<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های الهام اسماعیلی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@esmaeilielm</link>
        <description>نویسنده</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 09:48:52</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/241353/avatar/hQsXgu.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>الهام اسماعیلی</title>
            <link>https://virgool.io/@esmaeilielm</link>
        </image>

                    <item>
                <title>لازم است اما نداریم!</title>
                <link>https://virgool.io/@esmaeilielm/%D9%84%D8%A7%D8%B2%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85-bqnp9r46pecw</link>
                <description>زمان‌هایی که مادربزرگ، پدربزرگ‌ها برای بچه‌ها قصه می‌گفتند تا آنها را سرگرم کنند و با قصه‌ها برایشان رؤیا بسازند؛ مثل این‌ روزها نبود که همه سواد خواندن داشته باشند، کتاب کودک را بشناسند و به قولی داستان مناسب را بخوانند.از افسانه‌ها و اسطوره‌ها که به صورت شفاهی و سینه به سینه بین‌شان رد و بدل شده بود، برای بچه‌ها قصه می‌گفتند. با انقلاب اسلامی و فراگیرشدن جلسه‌های قرآنی و روضه‌ها بود که قصه‌های قرآن و پیامبران جای افسانه‌ها را گرفت. داستان‌های پیامبران نیز کم اعجاب‌آور نبودند. مادربزرگ‌ها با آب و تاب و اشک چشم آنها را برای نوه‌ها می‌گفتند. از کارهایی که پیامبرها برای معرفی خدا، دین و ایمان آورن قوم‌شان می‌کردند. هبوط آدم، شکستن بت، سرد شدن آتش، ساخت کشتی و سوار شدن تمام موجودات، شکافتن دریا، دمیدن روح در گل، معراج، شکاف قمر و هزارها داستان متفاوت که آنها را با دین آشنا می‌کرد و البته برای کودک سرشار از شگفتی بود. روان‌شناس‌ها می‌گویند شنیدن قصه‌ها موجب می‌شود که بچه‌ها با‌ روند کارها در بزرگسالی آشنا شده و به شرایط بحرانی که برای قهرمان قصه - پیامبر خدا- پیش آمده فکر کنند، تاب‌آوری‌شان به مرور افزایش یابد و با اتفاق‌‌های مختلف در آینده دچار فروپاشی روانی در نوجوانی یا بزرگسالی نشوند. از طرفی هم شنیدن قصه زمینه‌سازی برای آشنایی کودک با مفهوم دین، پیامبر و امام بود. کودک در یک جامعه دینی زندگی می‌کرد و این آشناپنداری کودک در زمان رسیدن به سن تکلیف شرعی با پیش‌زمینه روانی که از شنیدن داستان هریک از امام‌ها‌ دارد، خود را آماده پیوستن به قهرمان آن قصه‌ها می‌کرد که در راه دین خدا فداکاری کرده بودند.قصه کارکردهای مثبت زیادی دارد که یکی از آنها کمک به ساخت جهان ذهنی کودک است. خانواده‌ها با سطح متفاوت پایبندی به دین می‌توانستند از قصه و نمایش به عنوان ابزاری برای ایجاد علاقه به دین در کودک‌شان استفاده کنند تا او در قصه‌های مختلف به همذات پنداری با شخصیت‌های متنوع بپردازد. فرصت ناب ارتباط بی‌واسطه با امام از طریق شنیدن یا خواندن داستانی تاریخی بود.اما حالا این‌ روزها با انواع نظرهای کارشناسی و تنوع فراوان در انتشار کتاب کودک روبه‌رو هستیم. والدین احساس نیاز به بررسی‌های همه‌جانبه کتاب و محصولات فرهنگی قبل از رسیدن به دست و اندیشه کودک می‌کنند. نگران مواجهه کودک با انواع ناهنجاری‌ها متناسب با فرهنگ‌شان و تبدیل آنها به آسیب‌ هستند و تا حدی مانع شنیدن آن قصه‌ها در کودکی می‌شوند. با گذشت سن و بزرگ‌تر شدن بچه‌ها آنها با این حجم از تنوع محصولات کمتر سراغ کتاب و آن هم با موضوعات دینی می‌روند. پیدا کردن کتاب دینی که داستان خوبی برای مخاطب کودک داشته باشد، نیز کم است، البته که تیراژ انتشار کتاب با موضوع‌ مذهبی از سایر موضوع‌ها بیشتر است ولی پیداکردن قصه ناب که شامل تمام عناصر داستان بدون نتیجه‌گیری و پندآموزی باشد، در این آشفته بازار سخت است. اکثر داستان‌های مذهبی و مرتبط با ائمه، داستان‌هایی از کرامت‌های ایشان در حق مردم یا دادن پندهای خیلی خاص به افراد در طول حیات‌شان بوده که کاربردی برای کودک یا نوجوان امروزی ندارد. گاه نوجوان آن را چون یک افسانه از سرزمین اعراب می‌خواند. کودک و نوجوان تشنه خواندن یا دیدن آنها در مدیوم سینما است.شخصیت ائمه قابلیت این را دارد که به عنوان یک پکیج کامل از ویژگی‌های انسان کامل به کودک و نوجوان ارائه شود، فقط کافی است دست از نوشتن روایت‌های تکراری برداشته، به منابع مختلف که برای بیان ابعاد مختلف زندگی ایشان وجود دارد، رجوع کنیم. این امر نیاز به یک محقق نویسنده دارد که تمایل به ساده‌سازی مطالب برای کودک و نوجوان داشته باشد و به ارائه تصویری جذاب از امامان برای زندگی در این عصر دیجیتال علاقه‌مند است.حال از هر سو که به کتاب نگاه می‌کنیم، برای شناخت امامان و ساخت ارتباط شخصی با ایشان، ابزار مطمئنی است. در خواندن کتاب و شنیدن قصه است که کودک می‌تواند تصویر خاص خودش از امام و جهان ذهنی با ولایت ایشان را بسازد. وقتی که تصویر شخصی ساخته شد، حالا قلاب رابطه هم ایجاد می‌شود، قصه‌هایی در بزنگاه‌های زندگی از این ارتباط‌ها ساخته می‌شود که این پیوند را محکم می‌کند. کتاب خوب می‌تواند اطلاعاتی در باب زندگی فردی، اجتماعی امامان دهند. کودک با خواندن داستان ارتباط عاطفی، معنوی، با امام می‌سازد که در آینده موجب الگوسازی درست و اخلاق‌مدار در زندگی او خواهد شد. البته با خواندن کتاب است که نگاه تاریخی نسبت به دین در او شکل می‌گیرد. درست است که کودک و نوجوان این عصر اهل تصویر و رسانه است و کمترین میزان توجه در سال‌های اخیر را به کتاب دارد. ولی خوب است به او یادآوری کنیم که برای ساخت یک انیمیشن، بازی، فیلم یا هر محتوا تصویری دیگری به یک طرح نوشته شده نیاز داریم.برای ساخت اثری تصویری از امامان و آشنا کردن کودک عصر دیجیتال با ایشان، نیاز به یک فیلمنامه، بازینامه یا یک متن تأیید شده هستیم. یعنی از هر طرف که نگاه کنیم پایه هر کدام از این موارد، داستان یا محتوا متنی است که از سوی یک نویسنده آشنا با هر دو فضا یعنی رسانه و ذهن کودک نوشته شده باشد. روایت یک قصه صادقانه و محققانه می‌تواند در باورپذیر کردن شخصیت و ارتباط با امامان بسیار مؤثر باشد. https://irannewspaper.ir/sp-326/9/84264 </description>
                <category>الهام اسماعیلی</category>
                <author>الهام اسماعیلی</author>
                <pubDate>Sat, 27 Apr 2024 14:24:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>با عقده‌ای بازی درست نمی‌شود</title>
                <link>https://virgool.io/@esmaeilielm/%D8%A8%D8%A7-%D8%B9%D9%82%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-fv0jjltwumh8</link>
                <description>کتابدار یک کتابخانه کودک و نوجوان هستم. کسانی که به من مراجعه می‌کنند، افراد فرهیخته و کتابخوانی هستند که دوست دارند فرزندشان نیز کتابخوان شود. والدین مراجعه کننده‌ها (اسمی که من روی آنها گذاشته‌ام) به دو دسته کلی تقسیم می‌شوند.یک: خودشان اهل کتابخانه رفتن و خوره کتاب بودند و به ندرت پول بابت خرید کتاب دادند و می‌خواهند این ویژگی را از همان یک سالگی که کودک راه افتاده در او نهادینه کنند و عموماً دانشجو نیز هستند.دو: والدین کتابخوان پولدار که فرهنگ و هزینه کردن برای آن همواره دغدغه‌شان است. آنها کتاب‌ها را خریده و بیشتر وقت خود را در کتابفروشی گذرانده‌اند تا کتابخانه. از اولین تجربه‌ خرید کودک نیز، خرید کتاب از شهر کتاب‌ها بوده و در اتاق خودش یک کتابخانه مفصلی دارد.دست روزگار بر قیمت کاغذ و کتاب فشار آورده تا حدی که خرید کتاب کودک حتی برای اقشار مرفه نیز سخت شده است. حالا هر دو والد پیش من آمده‌اند، با یک تفاوت جزئی در نگاه نسبت به کتاب و سن کودک و نوجوان‌شان.گروه اول، کودک نوپا است و در حال یادگیری با کتاب، گروه دوم نوجوانی عشق خواندن که همواره تازه‌های نشر را می‌خوانده است، اما حالا در کتابخانه‌ای گیر افتاده که او هم اسیر تأمین بودجه برای به‌روز کردن مجموعه‌اش است.البته که در این کتابخانه، کتاب‌های خوب قدیمی است که رنگ و لعاب کتاب‌های جدید را ندارد، اما در هیجان خواندن و تزریق شوق به یک کتابخوان دست‌کمی از رمان‌های جدید ندارد.برای گروه اول کتاب مناسب پیدا و توصیه کردن آسان‌تر است. سلیقه او هنوز شکل نگرفته، تنها به تکرار و مجموعه‌ها علاقه دارد و والد هم در زمینه کتاب‌های خردسال تخصصی ندارد و انتخاب را به کتابدار می‌سپارد.اما سختی کار، مواجهه با آن نوجوان از کتابفروشی آمده و والد فرهیخته‌‌اش است. نوجوان‌های امروزی به واسطه تعامل زیاد با رسانه و تصویری شدن به گرافیک رمان، لایت ناول (رمان سبک)، کمیک استریپ و مانگا علاقه نشان می‌دهند. در زمان خرید کتاب که قرار به هزینه کردن بود، والدین در انتخاب کتاب بچه‌ها نظرهای مفصل می‌گذاشتند و با روش‌های مختلف مانع خرید این جور کتاب‌ها از سوی آنها می‌شدند. نوجوان را به سمت رمان‌های کلاسیک که برای این گروه سنی کوتاه شده یا مناسب‌سازی شده سوق می‌دادند. یا طبق برنده جایزه‌های معتبر در جهان یا از بین لیست‌هایی که گروه‌های مختلف بررسی ادبیات کودک منتشر می‌کردند، کتاب به نوجوان پیشنهاد می‌کردند و او باید از بین گزینه‌های موجود یکی را انتخاب می‌کرد تا مبادا به ادبیات سخیف البته از نگاه والدینش نزدیک شود.این چرخه با ورود به کتابخانه تا حدی مخدوش می‌شود، نوجوان با اندک هزینه‌ای به همان کتاب‌های تا حدی ممنوعه البته از نظر والدین دست پیدا می‌کند، وگرنه این کتاب‌ها از زیر نظر ممیزان بزرگ ارشاد رد شده و به بازار نشر آمده‌اند.ایراد در نگاه والدین فقط این است که آن کتاب‌ها فاقد ادبیات فاخرند و ارزش افزوده اندکی دارند؛ کودک و نوجوان در بیشتر مواقع با خواندن آن کتاب‌ها با صدای بلند می‌خندند و یاد شیرین‌کاری‌های خودشان در مدرسه و خانه می‌افتند.این نوجوان‌ها در نظر والدین کتابخوان نیستند و از کتاب یاد نمی‌گیرند، بلکه بیشتر در حال بازیگوشی با کتاب‌اند. آنها نوجوان این عصر دیجیتال و ویدیوگیم هستند، همین قدر که به کتاب‌های تصویری و مکتوب رو آورده‌اند، از بسیاری از هم سن و سالانشان در مطالعه و فهم مطلب جلوتر هستند. مشکل اینجاست که والدین آنها را با نوجوانی‌ خودشان مقایسه کرده که کتاب برای این گروه سنی کم نوشته می‌شد و آنها مجبور بودند کتاب‌های بزرگتر از سن و فهم خودشان را مطالعه کنند.بنابراین با ادبیات قلمه سلمبه‌ای نیز برخورد می‌کردند، البته در بیشتر موارد سؤال نیز نمی‌پرسیدند و گاه نسبت به آنچه خوانده بودند، دچار کج فهمی می‌شدند و با خواندن دوباره کتاب‌ها در جوانی و بزرگسالی متوجه قضیه می‌شدند.ولی یادآوری اینها هم موجب نمی‌شود که نگاه تحقیرآمیز نسبت به نوجوان‌شان نداشته باشند و آنها را با خودشان مقایسه نکنند. انسان دچار نسیان است و با گذر از هر مرحله از زندگی، لذت‌ها و شوق‌های آن دوره را هم فراموش می‌کند. قطعاً والدین هم دوست داشتند تا حق انتخاب بود و متناسب با سن و زمانه خودشان می‎‌خواندند و رشد می‌کردند. اما گرد فراموشی مانع از ارتباط سالم با نوجوان‌شان می‌شود و مدام انتخاب آنها را مورد سرزنش قرار می‌دهند.گروه دیگری از نوجوان‌ها هم هستند که تمایل به ادبیات عاشقانه دارند. آنها از سن خود فراتر رفته و گاه یواشکی از کتابخانه بزرگسالان کتاب امانت می‌گیرند که باز هم با توبیخ از سوی والدین مواجه می‌شوند که این کتاب‌ها او را اسیر خیال و رؤیا می‌کند و بهتر است امانت ندهیم. ما هم در بیشتر زمان‌ها امانت نمی‌دهیم، اما این راه چاره نیست و او کتاب را از دوستانش یا حتی فایل پی‌دی‌اف آن را در اینترنت یافته و می‌خواند. عطش خواندن دارد و آنچه را بخواهد می‌یابد، پس چه بهتر که کتاب را در دستان او یا در اکانت اپ کتابخوانی با مشاهده سابقه مطالعه‌ا‌ش ببیند تا در سایت‌های نامناسب، رمان‌های عاشقانه با محتوای رکیک جنسی را بخواند.کتاب خواندن البته کار مثبت با ارزش افزوده بالایی است که نوجوان ما به آن علاقه‌مند است، بنابراین می‌توانیم برای جهت دادن به مطالعه‌‌اش، او را عضو باشگاه‌های کتابخوانی موضوعی یا نویسنده محور کنیم تا با یک تسهیلگر توانمند در زمینه گفت‌و‌گو همراه و همدل شود. در این جمع‌هاست که نوجوان می‌تواند همزمان با مطالعه‌ کتاب به‌صورت فردی، در گروه نیز زمینه‌های ارتباط اجتماعی و بیان احساس را در خودش تقویت کند. https://irannewspaper.ir/sp-322/14/83351 </description>
                <category>الهام اسماعیلی</category>
                <author>الهام اسماعیلی</author>
                <pubDate>Sun, 07 Apr 2024 00:00:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب؟ عمرش گذشته مربی!</title>
                <link>https://virgool.io/@esmaeilielm/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B9%D9%85%D8%B1%D8%B4-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%A8%DB%8C-doxckrkym1m0</link>
                <description>اگر نوجوان داشته باشید یا حتی مدتی کوتاه با چند نوجوان زیست کرده باشید، از بین حرف‌هایشان این جملات را خواهید شنید: «هنوز‌ داری کتاب می‌خونی؟ عمر این کارها تموم شده!» با در دست گرفتن موبایل‌شان زیر چشمی بهت نگاه می‌کنند و می‌گویند: «در این عصر تکنولوژی و هوش مصنوعی که دیگه وقتت را نباید بذاری برای کتاب.» فقط کافی است که بگویید، می‌خواهید برای یک پژوهش یا ارائه دانشگاهی مطالعه کنید و فرصتی برای تفریح و گپ زدن ندارید، صدایشان بلند می‌شود که: «ای‌ بابا هرچی بخوای رو می‌تونی از یوتیوب یاد بگیری. یوتیوب دانشگاهه. همه واحدهای درسی و آدم حسابی‌ها اونجا ارائه دارن.» ‌نوجوان‌ها هم بخشی از فضای عمومی کشور هستند که نسبت به مطالعه کتاب مقاومت دارد، نوجوانی که فصل دانش‌آموزی است و در مقطعی از عمر انسان قرار گرفته که باید بالاترین میزان مطالعه را در مجموع عمر فرد داشته باشد.والدین تا قبل از سن مدرسه برای سرگرمی هم که شده، کتاب را برای کودک می‌خوانند، حتی قبل از خواب. در داخل پرانتز این نکته را هم بگویم، در صحبتی که با یک روانشناس، که در حوزه ادبیات کودک فعالیت می‌کرد، داشتم، گفت: قبل از خواب برای کودک کتاب نخوانید، بلکه قصه بگویید یا نمایش سایه اجرا کنید. دلیل را که پرسیدم از شرطی شدن کودک برای خواب همراه با کتاب گفت و خواندن کتاب را علت خواب آلودگی افراد در هنگام مطالعه در سنین مدرسه عنوان کرد. بگذریم؛ اما از وقتی که کودک وارد مدرسه می‌شود، فقط با کتاب درسی، بعد کمک درسی، تست و کنکور سروکار دارد. خواندن یک داستان یا لذت کشف و فهم مطالب علمی فراتر از کتاب درسی را از دست می‌دهد.در حین تحصیل و پیدا کردن پاسخ مسأله‌های ذهنی به دکتر گوگل و معلم یوتیوب مراجعه می‌کنند. اینها اصلاً کار ناپسند و نادرستی نیست بلکه متناسب با امکانات و عصری که بچه‎‌ها در آن زندگی می‌کنند این کار یک روش عادی و روتین برای یافتن پاسخ پرسش‌های ذهنی‌شان است؛ هرگز نمی‌شود آنها را از این کار منع کرد و اطلاعات آنها را دم دستی یا نامعتبر دانست؛ بلکه باید در صحت و سقم اطلاعاتی که در اینترنت وجود دارد با دانش‌آموزان و نوجوانان صحبت کرد و آنها را نسبت به انواع مطالب درج شده در سایت‌ها و بلاگ‌ها آشنا کرد.یکی از وظایف معلم‌ها‌ و والدین در این عصر این است که به آنها روش‌هایی را بیاموزند که با کمک گرفتن از آنها درباره درستی مطالبی که در ویدیوها می‌بینند یا در سایت و کپشن می‌خوانند اطمینان حاصل کنند. معلم‌ها می‌توانند درباره محمل‌های مختلف اطلاعاتی برای بچه‌ها صحبت کنند. اطلاعات به دو شکل کتابی و غیرکتابی وجود دارد و برای پیدا کردن یک زمینه مناسب فکری، لازم است از دو شکل منابع استفاده کرده و محدود به یک شکل و قاعده نشد. مثلاً این نباشد که فقط از یک نویسنده یا ناشر یا یک صفحه علمی در اینستاگرام یا یک معلم در یوتیوب یا یک پادکستر در اپ پادگیر اطلاعات خود را به دست ‌آورد. تنوع و تکثر در کسب اطلاعات و دانش در دوران نوجوانی و تحصیل، دانش‌آموز را دچار تواضع فکری می‌کند.