<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های فاطمه عباسیان</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@f.abasian1997</link>
        <description>به هرحال همیشه نور در پشت ابرها نفس می‌کشد؛ در انتظار هرای بادی که ابرها را بتاراند/ پژوهشگر</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 21:40:40</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1530144/avatar/tG2tDO.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>فاطمه عباسیان</title>
            <link>https://virgool.io/@f.abasian1997</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نوستالژی در قاب رسانۀ ملی (نقش نوستالژی در تحول صداوسیما)</title>
                <link>https://virgool.io/restalks/%D9%86%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%84%DA%98%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D8%A8-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%80-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D9%86%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%84%DA%98%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%85%D8%A7-x4rj7xlydeqz</link>
                <description>صداوسیما به‌عنوان رسانۀ انحصاری خدمت عمومی در تاریخ چند ده ‌سالۀ خود با مشکلات زیادی در حوزۀ جذب مخاطب دست‎ به گریبان بوده؛ این مسئله تا حدی ناشی از تقویت رقبای رسمی و غیررسمی در عرصۀ رسانه­ ای کشور بوده است. صداوسیما در هریک از این دوره­ ها رویکردهای متفاوت و غالباً ناکارآمدی برای مقابله با رقبای جدید خود انتخاب کرده است.برخوردهای سلبی، افزایش تعداد کانال­ های تلویزیونی، متنوع­ ساختن قالب ­های برنامه ­سازی و تلاش برای رگولاتوری عرصۀ رسانه ­ای کشور از جملۀ این چاره ­جویی­ های متعدد بوده است. هرچند هریک از این رویکردها تأثیرات مثبت و منفی خاص خود را داشته است، اما در سال ­های گذشته دست ‎کم بر اساس آمار مرکز تحقیقات سازمان، شاهد کم­ توجهی و رو­­یگردانی بیش از پیش مخاطبان از رسانۀ ملی نسبت به سال‌های پیش از آن بوده ایم. این اتفاق می­ تواند به دلایل متعددی از جمله عدم توجه این رسانه به ذائقۀ مخاطبان و برنامه ­ریزی نادرست و نادقیق برای برنامه­ سازی باشد. ازاین‌رو بیم آن می ­رود که رسانۀ ملی در جنبه ­­های مختلف مرجعیت خود را تا حد زیادی نزد افکار عمومی از دست بدهد.پرداختن به این معضل و یافتن راهی برای برون­­ رفت از آن دارای اهمیت بسیاری است. این اهمیت از آنجا ناشی می شود که صداوسیما در راستای منافع عمومی جامعه کارکردهایی حیاتی را بر عهده دارد. این کارکردها که عمدتاً ذیل مفهوم خدمت عمومی قرار می­گیرند، وجه تمایز سازمان رسانه ­ایِ صداوسیما با دیگر رسانه ­های موجود است. به بیان دیگر، ساختار، اهداف و انگیزه­های رسانه ­های دیگر به‎ نحوی سازمان می ­یابد که نمی­ توان کارکردهایی نظیر اطلاع ­رسانی، آموزش، نمایندگی اقشار و طبقات مختلف و ایجاد حس هویت ملی را از آن­ها انتظار داشت. شرط اساسی انجام این کارکردها از سوی صداوسیما، در اختیار داشتن توجه و اعتماد حجم گسترده­ ای ازمخاطبان ایرانی است. ازاین‌روست که عدم توجه به بحران جذب مخاطب، کامیابی این رسانه را در نیل به اهداف خود با خطر جدی مواجه می­کند.برای عبور از این بحران، باید به امکانات و ظرفیت ­های صداوسیما توجه کرد. یکی از مهم­ترین ظرفیت‌های صداوسیما حس نوستالژی است. تلویزیون به‌عنوان  رسانه ای که در خاطرۀ جمعی ما یادآور هم­­نشینی­ های کوچک و بزرگ خانوادگی برای تماشای فیلم­ ها و سریال­ ها بوده است، ظرفیت ­هایی دارد که در کمتر رسانۀ نوظهوری یافت می­ شود. استفاده از این ظرفیت و سرمایه، یعنی حس نوستالژی، می ­تواند وجهۀ صداوسیما را به ‎عنوان رسانه­ ای اصیل و تأثیرگذار مجدداً نزد مخاطبان احیاء کند.