد می شود.بیشتر عشاق افلاتونی، نه تنها در ذهن خود هرگونه تصور جنسی را خلاف شئون انسانی می دانند بلکه حتی رؤیاهایشان نسبت به معشوق، بی آلایش و معصومانه بوده، شبیه اندیشه هایشان خالی از تصورات جنسی است و بزرگترین رابطه ای که گاه به تصور و خیال آنها خطور می کند، بوسه است.آرمانگرائی در عشق افلاتونی، آکنده از خطرهای بی شمار است.عدم سازش در زندگی زناشویی و ازدواج ناموفق،عشق های عجیب و غریب و حسادت نامعقول که به خودآزاری ختم می شود و کار را به جدایی و طلاق می کشاند؛ نتیجه ای از آرمانگرائی در عشق افلاتونی است.تجربه نشان می دهد که اغلب کسانی که امروزه در گیر عشق افلاتونی می شوند، دیر یا زود باهم ازدواج می کنند اما روبرو شدن آنها با خود واقعی شان،از همان نخستین روزهای ازدواج عامل اصلی جدائی شان بوده است.معمولاً در این ازدواج ها یک طرف رابطه از پندارها و احساسات طرف دیگر رابطه آگاهی کافی ندارد و با تعبیر فرشته وشی که از عشق و رابطه زن و مرد باهم دارد، از رفتارهای عادی و معمولی طرف دیگر رابطه که هیچ شباهتی به موجودی آسمانی در آن دیده نمی شود، سرخورده می شود. این نکته را بویژه می توان در آن دسته از گزارش های روان شناسی مشاهده کرد که در آن یک طرف رابطه بر اثر برداشت های افلاتونی از عشق ، تمایلات جنسی طرف مقابل را در خور تنفر و انزجار دانسته، درخواست جدایی کرده است. برای اغلب عشاق افلاتونی، هرگز قابل تصور نیست که موجودی آسمانی تن به عمل زشت زناشویی بدهد و به خاطر همین پندار باطل است که برخی از آنها دچار اختلال در عملکرد جنسی شده، از تشکیل خانواده خودداری کرده اند.با نگاهی گذرا به اندیشه و احساس روشنفکر ایرانی، می توان دریافت که اغلب آرمانگرا هستند و آرمانگرایی نامعقول در تاروپود ادبیات عاشقانه ایرانی ریشه دوانیده است.ادبیات عاشقانه ایران از شعر و داستان و تصنیف های عاشقانه کوچه و بازار گرفته تا فیلم های سینمایی، مروج و مبلغ عشق های آسمانی و آرمانی اند و به عشق های عجیب و غریبی دامن می زنند که نتیجه اجتناب ناپدیر همه آنها جدایی است. به عنوان مثال دو فیلم سینمایی ایرانی شام آخر(نویسنده و کارگردان فریدون جیرانی سال۱۳۸۰) و رخساره(نویسنده محمدهادی کریمی،کارگردان امیر قویدل۱۳۸۰) را می توان نام برد . در فیلم رخساره پیرمردی عاشق زنی می شود که همسن و سال دخترش می باشد و در فیلم شام آخر پسری دانشجو عاشق استاد متأهلش می شود که همسن مادرش است. پر واضح است که چنین عشق های افلاتونی و بیمارگونه ای که تنها بر محور خیال عاشق می گردد، در عمل به سرانجام خوشی ختم نخواهد شد.اما نویسندگان این فیلمنامه ها تلاش کرده اند کشش های نامعقولی از این دست را به عنوان عشقی اصیل به حساب بیاورند و عشاقی از این دست را به صورت یک فرد برجسته و قهرمان نمایش بدهند.آرمانگرایی در عشق افلاتونی در اغلب موارد عامل حسادت نیز می شود.حسادتی آنچنان نامعقول که ادامه رابطه را برای یک طرف رابطه غیرممکن می سازد.این حسادت نامعقول از آنجایی شکل می گیرد که یک عاشق از محبوب خود انگاره ای آنچنان آسمانی می سازد که تصور می کند هیچ فردی در روی زمین به شایستگی محبوب او نمی رسد.عاشقی از این دست همواره می پندارد که هر فردی عاشق محبوبش است و هر لحظه در صدد است تا محبوبش را از دستش برباید و اگر به او گفته شود که فرد مورد علاقه اش نه زیباتر و نه باهوش تراز هزاران فرد همانند خود است، برایش غیرقابل باور است و آن را درک نمی کند. همین پندارهای غلط است که موجب بروز حسادت و رفتارهای نابهنجار در او شده و زندگی را برای آن طرف رابطه غیرقابل تحمل می سازد.باوجود همه مضرات عشق افلاتونی که به آن اشاره کردیم، امروزه این شیوه از عشق ورزی در بین طبقات و اقشار مختلف اجتماعی شایع است. گزارش های روانپزشکی زیادی وجود دارد که نشان می دهد مردان و زنان بسیاری هستند که کارهای بزرگ عقلانی انجام می دهند؛ از قبیل مدیران عالی رتبه،پزشکان،و یا حقوقدانان طراز اول که درگیر عشق افلاتونی می شوند و بر اثر پیامدهای نامطلوب آن به پزشک امراض روانی مراجعه می کنند. اغلب روشنفکرانی از این دست، سرانجام بر اثر رنج و اندوه و ناکامی ناشی از عشق افلاتونی، عشق را بلای جان یا بیماری دل تلقی کرده و حکم به محکومیت آن می دهند. تعبیر و تفسیرهایی که نظریات این دسته از روشنفکران را منعکس می کنند، به وفور در شبکه های اجتماعی امروزی مشاهده می‌شود؛ مثل:عشق اسارت است،نظیر عشق کور است،عشق یک محکمه است،دوستی بالاتر از عشق است، در مبارزه بین عقل و عشق همیشه حق با عقل است و …روشنفکرانی که این تعبیرها و تفسیرها را از عشق درست و صحیح می پندارند، غافل از این حقیقت هستند که یک عشق اصیل و واقعی نقطه مقابل تعابیر فوق از عشق است.آنها به این حقیقت توجه ندارند که عشق اصیل و واقعی شادی بخش و تعالی دهنده روح است و افسردگی و اندوهی که زندگی آنها را تلخ و بی روح کرده است نتیجه عشق افلاتونی است و اگر که بخواهند به آرامش و شادی و نشاط دست یابند باید خود را از دست خیالات نامعقول و عشق های کاذب رها سازند.قبل از اینکه به چگونگی مبارزه با عشق افلاتونی و راه رهایی از آن اشاره کنیم، بهتر است نگاهی گذرا به منشأ عشق افلاتونی در غرب و ادبیات معاصر ایران داشته باشیم.***آغازرنسانس را می توان دوران نشو و نمای عشق افلاتونی در ادبیات عاشقانه اروپا دانست، دورانی که تابوی عشق زمینی از میان رفت و نسل نوینی از روشنفکران به وجود آمدند که انسان را مظهری از جمال و جلال خدامی دانستند و در نتیجه آن دست به ستایش از معشوق زمینی زدند. به عنوان نمونه‌ای از این دست می توان از دانته آلیگیری شاعر معروف ایتالیایی نام برد که نوشته ها و آثار او در ادبیات عاشقانه ایتالیا و سراسر اروپا شهرتی فراوان کسب کرد. این شاعر در آغاز جوانی طی برخوردی اتفاقی با دختری به نام بئاتریس عاشق می شود.دانته هیچ تلاشی برای رابطه با این دختر نمی کند و برخورد کوتاهش هرگز به ازدواج ختم نمی شود؛ زیرا دانته بر این باور بود که محبوب زمینی او موجودی است انسانی که بعد از مرگ به سیمای یک تن از فرشتگان بی جنس آسمان درخواهد آمد. از اینرو تمام آرزوی وی آن بود که به وصل این فرشته در دنیای پس از مرگ برسد. به بیان احساسات دانته در آغاز آشنایی با بئاتریس توجه کنید:«هنگامی که برای نخستین بار بانوی شکوهمند آرزوهای من خویشتن را بر دیدگان من متجلی ساخت… و وقتی او را دیدم به حقیقت اعتراف می کنم که روح زندگی که در پنهانی ترین زوایای قلب من مکان داشت به لرزه در آمد،آن سان که بی اختیار به خویشتن گفتم: اینجاست آن خدایی که از تو توانمندتر است و از این پس بر تو فرمانروایی خواهد کرد.روزهایی چند که نهمین سال زندگی ما را به اخر رساند گذشت و من یک باردیگر او را دیدم.جامه سفید بلندی بر تن داشت و از خیابانی می گذشت.در کنار من،آنجا که من شرمگین و بهت زده ایستاده بودم و او را می نگریستم، نگاهش را به من دوخت.بئاتریس با این مهر بی سخن که خدای بزرگ پاداشش دهد، معصومانه عشق خویش را بر من ارزانی داشت و من در آنجا برکات لایزال خداوندی را بر وجود خویش احساس کردم…»(۳)مدتی بعد از این آشنایی بئاتریس می میرد و سال ها بعد از آن، دانته شاهکار خود کمدی الهی را خلق می کند،این کتاب شرح سفر خیالی روح دانته برای وصل با بئاتریس آسمانی است که اینک به دنیای پس از مرگ تعلق دارد:در برابرم دوشیزه ای پدیدار گشتکه پوششی از حریر سبز بر قامتش افتاده بودتو گویی فروغی شعله آسا از وجودش تابنده بودو روان منکه گویی دیرزمانی بود از دیدارش بر خود نمی لرزیدبه هیجان افتاد و گرچه دیدگانم به درستی او را تشخیص نمی دادزیرا نوعی معصومیت پنهانی در او متجلی بودبا این حال عشق دیرین بر وجودم غالب گشتو در یک دم در همان حال که دیده بر او دوخته بودمآن نفوذ آسمانی همان عشقی که از کودکی به او داشتمبر وجودم مستولی گردید(۴)بعد از دوران رنسانس و ظهور مکتب ادبی رمانتیسم در قرن هجدهم و نوزدهم عشق افلاتونی گسترده تر شد و شیوع بیشتری یافت. رمانتیک ها با کاربرد زیبای کلمات و جادوی کلام خویش عشق را به صورت پدیده ای آسمانی به نمایش گذاشتند و گستره آن را از مرزهای اروپا فراتر بردند.از منظر رمانتیک ها عشقی اصیل و زیبا شمرده می شد که به صورت رابطه در روح باشد.(۵)اغلب عشاق رمانتیک، زیبایی روحی معشوق خود را بر اثر گفتگو و معاشرت کشف نمی کردند بلکه آنها را به واسطه زیبایی ظاهری معشوق و مکاشفات نفسانی حس می کردند. بسیاری از عاشقانه های قرون هجدهم و نوزدهم به رهبری رمانتیک ها مشحون از قطعه های ادبی افلاتونی در وصف و ستایش زیبایی معشوقه هایی است که شخصیت آنها نامعلوم و ناشناخته است. در واقع آنچه که رمانتیک ها را به وجد می آورد، زیبایی آسمانی معشوق بود و الهام بخش بسیاری از آنها در ستایش از محبوب چشم ها و نگاه آسمانی او بوده است. به یک نامه رمانتیکی از ادبیات عاشقانه غرب توجه کنید:«من تو را یکبارنه، بلکه چندین بار دیده ام و این لحظات زودگذر و آشنا تصویری از تو بر مردمک چشمانم نقش بسته اند که هرگز محو نخواهد شد.آیا این سرنوشت من نبوده است،سرنوشتی که اکنون می توان نام غصه و اندوه نیز بدان داد. وقتی تنها می شوم، فقط آنها را می بینم.چشمان تو را با آن نگاه آسمانی که دنیای من هستند. به چشمانت خیره می شوم، ساعت های دراز،آن دو گوی بلورین و زیبا، چه سرگذشت ها بر من فرا می خوانند، چه آرزوهای دراز٫ از تو متشکرم.عشق تو راهنمای من بود و خواهد بود و من کسی را که به من عشق آموخت و هدیه کرد، برای همیشه دوست خواهم داشت…»شاید از نظر بسیاری عشق های پاک و آسمانی از نوع رمانتیسم اروپایی شگفت انگیز و ایده آل باشد، اما واقعیت اینطور نیست. چرا که تجربه رمانتیک های قرون هجده و نوزدهم اروپا نشان داده است که آرمانگرائی در عشق افلاتونی بویژه از نوع رمانتیسم آن باعث رشد قدرتگرائی (سلطه جویی و سلطه پذیری)در فرد شده، گاه نتایج خطرناک و غم انگیزی را به بار می آورد.نتایج خطرناک به بار آمده، بیش از هرچیز ناشی از بت پرستی رمانتیک ها بوده است.رمانتیک ها قادر نبودند معشوق خود را به اندازه واقعی ببینند و معمولاً با مجسم کردن او به صورت موجودی آسمانی قهرمان رؤیاها شاهزاده خیال، بتی آنچنان قدرتمند و عظیم از او می ساختند که خود ناگزیر می شدند در برابرش خوار و خفیف شوند تا حدی که ادامه زندگی بدون این بت برای آنها قابل تصور نبود.