<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مقالات فرشید پرس</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@essay</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-20 15:50:00</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/259310/avatar/npaKup.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مقالات فرشید پرس</title>
            <link>https://virgool.io/@essay</link>
        </image>

                    <item>
                <title>درباره این وبلاگ</title>
                <link>https://virgool.io/@essay/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF-nzjvjazew2sj</link>
                <description>سایت جُستارهای ادبی و هنری فرشید خیرآبادی، مباحث تخصصی هنر و ادبیات را به گفتگو می نشیند. اگر در جستجوی جُستار هایی از زبان هنرمند هستید اینجا مکان مناسبی ست.جُستار های فرشید خیرآبادی برای آموزش شاعران، نویسندگان، عکاسان، کیوریتورها، منتقدان و جامعه هنری تحریر و گردآوری شده است. کوشش شد که آنها کوتاه و به شدت موجز باشد تا دوستان خوانشگر در دنیای مدرن امروزی زمان بسیاری را تلف نکنند و از دیگر سو به تندی وارد محیط بحثی شوند که خود ادامه ی مسیر داده و با کندوکاو به ادراکی عمیقتر در عنوان ها برسند؛ باشد که از نویسنده پیش افتند و وی را آموزش دهند.عنوان های به بحث گذاشته شده در جستار ها طیف گوناگونی را همچون پست مدرنیزم، آرکاییزم، هنر کالا، هنر دیجیتال و شعر و شاعری شامل می شوند.در پایان گفتنی است که این نوشته ها نه مقاله بلکه جستار هستند چرا که نظر شخصی و تجربی نویسنده را بازگو می کنند و بدون ماخذ بوده و رفرنسی برایشان نیست. فرق است میان جستار و مقاله.شاد زی، تن درست!بیشتر بخوانیم...</description>
                <category>مقالات فرشید پرس</category>
                <author>مقالات فرشید پرس</author>
                <pubDate>Sun, 06 Sep 2020 17:41:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هنر دیجیتال</title>
                <link>https://virgool.io/@essay/%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-d0k3jta2tges</link>
                <description>سالیان سال هنرمند، آدمی زادی بودندی که با دست یا پا و یا هر دو با هم، دست و پا به آفرینش می زدندی. [ خنده ی حاضران ]باری! از شوخی که بگذریم فرآیند خلق یا همان «آفرینش» اثر هنری، با «ابزارها» و «تکنیک» هایی نموده می شود که در حقوق مؤلفان و مصنفان آنرا «به مرحله ی بیان» رسیدن هنر و ادبیات می گویند. خوب است بگوییم که «استعداد» هنری و یا ادبی هم در تکنیک و هم در کاربردِ ابزار نقش کلیدی دارد. از این دو مهمتر، نقش استعداد در خلاقیت هنرمند است چرا که بدون آن آفرینشی «کمال گرا» وجود نخواهد داشت.تکنیک ها همانا چگونگی تولید و نمایش دادن هنر را در دست دارند و آموختنی هستند. ابزار ها، همان هایی هستند که در مسیر آفرینش بدان دست می بردند تا هنر آفریده شود همچون قلم یا قلم مو. آنچه هنر را نشان می دهد «رسانه» ی انتقال است که مفهوم و معنا یا بی معنایی را به مخاطب هنر منتقل می کند.با این پیش سخن، به عنوان اصلی یا «هنر دیجیتال» می پردازیم؛ واژه ی دیجیتال نماینده ی نخست: رسانه ی نشان دادن یا نمودن اثر است و دوم: ابزار تولید هنر. «ویدیو آرت» ها رسانه ی دیجیتال دارند و فقط وُ فقط با این رسانه می توانند وجود پیدا کنند، تنها با این رسانه می توانند خود را در اختیار مخاطب بگذارند. اما «تئاتر» رسانه ای غیر دیجیتال دارد و آنرا به روی «صحنه» به مخاطب عرضه می کنند. در هنر های مدرن همچون «اینستالیشن» ممکن است از رسانه های ترکیبی سود برده شود، مثلا اینگونه اجرا شوند که: صحنه وُ بازی بازیگران وُ دیگر چیزها ایستاده یا نشسته، در پس زمینه هم، نمایش انیمیشن بر روی یک «ال ایی دی» بزرگ و یا نمایش از طریق ویدیو پروژکتور ها.هنر های مدرنی نیز پدید آمدند که هم ابزار تولید و هم رسانه ی نمایش شان «دیجیتال» هستند و هر چند به ذات ریشه در خلاقیت انسانی دارند اما دست و پای تولید آنها در «صنعت الکترونیک» ریشه دارد. به یکی از آنها که پیشتر با رسانه و ابزار های غیر دیجیتال وجود داشت ولی اکنون سلوکی از آن بوجود آمده که کاملا دیجیتالی است می پردازیم: «نقاشی دیجیتالی». رسانه ی آن « ال ایی دی» ها در اندازه های مختلف هستند حال چه در اینترنت منتشر و چه با ابعادی بزرگ در گالری ها به نمایش گذاشته شوند. ابزار تولیدشان نرم افزار های کامپیوتری مشهور و یا گمنامی هستند که در اختیار استعداد هنرمند قرار می گیرند تا سبب ساز آفرینشی مطابق با روحیات آدم های سده ی بیست و یکم باشند. نقاشی دیجیتال گونه ها و ژانر های گوناگون دارد و حتا سبک غربی و شرقی آن کاملا قابل باز شناسی از هم هستند و حتا تکنیک ها و تاکتیک های آفرینش آنها چنان گوناگون و شگرف شده که انگار نقاشی کهن را آرام آرام پس زده و به گنجینه ی تاریخ روانه می کنند. روش «پیاده سازی» آنها نیز بر اساس سلیقه و خواسته ی هنرمند با همدیگر فرق دارند.گونه ی نخست نقاشی دیجیتال که وارد «ده ی سوم» عمر خود شده، با مایه گیری از انیمیشن دو بعدی تولید می شود و نزدیک به «گرافیک برداری» است.گونه ی دوم که نزدیک به «یک دهه» عمر دارد، بر اساس معیار های هنری و نه «هنر-کالا» خلق می شود. این گونه ی هنری، همه ی تکنیک های نقاشی کهن را در خود جمع کرده است و هنرمند برای آفرینش آن از نرم افزارهایی سود می برد که تمام ابزار های مورد نیاز برای خلق اثر را درون خود گرد آورده اند همچون کاردک ها، انواع قلم مو ها و حتا انواع «بوم» نقاشی با انواع پارچه های کشیده شده روی آن. رسانه ی نمایش این گونه ی هنری «ال ایی دی» های معمولی یا «تاچ اسکرین» های امروزی است.نگارش: مهندس فرشید خیرآبادیبیشتر بخوانیم...</description>
