<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های عرفان آریان منش</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@erfan.aryanmanesh</link>
        <description>Digital Product Designer</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-21 20:09:25</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1665/avatar/Imto0Y.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>عرفان آریان منش</title>
            <link>https://virgool.io/@erfan.aryanmanesh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>هیچ‌کس به اندازه همه‌مان نمی‌فهمد؛ کاربرد دانش در جامعه</title>
                <link>https://virgool.io/@erfan.aryanmanesh/%D9%87%DB%8C%DA%86-%DA%A9%D8%B3-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D9%81%D9%87%D9%85%D8%AF-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-aopenqgus5c4</link>
                <description>نظریه «کاربرد دانش در جامعه» یکی از جالب‌ترین ایده‌های فردریش هایک، اقتصاددان برنده نوبله. هایک در سال ۱۹۴۵ یه مقاله معروف به همین نام نوشت و حرفش این بود که چطوری می‌شه منابع یه جامعه رو به بهترین شکل تقسیم کرد، اونم بدون اینکه احتیاجی به یه «رئیس» یا کنترل‌گر مقتدر داشته باشیم.هایک می‌گه بزرگترین چالش اقتصاد و مدیریت، «کمبود اطلاعات» هست. اون معتقد بود دانش لازم برای اداره یه جامعه، یه جا جمع نشده؛ یعنی حتی اگه باهوش‌ترین آدم دنیا رو هم بذاری رأس کار، باز هم اون همه‌چیز رو نمی‌دونه. این دانش بین ذهن میلیون‌ها آدم در جامعه پخش شده.چرا برنامه‌ریزی مرکزی (مثل سوسیالیسم) شکست می‌خوره؟هایک این نظریه رو دقیقاً مقابل سیستم‌های دستوری و سوسیالیستی گذاشت.دانش شخصی و محلی: کلی اطلاعات هست که فقط همون لحظه و همون‌جا معنی می‌ده (برای کسی که در بیابون گیر کرده، آب از الماس باارزش‌تره)تغییرات سریع: اطلاعات مدام در حال تغییره و تا بخواد به مرکز برسه و اونجا تصمیم بگیرن، دیگه ممکنه کار از کار گذشته باشهنتیجه اینکه وقتی یه قدرت مرکزی بخواد برای همه تصمیم بگیره و همه چیز از جمله قیمت‌ها رو کنترل کنه، تهش می‌شه مثل حکومت‌هایی مثل شوروی که درنهایت شکست خوردنقیمت‌ها؛ شبکه عصبی اقتصادفرض کن عرضه نفت کم می‌شه (مثلاً به خاطر جنگ). بنزین گرون میشه. تو به عنوان مصرف‌کننده نیازی نداری بدونی چرا(جزئیات جنگ رو ندونی)، فقط قیمت بالاتر رو می‌بینی و برای صرفه‌جویی رانندگی کمتری می‌کنی، دوچرخه می‌خری یا ماشین بهینه‌تری انتخاب می‌کنی. همزمان تولیدکنندگان به ساخت خودروهای الکتریکی تشویق می‌شن تا در این بازار نوظهور درآمد بیشتری داشته باشنچرا این کارآمده؟ قیمت‌ها خلاصه‌ای از تمام دانش پراکنده رو ارائه می‌دن. اگر برنامه‌ریز مرکزی بخواد کنترلش کنه، باید میلیون‌ها جزئیات رو جمع کنه که البته غیرممکنه.هایک این رو با &quot;نظم خودجوش&quot; مقایسه می‌کنه: مثل زبان که بدون طراح مرکزی تکامل پیدا کرده، بازار هم بدون کنترل مرکزی هماهنگ می‌شه.جیمی ویلز بنیان‌گذار ویکیپدیا «کاربرد دانش در جامعه» که آن را در دورهٔ دانشجویی خونده بود به عنوان عاملی اصلی در نحوه‌ی اندیشیدن خود درباره‌ی مدیریت پروژه‌ی ویکیپیدیا یاد کرده.Friedrich Hayekچرا دیکتاتوری‌های چپ به بن‌بست می‌خورن؟هایک می‌گه رژیم‌های اقتدارگرا و کمونیستی (مثل شوروی سابق یا کوبای امروزی) چون نمی‌تونن این دانش پخش‌شده رو جمع کنن، همیشه توی اقتصاد اشتباه می‌کنن.توهم دانایی: دیکتاتورها فکر می‌کنن جامعه مثل یه ماشینه که می‌تونن مهندسی‌اش کنن، ولی نمی‌فهمن که دانش دست مردمه، نه اونا.آن‌ها جامعه را مثل یک «ماشین» می‌بینند که باید پیچ‌وپرهایش را سفت کرد، در حالی که جامعه بیشتر شبیه یک «جنگل» یا «زبان» است که خودش، خودش را تنظیم می‌کنه.هایک استدلال می‌کرد که چنین رژیم‌هایی برای پنهان کردن شکست‌هایشان، به پروپاگاندا، سانسور و خشونت متوسل می‌شن، چون سیستم‌شان نمی‌تونه بدون کنترل مطلق دوام بیاره.سقوط دیوار برلین و پایان کمونیسم در اروپای شرقی در دهه۱۹۹۰ اغلب به عنوان اثبات عملی این نظریه دیده می‌شه، چون رژیم‌های کمونیستی نتونستن با تغییرات اقتصادی هماهنگ شن و در نهایت فروپاشیدن. (هرگز هم نفهمیدن)دانش بقای هر سیستمی در تمامی اجزای تشکیل‌دهندش پراکنده شده، حالا میخواد یه شرکت کوچیک باشه یا یه کشور بزرگ. تو حامل دانشی هستی که همکار یا مدیرت هم شاید نداشته باشه</description>
                <category>عرفان آریان منش</category>
                <author>عرفان آریان منش</author>
                <pubDate>Wed, 25 Feb 2026 13:02:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>متخصص شیم یا همه‌فن حریف؟ کدومش بهتره؟</title>
                <link>https://virgool.io/@erfan.aryanmanesh/generalistsvsspecialists-d0zaktcqalpu</link>
                <description>در دنیایی که هر روز با سرعت نور در حال تغییره، یکی از بزرگ‌ترین سؤال‌هایی که توی ذهن هر آدمی می‌تونه بیاد، یه معمای بزرگه که آیا بهتره تو یه زمینه خاص عمیق و متخصص بشی، یا اینکه از همه چیز یه کم بدونی و مثل یه همه‌فن‌حریف عمل کنی؟ این دوراهی، داستانیه که تو ذهن خیلی از دانشجوها موقع انتخاب رشته و تو ذهن کارمندها موقع تصمیم‌گیری برای مسیر شغلیشون تکرار می‌شه. امروز می‌خوام با هم بریم سراغ این دو مسیر شغلی، مزایا و معایب هر کدوم رو بررسی کنیمتعریف ساده: متخصص در برابر همه‌فن‌حریفبرای اینکه موضوع براتون روشن بشه، اول باید یه تعریفی از این دو رویکرد ارائه بدیم. یه متخصص (Specialist) کسیه که دانش خیلی عمیق و متمرکزی تو یه حوزه مشخص داره. این افراد مثل جراح قلب هستن. اونا زندگی خودشون رو وقف مطالعه یه بخش از بدن می‌کنن و تو زمینه خودشون به یه مرجع غیرقابل انکار تبدیل می‌شن. تمرکز اونا روی عمقه.  در مقابل، همه‌فن‌حریف (Generalist) کسیه که دانش گسترده‌ای تو چندتا زمینه مختلف داره و می‌تونه ایده‌های مختلف رو به هم وصل کنه. این افراد رو می‌شه به  پزشک عمومی تشبیه کرد که تو یه نگاه کلی، می‌تونه علائم مختلف رو تفسیر کنه و به درک جامعی از وضعیت سلامتی بیمار برسه. با اینکه عمق دانش اونا به اندازه یه متخصص نیست، اما توانایی‌شون تو دیدن تمام اجزای یه سیستم و ارتباط برقرار کردن بین اونا، مزیت اصلی‌شون محسوب می‌شه.سفر در تاریخ: از تقسیم کار باستانی تا انقلاب هوش مصنوعیاگه یه نگاه به تاریخ بندازیم، می‌بینیم که مفهوم تقسیم کار و متخصص شدن، از خیلی وقت پیش با ما بوده. تو دوران ماقبل تاریخ، تقسیم کار بر اساس تفاوت‌های فیزیکی و توانایی‌های فردی انجام می‌شد. مثلاً، مردها به شکار می‌رفتن و زن‌ها مسئول جمع‌آوری غذا، آشپزی و نگهداری از بچه‌ها بودن. این تقسیم وظایف، به هر گروه اجازه می‌داد تا تو کار خودشون ماهر بشن و در نهایت، بقای کل گروه رو تضمین کنن.  با ورود به دوران صنعتی، این مفهوم به اوج خودش رسید. آدم‌های بزرگی مثل سر ویلیام پتی و آدام اسمیت، با ترویج ایده‌هایی مثل تقسیم کار، دنبال این بودن که بهره‌وری و کارایی تو تولید رو بالا ببرن. مثال معروف اسمیت از کارخونه سنجاق‌سازی، به وضوح این مفهوم رو نشون می‌ده: به جای اینکه یه کارگر تمام مراحل ساخت سنجاق رو انجام بده، هر کارگر روی یه کار ساده و تکراری (مثل صاف کردن سیم، تیز کردن نوک و غیره) تمرکز می‌کرد و این کارایی، تولید رو حسابی افزایش می‌داد. تو این محیط‌های کاری پایدار، جایی که قوانین و فرآیندها ثابت و مشخص بودن، متخصص‌ها به خاطر دقت و سرعت بالاشون، به ارزشمندترین دارایی‌ها تبدیل شدن. تو اون دوره، عمق دانش تو یه فرآیند خاص، یه مزیت رقابتی غیرقابل انکار بود.اما دنیای امروز خیلی سریع از اون مدل ثابت صنعتی دور شده و وارد یه &quot;محیط آشفته&quot; (wicked environment) شده که قوانینش مدام در حال تغییره. اومدن فناوری‌های جدید، مثل هوش مصنوعی، اتوماسیون و تغییرات دیجیتال، یه بار دیگه، تعادل قدرت رو به هم زده. تو این شرایط، متخصص شدن بیش از حد، می‌تونه به یه نقطه ضعف بزرگ تبدیل بشه. متخصص‌هایی که تمام مهارت خودشون رو تو یه حوزه محدود بنا کردن، با تغییر یهویی بازار و منسوخ شدن دانششون، آسیب‌پذیر می‌شن و تو معرض خطر جدی قرار می‌گیرن. اینجاست که همه‌فن‌حریف‌ها با توانایی سازگاری، یادگیری سریع و انتقال مهارت‌هاشون به حوزه‌های جدید، برتری پیدا می‌کنن.  جاده متخصصان: مزایا و چرا هنوز ارزشمند است؟با وجود تغییرات سریع، متخصص‌ها هنوز هم نقشی حیاتی تو دنیای امروز دارن و تو خیلی از زمینه‌ها، جایگزینی براشون وجود نداره. یکی از بزرگ‌ترین مزایای تخصص، تبدیل شدن به یه &quot;مرجع&quot; تو حوزه خودته. یه داروساز به خاطر دانش عمیقش در مورد داروها، دوز مصرفی و عوارض جانبی، به بخش جدایی‌ناپذیر سیستم درمانی تبدیل می‌شه. یا یه جراح مغز و اعصاب، به خاطر سال‌ها تجربه و مهارت تو انجام عمل‌های خیلی حساس، به عنوان یه متخصص بی‌نظیر شناخته می‌شه. این عمق دانش به اونا اجازه می‌ده تا با سرعت و دقت فوق‌العاده‌ای عمل کنن، که باعث کاهش خطا و بالا رفتن کیفیت می‌شه.  مهم‌ترین پاداش تخصص، پتانسیل درآمدی خیلی بالای اونه. طبق داده‌های وزارت کار آمریکا، ۲۲ تا از ۲۵ شغل پردرآمد تو این کشور، تو حوزه پزشکی هستن. بالاترین درآمدها هم مال جراحان مغز و اعصاب، جراحان قفسه سینه، جراحان ارتوپد و قلب و عروقه که میانگین درآمد سالانه اونا از ۵۰۰ هزار دلار تا ۷۰۰ هزار دلار متغیره. درآمد سرسام‌آور این مشاغل، یه دلیل مشخص داره: این درآمد بالا، نتیجه مستقیم سال‌ها آموزش فشرده، مسئولیت سنگین و دانش تخصصی هست که تو شرایط پرریسک و حساس، ارزش بی‌نظیری ایجاد می‌کنه.ریسک‌های تخصص‌گرایی: چه زمانی عمق به یک زندان تبدیل می‌شود؟اما متخصص شدن افراطی، یه روی تاریکی هم داره. یکی از بزرگ‌ترین خطرات، &quot;زندانی شدن تو تخصص&quot; هست. متخصص‌ها ممکنه انقدر تو حوزه خودشون غرق بشن که دید کلی رو از دست بدن و تو &quot;سیلوهای فکری&quot; (intellectual silos) گیر بیفتن. این کار خلاقیت بین‌رشته‌ای رو از بین می‌بره و اونا رو از توانایی حل مسائل پیچیده‌ای که نیاز به نگاه از زوایای مختلف داره، محروم می‌کنه.  علاوه بر این، تکیه مطلق به یه مهارت، آدم رو در برابر تغییرات تکنولوژیک خیلی آسیب‌پذیر می‌کنه. صنعت حسابداری یه مثال واضح از این پدیده‌ست. هوش مصنوعی الان می‌تونه کارهای تکراری و وقت‌گیر مثل وارد کردن داده، پردازش فاکتورها، و تطبیق حساب‌ها رو تو چند ثانیه انجام بده. همینطور تو حوزه حقوقی، هوش مصنوعی می‌تونه هزاران سند و سابقه قانونی رو با سرعت و دقت بی‌نظیری بررسی کنه، کاری که ساعت‌ها و حتی روزها از یه محقق حقوقی وقت می‌گرفت.این تغییرات به این معنی نیست که متخصص‌های حسابداری یا حقوقی دیگه به درد نمی‌خورن. بلکه به این معنیه که تعریف کار اونا داره عوض می‌شه. هوش مصنوعی اونا رو از کارهای تخصصی سطح پایین و روتین آزاد می‌کنه تا بتونن روی کارهای تخصصی سطح بالا و استراتژیک‌تر تمرکز کنن. مثلاً، وکیل‌ها می‌تونن زمان بیشتری رو به تقویت روابط با مشتری، تحلیل‌های پیش‌بینی، و ارائه مشاوره‌های ارزشمند اختصاص بدن. این تغییر، نیاز به مهارت‌های انسانی مثل حل مسئله، خلاقیت و ارتباطات رو بیشتر می‌کنه.  جاده همه‌فن‌حریف‌ها: مزایا و قدرت انعطاف‌پذیریهمه‌فن‌حریف‌ها در نقطه مقابل متخصص‌ها، با توانایی‌ها و مزایای خاص خودشون، تو دنیای آشفته امروز خیلی ارزشمند شدن. مهم‌ترین مزیت اونا، انعطاف و سازگاری هست. اونا تو محیط‌های مبهم و نامشخص حالشون خوبه و می‌تونن مهارت‌های خودشون رو سریع به زمینه‌های جدید منتقل کنن، بدون اینکه به یه صنعت یا نقش خاصی وابسته باشن.خلاقیت و نوآوری، یکی دیگه از نقاط قوت بزرگ اونا هست. همه‌فن‌حریف‌ها می‌تونن ایده‌ها رو از زمینه‌های بی‌ربط به هم وصل کنن و راه‌حل‌های نوآورانه‌ای ارائه بدن. استیو جابز یه مثال عالی از این پدیده‌ست. اون با شرکت تو کلاس خوشنویسی، درکی از طراحی و تایپوگرافی به دست آورد که بعدها بهش تو ساخت فونت‌های خاص و زیبای کامپیوترهای مک کمک کرد. یا ایلان ماسک، که با ترکیب دانش خودش تو فیزیک، مهندسی و کارآفرینی، تو زمینه‌های به ظاهر بی‌ربط مثل خودروهای برقی، فضانوردی و هوش مصنوعی، انقلاب به پا کرد.علاوه بر این، همه‌فن‌حریف‌ها به خاطر دید کلانشون، برای نقش‌های مدیریتی و کارآفرینی ایده‌آل هستن. اونا می‌تونن اجزای مختلف یه سازمان رو به هم وصل کنن و تصویر بزرگ رو ببینن. تحقیقات نشون می‌ده که مدیرعامل‌های همه‌فن‌حریف، نسبت به مدیرعامل‌های متخصص، حقوق بالاتری می‌گیرن و ۶۰ درصد بیشتر احتمال داره که شرکت‌های جدیدی رو خارج از حوزه اصلی خودشون بخرن.ریسک‌های همه‌فن‌حریف بودن: وقتی وسعت به کم‌عمق بودن ختم می‌شود؟با وجود تمام مزایای گفته شده، مسیر همه‌فن‌حریف بودن هم خالی از چالش نیست. یکی از بزرگ‌ترین مشکلات، سختی تو اثبات صلاحیت هست. تو یه مصاحبه شغلی، یه فرد همه‌فن‌حریف ممکنه نتونه تخصص عمیق خودش رو تو یه حوزه مشخص نشون بده و در نتیجه، با برچسب &quot;همه کاره و هیچ‌کاره&quot; روبرو شه.  همچنین، پتانسیل درآمدی اونا تو برخی از حوزه‌ها، کمتر از متخصص‌هاست. مثلاً، یه کارشناس منابع انسانی (HR Generalist) که روی تمام جنبه‌های استخدام، حقوق و مزایا و آموزش نظارت داره، ممکنه حقوق کمتری نسبت به یه متخصص تو حوزه جذب استعداد یا جبران خسارت بگیره. این به خاطر اینه که وظایف یه همه‌فن‌حریف اغلب مبهم یا تکراری به نظر می‌رسه و جایگزین کردن اونا راحت‌تره.  تبدیل شدن به یک متخصص همه‌فن‌حریفخوشبختانه، این انتخاب یه بازی برد و باخت نیست. تو دنیای امروز، مدل‌های شغلی جدیدی به وجود اومدن که بهترین‌های هر دو رویکرد رو با هم ترکیب می‌کنن. یکی از معروف‌ترین اونا، مدل &quot;Tشکل&quot; (T-Shaped Professional) هست که توسط تیم براون، مدیرعامل شرکت طراحی IDEO، مطرح شد.تو این مدل، حرف &quot;T&quot; نمادی از مهارت‌های فرده. ستون عمودی (l)، نشون‌دهنده تخصص عمیق و دانش فنی تو یه حوزه مشخصه. این عمق، همون چیزیه که بهت اجازه می‌ده تو زمینه کاری خودت به عنوان یه مرجع شناخته بشی و ارزش واقعی ایجاد کنی.  نوار افقی (-) هم، نشون‌دهنده وسعت دانش، کنجکاوی و مهارت‌های نرم مثل همدلی، ارتباطات و همکاری بین‌رشته‌ایه. یه فرد Tشکل، مثلاً یه طراح محصول، می‌تونه هم تو طراحی UX تخصص عمیق داشته باشه و هم دانش کاری از کدنویسی و بازاریابی داشته باشه تا بتونه به صورت مؤثر با همکاراش تو بخش‌های مختلف ارتباط برقرار کنه. افرادی T shape مدیران پروژه‌ و محصولان خوبی هم میشن چون از کار هر بخش یکم می‌دونن و راحت‌تر میتونن با اعضای تیم دیالوگ کننمدل‌های دیگه‌ای هم از این الگو الهام گرفتن، مثل &quot;Pi-shaped&quot; (با دو تخصص عمیق) و &quot;M-shaped&quot; (با چندتا تخصص عمیق). این مدل‌ها نشون می‌دن که تو دنیای پیچیده امروز، صرفاً یه تخصص یا یه دانش سطحی کافی نیست. ترکیب عمق و وسعت، راز موفقیت تو مسیر شغلیه.