<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های saleh_atashi</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@farafekr</link>
        <description>http://farafekr.com  ما در فرافکر نقاط ضعف شمارا شناسایی و آنها را تبدیل به نقاط قوتتان میکنیم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 11:47:40</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/67274/avatar/9feFnu.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>saleh_atashi</title>
            <link>https://virgool.io/@farafekr</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بهترین روش برای اتخاذ انتخاب درست چیست؟ تقویت مهارت تصمیم گیری!</title>
                <link>https://virgool.io/@farafekr/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B0-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%AA%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-jtplvaeshqou</link>
                <description>وقتی در زندگی بر سر یک دوراهی گیر می کنید و باید تصمیم مهمی بگیرید چه کار می کنید؟ آیا از احساستان پیروی می کنید و به طور غریزی تصمیم می گیرید؟ آیا به حرف های مردم توجه می کنید؟ یا این که روش خاصی را برای ارزیابی شرایط و اتخاذ انتخاب درست به کار می گیرید؟ انسان در مسیر زندگی خود، با مسائل و مشکلات زیادی مواجه میشود و ناگریز از تصمیم گیری است. گاهی این مسائل آنقدر کوچک و پیش پا افتاده هستند که توجه زیادی به آنها نمی کنیم و در کمتر از یک دقیقه تصمیمات لازم را می گیریم، اما گاهی اوقات مسیر زندگی، ما را به دوراهی هایی می رساند که لازم است بایستیم، فکر کنیم و تصمیمی جدی بگیریم؛ تصمیمی که شاید سرنوشتمان را به کلی تغییر دهد.۱- عملکرد شما در تصمیم گیری و اتخاذ انتخاب درستشاید هیچ مهارتی بیشتر از توانایی تصمیم گیری سازنده برای موفقیت در زندگی، مهم نباشد. در واقع هر انتخاب درست یا غلط، زندگی ما را شکل می دهد. این که در دانشگاه چه رشته ای بخوانیم؟ در کدام دانشگاه؟ چه شغلی برگزینیم؟ یا با چه کسی ازدواج کنیم؟ و غیره.اینکه چه کسی هستید و چه کسی خواهید شد، به طور کامل با انتخاب های شما تعیین می شود. شما چگونه تصمیم می گیرید؟آیا در فرایند تصمیم گیری های خود از سبک خاصی پیروی می کنید؟آیا فکر می کنید در تصمیم گیری به اندازه کافی منطقی هستید؟ یا تحت تأثیر احساسات و از روی تخمین های سرانگشتی عمل می کنید؟آیا خود را مسئول سرنوشت خود می دانید؟آیا شتاب زده تصمیم می گیرید یا در انجام کارها آن قدر تعلل می کنید که زمان از دست برود؟آیا فکر می کنید در تمام دوران زندگی خود، تصمیم های درستی گرفته اید؟آیا می دانستید نوع شخصیت شما بر تصمیم هایی که می گیرید، موثر است؟آیا هنگام تصمیم گیری می توانید تردیدها، احساسات یا اطمینان بیش از حد خود را کنترل کنید؟آیا تاکنون در رژیم گرفتن، ورزش کردن یا ترک سیگار موفق بوده اید یا منتظر شنبه ای طلایی هستید؟آیا در تصمیم های خود، همه اطلاعات لازم را فراهم آورده اید؟آیا به نظر شما آنچه در گذشته رخ داده، تأثیری در آینده شما دارد؟آیا تصمیمی که اخیراً گرفته اید، کاملاً یک انتخاب درست بوده یا بدشناسی آورده اید؟آیا تا به حال تصمیم اشتباه گرفته اید؟۲- اهمیت هر انتخاب درست و غلط در زندگی ماکیفیت تصمیم هایی که شما می گیرید، یکی از مهمترین مسائلی است که به طور وسیع زندگی روزانه شما را تحت تأثیر قرار می دهد. اینکه درآمد شما چقدر است؟ وضعیت سلامتی شما، روابط شما، فقط نمونه ای نتایج تصمیم هایی است که شما می گیرید.علی رغم اهمیت اتخاذ انتخاب درست ، فقط تعداد کمی از ما برای فرایند تصمیم گیری صحیح، به طور حرفه ای آموزش دیده ایم. شما نمی توانید بدون گذراندن کلاس های زبان، ریاضی، علوم، تعلیمات اجتماعی و تاریخ از مقطع دبیرستان فارغ التحصیل شوید. اما آیا دوره ای یا درسی در مورد تصمیم گیری گذرانده اید؟احتمالاً پاسخ شما منفی است. اگر می خواهید آشپزی شما خوب شود، باید دوره های آشپزی را بگذرانید. همین کار در مورد نقاشی، انجام تجزیه و تحلیل های مالی یا درمان بیماران صادق است.3- شما برای انتخاب درست چه کرده اید؟هیچ وقت شده از خودتان بپرسید: «چه شد که انتخاب من این شد؟» یا اینکه بپرسید: «آیا آنچه امروز به نام زندگی، کار، تحصیل، ازدواج و در واقع به عنوان دنیای من پیش روی من است، نتیجه ی انتخاب خودم است؟»؟در لحظه های سخت زندگی، زمانی که دلبستگی ها و داشته ها به خاطر سنگینی بار شرایط به مخاطره می افتند، همیشه در ذهنمان، در گذشته هایمان و در سرآغازها به دنبال دلیلی برای ادامه می گردیم؛ دلیلی برای این که بگوییم: «در این لحظه ی حساس من می ایستم چرا که من انتخاب کردم. من از همه ی این سختیها آگاه بودم و امروز همان لحظه ی موعود برای من است تا تعهدم را به خود و انتخابم ثابت کنم.»اما چطور می شود با چنین ایمانی در زندگی قدم برداشت؟ چطور می توان شک نکرد و با همه ی وجود برای حفظ یک فرصت، نجات یک زندگی، برگشتن از یک اشتباه، خطر کردن، دل کندن از یک عادت، و در یک کلام در دست گرفتن یک زندگی که تنها همین یک بار در اختیار ماست ایستاد؟ آیا اصلا چنین ایمانی می تواند وجود داشته باشد؟پاسخ به روشنی روز است. این ایمان می تواند وجود داشته باشد.سرآغاز یک راه، انتخاب است و انتخاب نتیجه ی تصمیم گیری است. تصمیم درست و آگاهانه یک انتخاب درست را به ارمغان می آورد، و انتخاب درستی که با اراده و آگاهی ما شکل می گیرد زندگی ماست.انتخاب درست - فرافکر</description>
                <category>saleh_atashi</category>
                <author>saleh_atashi</author>
                <pubDate>Fri, 29 May 2020 20:14:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کمال گرایی یک ماشین بهانه تراشی است! مزایا و معایب کمال گرایی چیست ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@farafekr/%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B4%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%A7-%D9%88-%D9%85%D8%B9%D8%A7%DB%8C%D8%A8-%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-x0p7wprnpxq9</link>
                <description>کمال گرایی چیست ؟ کمال گرایی یک ماشین بهانه تراشی است. بعد از آنکه استدانداردی کمال گرایانه برای خود تعیین کردید، به نظر می رسد دیگر تلاش برای رسیدن به آن بی فایده است. تعیین چنین استانداردی، ممکن است واکنشی به ترس ها و شک های پنهان تان باشد. برای مثال، اگر از اینکه نمی توانم خوب بنویسم می ترسم، ممکن است استانداردی بسیار غیرمنطقی برای نوشتن در نظر بگیرم که همان برای همیشه مرا از نوشتن منصرف کند. برای مثال، اولین پیش نویسم باید مانند نوشته های همینگوی، مختصر و مفید و مانند نوشته های شکسپیر سرشار از کنایه باشد.اگر کمال گرایی یک توده بخ شناور بر آب بود، قسمت بالایی آن که دیده می شود را میل به برتری نامیده و قسمت غرق شده ی پایینی را که گفته می شود ۹۰ درصد توده یخ شناور را تشکیل می دهد، ترس از شکست می نامیدیم.ترس از شکست چیزی نیست که بخواهیم به مردم جهان نشان دهیم اما می تواند به کارهایمان جهت ببخشد.می خواهم هشدار دیگری در مورد این طرز فکر گیج کننده بدهم: این ترس از شکست نیست که ما را می ترساند.بلکه این فکر است که ممکن است در کاری که به آن بسیار علاقه مندیم، شکست بخوریم.به کمال گرایی چسبیده ایم، نه به این دلیل که ممکن است احتمال شکست بالا برود. بلکه به این دلیل که در صورت تظاهر به کمال گرا بودن پاداش ما در نظر مردم بیشتر می شود.البته این حقیقت نیز هست که هر چقدر چیزی را بیشتر بخواهیم، بیشتر از این می ترسیم که به دستش نیاوریم.یک مثال «در حد کمال» آن، رفتارهای ریسک پایین و پرپاداشی است که منجر به واکنشی کمال گرایانه در افراد می شود: از خانمی درخواست آشنایی کنیم، درخواست ارتقاء، ملاقات با افراد جدید.طبق مثال توده یخ، هرکدام از این خواسته ها، معمولاً قسمت پایینی کوچکی (ناکامی کمی) در مقایسه با قسمت بالایی بزرگشان دارند.هر کدام از این خواسته ها معمولاً ناکامیابی کمی در مقایسه با کامیابی فوق العاده شان می توانند به دنبال داشته باشند.پس چرا باعث می شوند فرد از انجام آنها بهراسد؟ کمال گرایی با بیش از اندازه محافظت کردن ما از اشتباهات و شکست هایی که ممکن بود ناکامی هایی کوتاه مدت و اما کامیابی های بلندمدت به ارمغان آورد، در طولانی مدت ما را ضعیف می کنند.ایده آل این است که: اگر می توانی چیز نامطلوبی را تحمل کنی و آن تو را قوی کند، بسیار بهتر از آن است که در مقابلش «محافظت شده» باقی بمانی.کمال گرایی چیست - فرافکر</description>
                <category>saleh_atashi</category>
                <author>saleh_atashi</author>
                <pubDate>Tue, 19 May 2020 13:12:39 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطوری ۳ کیلو کالباس رو به خورد یک نفر بدهیم؟ استراتژی کالباسی!</title>
                <link>https://virgool.io/@farafekr/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%DB%B3-%DA%A9%DB%8C%D9%84%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D9%84%D8%A8%D8%A7%D8%B3-%D8%B1%D9%88-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D8%AF%D9%87%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%84%D8%A8%D8%A7%D8%B3%DB%8C-dmbkaguyfppl</link>
                <description>اگر سه کیلو کالباس رو یک جا بخواهی به یک نفر بدهی که بخورد، رد می کند و نمیخورد.اما اگر همان مقدار کالباس را ورقه ورقه کنی و یکی یکی ورقه ها را با ترفندی که در این ویدیو می گوییم، به او بدهی، طوری که خودش هم باور نمی کند همه آن ۳ کیلو کالباس را می خورد!این ترفندی است که خیلی از فروشنده ها هم از آن استفاده می کنند. مثلا من هفته پیش رفته بودم که یک پیراهن بخرم، فروشنده پیشنهاد کرد که یک شلوار هم با آن پیراهن ست کنم و ببینم چطور می شود.من اول گفتم که لازم نیست اما فروشنده مرا ترغیب کرده که شلوار را بپوشم.وقتی شلوار را پوشیدم، متوجه شدم خیلی به پیراهنی که انتخاب کرده بودم، می آید و تمصمیم گرفتم شلوار را هم بخرم.سپس فروشنده امتحان کردن یک کمربند را با ست انتخابی من پیشنهاد کرد و باز هم همان اتفاق افتاد. ماجرا تا جایی پیش رفت که من با یک دست کت و شلوار، کمر بند و کراوات از مغازه لباس فروشی بیرون آمدم.به این ترفند استراتژی کالباسی گفته می شود.استراتژی کالباسیاستراتژی کالباسی را می‌توان یکی از قدیمی‌ترین ترفندهای مذاکره دانست.در حدی که حتی بسیاری از کتابهای معتبر مذاکره که اساساً سرفصلی را به تکنیک‌ها و ترفندهای مذاکره اختصاص نداده‌اند، باز هم به استراتژی کالباسی در مذاکره پرداخته‌اند و ترجیح داده‌اند از کنار آن عبور نکنند.استراتژی کالباسی به معنای امتیازخواهی کوچک در مذاکره است. این امتیازخواهی معمولاً به دو شکل انجام می‌شود:۱- تقسیم کردن یک درخواست بزرگ به چند درخواست کوچک؛ در حدی که طرف مقابل، نتواند به سادگی آن ها را رد کند.۲- درخواست یک امتیاز کوچک و اضافه کردن آن در پایان توافق؛ بعد از این که توافق نهایی، تقریباً حاصل شده است.استراتژی کالباسی - فرافکر &lt;!--td{border:1pxsolid#ccc;}br{mso-data-placement:same-cell;}--&gt;http://farafekr.com/kielbasa-strategy/اصول </description>
                <category>saleh_atashi</category>
                <author>saleh_atashi</author>
                <pubDate>Fri, 15 May 2020 03:27:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آسیب های گذشته را رها کنید! آیا شما مقصر این آسیب ها هستید؟</title>
