<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های hamid alavirad</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@elnaze1357zz</link>
        <description>من عاشق کتاب های رمان و روانشناسی ام. هرچه که پیدا کنم می خوانم. در کنار آن عاشق دیجتال مارکتینگم نیز هستم. قصد ام اینه هر چه در مورد این سه موضوع پیدا کردم به اشتراک بگذارم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 19:37:35</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/69163/avatar/48Auj2.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>hamid alavirad</title>
            <link>https://virgool.io/@elnaze1357zz</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟!!!!!</title>
                <link>https://virgool.io/@elnaze1357zz/%D8%A2%D9%85%D8%AF%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%86%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D9%88%D9%84%DB%8C-%D8%AD%D8%A7%D9%84%D8%A7-%DA%86%D8%B1%D8%A7-tyuuxm5pd534</link>
                <description>در هفتمین روز از دور افتادگی از دنیای مدرن؛ مدیرم من را خواست. ما هم مجبور شدیم لباس های خود را به تن کرده و بدون فوت وقت در کمتر از 15 دقیقه خود را به محل کار خود برسانیم.( البته یادمان نرود که محل کارمان خیلی نزدیک است.)در ذهنم می گفتم اینترنت که نداریم، پس چرا مرا خواسته اند.در حال آمدن بودیم که ناگهان حادثه هیجان انگیز همراه با چاشنی ناراحتی ما را شگفت زده کرد.&quot;اینترنت آمد&quot;..... ای دوست عزیز تر از جانم آمدی ولی حالا چرا....بی وفا حالا که من نزدیک دفترم کارم چرا....خلاصه ما وارد دفتر شدیم و خود را به بی خبری زده بوده ایم و وانمود می کردیم از آمدن اینترنت خبری نداریم.بعضی اوقات دوست عزیز تر از جان آدمی تبدیل به بلای جان او می شود.یک هفته بدون اینترنت برای من مثل 3 ماه زندان بود. هیچ خبری نداشتم. نه از ورزش، نه از SEO و نه از ...(خودتان میدانید). بعد از 2 ساعت از آمدنمان به دفتر؛ مدیرمان ما را خواست. او همیشه اول با محبت با ما صحبت می کندکه انگار می خواهد پاداش قلمبه ای برای این تلاش های ما در هفته بدون اینترنت اهدا کند اما ناگهان نیش و کنایه و تیرهای زهرآگین خود را در پوشش همین جملات نثار ما کرد. ماتنها او را مشاهده می کردیم . حقوقمان را دریافت نکرده بودیم و ترس از اخراج شدن ما را از نشان دادن هر واکنشی در برابر این تیرها منع کرده بود. خلاصه داستان با گفتن کلمه جادویی &quot; چشم جناب رییس&quot; شما می توانید از این گذرگاه صعب العبور رییس ها به سلامتی عبور کنید. شما چطور چنین تجربه ای نداشته اید؟</description>
                <category>hamid alavirad</category>
                <author>hamid alavirad</author>
                <pubDate>Sat, 30 Nov 2019 20:27:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب کِشش</title>
                <link>https://virgool.io/@elnaze1357zz/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%90%D8%B4%D8%B4-hqbomful9lik</link>
                <description>در حالی که فضای لینکدین پر شده از اسکرین شات های گوگل انالتیک دوستان که با شیبی ۹۰ درجه  درحال سقوط به ناکجاآباد است؛ ما را بر آن داشت که اسکرین شاتی نه از گوگل انالتیک بلکه از میزان مطالعه مان در زمان قطعی اینترنت قرار دهیم تا بگویم این قطعی موهبتی بود که به دانشمان بیاافزاییم. بگذریم، هدف از این پست این بود که اگر اینترنت نداشتیم باید چه کار کنیم ؟ ای دوستانی (از جمله خودم)که کلمات master ، consultant را در ابتدا و سه حرف est را درانتهای پروفایل  خود یدک می کشید و خودرا صاحب سبک در این حوزه می دانید، باید چه کنیم؟ خیلی ساده است. در همین مطالعه یک هفته مان به کتابی به نام #کشش  یا traction برخوردیم که برای این مشکل راحلی جامع دارد. 18 راه دیگر وجود دارد که یک استارتاپ می تواند کسب درآمد کند. آنگاه درک می کنید اینترنت فقط راه حل نیست. </description>
