<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های الیاس درستکار</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@elyasdorostkar</link>
        <description>T-Shaped Digital Marketer</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 20:48:23</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/7451/avatar/zMFhW7.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>الیاس درستکار</title>
            <link>https://virgool.io/@elyasdorostkar</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تجربیات سال 98 برای کارمندان، کارآفرینان آینده و بیزینس‌های نوپا (راهنمای سال اولی‌ها)</title>
                <link>https://virgool.io/@elyasdorostkar/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D9%84-98-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%A8%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%86%D8%B3%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%D9%BE%D8%A7-%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%87%D8%A7-l4avpmdevfra</link>
                <description>در این مطلب که پیش روی شماست نگاهی به تجربیات من در سال 1398 در یک آژانس دیجیتال مارکتینگ سال اولی می‌کنیم. نگاهی از دریچه ذهن یک کارمند، یک سرپرست یا حتی یک مدیر! اما قبل از اینکه شروع به خواندن این مطلب کنید، بهتر است با من کمی بیشتر آشنا شوید.من الیاس درستکار هستم، مدیر خلاقیت در آژانس دیجیتال مارکتینگ پینتو ادز. تقریبا 9 سال پیش بصورت جدی با شناخت محتوا و سئو وارد دنیای کسب و کارهای آنلاین شدم. از ایران سرور شروع کردم، با سایت آقای جواد افتاده عزیز (socialmedia.ir) در همان دوران بیشتر با سوشال مدیا آشنا شدم، چندسالی بصورت تخصصی و البته به عنوان فریلنسر سئو کار کردم و بعد از آن تقریبا 4 سال پیش تصمیم گرفتم با دنیای بزرگتری به اسم دیجیتال مارکتینگ بصورت جدی‌تر آشنا شوم. در این 9 سال گذشته تجربیات خوبی داشتم که همواره بیشتر شکست بوده و بیشتر از همین شکست‌ها آموختم.احتمالا این نسخه اولیه از یادداشتم درباره تجربیات سال 98 باشد که شما می‌خوانید، پس لطفا اگر شما هم تجربیاتی که من فرصت تجربه کردنش را نداشتم دارید، برای من و خوانندگان این مطلب بنویسید.از اوایل سال 97 فرصتی فراهم شد که به همراه چند تن از همکارانم تجربه‌ی متفاوتی در یک تیم مستقل مارکتینگ را داشته باشم. در لابلای این تجربه‌ها و فرصت‌ها تیم ما (پینتو) شکل گرفت و تقریبا از زمستان 97 شروع به فعالیت کرد. از شروع سال 98 این تیم بصورت مستقل و به عنوان یک آژانس دیجیتال مارکتینگ پا به مسیر جدید و تقریبا ناشناخته‌ای گذاشت. سال 98 برای ما پر از تجربه‌های خوب، شکست‌های خوب، مسیرهای ترسناک، اشتباه‌های وحشتناک و ... بود. حال سعی می‌کنم بصورت خلاصه و موردی نکاتی که در سال 98 باعث پربارتر شدن تجریبات ما و آشنا شدن با فرصت‌ها و تهدیدهای کاری در سیستم کسب و کارهای آنلاین وجود دارد، بپردازم.تخصص گرا باشید.منظور از تخصص گرا بودن، پرداختن به یک موضوع کاری خاص است که در آن متبحر می‌شوید. در ابتدای راه با توجه به فرصت‌های خوبی که وجود داشت، سودای ساخت یک آژانس تمام خدمات (360 درجه) را داشتیم. داشتن این فکر به خودی خود هیچ ایرادی ندارد. اما برای ما که در ابتدای راه بودیم و بشدت با محدودیت منابع مالی و انسانی روبرو هستیم، گزینه مناسبی نبود. هر چند که بنا به ظرفیت بوجود آمده ما در این سال پروژه‌های متعدد و بزرگی انجام دادیم، اما گاهی آورده این پروژه‌های متعدد به اندازه تمرکز کردن روی یک خدمت یا محصول نیست.