رسیدن به این مدل ترکیبی، یه شبه ممکن نیست، اما با راه‌های درست، کاملاً شدنیه. یکی از مهم‌ترین استراتژی‌ها، &quot;انباشت مهارت&quot; (Skill Stacking) هست. به جای اینکه ۱۰ هزار ساعت زمانت رو فقط برای رسیدن به تسلط کامل تو یه مهارت بذاری، می‌تونی اون رو برای یاد گرفتن چندتا مهارت مختلف تقسیم کنی. هدف اینه که تو چند حوزه به مهارت &quot;کافی&quot; برسی، طوری که تو ۲۵ درصد برتر هر مهارت قرار بگیری. این رویکرد بهت اجازه می‌ده تا سریع بین تیم‌ها و نقش‌های مختلف حرکت کنی و ارزش بیشتری رو ارائه بدی.در بازار کار ایران، کدام مسیر پررنگ‌تر است؟بازار ایران پر از مجموعه‌‌هاییه که به دلیل محدودیت منابع دنبال افراد آچارفرانسه می‌گردن. مثلا شخصی که هم فیلم‌برداری کنه، هم عکس بگیره، هم ادیت کنه، هم استراتژی محتوا تدوین کنه، هم در سوشال مدیا پست بزاره، هم به پیام‌ها پاسخ بده،...این آچارفرانسه بودن برای اون شخص در کوتاه‌مدت میتونه فضای رشد ایجاد کنه چون با مسائل گوناگونی در بیزنس دست و پنجه نرم می‌کنه و راحت‌تر می‌تونه مسیر مورد علاقش رو پیدا کنه. ولی در بلندمدت می‌تونه فرسایشی بشه. آدما حجم کاریشون رو زیاد و کلی هم کار بلدن ولی در واقع هیچ کاری رو به صورت تخصصی نه!در فضای کار حرفه‌ای هم کارا تخصصی‌تر پیش میره و نیازمندی اون بخش از مارکت که کارا رو حرفه‌ای‌تر انجام میده و پول بیشتری هم خرج می‌کنه دیگه افراد آچارفرانسه غیرمتخصص نیست. در بسیاری از مواقع شما نیازی نیست ارتش یک‌نفره باشید و این کار به کیفیت خروجی آسیب می‌زنه.من کارای مختلفی در زندگی کردم که هر کدومشون در مسیر شغلیم جایی کمکم کرد. مثلا تجربه ویزیتوری و فروشندگی یادم داد آدما وقتی میخوان یه محصولی رو بخرند معمولا چه رفتاری دارن و سعی کردم در دیزاین مسیر کاربری آنلاین به مدل‌های فکری و نیازمندیشون توجه کنم. فروشندگی و تعامل حضوری بهم یاد آدما بر اساس نیاز خودشون یه محصول یا سرویس رو انتخاب می‌کنن، نه مزیت‌های اون! یادم داد خیلی از خوش‌برخوردی‌های آدما مصنوعیه و تا بفهمند سودی واسشون نداری برخوردشون سریع عوض میشهنتیجه‌گیری: داستان شما تازه آغاز شده استتو این مقاله، عمیقاً به دو مفهوم متخصص و همه‌فن‌حریف نگاه کردیم و دیدیم که هر کدوم چه مزایا و ریسک‌هایی دارن. متخصص‌ها با عمق دانششون، مرجعیت ایجاد می‌کنن و تو محیط‌های پایدار، کارایی رو به اوج می‌رسونن. همه‌فن‌حریف‌ها با وسعت دانششون، انعطاف‌پذیری و نوآوری رو به وجود می‌آرن و تو محیط‌های پویا، حرفی برای گفتن دارن.اما نکته مهم اینجاست که این انتخاب، یه تصمیم دائم نیست، بلکه یه سفر مداوم از کشف و یادگیریه. آینده مال کسانیه که می‌تونن بهترین‌های هر دو رویکرد رو تو خودشون ترکیب کنن. اونا متخصص‌هایی هستن که می‌دونن چطور از سیلوهای فکری خودشون بیرون بیان و دانش خودشون رو با دنیای گسترده‌تر پیوند بزنن.  پس، به جای اینکه فقط یه مسیر رو انتخاب کنی، از خودت بپرس: چطور می‌تونم امروز یه مهارت جدید یاد بگیرم؟ چطور می‌تونم تو یه پروژه جانبی خارج از حوزه تخصصی خودم شرکت کنم؟ داستان شغلی تو، داستانی از ترکیب، تجربه و رشده. همین امروز، داستان خودت رو شروع کن.و در پایانمرسی که تا اینجا اومدید. اگه به دیزاین و تکنولوژی علاقه دارید، بقیه نوشته‌های من رو هم پیشنهاد می‌کنم بخونیدhttps://vrgl.ir/KfMDChttps://vrgl.ir/bhoV1https://vrgl.ir/67yZE</description>
                <category>عرفان آریان منش</category>
                <author>عرفان آریان منش</author>
                <pubDate>Tue, 23 Sep 2025 17:17:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه شرکت‌ها عمر محصولات را از عمد کوتاه می‌کنند؟ از موبایل تا یخچال</title>
                <link>https://virgool.io/@erfan.aryanmanesh/%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-sdydbz6mhrvc</link>
                <description>خیلی از ما ماشین لباسشویی توی خونه داریم که با اینکه هم‌سن خودمونه ولی هنوز کار میکنه و گوشی نوکیای قدیمی در کشوی که اگه روشنش کنیم هنوزم زنگ میخوره. یا تیشرتی که بعد سالها استفاده و شستشو هنوز هم فرم خودش رو حفظ کرده. در حالی که مدام به تعمیرکار برای تعمیر وسایلی که ظرف چند سال گذشته خریدیم مراجعه میکنیم. اما چرا؟ آیا واقعا محصولات قدیمی عمر و دوام بیشتری داشتن؟ در این نوشته تلاش کردم این موضوع رو بررسی کنم ببینم اون پشت واقعا چه خبرهزندگی امروزی ما کلاً با همین وسایلی که دور و برمون هستن گره خورده؛ از ماشینی که سوارش میشیم و میریم سر کار، تا لوازم خونه که کارامون رو راحت میکنن و لباسایی که میپوشیم. این تغییر هم کلی تأثیر گذاشته، هم روی جیبمون، هم روی محیط زیست و هم روی اعتمادی که به برندها داریم.از نظر محیط زیستی، طولانی کردن عمر یه محصول، پایه و اساس پایداریه. این کار مستقیماً باعث میشه زباله کمتری تولید بشه، منابع طبیعی کمتری مصرف بشه و انرژی کمتری برای ساخت محصولات جدید هدر بره. این دقیقاً همون چیزیه که اقتصاد چرخشی (Circular Economy) دنبالشه؛ یعنی محصولات و مواد رو تا جایی که میشه تو چرخه استفاده نگه داریم، مثلاً با تعمیر، بازسازی یا استفاده دوباره. اینجوری از اون مدل «بگیر-بساز-دور بنداز» که اصلاً پایدار نیست، فاصله میگیریم. مثلاً، بازسازی قطعات میتونه مصرف انرژی رو تا ۸۰ درصد کم کنه، در مقایسه با ساختن یه چیز کاملاً جدید. این رویکرد برای حل مشکلات جهانی مثل کمبود منابع و آلودگی محیط زیست خیلی حیاتیه.ایدهآل قرن بیستم: «ساخته شده برای ماندگاری»در قرن بیستم، کالاهای مصرفی با هدف ماندگاری بالا طراحی میشدند. در دوران شکوفایی اقتصادی پس از جنگ جهانی، تقاضا برای کالاهای بادوام افزایش یافت تا نیاز طبقه متوسط رو به رشد را تأمین کند. قیمت بالای کالاها نسبت به درآمد متوسط، به معنای انتظار مصرف‌کنندگان برای ماندگاری طولانی محصولات بود. خودروها، لوازم خانگی و لباسها از مواد مقاوم ساخته میشدند و عمر مفید آنها گاهی تا چند دهه ادامه داشت.اما با نزدیک شدن به پایان قرن بیستم، جهانی شدن و تولید انبوه، بازار کالاهای مصرفی را متحول کرد. شرکتها سودآوری بیشتری در چرخه عمر کوتاهتر محصولات یافتند و به جای استفاده طولانی‌مدت، روی جایگزینی مکرر تأکید کردند. پیشرفت سریع تکنولوژی نیز باعث شد محصولات از نظر تکنولوژیکی سریعتر از آن که به لحاظ فیزیکی فرسوده شوند، منسوخ شوند.داستان دوام محصولات تو صد سال گذشته حسابی عوض شده؛ از دورهای که وسایل محکم و قابل تعمیر بودن، رسیدیم به دورهای که همه چی زود به زود عوض میشه و عمر کوتاهی داره.اوایل تا اواسط قرن بیستم، هدف اصلی برای کالاهای مصرفی، محکم بودن و عمر طولانی بود. محصولات معمولاً از مواد محکم و قابل تعمیر مثل فلز، چوب، پارچه و چرم اصل ساخته میشدن. تو فرآیند تولید هم اغلب صنعت‌گرهای ماهر دخیل بودن که به خاطر اعتبار کاریشون، وسایلی رو می‌ساختن که برای استفاده طولانی مدت طراحی شده بودن. تعمیر کردن هم یه کار عادی و مورد انتظار بود، نه یه استثنا. تو اون دوره، لوازم خانگی ۳۰ تا ۵۰ سال عمر میکردن و کفش یا کت و شلوارهای دست‌دوز شاید حتی تا صد سال هم دوام میآوردن. انتظار این بود که یه خرید مهم، برای دهه‌ها به یه خانواده خدمت کنه و حتی نسل به نسل منتقل بشه.جالبه که ظهور تولید انبوه تو قرن بیستم، اولش این تعهد به دوام رو از بین نبرد. برعکس، حتی به بهتر شدن یکنواختی و کیفیت کمک کرد. اصول مثل تخصصی شدن کار، تقسیم کار و استانداردسازی قطعات قابل تعویض، باعث شد تولید با سرعت بالا و هزینه کمتر انجام بشه، در حالی که کنترل کیفیت هم بهتر میشد. دقت ذاتی ماشینها، که خودشون هم اغلب از فلزات با دوام ساخته شده بودن، باعث میشد محصولات یکنواخت و دقیق باشن که حتی میتونست به طول عمرشون اضافه کنه. این یعنی «مهارت تو خود ابزار ساخته شده بود»، و این امکان رو فراهم میکرد که همه به کالاهایی دسترسی داشته باشن که هم مقرون به صرفه بودن و هم قابل اعتماد. این دوره، زمینه رو برای یه جامعه مصرف‌گرا فراهم کرد که توش کیفیت، فقط یه کالای لوکس نبود، بلکه در دسترس همه بود. نکته اصلی تو این دوره این بود که استانداردسازی و تولید دقیق، وقتی با تمرکز روی کیفیت ثابت انجام میشد، واقعاً می‌تونست دوام رو بیشتر کنه. این با تصور رایج که «چیزای قدیمی بهتر بودن چون دست‌ساز بودن» فرق داره و نشون میده که عامل اصلی، نیت پشت فرآیند تولید بوده.  تأثیر جهانی شدنگسترش توافقنامه‌های تجارت بین‌المللی، پیشرفت تو لجستیک و اتصال دیجیتالی گسترده، صنعت تولید رو در سطح جهانی متحول کرد. کسب‌وکارها شروع کردن به فعالیت فراتر از مرزهای ملی، و برای به حداکثر رسوندن کارایی و کاهش شدید هزینه‌ها، مواد اولیه و نیروی کار رو از نقاط مختلف دنیا تأمین میکردن. این رویکرد جهانی‌شدن، رقابت رو شدیدتر کرد و شرکتها رو مجبور کرد برای بقا تو یه بازار به شدت رقابتی، سریعاً نوآوری کنن و خودشون رو وفق بدن. تمرکز گسترده روی کاهش هزینه تو این بازار جهانی‌شده، اغلب منجر به سازش تو کیفیت مواد یا تکنیکهای ساخت میشد که مستقیماً روی دوام ذاتی محصولات تأثیر میذاشت. مشکل خود تولید انبوه نبود، بلکه انگیزه‌های اقتصادی بود که این تولید رو هدایت میکرد؛ وقتی هدف اصلی از کیفیت ثابت به دستیابی به کمترین هزینه مطلق و بیشترین حجم تغییر کرد، دوام محصول اغلب به عنوان نتیجه مستقیم این تغییر، آسیب دید.  تأثیر اقتصاد دیجیتالگسترش فناوری‌های دیجیتال و استفاده پیچیده از تحلیل داده‌های بزرگ، بازارهای مصرف و توسعه محصول رو اساساً تغییر داد. شرکتها به توانایی بی‌سابقه‌ای برای درک دقیق نیازهای مصرف‌کننده، بهینه‌سازی طراحی و ویژگی‌های محصول و توسعه استراتژیهای بازاریابی هدفمند دست پیدا کردن. این رویکرد مبتنی بر داده، در حالی که امکان شخصی‌سازی و کارایی رو فراهم میکرد – مثلاً مدیریت موجودی لحظه‌ای که تقاضا رو پیش‌بینی میکنه – ناخواسته یا عمداً باعث ایجاد فرهنگ ارتقاء مداوم و چرخه‌های نوآوری سریع شد، که به خصوص تو بخش الکترونیک خیلی مشهوده. عصر دیجیتال، در حالی که راحتی و اتصال بی‌نظیری رو ارائه میده، ناخواسته یا عمداً محرک‌های روانی مصرف رو تقویت کرده. این باعث شده که «میل به نوآوری» نیروی قویتری نسبت به فرسودگی فیزیکی در هدایت چرخه‌های تعویض برای بسیاری از محصولات باشه. این قابلیت، همراه با پیشرفت‌های سریع تکنولوژیکی، جریان ثابتی از محصولات «جدید و بهبود یافته» رو ایجاد میکنه که مستقیماً به «کهنگی روانی» دامن میزنه؛ جایی که مصرف‌کننده‌ها تشویق میشن وسایل سالم رو عوض کنن چون دیگه «جدیدترین» یا «بهترین» نیستن، نه به خاطر اینکه واقعاً خراب شدن.  تغییر تو دوام محصولات یکنواخت نیست، بلکه تو دسته‌بندی‌های مختلف محصولات مصرفی، با محرکها و پیامدهای خاص خودش، به شکلهای متفاوتی خودش رو نشون میده.دوام محصولات در دسته‌بندی‌های مختلفخودرودر دهه ۱۹۷۰، خودروها بسیار محکم و سنگین بودند و از سیستم های مکانیکی مقاوم و حداقل استفاده از قطعات الکترونیکی بهره میبردند.ولی امروزه با وجود پیشرفت در علوم مواد و دقت مهندسی، وابستگی بیشتر به قطعات الکترونیکی و نرم افزارها باعث کاهش دوام عملی خودروها شده است. جایگزینی قطعات فلزی مقاوم با قطعات پلاستیکی سبکتر نیز در کاهش دوام خودروها مؤثر بوده است. خودروهای آلمانی و ژاپنی که به دوام و کیفیت بالا شهرت داشتند، در سالهای اخیر به دلیل افزایش پیچیدگی الکترونیکی و کاهش استفاده از قطعات فلزی، دوام کمتری نسبت به گذشته دارن. البته استراتژی شرکت‌ها هم در این موضوع تاثیرگذاره. مثل مرسدس بنز که از ابتدا تمرکزش روی دوام بوده و BMW که بیشتر روی پرفرمنس تمرکز کرده تا دوام.به صورت کلی عمر مفید خودروها در دهه ۴۰ میلادی فقط ۸۰ هزار کیلومتر بود، این مقدار در هر دهه نسبت به دهه قبل افزایش یافت تا اینکه در دهه ۲۰۰۰ به ۲۵۰ هزار کیلومتر رسید. استفاده از روغن بهتر، پوشش ضد زنگ و پیشرفت در متالوژی عمر خودروها رو خیلی بیشتر از گذشته کرده، ولی خودروها به دلیل استفاده از سیستم‌های الکترونیکی بیشتر و پیچیدگی و تعداد زیاد قطعات نیاز بیشتری به تعمیر و نگهداری پیدا کردن! به ویژه در خودروهای اقتصادی.برخی از کمپانی‌ها برای کاهش هزینه‌ها در خودروهای اقتصادی کیفیت قطعات رو ظرف دو دهه گذشته کاهش دادن. مثل استفاده نیسان از گیربکس CVT بیکیفیت که در برخی از موارد بیشتر از ۱۰۰هزار کیلومتر دوام نداشت و باعث خرابی گسترده و شکایت گروهی مصرف‌کننده‌ها در سراسر دنیا شد.نیسان در سال ۲۰۰۱ بالغ بر ۲۰ میلیارد دلار بدهی داشت و از ۴۸ مدل خودرویی که تولید میکرد، تنها ۳ مدل سود دهی داشت. در صورتی که فروش بالایی داشت. با اومدن مدیر جدید کارلوس گون این روند به سرعت تغییر کرد و کمپانی رو به سودهی رسوند. ولی به چه قیمت؟ به قیمت کاهش هزینه‌های جاری شرکت و کیفیت قطعات (مثل گیربکس) و کاهش بودجه تحقیق و توسعه و پی اون خدشه به اعتبار این برند.البته برخی معتقدند که خودروسازها توانایی فنی ساخت خودروهایی را دارند که خراب نشوند، اما برای تضمین فروش مداوم و سود حاصل از خدمات پس از فروش از قصد این کار را نمیکنن.لوازم خانگیلوازم خانگی نیمه قرن بیستم، مانند یخچالهای Whirlpool یا ماشین لباسشویی آزمایش، به استحکام و سادگی مکانیکی مشهور بودند و چندین دهه کار میکردند. لوازم مدرن، هرچند زیبا، کممصرف و پیشرفتهاند، اما قطعات الکترونیکی آنها اغلب باعث کاهش عمر مفیدشان میشوند. منسوخشدن برنامهریزیشده باعث میشود این لوازم اغلب پس از اتمام گارانتی خراب شوند و مشتریان به جای تعمیر، آنها را جایگزین کنند.لوازم خانگی قدیمی، به خصوص اونایی که از اواسط قرن بیستم بودن، به خاطر دوام و طول عمر فوقالعادهشون معروفن. اصلاً عجیب نیست که یه یخچال ارج بعد از چند دهه از تولیدش هنوز هم کار کنه. این طول عمر چشمگیر، از یه فلسفه طراحی نشأت میگرفت که تعمیرپذیری رو در اولویت قرار میداد، و از مواد محکمی مثل فلز و قطعات ساده و قابل تعمیر استفاده میکرد. مثال معروف اجاق گاز شش شعله گارلند جولیا چایلد که سال ۱۹۵۶ خریده بود و هنوز هم کار میکنه و تو موزه اسمیتسونیان به نمایش گذاشته شده، کاملاً تعهد اون دوره به کیفیت پایدار رو نشون میده. لوازم خانگی دهه ۷۰ اغلب ۳۰ تا ۵۰ سال عمر میکردن، و با یه تعمیر ساده مثل تعویض یه شلنگ، میتونستن یه دهه یا دو دهه دیگه هم کار کنن.میانگین طول عمر ماشین ظرفشوییهای مدرن حدود ۹ سال، و یخچال‌ها ۱۳ سال است. این نشوندهنده یه «معاوضه کارایی-دوام» قابل توجه تو لوازم خانگیه. لوازم خانگی مدرن به خاطر کارایی انرژی و آبشون ستایش میشن، که اغلب از کنترلهای الکترونیکی پیچیده و مواد سبکتر ناشی میشه. با این حال، همین نوآوریها اغلب باعث طول عمر فیزیکی کوتاهتر و پیچیدگی بیشتر تعمیر میشن.