<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های فاطمه دیانت خواه</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@f.dianatkhah</link>
        <description>کوچ حرفه ای و فعال حوزه چابکی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 14:57:38</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/76151/avatar/JLL1aV.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>فاطمه دیانت خواه</title>
            <link>https://virgool.io/@f.dianatkhah</link>
        </image>

                    <item>
                <title>زیپ شلوارت بازه! صراحت تمام عیار یا همدلی ویرانگر؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@f.dianatkhah/%D8%B2%DB%8C%D9%BE-%D8%B4%D9%84%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D8%B5%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D8%AA-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%DB%8C%D8%A7-%D9%87%D9%85%D8%AF%D9%84%DB%8C-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%B1-nvfowrwigpe7</link>
                <description>ازونجایی که شکل زندگی فعلی ما، امکان عدم ارتباط با بقیه انسان ها رو تقریبا به صفر رسونده (مگر اینکه در جزیره اختصاصی خودتون اقامت داشته باشید و نیروی دریاییتون اجازه ورود بیگانه ها رو نده!)، نمیتونم بگم مخاطب این نوشته فقط مدیران هستن. یا افرادی که بصورت تیمی کار میکنن!اگر تا الان کتاب &quot;صراحت تمام عیار&quot; به قلم خانم کیم اسکات رو نخوندین، بهتون نوید اینو میدم که شانس شگفت زده شدن رو باخوندنش پیدا میکنید. قلم روان و ملموس و در عین حال کاربردی بودن توصیه ها و مثال ها.تو این کتاب توضیح میده که یک مدیر خوب چطوری میتونه در عین داشتن نگاه انسانی به افراد (نویسنده عبارت &quot;توجه شخصی&quot; رو  بکار برده)، برای بهبود کارها و رشد فرد،  فیدبک بده. هدف این پست خلاصه سازی  کتاب نیست، بلکه صرفا اشنایی با مقصود نویسنده ست.خانم اسکات با یک مثال ساده مفهوم کلی رو بخوبی توضیح میده.نمودار صراحت تمام عیاربیاید تصور کنید با دوست عزیزی در یک مهمانی شرکت کردین که ناگهان متوجه میشید زیپ شلوار دوستتون بازه! میدونید دوستتون بسیار مبادی اداب و حتی خجالتیه و اگه ازین موضوع باخبر شه حسابی خجالت زده میشه.شما چندتا انتخاب دارید:- میتونید خیلی اروم برید کنارش و بهش بگید موضوع رو. احتمالا دوستتون ازینکه شما در این حالت دیدینش شرمگین میشه اما نهایتا ازینکه افراد بیشتری در جریان قرار نگرفتن حس خوبی پیدا خواهد کرد .در عین اینکه از احساسات دوستتون باخبر بودین و  سعی کردین کمترین اسیب رو ازین اتفاق ببینه بهش کمک کردین مشکلی که داره رو حل کنه(صراحت تمام عیار)- گزینه بعدی اینه که جلوی بقیه افراد  حاضر در مهمونی بدون هیچ ملاحظه ای بلند بهش بگید که زیپ شلوارش بازه! بدون توجه به احساساتش و در نظر گرفتن شرایط سختی که ممکنه توش قرار بگیره (تهاجم گزنده)- انتخاب سوم اینه که نگران بشید با تذکر شما ، دوستتون خیلی خجالت زده بشه و ترجیح میدین چیزی بهش نگید. درسته که میخواستید خجالت زده نشه ولی در نهایت احتمالا افراد بیشتری شلوار باز رو میبینن و دوستتون بیشتر شرمگین میشه. (همدلی ویرانگر)- و در گزینه اخر تصمیم میگیرید به دوستتون چیزی نگید چون میترسید از دست شما ناراحت بشه و رابطه تون خدشه دار شه. میخواید ازخودتون در مقابل حس ناخوشایندی که احتمالا به سمت شما میاد محافظت کنید. نه تنها بهش چیزی نمیگید، شاید هم  در مهمونی برای دوست دیگه ای موضوع رو بازگو کنید و  پوزخندی هم بزنید.(دورویی دغل کارانه)طی روز در محل کار و جمع دوستان و خانواده موقعیت های زیادی بوجود میاد که میتونه منجر به اصطکاک یا تحکیم رابطه ها بشه، این ما هستیم که میتونیم انتخاب کنیم. با یادگیری و تلاش برای اجرای دانسته هامون. رشد کارمندان و در عین حال رضایت سیستم میتونه یکی از سخت ترین قسمت های وظایف یک مدیر باشه.برای اینکه در این وظیفه موفق باشیم نیاز به ابزارهایی داریم تا درجای مناسب ازشون استفاده کنیم. صراحت تمام عیار یکی از کاربردی ترین هاست.در پست های بعدی بیشتر به این موضوع خواهم پرداخت</description>
                <category>فاطمه دیانت خواه</category>
                <author>فاطمه دیانت خواه</author>
                <pubDate>Mon, 22 Jan 2024 21:41:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا برنامه ریزی هام عملی نمیشه؟اهمال کاری یا ..؟</title>
                <link>https://virgool.io/@f.dianatkhah/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D9%87%D8%A7%D9%85-%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C-%D9%86%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87%D8%A7%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%84-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-npdkx9rfxksh</link>
