<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمدحسين سلطانی | mohammadhosein soltani</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@faghed</link>
        <description>https://zil.ink/mhsoltani</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 18:25:40</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/552558/avatar/Sfx7Bv.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمدحسين سلطانی | mohammadhosein soltani</title>
            <link>https://virgool.io/@faghed</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تحول؛ رو به عقب یا جلو؟</title>
                <link>https://virgool.io/@faghed/%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84-%D8%B1%D9%88-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%D9%82%D8%A8-%DB%8C%D8%A7-%D8%AC%D9%84%D9%88-lxrpmfeydap9</link>
                <description>در هفته های گذشته خط تحلیلی نسبتا جدید را نسبت به تحولات 3 سال اخیر صدا و سیما گفتیم. حالا میخواهیم بطور خلاصه عملکرد صدا و سیما در دوران تحول را ارزیابی کرده و بگوییم در حال حاضر و در جایگاه یک منتقد چه میتوان کرد؟دوره تحول همواره با انتقاداتی همراه بوده. بخشی از این انتقادات ریشه در واقعیت‌های موجود دارد و بر نقاط ضعف و اشتباهات متمرکز است. اما باید به این نکته توجه داشت که هر تحولی به هر حال در مقایسه با وضعیت قبلی‌اش یک قدم به جلو محسوب می‌شود. بنابراین باید به جای نفی کامل و ریشه‌ای، به ارزیابی منصفانه و سازنده بپردازیم.در مسیر تحولاتی که از گذشته تا به امروز طی کرده‌ایم، مجموعه‌ای از اشتباهات و موفقیت‌ها رخ داده است. انتقاداتی که به این دوره‌ وارد می‌شود عمدتا به سبب اشتباهات در سیاست‌گذاری ها، مدیریت‌ها و یا اجرای ناموفق آنهاست. دوره قبل حتی به مرحله نقدشوندگی و مواجه با اشتباهات موجود، نرسیده بود. اما در حال حاضر می‌توان مواجه و نقد را به عنوان علامتی از رشد دانست.بیایید بعنوان دو منتقد با هم گفتگو کنیم. به فرض تمام انتقاداتی که به صدا و سیما می‌شود، درست است. یعنی می پذیریم که صدا و سیما علیرغم ورود به دوران تحول -ذیل سند تحول- دارای ایرادات فراوانی است. با وجود تمام این ایرادها؛ صدا و سیما امّا در نگاه جامع و در دیدی بازتر، در مسیر درست پیشرفت قرار گرفته است. به این معنا که تا قبل از این، صدا و سیما با تمام نقاط ضعف و قوتی که داشت، در مسیر تحول نبود و در خط سیر درستی حرکت نمیکرد. اگر مخاطب بالایی هم داشت، بازدهی صحیحی نداشت. به این معنا که با اهداف والا نسبتی نداشت.اینطور است که معتقدم ایراداتی که به دوران تحول گرفته میشود، هر چند بخش مهمی از آنها درست است؛ امّا این صدا و سیما باز در نقطه‌ای جلوتر از دوران گذشته است.نسبت به انتقاداتی که در این دوره به صدا و سیما می‌شود، دوره قبلی، مرحله ما قبل از این نقد بود. حالا صدا و سیما پای به عرصه‌ای گذاشته که حالا مب‌توان در این زمان به آن انتقاداتی وارد کرد.و اما؛ حالا چه باید کرد؟ مسیری که صدا و سیما در آن پای نهاده از چند جهت بسیار خطرناک است. دشمنی باندهای رایج سینمایی و رسانه‌ای در پی کنار رفتن بعضی سلبریتی‌ها، مخالفت رسانه‌های معاند و انتقادات داخلی غیردلسوزانه باعث شده تا صدا و سیما در قدم‌های کوچک و بزرگی که برمی‌دارد دچار مشکل شود. بنابراین معتقدم اولا باید از تحرکات کلی سازمان در مسیر تحول حمایت کرد و ثانیا به کج‌روی‌های آن انتقاد کرد. باید ایرادها را شناسایی کرد تا رشد به‌وجود آمده ادامه پیدا بکند و در این مرحله متوقف نماند.  مسی که صدا و سیما در آن پای نهاده از چند جهت بسیار خطرناک است. دشمنی باندهای رایج سینمایی و رسانه‌ای در پی کنار رفتن بعضی سلبریتی‌ها، مخالفت رسانه‌های معاند و انتقادات داخلی غیردلسوزانه باعث شده تا صدا و سیما در قدم‌های کوچک و بزرگی که برمی‌دارد دچار مشکل شود. بنابراین معتقدم اولا باید از تحرکات کلی سازمان در مسیر تحول حمایت کرد و ثانیا به کج‌روی‌های آن انتقاد کرد. باید ایرادها را شناسایی کرد تا رشد به‌وجود آمده ادامه پیدا بکند و در این مرحله متوقف نماند. پس  برای پیشرفت و ادامه رشد، لازم است به نقدهای سازنده توجه کرد. این نقدها نه تنها باید اشتباهات را مشخص کنند، بلکه راه حل‌های اصلاحی و پیشنهادهای موثر ارایه دهند. همزمان نباید ریشه‌ای و بنیادی کل روند را زیر سوال ببریم، چرا که این موضوع می‌تواند موجب نزول و سقوط شود. بهتر است بر نقاط ضعف تمرکز کرده و راه‌کارهای عملی ارایه دهیم تا فرایند رشد ادامه یابد و در این مرحله توقف نکند و یا خدای نکرده به مرحله قبل برنگردیم!نکته: پیش فرض این راهبرد این است که ما حرکت و تحول کلی در صدا و سیما و یا همان سند تحول را پذیرفته باشیم.مخاطب؛ هیچ یا همه‌چیز؟لازم بود این نکته با یادداشتی جداگانه همراه شود؛ اما محدودیت زمانی و تعداد پایین یادداشت‌ها باعث شد تا به این نکته مهم در حد یک پاراگراف پرداخته شود. هیچ‌کس منکر اهمیت مخاطب در تلویزیون نیست. اگر مخاطب نباشد، دقیقاً تولیدات رسانه ملی با چه توجیهی انجام می‌شود؟ اما نکته مهم این است که ما مخاطب را همه چیز نبینیم. پس خیلی کوتاه و در یک جمله: اگر صد درصد مردم، مخاطب رسانه ملی بودند و رسانه ملی تفاوتی با رقبای خود مانند شبکه‌های ماهواره‌ای نظیر من ‌ تو بود، اینجا هم سوال پیش می‌آید که دقیقا با کدام منطق، بودجه کلان صدا و سیما باید تامین شود؟! بنظرم جواب چالش اهمیت مخاطب در صدا و سیما به تعادلی میان این دو حالت برمیگردد.</description>
                <category>محمدحسين سلطانی | mohammadhosein soltani</category>
                <author>محمدحسين سلطانی | mohammadhosein soltani</author>
                <pubDate>Thu, 12 Dec 2024 19:16:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>محتوا محوری یا فرم محوری؟</title>
