<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های فرجاد پورمحمد Farjad Pourmohammad</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@farjadp</link>
        <description>من فرجاد پورمحمد ، متولد آبان ماه سال 1365 هستم. علاقه ی عجیبی به تکنولوژی دارم و همیشه سعی می کنم اطلاعاتم رو به روز نگه دارم و این اطلاعات را با بقیه به اشتراک بذارم. عاشق رشته انسان شناسی هم هستم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-28 20:05:34</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/43081/avatar/cNYwLI.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>فرجاد پورمحمد Farjad Pourmohammad</title>
            <link>https://virgool.io/@farjadp</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نسل‌های اکوسیستم استارتاپ ایران؛ روایتی از چهار موج اصلی</title>
                <link>https://virgool.io/@farjadp/%D9%86%D8%B3%D9%84-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DA%A9%D9%88%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%AC-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-xwzvh8p2hmfe</link>
                <description>اکوسیستم استارتاپ ایران در کمتر از دو دهه مسیر پر فراز و نشیبی را طی کرده است؛ مسیری که ترکیبی از جسارت فردی، آزمون و خطا، حمایت مقطعی سرمایه‌گذاران، فشارهای قانونی و البته خلاقیت نسل‌های مختلف فاندرها بوده است. اگر به عقب نگاه کنیم، می‌توانیم این مسیر را به چند نسل تقسیم کنیم؛ هر نسلی با داستان‌ها، قهرمانان و شکست‌های خاص خودش. درست مثل موسیقی رپ ایران که طرفدارها آن را به نسل‌های اول تا چهارم تقسیم می‌کنند، اکوسیستم استارتاپ ایران هم اکنون می‌تواند نسل‌های خودش را تعریف کند.🟢 نسل اول: پیشگامان (۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲)نسل اول شبیه دوران پیشاتاریخ استارتاپ در ایران بود. هیچ زیرساختی وجود نداشت، اینترنت کند و محدود بود و اصطلاحاتی مثل VC یا شتاب‌دهنده برای اکثر مردم ناشناخته. فاندرهای این نسل با غریزه و جسارت شخصی جلو رفتند، نه با نقشه‌ی از پیش آماده.ویژگی‌هابازار ناآشنا: کاربران هنوز به خرید اینترنتی اعتماد نداشتند.بدون سرمایه‌گذار رسمی: بیشتر سرمایه شخصی یا دوستان و خانواده بود.تمرکز روی مدل‌های ساده: فروشگاه اینترنتی، محتوای دیجیتال، پلتفرم دانلود.نمونه‌هادیجی‌کالا: برادران محمدی با فروش دوربین دیجیتال شروع کردند و به مرور اعتماد عمومی را ساختند.کافه‌بازار: با رشد اندروید در ایران، آرمندهی‌ها بازاری بومی برای اپلیکیشن‌ها ایجاد کردند.نت‌برگ و تخفیفان: تجربه‌ی خرید گروهی را آوردند.بیپ‌تونز: اولین تلاش جدی برای فروش موسیقی دیجیتال.تأثیراین نسل همان کاری را کرد که در موسیقی به آن «پایه‌گذاری سبک» می‌گویند. اگر این اعتماد اولیه ساخته نمی‌شد، هیچ‌کدام از نسل‌های بعدی شانسی برای رشد نداشتند.