<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های everything</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@everything</link>
        <description>سکوتی که شنیده نشد..</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 16:12:29</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2703833/avatar/FDlnfH.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>everything</title>
            <link>https://virgool.io/@everything</link>
        </image>

                    <item>
                <title>شروعی بی انتها؟..</title>
                <link>https://virgool.io/@everything/%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9%DB%8C-%D8%A8%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%87%D8%A7-bjzwd0uuqq0x</link>
                <description>راستش را بگویم هرگز نوشتن را شروع نکرده ام. اما به نظرم باید فوق العاده باشد..ساختن دنیایی که خودت ساختی..دنیایی از جنس افکارت..دنیایی بی انتها.. شاید حالا زمان من هم فرا رسیده..تا پوسیده ترین افکارم را بنویسم..بنویسم تا رها شوم..بنویسم تا تمام شود..بنویسم تا از اعماق افکارم بیرون بی آیم و بگذارم افکارم قلم را به دست بگیرد..شاید شنونده ای باشد که بشنود و بیننده ای باشد که ببیند..اگر باشد..از کسی که میخواهد بنویسد تا نجات یابد.. مانند خیلی از انسان ها در این دنیای بیکران..</description>
                <category>everything</category>
                <author>everything</author>
                <pubDate>Sun, 12 Oct 2025 01:15:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>صدای خاموشی</title>
                <link>https://virgool.io/@everything/%D8%B5%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4%DB%8C-tv1y6dwcmvei</link>
                <description>سلام.. بعد از دوسال اومدم..:) تایم زیادیه نه؟..تو این تایم خیلی اتفاق ها افتاد.. خیلی..ولی.. صدایم خاموش شد..قلمم رو ازم گرفتن،صدایم رو خاموش کردن و من ماندم با سکوت محظحتی دیگر نمیدانم چه بگویم..اما میخواهم دوباره شروع کنم.. دوباره بنویسم و قلمم رو زنده کنم..</description>
                <category>everything</category>
                <author>everything</author>
                <pubDate>Sun, 12 Oct 2025 01:05:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رقصی بی پایان..:)</title>
                <link>https://virgool.io/@everything/%D8%B1%D9%82%D8%B5%DB%8C-%D8%A8%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-s2grtbwsxnig</link>
                <description>دستت را میگیرم و به درون رویاهایم میبرم..رویایی بی پایان..دستت را میگیرم و به رقص دعوتت میکنم.بدنت را در آغوش میگیرم و به چشمانت می نگرمدر تمام شب با یکدیگر میرقصیمعشقت را به من ابراز میکنی و من عشقم را به توکل شب را پایکوبی میکنیمدرکنار یکدیگر میخندیم..میرقصیم..گریه میکنیم..و از تمام روزمان میگوییمدر جایی که هرگز خسته نمیشویم...در رویاهایم..بیا کل شب رو خوشحالی کنیمو فارق از کل دنیا شویمبیا عاشق شویم و درکنار یکدیگر بمانیم.و تمام شب را خوشحالی کنیم..بیا رویایی بی کران بسازیم..که قرار است روز دیگری بیاید..در رویاهایم به چیزهایی دست پیدا میکنم که در دنیای واقعی نمیتوانم به آنها دست پیدا کنم:)دوستت دارم..و باز هم در رویاهایم..</description>
                <category>everything</category>
                <author>everything</author>
                <pubDate>Thu, 07 Sep 2023 02:17:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در سرم پر از شلوغی است..</title>
                <link>https://virgool.io/@everything/%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%B1%D9%85-%D9%BE%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D9%84%D9%88%D8%BA%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-bei89ogyo29a</link>
                <description>در سرم پر از صدا استصدای انسان های پوچی که ازارم میدهند..در سرم پر از شلوغی استاز انسانهایی که می آیند و میروند..در سرم پر از انسان هایی است که رفته اند و از آنها تنها خاطراتشان مانده استدر سرم فردی گمشده دارم...زمان زیادی است که از او گم گشده ام و در انتظار او مانده ام.در انتظار اغوش گرمشدر انتظار طنین صدایشدر انتظار چشمان زیبایشدر این شلوغی با قلبی شکسته و اسیب دیده به دنبال او میگردم..در سرم پر از صدا استصدایی که انتها ندارد..در سرم پر از شلوغی استاز ادم هایی که هر روز برای فردایی بهتر میجنگند..آیا در این شلوغی و این صداهای ازار دهنده او را خواهم یافت؟شاید روزی او را بیابم..شاید..</description>
                <category>everything</category>
                <author>everything</author>
                <pubDate>Thu, 07 Sep 2023 01:00:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درد و دلم..</title>
                <link>https://virgool.io/@everything/%D8%AF%D8%B1%D8%AF-%D9%88-%D8%AF%D9%84%D9%85-io9iqeuex0m2</link>
