<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های فرهاد حاتمی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@farhadehatami</link>
        <description>telegram: dahrafimatah</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 04:41:32</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/134025/avatar/eLtTMd.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>فرهاد حاتمی</title>
            <link>https://virgool.io/@farhadehatami</link>
        </image>

                    <item>
                <title>پنج پیشنهاد برای کسب درآمد در خانه</title>
                <link>https://virgool.io/fboard/%D9%BE%D9%86%D8%AC-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-heg6usdmccly</link>
                <description>1- لوازم اضافی خود را بفروشیدچرا زندگیتان بزرگتر از درآمدتان است؟ بهترین راه برای سازماندهی و کوچک کردن زندگی فروش لوازم اضافی است که دیگر از آن استفاده نمیکنید. اگر قرار است در خانه تمام وقت کار کنید لازم است که لوازم اضافی خود را بفروشید تا دفترمناسبی برای کار را فراهم کنید. کسب درآمد از فروش لوازم خانه همان مصداق لو هنگینگ فروتز هست!! حتماً اگر خیلی هم با دقت و وسواس خرید میکنید حتما کالا و اجناسی دارید که تاریخ استفاده آن وسایل برای شما تمام شده باشد. اسباب بازی، ps، کتاب، دوربین های vr (خودم داشتم فروختم)، مودم، لبتاب این ها وسایلی بود که بنده بعد از استفاده فروختم!تو ایران فروش گاراژی خیلی باب نیست و بهترین راه فروش استفاده از سایت های آگهی آنلاین مثل دیوار و شیپور است.کوچک سازی - فروش لوازم اضافی( پلاس: چیزی که 2ساله سراغش نرفتید رو میتوانید بفروشید یا بندازید دور!)2- وارد بورس شوید یا سرمایه گذاری کنیداگه اهل سرمایه گذاری نیستید فرصت سوزی کردید. بورس ایران در یکسال گذشته 4 برابر شده است. البته باتوجه به پیش بینی ها و مقالاتی که در موردسال 1399 بازار سرمایه نوشته شده است خبری از بالا (سود زیاد) در بازار سرمایه نسبت به ریسک آن نیست اما قطعا صندوق های سرمایه گذاری یا خرید اوراق بهادار و سبدگردانی تاحد خوبی میتواند ریسک سرمایه گذاری را برای شما کم کند. برای سال 1399 معطل نکنید و به یکی از کارگزاری های نزدیک خود مراجعه کنید و کد بورسی بگیرید. سبد پرتفوی خود را متنوع انتخاب کنید، این یعنی از بخش های مختلف صنایع غذایی پتروشیمی معادن غذایی و خودرویی و... انتخاب کنید.وارد بورس شوید یا سرمایه گذاری کنید3- فریلنسر (معنی فارسی = نویسنده مستقل)اگر من بخواهم فریلنسر بشوم از چیزی شروع میکنم که در آن بهتر هستم. (سراغ کلمه بهترین نرید که هیچوقت پیداش نمیکنید). با وجود اینترنت شما خودتان را بهتر به کارفرمایان و کسانی که به تخصص شما در پروژه نیاز دارند معرفی میکنید و بطور مستقل درآمد شما بهتر خواهد بود. برای کارفرمایان هم بهتر است بجای کار کردن با شرکت های و بستن قراردادهای حقوقی با یک شرکت، وارد یک قرارداد کوچک با رقمی کمتر برای شرکت با یک فریلنسر بشوند. اما این نیاز به صبر دارد و خیلی از مردم صبر نمیکنند و خیلی زود میخواهند به درآمد بالا برسند.