<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های نشریۀ دانشجویی «فردا»</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@fardayesabz</link>
        <description>نشریۀ خیریۀ فردای سبز دانشگاه صنعتی شریف / راه ارتباطی: https://zil.ink/fardayesabz</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-06 13:26:56</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1742483/avatar/cb02rK.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>نشریۀ دانشجویی «فردا»</title>
            <link>https://virgool.io/@fardayesabz</link>
        </image>

                    <item>
                <title>سفر سبز و مطالبه‌گری</title>
                <link>https://virgool.io/@fardayesabz/%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D8%B3%D8%A8%D8%B2-%D9%88-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%87-%DA%AF%D8%B1%DB%8C-jzubyxyavqvf</link>
                <description>✍️ احمدرضا ضیایی / شمارۀ ۵سفر سبز بیستم یک اردوی جهادی هشت روزه در یکی از دورافتاده‌ترین و محروم‌ترین مناطق کشور بود. این یعنی حتما باید توجّه کنیم که در چنین منطقه‌ای نمی‌توان در طول هشت روز محرومیت را تمام و کمال ریشه‌کن کرد. امّا راه های مختلفی نیز وجود دارد که این محرومیت در طی سال‌های ‌آتی کمتر و کمتر شود و شاید از بین برود.راه کمک به حمید و روستاهای مثل آن همان پیگیری خودمان است. پیگیری و پرسش‌گری همیشه جواب می‌دهد و موجب پیشرفت و ترقّی می‌شود جوانه زدن روحیۀ پرسش‌گری در ذهن دانشجویانی که برای مردم روستایی که شاید تا چندماه پیش از وجود آن هم خبر نداشتند، لااقل یک هفته یا بیشتر از تفریح و مشغله و راحتی خود گذشتند،  می‌تواند اکسیری برای حل مشکل مردم روستا درست کند.همان‌طور که می‌دانید و شاید با آن مواجه شده باشید، یکی از مشکلات عمدۀ کشور ما مشکل آب است. متأسفانه روستای حمید هم از مشکل حاد کمبود آب شرب رنج می‌برد. تعدّد چاه‌های غیرمجاز در اطراف آبشار روستای حمید موجب شده تا چاهی که ادارۀ آب و فاضلاب حفر کرده، توانایی حل مشکل آب روستا را نداشته باشد. همچنین چاه‌های غیرمجاز را هم نمی‌توان پلمب کرد؛ چون در این صورت، کل درّه خشک و کشاورزی و شغل مردم نابود می‌شود. این یعنی چاهی که برای تأمین آب شرب روستا استفاده می‌شود، تنها توانایی دو ساعت آب‌دهی در روز را دارد.مشکل آب از آن دسته مشکلاتی است که هشت روزه حل نمی‌شود. پس چارۀ ما برای حل این مشکل این بود که جلسه‌ای با حضور مسئولین استان بجنورد و مردم روستا برای مباحثه و صحبت در مورد آن برگزار شود. کار ما این‌گونه آغاز شد. چهار روز صبح از حمید به همراه دهیار روستا به بجنورد می‌آمدیم و با رفتن به ادارات مختلف و صحبت با مسئولان درمورد مشکل آب، آن‌ها را به جلسۀ مطالبه‌گری دعوت می‌کردیم.مقصد نخست ادارۀ آب و فاضلاب استان بود.در این اداره جلسه‌ای با حضور مهندسین و دهیار برگزار شد و به‌صورت علمی و دقیق توضیح داده شد که چرا این روستا از مشکل آب رنج می‌برد و این مشکل دقیقاً چه ابعادی دارد. اینجا دیگر تقریباً متوجّه شده بودیم چه می‌خواهیم. به‌علّت تعدّد چاه‌های غیرمجاز و عدم امکان بستن آن‌ها تنها راه‌حل برای مشکل آب شرب لوله‌کشی از شهر و اتّصال آب روستا به آب شهر بود. این راهکار با توجّه به فاصلۀ ۶ کیلومتری حمید تا بجنورد بسیارمنطقی به نظر می آمد. لوله‌کشی آب باید به دستور فرمانداری انجام می‌شد.بعد از ادارۀ آب و فاضلاب عمدۀ وقت ما صرف دعوت مسئولین مختلف مانند مدیرکل جهاد کشاورزی و راه‌و‌شهر‌سازی استان و یا نمایندۀ فرمانداری به جلسۀ مطالبه‌گری شد. تاریخ جلسه با روزهای انتخابات ریاست جمهوری همزمان شده بود و فرماندار نمی‌توانست شخصاً به جلسه برسد.در نهایت، هرطور که بود، جلسۀ مطالبه‌گری با حضور مردم روستا و مسئولین برگزار شد. در ابتدای جلسه روستاییان مشکلات اصلی خود را بیان کردند؛ گاهی وقت‌ها تند و انتقادی و گاهی وقت‌ها هم با درد و بغض. بخش اصلی جلسه صرف صحبت در مورد آب شد. بعد از حدود دوساعت بحث و جدل، نمایندۀ فرمانداری قول به ثمر رساندن طرح لوله‌کشی از بجنورد را داد. مردم امیدوار و بسیارخوشحال بودند؛ یکی از آن‌ها می‌گفت که ما در پنجاه سال گذشته چنین جلسه‌ای نداشته‌ایم.حالا ما هم امید داریم تا با پیگیری دهیار و شورای روستا لوله‌کشی هرچه سریع‌تر انجام شود و مشکل آب این منطقه حل شود. همان‌قدری که تحقّق این هدف پیگیری زیاد دهیار را می طلبد، ما نیز باید پیگیر عملکرد دهیار باشیم. این دقیقا همان مطالبه‌گری‌ای است که باید با کار جهادی همراه شود تا تلاش جهادگران به ثمر نشیند.</description>
                <category>نشریۀ دانشجویی «فردا»</category>
                <author>نشریۀ دانشجویی «فردا»</author>
                <pubDate>Fri, 27 Sep 2024 19:32:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از زبان مسئول سفر</title>
                <link>https://virgool.io/@fardayesabz/%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%88%D9%84-%D8%B3%D9%81%D8%B1-ui5ycurc1er9</link>
                <description>✍️ سیدشهاب‌الدین میرحسینی / شمارۀ ۵اوّلین و مهم‌ترین بخش سفر سبز یافتن مقصد سفر بود. جایی باید انتخاب می‌شد که در آن پروژۀ عمرانی مناسب دانشجوهای درس‌خوان شریفی که اکثراً تجربه‌ای در بنایی ندارند، موجود باشد. از طرف دیگر، باید می‌توانستیم که این پروژه را در وقت محدود به پایان برسانیم. برای این کار، باید گزینه‌های مختلفی را در مکان‌های مختلف یافته و مورد بررسی قرار می‌دادیم تا به گزینۀ مطلوب برسیم.طی سال‌های اخیر، گروه جهادی دانشگاه شریف هدف خود را تمرکز بر استان خراسان شمالی که محروم‌ترین استان کشور می‌باشد، گذاشته‌است. با توجّه به این ترجیح، پروسۀ انتخاب محل، امسال، در اواسط فروردین کلید خورد. پس از وارسی پروژه‌های مختلف عمرانی در نهایت روستای حمید و مدرسۀ شهید اکبرزادۀ آن که تنها کلاس‌ آن در کانکس تشکیل می‌شد، به‌عنوان پروژۀ عمرانی سفر در نظر گرفته شد. البته پروژۀ دیگری هم در روستای حمید وجود داشت که ساخت خانۀ یکی از نیازمندان روستا که تحت پوشش کمیته امداد زندگی می‌کند، بود. علاوه بر فعّالیت‌های عمرانی، فعّالیت‌های آموزشی، فرهنگی، مطالبه‌گرانه و پزشکی نیز جزء برنامه‌های اردو بودند. با توجّه به حجم بالای فعّالیت‌ها، اردو نیاز به تیم‌چینی دقیق و مشخص کردن مسئول برای هربخش از کارها داشت تا برنامه‌ریزی و پیگیری کارها تا روز اردو و اجرای آن‌ها در حین آن به‌درستی پیش بروند. با توجّه به فاصلۀ زمانی نسبتاً زیاد شروع کارها با اردو، تصمیم‌گیری و تقبّل مسئولیت‌ها توسط بچه‌ها سخت بود؛ امّا به لطف خدا و با همراهی فعّالین و رفقای پای کار خیریه ستاد اردو تشکیل شد؛ البته گاهی به دلیل برخی مشکلات بچّه‌ها نیاز به تغییر در جایگاه‌های مختلف پیش می‌آمد، که هرطور که بود، به خیر گذشت.اردو بعد از اتمام امتحانات پایان‌ترم بهار برگزار شد. ما امّا نمی‌توانستیم اردو را بلافاصله بعد از آخرین روز امتحانات برگزار کنیم؛ چون برای پیگیری نهایی و آماده‌سازی منطقه نیاز به یک تیم پیش‌قراول بود که یک تا دو روز زودتر دست به کار شوند. از طرف دیگر، گذر از فشار امتحانات نیاز به استراحت داشت و زمان اردو با لحاظ این نکته تعیین شد. مدت زمان اردو هم یک روز بیشتر شد تا روز آخر به زیارت دانشجویان از مشهدالرضا اختصاص یابد.پس از تعیین زمان خود اردو، زمان انتشار رسانه‌ای وضعیت مقصد و دیگر جزئیات سفر برای جذب منابع مالی و البته ثبت‌نام دانشجویان داوطلب رسید. جذب منابع مالی با همّت خیّرین که از هر طیف و گروهی بودند، به‌خوبی پیش رفت. تصمیم‌گیری برای نحوۀ ثبت‌نام و انتخاب افراد مناسب برای  اردو هم مانند یافتن مسئولین ستاد اردو سخت بود. این اردو برای عموم افراد شرایط مساعدی نداشت و خیلی‌ها با تردید برای آن ثبت‌نام می‌کردند. با گذشت زمان، کم‌کم ثبت‌نام‌کنندگان به تعداد مطلوب رسیدند. برای اطمینان لازم بود تا با ثبت‌نام‌کنندگان اردو مصاحبه‌ای انجام شود تا شرایط مقصد و شرایط رفت‌و‌آمد را کامل و دقیق بدانند و با دیدی درست در اردو حضور یابند.نوبت به تهیۀ ملزومات اردو رسید. مصالح مورد نیاز عمرانی از جمله سیمان، ماسه، آجر و تجهیزاتی چون بیل و همچنین اقلام مورد نیاز تدارکات همانند برنج و علاوه بر آن لوازم مورد نیاز دندانپزشکی باید در هفتۀ منتهی به اردو تهیه می‌شدند. به غیر از مصالح عمرانی و تجهیزات مورد نیاز که بیشتر سعی می‌شد از سازمان‌های مختلف و مردم منطقه گرفته شوند، هزینۀ هر یک از موارد فوق با کمک خیرین تأمین گشت.کار ما همۀ ماجرا نبود و برای پیشرفت و به ثمر رساندن این کار خیر در روستای حمید باید مسئولین را پای کار می‌آوردیم و در کنار مردم در جایگاه مطالبه‌گری می‌ایستادیم. پیگیری مشکلات روستا و یافتن ارتباط با مسئولین جهت حل آن‌ها از مسئولیت‌های تیم فرهنگی اردو بود. با این وجود، در موارد مهمی چون عدم دسترسی مناسب منطقه به آب، کار به اینجا ختم نمی‌شود و شاید به عزمی ملّی نیاز باشد.در نهایت، امیدواریم این فعّالیت‌های خیریه خاطره‌ای زیبا برای دانشجویان به جا گذاشته باشند و یادگار ماندگاری برای مردم روستای حمید باشند.</description>
                <category>نشریۀ دانشجویی «فردا»</category>