                <description>تا حالا شده که تصمیم بگیرید بدوید؟یا اگر دویدن بخشی از روتین شماست، ایا تا حالا مربی و متخصصی در این زمینه همراهیتون کرده؟بیاید تا برنامه ریزی شخصی و نگاه بلند مدت رو در قالب تمرین یک دونده (آماتور) مرور کنیم.وقتی برای دویدن از مربی کمک می گیرید، طی بازه هایی برنامه براتون طراحی میکنه.در مثال من طی یک هفته نرمال (بدون در نظر گرفتن شرایط اماده سازی مسابقه یا مصدومیت). هر هفته ۳ روز تمرین خواهید داشت. روز اول باید جوری بدوید که ضربان قلبتون از ۱۴۰ بالاتر نره (ریکاوری) ، روز دوم تمرین سخت و چالشی ای خواهید داشت به شکلی که در بالاترین حد ناحیه ضربان قرار میگیرید(اینتروال)و نهایتا در روز سوم انتظار میره مسافت نسبتا طولانی (برحسب رکوردهای خودتون) رو بدون فشار زیاد ولی سریع تر  از  حالت ریکاوری به شکل اسان بدوید(ایزی ران). فرقی نداره که از شروع تمرین هاتون ۲ ماه میگذره یا ۲ سال، تنها چیزی که تفاوت داره سرعت شما و مسافتی ست که طی میکنید، حتی اگر در ماراتون هم مقام خوبی کسب کرده باشید، قطعا نیاز به تمرین ریکاوری دارید و اگر دویدن ۲ کیلومتر برای شما دستاورد  و رکورد محسوب میشه، روز تمرین اینتروال جزیی ازبرنامه شما خواهد بود. معمولا یک دونده با تجربه در روز ریکاوری به خودش فشار نمیاره یا آروم دویدن روز ریکاوری در مقابل افراد حاضر در پیست رو عاملی برای تنزل سطحش و نگرانی از افت عملکردش نمیدونهاون نسبت به مسیری که داره طی میکنه آگاهه و باور داره برای اینکه بهترین عملکرد خودشو داشته باشه و همیشه آمادگیش حفظ بشه، این نوسانات لازم و واجبه!اما چی میشه که معمولا افرادی که تازه دویدن رو شروع میکنن، خیلی سخت با این موضوع کنار میان و اغلب علاقه ای به این کند دویدن ندارن ؟  این مثال در جایی غیر از دنیای ورزش هم نمود داره. جایی که در مسیر رشد و توسعه فردیمون، دچار هیجانات زود گذر میشیم. روزهایی که پرفشار و باانگیزه بالا و روزهایی که دیگه توانی برای شروع مجدد نداریم.تا حالا شده کاری رو صرفا برای نمایش (شوآف) جلوی همکار یا همکلاسی انجام بدین با علم به این موضوع که خارج از برنامه ای قدم میزارید که در نظر داشتید؟در اون لحظه چه احساسی به شما دست داده؟برای بدست اوردن چه دستاوردی این اقدامات رو انجام دادین؟ از سرعتت پایینه ریکاوری حوصله تون سر رفته یا فشار زیاد اینتروال خسته تون کرده؟!زمانی که شما انتخاب میکنید با مربی برای یک هدف تمرین رو شروع کنید، ازتون سوال میشه که هدفتون از دویدن چی هست؟ یک سری سوال در مورد آسیب های گذشته، سابقه ورزشی، موانع و امکاناتی که در اختیار دارید پرسیده میشه و نهایتا تست دویدن گرفته میشه. همه ما شب هایی رو تجربه کردیم که در یک دفتربرنامه ریزی شخصی  یا نت گوشی و لپ تاپ، با انگیزه و انرژی زیاد لیست بلند و بالایی از کارهای روز بعد (شاید کل ماه )  یادداشت کردیم، ساعت گوشیمونو برای صبح زود تنظیم کردیم و با مرور رویایی که براش هیجان زده ایم، لبخندی نشسته رو لبمون ولی فردا اواسط روز خبری از اون همه انرژی نبوده یا به نصف کارایی که گفتیم نرسیدیم، حتی رسیدیم ولی اخر شب دیگه تردید داشتیم که ایا برای فردا انرژی تکرار داریم یا نه. و از طرفی روزهایی که به هر دلیلی احساس بطالت و روزمرگی و جا موندن از بقیه ادما  مدام حس تلخ اهمال کاری بهمون داده و با سرگشتگی حتی از کوتاه ترین زمانی که برای استراحت در نظر داشتیم لذتی نبردیم، چون بنظرمون خیلی عقبیم و این جا موندن جبران پذیر نیست.و. با  سرزنش و عذاب وجدان ساعت هامونو بی نتیجه سپری کردیم. اگر پای حرف اطرافیانتون بشینید احتمالا این تجربه مشترک خیلی از افراد بوده. پس شما تنها نیستید!قدم اول اینکه بتونیم به کمک یک کوچ و منتور یا با شناخت خوبی که از خودمون داریم خواسته حال حاضر خودمون رو شفاف کنیم، تا بدونیم انچیزی که میخوایم براش برنامه ریزی کنیم خواسته منه یا تاثیر محیط و عوامل اثرگذار دنیای امروز. در این مرحله بررسی دنیای واقعی، ارزش ها و علاقمندی ها، شرایط حال حاضر زندگی، توانایی ها و محدودیت هامون  نقش موثری در صیقل دادن هدفمون داره.ممکنه در روز تست مشخص بشه که دوست شما توانایی فیزیکی بالاتری داره یا یکی از اهدافش شرکت در ماراتون اخر سال بوده، اما شما تنها بخاطر کاهش وزن و بهبود عملکرد قلبتون تصمیم به دویدن گرفتید، این هدف شماست ، و مقایسه با اطرافیان در اغلب موارد عامل ناموفقیت ماست!  در قدم بعدی خوبه که نسبت به هیجانات خودمون در روزها و لحظات اگاه بشیم. رفتار خودمون رو مانیتور کنیم. ببینیم چی میشه که تو روز ریکاوری فشار بیشتری به خودمون اوردیم یا روز اینتروال یه بهانه جور کردیم که نریم سر تمرین.تو این ژورنالینگ میتونید جوانب متعددی رو بررسی کنید، یک نمونه از این مانیتورینگ شامل این سوالات میشه:۱- بجای کاری که براش برنامه داشتم چه کاری انجام دادم؟ (تایم استراحت و معاشرت رو صرف گشتن بین لیست دوره های آموزشی نامرتبط کردم یا بازه زمانی ای که باید مقاله لینکدین رو اماده میکردم، مشغول گشتن تو شبکه های اجتماعی شدم)۲- چه دلیلی باعث شد که برم سراغ کار جایگزین؟ (خیلی انرژی داشتم و استراحت نیاز نبود یا نوشتن مقاله سخت بود و از نوشتنش ناامید بودم) ۳- وقتی کار جایگزین رو انجام دادم چه احساسی رو تجربه کردم؟ نگران بودم یا هیجان زده؟خشم یا شادی؟ (اگر با هیجانات و احساسات به اندازه کافی اشنایی ندارید با یک جستجوی ساده میتونید به لیست بلند و بالایی که تهیه شده دسترسی پیدا کنید.) ۴- و در اخر پس از تجربه کردن این احساس دست به چه اقدامی زدم؟ (احساس رضایتمندی داشتم یا احساس ترس یا خشم .،،،)  این قسمت به مهمی قدم اول ست و نقش بسیار پررنگی در مسیر پیشرفت ما داره. لیست بلند بالای کارای رها شده مون ، میتونه دلیلی جز ، برچسب اهمال کاری و بی ارادگی داشته باشه. پس دست کم نگیریدش و شبی نیم ساعت رو به این کار پراهمیت اختصاص بدین. اگر با مشاهده عملکردتون متوجه شدین دنبال کردن برنامه طبق چیزی که انتظار داشتید پیش نمیره شاید باید مجدد هدف و مسیر رو مرور کنید! آیا هدف واقعی شما این بوده؟!آیا محدودیت ها و روحیه تون رو بدرستی بررسی کرده بودین؟! اگر پیدا کردن سرنخ رفتارها و هیجاناتتون برای خودتون سخته، تراپیست و کوچ میتونه نقش مهمی داشته باشه در فهمیدن چرایی این اتفاقات . اما در نظر داشته باشین که در دنیای پر از عدم قطعیت امروز برخی از اتفاقات خارج از کنترل ماست. در طول چند ماه تمرین، روزهای سرماخوردگی، مصدومیت بعلت پیچ خوردن پا، الودگی هوا ،.. وجود دارن که شاید مانعی باشن برای استمرار روزانه شما. این موانع بخشی از شرایط زندگی در دنیای ماست . پس یک روز خارج از برنامه عمل کردن علت مناسبی برای بازنگری استراتژی و هدف و شک کردن به توانمون نیست. باید مراقب بود تا بررسی ها تبدیل به وسواس نشه! منابع آموزشی بسیار زیادی مثل ویدیو، کتاب و مقالات وجود دارن که در مورد برنامه توسعه فردی و هدف گذاری، متدها و ابزارهای کاربردی ای رو معرفی کردن ، باید یادمون باشه بین این بمباران دیتا، از قدم های کلیدی غافل نشیم. یادتون باشه اگر در برنامه ریزیتون توازن در روزهای ریکاوری، اینتروال و ایزی ران به شکل خوبی رعایت بشه و  حجم تمریناتتون حساب شده افزایش پیدا کنه، نمودار پیشرفت شما صعودی خواهد بود. هم مسافت بیشتری رو در پایان چند ماه دویدین هم سرعتتون بیشتر شده . توازن و استمرار شرط موفقیته</description>
                <category>فاطمه دیانت خواه</category>
                <author>فاطمه دیانت خواه</author>
                <pubDate>Sat, 06 Jan 2024 01:06:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خدا قوت! چقدر تا قله مونده؟</title>
                <link>https://virgool.io/@f.dianatkhah/%D8%AE%D8%AF%D8%A7-%D9%82%D9%88%D8%AA-%DA%86%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%A7-%D9%82%D9%84%D9%87-%D9%85%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87-tjpslwx6pmhd</link>
                <description>بهانه نوشتن این پست، دیالوگ تکراری در مسیر صعود به قله ست که هر کوهنوردی بارها و بارها تجربه ش کرده.چند وقت پیش در  مسیر برگشت از قله ، سوال تکراری زوج کوهنوردی  منو یاد جلسه های rough estimation  یا حتی پلنینگ انداخت :  خدا قوت. چقدر تا قله مونده؟من و همراهام یه نگاهی بهم کردیم و هر کدوم یه عددی گفتیم.از نظر من ۳ ساعته می رسیدن، اما نظر دو دوست دیگه م متفاوت بود، ۲ ساعت و ۵ ساعت!!!با چهره ای متعحب بهمون نگاه کردن و لبخند ملایمی زدن: ما هیچی نفهمیدیم.مشکل کاملا مشخص بود. هرکدوم از ما بدون در نظر گرفتن شرایط فرد سوال کننده و فاکتورهای دیگه فقط برداشت خودمون رو گفته بودیم برحسب توان خودمون به تنهایی نه حتی گروه سه نفره. ایا این جواب بهشون کمک میکرد؟برای جواب درست باید چندتا کار انجام میدادیم.قدم اول بررسی مسافت باقی مونده به نسبت مسیر پیمایش شده، خب اینجا ساعت های هوشمند واقعا کمک کننده ن!تا اینجا نسبت مسافت کاملا به دست اومده بود. اما ایا این به تنهایی کافی بود؟ قطعا نهمن اضافه کردم که یادتون باشه مسیر حدود ۲۰۰ متر صخره ای هست و اصطلاحا &quot;دست به سنگ داره&quot;. دوستم گفت راستی ایا بادگیر دارید؟ قراره از ساعت ۱۲ سرعت باد بیشتر شه و  اینطوری شما با سرعت کمتری میتونید به حرکت ادامه بدین، و در اخر دوست دیگه ای به شیب شدید ۳۰۰ متری  قله اشاره کردپس تا اینجا ما علاوه بر مسافت، سختی مسیر و هوا  رو بررسی کردیم.اما یک مورد پیش بینی نشده باقی مونده، عملکرد بدن افراد در ارتفاع بالای ۴هزار و اینکه ایا تا اینجا درست انرژیشونو مدیریت کردن یا نه. این چیزی بود که با قرار گرفتن در مسیر و شروع کار مشخص میشد. پیش بینی خاصی نمیشد براش داشت .( عدم قطعیتی که خیلی وقتا در توسعه محصول سر راهمون سبز میشه و ناشی از پیچیدگیه. مثل پیچیدگی بدن انسان)قدم بعدی این بود که ببینیم این تیم دو نفره تا اینجای کار رو در چه زمانی طی کردن   تا بتونن تخمین بهتری داشته باشن از ادامه راه. (اینجا زمان خیلی مهمه و نسبیت به تنهایی کمک کننده نیست)زوج کوهنورد مدت زمان پیماش قسمت اول رو میدونستن و با توضیحات ما یک عدد برای ادامه مسیر در نظر گرفتن و از بالا رفتن پشیمون شدن. چون حدس زدن تا پیش از ساعت دو نمیتونن قله رو ترک کنن (قانون ساعت ۲ کوهنوردی چیزی که تو تولید محصول خیلی وقتا میتونه مفید باشه برامون)حالا بیاید تصور کنید که من بعنوان نماینده تیم سه نفره بدون هیچ کدوم ازین بررسی ها و بحث های شکل گرفته، عدد ۳ ساعت رو بهشون میگفتم و با یه تشکر از هم جدا میشدیم.