حتی دوره های آنلاینی وجود دارند که به شما یاد می دهد چگونه از فریلنسری کسب درآمد کنید. اگر می خواهید از خانه به عنوان نویسنده (فریلنسر) کار کنید ، قبل از شروع کار، این فهرست را در نظر بگیرید:نمونه ها= قبل از اینکه واقعاً خودتان شروع به بازاریابی کنید ، به برخی از نمونه کارهای رقبا نیاز دارید. ببینید که ابتدا به کدام بازار می خواهید نزدیک شوید و سپس برخی از نمونه های مرتبط را پیدا یا ایجاد کنید. به عنوان مثال، اگر می خواهید دست خود را در وبلاگ نویسی امتحان کنید ، برخی وبلاگ های موفق را مطالعه کنید و سپس چند مورد از خود بنویسید تا به عنوان نمونه استفاده کنید. این کار را برای هر بازاری که می خواهید در آن کار کنید انجام دهید.ابزار= نمیدانم یک معرق کار، یا یک طراح داخلی مستقل میتواند فریلنسر باشد یا نه اما مطمئنا در ساده ترین تعریف یک فریلنسر حتما نیاز به یک کامپیوتر و اینترنت دارد. نه کامپیوتر خیلی خوب بلکه یک وسیله که شما را اذیت نکند. اگر یک معرق کار که در انبار/گاراژ منزلشان کار میکند نیز یک فریلنسر بدانیم قطعا ابزار کار نقش اساسی در کیفیت کار او دارد. در کار با کامپیوتر اگر یک نویسنده وبلاگ نویس باشید حتما نیاز دارید سطح خوبی از برنامه های خانواده آفیس مخصوصا word را مسلط باشید. خیلی سفارشات ممکن است از طریق تماس اینترنتی یا تلگرام و واتس آپ ارسال شود و قطعا اینترنت بانک هم در کارهای مالی شما در کنار اکسل کمک میکند.کاریابی= با شروع کار باید به دنبال کار بگردید. سایت های ایرانی برای فیلنسرها وجود دارد که میتوانید از آن ها استفاده کنید یا در توییتر یا ایسنتاگرام صفحه ای از نمونه کارهای خود برای معرفی تخصص خود بسازید. پرسونال برندینگ کنید و خود را معرفی کنید و محتوایی در زمینه تخصص خود  تولید کنید. این میتونه خیلی مفید باشه. حتما شنیدید که میگویند کاری که خوب بلدید رو رایگان انجام ندید، اما دروغ است در ابتدا برای شروع رایگان هم کار کردید به شرط معرفی شما و ثبت امضا و نام و ساین شما خیلی هم خوب و عالی است. تمام دستمزدها پول نیست، به رزومه خود توجه کنید.4جوهره فریلنسری: استمرار - استعداد - تلاش - علاقه. این 4 تا رو فراموش نکنید. (این چهار صفت رو خودم نوشتم جایی رفرنس نداره)فریلنسر 4- پرستار خانگی کودکان/حیوانات بشویدلازم نیست حتما معلم بازنشسته مهد باشید یا مدرک پرستاری از دانشگاه عالیه داشته باشید. فقط قابل اعتماد و مطمین باشید و اجازه بدید بهتون اعتماد کنند. این یک شغل کم زحمت با درآمد خوب است اما بسیار پراسترس است و اگر مسئولیت پذیر نیستید سمت این کار نروید.مشاغل بسیاری در این مورد در سایت های کاریابی هست.پرستار خانگی کودکان5- کلاس برگزار کنید، علم خود را آموزش بدهید.یکی دیگر از راههای عالی برای کسب درآمد از دفتر خانه ارائه مهارت ها یا دانش خود با برگزاری کلاس آموزشی است. یا به عنوان مثال، اگر شما یک معلم ورزش هستید، ممکن است یک کلاس ورزش را در یک منطقه بزرگ و بزرگ از خانه خود شروع کنید. مردم حاضرند برای خیلی کلاس های متنوعی پول بدن! فقط دنبال کلاس آشپزی نروید چون سریع آموزش آن از طریق دانش اموخته های شما به دیگران منتقل میشود مگر اینکه چیز خاصی دارید و بخواهید در هر دوره آموزش جدیدی را ارائه دهید.