                <category>مقالات فرشید پرس</category>
                <author>مقالات فرشید پرس</author>
                <pubDate>Sun, 06 Sep 2020 17:37:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>موسیقی در شعر آزاد</title>
                <link>https://virgool.io/@essay/%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF-rd9j1bxvzsra</link>
                <description>پرسش های بنیادین در موسیقی «شعر آزاد» چنین است:آیا شعر آزاد نیازی به موسیقی ندارد؟آیا موسیقی تنها برای شعر کهن کاربرد داشت؟آیا شعر مدرن یا «پست مدرن» از موسیقی خالی است؟شعر آزاد همانند همه ی سبک های شعر کهن نیازمند موسیقی است اما در اینجا این نیاز بایسته نیست، بلکه شایسته است و خوب است که باشد. موسیقی – چه بر مفاهیم ریتم و چه بر مفاهیم هارمونی استوار باشد و چه بر هر دو – در شعر آزاد می تواند باشد و بهتر است که باشد. زیرا موسیقی ماندگاری شعر را افزایش می دهد و شعر ماناتر خواهد شد و مخاطب اثر به دلیل ریتم، آنرا بهتر باور می کند و به دنبال فهمیدن آن می رود. یعنی نخست می پذیرد شما هنرمند هستید و درست می گویید و سپس به دنبال فهمیدن آنچه می گویید می رود.از دیگر سو موسیقی سبب ایجاد لذت در شعر می شود؛ چرا که سختیِ هضمِ معنا را کاهش می دهد همچو شعری که با آواز خوانده می شود. موسیقی و آواز و شعر در هم می آمیزد و لذت حادث می شود و مغز به دنبال درک کردن گفتار شعر می رود.نکته مهم برای شاعران این است که هرچه معنا سنگین تر، ژرف تر ، فلسفی تر شود، خواه ناخواه پردازش و ساخت موسیقی در شعر سخت تر و نشدنی تر می شود. چرا که نیاز به کاربستِ واژگانِ گسترده تر در شعر پیش کشیده می شود تا بتوان جملاتی پر معنا تر ارایه کرد و همچنین موسیقی را نمی توان بخوبی پروراند چون واژگان با هم، هم آوا نیستند اما مجبوریم آنها را کنار هم جای دهیم تا معنایی سامان یابد.کنون مشکل دوتا شد. اینجاست که سراینده می بایست موسیقی را با تاکتیک هایی که قابل اجرا در شعر آزاد باشد دیگر پیاده سازی کند. در واقع نمی توان از هر تکنیک ایجاد موسیقی در شعر های آزاد سود برد. گفتنی ست در شعر کهن سراینده چون معناهای اندکی برای بازگویی دارد دستش برای انتخاب واژگان شاعرانه باز است و نیاز نیست از مجموعه ای بزرگ واژه انتخاب کند تا بتواند معنایی پیچیده را بیان کند و شاعر کهن سرا به راحتی می تواند از تکنیک هایی روشن و گفته شده برای غنی کردن موسیقی در شعرش بهره بگیرد اما شاعر آزاد نمی تواند و اینجا معنا سدی می سازد برابر پردازش و تولید و پیاده سازی موسیقی. از این رهگذر است که برای مثال قافیه آبشاری و قطع قطع نوشتن مصرع ها تولید و پرورده می شود. و این نوآوری ست در خلق و آفرینش موسیقی مدرن در شعر مدرن.تکنیک جذابی در شعر آزاد است که به دست گروهی از شاعران آزاد که بسیار کوشیده باشند و قدرتمند شده باشند می تواند پیاده سازی شود. آن این است که با معانی بسیار ویژه و گویش معانی پیچیده و کلافی شکل، می توان گونه ای موسیقی در ذهن مخاطب حرفه ای شعر امروز ایجاد کرد چرا که مخاطبی پیچیده تر و باسواد تر است، تولید کرده و گسترش دهد.شعر مدرن و پست مدرن می تواند از موسیقی خالی باشد اما باید دید می توان هزینه آنرا پرداخت. هزینه ای که معنا را دیر هضم می کند. التذاذ را در مخاطب اثر اندک می کند و هزینه ی سربار شعر می شود. پس یا شاعر هزینه ها را می پذیرد و یا اینکه می گذارد خواننده و مخاطب با شعر درگیر شود.نگارش: مهندس فرشید خیرآبادیبیشتر بخوانیم...</description>
                <category>مقالات فرشید پرس</category>
                <author>مقالات فرشید پرس</author>
                <pubDate>Sun, 06 Sep 2020 17:35:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فنون شعر و شاعری: صورخیال؛ صنایع بدیع؛ آرایه های ادبی</title>
                <link>https://virgool.io/@essay/%D9%81%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D9%88-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1%DB%8C-%D8%B5%D9%88%D8%B1%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D8%B5%D9%86%D8%A7%DB%8C%D8%B9-%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D8%B9-%D8%A2%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C-uezx6glgsqnn</link>
