<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ent.sadeghi</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ent.sadeghi</link>
        <description>نزدیک به خودم ...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 11:29:55</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/14465/avatar/PZD8bh.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>ent.sadeghi</title>
            <link>https://virgool.io/@ent.sadeghi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>رویای کارآفرینی؛ از توهم تا واقعیت ...</title>
                <link>https://virgool.io/@ent.sadeghi/%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D9%87%D9%85-%D8%AA%D8%A7-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C%D8%AA-jfjcphgsdjqr</link>
                <description>در این نوشته بخش دوم مقاله ( The 20-year old entrepreneur is a lie ) که بخش اول آن در پست قبلی با عنوان «کارآفرین بیست ساله ! یک دروغ بزرگ» منتشر شد، آمده است. در این بخش علاوه بر بررسی عمیق تر دلایل انتخاب این عنوان, به راه حل های موجود برای رفع و مقابله با این چالش نیز پرداخت شده است. محققان در انتهای این مقاله علاوه بر جمع بندی، صحبتی با جوانان انجام داده اند که مطابق با حال و هوای این روزهای کشور است. در انتهای این بخش محققان صمیمانه با جوانانی که در دهه 20 زندگی خود هستند سخن می گویند: بخش دوم:راه های دیگری برای دریافت اطلاعات درباره بنیانگذاران و کسب و کارها، مانند لینکدین نیز وجود دارد اما آزولای توضیح میدهد  اطلاعات سنسوس (Census Bureau)  بسیار نزدیک تر ( و به قول معروف زمینی تر) به واقعیت،  از سایر اطلاعات است. سایر اطلاعاتی که مورد استفاده قرار گرفته اند فقط به عنوان نمونه بوده است. در ادامه آزولای توضیح می­دهد که فاکتور اصلی این اطلاعات انطباق آن با سرویس درآمد داخلی (IRS) می­باشد ( سرویس درآمد داخلی یک سازمان دولتی در ایالات متحده امریکاست که مسئول جمع آوری مالیات و اجرای قوانین مالیاتی است). پیش از این افراد دسترسی به سنسوس نداشته اند و هیچ راهی برای تشخیص یک کارمند از یک بنیانگذار وجود نداشت. اما اکنون ما برای اولین بار توانسته ایم این کار را انجام دهیم.همچنین این تیم (آزولای و کیم) یک همکاری مشترک با بنجامین جونس (Benjamin Jones) استاد دانشگاه نورس وسترن در مدرسه کسب و کار کلوگ ( Kellogg School of Management) و همچنین خاویر میراندا (Javier Miranda ) از سنوس  که تنها محققان داخلی و مورد حمایت سنوس می باشد که به دیتابیس K-1 دسترسی دارند، انجام دادند.قبل از اینکه کار مطالعه و غرق شدن در اطلاعات و آمار آغاز شود، محققان توجه تیم را به چند مورد شامل روشن و واضح نمودن تفاوت خود اشتغالی در مقابل کارآفرینی و محدود کردن دامنه تمامی شرکت­ها به آنهایی که هدف و آروزی رشد را دارند، جلب نمودند. خیلی از کسب و کارها با قصد موفقیت آغاز می شوند اما کوچک باقی می مانند ( مانند پیتزا فروشی یا خشکشویی و غیره )البته آزولای می گوید : &quot; هیچ اشکالی در این مورد وجود ندارد، اما وقتی در مورد کارآفرینی صحبت می کنید، در واقع شخصی را به تصویر می کشید که تلاش می کند  از زمانی که کسب و کار خود را آغاز می کند، در راستای آرزوی خود به رشد هم برسد.&quot;همچنین کیم می گوید :&quot; درباره این نقطه شروع نیز باید یه یک نقطه مشترک برسیم، اینکه چگونه کارآفرینی را تعریف می کنید؟ روزی که اولین نفر را استخدام می کنید یا روزی که با یک ایده به گاراژ خانه تان می روید و یا روزی که وارد یک شتابدهنده می شوید؟در واقع هیچ توافقی بر روی عبارت «چگونه کارآفرین را تعریف  میکنیم ؟