<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های عرفان اعتماد</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@eterfanet</link>
        <description>دیجیتال مارکتر و عاشق مارکتینگ، آشپزی، فیلم، موسیقی، پیاده روی و رادیو چهرازی.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 11:47:52</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/52923/avatar/X9b0UB.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>عرفان اعتماد</title>
            <link>https://virgool.io/@eterfanet</link>
        </image>

                    <item>
                <title>5 نکته مهم در پرسونال برندینگ</title>
                <link>https://virgool.io/@eterfanet/5-%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%86%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%86%DA%AF-icjaxgeas3wv</link>
                <description>یکی از بهترین سرمایه گذاری ها در عصر حاضر، سرمایه گذاری هر شخص روی خودش است. به این معنا که هر فرد باید برای ارتقای خود، هزینه پرداخت کند. مالی، زمانی و خیلی از مواقع هر دو.پرسونال برندینگ هم نتیجه یک نوع سرمایه گذاری است که باعث می شود در زمینه تخصص و شغل خود سرآمد و از همکاران یا رقبا همیشه چند قدم جلوتر باشیم.مفهوم پرسونال برندینگهمانطور که هر برند مثل فولکس واگن یا سایپای خودمان! برای خود هویت مشخصی دارد و با بردن نامشان چیزهایی در ذهن ما تداعی می شود، در دنیای حرفه ای نیز هر شخص برای خودش صاحب هویتی است و در جامعه پیرامون با المان های به خصوصی شناخته می شود. این یعنی پرسونال برندینگ. آنچه که از شما در ذهن بقیه نقش بسته است.جف بزوس بنیانگذار آمازون در این رابطه می گوید: “برند شخصی همان چیزی است که افراد پس از ترک اتاق جلسه در مورد شما میگویند.”هر چه در زمینه پرسونال برندینگ بهترعمل کنیم و تصویر حرفه ای تری از خود نشان دهیم، فرصت های بیشتری برای موفقیت خواهیم داشت.قصد دارم در ادامه به چند نکته مهم در زمینه پرسونال برندینگ اشاره کنم.۱) تمرکز داشته باشیدیکی از مبانی موفقیت شخصی، داشتن تمرکز و پافشاری در زمینه تخصصتان است. از این شاخه به آن شاخه پریدن و تبدیل شدن به اقیانوسی به عمق یک متر به دور‌ از اصول برند سازی شخصی است. خود را باور داشته باشید، با تمام تلاش حرکت کنید و از تلاش خود انتظار نتیجه بخشی بلند مدت داشته باشد. پیشنهاد می کنم حتما با مفهوم اثر مرکب آشنا شوید.۲) در فضای آنلاین فعال باشیداین روزها همه در شبکه های اجتماعی حضور‌ دارند و هر مطلبی خواه یا ناخواه دیده می شود. فضای آنلاین و به خصوص شبکه های اجتماعی می توانند کاتالیزور خوبی برای معرفی شما به دیگران باشند. به خصوص که در زمینه شغل و تخصص، اینستاگرام و لینکدین این روزها پادشاهی می کنند و هر کدام به تنهایی رزومه شما هستند.۳) در فضای آنلاین، درست حضور داشته باشیدصرفا فعال بودن در شبکه های اجتماعی به پرسونال برندینگ کمک نمی کند. چه بسا حضور منفی و غیر حرفه ای نتایج عکس به همراه داشته باشد. در زیر به چند نکته بسیار مهم اشاره می کنم.الف: عکس پروفایلعکس شما اولین چیزی است که در برابر چشم مخاطبانتان ظاهر می شود. پس سعی کنید عکس پروفایل خود را به نحوی انتخاب کنید که بیانگر شخصیت شما باشد. عکس پروفایل بهتر است از روبرو، واضح با چهره ای بشاش و همراه با لباس رسمی  باشد.عکس طبیعت، نوشته های انگیزشی یا ناله دار روی پس زمینه سیاه، شازده کوچولو و روباه و … حقیقتا به دور از حرفه ای بودن است.ب: بایو، عنوان و سمت، توضیحاتخود را خوب معرفی کنید. اگر شما برای خود احترامی قائل نباشید، از دیگران هم نباید انتظار احترام داشته باشید. توضیحات شما در مورد خودتان بسیار مهم است. دقیق، کامل و تا حد امکان خلاقانه بنویسید.برای مثال می بینم برخی دوستان در لینکدین در قسمت جایگاه شغلی و تخصصی می نویسند‌ مدیر محتوا! یا کارشناس مارکتینگ! همین. خب مدیر محتوای عزیزی که صفحه ات هم از هر گونه محتوایی خالی است، مدیر محتوای کدام شرکت و سازمان هستی؟ خواهشا ما را از این کنجکاوی نجات بده!!!پ:حتما در زمینه تخصصتان مطلب (محتوا) داشته باشید. اگر شما در زمینه ای تخصص دارید، نباید ویترینتان خالی باشد.تجربه های کاری، مطالب مفیدی که به شما در طول دوران کاری کمک کرده و …  سوژه های بسیار خوبی برای نوشتن هستند.صفحه خالی از عکس یک عکاس در اینستاگرام خیلی عجیب و زننده است. نه؟۴) شبکه سازی کنیدیکی از اساسی ترین اصول در پرسونال برندینگ، معجزه ای به نام شبکه سازی است. حتما افراد سرشناس در حوزه تخصصی خود را بشناسید و با آنها ارتباط بگیرید. شرکت در دورهمی ها، نشست ها و پنل های معتبر، دایره افراد متخصص اطراف ما را گسترش می دهد و ما را به عضوی شناس و مهم از این جامعه تبدیل می کند. البته امروز همه متخصص و پنلیست و خفن تشریف دارند!!!۵) به روز باشید و دانش خود را ارتقا دهیدهمیشه و همیشه چیزهای جدید یاد بگیرید. سکون و حاشیه امن بدترین قاتل پیشرفت و موفقیت است. با مطالعه زندگی تمامی افراد موفق می بینیم که ریسک و طمع کسب تجربه های جدید همواره در متن زندگیشان بوده است. از طرفی سرعت علم و تکنولوژی به حدی بالا رفته که حتی نباید یک دقیقه را برای کسب دانش جدید از دست بدهیم.اگر موارد دیگری وجود دارد که از نظر شما مهم است، لطفا در کامنت ها به من یادآوری کنید و آموزش دهید. </description>
                <category>عرفان اعتماد</category>
                <author>عرفان اعتماد</author>
                <pubDate>Wed, 22 Jan 2020 20:45:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>با مفهوم «اثر مرکب» همین الان زندگیتو تغییر بده</title>
                <link>https://virgool.io/@eterfanet/%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%A8-%DB%8C%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%82%D8%B7%D8%B1%D9%87-%D9%82%D8%B7%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%85%D8%B9-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%88-%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7-%D8%B4%D8%AF%D9%86-td8nni8zxjtt</link>