تجربه نشان داده است که خفت و خواری، تنزل فردیت و خودآزاری در عشق های افلاتونی رمانتیکی در مواردی به حد جنون می رسید تا حدی که به حذف فیزیکی عاشق می انجامید. به عنوان نمونه می توان از خودکشی صدها تن از طرفداران رمانتیسم در قرون هجدهم و نوزدهم و رهبران آنها مثل نروال فرانسوی (در ایران هدایت) نام برد که به خاطر عشق های یکطرفه ،موهوم و خیالی خود را تسلیم مرگ کردند و بسیاری از این رمانتیک ها از این مسئله هراس داشتند که عشق آسمانی آنها در اثر گذشت زمان، بویژه در سنین سالخوردگی؛ یعنی زمانی که جوانی و زیبایی ظاهری شان از بین می رود، فروکش کرده، زیبایی آسمانی خود را از دست بدهد. پس بهتر می دیدند که با خودکشی و مرگ عشقشان را در روح دلدارشان جاودانه سازند.بدون تردید پذیرش مرگ در عشق به معنای رشد فردیت نیست بلکه به معنای خودآزاری و حذف فردیت است و این در حالی است که از منظر روان شناسی در یک عشق اصیل و حقیقی عشق عمل خود را بر مبنای احترام و به عنوان تعالی دهنده فردیت و شخصیت طرفین به انجام می رساند و از طریق پیوند و آمیختگی کامل روحی و جسمی دو فرد با یکدیگر بر اساس احترام متقابل است که انسان رشد می کند و به کمال می رسد.در یک عشق حقیقی، طرفین رابطه از هم بت نمی سازند بلکه به عنوان دو موجود برابر باهم روبرو می شوند و در نتیجه چنین رابطه ای رنج و تحقیر و خودآزاری رنگ می بازد و شادابی و عشق به زندگی پدید می آید.خوشبختانه رمانتیسم نامعقول اروپایی، جایگاه و موقعیت سابق خود را از دست داده و امروزه حاکم بلامنازع در ادبیات جهانی نیست. با این همه، اهمیت و نفوذ آن در خارج از مرزهای اروپایی،از جمله بر عاشقانه های دیارمان را نباید دست کم گرفت. روند رو به رشد اعتیاد به دنیای خیال در عاشقانه های ایرانی، چه در چند دهه گذشته و چه در دوران معاصر، بیش از هرچه ریشه در رمانتیسم خودآزارانه اروپایی دارد.رمانتیسم ایرانی(خیال پردازی)که از دیرباز تا کنون بر بستر عشق افلاتونی و صوفیانه شاعران بزرگی همچون مولانا و حافظ شکل گرفته بود،از قرون هجدهم و نوزدهم به بعد با تاثیر از رمانتیسم اروپایی به شکلی جدید یعنی به صورت ادبیات عاشقانه معاصرــ آن طور که امروزه آن را ملاحظه می کنیم ــ در آمده است.نویسندگان و شاعران رمانتیک معاصر ایران همچون: هدایت، شاملو، مشیری و حمید مصدق با استعانت از دستاورد قرن ها شعر صوفیانه ایرانی از یک طرف و از طرفی دیگر با تأثیر از رمانتیسم اروپایی عشق افلاتونی را ارتقا داده، آن را به رفیع ترین جایگاه خود تا کنون رسانده اند.آثار شاعران و نویسندگان معاصر ایرانی مشحون از آرمان ها و تخیلات شاعرانه افلاتونی در زمینه نخستین عشق است و از نظر زیبایی رمانتیکی در مقایسه با ادبیات مشابه آن، در سطح جهانی نظیر ندارد.نخست به صادق هدایت اشاره می کنیم.این نویسنده در بوف کور از زنی نام برده است که به صورت یک فرشته بر او تجلی کرد و او را به عظمت و شکوه زندگی آگاه نمود.این زن، خواه زن رؤیاهای هدایت بود و خواه نخستین عشق او بوده؛ چنان بر او تاثیرگذار بود که الهام بخش وی در خلق بهترین اثرش بوف کور گردید.هدایت در این کتاب، حادثه آشنایی با زن خیال خود را که از آن به عشق اصیل تعبیر می کند، چنین شرح داده است:«…در این دنیای پر از فقر و مسکنت برای نخستین بار گمان کردم که در زندگی من یک شعاع آفتاب درخشید،اما افسوس این شعاع آفتاب نبود بلکه فقط یک پرتو گذرنده،یک ستاره پرنده بود که به صورت یک زن یا فرشته بر من تجلی کرد و در روشنایی آن یک لحظه،فقط یک ثانیه همه بدبختی های زندگی خودم را دیدم و به عظمت و شکوه آن پی بردم و بعد، این پرتو در گرداب تاریکی که باید ناپدید بشود،دوباره ناپدید شد. نه،نتوانستم این پرتو گذرنده را برای خودم نگه دارم. سه ماه نه! دو ماه و چهار روز بود که پی او را گم کرده بودم،ولی یادگار چشم های جادویی،یا شراره کشنده چشم هایش در زندگی من همیشه ماند.چطور می توانم او را فراموش کنم که آنقدر وابسته به زندگی من است…»توصیف های مهیج رمانتیکی از این دست در بوف کور، یکی آن بود که هدایت می خواست خواننده خود را مسحور کند تا از این طریق چهره زن رؤیایی خود را آنگونه که خود آرزو می کند، به او بنمایاند و احساسات او را به مجرائی که خود می خواهد، هدایت کند.هدایت با اغراق در خیال پردازی و تسلیم محض به حال و جذبه و جادوی کلام خود که منشأ رمانتیکی داشت، زن خیالش را از تنگنای زندگی زمینی رهاند و مقام او را تا حد یک موجودی آسمانی (زن اثیری)بالا برد.«نه اسم او را هرگزنخواهم برد، چون او با آن اندام اثیری باریک و مه آلود،با آن دو چشم متعجب و درخشان که پشت آن زندگی من آهسته و دردناک می سوخت و می گداخت؛ او دیگر متعلق به این دنیای پست و درنده نیست،نه! اسم او را نباید آلوده به چیزهای زمینی بکنم. در این دنیای پست یا عشق او را می خواستم و یا عشق هیچکس را. آیا ممکن بود کس دیگری در من تاثیر کند…»تبدیل شدن زن زمینی به موجودی آسمانی در ذهن خیالپرداز هدایت،حاصلی جز خودآزاری (مازوخیسم) برای هدایت به همراه نداشت.به همان تناسبی که وی مقام زن خیال خود را بالا برد،خود در برابرش زبون و خوار شد و همین بت بود که آرام آرام شکنجه اش کرد و آنطور که خود او گفته، زندگی اش را زهرآلود ساخت.هدایت به طور آشکار در کتاب بوف کور به خودآزاری خود اعتراف کرده است.وی در جای جای این کتاب به این نکته اشاره کرده است که چشم های شکنجه گر زن اثیری،غم شیرینی را در او خلق می کند و وی به این چشم های آزاردهنده نیاز دارد.«او مرا ندیده بود، ولی من احتیاج به این چشم ها داشتم…این همان کسی بود که تمام زندگی مرا زهرآلود کرده بود و یا اصلا زندگی من مستعد بود که زهرآلود بشود و من به جز زندگی زهرآلود زندگی دیگری نمی توانستم داشته باشم…»شگفتا که هدایت با وجود اعتراف به مازوخیسم (خودآزاری)و سادیسم زن اثیری،عشق خود نسبت به زن اثیری را باشکوه،منحصر به فرد و اصیل دانسته است.«عشق چیست،برای همه ی رجاله ها،یک هرزگی،یک ولنگاری موقتی،عشق نسبت به او برای من چیز دیگری بود، من او را از قدیم می شناختم.»میراث هدایت از عشق افلاتونی به شاعران بعد از وی بویژه به نماینده معروف شعر معاصر ایرانی احمد شاملو رسیده است. شاملو در آغاز کار شعر وشاعری خود (هوای تازه) تلاش کرد همانند هدایت زن خیال خود به نام رکسانا را نه در واقعیت بلکه در سایه های خیال انگیز آن جستجو کند.شاملو در شعری بلند به نام رکسانا دست به آفرینش بتی آزاردهنده و خیالی شبیه زن اثیری هدایت زد که از نظر او سمبل نور و رهایی و امید بود.شاعر در شعر رکسانا،در هیئت مردی بسیار منزوی و گوشه گیر ظاهر می شود که در کنار دریا و در کلبه ای چوبین زندگی می کند.این مرد که محو دنیای خیال آلود خویشتن است-در شبی مه آلود و طوفانی با قایق به دریا می زند و تلاش می کند با گذشتن از میان امواج سهمگین دریا-برای نخستین بار-با رکسانا ملاقات و دیدار کند. او ماجرای سفر شبانه به دریا و دیدار با رکسانا را با نثری که ساختاری رمانتیک و به شدت رویایی دارد بیان کرده است.«…و این است ماجرای شبی که به دامن رکسانا آویختم و از او خواستم مرا با خود ببرد. چرا که رکسانا،روح دریا و عشق و زندگی در کلبه چوبین ساحلی نمی گنجید و من بی وجود رکسانا بی تلاش و بی عشق و زندگی در ناآسودگی و نومیدی زنده نمی توانستم بود…یک چند سنگینی خردکننده آرامش ساحل را در خفقان مرگی بی جوش بر بیتابی روح آشفته ای که به دنبال آسایش می گشت، تحمل کرده بودم. آسایشی که از جوشش مایه می گیرد! سرانجام در عربده های دیوانه وار شبی تار و طوفانی که دریا تلاشی زنده داشت، دیرگاه از کلبه چوبین ساحلی بیرون آمدم و طوفان با من درآویخت… و من فانوس را در قایق نهادم و ریسمان قایق را از چوب پایه جدا کردم و در واپس رفت نخستین موجی که به زیر قایق رسید، رو به دریای ظلمت آشوب پارو کشیدم. من از مرگ به زندکی گریخته بودم… در یک آن پنداشتم که من اکنون همه چیز زندگی را به دلخواه خود یافته ام…»تنها نیروی محرکه ای که شاعر را در دل امواج سهمگین دریا به پیش می راند، فشار اوهام و احساسات است. شاعر سرانجام موفق می شود در فضایی به شدت رؤیایی و مه آلود، رکسانا را دیدار و ملاقات کند…«…ناگهان در آشفتگی تیره و روشن بخار و مه بالای قایق که شب گهواره جنبانش بود و در انعکاس نور زردی که به مخمل سرخ شنل من می تافت، چهره ای آشنا به چشمانم سایه زد. و من زیر پرده نازک مه و ابر دیدمش که چشمانش را به خواب گرفت و دندان هایش را از فشار رنجی گنگ برهم فشرد. فریاد کشیدم،رکسانا، اما او در آرامش خود آسوده نبود.»شاعر زیر پرده نازک مه و ابر رکسانا را می بیند، اما عکس العمل او بعد از دیدار رکسانا مانند همه عشاق افلاتونی، آمیخته بر ناتوانی و بی ارادگی است؛ زیرا ملتمسانه از رکسانا می خواهد که او را به دل دریا که نمادی از شهر آرمانی و مدینه فاضله اوست ببرد. احساس و آرزویی از این دست به نشانه این حقیقت است که شاعر بنا به خصلت همه عشاق افلاتونی که در عالم واقع بی اراده و نامصمم اند، حتی در عالم خیال هم عزم و اراده لازم را ندارد. در منظر شاعر این بر عهده معشوق است که باید دست او را بگیرد و او را به شهر رؤیاهایش ببرد. رکسانا اما آرزوی شاعر را دست نیافتنی می داند و او را از آمدن به همراه خود منع می کند. شاعر مخالفت رکسانا با خود را اینگونه شرح داده است:«زن مه آلود که رخسارش از انعکاس نور زرد فانوس بر مخمل سرخ شنل من رنگ می گرفت و من سایه بزرگ او را بر قایق و فانوس و روح خود احساس می کردم، با سکوتی که شکوهش دلهره اور بود گفت:نمی توانی…. اگر می توانستی بیایی، تو را با خود می بردم….تو نیز ابریمی شدی و هنگام دیدار ما از قلب ما آتش می جست و دریا و آسمان را روشن می کرد. اما تو نمی توانی بیایی، نمی توانی…. تو نمی توانی قدمی از جای خود فراتر بگذاری ….»عکس العمل منفی رکسانا در برابر درخواست و آرزوی شاع، نشان می دهد که وی برداشتی افلاتونی از عشق دارد. رکسانا بر این باور است که اگر شاعر را به همراه خود ببرد و او را به وصل خود برساند، عشق شاعر نسبت به او از اصالت خود تهی می شود.رکسانا در گفتگوی خود با شاعر به صراحت اعلاممی کند که از نظر وی، آن عشقی حقیقی است که عاشق همواره در هجران بماند و معشوق روح او را در بند بکشاند.ادامه گفتگوی رکسانا با شاعر برداشت های افلاتونی او از عشق را به خوبی نشان می دهد.«رکسانا بر قایق و من و دریا در پیکر ابری که از باد به هم برآید، با سکوتی که غریو شتابندگان موج را برزمینه خود برجسته تر می کرد، فریاد کشید.هرکس آنچه را که دوست می دارد در بند می گذاردرکسانا بار دیگر حقیقت عشق افلاتونی را که مبتنی بر فاصله و عدم دسترسی عاشق به معشوق است، به شاعر یادآوری می کند:« تو نمی توانی قدمی از جای خود فراتر بگذاری. میان من و تو به همان اندازه فاصله است که میان ابرهایی که در آسمان و انسان هایی که در زمین سرگردانند…»بدون تردید برداشت افلاتونی رکسانا از عشق، برداشت های خود شاملو از عشق است؛ به این دلیل که رکسانا مخلوق خود اوست و در واقع می توان گفت که شاملو برداشت های خود از عشق را از زبان رکسانا بیان کرده است. بنابراین در تعریفی که رکسانا از عشق می دهد، این حقیقت را می توان مشاهده کرد که شاملو در زمان سرودن شعر رکسانا، خودآزاری را به عنوان عشق اصیل و واقعی می پندارد.