<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های پویان فخرایی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@fakhraie17</link>
        <description>این صفحه تلاشی برای فهمیدن متن وحی با نگاهی تطبیقی بین متنی است</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 13:47:34</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1306165/avatar/ZmXIkR.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>پویان فخرایی</title>
            <link>https://virgool.io/@fakhraie17</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ذبیح کیست: اسماعیل یا اسحاق؟ چرا پاسخ به این سوال مهم است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@fakhraie17/%D8%B0%D8%A8%DB%8C%D8%AD-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D9%84-%DB%8C%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%AD%D8%A7%D9%82-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D9%88%D8%A7%D9%84-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-jkvqbvu9pefb</link>
                <description>پویان فخرایی:داستان ابراهیم و شخصیت او را شاید بتوان مهمترین شخصیت و داستان در کتب مقدس دانست. ابراهیم پدر دین اسلام است و او امام مسلمانان است. در این بین شاید بتوان گفت مهمترین بخش داستان ابراهیم، داستان قربانی کردن فرزند است. آن فرزند، کدام فرزند ابراهیم است؟جواب این سوال که فرزند همراه ابراهیم که بود از این جهت مهم است که آن فرزند مورد برکت از سوی الله یهوه قرار گرفته. خداوند از ابراهیم می‌خواهد که فرزند را قربانی کند و بعد به پاس این بندگی نبوت را در ذریت ابراهیم باقی گذاشت.بار دیگر فرشته خداوند، به ابراهیم از آسمان ندا در داد (۱۵) و گفت: خداوند می‌گوید: به ذات خود قسم می‌خورم، چون که این کار را کردی و پسر يگانه خود را دریغ نداشتی، (۱۶) هر آینه تو را برکت دهم، و ذریت تو را کثیر سازم، مانند ستارگان آسمان، و مثل ریگ‌هایی که بر کناره دریاست. و ذریت تو دروازه‌های دشمنان خود را متصرف خواهند شد. (۱۷) و از ذریت تو، جمیع امت‌های زمین را برکت خواهند یافت، چونکه قول مرا شنیدی. (۱۸)در قرآن هم به این معنا اشاره شده است:وَجَعَلْنَا فِي ذُرِّيَّتِهِ النُّبُوَّةَ وَالْكِتَابَ ‎﴿عنکبوت: ٢٧﴾/و در نسل او نبوّت و كتاب قرار داديم.پس دعوا بر سر اسحاق یا اسماعیل دعوایی بر سر میراث آن برکت است.از این فرزند مستقیما در قرآن اسمی آورده نشده و شیعیان و سنی‌ها با استناد به احادیث و روایات به طور گسترده و عمومی بر این باورند که فرزندی که با ابراهیم به قربانگاه می‌رود، فرزند بزرگ او از همسر دومش هاجر، یعنی اسماعیل است. در حالی که مسیحیان و یهودیان با استناد به اسم بردن مستقیم از اسحاق در صحیفه پیدایش باب ۲۲ در آیه شش از عهد عتیق، او را فرزند همراه ابراهیم می‌خوانند:آنگاه ابراهیم، به خادمان خود گفت: «شما در اینجا نزد الاغ بمانید، تا من با پسر بدانجا رویم، و عبادت کرده، نزد شما بازآییم.» پس ابراهیم، هیزم قربانی سوختنی را گرفته، بر پسر خود اسحاق نهاد، و آتش و کارد را به دست خود گرفت؛ و هر دو با هم میرفتند.مدعای این یادداشت این است که غیر از تورات در قرآن هم آیاتی دلالت بر این دارد که آن فرزند اسحاق است، و نه اسماعیل.