                <description>حتی 0.01 تغییر هم مرکب و بزرگ میشهبنا به توصیه دوستی، اخیرا با کتابی آشنا شدم به نام اثر مرکب نوشته دارن هاردی. راستش اولش فکر میکردم از این کتاب های موفقیت و مفهوم راز و ... باشه. اما با این حال شروع کردم به خوندنش و با مفهومی آشنا شدم که باعث شد یه خونه تکونی اساسی توی مغزم انجام بشه. دوست داشتم که با شما دوستان عزیزم به اشتراک بذارم.اثر مرکب چیه؟تغییرات بزرگ و موفقیت های ما در زندگی، نشات گرفته از تک تک تصمیم‌های کوچک و به ظاهر بی اهمیتی هست که ما در زندگی می‌گیریم. دو دوست رو تصور کنید که هر دو درآمد یکسان دارن. یکیشون کاملا راضیه (دوست شماره 1) و دیگری در پی زندگی بهتری هست (دوست شماره 2). دوست شماره 2 جدیدا شروع کرده به خوندن 10 صفحه کتاب در روز (چیزی که احتمالا 10 دقیقه وقت بگیره هر روز) و سعی کرده که روزانه 125 کیلوکالری کمتر مصرف کنه (احتمالا با یک لیوان نوشابه کمتر در روز).بعد از گذشت 5 ماه تغییر محسوسی در زندگی این دو دوست رخ نداده. فقط اینکه دوست شماره 2، 18750 کیلوکالری کمتر مصرف کرده و تا الان تونسته 1500 صفحه کتاب بخونه.اما از ماه هجدهم تغییرات محسوسی رو میبینیم. دوست شماره یک چاق تر شده ولی دوست شماره یک تونسته حدود 5 کیلوگرم وزن کم کنه و تا الان 27 کتاب 200 صفحه ای بخونه. همین باعث شده تا زندگی زناشویی بسیار بهتری داشته باشه و در شغلش هم روند صعودی در پیش بگیره.اثر مرکب ما رو از انتظار کسب نتایج سریع رها می کنه.آیا شانس در زندگی موثره؟از نظر نویسنده کتاب اثر مرکب، دارن هاردی، چیزی به نام شانس به اون صورتی که ما بهش معتقدیم وجود نداره و برای شانس فرمول زیر رو ارائه میده:خوش شانسی= آمادگی (پیشرفت شخصی) + نگرش ها + فرصت + عملآیا عادات بد هم اثر مرکب دارن؟همونطور که عادات خوب اثر مرکب دارن، عادت ها و رفتار های غلط ما هم مرکب میشن و بعد از چند ماه یا چند سال حتی، ضررهای جبران ناپذیری رو به ما وارد می کنن. پس ما مدام باید تلاش کنیم تا عادات بد رو حذف و به خوب تبدیل کنیم. البته عجله ممنوع. آروم آروم. دوست شماره 2 که یادتونه؟اگر تصمیم بگیریم به یکباره تغییرات بزرگ در زندگی ایجاد کنیم، مطمئنم که شکست می خوریم. چون ذهنمون هنوز آماده تغییرات بزرگ نشده. کسی رو میشناسید که با استفاده از روشهای متعارف تونسته باشه توی 1 ماه 10 کیلوگرم وزن کم کنه؟دلسرد نشیدیکی دیگه از توصیه های این کتاب اینه که سریع از عدم نتیجه گیری دلسرد نشیم. کسی که اسکار میگیره، کسی که قهرمان مسابقات بوکس میشه، کسب و کاری که میشه آمازون، گوگل و ... نتیجه سالهای سال تلاش و مداومتشون رو گرفتن. اگر با این افراد یا شرکت ها صحبت کنید می بینید زندگی اینها پر از شکسته ولی جا نزدن و از شکست هاشون درس گرفتن و تلاششون رو بیشتر کردن. همون تلاشی که الان مرکب شده و ما گوگل صداش می زنیم.نتیجه گیریبه افرادی مثل من که انتظار دارن سریع نتیجه کارهاشونو ببینن، شدیدا توصیه می کنم این کتابو بخونن و با مفهوم اثر مرکب آشنا بشن. من با خوندن این کتاب یاد گرفتم که یک مقدار مثبت تر به زندگی نگاه کنم. حتی تو این شرایط سخت و مبهم!!! و اینکه هر تغییر یا کار مثبتی که انجام میدم رو به فال نیک بگیرم و به صورت دراز مدت ازش توقع اثربخشی داشته باشم.راستی من این کتاب رو کلا تو اتوبوس در زمان رفت و برگشت به شرکت خوندم (که فکر نمیکنم هر دفعه بیشتر از 15 - 20 صفحه شده باشه) و نفهمیدم کی و چجوری این کتاب 300 و خرده ای صفحه تموم شد. این یعنی اثر مرکب... .</description>
                <category>عرفان اعتماد</category>
                <author>عرفان اعتماد</author>
                <pubDate>Sun, 19 Jan 2020 16:22:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چند راهکار کاربردی برای پیدا کردن موضوع نوشتن</title>
                <link>https://virgool.io/@eterfanet/%DA%86%D9%86%D8%AF-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D9%85%D9%88%D8%B6%D9%88%D8%B9-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-la1legumvi62</link>
                <description>یکی از مسائلی که یک تولید کننده محتوا بلاگر یا نویسنده همیشه با اون درگیر هست، پیدا کردن موضوع مناسب برای نوشتنه. در این مطلب به چند راهکار که به نظرم برای پیدا کردن ایده و موضوع مفید هست، اشاره می کنم.* در متن زیر برای جلوگیری از تکراهای پیاپی، فقط از واژه نویسنده استفاده کردم که منظورم تولید کننده محتوا و بلاگر هست.مصرف کننده محتوا باشیدبهترین نویسنده، خودش بهترین مصرف کننده محتواست. این جمله یعنی تا می تونید کتاب بخونید، شعر بخونید، فیلم ببینید و پادکست گوش بدید. از ۱۰ صفحه کتاب یا ۵ دقیقه پادکست موضوع هایی استخراج میشه که تصورش هم سخته. ضمنا این موارد به شدت به ذهن و قلم شما کمک میکنن و باعث میشن که خوب بنویسید.مشاهده گر خوبی باشیدیک نویسنده، خوب به همه چیز دقت می کنه و اطرافش رو بسیار دقیق می بینه. وقتی شما قصد داشته باشید بنویسید، باید تمام دنیای اطرافتون رو به چشم نوشته و محتوا ببینید. از صبح که از خونه بیرون میاید تا شب، هزاران موضوع برای نوشتن وجود داره، به شرطی که خوب ببینید.نوشته های دیگران را دنبال کنیدیکی از مهمترین کارهای یک نویسنده اینه که نوشته های دیگران به خصوص پیشکسوتای این حوزه رو دنبال کنه. این کار هم باعث میشه با طرز صحیح نوشتن و هم با نوع نگاه این عزیزان به موضوعات و مطالب آشنا بشیم. یک کلاس درس رایگان و تضمینی.استفاده از دانش یا تجربیات شخصیقطعا شما در روز با چالش های زیادی روبرو هستید. این چالش میتونه از یک مسئله کاری باشه تا انتخاب یک هدفون بین ده ها مدل. هر کدوم از اینها یک موضوع تجربی و بسیار ارزشمند هستن. چه بسا که این چالش، دغدغه دیگران هم باشه و مطلب شما بهشون کمک کنه. همچنین اگر در زمینه ای مهارت دارید (حتی یک نرم افزار ساده) حتما راجع بهش بنویسید.در شبکه های اجتماعی فعال باشیدلینکدین، ویرگول، اینستاگرام و … مملو از موضوع و ایده های بکر هستن. همچنین در شبکه های اجتماعی از موضوعات داغ روز یا همون ترندها مطلع میشید و میتونید روی موج ایجاد شده، سوار بشید.از نوشتن نترسیدقبلا در مطلبی با عنوان &quot;نوشتن سخت است تا وقتی که&quot; توضیح دادم که برای نوشتن فقط باید شروعش کنید. تا استارت نزنید و کلمه اول رو ننویسید هیچ اتفاقی نمیوفته. سخت نگیرید. یه وقتایی فقط بنویسید. با هر موضوعی.  هر چند خنده دار و حتی احمقانه. هر نوشته شما به اندازه یک اثر فاخر ادبی ارزشمنده.دائما در حال یادگیری باشیدسعی کنید از تک تک لحظاتتون برای یادگیری استفاده کنید. خیلی از سایت ها مثل hubspot حجم عظیمی از اطلاعات فوق مفید رو رایگان در اختیار ما قرار دادن و حیفه ازشون غافل باشیم. یا مثلا خیلی وقتا شده که یه اصطلاحی بشنویم و معنیشو ندونیم ولی به نشونه تایید فقط سر تکون بدیم. اون لحظه بهترین کار اینه که اون اصطلاح رو سرچ کنیم و چند خطی راجع بهش مطالعه کنیم. یادگیری مطالب جدید، باعث خلق صدها موضوع جدید در ذهن ما میشه.پاسخ به سوالات دیگراندر ارتباط با اطرافیان، خوندن کامنت های یک پست و … میتونیم یک سری دغدغه ها یا سوالاتی که مشترک بین خیلی از افراد هست رو پیدا کنیم و یک پست با محوریت پاسخ به اون سوال یا دغدغه بنویسیم. برای مثال &quot;چند راهکار کاربردی برای پیدا کردن موضوع نوشتن&quot;!!!</description>