کفش و پوشاکدر گذشته، لباس و کفش به دلیل استفاده از مواد طبیعی مقاوم مانند چرم و جین دوام زیادی داشتن. شلوارهای جین Levi&#039;s دهه ۱۹۶۰ یا کفشهای چرمی یه سرمایهگذاری محسوب و معمولاً تعمیر میشدن.امروزه صنعت مد سریع، با پارچه‌های مصنوعی ارزان و چرخه تولید سریع، بازار را در اختیار داره و مصرف‌کنندگان را به جایگزینی مکرر محصولات تشویق میکنه. برندهایی مثل Zara و H&amp;M باعث شدن عمر مفید لباس از چند سال به چند ماه کاهش یابه. مواد مصنوعی، دوخت ضعیف، و روند مد سریع باعث این کاهش شدهاند.مد سریع عمدتاً به مواد مصنوعی ارزانتر مثل پلی‌استر متکیه، که ذاتاً از الیاف طبیعی مثل پنبه یا پشم، که از نظر تاریخی تو تولید لباس رایجتر بودن، دوام کمتری دارن. این مواد مصنوعی مستعد پرز دادن، کش آمدن و از دست دادن شکل خودشون بعد از چند بار شستشو هستن، و نکته مهم اینه که زیستتخریبپذیر نیستن.سالانه ۸۵ درصد از منسوجات تو آمریکا به محلهای دفن زباله میرن، که به طور قابل توجهی به آلودگی محیط زیست و زباله کمک میکنه. محرک اصلی مد سریع، واکنش سریع به ترندهاست، و این سرعت تولید مستقیماً نیاز به استفاده از مواد ارزانتر و ساخت با کیفیت پایینتر رو ایجاب میکنه. این مدل اقتصادی به صراحت دوام رو فدای سرعت و هزینه کم میکنهبرندهای لوکس، با تأکید بر مهارت دقیق، طراحی بی‌زمان و دوام ذاتی، میتونن الگوهای مصرف پایدارتری رو تشویق کنن. کالاهای گران‌قیمت اغلب طول عمر واقعاً بیشتری دارن و معمولاً به روشهای مسئولانهتری از نظر محیط زیستی دور انداخته میشن، مثل فروش دوباره یا اهدا. این نشوندهنده نقش دوگانه درک برند در هدایت دوامه. برای مد سریع، درک برند مربوط به مد روز بودن و مقرون به صرفه بودنه که منجر به یکبار مصرف شدن میشه. برای برندهای لوکس، مربوط به اعتبار و مهارت ساخت هست که ذاتاً به معنای دوامه. بنابراین، استراتژی برند یه اهرم قدرتمند برای تأثیرگذاری بر دوام محصوله؛ برندها میتونن یا از میل به نوآوری برای هدایت تعویض سریع استفاده کنن یا از جذابیت کیفیت و مهارت ساخت برای ترویج طول عمر استفاده کنن، که در نهایت انتظارات مصرف‌کننده و طول عمر محصول رو شکل میده.عوامل مؤثر بر تغییرات دوام محصولاتپیشرفتهای تکنولوژیکی و متریالمواد مدرن مانند پلاستیک و کامپوزیتها ارزانتر و منعطفترند اما دوام کمتری دارند. استفاده گسترده از قطعات الکترونیکی نیز محصولات را آسیبپذیرتر و مستعد منسوخشدن کرده است. با رشد سریع نوآوری سرعت قابلیتهای جدید در محصولات بیشتر شده و کاربران میل به استفاده از آخرین فناوری و قابلیتها رو دارند. همین باعث افزایش سرعت ارائه نسخه‌های جدید محصولات شدهروندهای بازاریابی و روانشناسی مصرف‌کنندهفرهنگ مصرف امروز بر تازگی مداوم و رضایت فوری تأکید داره. بازاریابی بر ویژگیهای جدید و تغییرات ظاهری تمرکز میکنه و مصرف‌کنندگان را به جایگزینی مکرر محصولات ترغیب میکنه. مثل استفاده از جدیدترین نسخه آیفون حتی در صورتی که فرق چشمگیری با نسخه قبلی نداشته باشه.منسوخ شدن برنامه‌ریزی‌شده و سودآوری شرکت‌هاطراحی آگاهانه محصولات با عمر محدود (منسوخشدن برنامهریزیشده) به سود شرکتها است، زیرا مصرف‌کنندگان را وادار به خرید مجدد مداوم میکنه. برخی ادعا دارند که شرکتهای سازنده موبایل و لپتاپ نیز با آپدیتهای نرمافزاری از قصد سرعت دستگاه‌ها را کاهش میدهند تا کاربران مجبور به خرید محصولات جدید شوند.عدم نظارت قانون‌گذار برای دفاع از حقوق مصرف‌کنندهشما اگه به سرای ایرانی و شهر لوازم خانگی مراجعه کنید محصولاتی ساخت ایران با لوگوی برندهای آلمانی و ژاپنی! میبینید که با قیمت بالا ولی اقساطی به فروش گذاشته شدن. و هیچ نظارتی هم روشون نیست. در واقع این فروشندهها و زنجیره تامینی که ایجاد کردن دارن به خلق پول بانکها کمک میکنند. و مصرف‌کننده که هم پول نقد کافی برای خرید نداره، مجبور به خرید یه جنس بیکیفیت با دو برابر قیمت واقعی اون میشه.جنبشهای زیست محیطی و پاسپورت محصول (مثلاً ESPR اتحادیه اروپا)افزایش آگاهیهای زیست‌محیطی باعث ایجاد مقرراتی مانند «حق تعمیر» شده است که به مصرف‌کنندگان اجازه میده تا محصولات خود را آسانتر و ارزانتر تعمیر کنند.کشورهایی مانند آلمان، ژاپن و سوئد معمولاً محصولاتی با دوام بالاتر تولید میکنند، در حالی که کشورهایی مانند چین، هند و بنگلادش اغلب محصولات ارزانتری با دوام کمتر تولید میکنند.فراتر از ابتکارات ملی، نهادهای نظارتی بینالمللی هم گامهای مهمی برمیدارن. مقررات طراحی زیستمحیطی برای محصولات پایدار (ESPR) اتحادیه اروپا، که در جولای ۲۰۲۴ لازمالاجرا شد، سنگ بنای این رویکرده. ESPR تقریباً همه محصولات فیزیکی رو پوشش میده و الزامات طراحی زیستمحیطی مربوط به دوام، قابلیت استفاده مجدد، قابلیت ارتقا و تعمیرپذیری رو تقویت میکنه. همچنین هدف اون، افزایش امکان نگهداری و بازسازی محصوله. یکی از ویژگیهای کلیدی ESPR، معرفی «پاسپورت دیجیتال محصول» است که اطلاعات قابل اعتماد و استاندارد شدهای رو در مورد عملکرد فنی محصول، مواد، فعالیتهای تعمیر، قابلیتهای بازیافت و تأثیرات محیط زیستی چرخه عمر اون ارائه میده. هدف این شفافیت، امکان تصمیمگیری آگاهانه مصرف‌کننده و تسهیل چرخشی بودن در سراسر زنجیره‌های تأمین است. این مقررات همچنین شامل ممنوعیت تخریب برخی محصولات مصرفی فروخته نشده است که به ویژه صنعت نساجی رو تحت تأثیر قرار میده.  کاهش دوام محصولات در کوتاهمدت میتونه به نفع اقتصاد باشه زیرا تقاضا را افزایش میده، اما در بلندمدت به دلیل افزایش ضایعات و کاهش اعتماد مصرف‌کننده، به ضرر اقتصاد خواهد بود.Guerra de la Paz, Atomic, 2009کاهش عمدی دوام کالاها (Planned Obsolescence) چیست؟Planned obsolescence یا برنامهریزی برای فرسودگی زودهنگام، یک استراتژی طراحی و تولید است که در آن کالاها بهگونهای ساخته میشوند که زودتر از حد معمول خراب شن یا از نظر ذهنی و ظاهری از مد بیفتند یا ارتقاءپذیری و تعمیر اونا سخت و غیرممکن شه. تا مصرف‌کننده مجبور به خرید دوباره شه. این استراتژی چرخه مصرف رو کوتاه میکنه و باعث سود بیشتری برای شرکت میشه.کهنگی برنامهریزیشده به شکلهای مختلفی خودش رو نشون میده. «دوام ساختگی» شامل کوتاه کردن عمدی طول عمر فیزیکی یه محصول قبل از عرضه به بازار، با طراحی اون برای خراب شدن سریع است، مثلاً با استفاده از مواد نامرغوب تو قسمتهای حیاتی (مثل پیچهای فلزی نرم، قطعات پلاستیکی ارزان) یا چیدمان نامناسب قطعات که فرسودگی رو تسریع میکنه. مثالها شامل چرخ‌دنده‌های پلاستیکی شکننده تو اسباببازیهای بچه‌ها که به راحتی میشکنن، یا باتریها و صفحهنمایشهای شکننده تو گوشیهای هوشمند که نیاز به تعویض مکرر دارن.در قلب بسیاری از تصمیمات مربوط به دوام، یه «معاوضه هزینه-کیفیت» اساسی وجود داره. بهبود کیفیت محصول اغلب مستلزم مواد گرانتر، نیروی کار ماهرتر، آزمایشهای گسترده و زمان توسعه طولانیتره، که همه اینها مستقیماً هزینه‌های تولید رو افزایش میدن. تقاضای بازار و فشارهای رقابتی به شدت روی این تعادل تأثیر میذارن؛ تو بازارهای بسیار رقابتی، شرکتها ممکنه قیمتهای پایینتر رو برای به دست آوردن سهم بازار در اولویت قرار بدن، که اغلب منجر به سازش تو کیفیت و در نتیجه، دوام میشه. مثل شورای رقابت که با قیمتگذاری دستوری سایپا و ایرانخودرو رو وادار به کاهش قیمت خودرو کرده، در حالی به دلیل زیانده بودن این شرکتها و نبود مدیریت کارآمد مجبور به کاهش کیفیت ماشینهای تولید شده هستند.تغییر گسترده از فلز به پلاستیک تو بسیاری از محصولات مصرفی، یه مثال بارز از این معاوضهست که به دلیل مقرون به صرفه بودن پلاستیک، وزن کمتر و سهولت تولید، حتی اگه دوام طولانیمدت اونها تو برخی کاربردها گاهی اوقات از فلز پایینتر باشه، اتفاق میفته.  انواع اصلی Planned Obsolescence۱. دوام ساختگی (Contrived Durability): کالا طوری طراحی شده که بعد از مدت خاصی خراب یا ناکارآمد شود.مثال: تعمیرپذیری پایین و باتریهای غیرقابلتعویض باعث شده عمر گوشی ها به ۲ تا ۳ سال برسه.۲. کهنگی سیستماتیک (Systemic Obsolescence): تکنولوژی یا نرمافزار جدید باعث میشه دستگاه قدیمی دیگر کار نکنند.مثال: شرکتها با آپدیتهای نرمافزاری باعث کاهش عملکرد دستگاه‌های قدیمیتر میشن (مثل مورد افشاشده در مورد Apple). یا به دلیل عدم دریافت به‌روزرسانی‌های جدید سیستم عامل، قادر به اجرای بسیاری از اپلیکیشن‌های جدید نیستند. این عدم پشتیبانی، عملاً گوشی را از نظر کاربری &quot;منسوخ&quot; میکنه، حتی اگر سختافزار اون سالم باشد.۳. کهنگی ادراکی (Perceived Obsolescence): کاربران حس میکنند محصول قدیمی یا از مد افتاده است. شرکتهای خودروسازی هر ساله مدلهای جدیدی از خودروها را با تغییرات جزئی در ظاهر (مانند تغییر طراحی چراغها، جلوپنجره یا رنگهای جدید) و یا اضافه کردن چند آپشن کوچک معرفی میکنند. این در حالی است که موتور و ساختار اصلی خودرو ممکن است سالها تغییری نکرده باشه.مثال: پراید و ۲۰۶ که هر کدوم ۴۰ تا فیسلیفت مختلف دارند که هر سال کیفیت اونا از درون کم و ظاهرشون بهروز میشه۴.کهنگی برنامه‌ریزی شده از طریق تاریخ (Dated Obsolescence): تولیدکننده عمداً عمر قطعهای خاص را محدود میکند.مثال: تراشه‌های کارتریج پرینتر که بعد از X بار چاپ، جوهر را قفل میکنن. این کار باعث میشود کاربر مجبور به خرید کارتریج جدید شه، حتی اگر کارتریج قبلی هنوز قابل استفاده باشه. این یک نمونه واضح از کهنگی برنامه‌ریزی شده است که مستقیماً بر اساس یک &quot;تاریخ&quot; یا &quot;تعداد استفاده&quot; معین اعمال میشودمعروفترین موارد کاهش عمدی دوام کالاها (Planned Obsolescence):اپل و «باتریگیت» (Batterygate)در سال ۲۰۱۷، اپل تأیید کرد که با بهروزرسانیهای iOS، عملکرد مدلهای قدیمی آیفون را کاهش داده است. این اقدام به بهانه جلوگیری از خاموشی ناگهانی دستگاه‌ها با باتریهای فرسوده انجام شد، اما بدون اطلاعرسانی به کاربران. این موضوع منجر به شکایات متعدد و جریمه‌های سنگینی واسش شد.جنرال موتورز و «Style obsolescence»آلفرد پی. اسلون، رئیس جنرال موتورز تو دهه ۱۹۲۰، یه روش جدید به اسم «Style obsolescence» رو پیشه گرفت. مشکلش این بود که چطور مردم رو وادار کنه ماشین جدید بخرن وقتی ماشین قبلیشون هنوز کار میکنه؟ راهحلش این بود که هر سال مدلهای جدیدی با تغییرات ظاهری و رنگهای متنوع عرضه کنه، حتی اگه از نظر فنی تغییر خاصی نکرده بودن. مثلاً شورلت ۱۹۲۳، فقط یه بدنه جدید روی تکنولوژی ۹ سال پیش بود. این کار باعث میشد مدل‌های قدیمیتر، حتی اگه سالم بودن، از مد افتاده به نظر برسن و میل به خرید مدلهای جدیدتر رو تو مصرف‌کننده‌ها ایجاد میکردکارتل Phoebus و لامپ‌های رشته‌ایشاید معروفترین و قدیمی‌ترین مثال «کهنگی برنامه‌ریزی‌شده»، داستان کارتل فوبوس باشه که سال ۱۹۲۴ توسط تولیدکننده‌های بزرگ لامپ(Osram، Philips و General Electric) تشکیل شد. این کارتل عمداً عمر لامپ‌ها رو از ۲۵۰۰ ساعت به ۱۰۰۰ ساعت کاهش داد تا مردم مجبور بشن زودتر لامپ جدید بخرن و فروش شرکت‌ها بالا بره. حتی اگه شرکتی لامپی تولید میکرد که بیشتر از ۲۰۰۰ ساعت دوام میاورد، جریمه‌های سنگینی براش در نظر گرفته میشد. این کارتل تو جنگ جهانی دوم از هم پاشید، اما تأثیرش روی طراحی محصولات برای سالها باقی مونداین نمونه‌ها نشان میدهند که کاهش عمدی دوام کالاها در صنایع مختلف وجود داشته و در برخی موارد منجر به اقدامات قانونی و جریمه‌های سنگین شده است.هوش مصنوعی و تولید پیشرفته: طراحی دوباره برای طول عمرهوش مصنوعی (AI) و تکنیکهای تولید پیشرفته آمادهاند تا طراحی و تولید محصول رو متحول کنن و فرصتهای بیسابقهای رو برای افزایش دوام و تعمیرپذیری ارائه بدن. هوش مصنوعی و یادگیری ماشین (ML) میتونن حجم عظیمی از داده‌ها رو تجزیه و تحلیل کنن تا طراحی محصول رو بهینه کنن، مشکلات احتمالی رو قبل از وقوع پیشبینی کنن و کارهای پیچیده رو خودکار کنن، که بدین ترتیب سرعت، هزینه و معیارهای کیفیت رو بهبود میبخشن. به عنوان مثال، تحلیلهای مبتنی بر هوش مصنوعی میتونن زمان کارکرد تجهیزات رو پیشبینی کنن، خرابیها رو کاهش بدن و با شناسایی ناهنجاریها و نقصها در زمان واقعی، بهرهوری رو افزایش بدن.  یکی از کاربردهای بسیار امیدوارکننده، استفاده از «دوقلوهای دیجیتال» است که مدلهای مجازی مبتنی بر هوش مصنوعی هستن و کل چرخه عمر یه محصول رو قبل از تولید هر واحد فیزیکی شبیهسازی میکنن. این به تولیدکنندگان اجازه میده دوام، قابلیت بازیافت و کارایی مواد رو در فضای دیجیتال حتی قبل از ساخت پروتوتایپ فیزیکال آزمایش کنن، و اونها رو قادر میسازه محصولاتی رو طراحی کنن که از مراحل اولیه توسعه، ماژولار، قابل تعمیر و قابل بازیافت باشن. شرکتهایی مثل زیمنس در حال حاضر از هوش مصنوعی برای ایجاد دوقلوهای دیجیتال تجهیزات صنعتی استفاده میکنن و طراحیهایی رو ترویج میدن که چرخشی بودن رو در اولویت قرار میدن.نکاتی برای افزایش عمر و دوام محصولات روزمرهموبایل: نگه داشتن شارژ دستگاه بین ۲۰ تا ۸۰ درصد و عدم استفاده از دستمال کاغذی برای پاک کردن لنزماشین لباسشویی و ظرفشویی: استفاده منظم از قرص جرمگیر برای از بین بردن رسوب درون دستگاهلباسهای گورتکس ضدآب: عدم استفاده از شوینده متداول دارای آنزیم و استفاده از شوینده‌های بدون آنزیم مثل مایع لباسشوی لباس کودکیخچال و فریزر: تمیز کردن کویل‌های کندانسور پشت دستگاه. گرد و غبار از دفع حرارت جلوگیری میکنهلباس و کیسه‌خواب پر: جلوگیری از خیس شدن پر داخلشون. پر اگه خیس شه دیگه کارایی سابق رو ندارهمدل Product as a service (PaaS) چیست و چه مزایایی داره؟مدل Product as a Service یعنی شما محصول رو نمی‌خری، بلکه فقط بابت استفاده ازش یه مبلغی رو مثلاً هر ماه یا هر سال پرداخت می‌کنی. تو این حالت، شرکت صاحب محصول باقی می‌مونه و وظیفه تعمیر، نگهداری و ارتقای محصول هم با خود شرکته. خلاصه اینجوری میشه گفت که شما پول استفاده از محصول رو می‌دی نه مالکیتش رو!فیلیپس (Philips): به جای فروش چراغ، خدمات روشنایی به فرودگاه‌ها می‌فروشه و مسئولیت تعمیرات و نگهداری هم با خودشه.رولز رویس(Rolls-Royce): موتورهاشو به شرکت‌های هواپیمایی نمی‌فروشه، بلکه بر اساس تعداد ساعت پرواز، ازشون هزینه می‌گیره و تعمیرات رو خودش انجام می‌ده.اچ‌پی (HP): کامپیوتر و پرینترهاشو به صورت ماهیانه یا سالیانه اجاره می‌ده و خدمات پس از فروش رو هم انجام می‌ده.زیپ‌کار(Zipcar): به صورت ساعتی خودرو اجاره میده، خودرو‌ها در سطح شهر پخش هستند و از طریق اپ رزرو میشن,این مدل باعث میشه شرکت‌ها به فکر دوام بیشتر محصولاتشون باشن. چرا؟ چون اگه محصولشون زود خراب بشه، خودشون باید هزینه تعمیرش رو بدن! برای همین محصول باکیفیت‌تر و مقاوم‌تری طراحی می‌کنن، محصول رو طوری می‌سازن که راحت‌تر بشه تعمیرش کرد و قطعاتش رو عوض کرد. کاربر هم دیگه دغدغه تعمیر و نگهداری ندارهو در پایانمرسی که تا اینجا اومدید. اگه به دیزاین و تکنولوژی علاقه دارید، بقیه نوشته‌های من رو هم پیشنهاد می‌کنم بخونیدhttps://vrgl.ir/bhoV1https://vrgl.ir/KfMDC</description>