                <description>آیا «صنایع بدیع» و «فنون شعر» کهن در شعر مدرن و پست مدرن استفاده ای دارد؟چه نیازی به «فنون شعری» در گرایش های مدرن و پست مدرن داریم؟آیا مجبوریم فقط از صنایع ادبی کهن سود ببریم؟آیا می توان در ساخت صنایع بدیع خلاقیت به خرج داد؟می دانیم صنایع بدیع یا همان «فنون شعر» در طول تاریخ «هنر شاعری» تکامل و تکوین یافته اند و گونه ای از آنان به اوج رسید، همچون ایجاز (کم گویی) و گونه ای دیگر، همچون تضمین (ایده گیری یا گرته برداری) افت کردند. در طی این روند (Process) چیزها کم یا افزوده شد؛ چیزی که امروزه مانده است به دلایل زیر به کار بسته می شود:الف) کمک به هضم معنا و درک منظور نظر شاعر.ب) پیاده سازی «موسیقی شعر» یا موسیقی ساختاری را کمال بخشیدن.ج) خیال انگیزی را به اوج رساندن و شعر را از وادی ادبیات به وادی هنر بردن.می دانیم شعر مدرن و پست مدرن در دو وجه:الف) پیچیدگی و ژرفناکی معناب) خیال انگیزیبه فراز دست یافته است. با درآمدی که گفتیم حال بایسته و شایسته است که از بهترین و بجاترین فنون شعری (صنایع بدیع، آرایه های ادبی و جز آن) سود ببریم تا منزلت شعر مدرن، پرورده تر و برای مخاطب اثر قابل ادراک – تر- و کسب لذت هنری بیشتر شود. البته قید تاکید بجاترین بسیار مهم است زیرا در ادبیات با گرایش مدرن و پست مدرن باید و باید دست شاعر در خیال انگیزی و آفرینش هنری کاملا باز باشد و هیچ چیز- این می تواند فنون شعری باشد- دست هنرمند را نبندد.حال به جا می دانیم گفتن این را که، چون اوزان عروضی یا اوزان هجایی، قافیه، ردیف و دیگر روش های اعمال موسیقی شعر در گرایش های مدرنیستی و پست مدرنیستی کم شده است، برای هنرمند بایسته است که از «فنون شعری» بهتر سود ببرد تا بتواند کمبود ریتم و هارمونی در اثرش را جبران کند و نگذارد التذاذ مخاطب کم شده و مخاطب از خواندن اثر منصرف شود.اجباری در بکارگیری فنون شعری کهن با همان شکل و ساختاری که در هزاران سال پیش تعریف شده بودند، نداریم. می توان آنها را به دلخواه و به فراخور نیاز اثر تغییر داد تا فنون شعری، جا افتاده تر در آثار اعمال شوند و یا می توان فنون شعری نو آفرید، همچون قطع قطع نوشتن بندهای اشعار و یا قافیه از راست که سبب قافیه گذاری تصویری هنگام خوانش اثر می شود. آفرینش فنون شعری نو بستگی به میزان خلاقیت هنرمند خواهد داشت و تسلط او بر موسیقی و دیگر هنرها و نیز ادبیات کهن ایران و جهان.شایان گفتن است می توان همه ی گونه های فنون شعر را از دیگر زبان ها وارد شعر پارسی کرد به شرط اینکه شاعر در هر دو زبان مبدا و مقصد چیره دست باشد.نگارش: مهندس فرشید خیرآبادیبیشتر بخوانیم...</description>
                <category>مقالات فرشید پرس</category>
                <author>مقالات فرشید پرس</author>
                <pubDate>Sun, 06 Sep 2020 17:33:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقاشی دیجیتال</title>
                <link>https://virgool.io/@essay/%D9%86%D9%82%D8%A7%D8%B4%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-nhmetndx7yta</link>
                <description>این روزها، صبح و شب ها دیجیتالی ست و هنر ها نیز هم.سخن از هنر است، سرشار ذوق و استعداد، همراه با تکنیک های آموختنی و ابزار هایی که بکار می گیریم. در هنر های معاصر دو گرایش «تکنیکی» داریم: یکی همان است که در هنر های غیر دیجیتالی هم بکار گرفته می شوند و دیگری تکنیک های موجود در «نرم افزار» هایی که برای خلق خلاقیت هنرمند استفاده می شوند.هنر «نقاشی دیجیتال» دو ریشه دارد، یکی در روان خلاق هنرمند و ریشه ی دیگر در نرم افزار های کامپیوتری. نرم افزار هایی ساخته شده اند که برای تولید گرافیک های برداری و غیر برداری سودمندند. گونه ای دیگر که مختص نقاشی کردن هستند؛ از آن جمله می توان «کورل پینتر» را نام برد که یک «استودیو نقاشی» را در اختیار هنرمند قرار می دهد تا بتواند تمام خلاقیت هنری اش را برای آفرینش بکار بندد. «کورل پینتر» چندین سال پیش توسط کمپانی «کورل» برای نقاشی کردن عرضه شد و نه هیچ کار دیگری. چُنین نرم افزارهایی، ماهیت ویژه ی هنر دارند و در ساخت آنها همه ی معیارهای علمی و آکادمیک «هنر نقاشی» لحاظ شده است. نرم افزار های دیگر، کاربردی چند سطحی دارند و برای کارهای گوناگون سودمندند و نمی توانند تمام عیار در خدمت هنرمند نقاش قرار گیرند. اما «کورل پینتر» معجزه ی نقاشی دیجیتال است.حال به گونه ی دیگری از نقاشی دیجیتال می پردازیم که هر چند به روش نقاشی کلاسیک نزدیک است اما مدرن تر و خلاقانه تر است، چه به لحاظ مصالح اولیه کار و چه به لحاظ روش آفرینش آن. از دوران درخشش هنر در یونان تا به امروز، فلاسفه ی هنر بر این اعتقادند که میان همه ی هنر ها نخی نادیدنی وجود دارد؛ مثلا این ارتباط موسیقی را به معماری وصل می کند و یا عکاسی را به نقاشی می رساند. دقیقا در همین جاست که هنر نقاشی دیجیتال به سبکی که در ادامه شرح می دهیم پدیدار می شود: «عکس-نقاشی» یا هر نام دیگری که می توان روی آن نهاد.