دانش‌آموز نوجوان به این ذهن آگاهی می‌رسد که به دانشش محدود است و به دنبال یافتن پاسخ برای سؤال‌هایش به منابع مختلفی رجوع می‌کند. یکی از این منابع که اتفاقاً معتبرتر است کتاب است. حالا چرا معتبرتر است؟ چگونه اعتبار آن را به نوجوان نشان دهیم؟ فرایند تولید و به انجام رسیدن و نوشتن یک کتاب خودش گواه است و به آن اعتباری صدچندان نسبت به ویدیو و صحبت‌های افراد مختلف در یوتیوب می‌دهد. نوشتن ابزاری برای فکرکردن است. همان معلم یا یوتیوبر یا اینستاگرامر هم برای چند دقیقه‌ حرف زدن و انسجام دادن به صحبت‌هایش، کلمات را نوشته و به یک محتوا یکدست رسیده است. یک نویسنده دچار «مغز رنج» می‌شود، عرق فکری می‌ریزد تا آنچه را که مدت‌ها در ذهن می‌پرورانده است در قالب حروف و به شکل کلمه روی کاغذ جاری کند. نویسنده با علم و دانش مکتوب، خود را با مخاطب و برای تولید علم و پرورش فکر در میان می‌گذارد. هنوز هم با ظهور اینترنت، وب 2، شبکه اجتماعی و حالا هوش مصنوعی، هیچ چیز نتوانسته است در تولید و اشتراک‌گذاری علم با کتاب رقابت کند. جدای از تولید علم، با نوشتن است که می‌توانیم افکار خود را روی کاغذ و به فرمت کلمه درآورده و با آنها مواجه شویم. با نوشتن و خواندن آنها می‌توانیم به آنچه فکر می‎کردیم دست پیدا کرده و با روخوانی‌، افکار را اصلاح و حتی بازتولید کنیم. می‌توان با آشنا کردن نوجوان با نوشتن و تمرین‌های مختلفی که به او می‌دهید، ماهیت و نحوه شکل‌گیری کتاب را به او نشان داده تا با مشاهده میزان اثرگذاری‌ا‌ش، کتاب خواندن را به یک ارزش در میان نوجوانان تبدیل کنیم؛ البته کار سخت و دشواری پیش روی والدین و نوجوانان است چرا که کتاب خواندن نیاز به تمرکز و حواس جمعی دارد که این روزها گوهر نایاب است. با استفاده روزانه نوجوانان از گوشی هوشمند و دریافت اعلان‌های مختلف از انواع برنامک‌های آن، امکان تمرکز کردن برای انجام فعالیت‌های روزمره سخت شده است، کتاب خواندن که کار حضرت فیل است و جای خود را دارد. یکی از کارها برای دستیابی به تمرکز لازم برای مطالعه، راه‌اندازی ساعت مطالعه و ایجاد فضای مناسب برای این کار در خانواده است. ابتدا یک توافقنامه یا قرارداد داخلی بنویسید تا حدالامکان از هر آنچه موجب حواس‌پرتی می‌شود و از مطالعه عمیق می‌کاهد، جلوگیری شود. خاموش کردن تمام وسایل دیجیتالی و الکترونیکی اعم از تلویزیون، تلفن منزل، گوشی همراه، کنسول بازی، کامپیوتر تا همه اعضای خانواده با هم در ساعت مطالعه حضور داشته باشند و این ساعت منتهی به ساعت خواب شود. بهتر است بعد از پایان ساعت مطالعه کسی به وسایل الکترونیکی مراجعه نکند و با نور آبی صفحه نمایش مواجهه نداشته باشد که به مرور دچار اختلال در خواب خواهد شد. در ساعت مطالعه می‌توانید همه با هم یک کتاب را بلندخوانی کنید تا اعتماد به نفس کودک و نوجوان شما در خواندن کتاب و شنیدن صدای خودش افزایش یابد و به تسلط و فهم او به زبان فارسی نیز آگاه شوید، که هرچه دانش‌آموزان روان‌تر بخوانند، درک مطلب و فهم‌شان از درس‌ها نیز بیشتر خواهد شد. هم می‌توان اجازه داد هر فرد مطالعه کتاب خاص خودش را داشته باشد تا به پروژه شخصی خودش نیز بپردازد. برای انس با کتاب نیاز به تلاش چندجانبه است و کتاب همواره به عنوان یک ابزار کمکی در اندیشیدن در اختیار انسان بوده است و تا زمانی که او می‌اندیشد نیز خواهد بود ولو در قالب مکتوب یا الکترونیک. tps://irannewspaper.ir/sp-317/17/82260https://irannewspaper.ir/sp-317/17/8 </description>
                <category>الهام اسماعیلی</category>
                <author>الهام اسماعیلی</author>
                <pubDate>Sat, 06 Apr 2024 17:00:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نوروز با روزه اولی‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/@esmaeilielm/%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A8%D8%A7-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C-%D9%87%D8%A7-zhrbniojbvc0</link>
                <description>توصیه‌هایی برای والدین روزه اولی‌ها در ایام نوروزبا همکارم که متولد اواخر دهه هفتاد است درباره شروع ماه مبارک رمضان و تقارن آن با عید نوروز صحبت می‌کردم که تقارن نوروز و رمضان برای کارمندان و دانش‌آموزان اتفاق مبارکی است. او گفت وقتی به سن تکلیف رسید، ماه رمضان در تابستان بود. مادر و پدرش شرایط خاصی را برای اینکه بتواند روزه بگیرد، فراهم می‌کردند. هم از لحاظ تغذیه و تقویت او، هم جنبه سرگرمی و فراهم آوردن شرایط خوب خواب.دخترها معمولاً از 9 سالگی و پسرها معمولاً از 14 سالگی به سن تکلیف می‌رسند و باید روزه‌های خود را کامل بگیرند. علاقه به روزه گرفتن در کودکان خیلی به نحو رفتار، احساس و کلام مادر و پدر نسبت به این فریضه دینی بستگی دارد.آنها شوق یا حرص والدینشان از انجام کار را متوجه می‌شوند. در آنها ابتدا احساسی نسبت به موضوع شکل می‌گیرد، در ادامه و بزرگسالی است که عقلانیت و استدلال را برای انجام کارها در نظر می‌گیرند. یک کودک تازه به سن تکلیف رسیده، دختر روزه اولی 9 ساله ما نیز با توجه به تماشای والدین و علاقه‌اش به زود بزرگ شدن، تمایل دارد که مانند آنها سحر از خواب بیدار شود، غذا بخورد و روزه بگیرد. حتی اگر مقدور نیست، به صورت کله گنجشکی و نصفه نیمه.بچه‌ها از والدین‌شان تقلید می‌کنند. پس بهتر است ما کمتر از سختی روزه گرفتن و ناراحتی‌ها بگوییم و در دل بچه‌ها ضعف و نگرانی ایجاد نکنیم. در لحظات اذان صبح و مغرب، سحر و افطار بیان احساس داشته باشیم و ابراز کنیم که چقدر از انجام این عمل خداپسندانه و بندگی کردن احساس خوبی داریم.در این مراحل که آماده‌سازی روانی نو مکلف صورت می‌گیرد، همزمان باید به تقویت قوا جسمانی او نیز بپردازیم. اگر شرایط در منزل مهیا است، با توجه به تعطیلات نوروزی، شب را بیدار بمانید و بعد از خوردن وعده سحری بخوابید، حتماً آن را اجرایی کنید که تجربه جالب و عجیبی برای او خواهد بود، این‌گونه راحت‌تر می‌توانید از نظر جسمانی او را تقویت و آب از دست رفته بدن را جبران کنید. می‌توانید اجازه دهید بعد از خواندن نماز صبح و طلوع آفتاب تا حدود وقت نماز عصر بخوابد تا انرژی کافی برای ادامه روز و روزه بودن را داشته باشد.در این ماه نسبت به خواب و انجام تکالیف درسی سخت‌گیری نداشته باشید تا یک خاطره خوش از رسیدن به سن تکلیف و انجام امور دینی در ذهنش باقی بماند. از سویی، مادرها در زمینه تغذیه آنها دقت لازم را داشته باشند و از مواد خوراکی مغذی برای بدن روزه اولی‌ها استفاده کنند. مصرف خرما در وعده‌های افطار و سحر، حلیم در وعده افطار و نوشیدنی‌های سنتی مثل ترکیب عرقیجات کاسنی و شاتره، نعناع، سکنجبین با تخم شربتی در افطار و سحر به‌منظور رفع تشنگی و عطش توصیه می‌شود. کاهو دارای مقدار زیادی آب است و شما می‌توانید از شب تا صبح، برای بچه‌ها، یک دیس کنار بگذارید. اگر از سالاد استفاده می‌کنید، به یاد داشته باشید که سس ممنوع است! از آنجا که بچه‌ها تشنه‌تر می‌شوند.یکی دیگر از نکات این است که به بچه‌ها یادآوری کنید که مصرف آب زیاد در سحر نه تنها تشنگی را در طول روز کاهش نمی‌دهد، بلکه می‌تواند باعث مشکلات گوارشی شود چون آنزیم‌های گوارشی با حجم زیادی آب رقیق شدند. بهتر است مصرف آب را کم کم از افطار تا سحر به صورت حداقل 6 لیوان آب تنظیم کنید.مصرف انواع مختلف آجیل می‌تواند نقش مهمی در کمیت انرژی کودکان، بویژه کسانی که ضعیف هستند، ایفا کند. شما می‌توانید مغزهای متنوع، بادام، فندق، پسته و گردو را با کمی شکر مخلوط کرده، در سحر و افطار به فرزندانتان دهید یا آن را با شیر مخلوط کرده، یک حریره غنی از مواد مغذی و پروتئینی درست کنید. تهیه سویق کامل و قاووت نیز می‌تواند در تأمین انرژی و ویتامین‌های لازم برای بدن روزه اولی مناسب باشد.حتی اگر به نظرتان کودک شما ضعیف است و طاقت حداقل 13 ساعت روزه‌داری را ندارد، به او مرتب این نکته را نگویید و او را دچار ترس از گرسنگی نکنید در عوض مدام به تقویت روانی و جسمی او بپردازید.در طول ماه رمضان یک افطاری، دوستان روزه اولی را دعوت کنید و با کمک آنها سفره افطار را آماده کنید. در این سفره افطار غذاهای محبوب بچه‌ها را درست کنید تا لذت کنار هم افطار کردن را بچشند.حالا که تعطیلات نوروز است و پدرها هم مانند بچه‌ها به اندازه کافی در روز استراحت دارند، قبل از افطار که ممکن است بچه‌ها به علت پایین آمدن قند خون کمی بدخلقی کنند، می‌توانند آنها را به پارک برای پیاده‌روی یا بازی ببرند. با بازی و سرگرم کردن آنها کمتر احتمال بی‌حوصلگی پیش می‌آید.پسران نیز که در نوجوانی روزه اولی محسوب می‌شوند، تفاوت جزئی با دختران 9 ساله دارند. نوجوان به تنهایی و اختیار عمل بیشتری نیاز دارد. احتمالاً تا سحر بیدار و با دوستانش مشغول بازی آنلاین است. اولویت در این ماه، روزه‌داری با روی خوش است، در این مدت که بیشتر اعضا خانواده کنار هم هستند و هم تعطیلات و هم روزه را کنار هم می‌گذرانند، مدارا کردن با هم و اهمیت دادن به نیازهای کودک و نوجوان‌مان، احتمال تنش را در خانه کم و توان والدین را در روزه‌داری بیشتر می‌کند. با توجه به تعطیلات نوروزی، رفت و آمد فامیل به منزل یکدیگر و در تکاپو بودن مادر خانواده برای تهیه افطاری و بودن پدر در خانه و فرزندان روزه اولی، بهتر است جلسه‌هایی برای تقسیم وظایف در خانه داشته باشید تا همه امور منزل به دوش یک نفر و مادر خانه نباشد.ما یک بار به خاطر کرونا، مدت طولانی کنار یکدیگر ماندن را تمرین کردیم، یاد گرفتیم برای سرگرم کردن هم چه بازی‌هایی را انجام دهیم تا مسالمت‌آمیز کنار هم زندگی کنیم. حالا نیز با این تقارن، بیشتر از قبل کنار هم هستیم، البته افت قند و فشار خون ممکن است طاقت والدین را در مواجه با بچه‌ها کم کند اما می‌توان با توجه به تجربه دوران کرونا برنامه‌ریزی کرد و با هم بودن در ماه مبارک را لذت‌بخش پیش برد.خواندن قرآن کنار اعضای خانواده هم می‌تواند به عنوان یک فعالیت مشترک با روزه اولی‌ منزل صورت گیرد، خصوصاً نوجوان‌ها. از آنها بخواهیم تا در هنگام خواندن آیات قرآن در ترجمه آن نیز تفکر کنند. برای این کار می‌توان قبل از شروع ماه مبارک، یک قرآن با ترجمه روان و مناسب نوجوان را انتخاب کرد تا از ابتدا سن تکلیف با تدبر و تفکر در قرآن نیز همراه باشد. https://irannewspaper.ir/sp-334/16/86609 </description>
                <category>الهام اسماعیلی</category>
                <author>الهام اسماعیلی</author>
                <pubDate>Fri, 15 Mar 2024 17:11:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ما در گرماگرم زندگی در دلِ مرگیم*</title>
                <link>https://virgool.io/@esmaeilielm/%D9%85%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D9%85-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%84%D9%90-%D9%85%D8%B1%DA%AF%DB%8C%D9%85-ceg3balxgsbt</link>
                <description>با نوجوان سوگوار چه کنیم؟با مرگ مادرجون، همه به فکر نوه‌های کوچک بودند که حالا چطوری مرگ را برای آنها توضیح دهیم. آیا در مراسم تشیع یا تدفین حضور داشته باشند یا بهتر است به خانه دوست یا آشنایی فرستاده شوند؟اما از نوه‌های نوجوان‌ انتظار داشتند که خودشان را با شلوغی‌ و مراسم تطبیق دهند و در همه جا کمک دست مامان و باباهاشان باشند و به بقیه دلداری دهند. حتی کسی به نوجوان‌ها فرصت گریه و سوگواری هم نمی‌دهد.عموماً سوال‌های زیادی در مغز نوجوان درباره مرگ می‌چرخید اما فرصتی برای پرسیدن آنها نیست، چون همه در حال برگزار کردن مراسم به شکل آبرومندانه و موردپسند هستند.«کسی نوجوان را که هم‌پای سایر عزاداران به سوگ نشسته نمی‌بیند و درکی از مواجهه او با این غم و اندوه ندارد و ممکن است از او بخواهند تا خودداری کند و مزاحم فامیل به سوگ نشسته نشود. نوجوان مردن را می‌فهمد، اما برای عبور از آن نیاز به توجه و گفتگو دارد. اما خانواده‌ها درگیر انتخاب مکان دفن، نحوۀ هزینه کردن و برگزاری مراسم می‌شوند و در این بین، گاه مشاجره‌هایی نیز بین افراد فامیل رخ می‎دهد که اوضاع را متشنج کرده و نوجوان مغموم را بیش از قبل منزوی و عصبانی می‌کند. »این‌ها را جوانی که پدرش را در نوجوانی از دست داده بود با خاطری محزون برایم گفت. اغلب در خانواده‌های سنتی و مذهبی، چیستی مرگ واضح است. همان را به نوجوان تازه به سن بلوغ رسیده‌ مکلف شده توضیح می‌دهند. مرگ پلی‌ست بین دنیا و آخرت. روح جداشده از جسم، به برزخ خود وارد می‌شود و آن سیری که در روایت‌ها از امامان نقل شده است را به او توضیح می‌دهند. البته همین انجام مناسک و مراسم از حجم و شدت اندوه از دست دادن و فقدان حضور عزیز از دست رفته می‌کاهد و گاه، حتی در شلوغی دلیل کنار هم بودن‌شان را گم می‌کنند.در نوجوانی ما (که فقط دفتر خاطرات و گفتگوهای یواشکیِ با هم را داشتیم) کم پیش می‌آمد تا از مرگ و دلتنگی برای بزرگترها حرف بزنیم. یا از تمایل به خودکشی در خودمان. حالا با حضور نوجوان‌ها در شبکه‌های اجتماعی از نگاه آنها به مسائل آگاه شده‌ایم و گاه از مرگ ناهراسی در آنها تعجب می‌کنیم. اکثر نوجوان‌ها بسیار تمایل دارند مرگ را تجربه کنند و بدانند چه اتفاقی برای‌شان بعد از مردن خواهد افتاد و بسیار پیش‌آمده که نوجوان، سوگ ناشی از مرگ را تجربه می‌کند. با از دست دادن دوست صمیمی، پدر یا مادر یا سایر بستگانش که در هر یک از آنها مواجهه‌ش با فقدان آن عزیزان متفاوت است.اندوه، واکنشی طبیعی و عاقلانه به از دست دادن است. اول نکته در رابطه با نوجوان سوگوار این است که به شیوه سوگواری او احترام بگذاریم و در کنارش بمانیم. دست از نصیحت کردن و صحبت برای بازگشت به زندگی برداریم. حالا او تنها کسی است که با رفتن اطرافیان، به عمق تنهایی و رنج فقدان عزیزش مواجه شده و درحال زجر کشیدن و تحمل زنده بودن خودش است. کافی است با سعه صدر، شیوه‌های متفاوت سوگواری را از او بپذیریم تا با تمام شدن بهم ریختگی‌های جسمی و روانی‌ش بتواند به حالت عادی بازگردد. نوجوان طی این دوران فقط صبوری و محبت می‌خواهد. روزهای ابتدایی شاید دلش بخواهد ساعت‌ها تنها در تختخوابش بخوابد یا مدت طولانی به موسیقی مورد علاقه‌اش گوش دهد. او برای آرام کردن خودش راهی را یافته است. شاید او به کسی نیاز دارد تا فقط اندوه‌ش را بفهمد و بپذیرد.دوم اینکه اگر او را مایل به گفتکو دیدید از تجربه‌ش در سوگ سوال بپرسید و نسبت به احساسات او کنجکاوی از خود نشان دهید و به او بگویید که از هولناک بودن سوگ باخبر هستید و خودتان هم تجربه مشابهی داشته‌اید. ممکن است نوجوان در هنگام اندوه و سوگ به سمت هنر و خلق اثر روی آورد و با انجام یک کار هنری، مثل نقاشی، سفالگری، سرودن شعر، نوشتن داستان، بدون صحبت کردن از احساسات درونی‌اش به سوگواری بپردازد.سوم نوجوان سوگوار را با جملات و کلمات تسلی بخش آزار ندهید. مدام از او نخواهید قوی باشد و او را به آینده روشن و سرشار از موفقیت امیدوار نکنید. ما از آینده و مشکلاتی که یک نوجوان که والد یا دوست صمیمی‌ش را از دست داده بی‌خبریم. با جملات آرام‌بخش سعی در تسکین بخشیدن او داریم اما عموماً نتیجه عکس دارد و او را بیشتر رنج می‌دهیم. نوجوان در درون خودش طوفانی دارد و از بیرون به یک همراه و دوست برای گذر از این بحران عاطفی که برایش اتفاق افتاده نیاز دارد. تنها یک آغوش امن و مطمئن برای پشت سرگذاشتن بحران فقدانی که به طور ناگهانی در زندگی‌ش اتفاق افتاده است، می‌خواهد. لازم است در هر گفتگو به او یادآور شویم که «عیبی ندارد اگر حالت خوش نیست»**  با خود غمگینت مهربان باش، با گذر زمان، از حجم غم و اندوه تو کاسته می‌شود. * از جستار پس از زندگی – کتاب لنگرگاهی در شن روان ** عنوان کتابی از نشر میلکان – در باب مواجهع با اندوه و فقدان در فرهنگی که این‌ها را برنمی‌تابد https://irannewspaper.ir/sp-313/13/80785 </description>