                <category>عرفان اعتماد</category>
                <author>عرفان اعتماد</author>
                <pubDate>Fri, 23 Aug 2019 20:34:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در باب اهمیت تیتر (نتیجه a/b تست یک پست با دو تیتر مختلف در ویرگول)</title>
                <link>https://virgool.io/@eterfanet/%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%DB%8C%D8%AA%D8%B1-%D9%86%D8%AA%DB%8C%D8%AC%D9%87-ab-%D8%AA%D8%B3%D8%AA-%DB%8C%DA%A9-%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%A7-%D8%AF%D9%88-%D8%AA%DB%8C%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D9%84%D9%81-%D8%AF%D8%B1-%D9%88%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%84-zbidvufuh4vy</link>
                <description>چند روز قبل (روز دوشنبه 14 مرداد) پستی در ویرگول منتشر کردم با عنوان &quot;بهترین تجربه من از دایره طلایی&quot;.طبق روند رشدی که نوشته هام در این چند وقت داشت و همچنین موضوع و لحن قصه گونه، پیش بینی می کردم که این پست حسابی غوغا کنه و رکورد بزنه. با کلی وسواس متن رو نوشتم و چند بار هم ادیتش کردم. خلاصه این نوشته از نظرم بی نقص شده بود و پیش چشمم برق می زد. حتی زمان انتشار، دیدم اون ساعت ساعت پر بازدیدی نیست. صبر کردم 12 ظهر شد. با خودم گفتم الان دیگه وقتشه و دکمه انتشارو زدم. ...انگشتم عضله آورد انقدر که f5  رو زدم و در اوج ناباوریم، هیچ خبری نبود. بعد از 20 دقیقه 1 لایک. با خودم گفتم باز معلوم نیست این ویرگول عزیز ما چه بلایی سر سرور هاش اومده یا چی دولوپ کرده که پست من این جوری شده. اما غافل از اینکه مشکل، جای دیگریست. نتیجه ش رو بگم خدمتتون که پست محبوب من رکورد زد. رکورد کمترین بازدید، لایک و کامنت در ویرگول من. بعد از 4 روز کلا 9 لایک و 0 کامنت. نتیجه برای من اصلا قابل باور و پذیرش نبود. پست من قبل از عملپس از کلی سرچ و صحبت با اهل فن، رسیدم به دو سوالی که از خودم نپرسیده بودم:- &quot;من&quot; کی هستم اصلا؟ چرا باید تجربه منِ نوعی برای افراد دیگه جذاب باشه؟- &quot;دایره طلایی&quot; چی هست اصلا؟ درسته که من قبلا یک پست راجع بهش نوشتم، ولی آیا همه ویرگولیا اونو خوندن و دایره طلاییو میشناسن؟ من مطلبو فقط واسه دنبال کننده های خودم نوشتم یا برای همه؟اینها نکاتی بود که من بهشون دقت نکرده بودم. من به دلیل علاقه شخصی ای که به دایره طلایی داشتم و به دلیل حس خوب اون تجربه، یک طرفه و فقط از دید خودم به ماجرا نگاه کرده بودم.هنوز به نوشته م ایمان داشتم. دست به کار شدم. تصمیم گرفتم پست ویرگول رو پاک کنم و دوباره با تیتر جدید منتشرش کنم.برای تیتر چه اِلمان های جذابی وجود داشت که بهش توجه نکرده بودم؟ ماجرای من مربوط به سایتی هست که اونجا مشغولم یعنی tik8. تیکت تقریبا معروفه، پس می تونم ازش استفاده کنم. مضمون پست هم راجع به یک پست در اینستای تیکتِ که رکورد ویوو رو زده. پس از این هم استفاده می کنم.اصلا نیازی نیست که در تیتر به دایره طلایی اشاره کنم.عکسم رو هم خیلی مینیمال کردم. لوگوی تیکت و یه تصویر با تم اینستاگرام در کنار هم.پست جدید این شد:پست من بعد از عملاین پست در یک ساعت اول انتشار، رکورد تیتر قبلی رو با 9 لایک زد. هر موقع که ویرگول رو باز میکردم اون زنگوله بالا یه رنگ زیبای آبی داشت که می گفت یکی یا دنبالت کرده یا لایک کرده یا کامنت گذاشته. تا الان هم رکورد دار تمامی نوشته های من در ویرگول، این پستِ و حدود 8 دوست جدید برای من در ویرگول پیدا کرده.این جا بود که به اهمیت تیتر در یک نوشته ایمان آوردم. تیتر کلید ورود خواننده به دنیای ماست. هر چه طراحی این کلید جذاب تر و متناسب تر با سلیقه کاربر باشه، افراد بیشتری وارد دنیای ما می شن.یادمون نره که نوشته ما برای مخاطب هست. پس همیشه تمامی اجزای نوشته رو باید از دید خواننده ببینیم. در پایان نوشته، اول از آقای لامعی تشکر می کنم که همیشه ازشون یاد می گیرم. سپس از دوستانی که حوصله کردند و هر دو پست قبلی رو خوندن، هم تشکر می کنم و هم عذرخواهی.دایره طلایی رو هم بشناسید دیگه... :)</description>
                <category>عرفان اعتماد</category>
                <author>عرفان اعتماد</author>
                <pubDate>Fri, 16 Aug 2019 17:58:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ماجرای یک پست در اینستاگرام سایت tik8 که رکورد ویو رو زد (یک تجربه کاری)</title>
                <link>https://virgool.io/@eterfanet/%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-tik8-%DA%A9%D9%87-%D8%B1%DA%A9%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D9%88%DB%8C%D9%88-%D8%B1%D9%88-%D8%B2%D8%AF-%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-cnf5igepyobu</link>