                <link>https://virgool.io/@faghed/%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B1%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D9%81%D8%B1%D9%85-%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B1%DB%8C-x75v2cnyy7ep</link>
                <description>دعوای فرم و محتوا به دوران تحول خلاصه نمیشود. ربطی هم به انقلاب اسلامی ندارد. به قبل از ظهور مسیح و زمانه ارسطو برمیگردد. بزرگان زیادی در این باره و در قالب های متفاوتی از هنر به بحث و نظریه پردازی پرداخته اند. پس من هم ادعای صحت تحلیلم را ندارم. صرفا در چند جمله و بصورت کوتاه، دیدگاه خود را توضیح میدهم؛ چرا که برای درک تحلیل های بعدی، نیازمند فهم برداشت من از این دو مساله هستیم. امیدوارم با تعاریف بنده مخالفت نکنید. با فهم برداشت حقیر از این دو مفهوم، به سمت تحلیل سایر مسائل میرویم.فرم، تکنیک و محتوامحتوا یا مضمون، آن چیزی است که ما با ساخت یک اثر هنری، قصد انتقالش را به مخاطب داریم. آنچه مخاطب، بعد از مواجهه با اثر هنری از آن دریافت میکند. تکنیک، توانایی فنی استفاده از ابزارآلات است. فرم چیزی میان این دو است. یعنی تکنیکی که در راستای محتوا استفاده شده باشد. به آن معنا بدهد و بطورکلی محتوا را در تکنیک مناسب و در راستای خود، اجرایی سازد.پس یک برنامه تلویزیونی میتواند محتوا و تکنیک خوبی داشته باشد؛ اما فرم مناسبی نداشته باشد. یعنی سردبیری قوی باشد، تصویربرداران و صدابرداران و تجهیزات آنها مناسب باشد؛ اما کارگردانی نشده باشد.ایراد دوران تحول؛ محتوا زدگی؟ایرادی که دلسوزان دوران تحول به مدیریت فعلی صدا و سیما و شخص وحید جلیلی -به علت سابقه او در جشنواره عمار و تاکید این جشنواره بر مضمون- میگیرند، عبارت است از محتوا زدگی. این عبارت به این معناست که تاکید و تمرکز سیاست گذار در صدا و سیما و در رده های بالایی تولید بر محتواست. منتقدان معتقدند جریان تصمیم ساز در صدا و سیما، خط قرمز تولید برنامه ها را صرفا موارد محتوایی میداند.خب با توجه به عبارات گفته شده، تفاوت تکنیک، محتوا و فرم روشن شد. بیایید هر سه این موارد را در صدا و سیمای جلیلی بسنجیم.تکنیک:بخضی از تولیدات صدا و سیما (غالبا زنده و مستقیم) در استدیوهای داخلی معاونت سیما تولید میشوند. مشخصا در این استدیوها، کارمندان صدا و سیما شاغل هستند و با عوض شدن مدیران سازمان و حتی خط فکری و تصمیمات آنها، در تکنیک برنامه ها تغییری حاصل نمیشود. بخشی از تولیدات هم که در خارج سازمان تولید میشوند، با توجه به تنوع محدود قابلیت های تکنیکی در تولیدات تلوزیونی در صدا و سیما، بسته به بودجه، تعیین میگردد. ما به دنبال بررسی تخصصی تفوات های تکنیکی در سازمان صدا و سیما نیستیم؛ اما ادعایی مبنی بر کم شدن بودجه برنامه ها اعلام نشده. در برنامه ها بطور فاحش شاهد کاهش یا افزایش کیفیت فنی نیستیم.تحلیل فرمیک هر اثر هنری اعم از برنامه تلویزیونی، کار هر بیننده و خبرنگاری نیست. منتقدان فرمالیست و دنیا دیده کمی در تشخیص فرم آثار نظر میدهند. مشخصا آنچه در دیدگاه خبرنگاران منتقد جریان تحول است، همان تکنیک است.پس دقیقا چه اتفاقی افتاده؟ بررسی یک نمونهاگر بخواهیم دقیقتر به این چالش بپردازیم، باید بدانیم جریان منتقد، با کلی نگری فرآیند تغییرات برنامه ها را می بیند. بطور مثال خندوانه رامبد جوان را با سید خندان محمدرضا شهبازی مقایسه میکنند. خندوانه فاقد محتوای لبه تیز بوده. اتاق فکرش، حول مسائلی مانند خنده و انسانیت بوده که شاید در هیچ جای دنیا هر چقدر هم عیان گفته شود، کسی گارد نگیرد و گله مند نشود؛ اما سید خندان که اتاق فکری با دغدغه ها و مسائل متفاوت و انقلابی دارد، مشخصا برای مخاطب تیز است و نرمی گذشته را ندارد. مخالفان جریان تحول هم همین مثال را می بینند و با خود به درستی میگویند مخاطب طبقه متوسط شهری این برنامه را دوست ندارد.هم منتقد درست میبند، هم مدیر تصمیم گیر. او دغدغه از دست نرفتن مخاطب را دارد، مدیر دغدغه پخش شن برنامه ای متناسب با ریل گذاری ها را.در این باره لازم است هفته آینده مفصل تر به این مسئله بپردازیم.با طرح این مسئله: &quot;ایرادات دوران تحول؛ برگشت به عقب یا رو به جلو&quot;</description>
                <category>محمدحسين سلطانی | mohammadhosein soltani</category>
                <author>محمدحسين سلطانی | mohammadhosein soltani</author>
                <pubDate>Fri, 06 Dec 2024 15:59:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا حذف سلبریتی‌ها کار درستی بود؟</title>
                <link>https://virgool.io/@faghed/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%AD%D8%B0%D9%81-%D8%B3%D9%84%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D9%88%D8%AF-dqnfux1uvvkm</link>
                <description>بزرگترین نقدی که رسانههای مخالف -اعم از رسانههای متمایل به جریان اصولگرایان و اصلاحطلبان- به دوران تحول در صدا و سیما وارد کردند، حذف سلبریتیها بود. در ادامه دوست دارم پرونده حذف سلبریتیها در دوران تحول را بررسی کرده و با شما به اشتراک بگذارم.آیا حذف سلبریتی از تی وی ممکن است؟سلبریتی پدیده دنیای مدرن و البته رسانه های مدرن دیداری-شنیداری است. به هر صورت هر کسی مقابل دوربین قرار بگیرد، بعد از مدتی برای مردم تبدیل به یک کاراکتر جذاب خواهد شد و عموما به تدریج فالوور بالاتری پیدا خواهد کرد.محسن مهدیان، فعال رسانهای در برنامه جهان آرا تعریف درستی از حکمرانی سلبریتی ها ارائه داد: &quot;سلبریتیها را نمیتوان حذف کرد چون اولا فرهنگ هواداری وجود دارد دوم اینکه آن شخص به هر طریق معروف شده و نمیتوان به او گفت حرف نزن! باید ببینیم دنیا با سلبریتیها چگونه مواجه شده؛ در کشورهای غربی سلبریتیها باید مالیات بدهند و حرف نادرستی بدون سند و مدرک نزنند، حتی برای استفاده از فیلترهای تصویری روی چهرهشان هم قوانینی وضع شده است.