رکسانا در گفتگوی خود با شاعر به صراحت اعتراف می کند که شاعر را آزار می دهد.وی می گوید نه تنها شیرینی وصال را با خود ندارد بلکه او را به درد هجران نیز مبتلا می کند. با این همه شاعر بر اصالت عشق خود اصرار دارد و منتظر روزی است که آفتاب آب دریای مانع را بخشکاند و او به وصل رکسانا برسد. شاعر احساس تلخ ناکامی در وصل با رکسانا را که در واقع اعتراف و یا افشای خودآزاری در عشق افلاتونی است، اینگونه بیان کرده است :بگذار پس از من هرگز کسی نداند از رکسانا با من چه گذشت. اگرچه نسیم وار از سر عمر خود گذشته ام و بر همه چیز ایستاده ام و در همه چیز تامل کرده ام و رسوخ کرده ام. بگذار کسی نداند که چگونه من به جای نوازش شدن، بوسیده شدن، گزیده شده ام. بگذار هیچکس نداند،هیچکس! و از میان همه خدایان،خدایی جز فراموشی بر این همه رنج آگاه نگردد. چرا که رکسانای من، مرا به هجرانی که اعصاب را می فرساید و دلهره می آورد محکوم کرده است- محکوم کرده است که تا روز خشکیدن دریاها،به انتظار رسیدن به او-در اضطراب انتظاری سرگردان محبوس بمانم…»کمتر روشنفکری را می توان در ایران یافت که با شعر زیبا و به یاد ماندنی «کوچه»ی زنده یاد فریدون مشیری آشنایی نداشته باشد.این شعر زیبا و رمانتیکی که تجربه خاطره ای از یک عشق ناکام قدیمی است، بیش از هرچیز به یک سوگنامه می ماند. سوگنامه یا درامی غم انگیز که همگان را در غم عشق ناکام شاعر شریک می سازد و داغدار می کند.مشیری برای حیات بخشیدن به نخستین عشق خود در شعر کوچه، تصویری آنچنان خیال انگیز از یک رابطه افلاتونی را به نمایش می گذارد که در ذهن هر خواننده ای برای همیشه ماندگار می ماند.دیدار خیالی عاشق با نخستین عشق خود در شعر کوچه، شب هنگام اتفاق می افتد. شب برای شاعر، دروازه ورود به دنیای خیال است و احساسات او هنگامی شکوفا می شود که تاریکی شب بر همه جا گسترده شده و سکوت و تنهایی خیال انگیز تمامی عالم هستی را تسخیر کرده است. شاعر بعد از سالیان دراز، در این شب رویایی از کوچه محبوب خود گذر می کند:بی تو مهتاب شبیباز از آن کوچه گذشتمهمه تن چشم شدمخیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودمشدم آن عاشق دیوانه که بودم ….در ابتدا ورود به کوچه، شاعر خاطره شبی را به یاد می آورد که با معشوق خود از آن کوچه گذشته و در لب جویی با او نشسته بوده:یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیمپرگشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیمساعتی بر لب آن جوی نشستیمتو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهتمن همه محو تماشای نگاهتحال و احساس شاعر در این تجدید خاطره چنان شعله ور می شود که آرام آرام به طبیعت اطراف خود نفوذ می کند. طبیعت آرام آرام تحت سلطه خیال شاعر در می آید و مطابق احساسات او به نمایش در می آید.وقتی شاعر شور و هیجان عاشقانه دارد، درختان و جویباران و ماه و ستارگان نیز شور و هیجان عاشقانه دارند. وقتی شاعر آرام است، آسمان نیز صاف و شب آرام است:آسمان صاف و شب آرامبخت خندان و زمان رامخوشه ماه فروریخته در آبشاخه ها دست برآورده به مهتابشب و صحرا و گل و سنگهمه دل داده به آواز شباهنگآرامش شاعر و طبیعت تا زمانی ادامه دارد که معشوق همدل و همراه شاعر است و اعتراضی به او نکرده است-وقتی معشوق عشق او را که تنها به نگاهی شعله ور شده است فاقد اصالت می داند-آرامش و هماهنگی عاشقانه بین شاعر و طبیعت هردو بهم می ریزد و حال و احساس هردو دگرگون می شود.یادم آمد تو به من گفتیاز این عشق حذر کنلحظه ای چند بر این آب نظر کنآب آیینه ی عشق گذران استتو که امروز نگاهت به نگاهی نگران استباش فردا که دلت با دگران استتا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن………اشکی از شاخه فرو ریختمرغ شب ناله تلخی زد و بگریختاشک در چشم تو لرزیدماه بر عشق تو خندیدپایان شعر کوچه نشان می دهد که پرسه زدن در کوچه قدیمی به منظور حیات بخشیدن به عشقی ناکام حاصلی جز افسردگی و آشفتگی بیشتر روح شاعر را به همراه ندارد.شاعر در پایان این سفر خیالی با گامهایی آشفته و دلی بی قرار کوچه قدیمی را ترک می کند و پای در دامن اندوه می گذارد.یادم آمد که دگر از تو جوابی نشنیدمپای در دامن اندوه کشیدمرفت در ظلمت شب آن شب و شب های دگر همنگرفتی دگر از عشق آزرده خبر همنکنی دیگر از آن کوچه گذر همبی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتمدر مقایسه ای بین شعر کوچه و شعر رکسانا می توان در هر دو شعر تهدید به هجران و آزار عاشق از طرف معشوق را مشاهده کرد.معشوق در شعر کوچه، همان بلایی را بر سر عاشق می آورد که رکسانا بر شاملو می آورد. و اگر این واقعیت را در نظر بگیریم که عکس العمل معشوق در هر دو شعر مخلوق ذهن هر دو شاعر است، چاره ای نداریم که این حقیقت را بپذیریم که هر دو شاعر روحیه خودآزارانه(مازوخیستی)دارند.همتای شعر کوچه در ادبیات عاشقانه ایران، شعر آبی،خاکستری،سیاه حمید مصدق است. مصدق با سرودن این سوگنامه برای نخستین عشق خود،عشق افلاتونی را به رفیع ترین جایگاه آن در ادبیات عاشقانه ایران می رساند.حمید مصدق در شعر آبی- خاکستری- سیاه همانند مشیری شیفته دنیای خیال آلود خویش است و بیزار از دنیای ملموس و واقعی. از اینرو احساسات او هنگامی شکوفا می شود که تاریکی شب همه جا را فرا گرفته است. شاعر می کوشد در شبان غم تنهایی خویش به خانه خود، به دل خود که در آن فرمانروای مطلق است، روی بیاورد و با ملاقات زن خیال خود در این خانه رؤیایی، دمی بیاساید…شاعر طی ملاقات با معشوق از دیدن گیسوی او آنچنان در موج دریای خیال غرق می شود که معشوق در منظر او به صورت بت در می آید و او آرام آرام فردیت خود را در برابر این بت از دست می دهد. شاعر اعتراف می کند که عابد(عبادت کننده) چشمان سخنگوی این بت است و بدون وجود او هیچ است:در شبان غم تنهایی خویشعابد چشم سخنگوی تواممن در این تیره شب جانفرسازائر ظلمت گیسوی توامگیسوان تو پریشانتر از اندیشه منگیسوان تو شب بی پایانجنگل عطرآلودشکن گیسوی توموج دریای خیال….بی تو من چیستم! ابر اندوهبی تو سرگردان تر از پژواکم در کوهانتقال احساسات و گفتگوی با معشوق که بزرگترین آرزوی هر عاشق است، برای شاعری که افلاتونی عشق می ورزد، محال و غیر ممکن است. از اینرو حال و احساس شاعر که دم به دم فزونی می گیرد، سرانجام به طبیعت منتقل می شود و وی هم مانند مشیری با واسطه طبیعت درد دل خود را بیرون می ریزد و آرزوهای محال خود را بیان می کند:رفته ای اینک و هر سبزه و سنگدر تمام در و دشتسوگواران تواندگل به گل،سنگ به سنگ این دشتیادگاران توانددر دلم آرزوی آمدنت می میردرفته ای اینک،اما آیاباز می گردیچه تمنای محالی دارمبزرگترین حسرت و بالاترین آرزوی شاعر آن است که محبوب شعر، او را بخواند و نام او را صدا بزند. اما این آرزویی است دست نیافتنی و محال. پس بهتر است طبیعت نام او را به زبان بیاورد و کوه ها شعر او را بخوانند:کاشکی شعر مرا می خواندیباورم نیست که خواننده ی شعرم باشیدشت ها نام تو را می گویندکوه ها شعر مرا می خواننددر پایان شعر آبی خاکستری، همانند پایان شعر کوچه، با ناکامی و رنج عاشق روبرو هستیم. شاعر در پایان شعر اعتراف می کند که جنگل جان او در آتش حسرت عشقی بی حاصل سوخته و خاکستر شده است:من به خود می گویمچه کسی باور کردجنگل جان مرااتش عشق تو خاکستر کردفرجامی از این دست، عاقبت همه عشق های افلاتونی است. هیچ شدن،سوختن و خاکستر شدن، سرنوشت همگی آنهاست. سرنوشت همه عشاقی است که می خواهند به عشق ناکام خود از طریق دنیای خیال حیاتی دوباره ببخشند و به پیروزی برسند.فرجام کار عاشق در آبی خاکستری و سیاه با فرجام کارعشق بوف کور،رکسانا و کوچه یکی است و این فرجام مشترک، گویای این حقیقت است که عشق افلاتونی هرچقدر پرسوز و گداز و هرچقدر شاعرانه باشد، عشقی اصیل نیست. و جز حسرت و اندوه و ناامیدی و بیزاری از زندگی حاصلی ندارد. این فرجام مشترک همچنین گویای این حقیقت است که یک شاعر افلاتونی هرگز نمی تواند با خلق عشق در عالم خیال زندگی واقعی را دست نشانده هنر جادویی خود سازد و به آن حقیقتی که در جستجوی آن است برسد.امروزه بسیاری از روشنفکران بر این باورند که رنج و اندوه و حسرت و خودآزاری، آدمی را به عشق واقعی نزدیک تر می سازد و شاعران افلاتونی، پیروز راه عشق و ستایشگران واقعی عشق و زیبایی اند.این روشنفکران غافل از این حقیقت هستند که شاعران افلاتونی فاتحان دنیای خیال هستند و عشق و زیبایی را هرگز نمی توان از درون دنیای موهوم و ناپیدایی پیدا کرد که هیچ به عالم واقع راه ندارد.در تحلیل نهایی از نگاه روانشناسی می توان گفت که ادبیات عاشقانه معاصر ایرانی، ادبیاتی قدرت گراست و آثار معروفی چون بوف کور، رکسانا، شعر کوچه، آبی خاکستری سیاه، به عنوان زیباترین آثار ادبیات عاشقانه معاصر،نمایشی عظیم از قدرت و قدرتگرایی است.در هر چهار اثر هنری که به ان اشاره کردیم، تصویر بت گونه معشوق زمینی و نمایش عینی سلطه جویی و سلطه پذیری را مشاهده کردیم و دیدیم که چگونه هر اثر جلوه های مختلف قدرتگرایی عاشق و معشوق در یک رابطه عاشقانه افلاتونی(سادومازوخیستی)را به نمایش می گذارد.(۶)به سلطه پذیری عاشق یعنی یک روی سکه قدرتگرایی عاشق در آثار هر چهار هنرمند اشاره کردیم. چشم های زن اثیری، هدایت را شکنجه می دهد و زندگی او را زهرآلود می سازد. رکسانا شاملو را به هجرانی سخت که اعصاب او را به هم می ریزد و برای او اضطراب آور است، محکوم می کند. بی اعتنایی معشوق در شعر کوچه، عاشق را افسرده می سازد و پای او را به دامن اندوه می کشاند و بالاخره معشوق در آبی خاکستری سیاه مصدق، چنان عاشق را به غم هجران گرفتار می کند که جنگل جان او در آتش این غم می سوزد و خاکستر می شود.در هر چهار اثر مورد اشاره، معشوق سادیست است و عاشق مازوخیستی است(خودآزار) که از آزار دیدن لذت می برد و این چیزی نیست جز قدرتگرایی عاشق و معشوق. ولی از آنجایی که یک انسان قدرتگرا هم سادیست و هم مازوخیست است، باید رد پای سلطه جویی یعنی روی دیگر سکه قدرت گرایی عاشق را هم در چهار اثر فوق نشان دهیم.برای نشان دادن سلطه جویی عاشق در آثار فوق می توان به چند مورد اشاره کرد:اولا استیلای موهوم بر واقعیت به واسطه خیال و خیالپردازی در چهار اثر فوق به مفهوم سلطه جویی عاشق است؛ یعنی وقتی شاعر می کوشد معشوق و طبیعت را نه آنچنانچه در واقع هستند بلکه بنا به خواسته های روحی خود مجسم کند و آنها را تابعی از اندیشه ها و احساسات خود نشان دهد. او سلطه جویی خود را به نمایش گذاشته است.