در برنامه­ های قدیمی تلویزیونی آثار ماندگاری هستند که خاطرات مشترک بسیاری را برای متولدین دهۀ 40 و 50 زنده می­کنند؛ امتداد اثرگذاری این آثار را در دهه ­­های 60 و 70 نیز می­ بینیم. این آثار در ذهن و قلب مخاطب جای گرفته­ اند و در شکل‌دادن نسبت او با دیگر افراد ملت، نقش قابل ملاحظه ­ای دارند. افراد از طریق تماشای این برنامه ­ها در تجربۀ مشترکی با گسترۀ یک ملت سهیم می ­شدند. تجربۀ مشترکی که علاوه بر زمان پخش این برنامه در گفت ‎وگوهای روزها یا حتی سال ­های بعد نیز امتداد می­ یافت.از جملۀ این سریال­ ها و برنامه­ ها می­ توان به سریال «پدرسالار»، «خاک سرخ»، «پس از باران»، «قصه‌های تابه‌تا»، «در پناه تو»، «روزگار جوانی» و غیره اشاره کرد. اکثر این برنامه ­ها در سال‌های اخیر از شبکه‌های مختلف بازپخش شدند و باز هم بینندگان بسیاری داشتند. همین استقبال مخاطبان از برنامه ­هایی که سال‎ ها از ساختشان می­ گذرد، و حداقل به حیث تکنیکی کیفیت کمتری نسبت به فیلم ­ها و سریال­ ها و برنامه­های جدید دارند، شاهد دیگری بر اهمیت و ظرفیت فوق ­العادۀ نوستالژی در جذب مخاطبان است. مخاطبانی که به لطف گسترش پلتفرم­ های اینترنتی -و البته عدم وجود قانون کپی­رایت- به حجم بی‌سابقه‌ای از فیلم ­ها و سریال­ه ای روز دنیا نیز به فاصلۀ یک کلیک دسترسی دارند.استفاده از ظرفیت این آثار نوستالژیک تأثیر مستقیمی بر ارزش برند رسانه ­ای صداوسیما و به‎ تبع افزایش توجه، اعتماد و همراهی مخاطب خواهد داشت؛ چراکه از طرفی ارزش ویژۀ برند به‌شدت بر رفتار مصرف­ کنندگان یا مخاطبان تأثیر می­ گذارد و از طرف دیگر یکی از پایه ­های ارتباطی میان مصرف ­کننده و برند، نوستالژی است. به بیان دیگر مخاطبانی که در رابطه­ ای عاطفی با یک رسانه قرار می­ گیرند، اعتماد بیشتری نسبت به برنامه ­ها و مواضع دیگر آن نیز خواهند داشت.برندهای نوستالوژیک، برندهایی هستند که به‎ طور مستقیم یا غیرمستقیم با گذشتۀ مصرف­ کننده مرتبط هستند و در ایجاد و بیان هویت مخاطبان نقش مهمی را ایفا می­کند. رابطۀ برند با هویت مصرف­ کننده در برندهای نوستالوژیک فاصلۀ معناداری با برندهای غیر نوستالوژیک دارد؛ چراکه با تاریخ و خاطراتی در گذشتۀ مخاطب، در ارتباط است. به بیان دیگر برخی از محصولات و برندها رویدادها و احساساتی را از گذشتۀ افراد برمی ­انگیزند و از این طریق به سبب تداوم یا اهمیتی که در زندگی آن ­ها داشته اند، پیوند عاطفی قدرتمندی با او ایجاد می­ کنند؛ حال آن‎که برندهای دیگر فقط برای مدت معینی زندگی مصرف­ کنندگان را همراهی کرده ‎اند و به سرعت از یادها می ­روند.به ‎علاوه نوستالژی نقشی بی­ بدیل در تسهیل تداوم میان گذشته و حال دارد؛ توضیح آن ‎که برندهای نوستالژیک هم می­ توانند مبتنی بر نوستالژی واقعی (اشاره به خاطرات مستقیم و شخصی مصرف‎کننده) باشند و هم مبتنی بر نوستالژی فرانسلی (اشاره به تجربیات فردی یا خاطرات افراد دیگر، به ‎عنوان مثال والدین، پدربزرگ‌ها و مادربزرگ ها، همچنین تجربیات یا خاطرات جمع و به‎ اصطلاح نوستالژی تاریخی). به بیان دیگر این برندها پیوندهای اجتماعی-فرهنگی اعضای یک ملت را چه در میان افراد یک نسل و چه افراد نسل­ های مختلف تقویت می­ کنند. کارکردی که با ماهیت صداوسیما به ‎عنوان رسانۀ خدمت عمومی بستگی عمیقی دارد. از این ‎رو نوستالژی علاوه بر آن‎که با جذب مخاطب به ‎نحو غیرمستقیم شرایط تحقق کارکردهای خدمت عمومی را برای صداوسیما فراهم می­ کند، مستقیماً نیز با یکی از مهم­ترینِ این کارکردها مرتبط است.در این راستا رسانۀ ملی می ­تواند به اشکال مختلف از این حس مشترک نوستالژیک (که به انواع آن در بالا اشاره شد) بهره ببرد:اشکال نوستالژی در قاب رسانۀ ملی· شخصیت­ ها: گاه شخصیت یا شخصیت­ هایی از­ یک برنامۀ تلویزیونی  به جهت نمایندگی برخی عواطف مخاطبان ایرانی یا نقش سمبلیکیی که دارند، سال­ ها بعد می ­توانند حسی نوستالژی را در مخاطبان برانگیزند؛ برای مثال می توان به شخصیت­ هایی نظیر «سمندون»، «کلاه قرمزی»، «مجید دلبندم»، «زی­زی­گولو»، «آقای دست‌ودل‌باز»، «آقای ملون» و «کپل» اشاره داشت.