<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های خدیجه(فریما)محمودی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@farima228</link>
        <description>دانشجوی کارشناسی ارشد ادبیات_بازنشسته فرهنگی_ مولف دو کتاب حاصل پروانگی و ریشه‌های تشنه</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-01 04:51:55</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2898144/avatar/pQTIMW.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>خدیجه(فریما)محمودی</title>
            <link>https://virgool.io/@farima228</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آغوش</title>
                <link>https://virgool.io/@farima228/%D8%A2%D8%BA%D9%88%D8%B4-cxcvd59avnri</link>
                <description>یه روز یه دوست بهم گفت: بزار بقیه بغلت کنن!تازه یادم اومد که خودمو زیادی فراموش کردم.که چقدر به آغوش نیازمندم.به اینکه اگه یکی دلش برام تنگ بشه، قند تو دلم آب میشه!به اینکه یکی بهم زنگ بزنه بگه خوبی؟ خدا رو شکر و تلفن رو قطع کنه!به اینکه دعوت بشم به یه چای عصرونه و گپ چند ساعته!می‌دونی! هر بار که خودمو تو آینه دیدم یادم رفت بهش بگم آفرین!هر بار که با ترکه‌ی روزگار دستام خون اومد زیادی رو خُلقِ خودم حساب باز کردمتا رفتم یه جا بشینم به استراحت، روزگار چنان جریمه‌ام کرد که نفهمیدم چی شد!من بوتاکس عشق رو تو دستای کسی ندیدم تا پیشونیم چین نخوره!من زیادی راه رفتم!زیادی از خودم یادم رفت!حالا اونقدر کلافه ام که باید بگردم دنبال مقصر تا باهاش حرف بزنم تا این حس خستگی منو رها کنهکجایی مقصر؟! بیا بشین فقط می‌خوام باهات حرف بزنمهمین!!#فریما_محمودی#زندگی_کنیم #آغوش#عشق#فاصله#دوست#عاشقی</description>
                <category>خدیجه(فریما)محمودی</category>
                <author>خدیجه(فریما)محمودی</author>
                <pubDate>Sun, 30 Mar 2025 23:58:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رابطه درست</title>
                <link>https://virgool.io/@farima228/%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA-bd0vk1iw7ccu</link>
                <description>آدمها همه ی عمر مشغول یادگیری هستن .خیلی چیزها در دایره یادگیری آدمها قرار می‌گیره.عشق ، خیانت ،زندگی ، حرف زدن ، حتی راه رفتن و ....خلاصه که رفتار آدمها روی همدیگه تاثیر مثبت و منفی زیادی داره بخاطر همین همه ی ما باید در انتخاب آدمهای اطرافمون نهایت دقت رو داشته باشیم تا پشیمانی بسراغمون نیاد.وقتی با آدمهای متفاوت روبرو میشیم رفتارشناسی اونا در اولویته چرا؟ چون در برخورد با هر کدومشون اگه با اخلاق و رفتارشان آشنا نباشیم ممکنه که ناخودآگاه با حرف یا کاری تو ذوقشون بزنیم و اونا رو از خودمون برنجونیم .سعی کنیم کسی رو آزار ندیم نه با حرف نه با حرکتی.تا حالا دیدین کسی از ضد حال خوردن کسی تعریف خوب بکنه؟! با هر ضد حالی که می زنیم آدمهای دور و برمون از ما فاصله می گیرند و غریبه میشن و بجایی می رسیم که دیگه کسی ما رو تحویل نمیگیرهه.یعنی آدمها بعد از این رفتارها به عقب و سر جای اولشون برنمی گردن.تو زندگی روزمره آدمهای دور و برمون رو خوب ببینیم،بی ملاحظه نباشیم ،منافع دیگران هم واسمون اهمیت داشته باشه.اگه میخواییم حرفی بزنیم با این عنوان که من رک هستم حیثیت دیگران رو به بازی نگیریم.