&quot; این دیدگاه از آن جهت محترم است که اولا معتقد است ما در این عصر ناگزیر به وجود سلبریتیها هستیم و ثانیا دنیا هم با مسئله سلبریتی ها و تاثیرات مثبت و منفی آن مواجه است و حتما میتوان از تجارب دنیا در این زمینه بهره برد. چرا که نسبتا ابعاد مسئله در کشور ما و بعضی کشورها، مشابه همدیگر بوده و میتوانند مورد قیاس قرار گیرند.واقعا سلبریتی ها حذف شده اند؟اگر از مدیران موثر در این مسئله در دوران تحول بپرسید، واژه حذف را برای حکمرانی سلبریتی ها انکار میکنند.پیمان جبلی در مصاحبه ای در تاریخ بیست و دوم مهرماه 1402 گفت: &quot;من وارد اسامی نمیشوم اما حرفی را که بارها گفتهام را باز هم تکرار میکنم که درِ صدا و سیما به روی هنرمندانی که بخواهند به مردم خدمت کنند باز است.&quot;در مصاحبه ای دیگر وحید جلیلی، قائم مقام فرهنگی صدا و سیما در تاریخ ؟ گفت: &quot;موقعی که صداوسیما را تحویل گرفتیم، متوسط بیننده سریالها ۲۴ درصد بود. نتفلیکس که تحویل نگرفتیم. طوری حرف میزنند که یک جریان رسانهای متنوع، رنگارنگ، پررونق و پرمخاطب داشتیم و یکباره افول کرد! دلیل اینکه تحول لازم و ضروری شد این بود که شما گفتید به ما اجازه دهید از آرمانها کوتاه بیاییم و خط سبزی اداره نکنیم تا میتوانیم به سلبریتیها میدان بدهیم که اینها برای ما مخاطب بیاورند تا نظام قوی شود. بعد از بیست سال چه شد؟ هم مخاطب بهشدت ریزش و افت کرد، هم سر بزنگاهها کسانی که برکشیدید، از جبهه دشمن سر برآوردند.&quot;البته در فرایند تصمیم گیری برای همکاری با مجری، در لایه مدیران، مدیران دیگری هم دخیل اند؛ بطور مثال مدیریت شبکه نسیم در این فرایند، مشخصا دخیل بوده و تصمیم ساز است.او در مصاحبهای در تاریخ ؟ در جواب به خبرنگاران گفت: &quot;ما تمایل داریم با چهرهها کار کنیم و تعامل هم وجود دارد. برخی از هنرمندان انتخاب کردهاند که در فضای شبکه نمایشخانگی کار کنند؛ برخی هم سینما را انتخاب کردهاند. اما اینکه جایی گفته شود درِ شبکه نسیم به روی کسی بسته بوده و یا از طرحها و ایدهها و حضورشان استقبال نکردهایم این حرف از اساس اشتباه است. هیچ هنرمندی را نمیتوانید مثال بزنید که تمایل به همکاری داشته باشد و در شبکه نسیم جلوی کارِ او گرفته شده باشد.&quot;حال بیایید صداقت تصمیم گیران را بصورت مصداقی و درباره چند سلبریتی -که در سال های گذشته از صدا و سیما خارج شده اند- ارزیابی کنیم.مهران مدیری&quot;دورهمی&quot; با اجرای مهران مدیری، پربینندهترین برنامه تاریخ تلویزیون ایران است.{} مشخصا ادامه همکاری مسئولان صدا و سیما با مهران مدیری و تیم سازنده(بطور مثال سید مصطفی احمدی، تهیه کننده برنامه)، باعث جذب مخاطب بیشتر در صدا و سیما و البته شبکه نسیم بوده است. اما برنامه مهران مدیری از مرداد 1400 دیگر روی آنتن نرفت. در بررسی علت عدم همکاری او با سازمان، نمیتوان بطور دقیق بررسی کرد؛ اما با بررسی صحبت های محمدرضا خوشرو می توان به نتایج متفاوتی با آنچه در رسانه ها و اذهان عمومی دست به دست میشود، رسید. خوشرو عنوان کرد &quot;تلویزیون هیچ مشکلی با مهران مدیری ندارد و او اخیراً توافقی برای ساخت یک کار نمایشی داشته است. همچنین فصل پنجم «دورهمی» یک گیر اداری و قراردادی با تهیهکننده دارد که حل شود حتماً ادامه قسمتهای پخش شده هم روی آنتن خواهند رفت.&quot;رامبد جوانبه تازگی رامبد جوان با رسانه اصلاح طلب شرق مصاحبه ای ویدیو ترتیب داده و در بخشی از آن، به گذشته خود و بخصوص برنامه خندوانه پرداخت. او در جواب سوال بهناز شیربانی، خبرنگار فرهنگی شرق &quot;این اختلاف و فاصله شما با تلویزیون از چه زمانی ایجاد شد؟&quot; گفت: &quot;از سال 98 بهطور جدی شروع شد. من سال 98 هم قصد نداشتم تلویزیون کار کنم. یک برنامه استندآپ بیرون از تلویزیون ساختم که در تلویزیون برنامه نداشته باشم. ساختم، هزینه کردم و اسپانسر گرفتم. سروش صحت، ویشکا آسایش و خودم داوران این برنامه بودیم. چهار قسمت ضبط کردیم، تا به پخش رسید، اجازه پخش ندادند. آنقدر اجازه ندادند که داشت به یک دعوای بزرگ میرسید. پای نهادهای تصمیمگیرنده بین فضای مجازی، تلویزیون و وزارت ارشاد به میان آمد. قدرتنمایی بین تلویزیون و باقی ارگانها بود. گفته شد برنامهسازی متعلق به تلویزیون است، ولی سریال، فیلم و مستند را پلتفرمها هم میتوانند بسازند و پخش کنند که دقیقا تلویزیون در همین نقطه هم شکست خورد؛ چراکه چند ماه بعد «همرفیق» شهاب حسینی منتشر شد. نتوانستند مقابل این جریان بایستند.&quot;خندوانه در هشت فصل از خرداد 1393 تا مرداد 1401 پخش شد و همواره مورد اقبال مخاطبان قرار گرفت. رامبد جوان در فصل چهارم برنامه &quot;خندوانه&quot;سروش صحتقسمت آخر فصل پنجم کتاب باز در 13 دی 1399 با میزبانی سروش صحت از حبیب احمد زاده پخش شد. خوشبختانه دقیقا در همین مورد و بصورت مصداقی، از رئیس صدا و سیما درباره حضور سروش صحت، سوال شد: &quot;تهیهکننده این برنامه در فصل قبل و در دورهای پیش از این که من رئیس صداوسیما باشم برنامهاش تمام شده بود. من وقتی آمدم مطلع شدم. حالا هم تهیهکننده، مدیر گروه و مدیر شبکه تصمیم خواهند گرفت که فصل جدید را چگونه شروع کنند.&quot;نتیجه گیریدر مواجهه با سلبریتی ها باید اصول مند مواجه شد.مدیریت فعلی بنظر بدنبال حذف سلبریتی ها نبوده؛ اما مخالف باج دادن به آنها به هر نحوی است.مدیریت جذابیت صرفا با اتکا به سلبریتی ها، مدیریت حداقلی رسانه ملی است.</description>
                <category>محمدحسين سلطانی | mohammadhosein soltani</category>
                <author>محمدحسين سلطانی | mohammadhosein soltani</author>
                <pubDate>Thu, 21 Nov 2024 23:23:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیریت خط قرمزی؛ نقطه اختلاف</title>
                <link>https://virgool.io/@faghed/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%AE%D8%B7-%D9%82%D8%B1%D9%85%D8%B2%DB%8C-%D9%86%D9%82%D8%B7%D9%87-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%81-cioob9gy3fny</link>