                <link>https://virgool.io/@farafekr/%D8%A2%D8%B3%DB%8C%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B1%D8%A7-%D8%B1%D9%87%D8%A7-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D9%85%D9%82%D8%B5%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A2%D8%B3%DB%8C%D8%A8-%D9%87%D8%A7-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%AF-e9bbqodavjbx</link>
                <description>والدین سمی آنچنان به فرزندانشان آسیب می زنند که حس بی کفایتی و بی لیاقتی را در کودکان خود به وجود می آورند و اغلب این بچه ها بی اختیار خود را سرزنش و محکوم می کنند و بابت تنبیهات والدین مقصر می دانند. این فرآیند به تدریج در آنان به چرخه ای معیوب تبدیل می شود که در بزرگسالی عزت نفس و ارزشمندی آنها را تخریب می کند. بنابراین زمانی که این کودکان به بزرگسالی می رسند، از قبل شخصیتی منفی با نگرش خود کم بینی در وجودشان شکل گرفته است.1- روانشناس خود شویدتشخیص اینکه آیا پدرومادری سمی هستند یا خیر، کار ساده ای نیست.بسیاری از افراد در ارتباط با پدر و مادرشان مشکل دارند که البته این به خودی خود نمی تواند به این معنا باشد که آن والدین سمی بوده اند یا هستند.در گفتگو با بسیاری از این افراد می بینیم آنها خیلی هم مطمئن نیستند که آیا پدر و مادرشان در کودکی واقعاً با آنها بدرفتار بوده اند یا اینکه آنها بیش از حد حساس هستند.درجهت کمک به حل این تعارض، در اینجا پرسشنامه ای در اختیارتان می گذاریم تا با پاسخگویی با آن بتوانید دریابید که آیا والدین شما بدرفتار یا سمی بوده اند یا خیر.احتمالاً برخی سوالات این پرسشنامه شما را مضطرب و ناراحت خواهد کرد.زیرا همواره برای فرزندان دشوار است با این واقعیت روبرو شوند که والدینی داشته اند که با آنها ظالمانه رفتار کرده اند.(برای سهولت این پرسشنامه، والدین را در اینجا به صورت جمع در نظر گرفته ایم اما این پرسشنامه می تواند درباره ی یکی از آنها هم باشد.)۱- رابطه ی شما با والدینتان در زمان کودکی:آیا والدینتان برای تنبیه شما از تنبیهات بدنی سخت استفاده می کردند؟آیا آنها شما را با کمربند یا سایر اشیا کتک می زدند؟آیا والدین شما الکل یا مواد مخدر استفاده می کردند؟آیا این کار آنها باعث احساس ناامنی، ترس، ناراحتی و خجالت در شما می شد؟آیا والدینتان به دلیل داشتن افسردگی شدید یا انواع مشکلات روحی و روانی دیگر، اغلب در زندگی شما نقشی خنثی یا منفی داشتند؟آیا آنها دارای مشکلات و گرفتاری هایی بودند که اغلب ناچار به نگهداری از آنها بودید؟آیا والدینتان کارهایی با شما می کردند که ترجیح می دادید آن را کاملاً از دیگران پنهان نگه دارید؟آیا آنها از لحاظ جنسی شما را مورد سوء استفاده یا آزار قرار می دادند؟آیا از والدینتان ترس و وحشت زیادی داشتید؟آیا از اینکه خشم و اعتراضتان را به والدینتان نشان دهید، واهمه داشتید؟آیا شما متوجه فضای مخرب و آسیب زننده ی رابطه ی میان خود و والدینتان بودید؟آیا آنها دائماً با کلام یا رفتارشان به شما می گفتند که بد و بی ارزش هستید؟آیا شما را با نام هایی تحقیرآمیز صدا می کردند؟آیا پیوسته شما را مورد انتقاد قرار می دادند؟ یا شما را بی عرضه، بی خاصیت و نظایر آن خطاب می کردند؟۲- زندگی بزرگسالی شما:آیا شما اغلب خود را در رابطه های غلط یا روابطی قرار می دهید که در آن مورد سوءاستفاده قرا می گیرید؟آیا بر این باورید که اگر به کسی نزدیک شوید، آن فرد نهایتاً به شما آسیب می زند یا ترکتان می کند؟آیا نگاه شما به زندگی و آدم ها به طور کلی نگاهی منفی است و همواره انتظار بدترین اتفاق را دارید؟آیا همواره در درک اینکه کیستید، چه می خواهید و چه احساسی دارید، سردرگم و نامطمئنید؟آیا همواره ترس از این را دارید که اگر دیگران به هویت واقعی شما پی ببرند، دیگر دوست تان نداشته باشند؟ (تله بی ارزشی)آیا زمانی که به موفقیتی دست می یابید، اضطراب دارید که دیگران درمورد موفقیت تان چگونه می اندیشند؟آیا بدون دلیل مشخص یا موجهی عصبانی یا افسرده می شوید؟آیا شما فردی کمال گرا هستید؟آیا برای تان سخت است که آرامش داشته باشید و از زندگی لذت ببرید؟آیا علی رغم میلتان، بی اختیار مانند والدینتان رفتار می کنید؟۳- رابطه شما در سنین بزرگسالی با والدینتان:آیا والدینتان با شما مانند یک بچه رفتار می کنند؟آیا بسیاری از تصمیم گیری های شما منوط به تایید والدینتان است؟آیا هربار بعد از دیدار والدینتان احساس خستگی، افسردگی و ناراحتی می کنید؟آیا از اینکه با نظر والدینتان مخالفت کنید، وحشت دارید؟آیا والدینتان با تهدید یا ایجاد احساس گناه شما را به بازی می گیرند؟آیا والدینتان با پولشان شما را به بازی می گیرند؟آیا گمان می کنید که شما مسئول احساست والدینتان هستید؟آیا وظیفه ی شماست که آنها را خوشحال کنید؟اگر ناراحت باشند، خود را مقصر می دانید؟آیا هرکاری برای والدینتان می کنید باز هم ناراضی هستند؟آیا امیدوارید که زمانی به دلایلی والدین شما مهربان تر و منطقی تر شوند؟۴- نتیجهاگر پاسخ شما به یک سوم پرسش های بالا مثبت باشد، به این معناست که حس ارزشمندی شما آسیب دیده و دچار تله بی ارزشی شده اید.پس دوره غیرحضوری رسیدن به ارزشمندی و اقتدار درونی کمک بزرگی به شما درجهت بازیابی خویشتن و برقراری رابطه ی سالم تر با پدر و مادرتان خواهد کرد.2- خود را از میراث نفرین شده ی آسیب های گذشته آزاد کنید!اگر شما در کودکی تحت فشارهای روانی و آزار ناشی از بدرفتاری های والدین بوده اید، باید بدانید که مجبور نیستید این کاسه ی زهر به ارث رسیده از والدینتان را همواره در درونتان نگه دارید و آن را با خود حمل کنید، بلکه راهبردهای متعددی برای رهایی از این میراث شوم وجود دارد که در دوره غیر حضوری تله های روابط عاطفی به طور کامل با آنها آشنا می شوید.در ابتدا لازم است بدانید که تمرکز این دوره بر خود شماست، نه والدینتان و آنچه به آن می پردازیم، این امید واهی نیست که والدین شما به گونه ای معجزه آسا تغییر خواهند کرد.بلکه هدف تغییر در نگرش شما و آگاه کردنتان از این واقعیت مهم است که می توانید خود را از بند اسارت تأثیر و نفوذ قدرت این میراث تلخ و آثار آن برهانید.برای این کار همه ی آنچه لازم دارید، تصمیم و اراده است و دیگر اینکه نسبت به مشکلاتتان بینش کافی داشته باشید.گام های ما در طول مسیرما در طول این مسیر قدم به قدم با شما خواهیم بود تا نخست تأثیر این آسیب مخرب و میزان آن را در خود شناسایی کنید و سپس به راه های مواجهه با آن و خنثی کردنش می پردازیم.ممکن است هم اکنون شما با والدین خود قطع ارتباط کرده باشید یا ظاهراً ارتباطی محدود با آنها داشته باشید یا حتی دیگر در قید حیات نباشند، ولی تأثیر و نفوذ همه ی سال های کودکی، رنج ها و آسیب ها، خشم و نفرت، باورها و آموخته های غلط یا احساس بی کفایتی و بی ارزشی و کمبود اعتماد به نفس شما را رها نکرده باشد.همه ی آنچه در این دوره خواهید آموخت، راه های بی اثر کردن این تله های ذهنی و کم رنگ کردن تأثیر آن در زندگی شماست.کنترل زندگی خود را در دست بگیرید!آنچه به سختی می توان باور کرد، این است که بسیاری از رفتارهای آدمی حتی پس از فوت والدین همچنان از طریق آنها کنترل می شود.ارواحی که هنوز ما را تحت تسلط خود دارند؛ والدینی که هرچند جسماً دیگر وجود ندارند، اما تأثیر رفتارشان همواره از لحاظ روانی و احساسی در فرزندشان قابل تشخیص است.شاید شما خودتان هم به نقطه ای رسیده باشید که تشخیص دهید سرمنشأ و ریشه ی مشکلاتتان کجاست و به فکر رهایی از آن آن هستید.یا شاید والدینتان را مستقیماً بابت نقشی که در آشفتگی های شما داشته اند، ملامت کرده و حتی رفتارهای سمی شان را به آها گوشزد کرده باشید.مثالیکی از مراجعان من در کمال اطمینان می گفت: «من از والدینم متنفرم، خودشان این را می دانند و هیچ تأثیر و نفوذی هم در من و زندگی ام ندارند!».تا اینکه بالاخره متوجه شد همان خشمی که نسبت به آنان داشت، در اصل مانند موتوری قوی، تأثیرات مخرب والدینش را همچنان پایدار نگه می دارد.از طرفی نفرتی که او به همراه این خشم به این رابطه وارد می کند، در اصل او را از جنبه های مثبت زندگیش دور و غافل کرده است.قدم اول برای رهایی از این نفوذ مخرب، رویارویی با آن است اما باید مواظب باشیم که این امر همراه با شعله های سوزاننده ی خشم و نفرت نباشد، چراکه در این صورت آسیب بسیار مخرب تری به خود فرد خواهد زد.3- آیا شما مقصر این آسیب ها هستید؟احتمالاً در بسیار خوانده و شنیده اید که «ما نمی توانیم دیگران را بابت مشکلاتمان سرزنش کنیم».باید بگویم که این حرف در زمینه ی تعلیم و تربیت بی اساس و غلط است. والدین مسئول مستقیم پرورش کودک هستند.آنها هستند که در نحوه ی شکل گیری سلامت روانی کودک و رفتارهای آینده ی او مهمترین نقش را ایفا می کنند.مسلماً آدمهای بزرگسال مسئول رفتارهای خود هستند اما این رفتارها در زمانی شکل گرفته است که فرد به عنوان کودک، بدون داشتن اختیار و کنترل، تحت تربیت والدین بوده است.پس می گوییم:شما مقصر بدرفتاری های والدینتان نیستید.اما اکنون مسئول هستید اقداماتی مؤثر و مثبت در جهت اصلاح رفتارهای خود و بازسازی سلامت روانی تان صورت دهید.مسئولیت شما شناخت و درمان خودتان است.آسیب - فرافکر</description>
                <category>saleh_atashi</category>
                <author>saleh_atashi</author>
                <pubDate>Fri, 15 May 2020 00:56:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پدر و مادر سمّی چه کسانی هستند؟ آیا والدین ما مقصر اصلی رفتارهای بد ما هستند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@farafekr/%D9%BE%D8%AF%D8%B1-%D9%88-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%85%D9%91%DB%8C-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%A7-%D9%85%D9%82%D8%B5%D8%B1-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%AF-%D9%85%D8%A7-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-nnsiuxb2u1dh</link>
                <description>به طور طبیعی همه والدین گاهاً ناکارامدی هایی دارند. واقعیت این است که برای والدین ممکن نیست همیشه و در همه لحظات زندگی از هر لحاظ برای فرزندانشان کامل ترین و بی نقص ترین باشند. به طور طبیعی هر پدر و مادری گاهی بر سر فرزندشان فریاد می کشند و با آنان تند برخورد می کنند یا می خواهند رفتارها و تصمیمات فرزندانشان را کنترل کنند. و چه بسیار پدران و مادرانی بوده اند که حتی فرزندشان را تنبیه بدنی کرده اند. اما آیا می توانیم این پدرومادرها را ظالم، بد یا سمّی بنامیم؟ البته که نه.پدرها و مادرها خود انسانند و مانند اغلب انسان های دیگر دارای محرومیت ها، کمبودها، شکست ها و ناکامی های خود بوده اند و اگر عشق و اعتماد و توجه بین والد و فرزند وجود داشته باشد، فرزندان می توانند بدون اینکه آسیبی جدی ببینند، با رفتارهای ناخوشایند و گاه به گاه والدین کنار بیایند.اما چه بسیار والدینی که رفتارهای غلط و خشونت بار آنها با فرزندانشان دائمی و پیوسته است؛ به طوری که روح و روان کودک را به شکلی جدی دچار آسیب های ماندگار می کنند. ما این دسته از پدرومادرها را والدین بدرفتار یا سمّی می نامیم.مثالی از رفتار والدین سمیبیایید بحث را با یک داستان واقعی آغاز کنیم.«خب بله، پدرم گاهی مرا کتک می زد اما این فقط به خاطر تربیت خودم خودم بود. چون دلش نمی خواست که من هیچ وقت از مسیر درست خارج شوم. درسته که در حال حاضر من در ازدواجم و رابطه با همسرم دچار مشکل شده ام ولی فکر نمی کنم ارتباطی بین رفتارهای پدرم و مشکلات خانوادگی امروز من وجود داشته باشد.»این ها صحبت های یک از بیماران در اولین جلسه روان درمانی بود.او ۳۸ ساله، جراحی موفق و متخصص ارتوپدی بود.دلیل مراجعه اش این بود که همسرش بعد از ۶ سال زندگی مشترک او را رها کرده و از خانه رفته بود.