                <description>یک ظهر گرم وسط تابستون. قرار بود برای پیج اینستاگرام سایت تیکت یه پست متفاوت بذاریم و من باید ایده پردازیش میکردم. جنس پست آگاه سازی رویدادهای تفریحی بود و در عین حال باید کاربرهای زیادی رو جذب و درگیر می کرد. خلاصه باید میترکوندم. زمان زیادی هم نداشتم و طبق برنامه، پست باید تا دو ساعت دیگه آماده میشد. اونم دست تنها. نشستم به فکر کردن و پختن ایده. بعد از گذشت چندین دقیقه، هیچ اتفاقی نیوفتاد! گرما کلافه م کرده بود و مغزم تعطیل تعطیل شده بود. کلی سایت و صفحه اینستاگرام مختلف رو گشتم. بازم هیچ. تصمیم گرفتم ایده رو رها کنم و با کپشن شروع کنم. راجع به چی باید مینوشتم؟ اصن مگه چیزی پیدا کرده بودم یا موضوع خاصی داشتم؟ زمانی هم نداشتم و صدای تیک تیک عقربه های ساعتم توی گوشم میپیچید. تا به حال به چنین بن بست عجیبی نخورده بودم.یه تصمیم اساسی گرفتم. که هر چی که تو مغزم هست رو بریزم دور، ذهنم رو از هر ایده و پیش فرضی خالی کنم و فقط با دانش پایه و ریشه ای برم جلو. شروع کردم به سرچ کردن ذهنم و بررسی هر چیزی که برای تولید محتوا نیازه. هدف معلوم بود، پرسونای مخاطبان هم معلوم بود، لحنم رو میدونستم و کلمات کلیدی رو هم بدون توجه به نوع پست نوشته بودم. ولی باز هم هیچ معجزه ای رخ نداد و طبیعی هم بود. چون مسیر رو اشتباهی رفته بودم.تو اون گرما و شلوغیا یه دفعه یاد دایره طلایی افتادم. صدای سایمون سینک پیچید تو گوشم که:مردم بابت کاری که انجام می دهید پول پرداخت نمی کنند بلکه بابت دلیل شما برای انجام آن کار پول می دهند. هدف ما در واقع همان دلیل و چرایی ماست.Why? How? What?همون صدایی که گفتم پیچیدیه حسی بهم گفت باید همین مسیرو ادامه بدی. پس اومدم از اول و مو به مو دایره طلایی رو بررسی و پیاده سازی کردم. باید یه &quot;چرا&quot; برای خودم پیدا می کردم. چرا دارم این کار رو انجام میدم؟ به جوابی فراتر از لایک و کامنت و … نیاز داشتم.شروع کردم:خب ما یکی از مراجع فروش اینترنتی بلیط تئاتر، کنسرت و رویدادهای تفریحی هستیم. هدفمون اینه که مردم خیلی راحت بتونن اوقات فراغتشون رو پر کنن و دغدغه ای برای تهیه بلیطش نداشته باشن. پس این دلیل وجود ماست.ادامه دادم: برای رسیدن به این چرایی، کاربر باید از بودن با ما حس خوبی داشته باشه و احساس دوستی و نزدیکی کنه باهامون. این پست هم که قراره برای بخش تفریحی بره پس باید جنبه تفریح و فان داشته باشه، همراه با المان های جذاب که کاربر رو به سمت خودش بکشونه. از طرفی ما همیشه یک لحن تقریبا رسمی داشتیم. با خودم فکر کردم شاید بهترین زمان برای شکستن این تابو باشه و ریسکش رو پذیرفتم.  اینجا بود که به &quot;چگونه&quot; هم خود به خود جواب داده شد.احساس کردم هوا داره بهتر میشه و زمان متوقف شده برام.پس &quot;چی&quot; خوبه؟چیزی که یه ویدیوی ساده یا یه تصویر با کپشن به تنهایی نمیتونستن جواب منو بدن.چشمامو بستم و با تمام وجود فکر کردم. چه چیزی میتونست هم برای کاربر جذاب باشه و هم درگیرش کنه؟ از طرفی هم حس دوستی و خودمونی بودن داشته باشه؟ یکدفعه بی اختیار داد زدم: مسابقهههههههههههه. طراحی یک مسابقه خوب، بهترین راه رهایی من از این چالش بزرگ بود.بیشتر فکر کردم: هدف ما از این پست درگیر کردن کاربر با پیج در قدم اول و جذب فالور در قدم بعدیه. راستش شخصا دوست داشتم این پست موشن داشته باشه و تصویر ثابت نباشه. چون کلا پست هایی که حرکت دارن (مثل ویدیو) همیشه جذاب ترن. بعد از چند دقیقه چرخیدن تو اینستاگرام و کمک گرفتن از حافظه م،  ساز و کار یه مسابقه رو چیدم و شد مسابقه اسکرین شات .اسکرین شات از مسابقه اسکرین شات! تو این مسابقه یه گیف شامل 8 عکس از مجموعه های تفریحی طراحی شد که چند تا پوچ هم داشت و عکسا سریع عوض میشدن. شرکت کننده ها برای شرکت در این مسابقه باید از این گیف اسکرین شات می گرفتن و برای ما دایرکت می کردن. ازشون خواهش کردیم که حداقل سه تا از دوستانشون رو هم منشن کنن که از این مسابقه با خبر بشن. اینطوری چند تارگت رو با هم کاور کردیم.آخرش هم قرعه کشی می کردیم و از بین شرکت کننده ها به سه نفر جایزه میدادیم. جایزه ش برای هر برنده، دو بلیط از همون وسیله ای بود که تو اسکرین شاتش وجود داشت. ضمنا نام برنده حتما باید در لیست فالورهامون می بود.حدس بزنید نتیجه چی شد؟اون پست رکورد بیشترین ویوی ویدیوهای پیج رو زد. پست اسکرین شات در بین هزاران عکس و ویدیو تئاتر و کنسرت حدود 17k ویو گرفت و reach پست عددی بیشتر از کل فالورهای پیج بود. اون روز گرم و پر از کلافگی، تبدیل به یکی از قشنگترین تجربه ها و روزهای کاری من شد. در این اتفاقات به من اثبات شد که اگر ریشه و هدف واقعیمون رو ندونیم قطعا به بیراهه میریم و گم میشیم، مثل من... .</description>
                <category>عرفان اعتماد</category>
                <author>عرفان اعتماد</author>
                <pubDate>Fri, 09 Aug 2019 21:03:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رزومه شما فیش حقوقی بعدی شماست</title>
                <link>https://virgool.io/applymag/%D8%B1%D8%B2%D9%88%D9%85%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D9%81%DB%8C%D8%B4-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82%DB%8C-%D8%A8%D8%B9%D8%AF%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B3%D8%AA-wwvgyw5tquc5</link>
                <description>چطور یک رزومه خوب بنویسیم؟یک رزومه خوب!!!اگر از من بپرسن سخت ترین کار بعد از کار تو معدن چیه، میگم رزومه نویسی. رزومه هویت حرفه ای ماست و نقش بسیار مهمی در شغل ما داره. به این فکر کنید که رزومه شما و نه نفر دیگه همزمان رسیده دست یک مدیر و قراره از بین این ده رزومه فقط یکیو انتخاب کنه. اون شخص نه وقت زیادی برای خوندن داره نه حوصلشو. پس ما هم وقت زیادی برای معرفی خودمون نداریم. به نظر من در بهترین حالت، فقط پنج ثانیه وقت داریم تا اون مدیرو متقاعد کنیم که رزومه ما رو بخونه.حالا چه کارایی باید بکنیم که تو این پنج ثانیه سرنوشت ساز، برنده باشیم و در نهایت رزومه اون نه نفر رو به چک پرینت تبدیل کنیم؟اول از همه: فرق بین رزومه و cvرزومه یعنی معرفی خودتون در کوتاه ترین و باهوش ترین حالت ممکن. رزومه معمولا یک یا دو صفحه ست و یک دید کلی و البته کامل به خواننده رزومه میده.اما cv بسط شرح احوال شما و نسخه پر حجم رزومه ست که هر مورد و بندی به صورت خیلی کامل و با جزئیات بیان میشه. یه مثال ساده: کارت ملی، رزومه و شناسنامه، cv شماست. بعضی جاها فقط کارت ملیو قبول می کنن و بعضی جاها فقط شناسنامه رو. ببینید به کدوم یکی نیاز دارید. احتمالا برای پیدا کردن شغل، یک رزومه (شما بخونید یک رزومه خوب) کافی باشه. پس من ادامه متن رو برای رزومه می نویسم و با cv کاری ندارم. قالب رزومهاولین چیزی که از رزومه ما در ذهن کارفرما نقش می بنده و می بینه، شکل و قالب رزومه ماست و سهم زیادی از پنج ثانیه رو به خودش اختصاص میده.