🟠 نسل دوم: موج انفجار و ورود سرمایه‌گذاران (۱۳۹۲ تا ۱۳۹۶)با ورود اینترنت موبایل پرسرعت و رشد اسمارت‌فون‌ها، شرایط به یکباره تغییر کرد. هم‌زمان اولین صندوق‌های VC، شتاب‌دهنده‌ها و مراکز نوآوری شکل گرفتند. اصطلاح «استارتاپ» در رسانه‌ها جا افتاد و نسل دوم وارد میدان شد.ویژگی‌هاحمایت سرمایه‌گذاران: سرآوا، آواتک، شزان.بازارهای بزرگ و عمومی: تاکسی آنلاین، فروشگاه، آگهی.رقابت شدید: برای اولین بار مفهومی به نام «اسکیل» و «هایپ رشد» وارد فرهنگ استارتاپی شد.نمونه‌هااسنپ: با حمایت MTN و سرآوا، حمل‌ونقل شهری را متحول کرد.تپسی: رقیب اسنپ با مدل بومی‌تر.دیوار و شیپور: بازار خرید و فروش دست‌دوم.علی‌بابا: پرواز و سفر آنلاین.بامیلو: نسخه ایرانی آمازون با حمایت Rocket Internet.مامان‌پز: یک نمونه از استارتاپ‌های خلاق خانگی.تأثیرنسل دوم همان چیزی بود که در ادبیات استارتاپی «explosion stage» نامیده می‌شود. کاربران ایرانی برای اولین بار تجربه‌ی واقعی از سرویس‌های مقیاس‌پذیر و روزمره داشتند. از طرف دیگر، بسیاری از مشکلات سرمایه‌گذاری و وابستگی شدید به منابع مالی خاص هم در همین دوره نمایان شد.🔵 نسل سوم: تخصصی‌سازی، فین‌تک و چالش رگولاتوری (۱۳۹۶ تا ۱۴۰۰)نسل سوم زمانی وارد شد که دیگر استارتاپ یک کلمه‌ی مد نبود، بلکه بخشی از اقتصاد دیجیتال ایران شده بود. ولی هم‌زمان فشارهای قانونی، تحریم‌ها و محدودیت‌ها خودش را نشان داد. فاندرهای این نسل حرفه‌ای‌تر بودند و در حوزه‌های تخصصی‌تر دست به کار شدند.ویژگی‌هاتمرکز روی B2B و SaaS: ورود به نرم‌افزارهای سازمانی، ابزارهای ابری.انفجار فین‌تک: استارتاپ‌های پرداخت، کیف پول و لایه‌های بانکی.محدودیت‌های قانونی: فیلترینگ، قوانین بانک مرکزی، فشارهای سیاسی.نمونه‌هازرین‌پال: اولین شرکت جدی پرداخت آنلاین.پی‌پینگ: خدمات انتقال پول.باسلام: پلتفرم اجتماعی خرید از تولیدکنندگان محلی.بلد: جایگزین داخلی گوگل‌مپ.کرفس: اپلیکیشن سلامت و رژیم.آچاره: خدمات در محل.تأثیرنسل سوم نقطه‌ای بود که استارتاپ‌ها برای اولین بار با واقعیت سیستم روبه‌رو شدند: قوانین، رگولاتوری، فشار تحریم و محدودیت‌های پرداخت. بسیاری از استارتاپ‌ها شکست خوردند، اما همان شکست‌ها باعث شکل‌گیری تجربه و بلوغ در اکوسیستم شد.🟣 نسل چهارم: جهانی‌ها و دیپ‌تک (۱۴۰۰ تا امروز)نسل چهارم بیش از هر چیز به خاطر پراکندگی جغرافیایی و جهانی‌بودن شناخته می‌شود. بسیاری از فاندرها به دلیل محدودیت‌های داخلی، تمرکز خود را روی بازارهای خارجی گذاشتند. حوزه‌های فناوری هم تغییر کرد: از marketplace به سمت AI، healthtech، cleantech و agri-tech.ویژگی‌هاپراکندگی جغرافیایی: بسیاری از فاندرها در کانادا، اروپا، ترکیه و امارات.فناوری‌های پیشرفته: تمرکز روی AI، VR، بلاک‌چین، بیوتک.بازارهای بین‌المللی: هدف اصلی جذب سرمایه خارجی و حضور در برنامه‌های جهانی.نمونه‌هاTapsell: تبلیغات دیجیتال با بازار منطقه‌ای.Medrick Games: بازی‌سازی با حضور جهانی.