او برای برگرداندن همسرش خیلی تلاش کرده بود اما همسرش گفته بود که به هیچ وجه حاضر به ادامه زندگی مشترک نیست مگر اینکه او برای درمان عصبانیت ها و رفتارهای پرخاشگرانه اش، روان درمانی را شروع کند.همسرش او را ترک می کند.همسر او از رفتارهای خشوت آمیز و عیب جویانه ی بیش از حد او که دائماً مانند آتشفشان فوران می کرد، خسته شده بود.خودش هم می دانست که عصبانی و بداخلاق است اما با وجود این، باورش نمی شد که همسرش به دلیل این رفتارها او را ترک کند.ابتدا از او خواستم کمی راجع به گذشته و دوران کودکی اش بگوید و زمانی که درباره والدینش پرسیدم، لبخندی زد و تصویری درخشان از والدین خود، به خصوص پدرش برایم ترسیم کرد.پدر او پزشک متخصص قلب بود و فردی سرشناس و مطرح در آن حوزه به حساب می آمد.او در تمجید از پدرش گفت اگر تشویق های او نبود، هیچ وقت پزشک نمی شد و اضافه کرد:« او آدم فوق العاده ای است. همه ی مریض هایش به چشم فرشته به او نگاه می کنند.»رابطه او با پدرشوقتی از او درباره ی رابطه اش با با پدرش پرسیدم، در جواب سعی کرد که خونشرد باشد و لبخند بزند.اما باز نمی توانست اضطراب را در چهره اش پنهان کند.قدری خود را جمع و جور کرد و پاسخ داد:«همه چیز بین ما خوب بود تا اینکه سه ماه پیش به او گفتم تصمیم گرفته ام تحصیلاتم را در رشته طب سنتی ادامه دهم.اما انگار به او گفته بودم که می خواهم آدم بکشم!از آن زمان به بعد هر وقت با هم صحبت می کنیم، مرا سرزنش می کند و می گوید مرا به دانشکده پزشکی نفرستاده تا طب سنتی بخوانم.تا اینکه دیروز بین ما بحث بالا گرفت و با عصبانیت به من گفت اگر وارد رشته طب سنتی شوم باید برای همیشه دور خانواده را خط بکشم.این حرف پدرم خیلی برایم سنگین بود ولی خب، شاید هم حق با او باشد و طب سنتی تصمیم چندان درستی نباشد.»انکار بدرفتاری های پدرزمانی که درباره پدرش حرف می زد، دلش می خواست دیگران خیال کنند که پدرش آدم فوق العاده ای است.اما من می دیدم که در حین صحبت درباره او، دست ها و انگشت هایش در یکدیگر قفل می شدند که نشانه ی اضطرابش در ارتباط با پدرش بود و زمانی که متوجه حرکات دست هایش می شد، به سرعت سعی می کرد گره انگشتانش را از یکدیگر باز کند و با حالتی آرام روی صندلی بنشیند.با حرکتی شبیه استادان دانشگاه که من حدس می زدم این حرکت را نیز ناخودآگاه از پدرش تقلید می کند.از او پرسیدم آیا پدرش همیشه در مقابل او آن قدر مستبد و زورگو بوه است؟پاسخ داد: «نه، به هیچ وجه.»و اضافه کرد: «البته زیاد سر من داد می کشید و گاهی هم مرا کتک می شد، مانند همه پدرهای دیگر، ولی من اصلاً او را بابت این کارها پدر مستبدی نمی دانم.»همچنان انکار می کردزمانی که او به تنبیه بدنی توسط پدرش اشاره می کرد، تغییر آهنگ صدایش را حس کردم که توجه مرا جلب کرد.بنابراین درباره تنبیه بدنی او توسط پدرش بیشتر کنجکاوی کردم و فهمیدم که پدرش هفته ای دو سه بار به بهانه های مختلف، او را با کمربند کتک می زده و فاصله زمانی بین این تنبیهات به قدری کوتاه بوده که اغلب پیش از اینکه جراحت یا درد ناشی از تنبیه قبلی کاملاً برطرف شده باشد، تنبیه بعدی صورت می گرفته است.او برایم گفت که اغلب دلیل این تنبیه ها ممکن بود نمره ی پایینی باشد که او در مدرسه آوره بود یا کلامی که در دفاع از خود گفته بود یا فراموش کردن انجام کاری که از او خواسته شده بود.سپس از او درباره شدت ضربات پرسیدم. گفت:«ضربه ها آن طوری نبود که باعث خونریزی شود. من همیشه جان سالم به در می بردم. پدرم این کار را می کرد تا من را با وظایفم آشنا کند تا کمتر دچار اشتباه شوم و تلاشم را در مدرسه بیشتر کنم.»بالاخره بدرفتاری پدرش را اقرار می کندگفتم: «اما تو به من می گویی که خیلی از پدرت وحشت داشتی؟!»گفت:«بله، من تا سر حد مرگ از او می ترسیدم ولی درستش هم همین است دیگر. بچه ها باید از پدر و مادرشان حساب ببرند.»پرسیدم:«آیا دوست داری بچه هایت از تو وحشت داشته باشند؟»سعی کرد نگاهش را از من بدزدد. ادامه دادم: «همسر تو پزشک متخصص کودکان است. اگر بچه ای را به مطب او بیاورند که آثار زخم و کبودی شبیه همان هایی که تنبیهات پدرت بر روی بدن تو بر جا می گذاشت، روی بدنش باشد، آیا از نظر قانونی مکلف به گزارش آن مورد به پلیس نیست؟»او مجبور نبود پاسخی به من بدهد چراکه هردوی ما پاسخ را می دانستیم.در عوض چشمانش مملو از اشک شد و با صدایی فروخورده گفت: «نگاه شما به این مسئله مانند مشت محکمی است که کسی بر سر من فرود بیاورد.»بعد از این سوال دیگر دست از دفاع از پدرش برداشت. جلسه ی نخست قدری برایش سخت و سنگین بود زیرا ناچار شده بود از زخمی که همیشه از همه پنهانش کرده بود، پرده بردارد و این زخم در اصل ریشه ی همه رفتارهای خشمناک و عصبانیت های خارج از کنترلش بود.والدین سمی - فرافکر</description>
                <category>saleh_atashi</category>
                <author>saleh_atashi</author>
                <pubDate>Mon, 11 May 2020 11:18:52 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آشکار شدن رابطه پنهان! عادت بد و تله بی ارزشی چه ارتباطی دارند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@farafekr/%D8%A2%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D9%BE%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%A8%D8%AF-%D9%88-%D8%AA%D9%84%D9%87-%D8%A8%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4%DB%8C-%DA%86%D9%87-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%AF-fe26pmhy3iwy</link>
                <description>آیا تا به حال برایتان پیش آمده که یک عادت بد داشته باشید و هر وقت این عادت بد را انجام می دهید، شروع کنید به سرزنش کردن خودتان؟و بعد از مدتی احساس کنید که این عادت بد دارد به تدریج در زندگی شما قویتر و ماندگارتر می شود؟!اگر چنین چیزی را تجربه کرده اید با ما تا پایان این ویدیو همراه باشید. می خواهیم یک راز را به شما بگوییم!زمانی که من عادت بدی دارم و این عادت را انجام می دهم یا اینکه یک عادت خوب را انجام نمی دهم، شروع می کنم به سرزنش کردن خودم.مدام خودم را سرزنش میکنم، تحقیر می کنم و جمله هایی همچون:باز نتونستی انجام بدیبازم خراب کردیتو رو قولت نمیمونیتو هر روز داری بدتر از دیروز میشیو… را به خودم می گویم!هر بار که این عادت اتفاق می افتد و من خودم را سرزنش می کنم، یک اتفاق دیگر هم دارد می افتد.یک چیزی دارد تولید می شود: تحقیر شدن من! بی ارزش شدن من! پایین آمدن درجه ی اعتبار من نزد خودم!ساده ترین روش تقویت اراده ! ۲۱ روز تا ترک عادت های بدعادت بد و تله بی ارزشییک موجودی در وجود ما هست که در تاریکی خوابیده است! این موجود زنده است و خوراک می خواهد!خوراک این موجود بی ارزشی، حقارت و پایین آمدن من است.این موجود رویِرفتار مناحساسات منو افکار منتسلط دارد، خیلی قوی است و در ناخودآگاه من قرار دارد.و هر وقت از دور می بیند که من دارم یک کار یا عدت بد را انجام می دهم که منتج می شود به تولید بی ارزشی و حقارت، می گوید:«من اصلاً کاری ندارم آن عادت بدی که داری چیست؟ مهم نیست دیر از خواب بیدار شدن باشد یا پرخوری یا اعتیاد!مهم این است که این کار تو خوراک من که بی ارزشی است را فراهم می کند!»اسم این موجود تله بی ارزشی است. http://farafekr.com/bad-habbit/ تله بی ارزشی و عادت بد - فرافکر</description>
                <category>saleh_atashi</category>
                <author>saleh_atashi</author>
                <pubDate>Thu, 07 May 2020 12:35:42 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۵ باور اشتباهی که راه شما را برای رسیدن به خوشبختی مسدود می کنند!</title>
                <link>https://virgool.io/@farafekr/%DB%B5-%D8%A8%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%87%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D8%A8%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%AF%D9%88%D8%AF-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF-shgbxt51bizi</link>
                <description>۱- نمی توانم خودم باشم! اولین قدم برای رسیدن به ارزشمندی، رسیدن به خود واقعی است!از طرفی  عدم ارزشمندی مانع رسیدن ما به خوشبختی می شود.پس باید خود واقعی ات را همان طور که هست بپذیری!این باور غلط که دیگران مرا قضاوت می کنند پس باید در حضور دیگران نقاب بزنم تا قضاوت نابجایی درمورد من نشود، کاملاً اشتباه است!تا زمانی که به خاطر حرف مردم، خود واقعی تان را پنهان می کنید، یک سدّ محکم در برابر خوشبختی خود ساخته اید!باورهای جایگزینوظیفه من در زندگی راضی کردن دیگران نیست! بلکه باید مورد رضایت خودم باشم!باید خودم باشم؛ هیچ کس در این دنیا شبیه من نیست!۲- من یک شکست خورده هستم!برخی از ما چون تجربه های تلخی را در گذشته و به خصوص در دوران کودکی و نوجوانی خود تجربه کرده ایم، این که یک شکسته خورده هستیم، به باورمان تبدیل شده است!اما واقعیت این است که ما نمی توانیم همین طور دست روی دست بگذاریم و شاهد این باشیم که تله های روانی که در کودکی در ذهن ما شکل گرفته، بزرگسالی ما را هم نابود کنند!نباید دیگران را مقصر بدانیم! نباید بگوییم سرنوشت چنین بوده است! نباید خود را یک شکست خورده بدانیم!اگر مشکلی در زندگی ما هست، حتماً وجود آن لازم بوده تا ما به یک اتفاق مهم و تجربه خاص برسیم.چه بسا که همین مشکل، اگر نباشد، هرگز نمی فهمیم که چطور و چرا زندگی می کنیم؟باورهای جایگزینمن منحصر به فرد هستم و مشکلم نیز منحصر به من است!من مسئول ۱۰۰ درصدی زندگی خودم هستم!پس مشکلم را رفع می کنم تا راهی به سوی خوشبختی پیدا کنم!۳- فقط عده خاصی از آدم ها خوشبخت می شوند!تعجب می کنم که هنوز خیلی از افراد فکر می کنند که خوشبختی انحصاری است!با اینکه هرروز می شنویم چه بسیار افرادی که با تلاش بسیار خود، از بدبختی رهایی یافته اند و اکنون به موفقیت و خوشختی رسیده اند.اما جالب است که هنوز خیلی ها باور دارند که خوشبختی آدم ها به ژن آنها وابستگی دارد و خوشخبختی در انحصار ژن های خوب است!۴- برای رسیدن به خوشبختی خیلی دیر شده است!اگر یکی از معیارهای شما هم برای رسیدن به خوشبختی، سن و سال است، سخت در اشتباهید!چرا فکر می کنید که برای رسیدن به خوشبختی دیر شده؟اگر چنین باوری داردید، شاید فراموش کرده اید که چرا زنده ایم و زندگی می کنیم؟ما به دنیا آمده ایم برای اینکه تا آخرین لحظه زندگی برای خوشبخت تر شدن تلاش کنیم.مهم نیست خوشبختی را چگونه تعریف می کنید، اما باید بدانید که شما همیشه هدفتان خوشبختی بوده و هست.پس به ۴۰ ساله بودنتان اهمیت ندهید، بلکه به زنده بودنتان بیندیشید.فراموش نکنید که خیلی از افراد در همین دنیا، در واقعیت، در سن بالا به موفقیت رسیده اند و نهایت خوشبختی موردنظرشان را تجربه کرده اند.۵- من دوست داشتنی نیستم!احساس بی ارزشی هم یکی از تله های ذهنی است که متأسفانه خیلی از افراد دچار آن می شوند.افراد مبتلا به بی ارزشی احساس می کنند که دوست داشتنی نیستند و حتی خودشان هم برای خودشان ارزش قائل نمی شوند.راهکارهایی برای رهایی از تله بی ارزشیدو چیز وجود دارد که باید در درون فرد اتفاق بیفتد تا تغییر واقعی در طول زمان پدیدار شود:۱- پذیرش اینکه عدم موفقیت یک بخش عادی از زندگی است.۲- همچنین درک اینکه یک شکست، شخصیت یا هویت فرد را تعریف نمی کند.افرادی که یک بار شکست خورده اند، ممکن است خیلی خوب و موفق با چالش بعدی روبرو شوند.همان طور که توماس ادیسون نشان داد كه بعد از هزاران تلاش ناكام، توانسته لامپ را اختراع کند. همچنین او گفت که: من هزار بار شکست نخوردم؛ من فقط هزار راه یادگرفته ام که نمی توان از طریق آنها لامپ ساخت!رسیدن به خوشبختی - فرافکر</description>
                <category>saleh_atashi</category>
                <author>saleh_atashi</author>