هنرمند با بُن مایه عکس آغاز می کند و به نقاشی می رسد. نخست عکسی را در اختیار می گیرد، هم می تواند عکس را دانلود کند و هم می تواند خود آنرا بگیرد. (پی نوشت: به اثر هنری حقوق «کپی رایت» تعلق می گیرد که «اورجینالیتی» و یا «اصالت» داشته باشد. اگر از عکس دیگران در بن مایه ی کار خود چه در «کلاژ» و چه در عکس-نقاشی استفاده کنیم اثر هنری تولید شده «اورجینالیتی» نداشته و شامل حقوق کپی رایت نمی شود.) در صورتی که عکس برای هنرمند دیگری باشد در حوزه ی حقوق مؤلفان و مصنفان با مشکل روبرو خواهیم بود. پس در همین آغاز کار تلاش هنرمند باید بر این باشد که در جایگاه عکاس، عکسی تولید کند و به عنوان بُن مایه خلاقیت هنری از آن سود ببرد. بعد از عکاسی می توان عکس را با نرم افزار های مخصوص تصحیح و تولید عکس همچون «ادوب لایت رووم» دستکاری و ویرایش کند و یا به همان شکل خام به نرم افزار های نقاشی همچون «ادوب فتوشاپ» و «کورل پینتر» وارد و شروع به خلق اثری هنری کرد. انتخاب نرم افزار بستگی به تکنیک های هنری هنرمند و توانمندی نرم افزار در برآورده کردن نیاز های ایشان دارد.گام های پس از آن، فرآیند تولید اثر خلاقه ی هنری است که برای هنرمندان ریشه ای درونی و برای مخاطب چیزی غریب و شگفت انگیز است.نگارش: مهندس فرشید خیرآبادیبیشتر بخوانیم...</description>
                <category>مقالات فرشید پرس</category>
                <author>مقالات فرشید پرس</author>
                <pubDate>Sun, 06 Sep 2020 16:45:06 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هنر؛ ضد هنر؛ هنر کالا</title>
                <link>https://virgool.io/@essay/%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%B6%D8%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D9%87%D9%86%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D9%84%D8%A7-xpvoix6oxmuz</link>
                <description>هنرمعیار های سنجش ارزش هنرهنر-کالا و ضد هنرنمی توان تعریف دقیقی از «هنر» بیان کرد چرا که هنر مقوله ای از جنس نسبیت است و بر خاسته از کنش ها و واکنش های فرهنگی جامعه ی هدف. می دانیم فرهنگ، وابسته به محیط جغرافیای سیاسی یا جغرافیای اجتماعی است؛ پس، از یک جغرافیا به دیگری المان های فرهنگی معانی مختلف به خود می گیرند. در ادامه جمله ی چند خط پیش باید گفت: «وابستگی هنر به المان های فرهنگی سبب ساز نسبی شدن آن است». هنر ریشه در باورهای هنرمند دارد و هنرمندان متفاوت اند. پس آفریده ی هنری متفاوت است و این با دادن تعریفی قطعی در تضاد دائمی.هنر با «الهام» و وحی در بستری از «اتفاق وُ تصادف» تولید می شود. الهام در روح هنرمند جاری می شود و هنرمند بدون هیچ فکر قبلی آن را با تکنیک هایی که آموخته است تولید می کند. فرق بین هنرمند و «کارگر هنر» اینجا نمود پیدا می کند. تنها با استفاده از تکنیک های تولید هنر و روزها و ماه ها تلاش فراوان، نمی توان اثر هنری تولید کرد. هنرمند باید بدون هیچ زحمتی با بهره گیری از الهام و خیال، اثر هنری پدید آورد.… و اما شناخت هنر؛ هنر به سختی قابل شناخت است چرا که معیارهای شناخت هنر بسیار گوناگون، بسیار تغییر کننده و به روز شونده هستند. شما نمی توانید تنها داشتن «زیبایی» – به تعریف هایدگری – را معیار بدانید و یا معیار «به درد» بخور بودن و یا «معنا» داشتن و یا هر معیار دیگری. پس وقتی معیاری نباشد سنجش هنر بسیار سخت خواهد شد و غیر هنر نیز قابل شناختن نیست. چیزی که هنر نیست، غیر هنر است.… و اما ضد هنر پوشاننده ی هنر ناب است. وقتی بخواهند هنر و یا حتی یک مکتب هنری دیده نشود – همچون امپرسیونیزم و یا کوبیزم – تلاش می کنند چیزی شبیه هنر تولید کنند، سپس آن را بزک کرده و با چندین تئوری فلسفه ی هنر توجیه کنند و با تیراژ بالا به بازار هنر عرضه کنند، آنگاه با استفاده از قدرت «رسانه های انبوه» آن را تبلیغ کنند و سبب شوند هنر از دید مخاطب محو شود. راه های دیگری هم وجود دارد که ضد هنر را به جای هنر غالب کنیم.همچنین باید این نکته را گفت که معیارهای ارزش گذاری آثار هنری عبارتند از : فلسفه وجودی و ذات اثر، مکتبی که اثر به آن وابسته است، جهان بینی در اثر، زیبایی شناسی، فرم و ساختار، معنا، پرداخت درست تکنیک ها توسط هنرمند، خلاقیت و نوآوری.به «هنر-کالا» می پردازیم؛ وقتی که کالایی شبیه هنر است، اما فقط شبیه آن و به تولید انبوه می رسد و مدام تکرار می شود. این کالای شبیه هنر، تفکر برانگیز نیست. هنر-کالاها، عامه پسند و شبیه پاپ آرت ها هستند و مخاطبان با «سطح آگاهی هنری پایین» هنر-کالا را برای گذران اوقات فراغت مصرف می کنند. تولید و مصرف هنر-کالا در همه ی کشور ها رایج است. هنر-کالا ها ضد هنر نیستند، هنر نازل اند. هنر-کالاها می توانند با کاربرد ضد هنر نیز استفاده شوند.تجاری کردن هنر-کالا سود آور است و شبکه های دلالی با هجوم به این فضای درآمد زا فرآیند فروش را در دست می گیرند. هنر-کالا مانند سایر کالاهای مورد استفاده مصرف کننده با سنجیدن سطح اقصادی و قدرت خرید جامعه قیمت گذاری می شود.در قرن بیست و یکم، مرز هنر و هنر-کالا اینقدر شفاف شده است که گاه شناخت سره از ناسره را غیر ممکن می کند و هنر-کالا ها اندکی جنبه ی هنری پیدا کرده اند. در این روزگار تلاش می شود تولید هنر-کالا بسیار شبیه هنر سره باشد تا بتوان آن را با قیمت های خوب فروخت.نکته جالبی که بهتر است همینجا بیان کنیم آن است که، هنر بدون اینکه هنر-کالا شود می تواند در خدمت صنعت قرار گیرد تا کالایی قدرتمند، زیبا و ماندگار با معیارهای «هنر فاخر» تولید شود؛ مثل کاربرد هنر در طراحی صنعتی و یا معماری بناهای بی مانند جهان.نگارش : مهندس فرشید خیرآبادیبیشتر بخوانیم...</description>
