<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های eM eS</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@emes</link>
        <description>از نو برایت مینویسم ...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 16:45:59</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/411709/avatar/VwAt9k.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>eM eS</title>
            <link>https://virgool.io/@emes</link>
        </image>

                    <item>
                <title>من عاشق مدرسه ام!</title>
                <link>https://virgool.io/Dabirestaniha/%D9%85%D9%86-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%87-%D8%A7%D9%85-cmxqqpth3ug5</link>
                <description>خیلی ها تو ایران از مدرسه متنفرن ولی من برعکس بقیه عاشق مدرسه ام. کی میدونه؟ شاید بعد انتشار این متن تعداد کسایی که عاشق مدرسه ان بیشتر شد. ( البته اگه کسی بخونه )اصلا صبر کن ببینم. چرا از مدرسه بدتون میاد؟ مگه میشه کسی از مدرسه بدش بیاد؟ من که هرچی فکر میکنم نمیتونم نکته منفی ای درباره مدرسه به یاد بیارم. حالا چندتا از نکات مثبت مدرسه رو میگم تا شما هم عاشقش بشین :)پیش به سوی مدرسهاول از همه بگم که مدرسه من یه مدرسه دولتی عادی هست که به گفته مدیرمون یکی از بهترین ها هست. مخصوصا اونجایی که به حقوقت احترام میزارن. به عنوان مثال هرکسی حق اینو داره که انتخاب کنه. خب ما هم انتخاب میکنیم. ما هر روز انتخاب میکنیم روی صندلی بد بشینیم یا صندلی بدتر :)هرکسی حق داره در یک محیط اروم درس بخونه برای همین مدرسه ما تصمیم گرفته کولر نباشه تا محیط آرومی برای درس خواندن فراهم کنه ( گور بابای گرما ). تازه در همین حین, ما میتونیم انتخاب کنیم که لباس آستین بلند بپوشیم یا لباس آستین کوتاه با یه سویشرت روش تا کسی بهمون گیر نده.این موضوع «حق انتخاب» به مدیر هم رسیده. یعنی انتقدر حق انتخاب زیاده که قانون به طور دقیق مشخص نمیکنه که چه لباسی خوبه و چه لباسی بده و این حق رو به مدیر میده. طوری که وقتی سال دهم بودم کل سال یک شلوار پوشیدم و از نظر مدیر اشکالی نداشت. سال بعد وقتی مدیر عوض شد و من دوباره اون شلوار رو پوشیدم. مدیر گفت: چرا این شلوار رو پوشیدی؟ چرا انقدر جذبه؟از این چیزا که بگذریم. میرسیم به یکی از بهترین بخش های هر مدرسه ای. یعنی جشن هایی که اون مدرسه میگیره. در همین راستا میخوام دوتا از بهترین جشن هایی که پارسال مدرسه برای ما برگزار کرد رو تعریف کنم.از اونجایی که مدرسه ما خیلی مهمه. مسئولین استان تصمیم گرفتن بیان مدرسه ما و جشن برگزار کنند و خب مگه میشه کار به این خیری ازش گزارش تصویری تهیه نشه؟ به همین خاطر بر خلاف گذشته که ما باید روی زمین ( روی آسفالت ) مینشستیم. این دفعه صندلی گذاشتن زیر آفتاب تا ما راحت زیر آفتاب بشینیم و به حرف های حاج آقا گوش بدیم. این رو هم اضافه کنم چون مسئولین خیلی مهم بودن, زیر سایه و روی مبل نشستن. شاید بگین خب کجای این موضوع خوبه؟ خوبیش اینجاست که بهمون چایی دادن :) برای یک ایرانی همه جا چای میچسبه حتی اگه زیر آفتاب باشی :)یکی از اهداف مدرسه آماده کردن دانش آموز برای ورود به جامعه هست و خب یکی از چیز هایی که باید تو جامعه رعایت بشه مرتکب نشدن جرم هست. برای همین مدرسه ما یک نفر از نیروی انتظامی رو دعوت کرد تا در مورد این مسائل با ما صحبت کنه. ایشون طلبه نبود ولی ظاهرا علاقه خاصی به این حوزه داشت و نظریه های جالبی میداد. مثلا شما میدونستید که بعد از خوردن شراب باید غسل انجام بدید چون وقتی دارید شراب میخورید درواقع شیطان داره با شما لواط میکنه؟ این جشن از این منظر خوب بود که با نظریه های جدیدی از اسلام آشنا شدیم :)میرسیم به مبحث جالب معلم ها. ترجیح میدم زیاد در این مورد بحث نکنم و به چند تا « آیا میدانید » اکتفا کنم.آیا میدانستید که: میشه دانش آموز رو فرستاد پشت دفتر و زنگ زد به خانواده اش بخاطر اینکه دانش آموز پیش خوانی نکرده و جلو جلو درسی که معلم هنوز درس نداده رو نخونده؟آیا میدانستید که: اگر دانش آموزان جواب تمرین های فیزیک رو از روی گام به گام می نویسند باید بهشون بگید که صورت سوال های طولانی رو هم بنویسند. چون کپی کردن صورت سوال روی دفتر باعث میشه اون متن رو ناخودآگاه یاد بگیرند؟ آیا میدانستید که: اگر دانش آموز بجای مداد , با خودکار توی کتاب بنویسد به اصطلاح « آسمان به زمین می آید؟ ( دلیل اینکه چرا اصرار داشتم با خودکار بنویسم رو بعدا میگم )آیا میدانستید که: با تنبیه کردن دانش آموزی که علی رقم تلاش نتونسته توی امتحان نمره خوبی بیاره باعث میشید علاقش به درس بیشتر بشه و دفعه بعد بیشتر بخونه؟ ( اینو واقعا خودمم نمیدونستم )تا همین الانشم متن خیلی طولانی شد. پس بهتره تعریف و تمجید رو تموم کنم. اگر فکر کردید تمام اینها طعنه بود باید بگم سخت در اشتباه هستید. چون از نظر مسئولین هیچ مشکلی در کشور وجود نداره و حتی بعضی ها معتقد هستند که اگر مهاجرت کنید یعنی قدر این همه امکانات و رفاه رو نمیدونستید. به عبارت دیگه نمک خوردید و نمکدان را شکستید.پ.ن1: در خاطره دوم از جشن ها , خداروشکر بعد از جشن معاون پرورشی اومد و گفت که این نظریه غلطه و جلوی انتشار خرافات رو گرفت.پ.ن2: خیلی از چیز ها رو نگفتم. شاید بعدا تو یه پست دیگه بازم به این موضوع بپردازم.I love school :)</description>
                <category>eM eS</category>
                <author>eM eS</author>
                <pubDate>Mon, 16 Sep 2024 22:08:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ریتم زندگی: تجربه سرکوب احساسات با موسیقی</title>
                <link>https://virgool.io/@emes/%D8%B1%DB%8C%D8%AA%D9%85-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%B3%DA%A9%D9%88%D8%B1%D8%A8-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-audk1g3izeob</link>