اما موفقیت در میزبانی کلاسهای شخصی شما نیاز به برنامه ریزی جدی و توجه به جزئیات دارد. در اینجا خلاصه ای از مواردی که باید در نظر بگیرید:ایده: این کافی نیست که فقط اعلام کنید میخواهید کلاس ایروبیک یا... برگزار کنید. ایده ای که قرار است در کلاس های خود به دیگران آموزش دهید را اعلام کنید. مردم واقعاً میخواهند برای چه چیزی پول میدهند. پس دقت کنید وقتی جزییات را ارائه میدهید موضوع خیلی گسترده نشود.زمان بندی: از قبل تصمیم بگیرید و مشخص کنید که چند جلسه قرار است که کلاس خود را تدریس کنید و چه ساعاتی کلاس هایتان را برگزار میکنید. اینکه چقدر میتوانید در محتوای ارائه شده در هرکلاس منعطف باشید بستگی به عنوان کلاس دارد. قرار است ریاضیات تدریس شود یا یوگا؟ فراموش نکنید شما متعهد هستید هرهفته یا هرروز کلاس هایی که قول داده اید را برگزار کنید و کنسلی در کار نیست. اگر مخاطب شما دانش آموزان هستند قطعا در زمان مدرسه نمیتوانید کلاسی برگزار کنید یا اگر برای خانم های همسایه و خانه دار کلاس برگزار میکنید بهترین زمان صبح ها هست. برای آقایان بعد از ساعت اداری و... .قیمت: به کلاس های مشابه ای که برگزار میشود نگاه کنید. برنامه آن ها را ببینید و با برنامه خود مقایسه کنید و بدانید که از موسسات و آموزشگاه های رسمی که ارائه مدرک میکنند باید وجه کمتری بگیرید.تبلیغات را فراموش نکنید. برای دوره اول حتما به دنبال کلاس پرجمعیت نباشید بعد از دوره های اغازین مخاطبین زیادی از طریق تبلیغات دهان به دهان حتما به شما مراجعه خواهند کرد. </description>
                <category>فرهاد حاتمی</category>
                <author>فرهاد حاتمی</author>
                <pubDate>Fri, 20 Mar 2020 21:55:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زنجیره ارزش در دهه جدید میلادی (2020)</title>
                <link>https://virgool.io/@farhadehatami/%D8%B2%D9%86%D8%AC%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%87%D9%87-2020-avctmp8xy1sp</link>
                <description>ترجمه/خلاصه مقاله:2020 Future Value Chain - Building Strategies for the New Decadeاین مقاله در 68 صفحه از سوی the consumer goods forum و capgemini  با حمایت مالی ماکروسافت منتشر شده است. متن پایین ترجمه خلاصه کلی این مقاله است. ادامه مقاله به طرح جزییات بیشتر و پرسش هایی می باشد که به درک این خلاصه کمک میکند. این مقاله رایگان منتشر شده است ولی ترجمه کاملی از آن در دسترس نمی باشد.آیا شما در ایجاد پایدارتر کردن مشاغل خود، بهینه سازی زنجیره تأمین مشترک جدید، درگیر شدن با مصرف کنندگان دارای فناوری و یا کمک به مصرف کنندگان در بهبود سلامتی و رفاه آنها متمرکز هستید؟ انتظار دارید به همه این ها به خودی خود برسید یا به دنبال همکاری خواهید بود؟ توانایی ما در دستیابی به این اهداف برای موفقیت صنعت کالاهای مصرفی در سال های آینده ضروری است و این مهم در قلب پروژه زنجیره ارزش آتی سال جدید قرار دارد.در سال های گذشته در مقالاتی گفته شد که تفاوت موفقیت و عدم موفقیت در صنعت کالاهای مصرفی در 10 سال آینده، توانایی سازمان ها برای سازگاری با تغییرات سریع و چشمگیر خواهد بود. این هنوز هم درست است اما واضح است که موفقیت به &quot;استراتژی های متمرکز و تاکتیک های موثر&quot; برای تک تک شرکت ها و کل صنعت نیاز دارد. من فکر میکنم بهترین زمان عمل اکنون است.