                <category>مقالات فرشید پرس</category>
                <author>مقالات فرشید پرس</author>
                <pubDate>Sun, 06 Sep 2020 16:42:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا شعر گفتن … ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@essay/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%86-vkxjnlw942o8</link>
                <description>آیا شعر گفتن … ؟استعداد می خواهد؟سواد می خواهد؟در حالت خاصی صورت می گیرد؟راه و روش دارد؟هر چه پیرتر شویم بهتر شعر می گوییم؟در شعر می توانیم حرف های شخصی بزنیم؟باید شعری بگوییم که مردم بپسندند؟باید ادبیات پارسی را خوب و دقیق بدانیم و رعایت کنیم؟پرسش های بالا مدام پرسیده می شوند. بر آن شدم که پاسخی نوشتاری بدهم.آری! از گفتن و سرودن. شعر سرودن استعداد می خواهد، استعدادی که با آن زاده شده باشی و نمی توان آموخت. شناخت استعداد بسیار مهم و از آن مهم تر پرورش استعداد است.پرورش استعداد شاعری را آموختن «فن شعر» می گویند، چه به ارسطو باور داشته باشید چه نه، ناگزیر باید فن شعر بدانید وگرنه آنچه با استعداد خود می گویید هر چیزی می تواند باشد الا شعر.سرایش شعر همچون نوشتار نیست که بنشینی و تلاش کنی. شاید در گذشته مثنوی بود و شما داستان می ساختید یا با قصد قبلی قصیده می گفتید. می نشستید و فکر می کردید که چه بگویید. اما امروز شاعر در فضایی سوررئالیستی و پر از الهام قرار می گیرد، با استعداد ذاتی و تجربیات زندگی انسانی خویش، واژگان درخشنده ی الهام را می گیرد و با سواد فن شعر آنرا به بند می کشد. باید دانست که نوشتار یا نثر گفتنی و شعر سرودنی ست. اینجاست که راه شعر از نثر جدا می شود.سلوک شاعری یا همان راه و روش شاعری همان است که گفتم: سواد فن شعر، الهام در فضایی سوررئالیستی و نیز تجربیات شخصی که حالات انسانی شاعر را می سازند، چیزهای دیگر جزئیات شخصی ست در کار شاعری، که می تواند باشد یا نباشد.با پیر تر شدن، شاعر تجربیات انسانی بیشتری خواهد اندوخت، احساساتش عمیق تر و سنجیده تر می شود و ساختار نورون های مغزی به سمت آنالیز بیشتر وقایع زندگی پیش می رود. از این رهگذر، پیری دریچه ای به سوی پختگی شعر است، از سوی دیگر پیری سبب ساز خمودگی، سستی و بی حالی در شعر می شود. از همه بدتر، ممکن است انعطاف شاعر برای برگزیدن تجربه های جدید سلوک شاعری را بکاهد. که این انعطاف از الزام های شاعری در دوران پست مدرن است.در شعر می توان حرف های شخصی زد، تا جایی که به تکرار دچار نگردیم. آنچه دیگران گفته اند نیازی نیست ما دوباره بیان کنیم. تکرار مکررات و توضیح واضحات شاید در دوران پیش مشکل ساز نبود اما حال با در دست بودن شعر های همه ی شاعران و نیز سرعت دست یابی به شعر، کاری مسخره است. تا حرف نو و بدیعی نگویید جایی در دنیای امروز ندارید. یا باید حرف نو بزنید و یا زبان نو برگزینید، اینگونه شعر گیرا میگردد.اینکه شعری بگوییم که مخاطبمان بپسندد، ما را ناچار می کند یکی از دو راه زیر را در پیش گیریم: اگر مخاطبان فرهیخته باشند، سطح شعور جمعی بالا خواهد بود و می توان انتظار داشت که چنین مردمانی هنر سره را از ناسره تشخیص دهند و به ناسره ارزش ندهند؛ پس می توان به سلیقه ایشان پرداخت. اما اگر مخاطبان سلیقه ای نازل پیشه کنند و سطح شعور هنری پایین در پیش گیرند، پرداختن به خواست ایشان، هنر و شعر شاعران را به نابودی می کشاند و شعر به هنر کالایی بی ارزش، مصرفی و با تاریخ مصرف بدل می شود؛ همچون پاپ آرت ها که بسیار زود می میرند.ادیبانه شعر گفتن سبب ساز ماندگاری شعر می شود، چرا که شما بر زبان که ابزار اصلی بیان شعر است مسلط می شوید و چیره دستی بر ادبیات یعنی انعطاف بیشتر در پرداخت هنر و نیز برگزیدن تکنیک های بهتر و بیشتر و تنوع در زبان و بیان. این صفات به خودی خود شما را بالاتر از سطح معمولی شاعری قرار می دهد و باعث تمایز شما با دیگران می گردد.نگارش: مهندس فرشید خیرآبادیبیشتر بخوانیم...</description>
                <category>مقالات فرشید پرس</category>
                <author>مقالات فرشید پرس</author>
                <pubDate>Sun, 06 Sep 2020 15:16:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شبکه اجتماعی گودریدز goodreads</title>
                <link>https://virgool.io/@essay/%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%DA%AF%D9%88%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D8%B2-goodreads-t57pwms175sa</link>