ما فقط حق داریم رک بودن رو زمانی استفاده کنیم که در مورد مسایل شخصی خودمون حرف می زنیم مثلا با صراحت بگیم من چای دوست ندارم یا حوصله ندارم و .....حق نداریم در مورد مسایل شخصی بقیه به همین راحتی نظر بدین این رفتار اصلا در شأن یه آدم باشعور نیست.سعی کنیم برای زندگی درست در این دنیای مدرن کمی هم به درون خودمون نگاه بندازیم و روزانه از خودمون انتقاد کنیم تا مطمئن بشیم که رفتارامون درسته و چیزی نمی مونه تا بقیه از ما ایراد بگیرن و مسئله اصلی اینجاست که اگه به درون خودمون نگاه روزانه داشته باشیم گنج هایی پیدا می کنیم که باعث جلای روحمون میشن و اگه از چشم‌دور بمونن زنگ میزنن و از بین میرن.به خودمون یادآوری کنیم که هر فضایی فرهنگ خودش رو داره و سعی کنیم درست رفتار کنیم.#فریما_محمودی #فرهنگ#رابطه#گنج#زندگب#ادب#نویسنده#رفتار</description>
                <category>خدیجه(فریما)محمودی</category>
                <author>خدیجه(فریما)محمودی</author>
                <pubDate>Sat, 27 Jul 2024 09:01:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رفاقت زرد</title>
                <link>https://virgool.io/@farima228/%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%82%D8%AA-%D8%B2%D8%B1%D8%AF-fh9e09ybdqnu</link>
                <description>خوش‌خیال نباش!وقتی انتظارت برآورده نمی‌شود! وقتی کوچکترین اهمیتی در خیالش نداری! وقتی چشمانت پر از نم می‌شود و گلویت پر از بغض، اما انتظار لبخند دارد! وقتی فقط گوش تو را می‌خواهد و احساس همدم بودن را، اما انتظار مشابه تو را نمی‌بیند! وقتی غم و سکوت مبهم تو را متوجه نمی‌شود! وقتی فقط واکنش صبر و طاقت از تو دارد!انگار دچار رفاقت ِ زرد شده‌ای!! می‌دانی؟؟ رنگ زرد نشان‌دهنده احتیاط است در دوستی خود احتیاط کن جانم!#فریما_محمودی#رفاقت#احتیاط#ادبیات#متن_ادبی#رفاقت_زرد#صبر</description>
                <category>خدیجه(فریما)محمودی</category>
                <author>خدیجه(فریما)محمودی</author>
                <pubDate>Thu, 25 Jul 2024 00:42:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کمی درد</title>
                <link>https://virgool.io/@farima228/%DA%A9%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%AF-eposhx6iwa7n</link>
                <description>کمی درد در من جا‌ ماندهاز روزگار صبوریاز برخوردهای مطابق میل دنیا با منو منهنوزروی خودم‌کار می کنم تا رها باشاز هر آنچه مرا صبور می‌خواهد!!#فریما_محمودی#صبوری#درد#دلتنگی#ادبیات#حرف#فراق</description>
                <category>خدیجه(فریما)محمودی</category>
                <author>خدیجه(فریما)محمودی</author>
                <pubDate>Fri, 05 Jul 2024 06:50:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چای تنهایی</title>
                <link>https://virgool.io/@farima228/%DA%86%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-aryq2mvxbcqm</link>
                <description>گاهیدلم میخواهدفنجانم را بردارملب ایوان بایستمو چشم بدوزم به افقی که در مه محو شدهو ناگهان برق چشمانت تصویر روبرویم را روشن‌کندو‌ از خوشحالی حد فاصل ایوان تا حیاط را پرواز کنمقرار نیست تلخی چای ِ تنهایی ِ من تا ابد بماند!!#فریما_محمودی #چای#افق#ابد#تنهایی#دلبری#پرواز#چای_تنهایی</description>
                <category>خدیجه(فریما)محمودی</category>
                <author>خدیجه(فریما)محمودی</author>