در قرآن به داستان قربانگاه رفتن فرزند همراه پدر در سوره صافات آمده است که ابراهیم درخواست فرزندی از خدا می‌کند:رَبِّ هَبْ لِی مِنَ الصَّالِحِینَ ﴿١٠٠﴾ فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِیمٍ ﴿١٠١﴾ / پروردگارا به من [فرزندی] صالح ببخش و او را بشارت به پسری حلیم دادیم.در آیه بعدی سوره صافات از قربانی شدن‌‌ همان فرزند که به سن کار و کوشش رسیده، سخن می‌گوید:فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْیَ قَالَ یَا بُنَیَّ إِنِّی أَرَىٰ فِی الْمَنَامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ فَانظُرْ مَاذَا تَرَىٰ ۚ قَالَ یَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ ۖ سَتَجِدُنِی إِن شَاءَ اللَّـهُ مِنَ الصَّابِرِینَ ﴿١٠٢﴾/ چون فرزندش در کار و کوشش به پای او رسید، [ابراهیم‌] گفت ‌ای فرزندم من در خواب دیده‌ام که تو را ذبح می‌کنم، نظر تو چیست؟ گفت: پدرم هر ماموریتی داری انجام بده، ان شاء الله من از صابرین خواهم بود.چنان که در این آیات مشخص است، فرزند بشارت همراه ابراهیم به قربانگاه می‌رود. پس سوال بعدی این است که فرزند بشارت کیست؟کلید حل این معما در قرآن در داستانی که بار‌ها به آن اشاره شده است. فرشتگان با حضور در خانه ابراهیم به او و ساره بشارت اسحاق را می‌دهند و در هر بار جزئیاتی از این داستان را مرور می‌کند. کلید حل این اختلاف در داستان در سوره هود آمده است.وَلَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِيمَ بِالْبُشْرَىٰ قَالُوا سَلَامًا ۖ قَالَ سَلَامٌ ۖ فَمَا لَبِثَ أَن جَاءَ بِعِجْلٍ حَنِيذٍ ‎﴿٦٩﴾‏ فَلَمَّا رَأَىٰ أَيْدِيَهُمْ لَا تَصِلُ إِلَيْهِ نَكِرَهُمْ وَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً ۚ قَالُوا لَا تَخَفْ إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَىٰ قَوْمِ لُوطٍ ‎﴿٧٠﴾‏ وَامْرَأَتُهُ قَائِمَةٌ فَضَحِكَتْ فَبَشَّرْنَاهَا بِإِسْحَاقَ وَمِن وَرَاءِ إِسْحَاقَ يَعْقُوبَ ‎﴿٧١﴾‏قَالَتْ يَا وَيْلَتَىٰ أَأَلِدُ وَأَنَا عَجُوزٌ وَهَٰذَا بَعْلِي شَيْخًا ۖ إِنَّ هَٰذَا لَشَيْءٌ عَجِيبٌ ‎﴿٧٢﴾‏ قَالُوا أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ ۖ رَحْمَتُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ ۚ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَّجِيدٌ ‎﴿٧٣﴾‏و به راستى فرستادگان ما براى ابراهيم مژده آوردند. گفتند: سلام بر تو. [او نيز در جواب‌] گفت: سلام بر شما. و طولى نكشيد كه گوساله‌اى بريان پيش آورد (۶۹) و چون ديد دستشان به غذا نمى‌رود آنها را غير عادى يافت و از آنها احساس ترس كرد. گفتند: مترس كه ما به سوى قوم لوط فرستاده شده‌ايم (۷۰) و زن او ايستاده بود و بخنديد و ما وى را به اسحاق و از پى اسحاق به يعقوب مژده داديم (۷۱) گفت: اى واى بر من! آيا من فرزند مى‌آورم در حالى كه پيرزنم و اين شوهرم پيرمرد است؟ واقعا اين چيز بسيار عجيبى است (۷۲) گفتند: آيا از كار خدا تعجّب مى‌كنى؟ رحمت خدا و بركات او بر شما خانواده است. همانا او ستوده‌ى بزرگوار است (۷۳)پسری حلیم که در اینجا بشارت او اشاره شده، نامش مشخصا آمده است: فَبَشَّرْنَاهَا بِإِسْحَاقَ وَمِن وَرَاءِ إِسْحَاقَ یَعْقُوبَ ﴿٧١﴾/ و آنگاه بشارت اسحاق و پس از اسحاق، یعقوب را به او دادیم‌.