بنظرتون چی در انتظار این زوج بود؟اهمیت تخمین  در  ادامه مسیر شاید در یک روز افتابی بهاری بدون احتمال بارش، و امکان صعود مجدد  بچشم نیاد (تیمی که در شرایط Survive نیست) اما تصور کنید  صعود زمستونی ای که ممکنه تخمین اشتباه منجر به حادثه ای مرگبار  بشه یا با کلی نقشه برای جشن صعود به سمت قله دماوند راه بیوفتید و با تخمین اشتباه فکر میکنید که کار بهتر اینه که از نیمه راه برگردین در حالیکه شانس موفقیت داشتین . برای من یکی که هر دوی اینا تلخه.تحویل دادن ارزش به مشتری (شما بخوانید value) خیلی وقت ها  شبیه به شرایط صعود زمستانی و صعود به دماونده.ایا زمانی هست که میتونیم به سمت قله بریم یا باید تغییر استراتژی بدیم. شب رو در پناهگاه بمونیم  (بخونید mvp صعود )و از بدن خودمون  و هوا فیدبک بگیریم (value ی که به شما تحویل داده شد تجربه اقامت در کوهستان و اشنایی با ادم های جدید خواهد بود)، و در کنار اضافه شدن این ارزش برای خیزش بعدی (حمله به قله و ارزش های دیگه) فاکتورهای دیگه ای رو بسنجیم و مجدد شروع کنیم (چرخه بعدی تحویل value). البته جا داره این نکته رو اضافه کنم که برای داشتن MVP صعود خوبه که در مرحله شناخت برای محصولاتی که درمحیط جدیدی هستند از ابتدا این مرحله رو درنظر داشته باشید که از ابتدا با نگاه به شب مانی در پناهگاه وسایل مورد نیاز خودتون رو بهمراه داشته باشید نه اینکه به ناچار مجبور به اقامت بین راه بشید. ( هرچند که تغییر استراتژی به مسیر درست حتی اگه دیر هنگام باشه بازهم ارزشمند هست و شما رو از خطر نجات میده.حتی اگر مجبور باشید شب بدون کیسه خواب و مسواک بخوابید)همینطور که همواره اشاره میکنیم دو کلمه تخمین و دقیق پارادوکسی هستند که اغلب فراموش میکنیم . اما چه کسی میتونه منکر اهمیت بررسی درست مساله بشه؟و چه کسی ارزش زمان درست برای به موقع تحویل دادن ارزش به مشتری رو نمیدونه؟اینکه در تیم های ما از چه روشی برای تخمین استفاده میشه اونقدری اهمیت نداره که شکل گرفتن این بحث ها مهمه.استفاده از استوری پوینت نیازمندی هایی که داره که اغلب تیم های ما ، فاقد شرایطش هستن یا حتی امکان حرکت به سمت این مسیر رو تا مدتی ندارند.از هر روشی که استفاده کنیم (تی شرت سایز، باکت سایز ،...) یادمون نره شاید تخمین زوج کوهنورد خیلی دقیق نباشه ( که خیلی دقیق بودنش چیز عجیبی خواهد بود!) اما  چیزی که محصول رو از مرگ در راه قله یا حسرت صعود نجات میده، همین بحث ها و بررسی هاست.راستی، سرعت تیم ما در صعود بعدی همون قله، هیچ کدوم از اعدادی نبود که بهتون گفتم،  به سرعت دوست دونده م (۲ساعت) نتونستیم پیش بریم اما مهارت و کمک هاش باعث شد من و دوست دیگه م با سرعت بهتری حرکت کنیم .اخه ما یک تیم هستیم، هرچند که یه جاهایی دست و پای دوستمون رو بستیم. ;)</description>
                <category>فاطمه دیانت خواه</category>
                <author>فاطمه دیانت خواه</author>
                <pubDate>Sat, 22 Apr 2023 21:03:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دانش رو به منش تبدیل کنیم!</title>
                <link>https://virgool.io/@f.dianatkhah/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%B1%D9%88-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%B4-%D8%AA%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%84-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-ytvbptooxbgd</link>
                <description> بهانه ی نوشتن این مطلب گپی بود که  سال گذشته  با یکی از  موسسات کوچینگ داشتم و  یکی از جملات اون گفتگو خیلی بدلم نشست. گفتند باید تلاش کنیم &quot;دانش رو به منش تبدیل کنیم&quot;. در زمینه هایی مثل کوچینگ، مایندست اجایل و این دست تخصص ها، شاید در همه ی آزمون ها و مدارک بسیار موفق باشیم و اگر از ما در مورد یک اصل بپرسند بتوانیم ساعت ها سخنرانی کنیم، اما ارزشمندی زمانی حاصل میشود که درک عمیقی از مفاهیم داشته باشیم  و در کلیه ی رفتارها و کارهایمان این اصول نهفته باشد.از نظر من آگاهی در لحظه، انعطاف پذیری  و نوآوری ابزارهای بسیار کمک کننده ای هستند تا در رفتار و منش به آنچیزی که آموختیم برسیم.مثال خیلی ساده ی نهادینه شدن این آموزش ها بعنوان یک اسکرام مستر، جلسات روزانه یا در موارد بزرگ تر، در هنگام مشاوره به کسب و کارها ست.آگاهی در لحظه:بیاید اول در مورد آگاهی در لحظه صحبت کنیم.منظور از آگاهی در لحظه اینه که بتونید تشخیص بدین این بخش از گفتگو، اجرا و یا برنامه ریزی رو قبلا در موردش دانشی بدست آوردید.