&quot; وجود ندارد و این خود یک چالش است. اما ما این شانس را داشتیم تا با ترکیب اطلاعات سنوس و سرویس درآمد داخلی (IRS)، تملک کسب و کارها را دقیقا مشخص نماییم و ترکیب این ها با افرادی که در واقع از روز اول در کسب و کار حضور داشته اند انجام دهیم.چیزی که کیم و آزولای قادر به ردیابی آن بودند، فقط حضور فرد از اولین روز آغاز کسب و کار نبود بلکه تفاوت بین کارکنان اولیه، کارکنان غیر پایه ای و کارآفرینانی که از روز اول در کسب و کار حضور داشته اند و همچنین مالکیت بخش بزرگی از سهام داشته اند، بوده است.آزولای می گوید : &quot; فکر می کنم چیز جالب در مورد این مقاله، مدیریت همزمان دو موضوع به طور همزمان بوده است. اول، پیدا کردن بنیاگذاران و سن شان برای کسب و کارهایی نوپایی که به طور همزمان و به احتمال زیاد، قصد و آروزی ساختن چیزی معنادار از اولین روز آغاز به کارشان داشته اند.&quot;کارآفرینی بهتری باشیم !خب، حالا چرا سن در کارآفرینی اهمیت دارد؟ این می تواند نتیجه سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی و سرمایه مالی یا ترکیبی از آن ها باید و یا چیزهای دیگر باشد.آزولای همچنین می گوید: &quot; چیزی که سنوس ندارد، اطلاعات مناسبی از تحصیلات این افراد است. ما نمی توانیم به شما بگوییم که بنیانگذارانی با تحصیلات دکتری موفق تر هستند یا بنیانگذارانی با تحصیلات کالج؟! ما تأثیراتی از تجربه ( experience) را در این تحقیق (بر روی کارآفرینی) دریافتیم و آن  بخشی از سن است که شما درک درستی مورد صنعت و مشکلات آن دارید.&quot;این مقاله هم درسی برای بنیانگذاران و هم برای سرمایه گذاران  ( founders and funders ) است. در حال حاضر ایده ­هایی وجود دارند و مستحق دریافت پول را دارند اما از این سرمایه گذاری محرومند به این خاطر که بنیانگذار سی و چند ساله آن برچسب سن زیاد (و یا شاید از کار افتاده بودن) را با خود حمل می ­کنند. این به این منظور نیست که جوانانی وجود ندارند که توانسته اند کسب و کارهای بسیار قوی و بسیار بزرگ را بسازند و همچنین به این معنی نیست که قرار نیست با افزایش سن شان بهتر و بهتر نشوند. بیل گیتس و جف بزوس (به عنوان مثال) موفقیت های بیشتری در دهه 50 سالگی زندگی شان داشته اند تا در دهه 20 سالگیشان.  برای بیست ساله ها ....برای آن بیست ساله هایی که دنبال تبدیل شدن به مارکز زاکربرگ بعدی هستند می گوییم که البته آنها نباید با این اطلاعات دلسرد شود و به جای آن باید مطمئن باشند که آن ها هنوز می توانند موفق و بخشی از آینده کارآفرینی پیشرو و بهبود یافته باشند.اگر شما 22 یا 23 سال سن دارید احتمالاً به تازگی فارغ التحصیل شده اید و این دیدگاه اجتماعی وجود دارد که شما اکنون می توانید یک کارآفرین باشید. پس دوباره بیاندیشید چون ممکن است یک ایده فوق العاده داشته باشید، اما شاید شما هنوز مهارت های درست و تجربه کافی برای اینکه آن ایده را به جلو برانید، نداشته باشد. به مسیر شغلی خود به عنوان گزینه ­ای برای رسیدن به آن فکر کنید ... اما نه تنها راه ممکن ...</description>
                <category>ent.sadeghi</category>
                <author>ent.sadeghi</author>
                <pubDate>Thu, 25 Apr 2019 00:42:27 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کارآفرین بیست ساله ! یک دروغ بزرگ !</title>
                <link>https://virgool.io/Approach/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A8%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-nqxwaaau4rvu</link>