                <description>این متن رو در حالی مینویسم که تصمیم گرفتم تا یک هفته اصلا به موسیقی گوش ندم و حالا میخوام توضیح بدم که چرا این تصمیم رو گرفتم :)داستان از اونجایی شروع شد که چند سال پیش وقتی کرونا اومد.مدارس آنلاین شد و خانواده من با اینکه رغبتی به خرید گوشی برای من نداشتن مجبور به خرید گوشی شدن .حالا دیگه من هم یک گوشی جدا داشتم و میتونستم هر چقدر که میخوام آهنگ گوش بدم.اولش همه چیز خوب پیش میرفت ولی کم کم زمانی که در روز برای گوش دادن به موسیقی اختصاص میدادم زیاد شد و موسیقی شد یه بخش جدا نشدنی از زندگی من :(شاید بپرسید خب مشکل کجاست؟ موسیقی با ریتمی که داره به کارکرد مغز کمک میکنه و میتونه خلاقیت رو افزایش بده ( نتایج جست و جو در گوگل ). برخلاف قبلا که فقط موسیقی پاپ در مرکز توجه ها بود و اکثرا هم عاشقانه بودن. این روزا سبک های جدیدی اومده و میتونه شما رو تو هر مودی که باشی همراهی کنه.ولی این تا جایی خوبه که بهش اعتیاد پیدا نکنی. من متاسفانه بهش اعتیاد پیدا کردم و این شروعی بود برای اینکه من احساساتم رو سرکوب کنم!سرکوب احساسات؟! یعنی چی؟ یعنی این مورد تا جایی پیش رفت که من بجای اینکه احساساتم رو بروز بدم. با گوش دادن به موسیقی بهشون پاسخ میدادم. اگه غمگین بودم اهنگ غمگین گوش میدادم و توی خودم فرو میرفتم. اگه از موضوعی خشمگین بودم بجای اینکه اعتراض کنم دوباره شروع میکردم به اهنگ گوش دادن و هزار تا اگه دیگه.این موضوع اعتیاد به موسیقی حتی روی تمرکزم هم تاثیر گذاشت. این چند وقته گذشته در حین کارهام به موسیقی گوش میدادم و خب طبیعتا این کار تمرکز رو نسبت به موقعی که در سکوت کار میکنی یا درس میخونی کاهش میده.و حالا حدود یک ماهی میشه که سعی کردم کمتر به موسیقی گوش بدم و حالا هم که تصمیم گرفتم یک هفته به موسیقی گوش ندم ( البته ممکنه تو جمع دوستان, بقیه بخوان به موسیقی گوش بدن که این موضوع رو فاکتور میگیریم ). ممکنه یک هفته گوش ندادن به موسیقی برای بعضی ها عادی باشه ولی برای من که میشه گفت بهش اعتیاد دارم اصلا راحت نیست.پ.ن: اگه تجربه مشابهی داشتین خوشحال میشم تو کامنت ها بنویسید بلکه بتونه یه کمکی بهم بکنه.</description>
                <category>eM eS</category>
                <author>eM eS</author>
                <pubDate>Fri, 13 Sep 2024 17:36:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هیچکس نفر دوم رو یادش نمیمونه</title>
                <link>https://virgool.io/Dabirestaniha/%D9%87%DB%8C%DA%86%DA%A9%D8%B3-%D9%86%D9%81%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%B1%D9%88-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%B4-%D9%86%D9%85%DB%8C%D9%85%D9%88%D9%86%D9%87-znzcrlpijdzq</link>
                <description>اگه کنکوری باشید احتمالا بعد اینکه اسامی نفرات اول کنکور اعلام شد. نام صبا معصوم نیا , رتبه کنکور تجربی رو زیاد شنیدید. ولی چقدر اسم رتبه دوم رو شنیدید؟ یا اصلا نشنیدید یا اگه شنیدید خیلی کمتر از رتبه اول بوده و شاید اصلا یادتون نمیاد.بزارید یه مثال دیگه بزنم. اولین کسی که به ماه سفر کرد چه کسی بود؟ به طور حتم تعدادی از شما میدونستید که جواب نیل آرمسترانگ هست. اما سوال اصلی اینجاست : « دومین نفری که پا روی ماه گذاشت چه کسی بود؟ ».مسئله همینه. همیشه نفر دوم فراموش میشه. هرچقدر درمورد موضوع بزرگتری صحبت کنیم و زمان بیشتری گذشته باشه این قضیه بهتر حس میشه. دقیقاً مثل مثال دوم.از دور اول و دومی به چشم نمیاد !بزارید صادق باشم. در واقع همون نفر اول هم ممکنه خیلی از افراد به یاد نیارن. بیاین فرض کنیم که به یاد بیارن. که چی؟ مگه مهمه؟ مگه تاثیری روی زندگی فرد داره؟در واقع اول و دوم شدن مهم نیست. مهم اینه که نسبت به جایگاهی دارید, چه احساسی به خودتون دارید. حس غرور؟ یا حس سرخوردگی؟پ.ن: تبریک به همه کسانی که برای آیندشون تلاش کردن. چه تلاش برای رتبه بهتر, چه تلاش برای یادگرفتن یک مهارت :)</description>