بعنوان مثال در مورد تسهیل گری جلسات ممکن است شما  Liberating structures رو یادگرفته باشید ولی زمانی که بنا به هردلیلی صورتجلسه در اواسط جلسه یا تعداد افراد شرکت کننده تغییر میکنه، فراموش کنید که روشی وجود داره که با کمترین هزینه زمانی و انرژی بتونید بهترین نتیجه رو از جلسه بگیرید. یا گاها شما بارها در مورد نحوه گفتگو کردن با اعضای تیم در رترو، زمانی که همگی عصبانی یا کلافه اند کتاب های زیادی مطالعه کردین ولی زمانی که بحثی بالا میگیره هیچ راهی به ذهنتون نمیرسه.یکی از راه های خوب بدست اوردن آگاهی، شناسایی شرایط و بررسی کردن رفتار خودتون در اون شرایط هست.میتونید جلساتتون رو ضبط کنید و زمانی که از نظر ذهنی امادگی بررسی رفتار خودتون رو داشتید، با دقت، مثل ناظری که کار شخصی رو ارزیابی میکنه، با حوصله و آرامش رفتار خودتون رو بررسی و نت برداری کنید.شاید هنگام بررسی بازهم راهی به ذهنتون نرسه و فکر کنید بهترین کار رو انجام دادین. این جور مواقع از کسی که در این زمینه اطلاع یا تجربه داره بخواید که نقش منتور  و یا کوچ رو براتون بازی کنه.بعد از هر ارزیابی،  متوجه میشید که اغلب نقاطی که نیاز به بهبود دارید شامل کدام دسته از مهارت های یادگرفته شده تون میشه.شاید عامل اصلی همه این ها، خوب گوش نکردن باشه و یا مثلا فراموش کردن متدهای زیاد تسهیلگری.با شناسایی این عوامل و مطالعه مجدد هرآنچه که قبلا در موردش خوندین یا دوره رفتین، میتونید استیکی نوت هایی جهت یاداوری به خودتون، کنار مانیتور یا روی میزتون قرار بدین و  حین جلسه سعی کنید با نگاه کردن به نت هاتون ببینید ایا باز هم در شرایط مشابهی قرار گرفتید یانه. حتی در صورتی که با کیس جدیدی روبرو بشید و در لحظه  تجربه ای براش نداشته باشید که بتونید تکرارش کنید، تلاش برای تشخیص هوشمندانه ی شرایط، کار بسیار ارزشمند و مفیدی بحساب میاد و ذهن شما رو از بایاس شدن حفظ میکنه.شاید نیاز باشه این بار شنونده ی بهتری باشید، یا پیش از ارائه راه حال  برای چک کردن متدهاتون از حضار زمان کوتاهی  بخواید.انعطاف پذیری:در زمینه ی اجرای اصول اجایل، اغلب به 3 دسته تقسیم میشیم.دسته اول معتقدند هرانچه که در گاید ها و پرکتیس ها مطرح شده، باید تمام و کمال اجرا بشه و عامل شکست خیلی از تلاش هاشون همین پایبندی بدون بررسی ست (این دسته گاها از تفاوت شرایط خودشون و شرایط ایده ال آگاهی ندارن و صرفا به حفظ کردن اصول بسنده کردن). دسته دوم بر این باورند که این اصول، تنها یک پیشنهاد بوده و دست بازی در تغییر هرچیزی که فکر میکنیم مناسب ماست داریم.پس به سفارشی سازی کردن هرانچه که در توانشون هست دست میزنن و تعاریف جدیدی از اصول و متدلوژی بوجود میارن.گاها در صحبت با این دسته متوجه میشید تنها اسم یک پرکتیس یا اصل حفظ شده! پس قاعدتا با این روش ها و تغییرات اساسی اعمال شده به ارزش هایی که میخواستیم نمیرسیم.و اما دسته سوم که تعداد کمی رو شامل میشن، در تلاش برای راه رفتن روی لبه نازکی هستند که باهر لغزش ممکنه از شرایط ایده ال و خواسته شون، به دره ی یکی از دو گروه دیگه سقوط کنند. برای رسیدن به حالت ایده ال و قرار گرفتن در گروه سوم، علاوه بر مطالعات زیاد، بحث های گروهی و نتیجه محور با افراد هم تخصص حول چالش های ذهنیتون میتونه بسیار موثر و کمک کننده باشه.سعی کنید در این بحث ها از هر سه طیف نماینده ای داشته باشید تا در آخر ببینید راه حل پیشنهادی  چه میزان شرایط واقع (غیر آرمانی) و همچنین ارزشی که برای رسیدن به آن تلاش میکنیم  را پوشش میدهد. این نکته را در نظر داشته باشید که گاهی انعطاف پذیری هزینه هایی بهمراه دارد و درصورتی این هزینه ها توجیه پذیرند که از مقصد خود غافل نباشید و استراتژی ای پشت این انعطاف نهفته باشد. در غیر این صورت انعطاف پذیری بدون دید جامع تنها از شما و روشتان یه متدولوژی یا ایده جدید می سازد که تنها اسم آشنایی را یدک میکشد. نوآوری:ارتباط تنگاتنگی بین نوآوری و انعطاف پذیری با حفظ اصول وجود دارد.تداخل عقیده و اختلاف نظر بر سر اجرای برخی روش ها، ما را به سمت ایجاد راه جدید سوق میدهد که گاها بعنوان &quot;به روش&quot; به بقیه معرفی میشود.زمانی که تصور کنیم آنچه که اجرا میکنیم بهترین است و جایی برای بهتر شدن و رشد حتی برای تمرین های ساده در ذهن نداشته باشیم، نوآوری می میرد.و گاها با تغییر شرایط، کماکان از روشی استفاده میکنیم که در گذشته برایمان کار آمد بوده.به طور خلاصه شاید سال ها زمان نیاز داشته باشیم تا اصول و مفاهیمی که مدام بر زبان داریم، عمیق و مسلط  اجرا کنیم . محک زدن خود در شرایط مختلف و خارج شدن از کامفرت زون، داشتن ذهنی باز برای شنید بازخورد افراد با تجربه  و همراهی یک منتور در زمینه تخصصیتان ، از عوامل موثر در رسیدن به رشد مستمر است.</description>
                <category>فاطمه دیانت خواه</category>
                <author>فاطمه دیانت خواه</author>
                <pubDate>Mon, 04 Oct 2021 13:30:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونگی تخمین آیتم ها و داشتن رود مپی مناسب</title>
                <link>https://virgool.io/@f.dianatkhah/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%AA%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A2%DB%8C%D8%AA%D9%85-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%AF-%D9%85%D9%BE%DB%8C-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8-urf8zobpd4rm</link>