                <author>نشریۀ دانشجویی «فردا»</author>
                <pubDate>Fri, 27 Sep 2024 19:32:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از حمید چه خبر؟</title>
                <link>https://virgool.io/@fardayesabz/%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF-%DA%86%D9%87-%D8%AE%D8%A8%D8%B1-baxolfkx3jpx</link>
                <description>✍️ سید عطااللّه طباطبایی‌فرد / شمارۀ ۵اغلب هنگامی که نامی از مناطق محروم به میان می‌آید، در ذهنمان تصویری از یک منطقهٔ خشک و بیابانی نقش می‌بندد که مردمان کمی حاضرند تا تن به زندگی در آن وضعیت بدهند امّا «روستای حمید» چیزی خلاف تصوّرات است. با یک جست‌و‌جوی ساده در اینترنت برای پیدا کردن مناطق توریستی بجنورد، بی‌شک اسم «آبشار حمید» را خواهید یافت. امّا چه چیزی این منطقه را تبدیل به یکی از محروم‌ترین مناطق استان خراسان شمالی می‌کند؟آب! این مایهٔ حیات که زندگی تمام موجودات، از کوچک‌ترین تا بزرگ‌ترینشان، به آن گره خورده‌است، اصلی‌ترین مشکل استان خراسان شمالی بوده که گریبان‌گیر اهالی روستای حمید نیز هست.از زمانی که پا به این روستا گذاشتم تا زمانی که از آن خارج شدم یک موضوع در نظرم خارق‌العاده آمد، آن هم این بود؛ سبز بودن باغ‌ گیلاس هرکدام از باغداران.در بدو ورودم به روستا آن چیزی که به چشم می‌رسید روستایی عادی بود که نیازی به حضورمان در آن حس نمی‌شد. امّا با گذشتن تنها یک روز از اسکان در آن، متوجه شدم که بحران واقعی برای زندگی در حمید چیست!روز اوّل با شروع کردن کار‌های عمرانی، دریافتم که نبودن آب آشامیدنی بزرگ‌ترین معضل روستا‌ست. در زیر آفتاب درخشانِ این مراتع زیبا، نبود آبی که بتوان آن را با خیال راحت نوشید، کار را برای تیم عمرانی روز‌به‌روز دشوارتر می‌کرد. با فرا‌رسیدن عصر روز اوّل وقتی به همّت تیم فرهنگی سفر سبز، پویش همدلی را آغاز کرده و به سراغ شنیدن مشکلات روزمرهٔ مردم روستا رفتیم، با حقایقی مواجه شدیم که برایمان بسیار شوکه‌کننده بود و از شنیدن اینکه روزهای متوالی به واسطهٔ کمبود آب، نیازهای بهداشتی، یکی پس از دیگری سرکوب می‌شدند تا اینکه باغدارها از آبیاری بخشی از مزارع خود عاجز مانده‌اند، سخت حیرت‌زده شدیم.سپس به این اندیشیدیم که چه کاری از دستمان برمی‌آید جز اینکه به مسئولان ذی‌ربط چیزهایی را منتقل کنیم که گویا بهتر از ما از آن‌ها اطلاع دارند؟نخستین شب با همراهی تیم رسانه، به تدوین کردن و آماده‌سازی ویدئوهای فضای مجازی خیریه گذشت. بی‌خوابی شب اول را اگر کنار بگذاریم، دیدن رنجی که از نبودن آب در روستا در جریان بود، بی‌نهایت غصه‌دارمان کرد. امّا کار ما این است که حالی از مردم خوب کنیم،‌ نه اینکه دلواپسی مضاعف روی دلشان بگذاریم. پس از هر لحظهٔ با نشاطی که در دست داشتیم برای ساختن ویدئوهایمان استفاده می‌کردیم تا کمی به جنبه‌های مثبت قضیه بیفزاییم.روز اوّل که تمام شد، فهمیدیم واقعاً «خبری در راه است!» تیم مطالبه‌گری تشکیل دادیم و فرستادیم به سمت مطالبات روستاییان. مسئولین را به حسینیه کشاندیم و حرف دل مردم را به گوششان رساندیم.بچّه‌های تیم عمرانی با قوّت و اراده، صبح زود عازم مدرسه و خانهٔ یکی از اهالی شده و کار را با قدرت ادامه دادند و ساعت‌های متوالی، بدون ذره‌ای تردید، هشت روز تمام را مشغول فعالیت بودند. از پی‌ریزی مدرسه و رنگ‌آمیزی‌اش گرفته تا دیوارچینی خانه؛ همه را بدون لحظه‌ای اتلاف وقت پیگیری کردند. تیم فرهنگی هم که علاوه بر مطالبه‌گری، مسئول هماهنگی مسابقه‌های مختلف بین بچه‌های روستا بود، لحظه‌ای از پا ننشست. برگزاری مسابقات فوتبال از لحظات انگشت‌شمار این سفر بود که خندهٔ واقعی بر روی چهرهٔ بچه‌های روستا نشاند.تیم آموزشی هم دغدغه‌مندتر از آموزش‌و‌پرورش وارد صحنه شد و البته که بهتر از آن هم از صحنه خارج شد.با شرکت دادن بچه‌ها در کلاس‌های مهارت‌محور، حال‌و‌هوایشان را تازه کرد و همچنین با برگزاری مشاوره‌های تحصیلی هم اطلاعی از وضعیت و روند آموزشی مدرسه پیدا کرد و تدابیری هم در راستای آن به گوش مسئولین مدرسه رساند.همچنین تیم پزشکی به لطف پزشکان و دندان‌پزشکان خیّری که همراه ما شدند، از تجربه‌های خوب روستا بود. دستِ‌کم ۲۰۰ نفر از مردم روستا شامل خدمات دندان‌پزشکی شدند که بالاترین حجم‌ معاینات در طول سه روز، مختص به آن بود.تمامی این فعالیت‌ها، با تلاش آدم‌هایی انجام شد که خود مشکلات کمی در زندگی‌شان نداشتند امّا برای یک هفتهٔ تمام کارهای خود را رها کرده و به همراه یکدیگر برای گشودن یک گره از کار مردم محروم سرزمین خود، بدون توقع تلاش کردند. همهٔ آن کسانی که خود را جزئی از خانوادهٔ بزرگتری می‌دیدند که باید از یکدیگر مراقبت کنند.امید جملگی‌مان فرداهای روشنی‌ست که در سایهٔ سبز آن بتوانیم در آرامش باشیم!</description>
                <category>نشریۀ دانشجویی «فردا»</category>
                <author>نشریۀ دانشجویی «فردا»</author>
                <pubDate>Fri, 27 Sep 2024 19:31:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی کتاب ژرفنا</title>
                <link>https://virgool.io/@fardayesabz/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%98%D8%B1%D9%81%D9%86%D8%A7-pfyapzwzmduw</link>
                <description>✍️ زهرا اسلمی / شمارۀ ۴کتاب ژرفنا یا همان جاده‌ای به اسکلهٔ ویگان (The road to wigan pier)، پنجمین اثر جورج اورول است که در سال ۱۹۳۷ برای اوّلین بار منتشر شد. نویسنده در این کتاب به تشریح زندگی قشر متوسط جامعه پرداخته‌است. از آن‌جایی که جورج اورول، خود نیز از همین قشر جامعه بوده، به‌خوبی توانسته با بیان مجموعه‌ای از خاطرات، زندگی و بالاوپایین‌های این مدل زیستن را شرح دهد و به‌درستی وقایع را به تصویر بکشد؛ تا جایی که به خواننده احساس هم‌ذات‌پنداری با مردمان کارگر انگلستان را القا کند.به‌صورت‌کلّی می‌توان کتاب را به دو بخش تقسیم کرد که در بخش اوّل، نویسنده به بیان خاطراتش از زندگی در مسافرخانه‌ای سطح پایین می‌پردازد و سعی دارد مخاطب را با نوع زندگی و مصائب افرادی که برای زندگی‌شان سخت تلاش می‌کنند، آشنا سازد و از آن‌جایی که زندگی راحت انسان‌ها بر این کرۀ خاکی را مدیون زحمات شبانه‌روزی و بی‌حدّوحصر کارگران معدن و کارخانه‌جات و ... می‌داند، سعی در دغدغه‌مندسازی مخاطب و آگاه‌ساختن او نسبت به زندگی این قشر دارد. به‌عنوان نمونه در بخشی از کتاب اشاره به خداحافظی یک کارگر معدن دارد که هر روز از ترس کشته‌شدن و ندیدن فردایی دیگر، برای آخرین‌بار با خانواده‌اش خداحافظی می‌کرده و به گفتۀ همسرش این کار او به مدت بیست سال ادامه داشته‌است. در بخش دوم کتاب، راهکارهایی برای زندگی بهتر و رضایت‌مندی و شادکامی کارگران در زندگی ارائه می‌شود. در میان این جریانات، نویسنده به انتقادهای سیاسی از دولت انگلستان و همچنین حکومت‌های کمونیستی پرداخته، همچنین راهکار‌هایی برای سوق دادن وجدان سیاسی دولت به سمت سوسیالیسم ارائه کرده‌است.این کتاب شامل ۱۸۸ صفحه است و به‌ دستهٔ کتاب‌های جامعه‌شناختی تعلّق دارد. معمولاً به مجموعه‌نوشته‌هایی که جزء ادبیات غیرداستانی قرار می‌گیرند، ناداستان گفته می‌شود، که این کتاب از این جهت به‌عنوان یک ناداستان شناخته می‌شود. در این نوع نوشته نویسنده به بیان واقعیات و تشریح حقایق می‌پردازد که منجر به پرورش تفکّری جدید می‌شود. همچنین تغییر و اصلاح نگرش، رشد افکار، ترغیب یا بیان تجارب و واقعیات از طریق مکاشفۀ «مبتنی بر واقعیت» از دیگر مقصودهای ناداستان‌نویسی است. اگر شما از دسته افرادی هستید که از مطالعه‌ٔ ادبیات غیرداستانی انگلستان لذت می‌برید و به مطالعات جامعه‌شناسی و بررسی طبقات اجتماعی و مقایسه‌ٔ آن‌ها با هم علاقه دارید، احتمالا به خوبی بتوانید با این کتاب ارتباط بگیرید.</description>
                <category>نشریۀ دانشجویی «فردا»</category>
                <author>نشریۀ دانشجویی «فردا»</author>
                <pubDate>Sun, 09 Jun 2024 04:54:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>«همکاری»، برگ برندۀ انسان</title>
                <link>https://virgool.io/@fardayesabz/%D9%87%D9%85%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%DB%80-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-czhqmx9ja1ym</link>