                <pubDate>Sun, 03 May 2020 15:28:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا از تغییر می ترسیم؟ عدم قطعیت، دلیل اصلی ترس از تغییر است!</title>
                <link>https://virgool.io/@farafekr/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D9%85-%D8%B9%D8%AF%D9%85-%D9%82%D8%B7%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-aj6lizdiu0wq</link>
                <description>ترس از تغییر ممکن است برای همه ما در طول زندگی پیش بیاید.همه ما این جمله را بارها شنیده ایم که ما انسان ها ذاتاً از رنج فرار می کنیم و به سمت لذت حرکت می کنیم.ولی یک سوال پیش می آید: چرا با اینکه از شرایط کنونی ام رنج می برم، همچنان در این شرایط باقی مانده ام و به سمت جلو حرکت نمی کنم؟چرا دچار ترس از تغییر شده ام؟واقعیت این است که آن سوی تغییر، یعنی جایی که من دوست دارم به آن برسم، عدم قطعیت وجود دارد!عدم قطعیت برای ما ترس ایجاد می کند و این خودش یک درد بزرگ است.مغز انسان بررسی می کند؛ در یک کفه ترازو جایی که الان هستی و کفه دیگر شرایط بعد از تغییر را قرار می دهد.سپس میزان دردی که در این دو شرایط می کشی را مقایسه می کند و ما دچار رعب و وحشت از آینده می شویم.چرا؟ چون به اندازه کافی از آینده آگاه نیستی!ترس از آینده نامعلوم باعث می شود که درد حاصل از ترس از آینده نامعلوم بزرگتر به نظر برسد و مانع تغییر ما شود.ترس از تغییر چرا به وجود می آید؟تغییر، به معنای بیرون آمدن از منطقه امن و وضعیت عادی به وضعیت فوق‌العاده است.ترس از تغییر می‌تواند ما را دچار احساس فقدان، سردرگمی و دودلی میان نیاز به عمل و بی‌عملی کند.شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد که چیزی را از دست داده باشید.ممکن است در مرحله ای از زندگی محیط کار، همکاران، دوستان و یا چیزهای متفاوتی را از دست داده باشید.در این شرایط همه ی افراد، دچار سردرگمی و ناراحتی و مهم تر از همه، ترس می شوند.چون فکر می کنند نمی توانند خود را با شرایط جدید تطبیق دهند و اعتماد به نفس لازم را در خود نمی بینند. http://farafekr.com/fear-of-change/ </description>
                <category>saleh_atashi</category>
                <author>saleh_atashi</author>
                <pubDate>Sat, 02 May 2020 09:47:15 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انواع ترس چیست؟ راه های مقابله با ترس چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@farafekr/%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B9-%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-xmgpzpv2jz0i</link>
                <description>1- انواع ترسترسیدن انواع مختلفی دارد:ترس های مخرب:ترس های ظاهری:  این ترس ها ترس هایی هستند که مربوط به وضعیت ظاهری افراد است که عموما در خانم ها نمود بیشتری دارد مانند: ترس از پیری، ترس از کچل شدن و …ترس هایی که مربوط به احساسات درونی ما هستند: مانند ترس از شکست، ترس از طرد شدن، یا حتی ترس از موفقیت بله درست خواندید افراد زیادی هستند که از موفق شدن می ترسند زیرا فکر می کنند اگر موفق شوند از جانب دیگران چشم می خورند و همین آرامشی که دارند از بین می رود.ترس های زیر بنایی: ترس هایی اساسی هستند ترس های بالا را نیز شامل می شود. مثل ترسیدن از اینکه نتوانید از پس ازدواج و زندگی مشترک بر بیاید.ترس های سازنده:ترس های هشدار دهنده: ترس های هشدار دهنده ترس هایی هستند که به انسان در مقابل حوادث هشدار می دهد. مانند ترسیدن از اینکه اگر از عرض بزرگراه بگذرید ممکن است تصادف کنید.ترس های سازنده: ترس هایی هستند که باعث رشد فردی می شوند مانند ترس از اینکه همسر و فرزندان شما دچار مشکلی شوند به همین منظور شما درصدد ایجاد حاشیه امن مالی می شوید مهارت های مختلف را کسب می کنید یا با افراد گوناگون ارتباط برقرار می کنید.2- عکس العمل های افراد هنگاه ترسیدنهنگامی که انسان می ترسد از خود به طور ناخودآگاه رفتار هایی را نشان می دهد. دانستن این رفتار ها به خود فرد و حتی اطرافیانش کمک می کند تا در این شرایط بتواند ترس خود را کنترل کند.فلج شدن:در این حالت شخصی که ترسیده است قادر به حرکت کردن نیست و گویی مانند یک مجسمه حالت اولیه خود را حفظ می کند. معمولا این حالت زمانی اتفاق می افتد که ترس به یکباره به شخص وارد شود.تسلیم شدن:گاه شخص از شدت ترس به قدری فشار تحمل می کند اصطلاحا دچار سرخوشی می شود و تسلیم آن ترس می شود. این نوع نرس که به صورت یک مدت طولانی به شخص وارد شده است. مانند همان شخصی که از پرواز می ترسد در هنگام اولیه پرواز می ترسد و ممکن است جیغ و داد کند اما پس از گذشت چند ساعت شخص آرام می شود. سایر افراد فکر می کنند که ترس شخص ریخته است و حالت طبیعی دارد در حالی که شخص از شدت ترسی که از روز ها قبل داشته است دچار تسلیم شده است.انکار:گاه شخص از شدت ترس قادر به قبول کردن شرایطی که برایش رخ داده است نیست و آن شرایط انکار می کند زیرا شخص از عواقب بعدی آن شرایط می ترسد. این ترس بیشتر زمانی متبلور می شود که شخص از عواقب کار بیشتر از خود کار می ترسد. مانند سفر تنهایی یک نوجوان به خارج از کشور. آن نوجوان از خود سفر ترسی ندارد اما از شرایط اقامتش در خارج کشور می ترسد برای همین شخص سعی می کند این سفر انکار کند.پافشاری و لجبازی کردن:پا فشاری کردن و یا لجبازی کردن در کاری گاهی نشانه ترسیدن است.باز بر می گردیم سراغ مثال پرواز. شخصی که از پرواز کردن می ترسد از همان ابتدا که پیشنهاد سفر هوایی داده می شود پا فشاری روی نرفتن می کند و از این رو بهانه های مختلفی ارائه می دهد مانند: پول نداریم گرون میشه بیا با قطار بریم. من کار دارم نمیام شما برید و …نشانه های فیزیکی:در نهایت ساده ترین راه شناسایی ترسیدن  رخ داد های فیزیکی شخص است مثلا جوش زدن ناگهانی، عرق کردن، ادرار کردن ناخواسته، لرزیدن بدن و … از جمله شرایط فیزیکی هستند نشان دهنده ترس هستند.3- چرا باید مقابله با ترس خود را بیاموزیم؟همانطور که در بالا از نشانه های ترس گفنیم و به شما گفتیم که با دانستن این موارد می توانید ترس را درخود یا اطرافیانتان تشخیص دهید و به خود و یا دیگران برای کنترل ترس اقدام نمایید. می تواند جنبه مخربی هم داشته باشد و دیگران با این موضوع از شما سوء استفاده کنند. شاید این سوال در شما ایجاد شده باشد که ترسیدن چگونه باعث سوء استفاده می شود؟ترسیدن چگونه باعث سوء استفاده می شود؟پاسخ را می توانید در خاطرات کودکی خود جست و جو کنید. شاید یادتان باشد والدین و اطرافیانتان شما را با آمدن آقا، لولو، آقا غوله، آقا گرگه و … (حالا بماند که چرا هه موجودات بد آقا هستند) تهدید می کزدند که غذا بخورید، بخوابید، با ادب باشید و یا دست از اسباب بازی که در ویترین یک مغازه دیده اید بردارید.این موارد ابتدایی ترین مواردی هستند که باعث سوء استفاده شده است. اما این سوء استفاده ها با زیاد شدن سن تان بزرگ و بزرگتر می شود به عنوان مثال وقتی بزرگ شدید و وارد مدرسه شدید معلم و ناظم شما از ترس شما از احضار والدینتان به مدرسه و یا ترس از کسر نمره یا ترس از اخراج شدن (گذاشتن پرونده تان زیر بغل تان) سوء استفاده می کنند و شما را به سمت دانش آموزی خوب منظبت سوق می دهند.به فکر مقابله با ترس خود باشید!البته شاید قشر فرهنگی کشور از واژه سوء استفاده ناراحت شوند و بگویند که ما از این ابزار ها برای رشد و پیشرفت دانش آموزان استفاده کردیم.اما حقیقت این است که که برای چنین هدفی ابزارهای دیگری نیز بوده و هست اما ساده ترین روش همان روشی است که بکار گرفته اید یعنی سوء استفاده از ترس دانش آموزان.و شما باز هم بزرگتر می شوید و وارد محیط کار می شوید در انجا نیز مدیر شما با سوء استفاده کردن از ترس شما از اخراج شدن، درج در پرونده، کاهش حقوق، و در سازمان های بزرگ ارجاع شما به واحد حراست از جمله ابزار هایی است که مدیران برای سوء استفاده کردن از ترس تان بهره مند می شوند. اما ماجرا به همینجا ختم نمی شود در زندگی تان در رابطه خودتان با والدینتان، با همسرتان، با فرزندانتان، با قوام و دوستانتان این مشکلات را خواهید داشت. پس بهتر است در صدد مقابله و کنترل ترس تان بر آیید.4- راه های مقابله با ترس و کنترل آنخب حالا که عزم خود را جزم کرده و اراده تان را قوی کرده اید که ترس خود را کنترل کنبد. تیم فرافکر بهترین راه های مقابله با ترسیدن را به شما می دهید.برای مقابله با ترس نفس عمیق بکشیدنفس عمیق کشیدن یکی از ساذه ترین راه های مقابله با ترس است. زمانی که شما چشمان خود را می بندید تمرکز می کنید و نفس عمیق می کشید ترس شما کاهش می یابد.شما این لحظات را زمانی که در صف سوار شدن به ترن هوایی شهربازی هستید تجربه کرده اید در عین حال که می ترسید نفس عمیق می کشید و تمرکز و مدیتیشن می کنید و ترس شما کاهش می یابد. نفس عمیق کشیدن همانطور که ساده ترین راه است اما اثرگذاری بالایی دارد.از راه های مقابله با ترس مواجه شدن با آن استهمانطور که در بالا گفتیم ترس مکانیزمی است که به انسان از حوادث احتمالی هشدار می دهد. یکی از ابزار هایی که ترس برای هشدار دادن به شما استفاده می کند بزرگنمایی کردن بدترین شرایط احتمالی است.  ولی این را به شما قول می دهیم که مطمئن باشید بدترین نتایج حاصله در واقعیت با آنچه که ترس دز ذهنتان می سازد بسیار بسیار ساده تر است. و آن قدر ها هم که ترس شما در ذهن تان تصویر سازی می کرد بد نیست.البته گفتیم که ترس هم جنبه سازنده دارد و هم جنبه مخرب بنابراین مواظب باشید که از تکنینک فرار نکردن برای ترس های مفید استفاده نکنید مثلا اگر شما از گذر از عرض اتوبان می ترسید اجازه دهید این ترس در شما باقی بماند. اما برای برخی ترس ها مانند: ترس از محیط تاریک، ترس از محیط بسته، ترس از ارتفاع، ترس از پرواز و … از این تکنیک استفاده کنید.منطقی رفتار کردن از راه های مقابله با ترسگاهی وقت ها ترس شما هیچ منبع عقلانی درستی ندارد. من دوستی دارم پزشک حاذقی است و به کنگره های علمی کشور های مختلف دعوت می شود اما همسرش ترس شدیدی از مسافرت رفتن همسرش به تنهایی به خارج از کشور داشت زیرا فکر می کرد که اگر همسرش به تنهایی به خارج از کشور برود امکان دارد مافیا یا سازمان های قاچاق انسان و از این دست قبیل گروهک ها همسرش را گروگان گرفته و او شکنجه و به قتل برسانند.خب همه ما می دانیم که چنین چیزی نیست هیچ کشوری تا این حد نا امن نیست. این ترس و سایر ترس هایی از این دست ریشه منطقی ندارند و با یک رویکرد منطقی می توان این نوع ترس ها را کنترل کنید.تکرار یکی از راه های مقابله با ترسیدنگاهی ترس هایی هستند که شما را از انجام کاری باز می دارند اما واقعا این کار ها آنقدر ها هم ترسناک نیستند. به عنوان مثال بند باز های یک سیرک خیلی راخت و با تسلط روی بند راه می روند حرکات نمایشی انجام می دهند اما آیا فکر می کنید که آن بند باز از ابتدا انقدر نترس و جسور بوده است؟پاسخ این است که خیر آن بند باز هم مثل همه انسان ها می ترسید اما به مرور و چندین و چند بار نفس عمیق کشیدن، فرار نکردن، منطقی برخورد کردن با موضوع توانسته با ترس خود غلبه کرده و در واقع در حین انجام حرکات نمایش اش آن چیزی که بینندگان را به حیرت وا می دارد شجاعت بی بدیل و نترس بودنی است که آن بند باز به نمایش می گذارد. از قول نویسنده این مقاله به شما می گوییم که تکرار  معجزه می کند.مقابله با ترس - فرافکر</description>
                <category>saleh_atashi</category>
                <author>saleh_atashi</author>
                <pubDate>Thu, 30 Apr 2020 13:04:46 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور خاص ترین، بهترین و مناسب ترین لباس عروس را انتخاب کنم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@farafekr/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%AE%D8%A7%D8%B5-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%84%D8%A8%D8%A7%D8%B3-%D8%B9%D8%B1%D9%88%D8%B3-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%86%D9%85-tvqerqavkup5</link>