                <description>با توجه به فراگیر شدن مفاهیم OKR و  رود مپ، انتخاب آیتم های درست و داشتن پلن مناسب از اهمیت زیادی برخوردار است.بی شک همگی با یکی از اصول بنیادی اجایل، که همان باز بودن نسبت به تغییرات است بخوبی اشنا هستیم.اصل برنامه ریزی دقیق در اجایل تعریفی ندارد.منعطف بودن نسبت به تغییرات و پذیرا بودن پروداکت هنگامی که با پلن های ثابت زمانی ( کواتری و یا سالانه) همراه میشود، دغدغه هایی از جنس تهعد و درعین حال تمایل به تولید کیفیت بالاتر را بهمراه میاورداما سوالی که در اکثر تیم ها و شرکت ها مطرح میشود چگونگی تعیین کردن رود مپ در بازه های ثابت ( بعنوان مثال کوارترها) و در عین حال انعطاف پذیر بودن نسبت به تغییرات است.سعی دارم در این نوشته نگاه مختصری به پاسخ این سوال داشته باشم.یکی از جلسات مفید پایان هر کوارتر جلسات تحلیلی تکنیکال با هدف ایجاد Estimation guide کوارتر آینده ست.  در این جلسه با بحث در مورد تک تک آیتم های دلیور شده، تیم دید خوبی نسبت به ولاسیتی کلی کوارتر گذشته  پیدا خواهد کرد.یکی از راه های تخمین مناسب برای آیتم ها استفاده از تی شرت سایز می باشد.بدین صورت در انتهای این جلسه با تعدادی L,XL,M,... روبرو خواهیم شد که نشان دهنده توانایی تیم برای کوارتر بعدی خواهد بود. و با داشتن این نوع ولاسیتی، میتوان آیتم هایی را که با این توانایی برابری میکنند بعنوان رودمپ و تعهد تیم در نظر گرفت. گاها پس از جلسه Rough estimation (تخمین تقریبی پیش از شروع کوارتر برای اشنایی با آیتم های جدید) تنوع آیتم های تخمین زده شده با پترنی که ما فراهم کرده ایم متفاوت است.بعنوان مثال شما در کوارتر قبل سه  آیتم L،  دو آیتم M و دو آیتم S دلیور کرده اید و پس از جلسه Rough estimate کوارتر پیشرو شما با 5 آیتم S و 3 آیتم M روبرو شده اید.در اینجا برای تبدیل آیتم ها از نظر جمعی تیم استفاده کنید و در نهایت آیتم هایی که نزدیک ترین حالت به ولاسیتی کوارتر قبلی شما هستند میتوانند گزینه مناسبی برای رودمپ جدیدتان باشند.هر آیتم از سه منظر بررسی خواهد شد.پیچیدگی(Complexity)، تلاش(Effort) و عدم قطعیت (Uncertainty). در این روش میتوان معیاری برای سنجش هریک از این پارامتر ها تعیین کرد تا تیم با تحلیل و صحبت در مورد هریک و ثبت نظر خود، ضمن اینکه به یک طرز تفکر مشترک میرسد، معیار خوبی برای تخمین های بعدی فراهم می شود.پیچیدگی: پیچیدگی در دو حالت رخ میدهد.در حالت اول تیم دانشی نسبت به بعد فنی ندارد و برای بار اول میخواهد روشی را پیاده سازی کند و در حالت دوم دانشی در مورد پروداکتی که مورد بحث است وجود ندارد.تلاش: در این فاکتور ما تنها کاری که باید انجام دهیم را مد نظر قرار میدهیم.بعنوان مثال فیچر مورد نظر شما ممکن است شامل صفحات زیادی از فرم ها باشد و  یا  پلتفرم های گوناگونی نقطه هدف شما باشند  که زمانی را بابت پیاده سازی نیاز خواهد داشتعدم قطعیت: گاها تیم محصول دید خوبی نسبت به خواسته و نتیجه  مورد نظر ندارد، مسیر مشخصی تعیین نشده و نقش تغییرات در این نوع فیچرها بسیار زیاد است و همچنین میزان وابستگی های خارج از تیم به تیم های دیگر و یا حتی شرکای تجاری خارج از شرکتی میتواند میزان این فاکتور را افزایش دهددر اینجا سه مثال مختلف به شما در درک این موضوع کمک خواهد کرد.در مورد اول ما با یک فیچر  ورود متمرکز به سیستم روبرو هستیم که تیم تاکنون آنرا پیاده سازی نکرده و تجربه ای در این مورد ندارد.بنا به وجود پیچیدگی های این فیچر، تیم نیاز به جلسات مختلف جهت بررسی روش پیاده سازی دارد ولی زمان زیادی برای پیاده سازی پیش بینی نمیشود و همچنین تیم هیچ وابستگی ای به تیم های خارجی ندارد و دقیقا میدانم در انتهای پیاده سازی به چه نتایجی دست خواهیم یافت.مثال دوم پیاده سازی فیچری قدیمی بر روی پلتفرمی جدید است.در اینجا همگی بخوبی با ابعاد کار آشنا هستند، وابستگی و عدم قطعیتی وجود ندارد ولی میزان تلاشی که تیم فنی باید برای توسعه انجام دهد زیاد است.و در مثال اخر ما تنها با پیاده سازی فرم ها به  محصول مورد نظر خواهیم رسید. هیچ پیچیدگی ای وجود ندارد و میزان تلاش مورد نیاز زمان زیادی از تیم نخواهد گرفت، اما بدلیل وابستگی بیرونی و سرویس دهنده خارجی میزان عدم قطعیت و وابستگی  بالایی خواهد داشتبرای داشتن نتیجه بهتر و امکان مقایسه ایتم ها از جدول ثبت اندازه ها با جزییات استفاده کنید.بکمک این جدول شما میتوانید در تهیه بیس لاین ها با دقت بیشتری عمل کنیدبعد از مشخص کردن مقادیر پایه (برحسب تجربه کوارتر گذشته)،که همه اعضا باید با بحث و توافق به این بیس لاین ها برسند، و کامل شدن الگوی تخمین میتوانیم برای جلسه Rough estimate اقدام کنیم.در این جلسه تک تک آیتم ها ابتدا توسط تیم محصول معرفی  و دلیل انتخاب آن توضیح داده میشود.تیم فنی تمام سوالات خود را مطرح کرده و چالش ها را یک به یک بیان می کند. پس از پایان گفتگو ، تیم با رای گیری در مورد 3 فاکتور موثر در سایز آیتم (چیزی شبیه به  پوکر پلن) و با در نظر گرفتن الگوهای تخمین که همواره پیش رویشان قرار دارد بر سر سایز احتمالی آیتم جدید به توافق میرسد.