فارغ از توضیحات پاراگراف بالا، فکر می‌کنم ما امسال محکوم به انجام تمام کارهایی که کردیم بودیم. چون انجام این پروژه‌ها در زمینه‌های مختلف باعث شد، دیدی تازه برای نوشتن برنامه استراتژیک سال آینده به ما بدهد. پس با نگاهی به عملکرد 1 سال گذشته خود، متوجه شدیم باید در یک زمینه خاص که توانایی و تجربه مناسبی در اجرای آن داریم تمرکز کنیم.متوسط نباشید!به یاد دارم که در یکی از برنامه‌های رادیو اقتصاد یکی از شنوندگان از آقای شعبانعلی پرسید: قصد تاسیس یک فروشگاه لباس را دارم، به سمت ارزان فروشی بروم یا برند ؟ اما جواب آقای شعبانعلی واقعا جالب بود. گفتند : دقیقا نمی‌توانم پاسخ مشخصی به این سوال بدم اما باید بگویم که متوسط یا در میانه این دو نباشید! زیرا دیگر نه مشتریان برند را دارید و نه می‌توانید مشتریان ارزان فروشی را پیدا کنید.پس ما متوجه شدیم که باید شناخت درستی از مخاطب داشته باشیم. اگر قرار است عمده مشتریان ما افراد خبره و یا شرکت‌های بزرگ باشند باید محتوا، منابع و مهارت‌های خود را به آن سو هدایت کنیم. اما اگر مشتریان ما افراد یا بیزینس‌های کوچک و خرد هستند باید منابع خود را در این جهت آموزش دهیم و هدایت کنیم.تقریبا می‌توان بگویم که وسط این دو جریان بودن، مخصوصا اگر تارگت مارکت خاصی را هدف قرار نداده باشید، باعث هدر رفت منابع بخصوص زمان شما می‌شود.مسیر خود را ارزیابی کنید.حتما یک طرح توجیهی و برنامه مشخصی برای کسب و کار داشته باشید. حال اینکه این برنامه بصورت مستند درآمده باشد و یا اینکه فقط در ذهن شماست! هرزگاهی طبق برنامه بازاریابی مسیری که طی کرده‌اید را بررسی کنید تا بتوانید زودتر متوجه خطاهای خود شوید.اگر اینترنت قطع شد، ریلکس کنید!همه‌ی ما متوجه هستیم که قطعی ده روزه اینترنت ضرر بسیاری به کسب و کارهای آنلاین وارد کرد. چه فروشگاه‌های بزرگ آنلاین و چه کسانی که تنها گرداننده چند پیج اینستاگرامی هستند. این اتفاق بسیار نادر و غیر قابل پیش بینی بود، اما اتفاق افتاد. پس بجای حرص خوردن که مانع تفکر است، ریلکس کنید. پس از ریلکس کردن به تهدیداتِ برنامه کسب و کار خود قطعی اینترنت را نیز اضافه کنید و سعی کنید با توجه به این نکته به آینده کاری خود بیشتر و دقیق‌تر فکر کنید.کارمندان را با توسعه مهارت‌های فردی و شغلی بیشتر آشنا کنید.تا آنجایی که به یاد دارم از سال‌ها پیش دغدغه کارمندی، هدایت یک تیم و البته مبحث توسعه مهارت‌های فردی و شغلی را داشته‌ام. اتفاق بسیار خوبی که امسال در تیم ما افتاد جلسات هفتگی knowledge sharingبود. البته در ابتدا برای بسیاری از بچه‌های تیم حضور و شرکت در این جلسات سخت بود. زیرا هیچ کدام تجربه یا اعتماد به نفس کافی برای ارائه را نداشتند. پس از مدتی به دلیل انباشت تسک‌های کاری این جلسات تعطیل شد، اما تجربیات خوبی برای من داشت که در ادامه به آن اشاره می‌کنم :خلاقیت یک مهارت است نه استعداد؛ گاهی به این مسئله فکر می‌کنم که چرا برخی از افراد نمی‌خواهند یا نمی‌توانند خلاق باشند (البته که منظور از خلاقیت آپولو هوا کردن نیست). خب قطعا میزان خلاقیت در همه‌ی افراد یکسان نیست، اما نکته جالب این است که هر کسی ممکن است به نوعی خلاقیت خود را نشان دهد. گاهی با ارائه یک پیشنهاد ساده، گاهی با انتقاد و غرغر کردن، گاهی با رویاپردازی‌های غیر عملی و گاهی هم با سکوت ... پس اول درک کنیم که هر کسی دقیقا چه مهارت‌هایی دارد و از این مهارت‌ها چگونه می‌توان به بهترین نحو در مسیر اهداف سازمان استفاده کرد. نکته بعد اینکه برای درک بهتر در یک تیم باید با زبان آنان آشنا شد یا بهتر از آن زبان مشترکی برای درک مفاهیم کاری بسازید.یادگیری خوشحال کننده است؛ خب اگر شما هم با شرایط و محدودیت‌های یک شرکت سال اولی آشنا باشید، قطعا متوجه هستید که برای زنده ماندن و جان گرفتن این نهال چقدر از خودگذشتگی لازم است. تقریبا تمام بچه‌های ما امسال بشدت کار کردند. سعی کردیم در این مسیر فرصتی هر چند کم را برای یادگیری در اختیار اعضای تیم قرار دهیم. فرصت آزمون و خطا؛ اینکه متوجه شوند در مسیر یادگیری هستند بسیار خوشحال کننده و انرژی بخش است.ادامه دارد ...</description>