روندها: اهداف ما چیست؟مرحله اول پروژه زنجیره ارزش سال جدید برای شناسایی و تجزیه تحلیل روندهایی است که بیشترین تأثیر را در صنعت ما در 10 سال آینده خواهد داشت. دوازده روند جهانی مشخص شده است که به تغییر در جامعه، رفتار خریدار، محیط زیست و فناوری می پردازد: افزایش شهرنشینیجمعیت سالخوردهگسترش ثروتتاثیر فناوری و تکنولوژی بر رفتار مصرف کنندگانافزایش تقاضا برای خدمات در بین مصرف کنندگانافزایش اهمیت سلامت و رفاهافزایش نگرانی مصرف کننده در مورد پایداریتغییر قدرت اقتصادیکمبود منابع طبیعیافزایش فشار نظارتیپذیرش سریع قابلیت ها و ظرفیت های تکنولوژی در زنجیره تامینتأثیر فن آوری های اطلاعاتی در نسل بعدیاهداف: آنچه می خواهیم به آن برسیم!تأثیر کلی این روندهای اساسی قابل توجه است و نیاز به یک بازنگری اساسی در عملکرد شرکت ها با محصولات مصرفی - مشاغل خرده فروشی - ارائه خدمات به مصرف کنندگان و خریداران دارد. (برای اینکه خواناتر بشه کلمات مهمش که رو بولد کردم). در اینجا باید کارها باید تک به تک اما مشارکتی (برون سازمانی) انجام بشود.  با همکاری و مشارکت شرکت های اصلی و همراهی دولت قطعا دستاوردهایی محقق میشود که بطور شخصی یک شرکت قادر به تحقق آن نخواهد بود.&quot;آنچه می خواهیم به آن برسیم&quot; ابتدا با تجزیه و تحلیل روندها با هدف استراتژیک کمک به صنعت برای ده سال آینده تعریف میشود. پروژه زنجیره ارزش آتی 2020 برای شناسایی اهداف استراتژیک جهانی که صنعت باید روی آن تمرکز کند، یک روند کامل را طی میکند. این اهداف عبارتند از:1. کسب و کار پایدارتر2. بهینه سازی زنجیره تامین3. استفاده از فناوری برای ارتباط با مصرف کنندگان4- به سلامتی و رفاه مصرف کنندگان توجه کنیدروندها به اهداف پیوند میخورند. مثلاً روندهایی مانند کمبود منابع طبیعی و افزایش نظارت ها، محرک های تغییر مستقیم زنجیره تأمین صنعت در دهه آینده خواهد بود. افزایش تقاضای خدمات به مصرف کننده، دسترسی مصرف کنندگان به تکنولوژی های نوین، صنعت و شرکت ها را مجبور به تفکر مجدد در مورد تعامل با مصرف کنندگان دارای فناوری می کند. این چهار هدف صنعت فقط مربوط به سطح جهانی نیستند. آنها همچنین در سطح منطقه و کشور اعمال می شوند، البته که با بومی سازی شاهد کمی تغییر در آن خواهیم بود.تاکتیک ها: چگونه می توانیم به عنوان یک صنعت به اهداف خود برسیممانند همیشه بعد از دانستن آنچه می خواهیم به آن برسیم، مرحله بعدی تعیین چگونگی دستیابی به آن است. اتفاق خوب این است که برای توسعه تاکتیک هایی که به چهار هدف استراتژیک جهانی می پردازد، لازم نیست از ابتدا شروع کنیم. طیف گسترده ای از برنامه های جهانی در حال حاضر در دسترس هستند. تطبیق چهار هدف استراتژیک جهانی با منطقه فعلی و اولویت های استراتژیک کالاهای مصرفی، تراز به خوبی نشان می دهد.سازمان های جهانی ، منطقه ای و محلی مربوطه باید برای هماهنگی فعالیت های خود، همکاری نزدیک را ادامه دهند، تمرکز شرکت را بر روی برخی اولویت های اصلی تأمین کنند تا از تکرار تلاش ها جلوگیری کنند.