                <description>مدیریت خط قرمزی و مدیریت خط سبزیوحید جلیلی سالها در پی نقد سازمان صدا و سیما بعنوان یکی از تاثیرگذارترین نقش آفرینان فرهنگی است. او دست به خلق ادبیاتی نو در تفاوت میان مدیریت فرهنگی منفعل و فعال زده و مدیریت مبتنی بر مدیریت فرهنگی در غرب را مدیریت خط قرمزی میداند. مدیریت خط قرمزی به زبان ساده یعنی مدیریت فرهنگی با محوریت مدل غربی منتها با متناسب سازی آن با خط قرمزها و هنجارها. او در جایی مدیریتت خط قرمزی را اینطور بیان میکند: &quot;در واقع ما مدیر فرهنگی را مدیری تعریف می‌کنیم که تنها قرار است ناظر و مراقب باشد که احیاناً تصویر نادرستی پخش نشود یا مطلب ناموجهی عنوان نشود.&quot;{1} در مقابل مدیریت خط سبزی یعنی باید با دست پر به استقبال تولیدات فرهنگی رفت. یعنی نباید محوریت تولیدات را از غرب گرفت و تنها آن را از فیلتر اسلام رد کرد. باید از مبنای فرهنگی خود، متناسب با قالب تلویزیونی، تولید کرد و برای تولیدات، برنامه محتوایی و فکری داشت.دین سالاری مردمی و مردم سالاری دینیتمثیلی میان مردم سالاری دینی و دین سالاری مردمی وجود دارد. دین سالاری مردم یعنی سالار دین است. محوریت با دین است. دین به هر نحوی. دین را اجرا کن و سعی کن مردم را هم به نحوی راضی نگه داری. در مقابل مردم سالاری دینی یعنی دین را تمام و کمال با محوریت و اراده مردم اجرا کن. به نحو دقیق تر یعنی &quot;براساس دین و اسلام، سالار زندگیِ جامعه خود مردمند&quot;{3}. من این دو راهبرد را به دوگانه مدیریت خط قرمزی و خط سبزی تشبیه میکنم. از این جهت که در مدل اول ما یک نمونه حداقلی از دین را اجرا کرده و سعی داریم تا آنجا که از حدود دین رد نشده ایم و صدای مراجع و حوزه های علمیه در نیامده، جذابیت سازی کنیم. اگر بخواهیم مدیریت فرهنگی ما در مدل دوم که گویای عملکردی جامع و حداکثری از دین است، بگنجد. باید مفاهیم فرهنگی را از دین استخراج کرده و با محوریت و مبنای دینی درست، تولید محتوا کنیم. یعنی جذابیت ها، جذابیتی نباشند که اگر بخواهند از حدی بیشتر شوند، از خط قرمزها عبور کنند.استدلال سلبی در حوزه فرهنگ، به راحتی آب خوردنیک نکته مهم تا قبل از دوران تحول، مسئولیت نداشتن وحید جلیلی بود. شاید بتوان گفت عموم منتقدان، نمی‌توانند با واقع گرایی نقد کنند و البته این بدان معنا نیست که باید وضع مطلوب را آلوده به واقع گرایی کرده و وضع موجود را با گفتار درمانی هضم کنیم. یکی دیگر از ایرادات منتقدان، امکان استدلال سلبی است. بدان معنا که آنها وجبور نیستند بعد از رد یک مدل، مدل دیگری جایگزین کنند؛ حال آنکه یک مدیر هیچ‌گاه نمی‌تواند با صرف رد یک مدل، به کار خود ادامه دهد. مخصوصا درباره پلتفرم تلویزیون. چرا که اساسا تلویزیون پدیده‌ای ۲۴-۷ است و صدا و سیما نمی‌تواند پر کردن یک ساعت کنداکتور حدود ۲۰ شبکه‌اش را حتی برای یک‌ روز عقب بیاندازد.در این میان اما وحید جلیلی معتقد است بعضی از این برنامه‌ها رویکرد درستی را طی کرده‌اند‌. او در مصاحبه‌ای که در خرداد 1402 با مجله سوره{2} انجام داده، از تولید برنامه‌هایی همچون کلمه و سیدخندان و سندباد خوشحال است و معتقد است آنها در این نظام فکری جای میگیرند.یک نکته مهم تا قبل از دوران تحول، مسئولیت نداشته وحید جلیلی بود. شاید بتوان گفت عموم منتقدان، نمی‌توانند با واقع گرایی نقد کنند و البته این بدان معنا نیست که باید وضع مطلوب را آلوده به واقع گرایی کرده و وضع موجود را با گفتار درمانی هضم کنیم. یکی دیگر از ایرادات منتقدان، امکان استدلال سلبی است. بدان معنا که آنها وجبور نیستند بعد از رد یک مدل، مدل دیگری جایگزین کنند؛ حال آنکه یک مدیر هیچ‌گاه نمی‌تواند با صرف رد یک مدل، به کار خود ادامه دهد. مخصوصا درباره پلتفرم تلویزیون. چرا که اساسا تلویزیون پدیده‌ای ۲۴-۷ است و صدا و سیما نمی‌تواند پر کردن یک ساعت کنداکتور حدود ۲۰ شبکه‌اش را حتی برای یک‌ روز عقب بیاندازد.  پایین آمدن میزان مخاطب؛ حاصل مدیریت خط سبزی؟در دوران قبل هم ما شاهد افت محسوس سالانه مخاطبان بودیم{4}؛ اما مخاطب صدا و سیما در دوران تحول، افت شدیدی داشته است. جا دارد که به این سوال جواب دهیم: آیا این کاهش شدید درصد مخاطبان، به مدیریت تحولی و سیاست های آن بر میگردد؟فکر کنید شما کشوری دارید با دشمن های بزرگ که هر آن ممکن است علیه شما در زمینه اقتصاد فعالیتی را شروع کند. شما وظیفه دارید تا می توانید به خود و کشورهایی م=وابستگی اقتصادی داشته باشید که تخ=حت نفوذ و سلطه دشمن نباشند و نتوانند بر روی شما و مردم شما فضار اقتصادی وارد کنند. در صورتی که با روی کار آمدن ترامپ و اعمال تحریم های فلج کننده، افسار تورم از دست مدیر خارج میشود.مدیریت صدا و سیما تا قبل از پاییز 1401، به مانند مدیریت اقتصاد در شرایط غیر تحریمی بود. پر مخاطب ترین برنامه های صدا و سیما،؛ همگی برنامه هایی بودند که بخاط سلبریتی هایشان، پر طرفدار شده اند. حال آنکه بعد از پاییز 1401 و تحریم صدا و سیما توسط سلبریتی ها، نمیتوان انتطار داشت که آن سازمان به روزهای قبل از آن برگردد. یعنی وابستگی شدید صدا و سیما به سلبریتی ها که شاید حاصل همان مدیریت خط قرمزی باشد، باعث شد تا بعد از بیرون رفتن سلبریتی ها بعد از قضایای 1401، این سازمان با کاهش شدید مخاطب مواجه شود. البته لازم است به دو نکته مهم اشاره کنیم. اولا بار کاهش مخاطبان را نمیتوان به طور کامل به دوش خروج سلبریتی ها گذاشت. و دوم اینکه همه سلبریتی هایی که رفته اند، بدلیل اتفاقات سال 1401 نبوده و مشکلات دیگر داخلی و مدیریتی قطعا تاثیر گذار بوده است.یادداشت های بعدی...تفاوت رویکردی دو دوره مدیریت سیما؛ عملکرد صداوسیما در انتخابات 1403 چه تفاوت هایی با انتخابات 1400 داشت؟آیا حذف سلبریتی ها از صدا و سیما کار درستی بود؟محتوا محوری یا فرم محوری؟ رابطه مدیریت خط سبزی با بومی سازی چگونه است؟تحول؛ توهم یا واقعیت؟ بررسی نقدهای پایگاه‌های فرهیختگان و انتخاب به عملکرد صدا و سیما به عنوان یکی از بزرگترین مخالفان رسانه‌ای-خبری صدا و سیما؟منابع:ضرورت گذر از مدیریت خط قرمزی به مدیریت خط سبزیشماره دوم نشریه سورهصدای حوزه: مردم سالاری دینی یا دین سالاری مردمی</description>