                <category>الیاس درستکار</category>
                <author>الیاس درستکار</author>
                <pubDate>Fri, 06 Mar 2020 22:09:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>افسانه‌ای به نام محتوای خوب یا بد</title>
                <link>https://virgool.io/@elyasdorostkar/%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%AF-tuxfj9og5rqi</link>
                <description>چیزی به نام محتوای خوب یا بد نداریم ! فکر می‌کنم همین یک جمله به اندازه‌ی کافی چالش برانگیز باشد که شما را راغب کند تا پایان این مطلب کوتاه همراه من باشید. اما قبل از رسیدن به اصل قضیه، درباره تعریف معروف و ناقصِ «پادشاهی محتوا» صحبت می‌کنم.حتما بارها این جمله را شنیده یا دیده‌اید : محتوا پادشاه است! Content is the Kingاما این جمله یک تعریف ناقص است و در موارد بسیاری افراد را گمراه می‌کند. بله محتوا اساس و علت اصلی هر رابطه‌ای است؛ محتوا سوخت هر فعالیت بازاریابی و تبلیغاتی است. اما واقعا چه نوع محتوای ؟ آیا توزیع صرف یک محتوای تکراری در کانال‌های مختلف بازاریابی (سوشال، بلاگ، نشریات و ...) مفید است ؟ من این را تعریف را اینگونه بیان می‌کنم : محتوا پادشاه می‌شود در صورتی که مخاطب بخواهد. هر محتوایی که شما خلق می‌کنید برای یک مخاطب است؛ یعنی ما بر اساس شناخت و ترسیم پرسونا تصمیم می‌گیریم که چه چیزی را تولید و در کجا منتشر کنیم. بدون پی بردن به این موضوع که مخاطب شما دقیقا یه چیزی می‌خواهید، تولید محتوا تقریبا کار بیهوده‌ای است. (به قول آقای بهجتی به چشمان مخاطب نگاه کن)به نظر من دانستن تعاریف زیبا در حوزه دیجیتال مارکتینگ قطعا مفید است. ما اگر این تعاریف بدون اندیشیدن سلطان ذهن ما شود باعث گمراهی هم می‌شود. پس به این تعریف بیشتر فکر کنید؛  همانقدر که محتوا برگ برنده‌ی شماست، قطعا می‌تواند باعث شکست شما نیز شود.خُب، حالا وقت آن رسیده به افسانه‌ای به نام محتوای خوب یا بد بپردازم. معمولا این مرزبندی‌ها که بیشتر برای کسب درآمد در سایت‌های تولید محتوا یا فریلسنرها با آن روبرو می‌شویم، شروع همان تئوری اشتباهِ «محتوا خوب باعث پادشاهی شما می‌شود» است.به توضیحات دو پاراگراف بالاتر دقت کنید. محتوا یک مصرف کننده (مخاطب) دارد، که به آن پرسونا می‌گوییم. اگر چیزی که تولید (می‌تواند شامل محتوای بصری، متنی یا مالتی مدیا باشد) می‌کنید مناسب مصرف کننده نیست، حتی اگر آن محتوا بهترین در حوزه فعالیت خود باشد،  به قطع و یقین راه را اشتباه رفته‌اید و شما هم در سراب محتوای خوب گم شده‌اید.  با یک مثال کوتاه از مشتریان خودم این مسئله را ساده‌تر می‌کنم : چندی پیش برای یک موسسه روانشناسی کار سوشال مارکتینگ انجام می‌دادم. قبل از شروع کار، وقت بسیاری برای بررسی موارد مشابه، بررسی رقبا و محتوایشان و همچنین ترسیم پرسونا گذاشتم. در نهایت با خودم اینگونه فکر کردم که محتوای موجود بسیار ضعیف (گفتم مزخرف هستند) و در مواردی کاملا زرد و حاشیه‌ساز است. فکر می‌کردم ما باید محتوای خیلی به مراتب بهتر از لحاظ درون مایه و فرم خلق کنیم. این فکر شروع اولین اشتباه بود، گرفتاری در همان سراب محتوای خوب. از آنجایی که بسیاری از فرآیندهای بازاریابی آنلاین قابل ردیابی و آنالیز هستند، متوجه شدیم باید در راهی که انتخاب کردیم بازنگری کنیم. هم اکنون من مزخرف تولید می‌کنم و بهترین نتیجه را گرفته‌ام. (البته این نکته جهت شوخی بود) ما با آنالیز و بازنگری در نوع محتوایی که منتشر کردیم متوجه شدیم که مخاطب ما در درون مایه (موضوعات) همان چیزی را می‌خواهد که قبلا به آن فکر کرده بودیم. پس توانستیم با تغییر فرم، محتوایی به مراتب بهتر و جذاب‌تر خلق کنیم و این باعث تعامل و جذب بیشتر کاربران شد.