تیم‌های AI health مثل AI Cardia یا IMEDICA.استارتاپ‌های cleantech و agri-tech مثل Rootopia یا Aqualinity.تأثیراین نسل با وجود پراکندگی و چالش‌ها، نگاه اکوسیستم ایران را تغییر داده: بازار ایران تنها مقصد نیست، بلکه سکوی پرتاب است.جمع‌بندی؛ چرا نسل‌بندی مهم است؟تقسیم استارتاپ‌ها به نسل‌ها صرفاً بازی با کلمات نیست. این کار سه فایده بزرگ دارد:هویت جمعی می‌سازد: هر فاندر می‌تواند خودش را به نسلی نسبت دهد.درک تاریخی می‌دهد: می‌فهمیم چه چیزهایی جواب داده و چه چیزهایی شکست خورده.الهام برای آینده می‌آورد: نسل چهارم می‌تواند درس‌های نسل‌های قبل را ببینند و اشتباهاتشان را تکرار نکنند.اکوسیستم استارتاپ ایران امروز در مرحله‌ای قرار دارد که به شدت به روایت، دسته‌بندی و داستان‌سازی نیاز دارد. درست مثل موسیقی رپ که با «نسل‌ها» توانست تاریخچه‌اش را ماندگار کند، فاندرها هم می‌توانند با این دسته‌بندی حس تعلق، افتخار و حتی رقابت سالم بین خودشان ایجاد کنند.</description>
                <category>فرجاد پورمحمد Farjad Pourmohammad</category>
                <author>فرجاد پورمحمد Farjad Pourmohammad</author>
                <pubDate>Sun, 31 Aug 2025 20:41:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انتقال یک تجربه از جنس متفاوت</title>
                <link>https://virgool.io/@farjadp/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D9%84-%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%86%D8%B3-%D9%85%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-sasr212k9zyw</link>
                <description>جنس این نوشته بیشتر دلنوشته هست. معمولا هر از چندگاهی یک نوشته رو جایی منتشر میکنم و بعد از یکی دو سال بهش مراجعه میکنم و شرایط رو با اون زمان میسنجم. اینکه چی بود و چطور پیش رفتم و چه اشتباهاتی مرتکب شدم و باد چه کاری انجام بدم. شاید برای خیلی ها جذاب نباشه و شاید برای چند نفر شرایط مشابه وجود داشته باشه . اما بیشتر برای دل خودم دارم منتشر میکنم و مخاطب اول این نوشته خودم هستم. البته امیدوارم که این محتوا برای دیگران هم مفید باشه. بگذریم، تو این چند وقت چند نکته ی خیلی مهم رو یادگرفتم و دوست دارم با شما در میون بذارم.حدود سه هفته هست که درگیر مسائل پیچیده ای شدم. به نحوی که بهترین خبرهایی که ممکنه برای یه استارتاپ یا یه کارآفرین هیجان انگیز باشه حتی بهش فکر هم نکردم. حتی همینکه نمیتونم درست واژگان رو کنار هم قرار بدم تا منظورم رو برسونم نشون دهنده ی ذهن به شدت پراکنده ی من هست. ذهنی که سه هفته ی پرتلاطم رو داشته.