                <description>✍️ ایلیا طاوسی / شمارۀ ۴آیا همکاری جامعه و بشر امروزی را شکل داده‌است؟ آیا همکاری باعث شده انسان از سایر مخلوقات متمایز شود؟ پادکست «همکاری در انسان» به گویندگی دکتر آذرخش مکری با چنین پرسش‌هایی آغاز می‌شود. او مطرح می‌کند که طبق ادّعای بسیاری از دانشمندان و اندیشمندان همکاری وجه تمایزی است که باعث شده بشر امروزی به وجود بیاید. همکاری باعث شده تا وقتی گروهی به صورت هم‌سو به‌سمت یک هدف یا (برای انسان نخستین) شکار حرکت می‌کنند، هم‌گروهی‌های خود را لایق کمک و همراهی بدانند.«همکاری در انسان» به منشأ و جوانه‌های همکاری در کودک می‌پردازد. در این پادکست روایت آزمایش‌هایی از کودکان دو و سه ساله مطرح می‌شود که در آن به هردو گروه از کودکان مقداری شکلات داده می‌شود. کودکان دو ساله چندان تمایلی به بخشیدن شکلات اضافۀ خود به بچۀ دو ساله دیگری که با او آشنا نیستند، ندارند.امّا نتایج آزمایش در مورد کودکان سه ساله به‌کلّی عوض می‌شود. این‌بار به‌طور معناداری کودکان سه ساله تمایل پررنگ‌تر و بیشتری برای گذشت از دارایی و شکلات خود و بخشیدن آن به هم‌نوع سه ساله‌شان دارند. هم‌راستا با این آزمایش، مکری که خود از اعضای هیئت علمی دانشگاه تهران است، مدّعی است که حس همکاری در همین سن شکل می‌گیرد؛ در فاصلۀ ۲ تا ۳ سالگی.آزمایش‌ها در همین‌جا تمام نمی‌شوند و نتایج جالب و بعضاً شگفت‌انگیز دیگری نشان می‌دهند. در بخشی از آزمایش، دو کودک سه ساله همزمان و در کنار هم برای گرفتن یک جایزه تلاش می‌کنند و از اتّفاق و بر حسب شانس و اقبال یکی از دیگری تعداد بیشتری شکلات می‌گیرد. امّا کودک تمایل دارد سهم اضافۀ خود را با هم‌گروهی خود که در آن کار شریک بوده و با بداقبالی شکلات کمتری نصیبش شده، تقسیم کند. این‌جا به برداشت گوینده، هر کودک هم‌گروهی‌اش را «هم‌قبیله‌ای» خود می‌داند.در آزمایشی دیگر، در وعده‌های غذایی کودکان وقفه‌ای ایجاد می‌کنند تا حس گرسنگی در آن‌ها شکل گیرد. بار دیگر، شکلات‌ها به‌طور نامساوی پخش می‌شوند و این بار نتیجه متفاوت است، وقتی کودک خود احساس گرسنگی دارد، به‌طور قابل اعتنایی کمتر به بخشش و همکاری تمایل پیدا می‌کند؛ همچنین اشتراک میان کودکان، همچون اشتراک در نژاد و سایر دسته‌بندی‌های انسانی باعث می‌شود میزان همکاری به‌طرز معنادار و زیادی افزایش پیدا کند.در پایان، این آزمایش‌ها  بر روی شامپانزه‌ها انجام می‌شوند. حیوانات در عمل از هیچ چیزی که به دست آورده‌اند نمی‌گذرند و حاضر نیستند آن را به هم‌نوع خود اهدا کنند؛ هرچند هم‌نوع آن‌ها در تنگنا باشد. حالا این سؤال پیش می‌آید که پس واقعاً آیا این همکاری است که باعث شده انسان‌ها کنار یکدیگر جامعۀ مدرن امروز را تشکیل دهند؟</description>
                <category>نشریۀ دانشجویی «فردا»</category>
                <author>نشریۀ دانشجویی «فردا»</author>
                <pubDate>Sun, 09 Jun 2024 04:43:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سرمقاله</title>
                <link>https://virgool.io/@fardayesabz/%D8%B3%D8%B1%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87-ohharkydqrkt</link>
                <description>✍️ محمدرضا زین‌العابدین‌‌پور / شمارۀ ۴با اتمام هرسال تحصیلی، می‌توان گفت برنامه‌های تشکّل‌های دانشجویی هم رو به تمام‌شدن می‌روند و کانون‌ها کم‌کم به خانه‌تکانی و برگزاری انتخابات و چیدن اعضای جدید برای پیش‌بردن اهداف خود فکر می‌کنند؛ امّا فردای سبز در واپسین روز‌های نیم‌سال تحصیلی، همچنان تلاش می‌کند فعّالیت‌های خود را زنده نگه‌دارد و رنگ‌وبو و فرصت کار نیک را از دانشجویان دانشگاه دریغ نکند. در حد و اندازه‌ای که امتحانات و کلاس‌ها اجازه دهند، کارهای متفاوتی برای انجام در بخش‌های متفاوت خیریۀ فردای سبز یافت می‌شود؛ تا خیریه آغوش خود را برای مشتاقین کار خیر باز نگه دارد و همچنان ظرفیت پذیرش ایده‌های جدیدی که می‌توان با تحقّقشان دایرۀ فعّالیت‌ها را بزرگ‌تر کرد و جامعۀ جدیدی از نیازمندان را کشف و دانشجویان و اساتید جدید با سلایق متفاوت را به خود جذب کرد، حفظ کند. فصل بهار جدا از ادامه‌دادن و جلوبردن فعّالیت‌های قبلی، فصل گزارش و گزارش‌دهی از سالی که بر فردای سبز گذشت نیز هست. ماه گذشته در جلسۀ مجمعی که بعد از مدت‌ها بالاخره توانستیم امسال شاهد آن باشیم، کارنامۀ جمع‌وجوری از عملکرد فردای سبز تهیه و ارائه شد؛ که یقیناً ادامه‌داربودن این رویّه می‌تواند ابزاری برای شفّاف‌سازی و تبلیغات مؤثّر برای کانون پرکاری مانند فردای سبز باشد؛ چرا که این اطمینان خاطر را به همراهانش می‌دهد که جدیّت و پشتکار را حفظ کرده و در انجام کاری که بر عهده گرفته تمام نیروی انسانی خود را به کار می‌گیرد. امّا کار خیریه با این گزارش‌دهی‌ها هم تمام نمی‌شود و تازه پس از گذشتن تمام این‌ها اخبار «سفر سبز» از گوشه‌وکنار به گوش می‌رسد. سفری درست بعد از امتحانات پایان‌ترم به قصد هجرت‌کردن از سنگینی‌ها و تلاشی هرچند کوچک ولی ارزشمند در راستای خدمت‌رسانی‌های فرهنگی و پزشکی و عمرانی به برخی مناطق و روستاهای دورافتاده.‌ در حد توان همسفرانِ این سفر سبز، حضور عدّه‌ای دانشجوی دغدغه‌مند شاید بتواند چند روزی کمک‌حال و یاری‌رسان مردم محروم باشد یا حتّی وجدان‌های دیگری را بیدار کند و یادآور نیاز مبرم این افراد به بهره‌مندی از بدیهیاتی مانند مدرسه باشد. سفری که همه‌تان به آن دعوتید تا اگر مایل و قادر به حضور باشید، لبخندهایی را به چهره‌های برخی هدیه کنید. فردای سبز و دغدغه‌هایش در هر زمان از سال زنده است و روزبه‌روز سعی می‌کند این روند را حفظ کند تا مبادا دچار رخوت و سستی و بی‌عملی شود. تلاش برای هدیه‌کردن لبخند به نیازمندی که کمک‌ها و دغدغه‌مندی ما دانشجویان می‌تواند کمک‌حالش باشد، به‌قطع انگیزۀ ارزشمندی‌ است برای سرپا نگه‌داشتن خانوادهٔ بزرگ فردای سبز.</description>
                <category>نشریۀ دانشجویی «فردا»</category>
                <author>نشریۀ دانشجویی «فردا»</author>
                <pubDate>Tue, 28 May 2024 17:53:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ثمرۀ این تداوم</title>
                <link>https://virgool.io/@fardayesabz/%D8%AB%D9%85%D8%B1%DB%80-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%85-o8nouw9o47nq</link>
                <description>✍️ مهدیه ردایی / شمارۀ ۴«آسیب شناسی اجتماعی تداوم حاشیه نشینی در کشور»به گزارش خبرگزاری‌ها، در ایران بیش از ۱۱میلیون نفر در ۲۷۰۰ محلۀ حاشیه‌نشین زندگی می‌کنند. از جمله علل ایجاد و تداوم پدیدۀ حاشیه‌نشینی در تهران مهاجرت روستاییان به حاشیۀ تهران به‌دلیل نبود کار و فقر حاصل از آن در زادگاه خود، رشد شتابان شهر‌نشینی، ناکارآمدی برنامه‌ریزی فضایی، نابرابری فرصت‌ها و توزیع نادرست منابع، ثروت و درآمدها است که همۀ این‌ها خود موجب بروز آسیب‌های مختلف فرهنگی و اجتماعی شده‌است. از آن‌ جا که چنین مهاجرانی تخصّص و مهارتی برای اشتغال‌زایی خود ندارند، تنها مشاغلی مانند کارگری در کوره‌های آجرپزی می‌تواند گزینۀ مناسبی برای کسب روزی‌شان باشد؛ البته که برخی از ساکنان این مناطق به مشاغل کاذب مانند دست‌فروشی، ماشین‌شویی و مشابه این‌ها روی می‌آورند. لازم به ذکر است که با وجود عدم دسترسی این قشر از جامعه به منابع خدمات فرهنگی و روانشناختی و عواملی نظیر بیکاری و دستمزد پایین، فقر و عدم تخصیص منابع برای اشتغال‌زایی، آسیب‌هایی نظیر اعتیاد، دزدی، قاچاق و فحشا نیز در میان آنان بروز و ظهور می‌یابد.متأسفانه به‌دلیل شیوع اعتیاد در مردان حاشیه‌نشین، الگوهای رفتاری نادرست در میان خانواده‌های آنان نیز به چشم می‌خورد. این عامل در کنار این امر که آموزش روش‌هایی برای پیشگیری از تعدّد فرزندان به این قشر از خانواده‌های کم‌بضاعت داده نشده، سبب شده تا رفتارهای خشونت‌آمیز برگرفته از اعتیاد و تربیت نادرست در مناطق حاشیه‌ای رواج بیشتری داشته باشد و بر روح ‌و روان کودکان و نوجوانان حاشیه‌نشین تأثیرات غیرقابل جبرانی بگذارد. علاوه بر این، خشونت و تعرّض به زنان و اعتیاد آنان نیز در میان قشر ناتوان حاشیه‌نشین، موجب شکل‌گیری بحران‌های هویت فردی و اجتماعی، تکدّی‌گری در میادین و سوء‌استفاده از کودکان شده و عواقب و آثار و هزینه‌های بسیاری در سطح شهر به دنبال خواهد داشت. از طرف دیگر، طرح‌های سامان‌دهی نظام جمعیت کمتر توجّهی به مقولۀ پیشگیری و پیش‌بینی و آینده‌نگری در خصوص رشد فزایندۀ احتمالی این سکونت‌گاه‌ها در حاشیۀ شهرها دارند و تاکنون توفیق چندانی که منجر به پایداری و کنترل آن گردد به دست نیاورده‌‌اند. از آن‌جا که گروه‌ها و قشرهای کم‌بضاعت در برنامه‌ها و طرح‌های توسعۀ شهری و سیاست‌های مسکن نادیده‌ گرفته شده‌اند، فقدان ردیف بودجۀ مشخص، عدم کفایت منابع موجود یا نا‌‌‌به‌سامانی طرح‌‌های پشتیبان از سوی دولت منجر به رشد سکونت‌گاه‌های غیررسمی گردیده‌است. با توجّه به آن که رشد جمعیت حاشیه‌نشینان نیز سبب افزایش اعتیاد و مشاغل وابسته به آن، رشد جمعیت ناکارآمد و تربیت‌نایافته و دچار آسیب‌های روانی خواهد شد، طرح‌های آموزشی و مقابله‌ای در قبال رشد چنین جمعیتی در کشور از اهمیت بالایی برخوردار هستند.با انقلاب اسلامی، برای حل مسئلۀ مهاجرت، فقر و مسکن شهروندان،‌ دو استراتژی و طرّاحی مهم، یعنی واگذاری زمین به‌ویژه زمین کشاورزی و ساخت مسکن عمومی اتّخاذ شد؛ ولیکن چون به‌تدریج دولت دخالت خود را از موضوع زمین و مسکن کم کرد و مسکن از یک کالای مصرفی به سرمایه‌ای تبدیل شد که برای حفظ و افزایش ثروت معامله می‌شد و از سوی دیگر هم، بنگاه‌های بزرگی جون بانک‌ها به بزرگترین سوداگران مسکن و زمین تبدیل شدند، این طرح‌ها چندان دوام نیاورد.بنابر همۀ این‌ها، اکنون انتظار می‌رود مسئولین مربوطه به‌جهت کاهش آسیب‌های روانی و اجتماعی وارده بر ساکنین این مناطق، طرح‌ها و بودجه‌هایی را در خصوص ارائۀ خدمات آموزشی و رفاهی به خانواده‌های کم‌بضاعت حاشیه نشین در نظر بگیرند تا بتوان از بیکاری، مشاغل پرخطر و سایر آسیب‌های رایج در این قشر از جامعه کاست؛ چرا که تداوم گسترش حاشیه‌نشینی روزبه‌روز بر بحران‌های شهری خواهد افزود.</description>
                <category>نشریۀ دانشجویی «فردا»</category>
                <author>نشریۀ دانشجویی «فردا»</author>