                <category>محمدحسين سلطانی | mohammadhosein soltani</category>
                <author>محمدحسين سلطانی | mohammadhosein soltani</author>
                <pubDate>Sat, 16 Nov 2024 14:49:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مقدمه مدیریت در صدا و سیما</title>
                <link>https://virgool.io/@faghed/%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85%D9%87-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%B5%D8%AF%D8%A7-%D9%88-%D8%B3%DB%8C%D9%85%D8%A7-otfyrzoisggs</link>
                <description>بسم الله الرحمن الرحیمکمتر کسی اهمیت صدا و سیما در ساختمان فرهنگ کشور را انکار میکند. صدا و سیما بیشترین بودجه در میان سازمانها و ارگان های فرهنگی را دارد و البته انحصار پخش کانال های تلویزیونی در کشور، در اختیار صدا و سیما است. بی شک میتوان گفت ریاست این سازمان، اثرگذارترین مدیر فرهنگی کشور است. جایگاهی که در ابتدای انقلاب توسط شورای قوای سه گانه تعیین و تکلیف میشد؛ اما در سال 68 و با اصلاح قانون اساسی، نصب و عزل این جایگاه به عهده مقام معظم رهبری افتاد.در این میان، با آمدن هر کدام از افراد برای جایگاه مدیریتی صداوسیما، عقاید و افکار جدیدی به این سازمان وارد شد. به نوعی در هر پنج ساله -یا ده ساله- مدیریتی، هر کدام از افراد، تئوری مدیریت فرهنگی جدیدی وارد شوراهای محتوایی و اجرایی صدا و سیما کرده اند.در هفته های آینده قصد دارم تا با طرح 5 مساله، به بررسی عمیق تر سازمان صدا و سیما بپردازم. بررسی این موضوعات کمک میکند تا با دید جامع و عمیق، دست به تحلیل صدا و سیما و مدیریت آن بزنیم.ساختمان شیشه ای؛ دفتر مدیریت صدا و سیمای جمهوری اسلامی
فهم و درک وضع مطلوب صدا و سیماوجود نظرات امام خمینی ره و رهبر انقلاب در حوزه صدا و سیما، نشان دهنده اهمیت آن در نقشه راه کلی کشور در چهارچوب فکری مدیریت و رهبری انقلاب بوده است. شاید برای درک وضع مطلوب صدا و سیما، هیچ کاری بهتر از خوانش این نظرات نباشد.کتاب &quot;منشور رسانه&quot; بررسی اهداف، سیاست ها و مسئولیت های رسانه ملی از منظر امام ره و مقام رهبریبررسی کلی دوره های قبلی صدا و سیماصدا و سیما مانند هر سازمان رسانه ای و فرهنگی دیگری، اوج و فرودهایی داشته. بعد از دوران دفاع مقدس، محمد هاشمی، علی لاریجانی، عزت الله ضرغامی، محمد سرافراز، عبدلعلی علی عسگری و پیمان جبلی بر این سازمان مدیریت کرده اند. نگاهی کلی به تئوری مدیریتی و فرهنگی و بررسی آثار و آمار برای هر دوره، کمک میکند تا با مدل های مدیریت فرهنگی اجرا شده بر این سازمان، آشنا شده و از آن ها درس بگیریم. کدام یک در روایت دفاع مقدس موفق تر بوده اند؟ کدام دوره صدا و سیما مخاطبان بیشتری داشته؟ کدام مدیریت مسبب ناکارآمدی نیروی انسانی و کدام مدیریت در صدد رفع این عیب بوده است؟ و ده ها سوال دیگر که کمک میکند آگاهانه درباره وضعیت فعلی این سازمان و روندهای مدیریتی 30 سال اخیر قضاوت کنیم.دوره مدیریت محمد سرافراز بر صدا و سیمامحمد سرافراز چهارمین رئیس صدا و سیما با حکم رهبری بود. سابقه حضور او در سازمان؛ به بیش از بیست سال قبل از مدیریتش بر می گشت. او از معاونت بین الملل سازمان صدا و سیما به ساختمان شیشه ای و دفتر مدیریت رفت. سرافراز ایده های بزرگ بسیاری برای تحول در سازمان داشت؛ اما در کمتر از دو سال، از این پست استعفا داد. او بعدها درباره این استعغا با میلاد دخانچی مصاحبه کرد. متن آن مصاحبه به کتابی به نام &quot;روایت یک استعفا&quot; تبدیل شد. کتاب الکترونیکی &quot;روایت یک استعفا&quot; محمد سرافرازدرک و فهم تحولدر دوره ای که مدیریت صدا و سیما بر عهده آقای علی عسگری بود، سندی با هدف تحول در سازمان تالیف شد. این سند، شامل نکات اجرایی در سازوکار ساخت برنامه ها در صدا و سیما بود. به این نکته هم توجه کنید که این سند قبل از مدیریت آقای جبلی به رهبر انقلاب اهدا شد. مطالعه کامل دوازده محور این سند کمک میکند تا با سیر تحول صدا و سیما در مدیریت پیمان جبلی و با قائم مقامی وحید جلیلی همراه شویم.سند تحول رسانه ملیبررسی عملکرد صدا و سیما در دوران تحولحالا نوبت بررسی عملکرد صدا و سیما در دوران تحول است. دوران تحول، شاید یکی از پرچالش ترین دوران های مدیریتی صدا و سیما باشد. دورانی که با خروج سلبریتی ها از سازمان و اغتشاشات 1401 همراه شد. از همان سال 1400 و آغاز مدیریت جبلی بر سازمان صدا و سیما اما تحول، مورد ارزیابی عده زیادی قرار گرفت. افراد زیادی این سند را مغایر با اصل ملی بودن این رسانه میدانستند. مخصوصا که اجرای این سند، با قائم مقامی وحید جلیلی همراه شد. فردی که از مدتها قبل از طرف بسیاری از شاخه های فرهنگی کشور، مخالفان جدی داشت. جریان های سیاسی کشور به مقابله با این جریان پرداخته و تبعا عده ای هم در دفاع از مدل جدید مدیریتی صدا و سیما، به میدان آمدند. مرور نظرات افراد حول دوران تحول، با جناح های سیاسی متفاوت و افکار و مبانی مختلف، خالی از لطف نیست. شاید بتوان این دوران را با بررسی آمارها و پیمایش های ملی و مقایسه خروجی با سند، ارزش گذاری کرد. آیا مدیریت پیمان جبلی در صدا و سیما، این سازمان را به اهداف عالیه خود نزدیکتر کرده است؟</description>
                <category>محمدحسين سلطانی | mohammadhosein soltani</category>
                <author>محمدحسين سلطانی | mohammadhosein soltani</author>
                <pubDate>Fri, 08 Nov 2024 07:43:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تعداد سالن های سینما به نسبت جمعيت | در ایران به ازاي هر چند نفر، يك سالن سینما وجود دارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@faghed/%D8%AA%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%B3%D8%A8%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B9%D9%8A%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D9%8A-%D9%87%D8%B1-%DA%86%D9%86%D8%AF-%D9%86%D9%81%D8%B1-%D9%8A%D9%83-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-jiitlilsprx4</link>
