<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های عرفان حبیبی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@erfanhbb</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-21 12:08:06</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/257785/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>عرفان حبیبی</title>
            <link>https://virgool.io/@erfanhbb</link>
        </image>

                    <item>
                <title>یکی از هزاران روش ایجاد انگیزه در سازمان</title>
                <link>https://virgool.io/@erfanhbb/%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-dq1nsqfefr6h</link>
                <description>برانگیخته شدن انگیزه (motivation) کارکنان موضوعی بوده که همیشه در سازمان ها مورد بحث قرار گرفته.اهمیت ایجاد انگیزه در کارکنان یک سازمان به قدری پررنگه که در طول تاریخ تئوری های بسیاری در این خصوص آمده است.قبل از اینکه در مورد یکی از جدیدترین و مهم‌‌ترین تئوری ها صحبت کنم، (البته  اگر سال 1970 رو جدید در نظر بگیریم) بهتر است که به فرآیند انگیزش (motivation process) اندکی اشاره کنم.فرآیند انگیزش نمودار معروفی دارد، این فرایند از احساس نیاز آغاز می شود، به سمت انگیزه حرکت می کند، سپس رفتاری در پی دارد و رفتار پیامدی دارد، در انتها این پیامد سبب رضایت یا نارضایتی فرد می شود. به عنوان مثال شما برای نوشیدن تشنه هستید (نیاز) و محرکی برای رفع این نیاز دارین (انگیزه)، شما چیزی می‌نوشید (رفتار)، این نوشیدن تشنگی شما را برطرف میکند، (پیامد) اگر شما مجدد به سراغ آن نوشیدنی بروید از نوشیدن آن رضایت داشتین، اگر غیر از این باشد از آن ناراضی هستین.رضایت معمولا کوتاه مدت است به همین دلیل فرآیند انگیزش دارای حلقه بازخورد است.یکی از تئوری های جذابی که تازه باهاش آشنا شدم، تئوری انتظار هستش، بنای تئوری انتظار رو آقای ویکتور وروم (Victor Vroom) ریخته و به طور مفصل در مقاله ای به نام &quot;Management and Motivation&quot; در موردش صحبت کرده.خیلی خلاصه بخوام بگم، آقای وروم انگیزش رو حاصل ضرب انتظار در وسیله در مطلوبیت میدونه.انگیزش=انتظار*وسیله*مطلوبیتتئوری انتظار میگه که  آدم‌ها وقتی برانگیخته میشن که اعتقاد داشته باشن میتونن کاری که بهشون محول شده رو انجام بدن، در ازای خوب انجام دادنش پاداشی دریافت کنند و این پاداش دریافتی ارزش تلاش کردن داشته باشه.در ادامه میگه که هم محیط (عامل خارجی) و هم نیازها (عامل داخلی) بر رفتار فرد تاثیر میذاره، به یه نکته مهم هم اشاره میکنه، اونم این که میگه رفتار هر فرد تصمیم هر فرد است و افراد تصمیمات خودشون رو بر اساس ادراکشان از خروجی اتخاذ میکنند.سخن را به انتها برسانم، اگر از طریق تئوری انتظار که مانند اکثر تئوری های دیگر در همه شرایط قابل استفاده نیستند، بخوایم تو سازمانی انگیزه ایجاد کنیم باید طبق 3 مرحله زیر اقدام کنیم:1. اهداف و عملکرد مورد نیاز جهت تحقق به طور واضح و شفاف مشخص بشن2. عملکرد با پاداش مرتبط باشه3. مطمئن بشید که پاداش برای کارکنان ارزشمند باشه، حتی بهتر است که پاداش ها فرد به فرد با توجه به شناخت مدیر با کارکنان متفاوت باشد</description>
                <category>عرفان حبیبی</category>
                <author>عرفان حبیبی</author>
                <pubDate>Wed, 12 Jan 2022 04:03:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>Spotlight Effect</title>
                <link>https://virgool.io/@erfanhbb/spotlight-effect-hgn68fjvkgfz</link>
                <description>تازگی ها با اثری به نام &quot;Spotlight Effect&quot; آشنا شدم، خواستم با شما هم به اشتراک بذارمش چون احتمالا یا درگیر این اثر هستین یا افرادی رو تو زندگیتون میشناسین که مبتلا به این اثر بوده باشن.اسپات لایت افکت میگه که آدم فکر میکنه همه دارن نگاهش میکنن و به نوعی &quot;کانون توجه عالم&quot; هستش و مدام حس میکنه مشکلاتی که فقط خودش از خودش خبر داره رو بقیه هم ازش خبر دارند و میخوان بهش گوشزد کنن!یه مثال بزنم:تصور کنین جلسه مهمی دارین، چند دقیقه قبل از جلسه، گشنگی بهتون غلبه میکنه و فقط میخواین یه گاز از ساندویچ الویه پر سُسی که صبح برای خودتون درست کردین، بخورین، حین خوردن نمیتونین تناسب رو بین سر و ته ساندویچ (?) برقرار کنین و مقداری الویه با سُس مایونز میریزه روی آستین پیرهنتون ولی جای لکه سُس اونقدری نیست که توجه کسی بهش جلب بشه، کمتر از دو سه دقیقه دیگه جلستون شروع میشه و شما وقتشو ندارین که کامل تمیزش کنین، موقعی که وارد جلسه بشین، اگر مدام به این فکر کنین که هر #لحظه ممکنه یکی کثیفی آستینتون رو به روتون بیاره و شما رو مورد عتاب قرار بده که چرا حواستون به پوششتون تو جلسه‌ای به این مهمی نیست، شما دچار اثر نورافکن یا &quot;توجه همگانی&quot; (اصطلاحی که در روان‌شناسی اجتماعی برای توصیف این حالت به کار میره) هستین.این اثر معمولا احساس خجالت و شرمساری رو به فرد در مواجهه با افراد (شاید خانواده، معمولا همکاران، غالبا غریبه ها) القا میکنه، چرا که اون فرد مدام فکر میکنه که نکات منفی ای که خودش از خودش خبر داره، بقیه هم ازش اطلاع دارند و هرلحظه ممکنه بهش گوشزد کنند، به عبارتی دیگه همه اونو &quot;زیر نظر&quot; گرفتن.برای غلبه به این اثر میشه از خودش استفاده گرفت، اینکه فکر کنیم بقیه هم دارن همینجوری فکر میکنن و وقتی برای فکر کردن به ما ندارن!هر وقت همچین حسی سراغمون اومد فقط کافیه تصور کنیم که فرد مقابلمون هم دقیقا داره به خودش فکر میکنه ?تو سازمانمون میتونیم این مسئله رو برای سرمایه هامون (علی الخصوص جوان ترها) تبیین کنیم، تا حداقل یکی از موانع حرف زدنشون برداشته بشه.اصلا بعید نیستش که یه موقع حرفای مهمی که میتونستن به ما بگن رو به خاطر همین افکت نگفته باشن و سازمان هیچوقت نتونسته از اون حرف استفاده بکنه.یه مثال دیگه بخوام بزنم: جورابِ سوراخ! اینو دیگه بیشتر از این بازش نمیکنم ?#رفتارسازمانی#SpotlightEffect</description>
                <category>عرفان حبیبی</category>
                <author>عرفان حبیبی</author>
                <pubDate>Tue, 03 Aug 2021 17:13:21 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>