                <pubDate>Tue, 28 May 2024 13:14:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روایت افرا</title>
                <link>https://virgool.io/@fardayesabz/%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7-unpissutlfqw</link>
                <description>ریحانه مهدی‌زاده / شمارۀ 2اواخر خرداد ۱۴۰۲ که با پیشنهاد دبیر، مسئولیت آموزش دورۀ جدید بر عهدۀ بنده قرار گرفت، اولین و مهم‌ترین هدف افرا، برداشتن گامی برای از بین بردن چرخۀ فقر بود تا فرزند یک فرد تحت‌پوشش، اسیر بی‌آیندگی نشود و در مسیر پیشرفت و ترقی تحصیلی قرار گیرد. هدف‌گذاریاواسط تابستان و بعد از چیدن تیم آموزش جدید، تصمیم گرفتیم هدف‌مان را روشن‌تر کنیم تا جدی‌تر و با سرعت بیشتری پیش برویم. به این منظور، گروه هدف‌گذاری با حضور ۴ نفر از باتجربه‌ها که هرکدام در دورۀ قبل نقشی در آموزش داشتند به‌همراه چند نفر از کارگروه فعلی، جلسات خود را شروع و سند چشم‌اندازی برای آموزش سال جاری تهیه کرد؛ به زودی جزییات این سند منتشر خواهد شد. قبل از شروع مهرماه، با‌توجه‌به بزرگ‌تر شدن بخش آموزش، تصمیم بر این شد که نامی برای این بخش از فردای سبز انتخاب شود که در نتیجۀ نظرات، نام «افرا» برای آموزش انتخاب گردید.پروژه تابستاناز اوایل تابستان تصمیم گرفتیم با همۀ تجربیاتی که از دورۀ قبل آموزش به‌دست آورده بودیم، آموزش را گسترش داده و کیفیت آن را بیشتر کنیم. اولین پروژۀ مرتبط با این هدف، همکاری با دکتر شریفی زارچی برای برگزاری کلاس‌های مهارت‌آموزی بود. پس از برگزاری چند جلسه با ایشان، تصمیم بر این شد که دانش‌آموزان مقطع تحصیلی متوسطۀ اول معرفی‌شده توسط فردای سبز، در کنار دیگر دانش‌آموزان داوطلب برای شرکت در کلاس‌ها قرار بگیرند؛ با این تفاوت که دانش‌آموزان فردای سبز، از امکانات دانشگاه برای کلاس‌های حل تمرین استفاده کنند.تعداد دانش‌آموزان معرفی شده حدوداً به ۱۰۰ نفر می‌رسید که تعدادی از آن‌ها با اتوبوس هماهنگ‌شده از حومۀ تهران به دانشگاه می‌آمدند. به همت فعالین بخش آموزش، این همکاری و هماهنگی‌ها انجام و کلاس‌ها برگزار شد و یکی از نتایج درخشان آن، کشف استعداد برخی دانش‌آموزان در برنامه‌نویسی بود که قرار شد با پشتیبانی افرا، فراگیری این مهارت را ادامه دهند.همان اوایل تابستان، بعد از پیگیری‌های بسیار، مدیر یکی از مدارس منطقه‌ای که خانواده‌های تحت‌پوشش در آن‌جا زندگی می‌کنند، برای همکاری با ما موافقت و ما را به دانش‌آموزان خود معرفی کرد.در ادامه، در تابستان، چهار جلسه برای شناخت بیشتر این دانش‌آموزان و منسجم‌ترشدن تیم جدید برگزار شد. یک جلسه برای‌شان دانشگاه‌گردی برگزار گردید که در طی آن، از آزمایشگاه رباتیک دانشکدۀ مکانیک بازدید شد. سه جلسه دیگر به مرور پایۀ سال قبل‌ آن‌‌‌ها اختصاص داده شد. در انتها، از مباحث تدریس شده، از دانش‌آموزان آزمونی گرفته شده که شرط شرکت در کلاس‌های پاییز را کسب نمرۀ مطلوب از این آزمون قرار دادیم. سرانجام، اولین جلسۀ سال تحصیلی جدید را 21 مهر آغاز کردیم؛ جلسات این روز با دعوت از دکتر مسعود شادنام و دکتر مرضیه ثقفیان از اساتید دانشکدۀ مدیریت‌و‌اقتصاد دانشگاه برگزار شد تا از خاطرات و توصیه‌هایشان برای بچه‌ها بگویند.پشتیبانی مدرسیندر ساختار افرا، بخشی به نام پشتیبانی از مدرسین وجود دارد که این تیم به تمام مسائل مربوط به مدرسین می‌پردازد. اولین قدم، دعوت و مصاحبه با دانشجویانی است که داوطلب تدریس می‌باشند و فرم فراخوان را پر کرده‌‌اند و قدم بعدی، ارتباط با مدرسین در طول سال و اطمینان از روند برگزاری کلاس‌ها می‌باشد. ویژگی‌ای که مدرسین در مصاحبه علاوه‌بر توانایی تدریس باید از آن بهره‌مند باشند، توانایی برگزاری منظم و هفتگی کلاس‌ها است که کیفیت آموزش را افزایش می‌دهد و ارتباط مؤثرتری بین دانشجوی شریف در جایگاه مدرس و دانش‌آموزان برقرار می‌کند. اوایل کلاس‌ها نیز کارگاهی توسط یکی از باتجربه‌ترین افراد در حوزۀ آموزش برای مدرسین برگزار شد تا دید بهتری نسبت به کلاس و شیوۀ تدریس پیدا کنند تا در ادامه بتوانند برای یک ترم تحصیلی بودجه‌بندی تعریف کنند.پشتیبانی دانش‌آموزاندر بخش دیگر افرا، تیم پشتیبانی دانش‌آموزان وجود دارد که متشکل از دانشجویانی هستند که وظیفۀ پیگیری تحصیلی دانش‌آموزان را در طول هفته بر عهده دارند. مسئولیت پیگیری مشکلات دانش‌آموزان و پیگیری حضور و‌ غیاب آن‌ها بر عهدۀ این پشتیبان‌ها می‌باشد تا به مدرسین آن‌ها اطلاع دهند. این بخش در دورۀ قبل صرفاً مسئولیت تماس برای حضور و غیاب دانش‌آموزان را داشت که در این دوره متوجه شدیم بهتر است دانش‌آموزان تحت پیگیری درسی بیشتری باشند؛ به همین دلیل، به هر پشتیبان 3 یا 4 دانش‌آموز اختصاص داده شد تا فرآیند درسی‌ آن‌ها را به‌طور مستمر پیگیری کنند و به‌نوعی کمک‌حالشان باشند.تیم آزمونبخش دیگری که به‌تازگی در افرا شروع به کار کرده است، تیم آزمون افراست که از دانش‌آموزان پایۀ نهم، آزمون شبیه‌ساز نمونه‌دولتی و از دانش‌آموزان پایۀ هفتم و هشتم، آزمون تعیین سطح می‌گیرد. زمانی نیاز به این بخش مشخص شد که در روند حذف‌واضافۀ دانش‌آموزان، نیاز به اطلاعات بیشتری برای ارزیابی آن‌ها داشتیم و از همه مهم‌تر، باید نتیجه‌ای بیشتر از صرف گذراندن پایۀ تحصیلی‌شان از بچه‌ها می‌گرفتیم. تیم آزمون به‌طور متوسط هر 4 هفته یک‌بار آزمون می‌گیرد و در پایان آن روز هم نتایج را به دست بچه‌ها می‌رساند. دوستان بخش اجرایی افرا که بیشترین زمان را روز پنجشنبه می‌گذارند، وظیفۀ هماهنگی کلاس‌های ابن‌سینا، اتوبوس‌های رفت‌وبرگشت، صبحانۀ بچه‌ها و مجوز ورود آن‌ها را بر عهده دارد.نحوه برگزاریاواسط هفته، تیم پشتیبان‌ دانش‌آموزان با آن‌‌ها تماس گرفته و علاوه‌بر پیگیری تحصیلی‌شان، حضور پنجشنبه آن‌ها را نیز جویا می‌شوند. تیم پشتیبانی مدرسین نیز وضعیت مدرسین را بررسی می‌کند و درصورت نبودن مدرس ثابت در آن هفته، با مدرس جایگزین هماهنگ می‌کند. همچنین، هماهنگی اتوبوس، مجوزها و کلاس‌ها نیز تا روز چهارشنبه صورت می‌گیرد. در نهایت، صبح پنجشنبه، دانش‌آموزان با اتوبوس هماهنگ شده به دانشگاه می‌آیند و بر اساس زنگ‌های درسی چیده شده که اکثراً زبان و ریاضی و هفته‌هایی هم آزمون است، تقسیم می‌شوند.دانش‌آموزان از منطقۀ حاشیۀ تهران هستند که اکثرشان از وضعیت مالی خوبی برخوردار نیستند. در این مقطع، به دلیل محدودیت منابع مالی و زمانی‌ای که داریم، مجبور به غربال‌گری دانش‌آموزان هستیم و توانایی برگزاری کلاس‌ها برای دانش‌آموزانی را داریم که پشتکار کافی داشته باشند و یا از استعداد تحصیلی برخوردار باشند و پیشرفت تحصیلی آن‌ها به‌وسیلۀ نتایج آزمون‌ها و نظرسنجی از مدرسین آن‌ها مشهود باشد. همچنین، اگر کسی علاقه‌ای به استفاده از امکانات آموزشی این مجموعه ندارند، توانایی جایگزینی آن‌ها با دانش‌آموزان مشتاق‌تر دیگری که برای یادگیری و ادامۀ مسیر تحصیل هستند، داشته باشیم. دانش‌آموز بعد از ورود به افرا و گذراندن یک دورۀ دو ماهه، باتوجه‌به عملکردش در کلاس، حضور و غیاب، نظر پشتیبان و نتایج آزمونش مشخص می‌شود که دارای علاقۀ کافی برای ادامۀ این مسیر هست یا خیر. در حال حاضر، به‌طور میانگین 70 دانش‌آموز داریم که در تلاشیم این ظرفیت را افزایش بدیم.درکنار موارد نام برده، این ترم برای بازخوردگرفتن از خانواده‌های دانش‌آموزان و معلم‌هایشان، به مدرسۀ آن‌ها رفتیم و جلسه‌ای با خانواده‌ها و با معلم‌هایشان برگزار کردیم که موضوع مورد تأکید هر دو صنف این بود که ارتباط دانش‌آموزان با دانشگاه شریف باعث بیشترشدن امید و انگیزه‌شان نسبت به آیندۀ تحصیلی‌شان شده است؛ این تغییر را در تغییر بچه‌ها در این چند ماه مشاهده کرده‌اند که می‌توان آن را ظرفیت پنهان فردای سبز به‌واسطۀ شریفی بودنش دانست که برای دانش‌آموزانی در این سن کم جذابیت دارد و برخورد مستقیم آن‌ها با این مجموعه، می‌تواند شور و شعفی مضاعف در آن‌ها ایجاد کند تا آیندۀ خود را با دیدی روشن‌تر و امیدوارانه‌تر بسازند. اعضای گروه آموزش در فکر بزرگ‌تر کردن و افزایش ظرفیت‌های تیم هستند و یقیناً، سکون و درجازدن گروه، مطلوب هیچکدام از اعضای افرا نمی‌باشد. افرا نیازمند پیشرفت و فراگیرتر شدن است تا بتواند به دانش‌آموزانی که به‌علت محیط زندگی‌شان دچار مشکلات روحی هستند، کمک کند تا اوضاع و دیدگاه‌شان به زندگی بهتر شود. در این راستا، به ایده‌های تازه و جدیدی مانند مهارت‌آموزی، آموزش مجازی برای دانش‌آموزان سراسر کشور و سایر ایده‌هایی که در ذهن شماست نیازمندیم و برای این هدف می‌بایست از ظرفیت‌های موجود نهایت بهره را ببریم و همچنین، دست به گسترش و فراگیرتر کردن آن‌ها بزنیم.</description>
                <category>نشریۀ دانشجویی «فردا»</category>
                <author>نشریۀ دانشجویی «فردا»</author>
                <pubDate>Thu, 14 Mar 2024 21:08:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقش فراآموزشی آموزش</title>
                <link>https://virgool.io/@fardayesabz/%D9%86%D9%82%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-cya2xt9vboj3</link>