· برنامه­ ها: همچنین گاه مجموع عناصر یک برنامه به‎ طور کلی در مخاطب چنین حسی را برمی‌انگیزد؛ «جشنوارۀ سینمایی شبکۀ 2»، «مسابقۀ سیمرغ»، «هوشیار و بیدار» و «خونۀ مادربزرگه» از جملۀ این برنامه­ هاست.· برندها:­ همچنین فرمت یک برنامه نیز می ‎تواند به‎ طور مستقل حسی نوستالژی را به مخاطب منتقل کند؛ برای مثال صندلی داغ، دیدنی‌ها و...· شهرها یا موقعیت­ های خلق‎ شده: همچنین شهر یا موقعیت­ های خلق­ شده در یک برنامه چنان بستر پویایی برای ارائۀ محتوا ایجاد کرده ­اند که تا سال­ ها در یاد و خاطر مخاطب می­ ماند؛ برای مثال می­ توان به «برره» و« شهر موش ­ها» اشاره کرد.در صنعت سینما و بازی­ سازی امروز جهان نیز بازتولید، بازسازی و بازپخش محتوایی که حس نوستالوژی مخاطب را برمی­ انگیرد، موردتوجه قرار گرفته اند. تا آنجا که با وجود انگیزه­ های صرفاً مالی و کیفیت بعضاً پایین ­تر آثار بازساز‎ی شده، همچنان مخاطبان بسیاری از این آثار استقبال می­ کنند. این مسئله به بازسازی یا بازپخش یک اثر قدیمی محدود نمی­ شود و موارد بسیاری از اسپین ­آف­ ها[1]، مثل فرنچایز[2] هابیت که سال­ها پیش از داستان سه گانۀ «ارباب حلقه ­ها» را روایت می­کند، ساختن ادامه برای فرنچایزهای محبوب، مثل «ماتریکس 4»، و حتی تولید برنامه های تجدید دیدار[3] در دستور کار شبکه ­ها و کمپانی ­های مختلف قرار گرفته است که با انتظار و استقبال پر اشتیاق مخاطبان روبه رو می­ شود. در جدیدترین نمونۀ آن می­ توان به برنامۀ تجدید دیدار سریال «فرندز» اشاره کرد که مخاطبان بسیاری را در همان ساعات اولیۀ انتشار به خود جذب کرد. برنامه­ ای تلویزیونی، که به‌جز هزینۀ دعوت از بازیگران، هزینۀ چندانی بر دوش سازنده نمی ‎گذارد و همچنین به زمان زیادی جهت آماده ­سازی نیاز ندارد.­با همۀ این توضیحات روشن نیست که چرا صداوسیما به ‎عنوان رسانه­ ی که دهه ­ها تنها رسانۀ رادیوتلویزیونی جامعۀ ایرانی بوده است و خاطرات مشترک فراوانی همچنان در ذهن مخاطبان برجای گذاشته است، از این سرمایۀ عظیم، به‎ جز بازپخش آشفته در شبکه­ های فرعی نظیر آی ­فیلم، استفاده­ ای نمی ­کند. البته می ­توان این بی ­توجهی را با کم ­توجهی سال­ های اخیر صداوسیما به تولید سریال­ های اصیل، و در عوض حرکت به سمت تولید برنامه ­های پرشمار و زودبازده هم منشأ دانست. با این وجود استفادۀ هوشمندانه از این ظرفیت می­ تواند به جبران بخشی از اعتماد و توجه ازدست رفتۀ مخاطبان منجر شود.[1] Spin off: این واژه معادل فارسی مناسبی ندارد، اما گاهی به محصول یا اثر جانبی ترجمه می­ شود. در اصطلاح سینما برای اثری به کار می ­رود که با وجود داستان مستقل ارتباطاتی با اثری پیش از خود دارد، یا داستانی فرعی از آن را امتداد می­ دهد.[2] franchise‎: در اصطلاح سینمایی به مجموعه ­ای از آثار اطلاق می­ شود که حول یک داستان یا کاراکتر تولید می ­شود.[3] reunionدر شماره‌ی سوم نشریه‌ی تخصصی رستاک به این موضوع پرداخته شده است که می‌توانید آن را از اینجا دریافت کنید.برای دسترسی به مطالب بیشتر به کانال تلگرام رستاک سر بزنید.صفحه‌ی رستاک در ویرگول هم به تازگی راه افتاده و مطالب رستاک و دیگر مطالب مرتبط با مطالعات حکمرانی رسانه در ایران در آن به اشتراک گذاشته می‌شود.</description>
                <category>فاطمه عباسیان</category>
                <author>فاطمه عباسیان</author>
                <pubDate>Mon, 25 Jul 2022 11:50:52 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ضرورت دیده­ بانی تحول در سازمان­ های فرهنگی‌رسانه ­ای</title>