سلطه شاعر بر طبیعت به واسطه خیال را می توان از جنبه های قابل توجه سلطه جویی در شعر کوچه دانست که در سطور پیشین به آن اشاره کردیم. مشیری در شعر کوچه، نه تنها معشوق را مطابق احساسات خود به نمایش می گذارد بلکه طبیعت را هم بنا به خواسته های روحی خود، مجسم کرده است. هنگامی که شاعر عشق می ورزد، گلها و جویباران و خورشید و ماه و ستارگان نیز شور و هیجان عاشقانه دارند و هنگامی که معشوقه جفا می کند، طبیعت را اندوه و غم فرا می گیرد. در واقع شاعر آنچه را شایسته گفتن می داند که در سلطه و اختیار احساسات او باشد. سلطه بر طبیعت، علاوه بر سلطه جویی بر معشوق، در شعر کوچه این حقیقت را نشان می دهد که مشیری به عنوان صدرنشین ادبیات عاشقانه افلاتونی بدون آنکه خود آگاه باشد، عاشقی سلطه جوست.کلام آخر آنکه گرایش توأمان سلطه جویی و سلطه پذیری، یعنی قدرتگرایی، مهم ترین حقیقت عشق افلاتونی را نشان می دهد. حقیقت مهمی که آن را از عشق های واقعی و اصیل متمایز می سازد. بدون تردید مهم ترین مبارزه با عشق افلاتونی، آموختن هنر عشق ورزیدن است. زیرا در روند آموختن این هنر است که متوجه این حقیقت می شویم که عشق ورزیدن و دوست داشتن دارا بودن احساس صرف نیست بلکه نوعی هنر است. هنری که ذاتی انسان نیست و آدمها بدون بهره از این هنر به دنیا می آیند.با آموختن هنر عشق ورزیدن به این حقیقت خواهیم رسید که رابطه عاطفی بین زن و مرد بسیار پیچیده تر از عشق ودوستی بین دو انسان هم جنس نسبت به هم است.رابطه ای ظریف و شکننده که پایداری در آن مرد کهن می خواهد. مردی کهن که از هفت شهر عشق گذشته و حس مسئولیت دلسوزی و احترام، بویژه دانایی با روح و جان او عجین شده باشد.تنها در صورت آموختن هنر عشق ورزیدن است که فرد می تواند در مسیر عشق اصیل و واقعی گام بردارد و در دام عشق بیمارگونه افلاتونی گرفتار نشود. تا زمانی که یک فرد نتواند پا از حدود تخیلات خودشیفته و افلاتونی خود فراتر نهد و تا زمانی که توهم و تزلزل و اغراق در خیالپردازی، افق اندیشه فرد را محدود کند؛ رهایی از عشق افلاتونی غیرممکن است. گستردگی عشق افلاتونی در ادبیات معاصر هشداری به همه ماست. نشانه آن است که روشنفکر ایرانی،نابالغ، خودشیفته و آرمانگراست و مستعد در دام افتادن به یک مرجع قدرت (بت) است.از اینرو لازم است که عشق ورزی بر اساس خرد و تفکر عاقلانه را بیاموزد و سیلان احساسات خود را به مجرای صحیح هدایت کند.«هنر عشق ورزیدن چیزی نیست جز رهایی از دست خیالات نامعقول و رهایی از عشق های کاذب و دروغین… اگر مردم، ماهیت آرمان گرایی خود را بهتر درک کنند؛اگر دریابند که چگونه غرق شدن در دنیای خیال و آرمانگرایی نامعقول باعث می شود که نیازهای روحی شان به رنگی دروغین جلوه کند، هرگز گرفتاری و بدبختی و سرنوشت های غم انگیز و عشق های ناکام بوجود نمی آید. اگر مردم بتوانند پرده پندار توهم و خطای حسی خود را کنار بزنند، در آن صورت عشق آنها و زندگی زناشویی آنها فارغ از رنج و بدبختی خواهد شد.(۷)پی نویس:——————————۱ـ روانشناسی عشق ورزیدن،اینیاس لپ،کاظم سامی،محمود ریاضی،ص۷۱۲ـ از نگاه روانشناسی،عدم توانایی در برقراری رابطه با جنس مخالف و عدم استعداد در عشق ورزیدن را باید در درون خانواده فرد و در دوران کودکی او بویژه در آموزش و پرورش مادر جستجو کرد. یک مادر از آغاز با عشق ورزیدن به کودک، با عشق بدون قید و شرطی که نثار فرزندش می کند؛ به طور عینی و عملی به او معشوق بودن و مورد مهر واقع شدن را آموزش می دهد.اما برای رشد و بلوغ عاطفی یک کودک لازم است مادر به کودک خود عاشق شدن و عشق ورزیدن به دیگران را نیز بیاموزد. به او بیاموزد که چگونه نسبت به دیگران احساس دلسوزی و مسئولیت داشته باشد و به آنها احترام بگذارد.تجربه نشان می دهد که اغلب مادران موفق نمی شوند که از این مرحله با موفقیت عبور کنند و استعداد عشق ورزیدن به دیگران را در کودک پرورش دهند. در نتیجه اغلب افراد جامعه از استعداد عشق ورزیدن به دیگران بی بهره یا کم بهره اند و از عشق تنها عشق به خود را می فهمند(عشق کودکانه).اگر با نگاهی عمیق به رفتار و احساسات انسان های دورو بر خود نگاه کنیم، متوجه این حقیقت خواهیم شد که عشق اغلب افراد ناپخته و کودکانه است؛ یعنی اغلب آدم ها دوست دارند معشوق باشند، نه اینکه خود عشق بورزند و عاشق شوند.از نظر روانشناسی، بسیاری از اشخاص بزرگسال دور و بر ما که از نظر عاطفی مستقل به نظر می رسند، مهرطلب و وابسته به مادر هستند.این قبیل افراد تا پایان عمر در جستجوی عشق و محبت از دست رفته مادر به هرکس و هرچیزی (دوست،همکار،فامیل،همسر) وابسته می شوند و هرکس در رابطه با آنها باید نقش مادر را ایفا کند و آنها را مورد مهر خود قرار دهد. در واقع عشق افلاتونی یعنی برداشت از عشق به صورت آمیزش دو روح، محصول چنین افرادی است. زیرا پذیرش عشق به صورت آمیزش دو روح توجیهی است بر عدم توانایی آنها در عشق ورزیدن و آنها را از داشتن یک رابطه واقعی نیز بی نیاز می سازد.۳ــ سیری در بزرگترین کتاب های جهان،ج ۱ حسن شهباز،ص ۱۱۹ کمدی الهی۴ــ همان کتاب، ص ۱۲۲۵ــ یکی از عوامل مهم گرایش روزافزون به دنیای خیال و خیالپردازی و جدا کردن روح از جسم در ذهن رمانتیک ها، رشد عظیم سرمایه داری به هنگام ظهور جامعه صنعتی در اروپا بود. با ظهور جامعه صنعتی، پول بهترین تنظیم کننده روابط بین زن و مرد و بالاترین ابزار قدرت در مناسبات بین آنها شد.با ظهور جامعه صنعتی نیازهای روحی و فضیلت های انسانی از یاد رفت.عشق و ازدواج به صورت یک معامله تجارتی در آمد و روابط زن و مرد به دروغ و ریای نفرت انگیزی تبدیل شد.[به تعبیر بسیاری از علمای اقتصاد،جامعه صنعتی انسان را به صورت کالایی قابل خرید و فروش در آورد.]پول به عنوان معیار ارزش ها خصیصه اصلی جامعه صنعتی بود و همه چیز حتی عشق و انسان نیز تحت الشعاع آن قرار گرفتند.اما بسیاری از روشنفکران قرون هجدهم و نوزدهم حاضر نمی شدند عشق و انسانیت را با تمنیات بازاری چنین جامعه نوظهوری وفق دهند . به همین خاطر روی به مکتب ادبی رمانتیسم آوردند.این مکتب ادبی ، خاصه در اواسط قرن نوزدهم اعتراضی بود که هنرمند به تخریب ارزشهای بشری و مسخ شئون انسانی که نتیجه سیستم اقتصادی افسار گسیخته جامعه صنعتی بود می کرد. رمانتیک ها پیوسته در تکاپوی آن بودند که روح انسان را از تنگنای زندگی مادی آزاد کنند و خود را از قید اصول و ارزش های جامعه صنعتی که بر مبنای پول و تحقیر انسان بود رها سازند و به همین خاطر بود که به هنگام عشق ورزی در عالم خیال روح را از جسم جدا کرد.۶ـ اشعار عاشقانه هدایت و شاملو بازتابی از نخستین عشق است، اما هرکدام با نگاه خاص خود به زن، جلوه های متفاوتی از عشق ورزیدن را به نمایش گذاشته اند که با نگاه مشیری و مصدق از عشق افلاتونی تفاوت دارد.نگاهی توامان به آثار شاملو و هدایت نشان می دهد که دنیای این دو هنرمند آنچنان که در رکسانا و بوف کور، مشاهده می شود که به شدت، سایه مانند و غیرواقعی است. و هیچ رابطه زنده ای میان آنها و معشوق وجود ندارد.هر دو، هنرمند زن مورد علاقه شان را نه در بستر روابط اجتماعی بلکه در دل طبیعت جستجو و دیدار کرده اند. هدایت زن خیالی خود را برای نخستین بار در دل بیابان دیده است(بیابان های اطراف شاه عبدالعظیم تهران)و ملاقات با رکسانا در میان امواج سهمگین دریا اتفاق افتاده است و این نشان می دهد که هم شاعر و هم نویسنده در زمان آفرینش اثر هنری مورد اشاره تا چه حد از اجتماع خود بریده و منزوی بوده اند و به منظور خلق عشق تا چه اندازه روح خود را دستخوش اوهام ساخته اند.به نظر می رسد که میزان گرایش مشیری و مصدق به اوهام و خیالپردازی کمتر از هدایت و شاملوست. چه اگر معشوق هدایت و شاملو ناپیدا و مه آلود است، معشوقی که مشیری از آن یاد می کند، انسانی واقعی است.انسانی است با گوشت و پوست و استخوان و اندیشه که با انسان اثیری و غیرقابل لمس هدایت و شاملو، تفاوت ماهوی دارد.زن خیال مشیری در بیابان و در دریا زندگی نمی کند بلکه در کوچه حضور دارد و با شاعر قدم می زند و با او به لب جویبار می رود.از نظر هدایت، یک زن زمینی، یک زن واقعی، اصولاً فاسد است.هدایت، زن زمینی را لکاته می داند و او را شایسته عشق ورزی نمی داند! از اینرو ناچار می شود زنی آسمانی، ایده آلی و فرشته وش را در ذهن خود خلق کند و عشق خود را نثار او کند. در واقع نخستین عشقی که در بوف کور از آن یاد شده، زنی واقعی و زمینی نیست بلکه مخلوق ذهن هدایت است. اما نخستین عشق در ذهن مشیری، انعکاسی از یک زن واقعی است. زنی واقعی که تاثیر عمیقی بر روح او داشته و موضوع خیالش شده است.۷ــ به نام زندگی، اریک فروم،اکبر تبریزی ،ص۱۱۷</description>
                <category>ali alikarami</category>
                <author>ali alikarami</author>
                <pubDate>Tue, 30 Jun 2020 13:52:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ</title>
                <link>https://virgool.io/@ellahi32323/%EF%BA%A7%EF%BB%AE%EF%BA%B7%EF%BA%92%EF%BA%A8%EF%BA%98%EF%AF%BD-m0xqos3ghlpt</link>
                <description>آدمها ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ هستند؛ﺑﺎ ﻣﺪﺭﮎ...ﺑﺎ ﭘﻮﻝ...با شغل...با مقام...ﺑﺎ همسر...اما ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﭼﯿﺰﻫﺎ ﺁﺩﻡ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﻧﻤﯽﺷﻮﺩ.خوشبختی یعنی:احساس رضایتاز هرچه داریمو هرچه هستیم</description>
                <category>ali alikarami</category>
                <author>ali alikarami</author>
                <pubDate>Thu, 25 Jun 2020 12:30:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جملات زیبای بزرگان</title>
                <link>https://virgool.io/@ellahi32323/%D8%AC%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%86-giaj1t9sydaq</link>
                <description>به تقویم ها اعتمادی نیستاگر تحولی در دل و زندگیت روی داد مبارک است؛راز نو شدن را باید دانستو گرنه بهار یک فصل تکراریست!گذشت عمر تبریک ندارد...صافی دلها و نو شدن ها تبریک دارد...شاد ترین ایام را برایتان آرزو دارمنه برای امروز ، بلکه برای فردای هر روز .</description>
                <category>ali alikarami</category>
                <author>ali alikarami</author>
                <pubDate>Thu, 25 Jun 2020 12:29:37 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>امنیت سایبری</title>