                <description>شبکه ی اجتماعی با کاربرد فرهنگیدر هیاهوی گوناگونیِ شبکه های اجتماعی (Social Network) گاهی شبکه ای هم برای کارهای جدی پدیدار می شود. اکنون و اینجا، به یکی از آنها می پردازیم؛ باشد که برای نویسندگان، ناشران و بویژه دلباختگان فرهنگ وُ کتاب سودمند افتد.شبکه اجتماعی با نام: خوش خوان ها (goodreads)این شبکه با آدرس [http://www.goodreads.com] برای کتاب و کتاب خوانان در دسترس است. نوع سایت: کاتالوگ و انجمن، برای گفتگو و چالش در حوزه ی کتاب، مقالات، مجله ها و انواع نشریات است. می توان گروه هایی در سایت ساخت و با آنان در مورد ژانرهای مختلف کتاب ها و نشریات گفت و شنود کرد. این درحالی ست که «گودریدز» به جز سایت، با استفاده از «اپ» های موبایلی در پلتفرم های «اندروید» و «آی او اس» نیز در دسترس است و می توان با اکانت های دیگر شبکه های اجتماعی به آن وارد شد و یا رایگان ثبت نام کرد. در همان صفحه ی ورودی، «گودریدز» به شما گوشزد می کند که این سایت برای چه کسانی است و اینکه ناشران و نویسندگان با عضویت در آن می توانند کتاب های خود را به بیش از چهل میلیون کاربر معرفی و تبلیغ کنند. جالب است بدانید این سایت آنقدر مشهور و محبوب شد که در نیمه ی سال 2013 شرکت آمازون آن را در ازای مبلغی که به شکل راز باقی ماند، خرید و در مالکیت کامل خود درآورد. گفتنی ست که سایت دارای یک الگوریتم توکار است (بر اساس مفاهیم هوش مصنوعی و هوش ماشین های یادگیرنده) که بر اساس کتاب هایی که شما «لایک» کرده، «امتیاز» یا رتبه داده اید و یا در گذشته خوانده یا پیشنهاد داده اید، یاد می گیرد که سلیقه شما چیست و کدام کتاب ها را دوست خواهید داشت و آنها را به صورت خودکار به شما معرفی کرده و پیشنهاد می دهد. اما به نظر ما این الگوریتم در حال حاضر چندان باهوش نیست.تاریخچه:این سایت در سال 2007 توسط دو کارآفرین حوزه آی تی با سرمایه ی شخصی بنیان گذاری شد و در سال 2008 توسط «فرشتگان سرمایه گذاری» حمایت شد اما اکنون به مالکیت شرکت – عظیم کتاب فروشی و خرده فروشی – آمازون (amazon) درآمده است و در طی این سال ها فعالیت رسمی و بدون وقفه دارد. خوانندگان ایرانی در آن کم نیستند! کتاب های فارسی هم در آن معرفی و تبلیغ شده اند و تقریبا از سال 2010 ایرانیان در آن حضور یافته اند. نویسندگان ایرانیِ مرده و زنده در آن «صفحه» اختصاصی دارند که متاسفانه چون به دست خود نویسنده و یا کارگزار (agent) رسمی ایشان ساخته نشده، رسمیت ندارند و «نشان» یا لوگوی گودریدز را در اختیار ندارند. مشکل دیگر هم برای نویسندگان ایرانی این است که: نام نویسنده باید به زبان انگلیسی باشد تا تایید شود.به چه کار می آید و چه کاری می توان کرد؟پس از ورود به «گودریدز» با «جریان داده ها» یا استریم به شکل فیسبوکی آن روبرو می شوید و پرسش های گوناگونی در ذهن تان شکل می گیرد: به چه کار می آید و چه کاری می توان در آن کرد؟ پاسخ این است: جامعه مجازی برای کتاب خوانان و کتاب دوستان که هر لحظه در آن کتابی معرفی می شود، توصیه می شود و «امتیاز» (Rate this book) می گیرد. هر کاربر در آن قفسه شخصی کتاب دارد و می تواند به آن کتاب بیفزاید، نگهداری کند و به دیگران پیشنهاد کند. کاربران در هر سال در رای گیری شرکت می کنند تا کتاب منتخب سال را برگزیده و کتاب و نویسنده آن به شهرت رسیده و جایزه دریافت کند. در آن می توان «دوست یابی» کرد و دوستان شما با امتیاز دادن به کتاب ها و توصیه ی آنها به شما در برگزیدن کتاب خوب کمک تان می کنند. پیام رسانی و ارسال آن در این شبکه اجتماعی فراهم شده است و شما مستقیما می توانید به دوست دیگری پیام بفرستید و دریافت کنید حتا نویسنده ها از امکان خبرنامه و پیام رسانی گروهی برای آگاه سازی دیگران از رویداد های نشر خود برخوردارند. می توان با بیوگرافی نویسنده ها روبرو شد و کتاب های آنها را بررسی کرد و فهمید دیگر خوانندگان در مورد آن کتاب چه گفته اند. کاربران به کتاب هایی که خوانده اند «امتیاز» می دهند و می گویند کتاب جالبی که در آینده خواهند خواند کدام است. پس از خوانش کتاب، نقد و نظر هایشان را در مورد آن در قسمت «کامنت» ها و یا در «گروه» ها می نویسند. گودریدز، مستقیما به فیسبوک و توییتر کاربران متصل می شود و با اجازه آنها، کارهای انجام گرفته در گودریدز را با دیگر دوستان شان در شبکه های اجتماعی دیگر، همسان و به روز می کند. (دوستانی که ممکن است در گودریدز حضور نداشته باشند.)صفحه ی نویسندگان:برای نویسندگان صفحه ای اختصاصی تولید می شود که در آن اطلاعات نویسنده – همچون بیوگرافی جامع، عکس، آدرس سایت، نشانی توییتر و … – آورده شده تا ایشان بهتر شناسانده شوند و راه های ارتباطی با نویسنده به شکل کامل در اختیار بازدید کننده قرار بگیرد. دوستداران نویسنده ها می توانند به دو روش «دوستی» یا «دنبال کننده» همیشه با نویسنده محبوب خود همراه باشند. این مهم در صورتی است که نویسنده در سایت پذیرفته و به او نشان گودریدز اعطا شده باشد. متاسفانه هنوز نویسندگان انگشت شمار ایرانی در آن رسما پذیرفته شده اند، هرچند که پذیرش نویسنده بسیار راحت تر از چند سال پیش شده است.