                <category>hamid alavirad</category>
                <author>hamid alavirad</author>
                <pubDate>Tue, 26 Nov 2019 20:56:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لطفا به تماشای فیلم خانه پدری نروید</title>
                <link>https://virgool.io/@elnaze1357zz/%D9%84%D8%B7%D9%81%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B4%D8%A7%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%BE%D8%AF%D8%B1%DB%8C-%D9%86%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF-qr1hifgc18nf</link>
                <description>امروز  چهارمین روز از درگذشت ناگهانی دوست عزیزم اینترنت میگذرد برای رفع بیکاری  وسرگرمی به سینما پناه بردم . محافل سینما در این روزها پر شده از اسم  خانه پدری ماهم برای اینکه از قافله عقب نمانیم خود را به آنجا رسانده و به  تماشای اثر کیانوش خان عیاری نشستیم .متاسفانه آنچه راکه از عیاری انتظار  داشتم برآورده نشد. فیلم با یک صحنه متشنج شروع شد وبا همین تشنج  تا آخر  فیلم ادا مه پیدا می کند.درواقع  کیانوش خان ما را در دنیایی پر از سوال قرار می دهد .به چه دلیل ؟ به هیچ  دلیل...اتفاقی می افتد و سه نسل از خانواده را درگیر آن می کند. اما بهتر  بود؛ علت این کار  پدر و عمو را کیانوش خان توضیح می دادلا  اقل ماننده فیلم های شرلوک همزی فلش بکی به گذشته می زد تا مخاطب را از  این بی خبری، آگاه سازد. نمره ی این فیلم از دیدگاه خاله زنک ها 20 و از  دید گاه متعصبین نمره آن صفر بود است ولی از دیدگاه من با دو نمره ارفاق 16  بود. آقای عیاری عزیز من شما را خیلی دوست دارم .لطفا فیلم های بعدیتان را  مثل کیا نوش عیاری دوران گذشته بسازید.</description>
                <category>hamid alavirad</category>
                <author>hamid alavirad</author>
                <pubDate>Sat, 23 Nov 2019 11:46:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب INFINIT GAME سایمون سینک</title>
                <link>https://virgool.io/@elnaze1357zz/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-infinit-game-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D9%86%DA%A9-h5pb0oydv0u8</link>
                <description>مدت زمان زیادی بود که منتظر آمدن کتاب جدید سیامون سینک بودم. از خودم می پرسیدم اینبار چه موضوعی را برای نوشتن انتخاب کرده است؟ آیا همانند کتاب های قبلی اش پرفروش خواهد بود؟ خلاصه اینکه ما کتاب گرفتیم و خواندیم. این بود آنچه که من از کتاب برداشت کردم.نام کتاب بازی ابدی &quot;infinite game  &quot; است. همانند کتاب های قبلی اش با مثالی از رشادت ها و دلاوری های تکاوران ارتش آمریکا شروع می شود. این بار داستان تکاوران نه در افغانستان و عراق اتفاق می افتد بلکه داستان به 50 سال پیش بر می گردد. جایی که آمریکایی ها در باتلاقی به نام ویتنام گیر کرده اند. سینک به چند عملیات آمریکایی ها که تعداد آمار کشته شدگان نسبت به ویتنامی ها کمتر بوده است اشاره می کند و در آخر داستان می پرسد آیا این منجر به پیروزی ارتش آمریکا در ویتنام شد؟ براساس شواهد و آمار امریکایی ها نه تنها پیروز جنگ نبوده اند بلکه بازنده این نبرد بوده اند. دلیل اصلی آن چیست؟ این همان موضوعی که سایمون برای کتاب جدید خود انتخاب کرده است و شروع به توضیح دادن آن می کند.