                <description>رضا معمارراد / شمارهٔ ۲آنچه در مورد آموزش باید دانست نه تنها مطالب قابل ارائه است بلکه نکاتی کلیدی وجود دارد که در اثربخشی آموزش بسیار حائز اهمیت است. هدف از یک آموزشِ اثربخش فقط انتقال اطلاعات علمی نیست، بلکه نتایج بدست آمده از آن را نیز باید گسترش داد. برای رسیدن به این هدف، آموزگاران با عشق و علاقه و برخورداری از شخصیت معنوی و برجسته و آشنا با اصول و روش های علمی، بر دل وجان فراگیران خود نفوذ نموده و استعدادهای بالقوۀ آنان را پرورش داده و شکوفا نمایند.پیچیدگی رفتار انسان درکلاس و نقش آن درتحقق اهداف آموزشی از سال‌ها پیش توجه صاحب نظران عرصۀ تعلیم و تربیت را به خود جلب کرده است. باانجام سال‌ها مطالعه به این نتیجه رسیده‌اند که دستیابی به اهداف آموزشی، زمانی امکان پذیر است که منابع انسانی دانا، متخصص و با انگیزۀ کافی، با در اختیار داشتن منابع لازم، هدایت و رهبری کلاس را به عهده بگیرند. معلمان درکلاس باید از فن رهبری در به‌کارگیری روش‌های صحیح درتحقق اهداف آموزشی آگاه باشند تا استفاده از روش ها و فنون صحیح نتایج مطلوبی را عاید کند.مطالعات بسیاری پیرامون نوع آموزش، روش های آموزش در سنین مختلف، روانشناسی آموزش و... صورت گرفته است. تمامی این موارد بیانگر اهمیت بالای این مقوله در زندگی فردی و اجتماعی افراد و اشخاص جامعه می باشد. نتیجۀ برخی مطالعات انجام شده پیرامون مسائل مختلف آموزش بیانگر موارد زیر است:- مادرانی که به مدرسه رفته‌اند، درآینده فرزندانی سالم‌تر و با تغذیۀ بهتر داشته که به همان نسبت احتمال موفقیت این فرزندان بیشتر می‌باشد.  آموزش، توانایی خانواده‌ها برای رسیدگی به مشکلات جسمی و روحی فرزندان را افزایش می‌دهد. اگر شما خوب آموزش دیده باشید، در صحنه‌های مهم زندگی‌تان بهتر عمل خواهید کرد. برای مثال والدینی که خوب آموزش دیده‌اند در شرایط بحرانیِ خانوادگی کنترل بیشتری دارند و می‌توان گفت نسبت به افراد آموزش ندیده، موقعیت را بهتر مدیریت می‌کنند.- فرصت‌های متعددی را در اختیار افراد قرار داده و امکان تعریف نقش‌های اجتماعی بیشتری برای دیگران فراهم می‌کنند. انسان در هر مرحله از زندگی‌اش ملزم به پذیرش نقش هاییست که جامعه به او می‌دهد. ما از کجا می‌دانیم که در زمان تغییر نقش هایمان کدام مسئولیت‌ها از ما سلب می‌شوند و کدام مسئولیت‌ها بر عهدۀ ما قرار می‌گیرند؟ آموزش ما را در پذیرش این نقش‌ها و نهایتاً مشارکت در امور اجتماعی آماده می‌کند.- مدرسه به جلوگیری از خطرات قاچاق و کار کودکان کمک می‌کند. وقتی کودکان از حق خود به خوبی بهره‌مند باشند، به‌جای پرداختن به امور بی‌اهمیت و گاهاً ناشایست، درگیر مسائلی همچون مدرسه و کار گروهی و هدفمند می شوند که بستر آمادگی آن‌ها را برای پذیرش نقش‌های مهم‌تر در بزرگسالی فراهم می کند.- آموزش باعث ایجاد انگیزه و اعتماد به نفس می شود؛ خودتان مقایسه کنید!- آموزش چیزهایی را که برای مشارکت در دنیای امروز نیاز داریم به ما ارائه می‌دهد. ما آموزش می‌بینیم و درک می‌کنیم تا در زمان مشارکت در نقش‌های اجتماعی و امور مختلف، افراد مفیدتری باشیم.- درک بیشتری از توانایی و پتانسیل فرد ارائه می دهد. آموزش ما را به شناخت عمیق‌تری از خویش فرا می‌خواند. با دانستن مطالب بیشتر، از هرآنچه در آن توانمند هستیم آگاه‌تر می‌شویم.اگر باور داریم که جوامع بشری به طور مداوم دستخوش تغییر وتحول می‌شوند، باید قبول کنیم این تحولات ناشی از دگرگونی‌هایی است که در نظام آموزشی صورت می‌گیرد. درچنین جوامعی، تنوع وپیچیدگی نیازها بیشتر شده و برای ارضای این نیازها، به علوم وفنون پیچیده تری نیاز پیدا می‌شود. بدیهی است که کسب علوم وفنون درسایۀ روش‌های پیچیده‌تر امکان پذیر خواهد بود، بنابراین وظیفه و مسئولیت افراد در نقش معلم، روزبه‌روز سنگین‌تر می‌گردد، چرا که روش‌های سنتیِ متداولِ تدریس قادر به هدایت افراد به سوی یک تحول عمیق نخواهند بود. روش‌های منسوخِ یادگیری، نه‌تنها به درد دانش آموزان جامعۀ کنونی نمی‌خورد، بلکه باید با آموزشِ چگونه آموختن و چگونه اندیشیدن، کیفیت تفکر را در آنان قوت بخشید. اگر هدف از تدریس افزایش کیفیت تفکر در فراگیران باشد، دراین صورت آنها را بایستی به طور عملی درگیر جریان فکر کردن درکلاس‎های درسی نمود.انتقال اطلاعات توسط بشر هرگز میسر نمی‌شد اگر برقراری ارتباط بین انسان‌ها شکل نمی‌گرفت. ارتباطات بود که بست یادگیری و آموزش انسان را گسترش داد و موجب فراهم شدن پیشرفت جوامع بشری گردید. در سیر تکامل بشر، همواره ارتباطات به دلیل تأثیر غیرقابل انکار آن بر یادگیری و آموزش، از اهمیت بسیار والایی برخوردار بوده است. نسل‌ها گذشتند و ارتباطات روزبه‌روز گسترش یافتند. انسان‌ها آموختند که هرچقدر یاد بگیرند باز هم دروازه‌هایی به روی آنان گشوده خواهد بود که ایشان را ملزم به یادگیری بیشتر خواهد کرد. اما نباید فراموش کرد که در راه دستیابی به هر امری، مسائلی وجود دارد که در نگاه اول اهمیت بالایی ندارند درست مثل حاشیۀ هر متنی که شاید از اهمیت بسیار کمتری برخوردار باشد اما راستش گاهی همین حواشی ما را به چالش می‌کشند: هیاهو و طغیانِ افکارمان آنگاه که بی‌پناه در جهانی از ارتباطات، اطلاعات، دانسته‎ها و ندانسته‌ها غوطه وریم. اما به راستی در جستجوی چه باید بود؟ اینجاست که معجزۀ کتاب چاره ساز است. «کتاب»، همان رفیقِ صبورِ راه بلد. دنیای زیباتری خواهیم داشت اگر لابه‌لای تمام مشغله‌هایمان کمی مطالعه کنیم و در آغوش امنِ کتاب، ذهن خود را از چالش‌های دنیای مدرن در امان داریم.در فرآیند دستیابی به آموزش خوب و تاثیرگذار، ابتدا لازم است معلم خوبی باشیم، و پیش از آن لازم است بدانیم که در کنار تمام استعدادهایمان چگونه می‌توان این امر را محقق کرد. تجربیات معلمان قدیمی و باسابقه می‌تواند نقش مهم و پررنگی در بهبود سیستم آموزشی داشته باشد. از آنجایی که سیستم آموزشی کشور ژاپن و موفقیت‌های آن شهرت به‌سزایی دارد، لازم است تا به تجربیات آموزگاران این کشور توجه بیشتری نشان داده شود. در این میان، یوشی تاکا ایشی کاوا (Yoshitaka Ishikawa) که یکی از معلمان و مدیران باتجربه در کشور ژاپن است، تجربیات خود را در اختیار دیگران قرار داده است.کتاب «معلم ژاپنی به مثابه رهبر» کتابی است که در آن می‌توان با تجربه‌های یک معلم آشنا شد. کتاب. در این کتاب یوشی تاکا ایشی کاوا، از مسائل مختلفش به‌عنوان معلم می‌گوید. او کتاب را با اندیشه‌هایش برای معلم شدن شروع می‌کند و در جریان کتاب شاهد این هستیم که او چگونه از خود معلم می‌سازد. در این مسیر با موضوع درس‌پژوهی که یوشی تاکا، گسترش آن را به عنوان رسالت خود انتخاب می‌کند آشنا می‌شویم. یوشی تاکا برایمان از برنامه‌ریزی‌های کلاس‌هایش می‌گوید. در این کتاب بارها با این صحنه روبه‌رو می‌شویم که یوشی تاکا کار خود را به عنوان یک معلم مورد ارزیابی و نقد قرار می‌دهد و آن‌ها را به مسئله‌هایی برای پژوهش تبدیل می‌سازد. در بخشی از کتاب آمده:«چرا در کلاس‌هایی که بازدید می‌کنم، همه چیز خوب پیش می‌رود، اما در کلاس خودم این‌طور نیست؟ رمز موفقیت آن کلاس‌ها چیست؟» یکی از نکات مهم این کتاب تاکیدی است که بر یادگیرنده بودن معلم می‌شود. و اینکه هر معلم لازم است برای مسئله‌های کلاسش به مشاهده و مطالعه بپردازد. اینکه نسخه‌ی از پیش تعیین شده‌ای برای بسیاری از این مسائل وجود ندارد.در بخشی از کتاب «مدیر ژاپنی به مثابه رهبر» می‌خوانیم:«مشاورۀ دانش‌آموزی در ابتدا به ‌قدری با مخالفت مواجه شد که مانده بودم چه کار باید بکنم. این تفکر وجود داشت که وقتی تا به حال این کار را انجام نداده‌ایم، چرا باید از حالا به بعد متفاوت با همیشه عمل کنیم؟! افرادی هم بودند که می‌گفتند حالا چه شده که باید حتماً با بچه‌ها صحبت کنیم؟ یا چرا باید حتماً ساعتی را به این کار اختصاص دهیم؟ به همین خاطر نمی‌دانستم باید با این مسئله چکار کنم. اما در این حین که چند باری با مدیر مدرسه صحبت کردم، این پیشنهاد به من شد که ساعت اضافی را به مشاوره اختصاص دهیم. با اختصاص زنگ ششم به این کار در روزهای جمعه، به نوعی برای همه فرصت این کار به وجود آمد. و هر چه که بود به هر حال همه به این نتیجه رسیدند که صحبت با بچه‌ها هم کار خوبی است. طبق تصوری که بود، معلمانِ پایه‌های پایین‌تر با من همکاری کردند. گمان می‌کنم بعد از اختصاص یک زمان توسط معلمان پایه‌های پایین برای مشاوره، توانستیم این کار را در کل مدرسه انجام دهیم و همه نیز توانستند با خیال آسوده در این کار شرکت کنند. یکی از معلمان می‌گفت هرچند تعداد سال سومی‌ها زیاد است اما درست نیست که نتوانیم چنین فرصتی را در اختیارشان بگذاریم، و در عمل با ماهیانه کردن مشاورۀ دانش‌آموزی توانستیم این کار را به میزان بالایی انجام دهیم. تا به حال، معلمانی بودند که چون کلاس‌ها در ماه ژوئن دو هفته بیشتر نبود، در میان مشغلۀ فراوانی که داشتند، تا نزدیک تعطیلات تابستان به مدت یک ماه کار مشاوره را انجام می‌دادند اما الان بسیار خوشحال هستند که اینگونه در طول سال کم‌کم با بچه‌ها وقت گذاشته و توانسته‌اند با آن‌ها صحبت کنند.»این کتاب را می‌توان «درس‌پژوهی در میدان عمل» نیز نامید. درس‌پژوهی به مثابه الگویی اثربخش برای بهسازی آموزش، نظریه‌ای برای بهسازی عمل و به عبارتی دیگر ساختن نظریه در متن عمل است. این کتاب می‌کوشد به خوانندگان نشان دهد که چگونه در میدان عمل، یعنی مدرسه و کلاس درس، تئوری تربیتی ساخته می‌شود، شکل می‌گیرد، بازسازی می‌گردد و توسعه می‌یابد.امروزه محرومیت از تحصیل کودکان یکی از معضلات اغلب جوامع است. از ترک تحصیل و فرار از مدرسۀ دانش ‌آموزان به عنوان دغدغه‌ای اجتماعی یاد می‌شود زیرا در سایۀ نبود آموزش مهارت زندگی، طمع سوداگران مواد مخدر از فرصت پیش آمده بیش از پیش شده و زمینه ساز بروز آسیب‌های اجتماعی فراهم شده.