                <category>عرفان آریان منش</category>
                <author>عرفان آریان منش</author>
                <pubDate>Sat, 07 Jun 2025 23:31:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهنمای انتخاب مسیر شغلی در حوزه تکنولوژی</title>
                <link>https://virgool.io/@erfan.aryanmanesh/which-tech-career-path-is-right-for-me-mtlmszmzkkuu</link>
                <description>دنیای اطراف ما مدام در حال تغییره. با گسترش تکنولوژی خیلی از نیازمندی‌ها و راه‌های پاسخ بهشون عوض شده و ما برای بقا در آینده باید با این موج هم‌سو شیم. اگه شما هم به تکنولوژی و کسب‌وکارهای اینترنتی علاقه دارید و می خواید بدونید چجوری میتونید وارد این دنیا بشید با من همراه بشید تا با چندتا از شغل‌های کلیدی این حوزه آشناتون کنم.مزیت‌های یه شغل اینترنتیانعطاف‌پذیری: اکثر شرکت‌های تکنولوژی ساعت کاری منعطفی دارند و شما برای انجام کارتون آزادی عمل بیشتری دارید. به راحتی امکان دورکاری دارید و حتی به عنوان خویش‌فرما(فریلسنر) میتونید پروژه بگیرید و خارج چارچوب ساعت کاری اداری کارتون رو انجام بدید.درآمد مناسب: یه دلیل بالا بودی تقاضای نیروی متخصص، درآمد مشاغل اینترنتی از خیلی از حوزه‌های دیگه بیشتره وکسب درآمد چند ده میلیون تومانی بعد از چند سال کار دور از ذهن نیست. هم‌گام با نوآوری: اگه از کارهای یکنواخت و حوصله‌سربر کلافه شدید و می‌خواید یه چیز جدید خلق کنید، این حوزه جای شماست! هر روز یه چیز جدید یاد می‌گیرید و می‌تونید با استفاده از این دانش و مهارت دنیا رو به جای بهتری در زیستن تبدیل کنید.چندتا از شغل‌های کسب‌وکار‌های اینترنتیتصور کنید ما می‌خوایم یه سایت سبزی‌فروشی آنلاین به نام &quot;پیازچه&quot; راه بندازیم، برای این کار نیاز به همکاری ۳نقش یا تیم کلیدی داریم.تیم طراحی: وظیفه دیزاین محصول (منظور از محصول سایت یا اپلیکشن است) و همکاری با کارفرما یا سایر ذیع‌نفعان برای مشخص کردن اینکه چه قابلیت‌هایی رو باید داشته باشه.تیم فنی یا توسعه: پیاده‌سازی فنی محصول با استفاده از تکنولوژی‌ و ساختارهای برنامه‌نویسیتیم مارکتینگ: وظیفه ارائه این محصول به بازار هدف از طریق کانال‌های مختلف و درآمدزایی از آنتوجه داشته باشید که شما فقط با استفاده از یه موبایل هم می تونید یه فیلم بسازید. ولی برای ساخت یه فیلم حرفه‌ای، به تیمی متشکل از افرادی مانند فیلبردار، صدابردار، کارگردان،... احتیاج دارید. هرچه کار تخصصی‌تر شود، تعداد این افراد متخصص هم می‌تونه بیشتر شه و هرکی روی یه کار عمیق شه. تیم طراحی محصول طراح تجربه کاربری (UX Designer)اینکه کاربران &quot;پیازچه&quot; بتونن به آسونی سبزی که میخوان رو پیدا کنن، هنگام مواجه با سایت یا اپلیشکن گیج نشند و هنگام کار باهاش تجربه خوبی داشته باشند به عهده فرد یا گروه طراحیه. دیزاینر تجربه کاربری (UX Designer) بیشتر درگیر ساختار کلی، فرآیندها و شناخت کاربره.کارهایی که UX دیزاینر انجام میده:مصاحبه با کاربران مورد هدف و یافتن نیازمندیاشونجمع‌آوری بازخورد کاربران از طریق پرسش‌نامه و خوندن کامنت‌هاطراحی فرآیندها (موقعی که روی یه دکمه کلیک شه، چه اتفاقی بیفته؟)ارزیابی  سایت یا اپلیکیشن برای یافتن اینکه آیا محصول مورد نظر مطابق با نیازمندیاشون هست یا نهبه عنوان مثال طراح تجربه کاربری با مخاطبین پیازچه مصاحبه می‌کنه تا متوجه شه مردم به چه سبزیجاتی احتیاج دارند؟ این سبزی‌ها رو چطوری مصرف میکنند؟ بیشتر سبزی رو ضدعفونی شده می‌خرند یا ترجیح می‌دن خودشون بشورند و ضدعفونی کنن؟ هربار به چه حجمی از سبزی نیاز دارند؟ چه دغدغه‌‌ای حین خرید سبزی دارند؟ دسته‌بندی این سبزیجات در سایت چجوری باشه راحت‌تر پیداشون می‌کنن؟ رقبای خارجی و داخلی چجوری به این نیامندی‌ها پاسخ‌دادند؟ کاربر از موقعی که وارد سایت میشه تا زمانی که سفارشش رو ثبت کنه چه مراحلی رو باید طی کنه؟ پژوهشگر تجربه کاربری: در برخی از موارد نیاز به فرد یا افرادی در این نقش داریم تا به صورت متمرکز به شناخت نیازمندی کاربران بپردازه و محصول نهایی رو تست کنه. اگه می‌خواید بیشتر بدونید، این مقاله من رو در ویرگول بخونید. https://vrgl.ir/qr69x طراح رابط کاربری (UI Designer)طراح رابط کاربری بیشتر درگیر نمود بصری سایت یا اپلیکشنه. فونت‌، رنگ‌بندی، فضاهای خالی و هرچی که نقطه تماس اولیه با کاربر رو مشخص میکنه بر عهده این نقشه.کارهایی که UI دیزاینر انجام میده:طراحی پالت رنگیطراحی المان‌های رابط کاربری مانند دکمه‌ها، آیکن‌ها، فرم‌ها،...طراحی پترن‌های بصری و الویت‌های بصریفراهم کردن صفحات سایت و اپلیکشناگه از جمله افرادی هستید که به مسیری که در سایت‌ها و اپلیکیشن‌ها طی می‌کنید توجه می‌کنید، به رنگ‌ها و زیبایی بصری اهمیت می‌دید، شناخت نیازمندی کاربران و تحلیل رفتارشون واستون جذابه،... حوزه طراحی محصول می‌تونه جای شما باشه. یه سری به سوشیال مدیای Dribble بزنید و طرح‌های دیزاینرهای مختلف رو مشاهده کنید. دوره کارآموزی رهنما کالج یا دوره دیسکاوری آکادمی آمانج میتونه نقطه شروع خوبی باشه. تیم فنی یا توسعه توسعه‌دهنده فرانت‌اند (FrontEnd Developer)این نقش‌ طرح‌ها را از تیم دیزاین تحویل میگیره و در قالب HTML ،CSS و JavaScript به صفحات سایت تبدیل میکنه. هرچی که شما از ظاهر یه سایت می‌بینید و میتونید باهاش تعامل کنید توسط این نقش فرانت‌اند پیاده‌سازی شده. اگه فکر می‌کنید ممکنه به این نقش علاقه داشته باشید یه سر به سایت آموزشی Freecodecamp بزنید و ظرف فقط چند ساعت وقت یه سایت با HTMl/CSS بسازید. به دوره‌های مکتب شریف هم سر بزنید. شاید واستون جالب باشه ظاهر سایت‌هایی که این همه ساله دارید مشاهده می‌کنید چجوری ساخته میشه. ببینید زیر کاپوت ماشینی که هر روز باهاش رانندگی می‌کنید چه خبرهبرنامه‌نویس بک‌اند (BackEnd Developer)بک‌اند به بخشی از یک وب سایت یا نرم افزار می‌گویند که برای کاربران قابل مشاهده نیست. به عبارتی دیگر هسته و مغز یک سایت است که وظیفه کنترل منطق آن را بر عهده دارد. سایت‌های داینامیک به برنامه نویس بک اند نیاز دارند تا منطق سایت را به وسیله زبان‌های برنامه نویسی پیاده‌سازی کنند. به عبارتی اون پشت وظیفه‌ای مانند انبارگردانی رو به عهده داره.کاربران سفارشی که در &quot;پیازچه&quot; ثبت می‌کنند، باید در جایی ذخیره شود. آدرس و نام محصولات و قیمت آن‌ها هم باید ذخیره و در جایی از موجودی سبزی‌های موجود در انبار فروشگاه کم گردد. وظیفه هماهنگی این اتفاقات بر عهده توسعه‌دهنده بک‌اند است. برخی از زبان‌های برنامه‌نویسی بک‌اند: Python, PHP, #Cمی‌تونید دوره مقدماتی زبان برنامه‌نویسی پایتون رو با جادی تجربه کنید.تیم بازاریابی دیجیتال  (Digital Marketing)Unsplashحالا که سایت پیازچه رو ساختیم، چجوری به بازار معرفیش کنیم و واسش مشتری بیاریم؟ بازاریابی دیجیتال شامل مجموعه همه ابزارها و فعالیت‌هایی است که برای بازاریابی محصولات و خدمات در بستر دیجیتال (وب، اینترنت، موبایل یا سایر ابزارهای دیجیتال) مورد استفاده قرار می‌گیرند. یه عنوان مثال تیم مارکتینگ پیازچه می‌تونه شامل این نقش‌ها باشه:بازاریاب شبکه‌های اجتماعی این روزا مردم بخش زیادی از وقت خودشون رو در شبکه‌های اجتماعی مانند اینستاگرام و تلگرام می‌گذرونن و ما می‌تونیم با حضور فعال در آن‌ها به معرفی سایت پیازچه کمک کنیم. مثلا از کاربران بخوایم که بعد از هر خرید از سبد دریافتیشون عکس بزارند و به اشتراک بزارند، موجودی محصولات جدید رو اطلاع بدیم، به پرسش‌های آدما پاسخ بدیم و باهاشون تعامل کنیم، محتوای درگیرکننده خلق کنیم و به صورت مداوم ارزیابیش کنیم،....برای اطلاعات بیشتر درباره شبکه‌های اجتماعی به نیما تودی مراجعه کنید.کپی‌رایتردر ساده‌ترین تعریف، &quot;کپی‌رایتینگ (یا همان تبلیغ‌نویسی) پیوند تجارت و نویسندگی است. کپی‌رایتینگ جایی است که مهارت‌ها و تکنیک‌های نویسندگی به کمک کسب و کار می‌آید تا کالا یا خدمتی به درستی معرفی شود؛ واژه‌هایی که پیش از این در نوشتن کتاب، مجله و روزنامه به کار می‌رفت حالا در خدمت کسب‌وکار قرار می‌گیرند تا بتوانیم با بیانی شفاف و قدرتمند، از مزایای محصول‌مان برای مخاطب بگوییم.&quot;آیا قرار دادن دستور پخت غذاهای مختلف در سایت پیازچه میتونه پاسخی مناسب به نیاز کاربران باشه؟از خواص گوناگون میوه و سبزیجات مختلف اطلاع دارند؟راه‌های نگهداری از سبزیجات به صورت طولانی‌مدت رو بلندند؟چرا کلم بروکلی رو به این نام می‌شناسند؟پاسخ به پرسش‌های این چنینی (در قالب بلاگ‌پست، پادکست، پست شبکه اجتماعی،...) می‌تونه برای کاربر مفید و به فروش بیشتر پیازچه کمک کنه.بهینه‌ساز سایت برای موتورهای جستجو (SEO)وقتی چیزی رو در گوگل جستجو می‌کنین، معمولا روی چند نتیجه اول کلیک می‌کنید. به عبارت دیگه هرچی سایت ما در نتیجه گوگل رتبه بالاتری رو داشته باشه، شانس بازدیدش بیشتر میشه. به فرآیندی که برای بالا قرار گرفتن جایگاه سایت در نتیجه موتور جستجو صورت میگیره بهینه‌سازی سایت برای موتور‌های جستجو یا سئو می‌گن (Search Engine Optimization). کاربران اغلب نام چه سبزی‌هایی رو در گوگل جستجو می‌کنن؟آیا ما برای پاسخ جستجوشون محتوای مناسب داریم؟در چه کلیدواژه‌هایی می‌تونیم جایگاه داشته باشیم؟آیا ساختار سایت پیازچه، برای ربات گوگل مناسبه و میتونه درکش کنه؟تبلیغات بنری و گوگل ادوقتی عبارتی رو در گوگل جستجو میکنید، کنار بعضی‌ از نتایج عبارت &quot;Ad&quot; رو حتما مشاهده کرده‌اید. وقتی شما روی این نتایج کلیک میکنید، به ازای هر کلیکی که انجام میشه صاحب اون بیزینس به گوگل هزینه‌ای رو پرداخت می‌کنه. افرادی هستند که به صورت تخصصی به این کانال مارکتینگی می‌پردازند و به این صورت روی سایت یا اپلیکیشن مورد نظر ترافیک می‌یارند و باعث افزایش بازدید اون می‌شند.بنرهای تبلیغاتی هم که در سرتاسر وب مشاهده ‌میکنید به ازای بازدید یا کلیکی که دارند برای اون بیزینس هزینه دارند.  تصور کنید که ما برای افزایش بازدید سایت پیازچه وسط یه ویدیوی آموزش آشپزی در آپارات تبلیغات بزاریم و به فروش یا آگاهی از برندمون کمک کنیم.اگه فکر می‌کنید به دیجیتال مارکتینگ شاید علاقه‌ داشته باشید می‌تونید از دوره‌های آکادمی دیجیتال مارکتینگ یا آنالیتیپس شرکت کنید. خوندن مقاله چگونه کارشناس دیجیتال مارکتینگ شویم؟ هم خالی از لطف نیست.سایر نقش‌هاهر یک از نقش‌ها که تا اینجا در موردشون صحبت کردیم، بستگی به نیاز بیزینس، پیچیدگی محصول، اندازه و ساختار شرکت و محدودیت منابع می‌تونه کاملا متفاوت باشه. خیلی از نقش‌ها مانند مدیر محصول، منابع انسانی، مالی، ارتباط با مشتریان،..... هم در این نوشته ذکر نشده که برای موفقیت یه شرکت تکنولوژی‌محور حیاتی هستن.از کجا شروع کنیم؟Unsplashبرای ورود به حوزه ابتدا باید تمام تمرکزتون روی یادگیری و آموزش باشه. این حوزه هر روز یه چیز جدید برای یادگیری داره و این فرآیند هیچ‌وقت متوقف نمیشه. در ابتدای راه اگه جایی هم استخدام شید، به احتمال زیاد به عنوان نیروی کارآموز یا مبتدی باید کارتون رو شروع کنید. صبور باشید و روی رشدتون وقت و انرژی بزارید.  ابتدا یه اکانت Linkedin بسازید و پیشینه کاریتون رو اونجا قرار بدید. (لینکدین چیست؟)از رزومه‌سازهایی مانند اتباکس و ردلینک برای ساخت رزومه و ابزاری برای معرفی خودتون استفاده کنید.با افراد ارتباط بگیرید و در سایت‌های کاریابی زیر به دنبال موقعیت شغلی باشید و پیشنیازهای هر شغل رو بخونید و با روندهای هر گروه آشنا شید. جابینجاایران‌تلنتجاب‌ویژنو در پایان...دنیا فقط به کسایی که پشت لپ‌تاپ نشستند نیاز نداره، هر کسی هم از اینکه ساعت‌ها پشت لپ‌تاپ باشه خوشحال نمیشه.همونجور که همه راننده‌ها حتما نباید مکانیک یا فروشنده خودرو باشند و میتونن در نقش مصرف‌کننده از روندن خودروشون لذت ببرند، شما هم می‌تونید فقط از تکنولوژی استفاده کنید و تمرکزتون رو بزارید روی کاری که خوشحالتون می‌کنه. این نوشته رو به اطرافیانتون که فکر می‌کنید حوزه تکنولوژی به عنوان مسیر شغلی می‌تونه واسشون جالب باشه به اشتراک بزارید. شاید اونا چند سال دیگه دیزاینر، برنامه‌نویس یا مارکترهای موفقی بشند.سپاس که تا اینجا اومدید، پیشنهاد می‌کنم بقیه نوشته‌های من رو هم بخونید. https://vrgl.ir/KfMDC  https://vrgl.ir/bhoV1 </description>
                <category>عرفان آریان منش</category>
                <author>عرفان آریان منش</author>
                <pubDate>Thu, 23 Dec 2021 23:19:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا به معماری ایرانی پشت کردیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@erfan.aryanmanesh/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D9%85-opjq4jlrkzzt</link>