خودتون قالب رزومه رو درست کنید. حتما تو pinterest و سطح وب، کلمه رزومه (resume) رو سرچ کنید. طرحا و ایده های خیلی خوبی پیدا می کنید و با کمی خلاقیت به جاهای خوبی می رسید. این کار احتمال منحصر به فرد بودن رزومه شمارو شدیدا بالا میبره. فوتوشاپ و پاورپوینت هم که خوراک این جور کاران و اکثرا بلدن. به قدر کافی هستن کسایی که از قالب های آماده جابینجا و ... استفاده می کنن (اصلا نمیگم بده ولی شبیهش زیاده، خیلی زیاد).اطلاعات شخصی و پروفایل هاحواستون به پرسونال برندینگ باشه. هر فعالیت حرفه ای شما در دنیای اینترنتی یک امتیاز مثبته. پس حتما در رزومه به این موارد اشاره کنید. اکانت لینکدین، بلاگ نویسی، فعالیت در یک انجمن تخصصی و … شمارو نسبت به بقیه متمایز می کنه. سعی کنید اگر هم  تا الان در این فضاها حضور نداشتید، وارد بشید و برای خودتون هویت و شبکه بسازید.همچنین به نام ها و عکس هایی که برای این پروفایل ها (و حتی دامنه ایمیلتون) انتخاب می کنید دقت کنید. عکس گل و بلبل و دشت و دمن و اسم هایی مثل جوکر، alone و … رو خواهشا بیخیال بشید و حرفه ای رفتار کنید. شماره تماس هم یادتون نره.پیشینه شغلیحتما به دقت به شغل هایی که پیش از این در جاهای مختلف داشتید اشاره کنید. نیازی نیست برای استخدام شدن در جای جدید، قبلا حتما مدیر و سرپرست بوده باشید یا سابفه کار در مایکروسافت! داشته باشید. خودتون باشید و الکی هم پر نکنید صفحه رو. اگر قبلا به یکی از دوستاتون یه تیکه از اکسلو یاد دادید ننویسید مدرس اکسل.اینکه با چه ترتیب زمانی ای باشه هم تصمیم با خودتونه و بر حسب اولویت های شما می تونه جا به جا بشه. مهارت ها و ویژگی هااین قسمت هم گزینه مهمی از برندینگ شماست. یک مقدار تخصصی تر به مهارت های خودتون نگاه کنید. واژه کامپیوتر مهارت نیست. از اونطرف هم واژه هایی مثل  صبور، با پشتکار و … واقعا جالب نیستن و نتیجه معکوس دارن. سعی کنید با طرز نگارش، لحن و نوشتتون این رو اثبات کنید. درباره منحتما سعی کنید یک &quot;درباره من&quot; خوب برای خودتون داشته باشید. این قسمت شما رو منحصر به فرد می کنه. دقیقا اینجاست که می تونید اثبات کنید که با پشتکار، صبور و ... هستید (البته خیلی غیر مستقیم و با سیاست). حتی لحن این قسمت می تونه با بقیه رزومه شما فرق داشته باشه و حس خوبی در خواننده رزومه ایجاد کنه.غلط املایی، ممنوع این مورد واقعا نیاز به توضیح نداره!!! با وجود غلط املایی توقع داری استخدام بشی؟جمع بندیهر راستیو می تونید نگید ولی  دروغ و زیاده گویی ممنوع. همه چیز رو مختصر ولی استادانه بنویسید.همه مطالبی که گفتم یک حرفو میزنن: خودمون باشیم. خود واقعیمون رو قبول کنیم و روز به روز کامل ترش کنیم. دوستان عزیزم، به عمل کار براید به سخندانی نیست. اگر بند پ ندارید، لااقل صاحب یک رزومه خوب باشید...</description>
                <category>عرفان اعتماد</category>
                <author>عرفان اعتماد</author>
                <pubDate>Sun, 28 Jul 2019 21:15:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>باشگاه عرض اندام لینکدین (بیان یک معضل به طنز)</title>
                <link>https://virgool.io/@eterfanet/%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B9%D8%B1%D8%B6-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D9%84%DB%8C%D9%86%DA%A9%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%B9%D8%B6%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%B7%D9%86%D8%B2-vtprxnpnwoac</link>
                <description> یکی از مشکلات دنیای دیجیتال در این روزها، نه تنها ورود افراد غیر حرفه ای به حوزه های تخصصی بلکه سر و صدا کردن های عجیب و غریب این افراده و یکی از جاهایی که این مسئله خیلی به چشم میاد، لینکدینه. لینکدین یک شبکه اجتماعی حرفه ای و تخصصیه که افراد اطلاعات یا تجربه هاشونو به اشتراک میذارن. اما جدیدا که واردش می شم خیلی وقتا احساس می کنم رفتم باشگاه. چون اکثرا دارن عرض اندام میکنن و تا جایی که بتونن، به بقیه ثابت میکنن که &quot;داداش داری اشتباه میزنی&quot;.عشق پوزیشن های خفن تو کسب و کارهای خفن تر دارن و معمولا عاشق اختصارهای سه حرفین. cmo فلان سایت، ceo فلان شرکت، cto کسب و کار فلان. احتمالا به زودی cpc و ctr و ... رو هم بین تخصص ها ببینیم. اونایی هم که اهل اختصار نویسی و این بچه بازیا نیستن معلومه دیگه، میشن فاندر و بنیانگذار!!! حتی دیده شده افراد مذکور فقط یه پیج اینیِستا یا یه کانال تلگِرام راه انداختن.بعضی هام که کلا سرپرست و سوپروایزر زاده شدن. مثلا طرف نوشته سرپرست مارکتینگ. همین. کلا سرپرست مارکتینگه طرف. واسش اصلا مهم نیست کجا کار میکنه. سرپرست زاده شده کلا. وارد بحث سئو و مسائل فنی هم که نشیم بهتره. &quot;نمایش در صفحه اول گوگل زیر یک ماه، تضمینی ۱۰۰ تومن&quot;.  به عکس پروفایل این عزیزان که بهتر نگاه کنید کلاه سیاه یا همون black hat و رو سرشون میبینید (البته اگر این دوستان بدونن سئو چی هست واقعا خوشحال میشم). یا &quot;راه اندازی یک سایت دقیقا مثل دیجی کالا با 200 هزار تومن&quot; (اینو من خودم به چشم دیدما). طفل معصوم احتمالا یه وبلاگ داشته بی رنگ، فنی سالم که خواسته ردش کنه.بعضیام تو هیچکدوم از دسته های بالا قرار نمیگیرن. اینا هر روز با یه دسته گل میان لینکدین و بابت اطلاع رسانی و به اشتراک گذاری مطالب از چندین بانو! تشکر میکنن و یکی از گلاشونو تو کامنت میذارن و میرن… دایرکت البته. فکر بد نکنید، میرن راجع به اینکه الان تو شرکت چه لباس فرمی تنشونه صحبت کنن!تمامی افراد بالا معمولا خیلی هم پر سر و صدان و به قول معروف خدایان شوآفن. با خوندن دو تا مقاله و چهارتا سرچ گوگل، دیگه نه گوگلو بنده ن نه خدا رو. حرف حرف خودشونه و نظرات مفیدشون! سر تا سر فضا پخشه. به هر کس و چیزی گیر میدن و نقد میکنن. هفته ای چهل پنجاه تا کلاس آموزشی و وبینار و سمینار هم برگزار می کنن.اما دسته آخر و البته اقلیت عزیزانی که مطالب خوبی مینویسن، تجربه های واقعیشونو به اشتراک میذارن، نظرهای کارشناسی میدن و خلاصه قابل استنادن. صداشونم در نمیاد و ادعایی هم ندارن. اینا رو ول نکنید. گنجینه ن. حضورشون خیلی خیلی با ارزشه. اینان که چرخ دنیای دیجیتالو میچرخونن.سرتونو درد نیارم. دوستان عزیز من، بیاید به هم قول بدیم در هر جایگاهی که هستیم بی طرف و با منطق به خودمون نگاه کنیم. اگر نمیدونیم، سکوت کنیم و بیشتر یاد بگیریم. نیازی نیست هر جایی راجع به هرچیزی نظر بدیم.اگر هم که نه، همین الان تو پروفایل لینکدینمون بنویسم CEO at Google… .</description>