صفحه ی ویژه کتاب:هر کتاب در صورت ثبت – توسط ناشر کتاب که حق تالیف کتاب را در اختیار دارد – صفحه ای ویژه دارد که در آن «جلد کتاب» و مشخصات «فیپا» ی آن درج شده و کاربران با ورود به آن می توانند همه چیز در مورد آن کتاب را بخوانند و بدانند، از امتیاز کتاب تا امتیاز نویسنده. این صفحه به صفحه ی نویسنده لینک شده و تودرتو می توان هم مشخصات کتاب و هم مشخصات نویسنده را رویت کرد. گاهی به انتخاب ناشرِ کتاب، مختصری از کتاب و یا شرحی بر کتاب در این صفحه گنجانده می شود و از همینجا به دیگر آثار نوشته شده توسط نویسنده ی این کتاب دسترسی داشت. می توان به کتاب امتیاز داد یا گفت که برای آینده آنرا خواهیم خواند (Want to Read). بیوگرافی نویسنده کتاب و ژانر ادبی و هنری کتاب نیز قابل مشاهده است. در نهایت با دیگران در مورد آن کتاب گفت و شنود کرد و از همانجا نیز کتاب را سفارش داده و وارد سایت فروشنده ی کتاب شده و آنرا چه به شکل نسخه ی کاغذی و یا نسخه الکترونیک خریداری کرد. حتا می توان کتاب را در شبکه های اجتماعی دیگر، «هم گذاری» کرد (به اشتراک گذاردن).کلام آخر اینکه، باید کوشش کنیم آرام آرام از شبکه های اجتماعی بی سروته دوری کرده و به شبکه ها و جوامع اینترنتی حرفه ای و جدی وارد و از نیکی های آن بهره مند شویم. تعالی کشور در گرو دست یازیدن به ابزار های نوین است. گودریدز می تواند محلی باشد برای تشویق به کتاب خوب خواندن.پژوهش و نگارش: مهندس فرشید خیرآبادیبیشتر بخوانیم...</description>
                <category>مقالات فرشید پرس</category>
                <author>مقالات فرشید پرس</author>
                <pubDate>Sun, 06 Sep 2020 15:13:43 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معنا در شعر پست مدرن</title>
                <link>https://virgool.io/@essay/%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-qxhaqfeldyse</link>
                <description>آیا تمامی شعرها در دوران معاصر«پست مدرن» هستند؟آیا «شعر پست مدرن» بهتر است؟آیا شعر پست مدرن معنا دارد و یا گروهی واژگان پراکنده است؟در شعر پست مدرن معنا چگونه پیاده سازی می شود؟تک معنایی چگونه به چند و چندین معنایی تبدیل شد؟چه توانایی هایی برای مخاطب هنر پست مدرن نیاز است؟پرسش های بالا پیوسته پرسیده می شوند. بهتر است نخست بگوییم پست مدرنیزم گرایشی است که ساختار کلی اثر هنری را خواهد ساخت و این ساختار در شکل و مفهوم گسترده می شود.معنا پردازی در آثار منطبق با پست مدرنیزم دیگر سر راست نیست، معنا شرح داده نمی‌شود. به این مقاله دقت کنید، معنا در آن شرح داده می شود اما در آثار پست مدرن معنا در المان ها پنهان است. معنا گفته نمی شود بلکه نموده می شود. نشان دادن معنا خود سلوکی پیچیده است و پیچیدگی مفهوم در هنر امروز را پیچیده تر نیز می کند. آثار امروزی یا بهتر بگوییم هنر امروزی دارنده مفاهیم و معانی گسترده هستند و دیگر از مفاهیم سطحی کلاسیک خبری نیست. قرار بر این نیست که مدح کسی گفته شود و یا از معشوق و شراب گفته گو کند، بلکه باید از درد های آدمی و از پرسش های فلسفی یا شبه فلسفی آدم امروزی سخن بگوید. جملات واپسین را بگذارید کنار سر راست نگفتن معنا در هنر پست مدرن، آنگاه درخواهید یافت که چقدر پیچیدگی حادث می شود و مفهوم در توفانی از چرخش و پیچیدگی فرو می رود.در دوران معاصر اشعار همچون تمامی آثار هنری می توانند پست مدرن باشد یا نباشد و این بستگی به گرایش های هنرمند –که اینجا شاعر است- دارد و چیزی بنام بدتر و بهتر در انتخاب این گرایش وجود ندارد و وابستگی کامل به حالات هنرمند، تکنیک های ارایه ی هنری و وابستگی او به مکاتب فکری-فلسفی دارد.همانگونه که در بالا گفته شد هنر پست مدرن –که در اینجا شعر است- معنا پذیر و معنا دار است اما معنا بجای شرح داده شدن در المانها پنهان می‌شود و با تکنیک های فرمالیستی پرداخته می‌شود آنگاه در سینی طلایی به مخاطب اثر هنری پیشکش می شود. اینجاست که مخاطب بسته به میزان شعور، دانش و تجربیات اش معنای ویژه ی خود را برداشت می کند و این معنا، معنایی تعبیر شده است، نه معنایی مطلق و قطعی. اینگونه است که تک معنایی به چند و چندین معنایی تبدیل می شود و معنا و مفهومی که «مخاطب الف» می فهمد با «مخاطب ب» فرق دارد.در هنرهای امروزی چیزی به شکل نصیحت یا خطابه و تک گویی مرده است. مونولوگ های پدرانه در هنرهای امروزی جایی ندارد و هنرمند آینده ای می آفریند از جهان، نه منبری برای سخنرانی خویش.خب! اکنون می توان گفت شعر پست مدرن تنها واژگانی پراکنده نیست اما خواننده یا مخاطب اثر باید سواد و شخصیتی چند وجهی و متعالی دارا باشد تا بتواند معنا و مفاهیم هنر های امروزی را فهمیده و درک کند. برای درونی کردن مفاهیمی اینگونه سهمگین و سنگین باید مخاطب امروزی با تجربه و با درک بالای هنر و فلسفه باشد، مخاطبی متعالی نه مخاطبی «تو سری خور» و حرف گوش کن، مخاطبی شورشی در برابر همه چیز. توان جذب و فهم معنایی بدین سان چند سطحی در هنر امروز، توانی چند سطحی در مخاطب هنر را می طلبد.نگارش: مهندس فرشید خیرآبادیبیشتر بخوانیم...</description>
                <category>مقالات فرشید پرس</category>
                <author>مقالات فرشید پرس</author>
                <pubDate>Sun, 06 Sep 2020 15:10:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آرکاییزم یا باستان گرایی</title>
                <link>https://virgool.io/@essay/%D8%A2%D8%B1%DA%A9%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%B2%D9%85-%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-iackqc9wlgc3</link>