                <description>همه ما از دیدن ساختمون‌های زیبای شهر لذت می‌بریم ولی من اولین باری که معماری دل و جانم رو تسخیر کرد هنگام مواجهه با مسجد شاه اصفهان بود. به محض دیدن اون گنبد رویایی به فکر ایده پشت همچین بستر بی‌نظیری افتادم. حقیقتاً تازه شدم. تازگی‌ای که در ساختمونای مجلل با نماهای رومی و کلاسیک شهر تهران نصیبم نشد. برای من معماری مثل سایر شیوه‌های دیزاین راهکاری به مسائل انسانه و چه راهکاری تاثیرگذارتر از چیدمان زیست‌گاه انسان؟ نمای داخلی مسجد شاه اصفهانمتاسفانه معماری که باید راه حلی برای نیازهای ما باشه، تبدیل شده به محصولی برای تزیین ظاهری بنا و بالا بردن قیمت. با بیشتر شدن جمعیت شهر تهران و افزایش بی‌رویه تراکم، هر متر مربع  ارزش مالی‌ بیشتری پیدا کرده. با کساد شدن سایر بازارها و هجوم نقدینگی  از اصناف گوناگون به سمت بازار مسکن، طراحی هرچه بیشتر از انسان محوری به سمت تومن محوری سوق پیدا کرده.کوچه‌ باغ‌های شمرون که جزوی از خاطرات دوران کودکی ما بود به جعبه‌های بلند میان پارکینگی از خودروهای سرگردان تبدیل شدند. ساختمان‌هایی که از دید منِ طراح محصول در بهترین حالت رابط کاربری زیبا ولی تجربه کاربری مناسبی نداره! جای یه برج کاخ‌نما در کوچه‌ای با عرض ۵ متر و بدون تعامل با بناهای اطراف نیست. راهسازی که مثل هزارتو به هم پیچیده شده به کنار.معماری‌ای که قرن‌هاست موازی با فرهنگ و سبک زندگی ما پیش اومد الان کجاست؟این نمای تالار حافظ یکی از مهمترین تالارهای پایتخت این کشوره، به نظر شما کجای این بنا حال و هوای فرهنگ ایرانی رو داره؟معماری ایرانی و طراحی تجربه شهروندی معماری ایرانی دارای ویژگی‌های کاربردی بر اساس توسعه پایدار است که قرن‌هاست با زندگی ما گره خورده. مانند توجه ویژه به حریم خصوصی فرد، محور قرار دادن حیاط و ایجاد خانه در اطراف آن، تراس‌های مسقف برای کنترل انرژی، استفاده از مصالح سازگار با محیط زیست، توجه به همبستگی انسان و طبیعت،... من اصلا شخص سنت گرایی نیستم. از دید من هرچه از سنت و فرهنگ که به نیاز امروز ما پاسخ میده رو باید استفاده و بقیه رو کنار بگذاریم. ولی این راه حل معماری ایرانی این همه مدت به نیاز ما به بهترین شکل پاسخ داده و باید کماکان ازش بهره ببریم. نه بخاطر اینکه ریشه در فرهنگ ما داره، بخاطر اینکه کار می‌کنه. به عنوان مثال نمونه طراحی خدمات در دوره صفویه شهر اصفهان یکی از بهترین نمونه‌های طراحی تجربه شهروندیست. ساخت و محور قرار دادن میدان نقش جهان کنار بازار و محله مسکونی، ایجاد مساجد و مراکز اجتماعی در اطراف آن، ساخت سی و سه پل بر زاینده رود و توسعه شهری دو طرف رودخانه و طراحی سیستمی که شخص شهروند به راحتی به زیست، عبادت، خرید و تفریح بپردازه. ما چهارصد سال پیش پایتختمون اصفهان رو به بهترین شکل دیزاین کردیم، الان چرا نمی‌کنیم؟عکس از سید عادل موسویان - اصفهان - میدان نقش جهان نمونه‌های تلفیق معماری ایرانی با مدرنیتهکافه اسپریس در تهران هومن بالازاده با معماری این کافه موفق به کسب چند جایزه جهانی از جمله مقام اول مسابقه معمار شهری بارسلون شد. در این بنا از آجرچینی و لعاب کاری به شیوه متفاوت و خلاقانه‌ای استفاده شده. نکته‌ای که در طراحی بنا جالبه ترکیب شیشه و آجر و ایجاد همچین نور پردازی جذابیه. متاسفانه این کافه به دلیل مشکلات اقتصادی صاحب کافه تغییر کاربری داد و به فروشگاه صنایع دستی تبدیل شد!برج Savina در سن دیگومعمار این بنا استاد حسین امانت معمار برج آزادی تهران است. در بالای این برج تراسی مسقف با رو به دریا قرار داره که با الهام از تراس‌های مسقف ایرانی طراحی شده.باغ موزه گیاهان دارویی در کردانباغ موزه گیاهان دارویی، فضایی برای معرفی، شناساندن و ارایه دستاوردهای مربوط به پزشکی و گیاهان دارویی در ایران است. معماری این بنا توسط گروه معماری مدام انجام شده. در چیدمان این فضا از المان‌های معماری ایرانی مانند پوشش کاشی هفت رنگ، حوض کاشی و نقش فرش بختیاری استفاده شده.ویلای آنا و سعید در اصفهاناین ویلا نزدیک اصفهان در شهرک ویلایی (سال ۹۳) توسط مرجان صادقی طراحی شده. در ارتباط فضاهای داخلی با حیاط و توجه ویژه به فضاهای باز فردی و جمعی از معماری ایرانی الهام گرفته شده. آنا و سعید اگه صدای منو می‌شنوید یبار ویلاتون دعوتم کنید :)ساختمان اداری ترمه در همدانمعماری ساختمان اداری ترمه توسط فرشاد مهدی زاده و احمد بطحائی طراحی شده است. در نما از آجر چینی به شیوه سنتی به گونه‌‌ای استفاده شده که امکان ورود به طبقه بالا از سقف بنا امکان پذیر شده         بر جمال تو چنان صورت چین حیران شد      که حدیثش همه جا در در و دیوار بماند (حافظ شیرازی)و در پایانسپاس که تا اینجا اومدید. من متخصص معماری نیستم. فقط به عنوان یه کاربر که به نیازهاش توجه نشده به بیان دغدغم پرداختم. امیدوارم در آینده به دیزاین  در ایجاد سامانه‌های پویا و پایدار بیشتر بها بدیم.شاید از این نوشته‌ها هم خوشتون بیاد.تاثیر تکنولوژی بر طراحی تجربه زندگیچرا در محیط کاری نباید قانونی برای پوشش وجود داشته باشه؟  </description>
                <category>عرفان آریان منش</category>
                <author>عرفان آریان منش</author>
                <pubDate>Sun, 06 Oct 2019 18:30:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زنان یا مردان؟ کدام راننده‌ بهتری‌اند؟</title>
                <link>https://virgool.io/Sedayezan/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AF-jjfr5e5fvmq8</link>
                <description>&quot;این زنا چرا اینجوری می‌رونند؟&quot; این گزاره رو ما زیاد شنیدیم. از رانندگان تاکسی گرفته تا انتلکت‌های مستقر در چهارراه ولیعصر! من هم به دلیل زیستن در یک جامعه مرد‌‌سالار از این باور (حتی به شوخی) تاثیر گرفتم ولی به دلیل اینکه در چند ماه اخیر سه مرتبه با این بحث برخورد کردم تلاش کردم پرسش دوباره‌ای از خودم کنم که آیا واقعا این باور درسته؟ ببینیم پژوهش‌ها به این پرسش چه پاسخی میدن.مردها پردازش تصویری بهتری دارنوجود هورمون تستسترون در مردها باعث افزایش سرعت پردازش تصویری و درک از محیط میشه. به صورت کلی مردها درک بهتری از محیط فیزیکی اطرافشون دارن و واکنش سریع‌تری نشون میدن. تکامل در انسان‌ها و وجود خوی شکارچی بیشتر در مردان این خسیسه رو  بیشتر کرده. البته همین هورمون تستسترون میتونه باعث رفتار پرخطرتر هنگام رانندگی هم بشه!زن‌ها احتیاط و تمرکز بیشتری دارنیکی از موثرترین عوامل در تصادفات پرت شدن حواس و عدم تمرکز حین رانندگیه. فقط یک لحظه چشم برداشتن از مسیر میتونه باعث اتفاق ناگواری بشه. بر اساس این پژوهش زن‌ها هنگام رانندگی تمرکز بیشتری از مردان دارن. به ویژه در گروه سنی خانم‌های میانسال.بیمه Privilege پژوهشی که انجام داد و نتایج آن را در Telegraph منتشر کرد. در این پژوهش ۵۰ راننده از داخل خودرو و ۲۰۰ راننده از بیرون در تقاطع‌ هاید پارک از ۱۴ جنبه گوناگون رانندگی مورد ارزیابی قرار گرفتن. زن‌ها ۲۳.۶ امتیاز از ۳۰ امتیاز کسب کردن در حالی که مردها ۱۹.۸ امتیاز. در یکی از بخش‌ حفظ فاصله مناسب با خودروی جلویی ۲۷٪مردان و فقط ۴٪ زنان و با فاصله کم و نامناسب نسبت به خودروی جلویی حرکت میکردن.مرد‌ها بیشتر تخلاف میکننمردان تقریباً چهار برابر بیشتر از زنان مرتکب جرم رانندگی می شوند. بیش از ۵۸۵,۰۰۰ راننده در انگلیس و ولز به دلیل نقض قانون در جاده در سال ۲۰۱۷ به دادگاه کشیده شدند که از این تعداد 79 درصد مرد بودند.بر اساس این پژوهش شانس اینکه یه مرد به صورت خواب‌آلوده رانندگی کنه ۵۶٪ و  شانس اینکه زنان این خطر رو کنن ۴۵٪ هست. همچنین ۲۲٪ احتمال داره که مردان هنگام رانندگی خوابشون ببره، ولی فقط ۱۲٪ این احتمال برای زنان وجود داره.مرد‌ها بیشتر می‌میرند بر اساس گزارش موسسه بیمه ایمنی بزرگراه IIHS نزدیک به ۷۰٪ از افرادی که در تصادفات جاده‌ای در سال ۲۰۱۷ کشته شدن مرد و فقط ۳۰٪ آنها زن بودند. نرخ مرگ در مردان به ازای ۱۰۰ میلیون مایل رانندگی ۲.۵ نفره، و در زنان ۱.۷ نفر. البته باید تعداد بیشتر راننده‌های مرد نسب به خانم‌ها هم در این آمارها در نظر گرفت. ولی مردان در کل رفتار پرخطرتری در تعداد برابر مانند رانندگی پرتنش، نبستن کمربند ایمنی، مصرف الکل و مواد مخدر حین رانندگی،... نسبت به زنان دارن.زن‌ها اعتماد به نفس کمتری دارنبر اساس این پژوهش دانشگاه کالیفرنیا در مورد مهارت رانندگان تازه‌کار انجام شد، زن‌ها نسبت به مردان امتیاز کمتری به قابلیت‌های رانندگیشون دادن. با اینکه بعد از تست عملی امتیاز هر دو گروه مرد و زن در آخر باهم برابر بود! بر اساس پژوهش دیگر در کانادا ۴۸٪ از مردان خودشون رو راننده بهتری از زن‌ها برای جاده میدونن ولی فقط ۲۵٪ از زنان خودشون رو بهتر میدونن!منبع تصویرمردها بهتر پارک میکننتام وندربیلت نویسنده کتاب Traffic آزمایشی ترتیب داد. از مردان و زنان با مهارت‌های مختلف خواست یه Audi A6 در شرایط مختلف پارک کنن. چیزی که مشاهده شد این بود که زنان مدت زمان بیشتری نسبت به مردان برای پارک کردن سپری میکردن.زنان بهتر رانندگی میکنن یا مردان؟به نظرم این پرسش از بنیان اشتباهه. چون باعث ایجاد کلیشه ذهنی‌ای شده که شاید وقتی یه دختر واسه بار اول پشت فرمون بشینه اعتماد به نفسش رو کم کنه. یا وقتی یه دختر رو حین پارک کردن ببینید پوزخند بزنید. توانایی ما انسان نه فقط از جنبه جنسیت بلکه از جنبه‌های بیشماری با هم متفاوته. همین تفاوت‌‌هاست که باعث پویایی یه جامعه شده. باید این تفاوت رو بپذیریم. نه به دلیل اینکه بانوان به حمایت احتیاج دارن. از دید من هیچ فرد بالغ و سالمی به حمایت احتیاج نداره. ما همگی به همدلی احتیاج داریم! و در پایانسپاس که تا اینجا اومدید. شما چه تجربه‌ای از مقایسه رانندگی زنان و مردان دارید؟شاید از این نوشته‌ها خوشتون بیاد.چرا در محیط کاری نباید قانونی برای پوشش وجود داشته باشه؟تاثیر تکنولوژی بر طراحی تجربه زندگی</description>
                <category>عرفان آریان منش</category>
                <author>عرفان آریان منش</author>
                <pubDate>Mon, 02 Sep 2019 16:02:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه با کاربرپژوهی (User Research) مشتری رو بشناسیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/CreativePie/what-is-user-research-pispbf8i0rwe</link>
                <description>کاربرپژوهی یا User Research چیست؟در این نوشته سعی کردم متداول‌ترین متد‌های کاربرپژوهی(User Research) رو به صورت خلاصه بیان کنم. شما میتونید محصول دیجیتالی بسازید که خودتون دوست دارید یا مدیرتون. یا با این متد‌ها محصولی بسازید که کاربرتون دوست داره (همونکه قراره پول بده). تحقیقات کاربری یا کاربرپژوهی بر درک رفتارها، نیازها و انگیزه های کاربر از طریق تکنیک های مشاهده، تجزیه و تحلیل کار و سایر روشهای بازخورد تمرکز می‌کنه. در مراحل اولیه کاربرپژوهی ما داده‌ها رو جمع‌آوری و در مراحل بعدی به تدریج داده‌های بدست اومده رو تحلیل می‌کنیم تا به تصمیم گیری و بینش منتهی بشه. کاربرپژوهی پیش از فرآیند دیزاین انجام میشه!مشاهده (Observation)اولین قدم در فرآیند کاربرپژوهی مشاهدست. فرض کنید شما قراره اپلیکیشنی برای خرید میوه و سبزی طراحی کنید. باید از دفتر بزنید بیرون و رفتار کاربر رو در محیط طبیعی (میوه‌فروشی) مشاهده و بررسی کنید. به عنوان مثال گوشه‌ای از میوه‌فروشی بایستید و مشاهده کنید. یا در نقش خریدار فرضی از فروشنده سوالاتی بپرسید. توجه داشته باشید در طول فرآیند نباید ساختار این محیط طبیعی رو بهم بزنید و کاملا جزوی از محیط باشید. تک‌تک جملاتی که می‌شنوید و رفتاری که می‌بینید رو ثبت کنید.  این ثبت کردن اطلاعات باید بدون هیچ تحلیل و قضاوتی باشه. بعدا برای تحلیل وقت هست. برخی از افراد تحلیل‌گر عادت دارند به صورت پیشفرض مشاهدشون رو سریع به استنباط تبدیل کنن و این استنباط سرشار از خطا‌های شناختیه.این نوع از مشاهده برای ابتدا‌ی فرآیند که شما هیچ ایده‌ها ندارید گزینه مناسبیه و باعث آفرینش ایده‌های جدید میشه. نوع دیگری از مشاهده به نام مشاهده کنترل شده (Controlled Observation) وجود داره که داخل دفتر انجام میشه و مشارکت‌کننده‌ها از پیش انتخاب می‌شند.مصاحبه (Interview)در این مرحله پرسش‌هایی که در ذهنتون دارید رو در جلسه حضوری(یا مجازی) یک به یک از کاربران بپرسید. افراد شرکت‌کننده رو با توجه به حوزه مورد پژوهش انتخاب کنید. هنگام انجام مصاحبه یه این نکات توجه کنید:از پرسش‌های باز که کاربر رو به صحبت کردن وا داره استفاده و پس از آن سکوت کنید.عدم استفاده از  پرسش‌هایی که ذهن کاربر رو جهت میده (leading question). (مانند &quot;شما دوست دارید از ورژن قبلی نرم‌افزار استفاده کنید یا از ورژن ارتقا یافته آن؟&quot;)از پرسش‌هایی با پاسخ آره/نه بپرهیزید. چون این گونه پرسش‌ها داده کیفی مناسب با جزئیات نمیده.پرسش‌های آسون‌تر رو اول بپرسید سپس پرسش‌های چالش‌ برانگیز. از کاربر پیشنهاد راه‌حل نگیرید. در اکثر مواقع اون خودش نمیدونه که چی میخواد. شما طراح هستید و اونا کاربر. باید مشکلات و رفتار آنها را درک و به راه‌حل بیندیشید. صدای جلسات مصاحبه رو کامل ضبط کنید و به یادداشت نکته‌ها حین صحبت اکتفا نکنید.در مورد آینده و پیش‌بینی آن سوال نپرسید.  (مانند &quot;اگه این محصول تولید بشه آیا ازش استفاده میکنی؟&quot;)برای اطلاعات بیشتر پیشنهاد میکنم کتاب تست مامان رو بخونید.پرسشنامه (Survey)پرسشنامه کارکرد‌های گوناگونی می‌تونه داشته باشه. دریافت اطلاعات کمی، اعتبار سنجی به راه حل، فیدبک در مورد محصول فعلی‌،... ما به طوری کلی دو گونه پرسش در این متد داریم:پرسش  بسته (Closed Question): این گونه پرسش به ما اطلاعات کمی میده. تحلیلش آسونتر و سریع‌تره. گزینه‌های پاسخ به صورت checkbox و radio buttons توسط کاربر قابل انتخابه. پرسش  باز (Open Question): این گونه پرسش به ما اطلاعات کیفی میده و پاسخ‌ قابل انتخاب کردن نیست و کار پاسخ رو باید بنویسه. تحلیل این پرسش کار دشوارتر و زمان‌برتریه.حین طراحی پرسشنامه به این نکات توجه کنید:اطلاعات دموگرافی (سن،جنسیت،نژاد،...) که حساسیت ایجاد میکنن رو آخر پرسشنامه بپرسید.برای دریافت داده معتبر بهتر است ۴۰۰-۳۰۰ نفر پرسشنامه رو پر کنند.تلاش کنید گزینه سایر موارد و نوشتن پاسخ رو در پرسش‌های بسته قرار بدید تا به گزینه‌های پاسخی که پیش‌بینی نمیکردید رو کشف کنید و پرسشنامه‌ رو بهینه‌سازی کنید.از عبارت‌های ساده و شفاف استفاده کنید.تلاش کنید پرسشنامه رو کوتاه و مختصر کنید. زمان پاسخدهی بهتره که زیر ۵دقیقه باشه.از نوار پیشرفت (Progress Bar) استفاده کنید تا کاربر بدونه چقدر از فرآیند باقی مونده.از بکار بردن پرسش‌هایی که همزمان دوتا معنی رو می‌رسونند مانند &quot;چند وقت‌بیار زعفرون و عسل خریداری می‌کنید؟&quot;بپرهیزید.تلاش کنید بین پرسش‌ها به وسیله ابزار pivot table نرم افزار اکسل، همبستگی (corelation) ایجاد کنید.  پیشنهاد می‌کنیم برای ساختن فرم پرسشنامه از ابزار پُرس‌لاین استفاده کنید. کارت سورتینگ (Card Sorting)این متد در معماری اطلاعات استفاده میشه که در آن از کاربر می‌خواهیم گزینه‌ها را در گروه‌ها سازماندهی کند و هر یک از این گروه‌ها را دسته بندی کند. فرض کنید شما هنگام طراحی تجربه کاربری یه فروشگاه آنلاین به این سوال برمیخورید که کاربر دستگاه قهوه‌ساز را جزو دسته وسایل برقی میدونه یا تجهیزات آشپزخانه. یا اطلاعاتی که میخوایم کاربر مشاهده کنه رو چجوری طبقه بندی کنیم و لینک صفحاتش رو در نویگیشن منو سایت قرار بدیم. کارت سورتینگ به این گونه سوالات پاسخ میده. در این متد ما می‌خوایم اطلاعات رو بر اساس مدل ذهنی کنونی مخاطبینمون طراحی کنیم.روش به این صورته که آیتم‌ها رو جلوی کاربر میزاریم (به صورت کارت فیزیکی یا ابزار آنلاین) و ازش می‌خوایم آیتم‌هایی که به نظرش نزدیک به هم به نظر میرسند رو در یک گروه(دسته) قرار بده. اگه نام دسته‌ها از پیش مشخص نشده باشه و کاربر نام‌ دسته‌ها رو هم بنویسه کارت سورتینگ باز (Open Card Sorting) انجام دادیم. اگه از پیش نام دسته‌ها رو مشخص کرده باشیم و از کاربر بخوایم آیتم‌ها رو در فقط در دسته‌‌های از پیش تعیین شده قرار بده کارت سورتینگ بسته (Close Card Sorting) انجام دادیم.منبع تصویر: IDFگروه کانونی (Focus Group)گروه کانونی یا Focus group جلسه‌ای است گروهی بین ۶-۹ نفر شرکت‌کننده که راجع به محصول و سرویس مورد نظر بحث می‌کنن. این جلسه دید عمیقی از جامعه هدف به ما میده. پیش از آغاز جلسه پرسش‌های مورد پژوهش رو طراحی و یک به یک توسط یک نفر به عنوان تسهیلگر بپرسید.شخص تسهیلگر باید تلاش کنه همه افراد حاضر در جلسه صحبت کنند.پرسش‌ها رو به گونه‌ای طراحی کنید که پاسخ پرسش‌ها از نظر معنایی پشت سر هم باشند و یه سناریوی واحد رو اجرا کنن.زمان جلسه رو محدود کنید و بهتر است که بیشتر از ۲ساعت طول نکشه.روی میز خوراکی به مقدار لازم وجود داشته باشه :)افراد شرکت‌‌کننده از طیف‌های گوناگونی از جامعه هدف شما باشند تا موضوعات از زاویه دید‌های مختلف بررسی شوند.