نحوه استفاده از زنجیره ارزش آتی در شرکت شمااز اولین پروژه زنجیره ارزش آتی در سال 2006 مشخص شد که شرکت ها اقدام به انجام این کار می کنند و ایده های خروجی از زنجیره ارزش را در تفکر و اقدامات داخلی خود دارند. حداقل سه راه برای شرکتها وجود دارد که می توانند زنجیره ارزش آتی در تجارت خود استفاده کنند:چارچوب زنجیره ارزش را در داخل شرکت خود جا بندازید. چارچوب زنجیره ارزش سه مرحله ای توصیه شده (مرحله ، اهداف ، تاکتیک ها) شامل یک مسیر شرکت است که می تواند به مشاغل در توسعه برنامه های بلند مدت برای پاسخگویی به روندهای خارجی کمک کند.تاکتیکها و ایده های مربوطه را از ابتکار عمل خود بر مبنای زنجیره ارزش آتی بنویسید (پیاده کنید). علاوه بر برنامه های جهانی، منطقه ای و محلی صنعت، بسیاری از ابتکارات که به چهار هدف استراتژیک می پردازند در حال حاضر در داخل شرکت ها در حال انجام هست.خودتان را به چالش بکشید تا ببینید استراتژی 2020 شما چقدر قوی است. البته، شرکت شما در حال حاضر استراتژی های خودش را هم در دست دارد.بعلاوه شما معتقدید که در حال رسیدگی به روندهای بازار می باشید که برای شما مهم است! اما آیا استراتژی شما در راستای تغییرات سریع و چشمگیر که در طی 10 سال آینده بر صنعت تأثیر خواهد گذاشت ، واقعاً قوی و پایدار است؟پیشهاد می کنم اگه مسئولیت اجرایی و راهبری یک کسب و کار را دارید حتما این مقاله را بخوانید اگرکه میخواهید ادامه دهید.</description>
                <category>فرهاد حاتمی</category>
                <author>فرهاد حاتمی</author>
                <pubDate>Wed, 18 Mar 2020 18:54:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تفاوت مدیر محصول و مدیر پروژه در چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@farhadehatami/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D9%88-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%BE%D8%B1%D9%88%DA%98%D9%87-nh4rnum8ktxh</link>
                <description>غالباً مدیران محصول و مدیران پروژه می توانند در کنار همدیگر بسیار نزدیک کار کنند و در ایده سازی با هم همکاری داشته باشند، اما در بیشتر موارد این دو نفر دو مسئولیت متفاوت از یکدیگر دارند. در این مطلب سعی میکنم به تفصیل در مورد تفاوت های بین مدیر محصول و مدیر پروژه صحبت کنم و همچنین چگونگی همپوشانی این دو نقش در شرکت ها بیان میشود.اما قبل از هرچیزی بطور خلاصه مدیرمحصول مسئولیتی استراتژیک در جهت توسعه محصول را بر عهده دارد، در حالی که مدیرپروژه مسئول نظارت بر اجرای آن برنامه های توسعه هست.تفاوت مدیر محصول و مدیر پروژهقبل از اینکه در مورد تفاوتهای خاص بین مدیران محصول و پروژه صحبت کنیم، بگذارید کلیدواژه های مربوط به هر نقش را بیان کنم:مدیر محصول: تحقیقات، چشم انداز محصول، پیشبرد  چشم انداز در جهت تحقق نیاز سهامداران، توسعه   برنامه استراتژی، طراحی و حفظ نقشه راهمدیر  پروژه: ابتکار عمل جهت تسریع و کاهش هزینه ها، برنامه تحقق پروژه ها، تخصیص منابع به پروژه، نظارت بر تمام کارها، پیشبرد پروژه در جهت تحقق نیاز سهامدارانمدیریت محصول چیست؟در کتاب &quot;Product Mind the Product&quot;   نقش مدیر محصول &quot;یافتن محصولی با ارزش ،قابل استفاده و عملی&quot; تعریف شده است. مدیر محصول تحقیق میکند و در ذهن خود محصول را با تمام جزییات تداعی میکند و سپس آنرا با جزییات کامل در سازمان (همکاران و سهامداران) ارائه میکند. در طی این فرآیند ، مدیر محصول سعی در ترغیب مدیران و سایر ذینفعان نسبت به محصول برنامه ریزی شده دارد.  