گاها بدلیل جنس آیتمی ، تیم در همان جلسه قادر به اظهار نظر نخواهد بود .پس با دادن زمان کافی به تیم با اطمینان بیشتری رود مپ خود را نهایی کنیدفاز دوم تخمین در جلسات اسپرینت پلنینگ اتفاق خواهد افتاد، زمانی که تیم  نیمی از راه پیاده سازی و تحویل تدریجی را پیموده،  میتوان با استفاده از ولاسیتی تیم و میزان کار باقی مانده تخمین دقیق تری بنسبت تقریب اولیه برای زمان اتمام فیچر در نظر گرفت و البته این نکته هرگز نباید فراموش شود که میزان تغییرات درخواست شده توسط تیم پروداکت در مدت زمان پیاده سازی بر اساس  فیدبک های دریافت شده از استیک هولدرها نقش بسزایی در زمان تحویل  پروداکت  متعهد شده خواهد داشت.</description>
                <category>فاطمه دیانت خواه</category>
                <author>فاطمه دیانت خواه</author>
                <pubDate>Sat, 05 Dec 2020 00:35:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه اسکرام مسترها به جهنم میروند (قسمت اول)</title>
                <link>https://virgool.io/@f.dianatkhah/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D9%87%D9%86%D9%85-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-n03rg4iomhba</link>
                <description>تنها دلیلی که منو تشویق کرد چند خطی در مورد این موضوع بنوسیم رایج بودن خطاهایی بظاهر ساده از سمت ما اسکرام مستراها  در سازمان های مختلف بود ، درحالیکه روزانه همه ما ساعاتی رو صرف یادگرفتن مطالب جدید میکنیم غافل ازینکه بخشی از ابتدایی ترین اصول رو اشتباه اجرا می کنیم1. پدر حمایتگر، مادر فداکار یا اسکرام مستربه جرات تنها تعداد کمی از اسکرام مسترها در نحوه ارتباط با تیم مثل یک اسکرام مستر حقیقی رفتار می کنند.عده ای کماکان با طرز تفکر ناظم تیم، سعی در کنترل کردن افراد با متدهایی کاستومایز شده و لباس شیک اجایل دارند و برخی دیگه با ایجاد روابط بسیار نزدیک والد و فرزندی و حمایت بیش از حد اعضای تکنیکال تیم، باعث ضربه های بزرگی به کل تیم و ایجاد فرهنگ غلط در سازمان میشوند.با توجه به تعدد موارد حالت دوم بیاید نگاهی به این آسیب بیاندازیمدر هیچ کجای گاید لاین اسکرام به این نکته اشاره نشده که حمایت از تیم تکنیکال به معنای بودن سدی محکم در برابر پروداکت اونر هاست .انچه که وظیفه اسکرام مسترها بیان شده  نظارت بر نحوه اجرای درست این روابط، آموزش و تسهیل اون رابطه ست، نه شخصی که نقش رابین هود رو بازی میکنه و در هر شرایطی تنها موجب انتقال حس دادرس بودن به تیم رو داره.مهارت در برقراری رابطه با اعضای تیم بی شک یکی از حیاتی ترین شاخصه های یک اسکرام مستر است  اما نباید ازین اصل غافل شد که چند و چون این روابط هم میتونه دارای چهارچوب و اصولی باشه و زمانی که ما روابطمون با افراد را به نحوی پیش میبریم که تنها به سمت حامی بودن سوق داده میشه، از دیگر بخش های این نقش  غافل خواهیم شد و یا دست کم توانایی اجرایی و نتیجه ای که حاصل میشه زیر سوال خواهد رفت.شما میتوانید همواره پذیرای دغدغه ها و نگرانی های اعضای تیم باشید و این رفتار و اموزش شماست که در این معاشرت نقش موثری را بازی میکنداگر با مرخصی چند روزه شما تیم دچار اشفتگی میشه و وقتی برمیگردین اعضا مصرانه تاکید دارند که وقتی نبودین همه چی بهم ریخته بود، تبریک میگم؛شما یک فرد فوق العاده حامی و مهربان هستید و نه یک اسکرام مستر عالیاگر در کنار وظایف روزانه برنامه ای برای آموزش  اصول و واگذاری تدریجی وظایف  ندارید انتظار نداشته باشید که پس از مدتی تیمی خود سازمانده داشته باشید.2. تیم من و اهداف منآسیب بعدی ای که میخواهم به آن اشاره کنم خطا در شناخت مرزهاست.همه ما در طول دوره حرفه ای با روزهایی مواجه شده ایم که به ناچار  برحسب تغییر در اولیت های بیزنس و یا اتفاقات پیش بینی نشده در بدنه تیم ها، ناچار به استفاده از ریسورس اشتراکی می شویم. قطعا بر هیچ کس پوشیده نیست که عواقب نیروی اشتراکی و تسک سوییچینگ ها چه اثراتی بر ولاسیتی و نحوه پیش برد اهداف تیم دارد ولی در شرایطی که ناچار به انجام این کار هستیم، باید به یاد داشته باشیم تمامی تیم ها برای یک هدف تلاش میکنند و آن چیزی نیست جز  رضایت مشتری از محصول نهایی سازمان و ارزش آفرینی، و اگر بنا به دلایلی مجبور به این کار شدیم رفتار حرفه ای این هست  که در کنار تیم تازه شکل گرفته باشیم تا با بهترین برنامه ریزی و با کمترین هزینه نتیجه مطلوب حاصل بشهیکی از اولیه ترین اصولی که ما اسکرام مستران در نظر داریم حفظ استقلال تیم و جلوگیری از اختصاص تسک  خارج از تیم به اعضاست.گاها دیده شده به منظور تلاش برای حفظ استقلال و موجودیت تیم ها، در ادامه راه فراموش کردیم که تمامی این وظایف به منظور موفقیت کل سازمان  انجام میشه و فردیت یک تیم منجر به این هدف نخواهد شداگر در شرایط سختی که نیاز به چیدمان جدید در تیم دارید ولی شما با تمام انرژی سعی در جلوگیری از اینکار دارید تبریک میگم شما فرد بسیار جنگنده ای هستید و نه یک اسکرام مستر عالی 3.