                <pubDate>Tue, 21 May 2024 08:58:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ته خط</title>
                <link>https://virgool.io/@farima228/%D8%AA%D9%87-%D8%AE%D8%B7-nnszpcbrziny</link>
                <description>وقتی در یک زندگی مشترک هستی و یک نفره جاده ی سخت زندگی را طی می کنی و کسی به یاری تو نمی آید یعنی دیگر به ته خط رسیده اییعنی مدت هاست که خودت را گم کرده ای ، شادی را نمی فهمی ، خستگی در تو می ماند ، حتی راه برگشت را هم بلد نیستی‌ و فاجعه از اینجا آغاز می شود که نزدیکترین هایت همه را جزو وظیفه ات بدانند و دیگر هیچ. ضربه ی نهایی را می خوری و ناامید چشم به راه می دوزی اما فایده ای ندارد.بقول قدیمی ها دستهایت را روی زانوهایت بگذار و یک یا خدا بگو و بلند شو . پشت کن به همه چیزهایی که چشمانت را نمناک می کند و دلت را بی رنگ و رو . به خودت بیا و ته مانده ی خودت را بگیر و برو . این ته مانده ات می ارزد به سرتاپای بعضی ها .بخودت بیا#فریما_محمودی#عشق_یک_طرفه#ته_خط#تنهایی#روزمرگی#متن_ادبی#نویسنده</description>
                <category>خدیجه(فریما)محمودی</category>
                <author>خدیجه(فریما)محمودی</author>
                <pubDate>Sun, 19 May 2024 23:34:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دوست داشتن</title>
                <link>https://virgool.io/@farima228/%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86-kguvdiyvpk9t</link>
                <description>زمستون رفت با همه ی حوادث ریز و درشتی که  اندازه چند سال تجربه واسه همه داشت.بهار اومد تا رنگ و عطر عشق به روی روحمون بپاشه ، تا سیاهی زمستون رو دور کنه.چشماتون رو ببندین و بهار رو با جان نفس بکشین و تموم زیباییش رو با چشماتون درک کنین ، قدر عشق رو بدونین و نزارین رنگ‌سیاهی زمستون باهاش بمونه . رنگهای بهاری رو چاشنی عشقتون بکنین و متفاوت از قبل هوای همدیگه رو داشته باشین !زندگی خیلی کوتاهه و در چنته اش حوادثی داره که گاهی فقط برامون ناامیدی میاره.نزارین غلبه ی حوادث زندگی شما رو از دوست داشتن و شادی و هیاهو دور کنه .قدر همدیگه رو بدونین !#فریما_محمودی #حال_عاشقونه#متن_ادبی#نویسنده#تجربه#امید#دوست_داشتن</description>
                <category>خدیجه(فریما)محمودی</category>
                <author>خدیجه(فریما)محمودی</author>
                <pubDate>Thu, 16 May 2024 23:28:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دیر می‌شود</title>
                <link>https://virgool.io/@farima228/%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-qstlqiimkqkl</link>
                <description>گاهی برای حرف های نزده و نشنیده ، اشک های نریخته ، بغض های فروخورده ، حتی برای دعواهای نگرفته ، دیر می شود .گاهی آنقدر دیر که حتی برای تاسف خوردن جایی نمی ماند . گاهی لازم است غیر از دیگران ، خودمان را‌متهم کنیم تا گرهی باز شود . همیشه دیگران مقصر نیستند و همیشه وقت نمی ماند.سراغ همدیگر را بگیرید.#فریما_محمودی #سفر_بی_بازگشت#رفتن#خداحافظی#مرگ#تنهایی#زندگی</description>
                <category>خدیجه(فریما)محمودی</category>
                <author>خدیجه(فریما)محمودی</author>
                <pubDate>Tue, 14 May 2024 22:01:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من ِ خوب</title>