                <category>الهام اسماعیلی</category>
                <author>الهام اسماعیلی</author>
                <pubDate>Sat, 09 Mar 2024 18:07:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مراقب تغذیه نوجوانان باشید</title>
                <link>https://virgool.io/@esmaeilielm/%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%82%D8%A8-%D8%AA%D8%BA%D8%B0%DB%8C%D9%87-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D8%AF-gj1rt8ctyqzw</link>
                <description>اهمیت تغذیه در دوره بلوغ از دیدگاه «شیرین قاسمی» کارشناس تغذیهنوجوانی و بلوغ دومین دوره طلایی رشد انسان است. بعد از آن هزار روز نخست زندگی کودک، با جرأت می‌توان گفت که نوجوانی از مهم‌ترین دوره‌های زندگی انسان است که در آن شروع رشد استخوان‌ها و افزایش قد، شکل‌گیری توده عضلانی و تعیین وضعیت سلامت بدن در ادامه عمر و همچنین تعیین میزان هوش و نوع یادگیری رخ می‌دهد که از تغذیه متنوع و سالم تبعیت می‌کند. مصرف یک سری از مواد غذایی در این دوران بسیار مهم می‌شوند مانند فیبر، آهن، ویتامین دی، روی، مس، سلنیوم و... که لیستی از آنها را در قالب مولتی ویتامین‌های مختلف، دیده‌ایم. در دوران بلوغ، نوجوان‌ها اصطلاحاً بد غذا یا تک غذا می‌شوند و لازم است در این زمینه والدین دقت کنند و به دو دسته ماده ضروری غذایی شامل ریزمغذی‌ها و درشت مغذی‌ها توجه داشته باشند.به طور کلی درشت مغذی‌ها به میزان بیشتری در بدن مورد نیاز هستند که پروتئین‌، کربوهیدرات‌، چربی، میوه و سبزیجات را دربرمی‌گیرد. به طور جزئی‌تر پروتئین‌ها شامل انواع گوشت، لبنیات، مغزی‌جات و تخم مرغ، کربوهیدرات‌ها شامل غلاتی مثل برنج، گندم، جو، چاودار، انواع آرد غلات و چربی‌ها شامل روغن حیوانی و گیاهی است.ریزمغذی‌ها نیز انواع ویتامین‌ها و املاحی هستند که در درشت مغذی‌ها وجود دارند. املاح مانند آهن، مس، روی. ویتامین‌ها نیز از گروه‌های بی، سی، کا و دی هستند که با مصرف صحیح درشت مغذی‌ها جذب بدن خواهند شد.مراقبت تغذیه‌ای دوران بلوغ می‌تواند از سخت‌ترین مراحل والدگری باشد، از طرفی او را نمی‌توان مجبور به خوردن کرد و از سوی دیگر، بهتر و لازم است مصرف مواد غذایی محبوب‌شان در دوره بلوغ محدود شوند، که شامل: غذاهای فرآوری شده مانند سوسیس و کالباس، غذاهای پرنمک، پرشکر، پرسس، انواع سوخاری‌ها، فست فودها، کیک، کلوچه، بیسکوئیت است. مصرف یک وعده از این غذاها تعادل هورمونی را در بدن آنها به‌هم می‌ریزد.دقت کنید در دوره نوجوانی آب به میزان لازم و کافی مصرف کنند تا رشد استخوانی و عضلانی‌‌شان کامل شود، همانند دوران کودکی، یک قمقمه یا بطری آب همراه خوشان داشته باشند و یکی دیگر از موارد که به رشد استخوان و عضلات کمک می‌کند، ورزش کردن مرتب روزانه است.بازه تغییرات دوران بلوغ برای دختران از سن 10 تا 14 سالگی و برای پسران 12 تا 16 سال است. در این دوران ضعف و میل به خوردن و تعداد دفعات گرسنگی در آنها افزایش چشمگیری دارد و با توجه به الگو تغذیه‌ای در این دوره، شکل غذا خوردن و حتی اندام‌شان در آینده پی‌ریزی می‌شود.اگر نوجوان در این دوره میان وعده سالم نداشته باشد، به سمت خوردن تنقلات و موادی با پایه قندی و چربی کشیده می‌شود که ارزش غذایی پایینی دارد و در ساختار بدن نوجوان به مرور ایجاد نقص می‌کند. داشتن میان وعده در رژیم غذایی نوجوان ضروری و لازم است. والدین توجه داشته باشند که به‌دلیل غلیان هورمونی که در بدن نوجوان اتفاق می‌افتد، آنها حتماً میان وعده را مصرف کنند تا با این روش ترشح هورمون انسولین را کنترل و از ابتلا به دیابت جلوگیری شود.بهتر است میان وعده از گروه میوه و سبزیجات یا یک میزان کوچک از وعده اصلی ناهار یا شام باشد. سعی کنید میان وعده کمتر حاوی مواد قندی و چربی باشد. البته در این دوران میل به خوردن میوه‌ها و سبزیجات کم می‌شود و نوجوان تمایلی ندارد این گروه از مواد غذایی را با خود به مدرسه ببرد. ممکن است مورد تمسخر دوستانش قرار گیرد، پس لقمه و میوه از خانه نمی‌برد، والدین نیز در این مورد تسلیم نوجوان می‌شوند، حتی فکر می‌کنند که او بچه نیست و لازم نیست که نگران تغذیه‌اش باشند و نوجوان نیز با خیال راحت میان وعده را با کیک، کلوچه، چیپس و پفک پر می‌کند که البته مصرف یک یا دو روز در هفته اشکال ندارد اما استفاده بیش از حد از این مواد، عوارض جبران‌ناپذیری برای نوجوان خواهد داشت.اول اینکه در رسیدن به حداکثر قد ژنتیکی آنها اخلال ایجاد می‌کند، دوم در توانایی باروری نیز مؤثر است بدین شکل که نوجوان، خصوصاً دختران با مصرف بیش از حد قند، چربی و عدم تحرک، به چاقی شکمی و کبد چرب مبتلا می‌شوند و همه اینها تخمدان‌ها را تحت تأثیر قرار داده و منجر به تخمدان پلی کیستیک یا کیست سینه خواهند شد و پسرها به نوعی دیگر، تحت تأثیر جمع همسالان به مصرف سیگار و گاه الکل روی می‌آورند، بعد از آن مواد چرب می‌خورند. در ابتدا ممکن است لاغر شوند، ادامه این سبک غذایی به کبد چرب و چاقی شکمی منجر شده و در رشد دستگاه باروری تأثیر دارد.‌ میزان کافی خواب نیز در بلوغ و تغذیه اثرگذار است. کم خوابی و کسلی موجب می‌شود وعده صبحانه در زندگی نوجوان حذف شود و آنها با افت قند خون و گرسنگی زیاد رو به مصرف مواد قندی و چربی آوردند. مکانیسم هضم قند در بدن آنها موجب می‌شود که ترشح هورمون کورتیزول در بدن‌شان افزایش یابد، که در نتیجه ترشح و تنظیم هورمون را تحت تأثیر قرار داده و موجب کوتاهی قد در آنها خواهد شد.نکته مهم دیگر در دوران بلوغ خصوصاً برای دختران تصویر ذهنی منفی است که نسبت به بدن خودشان دارند، با توجه به سبک غلط تغذیه (پرخوری عصبی) عدم تحرک، استرس فراوان دوران تحصیل، چاق می‌شوند. این چاقی عموماً بعد از ورود به دانشگاه و کاهش استرس و تغذیه سالم‌تر، رفع می‌شود.البته که این آینده‌نگری را قطعاً نوجوان نخواهد داشت و افسردگی و ناامیدی باعث می‌شود به روش غلط پرخوری عصبی خود ادامه دهد، در این مورد لازم است والدین به آنها امیدواری دهند. از تجربه زیسته خود و اطرافیان برای آنها بگویند تا نوجوان بداند که این دوره گذراست و با عبور از سختی‌های کنکور و استرس‌هایش و تحرکی که خواهد داشت، دوباره به وزن مناسب خودش بازخواهد گشت.در پسران نیز این اتفاق به نحو دیگری می‌افتد، برای تحرک بیشتر به باشگاه بدنسازی می‌روند، صبر و امید کمی برای ساخت عضله به شکل واقعی دارند، به استفاده از مکمل غذایی و تزریق هورمون روآورده و دچار نقص در رشد خواهند شد.بعضی نوجوان‌ها دچار تصوری غیرواقعی از خود هستند، در آیینه خود را بسیار چاق‌تر از آنچه هستند، می‌بینند و به کم خوری عصبی رو می‌آورند و با این روش آسیب جدی به آینده روانی و جسمی خودشان وارد می‌کنند. نوع شدیدتر این کم‌خوری‌های عصبی که به اختلال در تغذیه منجر می‌شود آنورکسیا نام دارد که یک اختلال عصبی و تغذیه‌ای است که در آن فرد با وجود احساس گرسنگی از خوردن غذا امتناع می‌کند، در نتیجه فرد بیش از مقداری که برای سن و قدش مناسب است وزن از دست می‌دهد. به طور معمول وزن این افراد کمتر از 85 درصدِ وزن یک انسان سالم است. اختلال آنورکسیا نرووسا در سال‌های نوجوانی و یا اوایل بزرگسالی آغاز می‌شود؛ اما احتمال ابتلا به آن پیش از دوره نوجوانی هم وجود دارد.اگر بنا باشد میزان خطرناک بودن اختلالات روانی را با میزان مرگ و میر مرتبط با آن بسنجیم، اختلالات خوردن بالاترین میزان مرگ را به همراه دارند. بولیمیا نوع دیگری از اختلال در خوردن غذاست که در ابتدا خود را به دلایلی چون فشار و استرس زیاد با پرخوری نشان می‌دهد و سپس به‌دلیل وحشت از چاق شدن فرد تلاش می‌کند هرآنچه را خورده است از بدن دفع کند و این کار را به کمک استفراغ تعمدی، ورزش‌های شدید و استفاده از داروهای مسهل‌کننده انجام می‌دهد.حالا برای والدین، ضروری است، بعد از رفتن بچه‌ها به مدرسه و مستقل شدن آنها، در دوره بلوغ، آنها را زیر چتر حمایت و نظارت خود داشته باشند تا این بار ذهن و جسم‌شان را با انتخاب مواد غذایی مناسب تغذیه و پروار کنند. از آنجا که عادت‌های غذایی فرد در این دوره شکل می‌گیرد، آشنایی والدین با مواد غذایی متنوع، ساخت ترکیب‌های جدید غذایی و تزئین آنها ممکن است اشتها و تمایل به خوردن غذای سالم را در آنها ایجاد کند. خوب است والدین قبل از بلوغ نسبت به انواع گروه‌های غذایی آگاهی کسب کنند تا با صرف وقت کمتر در انتخاب مواد، تمرکز بیشتر در پخت متنوع مواد غذایی، رژیم غذایی سالم را به خانواده‌شان هدیه دهند. https://irannewspaper.ir/sp-310/18/80070 </description>
                <category>الهام اسماعیلی</category>
                <author>الهام اسماعیلی</author>
                <pubDate>Sat, 09 Mar 2024 17:58:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قهرمان کودک شما کیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@esmaeilielm/%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA-nyecw3rdiekp</link>
                <description>برای کودک خود قهرمان بسازیدتربیت کودک یعنی شکوفا کردن استعدادها و برآوردن نیازهای او. نیازهای کودک فقط خوراک، پوشاک و خوابیدن نیست. از دیگر نیازهای او امنیت، یقین، استدلال و انتخاب است. یکی از عواملی که پدر و مادر می‌تواند با استفاده از آن به هدف تربیتی خود دست پیدا کند، تقلید است. کودک اصولاً دارای غریزه تقلید است و این غریزه از میل کودک به کمال و قهرمان‌پرستی ناشی می‌شود. کودک تا چشم باز می‌کند، مادر را همواره در کنار خودش دارد و کمتر دلتنگ او می‌شود، پدر در نگاه کودک، قهرمان است؛ قهرمانی که او می‌شناسد، نان‌آور خانه است و انجام کارهای سنگین و سخت منزل را که مادر نمی‌تواند کامل کند، برعهده می‌گیرد. البته اگر شخصیت پدر از سوی مادر مورد تحقیر و سرزنش قرار نگرفته باشد، تا مدت‌ها پدر قهرمان کودک باقی خواهد ماند.حالا در این عصر، قهرمان کیست؟ قهرمان همان الگوی کودک ماست؟ قهرمان چه ویژگی‌هایی دارد که نظر کودک را به خودش جلب می‌کند؟ در عصری که از هر گوشه و کنار، فیلم، سریال، کتاب، انیمه و... یک سوپرقهرمان با معیارها و ارزش‌های متفاوت برای کودکان به تصویر می‌کشند. در این بین والدین چه تصویری از قهرمان برای فرزند خود ترسیم کنند؟ چطور می‌توانند درباره قهرمان یا الگو برای کودک صحبت کنند؟ داستان‌های کهن فارسی از جمله شاهنامه فردوسی پر از قصه‌هایی با محوریت قهرمان و ضدقهرمان است و این قابلیت را دارد تا درباره آنها با کودک به گفت‌و‌گو بنشینیم و با برشمردن تعدادی از نکات شخصیتی آنها، به ترسیم چهره قهرمان با هم بپردازید. قصه‌ها می‌توانند راوی روند رشد و تعالی انسان بوده و با کمک آن به بیان مبانی فکری قهرمان بپردازند و این گونه تصویر قهرمان بومی در ذهن کودک پررنگ شود تا در آنجا که (نوجوانی) به‌دنبال الگو و قهرمانی غیر از خانواده برای تقلید و پیمودن ادامه مسیر زندگی می‌گردد، با یادآوری این قصه‌ها و تصور شخصیت قهرمان، فانوس راه داشته باشد و گم نشود.از خودگذشتگیدر این داستان‌ها اولین ویژگی که یک فرد را در نظر کودک و نوجوان به قهرمان تبدیل می‌کند، از خودگذشتگی و دگرخواهی آن قهرمان است. قهرمان از خودش و لذت‌های کوچک فردی‌اش می‌گذرد و حتی ممکن است فردی از اعضای خانواده‌اش را فدای آرمان یا ارزش‌های جمعی کند، که این برای کودک نکته جذابی است. بچه‌ها با تعجب می‌پرسند که «خانواده‌اش را دوست نداشت که آنها را ترک کرد» یا «چرا بهشون سر نمی‌زند»، یا «برای نجات آنها چه می‌کند؟» یک نمونه از این قهرمان‌ها، کاوه آهنگر در شاهنامه فردوسی است که با برافراشتن عَلم دادخواهی، مردم را از ظلم ضحاک در حق پسران‌شان آگاه کرد و جانش را کف دستش گذاشت. شورش علیه ضحاک را با کمک فریدون رهبری کرد و شجاعت زیادی از خودش نشان داد.شجاعت عاقلانهاز دیگر ویژگی‌های یک قهرمان که بیش از هر چیز برای کودک و نوجوان جذاب است، می‌توان به شجاعت زیاد‌ آنها اشاره کرد. شجاعت عاقلانه، نه شجاعتی که زندگی خود و اطرافیانش را به خطر بیندازد، بلکه با این رفتار شجاعانه، موجب دلگرمی مردم می‌شود. به طور مثال انیمیشن «بچه زرنگ» در پی به تصویر کشیدن کودکی است که می‌خواهد قهرمان محیط زیست باشد و ببر مازندران را نجات دهد که سفری را آغاز می‌کند. با ترک خانواده، از خودگذشتگی می‌کند، یک تصمیم شجاعانه می‌گیرد تا ببر را به جنگل برساند. اما این تصمیم‌ها عاقلانه نیست چون جان اطرافیانش را به خطر می‌اندازد و اسیر ضدقهرمان می‌شود. با تعریف این داستان می‌توانیم شجاعت عاقلانه که بررسی همه جوانب کاری است که می‌خواهند انجام دهند را برایش برشمریم.صبرقهرمان‌ صبور است و برای سرانجام رسیدن کارهایش از عجله و شتاب دوری می‌کند. صبر قهرمان، مانند کار باغبانی است که یک بذر را کاشته و با نگهداری و مراقبت، هر روز بزرگ شدن آن را می‌بیند و چشم به آینده‌ای روشن دارد. قصه‌ای که می‌تواند صبر قهرمان را برای کودک توضیح دهد، از داستان‌های قرآنی، قصه نوح است که در ساخت کشتی مصمم بود و هر روز چشم انتظار افراد جدید برای ایمان آوردن بود.حل مسألهاز مهم‌ترین ویژگی‌های یک قهرمان قدرت حل مسأله اوست که می‌تواند با درایت و شناخت مشکلات جامعه، گامی در جهت رفع آنها بر‎دارد و با مردم جامعه همدلی کند. همچنین شرایط اجتماعی و وضعیت روانی آنها را درک کرده و با آنها همدلانه صحبت می‌کند و این هم‌کلامی با مردم، آرامش را در جامعه تسری می‌بخشد. داستان و قصه بارز این قهرمان، غلامرضا تختی، کشتی‌گیر ایرانی است که با اعتباری که در میان مردم جمع کرده، می‌تواند دردی از جامعه را دوا کرده و به فقرا و زلزله‌زدگان در کشور رسیدگی کند.صداقتقهرمان‌ها صادق هستند و هرگز برای رسیدن به هدف دروغ نمی‌گویند. دروغ گفتن، آنها را از مسیری که باید طی کنند، دور می‌کند. داستان شنیدنی چوپان دروغگو از آن قصه‌هایی است که با آن، ماهیت دروغ را برای کودک خود آشکار می‌کنیم. این داستان در کشورهای مختلف با شیوه‌های مختلف روایت شده و منحصر به کشور ما نیست.عزت نفس و اعتماد به نفسداشتن عزت نفس و اعتماد به نفس از دیگر ویژگی‌های مثبت یک قهرمان است که لازم است تا کودک با آن آشنا شود. او به خودش و کاری که می‌خواهد انجام دهد، اعتماد دارد و با حرف و سخن دیگران دچار سردرگمی نمی‌شود.مهربان و با ایماندر نهایت مهربان بودن یک قهرمان نسبت به هم‌نوع خودش است که باعث انجام کارهای قهرمانانه می‌شود و در آخر قهرمان در برابر خالق خودش خاشع است و با فروتنی همه آنچه را که انجام می‌دهد از آفریدگارش می‌داند. با فهرست کردن معیار و ارزش‌مان می‌توانیم به‌دنبال قصه یا روایتی در منظومه نظام ارزشی‌مان بگردیم و با آن برای کودک دلبندمان قهرمان بسازیم یا با درونی کردن آن ارزش‌ها، خود نقش قهرمان را برای او ایفا کنیم. https://irannewspaper.ir/sp-308/14/79295 </description>
                <category>الهام اسماعیلی</category>