                <description>آیا در جستجوی بهترین لباس عروس مناسب خود هستید؟ آیا شما هم نمی دانید لباس عروس خود را چگونه انتخاب کنید؟ بین ۲ مدل لباس عروس برای انتخاب شک دارید؟ آیا لباس عروس پوشیده برای شما مناسب است؟ اگر به دنبال مناسب ترین لباس عروس برای خود هستید، اطلاعات این مقاله از فرافکر به شما در تصمیم گیری بهتر کمک می کند. در این مطلب، تمام معیارهای انتخاب لباس عروس را بررسی می کنیم و تضمین می کنیم که در پایان، بتوانید بهترین انتخاب را داشته باشید! پس تا انتها همراه ما باشید.آنچه در این مقاله می خوانیم...۱- تصمیم گیری درست درباره انتخاب لباس عروس۲- مراحل انتخاب لباس عروس۳- برای آگاهی از معیارهای انتخاب، باید ارزش های خود را بشناسید!۴- شش کلاه تفکر و انتخاب لباس عروس1- تصمیم گیری درست درباره انتخاب لباس عروستصمیم گیری درباره انتخاب لباس عروس می تواند در عین اینکه ساده به نظر میرسد، پیچیده و دشوار باشد.شاید هم خیلی از خانم ها بعد از انتخاب لباس عروسی خود، از انتخابشان پشیمان شوند.بنابراین انتخاب لباس عروس تبدیل به یک دغدغه برای خانم های در آستانه ی ازدواج شده است!شاید به نظرتان عجیب باشد ولی می توان از اصول تصمیم گیری صحیح، برای انتخاب لباس عروس هم استفاده کرد!2- مراحل انتخاب لباس عروسمرحله ۱- مسئله چیست؟مهم ترین کار این است که بدانید می خواهید راجع به چه مسئله ای تصمیم بگیرید. آیا رنگ لباس برای شما دغدغه شده؟ آیا انتخاب مدل لباس عروس برای شما دشوار است؟ و یا فقط بین ۲ لباس عروس دچار تردید شده اید؟مشخص کنید که دقیقا به دنبال چه چیزی هستید!مرحله ۲- هدفهدف شما از انتخاب لباس عروس چیست؟شاید با شنیدن این سوال بخندید! ولی باید بدانید که این مرحله مهمترین و اصلی ترین مرحله ی انتخاب لباس عروس شماست.حتما می پرسید که هدف من چه می تواند باشد، جز پوششی متفاوت و زیبا برای عروس است که خاص ترین بانوی یک جشن عروسی است؟ولی جالب است بدانید که می تواند دلایل دیگری هم وجود داشته باشد.در واقع باید بدانید که کدام ارزش ها روی تصمیم شما اثرگذارند؟مثلاً آیا می خواهید با انتخاب لباس عروس خود، برتر از بقیه دیده شوید؟ یا می خواهید زیبا دیده شوید؟ دوست دارید که همه به شما توجه کنند؟آیا پوشیده بودن لباس عروستان برای شما اهمیت دارد؟ یعنی آیا پوشش اسلامی برای شما یک ارزش محسوب می شود یا خیر؟3- برای آگاهی از معیارهای انتخاب، باید ارزش های خود را بشناسید!هریک از ما در زندگی خود، چند ارزش داریم که این ارزش ها ثابت هستند. ولی اولویت آنها از نظر ما، تغییر می کند.مثلا فرض کنید ارزش های من عبارتند از :• محبوب بودن و مورد محبت قرار گرفتن• مورد توجه بودن• خدمت به دیگران• منحصر به فرد بودندر تصمیم گیری درباره انتخاب شغل خود، اولویت ارزش های من به این شکل است:۱٫ خدمت به دیگران۲٫ منحصر به فرد بودن۳٫ مورد توجه بودن۴٫ مورد محبت بودنولی در تصمیم گیری درباره ی انتخاب همسر، اولویت ارزش های من بدین صورت است:۱٫ مورد محبت بودن۲٫ مورد توجه بودن۳٫ منحصر به فرد بودن۴٫ خدمت به دیگرانانتخاب لباس عروس اما سوال مهمی وجود دارد: چطور ارزش های خود را تشخیص داده و بشناسیم؟شناخت ارزش ها از اهمیت زیادی برخوردار است. زیرا در واقع معیارهای شما را برای انتخاب مشخص می کند. با آگاهی از معیارها و اولویت های خود می توانید بهترین انتخاب را داشته باشید.راه های مختلفی برای شناخت ارزش ها وجود دارد که در این بخش ما مهم ترین و کاربردی ترین آن ها را معرفی می کنیم.۱- شناخت ارزش ها بر اساس احساس تان نسبت به اتفاقات پیرامونتا به حال چه اتفاقاتی باعث شادی شما شده اند؟و یا کدام اتفاقات شما را ناراحت کرده اند؟بازه زمانی ۱ سال گذشته و یا کمتر را در نظر بگیدید.سپس به این دو سوال دهید.اتفاقات را که مشخص کردید، آن ها را بنویسید. بعد دلیل شادی و ناراحتی خود را هم در مقابل هر یک بنویسید.جالب است بدانید که همین دلایل، ارزش های شما را تعیین می کنند.۲- شناخت ارزش ها از طریق شناخت الگوهاچه کسانی را قهرمان می دانید؟ کدام افراد در زندگی شما نقش الگو را دارند؟ شما از چه کسی در زندگی تان الگوبرداری می کنید؟نام این افراد را یادداشت کنید. سپس دلیل اینکه هریک از آنها در لیست شما قرار دارند را هم مقابلش بنویسید.کدام ویژگی این اشخاص باعث شده برایتان جذاب باشند؟ چرا آنها را الگوی خود می دانید؟پاسخ به این سوالات نیز نمایانگر ارزش های شماست.شناخت ارزش های شخصی- فرافکرتا اینجا به شناخت ارزش ها پرداختیم. زیرا برای انتخاب لباس عروس باید از معیارهای خود آگاه باشیم.مثلا فرض کنید بین دو لباس که هردو از نظر شما زیبا هستند، دچار تردید و دودلی شده اید.با این تفاوت که یکی از این لباس های عروس، پوشیده است و دیگری نه.اگر معیارهای خود را شناخته باشید، به آسانی گزینه ی بهتر را انتخاب میکنید. و اگر ارزش های خود را بشناسید، خواهید فهمید که پوشیده بودن لباس عروس، تنها به عقاید مذهبی وابسته نیست. مثلل ممکن است خانمی بازوهای چاقی داشته باشد و بخواهد برای پوشاندن آن از آستین استفاده کند!پس حتما شناخت ارزش ها را جدی بگیرید.فراموش نکنید که این مرحله مهمترین مرحله است.4- شش کلاه تفکر و انتخاب لباس عروسدر مقاله های پیشین فرافکر درباره تصمیم گیری اصولی گفتیم که از شش کلاه تفکر برای داشتن بهترین انتخاب استفاده کنید.حال باهم ببینیم که چطور ۶ کلاه تفکر به ما در انتخاب لباس عروس کمک می کند؟شش کلاه تفکر، ۶ کلاه با رنگ های مختلف هستند که هر رنگ معنای خاصی دارد. این نظریه توسط ادواردوبونو ارائه شده و بیان می کند:برای تصمیم گیری باید جنبه های مختلف هر انتخابی را در نظر بگیرید. او این جنبه های مختلف را به صورت ۶ کلاه رنگی در نظر گرفته است.هر یک از این کلاه ها نشان دهنده ی نوعی تفکر خاص است• کلاه زرد به معنای تفکر مثبت اندیش است.• کلاه سفید به معنای تفکر واقع گرا است.• کلاه قرمز تفکر احساسی را نشان می دهد.• کلاه مشکی نمایانگر تفکر منفی و نقادانه است.• کلاه سبز نشانه ی تفکر خلاقانه است.• و کلاه آبی، به معنای تفکر همه جانبه است که در واقع مجموعه ای از ۵ کلاه دیگر است.شما هم می توانید برای تصمیم گیری خود در انتخاب لباس عروستان، ۶ کلاه تفکر را بر سر بگذارید و بهترین تصمیم را بگیرید.شش کلاه تفکرمثالمثلاً فرض کنید یکی از انتخاب های شما بهترین و گران قیمت ترین مدل لباس عروس سال ۲۰۱۹ است.کلاه زرد تفکری است که می گوید:این لباس زیباترین لباس عروس سال است و چون قیمت بالایی دارد، حتما مورد توجه همه خواهید بود.کلاه سفید می گوید:این لباس عروس قیمت زیادی دارد و مطمئنا لباس های زیبای دیگری هم وجود دارد که مورد پسند شما باشد.کلاه قرمز می گوید:این لباس به قدری به شما می آید و در تن شما زیبا جلوه می کند که لباس دیگری حتی نصف آن هم زیبا نیست. شما با این لباس عروس به سان ملکه ی زیبایی ها هستید!!کلاه مشکی می گوید: ممکن است لباس عروس شما به گوشه ای گیر کند و خراب شود! آن لحظه است که بابت هزینه ی زیادی که کرده بودید، پشیمان خواهید شد.کلاه سبز می گوید: می توانید لباس عروسی با ایده خودتان طراحی کنید که زیباتر و حتی ارزان تر از آن لباس باشد.کلاه آبی می گوید: با توجه به ۵ طرز فکر پیشین، بهتر است به دنبال لباسی تقریبا همین قدر زیبا و با قیمت کمتر باشید تا اگر مشکلی برای آن شما پیش آمد، ناراحت نشوید. هم اینکه زیبایی آن برای شما دلنشین باشد. ضمنا لباس عروس فقط مخصوص همان یک شب است و دیگر از آن استفاده نمی کنید.سخن پایانیهدف ما از نوشتن این مقاله، کمک به شما در انتخاب لباس عروسی مناسب خودتان، با استفاده از آموزش تصمیم گیری اصولی بود. امیدواریم که بهترین انتخاب را داشته باشید تا در مراسم عروسی خود با انتخاب فوق العاده تان بدرخشید و خاطره انگیزترین روز عمرتان را تجربه کنید.لباس عروس - فرافکر</description>
                <category>saleh_atashi</category>
                <author>saleh_atashi</author>
                <pubDate>Wed, 29 Apr 2020 23:20:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقش قربانی را بازی نکنید! اولین عکس العمل ما در برابر بی ارزشی چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@farafekr/%D9%86%D9%82%D8%B4-%D9%82%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D9%85%D9%84-%D9%85%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1-%D8%A8%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-iy41lwykqclc</link>
                <description>فرض کنید که من به عنوان یک کودک ۸-۹ ساله که احساس بی ارزشی می کند، وارد جامعه شدم. این احساس از درون من فریاد می زند. به نظر شما، در این شرایط من چه کاری انجام می دهم؟همان طور که در پست طرحواره درمانی گفته شد، یکی از عکس العمل هایی که افراد در مقابل تله ها از جمله، تله بی ارزشی نشان می دهند، نقش قربانی است. در ادامه درباره آن بیشتر توضیح می دهیم.آن افرادی که تسلیم می شوند و دست هایشان را به نشانه تسلیم بالا می آورند.افرادی که غر می زنند که چرا من در ایران به دنیا آمده ام؟ چرا در این شرایط به دنیا آمده ام؟افرادی که می گویند: اگر پدر و مادر من این طوری نبودند، اوضاعم فرق می کرد!آنهایی که می گویند: اگر کمی پولدارتر بودم، الان وضعیتم بهتر بود!یا می گویند : اگر پدرم آن خانه را نفروخته بود، به فلان جایگاه می رسیدم!آنهایی که می گویند: اگر این ازدواج ناموفق را نمی کردم، این طوری نمی شد!این ها کسانی هستند که دارند نقش قربانی را بازی می کنند و در مقابل بی ارزشی ، تسلیم می شوند.یکی از عکس العمل ها در مقابل بی ارزشی ، بازی کردن نقش قربانی است!زمانی که من نقش قربانی را بازی می کنم، زمانی است که تسلیم می شوم و دو دستم را بالا می برم. یعنی چه؟یعنی من پذیرفته ام که آدم بدبختی هستم! و هر کسی هم بخواهد این باور من را تغییر دهد، او را رد می کنم.یعنی من فقط کسانی را در زندگی خود قبول می کنم و به کسانی اجازه می دهم با من صمیمی شوند که نقش قربانی من را تأیید کنند!هر کسی هم که وارد زندگی من شود و سعی کند به من بگوید که باارزش هستم، من با خودم می گویم که:این آدم یا کلاه بردار است، یا دارد دروغ می گوید یا کلا بیخیال این آدم می شوم!کمی با خودت فکر کن!کجاهای زندگی نقش قربانی را بازی کرده ای؟قربانی کیست؟قربانی دقیقا همان کسانی هستند که فقط می نشینند وبدون این که کاری انجام دهند، از دیگران راه حل ئرخواست می کنند.امیدواریم که با خواندن این مقاله، اگر احساس بی ارزشی می کردید و نقش قربانی را بازی می کردید، متوجه این احساس شده باشید و برای رسیدن به ارزشمندی و رهایی از بی ارزشی اقدام کنید.بی ارزشی - فرافکر</description>
                <category>saleh_atashi</category>
                <author>saleh_atashi</author>
                <pubDate>Sun, 26 Apr 2020 09:18:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهترین راه های تقویت اراده چیست؟ راهکارهای طلایی تقویت عزم و اراده</title>
                <link>https://virgool.io/@farafekr/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B7%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D8%B9%D8%B2%D9%85-%D9%88-%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D9%87-lmoubh4dnmc6</link>