                <link>https://virgool.io/restalks/%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87%C2%AD-%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%C2%AD-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%C2%AD%D8%A7%DB%8C-qfxpmcas9fie</link>
                <description>موج جدیدی از ادبیات تحول­ خواهانه، سخنان و اسناد بازیگران فرهنگی ­رسانه ­ایِ کشور را درنوردیده است. از صداوسیما گرفته تا سازمان سینمایی، شورای عالی انقلاب فرهنگی و شورای عالی فضای مجازی، همه خود را در این موج تحول­ خواهی به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم سهیم کرده ­اند. این نخستین بار نیست که در سخنان و اسناد این سازمان ­ها به ضرورت تحول یا اشکال و راهکارهای آن اشاره می ­شود؛ گویا چنین ادبیاتی به رویکردی معمول و تکراری در مواجهه با ناکارآمدی ­ها و شکست­ های دوره ­ای در فائق‌آمدن بر مشکلات نظام رسانه­ ای بدل شده است.به نظر می ­رسد در هر دوره­ ای از تغییرات مسئولان و صاحب­ منصبان این حوزه، تحول­ خواهی راهکاری­ برای ایجاد فاصله با میراث ناکارآمدی گذشته و نجات از وضعیت نابسامان آن دوره است؛ راهکاری که مدیران را قادر می ­سازد دوران خود را به‌مثابۀ طلیعۀ عصری جدید قلمداد کنند. چنانچه در این مدعای تحول­ خواهانه درک دقیقی از چرایی و چگونگی وضعیت آشفتۀ گذشته وجود داشته باشد، و نیز تلاش صحیحی برای رهایی از آن وضعیت صورت گیرد و فقط ایده ­ای برای رهایی از فشار افکار عمومی نباشد، می ­توان این مدعا را فالی نیک در نظر گرفت. با این حال، با گذشت زمان روشن می­ شود که آیا راهکارهای ارائه‌شده توان احیای قدرت و کارآمدی این سازمان­ها را دارند یا خیر؟از همین رو، برای فعالان این حوزه ضروری است که با پیگیری و مطالبۀ وعده­ های داده‌شده، از همان ابتدا راه را برای تکرار تجارب ناموفق قبلی ببندند. چه این پیگیری ­ها منجر به اجرایی‌شدن اصلاحات بیان‌شده شود و چه مدیران را آگاه به اجرایی‌نبودن آن‌ها نماید، در هر حال قدم قابل‌ملاحظه ­ای در راه عبور از رکود مستمر اصلاحات با ادبیات تحول­ خواهی برداشته خواهد شد. به‌بیان دیگر، حتی در حالتی که اصلاحات وعده‌داده‌شده انجام شود و به نتیجۀ مطلوب نرسد، یا در مسیر اجرا عملی ­نبودن طرح ­ها یا ناتوانی مدیران در اجرای آن­ها محرز شود، حداقل فایدۀ این پایش مداوم آن است که ارائۀ طرح­ های کارشناسی­ نشده و یک ­شبۀ جدید، هزینۀ مدیریتی و سیاستی بیشتری برای مدیران بعدی این سازمان­ ها خواهد داشت.با توجه به نقش مهم پژوهشگران این حوزه، ما نیز در رستاک بر اساس طراحی­ های سیاستی در چهار مرحله به ارائۀ پیشنهادهای تحولی در ابتدای کار، نقد ایده­ های تحولی موجود، دیده­ بانی تحولات در حال وقوع بر اساس سرفصل­های تحولی تیم ­ها یا گروه ­های مختلفی که مسئول این دستگاه ­ها هستند و ارزیابی تأثیر اجرای سیاست­ ها خواهیم پرداخت. اکنون که بحث تحول در صداوسیما مطرح است، با توجه به سبقۀ پژوهشی‌ای که ما در حوزۀ رسانۀ خدمت عمومی داریم، از پایش تحول در این سازمان آغاز کردیم. این پایش تحولی حاصل پژوهشی است که خروجی‌های ترویجی آن در پروندۀ ویژۀ این شماره از نشریۀ رستاک آمده است. این شماره همچنین به نقد سیاست‌های حضور سازمان در فضای مجازی و... نیز خواهد پرداخت؛ امید است که موردتوجه مخاطبان و سیاست‌پژوهان حوزۀ رسانه قرار گیرد. این مطلب در سرمقالۀ شمارۀ سوم رستاک منتشر شده است که برای دانلود آن می توانید به اینجا مراجعه کنید. صفحۀ رستاک  نیز در ویرگول به تازگی راه افتاده و مطالب رستاک و دیگر مطالب مرتبط با مطالعات حکمرانی رسانه در ایران در آن به اشتراک گذاشته می‌شود. هم چنین علاقه مندان می توانند برای دسترسی به اخبار بیشتر به کانال تلگرامی رستاک سر بزنند.تمامی علاقه‌مندان به نوشتن و دغدغه‌مندان این حوزه می‌توانند از طریق ارتباط با نشریه و سردبیری آن، به نگارش متون سیاستی در رستاک بپردازند و ما نیز مشتاق این همکاری هستیم و خواهیم بود. همچنین پیشنهادها و انتقادات مخاطبان رستاک نیز بر غنای محتوایی آن در شماره‌های بعدی خواهد افزود. پیشاپیش از نظرات شما استقبال می‌کنیم و بابت آن کمال تشکر را داریم.</description>