                <description>سینما، پرمخاطب ترین و البته پردرآمدترین صنعت فرهنگی جهان است. در این مقاله قصد داریم نگاهی به آمار سالن های سینما در چند کشور دنیا بیاندازیم و آنها را با هم مقایسه کنیم. چه کشورهايی بیشترین سالن سینما(به نسبت جمعیت خود) را دارند؟ وضعیت ایران در این مقایسه چطور است؟ترکیهبر اساس موسسه رسمی داده های دولت ترکیه، تعداد سالن های سینما در سال ۲۰۲۰ میلادی، البته با کاهش نسبت به سال ۲۰۱۹، ۲۴۰۰ سالن است[1]. با توجه به جمعیت ترکیه در این سال، که ۸۴ ميلیون و ۳۰۰ هزار نفر است، میتوان به این نتیجه رسید که به ازای هر ۳۵ هزار نفر، یک سالن سینما وجود دارد.فرانسهجمعیت فرانسه در سال ۲۰۲۰، ۶۵,۲۷۳,۵۱۱ نفر بوده و در این سال طبق آمار، ۲۰۴۱ سالن بوده[2]. با این حساب، در فرانسه، به ازای هر ۳۲ هزار نفر، يك سالن سينما وجود دارد.تعداد سالن هاي سينما در فرانسهچينرشد بالای تعداد سالن های سینما در چین از سال 2009 تا 2021همانطور که میدانید چین پرجمعیت ترین کشور دنیاست و جمعیتي ۱ میلیارد و ۴۰۰ میلیون نفري دارد. با توجه به آمار سالن های سینما در چین که ۸۲ هزار تا در سال۲۰۲۰ است[3]، میتوان نتیجه گرفت در چین، به ازای هر هفده هزار نفر، یک سالن سینما وجود دارد! آماری خیره کننده و عجیب از تعداد سالن های سینما در چین.ایالات متحده آمريكاطبق آمار هاي رسمي، جمعيت آمريكا ۳۳۱ میليون نفر است و با احتساب سالن های روباز و ماشینی (Drive-In)، در سال ۲۰۲۰، ۵۸۰۰ سالن در آمریکا وجود داشته[4]. بر این اساس، در آمریکا برای هر ۵۷ هزار نفر یک سالن سینما وجود دارد.جمعیت آمریکا در 70 سال گذشتهایرانآمار سالن های سینما در کشورمان، نشان دهنده ۶۳۱ سالن سینما(در سال ۹۹) هستند[5] که با توجه به جمعیت ۸۴ میلیون نفری كشورمان، در ايران براي هر ۱۳۳ هزار نفر، یک سالن سینما وجود دارد.جمعیت سالانه کشور در 70 سال گذشتهتعداد بالاي سالن هاي سينما، لزوما خوب يا بد نيست. مهم تر از سالن های سینما، فیلم هایی است که بر پرده آنها قرار است اکران شود؛ اما در هر صورت براي نقش آفريني و توسعه فرهنگي، سينما يك عامل مهم و لازم است و اهميت توسعه همه جانبهٔ آن، انكار نشدني است.‌ سينمايي كه تاثير گذارترين رسانهٔ جهان بر مخاطبان خود است.در مقاله بعد، به مقايسه تعداد فيلم ها در ژانر هاي مختلف سينمايي در كشور هاي محتلف از جمله ايران ‌مي‌پردازيم.منابع:جمعيت ها Number of movie halls, audiences falling in Turkey - Türkiye News (hurriyetdailynews.com)https://www.statista.com/statistics/1228833/number-of-cinemas-france/#:~:text=The%20number%20of%20cinemas%20established,in%202014%20with%202%2C020%20cinemas.https://www.statista.com/statistics/279111/number-of-cinema-screens-in-china/https://www.natoonline.org/data/us-cinema-sites/https://www.mizan.news/757081/%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A8%D8%B1/</description>
                <category>محمدحسين سلطانی | mohammadhosein soltani</category>
                <author>محمدحسين سلطانی | mohammadhosein soltani</author>
                <pubDate>Wed, 16 Nov 2022 19:35:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ستاره هایی که از قطار قطر جاماندند!</title>
                <link>https://virgool.io/@faghed/%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%82%D8%B7%D8%A7%D8%B1-%D9%82%D8%B7%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86%D8%AF-diqb9iwzm8wi</link>
                <description>مقدمهستاره های درخشان دنیای فوتبال، عموما بعد از چند سال، به لیگ کشوری که در اون بازی میکنند و البته لیگ قهرمانان اروپا دست می‌یابند؛ اما نقطه ای وجود داره که همه ستاره ها نمیتونند به آن به راحتی وارد شوند. جام جهانی. بزرگترین آوردگاه فوتبال جهان و معتبرترین تورنمنت ورزشی در دنیا.محمد صلاح-مصرصلاح در هشت اکتبر دو هزار و هفده با پنالتی دقیقه نود و پنج اش تونسته بود مصر را به روسیه برساند که با سه باخت در مرحله گروهی از آن حذف شد. این بار امّا شاگردان مرد پرحاشیه فوتبال ایران، کی‌روش، نتوانستند به جام جهانی صعود کنند. حالا ستاره لیورپول باید بازی هم‌تیمی هایش در لیورپول را از پشت صفحه تلویزیون نگاه کند.داوید آلابا-اتریشبعد از صلاح، دومین نفر از حاضران فینال چند روز پیش لیگ قهرمانان اروپا، داوید آلاباست که نتونست با تیم ملی اتریش، بلیط سفر به قطر رو خریداری کنه و حالا باید به چهار سال دیگر و سی و سه سالگی‌اش امیدوار باشد که شاید این بار بتواند به بهانه جام جهانی بیست بیست و شش، به آمریکا، مکزیک و کانادا برود.ارلینگ هالند-نروژنروژ آخرین بار بیست و چهار سال پیش، به جام جهانی که قرار بود در فرانسه برگزار شود، صعود کرد و شاید برای طرفداران هالند، صعود نکردن به جام جهانی اتفاق نادری نبود و میشد آن را پیش بینی کرد. به هر حال آنها منتظرند عملکرد بازیکن محبوبشان را در تیم جدیدش، سیتی ببینند.زلاتان ابراهیوویچ-سوئدخط آخر داستان صعود سوئد به بازی های پلی‌آف گره خورده بود که با شکست در مقابل لهستان، به پایان تلخ خود رسید و زلاتان را در حسرت بازی های سوئد در روسیه نگه داشت. او در جام جهانی بعدی، چهل و چهار ساله میشود و شاید این حقیقت، طرفداران او را بیش از پیش، ناراحت و ناامید کند.دوناروما-ایتالیادروازه‌بان پنجاه ملیون یورویی پی‌اس‌جی که عملکردش در یورو بیست بیست برای ایتالیا، مورد تحسین طرفداران فوتبال قرار گرفت هم به قطر نرسید و غیبت او، شگفتی تلخ نرسیدن ایتالیا به پرواز قطر را تلخ تر از قبل کرد؛ امّا نکته مهم، بیست و سه ساله بودن دوناروماست که نوید بخش روز های حضور او در سال های دیگر است. نتیجه‌گیریجام جهانی نشون داده مهم نیست چند روز پیش در فینال لیگ قهرمانان اروپا، نود دقیقه بازی کرده باشید یا بهترین بازیکن فصل معتبرترین لیگ اروپا شده باشید. ده بار سینی نقره‌ای بوندسلیگا را بالای سرتان برده باشید یا در چهل سالگی جفت پاهایتان را تا شونه هایتان بالا می‌آورید؛ برای رسیدن به قطر، ستاره بودن کافی نیست‌. باید یک تیم منسجم و هماهنگ، و البته ده تا هم تیمی قوی داشته باشید!</description>