در صورت موفقیت، مدیر محصول یک برنامه اقدام استراتژیک (به طور معمول، از طریق نقشه راه محصول به خوبی طراحی شده) تهیه می کند تا به سازمان کمک کند محصول پیش بینی شده را به واقعیت تبدیل کند.در این مرحله، مدیرمحصول برنامه های استراتژیک را برنامه های قابل اجرا و تسک های متعدد که قابل رصد و پیگیری است و خصوصیات یک عملیات را داراست تقسیم میکند. و بعد از آن مدیرپروژه وارد عملیات میشود.تفاوت مدیر محصول و مدیر پروژهمدیریت پروژه چیست؟تعریف مدیرپروژه را اینجا کامل بخوانید.همانطور که گفته شد مدیر پروژه وظیفه دارد برنامه های استراتژیک را به ابتکار عمل، و تسک های وظیفه محور تقسیم کند. این فرآیند شامل هماهنگی بین تسک ها و نیروها، تفویض و رهبری است، زیرا مدیر پروژه باید وابستگی های متقابل، پویایی تیم و چالش های طول پروژه را کنترل کند، همه این ها در حالیست که مدیرپروژه یک مهلت زمانی محدود را با منابع مالی و انسانی محدود دارد.با توجه به توضیحات و تعاریف بالا هرکدوم از این 2 جایگاه مسئولیت ها و وظایف تفکیک شده ای نسبت به هم دارند که در کلمات کلیدواژه های مقدمه به آن اشاره کردم.مجدد یادآور آن خواهم شد:مدیر محصول: تحقیقات، چشم انداز محصول، پیشبرد  چشم انداز در جهت تحقق نیاز سهامداران، توسعه   برنامه استراتژی، طراحی و حفظ نقشه راهمدیر  پروژه: ابتکار عمل جهت تسریع و کاهش هزینه ها، برنامه تحقق پروژه ها، تخصیص منابع به پروژه، نظارت بر تمام کارها، پیشبرد پروژه در جهت تحقق نیاز سهامدارانتفاوت مدیر محصول و مدیر پروژهآیا بین مدیرپروژه و مدیرمحصول شباهت هایی وجود دارد؟علیرغم تفاوت هایی که در این مقایسه دو به دو مطرح شد، در واقع بین مسئولیت ها بین مدیریت محصول و مدیریت پروژه شباهت ها و همپوشانی وجود دارد. مواقعی وجود دارد که یک مدیر محصول باید جزئیات تاکتیکی و مبتنی بر وظیفه مربوط به توسعه محصول را بررسی کند که در غیر این صورت توسط یک مدیر پروژه ممکن است انجام شود. (امکان سنجی) این شرایط باعث می شود تا مدیرمحصول با مدیرپروژه هماهنگی نزدیکی داشته باشند، و در بعضی موارد این دو در بعضی از مسئولیت های مدیریت وظیفه مشترکی را دارند.از طرف دیگر، هنگامی که شرایط طوری رقم بخورد، مدیران پروژه نیز می توانند نقش اصلی تاکتیکی (عملیاتی) خود را به یک موضع استراتژیک تر تغییر دهند. به تعریف دیگر بسیاری از مهارت های مورد نیاز برای مدیریت پروژه می تواند به حوزه تحلیلی گسترده (استراتژیک) تری که توسط مدیران محصول تعریف و تنظیم شده است منتقل شود. به عنوان مثال ، یک مدیر پروژه با توانایی عیب یابی و حل مسئله قوی، یک حل کننده مسئله قوی است. ارتباط دادن اين مهارت حل مسئله در مقياس بزرگ ، نقش یک مدیر محصول است.همچنین شایان ذکر است که مدیران محصول و مدیران پروژه به طور یکسان بر مهارت های نرم مشابه تکیه می دهند تا در نقش های خود موفق شوند. ما در مورد 4 مهارت نرم مدیریت اساسی محصول - گوش دادن ، ارتباطات ، سازماندهی و تبشیر از محصول - که همه در خدمت مدیران پروژه موفق هستند نیز نوشتیم.+ پلاس : مدیران محصول و مدیران پروژه باید به اتفاق هم به قابلیت های حل مسئله، کارتیمی، رهبری و انتقاد پذیری و... (سافت اسکیلز) هم تکیه کنند.اما در حقیقت این 2نقش در بسیاری از سازمان ها بسیار مشابه هم تعریف میشوند و گاه دچار تنش در شرکت میشوند. بهرحال در همه شرکت ها همه در تلاش برای تهیه یک محصول موفق هستند.</description>