تلاش کنید شرکت‌کننده‌ها از چالش‌ها و سناریو‌هایی که مشاهده کردن رو بیان کنند و کمتر پیشنهاد راه‌حل بدند. گروه کانونی با جلسه طوفان فکری که درون تیم انجام میشود متفاوت است. اونا کاربند و شما طراح!طراحی پرسونا (Persona)پرسونا شخصیت فرضیه که نماینده کاربر در کسب‌وکار ماست. پرسونا نباید داخل اتاق جلسه بر اساس تخیلتون طراحی بشه! باید بر اساس تحلیل داده‌های جمع‌آوری شده باشه. تحلیل این داده‌ها و ارتباط معنایی بینشون کار زمانبر و برخی از مواقع پیچیده‌ایه.  پرسونا به ما کمک میکنه درک بهتری از نیاز‌، هدف، چالش و رفتار کاربر داشته باشیم.”بر اساس گفته‌های Aurora Harley طراح تجربه کاربری در nngroup بخش‌هایی از اطلاعات که در طراحی پرسونا به کار گرفته میشه عبارتند از: نام، سن، جنس و یک عکسشعاری که  آنچه در &quot;زندگی واقعی&quot; انجام می دهند را شرح دهد. از شوخی پرهیز کنید، زیرا انجام این کار ممکن است شخصیت را سرگرم کننده و ابزاری مفید نکند.سطح تجربه ای که با  محصول یا خدمات فعلی شما داره رو مشخص کنید.تعامل آنها با محصول شما چگونه است؟ انتخاب شخصیشونه یا در شغلشون مورد استفاده قرار میدن؟ چندوقت یبار ازش استفاده میکنن؟  معمولاً برای دسترسی به آن از موبایل یا از رایانه رومیزی استفاده می کنند؟اهداف و نگرانی‌های آنها هنگام انجام کارها در محصول شما چیست؟ سرعت، دقت یا هر فاکتوری که در کاربریشون تاثیر میزاره چیست؟نقل‌ قول‌هایی که نگرششون رو به محصول یا سرویس ما رو بیان میکنه یا سناریوهایی که انجام دادن.”منبع تصویر: IDF نقشه سفر کاربر (User Journey Map)نقشه سفر کاربر تصویرسازی فرآیندی است که شخص برای رسیدن به هدفش طی می کند. بازیگری که این فرآیند رو طی میکنه همون پرسونای ماست. در &#x27;نقشه سفر کاربر&#x27; ما مراحلی که کاربر از لحظه برخورد با سیستم طی می‌کنه رو قدم به قدم نمایش میدیم و در هر مرحله احساس، فکر و انگیزش برای تصمیم‌گیری رو بررسی می‌کنیم. برای طراحی این نقشه علاوه بر پرسونا (بازیگر) احتیاج به سناریو داریم. سناریو بر اساس نوع کسب‌وکار شما میتونه متغیر باشه. مانند خرید محصول، تمدید سرویس فعلی، تحقیق در مورد موضوعی خاص،... شما باید به ازای هر پرسونا حداقل یک نقشه سفر کاربر داشته باشید. اگه مدل کسب‌وکار شما پلتفرمیه هم به ازای هر یک از سمت‌های پلتفرم پرسونا و نقشه سفر جدا طراحی کنید. هدف و انتظارات پرسوناهای مختلف و نحوه تعملشون با سیستم میتونه متفاوت باشه.منبع تصویر: IDFتفاوت پژوهش رفتاری (behavioural) و نگرشی (Attitudinal)برخی مواقع بین حرفی که مردم میزنن و کار در واقعیت انجام میدن تفاوت بسیاری است. به ویژه هنگامی که در جمع قرار بگیرند و نگرانی از قضاوت سایرین روی صحبتاشون تاثیر بزاره. بهتر پژوهش نگرشی و رفتاری در ترکیب باهمدیگه انجام شوند. برای پژوهش رفتاری از این ابزارها میتونیداستفاده کنید: Google Analytics, Google Optimize, Hotjar,...مزیت‌های User Researchمطمئن میشید محصولی که کاربران پذیرای آن هستند رو طراحی میکنید و باعث صرفه‌جویی در هزینه توسعه میشه. آزمون و خطاهای آینده رو کاهش و دید بهتری از مسیر میده.خوشنودی و وفاداری کاربران رو بیشتر میکنه. انسان به دنبال محصولیه که به نیازهاش پاسخ بهتری بده.فرصت‌های جدید بازار رو هویدا میکنه. شما رو به جایی میبره که رقیب‌های شما هنوز کشف نکردن.تفاوت User Research با Market Researchکاربرپژوهی (User Research) بیشتر در مورد اینکه چه چیزی برای کاربر مفیده به اکتشاف می‌پردازه ولی تحقیقات بازار (Market Research) بیشتر حول این موضوع میچرخه که در حال حاضر کاربران چی میخوان. تحقیقات بازار اطلاعات کلی از شرایط بازار رو به ما میده ولی کاربرپژوهی به عمق میره و نیازهای کاربر رو شناسایی میکنه. تحقیقات بازار راجع به محصول پرسش می‌کنه، کاربرپژوهی راجع به تجربه شما در استفاده از اون محصول. تحقیقات بازار بیشتر با داده های کمی نگاه میکنه، برای چرایی موضوعات پاسخ نداره،...عکس از Simple Usability کاربرپژوهی به عنوان شغلکسب‌وکارهایی امروزی با بزرگ‌تر شدن به نقشی به عنوان (User Researcher (UX Researcher در تیم طراحی محصول احتیاج دارند تا شناخت عمیق‌تری از کاربران بدست بیارند. پژوهش پیش و پس از دیزاین از کلیدی‌ترین بخش‌های طراحی انسان محور (human-centered design) است. با افزایش حجم داده‌ها نیاز به فرد یا تیمی است که به صورت تخصصی این داده‌ها رو جمع‌آوری، تحلیل و به بینش تبدیل کند. به ویژه هنگام رونمایی از سرویس و محصول جدید. خوشبختانه با رشد کمپانی‌ها شاهد آگهی‌های استخدامی این نقش مهم در ایران هم هستیم. امیدوارم این روند شتاب بیشتری بگیره. ارتباط UX Researcher با مدیر محصولاگه محصول رو کشتی در نظر بگیریم، از دیدگاه من مدیر محصول مثل ناخدای کشتی میمونه که سکان هدایت رو دستش داره. شرایط رو بررسی، با کمک بقیه اعضا مقصد رو مشخص و خدمه رو برای رسیدن به اهداف هم‌راستا میکنه.شخص UX Researcher در این سناریو مثل دیده‌بان عمل میکنه. همیشه یه دوربین دستشه و کشتی و اطراف اون رو مشاهده میکنه. اگه جزیره‌ای(فرصت جدید) پیدا کنه به سایر اعضا اطلاع میده. اگه کشتی سوراخ شد به همه هشدار میده،... شاید بعضی از مواقع برای شناسایی اطراف و جمع‌آوری اطلاعات جلوتر از کشتی هم حرکت کنه.و در پایانسپاس که تا اینجا اومدید. پیشنهاد می‌کنم سایر نوشته‌های من رو هم بخونید. بهینه‌سازی نرخ تبدیل (CRO) چیست ؟چرا در محیط کاری نباید قانونی برای پوشش وجود داشته باشه؟تاثیر تکنولوژی بر طراحی تجربه زندگی</description>
                <category>عرفان آریان منش</category>
                <author>عرفان آریان منش</author>
                <pubDate>Wed, 14 Aug 2019 13:55:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا در محیط کاری نباید قانونی برای پوشش وجود داشته باشه؟</title>
                <link>https://virgool.io/@erfan.aryanmanesh/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%86%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D8%B4%D8%B4-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%87-jb8etftemats</link>
                <description>شاید باورتون نشه ولی متن زیر در روزنامه دنیای اقتصاد (پر مخاطب‌ترین روزنامه اقتصادی کشور) منتشر شده:&quot;برای انتخاب ست رنگی لباس کارتان، توصیه می‌شود محافظه‌کارانه رفتار کنید. سعی کنید رنگ‌های «سنگین» مثل مشکی، خاکستری یا سرمه‌ای تیره و تن‌های خاکی رنگ استفاده کنید. از رنگ‌های خیلی روشن که باعث جلب توجه می‌شوند، بپرهیزید. مردان باید کفش‌های رسمی تیره بپوشند. زنان هم می‌توانند هم کفش‌های تخت و هم پاشنه‌بلند بپوشند، اما باید از پوشیدن کفش‌های جلوباز اجتناب کنند.&quot;استفاده از واژه &#x27;باید&#x27; توسط رسانه‌ای که برای خیلی‌ها حرفش سنده عجیبه. اصلا این بایدها از کجا اومده؟ما همیشه درگیر همین باید‌ها بودیم، طرز فکرهایی که تبدیل به هنجار شدند با اینکه دلیل به وجود اومدنشون اکنون شاید از بین رفته باشه، ولی کماکان پابرجا هستند. این داستان کوتاه رو در این باره بخونید:&quot;در معبدی گربه ای وجود داشت که هنگام نيايش راهب ها مزاحم تمرکز آن ها می شد . بنا بر این استاد بزرگ دستور داد هر وقت زمان نيايش می رسد یک نفر گربه را گرفته و به ته باغ ببرد و به درختی ببندد .این روال سال ها ادامه پیداکرد و یکی از اصول کار آن مذهب شد . سال ها بعد استاد بزرگ در گذشت . گربه هم مرد . راهبان آن معبد گربه ای خریدند و به معبد آوردند تا هنگام نيايش او را به درخت ببندند تا اصول نيايش را درست به جای آورده باشند. و سالها بعد استاد بزرگ دیگری رساله ای نوشت در باره ی اهمیت بستن گربه به درخت هنگام نيايش...&quot;اونور آبی‌ها چه‌ جوری می‌پوشند؟دفتر شرکت گوگل در بوستوندر کمپانی‌های بزرگ تکنولوژی محور مانند گوگل و اپل شما با انواع مختلفی از پوشش مواجهه می‌شید. رسمی، ورزشی، سنتی،... این گوناگونی سلیقه و فرهنگ واقعا جذابه و به جز جدایی ناپذیری از فرهنگ سیلیکون‌ولی بدل شده.استیو جابز مدیر فقید اپل هر روز یه بلوز یقه‌اسکی مشکی، یه شلوار جین آبی و کفش اسنیکرز می‌پوشید، حتی روی سن هنگام معرفی یه محصول جدید. مارک زاکربرگ هم همیشه یه T-Shirt طوسی رنگ و یه شلوار جین تیره به تن می‌کنه. دلیل جفتشون برای انتخاب همچین پوشش یکنواختی اینه که وقت کمتری رو صرف تصمیم‌گیری در مورد پوشش روزانشون کنند. اونوقت شما به عنوان مدیر همکارانتون رو ملزم به پوشیدن کت و شلوار می‌کنید که حرفه‌ای به نظر برسند!؟ Pink Floyd - Another Brick In The Wall Music Video نگهبان دم در دانشگاه همیشه به شلوار من توجه ویژه‌ای می‌کرد و در صورت پوشیدن شلوار اسلش داخل رام نمی‌داد. حتی یه‌بار که روپوش آزمایشگاه پوشیده بودم هم با دیدن همون ۲۰ سانتی‌متر شلواری که از پایین معلوم بود تشخیص داد! همیشه واسم سوال بود این جنس پارچه شلوار من چه ربطی به بهره‌وری در علم‌پژوهی(شیمی لعنتی) داره. یعنی این آدم با صد کیلوگرم وزن نشسته اونجا و مهمترین دغدغه کاریش جنس شلوار منه؟ اگه شما یه بانو باشید مطمعنا تجربیات به شدت تلخ‌تری از این قبیل دارید.لباس در محیط کار و بهره‌وریبر اساس این پژوهش پوشیدن روپوش پزشکی توسط گروهی از شرکت‌کنندگان تاثیر مثبتی در افزایش توجه حین کارشون داشت، ولی همین افراد وقتی بهشون روپوش آزمایشگاه دادن و گفتن این روپوش یک فرد نقاش بوده بهره‌وری مثل حالت قبل نبود. این یعنی نگرشی که ما نسبت به لباسی که می‌پوشیم داریم، میتونه تاثیر مستقیمی روی عملکردمون بزاره. اون لباس در حالت‌های مختلف پژوهش یکسان بود. یه تیکه پارچه سفید که می‌تونیم با پوشیدنش حس یه پزشک، دانشمند یا نقاش رو داشته باشیم. به جای لباس آسون‌تر نیست نگرشمون عوض کنیم؟ بر طبق این پژوهش دیگر که در انگلیس انجام شده ۶۱٪ از کارمندان بیان کردن در صورت نبود قانونی برای پوشش بهره‌وریشون بیشتر میشه. لباس در تعامل با مشتریهنگامی که من به یه کافه یا رستوران میرم می‌خوام با یه نگاه پرسنل اون مجموعه رو تشخیص بدم. مخصوصا اگه شلوغ باشه. لباس فرم باعث میشه تجربه بهتری از خدماتی که می‌گیرم داشته باشم. در استارباکس (بزرگترین کافه زنجیره‌ای جهان) باوجود دستورعمل‌های سفت و سختی که برای کارکنانش داره رنگ‌کردن مو یا تتو کردن آزاده. رنگ لباسی که کارکنان زیر پیشبند سبز رنگ استارباکس می‌پوشند هم اگه از الگوهای انعطاف‌پذیری تبعیت کنه قبوله! پاسخ مشخصی برای پرسش &#x27;در محل کار چی‌ بپوشیم؟&#x27; وجود نداره. لباس افراد هر سازمان کاملا بستگی به فرهنگ اون سازمان داره. ویژگی شغلی، سلیقه و شرایط اقلیمی افراد متفاوته. به نظر من این فاکتور لباس اصلا مهم نیست. در واقع اندازه مقداری که بهش اهمیت میدن مهم نیست. کسب‌وکارهای تکنولوژی محور خیلی وقته این موضوع رو متوجه شدن و راهشون رو از وال استریت و چهارچوب‌های خشک حاکم بر اونجا جدا کردن. در نهایت هم برنده شدند.وقتی صبح میام سر کار اگه همکارم یه پیراهن زیبا به تن کرده باشه لذت می‌برم. ما در بیرون دفتر کار حق انتخاب زیادی نداریم، بزارید حداقل در محیط کاری راحت باشیم!و در پایانسپاس که تا اینجا اومدید. پیشنهاد می‌کنم بقیه نوشته‌های من رو هم بخونید. http://vrgl.ir/qr69x  http://vrgl.ir/bhoV1  http://vrgl.ir/QroUY </description>
                <category>عرفان آریان منش</category>
                <author>عرفان آریان منش</author>
                <pubDate>Mon, 29 Jul 2019 19:07:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاثیر تکنولوژی بر طراحی تجربه زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/DesignersCommunity/%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D8%AA%DA%A9%D9%86%D9%88%D9%84%D9%88%DA%98%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-mkjuvdwjh3pu</link>
                <description>ما پیشرفت زیادی کردیم و زندگی رو به وسیله تکنولوژی روز به روز برای خودمون آسون‌تر کردیم. ولی آیا این آسودگی باعث خوشحالی ما هم شده؟ چند روز پیش مثل همیشه در دنیای افکارم داشتم پرسه می‌زدم که به این فکر افتادم که آیا افزایش کاربردپذیری یک محصول الزاما باعث افزایش رضایت میشه؟ یکی از مهم‌ترین اصولی که در طراحی محصول باید رعایت شه افزایش میزان کاربردپذیری به وسیله کاهش Cognitive Load و افزایش سرعت فرآیندیه که کاربر رو به هدفش میرسونه. خیلی از فرآیندها هم داره خودکار میشه تا کاربر وقت و انرژی کمتری در دنیای شلوغ امروزی صرف کنه. ما تلاش می‌کنیم اونا با بهینه‌ترین روش به خواسته‌هاشون برسند ولی آیا این خواستشون مطلوبیت ایجاد می‌کنه؟ شاید مطلوبیت در خود طی کردن فرآیند باشه.فیلم Modern times چارلی چاپلینرابطه امکانات و درآمد بر خوشبختیما رفاه و امکانات خیلی بیشتری نسبت به گذشتگان داریم، ولی آیا بین رفاه و خوشحالی در جوامع مخالف رابطه مستقیمی وجود داره؟ مردم کشورهای ثروتمند و مرفه به طور کلی حال بهتری از کشورهای فقیر دارند. بین درآمد و حال خوب مردم در کشورهای مختلف ارتباط مستقیمی وجود داره (به صورت میانگین ۰/۶۳). ولی افزایش تدریجی درآمد و شاخص‌های اقتصادی تاثیر زیادی روی خوشحالی مردم کشورهای ثروتمند نداره، برعکس کشورهای در حال توسعه که رشد اقتصادی زیادی در بازه زمانی کوتاهی رو تجربه می‌کنن افزایش میزان حال خوبشون چشم‌گیره. به عنوان مثال این بیان‌کننده اینه که اگه به کسی که قبلا ماشین‌لباسشویی داشته یک ماشین لباسشویی جدید با کارایی بهتر هدیه بدید زیاد خوشحالش نمی‌کنه، ولی برای کسی که سالها با دست لباس می‌شسته ماشین لباس‌شویی یعنی قطعه‌ای از بهشت! طبق تحقیقات افزایش درآمد برای افرادی که کمینه امکانات رفاهی رو دارن تغییر بزرگی در احساس خوشبختیشون شمارده نمیشه، به همین شکل افزایش سرعت اینترنت و پردازنده برای نسل کودکان امروزی که با تبلت بزرگ شدن تغییر بزرگی شمارده نمیشه. این رویه به مصرف‌گرایی دامن میزنه. ما محصولاتی می‌سازیم که کاربر شاید هیچ نیازی به وجودشون نداشته باشه و این نیاز رو باید واسش ایجاد می‌کنیم. طبق تئوری Hedonic treadmill (تردمیل شادمانی) خوشحالی افرادی که در بخت‌آزمایی برنده شدن و ناراحتی افرادی که دچار تصادف شدن ماندگار نیست و به سرعت به سطح اولیه شادی برمی‌گردند. شادی ناشی از استفاده گوشی‌های هوشمند و اینترنت داره عادی میشه و کمپانی‌ها برای بازگردوندن کاربران به صف خرید باید به دنبال محصولات جدید باشند. من محصول با کیفیت رو ستایش می‌کنم و نگرشم اینه محصول باید راه حل یک مسئله باشه، نه اینکه خودش مسئله ایجاد کنه.