                <link>https://virgool.io/@ellahi32323/%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%A8%D8%B1%DB%8C-zfdzup9jp0bt</link>
                <description>در این مطلب 10 نکته مهم و ضروری را به همراه اطلاعات و توضیحات بیشتر مطرح می کنیم.هر روز اخبار جدیدی در مورد حملات و تهدیدات رایانه ای منتشر می شود. این تهدیدات شامل ویروس های جدید و یا انواع هک و نفوذ در سیستم های رایانه ای است. در این بخش به چند نکته که در رابطه با امنیت رایانه اهمیت اساسی دارند به صورت مختصر پرداخته می شود. یک کاربر در صورت رعایت این نکات می تواند تا حدود زیادی از حفظ امنیت سیستم رایانه ای خود مطمئن باشد.استفاده از نرم افزارهای محافظتی و به روز نگه داشتن آنهااز وجود ضد ویروس بر روی دستگاه خود اطمینان حاصل کنید. این نرم افزارها برای محافظت از رایانه در برابر ویروس های شناخته شده به کار می روند و در صورت استفاده از آنها کاربر نیاز به نگرانی در مورد ویروس ها نخواهد داشت. در شرایطی که روزانه ویروس های جدید تولید شده و توزیع می شوند، نرم افزارهای ضد ویروس برای تشخیص و از بین بردن آنها باید به صورت منظم آپدیت شوند. برای این کار می توان به وب سایت شرکت تولید کننده ضد ویروس مراجعه کرد و اطلاعات لازم در مورد نحوه به روز رسانی و نیز فایل های جدید را دریافت نمود.باز نکردن نامه های دریافتی از منابع ناشناساین قانون ساده را پیروی کنید، «اگر فرستنده نامه را نمی شناسید، نسبت به نامه و پیوست های آن بسیار با دقت عمل نمایید». هرگاه یک ایمیل مشکوک دریافت کردید بهترین عمل حذف کل ایمیل به همراه پیوست های آن می باشد. برای امنیت بیشتر حتی اگر فرستنده نامه آشنا باشد هم باید با احتیاط عمل کرد. ممکن است دوست شما به صورت تصادفی ویروسی را برای شما فرستاده باشد. ویروس I Love You دقیقا به همین صورت میلیون ها رایانه را در سراسر دنیا آلوده نمود. تردید نکنید ایمیل های مشکوک را پاک کنید.هرکسی که از رایانه استفاده می‌کند باید اطلاعات کافی در مورد امنیت داشته‌باشد. چگونگی استفاده از ضدویروس‌ها و به‌روز رسانی آنها، روش گرفتن وصله‌های امنیتی و نصب آنها و چگونگی انتخاب کلمه عبور مناسب از جمله موارد ضروری می‌باشداستفاده از کلمات عبور مناسبکلمه عبور تنها در صورتی دسترسی غریبه ها به منابع موجود را محدود می کند که حدس زدن آن به سادگی امکان پذیر نباشد. کلمات عبور خود را در اختیار دیگران قرار ندهید و از یک کلمه عبور در بیشتر از یک جا استفاده نکنید. در این صورت اگر یکی از کلمات عبور شما لو برود همه منابع در اختیار شما در معرض خظر قرار خواهند گرفت.قوانین طلایی برای انتخاب کلمه عبور شامل موارد زیر است:کلمه عبور حداقل باید شامل 8 حرف بوده، حتی الامکان کلمه ای بی معنی باشد. در انتخاب این کلمه اگر از حروف کوچک بزرگ و اعداد استفاده شود مانند xk27D5Gu در اینصورت ضریب امنیت بالاتر خواهد رفت. به صورت منظم کلمات عبور قبلی را عوض نمایید. کلمه عبور خود را در اختیار دیگران قرار ندهید.محافظت از رایانه در برابر نفوذ با استفاده از دیواره آتشدیواره آتش حائلی مجازی بین سیستم رایانه ای و دنیای بیرون ایجاد می نماید. این محصول به دو صورت نرم افزاری و سخت افزاری تولید می شود و برای حفاظت رایانه های شخصی و نیز شبکه ها به کار می رود. دیواره آتش داده های غیر مجاز و یا داده هایی که به صورت بالقوه خطرناک می باشند را فیلتر کرده و سایر اطلاعات را عبور می دهد. علاوه بر این حفاظ در شرایطی که رایانه به اینترنت وصل است، مانع دسترسی افراد غیر مجاز به رایانه می شود. برای بهره بردن از فایروال از آنتی ویروس های اینترنت سکوریتی استفاده کنید.عدم اشتراک منابع رایانه با افراد غریبهسیستم های عامل این امکان را برای کاربران خود فراهم می آورند که با هدف اشتراک گذاری فایل، دسترسی دیگران را از طریق شبکه و یا اینترنت به دیسک سخت محلی فراهم آورند. این قابلیت امکان انتقال ویروس از طریق شبکه را فراهم می آورد. از سوی دیگر در صورتی که کاربر دقت کافی را در به اشتراگ گذاشتن فایل ها به عمل نیاورد، امکان مشاهده فایل های خود را به دیگرانی که مجاز نیستند فراهم می کند. بنابراین در صورتی که نیاز واقعی به این قابلیت ندارید به اشتراک گذاری فایل را متوقف نمایید.قطع اتصال به اینترنت در مواقع عدم استفادهبه خاطر داشته باشید که بزرگراه دیجیتال یک مسیر دوطرفه است و اطلاعات ، ارسال و دریافت می شوند. قطع اتصال رایانه به اینترنت در شرایطی که نیازی به آن نیست احتمال اینکه کسی به دستگاه شما دسترسی داشته باشد را از بین می برد.تهیه نسخه پشتیبان از داده هاهمواره برای از بین رفتن اطلاعات ذخیره شد بر روی حافظه دستگاه خود آمادگی داشته باشید. امروزه تجهیزات سخت افزاری و نرم افزاری متنوعی برای تهیه نسخه های پشتیبان توسعه یافته اند که با توجه به نوع داده و اهمیت آن می توان از آنها بهره گرفت. بسته به اهمیت داده باید سیاستگذاری لازم انجام شود. در این فرایند تجهیزات مورد نیاز و زمان های مناسب برای تهیه پشتیبان مشخص می شوند. علاوه بر این باید همواره دیسک های Start Up را در دسترس داشته باشید تا در صورت وقوع اتفاقات نامطلوب بتوانید در اسرع وقت سیستم را بازیابی نمایید.گرفتن منظم وصله های امنیتیبیشتر شرکت های تولید کننده نرم افزار هر از چندگاهی نرم افزارهای به روزرسان و وصله های امنیتی جدیدی را برای محصولات خود ارائه می نمایند. با گذر زمان، اشکالات جدید در نرم افزارهای مختلف شناسایی می شوند که امکان سو استفاده را برای هکرها به وجود می آورند. پس از شناسایی هر اشکالی، شرکت تولید کننده محصول اقدام به نوشتن وصله های مناسب برای افزایش امنیت و از بین بردن راه های نفوذ به سیستم می کنند.این وصله ها بر روی وب سایت های شرکت ها عرضه می شوند و کاربران باید برای تامین امنیت سیستم خود همواره آخرین نسخه های وصله ها را گرفته و بر روی سیستم خود نصب کنند. برای راحتی کاربران ابزارهایی توسعه داده شده اند که به صورت اتوماتیک به سایت های شرکت تولید کننده محصولات وصل شده و لیست آخرین وصله ها را دریافت می کنند. سپس با بررسی سیستم موجود نقاط ضعف آن را شناسایی و به کاربر اعلام می شود.به این ترتیب کاربر از وجود آخرین نسخه های به روز رسان آگاه می شود.بررسی منظم امنیت رایانهدر بازه های زمانی مشخص وضعیت امنیتی سیستم رایانه ای خود را مورد ارزیابی قرار دهید. انجام این کار در هرسال حداقل دوبار توصیه می شود. بررسی پیکر بندی امنیتی نرم افزارهای مختلف شامل مرورگرها و حصول اطمینان از مناسب بودن تنظیمات سطوح امنیتی در این فرآیند انجام می شود.پیشنهاد میکنیم برای بررسی امنیت سیستم خود از ابزار OPSWAT Security Score بهره ببرید.آگاهی از نحوه برخورد با رایانه های آلودههرکسی که از رایانه استفاده می کند باید اطلاعات کافی در مورد امنیت داشته باشد. چگونگی استفاده از ضد ویروس ها و به روز رسانی آنها، روش گرفتن وصله های امنیتی و نصب آنها و چگونگی انتخاب کلمه عبور مناسب از جمله موارد ضروری می باشد.</description>
                <category>ali alikarami</category>
                <author>ali alikarami</author>
                <pubDate>Wed, 27 May 2020 13:46:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان کوتاه کودکانه مرغ پر قرمزی</title>
                <link>https://virgool.io/ketabaz/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%BA-%D9%BE%D8%B1-%D9%82%D8%B1%D9%85%D8%B2%DB%8C-h20g6ujqhvlh</link>
                <description>وزی روزگاری مرغی در یک مزرعه زنگی میکرد که بخاطر پرهای قرمزش همه او را پر قرمزی صدا میکردند.روزی پر قرمزی در مزرعه در حال گشت و گذار و دانه خوردن بود که روباهی او را دید و آب از دهانش به راه افتاد.سریع به خانه رفت و به همسرش گفت قابلمه را پر از آب کند و روی گاز بگذارد تا او ناهار را بیاورد. بعد دوباره به مزرعه برگشت.وقتی پرقرمزی اصلا حواسش نبود. پیش از آنکه بتواند کمک بخواهد، او را گرفت و در یک گونی انداخت. و بعد خوشحال راه افتاد به سمت خانه.دوست پرقرمزی که یک کبوتر بود، همه ی داستان را تماشا میکرد و برای نجات دوستش سریع یک نقشه کشید.کبوتر رفت و سر راه روباه نشست و وانمود کرد که پایش شکسته است. روباه تا او را دید خیلی خوشحال شد و با خودش فکر کرد امروز ناهار مفصلی میخورد.گونی را روی زمین گذاشت و به سمت کبوتر رفت تا او را بگیرد. کبوتر هم آرام آرام عقب میرفت.پرقرمزی تا دید که روباه حواسش به کبوتر است از توی گونی بیرون آمد، یک سنگ داخل گونی گذاشت و فرار کرد.کبوتر وقتی دید دوستش به اندازه کافی دور شده، شروع به پرواز کرد و بالای درختی نشست.روباه هم که ناامید شده بود به سمت گونی رفت و آن را برداشت و به خانه رفت.وقتی به خانه رسید، قابلمه روی گاز بود. گونی را توی قابلمه خالی کرد و سنگ تالاپی توی آب افتاد و آب جوش ها روی صورت روباه ریخت و روباه حسابی سوخت.</description>
                <category>ali alikarami</category>
                <author>ali alikarami</author>
                <pubDate>Wed, 27 May 2020 13:44:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اثرات کرونا بر دستگاه گوارش چگونه است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@ellahi32323/%D8%A7%D8%AB%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-%D8%A8%D8%B1-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D9%87-%DA%AF%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-sc2tm0kiz0sr</link>