                <author>الهام اسماعیلی</author>
                <pubDate>Sat, 09 Mar 2024 17:47:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یلدا، تماشاچی نمی‌خواهد</title>
                <link>https://virgool.io/@esmaeilielm/%DB%8C%D9%84%D8%AF%D8%A7-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B4%D8%A7%DA%86%DB%8C-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF-dvdpdzaytj6y</link>
                <description>نوجوان و جمع خانوادگیآخرین روز فصل پاییز و کوتاه‌ترین روز سال را با شور و اشتیاق برای جمع شدن در کنار هم و خانواده‌مان آغاز می‌کنیم. همه بزرگترها برای این جشن، در تدارک هستند، از خرید آجیل و شیرینی و انار و هندوانه تا پختن انواع آش میوه یا رشته. در این جشنواره رنگ و خوراکی بچه‌ها چه جایگاهی دارند؟ کودکان ما در این شب در چه شرایطی هستند؟ بچه‌ها عموماً در حال تماشا هستند. در سال‌های گذشته- که تعداد کودک و نوجوانان فامیل زیاد بود و هر یک برای خودشان یار و یاوری داشتند- به شوق دیدار هم در خانه بزرگ فامیل جمع و به بازی مشغول می‌شدند از بازی‌های حرکتی و خاله‌بازی تا اسم و فامیل بین نوجوان‌ها.اما در سال‌های اخیر و با ظهور پدیده تلفن هوشمند و سر و کله زدن نوجوان‌ها با این اسباب‌بازی جدید، باعث شد که صدای اعتراض ریش‌سفیدها بلند شود که «دو دقیقه اومدیم خودتون رو ببینیم، همه‌ش سرتون تو گوشی بود.» بعد از این واقعه بود که برنامه جمع کردن گوشی‌ها در ابتدای شب و گذاشتن آن‌ها در یک سبد، به یکی از آیین‌های شب چله اضافه شد و بسیار مورد تقدیر همگان از جمله مادربزرگ‌ها قرار گرفت.  البته که باعث ناراحتی نوجوان‌ها شد. با شروع پاندمی کووید19 و تغییر در شرایط  ارتباطات اجتماعی، منع رفت و آمد در سال انزوا و خانه‌نشینی، همین گوشی که شبی موجب فصل بود، حالا شب یلدا بانی وصل شده بود. اعضای فامیل با تماس‌های تصویری با کیفیت که آن زمان خبری از فیلترهای گسترده نبود، دور هم جمع شدند و نوجوان‌ها با فیلترهای مختلف اینستاگرام و اسنپ چت شب خوشی را با دوستان‌شان در فضای مجازی‌ گذراندند. چرا سال‌های کرونا، شب یلدا از دید نوجوان‌ها بهتر بود؟ چرا هر چه پیش می‌رویم برگزاری این مراسم برای کودک و نوجوانکسل‌کننده‌تر است؟ و خوشایند نیستو ترجیح می‌دهند در خانه بمانند؟!   چرا تمایل نوجوانان  به شرکت در برنامه‌های هالووین یا کریسمس که با فاصله کمی،   قبل و بعد از شب چله است، بسیار بیشتر از مراسم سنتی ایرانی است؟در صحبت با آنها و مشاهده رفتار چند نوجوان نزدیکم، متوجه شدم که چند دیدگاه در این مورد دارند. در شب چله واقعاً نوجوان اثر کمرنگی دارد، چه در انجام کارها، چه در نحوه برگزاری مراسم کم پیش می‌آید که خانواده‌ای از نوجوانش مشورت یا کمکی بخواهد یا اجرای بخشی از رسوم شب چله را برعهده او بگذارند مثلاً نوجوان مسئولیت داشته باشد تا چند بازی دسته‌جمعی یا خانوادگی را پیدا کند و در آن شب ضمن آموزش به همه، آن را بازی کنند یا اگر اهل بازی دیجیتال است در کنسول خودش، بازی‌های گروهی را انتخاب و برای آن شب دانلود و نصب کند. یک لیگ بازی دیجیتال راه‌ اندازد و اهالی بازی، کنار هم بازی کنند یا داستان یا افسانه عامه‌ای از این شب و آخر پاییز و برتری نور بر تاریکی را انتخاب کند و برای همه بخواند یا شعرخوانی از حافظ را نوجوان جمع انجام دهد.سپردن مسئولیت و بخشی از کار یا اجرای برنامه به نوجوانان فامیل و حذف نقش تماشاگر بودن در این شب چله، آنها را به حضور کنار بزرگان مشتاق می‌کند. نوجوان علایق و تمایل‌های متفاوت و متضادی را در درون خودش دارد. همانقدر که می‌تواند در حد خودش مسئولیت‌پذیر و مقید باشد، می‌تواند لاقید و اهل ژیگول‌بازی‌های مراسم هالووین و عکس گرفتن‌هایش باشد، اگر به آن جنبه مثبت نوجوانی توجه و از آن  استفاده نکنیم، به سمت خودابرازی منفی در این برنامه‌ها کشیده می‌شود و خانواده و نوجوان در مقابل هم قرار می‌گیرند. از طرفی نوجوان به برنامه‌هایی که پررنگ و لعابند و بیشترین حد لذت را با ترشح دوپامین دریافت می‌کنند، بیشتر علاقه و تمایل دارند.اما چه کنیم که این دوقطبی اتفاق نیفتد؟می‌توانیم با یک شبیه‌سازی مثبت و کوچک، برای شب چله هم با مشورت نوجوان، تِم انتخاب کنیم و از نوجوان‌ها یا بزرگترها بخواهیم که با آن همراهی کنند، تم هم می‌تواند محتوایی باشد، هم یک رنگ یا لباس خاص. گمان می‌کنم که بزرگان فامیل هم برای تنوع و هم دیدن نوجوانان دست همکاری به شما می‌دهند و برای خودشان نیز لحظات شاد و مفرحی را به‌وجود خواهند آورد. اگر اصل در کنار هم بودن تمام اعضای فامیل از کوچک تا بزرگ است، می‌توانیم با تغییر جزئی در روند اجرای مراسم و با حوصله‌ای بیش از گذشته، بدون نصیحت و تزریق احساس گناه به کودک و نوجوان‌مان، همراهی آنها را با خودمان برانگیزیم و یک خاطره خوش از دورهمی فامیل برایشان بسازیم. https://irannewspaper.ir/sp-303/15/77764 </description>
                <category>الهام اسماعیلی</category>
                <author>الهام اسماعیلی</author>
                <pubDate>Sat, 09 Mar 2024 17:42:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درخت دوستی بنشان</title>
                <link>https://virgool.io/@esmaeilielm/%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-v3aozjmhswlp</link>
                <description>نوجوانان و مساله دوستیروزهای ابتدایی بلوغ جسمانی شروع ورود به فصل جدیدی از زندگی انسان است که نوجوانی نام دارد. این دوره برای کودک دیروز و نوجوان امروز، جدید وغیرقابل درک است. با جسمی که در حال رشد و قوی‌تر شدن است، همراه با ذهنی که آشفته است، (آشفتگی ناشی از آپدیت سنگین سیستم عامل مغز) به جامعه و محیط‌های آموزشی وارد می‌شود. در پی یافتن خود و جایگاه خودش درهستی‌است، می‌خواهد برای خودش فارغ از خانواده‌ای که دارد هویت بسازد. در این دوره است که در پی یک خاک مناسب و حاصل‌خیز برای آرام و قرار گرفتن و رشد ریشه‌های درخت وجودی می‌گردد. گاه والدین با انتخاب مدرسه‌ای متناسب با معیارهای هویتی و اصیل خودشان، شرایط هویت‌یابی را برای نوجوان فراهم می‌کنند و هویت او را می‌سازند. گاه نوجوان خلاف نظام ارزش‌های خانواده حرکت کرده و به زبان خودشان، به همهمه درونش گوش فرا می‌دهد که هر روز او را به یک سمت می‌خواند.یکی از این صداها از یک میل و نیاز در نوجوان می‌گوید، نیاز به ارتباط با همسالان که آنها نیز چون خودش در حال رشد و تغییر هستند. با افراد مختلف طرح دوستی می‌ریزد و به‌عنوان یک موجود اجتماعی سعی در برقراری ارتباط دارد. بعضی از این ارتباط‌ها در همان نطفه خفه شده و به مرحله بعدی که اثرگذاری و نقش‌پذیری‌ست، نمی‌رسد.بعضی از ارتباط‌ها نیز با اسم فامیلی صدا کردن همدیگر گذر می‌کنند و تبدیل به یک دوستی صمیمانه می‌شوند. اینجاست که شاهد اولین تلاش نوجوان برای افشای درونیاتش به یک فرد غیر از خانواده‌ایم و آن اتفاق که دوستی نام دارد، شکل می‌گیرد.دوستی با همسالان یک عامل ضروری برای تحولات مثبت در نوجوان است و خطر ابتلا به بیماری روانی را در آنها کاهش می‌دهد. حس هویت داشتن را در آنها تقویت می‌کند. دوستی مثبت با همسالان منجر به پایه‌ریزی سلامت روان و روابط اجتماعی در بزرگسالی می‌شود و در ادامه زندگی به داشتن کارآمدی شغلی و داشتن روابط عاشقانه رضایت‌بخش کمک می‌کند. دوستی با افراد سالم، روابط بین فردی را در نوجوانان بهبود می‌بخشد.از جمله مهم‌ترین توانایی بین فردی در انسان، «همدلی» است. همدلی یعنی توانایی درک وضعیت روانی طرف مقابل، شریک شدن در احساسات یکدیگر و خوبی دیگری را خواستن. در بین گروه‌های همسالان در نوجوان که اغلب در محیط آموزشی با یکدیگر مراوده و دوستی دارند، دوستان همدل می‌توانند نقش الگو را برای سایر نوجوانان داشته باشند. تعامل مکرر با دوستان همدل برای نوجوانان فرصت انتخاب دوستی همدلانه را فراهم می‌کند. دراین میان نوجوانان گفت‌و‌گو درباره نیازهای همه افراد گروه را یاد می‌گیرند و از افکار، نیت و احساسات دیگری باخبر می‌شوند. در پژوهش‌های مختلف روانشناسی از بررسی میزان مهارت‌های ارتباطی نوجوانان با گروه همسالان این نتیجه حاصل شده است که افراد همدل جذب یکدیگر می‌شوند و در ارتباط با یکدیگر، به هم‌افزایی مثبت و همدلانه می‌پردازند و در تقویت مهارت‌هایی که گفته شد، به هم کمک می‌کنند.نوجوانانی که کمی بدخلقی دارند یا تمایل دارند جذب گروه‌هایی با رفتارهای پرخطر (اعمال خشونت، مصرف دخانیات) شوند به راهنمایی و مشاوره برای انتخاب دوست نیاز دارند. دراین میان نقش راهنمای تربیتی یا مشاور می‌تواند گره‌گشا باشد تا از افراد همدل که در محیط آموزشی شناخته شده‌اند، بخواهد تا نوجوان‌های مدنظر را در گروه‌های خودشان جای دهند. با آنها مراوده کنند و آنها از رشد در جهت منفی بازداشته شوند. البته کار سختی است که در این عصر دیجیتال، ارتباط‌ها محدود به مدرسه و دیدارهای حضوری نیست، ارتباط و دوستی‌ها بی‌وقفه ادامه دارند و این تمایل به خودابرازگری و گفت‌و‌گو میان نوجوان تمامی ندارد. اگر نوجوان درونگرا نیز باشد و در جمع یا گروه‌ها ساکت باشد، بالاخره یک دوست امن را پیدا می‌کند تا برای او شروع به صحبت کند.حضور در شبکه‌های اجتماعی متنوع از سوی نوجوان یک وجه تاریک و خطرناک نیز دارد. در این شبکه‌ها افراد زیادی هستند که از نیاز به دوستی نوجوانان در گروه‌های مختلف سوءاستفاده می‌کنند. نوجوانان نباید با دیدن چند تصویر و خواندن متن‌ها به فرد اعتماد کنند و اصل در این شبکه‌ها بر بی‌اعتمادی است. بسیار بودند افرادی که با تغییر هویت خود، نوجوانان را فریب دادند. خوب است والدین در این مورد این آگاهی را به نوجوان دهند و از آنها بخواهند برای طرح‌ریزی یک دوستی از ارتباط حضوری شروع کند و بعد آن دوستی را به صورت مجازی پی‌گیرد یا اگر با فردی آشنا شد حتماً درباره او با خانواده یا دوست مورد اعتمادش صحبت کند، احتمال دارد در اثر غلیان احساس و عواطف دچار اشتباه در انتخاب و ارتباط شده باشد و لازم است همراه با یک عقل سلیم درباره دوستی‌هایش مشورت کند. https://irannewspaper.ir/sp-305/22/78497 </description>
                <category>الهام اسماعیلی</category>
                <author>الهام اسماعیلی</author>
                <pubDate>Sat, 13 Jan 2024 22:15:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کودک پژوهشگر</title>
                <link>https://virgool.io/@esmaeilielm/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4%DA%AF%D8%B1-mefo6jcjnsmv</link>
                <description>کودک ذاتاً پرسشگر و جست وجوگر است. از همه چیز می‌پرسد و برای سؤال‌هایش در پی پاسخ است. هرچه بزرگ‌تر می‌شود و به سن و سال مدرسه رفتن می‌رسد ما انتظار داریم که جنس سؤال‌ها متفاوت و جست وجویش برای یافتن پاسخ بیشتر شود. در فصل مدرسه‌ها در کتابخانه کودک و نوجوان با تعداد زیادی کتاب مرجع، منتطرم تا دانش‌آموزهای رده سنی مختلف به ما مراجعه کنند و پروژه‌های کلاسی را با هم پیش ببریم و انواع روش پژوهش را با هم تجربه کنیم. اما هرسال تحصیلی تعداد دانش‌آموزان کودک و نوجوانی که به کتابخانه مراجعه می‌کنند تا با استفاده از منابع مرجع از جمله فرهنگنامه کودکان و نوجوانان به جست وجو و پژوهش در موضوع مورد سؤال بپردازیم، کاهش می‌یابد.روحیه پژوهشگری و پرسشگری در مدارس، زیر فشار حجم مطالب آموزشی و تکالیف شب و امتحان‌های کلاسی از بین می‌رود. البته همه تقصیرها به گردن نوع آموزش، معلم و مدرسه نیست. در عصر اینترنت و شبکه‌های اجتماعی و این روزها چت با هوش مصنوعی و بمباران اطلاعاتی که کودک در معرض آن است، محتمل است که قبل از ایجاد سؤال در ذهن کودک و حرکت به سمت رسیدن به پاسخ، جواب‌های آماده‌ در اختیارش قرار گیرد و از او بخواهیم آن پاسخ‌ها را یاد گیرد و به همان بسنده کند. که البته در تفکر انتقادی، رسیدن به هر پاسخ یک بن بست و پایان تفکر است. پرسیدن سؤال‌های خوب ادامه دهنده مسیر پژوهش است.دانش‌آموزان این روزها سؤالی برایشان ایجاد نمی‌شود تا به دنبال پاسخ و پژوهش باشند. بعد از پاندمی کووید19 و در دسترس قرار گرفتن اینترنت به واسطه گوشی هوشمند، اگر سؤالی هم داشته باشند، به صورت صوت یا متن از آقا گوگل می‌پرسند و او برای‌ آنها هزاران و گاه میلیون‌ها صفحه می‌آورد که به سؤال او پاسخ داده‌اند، بدون اینکه زحمتی به خودش برای جست وجو در منابع مختلف و معتبر دهد. البته قطعاً نوع پژوهش در عصر دیجیتال و در نگاه کودک بومی دیجیتال تغییر کرده است. شاید دیگر نیاز به حضور در کتابخانه و استفاده از منابع معتبر نباشد. همان منابع معتبر به صورت دیجیتال در انواع کتابخانه‌های تحت وب در دسترس است و البته که استفاده از آنها رایگان نیست و میزان مراجعه از سوی کودک و نوجوان به آنها بسیار کم است. بیشتر منظورم این است که دانش‌آموز این روزگار، سؤالی برایش مطرح نمی‌شود، خانواده، مدرسه و معلم و خصوصاً رسانه‌ها، هر آنچه را لازم است تا کودک و نوجوان بیاموزد دسته‌بندی کردند و در سال‌های مختلف تحصیل در اختیارش قرار می‌دهند و او آن محتواها را بدون احساس نیاز دریافت می‌کند. از بی‌سؤالی دانش‌آموزان گفتم، دلیل آن را بی‌نیازی و فاقد دغدغه بودن آنها می‌دانم. هرگاه انسان احساس نیاز داشت، نیاز بی‌پاسخ ماند، سؤال و دغدغه‌ای برای او ایجاد می‌شود. نیازِ برآورده نشده است که سؤال ایجاد می‌کند. کودک و نوجوان این عصر فاقد احساس نیاز هستند. ما به جای آنها فکر می‌کنیم و تصمیم می‌گیریم. نمی‌گذاریم لذت کشف را بچشند تا در مسیر پژوهش و کشف قرار گیرند. هرگاه در طول قرن‌ها انسان، احساس نیاز به چیزی داشته است، در پی رفع آن کوشیده و آن را پاسخ داده است. کودک به محض تولد با انبوهی از نیاز به دامن خانواده می‌آید و ما با توجه به روند رشد او، نیازهایش را برآورده می‌کنیم. در هر عصری یک نیاز که از همه پررنگ‌تر بوده به پاسخ رسیده است. مثلاً نیاز به ساخت ابزارهای مختلف شکار برای پاسخ به نیاز گرسنگی، از نیازهای حیاتی و کف هرم مازلو تا نیاز به شکوفایی. مثلاً میل به پرواز و ساخت هواپیما. نه تنها کودک و نوجوان، که بزرگسالان هم در این عصر از هر چیزی اشباع شده‌اند. اشباع از هر آنچه در ذهن آید. برای همین است که به هر سمت که سرک می‌کشیم، ما را به سم‌زدایی و پاکسازی ترغیب می‌کنند. سم‌زدایی از کبد، پاکسازی بدن، پوست، ذهن و سم‌زدایی این روزها، دیجیتالی است. تا از نظر ذهنی و جسمی پاک شده، عادی و نرمال شویم و بتوانیم سبکبال زندگی کنیم. دانش آموز عصر دیجیتال در حد اسکرول کردن، درگیر یک مطلب یا موضوع می‌شود، چند ثانیه مکث می‌کند، سپس از روی مطلب رد می‌شود.سرعت بالای زندگی، حوصله عمیق شدن و کاویدن یک موضوع را برای کودک و نوجوان نمی‌گذارند. تعداد نوجوانانی که به یک موضوع علاقه‌مند می‌شوند و می‌خواهند در دریای دانش شیرجه بزنند و آن را عمیق یاد بگیرند یا مهارتی کسب کنند بسیار اندک و انگشت شمار است. مدتی پیش کودکی را دیدم که به خزندگان علاقه دارد و درباره آنها کتاب می‌خواند، مستند می‌بیند، پژوهش می‌کند و می‌داند که در آینده نیز یک جانورشناس متخصص با گرایش خزندگان می‌شود، بسیار با همسن و سالانش متفاوت بود؛ متمرکز بود و مانند سایر بچه‌ها از هر محتوای رسانه‌ای که در دسترس بود، استفاده نمی‌کرد. از گروه همسالان پیروی نمی‌کرد و به خودش و علایقش آگاه بود و با عزت نفس پیشنهاد‌های فراگیر دوستانش در زمینه‌های مختلف را بررسی و در نهایت رد می‌کرد. در هرکاری مستقل عمل می‌کرد و با استدلال درباره انتخاب‌هایش توضیح می‌داد که همه در راستای هدفش بود. لازمه این سبک زندگی و پژوهش، کناره‌گیری از هر چیزی است که کودک و نوجوان را در سطح نگه می‌دارد. والدین، معلم، مربی برای کودک و نوجوان نقش تسهیلگر و حمایت کننده را دارند که با تشویق به طرح پرسش و برانگیختن حس کنجکاوی کودک باعث خواهد شد کودک پژوهشگر تربیت شود. https://irannewspaper.ir/sp-301/18/77179 این یادداشت در ویژه نامه جمعه ۵۳ - ۲۳ آذر ۱۴۰۲ منتشر شده است.</description>