                <description>یکی از چالش های پیش روی توسعه اکوسیستم استارتاپی ایران، تغییر نگرش جوانان برای دوری از درس، تخصص گرایی، فراگیری یک بخش از صنعت و بازار و توسعه توانایی های فردی با توجه به آن بوده است. همیشه در بحث ها، گردهمایی ها و سخنرانی ها بیان داشتم که نیاز به مدیران حرفه ای و متخصصین در کشور بیشتر از نیاز به کارآفرینی است. زیرا از یک سو سنی که برای یادگیری و توسعه تخصص بسیار مناسب است با توهم کارآفرینی از بین می رود و از سوی دیگر که از بین این جوانان اگر کارآفرینی موفق خروج پیدا کند، احتمال موفقیت (بهروه وری ) در کل جامعه و اکوسیستم بسیار پایین خواهد بود.متن زیر که ترجمه یک مقاله از (MIT Management Sloan School ) می باشد دو تن از محققان به بررسی تأثیر سن بر روی میزان موفقیت کارآفرینان در ایالات متحده امریکا و به خصوص دره سیلیکون پرداختند. این مقاله را در دو بخش جداگانه منتشر خواهد نمود که بخش اول را در ادامه خواهید خواهند: «ایده ­های خوب در هر سنی به وجود می آیند اما...نیاز به تجربه هست تا تبدیل به داستان موفقیت شوند. استیو جابز زمانی که به راه اندازی اپل کمک کرد تنها 21 سال سن داشت اما، یک مدیرعامل 43 ساله بود زمانی که این شرکت آی مک را ساخت.»حتما در مورد جوانان نابغه ای که در گوشه دفترشان در سیلیکون ولی نشست اند و محبوبیت بسیار زیادی به دست آوردند شنیده اید اما برای اینکه موفق ترین کارآفرینان را بیابید باید به چند دهه قبل بازگردید. بر اساس مقاله ای از پرفسور پیر آزولای (Pierre Azoulay ) و دانشجویی مقطع دکترای وی، دانیل کیم (ِDaniel Kim)، متوسط سن کارآفرینانی که یک شرکت را راه اندازی نموده اند و حداقل یک نفر را استخدام کرده­اند 42 سال بوده است.آزولای میگوید :&quot; اگر هیچ چیزی نمیدانستید و دو ایده یکسان داشتید، یک پیشنهاد از سمت یه فرد بسیار جوان و پیشنهاد دیگر از طرف یک فرد میانسال و تنها بین این دو گزینه می بایست یکی را انتخاب کنید، بهتر است پیشنهاد فرد میانسال را انتخاب کنید (اگر میخواهید میزان موفقیت را پیش بینی کنید).برای یافتن همبستگی میان سن و کارآفرینی، آزولای و شاگردش به دولت مراجعه کردند و به طور ویژه بر روی اطلاعات مدیریتی از پایگاه داده سنوس بارئو ( Census Bureau ) (که در طول مدت زمانی خاص جمع آوری شده) و اطلاعات برنامه K-1 که اطلاعات صاحبان کسب و کار و سرویس درآمد داخلی را داراست،  استفاده نمودند.این تیم نگاهی به اطلاعات حدود دو میلیون و هفتصد هزار نفر از افرادی که در طول سالهای 2007 تا 2014 داشتند که یک کسب و کار را راه اندازی کرده بودند و حداقل یک نفر را استخدام نموده بودند. در کنار بررسی میانگین سنی کارآفرینان، دریافتند که سرمایه­ گذارن جدیدی که بیشترین رشد را داشتند، میانگین سنی بنیانگذارانشان 45 سال بوده است.محققان اطلاعات را به سطح کارکنان های تک (tech)، کسب و کارهای با پشتوانه صندوق جسورانه و شرکت­های ثبت اختراع گسترش دادند. در تمامی ایالات متحده امریکا، میانگین سنی بنیانگذاران 42 ، 43 و 45 سال بوده است ( به ترتیب برای تقسیم بندی­های فوق). همچنین کیم و آزولای دریافتند که موفقیت کارآفرینان که یک کسب و کار را راه اندازی می­کنند 125 درصد بیشتر خواهد بود در صورتی قبلاً تجربه کار که در یک بخش خاص صنعت را داشته باشند. کیم می­گوید:&quot; در تئوری می­دانیم که با افزایش سن بسیار از مزایا انباشته خواهند شد.&quot; برای نمونه شما سرمایه انسانی زیادی از تجربیاتتان، همچنین منابع بیشتر مالی و روابط اجتماعی بیشتری با افزایش سن به دست می­آورید که همه این ها باعث افزایش شانس موفقیت شما به عنوان یک کارآفرین خواهد بود.«پایان قسمت اول»</description>
                <category>ent.sadeghi</category>
                <author>ent.sadeghi</author>
                <pubDate>Tue, 23 Apr 2019 14:14:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حجیم اما کم چگال</title>