                <category>محمدحسين سلطانی | mohammadhosein soltani</category>
                <author>محمدحسين سلطانی | mohammadhosein soltani</author>
                <pubDate>Fri, 10 Jun 2022 19:48:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درباره زر امیرابراهیمی</title>
                <link>https://virgool.io/@faghed/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B2%D8%B1-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85%DB%8C-xhgcz9spldzd</link>
                <description>در مصاحبه با لِ‌موند گفته بود فرانسوی بلد نبوده و هیچ چیز از صنعت فیلم در آنجا نمیدانسته، دو-سه سال خودش را با کار های &#x27;عجیب و غریب&#x27; سرپا نگه داشته و هیچ کس کمکش نمیکرده، گفته بود نمیدانسته کجا فرود آمده! دعوت اش که میکنند برود جایزه کار های خوب و بدرد بخورش را بگیرد، در جمله اول &quot;اسپیچ‌&quot;ش میگوید خوشحالی برایش یک مفهوم عمومی است و نمیتواند وقتی مردم ایران ناراحت اند، خوشحال باشد؛ به جمله سوم که میرسد، به فارسی میگوید &#x27;الآن خیلی خوشحال&#x27; است و پایین که میرود جلوی دوربین ها کَج می‌ایستد و میخندد و با جایزه‌اش عشق بازی میکند. او همزمان ناراحت است، چون مردم ایران داغدارند و حالشان خوب نیست. خوشحالی هم که یک مفهوم عمومی است. خودش هم فرانسه را اینطور توصیف‌ کرده بود. میگفت فرانسه خوشحال است؛ اما میخواهد ناراحت باشد!  شاید نمیداند ما ایرانی ها امام رضا را از ته دلمان دوست داریم. نمیداند یا نخواسته که بداند هنوز جای کمک های قبلی &#x27;فِقَنسْ&#x27;، درد میکند. احتمالا نمیداند کن را مکرون برگزار میکند یا شاید هم واقعا نمیدانسته کجا فرو آمده و هنوز نفهمیده. هر چه باشد سلبریتی ها هم پول و مقام و جایزه و &#x27;رِدکارپِت&#x27; و تشویق و سن و میکروفون و تیتر اول بودن و &quot;فِیمِس&quot; شدن را دوست دارند.</description>
                <category>محمدحسين سلطانی | mohammadhosein soltani</category>
                <author>محمدحسين سلطانی | mohammadhosein soltani</author>
                <pubDate>Mon, 30 May 2022 14:42:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سلام خانم خبرنگار؛</title>
                <link>https://virgool.io/@faghed/%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85-%D8%AE%D8%A8%D8%B1%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1-wqpcts6wrwoq</link>
                <description>سلام خانم خبرنگار؛ دو سال پیش که هنوز ویروسی نیامده بود خیابان و مدرسه و خانه هایمان را اشغال کند، جای شما خالی چند نفری به مرز عراق رفته بودیم و دو سه ساعت منتظر مُهر ویزا سر صف علّاف شده بودیم، گذرنامه هایمان(همان پاسپورت شما) را باز کردیم که کمی فکر و خیال ببرتمان و متوجه وقت نشویم و دل مان بهانه نکند. با خود گفتیم مثلا اگر روزی به لندن رفتیم و دلمان خواست برویم محمد صلاح را ببینیم، لازم است تا آنفیلد تاکسی سوار شویم و حتما نیاز است کارت اعتباری مان(کِرِدیت کارت) را درآوریم و کرایه آقای راننده را در آن آفتابِ تند، سریع به حسابش بزنیم، شما حتما بهتر از من میدانید که لازم است در بانک هایشان، حساب باز کنیم و مجبوریم برای خانمِ احتمالا عصبانیِ باجّهء توئِلو، شماره گذرنامه مان را بخوانیم و آنجا زشت است آن را حفظ نباشیم.خلاصه که دیدیم صفحه آخر گذرنامه‌مان نوشته اند دارنده این گذرنامه که منظورش من بودم، اجازه ورود به سرزمین های اشغالی را ندارد! منظورش فلسطین بود و شاید باورتان نشود؛ امّا نهایت مواجهه ما چند نفر با محل کار شما، همین صفحه آخر گذرنامه و شبی یک خبر است از اهانت به مسجد الاقصا توسط نظامیان صهیونیست و اینکه میدانیم مردمِ آنجا با سنگ از خودشان دفاع میکنند.چند روز پیش که صبح شده بود و جای‌تان خالی در خواب و بیداری در راه مدرسه سوار مترو بودم، دیدم اسم شما را گذاشته اند و نوشته اند شما 25 سال خبرنگار فلان شبکه عربی بوده‌اید و حالا در &quot;سرزمین های اشغالی&quot; شهید شده اید. فيلم تان هم بود و یادم می‌آيد لباس کار، تن‌‎تان بود! جليقه ضد گلوله كه روي آن نوشته بود &quot;پرس&quot; كه گوگل ترسليت ترجمه‌اش ميكند &quot;مطبوعات&quot;.خلاصه كه خانم خبرنگار خواستم بدانيد ما هم اينجا وقتي ميبينيم شما ديگر در محل كارتان، شاغل نيستيد ناراحتيم. درست است تنها شناخت ما به جز صفحه آخر گذرنامه مان، روز قدس هایی است که از شما چه پنهان روی مان نمیشد بلند داد بزنیم فلسطین پیروز است و اسرائیل نابود و نهايتا شعر های نزار قبانی که هر سال فصل آخر کتاب فارسی، &quot;ادبیات كلاسيك&quot; می‌خوانیم؛ اما آنقدر ها هم سنگدل نيستيم كه وقتي بشنويم در یک روز دل انگيز آفتابی، سرِ كارتان شهید شده‌اید، دل‌مان نگیرد و سر کلاس هایمان به شما فکرنکنیم و درس را عقب نیافتیم. آنقدر ها هم سنگدل نیستیم اخبار را که میشنویم، عین خیالمان نباشد همسن و سالان مان شما را از دست داده‌اند. آنقدر ها هم اوضاع خراب نیست که فیلم تشییع جنازه شما را ببینیم و بی تفاوت از مترو پیاده شویم و برویم به کار و مدرسه مان برسیم.خلاصه که شاید مسخره مان کنند ما را -که مگر جز تست فیزیک زدن و شوت زدن در فوتبال و دنبال کردن اخبار، کار ارزشمند دیگری بلدیم؟- به شما بگوییم روی مان حساب کنید؛ اما خانم خبرنگار؛ لطفا روی ما حساب کنید.</description>
                <category>محمدحسين سلطانی | mohammadhosein soltani</category>
                <author>محمدحسين سلطانی | mohammadhosein soltani</author>