                <category>عرفان اعتماد</category>
                <author>عرفان اعتماد</author>
                <pubDate>Wed, 10 Jul 2019 22:37:24 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بزن اون دکمه انتشارو، نترس</title>
                <link>https://virgool.io/@eterfanet/%D8%A8%D8%B2%D9%86-%D8%A7%D9%88%D9%86-%D8%AF%DA%A9%D9%85%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D9%88-%D9%86%D8%AA%D8%B1%D8%B3-wxjlqgnjblej</link>
                <description>ترس از نوشتن و فوبیای انتشار مطلب!در مطلب قبل با هم بررسی کردیم که چطور بنویسیم و ویژگی های یک متن خوب چیه. اما در بحث تولید محتوا، اول از همه باید یک سری از ترس هامون رو بذاریم کنار!یکی از این ترس ها، ترس از نوشتنه. خیلی ها اگر دست به کیبورد (شما بخونید قلم) ببرن میتونن جادو کنن. اما یک سری فکر های بیهوده مانعشون میشه. نکنه متنم زیاد باشه؟ اگر کم باشه چی؟ شاید اشتباه بنویسم. اصلا موضوعم خوبه؟ و هزاران خیال باطل دیگه… . این افراد حتی به خودشون جرات نمیدن که نوشتنو شروع کنن و چقدر حیف.یکی دیگه از ترس ها، ترس از انتشار مطلبه. متن نوشته شده، همه چی آماده س اما دستش نمیره اون دکمه انتشارو بزنه. هی بالا پایین میکنه متنو، کم میکنه زیاد میکنه آخرشم میگه نچ ولش کن، خوب نیست. چون میترسه.بیاید یک بار از آخر به اول نگاه کنیم و فرضیات رو هم بذاریم روی بدترین حالت ها. شما یک متن نوشتید (که فرض میکنیم متن خوبی هم نیست) و دکمه انتشار رو میزنید. ۳، ۲، ۱، بوووووووووماتفاقی افتاد؟ اکانتتون در ویرگول، لینکدین و … منفجر شد؟ مسلما خیر. شما صرفا یک مطلب رو در معرض دید افراد مختلف گذاشتید. نهایتش اینه که چند نفر میان و همون اول نوشته شما رو میبندن و میرن.  بذارید زیر لب یه غرولندی هم بکنن اصلا. لایک ۰ ، دنبال کننده ها ۰ . واقعا این نتیجه اینقدر ترسناکه؟ مگر نه اینکه باید تمرین کنیم و بنویسیم و بنویسیم تا یاد بگیریم؟ اگر بنویسید و منتشر نکنید آیا میتونید نتیجه ش رو بسنجید که چه متنی خوبه، چه موضوعی پر طرفداره، اطرافیانتون به چه نوع لحنی عادت دارن و ...؟ آیا با این روند پیشرفت می کنید؟ خیر خیر خیر… .اگر پیوسته بنویسید و با دیگران به اشتراک بذارید، کم کم به یک نویسنده تبدیل میشید و همون افراد که قبلا متن شما رو بی توجه بستن، طرفدارتون میشن و پای ثابت متناتون. دوستان عزیز من، متن هیچ نویسنده ای از اول خوب نبوده. تمام نوشته های یک نویسنده هم همیشه خوب نیست. حتی خفن ترین ها. به اندازه افراد روی کره زمین سلیقه موجوده. شاید همون مطلبی که از نظر شما مسخرست از نظر فرد دیگه ای خیلی خوب و کاربردی باشه. زدن دکمه انتشار به انفجار ختم نمیشه… .</description>
                <category>عرفان اعتماد</category>
                <author>عرفان اعتماد</author>
                <pubDate>Tue, 02 Jul 2019 00:26:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نوشتن سخت است تا وقتی که ...</title>
                <link>https://virgool.io/@eterfanet/%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%B3%D8%AE%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%AA%D8%A7-%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D9%87-ljkl7vbl0eil</link>
                <description> یکی از مهمترین انواع محتوا در بازاریابی، محتوای نوشتاری می باشد. در شبکه های اجتماعی این نوشته های یک پست هستند که ما را جذب میکنند. در خیابان ها این نوشته های روی یک استرابرد هستند که توجه ما را جلب میکنند. در لندینگ پیج یک کمپین، نوشته ها مسئول رساندن پیام به ما هستن. کتاب ها، قصه گویی نوشته ها هستند و فیلم های ماندگار هم روزی نوشته های روی کاغذ بودند.پس در قدم اول باید یاد بگیرم برای چه کسی بنویسیم و چطور بنویسیم.برای چه کسی بنویسیم؟پرسونا یا شخصیت شناسی مخاطب از اساسی ترین مفاهیم در بازاریابی محتوایی است و تا زمانی که مخاطبان خود را نشناخته باشیم، تمامی تلاش هایمان بی نتیجه خواهد بود. دقت داشته باشید مخاطب ما که به او خریدار (buyer) می گوییم امکان دارد با مصرف کننده (user) تفاوت داشته باشد. هر جا از پرسونا صحبت می کنیم، مقصود ما خریدار است. برای مثال فرض کنید محصول شما اسباب بازی است. خریدار این محصول یک مادر و مصرف کننده آن یک کودک است. پس شما باید تمامی انرژی خود را صرف شناساندن محصول به مادران نمایید نه کودکان.از جمله مواردی که در مشخص نمودن پرسونای مخاطبان اهمیت دارد عبارتند از:بازه سنی، جنسیتوضعیت تاهل (مجرد، متاهل، خانواده)سطح فرهنگی، شغل و تخصصفعالیت های زمان آزاد و اوقات فراغتمشکلات و نیازهارفتار آنلاین مخاطبانالبته باید توجه داشت که تخمین پرسونای مخاطب کاری زمان بر، پیچیده و حساس است. می توان با سنجش مداوم عملکرد و A/B test تا حدود زیادی در شناخت پرسونای مخاطب به ما کمک می کند.یک نوشته خوب ذهن و حس مخاطب را به چالش میکشد. تا جایی که مخاطب خودش به سمت ما می آید و از خدمات یا محصولات ما استفاده می کند. چطور بنویسیم:اول از همه هدف خود را مشخص کنید. این نوشته چه مشکلی را از مخاطب حل می کند؟ چه مطلبی را آموزش می دهد؟ تبلیغ چه محصول یا خدماتی است؟با نوشتن کلمات بر روی کاغذ شروع کنید. هر کلمه ای که مرتبط با نوشته و هدفتان هست و به ذهنتان می رسد را بنویسید. اجازه دهید ذهنتان از این کلمات تخلیه شود. شاید خیلی از این کلمات بی ربط یا حتی خنده دار به نظر برسند اما قدرت و جادوی کلمات را دست کم نگیرید. بنویسید. نوشتن سخت است تا وقتی که نوشتن را شروع نکرده باشید.