                <link>https://virgool.io/@ent.sadeghi/%D8%AD%D8%AC%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%DA%A9%D9%85-%DA%86%DA%AF%D8%A7%D9%84-qrrym1yrffn1</link>
                <description> اکوسیستم کارآفرینی و نوآوری ایران تمرکز بسیار زیادی بر روی مرحله اول کارآفرینی یعنی ترویج کارآفرینی و فرهنگ استارتاپی از یک سو و توسعه کسب و کارهای نوپای نوآورانه و فناورانه در مرحله پیش بذری (Pre-Seed) و بذری (Seed) داشته است. همچنین نهادهایی که در اکوسیستم استارتاپی ایران به وجود آمده ­اند با تمرکز بر همین بخش از بازار به وجود آمده است و این شامل مراکز رشد، مراکز نوآوری، مراکز شتابدهی، باشگاه­های کسب و کار و فضاهای کار اشتراکی می­باشد. همچنین رویدادهایی که در اکوسیستم هنوز بازار داغی دارد برگزاری رویدادهای موسوم به استارتاپ ویکند است (یا با نام هایی دیگر ...)  که از لحاظ برگزاری، کیفیت و استاندارد نیز با مدل جهانی فاصله بسیاری دارد و تبدیل به مدلی ساده تر از مدل اصلی شده است. همچنین ­آموزش­های ارائه شده در این رویدادها در سطح کیفی بسیار پایینی ارائه داده می­شود و گاها نه تنها کمکی به مخاطبان نمی­کند بلکه باعث گمراهی آنان شده است.همچنین این مراکز با پشتوانه دولتی (نهادهای دولتی مانند معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری و دانشگاه­ها) یا پشتوانه خصوصی مانند بانک­ها و یا شرکت­های بزرگ مقیاس تشکیل شده اند و مشغول فعالیت اند. اما با توجه به تمامی این موارد با نگاهی به این اکوسیستم می­توان دریافت که عملاً کسب و کارهای نوآورانه و فناورانه از این طریق توسعه نیافته اند و تبدیل به کسب و کارهای موفق در بازار نگردیده اند. عملاً بعد از تأسیس اولین مرکز شتابدهی ایران در سال 1393، در مدت زمان کوتاهی شاهد تأسیس این نوع مراکز در سطح کشور با فراوانی بالا بودیم که عملاً حتی بیشتر نیاز اکوسیستم استارتاپی ایران بوده است. در بازه ­­ای کوتاه تعداد این مراکز شتابدهی به استناد گزارش مرکز شتابدهی نوآوری پارک علم و فناوری پردیس از مرز 50 عدد نیز گذشت. اما عملاً بعد از گذشت پنج سال با اینکه برخی از این کسب و کارها موفق به جذب سرمایه شده اند و مدتی کوتاه شاهد رشد نمایی آنان بودیم، اکنون شاهد تعطیلی بسیاری از این کسب و کارها  هستیم.نگاه به اکوسیستم استارتاپی ایران از زاویه ­ی دیگر توسعه و رشد کسب و کارهای فناورانه و نوآورانه (بیشتر کسب و کارهای خدمات محور) مانند دیجی کالا، تپسی ، اسنپ، کافه بازار و ... را با خود همراه داشته است که با مدل کسب و کار مشخص و با حجم سرمایه گذاری بالا (داخلی و خارجی) به بازار ورود یافتند و علی رغم تمامی مشکلات اکنون تبدیل به کسب و کارهای بزرگی گشته اند. اما همین کسب و کارها نیز عملاً کمکی به تولید ناخالص ملی نکرده اند.همچنین گزارشات بین المللی از اکوسیستم استارتاپی و نوآوری ایران نیز شاهدی برای این موضوع می­باشد. بر اساس گزارش دیده بان جهانی کارآفرینی (GEM)، کارآفرین کسی است که توانایی دیدن فرصت­های ناب را دارد و توانایی اینکه این فرصت­ها را نیز به بازار معرفی کند دارد و تنها بخشی از کسب و کارها که نوآوری دارند در این تعریف گنجانده می­شوند. نکته قابل توجه از نگاه دیده­ بان جهانی کارآفرینی تأکید بر کارآفرینی بر اساس نوآوری است و نه کارآفرینی بر اساس ضرورت. جالب اینجاست که بسیار از به ظاهر کارآفرینان امروزی نیز در پاسخ به جبر و شاید استقلال مالی به خود اشتغالی گرایش دارند و نه لزوما کارآفرینی !!!