                <link>https://virgool.io/@farima228/%D9%85%D9%86-%D9%90-%D8%AE%D9%88%D8%A8-bruvl82gezsm</link>
                <description>من ِ خوبمبا من برقص و قوی باشبگذار با هم از این مرحله ی سخت عبور کنیماز هر ویروس منحوسی که روح را خسته می کنداز فشارهای پی در پیمن ِ جانمقرار نیست همیشه تو در آغوش درد بخوابیو سد ناملایمات شویصبوری کن تا این روزهای پر طاعون و تباهی بگذرندباش تا اتفاقات خوب از راه برسندآفتاب بتابد و در آغوشش امید برویدمراقب خودت باش قوی تر از قبلکه همین راه عبور است و بس!!#فریما_محمودی #رقص#زندگی#خودت#متن_ادبی#نویسنده#ادبیات#عاشقی</description>
                <category>خدیجه(فریما)محمودی</category>
                <author>خدیجه(فریما)محمودی</author>
                <pubDate>Sat, 11 May 2024 08:31:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>احوالپرسی</title>
                <link>https://virgool.io/@farima228/%D8%A7%D8%AD%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%BE%D8%B1%D8%B3%DB%8C-nnushodrs4nt</link>
                <description>هر سال نزدیک سال نو که میشه جارو و دستمال بدست ، می‌ریم سراغ خونه تکونی . هدفمون اینه که گرد و خاک رو از خونه پاک کنیم و راه نفس کشیدن دوباره رو به خودمون بدیم . تمیز کردن خونه یه طرف و کمد خونه یه طرف ! واسه خودمون زمان میزاریم که دو ساعته از پسش برمیایم اما غافل از اینکه تو اون کمد دنیایی نهفته است که روزها ما رو مشغول می کنه!لابلای اوراق کتابهای درسی ، برگه های نقاشی ، شیشه های خالی عطر ، عکس های دسته جمعی و  نامه هایی که جای انگشت هایمان را با خود حمل می کنن !حجم خاطرات تلخ و شیرینی که تو این لوازم هست ، ما رو از فضای حاضر پرت می کنه به سالهای دور ، به جوانی ، به دورانی پر از شور و هیاهو و غافل میشیم از زمان . یه وقت به خودمون میاییم که روز گذشته ، هوا تاریک شده و هنوز دستمال گردگیری تو دستای ما تمیز ِ تمیز مونده !حتما شما هم این لحظات رو تجربه کردین می خوام بگم اگه این وسط یاد یکی افتادین که مدتی ازش غافل بودین ولی با یادش لبخند زدین حتما یه زمانی رو براش بزارین و تو سال نو به دیدنش بریدزندگی خیلی به ما زمان نمیده!#فریما_محمودی #متن_ادبی#نویسنده#شور#زمان#زندگی#دوست_داشتن#عشق</description>
                <category>خدیجه(فریما)محمودی</category>
                <author>خدیجه(فریما)محمودی</author>
                <pubDate>Thu, 18 Apr 2024 08:53:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قدر دل</title>
                <link>https://virgool.io/@farima228/%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%84-yjoxcdbf15x0</link>
                <description>به دلم فرصت می دهمدوباره یاد بگیرد به خودش اعتماد کندو منتظر اتفاق خارق العاده ای نباشدمنغیر از خودم کسی را ندارم که مرا بفهمددر کوره راه های سال های دوردلم بود که هوای مرا داشتبه من فرصت هر کاری را داداز گریستن های بی موقع تا درد دلهای منجر به دعواهر بار اجازه داد از درونم متولد شوم تا در برابر مشکلات بایستمحالاباز هم دست به دامن دلم میشومامتحانش را پس دادهفقط او از پس من بر می آید و لا غیر!!#فریما_محمودی #درد_دل#متن_ادبی#نوشتن#نویسندگی#عاشقی#دلدار#محبت</description>
                <category>خدیجه(فریما)محمودی</category>
                <author>خدیجه(فریما)محمودی</author>