فراموش نکنید این اصلی‌ترین موضوع در حوزه محتوا است : اگر می‌خواهید محتوای شما پادشاهی کند اول درک کنید که دقیقا مخاطب شما کیست؟ سپس باید درون فکر و مغز مخاطبان نفوذ کنید، خودتان را جای آنان بگذارید و حالا تصمیم بگیرید که چیزی را در چه جایی به مخاطب ارائه دهید. پس اگر شما تا بحال در دام محتوای خوب یا بد گرفتار بودید، هم اکنون مسیر خود را اصلاح کنید و هر آنچه چیزی که باعث رشد شما می‌شود را انجام دهید. اگر هم شما تجربه یا نظری دارید که به کامل‌تر شدن این موضوع کمک می‌کند حتما در کامنت بنویسید.اراداتمند شما - یک محتواباز </description>
                <category>الیاس درستکار</category>
                <author>الیاس درستکار</author>
                <pubDate>Thu, 28 Mar 2019 20:09:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درست نویسی با اعمال شاقه</title>
                <link>https://virgool.io/@elyasdorostkar/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%84-%D8%B4%D8%A7%D9%82%D9%87-lmzv4gkwcgk4</link>
                <description> اگر تا بحال نوشته‌های زیادی را درباره اصول و قواعد نگارش زبان فارسی مطالعه کرده‌اید، بهتر است آن‌ها را کنار بگذارید و این بار با لحن طنازانه و نگاه ریزبین رضا شکر اللهی نویسنده‌ی کتاب «مزخرفات زبان فارسی» همراه شود. نویسنده در این کتاب علاوه بر نکات بسیار مهم نگارش متن خوب فارسی، با پرسه زدن در میان تیتر روزنامه‌ها، ادبیات فضای مجازی، سخنان روزمره مردم، نوشته‌های تبلیغاتی و ادبیات کهن فارسی دریچه‌ی جدیدی برای بهتر نوشتن می‌گشاید.مزخرفات زبان فارسی، کتابی رقیق و گیرا از رضا شکرالالهی ویراستار و فعال ادبی است؛ که در آن تلاش کرده با بیانی طنز ظرافت‌های زبان فارسی و نکات نگارشی برای نوشتن متن‌هایی تمیز و روان را به مخاطب بیاموزد. همچنین نویسنده در بخش‌هایی از کتاب به بررسی معانیِ برخی از واژه‌ها و ضرب المثل‌های رایج فارسی نیز پرداخته است.خلاصه آن‌که اشاره‌ی رضا شکر اللهی به نکات ظریف نگارشی به خصوص آن‌هایی که در لابه‌لای زبان محاوره، زبان شبکه‌های اجتماعی و بی سوادی ما دچار گستگی شده، آنقدر جذاب و روان است که خواندن این کتاب را چندین برابر کتاب‌های مشابه واجب می‌کند. در ادامه برای آشنایی بیشتر با این کتاب می‌توانید، مقدمه آن را بخوانید. آن‌چه در این کتاب می‌خوانید گزیده‌ای است از یادداشت‌هایی که طی چندین سال در برخی روزنامه‌ها و رسانه‌ها منتشر شده است. یادداشت‌هایی کوتاه که جنبه‌ی آموزش عمومی دارند و در آن‌ها کوشیده‌ام، بدون وارد شدن به مباحث تخصصی، برخی ظرائف زبان فارسی روزمرّه را به زبان ساده‌ و با کمی چاشنی طنز بیان کنم. توجه دادنِ کاربر عامِ ‌زبان فارسی به فکر کردن به واژه‌ها و اصطلاحات و نیز نگارش پاکیزه و شیوا مهم‌ترین هدف من در این یادداشت‌ها بوده است.در بازنگری یادداشت‌ها برای انتشار در این کتاب، علاوه بر کنار گذاشتن حدود نیمی از آن‌ها و بازنویسی یادداشت‌های برگزیده، از حذف ارجاعات تاریخی هم‌چون رویدادهای سیاسی و فرهنگی و اجتماعیِ روز پرهیز کرده‌ام تا به کام خوانندگان شیرین‌تر بنشیند. نیز ترتیب چیدن آن‌ها بر اساس زمان انتشار اول‌شان نیست و کوشیده‌ام آغاز و میانه و پایانی داشته باشد.منبع : معرفی کتاب مزخرفات زبان فارسی</description>