در ادامه داستان فدیه در سوره صافات هم نیز به روشنی از بشارت اسحاق و برکت به ابراهیم و اسحاق به خاطر فرمان پذیری سخن گفته شده:وَبَشَّرْنَاهُ بِإِسْحَاقَ نَبِیًّا مِّنَ الصَّالِحِینَ ﴿١١٢﴾ وَبَارَکْنَا عَلَیْهِ وَعَلَىٰ إِسْحَاقَ ۚ / و او را به اسحاق بشارت دادیم، پیامبری از صالحین. و بر او(ابراهیم) و اسحاق برکت عطا کردیم.آیه ۱۱۲ که با «و» شروع شده عطفی به واقعه ذبح است و از برکتی سخن می‌گوید که به ابراهیم و اسحاق به خاطر سربلندی در امتحان بزرگ داده شد.در این آیات چیزی که به‌طور مشخصی اشاره شده این است که فرزند بشارت همراه پدر به قربانگاه رفته است و اسم فرزند بشارت در آیات متعددی اسحاق ذکر شده است.در تورات نیز داستان فرزند بشارت در صحیفه ‫پیدایش فصل ۱۷ آیات ۱۹-۲۱ آمده:خدا گفت: «به تحقیق زوجه‌ات ساره برای تو پسری خواهد زایید، و او را اسحاق نام بنه، و عهد خود را با وی استوار خواهم داشت، تا با ذریت او بعد از او عهد ابدی باشد. و اما در خصوص اسماعیل، تو را اجابت فرمودم. اینک او را برکت داده، بارور گردانم، و او را بسیار کثیر گردانم. دوازده رئیس از وی پدید آیند، و امتی عظیم ازوی بوجود آورم. لکن عهد خود را با اسحاق استوار خواهم ساخت، که ساره او را بدین وقت در سال آینده برای تو خواهد زایید.»اینجا نیز فرزند بشارت که عهد الهی با وی برقرار خواهد شد، اسحاق است. این آیات تورات در قرآن به این صورت آمده است:وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَجَعَلْنَا فِي ذُرِّيَّتِهِ النُّبُوَّةَ وَالْكِتَابَ وَآتَيْنَاهُ أَجْرَهُ فِي الدُّنْيَا ۖ وَإِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ ‎﴿عنکبوت: ٢٧﴾‏/ و اسحاق و يعقوب را به او عطا كرديم و در نسل او نبوّت و كتاب قرار داديم و پاداش او را در اين دنيا داديم و قطعا او در آخرت از صالحان استبا توجه به مجموعه این دلایل باید گفت فرزند بشارت که قرآن از آن سخن رانده، اسحاق است و هم او با پدر به مذبح رفت و داستان به مذبح برده شدن اسماعیل هیچ مبنای مشخصی در کلام الله ندارد.این داستان نمونه از اتفاقات و وقایعی است که نشان می‌دهد چرا قرآن تصدیق کننده و نگهبان تورات و انجیل خوانده شده وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ ۖ (مائده: ۴۸) و چرا برای فهم خالص قرآن نیاز است که به کتب پیشین ایمان آورد و حق خواندن آنها را به جا آورد: الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلَاوَتِهِ أُولَٰئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ. (بقره: ۱۲۱)</description>
                <category>پویان فخرایی</category>
                <author>پویان فخرایی</author>
                <pubDate>Sat, 07 Jun 2025 22:34:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>‏پیش‌شرط فهم و ایمان به قرآن، خواندن و ایمان به تورات و انجیل است</title>
                <link>https://virgool.io/@fakhraie17/%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D8%B4%D8%B1%D8%B7-%D9%81%D9%87%D9%85-%D9%88-%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86-%D9%88-%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%88-%D8%A7%D9%86%D8%AC%DB%8C%D9%84-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-foren2mplfg2</link>