                <description>یک متخصص داخلی و فوق تخصص بیماری‌های گوارش و کبد بزرگسالان گفت: هنوز مطالعات درباره اثرات ویروس کرونا بر بدن کامل نیست، اما براساس نتایج به دست آمده و رفتار هم خانواده این ویروس می‌توان گفت اثرات آن بر دستگاه گوارش طولانی مدت نخواهد بود.دکتر ستار جعفری درباره نگرانی از علائم گوارشی کرونا که از سوی مردم مطرح می‌شود، گفت: تقریبا ۲۰ تا ۳۰ درصد بیماران مبتلا به کرونا ممکن است با دردهای شکمی ‌یا اسهال به مراکز درمانی مراجعه کنند.وی با بیان این که باید درباره اسهال، تهوع و استفراغ‌های مقاوم و دردهایی که علت مشخصی ندارند، چاره اندیشی کرد، افزود: ابتلا به کرونا و احتمال بروز عفونت در بدن به دلیل این ویروس همچنان وجود دارد، اما به نظر می‌رسد که از شدت و مرگ و میر آن کاسته شده است. باید توجه کرد که کرونا عمدتا خودش را به عنوان سرماخوردگی نشان می‌دهد، اما در درصدی از بیماران به نارسایی تنفسی کشیده می‌شود و باعث می‌شود تا میزان اکسیژن خون ریه کمتر شود. در این گونه موارد معمولا تنگی نفس شدت پیدا می‌کند و با درمان‌های سرپایی تب کاهش نمی‌یابد و علائم شدیدتر می‌شود و بیمار مجبور است به مراکز درمانی مراجعه کند.این متخصص داخلی و فوق تخصص بیماری‌های گوارش و کبد بزرگسالان گفت: گاهی ممکن است بیمار نیاز به بستری در آی سی یو و حمایت تنفسی داشته باشد، اما معمولا در ۸۰ درصد موارد این اتفاق نمی‌افتد و تنها در ۱۵ درصد موارد ممکن است بیمار نیاز به بستری و چند درصد هم نیاز به بستری در آی سی یو و حمایت تنفسی پیدا کند.وی با اشاره به اینکه اثر این ویروس روی دستگاه گوارشی، کبد و گردش خون هنوز به درستی مشخص نیست، تصریح کرد: این ویروس یکسری از گیرنده‌ها را گرفتار می‌کند و گیرنده‌ها هر جایی باشند با این ویروس درگیر می‌شوند. عمدتا این گیرنده‌ها در ریه قرار دارند. ممکن است درصد کمی‌ هم روی کبد اثر بگذارد. البته این ویروس جدید بوده و هنوز مطالعات آن به اندازه کافی انجام نشده است.بنابر اعلام روابط عمومی سامانه ۴۰۳۰ وزارت بهداشت، جعفری همچنین گفت: کرونا اثر طولانی مدت روی معده و روده‌ها نمی‌گذارد و به نظر می‌رسد این ویروس هم بعد از گذشت دوران بیماری، اثرش در بدن از بین برود با این حال همانطور که گفتم این بیماری هنوز تازه است و باید مطالعات گسترده و دقیقی برای بررسی ابعاد این بیماری صورت گیرد. در عین حال هنوز مطالعات درباره اثرات ویروس کرونا بر بدن کامل نیست، اما براساس نتایج به دست آمده و رفتار هم خانواده این ویروس می‌توان گفت اثرات آن بر دستگاه گوارش طولانی مدت نخواهد بود.</description>
                <category>ali alikarami</category>
                <author>ali alikarami</author>
                <pubDate>Wed, 27 May 2020 13:43:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>&quot;احد عظیم زاده&quot; مولتی میلیارد ایرانی از زندگی اش می گوید</title>
                <link>https://virgool.io/@ellahi32323/%D8%A7%D8%AD%D8%AF-%D8%B9%D8%B8%DB%8C%D9%85-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%85%D9%88%D9%84%D8%AA%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B4-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D9%88%DB%8C%D8%AF-al82fuwjysit</link>
                <description>من احد عظيم‌زاده هستم. در 10 آذر 1336 در ده اسفنجان در شهرستان اسكو متولد شدم. هفت ساله بودم كه پدرم را از دست دادم و يتيم شدم. امكانات مالي‌مان اجازه نمي‌داد به مدرسه بروم و فقط پس از رفتن به كلاس اول مجبور شدم پشت دار قالي بنشينم و قاليبافي كنم. تا 13 سالگي روزها قالي مي‌بافتم و شب‌ها درس مي‌خواندم. چاره‌اي نبود، وسع مالي ما جز اين اجازه نمي‌داد. خاك خوردم و زحمت بسيار كشيدم. در سال 2بار بيشتر نمي‌توانستيم برنج بخوريم. يك بار روز 21 ماه رمضان و بار دوم شب چهارشنبه‌سوري. آرزو داشتم يا خلبان شوم يا پولدار و براي رسيدن به اين آرزوها بسيار زحمت كشيدم. كارم را با به دوش كشيدن پشتي و قالي‌هاي كوچك و بردن آن از اسفنجان يا اسكو براي فروش آغاز كردم. در آغاز كار از هركدام از آنها يك يا دو تومان (نه هزار يا 2هزار تومان) سود مي‌كردم. پنج سال اينچنين سخت كار كردم. بسيار دشوار بود. اما پشتكار و اعتقاد به هدف با توكل به خدا تحمل سختي‌ها را آسان مي‌كرد. در 18 سالگي توانستم 20 هزار تومان پس‌انداز كنم، اما فشارها همچنان ادامه داشت تا اين‌كه مجبور به ترك تحصيل شدم. غصه يتيمي چون باري سنگين به دوشم بود. (بغض مي‌كند) يتيم هيچ‌كس را ندارد. كارمند، كارگر، بانكي، كاسب و هركس ديگري شب كه به خانه‌اش مي‌رود دستي به سر و روي بچه‌اش مي‌كشد. اما يتيم اين محبت بزرگ را ندارد. شب‌ها، شب‌هاي جمعه پاهايش را در بغل مي‌گيرد و به انتظار مي‌نشيند. در انتظار آن كس كه دستي به سرش بكشد... در اين فكر بودم كه سرمايه‌ام را افزايش بدهم تا بتوانم كاري بكنم. مي‌خواستم يك كارگاه فرشبافي راه بيندازم. سراغ پسرعموي پدرم رفتم و از او 20 هزار تومان قرض كردم و 60 هزار تومان هم از بانك وام گرفتم. سرمايه‌ام شد 100 هزار تومان يعني به اندازه يك تراول صد توماني امروزي. وقتي اين پول دستم آمد تازه به فكر افتادم كه چه بكنم. چه ايده جديدي داشته باشم؟ ماه‌ها فكر كردم. آن روزها چون انقلاب پيروز شده بود تا 2 سال به هيچ ايراني پاسپورت نمي‌دادند. در اين مدت فكر كردم و فكر كردم تا به اين نتيجه رسيدم كه با صادرات كارم را شروع كنم. اما هيچ اطلاعاتي نداشتم. شنيده بودم آلمان مركز تجارت فرش است. ويزا گرفتم و به هامبورگ رفتم و در يك مسافرخانه يا پانسيون مستقر شدم. به سالن‌ها و انبارهاي فرش آنجا سرزدم و با سليقه‌ها آشنا شدم. آنجا به من گفتند ثروتمندان براي خريد فرش به سوئيس مي‌روند. ويزاي 15 روزه سوئيس گرفتم و به ژنو رفتم. زبان هم نمي‌دانستم. در يك هتل با تاجري آشنا شدم و او ايده اصلي را به من داد: فرش گرد بباف. در آن دوران در ايران فرش گرد بافته نمي‌شد و كيفيت توليد فرش و رنگ‌بندي‌ها هم مناسب نبود. چاي و قهوه‌ام را خوردم و همان روز به ايران برگشتم.  به ده خودمان آمدم و ساختماني اجاره كردم. دستگاه خريدم، با 10 درصد نقد و بقيه اقساط. ابريشم هم قسطي خريدم. انسان بايد ريسك‌پذير باشد و من هم ريسك كردم. با دست خالي و از هيچ.  شروع به بافتن فرش گرد كردم و چند نمونه كه بيرون آمد سر و كله تاجران آلماني پيدا شد و آنان به اسفنجان آمدند. باور مي‌كنيد يا نه؟ در اولين معامله 6.5 ميليون تومان نقد پرداختند و شش ميليون تومان هم چك دادند! آن شب از شدت هيجان نخوابيدم. احساس آن شب را خوب به خاطر دارم. سرمايه 100 هزار توماني من كه 80 هزار تومانش قرض بود در كارخانه اجاره‌اي اينچنين سودي نصيب من كرده بود، در اولين قدم...  كسب و كارم رونق گرفت و صادراتم را به آلمان، ايتاليا، سوئيس، انگليس، بلژيك و ديگر كشورها آغاز كردم. بسيار سفر كردم و ايده‌هاي جديد دادم. از موزه‌هاي فرش كشورها بازديد مي‌كردم و از طرح‌ها اقتباس يا از آنها عكس مي‌گرفتم و با الهام از آنها و تلفيق طرح‌ها، ايده‌هاي نو بيرون مي‌دادم. در اين مدت سليقه مشتريان را شناختم. اصول كار خودم را پيدا كردم. من شريك ندارم. هيچ‌گاه نداشته‌ام و نخواهم داشت. اگر شريك خوب بود، خدا براي خودش شريك مي‌گذاشت. اصل ديگر من احترام به مشتري است، هر كه مي‌خواهد باشد. پيش مشتري مثل سربازي كه جلوي تيمسار خبردار مي‌ايستد، با احترام مي‌ايستم. اتكاي خودم اول به خدا و دوم به ايده و تفكر و پشتكار و ريسك‌پذيري خودم است. بسيار ريسك مي‌كنم،بسيار. كمي بعد در بازديد از هتل‌هاي معروف جهان تصميم گرفتم وارد كار ساخت بزرگ‌ترين پروژه هتل كشور شوم. تاكنون 180 ميليارد تومان در اين پروژه سرمايه‌گذاري كرده‌ام. تمام مصالح اين پروژه خارجي و بهترين است. سنگ برزيل، شيشه بلژيك، دستگيره در انگليس و تاسيسات آلماني است. كابين چهار آسانسور نيز از طلاي 18 عيار است. اين هتل 340 واحد مسكوني در 25 طبقه، هفت طبقه سالن ورزشي، 34 طبقه هتل، 7 رستوران روي درياچه، 10 هزار متر شهر آبي، 70 هزار متر زمين آمفي‌تئاتر، 90 هزار متر زمين گلف و 2 باند هليكوپتر دارد. فقط قرارداد نورپردازي اين پروژه با فرانسوي‌ها 9 ميليون دلار (9 ميليارد تومان)‌ است. اين پروژه آبروي كشور است و من با افتخار روي آن سرمايه‌گذاري كرده‌ام. من ايران را دوست دارم. برويد بگرديد حتي يك دلار و ريال در خارج كشور ندارم و سرمايه‌گذاري يا ذخيره نكرده‌ام.... مي‌پرسيد چه احساسي نسبت به پول دارم؟ پول ديگر مرا ارضا نمي‌كند. هدف من كارآفريني است. تنها در پروژه آن هتل 600 نفر به طور مستقيم كار مي‌كنند.من 2 بار برنده تنديس الماس بزرگ‌ترين بيزينس‌من جهان شدم و بزرگ‌ترين صادركننده فرش كشور هستم. اما مي‌دانيد بزرگ‌ترين افتخار من چيست؟يتيم‌نوازي. افتخار مي‌كنم 2 سال خير نمونه كشور شدم. افتخار مي‌كنم جزو 100 كارآفرين برتر كشور هستم. دوست دارم اشتغالزايي كنم. دوست دارم سفره مرتضي علي باز كنم، معتقدم خدا من را وسيله قرار داده است. هم‌اكنون 1070 بچه يتيم را زير پوشش دارم و با خودم پيمان بستم تا عمر دارم هر سال 100 بچه به آنها اضافه كنم. وصيت كرده‌ام وقتي مردم تا 10 سال بعد از عمرم هر سال 100 بچه يتيم اضافه شود و مخارج همه يتيم‌ها را از محل ارثم بپردازند. بعد از 10 سال هم اگر بازماندگانم لياقت داشتند، راه من را ادامه مي‌دهند. سفره كه مي‌اندازيم براي يتيم‌ها و مي‌آيند و غذا مي‌خورند، كيف مي‌كنم. گريه مي‌كنم و حال مي‌كنم.در يك مراسمي بچه‌ها دورم جمع شده بودند و هر كس چيزي مي‌خواست. در اين ميان دختربچه‌اي به من نزديك شد و به جاي آن كه چيزي بخواهد، فقط خواست دستم را ببوسد. مهرش بدجور به دلم نشست. خواستم فردا بيايند دفترم. آن دختر الان دخترخوانده من است. روي پايم نشست و بابايي صدايم كرد. من به هر دخترم 50 ميليون تومان جهاز دادم و مقرر كردم به اين يكي 100 ميليون تومان جهاز بدهند. اين دست خداست كه مهر اين دختر را به دل من انداخت.يتيمي سخت است. بهترين ساعات عمر من زماني است كه در خدمت يتيمان هستم.پول را براي چه مي‌خواهيم؟ خدا به ما داده و ما هم بايد به بقيه بدهيم.ما وسيله هستيم. بايد بخشيد و بي‌منت و زياد بخشيد. اين توصيه من به همكارانم است. من از زير صفر شروع كردم.  توصيه من به جوانان اين است كه منطقي فكر كنند. اين گونه نبوده كه شب بخوابم، صبح پولدار شوم. خاك خوردم و رنج كشيدم و آثار اين رنج هنوز در من هست. اميدشان به خدا و فكر و بازوي خودشان باشد. درستكار باشند و تلاش و تلاش و تلاش كنند. اين فرمول من است...</description>
                <category>ali alikarami</category>
                <author>ali alikarami</author>
                <pubDate>Mon, 06 Jan 2020 09:43:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>صادراتی موفق با تحلیل رقبا</title>
                <link>https://virgool.io/@ellahi32323/%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%B1%D9%82%D8%A8%D8%A7-hyuelwhthxkm</link>
                <description>تحقیقات بازار یکی از اصلی‌ترین نیازهای شرکت‌ها پیش از ورود محصول خود به بازار هدف است. تحقیقات بازار، به فرآیند جمع‌آوری، تجزیه و تحلیل هدفمند از اطلاعات در خصوص بازار هدف، رقابت و نیازهای مشتری اطلاق می‌شود.

ورود به بازار هدف نیازمند شناخت صحیح از آن بازار، تعیین مخاطبان محصول و تحلیل رفتار مصرف‌کننده، شناخت رقبا، تخمین صحیح از میزان کشش و سهم قابل کسب از بازار هدف و سایر پارامترهای تاثیرگذار است. بر همین اساس انجام تحقیقات بازار و تهیه گزارشات مربوطه یکی از اقدامات مهم برای شرکت‌های تولیدکننده محصول است.