                <pubDate>Tue, 02 Apr 2024 18:33:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قاب عکس</title>
                <link>https://virgool.io/@farima228/%D9%82%D8%A7%D8%A8-%D8%B9%DA%A9%D8%B3-bpqiyzq1dzb0</link>
                <description>تمام جریان سُکر آور من در چشم هایت نهفته است.من عکاس لحظه های ناب تواَم حتی در نبودن هایم برای دقیقه های سرخ چشمانت در امتداد دلجویی که نداشتی !خیاطی هستم که دقایق را به هم می دوزد با سر و ته نخ های پاره ی شادی هایی که در ارتباط با توست !شاعر نَفَس هایت که تعدادشان را در تمام سالها حفظ بوده ام !با چشم های بسته تو را کشیده ام چون نابینایی که حس لامسه اش دنیایی است برای خودش،خیلی زیباتر از نقاشی هایی با نامحدود رنگهای چشم نواز!دیوانه ی عاجزی هستم که جز سماع ِجنون راهی ندارد برای دفع زهر خندهای زندگی پر آزار !اشک می ریزم تا گرم شوم از دقایق عاشقی با تو در خلسه ای یک نفره و تو را با این خیال بارانی که در آغوش می گیرم سرشار رهایی می شوم از هر چه بیگانه ای که در حد فاصل ماست !من همیشه از بازار زندگی دست خالی برگشته ام چون فروشنده ی احساساتم نبودم !من سال هاست عاشق این ارتباط با توام !سال ها !!#فریما_محمودی #قاب_عکس#گفتگو#تنهایی#پرواز_روح#متن_ادبی#نوشتن</description>
                <category>خدیجه(فریما)محمودی</category>
                <author>خدیجه(فریما)محمودی</author>
                <pubDate>Mon, 01 Apr 2024 09:10:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زنانگی</title>
                <link>https://virgool.io/@farima228/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C-uhlxhtdla55i</link>
                <description>یگانه باشحتی در رنج هایی که با خود حمل می کنیخودت را به رُخ عرش بیاوربگذار سرآمد کائنات شویبگذار سَر ِ زندگی در برابرت خم شودآنوقتچون عطر وسوسه انگیز زنی بر روی بال باد خواهی شد!!!#فریما_محمودی #زن#زنانگی#عطر#رایحه_زندگی#زندگی#متن_ادبی#شعر#نویسنده</description>
                <category>خدیجه(فریما)محمودی</category>
                <author>خدیجه(فریما)محمودی</author>
                <pubDate>Sun, 31 Mar 2024 22:25:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نوروز باستانی</title>
                <link>https://virgool.io/@farima228/%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-c0dkn7duq6rc</link>
                <description>دلم می‌خواد این روزها چند سال برگردن عقب.اون سالهایی که انتظار رسیدن عید خیلی خیلی لذت بخش و شیرین بود . قبل از سال تحویل پشت در اتاق پذیرایی به صف از کوچک به بزرگ می ایستادیم و پدرم بچه ی کوچکتر رو بغل می‌کرد تا شگون سال نو باشه .وقتی توپ می زدن و سال تحویل میشد می‌رفتیم تو اتاق پذیرایی جایی که سفره ی هفت سین پهن بود.بعد دهنمون‌رو شیرین می کردیم و عیدی هامون رو می‌گرفتیم و با ذوق و شوق منتظراومدن مهمون می‌شدیم . کل روز لباس تر و تمیز نو و مخصوص عید تنمون بود .اون روزا سفره ی هفت سین برکت داشت روی زمین پهن بود.میشد دورش نشست ، گپ زد و تنقلات خورد.میشد با افراد خانواده چشم تو چشم شد. میشد حرارت مهرشون رو بغل کرد.اون روزا همه مهمونا از سفره هفت سین سهم داشتند . هر کسی وارد اتاق میشد کنار سفره می نشست و خودش از خودش پذیرایی می کرد .تعارف معنایی نداشت.صمیمیت کنار سفره حضور داشت.