با توجه به توسعۀ دانش انسان در صنایع مختلف، ضرورت تحصیل در نظر خانواده‌ها نیز بالا رفته است. از این رو در زمان بحرانی، استفاده از کمک‌های تخصصی در جهت رشد فرزندان‌ مؤثر خواهد بود. بنابراین زمانی که با مشکلات تحصیلی فرزندان مواجه می‌شوید، به‌جای اقدامات خودسرانه باید با استفاده از مشاورۀ تحصیلی به عنوان راهی برای کاهش عوامل مضر توجه کرد.1. مشکلات مالی و اقتصادیاز جمله علل مهمی که سبب ترک تحصیل و انصراف از ادامۀ آن در افراد می‌شود، مشکلات مالی و عدم توانایی برای برطرف کردن آن‌ها در فرآیند تحصیل است. همین امر سبب می‌شود تا بسیاری از استعدادهای درخشان و ذهن های توانمند، قبل از شناخته شدن و بکارگیری توانایی‌هایشان در مسیر پیشرفت و توسعه، در نطفه خفه شوند و اجازۀ درخشندگی و بهره‌برداری از آن‌ها به سبب مشکلات مالی گرفته شود.2. مشکلات فرهنگینداشتن اندیشه و تفکر صحیح پیرامون تاثیرات مطلوب ادامه تحصیل و کسب دانش لازم برای مواجهه با موقعیت‌های مختلف در زندگی، عامل دیگری است که سبب دلزدگی افراد از ادامه تحصیل می‌شود. عامل دیگری که در زمینۀ مشکلات فرهنگیِ ترک تحصیل وجود دارد، نگریستن به آمار بالای افراد درس خواندۀ بیکار در جامعه است. 3. مشکلات شخصی و فردییکی دیگر از عواملی که سبب ترک تحصیل در افراد می شود، علل شخصی و فردی است. این علل از آن جایی شکل می‌گیرد که فرد ذاتا تمایلی به فراگیری دانش ندارد و به سبب بروز مشکلاتی در امر یادگیری و آموزش، نمی‌تواند نتایج مطلوبی کسب کند. وجود تنش های خانوادگی و نبود آرامش در خانواده سبب می‌شود تا دانش آموزان و دانشجویان تمایلی به ادامۀ تحصیل نداشته باشند و از درس خواندن دل‌سرد شوند.4. مشکلات آموزشینبود استراتژی مشخص و بهینه در امر تدریس و عدم ارائه‌ی مطالب سودمند  از سوی کادر آموزشی نیز یکی دیگر از عللی است که فراگیران را از ادامه تحصیل منصرف می‌کند. آموزشِ مطالب قدیمی و بلا استفاده و تکیه بر یادگیریِ دانش بدون توجه به روحیات هر فرد نیز در این دسته از علل ترک تحصیل گنجانده می‌شوند. سختگیری کردن بیش از حد و عدم توجه به استعداد هر فرد و ناتوانی از پرورش آن نیز سبب سرخوردگی های ابتدایی و تغییر نگرش از لذت بردن از تحصیل، به اجبار و بلا استفادگی و وقت تلف کردن می‌شود.- ازدواج زودهنگام در دختران- اشتغال به کار زودهنگام در پسران- عدم کسب لذت از کار- عدم احساس ارزشمندی اجتماعی- ناتوانی از شرکت در بحث‌ها و آوردن استدلال- عدم توانایی در حل مشکلات و سازماندهی درست آن‌ها- ناتوانی از کشف استعدادها و هویت شخصی- بی تجربگی در امر پرورش فرزند از سوی مادران- ناتوانی از تأمین خواسته‌های مالی از سوی دختران     - تنها جایی که تو می‌تونستی با هم سن و سال‌هات باشی، حرف بزنی، بخندی، همون مدرسه بود که از من دریغ شد....امروزه محرومیت از تحصیل کودکان یکی از معضلات اغلب جوامع است. از ترک تحصیل و فرار از مدرسۀ دانش ‌آموزان به عنوان دغدغه‌ای اجتماعی یاد می‌شود زیرا در سایۀ نبود آموزش مهارت زندگی، طمع سوداگران مواد مخدر از فرصت پیش آمده بیش از پیش شده و زمینه ساز بروز آسیب‌های اجتماعی فراهم شده.با توجه به توسعۀ دانش انسان در صنایع مختلف، ضرورت تحصیل در نظر خانواده‌ها نیز بالا رفته است. از این رو در زمان بحرانی، استفاده از کمک‌های تخصصی در جهت رشد فرزندان‌ مؤثر خواهد بود. بنابراین زمانی که با مشکلات تحصیلی فرزندان مواجه می‌شوید، به‌جای اقدامات خودسرانه باید با استفاده از مشاورۀ تحصیلی به عنوان راهی برای کاهش عوامل مضر توجه کرد.1. مشکلات مالی و اقتصادیاز جمله علل مهمی که سبب ترک تحصیل و انصراف از ادامۀ آن در افراد می‌شود، مشکلات مالی و عدم توانایی برای برطرف کردن آن‌ها در فرآیند تحصیل است. همین امر سبب می‌شود تا بسیاری از استعدادهای درخشان و ذهن های توانمند، قبل از شناخته شدن و بکارگیری توانایی‌هایشان در مسیر پیشرفت و توسعه، در نطفه خفه شوند و اجازۀ درخشندگی و بهره‌برداری از آن‌ها به سبب مشکلات مالی گرفته شود.2. مشکلات فرهنگینداشتن اندیشه و تفکر صحیح پیرامون تاثیرات مطلوب ادامه تحصیل و کسب دانش لازم برای مواجهه با موقعیت‌های مختلف در زندگی، عامل دیگری است که سبب دلزدگی افراد از ادامه تحصیل می‌شود. عامل دیگری که در زمینۀ مشکلات فرهنگیِ ترک تحصیل وجود دارد، نگریستن به آمار بالای افراد درس خواندۀ بیکار در جامعه است. 3. مشکلات شخصی و فردییکی دیگر از عواملی که سبب ترک تحصیل در افراد می شود، علل شخصی و فردی است. این علل از آن جایی شکل می‌گیرد که فرد ذاتا تمایلی به فراگیری دانش ندارد و به سبب بروز مشکلاتی در امر یادگیری و آموزش، نمی‌تواند نتایج مطلوبی کسب کند. وجود تنش های خانوادگی و نبود آرامش در خانواده سبب می‌شود تا دانش آموزان و دانشجویان تمایلی به ادامۀ تحصیل نداشته باشند و از درس خواندن دل‌سرد شوند.4. مشکلات آموزشینبود استراتژی مشخص و بهینه در امر تدریس و عدم ارائه‌ی مطالب سودمند  از سوی کادر آموزشی نیز یکی دیگر از عللی است که فراگیران را از ادامه تحصیل منصرف می‌کند. آموزشِ مطالب قدیمی و بلا استفاده و تکیه بر یادگیریِ دانش بدون توجه به روحیات هر فرد نیز در این دسته از علل ترک تحصیل گنجانده می‌شوند. سختگیری کردن بیش از حد و عدم توجه به استعداد هر فرد و ناتوانی از پرورش آن نیز سبب سرخوردگی های ابتدایی و تغییر نگرش از لذت بردن از تحصیل، به اجبار و بلا استفادگی و وقت تلف کردن می‌شود.- ازدواج زودهنگام در دختران- اشتغال به کار زودهنگام در پسران- عدم کسب لذت از کار- عدم احساس ارزشمندی اجتماعی- ناتوانی از شرکت در بحث‌ها و آوردن استدلال- عدم توانایی در حل مشکلات و سازماندهی درست آن‌ها- ناتوانی از کشف استعدادها و هویت شخصی- بی تجربگی در امر پرورش فرزند از سوی مادران- ناتوانی از تأمین خواسته‌های مالی از سوی دختران- تنها جایی که تو می‌تونستی با هم سن و سال‌هات باشی، حرف بزنی، بخندی، همون مدرسه بود که از من دریغ شد.....</description>
                <category>نشریۀ دانشجویی «فردا»</category>
                <author>نشریۀ دانشجویی «فردا»</author>
                <pubDate>Tue, 12 Mar 2024 00:47:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی و بررسی کتاب « قاشق‌های‌مان را از فروشگاه وولورت خریدیم»</title>
                <link>https://virgool.io/@fardayesabz/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%82%D8%A7%D8%B4%D9%82-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%88%D9%88%D9%84%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%85-amk1cmfvuw1r</link>
                <description>📝زهرا طاوسی/ شمارهٔ ۱کتاب « قاشق‌های‌مان را از فروشگاه وولورت خریدیم» داستان زن جوانی است که در گیرودار زندگی عاشقانه و زناشویی خود در دل بحران‌های اقتصادی و اجتماعی لندن زندگی می‌کند. این کتاب با نویسندگی باربارا کامینز و با ترجمۀ نیما حسن ویجویه توسط انتشارات بیدگل امسال(1402) در ایران به چاپ رسیده است. پیرامون شرح حال نویسنده و فضای کلی کتاب، پشت جلد کتاب این گونه روایت شده است: «کامینز، هنرمند متخصص دورۀ رکود اقتصادی، به فقر فلج‌کنندۀ آن دوره، جنسیت‌زدگی لندن و آدم‌های نامتعارف و حاشیه‌ای، نگاهی عمیق دارد. بخش اعظم داستان دربارۀ توالُد و تناسل، کارِ خانه و ایجادشدن فرصت‌های اقتصادی است، اموری که فمنیست‌های معاصر آن‌ها را مسائلی در زمینۀ عدالت و برابری خواهند دانست.»در این متن قصد ندارم به داستان و روایت اصلی ذکر شده در این کتاب که تلاشی بسیار ماهرانه در جهت به تصویر کشیدن نقش زنان در جوامع اروپایی و بحران‌های اقتصادی و اجتماعی است بپردازم. به نظر من، تنها با خواندن متن کتاب است که می‌توان تمام نکاتی که نویسنده قصد داشته در دل روایت خود جای دهد را درک کرد. در این یادداشت کوتاه قصد دارم قدری با روایتی مفهوم دور تسلسل فقر را بیان کنم و با استفاده از تصمیم‌های گرفته شده توسط شخص اول داستان (سوفیا) این مفهوم را پررنگ‌تر و شفاف‌تر کنم. در ثانی، بسیار تلاش می‌کنم تا بخشی از کتاب را مستقیماً بازگو نکنم تا همچنان هیجان خواندن متن کتاب در خوانندگان باقی بماند.بعد از خواندن کتاب « قاشق‌های‌مان را از فروشگاه وولورت خریدیم» تنها مفهومی که مدام در ذهن من می‌پیچید و تداعی می‌شد، مفهوم «دور تسلسل فقر» بود. این کتاب به دوران رکود اقتصادی اروپا و به‌ویژه انگلیس می‌پردازد و به‌خوبی زیستِ شهری و مناسبات اجتماعی و اقتصادی آن دوران را در لندن به نمایش می‌گذارد. داستان کتاب در زمانی از بحران اقتصادی روایت می‌شود که حتی بزرگ‌زاده‌ها هم پوشاک و خوراک مناسبی برای استفاده نداشته‌اند. اگر بخواهم کمی از شخصیت اصلی داستان(سوفیا) بگویم، زنی است جوان، زیبا و پرشور که بسیار برای حفظ عشق و تعهدهای زناشویی خود می‌جنگد. سخت کار می‌کند تا بتواند در کنار خانواده آسایشی را تجربه کند؛ اما در گذر داستان فراز و فرودهایی را تجربه می‌کند که باعث اتخاذ تصمیم‌های مهمی در زندگی‌اش می‌شود.