                <category>فاطمه عباسیان</category>
                <author>فاطمه عباسیان</author>
                <pubDate>Sun, 24 Jul 2022 23:08:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان یک وصل</title>
                <link>https://virgool.io/restalks/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D9%88%D8%B5%D9%84-oyjn71i9wlsj</link>
                <description>هنگامی که از حکمرانی رسانه صحبت می‌کنیم، در نگاه کلان، کل نظام حکمرانی مقصود است؛ اما در نگاه جزئی، می‌تواند صنایع و رسانه‌های مختلف را شامل شود؛ همچون حکمرانی مطبوعات، حکمرانی سینما و... . هنر هفتم یا همان سینما، که از آن به‌عنوان «هنررسانه» یاد می‌شود و تمایز آن با سایر رسانه‌ها در همین واژۀ مرکب به‌خوبی مشخص است، تاریخ عجیبی را پشت‌سر گذاشته؛ تاریخی که در جایگاه آن در نظام حکمرانی رسانه و مواجهه با آن بی‌شک تأثیرگذار است.برخلاف دورۀ قاجار که با وجود ایالت‌های مختلف با دولتی نسبتاً نامتمرکز روبه ­رو بودیم، حکومت پهلوی اول در راستای ایجاد قدرت سیاسی خواستار دولت مرکزی قدرتمندی بود تا تمام کشور را زیر پرچم خود متحد کند. در این دوره، حوزۀ حکمرانی به قدرت نظامی یعنی ارتش و دیوان­سالاری منحصر می­ شد و نگاه ویژه‌ای به بعد فرهنگی از منظر حکمرانی وجود نداشت.حکومت پهلوی دوم در راستای ایجاد قدرت متمرکز به بسط آگاهانۀ قدرت سیاسی در حوزۀ فرهنگی پرداخت. گویی برای داشتن قدرت مرکزی دیگر تنها نمی­ شد به ابزارهای گذشته توسل جست. حاصل این نخستین مواجهه با بعد فرهنگی، مواردی چون فیلم-فارسی در سینماست که در راستای مخالفت با نهادهای سنتی فرهنگی شکل گرفت. به‌عبارت دیگر، نخستین پیوندهای سینما و حکمرانی را در فیلم­-فارسی می­توان پی گرفت. فیلم­-فارسی یکی از ابزارهایی بود که حکومت پهلوی دوم نه به‌صورت آشکار، بلکه پنهانی از آن برای نیل به اهداف خود بهره می ­جست. فیلم ­فارسی در واقع تقلیدی از فیلم ­هایی بود که تصور می­ شد زندگی غربی را نشان می ­دهند و ویژگی‌های خاصی داشتند.جمهوری اسلامی پس از انقلاب در مواجهه با فیلم‌فارسی در نخستین گام سینما را حذف کرد؛ زیرا سینمای مسلط در آن دوره با ارزش­های انقلاب اسلامی در تضاد آشکاری بود و در قدم­های بعدی، به‌طور صریح از سینمایی حمایت می­کرد که حامی ارزش‌های انقلاب اسلامی باشد. بنابراین نقش حکومت در جریان فیلم‌سازی بسیار آشکار بود. به‌مرور و با گذشت دهه­ ها، این نقش آشکار با شکل‌گرفتن سینمای خصوصی پنهان­ تر شد اما هرگز پایان نپذیرفت.اکنون در نظام حکمرانی سینما با چندهزار بازیگر عمومی و خصوصی روبه ­رو هستیم که هرکدام به‌نوعی به یک کارکرد می ­پردازند و تشتت و هرج‌ومرج بسیاری را در سینما رقم زده ­اند؛ ازاین‌رو، پرداختن به مسئلۀ سینما از منظر حکمرانی بسیار مهم است. با توجه به آنچه گفته شد، در پروندۀ ویژۀ این شماره از رستاک قصد داریم به نظام سینمای ایران، بازیگران آن، چالش­ های این نظام و... از منظر حکمرانی بپردازیم.همچنین پروندۀ ویژۀ شمارۀ قبل یعنی رسانۀ خدمت عمومی و صداوسیما کماکان در دوره ­های مختلف نشریه موردبررسی خواهد بود. در این شماره نیز بر اساس سرفصل ­های تحولی که در شمارۀ قبل در باب رسانۀ خدمت عمومی و صداوسیما داشته ­ایم، یادداشتی تفصیلی در خصوص عملکرد شش ­ماهۀ سازمان صداوسیما در زمان ریاست پیمان جبلی خواهیم داشت. همچنین یادداشت‌هایی دیگر در باب مسائل و موضوعات بنیادین و پیشامدهای روز در این شماره گنجانده شده است.لازم‌به‌ذکر است نشریۀ رستاک پل و پلتفرمی است برای نشر مطالب سیاست ­پژوهان حوزۀ رسانه و ارتباطات و لزوماً تمام مطالب منتشرشده موردتأیید مسئولان نشریه نیست. امید است که این شماره از نشریه موردتوجه شما مخاطبان عزیز قرار بگیرد.