حال کلمات را به جمله تبدیل کنید. احتمالا مجبور باشید در یک جمله از چند کلمه نوشته شده استفاده کنید. چون موضوع اصلی و هدف نوشته را می دانیم، جملات خود به خود در جهت درستی ساخته می شوند و با این روند، هسته اصلی نوشته ما شکل می گیرد. مرحله بعدی برقراری ارتباط بین جمله هاست. در این مرحله ذهن ما با مطلب درگیر شده و چیزهای تازه می آفریند. جملات بهتر، واژگان جدید، تاثیر بیشتر. خطر اسپویل: در این مرحله احتمالا ذهن و دست شما از اختیارتان خارج شوند و بنویسند و بنویسند. سعی کنید در نوشته خود داستان سرایی و شخصیت پردازی کنید تا جایی که مخاطب حس کند شخصیت اصلی و قهرمان نوشته شماست و صدای شما را بشنود. به مخاطب این حس را القا کنید که در حال حرف زدن با او هستید. داستان ها همیشه جذاب هستند.اهمیت تیتریکی از مهمترین کارهای یک محتوا نویس انتخاب تیتر مناسب است. جملات ابتدایی متن، خواننده را به خواندن دعوت می کند. اما این تیتر است که او را از ابتدا به سمت مطلب شما هدایت می کند و باعث می شود روی نوشته شما کلیک می کند. به عنوان نکات پایانی:برای نوشتن و داستان پردازی از دیگران ایده بگیرید. نظر کسانی که ذهنشان از موضوع مورد نظر شما خالیست، بسیار مفید می باشد.صفر تا صد یک نوشته الزاما نباید زاییده ذهن ما باشد. بسیاری از اوقات، یک مطلب با گردآوری نوشته های پراکنده در منابع مختلف نوشته می شود. کپی برداری هم ممنوع!در نوشته های تبلیغاتی اجازه دهید مخاطب شخصا به ارزش شما پی ببرد. هیچ وقت از خود تعریف نکنید.هر روز مطلبی بنویسید. هر چند برای دل خود. موضوع: آزادفیلم ببینید و کتاب بخوانید. این دو عزیز، دانش، خلاقیت و قدرت تخیل شما را به طرز معجزه آسایی افزایش می دهند.هنگامی که در نوشتن به بن بست خوردید، شما را به قدم زدن همراه با شنیدن موسیقی دعوت می کنم. در این مدت به هیچ عنوان به موضوع و نوشته خود فکر نکنید.نا امید نشوید. اولین نوشته هیچ نویسنده ای کامل نبوده است. از نوشتن نترسید، با قدرت ادامه دهید...</description>
                <category>عرفان اعتماد</category>
                <author>عرفان اعتماد</author>
                <pubDate>Tue, 25 Jun 2019 11:18:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زمین خاکی استارتاپی</title>
                <link>https://virgool.io/network-Ecomotive/%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AE%D8%A7%DA%A9%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE%DB%8C-phwgb3ltyj2j</link>
                <description> استارتاپ ها و کسب و کارهای اینترنتی به قدری رشد کردن که احتمالا به زودی شعار &quot;هر ایرانی یه کسب و کار اینترنتی&quot; رو خواهیم داشت. حالا چه صاحب و موسسش باشه (که البته میدونیم ۹۹ درصد افراد CEO و فاندرن) چه کارشناسش (بلا نسبت).خوبه قبل از استفاده از هر چیزی دفترچه راهنماشو بخونیم. کار کردن در فضای استارتاپی یا کلا آنلاین هم یه سری نکات و فرهنگ مخصوص به خودشو داره که در ادامه به چند مورد اشاره می کنم.کار گروهیاساس رشد یک استارتاپ کار گروهی و تیم ورکه. استارتاپ دقیقا همون ماشینیه که اگه یه تیکه ش با بقیه هماهنگ نباشه کار نمی کنه. پس سعی کنید فرهنگ کار گروهی رو در خودتون رشد بدید.خلاقیت به میزان لازمهممون از تبلیغای خشک و رباتیک تلویزیونی بیزاریم چون هیچ خلاقیتی ندارن. تجربه نشون میده که حتی یه مقدار خلاقیت ساده باعث رشد عجیب در جذب مخاطب و محبوبیت برند ما میشه. حتی خیلی وقتا بسیاری از هزینه های ما رو (به خصوص در تبلیغات) کاهش میده. در غیر این صورت باید برید پیش متخصصین سئویی که کارشون اینه: &quot; نمایش تضمینی سایت در صفحه اول گوگل فقط با ۱۰۰ هزار تومن&quot;! چند وظیفه بودنامکان داره در اوایل دوران فعالیت استارتاپ، درست همون موقعی که کسب و کار هنوز نوزاده و پا نگرفته، علاوه بر شغل و وظیفه اصلیمون، مجبور بشیم وظایف دیگری رو هم به عهده بگیریم و به قول بزرگان علم و ادب مالتی تسک باشیم. البته حواستون جمع باشه چون امکانش هست مدیر جان با این سیستم حال کنه و تا آخر به اجبار با همین فرمون ادامه بدید.یادگیری، یادگیری، یادگیریبزرگترین سرمایه گذاری، سرمایه گذاری هر شخص روی خودشه. نذارید کار و مشغله شما رو از یاد خودتون ببره. همیشه یاد بگیرید. از همکارا، از رقبا، از گوگل. مدام در حال توسعه و به روز رسانی دانش هاتون باشید. خوبه که هر روز یک مقدار از وقتمون رو به یادگیری بگذرونیم. شک نکنید مدیرتون هم پایه ست. چون بعدا همین دانش به نفع کسب و کار خواهد بود.بررسی عملکرد رقبااگر در کسب و کارتون رقیبی ندارید که خوش به حالتون. اما اگر دارید و احتمالا قدیمی تر از شماست، حتما و حتما آنالیزش کنید. بررسی فعالیت هاش تو شبکه های اجتماعی، وب سایتش، پشتیبانیش و … همه و همه میتونه به شما در مسیر پیشرفت کمک کنه.سنجش مداوم عملکرد خودهیچ حرکتی عاقلانه نیست مگر اینکه نتیجه ش سنجیده بشه. هر تغییر یا فعالیتی بدون سنجش و نتیجه گیری، مثل اینه که اون تغییر یا فعالیت اصلا انجام نشده. در هر زمینه و تخصصی ابزارهایی برای سنجش عملکرد وجود داره. اونا رو پیدا کنید و ازشون استفاده کنید.تعامل با همکارانهر از چند گاهی با سایر همکارا (چه در واحد خودمون چه واحد های دیگه) جلساتی بذاریم و صحبت کنیم. خیلی از ایده های جدید در همین جلسات متولد میشن. همچنین این تعامل ها نقاط قوت و ضعفمون رو به خوبی مشخص می کنن.انتقاد پذیریهیچ کس کامل نیست (البته روی صحبتم با کسایی که دیجیتال مارکترن نیستا، اونا همشون خفنن). پس سعی کنیم همیشه انتقادها رو بپذیریم. کسانی که از بیرون به ما نگاه می کنن با دید وسیع تری ما رو میبینن.ایجاد ارتباط با سایر اعضای سازماناگر در سازمان بزرگی کار می کنید که افراد زیادی در اونجا مشغول به کار هستن، سعی کنید دایره ارتباطات سازمانیتون رو گسترش بدید. این آشنایی ها به شما کمک میکنه که بتونید از تجارب دیگران استفاده کنید.  اگر در کار هم جایی به مشکل خوردید از اونا می تونید کمک بگیرید.آشنایی با فضای آنلاین و کسب و کارهای دیگردنیا دنیای ارتباطاته. البته منظور بنده بند پ نیست. مثل یه گیک، یه خوره، مدام در حال گشتن و بالا پایین کردن اینترنت باشید. سعی کنید همه کسب و کارهای اینترنتی و استارتاپای دیگه رو بشناسید. حتی باهاشون لینک بشید. این لینکا خیلی کمک میکنن. احتمال کارکردن در ساعات طولانیدر یک استارتاپ، اول و آخر کار دست ماست و هیچ وقت قرار نیست کسی از یه سیاره دیگه بیاد و کمکمون کنه. خیلی وقتا برای به پایان رسوندن کاری که برای انجامش تعهد دادیم یا برای رسیدن به تارگت، مجبوریم ساعات بیشتری کار کنیم. البته میشه با برنامه ریزی مناسب این فشارها رو کمتر کنیم.