                <category>فرهاد حاتمی</category>
                <author>فرهاد حاتمی</author>
                <pubDate>Tue, 17 Mar 2020 16:53:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>6 پله برای ایجاد استراتژی مؤثر در ابتدای تجارت</title>
                <link>https://virgool.io/@farhadehatami/6-%D9%BE%D9%84%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D9%85%D8%A4%D8%AB%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%A8%D8%AA%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1%D8%AA-yroudwahnok6</link>
                <description>هرزمان که خواستید در قلمرو جدیدی پا بگذارید و در دنیای غریبی پا بگذارید عقل حکم میکند که از یک نقشه خوان کمک بگیرید.حرکت رو به به ناشناخته ها، این همان کاری است که شرکت های موفق انجام میدهند. آیا میدانید آن ها برای کم کردن ریسک خود از چه ابزاری کمک میگیرند؟ &quot;نقشه راه&quot; که در کسب و کار گاهاً به آن استراتژی گفته میشود.6 پله برای ایجاد استراتژی مؤثر در ابتدای تجارتممکن است شما به دنبال تدوین اولویت ها جدید در کسب و کار خود باشید یا به برنامه هایی برای رشد نیاز داشته باشید. شاید وضعیت نقشه دقیقی از راه محصولات فعلی خود ندارید یا به دنبال تصمیم گیری برای سرمایه گذاری در بخش جدیدی هستید. در هرکدام از این موارد حتماً به یک استراتژی نیاز خواهید داشت.رسیدن به این واقعیت که سازمان ها به استراتژی نیاز دارند آسان است. اما ایجاد استراتژی کمی دشوار است.در اینجا شش مرحله ساده برای کمک در ارائه یک استراتژی موثر در تجارت مینویسم:واقعیت ها را جمع کنید.چشم انداز بنویسید. (ویژن)بیانیه ماموریت را تهیه کنید. (میشن)اهداف استراتژیک را مشخص کنید.برنامه های تاکتیکی را تدوین کنید.مدیریت عملکرد داشته باشید.1. واقعیت ها را جمع کنید.در هر هدفی، برای اینکه مقصد را بشناسید ابتدا باید بدانید در کجا هستید. بنابراین قبل از اینکه به آینده نگاه کنید و قدمی بردارید، باید عملکرد گذشته یا وضعیت فعلی منطقه ای که میخواهید در آن قدم بگذارید را مرور کنید.به گوشه کناره های منطقه بازی نگاه کنید و تعیین کنید که چه کسی یا چه شرکتی خوب عمل کرده، چه چیزی می تواند آن را بهتر (تکمیل) کند و چه فرصت هایی وجود دارد که دیده نشده است. من پیشنهاد میکنم مسیری که قبلا دیگران رفته اند را تکمیل کنید و از تجربه سایرین کمک بگیرید اما داخل منطقه بازی دیگران نشوید! ابزارها و تکنیک های بسیاری برای کمک به این فرآیند وجود دارد ، مانند تجزیه و تحلیل SWOT (قدرت ، ضعف ، فرصت ها و تهدیدات).شما باید به ضعف ها و قوت های درونی خود توجه کنید، و فرصت ها و تهدیدات را بسنجید. در کنار swot میتوانید از ابزار PESTLE (سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی ، فناوری ، حقوقی و زیست محیطی) که موارد کلان را در نظر دارد کمک بگیرید. و تهدیدات و فرصت هایی که ممکن است در هر دسته ایجاد شود را مینویسید.