از این رو در گزارش شاخص جهانی نوآوری،  شاخص TEA به معنای فعالیت­های مرحله اول کارآفرینانه ( Total Early Stage Entrepreneurial Activity) را معرفی می­کند که با رشد اقتصادی، آزادی اقتصادی و رقابت پذیری جهانی، همبستگی منفی دارد. در واقع هر چه شاخص TEA بیشتر باشد اقتصاد ضعیف­تر خواهد بود. بر این اساس اوگاندا بیشترین نرخ شاخص TEA را داراست و کمتر کسی باور دارد که اوگاندا از امریکا کارآفرین تر است!! بدین ترتیب با افزایش TEA لزوماً فضای کلی کشور به عنوان کارآفرین شناخته نمی­شود و برآمد آن بر عملکرد اقتصادی مشخص نیست. موضوع اصلی که مد نظر است کارآفرینی در جهت ایجاد اشتغال و رشد به واسطه تمرکز بر نوآوری و فناوری است چرا که این، با رشد اقتصادی همبستگی مثبت دارد. این شاخص در سال 2018 برای ایران عدد 9.71 را نشان می­دهد. همچنین بر اساس این گزارش شاخص Established Business Ownership عدد 12.28 را نشان می­دهد که حاکی از سطح پایین پایداری کسب و کارهای نوپا در ایران است. (گزارش دیده­بان جهانی کارآفرینی، 2018(نکته قابل توجه این است طبق گزارش دیده بان جهان کارآفرینی در سال 2015 ، سطح نوآوری در کسب و کار در ایران نیز در بین 60 کشور مورد بررسی بسیار پایین است. در ادامه این گزارش در سال ۲۰۱۵ از میان افرادی که در سه سال گذشته قصد کارآفرینی داشتند ۱۷ درصد وارد مرحله کارآفرینی نوپا شدند. از سوی دیگر از میان کارآفرینان نوپای ایرانی که در ۳ سال گذشته وارد دنیای کارآفرینی شدند ۷ درصد به مرحله ثبات رسیدند؛ همچنین ۴ درصد در این سال از کسب و کار خود خارج شدند و ایران رتبه 57 در را به خود اختصاص داده است. با توجه به موارد فوق توصیه­ هایی که دیده بان جهانی کارآفرین برای اکوسیستم ایران ارائه می­دهد شامل توسعه کارآفرینی با رشد بالا و کشف پتانسیل­ های موجود با هدف افزایش اشتغال و ارزش افزوده ، آموزش و توانمند سازی و ایجاد شبکه بین شرکت­ های تخصصی و اکوسیستم در راستای توسعه کسب و کارهای زنجیره ارزش خود بیان شده است. در این میان نهادهایی که با هدف ایجاد کسب و کار جدید نوآورانه و فناورانه در ایران با رویکرد توسعه کسب و کار جدید ورود پیدا نموده اند به موفقیت­ هایی چشم گیری دست پیدا نموده اند و توانسته اند کسب و کارهایی پایدار ایجاد نمایند.افزون بر این تعداد زیادی  استارتاپ­های خارج شده از مراکز شتابدهی در نمودار رشد خود به جای اینکه تمرکزی کافی را بر توسعه بازار و محصول خود قرار دهند به دنبال جذب سرمایه و مذاکره ­های طولانی مدت با سرمایه ­گذاران احتمالی می­باشند. این عدم تمرکز عملاً تبدیل به آفتی مهلک در جامعه استارتاپی ایران شده است. جدا از اینکه بسیاری از این استارتاپ ­ها در صورت جذب سرمایه نیز به دلیل کیفیت پایین محصول، جذب سرمایه پایین در مرحله بذری، عدم تخصص بنیانگذاران و همچنین عدم شناخت صحیح بازار/صنعت، مسیری رو به شکست را پیش رو دارند. این مورد نیز جذابیت سرمایه گذاری بر روی استارتاپ­ها برای سرمایه گذاران به شدت کاهش داده و به تبع جریان سرمایه گذاری در کشور نیز دچار اختلال و سرعت پایین خواهد بود.با توجه به موارد فوق الذکر می ­بایست با رویکردی مناسب با شرایط فعلی کشور در حوزه نوآوری و توسعه کسب و کارهای جدید فعالیت نمود و با نگاهی مدقانه به اکوسیستم و تجربیات بدست آمده از آن به راهکاری بهبود یافته جهت مواجهه با چالش­های موجود آن داشت.  و آن توسعه کسب و کار جدید نوآورانه باید همراه با نگاهی فرصت گرا و در راستای ایجاد اشتغال و رشد پایدار  و  استفاده از افراد متخصص با تجربه کار و بازار  برای ایجاد کسب و کار جدید نوآورانه و پایدار باشد.</description>
                <category>ent.sadeghi</category>
                <author>ent.sadeghi</author>
                <pubDate>Mon, 22 Apr 2019 15:23:31 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>