                <category>الهام اسماعیلی</category>
                <author>الهام اسماعیلی</author>
                <pubDate>Wed, 27 Dec 2023 00:50:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مغز و شبکه‌های اجتماعی</title>
                <link>https://virgool.io/@esmaeilielm/%D9%85%D8%BA%D8%B2-%D9%88-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-arrvjyax5wgb</link>
                <description>کمی در باب نوجوانان و تلفن هوشمندشاندر هر جمع و میهمانی از والدین یا کسانی که با کودک و نوجوان سر و کار دارند، زیاد می‌شنویم که: «این بچه‌ها مدام سرشون توی گوشیه. همه‌ش داره چت می‌کنه یا مشغول بازیه. هم با گوشی بازی می‌کنه. هم با کنسول. این رفتارش برام خسته کننده‌ست. اصلاً پیش ما نیست.» نوجوان مذکور هم زیرچشمی، بحث را دنبال می‌کند و حتماً از عدم درک والدین از او شاکی است. کودک و نوجوان حق دارند. آنها واقعاً دوران متفاوتی را نسبت به والدین و بزرگترهای جمع می‌گذرانند. ما شاهد اولین کودکانی هستیم که به‌طور کامل در عصر گوشی‌های هوشمند و سلطه شبکه‌های اجتماعی در زندگی انسان‌ها، به دنیا آمده و رشد کرده‌اند. تا چشم خود را باز کردند از آنها عکس گرفته و در صفحه شخصی کودک که در اینستاگرام یا اسنپ چت ایجاد کرده‌ایم، قرار داده‌ایم. برای اینکه آنها را سرگرم کنیم یا حتی ساکت، اولین و آسانترین کار در نظرمان این بوده که یک گوشی هوشمند با اینترنت نامحدود در اختیارش قرار دهیم تا بازی کند، از مارکت‌های دیجیتال بازی بخرد و دانلود کرده یا جدیدترین قسمت انیمیشن مورد علاقه‌ش را آنلاین تماشا کند.اولین سؤالی که به ذهنم می‌رسد این است که اینها سیم‌کشی (شکل‌گیری مسیر عصب) متفاوتی در مغزشان شکل گرفته؟ توانمندی‌های ذهنی متفاوت‌تری نسبت به کودکان دهه قبل از خود دارند؟ خیر. مغز انسان بسیار منعطف است و با هر تجربه یا فکری یا درکی از محیط، از نو سیم‌کشی می‌شود. مغز انسان تغییرپذیر است و در طول زندگی مدام تغییر می‌کند، هرچند به مرور زمان انعطاف‌پذیری‌اش کم می‌شود، اما هرگز از بین نمی‌رود. پس عملکرد و کارکرد مغز و توانمندی‌های آن در انسانی که از ابتدا روی کره خاکی زندگی کرده تا انسان بومی دیجیتال یکسان است. تنها تفاوتی که رخ داده است در مدل ذهنی و انجام فرایندهای ذهنی است.مدل ذهنی اصطلاحی است که می‌تواند تفاوت رفتار، تحلیل و تصمیم‌گیری ما انسان‌ها را توضیح دهد. با فهم مدل ذهنی، از طرفی می‌فهمیم که چرا نگاه ما به دنیا با یکدیگر متفاوت است و از سویی متوجه می‌شویم که چرا هرقدر می‌آموزیم و تجربه می‌کنیم، باز هم جهان را مانند قبل می‌بینیم و درک می‌کنیم. انسان امروز به‌طور میانگین هر 18 دقیقه یک‌بار گوشی هوشمند خود را چک می‌کند و از چندثانیه تا ساعت‌ها آن را در دست گرفته و به آن مشغول است. اولین تغییر در مغز، تفاوت میزان دقت، توجه و تمرکز مهاجرین و بومیان دیجیتال است که رخ داده است. مدام در معرض هشدار اپلیکشین‌های مختلف هستیم، با صدایی کوچک تمرکز و حواس انسان را پرت می‌کنند. حتی برای انجام ‌کارهای روزمره نیز از گوشی استفاده می‌کنیم تا کارهای روزمره‌مان را به ما یادآوری کند.حالا توجه چیست؟ توجه در مغز، مانند یک چراغ قوه روی داده‌های خاصی در ذهن می‌تابد و آنها را برای پردازش انتخاب می‌کند و بقیه اطلاعات غیرمرتبط را کنار می‌گذارد. توجه تأثیر آشکاری بر حافظه و یادگیری دارد. از آنجا که منابع توجه ما محدود است، توجه پراکنده ناشی از انجام همزمان چند تکلیف (مانند پیام خواندن، تلفن حرف زدن/ غذا خوردن، انجام بازی موبایل/ بازی کردن و حضور در جلسه آنلاین) معمولاً ناکارآمد است. ما این روزها به صورت مشکل‌زا از گوشی هوشمند استفاده می‌کنیم. این استفاده مانع انجام و موجب اخلال در کارها می‌شود. در انتهای روز سرخورده و فرسوده از تلمبار شدن حجم زیادی از کارهای تیک نخورده هستیم.در نوجوان‌ها این استفاده مشکل‌زا به صورت دیگری اتفاق می‌افتد. کودک یا نوجوان بومی دیجیتال از هیچ فعالیت دیگری، غیر از کار با گوشی هوشمند لذت نمی‌برد. آنها نمی‌توانند با جهان واقعی ارتباط گیرند. مغز نوجوان در حال رشد سریع است. گیرنده‌های پاداش و تأیید اجتماعی درحال فعال شدن هستند و همچنین میزان فعالیت‌های شیمیایی مغز در بالاترین حد خود است. نوجوان با حضور در شبکه‌های اجتماعی که با آگاهی از این ویژگی‌های شخصیتی انسان (علاقه‌مند با تأیید شدن) و عملکرد مغز (افزایش ترشح هورمون‌ها) طراحی شده است، لایک و کامنت‌های فراوان تأیید می‌گیرد، پس آستانه پاداش و تأیید و پذیرش اجتماعی در مغز مدام بالا می‌رود و نوجوان دیگر از فعالیت‌های دنیا واقعی که قبلاً انجام می‌داده، مانند ورزش یا رفتن به سینما یا حضور در جمع‌های خانوادگی، لذت نمی‌برد. اگر حضور یا فعالیتی دارد برای محتوایی است که در صفحه شبکه اجتماعی‌اش تولید کند تا زود لایک یا کامنت دریافت کند. ما در اثر استفاده مکرر از گوشی و گرفتن سریع بازخورد، با نوجوان‌های به ظاهر بی‌حوصله و کلافه‌ای مواجه هستیم که نمی‌توانند برای دریافت نتیجه انجام یک فعالیت، یک روز، یک هفته یا مدت زمان مشخصی را صبر کنند. سرعت زندگی و به انجام رسیدن فعالیت‌ها در شبکه‌های اجتماعی و حتی ویدیوگیم‌ها (بازی دیجیتال) به حدی بالاست و این آستانه را بالا برده است که نوجوان تمایلی برای زندگی در جهان واقع ندارد. برای همین مدام در گوشی است یا با کنسول بازی، خود را مشغول می‌کند.مغز نوجوان در حال شکل‌دهی مدل ذهنی جدید و متفاوت از والدینش است و الگو رفتاری و پردازشی که در مغز او در حال شکل‌گیری است، او را مجبور می‌کند تا در زمان حال خوب، با گوشی باشد تا با اشتراک‌گذاری حالش پاداش بگیرد و در حال بد هم برای تنظیم هیجانی مغز، باز هم به گوشی پناه ببرد، اضطراب، ناراحتی، نشخوار فکری را با دوستان نزدیک مجازی (close Friend) مطرح می‌کند و با لایک، تأیید و حمایتی که می‌شود به یک ثبات احساسی دست می‌یابد. در زندگی واقعی این دسترسی سریع وجود ندارد. واقعیت برای یک نوجوان خیلی کند است، او به یک جهان سریع که با یک انگشت به حالت‌های مختلف احساسی می‌رسد، عادت کرده است. سرعت زندگی در جهان‌های بازی که به مراتب از شبکه‎های اجتماعی بالاتر است و غرقگی که برای بازیکن اتفاق می‌افتد، موجب می‌شود که او مرزی برای واقعیت و وهم (جهان بازی) قائل نباشد و مدام به جهان بازی برای کاهش اضطراب و رسیدن به آرامش پناه ببرد.آگاهی از تأثیر شبکه‌های اجتماعی و بازی دیجیتال بر مغز باعث می‌شود، به درک بهتری از نوجوان‎‌مان برسیم. برای استفاده صحیح از گوشی و بازی دیجیتال همراه او باشیم. حتماً والدین این جهان را تجربه کنند و بدانند که طراح‌های بازی و شبکه‌های اجتماعی با دانستن عملکرد مغز و الگوهای رفتاری نوجوان، سعی دارند تا به پای آنها قلاب انداخته و نگه‎شان دارند. لازم است هر از گاهی همه اعضا خانواده سم‌زدایی دیجیتال انجام دهند، بدون هرگونه ابزار دیجیتال 3 تا 5 روز زندگی کنند و با همفکری هم برای لحظات کنار هم بودن برنامه‌ریزی کنند تا مغز به حالت نرمال خودش برگردد و در بازگشت به زندگی معمولی با احتیاط بیشتر از ابزار دیجیتال استفاده کنند. https://irannewspaper.ir/sp-298/21/76278 این یادداشت در ویژه نامه جمعه ۵۲ - ۱۶ آذر ۱۴۰۲ چاپ شده است.</description>
                <category>الهام اسماعیلی</category>
                <author>الهام اسماعیلی</author>
                <pubDate>Mon, 11 Dec 2023 22:05:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فیلسوف کوچک</title>
                <link>https://virgool.io/@esmaeilielm/%D9%81%DB%8C%D9%84%D8%B3%D9%88%D9%81-%DA%A9%D9%88%DA%86%DA%A9-fucggc0ikgmf</link>
                <description>برای آینده کودکانمان این آموزش‌ها ضروری‌ استروحیه پرسشگری به طور طبیعی در کودک نوپا وجود دارد. هرچه بزرگتر می‌شود به دلیل مواجهه با دنیای تجربه شده بزرگسالی سؤال‌ها و پرسش‌های کمتری می‌پرسد و کمتر از قبل درباره مسائل کنجکاوی می‌کند سازمان بهداشت جهانی و یونیسف فهرست دهگانه‌ای برای مهارت‌های زندگی در این دوران منتشر کرده که در بین آنها مهارت تفکر نقاد، تفکر خلاق و حل مسأله پررنگ است و پایه و اساس سایر مهارت‌هایی است که در زندگی هر فردی لازم است برای اینکه در چندسال آینده فرزندانمان صاحب شغل شوند، لازم است شیوه فکر کردن به صورت نقادانه را آموزش ببینند.وقتی کودک شروع به حرف زدن می‌کند، اولین کلمات و جمله‌هایی که استفاده می‌کند درباره چیستی و ماهیت اشیا و افراد است. این چیه؟ این کیه؟ مال منه؟ مال کیه؟ چرا؟ چطور؟ کجاست؟ و از این قبیل پرسش‌ها.روحیه پرسشگری به طور طبیعی در کودک نوپا وجود دارد.هرچه بزرگتر می‌شود به دلیل مواجهه با دنیای تجربه شده بزرگسالی سؤال‌ها و پرسش‌های کمتری می‌پرسد و کمتر از قبل درباره مسائل کنجکاوی می‌کند. با ورود به مدرسه به انجام کارهای معمولی و بدون پرسش عادت می‌کند.مغز انسان نیز با صرفه‌جویی در وقت و هزینه، ترجیح می‌دهد کارها را از روی چک لیستی که هر روز دارد انجام دهد، بدون آنکه به چرایی و چگونگی‌اش فکر کند. با توجه به رشد سریع تکنولوژی و پرورش هوش مصنوعی و انجام‌ کارهای ساده مکانیکی به کمک روبات‌ها در آینده‌ای نه چندان دور، باید بررسی کنیم به چه نوع کارها و مهارت‌هایی برای فعالیت نیاز داریم؟ سازمان بهداشت جهانی و یونیسف فهرست دهگانه‌ای برای مهارت‌های زندگی در این دوران منتشر کرده که در بین آنها مهارت تفکر نقاد، تفکر خلاق و حل مسأله پررنگ است و پایه و اساس سایر مهارت‌هایی است که در زندگی هر فردی لازم است. از تصمیم‌گیری، مدیریت استرس، مدیریت احساسات، مدیریت رابطه، همدلی تا خودآگاهی. همه این موارد با داشتن ذهنی پرسشگر که توانایی بررسی تمام نظرها و عواطف را دارد، قابل اجراست.لازم است ما روحیه پرسشگری سقراطی را در کودکان خود تقویت کنیم. کیفیت زندگی ما بسته به کیفیت تفکر ماست. کیفیت تفکر ما نیز به نوبه خود بسته به کیفیت پرسش‌هایی است که داریم، زیرا این پرسش‌ها در حکم نیرو محرکه تفکر هستند. بدون پرسش چیزی نداریم که به آن فکر کنیم، بدون پرسش‌های بنیادین معمولاً نمی‌توانیم تفکرمان را برآنچه مهم و ریشه‌ای است متمرکز کنیم. پس باید از آنها بخواهیم در برابر هر حرف و توصیه به انجام کاری پرسشی را مطرح کنند و ذهن خود را به چالش بکشند. این امر موجب افزایش اعتماد به نفس، حفظ روحیه پرسشگری، بررسی نظرات مختلف و در نهایت کسب مهارت گفت وگو می‌شود.اگر در کودکی روحیه پرسشگری حفظ و تقویت شود در نوجوانی با توجه به تغییرات مغز، میزان هورمون‌ها و تغییر خلق و خو، که نوجوان به سمت گروه همسالان کشیده می‌شود و ممکن است از نظر فکری به آنها وابسته یا متمایل شود، با داشتن روحیه و مهارت پرسشگری، مقهور و مغلوب افکار آنها نمی‌شود و می‌تواند با شجاعت و جسارت سؤال‌هایش را بپرسد، نظرها را بررسی کند و بداند که راه نقد همواره برایش باز است. در این صورت با داشتن سؤال‌های مختلف و کسب مهارت استدلال ورزی است که یک منطق درونی در او ایجاد می‌شود که کمتر به یک هدایتگر بیرونی نیاز پیدا می‌کند، با تحلیل و بررسی‌ نظرها می‌تواند راه را پیدا کند و درک می‌کند که می‌شود تجربه کرد، پرسید و آن تجربه را زیر سؤال برد.داشتن روحیه پرشسگری و تفکر نقاد در زندگی روزمره که سراسر از مسائل مناقشه برانگیز خانوادگی، اقتصادی و سیاسی است بیشتر از هر زمان دیگری کاربرد دارد، در این لحظات است که احساسات بر قوه استدلال نوجوان یا حتی والد غلبه کرده و تفکر نقاد و شیوه استدلال را ضعیف می‌کند و آن را به سمت غرغر یا حتی سفسطه می‌برد. اگر در زندگی روزمره تفکر نقاد را به کار ببریم دیگر نیازی نیست در گروه‌های خانوادگی درباره فلان ویدیو جعلی یا درستکاری شده، بحث سیاسی فرسایشی راه بیندازیم. می‌توانیم با دانستن سنجه‌های مختلف تفکر نقاد از قبیل اهمیت، ربط، دقت، صحت به بررسی داده‌ها بپردازیم و از احساساتی شدن و درگیری‌های عاطفی جلوگیری کنیم. جدای از زندگی عادی روزمره به تفکر نقاد و فکرورزی نیاز داریم تا کمتر دچار آسیب‌های مختلف روحی شویم.بهتر است بدانیم که مجمع جهانی اقتصاد هر 5 سال یک بار، لیستی از مهارت‌هایی که لازم است افراد یاد بگیرند تا در آینده بتوانند شغلی را بیابند و کار کنند منتشر می‌کند، در لیست اخیر، ۱۰ مهارت مورد نیاز در سال ۲۰۲۵ را اعلام کرده که البته مربوط به قبل از این جهش‌های تکنولوژی در زمینه هوش مصنوعی است. بیشتر مهارت‌ها نرم و از نوع تفکری است و شامل این موارد است.•تفکر تحلیلی و نوآری•یادگیری فعالانه و استراتژی‌های یادگیری•حل مسائل پیچیده•تفکر انتقادی و تحلیل•خلاقیت، اصالت و ابداع کردن•رهبری و اثرگذاری اجتماعی•استفاده از تکنولوژی، نظارت و کنترل•طراحی تکنولوژی و برنامه نویسی•تاب آوری، تحمل اضطراب و انعطاف‌پذیری•استدلال، حل مشکلات و ایده‌پردازی.با توجه به این مهارت‌ها، برای اینکه در چندسال آینده فرزندانمان صاحب شغل شوند، لازم است شیوه فکر کردن به صورت نقادانه را آموزش ببینند، ابتدا لازم است روحیه پرسشگری را در آنها حفظ و تقویت کنیم.همچنین واجب است شیوه‌های اندیشه ورزی را به آنها آموزش دهیم تا مهارت همدلی، بازبینی، کنجکاوی و شیوه یادگیری‌شان را تقویت و متحول کنیم.برای این کار بهتر است از کودک یا نوجوان خود بخواهیم مدام سؤال بپرسد و برای هر چیزی چرا بگوید. داستان‌هایی درباره فکر کردن را برای آنها بخوانید و در یک محیط امن و بدون قضاوت درباره آن با هم گفت وگو کنید. مفاهیم فلسفی را در موقعیت‌های ساده روزمره به کار ببرید و ذهن آنها را به چالش بکشید. آنها را در شرایط تصمیم‌گیری آگاهانه قرار دهید تا با سنجش جوانب مختلف بتوانند تصمیم بگیرند. با تقویت اندیشه ورزی و تفکر نقاد در آنها، مهارت حل مسأله تقویت می‌شود. سازگاری و انعطاف پذیری ایجاد می‌شود و برای دیدگاه‌های متنوع در جهانی که همواره در حال تغییر است، آماده می‌شوند. برای تقویت این مسائل لازم یک گروه از همسالان را تشکیل دهید و نیز بحث‌های خانوادگی را تقویت کنید تا فرزندی اندیشه ورز برای آینده تربیت کنید.این یادداشت در ویژه نامه جمعه ۵۰ - ۰۲ آذر ۱۴۰۲ ضمیمه ایران جمعه منتشر شده است. https://irannewspaper.ir/sp-294/10/74788 </description>
                <category>الهام اسماعیلی</category>
                <author>الهام اسماعیلی</author>
                <pubDate>Mon, 27 Nov 2023 23:37:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تحمل شنیدنش را داری؟</title>
                <link>https://virgool.io/@esmaeilielm/%D8%AA%D8%AD%D9%85%D9%84-%D8%B4%D9%86%DB%8C%D8%AF%D9%86%D8%B4-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-m1ni2bz6jm11</link>