                <pubDate>Sat, 14 May 2022 16:20:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اينجا خيلي چيز ها عادي شده</title>
                <link>https://virgool.io/@faghed/%D8%A7%D9%8A%D9%86%D8%AC%D8%A7-%D8%AE%D9%8A%D9%84%D9%8A-%DA%86%D9%8A%D8%B2-%D9%87%D8%A7-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%8A-%D8%B4%D8%AF%D9%87-iuk1c0goo2jk</link>
                <description>اینجا خیلی چیز ها عادی شده. تورم در بالاترین حد خودش، قد رعنا کرده و پایین نمی‌آید. بی‌آر‌تی ها، پر میشوند و خالی برمیگردند تا در &#x27;یک ایستگاه&#x27; بایستند. دلار بیشتر از یک و هشت دهم درصد -که قطعا تا فردا بیشتر از آن بالا  خواهد رفت-، پایین نیامده. جمعیت با خودروهایش، از &#x27;امام حسین&#x27; و &#x27;انقلاب&#x27; با بنزین های سه هزار تومن به ازای هر لیتر، آرام-آرام رد میشود تا به آزادی برسد. جمعیت، زنده است. جمعیت دو هفته‌ای است میتواند برای مبالغ کمتر از پراید، بدون ضامن از بانک ها وام بگیرد. مجلس، هنوز وقت تصویب مصوبه شفافیت را پیدا نکرده. یا واسع الاوقات. جمعیت اما مطالبه میکند و زنده است. آفتاب، به سر ها و صورت ها و سقف ماشین های جمعیت میخورد و باد سرد زمستان، بی‌رحم تر از سال قبل و همراه شده با موج جدید ویروس، میان تن ها و لباس ها و در و کاپوت ماشین های جمعیت میپیچد و قربانی میگیرد؛ جمعیت اما زنده است و آرمانش را دنبال میکند. چند هفته‌ای است هفته اول دولت تمام شده و هنوز تابلوی بزرگ سهام &#x27;جمعیتِ در راه‌پیمایی&#x27;، تغییر رنگ نداده. جمعیت اما زنده است و امیدوار. کسی چه میداند، ممکن است همین کشتارجمعی بی رنگ و بی بویِ میان جمعیت، آن ها را درگیر کند و ۸ تا ۱۰ روز بیشتر زنده نگزاردشان! جمعیت اما زنده است و به دنبال هدف می‌دود. شاید در همین لحظات، دشمن برای جمعیت ضرب‌الاجل گذاشته باشد. مثلا تا آخر فوریه. اینجا خیلی وقت است این جور چیز ها عادی شده. باران می‌بارد و جمعیت چترهایش را باز میکند؛ جمعیت خیس نمیشود. پیرزن دستفروش پرچم ایران‌ش را به کنار لیف هایش میکشد. نمیخواهد پرچم خیس شود، کاغذی است و خیس شدندش، آن را خراب میکند. پرچم خیس نمیشود. جمعیت به برج آزادی رسیده‌ و از آن طرف یا به مصلی می‌رود یا به خانه‌‌اش. جمعیت، هدف را ممکن میداند. سخنرانِ پیش از خطبه میگوید &#x27;به شعار نه شرقی نه غربی پایبندیم&#x27;. جمعیت تکبیر میگوید. جمعیت تحریم را دوست نداشته و ندارد و مجبور است خنثایش کند. میداند دشمن‌ش خیرش را نمی‌خواهد. به خانه میرود. به زندگی‌اش ادامه میدهد. جمعیت پایدار است. مقام دشمن‌ش می‌گوید کشورش، مقابل جمعیت، شکست خورده. جمعیت لبخند می‌زند و امید میگیرد؛ مقاومت هنوز زنده است. شکست در کارش نیست. به سمت هدف اش  می‌دود. اینجا این جور چیز ها عادی است. اینجا پایداری و مقاومت عادی است؛ هر روز تکرار میشود. جمعیت تکرار میکند. بی آنکه ادبیاتی داشته باشد برای پایداری اش. بی آنکه کسی برایش شعر بسراید. بی آنکه بازیگر هالیوود برایش پست بگذارد. بی آنکه جایی، صدایی برای حمایتش، بلند شود. اینجا مقاومت هم عادی است؛ پایداری هم عادی است. اینجا خیلی چیز ها عادی شده.پ.ن: چه هدفی میتواند مقاومت را چهل و سه ساله کند؟لطفا نطرتون رو کامنت کنید.اينستاگرام(كليك كنيد)</description>
                <category>محمدحسين سلطانی | mohammadhosein soltani</category>
                <author>محمدحسين سلطانی | mohammadhosein soltani</author>
                <pubDate>Sun, 06 Mar 2022 09:48:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سه روش پيشنهادي دانلود از اينستاگرام</title>
                <link>https://virgool.io/fboard/%D8%B3%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D9%BE%D9%8A%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%D9%8A-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%8A%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85-frqske6tkv2r</link>
                <description>virgool.io/faghedسلام، من محمدحسين سلطاني هستم و ميخوام سه راه پيشنهادي براي دانلود استوري، پست و ويديو هاي IGTV اينستاگرام رو براتون بگم؛ اميدوارم از اين نوشته استفاده كنيد:)راه اول:به عنوان راه اول استفاده از ربات اينستاسيو كه يك ربات تلگرامي هست رو بهتون پيشنهاد ميكنم؛ اما خوبه كه مزايا و معايب اين روش رو قبل از امتحان اون بخونيد!روش استفاده:لينك پست رو در ربات جاي گذاري كنيد. (آموزش در پايين صفحه)ويديو رو دانلود كنيد.مزايا:سرعت بالارايگانمعايب:تلگرام فيلتر هست و براي استفاده از ربات نيازمند به استفاده از فيلترشكن هستيد!هميشه براي استفاده از ربات بايد عضو كانال اون باشيد.بعضي اوقات ممكن هست مجبور به لايك آخرين پست كانال ربات باشيد.راه دوم: من به عنوان روش دوم، براتون سايت آي‌گرام رو درنظر گرفتم كه ميتونيد از اين روش هم كارتونو راه بندازيد.روش استفاده: سايت رو باز ميكنيد.لينك پست رو جاي گذاري ميكنيد. (آموزش در پايين صفحه)روي سه نقطه پايين ويديو ميزنيد و گزينه دانلود رو انتخاب ميكنيد.مزايا:نيازمند نرم افزار خاصي براي استفاده نيست.سرعت بالارايگانمعايب:ندارد!راه سوم:راه سوم فقط براي pc امكان پذير هست و بااستفاده از نرم افزار اينترنت دانلود منيجر و افزونه اون روي مرورگرتون هست.روش استفاده:اگر درمرورگرتون افزونه IDM نصب هست، روي هر ويديويي در اينستاگرام بريد، گزينه هاي دانلود براي شما نمايش داده ميشه.مزايا:سرعت بالامعايب:فقط براي pc امكان پذير هستعدم امكان دانلود تصاويرگیف آموزشی کپی لینک پست:کپی لینک پست</description>
                <category>محمدحسين سلطانی | mohammadhosein soltani</category>
                <author>محمدحسين سلطانی | mohammadhosein soltani</author>
                <pubDate>Mon, 05 Apr 2021 15:02:38 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>