                <description>همواره بهانه هایی برای شروع نکردن و اهمال کاری وجود دارد شاید برای خود شما هم پیش آمده باشد که بخواهید کاری را شروع کنید اما بارها کار را به بهانه های مختلف به روزهای آتی موکول می کنید. از شنبه، از اول ماه، بعد از اینکه حقوق گرفتم، حالا کنکور قبول بشم بعد … از جمله عباراتی است که شاید از آنها استفاده کرده باشید و یا حداقل آنرا شنیده باشید. اما آیا به راستی روشی برای دور زدن این تنبلی ها و اهمال کاری ها وجود ندارد؟ البته که راه هایی برای تقویت اراده هست و ما در ادامه شما را با بهترین آنها آشنا می کنیم.پروفسور مک گونیگال از روانشناسان دانشگاه استنفورد در کتاب «غریزه اراده» خود نوشته است:در اصل «اراده» رقابتی بین دو بخش از شماست: بخشی از شما که به اهداف بلندمدت فکر می‌کند و بخش دیگرتان که به خوشحالی و لذت آنی می‌اندیشد. بسته به میزان استرس، انرژی‌ و طرز تفکرتان، مغز شما راه‌های متفاوتی را برای مواجهه با هر چالشی که نیازمند اراده‌ است، انتخاب می‌کند.۱- ماهیت ارادهمحققان نورولوژی در تحقیقاتی در یافته اند که اراده انسان مربوط به سه بخش جلویی مغز است که آنرا (PFC) می نامند.در قسمت زیرین و میانی قشر جلوی مغز «من می‌خواهم» قرار دارد. وظیفه آن ترغیب فرد به پیگیری اهداف و خواسته‌هایش است  به شما یادآوری می‌کند که واقعا چه می‌خواهید. هر چه این بخش از مغز قوی‌تر باشد، با اراده بیشتری اهداف خود را دنبال می کنید و در برابر سستی ها بیشتر مقاومت می‌کنید.در قسمت بالای سمت چپ قشر جلوی مغز «من می‌توانم» قرار دارد. وظیفه آن کمک به شما در برابر انجام فعالیت‌های خسته‌کننده، و استرس‌زا است.در قسمت بالای سمت راست قشر جلوی مغز «من نمی‌توانم» قرار دارد. وظیفه این قسمت این است که شهامت نه گفتن به خواسته‌های بد را داشته باشید. مثلا به شما کمک می کند تا در برابر وسوسه خارج از صف وارد پمپ بنزین شدن بتوانید بگویید نه.از ترکیب این سه بخش باهم اراده‌ شکل می گیرد و زمانی که این بخش‌ها انرژی و فعالیت کافی داشته باشند،  اراده‌ تقویت می‌شود و به آن هیچ کاری انجام نشده ای وجود نخواهد ماند.بنابراین اگر می خواهید انرژی و فعالیت این بخش های مغز را افزایش دهید باید راههای زیر را انجام دهید تا اراده در شما تقویت شود.۲- بهترین راه های تقویت ارادهحال که به ماهیت اراده پی بردیم به راههای افزایش اراده می پردازیم.۱٫ نقش خواب در تقویت ارادهشاید باور نکنبد اما هشت ساعت خوابیدن در طول روز باعث می شود مغزتان که مسئول اراده تان نیز هست انرژی لازم برای فعالیت را داشته باشد در غیر این صورت مغز به دلیل اینکه انرژی لازم برای فعالیت ندارد شما را از انجام کارها باز می دارد تا بتواند زمانی را برای استراحت خود فراهم آورد از این رو شما در انجام کارها سست می شوید و اصطلاحا تنبل می شوید.۲٫ تقویت اراده با ورزش و یوگااکثر ما به ورزش فقط به دیدگاه سیکس پک و بازو نگاه می کنیم در حالی که ورزش علاوه بر اثر گذاری روی عضلات و استخوان بندی بر مغز انسان و تقویت و هماهنگ تر کردن بخش های مرتبط با اراده نقش بسزایی دارد و فردا می تواند راحت تر به تنبلی ها نه بگوید.ورزش یوگا از انجایی  که روی تمرکز و مدیتیشن مغز اثر دارد باعث تقویت اراده و همچنین تقویت بخش هایی از مغز که وظیفه کنترل تصمیمات فرد را دارد می شود.با انجام روزانه ده دقیقه فعالیت یوگا پس از دو ماه شاهد نتیجه بی نظیری خواهید بود.مدیتیشن بخش‌هایی از مغز را که مسئول اراده‌‌اند، تقویت می‌کند. مدیتیشن این بخش‌های مغز را بزرگ‌تر می‌کند و باعث ارتباط بهتر این بخش‌ها با بخش‌هایی می‌شود که در کنترل تصمیمات فرد نقش دارند.۳٫ نقش تغذیه در تقویت ارادهانرزی مورد نیاز  مغز از قند موجود در خون تامین می شود لذا افت و خیز های بیش از حد باعث ایجاد اختلال در مغز انسان می شود از این رو غذا های گیاهی و رژیم گیاه خواری تاثیر زیادی روی عملکرد مغز و بطبع بخش های مرتبط با اراده می شود زیرا رژیم غذایی گیاهی به دلیل پایین بودن شاخص گلایسمی پس از مصرف به آرامی موجب تغییر قند خون می شوند.۴٫ عادت کردن یا تقویت ارادهلزوما برای انجام همه کارها نیازی نیست که از قدرت اراده خود استفاده کنید سعی کنید به انجام آنها عادت کنید مثلا قرار دادن دنده ماشین در حالت ۱ عادتی است که همه رانندگان به طور اتوماتیک انجام می دهند و نیازی به اراده ندارد. برای اینکه انجام کاری تبدیل به عادت شود باید به مدت ۴۰ تا ۶۰ روز بطور برنامه ریزی شده تکرار شود تا آن کار به عادت تبدیل شود.۵٫ ارتباط مستقیم خود کنترلی با تقویت ارادهخود کنترلی یکی از بهترین راههای تقویت اراده است و یکی از راحت ترین روشهای خود کنترلی، کنترل روی گفتار است سعی کنید جملات را مختصر نکنید مثلا به جای پرسیدن کجا؟ بپرسید علی الان داری کجا میری؟ و سعی کنید از کلمات رکیک استفاده نکنید و تا حدودی کتابی و دست به قلم صحبت کنید.۶٫ هوشمندی و  عزم قویتصور کنید اراده کرده اید که دیگر شیرینی نخورید در حالی که روی میز شما پر از شیرینی های رنگارنگ است جنگیدن برای نخوردن شیرینی در این شرایط بسیار سخت تر از آن است که تصمیم بگیرید شیرینی هارا از میز خود دور کنید تا دیگر جلوی چشمتان نباشد اینطوری تلاش برای جنگیدن کمتر می شود و اراده شما تضعیف نمی شود.۷٫ هدف انگیزه اصلی عزم قوی استداشتن هدف انگیزه اصلی انجام کار است بنابراین برای مغزتان نیز این هدف را تبیین کنید تا بتواند انگیزه و انرژی لازم برای تامین اراده مورد نیاز انجام کار را داشته باشد. البته توجه کنید که این هدف باید واقع بینانه و با توجه به توانایی های شما باشد از اهداف بلندپروازانه و رویا گونه که باعث دسردی و نامیدی شما در رسیدن به اهدافتان می شود بپرهیزید۸٫ تلقین کنید اراده قوی داریدزیربنای کلام تفکر است وقتی شما کلامی می گویید  مانند من میتوانم قبل از به زبان اوردن به آن تفکر کرده اید. تفکر خود عامل زیر بنای عالم هستی نیز هست بنابراین وقتی کلامی را می گویید انرژی ان گفتار را به کایینات و عالم هستی می فرستید و چندین برابر ان را دریافت میکنید. پس بهتر است کلماتی که در خلوت خود با خود حرف میزنید از موضع قدرت و کلماتی مثبت و انرژی بخش باشد. بر همین اساس همواره قوی بودن اراده خود را تلقین کنید.۹٫ با خود قرارداد بندیدبا خود قرارداد بندید. بستن قرار داد باعث می شود که روی تصمیم خود مصمم شوید و اراده شما تقویت شود. مثلا با خود عهد ببندید که اگر فلان کار را انجام ندادم چیز بار ارزشی را به عنوان جریمه به غیر واگذار کنید. مثلا در ازای ورزش نکردن روزانه مبلغی را به صندوق صدقات بیاندازید.اراده فرافکر</description>
                <category>saleh_atashi</category>
                <author>saleh_atashi</author>
                <pubDate>Wed, 22 Apr 2020 11:57:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقش مسئولیت پذیری در زندگی ! چگونه قربانی سرنوشت نشویم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@farafekr/%D9%86%D9%82%D8%B4-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%82%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA-%D9%86%D8%B4%D9%88%DB%8C%D9%85-jod30ubthkj0</link>
                <description>یکی از مراحل رسیدن به ارزشمندی، پذیرفتن مسئولیت ۱۰۰ درصدی زندگی خودمان است. مسئولیت پذیری در زندگی ما در بخش های مختلف نقش مهمی دارد. آن قدر مهم که یکی از دلایل اصلی عدم موفقیت در زندگی ماست. موفقیت در شغل، تحصیل، روابط عاطفی و هر بخش دیگری از زندگی، نیازمند این است که مسئولیت تمام خوب و بد زندگی خود را بپذیری.نقش مسئولیت پذیری در زندگیمسئولیت پذیری در زندگی نقطه ی مقابل قربانی شدن است.هر یک از ما به تنهایی و جدا از اعضای خانواده یا دوستانمان، شغل، ظاهر و غیره، در قبال خودمان مسئول هستیم.باید خودمان را به یک نقطه در زندگی برسانیم و تا زمانی که مسئولیت زندگی خود را به عهده نگیریم، نمی توانیم زندگی خوب و موفقی داشته باشیم.ما طی رسیدن به ارزشمندی ، به این آگاهی می رسیم که هر یک از ما خاص و منحصر به فرد هستیم و به یک دلیلی اینجا هستیم.اگر می خواهید از این واقعیت و مسئولیت فرار کنید، انتخاب خود شماست و هیچ کس نمی تواند شما را به پذیرش آن مجبور کند.اما شاید یک یا دو سال بعد، تازه متوجه اهمیت این موضوع شوید! این یعنی الان آمادگی درک و پذیرفتن آن را ندارید.شاید الان خود را در دنیای عادی و روزمرگی ها غرق کنیم، اما همه ما دیر یا زود بالاخره می فهمیم که رسیدن به ارزشمندی و مسئولیت پذیری در زندگی ما چقدر مهم هستند و چه نقش پررنگی دارند.چقدر مسئول زندگی خودت هستی؟باید مسئولیت تمام اتفاقات خوب و بد زندگی خود را قبول کنی. مسئولیت جایگاهی که امروز داری، احساساتی که داری تجربه می کنی، و مسئولیت رابطه ای که خراب است را قبول کن!چراکه تا زمانی که مسئولیت این رابطه را قبول نکنی، تغییری ایجاد نمی شود.مسئولیت پذیری در زندگی ما آدم ها نقش خیلی مهمی دارد.مسئولیت رابطه ای که با خودت داری را هم باید بپذیری؛ تا زمانی که قبول نکنی، انگشت اشاره ات همیشه به سوی دیگران است.گاهی مسئولیت پذیری در زندگی دردناک است اما باید قبول کنیم.حتماً می پرسی: یعنی مسئول ۱۰۰ درصدی زندگی من خودم هستم؟جواب این است: بله دقیقاً!ولی دیگران چه سهمی در زندگی ما دارند؟ مثلاً وقتی من دوست نارم که امروز باران ببارد ولی می بارد. یا وقت هایی که دیگران حرفی به من می زندد. این ها چطور؟بله، درست است که یک سری چیزها در زندگی من و شما، کنترلشان از دست ما خارج است اما انسان به یک منبع خیلی عظیم دسترسی دارد؛ افکار و احساسات ما.اگر با این دو همراه باشیم، ممکن است که در بین راه خیلی شکست ها را تجربه کنیم اما در عین حال به چیزی که می خواهیم می رسیم.تمرین هایی برای تقویت مسئولیت پذیری در زندگیحالا که متوجه اهمیت مسئولیت پذیری در زندگی شدیم، در این بخش تمرین هایی ساده ولی کاربردی برای بهبود احساس مسئولیت پذیری به شما معرفی می کنیم:تمرین شماره ۱بهانه آوردن ممنوع!بهانه آوردن نشانه عدم مسئولیت پذیری است. پس زمانی که اشتباهی می کنید و یا وظیفه خود را فراموش می کنید، از بهانه آوردن بپرهیزید. باید سعی کنید حتی در مسائل کوچک زندگی هم مسئولیت پذیر باشید.مهم نیست که دیگران هم مؤثر بوده اند. بدون شک شما بیشترین تأثیر را در زندگی خودتان دارید. چون شما انتخاب می کنید که چه تعهدات و وظایفی داشته باشید. پس بهانه آوردن را کنار بگذارید و مسئولیت ۱۰۰% زندگی خود را بپذیرید.تمرین شماره ۲یک کاغذ و قلم بردارید و جنبه هایی از زندگی تان از قبیل مالی، خانوادگی، ارتباطات، شغلی و … را که از آنها رضایت ندارید، یادداشت کنید.در کنار هر کدام بنویسید که نقش شما چیست؟ و چه اقداماتی را برای بهبود آنها می توانید انجام دهید؟ به عنوان مثال:وضع مالی ام خیلی خراب است. من مسئول این وضعیت هستم و تمام تلاش خودم را می کنم که یا هزینه های خودم را کنترل کنم و یا درآمدم را افزایش دهم.اگر خوب دقت کنید، متوجه می شوید که مسئول واقعی زندگیتان، فقط و فقط خودتان هستید.بعد این جمله را یادداشت کنید و با قدرت هر روز با خودتان چندین مرتبه تکرار کنید:«من مسئول تمامی جنبه های زندگی خودم هستم.»بعد ببینید که چه اقداماتی را برای بهبود هر کدام از مسائلی که یادداشت کرده بودید می توانید انجام دهید.تمرین شماره ۳برنامه ریزی داشته باشید!بیشتر مواقع، علّت عدم مسئولیت پذیری افراد، نداشتن برنامه است. هر مسئولیت و کاری که برعهده می گیرید، یادداشت کنید و برای کارهای روزانه خود برنامه داشته باشید. شما هر چه قدر هم مشغله داشته باشید، می توانید با یک برنامه ریزی درست، از عهده تمام وظایف خود بربیایید.تمرین شماره ۴نه گفتن را تمرین کنید!خیلی اوقات، دلیل بی مسئولیتی افراد این است که کارهایی را قبول می کنند که توان انجام آنها را ندارند. پس اگر به هر دلیلی نمی توانید کاری را انجام دهید، آن را نپذیرید.مسئولیت پذیری در زندگی - فرافکر</description>
                <category>saleh_atashi</category>
                <author>saleh_atashi</author>