منبع تصویردوری انسان از طبیعتمن حس می‌کنم انسان از طبیعت و اصل خودش فرسنگ‌ها فاصله گرفته، برعکس بقیه گونه‌های کره زمین تحت تاثیر شرایط پیرامونش نیست و خودش شرایط جدیدی واسه خودش ایجاد کرده. زندگی ماشینی شهری پسند من نیست. تحمل سرصدای ماشین‌ها، تردد روی آسفالت و زندگی در ساختمون‌های تووهم رفته و نگاه به چهره آدمهای مضطرب دیگه واسم دشوار شده. جای ما انگار اصلا نباید اینجا باشه. شاید اگه یه سرخ‌پوست بودم و عریان و رها سوار بر اسبم آزادانه از طبیعت بکر لذت می‌بردم حالم بهتر از الان بود. هیچ‌وقت زندگی کردن در پنت‌هاوس یه آسمون‌خراش در نیویورک و سوار لامبروگینی شدن واسم جذابیتی نداشته. دوست دارم صبح که پنجره رو باز می‌کنم با منظره کوه و جنگل مواجه شم. نه زنجیره ساختمون!  ایده‌آلم یه خونه ویلایی نزدیک یه دریاچه توی کانداست که شبا بشینم موزیک Ambient گوش کنم و همونجور که جرعه‌ای از شرابی که خودم درست کردم رو می‌نوشم با یکی راجع به دیزاین و بیزینس ساعت‌ها گپ بزنم. صبح هم که از خواب پامیشم از دیدن منظره‌ای که با گذر هر فصل تغییر می‌کنه لذت ببرم. اگه یه Land Rover هم اون بقل باشه که چه بهتر :)قطار تکنولوژی با سرعت سرسام‌آوری داره حرکت می‌کنه و هیچ ترمزی هم نداره. ما نمیتونیم این تحول رو متوقف کنیم، فقط می‌تونیم بهش جهت بدیم. فرمون هم دست کشورهای توسعه یافتست و ما جهان سومی‌ها عقب قطار نشستیم و انگار فقط میتونیم نظاره‌گر این جریان باشیم. سرعت رشد در تمامی علوم در چند دهه گذشته بی‌سابقه بوده، ما تا چند صد سال پیش رویای پرواز در چند متری زمین رو داشتیم ولی الان به کره مریخ ربات می‌فرستیم. در اروپا پیش از انقلاب صنعتی از هر سه نفر دو نفرشون قبل از رسیدن به سن ۳۰ سالگی به دلیل نبود بهداشت و امکانات پزشکی می‌مردند. ولی الان امید به زندگی در اروپا برای مردان ۷۹ سال و برای زنان ۸۴ ساله (باید از پزشکان به دلیل این وقت بیشتری که بهمون دادن تشکر کنیم). متاسفانه تکنولوژی که روزی قرار بود ابزار بهتر زندگی کردن باشه الان خودش به هدف تبدیل شده. ما همواره دایره امنیت خودمون رو گسترش میدیم ولی بجای تجربه کردن، گوشه‌‌ای از این بستر وسیع خوابمون برده. امیدوارم بالاخره به تعادلی مناسبی بین تکنولوژی و طبیعت برسیم و از لحظاتمون لذت بیشتری ببریم. و در پایانسپاس که تا اینجا اومدید. این یه مقاله علمی نیست. فقط نگرش شخصی من نسبت به چیزاییه که مشاهده کردم و تلاش کردم براش پشتوانه علمی هم بیارم. اگه به طراحی محصول علاقه دارید پیشنهاد می‌کنم بقیه نوشته‌های من رو هم بخونید.</description>
                <category>عرفان آریان منش</category>
                <author>عرفان آریان منش</author>
                <pubDate>Mon, 22 Jul 2019 17:11:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه یه استارتاپ خارجی رو ایرانیزه کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@erfan.aryanmanesh/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%DB%8C-%D8%B1%D9%88-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%B2%D9%87-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-jzobcdf91pc0</link>
                <description>بیشتر استارتاپ‌های موفق ایرانی مشابه نمونه‌های موفق جهانی خودشون (کلون شده) هستند و در قابلیت‌ها، روش درآمدی، استراتژی ورود به بازار و طراحی محصولاتشون از اونها الگو گرفتن. ما هم قصد اینو داشتیم تا یکی از همین ایده‌ها رو در ایران پیاده سازی کنیم و مدتی از زندگیمون سر محصولی گذاشتیم که درسته موفق نشد، ولی توی این مدت تجربه‌های خوبی در زمینه تحقیق بدست اووردم که در این مقاله خواستم با شما هم به اشتراک بذارم تا شاید به کارتون بیاد و ضررش کمتر شه. اولین قدم برای شروع، پژوهش، وارد شدن به مرحله واگرایی و کسب اطلاعات بیشتر از استارتاپی که می‌خواید کلون کنید به نحوه‌ایه. ابزارهایی زیادی برای جمع‌آوری داده وجود دارن و در ادامه سعی میکنم چندتاشون رو و کاربردی که واسم داشتن رو بگم.دایرکتوری Crunchbaseبرای شروع الگوبرداری اول باید شرکت‌های هدف رو پیدا کنید و تا می‌تونید بشناسینشون و این پلتفرم شروع خوبیه. سایت کرانچ‌بیس یه دایرکتوری کامل برای شرکت‌های نوپا و سازمان‌هاست. در این پلتفرم میتونید اطلاعاتی مانند حوزه فعالیت شرکت، راند‌های سرمایه گذاری، تعداد پرسنل، اسم و مشخصات بنیان‌گذاران، اخبار مرتبط در رسانه‌ ها، استارتاپ‌هایی که خریداری کرده و... رو پیدا کنید. من هروقت میخوام از بزرگان یک صنعت اطلاعاتی بدست بیارم اسم صنعت رو در این سایت سرچ می‌کنم تا به بازیگران اصلیش برسم. Crunchbaseدنبال کردن اخبار و روندهاپیگیری سایت‌های خبری در زمینه استارتاپی مثل Techcrunch میتونه دید و اطلاعات خیلی خوبی از نمونه‌های موفق در سرتاسر دنیا بهمون بده، پیگیری اکوسیستم‌های کشورهای در حال توسعه که شرایطی نزدیک‌تر به ایران دارن هم میتونه کمک کنه. سایت inc42 که رسانه خبری استارتاپ‌های هنده رو توصیه می‌کنم.آرشیو Waybackmachineاین سایت آرشیو حجیمی از اینترنت رو ذخیره و به اشتراک میزاره. شما با وارد کردن دامنه مورد نظر میتونید ببینید که صفحه این سایت در سالهای گذشته چجوری بوده و تغییرات استراتژیکش در طول زمان رو دنبال کنید. به عنوان مثال اگه نمیدونید که پکیج‌های سرویستون رو چگونه و با چه ساختاری به فروش بزارید با دنبال کردن رفتار سایت هدف در گذشته می‌تونید متوجه شید این سایت هنگام شروع یه استراتژی هایی برای مدل درآمد و عرضه سرویس و رودمپ محصول داشته و ازش الهام بگیرید.waybackmachineصفحه سایت uber در سال ۲۰۱۱افزونه SimilarWebبه کمک این افزونه می‌تونید اطلاعاتی مانند تخمین تعداد بازدید ماهیانه یک سایت، نرخ فرار، مدت زمان حضور کاربران و ... را از دامنه مورد نظرتون بگیرید.  ولی یکی از کاربردی‌ترین چیزی که برای کلون کردن یک سایت مورد نیازه دونستن اینه که ترافیک این سایت از چه سورس‌هایی (جستجو در گوگل، دایرکت، شبکه‌های اجتماعی،...) تامین میشه و چه سایت‌هایی بهش ریفر میکنن و ازش ریفر می‌گیرند. این برای شناسایی کانال‌های اصلی مارکتینگ کسب‌وکار مورد نظر و شبکه‌ای که ازش داره تغذیه میشه میتونه کمک کنه.این نکات رو می‌تونید از تب‌های Sources و Referrals در افزونه similarweb دربیارید. ولی کلا عدد‌هایی که این ابزار بهتون میده مخصوصا رنک سایت  تقریبیه و دقیق نیست.افزونه گوگل کروم Similarwebتشخیص تکنولوژی با Wapplyzerاین ابزار سایت مخاطب خاص رو آنالیز می‌کنه و خیلی از فریم‌ورک‌ها، تکنولوژی‌های استفاده شده در اون سایت رو تشخیص میده.wappalyzerتکنولوژی و ابزارهای استفاده شده در سایت uberپلتفرم‌های راهنمای انتخاب نرم‌افزار مثل Capterra و Softwareadviceاین پلتفرم‌ها در انتخاب نرم‌افزار به کسب‌وکارها کمک میکنن. اگه سایت هدف شما B2B باشه و محصولی میخواید ارائه بدید مورد نیاز کسب‌وکارها باشه بررسی سایت مورد نظر در Capterra و Softwareadvice رو شدیدا توصیه می‌کنم. تحلیل و نظرات کاربران رو بخونید، قیمت‌ها و قابلیت‌ها رو چک کنید، دغدغه و احتیاج و انتقاد افراد و نقاط تمایز سایت هدف نسبت به رقیبانش رو دربیارید. نسخه بدون روتوش سایت هدف از دل همین کامنت‌ها و تحلیل‌ها هویدا میشه!CapterraSoftwareadviceکاربرپژوهی (User Research)شما تا به اینجا  فقط نمونه راه‌حل های موفق رو پیدا کردیم. ایده‌هایی که در جاهای دیگه جواب داده و شاید اینجا هم جواب بده. ولی برای اینکه متوجه شیم آیا این محصولات متناسب با نیاز کاربران هست باید اول راجع بهشون شناخت پیدا کنیم. محصولات مرتبط با هوشمندسازی خانه در خیلی از کشورها جزو کالای پرفروشه ولی آیا کاربر ایرانی که هزینه انرژی واسش انقدر پایینه که با شوفاژ روشن پنجره رو باز می‌کنه، میاد بابت دماسنج هوشمندی که هدفش مصرف بهینه انرژیه پول بده؟ User Research یا کاربرپژوهی فازی از دیزاینه که کمک می‌کنه تا رفتار، انگیزه‌ و نیاز کاربرتون رو بشناسید تا محصولی رو طراحی کنید که مشتری داشته باشه. کاربرپژوهی  شامل متد‌های گوناگون کمی و کیفی مانند مشاهده، مصاحبه حضوری (Depth Interview)، نظرسنجی (Survey)، طراحی پرسونا (Persona)، کارت سورتینگ (Card Sorting)، نقشه سفر مشتری (Customer Journey Map) و... میشه که هر کدام برای خودشون دنیاییه. کاربرپژوهی ریسک آزمون و خطای شما رو کاهش میده و میتونه هزینه و وقت و انرژی افرادی که چندین ماه صرف پروژه‌ای میکنن که هیچکسی ازش استفاده نمیکنه‌ رو نجات بده. تحقیق کاربری همچنان باعث اکتشاف فرصت‌های جدیدی در بازار میشه که پیش از این از وجودشون بی اطلاع بودید. در بازاری که هر روز به تعداد رقیبان اضافه میشه دیزاین بین شما و سایرین تمایز ایجاد میکنه!و در آخرممنون که تا اینجا اومدید، به نظر من تا کسی خودشو زندگیشو نتونه بسازه، کسب‌وکاری هم نسازه بهتره. امیدوارم شما هم از فوت‌کننده‌های این حباب دات آی آر نباشید. راه ارتباطی با من erfan.aryanmanesh@gmail.com , تجربه‌ و نکته‌ای در این زمینه داشتید در قسمت نظرات با بقیه به اشتراک بزارید. سایر نوشته‌های من در ویرگول: بهینه‌سازی نرخ تبدیل (CRO) چیست؟نکاتی برای بهینه سازی صفحه فرود (LPO)</description>
                <category>عرفان آریان منش</category>
                <author>عرفان آریان منش</author>
                <pubDate>Mon, 07 Jan 2019 13:33:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نکاتی برای بهینه سازی صفحه فرود (LPO)</title>
                <link>https://virgool.io/@erfan.aryanmanesh/landing-page-optimization-np1pdlhaagmh</link>
                <description>برای مثال دو تا سناریو رو فرض کنید: سناریوی اول: شما چند وقتیه به فکر خرید یک شارژر فندکی جدید هستید، هنگام وب‌گردی ناگهان یک تبلیغ بنری گوشه یه وبسایت با به شکل زیر میبینید و با خوشحالی روش کلیک میکنید. صفحه‌ای که بعد از کلیک روش فرود میاید صفحه خانه شرکتیست که فروشنده انواع مختلف شارژر لپ تاپ و موبایل و ماشین و دوربینه. بین گزینه‌های مختلف و منوهای شلوغ سایت باید بگردید تا همون شارژر با تخفیف مورد نظرتون رو پیدا کنید. یک دقیقه‌ای بین منوها چرخ میزنید و پیدا نمیکنید و صفحه رو میبندید و ترجیح میدید شارژر رو از مغازه سر کوچه تهیه کنید. سناریوی دوم: در سناریوی دیگه بعد از کلیک کردن روی بنر تبلیغاتی وارد صفحه فرودی میشید که دقیقا با عکس شارژر فندکی و تخفیفش و CTA (فراخوان به عمل) برای خرید مواجه میشید. نیازی نیست زحمت زیادی بکشید. این صفحه فرود فقط برای یک هدف خاص طراحی و بهینه‌سازی شده: خرید شارژر فندکی مورد نظر شما! به فرایندی که باعث بهینه کردن صفحه فرود و افزایش نرخ تبدیل کاربران میشه Landing Page Optimization یا LPO می‌گویند. وقتی شما در فضای وب تبلیغ کلیکی یا بنری میکنید همیشه هم نباید کاربر رو به صفحه خانه وبسایتون هدایت کنید. میتونید صفحه‌ای جداگانه همراستا با تبلیغ و درخواست مورد نظرتون ایجاد و کاربر رو به اونجا بفرستید. مخصوصا اگه از تبلیغات کلیکی گوگل استفاده میکنید هرچه صفحه فرود شما بهینه‌تر باشه و کابران بیشتر باهاش تعامل کنن، Quality Score صفحه هم میره بالا و شما هزینه کمتری برای هر کلیک پرداخت می‌کنید.نکاتی که در طراحی صفحه فرود باید رعایت شه:چند تا کار رو همزمان از کاربر درخواست نکنید. هرچقدر صفحه فرود خلوت‌تر و تعداد المان‌هایی که کاربر روی اونها توجه میکنه کمتر باشه نرخ تبدیلتون هم بیشتر میشه.یکی از بزرگترین اشتباهات متداول در طراحی صفحه فرود ملموس نبودن دکمه CTA (فراخوان به عمل) در صفحه است. CTA باید دارای سایزی بزرگ، کنتراست رنگ کافی با رنگ زمینه و کنتراست رنگ کافی با رنگ قالب صفحه و متنی مناسب باشه. در متن CTA از کلمات امری استفاده کنید و اتفاقی که با زدن CTA میفته رو مشخص کنید. برای مثال متن &#x27;کاتالوگ محصولات را دریافت کنید&#x27; از متن &#x27;دانلود فایل&#x27; واضح‌تره و شانس بیشتری برای کلیک شدن داره. CTA باید بالای صفحه باشه و در صفحه‌های بلند پایین صفحه هم تکرار بشه.هر صفحه ورود باید دارای یک هدف خاص باشه. مخصوصا اگه از تبلیغات کلیکی (PPC) استفاده می‌کنید برای هر تبلیغ صفحه فرود اختصاصی خودش رو طراحی کنید. این هدف میتونه هر چیزی باشه. خرید یک محصول، ثبت نام در وبسایت، گرفتن اکانت دمو و...  به طور خیلی کلی دو نوع صفحه فرود داریم. Click-Through که بیشتر برای کسب‌کارهای ecommerce استفاده میشه و هدف کلیک کردن کاربر روی دکمه مورد نظره (مثلا اضافه کردن به سبد خرید)  و Lead Generation که بیشتر برای کسب‌و کارهای B2B استفاده میشه و هدفش گرفتن اطلاعات کاربره (مثلا اسم و شماره تماس) . اگه صفحه فرود مورد از نوع Lead Generation باشه از یک فرم‌های بلند استفاده نکنید و اطلاعات ضروری رو به جای یک مرحله، در چند مرحله با فرم‌های کوچک‌تر بگیرید. کاربر نیومده که امتحان تشریحی بده.همونطور که شما دوست دارید محتویات داخل بسته بندی محصولات سوپر مارکت شبیه به تصویر روی بسته‌بندیش باشه محتویات صفحه فرود هم باید هماهنگ با محتوای بنر یا لینک تبلیغ مورد نظرتون باشه. کاربر رو همونجا ببرید که واسه رسیدن بهش کلیک کرده و تجربه کاربری یکپارچه‌ای در مراحل مختلف ایجاد کنید.خرید کردن بیشتر یه عمل احساسیه تا منطقی، وقتی کسی روی لینک/بنر تبلیغاتی شما کلیک می‌کنه با یه شوقی این کار رو کرده، پس به شوقش پاسخ بدید و کمتر اجازه بدید فکر کنه. هر میلی ثانیه که می‌گذره افراد بیشتری دکمه بک یا کلوز رو میزنن. به نوشتن عنوان صفحه خیلی دقت کنید و عنوانی مناسب و همراستا با درخواست کاربر قرار بدید. اگه از Google Ads استفاده می‌کنید از عنوانی مرتبط با کلماتی که روشون تبلیغ رفتید استفاده کنید. عنوان صفحه میتونه کامل‌کننده عنوان تبلیغ باشه. ارزش پیشنهادی کسب‌وکار شما باید در عنوان شما ذکر بشه. برای مثال وقتی در سایت Uber وارد میشید، اولین عنوانی که در صفحه اصلی سایت به چشمتون میخوره اینه:                                                         &#x27;Move the way you want&#x27;                این عنوان ارزش پیشنهادی Uber رو به آسانی و سرعت به ذهن شما منتقل میکنه.و در آخرممنون که تا اینجا اومدید، حالا که تا اینجا اومدید نوشته بهینه‌سازی نرخ تبدیل (CRO) چیست؟ که در مورد استفاده بهینه‌تر از ترافیک ورودی سایت و تحلیل کابران هست هم پیشنهاد میکنم بیاید بخونید. اگه این مطالب به کارتون اومد برای دوستان مارکتر و طراحتون هم بفرستید تا خوش‌ به حالشون شه.راه ارتباطی با من Erfan.aryanmanesh@gmail.com , تجربه‌ و نکته‌ای در این زمینه داشتید در قسمت نظرات با بقیه به اشتراک بزارید. </description>
                <category>عرفان آریان منش</category>
                <author>عرفان آریان منش</author>
                <pubDate>Fri, 28 Sep 2018 09:39:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهینه‌سازی نرخ تبدیل (CRO) چیست ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@erfan.aryanmanesh/what-is-conversion-rate-optimization-tmixos7vllqg</link>