تمامی علاقه‌مندان به نوشتن و دغدغه‌مندان این حوزه می‌توانند از طریق ارتباط با نشریه و سردبیری آن، به نگارش متون سیاستی در رستاک بپردازند و ما نیز مشتاق این همکاری هستیم و خواهیم بود. همچنین پیشنهادها و انتقادات مخاطبان رستاک نیز بر غنای محتوایی آن در شماره‌های بعدی خواهد افزود و پیشاپیش از نظرات شما استقبال می‌کنیم و بابت آن کمال تشکر را داریم.همچنین برای دانلود شمارۀ دوم نشریه به اینجا مراجعه کنید. صفحۀ رستاک در ویرگول هم به تازگی راه افتاده و مطالب رستاک و دیگر مطالب مرتبط با مطالعات حکمرانی رسانه در ایران در آن به اشتراک گذاشته می‌شود.</description>
                <category>فاطمه عباسیان</category>
                <author>فاطمه عباسیان</author>
                <pubDate>Wed, 27 Apr 2022 00:42:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رسانۀ خدمت عمومی، مفهومی سهل و ممتنع</title>
                <link>https://virgool.io/restalks/%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%80-%D8%AE%D8%AF%D9%85%D8%AA-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C-%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85%DB%8C-%D8%B3%D9%87%D9%84-%D9%88-%D9%85%D9%85%D8%AA%D9%86%D8%B9-b3xtjykssyho</link>
                <description>هنگامی که از کارکرد «ارائۀ خدمات» در هر نظامی از جمله نظام حکمرانی رسانه صحبت می‌کنیم، با بازیگران مختلفی روبه‌رو می‌شویم که هرکدام از چند جهت با یکدیگر متفاوت‌اند:1. مالکیت: بازیگران ارائه‌دهندة خدمات می‌توانند مالکیت حاکمیتی (مستقل از قوای سه‌گانه)، دولتی (قوای سه‌گانه)، عمومی (سازمان‌های مردم‌نهاد، وابسته به اصناف و موجودیت‌های این‌چنینی) و خصوصی (کسب‌وکارهای بخش خصوصی) داشته باشند. البته در این میان نباید بازیگران بین‌المللی را نادیده گرفت که البته بین‌المللی‌بودن مالکیت را به‌طور دقیق نشان نمی‌دهد و بیشتر مرزی میان ملی‌بودن و نبودن است.2. تأمین مالی و مدل‌های درآمدی: این بازیگران می‌توانند از بودجۀ عمومی، درآمدهای دیگر دولت در قالب بودجه، دریافت حق اشتراک، فروش محتوا و چند مدل درآمدی دیگر که در این حوزه رایج است یا ترکیبی از آن‌هاست، ارتزاق داشته باشند.3. نوع خود خدمات ارائه‌شده: فارغ از مالکیت و نوع تأمین مالی، این بازیگران به ارائۀ نوع خاصی از خدمات یا به‌تعبیر دقیق‌تر، حوزه‌های موضوعی و محتوایی مشخصی در ساحت رسانه می‌پردازند.در نگاه سنتی، این بازیگران را بیشتر در حوزۀ مالکیت از یکدیگر متفاوت می‌دانستند؛ اما در عصر حاضر که محتوا حرف آخر را می‌زند، نوع خدمت و محتوای ارائه‌شده اولویت دارد.یکی از بازیگران بسیار مهم نظام حکمرانی رسانه در زمینۀ کارکرد ارائۀ خدمات، بازیگری است که «خدمت عمومی» ارائه می‌دهد. رسانۀ خدمت عمومی هرچند بیشتر اوقات مساوی با رادیو و تلویزیون خدمت عمومی تلقی می‌شود، در کل نظام حکمرانی رسانه و دیگر رسانه‌ها همچون مطبوعات، کمابیش نسبت به رادیو و تلویزیون، حضور دارد. با این حال، اینکه رسانۀ خدمت عمومی چیست و چه اهمیتی در نظام حکمرانی رسانه دارد، نیازمند تشخیص جایگاه و تعریف دقیق‌تر آن و تشریح ضرورت حضور آن در نظام حکمرانی رسانۀ حاضر در ایران و کل جهان است.جایگاه رسانۀ خدمت عمومی در نظام حکمرانی رسانهنشان‌دادن جایگاه رسانه‌های خدمت عمومی در نظام حکمرانی رسانه می‌تواند به تعریف آن کمک کند. خدمات رسانه ­ای ممکن است از جانب بازیگران مختلفی به مخاطب ارائه شود. حاکمیت، قوای سه‌گانه، بخش عمومی (غیردولتی) و بخش خصوصی هریک می­ توانند رسانه ­هایی را در اختیار داشته باشند و در این حوزه نقش ایفا کنند. انگیزۀ ورود هریک از این بازیگران در حوزۀ خدمات رسانه ­ای با بازیگران دیگر متفاوت است؛ انگیزه‌هایی چون کسب درآمد بیشتر، ارائۀ محتوای بی‌طرفانه و ارائۀ محتوا با انگیزه‌های فرهنگی و ملی. متناسب با نوع این انگیزه ­ها، محتوای این خدمات نیز متغیر است.