                <description> درباب آموزش احساسات و بیان آن به کودکتب کتاب‌های توسعه فردی بین کتاب‌های کودک و نوجوان هم راه پیدا کرده است. چندسالی است کتاب‌هایی با عنوان مهارت‌های زندگی، شناخت احساسات، فیلسوف کوچک، من می‌توانم و موضوعات و عناوین مختلف دیگر چاپ می‌شود که بیشتر ترجمه هستند. این کتاب‌ها بیشتر در قالب داستان به موضوعات حساسیت‌برانگیز مانند مقابله با قلدری، نه گفتن در برابر خواست نابجا که منجر به آزار جنسی می‌شود، شناخت احساس‌ها از جمله تنفر، عصبانیت، خجالت، ترس، آشنایی با مفاهیم مختلف از جمله بخشش، احترام، دوستی، خدا، یوگا، انسان، آرامش و گاه مسائل روز مانند رسانه دیجیتال و اینترنت می‌پردازد که موضوع خیلی پررنگ و بعضی مواقع شعاری‌ست و در تمام صفحات همراه با تصاویری زیبا به کودک عرضه می‌شود.این کتاب‌ها در بین خانواده‌ها هم بسیار پرطرفدار است و از میان کتاب‌هایی که از کتابخانه امانت می‌برند، حتماً یکی از این موضوعات هست. والدین نگران آسیب‌های عاطفی فرزندشان هستند و می‌خواهند آنها کمترین آسیب را ببینند و با روش‌های مختلف آنها را آماده ورود به جامعه کنند. با خواندن این کتاب‌ها قصد دارند، آنها را آماده یکی از سخت‌ترین مراحل زندگی یعنی شناخت خود کنند، می‌خواهند بچه‌ها برای خودشان بیش از دیگری ارزش و احترام قائل شوند.این پرداختن به خود را در تمام لحظه‌های زندگی مدنظر داشته باشند. البته در دیگر فضاهای آموزشی نیز به‌گمانم این پرداختن به خویشتن در بین کودکان نیز بیش از همه اهمیت دارد و با عنوان پرورش احساسات و مهارت‌های شناختی، مدام بر آن تأکید می‌شود. در این رفت‌وآمدها به کتابخانه، گاه رفتارهای عجیبی از بچه‌ها مشاهده می‌کنم. کودکانی که به بیان صریح احساس‌شان نسبت به والدین یا دیگر کودکان می‌پردازند و بدون توجه به احساسی که در دیگری ایجاد می‌شود، فقط به تخلیه احساس خودش می‌پردازد. البته هنوز به‌طور قطع نمی‌دانم در بیان احساس تا چقدر باید به دیگری توجه کرد تا در او احساس ناخوشایندی ایجاد نشود.یادم هست یکی از اعضا ظهر تابستان که به کتابخانه آمده بود، مدام به دوست همراهش می‌گفت: «ازت خوشم نمیاد، نمی‌خوام ببینمت، حوصله‌ام رو سر می‌بری.» و مادر تأکید می‌کرد الان خسته است که این حرف‌ها را می‌زند و خیلی هم تو را دوست دارد. یادم هست که مادر برای فرزندش انواع کتاب‌های شناخت احساس و بیان آن را امانت گرفته بود و با هم می‌خواندند و حالا خلاف آنچه آموخته بود رفتار می‌کرد. این رفتار با آن آموزش‌هایی که به بیان احساس به کودک‌مان می‌دهیم بسیار متفاوت است. شبیه همان چیزی است که خود والدین در کودکی در معرض آن قرار داشتند که عبارت بود از انکار یا تغییر احساس به‌نحوی که دیگری که دوست یا والد شماست ناراحت یا عصبانی نشود. کودک امروز به بیان احساس می‌پردازد اما والدین تحمل این بیان را ندارند و با صفت یا برچسبی آن را نامگذاری می‌کنند، آن‌را برای خود یا دیگری قابل هضم می‌کنند که در بیشتر موارد با آنچه کودک در خود احساس می‌کند متفاوت است و کودک را دچار سردرگمی خواهدکرد.این آموزش‌ها رفتارهایی را در کودک نهادینه می‌کند که پس از طی دوران کودکی و رسیدن به نوجوانی، زمانی که فرزند ارتباط با والدینش را کاهش می‌دهد و به سمت حلقه هم‌سالان کشیده می‌شود. نسبت به والدین و رفتارهای‌شان منتقدانه پاسخ می‌دهند.آیا ما والدین توان شنیدن صحبت‌های انتقادآمیز او را داریم؟ زمانی‌که درباره علائق و مسیرهایی که می‌خواهد انتخاب ‌کند، برای والدین سخنرانی می‌کند، تاب شنیدن نظرات صریح او را خواهیم داشت؟ با توجه به مشاهداتم، والدین در برابر این رفتارها از نوجوان خود، سرخورده و افسره می‌شوند و از اینکه سال‌ها برای آنها عمر صرف کردند و تلاش کردند تا به این حد برسند، احساس خسران و طردشدگی می‌کنند، این احساس که فرزندشان را از دست دادند بر قلب آنها چنبره می‎‌زند و ناتوان از انجام هرکاری می‌شوند.تجربه نشان داده که لازم است والدین در بین آموزش‌هایی که به کودک‌ می‌دهند به آموزش و ارتقا خود نیز بپردازند. در دوره‌هایی برای شناخت احساس‌ها و آشنایی با هیجان‌ شرکت کنند و به یاد گرفتن شیوه فکر کردن منتقدانه بپردازند. گام به گام با فرزند، متناسب با زمانه او پیش روند و بدانند اولین مکان بروز و تجربه همه آنچه که کودک می‌آموزد خانه و در میان افراد خانواده است. خوب است که حلقه‌های گفت‌و‌گو هفتگی را در خانواده به راه اندازند و به صورت موازی به یادگیری تفکر نقاد مشغول باشند و به نوعی حریف تمرینی هم باشند که اگر در این امر آموزش خود، مستدام باشند، مرحله نوجوانی را به مراتب آسان‌تر از سایر والدین می‌گذرانند و در امر راهنمایی و مشاوره و افزایش اعتبار سخنان‌شان در نظر نوجوان موفق‌تر خواهند بود.این یادداشت در ویژه نامه جمعه۴۸ - ۱۸ آبان ۱۴۰۲ ضمیمه روزنامه ایران منتشر شده است. https://irannewspaper.ir/sp-290/7/73377 </description>
                <category>الهام اسماعیلی</category>
                <author>الهام اسماعیلی</author>
                <pubDate>Mon, 27 Nov 2023 23:30:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اول نوجوان را بشناس</title>
                <link>https://virgool.io/@esmaeilielm/%D8%A7%D9%88%D9%84-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3-akup7mlynkyj</link>
                <description>درباره رابطه نوجوان و کتاب به مناسبت روز کتاب و کتابخوانیبه هفته کتاب و کتابخوانی که می‌رسیم، همزمان با روز کتابدار، کلی سؤال و دغدغه در رابطه با شغل و علاقه‌ام، کتاب ذهنم را درگیر می‌کند. کودک با والدینش به کتابخانه یا کتابفروشی می‌رود، تجربه خواندن داستان و خیال‌پردازی را همراه آنها دارد. با ورود به مدرسه همراهی والدین در خواندن کتاب برای کودک کاهش پیدا می‌کند، کودک هم برای مطالعه کلمات سخت بدون نشان مصوت رغبتی ندارد. مطالعه فقط منوط به کتاب‌های درسی می‌شود و تمام. اما نوجوان، امان از نوجوان که حتی به کتب درسی هم تمایلی نشان نمی‌دهد. این سؤال‌ها مدام در ذهنم تکرار می‌شود:چرا نوجوان کم کتاب می‌خواند؟ از چند نوجوان که برای گپ و گفت به کتابخانه می‌آیند، سؤال می‌کنم. پاسخ‌شان این است که کتاب‌ها از فضا ذهنی آنها بسیار دورند و دردی ازشان را دوا نمی‌کنند. کتاب‌ها حوصله‌سربر شدند. انگاری کتاب در میزان ترشح دوپامین و آدرنالین در نوجوان ناتوان است. باز می‌پرسم از خودم:  اگر این نوجوان‌ها کتاب می‌خوانند، چرا کتاب‌های تألیفی کمتر مراجعه کننده دارند یا کمتر خوانده می‌شوند؟   اگر نوجوانی کتابی تألیفی را به امانت برد، چرا با آن ارتباط برقرار نمی‌کند؟   نوجوان کتابخوان برای چه دغدغه‌ای کتاب می‌خواند که آن را در کتاب‌های تألیفی پیدا نمی‌کند؟و سؤال‌های بیشتری که در ذهنم در مواجهه با نوجوان وجود دارد. با توجه به مراجعانی که در این سال‌ها در کتابخانه کودک و نوجوان داشتم، به نظرم نوجوانان با توجه به: ۱- سطح فرهنگی خانواده‌شان، نگاهی که به فرهنگ ایرانی در خانواده‌شان جاری است، نسبت به خواندن کتاب ایرانی هم واکنش دارند، مثل برتری خرید کالا خارجی به ایرانی، کتاب نیز، ترجمه و خارجی‌اش بهتر است.۲- اگر اهل استفاده از سایر محصولات فرهنگی ایرانی باشند، مثل سریال‌ها و موسیقی‌ها، کتاب نویسنده ایرانی هم می‌خوانند اما برای‌شان راضی کننده نیست. کتاب‌های تألیفی برای نوجوان سطح هیجان کمی دارند، نویسنده متناسب با نوجوانی خودش می‌نویسد. گمانم نوجوان امروز ایرانی را نمی‌شناسد تا برایش حل مسأله و در گام بعدی طرح مسأله کند.۳- مشاهده‌ام از نوع مطالعه در کودکان و نوجوانان در این سالها، این نکته را برایم روشن کرد که نوجوان در پی پیدا کردن خودش در داستان‌ها و کتاب‌هاست و می‌خواهد با شخصیت هم‌ذات پنداری کند. اگر نوجوان امروز اهل فیلم، سریال، موسیقی رپ و گیم است، با خانواده (پدر، مادر، خواهر و برادر) در تعارض و درگیری است، آن را در کتاب خارجی می‌خواند، چون نویسنده خارجی یک گام فراتر از نوجوان رفته و حرف دلشان را می‌زند، حتی اگر خواندن اسامی خارجی و مکان‌ها برایش سخت باشد.۴- نوجوان ایرانی به واسطه حضور در شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های مبتنی بر عکس و ویدیو، کم حوصله شده است. طاقت خواندن توصیف‌های طولانی برای رسیدن به اوج داستان را ندارد. زود می‌خواهد به اصل مطلب برسد، خواندن کپشن‌های یکی دو خطی آنها را به سمت گرافیک رمان‌ها سوق داد و نویسندگان خارجی با آگاهی از این موضوع، برای این نوجوانان کتاب‌های تصویری نوشتند و حالا چند سالی است که پای ترجمه گرافیک رمان هم در ایران باز شده و انواع آنها در ایران چاپ و خوانده می‌شود. همانند استقبال زیاد از دنیای معرکه تام گیتس که داستانی معمولی با تصاویر و شوخی‌های کمی بی‌ادبانه و جملاتی محاوره‌ای دارد.۵- بعضی از نوجوانان نیز دوست دارند فضایی غیرواقعی را تجربه کنند و به سمت رمان‌های فانتزی می‌روند که البته مربوط به نوجوانان ۵ سال پیش بود و به مد خواندن در بین نوجوانان هم مربوط است. این روزها گرافیک رمان‌ها بیشتر از فانتزی‌ها خوانده می‌شود.۶- نوجوانی، حرکت به سمت جامعه دوستان است، اگر نوجوان کتابخوان باشد، دوست دارد علایق هیجان انگیزش را که در جامعه دوستان بیان می‌کند در کتاب نیز بخواند.نوجوان، مثلاً اهل فوتبال است و حوصله خواندن رمان ندارد، اهل گیم است و کتاب‌هایی را می‌خواهد که ادامه ویدیو گیم یا اقتباس سینمایی آن را بخواند، می‌‌خواهد هم کتاب بخواند هم هیجان را تجربه کند.این تابستان چند نوجوانی که عضو کتابخانه بودند اعلام کردند که دوست دارند هفته‌ای یک بار به کتابخانه آیند و با هم کتاب بخوانند. اما بیشتر دوست دارند با هم جمع شوند و حرف بزنند. از علائق‌شان، تعداد فالورهای اینستاگرام‌شان، بازی‌ها و فیلم‌های موردعلاقه‌شان. من هر کتابی را پیشنهاد دادم کمی خواندند و گفتند دوست ندارند، تمایل دارند کنارشان بنشینم و هرکدام از مسأله‌ای حرف بزنند. تعجب می‌کردند که من هم به بازی، فیلم و فوتبال علاقه دارم؛ هم کتاب می‌خوانم و می‌توانم هم‌پای آنها در کری‌خوانی‌شان شرکت کنم. هفته دوم یک کتاب را انتخاب کردم، سفارش دادم و برای‌شان به نوعی سورپرایز داشتم، با توجه به علائق‌شان کتاب «روایت مصور فوتبالیست‌ها» را در جلسه آوردم، با هم خواندیم و نظر دادیم. متن‌ها کوتاه، مصور و به روز بود. درباره پیج فوتبالیست مورد نظر در اینستاگرام و خانواده‌شان اطلاعاتی دادند؛ آن اطلاعات سطحی را با کتاب مقایسه کردند و در آخر دوست داشتند کتاب را با خود به خانه ببرند، حتی آن کسی که اصلاً کتاب نمی‌برد و به خاطر دوستانش می‌آمد.نوجوانان دیگری هم هستند که خیلی کتابخوان هستند و دوست دارند زود بزرگ شوند، خیلی زود رمان‌های معروف کلاسیک و آن کتاب‌هایی که بلاگرهای اینستاگرام معرفی می‌کنند را در لیست خرید و مطالعه دارند. با بزرگ‌تر از خودشان رفت و آمد دارند، زود فرهیخته می‌شوند و کتابدار هم مطابق یکی از اصول کتابداری که هر کتابی خواننده‌اش و هر خواننده‌ای کتابش، کتاب مناسب را پیدا می‌کند و به دستش می‌رساند.در نهایت به نظرم نویسنده ایرانی قبل از هرچیز نیاز دارد که نوجوان امروزی را با توجه به بافت‌های مختلف فرهنگی و اجتماعی جامعه امروز ایران بشناسد و بعد بنویسد.و یک نکته دیگر اینکه کتاب‌های ترجمه در سطح جهان بشدت تبلیغ شدند و روی این موج تبلیغ به ایران وارد شدند؛ ناشر و مترجم نیز همراه آن تبلیغات، کتاب را در نظر خواننده بزرگ می‌کنند؛ لازم است ما برای کتاب‌های تألیفی نوجوان را در پلتفرم‌های مختلف با توجه به سلیقه نوجوان تبلیغ کنیم. احتمال اثرگذاری تبلیغ کتاب به زبان نوجوان در انتخاب او به طور قطع بیشتر است.این یادداشت در ویژه نامه جمعه ۴۹ - ۲۵ آبان ۱۴۰۲ منتشر شده است. https://irannewspaper.ir/sp-292/11/74102 </description>
                <category>الهام اسماعیلی</category>
                <author>الهام اسماعیلی</author>
                <pubDate>Mon, 27 Nov 2023 23:19:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اشتیاق به تعامل همراه با سردرگمی نوجوانی</title>
                <link>https://virgool.io/@esmaeilielm/%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D9%82-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D9%87%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D9%85%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-r5iip51pswhk</link>
                <description>حواشی دانش‌آموز بودن بعد از پاندمی کرونا هنوز ادامه دارددانش‌آموزان کتابخانه برای شروع مدرسه خیلی شور و شوق داشتند. این را از فراموش کردن ما در کتابخانه از دو هفته مانده تا پایان شهریور و پس دادن کتاب‌ها می‌گویم. به نظرم این روزها بچه‌ها بیشتر از قبل تمایل دارند تا به مدرسه بروند و کمتر از قبل غصه صبح زود بیدار شدن، امتحان و تکالیف را می‌خورند. در کنار همسالان قرار گرفتن و از علایقشان حرف زدن را بیشتر از هر چیزی در دنیا دوست دارند. صحبت کردن از انیمه و کی‌پاپ و کی‌دراما و حتی از سریال ترکیه‌ای که در تابستان چندین فصل از آن را تماشا کردند، زمان زیادی را از آنها می‌گیرد.البته دانش‌آموزان این روزها، کلاس پنجم به بالا را منظورم است، بیشترشان تلفن همراه یا تبلت شخصی دارند که با سیم‌کارتی اعتباری از رایتل و ایرانسل و همراه اول هم شارژ می‌شود و از طریق شبکه‌های اجتماعی نوجوان‌پسند، در دیسکورت، اسنپ‌چت، تیک‌تاک، لایکی، تلگرام با هم در ارتباط هستند. به لطف سیاستمداران فیلترشکن هم دارند. خانواده‌های حساس به رسانه و ارتباط بچه‌ها، البته برای دبستانی‌ها، از روبیکا، شاد و سروش استفاده می‌کنند. بسته به اینکه روابط عمومی مدرسه از چه سکوی وطنی استفاده کند، والدین و دانش‌آموزان هم از آن بهره‌مند می‌شوند.همه این آسمان و ریسمان‌ها را برای این بافتم - شبکه اجتماعی پلی‌استیشن و بازی‌های موبایلی را جا انداختم - که بگویم، نوجوان‌ها راه‌های ارتباطی زیادی با هم دارند. همه اینها را هم که نداشته باشند، ایمیل روی تبلت یا کامپیوتر شخصی را که دارند. اما هنوز نیاز به در کنار هم قرار گرفتن و دیدار جسمی و حضوری دارند. نیاز دارند تا از اتفاق‌های بامزه در کلاس کلیپ و صوت بسازند و با هم به آن بخندند و هیچ‌یک از آنها جای یک لبخند و کنار هم نشستن و تعامل با یکدیگر را نمی‌گیرد.دانش‌آموزان دوران متوسطه که سال‌های اول دبستان را به مدرسه رفتند و با آمدن کرونا، خانه‌نشین شدند در ابتدا از نرفتن به مدرسه احساس شعف و شادی می‌کردند. کم‌کم که کلاس آنلاین برقرار شد، با لباس راحتی و گاه روی تخت و از زیر پتو در کلاس شرکت می‌کردند. بازگشت به مدرسه با لباس فرم و رعایت آداب درس و مدرسه سخت بود. فکر کنیم به دانش‌آموزان کلاس اول و دومی که آموزش و سوادآموزی را با کلاس آنلاین و بدون رعایت قوانین خاصی شروع کردند. هر زمان که می‌خواستند آب و تغذیه و سرویس بهداشتی به راه بود و در کنار صحبت‌های معلم، با عروسک و ماشین، بازی کوچکی هم می‌کردند. و بعد از دو سال باید با مراسم صبحگاه و ورزش روز خود را آغاز می‌کردند و به سر کلاسی می‌رفتند که تا به حال آن را تجربه نکرده بودند. عادت به نشستن و گوش دادن به صحبت‌های معلم را نداشتند. البته که کودک زیر 9 سال عموماً آستانه نشستن کمی دارد و همواره در کلاس در حال رفت‌و‌آمد است، اما بعد از پاندمی کرونا، شرایط کلاس‌داری و تدریس برای معلم‌ها به مراتب سخت‌تر از قبل شده است. با وجود اینکه دو سالی از اتمام کلاس‌‌های مجازی و حضوی شدن مدارس می‌گذرد، اما هنوز حواشی آن گریبان دانش‌آموزان و معلمان را رها نکرده است.