حالا اما اینقدر میز های هفت سین تجملاتی و دور از دسترس شده که تمام صفات قدیمیش رو از دست داده. جایی برای نشستن کنارش نیست و نمیشه اون مهر و محبت رو ذخیره کرد . لذت ِخوردن تنقلات هم تجملاتی شده !! شکل ظروف هفت سین ، میز هفت سین ( دیگه سفره ای نیست )  و وسایلش حتی که گاهی مصنوعی است همه و همه منشا تجمل و چشم هم چشمی است تا اصالت آن . چقدر این سالها نیازمند شوق و ذوق عید شده ایم و به آن نمی رسیم.حتی ذوق پایانش هم طبیعی نیست چون اون روزا هر چیزی وقت مشخصی داشت و هیجان شروع و پایانش لذت بخش بود .گاهی حضور مهمان رو تحمل نمی کنیم . گاهی همه رو دور می زنیم تا کسی رو نبینیم و گاهی خودمون رو تحمیل می کنیم . شبا تا نیمه بیداریم و روزا می خوابیم . کسی نمیتونه حتی با تلفن خبرمون رو بگیره تا جایی که نیمی از روز از عید حذف شده . حوصله ی دیدن فامیل رو حتی برای یکبار دیدن در سال از دست داده ایم . این روزا حتی حوصله ی لباس مرتب پوشیدن رو هم نداریم . وقتی یکی میخواد بیاد با غرولند لباس عوض می کنیم.... خلاصه این روزا وقتی بعد از عید از ما می پرسن تعطیلات خودتون رو چگونه گذراندین حرف خوشایندی برای گفتن نداریم.این عید و این روزگار اصلا خوشایند نیست. به کارمون نمیاد.خدا کنه اون روزا برگرده.#فریما_محمودی #نوروز_باستانی#عید#جشن#دلخوشی#دید_و_بازدید#تعطیلات</description>
                <category>خدیجه(فریما)محمودی</category>
                <author>خدیجه(فریما)محمودی</author>
                <pubDate>Sat, 30 Mar 2024 23:02:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همتراز</title>
                <link>https://virgool.io/@farima228/%D9%87%D9%85%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B2-gztis3rlvl7h</link>
                <description>آمده بودی تا خودی نشان بدهیکه بگویی کسی را همتراز خود پیدا کردیکه به رخ بیاوری خیلی‌های دیگر هم خاطرت را می‌خواهندآمده بودی تا خوش بگذرانی جلوی چشم کسانی کهتا الان شانه‌ی دردهایت بودندآمده بودی تا خط بکشی روی خاطرات قبل و خودت را برای یک فرکانس جدید آماده کنیجلوی چشم بودی ولی تحت اختیار خاطرخواه  ِ نوو زدی و شکستی طوری که تکه‌ها قابل بند زدن نباشدکه راهی برای ماندن نداشته باشدپازل بازی را طوری چیدی که با چند حرکت ، کیش و مات را هدیه بدهیو رفتی با لبخندی بر لب که هزار جمله در پس آن بود و خاطره هایی خوش که برایت خلق شده بود !!#فریما_محمودی#متن_ادبی#نویسنده#خاطره#خیانت#دروغ#شکستن#دل</description>
                <category>خدیجه(فریما)محمودی</category>
                <author>خدیجه(فریما)محمودی</author>
                <pubDate>Sat, 30 Mar 2024 14:39:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زندگی شاد</title>
                <link>https://virgool.io/@farima228/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B4%D8%A7%D8%AF-ncmhcuxgcozu</link>
                <description>هیچ چیز سر جایش نیستخوب که فکر می کنم رفتارشناسی ما دچار هرج و مرج شده بطوریکه انسانیت را زیر سوال برده است.ارتباط با یکدیگر را بلد نیستیم.از نسل های قبل بیش از حد فاصله ی منفی گرفته ایم که این به روابطمان ضربه زده است.تنها شده ایم .وقتی موجودیت کسی را زیر سوال می بریم در حقیقت او را می کُشیم و دیگر نباید انتظارات معقول از او  داشته باشیم . انسان ِ تنها زیر آوار تنهایی هایش نشسته و به دایره ای فکر می کند که نام زندگی بخود گرفته در حالیکه او را دور خود می چرخانَد.