                <pubDate>Wed, 22 Apr 2020 11:16:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کمال گرایی چیست؟ کمال گرا کیست؟ چطور با کمال گرایی مقابله کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@farafekr/%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84-%DA%AF%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D8%A7-%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%85%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%D9%87-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-xya4vxx5q6kr</link>
                <description>کمال گرایی به چه معناست؟ آیا کمال گرایی صرفاً یک ویژگی منفی است؟ یا می تواند مثبت هم باشد؟ افراد کمال گرا چه صفاتی دارند؟ برای کاهش کمال گرایی چه راه هایی وجود دارد؟کمال گرایی در واقع متاثر از دسته ای از افکار است که شما را وادار می کند، بخواهید به اهدافی برسید که از نظر عملی غیرواقع گرایانه هستند.در این مطلب به بررسی مفهوم کمال گرایی و ویژگی افراد کمال گرا می پردازیم. هم چنبن نکاتی را در رابطه با کاهش کمال گرایی بیان می کنیم.با توجه به تعریفی که از کمال طلبی خواندید، آیا فکر می کنید شما هم مثل خیلی از افراد دیگر، دچار کمال گرایی هستید؟1- مفهوم کمال گراییقبل از هر چیز باید کمال گرایی را تعریف کنیم و سپس به سایر موارد بپردازیم. روانشناسان زیادی تعاریف متفاوتی برای کمال گرایی ارائه داده اند اما محققان دانشگاه هاپکنز بهترین تعریف را ارائه داده اند:کمال گرایی یعنی فشار دائمی که برای حرکت به سمت هدف های غیر قابل دست یابی در درون انسان احساس می شود.2- کمال گرا کیست؟اگر هنوز شک دارید که کمال گرایی بد دارید یا خیر بهتر است تست کمال گرایی زیر را انجام دهید:آیا برای رسیدن به اهداف و استانداردهایی که برای خود تعریف کرده اید دچار مشکل هستید؟آیا از شکست خوردن وحشت بسیاری دارید؟به نظر شما اشتباه کردن مانند شنا در استخر پرورش کوسه است؟آیا تا بحال شده که مهلت انجام پروژه ای را به دلیل حساسیت بالایی که خرج می کنید از دست بدهید؟آِیا تا بحال کسی به شما کفته است که خیلی بلند پروازی؟آیا فقط زمان هایی ک به موفقیت دست پیدا می کنید اعتماد به نفس دارید؟در بالا ۶ سوال ساده مطرح شده است که پاسخ آنها بلی/خیر است. که ارزش هر سوال ۱۶٫۶ درصد می باشد.بنابراین اگر شما به تعداد سوالاتی که به آنها پاسخ بلی داده اید ضرب در ۱۶٫۶، درصد کمال گرایی شما را مشخص می کند.3- اصلا چرا کمالگرایی بد است؟خب اگر شما دچار کمال گرایی بد باشید  مطمئنا الان سوال می کنید که اصلا چرا کمالگرایی بد است؟در پاسخ باید گفت: همانطور که در بالا و طبق تعریف گقته شد کمال گرایی ذاتا چیز خوبی است.اما اگر بیش از حد به خود فشار بیاورید و تلاش کنید، به استاندارد های بسیار بالایی که توانایی رسیدن به آن را ندارید، دچار مشکل شده اید.زیرا کمالگرایی دشمن اصلی اعتماد به نفس است.4- راه های مقابله با کمالگرایی چیست؟حال که کمال گرایی و شخص کمال گرا و علت بد بودن کمال گرایی تشریح شد به راه های مقابله با آن می پردازیم.۱- قانون ۱۰ درصد یکی از راه های مقابله با کمال گراییسعی نکنید بهترین در کل عالم هستی باشید. همین که شما فقط ۱۰ درصد از همکاران و یا دوستان و آشنایان خود بهتر باشید کفایت می کند.تنها %% ۱۰ %%.  متاسفانه افراد دارای کمال گرایی علارغم اینکه انسان موجود محدودی است و نمی تواند در تمام زمینه ها بهترین باشد، تلاش می کنند در تمام زمنیه ها بهترین باشند.در حالی که امکان پذیر نیست. همین که شما در محل کارتان فقط ۱۰% سریع تر یا با کیفیت تر وظیفه خود را انجام دهید یا فقط ۱۰% خوشرو تر از متوسط بقیه کارمندان باشید یا فقط ۱۰% بیشتر از بقیه انرژی داشته باشید یا تنها ۱۰% بیشتر از متوسط بقیه کارمندان دانش و مهارت داشته باشید کافیست و مورد تایید دیگران قرار می گیرید.سریعترین دونده المپیک تنها چند صدم ثانیه از نفر دوم بهتر بوده فقط چند صدم ثانیه نه چند دقیقه و نه چند ساعت.۲- کار گروهی، راهی برای کاهش کمال گراییسعی کنید برای انجام کارها بطور گروهی فعالیت کنید فعالیت کرن در گروه و دیدن استانداردهایی که بقیه رعایت می کنند باعث می شود که شما نیز استاندارد های کمالگرایانه خود را کاهش دهید. البته حواستان باشد که برای گروه مشکل ایجاد نکنید و استاندارد های کمال گرایانه خود را به انها تحمیل نکنید در این جور مواقع مخصوصا اگر شما کمال گرایی بالایی دارید اکیدا و موکدا توصیه می کنیم که رهبری گروه را به عهده نگیرید چون باعث فروپاشی آن گروه می شوید.3- اعتماد کردن، راه کاهش کمال گراییگاه افراد دارای کمالگرایی از آنجا که  میخواهند همه چیز در بالاترین استاندارد های ناممکن باشد نمی توانند به کس دیگری جز خودشان اعتماد کنند برای همین تمام کار ها را خودشان انجام می کنند و فشار بالایی را روی خود تحمل کنند و از آنجا که انسان موجود محدودی است و نمی تواند در تمام زمینه ها بهترین باشد باعث شکست ان پروژه می شود.پس حتما به دیگران اعتماد کنید و تقسیم کردن پروژه به قسمت های کوچک و  اعتماد کردن به دیگران باعث می شود که استانداردهای شما کاهش پیدا کند و از فشاری که بر روی خود می آورید کاهش یابد.کمال گرایی - فرافکر</description>
                <category>saleh_atashi</category>
                <author>saleh_atashi</author>
                <pubDate>Sun, 05 Jan 2020 23:01:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خودشناسی چیست ؟ اهمیت خودشناسی در زندگی انسان و بهترین راه های خودشناسی !</title>
                <link>https://virgool.io/@farafekr/%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-oqx2dik6zhps</link>
                <description>آیا تا به حال برای خودشناسی اقدامی کرده اید؟چرا می خواهید خودتان را بشناسید؟آیا همه آدم ها مثل شما کنجکاو هستند که درباره خودشان بیشتر بدانند؟اصلاً هدف از خودشناسی چیست و چه فوایدی دارد؟آیا تا به حال برای برای شناختن خودتان از ابزار خاصی استفاده کرده اید؟آزمون های روانشناسی چه کمکی به خودشناسی می کنند؟بهترین راه های ممکن و موجود در روانشناسی برای خودشناسی چیست؟1- خودشناسی چیست ؟آدم های مختلف می توانند تعاریف متفاوتی از خودشناسی داشته باشند. به طور کلی در پاسخ به این سوال که خودشناسی چیست ؟می تواند گفت: خودشناسی یعنی شناختن خود.افراد مختلف می توانند درباره خودشان نظرات مختلفی داشته باشند. مثلاً عده ای فکر می کنند، مستقل، تلاشگر و سخت کوش هستند.در حالیکه برخی دیگر خود را افرادی دمدمی مزاج، خلاق و حساس می دانند!2- اهمیت خودشناسیبرای درک بهتر اهمیت خودشناسی ، تصور کنید می خواهید خودرویی خریداری کنید.آیا شما حاضرید بدون شناختن نام کارخانه سازنده، قدرت موتور و سایر مشخصات فنی آن و یا حتی بدون دیدن ظاهرش آن را بخرید؟این یعنی چشم بسته خودرویی را بخرید که محال است!خب حالا سوال اساسی اینجاست:شما چطور می خواهید در زندگی خودتان پیشرفت کنید، در حالی که مشخصات خودتان را نمی دانید؟چطور توقع رشد و پیشرفت و تعالی دارید، زمانی که درک درستی از خودتان ندارید؟3- بهترین راه های خودشناسی چیست ؟تست های خودشناسی یکی از بهترین راه های خودشناسی هستند.امروزه با گسترش و افزایش نفوذ اینترنت بین افراد جامعه، به راحتی می توانید تست های خودشناسی بسیاری را در فضای مجازی پیدا کنید.از جمله این تست ها:تست خود شناسی MBTIاز جمله مواردی که تست خودشناسی MBTI به راحتی به شما می گوید:نوع دریافت انرژی شمااینکه ترجیح شما این است که از محیط اطراف انرژی یگیرید یا از خلوت خودتاننوع گرفتن اطلاعات شما به چه صورت استنوع تصمیم گیری شما به چه صورت استترجیح شما در سبک زندگیتان چیستتست خودشناسی لنگرگاه های مسیر شغلیاین آزمونمیزان استقلال طلبی و خودمختاریچالش پذیریخلاقیتکارآفرینیمدیریت عمومیرابطه کاری و شخصیامنیت و ثباتخدمتو مهارت های فنی و تخصصیرا مورد ارزیابی قرار می دهد.تست خودشناسی EQتست خود شناسی هوش هیجانی به مواردی نظیر:عزت نفسخود آگاهیاستقلالخود ابزاریخود شکوفاییواقع گراییروابط بین فردیقدرت حل مسئلهمسئولیت پذیریهمدلیشادمانیقدرت حل مسئلهو بسیاری از موارد دیگررا بررسی می کند .تست خودشناسی توانایی شناختیاین ابزار خودشناسی درک درستی از رابطه بین رفتار شما و ساختار مغزتان می گویید و طیف زیادی از توانمندی های شما مانند:برنامه ریزیتوجهحل مسئلهتکالیفانعطاف پذیریرا تحت پوشش می گیرد.تست خود شناسی مقابله با استرسحتما برایتان اتفاق افتاده که در شرایط پر استرس و سخت قرار بگیرید و رفتاری های عجیبی از خود نشان بدهید که بعدها افسوس بخورید.شریط سخت و تنش زا عموماً به دلیل فشاری که بر روح و مغز انسان اعمال می کنند، باعث می شوند که گاه انسان به درستی نتواند در این زمان ها تصمیم بگیرد.اگر شما بتوانید به این خودشناسی دست یابید که در زمان فشار و استرس شما نقاط ضعف و قوتی دارید، کمک شایانی به شما می کند تا در آن لحظات تصمیمات درستی بگیرید. تست مقابله با استرس یکی دیگر از بهترین راه های خودشناسی است.تست خود شناسی سبک تعارضدومین شرایطی که برای انسان ممکن است رخ دهد که دچار تصمیمات اشتباه و گاه جبران ناپذیر شود، شرایطی است که انسان دچار تعارض می شود.تعارضاتی که شما با اطرافیانتان پیدا می کنید، باعث به وجود آمدن مشکلاتی می شود.تصمیم عجولانه ممکن است پیامدهای جبران ناپذیری داشته باشد. از این رو تست خودشناسی سبک تعارض یکی از بهترین راه های خودشناسی می باشد. زیرا می تواند در تصمیم گیری درست به شما کمک کند.ماتریس خود شناسی SWOTماتریس خود شناسی SWOT ماتریس نقاط ضعف و قوت شما است.همچنین فرصت ها و تهدیدهای شما را در قالب جدولی ۲ در ۲ نشان می دهد.نوشتن و تحلیل آن ۴ پارامتر اساسی نقاط قوت، نقاط ضعف، تهدیدها و فرصت ها را در زندگی مشترک، کاری و دوستانه شما مشخص می کند.خودشناسی چیست؟ - فرافکر</description>
                <category>saleh_atashi</category>
                <author>saleh_atashi</author>
                <pubDate>Fri, 03 Jan 2020 10:16:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا مشکلات ما غیرقابل حل می شوند؟ اولین گام در حل مسئله، تعریف مسئله است!</title>
                <link>https://virgool.io/@farafekr/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%A7-%D8%BA%DB%8C%D8%B1%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D8%AD%D9%84-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%DA%AF%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D9%84-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87-%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-vy1b9hnkgudr</link>
                <description>تا حالا به این موضوع فکر کرده اید که چرا گاهی در مشکلات گیر می کنیم؟چرا بعضی از مشکلات ما غیر قابل حل می شوند؟و به چه علّت توان حل مسئله های مختلفی که در زندگی پیش می آید را نداریم؟واقعیت این است که ما اولین گام در حل مسئله را بر نمی داریم.اما انتظار داریم که بتوانیم بقیه راه را برویم و مشکلمان را بدون برداشتن اولین گام برداریم!اولین گام در حل مشکلات چیست؟تعریف مسئله قدم اول برای حل هر مسئله ای است!مهارت حل مسئله یکی از مهم ترین مهارت های لازم برای هر فردی در زندگی است.مهارت تصمیم گیری هم بخشی از آن محسوب می شود.برای تصمیم گیری و داشتن بهترین انتخاب هم باید در گام اول مسئله را تعریف کنبم.پس اگر نمی توانید تصمیم درستی بگیرید،یا نمی توانید مشکلات خود را به سادگی حل کنید،دلیلش این است که اصلاً نمی دانید مسئله چیست!!تعریف مسئلهبنابراین بنشیینید و به این موضوع بیندیشید.باید ابتدا بدانید که راجع به چه چیزی می خواهید تصمیم بگیرید.لازم است مشکل خود را به خوبی شناسایی کنید.بدون تعریف مسئله، هرگز نمی توانید مشکلی را حل کنید!چرا در برخی مشکلات گیر می کنیم؟مسئله این است: عدم توانایی تعریف مسئله !منبعتعریف مسئله - فرافکر</description>