                <category>الیاس درستکار</category>
                <author>الیاس درستکار</author>
                <pubDate>Tue, 12 Feb 2019 15:23:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کمپین منیجر کیست و مدیریت کمپین چگونه است ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@elyasdorostkar/%DA%A9%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%86-%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AC%D8%B1-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%86-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-boe3gwu4nkbk</link>
                <description>امروزه در سراسر جهان کمپین‌های بسیاری در حوزه تبلیغات و بازاریابی اجرا می‌شود و این فرآیند همیشه در حال تکراراست. شما حتما انواع مختلفی از این کمپین‌ها چه در حوزه تبلیغات آفلاین و تبلیغات دیجیتال را دیده‌اید. کمپین‌های ایمیلی، تبلیغات چاپی، بیلبوردها، سوشیال مارکتینگ؛ این‌ها تنها برخی از کمپین‌های تبلیغاتی است که در نگاه اول آسان، اما اجرای دقیق آن بسیار دشوار است.مدیریت این کمپین‌ها نیازمند برنامه ریزی دقیق، اجرای منظم و صد البته آگاهی داشتن از مخاطبان و جامعه هدف آن است. این عمل نیز خود نیازمند داشتن یک تیم از متخصصان در حوزه تبلیغات و بازاریابی است.اما بیایید با معنای مدیریت کمپین (Campaign Management) و البته رده شغلی کمپین منیجر (Campaign Manager) بیشتر آشنا شویم. دریک تعریف بسیار خلاصه و کلی به افرادی که کمپین‌های مختلف تبلیغاتی را برنامه ریزی، مدیریت و ارزیابی می‌کنند، کمپین منیجر می‌گویند. حال ممکن است منظور از کمپین، یک کارزار انتخاباتی باشد و مدیر کمپین کسی است که مدیریت کمپین تبلیغاتی یک کاندیدا را اداره می‌کند.   از اصل مطلب دور نشوید؛ نکات و مفاهیمی که در این مطلب می‌خوانید برای معرفی مدیر کمپین‌های تبلیغاتی یا Marketing Campaign Manager است.در یک تعریف آسان مدیریت کمپین فرآیند برنامه ریزی، اجرا، پیگیری و ارزیابی یک برنامه مشخص بازاریابی و تبلیغاتی است. کمپین‌ها ممکن است گاهی برای معرفی یک محصول خاص و از طریق یک کانال تبلیغاتی خاص ساخته و پرداخته شوند تا مشتریان بالقوه را به بالفعل تبدیل کنند، گاه ممکن است در سطح عام‌تری برای جذب مخاطبان جدید و آگاهی از برند اجرا شوند.برای اجرای موفقیت آمیز یک کمپین تبلیغاتی چند کاناله یا 360 درجه شما نیازمند شناخت مخاطبان و البته انواع روش‌های تبلیغات اثرگذار هستید. اما حتی در سطح کوچک‌تر هم اجرای هر چه تمام‌تر کمپین نیازمند یک کمپین منیجر است.اکنون وقت آن رسیده که با وظایف یک کمپین منیجر بیشتر آشنا شوید : مدیر کمپین مسئول  طراحی و برنامه ریزی کمپین و سپس اجرای دقیق آن برای دستیابی به اهداف بازاریابی برند است. مدیر کمپین همچنین علاوه بر نظارت بر اجرای صحیح و منظم کمپین بر اساس بازخوردهای به دست آمده وظیفه ارزیابی و تجزیه و تحلیل کمپین را برعهده دارد. یکی دیگر از وظایف مهم مدیر کمپین هدایت تیم و البته ارتباط موثر با آژانس‌های تبلیغاتی و نظارت بر عملکرد آنان است.علاوه بر مطالبی که گفته شد یک مدیر کمپین در حوزه دیجیتال مارکتینگ باید مهارت و ویژگی‌های دیگری داشته باشد که بصورت تیتروار به آن‌ها اشاره می‌کنم :تهیه و تنظیم یک برنامه عملیاتی (Action plan) برای اجرای دقیق کمپینبودجه بندی و ارائه گزارش دقیق از هزینه‌های اجرایی کمپینبررسی دقیق از ارائه کامل هویت برند برای مخاطبانارائه گزارش منظم از نتایج کمپین و تحلیل و ارزیابی آن بر اساس KPIهای مشخص شدهجمع آوری، دسته بندی و استفاده از داده‌های مشتریان جدیدهمانطور که در بالا به بخشی از ویژگی‌های شغلی یک مدیر کمپین اشاره شد، در ادامه برای آشنایی کامل‌تر باید بدانید که این افراد می‌بایست شناخت جامعی از ابزارهای آنلاین برای ارزیابی عملکرد کمپین‌ها داشته باشند؛ ابزارهایی نظیر Google  Analytics و A/B test و Marketo و ...