در صحبت با بعضی از معلمان این‌طور فهمیدم که فقط 5 دقیقه درس می‌دهند. بیشتر وقت کلاس را به تفهیم مطلب و گاه رفع کدورت پیش آمده بین دانش‌آموزان می‌گذراند، بازی طراحی می‌کنند و فضا کلاس را شاداب و مفرح می‌کنند تا دانش‌آموز کمتر احساس کلافگی و خستگی کند، این روزگار مدرسه رفتن دانش‌آموزان بعد از کروناست، که با قبل از آن متفاوت است. از کمتر شدن زمان حضور در مدرسه تا شروعی دیرتر از سابق برای دبستانی‌ها - ساعت حضور در دبستان از 8:30 تا 12:30 است که سابق 7:30 تا 13 بود - متوجه می‌شویم که آموزش و پرورشی‌ها هم متوجه این تغییر خلق‌و‌خو و نیازهای کودک و نوجوان بعد از پاندمی کرونا شده‌اند و ممکن است قوانین جدید شروع و پایان مدرسه را بر اساس همان اتخاذ کرده باشند.در مورد دانش‌آموزان نوجوان متوسطه دوم که در دوران بلوغ به سر می‌برند و در اوج هیجان‌خواهی و لذت‌اند اما فکر و تصمیم جدیدی گرفته نشده و با آگاهی از احوال چندتایی از آنها می‌گویم که در حال سر‌و‌کله زدن با درس‌ها و معلم‎‌ها و پیدا کردن علاقه‌شان هستند تا بتوانند بر‌اساس آن انتخاب رشته داشته باشند.هنوز گمان می‌کنند انتخاب رشته آینده و مسیر زندگی‌ آنها را رقم خواهد زد. در میان بسیاری از توصیه‌ها و مشاوره‌ها سردرگم هستند. یکی از اعضای کتابخانه که با علاقه رشته ریاضی را انتخاب کرده بود تا مهندسی بخواند و سازه‌ها را در این کشور بسازد. در تابستان، بعد از تمام شدن سال یازدهم، تصمیم گرفت دروس رشته انسانی را بخواند و در سال دوازدهم به صورت غیرحضوری خود را برای کنکور انسانی آماده کند تا یک روانشناس شود و بتواند روان مردم جامعه را سامان دهد. از ریاضی تا انسانی در یک تابستان.بر اثر اتفاق‌هایی که در جامعه می‌افتد و احساس نیاز واقعی یا کاذبی که در نوجوان‌های ما رخ می‌دهد، این سردرگمی و حرکت پاندولی در میان آنها بسیار زیاد شده است، اما کمتر از گذشته فرصت و اجازه این را دارند تا به دورن خود بنگرند و تمرکزی کنند تا بتوانند خواست قلبی‌شان را بشناسند و بر‌اساس آن راهی را انتخاب کنند. مدرسه، معلم و دانش‌آموزان نیز در هر دوره‌ای بر یک موجی سوار می‌شوند و با آن به سمت بی‌نهایت می‌روند. اما خبر نداریم که این موج هرچه بلندتر باشد، فرود سهمگین‌تر و نتایج فاجعه‌آمیزتری در برخواهد داشت.درس خواندن و دانش‌آموز بودن در شرایط کنونی، با سهل‌المتنع بودنی که به ظاهر می‌رسد، برای خود دانش‌آموزان سخت‌تر شده است. نوجوان دانش‌آموز در اوج ترشح دوپامین برای هر فعالیتی که انجام می‌دهد، در عصر رسانه و بازی، باید خود را ملزم به خواندن دروسی کند که نمی‌داند در کدام آینده به کارش می‌آید یا نه. شاید برای همین است که بیشتر نوجوان‌ها سرخورده، در پی یافتن مهارت‌های مختلف برای آینده‌ای مبهم هستند. https://irannewspaper.ir/sp-288/17/72625 در ضمیمه ایران جمعه در روزنامه ایران، منتشر شده در 12 آبان نیز می توانید بخوانید.</description>
                <category>الهام اسماعیلی</category>
                <author>الهام اسماعیلی</author>
                <pubDate>Tue, 21 Nov 2023 23:56:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پله‌هایی کوتاه در نوجوانی، پیش از صخره ‌نوردی بزرگسالانه</title>
                <link>https://virgool.io/@esmaeilielm/%D9%BE%D9%84%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%D8%B5%D8%AE%D8%B1%D9%87-%D9%86%D9%88%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D9%87-a9wl1xxkmf9h</link>
                <description>مزایا و معایب کار داوطلبانه در نوجوانیاواسط تیرماه یکی از اعضای نوجوان کتابخانه درخواست کرد دو روز در هفته برای کمک و کار داوطلبانه به کتابخانه بیاید. با توجه به حجم بالای کار و مراجعه اعضا در تابستان، با خوشحالی قبول کردم و از او خواستم حتماً سر وقت و منظم در کتابخانه حضور داشته باشد. قبول کرد و یکی، دو روز اول با چشمان خواب‌آلود و صبحانه نخورده اما بموقع می‌آمد. ابتدا شرح وظایف را برایش تعریف و تعیین کردم و مشغول کارهایم شدم. در انجام کارها دقت داشت و بسیار سؤال می‌پرسید تا کار را اشتباه انجام ندهد. مهر را در کدام قسمت کتاب بزنم؟ انتشارات را از کجا پیدا کنم؟ به چه دلیل لیبل را پشت کتاب می‌زنید؟ با این سؤال‌ها باعث شد من به بدیهی بودن کار برای خودم و انجام آنها از روی عادت توجه کنم، بیندیشم و بدانم که در آموزش به فردی دیگر تا چه اندازه ممکن است مراحل را به دلیل ساده یا بدیهی بودن جا انداخته یا فراموش کنم و این نکته ظریف، در نتیجه کار اختلال ایجاد کند. حضورش غنیمتی بود تا به من جزئیات کار در کتابخانه را یادآوری کند. بعد از دو هفته نوجوان‌های کلاس هفتمی و هشتمی که برای امانت کتاب می‌آمدند، با دیدن او و حضورش در میز امانت و کمک در کار شلف کتابخانه، هیجان‌زده می‌شدند و با نگاهی التماس‌گونه درخواست می‌کردند که ما هم در اینجا کار کنیم و کمک باشیم. حس داشتن شغل و کسب یک مهارت را به خوابیدن تا ظهر و گشت در شبکه‌های اجتماعی ترجیح می‌دادند.برای من نظم و حضور بموقع مهم بود. در ابتدا از آنها خواستم روز و ساعت ثابت را به من اعلام کنند و اگر نتوانستند بموقع بیایند، به کتابخانه خبر دهند تا برایشان کار تعریف نکنم. کم‌کم تعدادشان زیاد شد و مجبور شدم روزها و ساعت‌ها را طوری تنظیم کنم تا با هم تداخل نداشته باشند، کارهای تلمبار شده و کتاب‌های ثبت نشده و مهر نخورده رو به اتمام بود. پس از انجام کارها، تعامل با اعضای کتابخانه (بازی کردن یا کتاب خواندن) یا معرفی کتاب به اعضای سردرگم را در پیش گرفتند. با جدیت کار می‌کردند و خودشان را به سایر اعضا به‌عنوان کمک‌کتابدار معرفی می‌کردند. ماجرا طوری پیش رفت که والدین بچه‌های کوچک‌تر از من می‌خواستند تا چند ساعتی فرزندشان در کتابخانه بماند و به کاری مشغول شود. حتی کودکی که سواد نداشت، می‌خواست کتاب‌ها را مرتب کند و خدا را شکر که برای او هم در کتابخانه کار هست و با استفاده از خال‌های رنگی گروه سنی، امکان مرتب کردن و کار کردن وجود دارد. انجام کار مفید در روز برای‌شان اهمیت داشت، انگاری کار، آنها را به جرگه بزرگسالان وارد می‌کند.به کاری مشغول بودن، صرفنظر از اینکه چقدر برای‌شان مفید یا مورد علاقه باشد را دوست داشتند. نوعی برتری به سایر نوجوانان را در خود احساس می‌کردند و بروز می‌دادند که «من هر روز میام سر کار به جای اینکه عمرم را پای تلویزیون و بازی تلف کنم. دارم یک کار مفید انجام می‌دهم.» والدین‌ نیز به این روحیه فرزندانشان افتخار و از آنها در مقابل دیگران تعریف و تمجید می‌کردند.جدا از این موارد افتخارآمیز، کار کردن نوجوانان مزایایی دارد از جمله اینکه متوجه شدند کار کردن از آنچه فکر می‌کردند سخت‌تر است و مسئولیت‌پذیری و تعهد در انجام کار را در آنها افزایش داد. همکار نوجوانم با اینکه ناهار نخورده بود و زمان رفتن رسیده بود اما تا کارش را تمام نکرد و به آن حد مشخص نرساند، محل کار را ترک نکرد و تا حدی مدیریت زمان را هم یاد گرفت که زمان استراحت را طولانی نکند و به آن کاری که باید تحویل دهد پایبند باشد.مهارت‌ ارتباطی همکار نوجوانم در مقایسه با روزهای اول حضورش در کتابخانه به مراتب بهتر شده بود. با افراد مختلف از جمله مدیر، کارمند، مراجعه‌کننده‌ها و کودکان ارتباط خوبی برقرار می‌کرد و راحت‌تر شده بود. تقویت مهارت ارتباطی در محیط کاری به او در گذر از نوجوانی به بزرگسالی کمک شایانی می‌کند و از اضطراب ورود به محیط‌های جدید می‌کاهد. او با فرایندهای کاری در محیط کار آشنا می‌شود و این امر از نوجوان، یک فرد توانمند در حل مسائل کاری می‌سازد که در بزرگسالی کمتر دچار خسران عاطفی در محیط‌های رسمی کار می‌شود.کار کردن به نوعی نوجوان را به استقلال جدیدی نائل می‌کند که تا پیش از آن تجربه نکرده‌ است، خصوصاً اگر در قبال کار حقوق هم دریافت کند که خود را کاملاً مستقل از خانواده می‌بیند و علاوه بر نتایج مثبت و کمک به شکل‌گیری هویت و شخصیت نوجوان، ممکن است آسیب‌هایی نیز دربرداشته باشد و او را به سمت صرف مواردی که بر خلاف عرف خانواده است سوق دهد، مانند خرید اقلام ممنوعه از لباس و وسایل غیرضروری تا مواد مخدر و...همکار نوجوانم تا حدی نسبت به شرایط کار دقیق شده بود که به این نکته فکر می‌کرد، چه رشته‌ای را در دبیرستان انتخاب کند که او را به هدف شغلی‌ا‌ش برساند و صرفاً بر اساس علاقه‌اش نباشد. به طور کلی با توجه به شرایط اقتصادی و اجتماعی جامعه خوب است که عادت به کار کردن را در همین سنین نوجوانی در آنها ایجاد و نقش والدگری را به صورت پهپادی و ناظرگونه در قبال آنها ایفا کنیم. https://irannewspaper.ir/sp-285/13/71239 </description>
                <category>الهام اسماعیلی</category>
                <author>الهام اسماعیلی</author>
                <pubDate>Mon, 30 Oct 2023 23:20:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کودک شرور یا کودک معصوم</title>
                <link>https://virgool.io/@esmaeilielm/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B1-%DB%8C%D8%A7-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85-cizekzirws6e</link>
                <description>کودک کیست؟ کودکی چیست؟یونسیف در جهان، روز 20 نوامبر را به عنوان روز کودک اعلام کرد و در بسیاری از کشورها این روز را برای کودک جشن می‌گیرند. در ایران کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، 13 تا 19 مهر را هفته ملی کودک نامید و در این هفته برنامه‌های مختلفی از سوی این نهاد برای کودکان سرزمین‌مان برگزار می‌کند. همچنین انجمن حمایت از حقوق کودکان، روز 8 اکتبر مصادف با 16 مهر را روز جهانی کودک نامید که هرسال آن روز را جشن می‌گیرند. حال به بهانه آن می‌خواهیم بدانیم کودک کیست؟کودک یک موجود و مفهوم عینی است که از ابتدای حضور انسان در کره خاکی حضور داشته است. کودک موجودی بازیگوش، هیجان‌خواه، عمدتاً شاد و سرخوش است. از نظر قانون و براساس ماده یک کنوانسیون حقوق کودک، هر فرد زیر 18 سال کودک محسوب می‌شود. چون افراد زیر 18 سال اجازه بازکردن حساب بانکی و حق رأی ندارند و جرم‌شان نیز براساس قانون جدا از دیگر افراد بررسی می‌شود. در نظر عرف و عامه مردم دوره پس از پایان شیرخوارگی تا ابتدای بلوغ (نوجوانی) فرد را کودک می‌نامند و از این دوره به عنوان کودکی یاد می‌کنند. مرحله اساسی رشد جسمی و ذهنی، شکوفایی و تحول توانایی‌ها و استعدادها، شکل‌گیری ساختار خلق و خو در انسان و زیرساخت دوران جوانی و بزرگسالی در بازه سنی 2 تا 10 سالگی که فرد کودک نامیده می‌شود، رخ می‌دهد. پس کودکی به چه معناست؟ در جامعه‌شناسی زیررشته مطالعات کودکی، کودکی مفهومی ذهنی است که با توجه به ویژگی‌ دوران مختلف تاریخی، شرایط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و حتی جنسیتی در هر جامعه شکل گرفته است. کودک مفهومی بیولوژیک و کودکی مفهومی اجتماعی و پدیده‌ای تاریخی است. از منظر روانشناسی، کودک و کودکی در برهه‌های مختلف تاریخی تعاریف متعددی داشتند. در سده‌های میانه که انسان مورد توجه قرار گرفت و بالطبع آن، کودک، کم‌کم شناخته شده بود، گروهی کودک را موجودی پلید و شرور می‌دانستند و چنین فرض می‌کردند که شرارت، شیطنت، فساد و پستی، عناصر اولیه و عمده در موجودیت کودک است.مثال کودک شرور را می‌توانیم در آثار ادبیات کلاسیک جهان بیاییم. در دوران مدرن کودک معصوم و بی‌گناه در مقابل کودک شرور قرار گرفت. حال والدین باید در برابر جهان بد از او محافظت می‌کردند و این آغاز برنامه‌ریزی و نقش حمایتی بزرگسالان در قبال کودک بود. کودک فطری دیگر نظریه دوران مدرن بود که از سوی جان لاک مطرح شد، وی کودک را ذاتاً پاک همچون یک کاغذ سفید می‌دانست که آمادگی لازم برای تبدیل شدن به هر آنچه دیگران می‌خواهند و او را به همان منظور آموزش می‌دهند، دارد. تا اینکه ژان پیاژه در اوایل قرن بیستم، نظریه رشد مرحله‌ای خود را بیان کرد و کودک دارای رشد طبیعی را معرفی کرد: پیاژه بر این باور بود که در فرایند رشد، خود کودک شرکت کننده‌ای فعال است و دست روی دست نمی‌گذارد تا رشد بیولوژیک یا محرک‌های خارجی، کار خودشان را بکنند.او کودکان را دانشمندانی کنجکاو می‌دانست که به تحقیق و آزمایش درباره‌ اشیا می‌پردازند و به درون محیط دست می‌زنند تا ببینند چه اتفاقی خواهد افتاد. مثلاً دست و پای عروسک خود را می‌کند یا چرخ ماشین اسباب بازی را از آن خارج می‌کند یا دست در پریز برق یا لوله جارو برقی و... می‌کند تا خودش نتیجه کارش را مشاهده کند و از آن یاد بگیرد و این پایه‌ای برای شکل‌گیری آموزش از طریق مفاهیم رشد شناختی به کودک بود.از سوی دیگر نیز فروید پزشک و عصب‌شناس با توجه به روان انسان‌ها، مبحث کودک ناخودآگاه را مطرح کرد که تا بزرگسالی در رفتار و روان فرد حضور دارد که در این یادداشت جای توضیح آن نیست. در جامعه‌شناسی نیز کودک را با تعریف‌های مختلف بیان می‌کنند. در جامعه‌شناسی پیش از مدرن، کودک اجتماعی یا ابزاری نامیده می‌شد یعنی کودکی که شهروند نیست و در این دوران موقتی باید تحت تعلیماتی قرار بگیرد تا برای نقش‌های بزرگسالی آماده شود، یعنی همان آماده شدن برای کسب درآمد. در جامعه شناسی مدرن تعریف از کودک نقطه مقابل کودک اجتماعی یا ابزاری است. به او کودک ساختاری می‌گویند که به عنوان شهروند تعریف می‌شود و در جامعه نقش و مسئولیت خودش را دارد.حالا امروزه در جامعه‌شناسی پست مدرن شاهد تعریف از کودک عامل هستیم، کودک عامل محصول دوران یا فضاهای مجازی و تکنولوژی است. این کودک نه نادان و نه ناتوان است. او دارای توانایی است که در دنیای دیجیتال او را از بزرگسالانش پیش‌تر برده است. با شناخت ویژگی‌های کودک امروز و تفاوت قائل شدن میان رشد بیولوژیک آنها و رشد شناختی و اجتماعی‌شان در این جامعه، به جواب بسیاری از سؤال‌هایمان در مواجه با رفتار و عملکر کودکان در مواقع خاص پی‌خواهیم برد و او را در این مختصات اجتماعی بهتر درک می‌کنیم. به قول جامعه‌شناسان کودکی مفهومی برساخته دوران است.کودک این روزگار ما مطالبه‌گر و منتقد بزرگسالان و جامعه است و ما باید برای حجم زیادی تغییر از سوی آنها در قواعد مرسوم آماده باشیم.این مطلب در تاریخ 13 مر 1402 در شماره 43 ویژه نامه جمعه روزنامه ایران منتشر شده است.  https://irannewspaper.ir/sp-283/12/69812 </description>
                <category>الهام اسماعیلی</category>
                <author>الهام اسماعیلی</author>
                <pubDate>Sun, 08 Oct 2023 19:23:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خودم بهترین معلمم</title>
                <link>https://virgool.io/@esmaeilielm/%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%85%D9%85-kbs8ueuapo0s</link>