                <description>اول. ایمان تنها به قرآن ایمانی ناقص است.در واقع، قرآن فصل آخر و مروری بر ۳۳ کتاب پیش از خود است که در ادامه و پیش‌زمینه کتب پیشین نازل شده و خود نه مستقل و نه کامل است.هیچ‌کس به صرف خواندن قرآن نمی‌تواند بسیاری از احکامی را که در قرآن آمده است درک کند یا داستان‌ها و تاریخ ذکر شده را درک کند. مثلاً نمی‌تواند بفهمد ماه‌های حرام کدام است، داستان خانه اول ابراهیم که در قرآن محل بیت الله الحرام است، چیست؛ و غیره.باورمندان به قرآن، در این لحظه و در مقابل این مسئله، به سه دسته عمده تقسیم می‌شوند: گروهی به سراغ سنت(اهل تسنن) و احادیث(شیعه) می‌روند، گروهی سراغ عقل و الحاقات آن (روشنفکران دینی). اما دسته سومی هستند که به سراغ خود قرآن می‌روند تا ببینند قرآن آن‌ها را به کدام منابع ارجاع می‌دهد: «و اگرچه در آنچه به سوی تو نازل کردیم شک داری، از کسانی که کتاب‌های پیش از تو را می‌خوانند سؤال کن» (یونس: ۹۴). قرآن، ما را به ایمان و خواندن تورات و انجیل الزام کرده.دوم. تورات برای ۲۲ قرن پیش از قرآن امام‌ بوده. در قرآن از یک امام انسان و یک امام غیر انسان نام برده شده است. تنها انسانی که در قرآن امام خوانده شده، ابراهیم است و مسلمانان (اعم از اهل تورات یا انجیل یا قرآن یا باورمندان به الله پیش از کتاب) جملگی امت او هستند. غیر از آن، در قرآن از تورات به‌عنوان امام نام برده شده است: «و از پیش کتاب موسی امام و رحمت است و این [قرآن] کتابی است تصدیق‌کننده [تورات]» (احقاف: ۱۲). امام بودن تورات (مجموعه کتب پیشین) به چه معناست؟ یعنی تا پیش از نزول قرآن هر کسی که جوینده الله بوده راهی غیر از ایمان و خواندن تورات(و انجیل) نداشته. بعلاوه چهارچوب و پیش‌زمینه فهم قرآن، تورات است. مثلاً وقتی یک حکم مانند قصاص در قرآن بیان می‌شود، ارجاع آن مستقیماً به تورات است و یا چهارچوب زنا در تورات مشخص شده و در قرآن برای آن حکم جدیدی آمده است. همچنین مفاهیم نیز با ارجاع به تورات (و انجیل) قابل فهم هستند. وقتی قرآن درباره اهمیت طعام صحبت می‌کند و از آن به‌عنوان تکمیل دین سخن می‌گوید، این مفهوم در تورات نیز عیناً آمده است.سوم. ارجاعات مکرر قرآن به کتب پیشین نیز شاهد دیگری بر این ادعاست:«آیا به آنچه در صحیفه‌های موسی [آمده‌] خبر نیافته است؟» (نجم: ۳۶). «قطعاً در صحیفه‌های گذشته این هست، صحیفه‌های ابراهیم و موسی» (اعلی: ۱۸-۱۹). این آیات در ارجاع به کتب پیشین، در کنار ارجاعات مکرر دیگری مثل: «این به عنوان وعده حقی در تورات و انجیل و قرآن بر عهده اوست» (توبه: ۱۱۱)، نشان از اهمیت خواندن تورات و انجیل دارد.چهارم. ضرورت ایمان به کتب پیشین شرط مسلمانی است. در همان صفحه اول قرآن این ضرورت آمده است: «الذین یؤمنون بما أنزل إلیک و ما أنزل من قبلک» (آنان که به آنچه بر تو و آنچه پیش از تو نازل شده، ایمان دارند). شرط ایمان به یک متن، خواندن آن متن است: «الذین آتیناهم الکتاب یتلونه حق تلاوته أولئک یؤمنون به» (کسانی که به ایشان کتاب دادیم و آن را چنانکه سزاوار است تلاوت می‌کنند، آنان به آن [کتاب] ایمان دارند). پس بدون خواندن کتب‌من‌قبل، ایمان به آن‌ها بی‌معناست.</description>
                <category>پویان فخرایی</category>
                <author>پویان فخرایی</author>
                <pubDate>Sat, 22 Feb 2025 19:30:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دکتر سروش همدست فقیهان است!</title>