ورود به هریک از بازارهای صادراتی و بین‌المللی نیازمند دسترسی و تحلیل اطلاعات به‌روز و مدون از بازارهای هدف است. تدوین استراتژی ورود به بازار، قیمت‌گذاری محصول، تحلیل رقبا، بخش‌بندی رقبا، ارزیابی الگوی مصرف‌کنندگان و همچنین سیستم‌های فروش در بازار هدف برای هریک از محصولات دانش‌بنیان برای صادرات موفق است.

تهیه گزارشات تحقیقات بازار بین‌المللی یکی از بهترین ابزارهای دستیابی به این اطلاعات و همچنین تدوین برنامه صادراتی کارا است. به همین منظور و با هدف ورود محصولات شرکت‌های دانش‌بنیان به بازارهای صادراتی جدید، بخشی از هزینه‌های تهیه این گزاراشات از طریق کارگزاران خبره این حوزه، به شرکت‌های دانش‌بنیان پرداخت می‌شود.

دریافت خدمات بازاریابی بسته به نیاز و هدف از فعالیت بازاریابی می‌تواند شامل اجاره قفسه از فروشگاه‌های زنجیره‌ای معتبر و عرضه محصول برای ارزیابی میزان استقبال، جذب و عقد قرارداد با ویزیتور محلی در کشور هدف و عقد قرارداد با شرکت محلی بازاریابی شود.

حمایت کریدور توسعه صادرات و تبادل فناوری معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری از هزینه‌های اخذ خدمات پرداخت 70 % هزینه‌های فعالیت‌های بازاریابی تا سقف 500 میلیون ریال به صورت بلاعوض است.</description>
                <category>ali alikarami</category>
                <author>ali alikarami</author>
                <pubDate>Sat, 04 Jan 2020 12:27:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایران به جمع پیشگامان شارژ بی‌سیم خودروهای برقی پیوست</title>
                <link>https://virgool.io/@ellahi32323/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D9%85%D8%B9-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%98-%D8%A8%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%85-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%82%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D9%88%D8%B3%D8%AA-svhipc0myyxz</link>
                <description>«شارژ بی‌سیم خودرو برقی» عنوان پروژه‌ای است که با اعطای کرسی پژوهشی از سوی صندوق حمایت از پژوهشگران و فناوران معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری در دانشکده مهندسی برق و کامپیوتر دانشگاه تهران در حال انجام است.پروژه شارژ بی­سیم دینامیکی خودرو برقی در آزمایشگاه پژوهشی سیستم‌های حرکت پیشرفته دانشکده مهندسی برق و کامپیوتر دانشگاه تهران زیر نظر   صادق واعظ‌ زاده در حال انجام است. این پروژه در قالب کرسی پژوهشی انتقال توان بی سیم و بدون تماس به اجرا در آمده است و به پژوهش در حوزه فناوری انتقال توان الکتریکی بی­سیم و بدون تماس در کاربرد مختلف شامل قطارها، محرکه‌های الکتریکی و خودروها می‌پردازد.صادق واعظ زاده دارنده این کرسی پژوهشی درباره آن گفت: در این کرسی پژوهشی با همکاری تیم قوی و فعال دانشجویی در پردیس دانشکده‌های فنی، موفق به طراحی، ساخت و آزمایش سیستمی شدیم که توان الکتریکی  را با بازده زیاد به صورت بی­سیم به خودرو برقی در حال حرکت منتقل می‌کند. این سیستم با هدف حل مشکل باتری در خودروهای برقی به عنوان مانع اصلی بر سر راه رواج سریع استفاده از این خودروها به اجرا در آمده است.به گفته وی، با حاد شدن معضل وابستگی حمل و نقل به سوخت‌های فسیلی و لزوم کاهش آلودگی هوا در کلانشهرها، توجه بسیاری بر استفاده از خودروهای برقی معطوف شده است. با این حال یکی از چالش‌های اساسی در برابر رواج سریع خودروهای برقی هزینه اولیه، هزینه نگه داری، حجم و وزن باتری آن­ها است. با بکارگیری سیستم­ شارژ بی سیم دینامیکی در خودروهای برقی، چالش‌های فوق رفع  و به فراگیر، ارزان و آسان شدن استفاده از این خودروها کمک  مؤثری می­شود.بر اساس این گزارش، شارژ دینامیکی خودروهای برقی در دنیا در آستانه تجاری شدن قرار گرفته است. دانشگاه‌ها و شرکت‌های فناوری متعددی با حمایت دولت‌ها به همکاری و رقابت در این زمینه مشغول هستند.  صنعتی شدن این فناوری در کشورمان همزمان با ورود آن به بازارهای دنیا می‌تواند منجر به نقش آفرینی ایران در عرصه بین‌المللی صنعت خودرو برقی شود.علاوه بر آن با ترویج استفاده از خودروهای برقی در کشور از میزان وابستگی به سوخت‌های فسیلی و بحران آلودگی هوای کلانشهر­ها کاسته می‌شود. طراحی و ساخت سیستم شارژ بی­سیم دینامیکی خودروهای برقی در مقیاس صنعتی در دستور کار آتی این آزمایشگاه قرار دارد.</description>
                <category>ali alikarami</category>
                <author>ali alikarami</author>
                <pubDate>Sat, 04 Jan 2020 12:19:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اقتصاد دانش‌بنیان</title>
                <link>https://virgool.io/@ellahi32323/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%A8%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-tfte09x3ofxi</link>
                <description>یکی از چیزهایی که میتواند چرخه‌ی علم و فنّاوری را و حمایت از نخبگان را در کشور حسابی به حرکت دربیاورد، همین شرکتهای دانش‌بنیانی است که آقای دکتر ستّاری اشاره کردند و بعضی از دوستان دیگر هم اشاره کردند و خوشبختانه گسترش کمّی خوبی پیدا کرده. توصیه‌ی من این است که اوّلاً این گسترش ادامه پیدا کند؛ ثانیاً همان‌طور که یکی از جوانهای عزیزمان گفتند، در بخشهای مهم و اصلی فنّاوری کشور و صنعت کشور شرکت داده بشود و این شرکتها ارتباط پیدا کند با آن بخشهایی که در سیاستهای کلّی، اهمّیّت آنها تصریح شده؛ ثالثاً به کیفیّت این شرکتها توجّه شود؛ یعنی عدد شرکتها خوب و مهم است، امّا توجّه کنید معیارها و میزانهایی برای کیفیّت و اولویّت تعیین کنید، در نظر بگیرید و براساس اینها نسبت به این شرکتهای دانش‌بنیان عکس‌العمل نشان بدهید. اگر این شرکتها توسعه پیدا کنند، با کیفیّت باشند و کار بکنند، بلاشک ما دیگر مشکل کمک مالی دولتی به نخبگان هم نخواهیم داشت؛ یعنی خود این شرکتها اصلاً نخبگان را بی‌نیاز میکند از اینکه دولت بخواهد کمک مالی بکند که یک‌روز بگوید دارم، یک‌روز بگوید ندارم. این یک نکته که خیلی مهم است.یکی از چیزهایی که این شرکتهای دانش‌بنیان را میتواند ترویج بکند، ترویج محصولات اینها است. راجع به مسئله‌ی واردات و وارداتی که مشابهش در داخل تولید میشود و مانند اینها، خب حرفهای زیادی زده‌ایم و کارهایی دارند میکنند، امّا میخواهم تکیه بکنم که تولیداتی که محصول شرکتهای دانش‌بنیان ما است، باید ترویج بشود و یکی از قلمهای عمده‌ی ترویج این است که در دستگاه‌های دولتی جز محصول این شرکتها به کار نرود و صرف نشود و خرید نشود. یعنی از این شرکتها استفاده‌ [شود]؛ چون خود دولت بزرگ‌ترین مصرف‌کننده‌ی کشور است؛ یعنی مهم‌ترین مصرف‌کننده، دولت است</description>
                <category>ali alikarami</category>
                <author>ali alikarami</author>
                <pubDate>Sat, 04 Jan 2020 11:59:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گزیده‌ای از بیانات در منزل سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی</title>
                <link>https://virgool.io/@ellahi32323/%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%86%D8%B2%D9%84-%D8%B3%D9%BE%D9%87%D8%A8%D8%AF-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%AD%D8%A7%D8%AC-%D9%82%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%B3%D9%84%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-dfl2lcdkyljb</link>
                <description>. حاج قاسم صد بار در معرض شهادت قرار گرفته بود. در راه خدا، در راه انجام وظیفه، در راه جهاد فی‌سبیل‌اللّه پروا نداشت؛ از هیچ چیز پروا نداشت ...جهادش جهاد بزرگی بود، خدای متعال شهادت او را هم شهادت بزرگی قرار داد؛ ان‌شاءاللّه امیدواریم که خداوند درجاتش را عالی کند و آن نعمت عظیمی که شامل حال او شد، بر او گوارا باشد که حقّش بود و شایسته‌ِی این نعمت بزرگ بود. ...همه‌ی مردم عزادارند یعنی احساس عزاداری میکنند؛ بدانید که مردم قدر پدر شما را دانستند و این ناشی از اخلاص است؛ این اخلاص است. اگر اخلاص نباشد، این جور دلهای مردم متوجّه نمیشود؛ دلها دست خدا است؛ این که دلها این جور همه متوجّه میشوند، نشان‌دهنده‌ی این است که یک اخلاص بزرگی در آن مرد وجود داشت، مرد بزرگی بود.</description>
                <category>ali alikarami</category>
                <author>ali alikarami</author>
                <pubDate>Sat, 04 Jan 2020 11:55:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برج ساعت بیگ بن، بزرگ ترین برج ساعت دنیا</title>
                <link>https://virgool.io/@ellahi32323/%D8%A8%D8%B1%D8%AC-%D8%B3%D8%A7%D8%B9%D8%AA-%D8%A8%DB%8C%DA%AF-%D8%A8%D9%86-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%AC-%D8%B3%D8%A7%D8%B9%D8%AA-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-leodpipg6vhe</link>
                <description>بیگ بن در لندن نه تنها نمادي از این شهر است بلکه بزرگترین برج ساعت جهان هم هست و یکی از محبوب ترین جاذبه های گردشگری لندن است. در ادامه با این برج ساعت بیگ بن بیشتر آشنا خواهید شد.برج ساعت بیگ بن( به انگلیسی:Big Ben) بزرگترین و معروف ترین برج ساعت دنیا است که در انتهای شمالی کاخ وست مینستر در لندن واقع شده است. این برج یکی از جاذبه های پربازدید لندن در طول تاریخ است. افراد عادی نمیتوانند از درون این برج دیدن فرمایند ولی اشخاص عادی میتوانند با ثبت نام همراه با تور به داخل این برج بروند ولی خارج از یک ساعت مشخصی نمیتوانند از برج دیدن کنند.بیگ بن نام زنگ ساعت داخل ساختمان است نه خود برج و نام اصلی برج، برج الیزابت است که به افتخار ملکه الیزابت در شصتمین سالگرد تاجگذاری روی این ساختمان گذاشته شد.برج الیزابت در ارتفاع بیشتر از 96 متر است با 334 پله و 399 پله تا چراغ Ayrton است که بالای این برج است. زنگ بزرگی در داخل ساعت میباشد که حدود ۱۳ تن وزن آن است. وزن هر عقربه حدود ۱۰۰ کیلوگرم است و قطر هر صفحه ی عقربه دار این برج ۷ متر است، همچنين ۶۰ سانتی متر طول هر کدام از اعدادی است که روی صفحه مشخص می باشد. هر یک از ساعت ها از بیش از ۳۱۲ قطعه شیشه عقیق ساخته شده اند.برای کوک کردن ساعت بیگ بن، ساعت سازها سه دفعه در هفته از ۳۳۴ پله ی برج الیزابت بالا می روند؛ زیرا امکان دارد تنظیمات آن توسط آب وهوا، فشار جو یا قدیمی بودن( با ۱۵۶ سال عمر) به هم بخورد.در زیر ساعت با حروف طلا و به زبان لاتین نوشته ای وجود دارد که معنای آن این است: خدایا، ملکه الیزابت را سالم حفظ کن.در مواقعی که در پارلمان جلسه ای در حال برگزاری باشد، نور خاصی بر بالای این ساعت تابانده می شود.</description>
                <category>ali alikarami</category>
                <author>ali alikarami</author>
                <pubDate>Sat, 28 Dec 2019 13:41:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ملکه گل ها</title>
                <link>https://virgool.io/@ellahi32323/%D9%85%D9%84%DA%A9%D9%87-%DA%AF%D9%84-%D9%87%D8%A7-wr0slwg28wb9</link>