                <description>کمی درباره آموزش درخانه یا هوم‌اسکولینگهر روز مراجعانی در کتابخانه دارم که برایم از مدرسه می‌گویند. «نمی‌تونم فضای مدرسه و رفتارهای کادرش رو با پسرم تحمل کنم.» «چرا باید صبح زود بلند شه و بره سر صف وایسه.» «این درس‌ها و کتاب‌ها اصلاً به درد زندگی نمی‌خورند.» این جملات تنها بخشی از صحبت‌های مادرانی است که با اضطراب و نگرانی درباره آینده فرزندشان، خلاف جریان آموزشی کشور تصمیم گرفتند تا او را به مدرسه نفرستند. اسمش را هم گذاشته‌اند، آموزش در خانه.دوران قرنطینه و شیوع کرونا هم به این مسأله دامن زد. والدین، خصوصاً مادرها تصمیم گرفتند، به یک باره تمام نقش‌های اجتماعی را برعهده بگیرند. خودشان با ایجاد نظم، برنامه‌ریزی آموزشی، اجتماعی و تربیتی فرزندشان را انجام دهند. مادر، معلم، ناظم، راننده، هماهنگ کننده و... باشند. فرزندشان فقط با خودش و افراد معدودی که انتخاب می‌کنند، در ارتباط باشد. می‌گویند: «ما با هم گردش می‌رویم و در تمام لحظات زندگی در حال آموزش و یادگیری هستیم.» به نظرم مگر زندگی جز این است.ما همواره در حال آموزش غیرمستقیم هستیم. از بدو تولد تا لحظه مرگ، فرق افراد با هم در این است که آیا نسبت به این آموزش آگاهی دارند یا نه؟! خانواده‌ای که فرزندش را به مدرسه نمی‌فرستد، مدام این نکته را به او یادآوری می‌کند که ما در هر کار و لحظه‌ای در حال آموزش هستیم و این تفاوت را با سایر دانش‌آموزان به او یادآور می‌شود. نکته مهم در ارتباط با این موج و تبی که در جامعه راه افتاده این است که: «ما والدین تحصیلکرده، خودمان قادریم آموزش‌های ابتدایی را به کودکمان بدهیم. او از رفتن به مدرسه بی‌نیاز است و کنترل کامل بر کودک و زندگی‌اش داریم پس خیالمان راحت است و کمترین آسیب عاطفی و اجتماعی را خواهد دید.» اولین و مهم‌ترین نکته که شاید از آن غافل هستند این است که انسان موجودی اجتماعی است. رفتن به مهدکودک، پیش دبستان و خصوصاً مدرسه با قوانین خاص اجتماعی که برای کودک فراهم می‌کند. اولین مرحله‌ استقلال کودک از خانواده محسوب می‌شود. کودک با رفتن به مدرسه گام مهمی در برقراری ارتباط اجتماعی و عاطفی با همسالان و افرادی غیر از خانواده و آشنایانش برداشته است. از زیر نگاه کنترلگر خانواده خارج شده و خودش برای زمان‌هایی هرچند کوتاه، اقدام به تصمیم‌گیری و گاه حل مسأله می‌کند. این کودکان به اصطلاح «هوم اسکول» قرار است در این جامعه انسانی (چه ایران، چه خارج از کشور) زندگی کنند و اصل ابتدایی زندگی در محیط‌های مختلف اجتماعی، توانایی برقراری ارتباط با همنوعان خود است. اگر این مهارت اساسی زندگی را در دوران کودکی نیاموزد و ترس از برقراری ارتباط داشته باشد، در آینده نیز دچار مشکل خواهد شد. شاید سرخوردگی اجتماعی برای او ایجاد شود.حضور در مدرسه و داشتن یک تجربه مشترک و گاه یکسانی از آموزش، در ایجاد یک خاطره جمعی برای یک نسل سهم به سزایی دارد و سهیم نبودن در این تجربه و نداشتن خاطره، با همنسلان، احتمال منزوی شدن را برای فرد در پی خواهد داشت. پس مهم‌ترین دلیل رفتن به مدرسه حضور در میان همسالان و یادگیری مهارت‌های ارتباطی و اجتماعی است.دومین نکته عدم تسلط والدین به مفاهیم آموزشی استاندارد است. کتاب‌های درسی را قبول ندارند و می‌خواهند مفاهیم را با استفاده از ادبیات، قصه، روایت و کارهای عملی به کودک آموزش دهند. مگر والدین به شیوه‌های مختلف آموزشی آگاه هستند که می‌خواهند این مهم را بر عهده گیرند. یا آموزش در نظرشان امری پیش‌پا افتاده و قابل انجام توسط هر فرد است. با اینکه مدارس گاه ضعیف عمل می‌کنند و تعداد دانش‌آموزان زیاد است و معلم نمی‌تواند برای فرد به فرد آنها وقت بگذارد اما در سرفصل‌های آموزشی‌شان یک استانداردی تعریف شده که متناسب با آن تدریس می‌شود. نسبت به آموزش و پرورش انتقادهایی وجود دارد اما همین بودن از نبودنش بهتر است. محلی برای بروز توانایی‌های فرزند و مشاهده آن از سوی افرادی غیر از خانواده است. این امر در افزایش مهارت‌های روانشناختی کودک از جمله افزایش اعتماد به نفس اثر دارد. از طرفی هوم اسکول کردن یا تحت آموزش در خانه قرار دادن فرزند در محیطی اختصاصی، او را دچار یک ویژگی با عنوان خود مرکز پنداری می‌کند که اعتماد به نفس کاذب را او ایجاد کرده و برای خانواده و اطرافیان اثرات خوبی نخواهد داشت. او همواره گمان می‌کند که فرد خاصی است. همه در خدمت او برای رسیدن به آرزوها و اهدافش هستند و از هیچ تلاشی فروگذار نمی‌کنند. ممکن است در او خصلت پرتوقع بودن را ناخودآگاه به‌وجود آورده و برای والدین دردسر شود.انتخاب مسیر آموزشی فرزندتان، نیاز به بررسی از جنبه‌های مختلف، چون شغل والدین، روحیه و علایق کودک، محل سکونت و... دارد و مسأله‌ای نیست که آن را بر اساس جو انتقادی نسبت به آموزش و پرورش یا مدرسه‌ها تصمیم گرفت. https://irannewspaper.ir/sp-280/9/68745 </description>
                <category>الهام اسماعیلی</category>
                <author>الهام اسماعیلی</author>
                <pubDate>Fri, 22 Sep 2023 14:13:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هوای زائر کوچولوها را داشته باشید</title>
                <link>https://virgool.io/@esmaeilielm/%D9%87%D9%88%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D8%A7%D8%A6%D8%B1-%DA%A9%D9%88%DA%86%D9%88%D9%84%D9%88%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D8%AF-jhbfyzdttpdg</link>
                <description>چند نکته برای پیاده‌روی اربعین با کودکماه محرم، هم غم عزای عاشورا و شهادت سیدالشهدا و همراهانش را دارد و هم غصه اسارت آل الله، تمام دلمان را پر می‌کند. آرزو و حسرت اینکه کاش ما بودیم و در این درد و رنج با اهل بیت همراهی می‌کردیم بلکه شاید مرهم دل عزیران امام حسین(ع) بودیم . پس از اتمام محرم و آغاز ماه‌صفر برای پیاده‌روی اربعین برنامه‌ریزی می‌کنیم و خانواده را آماده این سفر می‌کنیم. این سفر و زیارت تنها جایی است که دوست داریم مرد و زن و کودک کنارهم گام برداریم. با اینکه با عشق فراوان در این مسیر گام برمی‌داریم، اما رعایت نکات سفر زمینی طولانی با کودک الزامی است و بدون رعایت آنها ممکن است هرگز این سفر به سرانجام نرسد. با چند مادر که تجربه سال‌ها پیاده روی اربعین را داشتند، گفت وگو کردم و آنها توصیه‌هایی را برای همه زائران داشتند. اول اینکه بدانیم رکن اصلی این سفر، کودک است و قرار است با کودکی به سفر رویم که اقتضاعات خودش را دارد. اوست که سفر را برنامه‌ریزی می‌کند. سفر را متناسب با توان جسمی و روانی کودک تنظیم می‌کنیم. لازم است، از چندین روز قبل از سفر، برنامه ثابت پیاده‌روی خانوادگی داشته باشید، اگر کودک بالای 4 سال است و بغل کردنی نیست، تا آنجا که امکان دارد این تمرین را انجام دهید تا توان جسمی‌ اش را بسنجید و اگر کودک کالسکه‌ای دارید، با کالسکه به پیاده‌روی بروید و ایرادهای کالسکه را بسنجید. همان کفش‌هایی را که قرار است در پیاده روی بپوشید، در این تمرین‌ها امتحان کنید تا در مسیر پیاده‌روی اربعین شما و کودک را اذیت نکند.با صبر و حوصله‌ای بیش از قبل در تعامل با کودک، سفر را آغاز کنید. از قبل به این نکته توجه کنید که ممکن است نتوانید اعمال زیارت را انجام دهید یا یک نماز با دل سیر بخوانید و قدم به قدم با کاروان حرکت کنید. از جا ماندن و عقب ماندن نگران نشوید. در طول مسیر هر جا که کودک نیاز به استراحت داشت، توقف کنید. برای رسیدن به مکان مناسب یا اسکان کاروان او را بی‌تاب و اذیت نکنید. تا حد امکان محل استراحت را خانه‌های عراقی‌ها انتخاب کنید که هم حمام دارد، هم دستشویی مناسب و هم امکان شست وشوی لباس‌ها را دارید.اگر کودکتان هنوز پوشک می‌شود در زمان‌های شلوغ (صبح و اذان) از دستشویی استفاده نکنید، ازدحام شما را کلافه می‌کند، تعویض پوشک را به وقت مناسب واگذارید.در مسیر ظرف آب و غذا یا خوراکی مانند چوب شور همراه داشته باشید، ممکن است تا رسیدن به موکب کودک گرسنه شود یا غذا موکب‌های در مسیر را دوست نداشته باشد و بهانه گیری و گرسنگی دردسر تازه‌ای برای شما شود.کودکی که خودش راه می‌رود زودتر خسته می‌شود و به استراحت و خواب بیشتری نیاز دارد. اما اگر کودک سوار بر کالسکه باشد، شما مسافت بیشتری را می‌توانید طی کنید و او در کالسکه می‌خوابد یا با وسایل مختلف چون تبلت و اسباب بازی محبوبش سرگرم ‌می‌شود.قبل از سفر چند انیمیشن و بازی مناسب، متناسب با دیدگاه تربیتی خودتان انتخاب کنید و در مواقع سر رفتن حوصله  آن را در اختیارش قرار دهید. لازم است سفر را برای‌شان لذت بخش کنیم و میزان کمتری غر و نق را از آنها بشنویم. اگر موبایل یا دوربین قدیمی دارید، حتماً با خود بیاورید و در طول مسیر در اختیار کودک قرار داده تا همچون بزرگترها سرگرم شده و از سفر لذت ببرد، بچه‌ها وقتی ادای بزرگترها را درمی‌آورند‌، کیف می‌کنند و همراهی بیشتری در مسیر با شما خواهند داشت.با توجه به گرما هوا، بهتر است پیاده‌روی را در شب انجام دهید، از غروب آفتاب، بچه‌ها را آماده راه رفتن کنید و از اذان صبح در یک خانه ساکن شوید و بچه‌ها حتماً تا عصر بخوابند و استراحت کنند.برای جلوگیری از عرق سوز شدن و حتی ترمیم آن کرم‌های مناسب مانند، زینک اکسید را همراه خود داشته باشید. حتماً از کرم ضد آفتاب کودکان استفاده کنید، حتی در شب که حرارت خیابان و موکب‌ها ممکن است به پوست‌شان آسیب برساند.لباس‌های نخی و حتی یک سایز بزرگتر برای کودک بردارید تا در آنها احساس راحتی داشته باشد. عینک آفتابی و کلاه نیز که از ملزومات سفر است. دستمال مرطوب حتماً همراه داشته باشید که اگر آب نبود، برای شستن و پاک کردن کودک حتماً از آن استفاده کنید. امیدوارم که کودکتان به دستمال مرطوب حساسیت نداشته باشد که در این صورت به پیشنهاد یکی از مادرها از روش دیگری می‌توانید استفاده کنید: در یک ظرف کوچک با کمی آب، تکه‌های پنبه را خیس کنید. بعد پنبه‌ها را خوب فشار دهید که آب از آنها نچکد. سپس پنبه‌ها را داخل یک پلاستیک فریزر قرار داده و در کیف خود، همراه داشته باشید.در آخر لازم است یادآوری کنم که مشخصات کودک و خودتان را در یک کاغذ نوشته و در لباس کودک قرار دهید. بهتر است قبل از سفر در شهرتان در لوازم تحریری محل، مشخصات را در قطع کارت ملی پرس کنید و به لباس کودک بدوزید که در اثر شست وشوی دست و صورت، خیس و کنده نشود و خیالتان از بابتش راحت باشد.این زیارت یک سفر خانوادگی با محوریت کودک است و قرار است خاطره‌ای خوش برای کودکمان از امام حسین(ع) و زیارت و مسیر پیاده روی باقی بماند، تا می‌توانید کودک را با وسایل مختلف مانند مدادرنگی، دفتر نقاشی، بادکنک، عروسک کوچک، تفنگ آب پاش (داخل تفنگ آب و گلاب بریزید) در مسیر راهی کنید و سرگرم کنید  و خاطره خوش بسازید. https://irannewspaper.ir/sp-279/13/67101 </description>
                <category>الهام اسماعیلی</category>
                <author>الهام اسماعیلی</author>
                <pubDate>Mon, 11 Sep 2023 00:54:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زندانبان نوجوانت نباش</title>
                <link>https://virgool.io/@esmaeilielm/%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B4-ofvw5puvbtr7</link>
                <description>مدارا و رواداری کلید گمشده رابطه نوجوان و خانواده‌اشاین روزها زیاد کلمه رواداری را می‌شنوم. خصوصاً در جمع‌های متضاد که از نظر عقیده و ظاهر شبیه هم نیستند اما تمایل دارند یا مجبورند برای مدتی کنار هم باشند. یکی از این جمع‌ها خانواده است. اولین نهاد اجتماعی که در جامعه شکل می‌گیرد. کودک در آن رشد کرده و به مرحله نوجوانی می‌رسد. تا قبل از این مرحله مامان و بابا، ملکه و پادشاه سرزمین دل کودک‌اند. حسابی به آنها افتخار می‌کند. یک روزی کودکی به اتمام می‌رسد و این خوشگل دل مامان و بابا به یک موجود جدیدی تبدیل می‌شود که برای خودش هم ناشناخته است، چه برسد به پدر و مادرش. افکار، سلیقه و عقایدش متفاوت می‌شود از آنچه چند ماه پیش داشت. انگاری یک موجود «نو» است، بله او یک نوجوان شده است در حال تجربه فکر، طعم و مزه‌های جدید کنار دوستان و افکاری جدید. جرأت و جسارتی پیدا کرده تا نسبت به عقاید و افکار خانواده‌اش موضع بگیرد. موضع مخالفی که غالباً موجب ناراحتی پدر و مادر و اطرافیانش می‌شود.گاهی مثل یک وصله ناجور در جمع فامیل نمایان می‌شود. هر کس درباره او نظری می‌دهد، برچسبی می‌زند و سری از روی تأسف برای این نوجوان از دست رفته تکان می‌دهند. نوجوان ما که دوست دارد دیوار اتاقش را رنگ سیاه بزند و شیشه پنجره‌ها را بپوشاند تا هیچ نوری به داخل اتاق نفوذ نکند. با طلوع آفتاب می‌خوابد و عصر بیدار می‌شود. انیمه مورد علاقه‌اش را پلی می‌کند و در جهان فانتزی آنها غرق شده و همراه‌شان به ماجراجویی می‌پردازد. بعد از آن سراغ کامپیوتر یا کنسول بازیش رفته و در جهان بزرگ بازی‌ها نقش آفرینی می‌کند، حالا فانتزی و عمل را ترکیب می‌کند. والدین نگران او از دور شاهد تغییر رفتار و عقیده‌اش هستند. گاهی به او تشر می‌زنند که این چه زندگی است! اگر خانواده مذهبی باشد با کاهلی در نماز و سست شدن در رعایت حجاب، مورد عتاب والدین قرار می‌گیرد و این آغاز درگیری و تنش در خانواده آرام دوران کودکی خواهد بود. گاهی هم در یک خانواده سنتی با مخالفت با یک رفتار ریشه‌دار در خانواده و عمل کردن به‌صورت خلاف آن، متهم می‌شود که بدعتی را در خانواده پایه‌گذاری کرده است و مستحق طرد و مجازات‌های مختلف است. هر واکنش تندی در مقابل رفتارهای نوجوانمان عواقب سختی برای او و حتی والدین دارد. اما موضوع حائز اهمیت این است که دوران نوجوانی گذراست. این چند سال را اگر با حمایت و مراقبت دورادور والدینش بگذراند، دوباره به آغوش خانواده بازمی‌گردد. پدر و مادرش دوباره برای او ارج و قرب پیدا می‌کنند.حالا والدین با این طوفان‌های لحظه‌ای نوجوانی چگونه برخورد کنند؟والدین در دوره نوجوانی به قول امام صادق(ع) که فرمودند: در 7 سال سوم زندگی فرزندتان با او چون وزیرتان برخورد کنید، لازم است از نقش والدگری خارج شده و در نقش یک فرد عاقل و بالغ در کنارش باشند. نوجوان اطمینان پیدا کند که از این دو نفر عاقل‌تر در بین نزدیکانش وجود ندارد. در بیان احساس‌ و هیجان‌هایش در حضور آنها راحت باشد. بداند والدینش او را مورد قضاوت قرار نمی‌دهند. می‌تواند براحتی از آنچه در بین دوستان، جامعه و سیاست می‌گذرد، صحبت کند. می‌تواند نظری خلاف دیدگاه آنها را بیان کند، با داد و بیداد مواجه نشود. در این روزها که با داشتن انواع شبکه‌های اجتماعی با نظرات متنوعی درباره دین، سیاست و فرهنگ مواجه است، باید آنها را ببیند و بشنود و از فیلتر خانواده و والدین عبور دهد و به یک نگاه جدید منحصر به خودش برسد. والدین نیز از این مواجه او نترسند و در کنارش باشند. شاه کلید رابطه با نوجوان در این روزگار رواداری است. با نوجوان خود در یک بستر امن روانی که ایجاد می‌کنید، مدارا کنید تا از این مرحله عبور کند. با جست‌و‌جوی رواداری در یک دیکشنری آنلاین، با معانی متفاوتی روبه‌رو شدم: تسامح، تساهل، آسان‌گیری، روا داشتن، تحمل کردن دیگران از دیدگاه ابراز عقیده و رأی و همچنین بهره بردن از آزادی‌های اجتماعی و امکان‌های مادی. در رابطه با نوجوان رعایت تک‌ تک این تعاریف لازم و کاربردی است. حتی متوجه شدم که در مهندسی عمران هم مبحث رواداری وجود دارد. در سازه‌های عمرانی و تأسیساتی به حداقل و حداکثر خم کردن تجهیزات ساختمانی یا به عبارتی به حدفاصله بین حداکثر و حداقل می‌گویند. در ساختمان خانواده هم ما به این دقت در روابط محتاجیم تا انعطاف‌پذیری را در خانه حفظ کنیم. به عبارتی با هر بادی (اعتراض، اغتشاش، خبر) بنیان آن از هم نپاشد. اگر نوجوان عقیده‌ای خلاف عقیده والدینش دارد، در ابتدا آن را بشنویم، علم مخالفت و ارتداد مقابل او بلند نکنیم. راه درازی در پیش داریم اما لازم است بدانیم با این عقیده خلاف، نوجوان عاقبت به شر نمی‌شود. ایجاد بستر گفت‌و‌گو در خانواده از مهم‌ترین وظایف هر والدی است که حتی از برآوردن نیازهای اولیه در هرم مازلو هم به نظرم واجب‌تر است. والدین، فقط و فقط در این دوران باید به فکر ساخت رابطه صمیمی با نوجوانشان باشند. https://irannewspaper.ir/sp-277/15/66385 </description>
                <category>الهام اسماعیلی</category>
                <author>الهام اسماعیلی</author>
                <pubDate>Mon, 11 Sep 2023 00:37:58 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>