یکی از بخش‌های فرعی داستان، در کنار خط روایی اصلی، به پول هنگفتی اشاره می‌شود که توسط یکی از بستگان سوفیا به ارث می‌برد. این روایت، موضوع بحث اصلی این یادداشت است. در این موقعیت که سوفیا پول هنگفت و زیادی را یک‌باره به دست می‌آورد، با وجود تمام سختی‌ها و دشواری‌هایی که پیش از این در جهت پیدا کردن شغل مناسب و کسب درآمد کشیده بود، اما با این پول باد آورده، نه به فکر تأسیس مغازه‌ای مرتبط می‌افتد و نه می‌تواند این پول را به درستی پس‌انداز کند. اول تمامی قرض‌های خود را با خواروبار فروشی نزدیک خانه‌اش تصفیه می‌کند و بعد هم به مدت کم‌تر از یک سال پول بادآورده را ذره‌ذره خرج روزمره می‌کند. پولی که شاید اگر در گردش مالی قرارش می‌داد، می‌توانست به کلی زندگی‌اش را تحت‌تأثیر قرار دهد. این بخش از داستان، مرا به یاد پرداخت وام‌های بلندمدت به زنان ساکن در محلات کم‌برخوردار می‌اندازد، زمانی که با طرح‌های دولتی، بانک‌ها وام‌هایی با مبالغ بالا به مشاغل کوچک و کارگاه‌های خانگی پرداخت می‌کردند و با پیگیری‌هایی که انجام می‌شد، می‌یافتی این مبلغِ زیاد صرف خرید مبلمان منزل و یا یک سفر تفریحی و یا حتی خرج روزمره خانه شده است، در جریان بهبود کسب‌و‌کار قرار نگرفته و عملاً فایدۀ طولانی مدتی نداشته است. (البته باید این نکته ذکر شود که این برداشت برای تمامی وام‌های اهدا شده صادق نیست و من تنها برداشت خود را از چند تجربه کوتاه بازگو کردم.) در تعریف مفهوم دور تسلسل فقر دیدیم که چطور درآمد کم بر روی پس‌انداز، پس‌انداز کم بر روی سرمایه‌گذاری و سرمایه‌گذاری کم بر روی بازدهی تأثیرگذار است و به‌طور مختصری اشاره شد که یکی از راه‌های خروج از این چرخه می‌تواند آموزش به افراد در راستای ایجاد کسب‌وکار مناسب باشد. در این داستان شاهد این موضوع بودیم که حتی اگر فردی که درگیر با فقر و دور تسلسل فقر می‌باشد، پول هنگفتی هم نصیبش شود، چون آموزش درستی ندیده است، نمی‌تواند این پول در راستای خروج از چرخۀ بازتولید فقر قرار دهد. این پول را صرف کارها و فعالیت‌های زودگذر و بی‌بازده می‌کند. این گونه است که این چرخه بارها و بارها بازتولید می‌شود. باز هم به نقش سازمان‌های مردم نهاد در برون رفت از این چرخه اشاره می‌کنم و می‌گویم این سمن‌ها هستند که می‌توانند با آموزش صحیح و در راستای ایجاد کسب‌و‌کار مناسب، افراد را یاری رسانند تا از این دور تسلسل فقر رهایی یابند.</description>
                <category>نشریۀ دانشجویی «فردا»</category>
                <author>نشریۀ دانشجویی «فردا»</author>
                <pubDate>Sat, 02 Dec 2023 14:25:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شکستن چرخۀ فقر</title>
                <link>https://virgool.io/@fardayesabz/%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D9%86-%DA%86%D8%B1%D8%AE%DB%80-%D9%81%D9%82%D8%B1-nntpehtsz1ee</link>
                <description>نقش سازمان‌های مردم‌نهاد در شکستن چرخۀ فقر📝زهرا طاوسی/شمارهٔ ۱یکی از مهم‌ترین مسائلی که گریبان‌گیر کشورهای در حال توسعه‌ای مانند ایران می‌باشد، مسئله فقر است. فقر را می‌توان از سه جنبه بررسی نمود: فقر درآمد، فقر دسترسی و فقر قدرت. رایج‌ترین مفهوم سنجش فقر،  فقر درآمد می‌باشد. فقر درآمد را  می‌توان با شاخص‌هایی مانند خط فقر، ضریب‌جینی نسبت فقر نسبی و درآمد و توانایی افراد مورد بررسی قرار داد. افراد ساکن در محلات کم‌برخوردار علاوه‌بر داشتن دستمزد کم، اغلب به علت استفاده از وام‌های رسمی و غیررسمی و عدم برخورداری از تأمین مالی در استطاعات، بیشتر در روایت فقر باقی می‌مانند و توان گردآوری و تقویت دارایی‌ها را ندارند.مفهوم‌ دیگر فقر، فقر دسترسی است؛ به این مفهوم که بیشتر فقرا در محله‌هایی زندگی می‌کنند که دسترسی مناسب به زیرساخت‌ها و خدمات پایه را ندارند، توان ورود به بازار رسمی زمین و مسکن و کار را ندارند و توان و حق انتخاب آنان در بسیاری از موارد بسیار محدود است. بر این اساس در مشاغل خطرناک شاغل می‌شوند و در اماکن خطرناک و آسیب‌پذیر ساکن می‌شوند. در این ارتباط، ضعف دسترسی به اطلاعات، آموزش مناسب و بهداشت نیز از موارد بسیار اساسی است. (نصیریان،35:1387). مفهوم سوم فقر، فقر قدرت است که به ناتوانی در تعیین سرنوشت و تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری در ارتباط با خود و اجتماع مربوط می‌شود؛ فقر، قدرت به معنی نداشتن نقش در برنامه‌های اجتماعی و شهری و نداشتن قدرت رقابت با دیگر گروه‌های اجتماعی به دلیل عدم دسترسی به اطلاعات است. (ایراندوست، 3:1389).سازمان ملل متحد در مورد فقر و به‌ویژه فقر شهری علاوه‌بر کمی درآمد، عوامل اصلی دیگری همچون کمبود سرمایۀ انسانی (آموزش پایین و فقر بهداشتی و فقر ظرفیت)، ضعف سرمایۀ اجتماعی (کمبود شبکه‌های حمایت خانواده و حمایت ضعیف از بازار کار) و سرمایۀ مالی پایین (فقدان سرمایه‌ای مولد برای ایجاد درآمد) را تعیین‌کنندۀ فقر موردتأکید قرار داده است. از دیگر مفاهیمی که برای روشن شدن بحث حاضر باید به آن پرداخته شود، مفهوم دور تسلسل فقر است. دور تسلسل فقر (تله فقر) یکی از نظریه‌هایی است که دلایل فقر، توسعه نیافتگی و تداوم آن را در کشورهای جهان سوم بیان می‌کند. این نظریه که توسط نورکس مطرح شد، بر پایۀ تفکرات کینزی بود. نورکس در این زمینه معتقد است که عدم‌انگیزه سرمایه‌گذاری، پایین بودن قدرت خرید مردم است که خود نتیجۀ سطح پایین بهره‌وری است. سطح پایین بهره‌وری ناشی از سطح پایین سرمایۀ به کار رفته در تولید است که حداقل بخشی از آن به سبب عدم انگیزه سرمایه‌گذاری است(پاپلی یزدی، ۱۳۸۲:۲۷۰). با‌توجه‌به ‌مدل دور تسلسل فقر متوجه می‌شویم که درآمد پایین سبب می‌شود تا مردم کم‌درآمد نتوانند پس‌اندازی داشته باشند و تا زمانی که پس‌انداز نداشته باشند نمی‌توانند به‌طور مؤثری در مشاغل و حرفه‌های پرسود سرمایه‌گذاری کنند و تا زمانی که سرمایه‌گذاری مؤثر نداشته باشند، بازدهی مناسبی نیز نخواهند داشت و این چرخه دوباره و دوباره اتفاق خواهد افتاد و خود را بازتولید می‌کند. برای کاهش و کنترل گسترش فقر در کشور، نهادهای دولتی وظایفی دارند؛ یکی از مهم‌ترین وظایف و اقدامات دولت‌ در این خصوص، تشویق و تقویت تشکل‌های مدنی، تقویت آموزش‌های عمومی و واگذاری بخشی از وظایف به نهادهای مردمی در جهت افزایش سرمایه‌های اجتماعی می‌باشد. ناگفته مشخص است در کنار این تقسیم وظایف، دولت باید بخشی از هزینه‌های این نهادها را نیز پوشش دهد. اما به‌طورکلی سازمان‌های مردم نهاد به‌عنوان بازوی کمکی دولت و همچنین حلقه واسطۀ دولت و مردم می‌توانند بسیار مؤثر عمل کرده و فعالیت‌های خوبی را انجام دهند. یکی از قلمروهای بسیار تأثیرگذار سازمان‌های مردم‌نهاد، بحث آموزش به شهروندان می‌باشد. با‌توجه‌به توضیحات بالا، زمانی که یک کشور و در مقیاس کوچک‌تر یک خانواده درگیر چرخۀ فقر می‌شود، یکی از راه‌های گریز از این چرخه، آموزش درست در راه ایجاد کسب‌وکار مناسب می‌باشد.سازمان‌های مردم‌نهاد (سمن‌ها) می‌توانند با انجام فعالیت‌های گوناگون به واسطۀ پشتوانۀ نظری دانشگاهیان، افرادی را از دام این چرخۀ فقر برهانند و به جامعه و مسیر مطلوب بازگردانند.</description>
                <category>نشریۀ دانشجویی «فردا»</category>
                <author>نشریۀ دانشجویی «فردا»</author>
                <pubDate>Mon, 27 Nov 2023 14:41:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی فعالیتهای خیریه</title>
                <link>https://virgool.io/@fardayesabz/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%87-mym68hhmcop7</link>
                <description>📝شورای مرکزی خیریه / شمارهٔ ۱افرا (آموزش)بعد از حضوری‌شدن دانشگاه، آموزش فردای سبز هم مانند دیگر بخش‌های خیریه، فعالیتش را از سر گرفت. در ابتدا مهم‌ترین هدف آموزش این بود که دانش‌آموزان خانواده‌های تحت پوشش را از نظر تحصیلی حمایت کند تا بتواند اثری هرچند کوچک در شکستن چرخۀ فقر و امکانی برای رشد اجتماعی دانش‌آموزان داشته باشد. بعد از گذشت حدود یک سال از شروع فعالیت افرا، واحد آموزشی فردای سبز، می‌توان گفت افرا برای‌مان فقط یک اسم نیست؛ نهالی است که در تلاشیم آن‌قدر شاخ و برگ بگستراند تا سایه‌اش مکانی برای رشد و پیشرفت تمام فرزندانِ ایران عزیزمان باشد.ارزاقاگر کمی زندگی را بالا و پایین کنید، می‌بینید که معمولاً وضعیت قرمز است و شما باید سبز باشید، درحالی‌که خودتان را زرد نشان می‌دهید؛ اما روز ارزاق از مواقعی است که این مثلث تماماً سبز است. روزی که بسیاری از دانشجویانِ جامعۀ دانشگاهی، با افکار مختلف، برای یک کار خیر کنار هم جمع می‌شوند تا بسته‌های ارزاق را آماده و برای خانواده‌های نیازمند و تحت پوشش توزیع کنند. وقتی که تماس می‌گیری، فردی پشت تلفن با ذوق تشکر می‌کند، جایی که دعای خیرش را می‌شنوی، با خودت می‌گویی کاش این آخرین بسته‌ای نباشد که تحویل می‌دهم. این حس آن‌قدر خوب است که آرزو می‌کنی کاش فرصتی برای تکرارشان داشته باشی.سفر سبز (اردوی جهادی)هرازگاهی، برای اینکه از سنگینی‌ دنیا رها شویم، اردوی سفر سبز را در یک منطقۀ معمولاً محروم، با محوریت عمرانی، آموزشی، فرهنگی برگزار می‌کنیم. در یکی از شناسایی‌های سفر سبز که بودیم، رابطمان گفت: «این روستایی‌ها نیازمند کمک ما نیستند؛ ما که اینجا آمده‌ایم، نیازمندیم؛ شما از تهران اومدی، من از فلان‌جا و ... » حقیقتاً نتوانستم حرفش را هضم کنم و موقعیت هم طوری نبود که بتوانم از او معنی آن را بپرسم؛ منظورتون چیه؟ چرا؟ بعداً که به این حرف فکر کردم، فکرم به اینجا رسید که: «خب، حقیقت است که جنگل معنی‌اش را از درختانش می‌گیرد یا اصلاً مگر می‌شود نوح را بدون کشتی تصور کرد؟» خلاصه اینکه، فعالیت‌های خیریه‌ فرصتی است برای ما نیازمندانی که به ‌دنبال کمال و قربت به خدا هستیم؛ سعی کنیم از دستشان ندهیم!جشن غدیر خمبه‌ مناسبت عید سعید غدیر خم، گروه فردای سبز، همچون گروه‌های دیگر دانشگاه، از طرف معاونت ‌دانشگاهی به مناسبت جشن این روز، غرفه‌ای در کنار سردر برپا کند. پس در این برنامه، تعدادی از افراد فعالِ خیریه گردهم آمدند و به تزئینات و آماده‌سازی غرفۀ فردای سبز و درنهایت معرفی خیریه و فروش محصولات پرداختند. هدف غرفه این بود که در کنار پذیرایی از مردم با شیرینی و شکلات، محصولاتی از خانواده‌های تحت‌پوشش به فروش برود تا کمک مالی‌ای از طرف مردم برای این خانواده‌ها تأمین شود. تاکنون یک دوره از این غرفه برگزار شده است.برنامۀ اهدای خوناهدای خون، اهدای زندگی است. فردای سبز در تلاش است که به طرق مختلف همراهی و همدلی خود را با نیازمندان نشان دهد. یکی از برنامه‌هایی که به کمک یک سازمان کشوری برگزار می‌شود، اهدای خون است. یک الی دو روز در سال، فردای سبز با یک مرکز اهدای خون هماهنگی می‌کند و تعدادی از کادر آن مرکز به دانشگاه می‌آیند و در یک مکان از دانشگاه با تجهیزات لازم مستقر می‌شوند تا دانشجویان، کارمندان و افراد علاقمند که نام‌نویسی کردند، بیایند و به اهدای خون بپردازند. درنهایت، این کمک‌ها از طریق خود مرکز اهدای خون به نیازمندان آن رسانده می‌شود.پویش لوازم‌التحریرهرساله قبل از شروع سال تحصیلی، برنامۀ ویژه‌ای برای دانش‌آموزان خیریه برگزار می‌شود تا حال‌و‌هوای دانش‌آموزان در بدو ورود به مدرسه عوض شده و اوقاتی را با لذت درکنار یک‌دیگر سپری کنند. در کنار این برنامه، لوازم‌التحریر و بسته‌هایی که برای دانش‌آموزان فراهم شده است، به ایشان اهدا می‌شود تا از لحاظ لوازم مورد نیاز برای دوران تحصیل کمبودی نداشته باشند.تأمین ودیعۀ مسکنبا‌توجه‌به اینکه اکثر خانواده‌های تحت پوشش خیریه، بی‌سرپرست یا بدسرپرست هستند، تأمین سقفِ بالاسری برای گذران کم‌دردتر شب‌هایشان، هدف خیریه بوده و هست. در ایام پایانی سال که ودیعۀ مسکن افزایش پیدا می‌کند، خیّرین فردای سبز، در طرح مسکن در راستای تسهیل و تأمین این هزینه تلاش می‌کنند.</description>
                <category>نشریۀ دانشجویی «فردا»</category>
                <author>نشریۀ دانشجویی «فردا»</author>
                <pubDate>Fri, 24 Nov 2023 22:01:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی خیریهٔ فردای سبز</title>
                <link>https://virgool.io/@fardayesabz/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%AE%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%87%D9%94-%D9%81%D8%B1%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A8%D8%B2-awulx652xomm</link>
                <description>تاریخچۀ خیریهاحمدرضا ابراهیمی(۱۴۰۱ ارشد سیاست مالی)خیریۀ فردای سبز، گروهی است که توسط تعدادی از بچه‌های ورودی سال 1373ـ1372 که شاگرد استاد حسن فیضی بودند، در مؤسسۀ فرهنگی شمس‌الشموس به واسطۀ دکتر فیضی فعالیت می‌کردند زیرا ایشان از اعضای فعال شمس‌الشموس بودند. این افراد در آنجا رفت‌و‌آمد داشتند و باتوجه‌به علاقه‌ای که نسبت به کارهای آنجا پیدا کرده بودند، تصمیم می‌گیرند کارشان را در داخل دانشگاه توسعه دهند. به همین منظور، یک‌سری از فعالیت‌های خیریۀ محبان‌الرضا را که زیر مجموعۀ مؤسسۀ فرهنگی شمس‌الشموس بوده، بین بچه‌های دانشگاه در سطح کوچکی توسعه می‌دهند؛ در‌حدی‌که این افراد را به محبان‌الرضا می‌بردند و می‌آوردند و کم‌کم تصمیم می‌گیرند که خیریه‌ای در دانشگاه تأسیس کنند. درنتیجه، در سال 1376 این کار را انجام می‌دهند و اسم آن را فردای سبز می‌گذارند و مجوز خیریه در معاونت فرهنگی، در همین سال ثبت شد. این خیریه در عمل، امتداد خیریۀ محبان‌الرضا در دانشگاه بود و بیشتر رویکرد فرهنگی داشت، بدین معنا که کار جدی‌ای در خیریه انجام نمی‌شد. حتی تا سال 1383 و 1382، قلک‌های محبان‌الرضا توسط بچه‌های خیریۀ فردای سبز در سطح دانشگاه پخش می‌شد. این شروع قصۀ فردای سبز بود که رفته‌رفته کارها جدی‌تر شد. اردوی جهادی و ارزاق از سال 1386 و ترنم وصل از سال 1393 به برنامه‌های خیریه اضافه شدند. با گذر زمان برنامه‌های دیگری نیز به فعالیت‌های خیریه اضافه شد تا اینکه خیریۀ کنونی را شکل دهد.خیریه از زبان دبیرحمید باب(۱۳۹۹ مهندسی دریا)خیریۀ فردای سبز، گروهی است که توسط دانشجویان و با همراهی اساتید، درحال پیش‌بردِ اهداف خیرخواهانه است و تعداد 200 خانوادۀ نیازمند را به‌صورت کامل تحت پوشش خود قرار داده است. خیریه از منظر سلامت، ودیعۀ مسکن، ارزاق، سفر‌های سیاحتی‌ـ‌زیارتی، آموزش تحصیلی دانش‌آموزان و ... خانواده‌ها را تحت پوشش قرار می‌دهد تا به تمام بُعد‌های یک خانواده کمک شود و امکان رشد برای آن‌ها فراهم شود. همچنین، فعالیت‌های مختلف دیگری در آن انجام می‌شود که عام‌المنفعه هستند.وجه تمایز فردای سبز با سایر خیریه‌ها این است که تمامی فعالیت‌ها توسط دانشجویان انجام می‌شود که پتانسیل‌های زیادی در انجام این امور دارند و دومین موضوع مطرح، این است که توسط هیئت مدیره‌ای متشکل از اساتید گران‌قدر دانشگاه در حال نظارت می‌باشد. به نوعی، یک خیریۀ دانشجو-استادی است. از اساتیدی که در فردای سبز فعالیت دارند می‌توان به دکتر سعادت، دکتر سهراب‌پور، دکتر خواجه‌پور، دکتر مدنی‌زاده و دکتر مدنی اشاره کرد.خیریۀ فردای سبز، درحال‌حاضر با داشتن حدود بیش از 200 خانوادۀ تحت پوشش از شهر‌های اطراف تهران، که تمرکز بیش‌تر آن در شهر نسیم‌شهر استان تهران است، بزرگترین خیریۀ دانشجویی کشور شمرده می‌شود. گزارش گردش مالی سالانۀ خیریه در سال 1401، 55 میلیارد ریال بوده که صرف هزینه‌های مختلف تأمین مسکن، درمان، ارزاق، آموزش، جهادی و ... شده است. در راستای شفاف‌سازی، جزئیات موارد ذکرشده در گردش مالی خیریه آورده شده است. کمک‌های مالی دریافت‌شده توسط دانشجویان، اساتید و شرکت‌های مختلف جمع‌آوری می‌شود.ما به فکر آینده‌ایم، آینده‌ای که خانواده‌های تحت پوشش در آن خودکفا هستند و دیگر نیاز به کمک‌های معیشتی ندارند و فرزندان‌شان، از آیندۀ تحصیلی روشن و موقعیت اجتماعی خوبی برخوردار هستند. همچنین، درحال‌حاضر به فکر بهبود وضعیت فعلی خانواده‌ها با راه‌اندازی کسب‌و‌کار مناسب برای آن‌‌ها هستیم.نحوۀ ورود خودم به خیریۀ فردای سبز، بر اساس یک اتفاق بود. بنده به برنامۀ ترنم وصل دورۀ چهارم خیریه دعوت شدم. در این سفر، در کنار خانواده‌ها بودیم، خانوده‌هایی که برای اولین بار چنین سفری را تجربه می‌کردند. خانواده‌هایی که فرزندانشان حداقل برای چند روز حس خوبی داشتند. با قرارگرفتن در این شرایط، نگاهم به همه چیز متفاوت شد. درنتیجه، حس تعلقی به خیریه گرفتم و تصمیم گرفتم تا با انجام دادن کارهای مفید دیگر، بیشتر بتوانم به این افراد کمک کنم.در ادامه، باتوجه‌به دغدغه‌ای که در مجموعه برای آموزش به دانش‌آموزان نیازمند تحت پوشش وجود داشت، مسئول آموزش خیریه شدم و بخش آموزش فردای سبز را به کمک دوستان تأسیس کردم.از حق نگذریم، در بین اعضای خیریه، فضای صمیمی و دوست داشتنی‌ای وجود دارد؛ طوری‌که کم‌کم همۀ دوستان و رفیق‌هایم از بچه‌های خیریه شدند. این اتفاق چیزی است که می‌تواند با یک دعوت کوتاه برای همۀ دانشجویان رقم بخورد و شاید این بار، برای شمایی که در حال خواندن این متن هستید.فردای سبز یک گروه بزرگ دانشجویی است که در قدم اول با انجام فعالیت‌های مختلف دانشجویی در آن، نسبت به فقر و محرومیت دغدغه‌مند می‌شوید و در ادامه، در کنار هم تلاش می‌کنیم تا گره‌های زندگی‌ این افراد را  باز کنیم و بر روی لب‌های‌شان خنده بیاوریم. همچنین، فضای کاری و مدیریتی در انجام کار‌ها را تجربه می‌کنیم که می‌تواند در آیندۀ کاری، تحصیلی و ... به ما کمک کند؛ اما از همه شیرین‌تر و جذاب‌تر، این است که کلی دوست خوب پیدا می‌کنیم.فردای سبز یک گروه بزرگ دانشجویی است که در قدم اول با انجام فعالیت‌های مختلف دانشجویی در آن، نسبت به فقر و محرومیت دغدغه‌مند می‌شوید و در ادامه، در کنار هم تلاش می‌کنیم تا گره‌های زندگی‌ این افراد را  باز کنیم و بر روی لب‌های‌شان خنده بیاوریم. همچنین، فضای کاری و مدیریتی در انجام کار‌ها را تجربه می‌کنیم که می‌تواند در آیندۀ کاری، تحصیلی و ... به ما کمک کند؛ اما از همه شیرین‌تر و جذاب‌تر، این است که کلی دوست خوب پیدا می‌کنیم.فردای سبز یک گروه بزرگ دانشجویی است که در قدم اول با انجام فعالیت‌های مختلف دانشجویی در آن، نسبت به فقر و محرومیت دغدغه‌مند می‌شوید و در ادامه، در کنار هم تلاش می‌کنیم تا گره‌های زندگی‌ این افراد را  باز کنیم و بر روی لب‌های‌شان خنده بیاوریم. همچنین، فضای کاری و مدیریتی در انجام کار‌ها را تجربه می‌کنیم که می‌تواند در آیندۀ کاری، تحصیلی و ... به ما کمک کند؛ اما از همه شیرین‌تر و جذاب‌تر، این است که کلی دوست خوب پیدا می‌کنیم. خلاصه بگویم که برای ما فردای سبزی‌ها، اینجا حکم خانه را دارد.</description>
                <category>نشریۀ دانشجویی «فردا»</category>
                <author>نشریۀ دانشجویی «فردا»</author>
                <pubDate>Sat, 18 Nov 2023 06:33:49 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>