تردید می کند از ادامه دادن و در جا می زند.عاشق نمی شود . دوست نمی دارد. روحیه اش می میرد.دیگر نمی تواند کسی را درک کند و بی دلیل دست از احساساتش می شوید.آن وقت یادمان می آید کسی هم در حوالی ما بود که نفس می کشید و بدون چشمداشتی دوستمان داشت و حالا دیگر نیست .چه دنیای وارونه ای ساخته ایم .بدون اینکه بدانیم و بفهمیم او را از خود دور کرده ایم .ما فقط توقع فهمیدن همدیگر را داریم!! دوست داشتنمان را مثل حلقه کمند بر گردن دیگران می اندازیم و مدام تنگ ترش می کنیم تا او را نزدیکتر به خود داشته باشیم غافل از اینکه آزارش می دهیم و دلش را می شکنیم. اشک هایی که روی زمین می ریزند را با کف کفشمان پاک می کنیم و بی احساس رد می شویم.این دوست داشتن مرا می ترساند .از عاشق شدن بدم می آید.حتی از اینکه دوست داشته شوم !بیایید برای رسیدن به خودمان ، دستانمان را به هم بدهیم و سعی در ساختن لحظات خوشی باشیم.هر کسی را همانطور که هست دوست بداریم .دوست داشتنی هایش را کشف کنیم.برای نگه داشتنش زور نگوئیم. مشکل را با خودارزیابی حل کنیم .دنیا خیلی کوتاه است و نمی ارزد که لحظه هایمان را برایش خراب کنیم.شاد باشیم و شادی بیافرینیم و از بودنمان در کنار هم لذت ببریم.#فریما_محمودی#روابط_انسانی#لذت_زندگی#نوشتن#ادبیات#خودارزیابی#زندگی#شادی</description>
                <category>خدیجه(فریما)محمودی</category>
                <author>خدیجه(فریما)محمودی</author>
                <pubDate>Tue, 12 Mar 2024 09:02:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چراغ خاموش</title>
                <link>https://virgool.io/@farima228/%DA%86%D8%B1%D8%A7%D8%BA-%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4-bmrwupj3saqs</link>
                <description>گاهی رنج می‌کشی اما در نگاه اطرافیانت مهم نیست!گاهی نیازمندی به توجه ، به فهمیدن ، به حرف زدن ، اما باز هم در نگاه اطرافیانت احساس تو مهم نیست!گاهی از بردباری و سکوت راضی نیستی اما فهمیده نمی‌شوی!گاهی حلقه تنهاییت اجازه نفس کشیدن به تو نمی‌دهد ، می‌بینند و لبخند زنان رد می‌شوند تا در احساس خفقانت بمیریواینگونه تو را به خودت واگذار می‌کنند!آن وقت است که باید دنبال راه برون رفت باشییعنی بگذاری و بروی!این رفتن و تنهایی خیلی خیلی لذت بخش استمی‌ارزد به التماس ، به ترحم ، به توجه گذرای بی مسئولیت!نترس!چراغ خاموش در سکوتی ارزشمند راهت را بگیر و برو !#فریما_محمودی #متن_ادبی#تنهایی#رفتن#چراغ_خاموش#سکوت#خودباوری</description>
                <category>خدیجه(فریما)محمودی</category>
                <author>خدیجه(فریما)محمودی</author>
                <pubDate>Fri, 01 Mar 2024 11:08:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بالانس</title>
                <link>https://virgool.io/@farima228/%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%B3-yc9pndv9ekq4</link>
                <description>دو طرف زندگیتون رو بالانس کنیندو طرف غم و شادی رو میگمنزارین یکی به اون یکی دیگه بچربهاگه سنگینی یکی از دستتون در بره حالت وانفسایی بوجود میاد که دیگه نمی تونین ازش خلاص بشینشاید این روزا غم بیشتره ولی منظورم اینه که بیاییم راه فرار از غم رو تمرین کنیم . نمونیم تو حال و هواش . دورش کنیم . به هر شکلی که شده نزاریم وزنه‌ی غم سنگین تر باشهبه زبون امروزی بزنیم دهنش رو سرویس کنیم😄خلاصه که دوستتون دارم همراهان همیشگیو امیدوارم شادی قرین لحظه لحظه هاتون باشه❤❤💐💐#فریما_محمودی#رابطه#بالانس#متن_ادبی#نویسنده#رابطه_درست#زندگی_خوب</description>