مهمترین بخش این فرآیند مربوط به پرسش از افراد مناسب و باتجربه است تا اطمینان حاصل کنید که بیشترین و دقیقترین اطلاعات را جمع آوری کرده اید.ماموریت - اهداف - ارزش ها2. بیانیه ماموریت را تهیه کنید. (میشن)فلسفه وجودی شرکت یا سازمان شما در چیست؟ که هستیم و چه میخواهیم؟ ماموریت اهداف بنیادین شما و نیازی از جامعه که شما در مرحله شناخت و جمع آوری اطلاعات به آن دست یافته اید را بیان میکند و در آن مبنای تمایز شما از سایرین نیز در آن بیان میشود. در بیانیه ماموریت به 6 پرسش پاسخ میدهید. چه چیزی؟ چه کسی؟ کجا؟ چرا؟ چگونه؟ از مواردی است که در بیانیه ماموریت آورده میشود.3. چشم انداز بنویسید. (ویژن)چه میخواهید بشوید؟ اهداف خود را به شرط غیرمحال بودن بنویسید. چشم انداز ستاره قطبی و مسیرنمای نقشه است و برانگیزاننده شماست که تصویری از آینده شما را به نمایش میگذارد.در چشم انداز  جایگاه شما در آینده صنعتی که در آن هستید، اهداف سودآوری، اهداف محصول، اهداف بازاری، اهداف مشتری و اهداف کارکنان باید آورده شود.4. اهداف استراتژیک را مشخص کنید.در این مرحله ، هدف این است که مجموعه ای از اهداف سطح بالا برای همه زمینه های فعالیت خود ایجاد کنید. اهداف باید اولویت ها را مشخص کنند و ماموریت و چشم انداز شرکت را تضمین کنند.با نگاهی به بررسی خود در مرحله اول ، به ویژه تجزیه و تحلیل SWOT و PESTLE ، می توانید نقاط قوت و ضعف مشخص شده را در اهداف خود بگنجانید.بسیار مهم ، اهداف شما باید SMART (خاص ، قابل اندازه گیری ، دستیابی ، واقع گرایانه و مرتبط با زمان) باشند. اهداف شما همچنین باید شامل عواملی مانند KPI ، تخصیص منابع و الزامات بودجه شما نیز باشد.5. برنامه های تاکتیکی را تدوین کنید.اکنون زمان آن است که با معنا بخشید به اهداف استراتژیک در برنامه های کوتاه مدت دقیق تر،به کالبد استراتژی خود جانی بدهید! این برنامه ها شامل اقدامات برای بخش ها و عملکردهای عملیاتی شرکت شما خواهد بود.اکنون شما روی نتایج قابل اندازه گیری و برقراری ارتباط با دارندگان سهام متمرکز شده اید که باید چه کاری در چه زمانی انجام دهید. شما حتی می توانید برای اجرای استراتژی به برنامه های کوتاه تاکتیکی فکر کنید.6. مدیریت عملکرد داشته باشید.ممکن است تمام برنامه ریزی ها و کارهای سخت انجام شده باشد ، اما بازنگیری ضروری است.باید به طور مداوم همه اهداف و برنامه های عملی را مرور کنید تا اطمینان حاصل کنید که هنوز برای رسیدن به آن هدف کلی در مسیر درست هستید.مدیریت و نظارت بر کل استراتژی یک کار پیچیده است ، به همین دلیل بسیاری از مدیران ، مدیران و رهبران مشاغل به دنبال روشهای جایگزین برای دستیابی به استراتژی ها هستند. ایجاد ، مدیریت و بررسی یک استراتژی مستلزم آن است که اطلاعات مربوطه را ضبط کنید ، تکه های بزرگ اطلاعات را تجزیه کنید ، برنامه ریزی کنید ، اولویت بندی کنید ، اطلاعات مربوطه را ضبط کنید و یک چشم انداز استراتژیک روشن داشته باشید.</description>
                <category>فرهاد حاتمی</category>
                <author>فرهاد حاتمی</author>
                <pubDate>Fri, 13 Mar 2020 19:50:58 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>