رسانه‌های خدمت عمومی، همان گونه که در مدل ذهنی ذیل مشخص است، رسانه‌ها یا خدماتی رسانه‌ای‌ هستند که در نگاه سنتی تحت مالکیت دولت و قوای سه‌گانه، بخش خصوصی یا بخش عمومی با نگاه بسیار حداقلی قرار دارند. در زبان فارسی، آنچه تحت‌عنوان «حاکمیت» شناخته می‌شود، می‌تواند واژۀ بهتری برای توصیف مالکیت رسانه‌های خدمت عمومی باشد؛ بخشی که وابستگی‌ای به دولت و جناح‌ها یا احزاب روی کار نداشته و سعی در بی‌طرفی دارد و وابسته به بخش خصوصی هم نیست که هدفش به‌طور عمومی کسب درآمد بیشتر باشد.شکل 1- جایگاه خدمت عمومی میان ارائه‌دهندگان خدمات در نظام حکمرانی رسانهرسانة خدمت عمومی آمده است تا آن چیزی را ارائه دهد که بخش خصوصی به‌خاطر سودآورنبودن و قوای سه‌گانه به‌دلیل بی‌طرفی سراغ آن نمی‌روند. از آنجایی که رسانة خدمت عمومی سودآور نیست (به‌معنای اصالتاً تجاری‌نبودن)، در دسترس همگان قرار می‌گیرد و بدین ترتیب معنای «خدمت عمومی» می‌یابد. همچنین چون محتوایی در سطح ملی و متناسب با ارزش‌های عمومی و فرهنگ‌های مختلف کشور ارائه می‌دهد، مخاطب همگانی دارد و این‌گونه بر عمومی‌بودن خود می‌افزاید. در عین حال، این نوع از خدمات رسانه‌ای ویژگی‌های متعددی در سطوح مختلف سازمان، محتوا و مخاطب دارند که در یادداشت‌های بعدی به آن‌ها پرداخته خواهد شد.تعریفی مختصر از رسانۀ خدمت عمومیهمان گونه که گفته شد،رسانۀ خدمت عمومی به رسانه‌های فراگیری با مالکیت عمومی یا در بعضی موارد خصوصی گفته می­شود که در راستای منفعت عمومی ایجاد شده‌اند. رسانۀ خدمت عمومی از دو بخشِ رسانه و خدمت عمومی تشکیل شده است. اصطلاح خدمت عمومی وام‌دار علم اقتصاد است و به خدماتی اشاره دارد که دارای دو ویژگی مهم‌اند؛ نخست اینکه دسترسی همگانی به آن خدمات فراهم باشد و دوم اینکه مصرف یک فرد باعث محرومیت فرد دیگری در استفاده از آن خدمات نشود. خدمت عمومی در حوزه ­ها و نهادهای مختلفی مانند امنیت، بهداشت و آموزش وجود دارد و البته یکی از این نهادهای بسیار مهم، نهاد رسانه است. این نوع از رسانه ابتدا در دهۀ 1920 در اروپای غربی ظهور کرد. در ایران نیز گفته می‌شود که سازمان صداوسیما، به‌عنوان یک سازمان رسانه‌ای و نه حاکمیتیِ صرف، رسانۀ خدمت عمومی است؛ این دقیقاً ادعایی است که بررسی خواهد شد.ضرورت وجود رسانۀ خدمت عمومیرسانه‌های فراگیر خدمت عمومی در راستای منافع عمومی کشور کارکردهایی دارند و به اهدافی می‌پردازند که وجه تمایز آن­ها با دیگر رسانه‌هاست. به نظر می‌رسد همۀ این اهداف را می‌توان در ذیل هدف کلی «بازتاب یک کشور برای خودش» قرار داد. این کارکردها عبارت‌اند از: اطلاع‌رسانی، آموزشو سرگرمی. این نوع از خدمات تلاش دارند تا با ایفای این کارکردها و ارائۀ اخبار موثق، اطمینان‌بخشی، جلوگیری از اشاعة اطلاعات نادرست، پوشش مسائل و مشکلات سراسر کشور و...، در شکل­دهی به جامعه، رشد اقتصادی و تولید محتوای اصیل و ملی مؤثر باشند و ذائقة تمامی افراد را پوشش دهند.رسانۀ خدمت عمومی این کارکردها را با توجه به کیفیتی ایفا می‌کند که باعث تمایز آن از پخش تجاری می‌شود. از آنجا که بخش خصوصی به‌دنبال منافع سودآور خود است و خدمات عمومی باید عاری از فشار حزبی یا دولتی باشد، آن­ها به‌سبب پولی‌بودن نمی­توانند بسیاری از اهداف یک رسانۀ خدمت عمومی همچون دسترسی همگانی را فراهم کنند. همچنین پرداختن به ژانرهای خاص و ارائة محتواهایی با اهداف خاص یا در سطح ملی، سودآوری لازم را برای دنبال‌کردن این اهداف توسط بخش خصوصی ندارد؛ بنابراین، وجود چنین رسانه ­ای در هر کشوری مهم و ضروری می‌نماید.