                <category>خدیجه(فریما)محمودی</category>
                <author>خدیجه(فریما)محمودی</author>
                <pubDate>Thu, 29 Feb 2024 22:40:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زن و رنج</title>
                <link>https://virgool.io/@farima228/%D8%B2%D9%86-%D9%88-%D8%B1%D9%86%D8%AC-or3ppkhdzsrk</link>
                <description>‍ زن و رنجدو هماورد همپای دیرینه از اول خلقت تا الان! وقتی در آغوش رنج می خوابی و بیدار میشی هیچوقت نمی تونی اونو انکار کنی،از طرفی نمی تونی اونو از زندگیت حذف کنی.هر روز یک تکه ی جدید در تو شکل میگیره و در تو می مونه و گاهی حتی برایش درد دل هم می کنی.رنج چیزیه که بااینکه در جوارش هستی باز هم میگی خوبم ! خوب نیستی ولی رنج به تو یاد میده روی پات بایستی و درونت رو پنهان کنی و ضعف رو از یاد ببری . تو زنی و رنج بخشی از توست در این روزگاری که جنس دوم می نامندت و می کوشند تا هر جایی اثرت رو از بین ببرن یا کمرنگ کنند! اما تو رنج رو بکار می گیری .در مواقع سخت از او مثل یک فرد استفاده می کنی با او حرف می زنی ،درد دل می کنی، راهکار می گیری و مهمتر از همه او را می پذیری اما از میانه ی آن سربلند بیرون می آیی.رنج همراه خوبی برای تاریکی شبهای تنهاییه وقتی کسی نیست و تو مجبوری ادای آدمهای جنگجو و موفق رو دربیاری، وقتی نمیخوای شکست رو تجربه کنی،وقتی نمیخواهی ناراحتیت رو بفهمن،وقتی نمی خوای نبودن آغوش گرم همدلی رو به رخ خودت بیاری.انگار ما زنها خلق شدیم همه ی عمرمون بیشتر از هر کسی بفهمیم چه کسی هستیم و خودمون رو بیشتر از همه دوست داشته باشیم!ما همیشه زخم خورده به قله رسیده ایم اما رسیده ایم بی آنکه در سیاهی بمانیم !!به زن بودنمان افتخار می کنیم🌺🌻🌼#فریما_محمودی#زن#رنج#تنهایی#مقاومت#عبور#متن_ادبی#زندگی#صبور</description>
                <category>خدیجه(فریما)محمودی</category>
                <author>خدیجه(فریما)محمودی</author>
                <pubDate>Thu, 15 Feb 2024 09:44:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یه روز دیگه</title>
                <link>https://virgool.io/@farima228/%DB%8C%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D9%87-pd4ffbgsif6f</link>
                <description>یه روز دیگه شروع شد !دست روی دست نگذار !بلند شو و ببین که خورشید از پس ابرها واسه تو لبخند می زنه !برقص و جوانی کن و‌تیرگی ها را کنار بزنمثل پروانه عاشق باش و خودت را گره بزن به نسیم روی سر ِدشت و بوسه بزن بر صورت گُلایی که خودشون رو برای در آغوش کشیدنت کش می آرن تا عطرشان را بپراکنی که این خود عشقه. گاهی تنها راه ادامه دادن اینه که در عین تلخی دلت بخندی و شادی رو تمرین کنی.قانون زندگی عوض شده عزیزم کسی غیر از خودت نمی تونه سنگ محک تو باشه اینجاست که باید با خودت رفیق باشی تا بتونی رها بشی.تو میتونی یه مثل یه پیچک تا عرش بری اگه روی لبت لبخند باشه.بخند عزیزم !زندگی کن !#فریما_محمودی #یه_روز_دیگه#لذت#زندکی#موفقیت#متن_ادبی#نوشتن#ادبیات</description>
                <category>خدیجه(فریما)محمودی</category>
                <author>خدیجه(فریما)محمودی</author>
                <pubDate>Wed, 14 Feb 2024 08:15:50 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>