هیجان متد و ابزار جدیدیکی از ملزومات نفس کشیدن در اکوسیستم های فعال و مطرح، بروز بودن و آشنایی با متد های جدید در جهت پیشبرد بهتر کارهاست و هیچ کس منکر اهمیت این موضوع نیست اما دردسر ازونجایی شروع میشه که هر پرکتیسی که در مقالات و کتاب ها میخونیم سعی کنیم در تیم پیاده سازی کنیم.اصل تنوع و استفاده از روش های مختلف برای ایجاد انگیزه و بهبود جز انکار ناپذیر یک اسکرام مستر بحساب میاد ولی اگر برای هر جلسه از یک ابزار استفاده میکنید یا به محض خوندن یک کتاب تمامی متدهای یادگرفته شده رو بدون درنظر گرفتن شرایط و روحیه تیم اجرا میکنید تبریک میگم، شما یک فرد فعال و کتابخون هستید و نه یک اسکرام مستر عالیو همچنین گاها چنان درگیر اعداد و ارقام نمودارها و اشتباه بزرگتر یعنی اتکا به آن ها در جلسات مدیریت و میکرو منیج کردن افراد میشیم که فراموش میکنیم علت استفاده از این ابزارها چه چیزی بوده.4. پرکتیس های اسکرام یا وحی منزلیکی از آفت هایی که باعث میشه تیم از اسکرام و گاها اسکرام مستر بیزار باشه ، سنگ بزرگ اسکرامی ست که ما اسکرام مسترها  با تعصب زیاد  و نا آگاهانه به سینه میزنیم.اگر هر در هر جلسه و گفتگو دست کم  یکی از اصول اجایل رو با اطمینان خاصی و با کلمات از پیش حفظ شده تکرار میکنید و تمامی گاید لاین رو در هرلحظه برای تیم مرور میکنید، تبریک میگم شما اجایل دان خوبی هستید و نه اسکرام مستر عالیمسلما عملکردن بر حسب اصول و ارزش های اجایل خواسته، و موثر بودن آن اعتقاد همه ماست اما باید در نظر داشته باشیم که چه تیمی در چه شرایطی به دست ما سپرده شده.اگر با تیمی سر سخت و عملکرد قابل قبولی روبرو هستید، تنها به چسباندن استیکی نوت هایی که اصول را به شما یاداور میشوند در کنار مانیتور قناعت کنید و اجازه بدید تیم به روند موفق خودش ادامه بدهد و بعد از جلب اعتماد تیم ،رفته رفته این مسیر با تمرین های آموخته شده شما بهتر از قبل طی شود.و شاید شما چیزی از تیم جدید خود آموختید!اگر تیمی نا بالغ با ضعف های شدید عملکردی دارید که با شنیدن اسم اسکرام دچار تنگی نفس و افزایش فشار خون میشود، ابتدا تنها نظاره گر راه حل های تیمی باشید.نقش شما اینجا تنها  بعنوان عضو بی طرف آگاه و  پیشنهاد دهنده ای بدون اختیار خاصی ست.اگر تیم در سبک کاری خود دچار شکست میشود شاید بتوانید در قدم بعدی با اطمینان بیشتری و بدون اسم بردن از اسم پرکتیس و اسکرام،  راه حلی را ارائه دهید که اصول شما رو تا حد کمی پوشش میدهد و اگر راه حل کار کرد، میتوانید تیم را قدم به قدم با اصول خود آشنا کنید و به سمت مسیر درست هدایت کنید.هرگز فراموش نکنید که برای موفقیت تیم ، شما تنها یک رای دارید و بزرگترین شانس شما دانش شماست که از این یک رای بتوانید به نحو احسن استفاده کنید. نهایتا تیم در اکثر موارد تصمیم گیرنده نهایی ست و زمانی موفق خواهید بود که مشاوره ی شما در قالب این یک رای، دربردارنده راه حل های خلاقانه اعضا باشد. و زمانی ممکن است شما در اجرای متدهای خود شکست بخورید.بی هیچ تعصبی از شکست و عوامل آن با تیم صحبت کنید.چالش ها را مطرح کنید و از تیم بخواهید این بار آن ها به شما مشورت دهند تا با وجود شرایط موجود بهترین راه را برای ادامه پیدا کنید.5.تبدیل شدن به نماینده  محصول در تیم فنیاینکه کیفیت رابطه اسکرام مستر و تیم محصول چه تاثیر فوق العاده ای در روند اجرای کارها دارد بر هیچ کسی پوشیده نیست اما تله ای که ممکن است رسالت نقش اسکرام مستر را به خطر بیاندازد، بیش از حد درگیر جزییات شدن و بجای نظارت بر چگونگی اجرای کارها و اصطلاحا روغن کاری فرایندها ،  مطالبه گر بودن در مورد محصول نهایی  و تبدیل شدن به ابزار فشار بر تیم می باشد.هرگز فراموش نکنید که اسکرام مسترها با داشتن نگاهی جامع به کل فرایند، کاملا بدور از جانبداری از گروه خاصی، تنها نقش تسهیل گر در امور هستند و تنها تمرکز باید بر اجرای درست قوانین تصویب شده توسط تیم(که قطعا نظارت بر  درست و اصولی بودن این قوانین هم بر عهده این نقش است) و بهبود آن در جهت خلق ارزش های بیزنسی و ارتقا افراد باشد نه چیزی بیشتراگر در دیلی شما مخاطب صحبت ها هستید، برای انجام کارهای خارج از برنامه به تنهایی قول و قرارهایی  دارید   و تنها رسیدن به ددلاین ها براتون مهمه، تبریگ میگم شما یک مدیر پروژه نچندان خوب  هستید نه یک اسکرام مستر منظم و حواس جمعیکی از دلایل عمده پیش آمدن این حالت فشار بیش از حد بیزنس به اسکرام مسترها در مورد تحویل کار در زمان نامعقول و یا درخواست های خارج از وظیفه از اسکرام مسترهاست.بهتر است از علاوه بر آموزش تیم در مورد ارزش های اجایل، در سازمانی فعالیت کنید که مدیریت آن اگر کمک کننده در این امور نیست حداقل ذهنی پذیرا برای آموزش و همراستایی با شما در این زمینه داشته باشد </description>
                <category>فاطمه دیانت خواه</category>
                <author>فاطمه دیانت خواه</author>
                <pubDate>Sat, 05 Dec 2020 00:06:13 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>