                <link>https://virgool.io/@fakhraie17/%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%B3%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-opngvspxatya</link>
                <description>عبدالکریم سروش در سی سال گذشته خود را ضدگفتمان-گفتمان فقها قاب بندی کرده است. او سعی کرده است پروژه گفتمان روشنفکری دینی خود را تبدیل به رقیب یگانه فقه کند و با آشکار کردن مشکلات دستگاه نظری فقیهان خود را گفتمان جایگزین بداند. او از این منظر نیاز داشته تنها روایت از اسلام، همانی باشد که او علم مخالفت با آن را به‌دست گرفته و در این مسیر به یکم. تثبیت روایت فقها از اسلام دست زده، و دوم. به سرکوب دیگر جایگزین‌ها روی آورده است.جواب گزنده او به دکتر کدیور، که رسم همیشه او در برابر انتقادها برای پوشاندن نقاط ضعف نظریاتش است، از این رهگذر است. او ادعا می‌کند: «سروش به چند زبان باید بگوید که اسلام واقعی و پیامبر واقعی و اسلام ناب محمّدی و … به چنگ نیامدنی است و هرچه در دست داریم همین تفسیرهایی است که از اسلام می‌شود؟» و ادامه می‌دهد «اسلام عریان و خالص و غیر تاریخی و تفسیرنشده نداریم» و «مرا و شما را و هیچ‌کس را به اسلام واقعی دسترسی نیست.»اینکه اسلام تاریخی به کار دکتر سروش می‌آید معنایش این نیست که تنها روایت موجود تاریخی است؛ معنایش این است که او در همدستی با فقها به دنبال سرکوب هر آنچه غیر از اسلام تاریخی است، بوده. نه امروز و در این جواب؛ او همیشه همین بوده است.جواب او این است که اتفاقاً اولاً تاریخ منبع معرفتی برای درک اسلام برای یک مؤمن نیست؛ بلکه برعکس، تاریخ دست‌نوشته بشر رهزن فهم اسلام است. ثانیاً تفسیر صرفاً پوششی برای تأویل است که تنها علم آن از آن الله است و ثالثاً اسلام ناب در دسترس است چون متن وحی در دسترس است.چنان که قرآن به‌طور مشخص تنها آیات الله را مبنای فهم متن می‌داند، نه دست‌نوشته انسان (تحت عنوان تاریخ) یا نقل‌قول از محمد یا زندگی او (سیره و روایات و حدیث): تِلْکَ آیَاتُ اللَّـهِ نَتْلُوهَا عَلَیْکَ به الحقّ ۖ فَبِأَیِّ حَدِیثٍ بَعْدَ اللَّـهِ وَآیَاتِهِ یُؤْمِنُونَ ﴿الجاثیة-۶﴾محمد و سنت او هیچگاه یک مدل و الگو برای زندگی یک مسلمان نبوده چراکه اولاً  مَا کَانَ لِبَشَرٍ أَن یُؤْتِیَهُ اللَّـهُ الْکِتَابَ وَالْحُکْمَ وَالنُّبُوَّةَ ثُمَّ یَقُولَ لِلنَّاسِ کُونُوا عِبَادًا لِّی مِن دُونِ اللَّـهِ وَلَـٰکِن کُونُوا رَبَّانِیِّینَ بِمَا کُنتُمْ تُعَلِّمُونَ الْکِتَابَ وَبِمَا کُنتُمْ تَدْرُسُونَ. و ثانیاً محمد حقی برای تعیین شریعت نداشته َلَا تَقُولُوا لِمَا تَصِفُ أَلْسِنَتُکُمُ الْکَذِبَ هَـٰذَا حَلَالٌ وَهَـٰذَا حَرَامٌ لِّتَفْتَرُوا عَلَی اللَّـهِ الْکَذِبَ ۚما اسلام‌ها نداریم چرا که دستور مستقیم قرآن برای اقامه دین و پرهیز از تفرقه است أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِیهِ ۚ  و باور به تفرقه و دعوت به آن شرک است: کَبُرَ عَلَی الْمُشْرِکِینَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَیْهِ ۚ. انسان به اسلام ناب دست خواهد یافت، البته نه اسلام ناب محمدی که اسلام ناب ابراهیمی، اگر تعریف را بر همان بگذارد که تعریف قرآن از اسلام ابراهیم است؛ او که از مشرکین نبود مَا کَانَ إِبْرَاهِیمُ یَهُودِیًّا وَلَا نَصْرَانِیًّا وَلَـٰکِن کَانَ حَنِیفًا مُّسْلِمًا وَمَا کَانَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ ﴿آل عمران-۶۷﴾راه دستیابی به اسلام ناب هم از تفسیر و تأویل نمی‌گذرد، چنان‌که تلاش فقیهان و سروش در طی این سال‌ها بوده. بلکه فهم قرآن تنها با متدی میسر است که کتاب خود به‌دست داده است.