                <description>گروهی از شاعران به «آرکاییزم» معتقدند. این شاعران آوردن «دستور زبان کهن» و «واژگان کهن» و یا مُرده در شعر امروز را گونه ای «ترک عادات زبانی» رایج می دانند و بر این باورند که زیبا کننده ی صورت شعر است و حتا گاه تقویت کننده یا خط دهنده ی معنا و مفهوم اثر. ایشان شعر را در بستر ادبیات می بینند و امتداد روزگاران ادبی شعر از خانه ای به خانه ی دیگر، از سبک خراسانی به عراقی یا هندی. ایشان شعر را هنری هم ادبی و هم غیر ادبی می دانند و از هر دو سیراب شونده.گروهی دیگر هم به این باور دارند که شعر هنری «غیر ادبی» است و وام دار ادبیات و دستور و واژگان آن نیست. شعر را هنر می دانند که به درستی زبان و ادبیات نمی پردازد و در سرزمین هنر ریشه دارد. ایشان تنها تکنیک های غیر ادبی را مجاز می دانند و به آرکاییزم اعتقادی ندارند.نمونه ای می آورم:خنیا‌ی خردمندان وُآیینِ به‌دینانچُنین باشدرستگاریدر شبِ توفانرستگاری با گامهایِ بلندنوشِ شوکرانِ اندیشه‌ی مهترنمونه ای دیگر:ز حنجره‌ی سیمرغآوازیکه از رفتن سی مرغآمدستیو بر نشستی برِ شاخسارانو پَران در آیند و روندِ نسیم شُستیو بال گشودی در هوای تازگیو فراخ کردیسینه در سپهری از نیلگونگیو سر فراز کردینگارش: مهندس فرشید خیرآبادیبیشتر بخوانیم...</description>
                <category>مقالات فرشید پرس</category>
                <author>مقالات فرشید پرس</author>
                <pubDate>Sun, 06 Sep 2020 15:08:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تایپوگرافی</title>
                <link>https://virgool.io/@essay/%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D9%BE%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C-akvq4ddyctlg</link>
                <description>تایپوگرافی «زبان بصری» است؛ هنر نوشتن کلمه یا جملات بسیار کوتاه با شکل وُ سبکی ویژه که «بار» تصویری و «نمایشی» بالایی دارد و «هویت» چیزی را می رساند. تایپوگرافی لباس اطلاعات است و آن را به تصویر می کشد. تایپوگرافی ها هم خوانده می شوند و هم نمی شوند؛ نشان می دهند که چه هستند و چه مفهومی را برجسته می کنند و رسالت شان چیست. نیروی خلاقیت و الهام در تولید آنها بسیار پر رنگ است. تایپوگرافی در میانه ی میدان هنر، صنعت و دانش می رقصد و با وجود اینترنت و کامپیوتر امروزه همه جا یافته می شود.فرآیند تولید تایپوگرافی:اطلاعاتی که قرار است به مخاطب منتقل شود به «فونت» تبدیل و تایپ می شود سپس «تایپ فیس» یا گروه فونت ها انتخاب می شود و آنگاه با تکنیک های «ویژوال آرت» یا هنر های دیداری ادغام می شود؛ به خود رنگ می گیرد و فرم می پذیرد. آنگاه با تصادف در انتخاب رنگ، فرم، خم خوردگی، بافت، چیدمان، کشش، ترکیب فونت ها و تایپ فیس ها، چیزی بیرون می جهد که یک تایپوگرافی برای کاری خاص است و به آن محصول «الهام هنری» می گویند. در نهایت تایپوگرافی دیگر فونت، کلمه و یا جمله نیست.کاربرد تایپوگرافی:روی جلد کتاب ها، پوستر ها، لوگوها، انواع تبلیغات و پروموشن ها، اینترنت، وب سایت ها و بنر های آنها وجود دارند. از سَر دَر مرکز خریدهای بزرگ گرفته تا تبلیغ های تلویزیونی، بلیت کنسرت ها و متروها تا دیگر جا ها تایپوگرافی دیده می شود. جایی نیست که این هنر-صنعت آنجا را فتح نکرده باشد.نمونه ها:آرم های کوکاکولا، پپسی، جنرال موتورز، بنرهای تبلیغاتی و پوستر فیلم ها و جلد آلبوم های موسیقی حتما گوشه ای از تایپوگرافی را در خود دارند. «آفتاب یزد» بویژه در ترکیب «آفتاب» و «یزد» نوعی تایپوگرافی در جایگاه لوگوتایپ است.نگارش و پژوهش: مهندس فرشید خیرآبادیبیشتر بخوانیم...</description>
                <category>مقالات فرشید پرس</category>
                <author>مقالات فرشید پرس</author>
                <pubDate>Sun, 06 Sep 2020 15:03:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شعری که زندگی ست</title>
                <link>https://virgool.io/@essay/%D8%B4%D8%B9%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B3%D8%AA-ympnqlgmxnc5</link>
                <description>شعر معاصر ایران یعنی: «من چقدر بد بختم؛ تو چقدر بد بختی ؛ ما چقدر بدبختیم!». گاهی هم بر محور: «آن آهوی پریده، از کمند ما …» می چرخد و اینگونه چرند و پرند های عهد حافظ و وحشی بافقی است.نه! این دیگر هنر نیست، شعر نیست. شعر بایسته است و شایسته که «زندگی» باشد. در تخیل غرق و بر ساحل دانش لنگر بیندازد.دل نوشته ها و چیزهایی شبیه اینها که به دیگری آویزان می شود و دخیل می بندد و التماس می کند شعر نیست. بفهم! شعر خروج از عادات زبانی است. نه اینکه هر چه میخواهی تراوش کنی. شعر گفتن «رازهای» مگوست، گفتن زیبایی و تصویر سازی و خیال انگیزی ست. گفتن از زندگی ست، گفتن از روزهایی که درآنی، نه آنکه برفته و دیگر نمانده.شعر، «راز» های زندگی را گفتن است، در پرنیانی ساخته از خیال با واژگانی فاخر و فلسفه ایی گزیده.نگارش و پژوهش: مهندس فرشید خیرآبادیبیشتر بخوانیم...</description>
                <category>مقالات فرشید پرس</category>
                <author>مقالات فرشید پرس</author>
                <pubDate>Sun, 06 Sep 2020 14:59:58 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>