تمام این‌ها در کنار ویژگی‌های فردیِ مهمی نظیر مهارت ارتباطی و روابط عمومی قوی، مدیریت و کار تیمی و البته قدرت تجزیه و تحلیل بالا می‌تواند هر فردی را تبدیل به یک کمپین منیجر موفق کند.ممنون که این مطلب مطالعه کردید. اگر اطلاعات مفصل تری در این زمینه اختیار دارید کامنت کنید، تا دانش بیشتری برای خوانندگان اشتراک بزاریم.  منبع : elyas.me</description>
                <category>الیاس درستکار</category>
                <author>الیاس درستکار</author>
                <pubDate>Sun, 14 Oct 2018 00:14:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همایش روز بازاریابی دیجیتال</title>
                <link>https://virgool.io/@elyasdorostkar/%D9%87%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-wn2knyqvxtze</link>
                <description>یکی از بهترین اتفاقات برای تمام فعالان حوزه بازاریابی آنلاین برگزاری ایونت و گردهمایی برای انتقال تجربیات، نشر دانش و شبکه سازی و ساخت ارتباطات جدید است. همایش روز بازریابی دیجیتال با تمام کم و کاستی‌های خود اتفاقی نو و جذاب در این حوزه است که البته شرایط حاکم بر بازار آنلاین ایران اجازه برگزاری این دست همایش‌ها را بصورت مستقل نمی‌دهد و عموما اکثر آن‌ها جهت‌دار طراحی و اجرا می‌شوند.در این نوشتار اکثر نقدهایی که بر این همایش که در 21 اردیبهشت 1397 برگزار شد را مرور میکنیم تا با استفاده از تجربه اولین دوره در دوره‌های آتی این روز پرشکوه‌تر برگزار شود.سال همایش به جز طبقه بالایی که دید مناسبی به استیج نداشت از لحاظ دسترسی و ظرفیت مناسب بود.زمان‌بندی و اجرای همایش با تاخیر و کمی کندی پیش میرفت که این نکته قابل چشم پوشی است.نظم برگزاری و پذیرای در وعده‌های ناهار و میان وعده مناسب نبود و دوستان می‌بایست برای جمعیت چندصد نفری تدابیر بهتری می اندیشیدند.از نکات مثبت و قابل توجه در همایش ارائه هشتگ dmday#  در توییتر برای ابزار نظرات و تعامل شرکت کنندگان با برگزارکنندگان بود. هرچند این عمل در واقع کارساز نبود.انتظار اکثر شرکت کنندگان ارائه مطالب با کیفیت و پرمغزتر از سخنرانان بود. با توجه به اسامی و سمت‌های آنان انتظار می‌رفت نکات بهتری از سخنرانان مطرح شود یا حداقل تجربیات موفق خود را بیان و واکاوی کنند. سخنرانان بیشتر به بیان مطالب آموزشی یا مثال‌هایی که غالبا در فضای مجازی قابل استفاده هستند، پرداختند. میزگرد خلاقیت که شخصا انتطار داشتم بهترین بخش همایش باشد، تبدیل به بدترین بخش شد. تکرار بدهیات و مرور خاطرات نصفه و نیمه سخنرانان تنها چیزی بود که ارائه شد؛ نه خلاقیتی و نه بیان استراتژی برای ساخت آن.در آخر با توجه به تمام نقدهایی که انجام شد، معتقدم جامعه دیجیتال مارکتینگ ایران به این دست همایش‌ها (در صورت برگزاری صحیح) بیشتر نیاز دارد و امید است برگزارکنندگان با توجه به تجربه این دوره بکوشند تا دوره‌های آتی بهتر برگزار شود. پی‌نوشت : ما تا پایان همایش در سالن نبودیم، گویا سرکار خانم جهانی از سایت دیوار ارائه قوی و مبتنی بر داده‌های دقیق داشتن :(</description>
                <category>الیاس درستکار</category>
                <author>الیاس درستکار</author>
                <pubDate>Fri, 11 May 2018 18:07:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک کتاب نیش‌دار با یک دنیا حرف</title>