                <category>eM eS</category>
                <author>eM eS</author>
                <pubDate>Thu, 05 Sep 2024 15:37:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اشتباه کردن واقعا بده؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@emes/%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D8%A7-%D8%A8%D8%AF%D9%87-stwwfnunneva</link>
                <description>چند وقتی هست که با یک پدیده جدید آشنا شدم. نه اینکه قبلا نبودا , فقط این چند وقته اطراف من بیشتر شده. اونم اینه که بعضی از افراد برای جلوگیری از اشتباه یه اشتباه بزرگتر انجام میدن. وقتی میخوان یه کاری انجام بدن , بخاطر ترس از اشتباه , کمبود اعتماد به نفس اون کار رو انجام نمیدن و این خودش یه اشتباه بزرگتره. بزارین با دوتا مثال موضوع رو ملموس تر کنم.مثال 1: معلم حسابان ما روش تدریسش این بود که هر جسله چند نفر رو صدا میزد پای تخته تا سوال حل کنند و اگر نمیتونستن جریمه میشدن (جریمه نوشتن چندتا سوال به همراه جواب بود). یه روز وقتی یکی از همکلاسی ها رو صدا زد فکر میکنید چه جوابی گرفت؟من امروز درس نخوندم و نمیتونم جواب بدم و لطفا جریمه رو بگید تا بنویسم.برام قابل قبول نبود که حتی تلاش نکرد که جریمه نشه. ( ممکن بود یه سوال راحت بهش بیافته که نیازی به خوندن نباشه)مثال 2: یک روز توی کلاس زبان انگلیسی بودیم و امتحان reading داشتیم. معلم به یکی از همکلاسی ها گفت که از روی فلان صفحه بخون و فکر میکنین جوابش چی بود؟من نمیتونم بخونم. تو رو خدا برای من صفر رد کنید. من نمیخونم.خدا رو شکر این دفعه معلم کوتاه نیومد و مجبورش کرد که بخونه. ( جالبیش اینجاس که وقتی خوند, حتی یک غلط هم نداشت )مشکل کجاست؟یکی از عوامل مهم این موضوع اعتماد به نفس پایین هست که باعث میشه فرد از اشتباه کردن بترسه. اطرافیان میتونن روی این موضوع تاثیر بسزایی بزارن , مخصوصاً والدین. همه میدونن که یکی از مهمترین نهادهای جامعه خانواده هست و فرزند بیشتر از هر چیزی از خانواده تاثیر می پذیره وقتی به جای اینکه به نقاط مثبت فرزند فکر کنند و اون رو تشویق کنند. بجای اون دنبال یه اشتباه ریز میگردن تا فرزند رو سرکوب کنند و ناخودآگاه باعث می شوند فرزند اعتماد به نفسش رو از دست بده و از اشتباه بترسه.البته که این تنها دلیل نیست و گاهی یک معلول چندین علت داره.پ.ن: در این پست هدفم یه شرح مختصر از مشکل بود و اینکه چطور این مشکل حل میشه رو نمیدونم.</description>
                <category>eM eS</category>
                <author>eM eS</author>
                <pubDate>Sun, 01 Sep 2024 13:38:12 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>