صرفا بر روی پول و حقوق تمرکز نکنیدحقوق و دستمزد بحث بسیار مهمیه و هیچکس منکرش نیست. اما در مورد حقوق چند نکته رو به یاد داشته باشید.- همیشه یک تعادل منطقی بین حقوق و کسب تجربه برقرار کنید. امکان داره یک سال حقوق پایین دریافت کنید اما به قدری تحربه کسب کنید که به یک فرد با ارزش تبدیل بشید و در محل های کاری بعدی، دریافتی شما چند برابر حقوق قبلیتون باشه و تمام اونا رو جبران کنه.- توانایی ها و ارزش هاتون رو بسنجید و بر اساس ارزش واقعیتون درخواست حقوق کنید. بدترین بلایی که یک سازمان می تونه سر یک کارشناس بیاره اینه که بیشتر و حتی چند برابر ارزش ها و توانایی هاش بهش حقوق بده. تجربه ثابت کرده که اینجور افراد ضربه های بدی خواهند خورد.پیشگام و خودجوش باشیدبهترین نیروهای یک کسب و کار افرادی هستن که خودجوش عمل میکنن و کمتر منتظر بقیه هستن. البته خودجوش بودن با خود رای بودن و بی توجهی به سایرین تفاوت داره. سعی کنید همیشه فعال و پیشگام عمل کنید.   </description>
                <category>عرفان اعتماد</category>
                <author>عرفان اعتماد</author>
                <pubDate>Sun, 23 Jun 2019 12:02:43 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>&quot;دایره طلایی&quot;، طلایی ترین مفهوم موفقیت کسب و کار</title>
                <link>https://virgool.io/@eterfanet/%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%B7%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B7%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-hpfd5qxue1ow</link>
                <description>تا به حال فکر کرده اید چرا برخی از شرکت ها موفق اند و برخی دیگر خیر؟چرا بعضی شرکت ها و یا کمپانی ها مثل گوگل، اپل، سامسونگ، اینستاگرام و … تنها در چند سال ره صد ساله را طی می کنند و برخی دیگر در یک وضعیت مشخص باقی می مانند؟مسلما جواب های زیادی برای این سوال ها وجود دارد. اما اگر کلی تر به این موضوع نگاه کنیم، تنها یک جواب مشترک برای همه آنها پیدا می کنیم، دایره طلایی.دایره طلایی، قانون طلایی موفقیتمردم بابت کاری که انجام می دهید پول پرداخت نمی کنند بلکه بابت دلیل شما برای انجام آن کار پول می دهند.      - سایمون سینِکسایمون سینِک نویسنده و استراتژیست آمریکایی، با بررسی کسب و کار های موفق دریافت که همه آنها از الگوریتم مشخصی پیروی می کنند. او این الگوریتم را دایره طلایی نام گذاری کرد.سایمون سینک در حال توضیح مفهوم دایره طلاییدایره طلایی از سه مفهوم بنیادی تشکیل شده است. چه چیزی، چگونه و چرا. در دایره طلایی، &quot;چه چیزی&quot; به طور کلی به محصولات یا خدمات ما اشاره می کند. &quot;چگونه&quot; به معنای چگونگی مسیر، ویژگی های ما و چگونگی کمک به مخاطبان می باشد. در واقع واژه &quot;چگونه&quot;، فرایندهای اختصاصی و انحصاری و ارزش های ما را مشخص می کند. اما مهمترین گزاره در دایره طلایی، &quot;چرا&quot; می باشد. واژه &quot;چرا&quot;، هدف بنیادین و نهایی ما را مشخص می کند. چرا اینکار را انجام می دهیم؟ با چه هدف و چه باوری؟ اصلا دلیل وجود سازمان یا کسب و کار ما چیست و به چه دلیل فعالیت می کند؟اکثر افراد، شرکت ها و کسب و کارها  از &quot;چه چیزی&quot; به &quot;چرا&quot; حرکت می کنند و هدفشان صرفا تولید، معرفی و فروش یک محصول می باشد. در واقع تمامی دارایی این دسته، فقط و فقط محصول یا خدماتشان است و نباید انتظار رشد زیادی از آنها داشت. اما سازمان هایی که به یکباره رشد نموده اند و بازار را به تصرف در آورده اند (که البته تعداد بسیار کمتری هستند)، هدفی بالاتر از تولید و فروش و کسب درآمد داشته اند. به همین جهت آنها روی &quot;چرا&quot;یی و هدف خود سرمایه گذاری کرده اند و بر خلاف دیگران حرکت نموده اند. یعنی از چرا به چه چیز. تفاوت تفکرات الهام بخش با سایرین دقیقا از همینجا شروع می شود.فرض کنیم سامسونگ مانند بسیاری از شرکت های دیگر از خارج دایره به سمت داخل حرکت می کرد. در این صورت پاسخ های سامسونگ را در یک مصاحبه ساختگی با هم مرور می کنیم.چه چیزی تولید می کنید؟  - خیلی چیزها ولی الان گوشی های موبایل ما بسیار استفاده می شه و معروفه.بسیار عالی، محصولات شما چگونه هستند؟ - استفاده از اونها بسیار راحته، ساخت و کیفیتش هم عالیه و ظاهر قشنگی هم دارنو سوال پایانی. چرا این محصولات را تولید کرده اید؟- (در حالی که شانه هایش را بالا می اندازد) راستش شاید به خاطر اینه که داریم با اپل رقابت می کنیم و نباید عقب بمونیم، و البته فروش بیشتر هم هدف ماست.شاید بگویید تمامی جواب های بالا درست است. بله، من هم می‌گویم درست است اما هدف سامسونگ بسیار جامع تر و بزرگتر از موارد بالا می باشد. اصلا شاید ما سوال هایمان را با ترتیب اشتباه پرسیدیم! شعار اصلی سامسونگ این جمله می باشد: Do bigger things (کارهای بزرگتر انجام بده). این شعار به معنای عدم رضایت همیشگی سامسونگ از شرایط موجود و به چالش کشیدن آن می باشد. این جمله یعنی تمامی هدف و چرایی وجود سامسونگ. حال باید بپرسیم سامسونگ چگونه کارهای بزرگتر انجام می دهد؟ اینجاست که باید پاسخ بدهیم: با تولید محصولاتی که &quot;استفاده از اونها بسیار راحته، کیفیت ساختشون عالیه و ظاهر قشنگی هم دارن&quot;. با تولید چه چیزی؟ پاسخ: چه فرقی دارد که چه چیزی تولید کند؟ در دایره طلایی، هدف وسیله رو توجیه می کنه...دقیقا به همین دلیل است که شما از سامسونگ گوشی می خرید، لپ تاپ و تبلت می خرید، ماشین لباسشویی و تلویزیون هم می خرید. رجوع میکنیم به حرف سایمون سینک نظریه پرداز مفهوم دایره طلایی. شما دقیقا برای دلیل فعالیت سامسونگ پول پرداخت می کنید نه برای محصولاتش و چیزی که تولید می کند!کسب و کارهای بزرگ و موفق بدون توجه به محصول خروجی، برای هدف و باور بزرگتری فعالیت می کنند.درک مفهوم دایره طلایی می تواند کسب و کار ما را دگرگون کند.جمع بندی:بعد از خواندن این مطلب فقط کافیست که کسب و کار، شرکت و یا حوزه فعالیت خود را وارد دایره طلایی کنید و نتایج شگفت انگیز آن را ببینید!!!یکی از بهترین تجربیات من از دایره طلایی (کلیک کنید)</description>
                <category>عرفان اعتماد</category>
                <author>عرفان اعتماد</author>
                <pubDate>Fri, 21 Jun 2019 18:43:27 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>