القصه، سروش برای پوشاندن ضعف نظریاتش، برخلاف ادعای پورالیست بودنش، راه سرکوب را پیش گرفته و هر چه بنیان نظریات جدیدش سست‌تر شده، زهر کلامش بیشتر شده.قصه سروش رو به پایان است و او رو ‌به افول. سروش نتوانست نه گره‌ای از روایت فقیهانه از اسلام باز کند و نه طرفی از روایت عارفانه ببندد. او حتی هیچ شاگرد به‌نامی هم از خود به‌جای نگذاشته، که حرفی قابل اعتنا در این وادی داشته باشند.خداحافظ آقای دکتر سروش</description>
                <category>پویان فخرایی</category>
                <author>پویان فخرایی</author>
                <pubDate>Thu, 04 Nov 2021 21:14:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مصدقا ومهیمنا: قرآن درباره صحت تورات و انجیل چه گفته؟</title>
                <link>https://virgool.io/@fakhraie17/%D9%85%D8%B5%D8%AF%D9%82%D8%A7-%D9%88%D9%85%D9%87%DB%8C%D9%85%D9%86%D8%A7-%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B5%D8%AD%D8%AA-%D8%AA%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%88-%D8%A7%D9%86%D8%AC%DB%8C%D9%84-%DA%86%D9%87-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%87-r7ib1egnisjg</link>
                <description>ادعای مکرر تردید در صحت تورات و انجیل توسط قرآن، در کلام وحی به اشکال مختلف رد شده و خلاف آن در آیات متفاوتی تاکید شده است:یکم. در قرآن به کرات به ایمان آوردن به کتب من قبل تاکید شده: والذين يؤمنون بما أنزل إليك وما أنزل من قبلك/بقره:٤ دوم. قرآن تورات و انجیل را شامل هدایت و نور دانسته: وآتيناه الإنجيل فيه هدى ونور/إنا أنزلنا التوْراة فيها هدى ونور.سوم. قبل از این(قرآن) تورات امام و فرقان بوده است ومن قبله كتاب موسى إماما ورحمة/وإذ آتينا موسى الكتاب والفرقان سوالی دیگر که می‌توان پرسید این است که آیا قرآن درعین تأیید نکردن اصالت کتب من قبل، باورمندان به خود را به ایمان آوردن فراخوانده؟ قطعاً اینطور نیست و حداقل پنج دلیل از قرآن برای تأیید اصالت آنها می‌توان اقامه کرد:یکم. قرآن به کرات گفته مصدق و نگهبان کتب من قبل است و از آنها به صورت مُصَدِّقٌ لِّمَا مَعَهُمْ(تصدیق کننده آنچه با آنها است) و مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ(تصدیق کننده آنچه بین دستانتان است) و وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ(و ما اين كتاب [=قرآن‌] را به حق به سوى تو فرو فرستاديم، در حالى كه تصديق‌كننده كتابهاى پيشين و نگهبان آنهاست) یاد کرده دوم. کلمات الله تغییر ناپذیرند: ولا مبدل لکلمات اللـه (و الله از کلماتش حفاظت می‌کند) خداوند کلام خود را ذکر خطاب کرده است: والقرآن ذي الذكر/ولقد آتينا موسى وهارون الفرقان وضياء وذكرا للمتقين  و گفته حفاظت از ذکر بر عهده اوست: إنا نحن نزلنا ٱلذكر وإنا له لحـفظون(ما ذکر را خود نازل كرده‌ايم و خود نگهبانش هستيم) بدین ترتیب کسی را یارای تغییر کلمات الله نیست.