در اوایل کتاب نویسنده مخاطب را با دو واژه finite-minded  و infinite-minded درگیر می کند. دو واژه ای که تا آخر کتاب با آن سر کار دارید و باید خوب از ابتدای کتاب آن را درک کنید. او می گوید وقتی شما در بازی که قوانین ثابت است و تغییر نمی کند افکار finite-mindedرا در پیش بگیرید، حتما موفق خواهید شد. بارزترین مثال این بخش فوتبال و بسکتبال که قوانین ثابت هستند و هدف شما برد است. اما آیا این طرز فکر در دنیای تجارت که قوانین آن هر لحظه در حال تغییر است، قابل اجرا است یا خیر.اینجاست طرز فکر infinite-minded وارد می شود که باید در مواجه با این بازی ها اتخاذ کنید. مثالی که در اینجا مطرح می کند به رییس پیشین مایکروسافت استیو بالمرت بر می گردد. سینک در سال 2007 از سوی مایکروسافت برای همایشی به عنوان سخنران دعوت شد. در آنجا فضایی حاکم بود که همه ذکر و فکر شان نابودی حریف قدیم مایکروسافت  یعنی اپل بود و بعد از اتمام مراسم به سایمون یک  zenus  هدیه دادند که قرار بود رقیب جدی آی پاد اپل باشد. در چند هفته بعد سایمون به مراسمی که توسط اپل برگزار شده بود دعوت شد .فضایی که سینک برداشت کرده بود بیشتر دوستانه به نظر می رسید . کارکنان اپل هیچگاه در فکر نابودی رقیبشان مایکروسافت نبودند. بعد از مراسم به یکی از مدیران اپل  در جلسه ای گفت که zenus مایکروسافت خارق العاده ای است و از iPod  اپل خیلی بهتر است .رییس اپل فقط خندید و چیزی نگفت. اما 4 سال بعد مفهموم آن خنده ها را درک کرد.  سهم  مایکروسافت در هنگام ورود به بازار  ۱۰ درصد بود ولی بعد از ۴ سال به یک درصد رسیده بود. واقعاً دلیل آن چیست؟وقتی شخصی افکاری  finite-minded  دارد و دائم به فکر خود، ارقام و سود شرکت است در آخر باعث نابودی شرکت خواهد ولو آن شرکت مایکرو سافت باشد . در واقع سینک به موضوع همیشگی کتاب های بازاریابی یعنی بقای شرکت ها پرداخته است و  آن را با این دو اصطلاح گره زده است تا خواننده را به این ترغیب کند که شرکت هایی در این بازی موفق هستند که بتوانند  با استفاده infinite-minded بتوانند باعث بقای شرکت شوند در ادامه ۵ فاکتور مهم برای داشتن فکری بی نهایت مطرح می کند که عبارت است ازبازی ابدیاز میان همه این موارد بالا آنچه که برای من بسیار جالب بود فصل 10  آن  Worthy rival  بود. واقعاً اگر در بازی باشیم و هیچ حریف قدرتمندی وجود نداشته باشد رقابتی وجود نخواهد داشت. اگر گفتید مهمترین رقیب سایمون کیست؟یک نفری که من اصلا فکرش نمی کردم. بهتر است این کتاب را بگیرید و آن را بخوانید. </description>
                <category>hamid alavirad</category>
                <author>hamid alavirad</author>
                <pubDate>Thu, 14 Nov 2019 20:47:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب طرز فکر یا Mindset</title>
                <link>https://virgool.io/@elnaze1357zz/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B7%D8%B1%D8%B2-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%DB%8C%D8%A7-mindset-fjiux3zxnqco</link>
                <description>خیلی وقتها دلم می خواست یه کاری انجام بدم ولی فکرهای بیهوده به ذهنم می آمد و می گفت&quot; حمید ولش کن... زمان نداری دیگه.... سنت هم خیلی زیاده..... دیگه مغزت هم کشش نداره پسر... و هزاران فکر دیگر....&quot;واقعا دلیلش چی می تونه باشه؟ آیا به تنبلی ربط داره ؟بعد از مدتها کتاب خوندن برای رفع این مشکل به یک کتاب خوب رسیدم. البته قبل تر اسم و نویسنده کتاب را شنیده بودم ولی فکر می کردم برای دانش آموزان نوشته شده باشه.کتاب را شروع کردم به خواندن. اولین موردی که در کتاب اشاره شده بود و کاملاً مطابق شخصیت من بود این جمله بود&quot; چرا افرادی که &quot;فیکس ست&quot; یا ثابت هستند دوست ندارند کاری را انجام دهند؟ دو حالت داره؛ از شکسته خوردن می ترسند. هر کاری را پیروزی و شکست &quot;یا بهتر بگم مرگ و زندگی&quot; می دانند؟  دلیل دوم فقط فکر نتیجه هستند . اگر فکر کنند به نتیجه نمی رسند سریع ولش می کنند.&quot;خدایا همه اینها من هستم. حالا چه کار کنم؟ سی سالم شده ، با این همین وضعیت  بزرگ شدم . نمی توانم کاری را انجام دهم، آیا دائم باید گذشته‌ را سرزنش کنم ؟چیزی بر نمی گرده؟ آیا باید پدر و مادر ، معلم یا دوست ها را سرزنش کنم؟ نه ...دوباره شروع می کنم ..ولی این بار از از منطقه امن خودم  یا همان &quot; کامفورت زون&quot; که مثل پناهگاهست باید بیرون بیام.وقتی با یک ذهنیت نتیجه‌گرایی پرورش پیدا می کنی از شکست‌های احتمالی خیلی فراری هستی و سعی می کنی با به تعویق انداختن  یا اگر شکست خوردی عامل های بیرونی مثل هوا ،زمین، مکان و هر چی دم دستت باشه را عامل شکست خود جلوه دهی. در این کتاب نویسنده نحوه فکردن ورزشکاران ، تجار یا همان بیزینس من های خودمان ، معلم ها و دانش آموزان را مورد بررسی قرار می دهد .بهترین نمونه ورزشکاران می توانم به محمدعلی کلی اشاره کنم. محمدعلی به معنای واقعی یک بوکسوری است که نه اندامش شبیه به بوکسورهای حرفه ای است و نه  طرز گارد گرفتنش همانند آنهاست ولی عامل موفقیت محمد علی چی بود؟  محمد علی از شکست فراری نبود.او تمرین می کرد، شکست می‌خورد، کتک می‌خورد ولی یک چیز تنها برای او مهم بود &quot;چگونه  پیشرفت کنه&quot;  این مهمترین درسی بود که من از علی یاد گرفتم. این نوع فکر کردن &quot;گُوروست&quot; یا رشد می گویند. شخص تلاش می کند خود را بهبود ببخشد.در بیزنس بهترین مثال جک ولش ریئس سابق جنرال الکتریک بود که باطرز تفکرش توانست این شرکت را در اواخر دهه 90 و اوایل دهه 2000 میلادی به یکی بهترین شرکت های دنیا تبدیل کند و لقب بهترین مدیر قرن را اذعان خود کند. این نوع طرز تفکر در میان معلم ها هم بسیار شایان است که بیشتر ما تجربه این نوع معلم ها را داشته ایم.واقعا اگر 10 دقیقه در روز صرف خواندن این مطالب و آن را اجرا کنیم زندگی مان پیشرفت نخواهد کرد؟ داشت یادم میرفت نام کتاب mindset است و نویسنده آن خانم کارل دویک است. شما هم همچین تجربه ای مثل من داشتید؟</description>
                <category>hamid alavirad</category>
                <author>hamid alavirad</author>
                <pubDate>Wed, 25 Sep 2019 17:55:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من و کتاب تخت خوابتُ درست کن</title>
                <link>https://virgool.io/@elnaze1357zz/%D9%85%D9%86-%D9%88-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AA%D8%AE%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%AA%D9%8F-%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D9%86-nd5fkf9amv7x</link>
                <description>بیشتر اوقات خودم را برای کارهایی که در دوران جوانی نکرده ام سرزنش می کنم. نه آن چنان خوش گذرانی کرده ام، نه آنچنان کار کردم تا پولی جمع کنم. خلاصه از دو طرف هیچم. اسم کتابُ از قبل تر ها شنیده بودم و فیلم این ژنرال آمریکایی را دیده بودم. اسمش این بود:&quot; تخت خوابتُ درست کن&quot;.برام جالب بود یه نگاهی بهش بندازم. شروع به خواندن کردم. کتاب با این جمله شروع شده بود؛&quot; دوست داری دنیا رو تغییر بدی از تخت خوابت شروع کن&quot; خیلی مسخره بود.....ولی بازم ادامه دادم ،بدم نیامد.... همان چیزی را می گفت که من دائما دنبالش بود. این آدم انگار از حال و احوال من خبر داشت. بازم خواندم تا آنکه به قسمت گیر کردن در مرداب برای 15 ساعت رسیدم. خیلی عالی بود.اینجا اوج کتاب است که نباید از دست بدی.شاید بگی به دیجتال مارکتینگ چه ربطی داره. دقیقا ربط داره . اگر از کارهای کوچک شروع کنی حتما به آن چیزی که مد نظرت هست خواهی رسید. پس از تخت خوابت شروع کن.....</description>
                <category>hamid alavirad</category>
                <author>hamid alavirad</author>
                <pubDate>Tue, 03 Sep 2019 18:20:57 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>