در بسیاری از کشورها، ضرورت به‌وجودآمدن رسانه­ های مجزا برای ارائۀ محتوای رسانه ­ای خدمت عمومی پذیرفته شده است. در عین حال که این رسانه ­ها به‌سبب استفاده از بودجۀ عمومی گاهی منتسب به بخش عمومی می شوند، ارتباط آن‌ها با حاکمیت و کلیت نظام سیاسی انکارناپذیر است و از طرف دیگر، این حاکمیت است که می تواند بی­طرفانه منافع همگان را در نظر بگیرد؛ بنابراین باید این رسانه­ ها را جزو رسانه ­های حاکمیتی طبقه­ بندی کرد.البته این مسئله بدان معنا نیست که دیگر بازیگران عرصۀ رسانه ­ای نقشی در ارائۀ محتوای خدمت عمومی ندارند؛ بلکه تنها نشان می‌دهد که به‌دلیل نبود کمیت و کیفیت لازم در محتوای ارائه‌شده توسط این بازیگران برای تأمین نیازهای جامعه، رسانه ­هایی باید وجود داشته باشند که فارغ از انتظار انتفاع اقتصادی یا جانب‌داری حزبی، جناحی، صنفی و گروهی، بتوانند متکفل ارائۀ این نوع از محتوا باشند.با این حال، ارائۀ خدمات عمومی رسانه­ ای به‌ویژه در سال‌های اخیر به‌تدریج از انحصار رسانه­ های خدمت عمومی خارج شده است و دیگر بازیگران حوزۀ رسانه بیش از پیش به این حوزه وارد می­ شوند. همچنین بازیگران خدمت عمومی نیز ناگزیر شده‌اند که به برخی فعالیت‌های تجاری ورود کنند. درستی یا نادرستی این مسئله محل بررسی خواهد بود.خدمت عمومی در عصر دیجیتال؛ تکثر ارائه‌دهندگانهمان گونه که پیش‌تر در مدل ذهنی نشان داده شد، دسته­ ای از محتواهای خدمات رسانه ­ای، به محتوای رسانه ­ای خدمت عمومی مشهورند. این‌گونه از محتواها اصالتاً جزو خدمت عمومی نیستند؛ یعنی ممکن است هزینه دریافت کنند یا مالکیتی متفاوت با آنچه گفته شد داشته باشند؛ اما اهدافی مانند اطلاع‌رسانی، بازتاب‌دادن اقلیت ­ها، افزایش تحمل اجتماعی، ارتقای ارزش­ های سیاسی حاکم، برخی ژانرهای محتوایی چون کودک و خدمات مرتبط با افراد دارای معلولیت را دنبال می­کنند. ماهیت این اهداف باعث می ­شود که بخش خصوصی، بخش عمومی (غیردولتی) و قوای سه‌گانه اغلب انگیزۀ چندانی برای ارائۀ این نوع از خدمات رسانه­ ای نداشته باشند. برای مثال، بخش خصوصی تنها زمانی به ارائۀ خدمات رسانه­ای می ­پردازد که آوردۀ اقتصادی مستقیم یا غیرمستقیمی برای افراد یا بنگاه ­های این بخش به همراه داشته باشد. قوای سه‌گانۀ حکومتی نیز به‌سبب منافع حزبی و جناحی خود، به‌ندرت می ­توانند بازیگر مؤثری در حوزۀ ارائۀ خدمات رسانه ­ای عمومی باشند.در برخی موارد و با توجه به حضور تمامی انواع این خدمات در عصر دیجیتال، بازیگران دیگر نیز به ارائۀ این نوع از محتوا می‌پردازند و «خدمت عمومی را از ساحت خدمت به ساحت محتوا می‌برند». بنابراین، هرچند خدمت عمومی اصالتاً توسط رسانۀ خدمت عمومی ارائه می‌شود، در مواردی توسط دیگر بخش‌ها نیز محتوایی متناسب با اهداف خدمت عمومی عرضه می‌گردد.بر همین اساس، تعاریف سنتی از رسانۀ خدمت عمومی و در بعضی موارد رادیو و تلویزیون خدمت عمومی، دیگر به‌معنای نشستن مردم پای دستگاه تلویزیون یا استفاده از خدمات یک رسانۀ خدمت عمومی نیست؛ هرچند هنوز برخی بر همین ایده‌آل تمرکز دارند. آنچه اهمیت دارد، ضرورت حضور خدمت عمومی در نهاد رسانه به‌خصوص در میان ارائه‌دهندگان خدمات و تضمین آن است. برای شناخت بیشتر اصول حاکم بر رسانه‌های خدمت عمومی، بهتر است در سطوح مختلف به توضیح آن‌ها پرداخته شود. یادداشت بعدی پرونده، این مهم را تشریح خواهد کرد.این یادداشت در اولین شماره از نشریۀ رستاک، نشریۀ تخصصی مطالعات حکمرانی رسانه در ایران منتشر شده است. برای دریافت شماره‌ی اول رستاک به اینجا مراجعه کنید.همچنین صفحۀ رستاک در ویرگول هم به تازگی راه افتاده و مطالب رستاک و دیگر مطالب مرتبط با مطالعات حکمرانی رسانه در ایران در آن به اشتراک گذاشته می‌شود.</description>
                <category>فاطمه عباسیان</category>
                <author>فاطمه عباسیان</author>
                <pubDate>Tue, 26 Apr 2022 23:11:34 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>