سوم. الله در قرآن اهل کتاب را به حکم کردن براساس کتب خود تذکر داده: وليحكم أهل الإنجيل بما أنزل اللـه فيه (و اهل انجيل بايد بدانچه الله درآن نازل كرده داورى كنند) وكيف يحكمونك وعندهم التوراة فيها حكم اللـه (وچگونه تو را داور قرار می‌دهند با آنكه تورات نزد آنان است كه درآن حكم الله است؟) و به اهل کتاب گفته تا کتاب خود را اقامه نکنند بر هیچ نیستند. قل يا أهل الكتاب لستم على شيء حتى تقيموا التوْراة والإنجيل وما أنزل إليكم من ربكم بگو: «اى اهل كتاب، تا [هنگامى كه‌] به تورات و انجيل و آنچه از پروردگارتان به سوى شما نازل شده است اقامه نكرده‌ايد، بر هيچ نيستيد.»چهارم. قرآن به صحف پیشین ارجاع می‌دهد  إن هـذا لفي الصحف الأولى: صحف إبراهيم وموسى (همانا این(معنی) در صحف نخستین است؛ صحف ابراهیم و موسی)وقالوا لولا يأتينا بآية من ربه ۚ أولم تأتهم بينة ما في الصحف الأولى(و گفتند: چرا برای ما را آیتی از پروردگار خویش نیاورد؟ آيا دليل روشنى كه در صحف پيشين است براى آنها نيامده است؟) أم لم ينبأ بما في صحف موسى(یا  بدانچه در صحف موسی است‌، آگهی داده نشد؟)پنجم. در قرآن گفته اگر دچار شک و تردید هستید به کسانی که کتب من قبل را خواندند رجوع کنید: فإن كنت في شك مما أنزلنا إليك فاسأل الذين يقرءون الكتاب من قبلك (و اگر در آنچه به سوى تو نازل كرده‌ايم ترديد دارى، از آنها كه كتاب [آسمانى‌] پيش از تو را مى‌خوانند سؤال كن)حال جای این پرسش است که آیا قرآن علیرغم علم به تغییر متن تورات و انجیل به اهل کتاب گفته آن را اقامه کنند؟ آیا با عدم باور به اصالت آن کتب از کسانی که آنها را می‌خوانند، سؤال کن؟  آیا کسانی که بر تغییر متن کتب اصرار دارند، شاهدی از قرآن می‌توانند اقامه کنند؟ ادعاهایی نظیر اینکه برای اصالت قرآن شواهد تاریخی وجود دارد و برای کتب من قبل چنین شواهدی وجود ندارد، ادامه این استدلال است که &quot;قرآن معتبر است چون به تواتر به ما رسیده است.&quot; این استدلال اعتبار قرآن را نه الهی که تاریخی می‌داند و حافظ قرآن را نه الله، که سنت یا علمای اسلامی می‌داند. درواقع آنها الله را نیازمند انسان می‌دانند و عدم اعتبار کتب من قبل را این‌گونه توجیه می‌کنند که کسی از آنها حفاظت نکرده است. درحالی‌که الله خود را تنها حافظ کلماتش دانسته است: إنا نحن نزلنا الذكر وإنا له لحافظون (الحجر: ٩)استدلال دیگر آنها این است که چون کتب من قبل تغییر کرد پس الله قرآن را فرستاد. درحالیکه قرآن این استدلال را رد می‌کند و محمد را رسولی از امیون (کسانی که پیش‌ازاین کتاب نداشتند) و قرآن را کتابی برای آنها می‌داند. هو الذی بعث فی الأمیین رسولا منهم -- ومنهم أمیون لا یعلمون الکتابدلیلی که در قرآن برای نزول کتاب جدید ذکر کرده است: أَن تَقُولُوا إِنَّمَا أُنزِلَ الْكِتَابُ عَلَىٰ طَائِفَتَيْنِ مِن قَبْلِنَا وَإِن كُنَّا عَن دِرَاسَتِهِمْ لَغَافِلِينَ تا نگوييد: «كتاب [آسمانى‌]، تنها بر دو طايفه پيش از ما نازل شده، و ما از آموختن آنان بى‌خبر بوديم.»مجموع این دلایل به‌علاوه یکسان بودن گفتمان هر سه کتاب و یکی بودن پیام در آنها، استدلال کافران به تورات و انجیل و قرآن را مردود می‌کند و بر فهم تطبیقی این سه کتاب تأکید مؤکد می‌کند.</description>
                <category>پویان فخرایی</category>
                <author>پویان فخرایی</author>
                <pubDate>Thu, 04 Nov 2021 15:05:01 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>