                <category>saleh_atashi</category>
                <author>saleh_atashi</author>
                <pubDate>Thu, 02 Jan 2020 22:26:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برای پنهان کردن توپ ها زیر آب، چقدر زجر کشیدی؟ علت پنهان کردن خود واقعی چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@farafekr/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%AA%D9%88%D9%BE-%D9%87%D8%A7-%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D8%A2%D8%A8-%DA%86%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D8%AC%D8%B1-%DA%A9%D8%B4%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%D8%B9%D9%84%D8%AA-%D9%BE%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-qysxuwr5ojzh</link>
                <description>خیلی وقت ها ما داریم بار یا فشاری را تحمل می کنیم که  مثلاً حدود ۱۰ تا ۴۰ سال است که با من همراه است.در حالی که ما برای تحمل این فشار، هزینه زیادی را پرداخت می کنیم!این فشار به دلیل یک بخش ناخوشایند در خود واقعی ما است که نمی خواهیم دیگران از آن مطلع شوند.و همین بار و فشاری که تحمل می کنیم، سبب افسردگی، حال بد، ناتوانی و پیدا نکردن استعدادهای ما شده است.در واقع ما داریم قسمتی از خود واقعی مان را از دیگران پنهان می کنیم. چون آنها آن را بد می پندارد!می دانید این کار ما شبیه چیست؟پنهان کردن قسمت های منفی خود واقعی مان، شبیه به یک کودک است که یک توپ دارد. در حالیکه از نظر خانواده و جامعه ای که در آن زندگی می کند، توپ داشتن کار استباهی است.به خاطر همین، وقتی کسی به او نزدیک می شود، او توپ را در آبی که اطرافش وجود دارد، فرو می کند تا از چشم دیگران پنهان شود.قایم کردن وجوه شخصیتی منفی هم مانند قایم کردن توپ ها زیر آب است.پنهان کردن واقعیت خود از ما انرژی می گیرد و زجر زیادی می کشیم.گاهی هم حتی از قایم کردن توپ ها زیر آب خسته می شویم.در نتیجه توپ را رها می کنیم!یعنی خود واقعی ما نمایان می شود.مثلاً کسی که همیشه با همه مهربان و خوش برخورد بود، ناگهان دوستش را می زند!چرا بخش های منفی خود واقعی مان را پنهان می کنیم؟ما در کودکی خود واقعی مان را پنهان می کنیم چون جامعه و خانواده به ما آموخته که آن ویژگی منفی خیلی بد است.بنابراین تا بزرگسالی این ترس با ما همراه است.قایم کردن توپ ها زیر آب و زجر کشیدن ما چه تا زمانی ادامه می یابد؟اگر خودمان توپ ها را رها نکنیم، هیچ وقت!اما ما دیگر یک کودک نیستیم.باید خود واقعی مان باشیم و نترسیم که دیگران چه خواهند اندیشید!شاید این ویژگی که داریم پنهان می کنیم، واقعاً بد نباشد.یا شاید اگر بد بود، بفهمیم و بتوانیم اصلاحش کنیم!منبعخود واقعی ات باش - فرافکر</description>
                <category>saleh_atashi</category>
                <author>saleh_atashi</author>
                <pubDate>Thu, 02 Jan 2020 09:54:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بدون نقاب چقدر با خودت راحتی؟ اصلاً چرا ما نقاب داریم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@farafekr/%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D9%86%D9%82%D8%A7%D8%A8-%DA%86%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA-%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D9%8B-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%A7-%D9%86%D9%82%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85-ftgd9ry9v848</link>
                <description>منظور از نقاب چیست؟منظور نقاب هایی است که ما هر روز در جامعه به صورت می زنیم.نقابهایی که به تبع قرار گرفتن در موقعیت های گوناگون استفاده می کنیم.مثلاً نقاب فرزند، معلم، دانشجو، کارمند، رئیس و …بدون نقاب چقدر با خودت راحتی؟همه ما یک کودک درون داریم که دوست دارد راحت باشد. شیطنت کند و لذت ببرد.مثلاً من دوست دارم یک پیراهن گلدار بپوشم. این مطابق با کودک درون من است.ولی وجه بالغ من می گوید که این کار را نکن. چرا؟چون ممکن است دیگران تو را مسخره کنند.ما اگر نقابها را برداریم، می شویم دقیقاً کودک درون خودمان.باید نقاب ها را برداریم تا ماهیت اصلی خود را مشخص کنیم.ولی چرا اصلاً ما در موقعیت های مختلف از نقاب ها استفاده می کنیم؟زیرا می ترسیم. ترس از چه چیزی؟ترس از حرف دیگران.ترس از برچسب هایی که به ما می زنند.در واقع آسیب پذیری ما مانع می شود که کودک درون خود را نمایان کنیم.چرا باید نقابها را برداریم؟چون با وجود آنها یک ترس و نگرانی همیشگی با ما همراه است.به علاوه نمی توانیم خود واقعی مان باشیم.هم چنین کودک درون خود را سرکوب می کنیم.و نتیجه ی همه این ها می شود یک آدم افسرده که حوصله هیچ کاری را ندارد!منبعنقاب - فرافکر</description>
                <category>saleh_atashi</category>
                <author>saleh_atashi</author>
                <pubDate>Wed, 01 Jan 2020 19:02:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اگر احساس تنهایی می کنید، بخوانید! راهکارهایی برای رهایی از حس تنهایی!</title>
                <link>https://virgool.io/@farafekr/%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D8%B3-%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-hvngtdbus5lf</link>
                <description>آیا مدتی است که احساس تنهایی می کنید؟می خواهید بدانید که چطور از این حس تنهایی رها شوید؟حتماً از خود می پرسید: دلیل تنهایی من چیست؟عوارض تنهایی چیست و چه تأثیری بر سلامت انسان می گذارد؟برای رهایی از احساس تنهایی، باید ابتدا بدانید به چه علت چنین احساسی دارد؟سپس می توانید به کمک راهکارهایی که وجود دارند، به درمان تنهایی خود بپردازید.در این مطلب، ابتدا به بررسی مفهوم و نشانه های تنهایی می پردازیم.سپس خواهیم گفت حس تنهایی به چه دلایلی ممکن است شکل بگیرد؟و چگونه می توان از احساس تنهایی رهایی یافت؟حس تنهایی زمانی به سراغ ما می آید که نیاز ما به ارتباطات برطرف نشده باشد. در واقع مفهوم احساس تنهایی ، احساس درک نشدن از سوی دیگران است.بنابراین مفهوم تنهایی با خلوتی که خود ما گاهی برای خودمان می سازیم، کاملاً متفاوت است.خلوت و تنهایی خودساخته ما می تواند خیلی هم مفید باشد. ولی بدون شک عوارض منفی حس تنهایی غیر قابل چشم پوشی است!نشانه های تنهایی۱- تنهایی می تواند خواب آرام شما را از بین ببرد!۲- عشق و وابستگی به اشیاء و نه انسان ها۳- تعداد دوستان مجازی شما بیشتر از دوستان واقعی تان است!۴- سطح استرس شما بالا می رود!در ادامه به تأثیر تنهایی بر سلامتی جسمی و روانی می پردازیم. توجه داشته باشید که این موارد می توانند نشانه های حس تنهایی نیز باشند.عوارض تنهایی چیست؟اختلال در عملکرد مغزاحساس خستگیبیماری های قلبیسکته های مغزیفشار خون بالااضافه وزن و یا کاهش بیش از حد وزن و سوء تغذیهضعیف شدن سیستم ایمنی بدنکاهش طول عمر و مرگ زوددرسآلزایمرافسردگیاضطراب و استرسدلایل تنهایی من چیست؟موارد زیر می توانند از دلایل ابتلا به حس تنهایی باشند:۱- شخصیتبرخی از انواع شخصیت هستند که بیشتر دچار تنهایی می شوند. مثلاً افرادی که کمرو و خجالتی و یا به عبارتی درونگرا هستند، بیششتر احتمال دارد که احساس تنهایی کنند.۲- متفاوت، خاص و متمایز بودنبعضی افراد به علت اینکه طرز فکر خاصی دارند، یا موقعیت شغلی، اجتماعی و .. متمایز از اطرافیان خود دارند، دچار حس تنهایی می شوند.۳- افسردگیبا اینکه افسردگی می تواند در اثر حس تنهایی ایجاد شوند، خود می تواند از عوامل ایجاد احساس تنهایی باشد.۴- کودکیگاهی در دوران کودکی افراد اتفاقاتی افتاده که دچار ترس از تنهایی می شوند. به مرور زمان، این تله به حس تنهایی واقعی می انجامد.راهکارهای رهایی از حس تنهاییبه طور کلی در دوران تنهایی کارهایی هست که می‌توان به تنهایی انجام داد و از زندگی لذت برد. نمونه‌ای از این فعالیت‌ها عبارتند از:پیاده رویرفتن به کنسرت یا سینماتماشای مسابقات ورزشیکتاب خواندنشرکت در مراسم مذهبیتماشای یک منظره زیبابولینگ بازی کردنغذا خوردن بیرون از خانهرفتن به باشگاه ورزشییادگیری کارهای جدیددوچرخه‌سواریو…احساس تنهایی - فرافکر</description>
                <category>saleh_atashi</category>
                <author>saleh_atashi</author>
                <pubDate>Tue, 31 Dec 2019 12:29:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا تنها تأثیر تنهایی بر انسان، افسردگی است؟ تنهایی چه تأثیری بر سلامت انسان می گذارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@farafekr/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7-%D8%AA%D8%A3%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%86%D9%87-%D8%AA%D8%A3%D8%AB%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%D8%AF-cf4vpyq3z05h</link>
                <description>آیا تا به حال احساس تنهایی کرده اید؟آیا برای شما هم اتفاق افتاده که حس کنید هیچ کس شما را درک نمی کند؟گویی که دیگران هیچ حرف و فکر و باور مشترکی با شما ندارند!به نظر شما احساس تنها بودن چطور بر سلامت انسان اثر می گذارد؟آیا تأثیر تنهایی فقط بر سلامت روح و روان ماست و فقط باعث افسردگی می شود؟و یا اینکه بر سلامت جسمی انسان هم اثرگذار است؟1- تنهایی به چه معناست؟منظور از تنهایی نوعی احساس و حالت روحی است و مفهوم آن با خلوتی که گاهی برای خودتان می سازید، تفاوت دارد.ممکن است شما در میان جمع باشید ولی احساس تنهایی کنید و لزوماً به معنای این نیست که کسی کنار شما نباشد!شما وقتی حس می کنید تنها هستید که طرز فکر، باور ها و حرف های شما درک نشده باشند.بنابراین تنهایی به معنای احساس درک نشدن است.2- تأثیر تنهایی بر سلامت جسماغلب می پندارند که تأثیر تنهایی فقط بر روح و روان انسان است. خیلی از افراد هم فکر می کنند که تنهایی فقط موجب افسردگی می شود. اما واقعیت این است که به همان اندازه که تنهایی بر سلامت روحی ما اثر می گذارد، بر جسم ما هم تأثیر دارد.حتی تحقیقاتی انجام شده که نشان می دهد تنهایی بیشتر از چاقی و سیگار کشیدن برای سلامتی ضرر دارد.موارد زیر تأثیر تنهایی بر جسم انسان هستند که تا به حال پزشکان به آنها پی برده اند:اختلال در عملکرد مغزاحساس خستگیبیماری های قلبیسکته های مغزیفشار خون بالااضافه وزن و سوء تغذیهضعیف شدن سیستم ایمنی بدنکاهش طول عمر و مرگ زوددرس3- تأثیر تنهایی بر سلامت روح و روانبا اینکه اکثرا تأثیر تنهایی بر سلامت روان را در افسردگی خلاصه می کنند، تنهایی آثار دیگری هم بر روح و روان انسان ها دارد.۱- آلزایمر۲- افسردگی۳- اضطراب و استرس4- تأثیر تنها شدن در کودکیتا به حال در فرافکر، درباره ی تأثیر دوران کودکی هر فرد بر بزرگسالی مطالب زیادی گفته ایم. ولی تنهایی در کودکی چنان اثر مهم و شگرفی بر زندگی انسان دارد، که لازم است در اینجا بیشتر به این مبحث بپردازیم.اگر فردی در کودکی احساس تنهایی کند، در واقه یکی از نیازهای اساسی او در آن دوران برطرف نشده است. علت این احساس تنهایی هم می تواند متفاوت باشد.به عنوان مثال: پدر و مادر خیلی به کودک خود توجه نمی کرده اند. یا برای بازی کردن با او وقت صرف نمی کردند.تأثیر تنهایی بر سلامت - فرافکر</description>
                <category>saleh_atashi</category>
                <author>saleh_atashi</author>
                <pubDate>Sat, 28 Dec 2019 00:34:14 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>