                <description>روزی روزگاری، دختری مهربان در كنار باغ زیبا و پرگل زندگی می كرد، كه به ملكه گل ها شهرت داشت. چند سالی بود كه وی هر صبح به گل ها سر میزد ، آنها را نوازش می كرد و بعد به آبياري آنها مشغول ميشد. مدتی بعد، به بیماري سختی مبتلا شد و نتوانست به باغ برود. دلش براي گل ها تنگ شده بود و هرروز از غم دوری گل ها گریه می كرد. گل ها هم خيلي دلشان براي ملكه گل ها تنگ شده بود، ديگر كسی نبود آنها را نوازش كند یا برای شان اواز بخواند. روزی از همان روزها، كبوتر سفیدی كنار پنجره اتاق ملكه گل ها نشست. هنگامی که چشمش به ملكه افتاد فهمید، دختر مهربانی كه كبوتر ها در مورد او صحبت میکردند. همین ملكه است، بنابراين سریع به باغ رفت و به گل ها خبرداد كه ملكه سخت مریض شده است. گل ها كه از گوش دادن این خبر بسیار ناراحت شده بودند، به دنبال چاره ای می گشتند. یكی از آنها گفت:« كاش می توانستیم به دیدن او برویم ولی می دانم كه این امكان ندارد!»  كبوتر گفت:« این كه كاری ندارد، من می توانم هرروز یكی از شما را با نوكم بچینم و نزد وی ببرم.»گل ها با گوش دادن این پیشنهاد كبوتر شادمان شدند و از همان روز به بعد، كبوتر، هرروز یكی از آنها را به نوك می گرفت و براي ملكه می برد و او با دیدن و استشمام گل ها، حالش بهتر ميشد . یك شب، كه ملكه در خواب بود، یک دفعه با شنیدن صدای گریه ای از خواب بیدار شد.دستش را به دیوار گرفت و آهسته و اهسته به طرف باغ رفت، هنگامی که وارد باغ شد فهمید كه صدای گریه مربوط به كیست، این صدای گریه غنچه های كوچولوی باغ بود.آن ها نتوانسته بودند نزد ملكه بروند، زیرا درصورتی که از ساقه جدا می شدند نمی توانستند بشكفند، در ضمن با رفتن گل ها، آن ها حس تنهایی می كردند. ملكه مدتی آنها را نوازش كرد و گریه آنها را آرام كرد و بعد به آنها قول داد كه هر چه سریعتر گل ها را به باغ برگرداند.صبح فردا، گل ها را بدست گرفت و خيلي اهسته و آهسته قدم برداشت و به طرف باغ رفت، هنگامی که كه وارد باغ شد، نسیم خنک صبحگاهی صورتش را نوازش داد و حال بهتر پیدا كرد، بعد آغاز كرد به كاشتن گل ها در خاك.با این كار حالش كم كم بهتر ميشد ، تا اینكه پس از چند روز توانست راه برود و حتی براي گل ها اواز بخواند. گل ها و غنچه ها از اینكه باز هم كنار هم از دیدار ملكه و مهربانی های وی، لذت می بردند شادمان بودند و همه به هم قول دادند كه سال های سال در كنار هم، مانند گذشته مهربان و دوست باقی بمانند و در هیچ حالی، هم‌دیگر را فراموش نكنند و تنها نگذارند.</description>
                <category>ali alikarami</category>
                <author>ali alikarami</author>
                <pubDate>Sat, 28 Dec 2019 13:32:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>موانع کسب و کار در ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@ellahi32323/%D9%85%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B9-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-yysmandtq8do</link>
                <description>این مجموعه عوامل که هم در بعد داخلی وجود دارد و هم در بعد خارجی، باعث طولانی شدن روند یک فعالیت اقتصادی شده و همچنین موجب پرهزینه شدن آن برای فعال اقتصادی می شود و چه بسا مواردی که باعث ورشکستگی و وارد آمدن زیان هنگفت به صاحب آن کسب و کار شود.در بعد خارجی فضای کسب و کار می توان به عواملی از قبیل، تحریم ها، عدم حضور مؤثر در پیمان های اقتصادی منطقه ای و جهانی، وضع تعرفه های سنگین دوجانبه با برخی کشورها یا بعضی کالاها، مشکلات بانکی و نقل و انتقال پول و عدم حضور رایزن های بازرگانی در بسیاری از کشورهای جهان و عدم فعالیت مؤثر آنها نام برد که البته بعد از توافق هسته ای گام هایی در جهت کاهش و رفع این موانع برداشته شده است، لیکن هنوز به نقطه مطلوب نرسیده ایم و در این زمینه از بسیاری کشورهای منطقه عقب تر هستیم، به طوری  که در شرایط برابر از نظر کیفیت و قیمت یک کالا، کشورهای رقیب ما در منطقه، راحت تر و با هزینه کمتری می توانند کالای خود را به بازارهای جهانی صادر کنند. مخصوصا که برخی از این کشورها از تخفیفات تعرفه ای هم برای صدور کالای خود بهره مند هستند.تعلل در الحاق کشورمان به سازمان تجارت جهانی، اثرات تخریبی زیادی بر اقتصاد و بازرگانی خارجی ما وارد کرده و یکی از عوامل مؤثر در نامناسب بودن فضای کسب و کار از بعد خارجی در کشور است.در سال 1392، یکی از برنامه های اعلام شده از سوی وزیر صنعت، معدن و تجارت در دولت تدبیر و امید، تلاش در جهت الحاق ایران به سازمان تجارت جهانی بود که متأسفانه این برنامه طی چهار سال دولت یازدهم محقق نشد و همچنان کشورمان در صف انتظار الحاق به این سازمان است. عدم حضور کشورمان در جمع کشورهای عضو سازمان تجارت جهانی، اثرات نامطلوبی بر بازرگانی خارجی و ارتقای کیفیت محصولات داخلی می گذارد و همچنان اقتصاد و بازرگانی کشور را به صورت منفصل از جامعه جهانی نگه می دارد.براساس گزارش بانک جهانی، رتبه کشورمان از نظر سهولت فضای کسب و کار در جهان و در سال 2017 و در بین 190 کشور در رده 120 قرار گرفته که هر چند نسبت به سال 2015، با 32 پله صعود روبه رو شده است لیکن همچنان از 119 کشور در این حوزه عقب تر هستیم، علی الخصوص که از این حیث در بین کشورهای منطقه و حوزه سند چشم انداز نیز در جایگاه مناسبی قرار نداریم.در ذیل جداول مربوط به عوامل مربوط به سهولت فضای کسب و کار در کشورمان در مقایسه با کشورهای سند چشم انداز تقدیم می شود.در این جداول به خوبی مشخص می شود که چه فاصله معناداری بین کشورمان با کشورهای عضو سند چشم انداز وجود داشته و چه راه درازی تا رسیدن به رتبه های مناسب تر در پیش است. همان گونه که در جدول مقایسه ای ذیل مشاهده می شود، رتبه سهولت کسب و کار در کشورمان در مقایسه با کشورهای حوزه سند چشم انداز فقط از کشورهایی نظیر افغانستان، یمن، سوریه، عراق، کرانه باختری و غزه و. . . بهتر است. در ابعاد داخلی نیز عوامل متعددی در عدم رونق کسب و کار دخیل است که مهم ترین آن در حال حاضر رکود فراگیر در اقتصاد کشور است.در چنین مواقعی، کارآمدترین حربه برای مقابله با رکود، ارائه تسهیلات و مشوق های صادراتی به منظور بسط و توسعه صادرات و همچنین ارائه تسهیلات و تخفیفات مالیاتی مؤثر به فعالان اقتصادی است تا بتوان به سلامت از این دوران رکود عبور کرد که متأسفانه در این دو حوزه نیز عملکرد دولت موفق نبوده و هنوز سطح صادرات غیر نفتی سال 95 که معادل 44 میلیارد دلار بود به رکورد سال 93 که معادل 50 میلیارد دلار است، نرسیده است.در بعد مالیات نیز، دولت از فشارهای مالیاتی خود بر بنگاه های اقتصادی نکاسته و همچنان فشار خود را بر مودیان شناخته شده مالیاتی وارد می کند و تلاشی جدی در راه شناسایی فرارهای مالیاتی که تا 40درصد اقتصاد کشور برآورد می شود، به عمل نمی آورد.ناتوانی سیستم بانکی در ارائه تسهیلات مالی به متقاضیان کسب و کار که ناشی از وجود حجم انبوهی از معوقات بانکی بوده نیز از دیگر موانع توسعه و رونق کسب و کار در سال های اخیر بوده است.متأسفانه اجرای توافق نامه برجام نیز تاکنون نتوانسته گشایش جدی در اتصال سیستم بانکی کشور به سیستم بانکی جهانی برقرار کند و لذا تاکنون نتوانسته ایم به نحو مؤثری از تسهیلات بین المللی بانکی از قبیل ریفایناس ها و یوزانس ها بهرمند شویم که این می توانست تا حدودی مشکلات مربوط به کمبود نقدینگی بنگاه های اقتصادی را برطرف کرده و به رونق کسب و کار در داخل کشور کمک کند.البته در زمان دولت دهم، قانونی مترقی و کارآمد، تحت عنوان قانون بهبود مستمر فضای کسب و کار در مجلس شورای اسلامی تصویب و به دولت ابلاغ شد که در آن دولت اجرایی نشد و تدوین آیین نامه های اجرایی آن به دولت یازدهم رسید. اجرای دقیق این قانون می تواند کمک مؤثری به بهبود فضای کسب و کار و ایجاد رونق اقتصادی در کشور کند. امید است با تدوین و تکمیل آیین نامه های اجرایی مربوطه و اجرای دقیق این قانون و استفاده از تمام ظرفیت های آن، بتوان گام های مؤثری در ایجاد فضای مناسب کسب و کار در کشور و ایجاد رونق اقتصادی در دولت دوازدهم برداشت.</description>
                <category>ali alikarami</category>
                <author>ali alikarami</author>
                <pubDate>Sat, 28 Dec 2019 13:27:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تعریف استارت آپ چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@ellahi32323/%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A2%D9%BE-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-zsbktusaboz8</link>
                <description>استارت آپ (به انگلیسی: Startup یا Start-up) را به فارسی به شرکت نوپا ترجمه کرده‌اند. اگر چه در تعریف استارت آپ بر این مسئله تاکیدی وجود ندارد که حتماً فعالیت آن در حوزه تکنولوژی یا فن آوری اطلاعات باشد، اما به دلیل اینکه بسیاری از استارت آپ ها در سالهای اخیر، حول این زمینه‌ها شکل گرفته‌اند، گاهی در تعریف استارت آپ به این مسئله هم اشاره می‌شود که استارت آپ باید در حوزه فن آوری‌های نوین فعال باشد.لیست استارتآپ های موفق ایرانی۱- از خرده فروشی اینترنتی دیجی‌کالا خرید کنید۲- بازی و نرم افزار اندروید را از فروشگاه اپلیکیشن کافه بازار نصب کنید۳- با اسنپ یک کلیک تا مقصد۴- ویدیوهای خود را در آپارات به اشتراک بگذارید۵- طعم غذای خانگی با مامان پز تجربه کنید۶- مطمئن ترین خرید اینترنتی بلیط هواپیما و قطار از علی بابا۷- لوازم دست دوم خود را در دیوار بفروشید۸- پتیا، حامی حیوانات خانگی۹- جشن‌های خود را به مهمانو بسپارید۱۰- با “زوپ” در خانه درمان شوید</description>
                <category>ali alikarami</category>
                <author>ali alikarami</author>
                <pubDate>Sat, 28 Dec 2019 13:25:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد و بررسی اپلیکیشن آپارات، سرویس تماشای ویدئوی آنلاین</title>
                <link>https://virgool.io/@ellahi32323/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D9%BE%D9%84%DB%8C%DA%A9%DB%8C%D8%B4%D9%86-%D8%A2%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%B3%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B4%D8%A7%DB%8C-%D9%88%DB%8C%D8%AF%D8%A6%D9%88%DB%8C-%D8%A2%D9%86%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86-ckpjo7643gt6</link>
                <description> آپارات یکی از پرطرفدارترین سرویس‌های اشتراک گذاری و تماشای ویدیو در  ایران به شمار می‌آید که توانسته است جای خالی چنین سرویسی را در ایران پر  کند. این شبکه برای ارائه سرویس بهتر به کاربران تلفن‌های هوشمند خود،  اپلیکیشنی را درنظر گرفته است که در ادامه به نقد و بررسی نسخه اندروید آن  خواهیم پرداخت. با عصر ارتباط همراه باشید.سرویس آپارات را میتوان یک جایگزین شایسته و مناسب برای همتای خارجی خود  دانست که مدت‌ها پیش از دسترس کاربران ایرانی خارج شده و قبل از ارائه  سرویس آپارات، جای خالی چنین سرویسی برای کاربران ایرانی حس میشد. در این  سرویس کاربران می‌توانند به ایجاد کانال و بارگذاری ویدئو در آن و به  تماشای آنلاین ویدیوهای دلخواه خود بپردازند. به علاوه سرویس آپارات لینک  دانلود ویدئوی مذکور را نیز در دسترس کاربران خود قرار میدهد تا به راحتی  بتوانند آن را دانلود کنند. از دیگر قابلیت‌های مهم این برنامه نیز امکان  تماشای زنده شبکه‌های تلویزیونی است. با توجه به تعداد بالای کاربران گوشی‌های هوشمند، سرویس آپارات برنامه‌ای  به صورت رایگان برای سیستم عامل های اندورید، iOS و ویندوزفون عرضه کرد تا  خدمات خود را در قالب یک اپلیکیشن در اختیار این دسته از کاربران خود قرار  داد. این برنامه که وبسایت آپارات را برای کاربران گوشی‌های هوشمند اختصاصی  میکند، در مدت زمان کوتاهی پس از عرضه توانست تا به یکی از پرطرفدارترین  اپلیکیشن‌ها مبدل شود. </description>
                <category>ali alikarami</category>
                <author>ali alikarami</author>
                <pubDate>Sun, 26 May 2019 10:15:38 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>