                <link>https://virgool.io/@elyasdorostkar/%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%86%DB%8C%D8%B4%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7-%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-%D8%AD%D8%B1%D9%81-khzlna5evhif</link>
                <description>خلقیات ما ایرانیانبسیار به این حرف معتقدم اگر خواندن کتابی نتواند بروی روح افراد تاثیرگذار باشد، نوشته‌ای بی سود است. این تاثیر ممکن است منعکس کننده رفتار و حالات جدید در افراد حتی در بلند مدت باشد. اما اصل قضیه؛ کتاب خُلقیات ما ایرانیان اثر بی بدیلِ نویسنده و منتقد حالات جامعه مدرن ایران، محمد علی جمال زاده است. بیراه نیست اگر بگوییم ایشان در ضمن داستان نویسی، رگه‌های مختلفی از نقد اجتماعی را با طنز و حتی کنایه در آثار خود منعکس کرده‌اند. این اتفاق همان حلقه‌ی گمشده برای داستان نویس‌های امروزی است که فقط می‌نویسند، بی آنکه اندیشه‌ای را منتقل یا نقد کرده باشند.کتاب پیش‌رو شامل مجموعه‌ی مقالاتی است که پیش‌تر جمال زاده درباره صفات و خلقیات ایرانیان از نگاه افراد مختلف (اعم از ایرانی و خارجی) به چاپ رسانده و در این کتاب گرد هم آورده است. جمال زاده روایتی جالب درباره این کتاب دارد و می‌گوید «خوانندگان را ملول و مکدر می‌سازد»البته در این نوشته برخی از صفات پسندیده ایرانیان نیز مطرح می‌شود، اما آنچه نیش‌دار و زهرآگین است،  صفات و خلقیات بدی است که هیچ کسی آن قبول نخواهد کرد. دروغ گویی و دورویی، خودخواهی و خود بزرگ‌بینی از جمله این صفات است که اگر شما هم یک ایرانی اصیل آریایی باشید به هیچ عنوان آن را نپذیرفته و قطعا کسانی که درباره این‌ها سخن می‌گویند را کذاب می‌خوانید.البته قصد بر این نیست که بگوییم تنها ایرانیان از این صفات بهره می‌برند، چون در گوشه و کنار دنیا بسیار افراد و جوامعی هستند که شبیه به این صفات و حتی بیشتر و مرغوب‌تر از آن را هم دارند. همانند برخی از اعراب که شاید این سنت‌ها را از هزار و اندی سال پیش در ایران کاشته‌اند ...خلق و خوی جامعه امروز ما نیاز به خویشتن کاوی بسیاری ندارد و همه چیز تقریبا شبیه همین تصویر روی کتاب، کاملا گویاست. انسان‌هایی ملول و محجور و البته پر ادعا  که تنها امری که خوب یاد گرفته‌ایم بالیدن به تاریخ و فرهنگی است که هیچ بویی از آن نبرده‌ایم.حرف آخر این که خواندن این کتاب نه برای ما بلکه برای آینده ایران خوب است. خلقیات ما ایرانیان تلنگری است که بیشتر با معانی واژه‌ی جهان سومی آشنا شویم و چقدر هم به این دست تلنگرها جامعه نیاز دارد...</description>
                <category>الیاس درستکار</category>
                <author>الیاس درستکار</author>
                <pubDate>Fri, 04 May 2018 02:44:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پوست بنداز !</title>
                <link>https://virgool.io/@elyasdorostkar/%D9%BE%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2-fpjgmeev2rfh</link>
                <description>لارنس کُلبِرگ هم جز همان چندین و چند میلیون انسان‌های عجیب و غریب این دنیای بی سر و صاحب است که هم روانشناس بود و هم آخرین فصل نمایش زندگی خودش را با خودکشی تمام کرد. وقتی نام کلبرگ می‌آید حتما نظریه رشد اخلاقی آن نیز مطرح می‌شود. اگر از تعریف و پرداختن به مراحل 6 گانه رشد اخلاقی بگذریم، داستان معمایی که پایه اولیه آن بوده، بسیار جذاب است. این دستان از این قرار می‌باشد :« خانمی به دلیل نوع خاصی از سرطان نزدیک به مرگ بود. نوع خاصی از دارو وجود داشت که پزشکان فکر می‌کردند ممکن است منجر به نجات وی شود. این دارو نوع خاصی از رادیوم بود که داروسازی در همان شهر آن را کشف کرده بود. هزینه ساخت دارو گران بود ولی داروساز ده برابر هزینه‌ای