                <description>خیلی از استارتاپای ما از ترافیک فعلی سایتشون نتیجه نمی‌گیرن و با صرف هزینه بیشتر و جذب ویزیتور جدید می‌خوان این مشکل رو رفع کنن، ولی در واقع دارن در یک مسیر غلط رشد میکنن در حالی که یه جای کار می‌لنگه. با cro شما سایت و اپلیکیشنتون رو بهینه تر و با سرمایه کمتر نتیجه بهتری بدست میارید. cro به ما کمک میکنه همون چیزی رو بسازیم و جوری معرفی کنیم که مارکت میخواد و همواره این فرآیند رو تست رو تکرار کنیم.اگه ۵۰۰ نفر از کاربران به صفحه محصولی رو ببینن و ۱۰ نفر از آنها محصول رو خریداری کنن نرخ تبدیل (Conversion Rate) برای خرید محصول مورد نظر ۲٪ میشه (۱۰نفر تقسیم بر ۵۰۰ نفر). کاربران در سایت یا اپلیکیشن شما وقتی از قسمتی به قسمت دیگه حرکت می‌کنن در هر مرحله نرخ تبدیلی اتفاقی می‌افته. با افزایش این نرخ‌های تبدیل و برطرف کردن موانعی که هنگام تعامل با سایتتون مواجه میشن، استفاده از ترافیک کاربران ورودی رو میشه بهینه تر کرد.به فرآیندی که باعث افزایش درصد نرخ تبدیل در قسمت‌های مختلف سایت یا اپلیکیشن میشه بهینه سازی نرخ تبدیل (Conversion Rate Optimization) یا cro میگن. به نظر من این تخصص ترکیبی از تخصص‌های طراحی تجربه کاربری و دیجیتال مارکتینگه.  پنل آنالیتکس شما پر از اطلاعاتیه که اگه تبدیل به بینش تصمیم‌ گیری بشه در کسب‌وکارتون انقلابی به پا میشه. به عنوان مثال اگه نرخ تبدیل ویزیتور به خریدار سایت فروشگاهی شما از ۱٪ به ۲٪ درصد افزایش پیدا کنه، میزان درآمد شما هم دو برابر میشه. ولی چجوری؟ با تکیه بر دیتا، بجای نظرهای شخصیمون. ما اول باید تحقیق و ارزیابی کنیم و اطلاعات بدست بیاریم، مشکلات و مواردی که نیاز به بهبود دارن رو شناسایی کنیم، برای رفع این موانع فرضیه طراحی کنیم، فرضیه‌هامون رو تست کنیم و در آخر نتیجه تست رو بر اساس اهداف کسب‌وکارمون آنالیز کنیم و تصمیم بگیریم ( و دوباره تکرار این چرخه). اول باید بفهمیم کجای کار می‌لنگه!مراحل تحقیق بر اساس فریم ورک ResearchXLآنالیز فنی سایت تجزیه و تحلیل اکتشافیتحلیل داده های وبمسیربابی موس و فیلم از رفتار کاربرنظرسنجی کیفیتست از کاربرجمع کردن تمامی مواردآنالیز فنی سایت : سرعت بارگذاری صفحات سایت از کلیدی‌ترین مواردیه که باید بهش بها داد. هیچ‌کس از انتظار خوشش نمیاد. برای کاربری که گشنه و خستست و میخواد آنلاین غذا سفارش بده و همزمان سه تب از سه سرویس سفارش غذا روی مرورگرش باز کرده هر ثانیه تاخیر در بارگذاری صفحه یه قرن میتونه طول بکشه. میتونید از ابزارهای GTmetrix یا Pingdom برای آنالیز و پیدا کردن مشکلات لود شدن سایت استفاده کنید و نتایج رو به فرانت-اند دولوپرتون اطلاع بدید (کیه که فیکس کنه!)سازگاری با مرورگرهای مختلف هم نکته کلیدی ایه که باید بهش توجه شه. دوستان باور کنید هنوز هم گونه‌ای از بشر وجود داره که از Internet Explorer برای مرور صفحات وب استفاده میکنه.۵۳میلیون نفر از ایرانی ها با موبایل به اینترنت وصل میشن و اگه سایت شما با تبلت و موبایل و رزولوشن‌های مختلف سازگاری نداشته باشه تعداد زیادی از این کاربران رو هم از دست میدید.تجزیه و تحلیل اکتشافی: این روش تحقیق بیشتر از جنس  طراحی تجربه کاربریه ( User Experience Design) . آیا صفحه فرودی پیجی که قصد بهینه سازی اون رو دارید با بنر تبلیغاتی که کاربر از طریق اون به این صفحه فرود داره ارتباط یکپارچه‌ای داره یا خیر؟ آیا کاربر نیازش رو میتونه سریع رفع کنه و به هدفش برسه یا خیر؟ بین کاربر و هدفش چه موانعی وجود داره یا خیر؟ تحلیل داده های وب: متداول‌ترین ابزار تحلیل داده‌های سایت ابزار Google Analytics هست. آنالیتیکس به ما کمک میکنه تا بفهمیم کاربران ما کی هستند (سن، جنسیت، علاقه، نوع دستگاه،..) و از چه کانالهایی وارد میشن، چه رفتاری رو در سایت ما انجام میدن و در آخر چه آورده‌ای برای ما دارن. شما باید قبل از هرکاری پنل آنالیتیکس رو بر به سایتتون وصل و بر اساس اهداف و سوال‌های بیزینستون تنظیم کنید. Custom Dimension و Funnel تعریف کنید و برای نگهداری دیتای کاربران کیسه بدوزید. به عنوان مثال برای خیلی از ماکتر سواله که چه زمان از روزهای هفته و چه ساعتی تبلیغات و پروموشن‌هاشون بازدهی بیشتری داره. جوابش گزارش پنل آنالیتیکس بر اساس دایمنشن‌های Day Of Week Name و Hour و مقایسه نرخ تبدیل و تعداد بازدید صفحات نسبت به همدیگست.برای بررسی ایونت‌های خاص مانند کلیک روی یه دکمه میتونین از ابزار Google Tag Manager استفاده کنید. اگه شما تا الان مسیر‌های مهم سایتتون رو در آنالیتیکس تعریف نکردید با همین دیتای موجود هم میتونید بینش خوبی بدست بیارید. بر فرض شما میخواید مسیر ثبت‌نام کاربر و ریزش در هر یک از مراحل رو بررسی کنید. با مشاهده تعداد بازدید Url سه صفحه (ثبت نام، تکمیل فرم ثبت نام، اتمام فرم ثبت نام) یه فانل با سه مرحله و دو نرخ تبدیل دربیارید و نرخ تبدیل هر کدوم از این مراحل رو ارزیابی کنید. اگه از مرحله دو به سه ریزش زیادی رو مشاهده کردید یه جای کار می‌لنگه. ممکنه دلیلش یه باگ نرم افزاری یا ملموس نبودن دکمه رفتن به مرحله بعد باشه. مسیربابی موس و فیلم از رفتار کاربر: وقتی شما به صورت حضوری محصول و خدماتتون رو عرضه می‌کنید فرصت اینو دارید که واکنش کاربر رو نسبت به کنش‌‌هاتون مشاهده کنید و رفتارش رو بررسی کنید. اما در دنیای دیجیتال چی؟  ابزارهایی وجود دارن که به وسیله اونا می‌تونین بفهمیم کاربران کجاهای صفحه بیشتر کلیک کردن، کجاها رو اسکرول کردن، فیلم ضبط شده از لحظه ورود به سایت تا خروجشون رو ببینیم و.. برای مثال شما اگه دکمه فراخوان به عمل (CTA) خرید رو پایین صفحه گذاشته باشید و با مشاهده آمار اینکه اکثر کاربران اصلا انقدر به پایین اسکرول نمی‌کنن که دکمه مورد نظر رو ببینن و یا دیدن فیلم سشن کاربری که  ده دقیقه برای یافتن محصول مورد نظرش با فیلترهای جستجو درگیره متوجه می‌شیم یه جای کار می‌لنگه. Fullstory (پیشنهاد من)، Hotjar ،Mouseflow، (برای آنالیز اپلیکیشن موبایل) Appsee ابزارهایی خوبی برای ترک کردن هستن. فقط در استفاده از این ابزارها زیاده روی نکنید چون می‌تونه سرعت بارگذاری صفحه رو کم کنه، اگه شروع بیزینستونه و ترافیک سایتتون هم کمه (زیر۱۰۰تا سشن) اینو در نظر داشته باشید که خیلی از آمارهایی که میدن میتونه به دلیل کم بودن اندازه جامعه نمونه اعتباری نداشته باشه.نظرسنجی کیفی: برای جواب دادن به خیلی از سوالات نمیشه از اعداد و ارقام استفاده کرد. برای مثال پیدا کردن دلیل اینکه کاربری محصولی رو به سبد خریدش اضافه کرده، ولی نمیره پرداختش کنه باید از سوالات تشریحی و باز استفاده کرد و نگرانی و دغدغش رو کشف کرد. آیا به مناسب بودن قیمت محصول شک داره؟ آیا نمیدونه کالا کی به دستش میرسه؟ استفاده از ابزار‌های نظرسنجی (با سوالات کوتاه و ساده) و سیستم‌های چت آنلاین مثل سرویس ریتین می‌تونید در لحظه مناسب پیش کاربرتون باشید و موانع تصمیم‌گیریش رو شناسایی و رفع کنید.  اینکه چرا مشتری فعلی شما بین شما و رقیب‌هایتان شما رو انتخاب کرده (مخصوصا در مراحل اولیه کسب‌وکار) به هر چه سریع‌تر پیدا کردن ارزش پیشنهادیتون کمک کنه. ولی به نظر من در ماه‌های اول کار هیچ روشی به اندازه صحبت رودررو و مصاحبه عمیق با کاربر نمیتونه مفید باشه.تست از کاربر: آزمون کاربردپذیری (Usability) به شما کمک میکنه که مشکلات و موانعی که موقع استفاده از خدمات و محصولتون برای کاربر پیش میاد شناسایی و رفع و محصول کاربردی‌تری رو ارائه دهید. برای اطلاعات بیشتر در مورد این موضوع پیشنهاد میکنم سوال برای تست کردن محصول خود، چگونه کاربران مد نظر را انتخاب کرده و با آن‌ها مصاحبه می‌کنید؟ رو در جوابکو بخونید.انجام تست A/Bبعد از مراحل تحقیق بالا، حالا نوبت به تحلیل اطلاعات موجود و درست کردن فرضیه و طراحی تست است. ما باید بفهمیم کجای سایت مشکل داره، چه مشکلی وجود داره و چرا این مشکل وجود داره. برای رفع مشکل و یا بهبود نرخ ‌های تبدیل موجود فرضیه طراحی کنیم و این فرضیه‌ها رو بر اساس اولویت‌هامون یکی یکی تست کنیم. به عنوان مثال اگه به این فرضیه رسیدیم که دلیل زیاد بودن نرخ پرش (Bounce Rate) یک صفحه فرود ملموس نبودن دکمه فراخوان به عمله (CTA)، بزرگتر کردن سایز دکمه و کنتراست بیشتر رنگ دکمه نسبت رنگ زمینه رو تست کنیم و نتایج رو برای بهینه‌سازی بررسی کنیم. در چند وقت آینده نوشته‌ای با عنوان A/B testing چیست منتشر و انواع مختلف و ابزار انجامش رو توضیح میدم.اهمیت قسمت‌بندی کاربران (Segmentation)کاربران شما هدف‌ها و نیازهای متفاوتی از یکدیگر دارن و برای مشاهده اتفاقاتی که با حضورشون در هر لحظه در این سیستم میفته باید به گروه‌های کوچک‌تر تقسیم‌بندی شن. کاربران رو از سه جهت میشه در پنل آنالیتیکس تقسیم بندی کرد:۱.کانال ورودی (Source): فرض کنید شما صفحه ورودی طراحی می‌کنید و از طریق کانال‌های مختلف سعی در پروموت کردن این صفحه دارید، مطمعنا رفتار کاربری که از طریق پست صفحه توییتر که برای اولین بار به سایت شما اومده با رفتار مشتری وفادار شما که از طریق اشتراک در خبرنامه ایمیلی به این صفحه رسیده متفاوته. کاربرانی که داخل سایت میشن از همون لحظه اول باید با زدن برچسبی ترک بشند. ۲.رفتار (Behavior): کاربران چون که نیازهای متفاوتی دارن پس رفتار متفاوتی هم انجام میدن، کاربری که در هفته چندبار به سایت شما سر میزنه با کاربری که ماهی یه بار میره و میاد فرق داره و باید در گروهی جدا بررسی بشه. کسی که در هر بار ورودش به سایت حداقل ۴تا صفحه رو می‌بینه و بعد میره با کسی که فقط صفحه اصلی رو چک میکنه هم به دلیل رفتار متفاوت باید در دسته‌‌ای جدا مورد بررسی قرار بگیره. برای مثال نرخ تبدیل کاربران بازگشتی (Returning Visitor) به طور میانگین ۲ تا ۳ برابر از کاربر جدید بیشتره.۳.آورده (Outcome): آخرین و بهترین کاری که کاربر میتونه در زندگی کاربریش انجام بده خرید محصول یا خدمات شماست. بر اساس نوع محصولی که گرفته و یا حجم سبد خریدش میتونه در گروه‌های مختلفی قرار بگیره. به عنوان مثال اگه شرکت شما تولیدکننده نرم‌افزارهای اداری باشه و بخواد دوره‌ای رو برای آموزش امور مالی برگزار کنه اول باید گروه مشتریانی که محصول حسابداری رو قبلا خریداری کردن مورد هدف قرار بده و نرخ تبدیل این گروه برای شرکت در این دوره، از نرخ تبدیل گروه مشتریانی که نرم‌افزار منابع انسانی رو خریداری کردن بیشتره. http://vrgl.ir/qr69x مزیت‌ بررسی Assisted Cro تصور کنید یه روز که در یه بزرگراهی دارید حرکت میکنید چشمتون میفته به تابلوی تبلیغاتی جالب یه آبمیوه با برندی جدید، وقتی می‌رسید خونه جلو تلویزیون باز هم تبلیغ تلوزیونی این برند رو می‌بینید. فردا  از دم سوپرمارکت سر کوچه که رد میشید کانتر سمپل همون برند آبمیوه رو باز می‌بینید و ترغیب میشید برید جلو و این محصول رو امتحان و خریداری کنید. آیا فروشنده پشت کانتر این محصول رو به شما فروخته؟ بله. ولی تاثیر بقیه کانال‌های تبلیغاتی چی میشه؟ در دنیای آفلاین اندازه‌گیری این تاثیر تقریبا نشدنیه. ولی در دنیای آنلاین به وسیله قسمت Assisted Conversions در پنل گوگل آنالیتیکس میشه پی به تاثیر هر یک از کانال‌های آنلاین در تصمیم‌گیری کاربر برد. برای توضیح هر یک از متریک‌های تصویر پنل زیر به این آموزش گوگل Analyze channel contribution مراجعه کنید.بهینه سازی صفحه فرود (LPO)به فرایندی که باعث بهینه کردن صفحه فرود و افزایش نرخ تبدیل کاربران میشه Landing Page Optimization یا LPO می‌گویند. برای اطلاعات بیشتر در این زمینه پیشنهاد می‌کنم نوشته را بخونید. http://vrgl.ir/okukk خطاهای متداول در تحلیل نرخ تبدیل کم‌تعداد بودن افرادی که تبدیل شدن: ما هنگام مقایسه نرخ‌های تبدیل ممکنه دچار اشتباه بشیم و از متداولترین اشتباهات میشه به کم‌تعداد بودن افرادی که تبدیل شدن اشاره کرد. به عنوان مثال اگه دو محصول داشته باشیم و نرخ تبدیل افزودن به سبد خرید برای این دو محصول رو نسبت به هم مقایسه کنیم باید برای هر کدوم حداقل ۱۰۰نفر(یا بیشتر) تبدیل اتفاق افتاده باشه تا احتمال خطا در تحلیل کم بشه.تغییرات فصلی: به عنوان مثال فروش محصولات مسافرتی مانند چادر و هدلایت در فصل‌های سفر خیلی بیشتر از اوایل زمستونه و هنگام تحلیل باید به این تغییرات رفتار کاربر توجه کرد.متفاوت بودن نرخ تبدیل در صنایع و محصولات مختلف : برای مثال محصول متداولی مثل جوراب نرخ تبدیل خیلی بیشتری از محصولی مانند خودرو داره. در کسب‌وکارهای ‌b2b هم که معمولا سه مدل قیمتی ارزون، متوسط و گرون دارن نرخ تبدیل پلن با قیمت بیشتر اغلب از بقیه کمتره. پیشنهاد می‌کنم برای پی بردن به میانگین نرخ تبدیل در صنایع مختلف این مقاله سلطان Dave Chaffey در اسمارت اینسایت بخونید.Ecommerce conversion rates – how do yours compare?تازگی: اگه شما محصول یا خدمات جدیدی رو به سایتتون اضافه کنید به دلیل حس تازگی و نو بودنی که برای کاربران داره (مخصوصا کاربران بازگشتی) شاید نرخ تبدیل آن در اوایل معرفی بالا باشه و این نرخ همیشگی نیست و موقتیه.دید کیفی یا کمی؟داشتن دید کمی و کیفی در هر دو در کنار هم در فرآیند بهینه سازی نرخ تبدیل لازمه. دید به قول لورد کلوین اگه شما نتونید چیزی رو اندازه‌گیری کنید، نمیتونید بهبودش بدید. افراد با طرز فکر مارکتینگ همواره سعی دارن تا راه حلی که قبلا رفتن رو تکرار و هر بار نسبت به سری پیش به وسیله اطلاعات کمی بهینه‌تر کنن. ولی افرادی با دید طراحانه و خلاق به دنبال روش‌های جدیدی برای حل مسئله می‌گردند و راه‌های جدید رو کشف می‌کنن. برای افراد داده‌محور جمعیت مثل جعبه سیاهی میمونه که فقط ورودی و خروجیش رو مشاهده و تحلیل میکنن و زیاد به اتفاقاتی که درون این جعبه سیاه میفته توجه نمی‌کنن، ولی شما برای پی بردن به چرایی خیلی از رفتار‌های کاربران احتیاج دارید تا کشف کنید در ذهن تک‌تکشون چه اتفاقی در حال افتادنه و خودتون رو بتونید جای کاربر بزارید. یک تیم قوی مارکتینگ و cro از ترکیبی از افراد داده‌محور (Data driven) و خلاق تشکیل شده و این دو دیدگاه مکمل همدیگند. سیستم پیچیده مغز انسان رو فقط با عدد نمیشه آنالیز کرد!و در آخرممنون که تا اینجا اومدید. سعی کردم به صورت کلی از هرچیزی یه کم بگم و عمیق شدن در هر بخش رو به ذهن پویای خودتون بسپارم. اگه این مطالب به کارتون اومد برای دوستان مارکتر و طراحتون هم بفرستید تا خوش‌ به حالشون شه.راه ارتباطی با من Erfan.aryanmanesh@gmail.com , اگه تجربه‌ و نکته‌ای در این زمینه داشتید در قسمت نظرات با بقیه به اشتراک بزارید. متاسفانه در این حوزه در ایران بنچ‌مارکی وجود نداره و بنچ‌مارک‌های جهانی هم اینجا اونجور که باید کار نمی‌کنه. خواهشا با اشتراک گذاری و شفافیت اطلاعتتون به رشد کل این اکوسیستم تشنه کمک کنید تا مسیر برای سایرین هموار‌تر بشه. </description>
                <category>عرفان آریان منش</category>
                <author>عرفان آریان منش</author>
                <pubDate>Mon, 27 Aug 2018 22:32:02 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>