                <description>این پست تنها حرف دل منه که دیگر نتونستم در درون خودم نگه دارم..راستش را بگم..خیلی تنهام..اما خب میدونید.. تقصیر خودمم هست.. با کسی حرف نمیزنم و دوستای کمی دارم که دراصل بیشتر شبیه به اشنان تا دوست..تو همین یه ماه دوستام دوبار برنامه گذاشتن بدون اینکه بهم بگن.. و خب منم دیگه باهاشون حرف نزدمراستیتش آرزو میکنم کسی این پست رو نخونه..اما واقعا حالم خوب نی و واقعا تنهایی هم داره بدترش میکنه..نمیدونم چی بگم..نمیدونم.. فقط میتونم بگم خوب نیستم:))))امیدوارم درست شه امیدوارم بگذره و امیدوارم بهتر شه..فقط باید ادامه بدم مگه نه؟:)کار دیگه ای جواب نمیده فقط باید ادامه بدم:)))از پسش برمیام مگه نه؟..از پسش برمیام:)))فقط میتونم خودمو اروم کنم چون راستشو بگم..دوباره دلم نمیخواد به سمت خودکشی برم..چون واقعا هم جواب نمیده همون دو باریم که انجام دادم برا هفت جد و ابادم بسمه...فقط امیدوارم درست شه و بهتر شم:)))من میتونمممممم:)))))</description>
                <category>everything</category>
                <author>everything</author>
                <pubDate>Fri, 14 Jul 2023 03:35:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دنیایی بدون قضاوت:)..</title>
                <link>https://virgool.io/@everything/%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D9%82%D8%B6%D8%A7%D9%88%D8%AA-e1f7hb6pmxme</link>
                <description>ایا روزی می رسد که تبعیض از بین رفته باشد؟دنیایی که عدالت در آن وجود داشته باشد..دنیایی که دیگر قضاوت و تبعیض در آن وجود نداشته باشددر دنیایی در کنار یکدیگر قدم بزنیم که دیگر هیچ تبعیضی وجود ندارد و به یکدیگر لبخند بزنیم:)به یکدیگر احترام بگذاریم و محبت کنیم..بدون آنکه اهمیت دهیم که او سفید پوست است یا سیاه پوست..با حجاب است یا بی حجاب..یا اصلا گرایشش چیست؟علاقه مندی هایش چیست؟یاد بگیریم که هرکس یک حق انتخاب و یک حق زندگی دارد و هر کسی لایق احترام گذاشتن استبه یکدیگر احترام بگذاریم و عشق بورزیم و در دنیایی زندگی کنیم که در آن عدالت وجود دارد:)تصورش هم زیباست:)</description>
                <category>everything</category>
                <author>everything</author>
                <pubDate>Thu, 13 Jul 2023 21:51:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ادامه بده:)</title>
                <link>https://virgool.io/@everything/%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%AF%D9%87-xakdvpgzhqnu</link>
                <description>گاهی از خودم میپرسم فایده ی زندگی چیست؟ درآخر همه انسان ها از حسرت ها..پشیمانی ها..درد ها وخوشی ها پر میشوند.. پس فایده این همه سختی دادن چیست؟ اما میدانی..نمیتوان توقف کرد.. نمیتوان فرار کرد... تنها کاری که میتوانی انجام دهی ادامه دادن است..پس ادامه بده تا اگر فردا روزی داستانت را کسی شنید.. به توافتخار کند و لبخند بزند و بگوید چه داستان زیبایی.. با غم آغشته شده اما چقدر زیبا نوشته شد..پس داستانت را بنویس و ادامه بده</description>
                <category>everything</category>
                <author>everything</author>
                <pubDate>Thu, 13 Jul 2023 20:23:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فراری دروغین..</title>
                <link>https://virgool.io/@everything/%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA%DB%8C%D9%86-kz23pzdxt0uw</link>
                <description>میخواهم فرار کنم..از تمام چیز هایی که ازارم میدهند.. از درد..از همه چیدیگر نمیخواهم آن قسمتی باشم که همیشه دور ریخته میشود و یا انتخاب نمیشودگاهی به این فکر میکنم که بعضی از انسان ها برای قربانی شدن وجود دارند..تا دیگران را خوشحال کنند..دیگران برنده شوند..به دیگران امید دهند..اما همیشه خودشان در اعماق سرد و تاریک اقیانوس بمانند و غرق شوند...میخواهم فرار کنم..تا دیگر قربانی نباشم.تا دیگر انتخاب شوم..تا دور باشم از تمام اتفاق ها و چیزهایی که حالمو بد میکنند..تا شاید همه چیز بهتر شود..اما همه ما میدانیم که این دروغی بیش نیست و نمیتوانیم فرار کنیم..</description>
                <category>everything</category>
                <author>everything</author>
                <pubDate>Thu, 13 Jul 2023 20:16:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به کجا میرویم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@everything/%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D9%88%DB%8C%D9%85-ioy84hq1iz2x</link>
                <description>چندوقت پیش که سوار بر ماشین بودم شروع کردم به دیدن مردم.از کجا می آیند؟ به کجا میروند؟ همه جایی برای رفتن داشتند و یک هدف برای رفتن.اما چیزی که من میدیدم فقط هدفی برای زنده ماندن بود.. هیچکس زندگی نمیکرد. همه با غمی که درونشان داشتند راه میرفتند..حرف میزدند و به ظاهر میخندیدند..خیلی وقت است که معنای زندگی کردن را فراموش کرده ایمفقط تلاش میکنیم که زنده بمانیم..روح های غمگین و خسته ای هستیم که برای زنده ماندن تلاش میکنیم و هر آنچه در روبرویمان است را نابود میکنیم..به کجا میرویم؟ برای چه میرویم؟ هدفی داریم؟فکر کنم انسان بودن هم فراموش کرده ایم..بدون آن که اهمیت بدهیم به یکدیگر اسیب میزنیم و از کنارشان به راحتی میگذریم و آن را به راحتی فراموش میکنیم.. انگار که هرگز هیچ اتفاقی نیوفتاده است..ما انسان هستیم یا زامبی؟ما فقط ادامه میدهیم و میدهیم و میدهیم تا زنده بمانیمگاهی اوقات دلیل نفس کشیدنم را هم فراموش میکنم..این شهر پر شده از خاکستر  ارزوهایی که سوختند اما هرگز به واقعیت تبدیل نشدند..شهری پر از سیاهی و مردمی که برای زنده ماندن تلاش میکنند!</description>
                <category>everything</category>
                <author>everything</author>
                <pubDate>Thu, 13 Jul 2023 17:51:01 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>