را که برای تولید آن انجام داده بود را مطالبه می‌کرد. وی ۲۰۰ دلار برای رادیوم خرج کرده بود ولی برای یک دوز مختصر از دارو ۲۰۰۰ دلار مطالبه می‌کرد. همسر خانم مبتلا به بیماری -آقای هینز- به هر کس که می‌شناخت برای تهیه پول مراجعه کرد ولی تنها موفق به تهیه ۱۰۰۰ دلار شد که نصف مبلغ مورد نیاز بود. او به داروساز گفت که همسرش در حال مرگ است و از او درخواست کرد که یا دارو را به او ارزانتر بفروشد یا به وی اجازه دهد که بقیه پول را بعداً بدهد. اما داروساز به او گفت: &quot;نه، من دارو را کشف کرده‌ام و می‌خواهم از آن پول کسب کنم.&quot; در نتیجه هینز ناامید شد و با زور وارد مغازه داروساز شد تا دارو را برای همسرش به سرقت ببرد. آیا هینز باید با زور وارد آزمایشگاه می‌شد تا دارو را برای همسرش سرقت کند؟ اگر بله چرا و اگر نه چرا؟ »کلبرگ این داستان را در یک جامعه آماری کوچک مطرح کرد و بر اساس اطلاعات بدست آمده و البته با نگاهی بر نظریه رشد اخلاقی کودکان ژان پیاژه، مراحل شش گانه رشد اخلاقی خود را مطرح کرد. اما مهم‌ترین نکته درباره این نظریه و این داستان چیست ؟نکته مهم درباره داستانی که ایشان مطرح کردند سطح و نوع استدلالی است که هر شخص نسبت به داستان آقای هینز نشان می‌دهد. جواب شما به این ماجرا ممکن است با رویکرد مثبت یا منفی باشد، اما نکته مهم نوع استدلالی است که برای رسیدن به این قضاوت بکار می‌بردید؛ این دقیقا همان چیزی است که باعث رشد اخلاقی شما می‌شود...* نکته : مرحله ششم یا والاترین رشد در این نظریه یعنی : استدلال مبتنی بر اصول جهان‌شمول اخلاقی و در نظر گرفتن ارزش‌های مطلق نظیر حرمت زندگی انسان‌ها* پ.ن : تنها افراد کمی همانند گاندی و مارتین لوترگینک به مرحله ششم رشد اخلاقی رسیده‌اند.</description>
                <category>الیاس درستکار</category>
                <author>الیاس درستکار</author>
                <pubDate>Wed, 25 Apr 2018 10:43:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>محتوای جنایتکار</title>
                <link>https://virgool.io/@elyasdorostkar/%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%86%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D8%B1-fl1bjiqqyn5j</link>
                <description>اصل قضیه؛   همانطور که انسان‌ها برای ادامه بقا و رشد خود نیازمند خوراک هستند، برای رشد و تعالی ذهنی و اخلاقی نیز خوراک می‌خواهند. عموما اکثر محتوایی که از طریق رسانه‌های مختلف همانند صدا و سیما، روزنامه‌ها و جراید و البته فضای مجازی منتشر می‌شود، خوراک ذهنی افراد را تامین می‌کنند. اینکه ما انتخاب می‌کنیم چطور و چگونه محتوایی را دنبال کنیم، تاثیر بسیاری بروی سبک زندگی ما می‌گذارد. هم اکنون که فرصتی برای بررسی رسانه‌های هدف داری همانند روزنامه‌ها و شبکه‌های تلویزیونی و ماهواره‌ای نیست و البته دیگران بسیار به این قبیل موضوعات پرداخته‌اند؛ اما در انتخاب محتوای فضای مجازی بسیار دقت باید کرد. فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی در سال‌های اخیر روحیات و خلقیات افراد را دست خوش تغییرات بسیار قرار داده تا حدی که رفتارهای اجتماعی آن‌ها، تحت عناوینی مثل خودپنداری کاذب تغییر کرده است. به قطع و یقین بروز چنین رفتارهایی ریشه فرهنگی و تربیتی بزرگتر و عمیق‌تری دارد، اما آن چیزی که ما به عنوان خوراک ذهنی خود انتخاب می‌کنیم، سطح کیفیت زندگی ما را تعیین می‌کند.   </description>
                <category>الیاس درستکار</category>
                <author>الیاس درستکار</author>
                <pubDate>Fri, 20 Apr 2018 02:10:31 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>