بیاید یه نگاه به اتفاقات خوب این سه هفته بندازیمبدون مشکل وارد خاک کانادا شدم و ویزای سه ساله ورک پرمیت گرفتمیک روزه کریدیت گرفتم جوری که خیلی ها باورشون نشدهمه ی تیم های استارتاپی که منتور بودم، بدون مشکل توی اینکیوباتورها پذیرش شدنبرای چهار تا از تیم ها دقیقه ی نود سرمایه گذار پیدا شدروزی حداقل سه میتینگ با افراد به شدت عجیب و اندیشمند داشتم که هر کدومشون کوهی تجربه بودن و هستن و اسم هرکدومشون اعتباری برای اکوسیستم استارتاپ هستبه همراه چند مورد دیگه که همش توی یه هفته اتفاق افتادهفته ی دوم در عین ناباوری فایل نامبر اقامت دائم برامون صادر شدپیشنهاد همکاری از دو سازمان سرمایه گذار کانادایی برام اومدیکی از بزرگترین افراد اکوسیستم استارتاپی ایران و کانادا بهم ایمیل زد و درخواست جلسه برای همکاری دادیکی از بزرگترین اسامی دنیا بهم ایمیل زد و درخواست میتینگ کرددو اینکیوباتور خیلی خوب ازمون درخواست میتینگ کردنتوی شروع هفته ی سوم اتفاق جذاب تری داشتیم، قبول شدن برای اینکیوباتور شدن در کاناداخب همونطور که میبینید کلی اتفاق جذاب داشتیم. اماالان که دارم این متن رو مینویسم در عین ناباوری هنوز وقت نکردم به هیچ کدوم از این درخواست ها ایمیل بزنم و بگم یک هفته بهم زمان بدیدهنوز وقت نکردم بگم توی بدبختی ای گیر کردم و این پاسخ ندادن من از روی بی ادبی نیست از روی بیچارگیمهاونایی که منو میشناسن میدونن اصلا و ابدا اهل چسناله نیستم ولی وقتی این همه خبر هیجان انگیز داری و نمیتونی بهشون توجه کنی، واقعا یه جای کار میلنگه. اینکه کجا هنوز دارم بهش فکر میکنم و نمیدونم چه نتیجهو امروزمثل روزهای قبل با مشکلات بیدار شدم و وقت نکردم صبحانه بخورم از اول صبح با مشکلات داشتم دست وپنجه نرم میکردم.ولی آخر سر یه میتینگ داشتم که انتظار دعوا و مشکلات بیشتر رو از اون میتینگ داشتم. اما برام شروعی دوباره شد و با شخصی که میتینگ داشتم به شدت برام پربار بود. حرف خاصی رد و بدل نشد. بخش قابل توجهی از حرف ها جنبه ی دلخوری و درد و دل داشتاما برداشت من در نهایت چند درس بودنکته ی اول : عدم ارتباطیاد گرفتم که بزرگترین چالش ما در بیان و کمبود ارتباطات هست. چیزی که یکی از دوستان به اسم امین بشیری ، بهش میگه Lack of Communication اینو آویزون گوشم میکنم. یعنی چی؟ یعنی وقتی با هم صحبت نمیکنیم یا درست صحبت نمیکنیم کلی سوتفاهم پیش میاد. وقتی که از روی حس غرور، شرم، ترس ، ... یا هرچیزی دیگه ای به جای اینکه مستقیم و بدون پرده صحبت کنیم میایم و صحبت نکردن رو جایگزین میکنیم اتفاق بدتری میفته. این داستان عدم ارتباط خیلی برای تو این چند وقت ملموس شده بود.نکته دوم : حسن نیتنکته ی بعدی رو سالها یاد گرفته بودم اما هیچ وقت با پوست و استخون حس نکرده بودم. امیتاز این حرف برای پدرم هست:  آدمها با حسن نیتشون جاده ی جهنم رو برات هموار میکنن. باید حواست باشه. یعنی چی؟ دیدی پدر و مادرها خیلی نگران فرزندانشون هستن و بعضی مواقع به جای اینکه مراقبشون باشن ، یه سری چیزها رو خراب میکنن؟ این دقیقا همین موضوعه. بعضی از مواقع ما از روی حسن نیت و اینکه میخوایم یه چیزی رو درست کنیم میزنیم یه چیزی رو بدتر خراب میکنیم. آیا آدم بدی هستیم؟ آیا از روی قصد تخریب کردیم؟ آیا تنگ نظریم؟ آیا شیطان صفتیم؟ قطعا جواب این ها خیر هست و جواب توی همون جمله ی بالاست. ما با حسن نیتمون ممکنه باعث خرابی بشیم. حواسمون رو جمع کنیم.نکته ی سوم : روابط انسانیاینه که هرکس رو در حد خودش دوست داشته باشم و باهاش رابطه داشته باشم. مهم نیست مادرم باشه، همسرم باشه یا دخترم یا نزدیک ترین شریکمقرار نیست کسی که تنها عشق دنیاست حتما توی رابطه ی کاری هم باهات شریک باشه. هر آدمی باید در یک سطح مشخص قرار بگیره. شاید اسم دیگش بشه حریم. اما من متوجه شدم که آدم ها در چندین طبقه برای من قرار دارن. البته برای من روابط سطح دارن. مثل یه ساختمون. ادم های متفاوت برام توی طبقات متفاوت هستن. قطعا همسر ، مادر، پدر و فرزندم در یک طبقه هستن ولی تو این طبقه شریک کاریم قرار نداره. آیا به این معنی است که به شریکم اعتماد ندارم؟ یا به همسرم اعتماد ندارم؟ به نظرم انسان ها میتونن دارای شرایط متفاوت برای این دسته بندی داشته باشن. برای من اینجوریهTrainability یا آموزش پذیری : که خب ازونجایی که تیم های متفاوت دارم برام مهمه که همه ی ادم ها در پوزیشن های شغلیشون دنبال رشد و توسعه فردی باشن. حالا یکی مثل همسر یا مادر یا پدرم که خارج از این مبحث کار هستن چطور؟ یا آدم های دیگه که رابطه ی کاری دارم. باز هم همین موضوع هست. یعنی دنبال یاد گرفتن و یاد دادن هستن. البته مساله ی سن هم اینجا مطرح هست برام که هرچقدر سن میره بالا این میزانش میاد پایین و اینجوری میتونم توی این ایندکس یا شاخصه تعادل ایجاد کنم.Availability یا شاخص در دسترس بودن : یکی مثل پوریا خیری برای من از دسترس پذیر ترین آدم هاست. و این جزو شاخصه های مهم زندگیم محسوب میشه. این شاخص رو به خانوادم نمیتونم بدم چون به صورت پیش فرض تمامی پدر مادرها و پارتنر زندگی همیشه در دسترس هستن و اینکه بخوام این عزیزان رو با این شاخص بسنجم توهین به این روابط محسوب میشه. پس این شاخص برای افرادی غیر از این سه دسته ( پدر، مادر و همسر ) هست. کسی که در سریعترین زمان ممکنه توی شرایط بحرانی بهش زنگ میزنید چه شخصی/اشخاص هست؟ اگر ساعت دو شب تصادف کردم اول به کی زنگ میزنم؟ اگر قتل کردم چطور؟Reliability یا اتکا پذیری : این یکی از شاخصه هایی هست که بیشتر توی کار برای من معنا پیدا میکنه و ممکنه برای شما در جاهای دیگه هم معنا داشته باشه. به این معنی که کلید خونه رو میتونم به پوریا بدم اما نمیتونم رو حفش حساب کنم که دقیقا راس ساعت ۶ بره خونه رو باز کنه و گل ها رو آب بده! ولی پسرعموم کیارش دقیقا هر دو عنصر رو داره، یعنی بهش بگم کیارش ساعت ۶ برو و به گل ها آب بده، غیر ممکنه ساعت بشه ۶ و یک دقیقه! توی کار همیشه یکسری افراد هستن که میتونید بهشون اعتماد کنید که کارتون رو دقیق و به صورت صد در صد درست انجام میدن ولی آیا به این افراد میتونید اعتماد بکنید و کلید منزلتون رو بهشون بدید؟ خوشبختانه ادم هایی که همکار هستیم همه از همین جنس هستن یعنی هم اعتماد پذیر هستن و هم اتکا پذیرSecurity, Safety یا اعتمادپذیری و ایمنی در رابطه : تو همین چند خط بالا تقریبا توضیح دادم. هم پوریا و هم کیارش برای من از دو هزار درصد اعتماد پذیری برخوردار هستن و خوب دقیقا شبیه شاخصه ی در دسترس بودن در خصوص پدر، مادر و همسر صدق نمیکنه. واسه من اتکا پذیری و اعتماد پذیری تو یه سطح هستن. یعنی ترجیح میدم با آدم هایی کار کنم و در رفت و آمد باشم که از حداقل های این دو شاخصه برخوردار باشن. اما بعضی مواقع و به صورت موقت پیش میاد که باید به یک سری آدم اعتماد کنم. مثلا قراره خونه بخرم! من شاید هر ۴۰ سال یکبار این کار رو انجام بدم و نیازی نداشته باشم با بنگاهی رفاقت دوهزار ساله داشته باشم. یا مثلا ممکنه بخوام خونه رو اجاره بدم و از شهر برم.  کافیه برم سر کوچه و اولین بنگاه مراجعه کنم و کلید خونه رو بهش بدم و بگم این خونه رو لطفا اجاره بدید! این اعتماد و کلید دادن آیا به این معناست که به بنگاهی سر کوچه دقیقا مثل کیارش و پوریا بهش اعتماد دارم؟ این نوع اعتماد پذیری سمت من هم هست. یعنی توی کار دقیقا باید کاری کنم که در اولین برخورد حداقل های اعتماد و امنیت رو به طرف مقابل بدم. وقتی این سطح شکل بگیره بقیه ی موارد رو میشه خیلی سریع بهش رسید. شاید بزرگترین مشکلی که دقیقا همین صنف املاک داره همینه که در برخورد اول نمیتونه برای شما اعتماد و ایمنی رابطه رو حتی کمتر از ده درصد ایجاد بکنه.هرکی در یک سطح از زندگیت هست و دلیل نمیشه این سطوح رو جابجا کنی. یکی خیلی دوست خوبی هست و توی رفاقت همه کاری میکنه ولی کافیه باهاش کسب و کار راه بندازی، اونوقت میفهمی چقدر میتونی از این آدم متنفر بشی. کلیت حرفم اینه چون تنها عشق واقعی دنیا ، عشق مادر به فرزند هست، دلیل نمیشه که مادر بهترین شریک کاری باشه و تضمینی رشد کنی. یا همسر به عنوان شریک واقعی زندگی قطعا بیشترین نگرانی رو بابت پیشرفت کاری و زندگی داره اما دلیل نمیشه حتما بهترین شریک کاری باشه. البته همه ی این حرف ها قطعی نیست و میشه کلی مثال نقض هم آورد.نکته چهارم : هزینه ی تاخیرامروز اتفاقی برام افتاد که برایند موارد قبل تر بود و وقتی از بیرون به درون نگاه کردم متوجه شدم اصلا نباید کاری میکردم و اشتباها کاری را شتابزده انجام دادم و باعث اتفاق ناگواری شد. و این سوال برام به وجود اومد که اگر کاری انجام نمیدادم چی میشد؟ داستان هزینه تاخیر هم همینه. کلا هزینه تاخیر یه مفهومی برای اینه که نشون بدیم تاثیر گذاری زمان در نتایج چقدر مهمه. بیاید با یه مثال پیش بریم :به عنوان مثال من نقاش ساختمون هستم و شما به من میگید تو این هشت ساعت این اتاق ۱۲ متر رو رنگ کن و بهت یک میلیون تومن میدم. منم میگم آخ جون. اگر نتونم توی هشت ساعت کل اتاق رو - به هر علتی - رنگ کنم قطعا شما کمتر از اون مبلغ با من تسویه میکنید. یعنی من دارم برای اون تاخیر هزینه پرداخت میکنم و شما برای اون تاخیر هزینه پرداخت نمکنید!هزینه تاخیر به نوعی تصمیم تاکتیکی است برای اولویت بندی تصمیم ها. اینکه من تو اون هشت ساعت میتونستم به جای اینکه پنج بار چایی بخورم و سه بار برم دستشویی میتونستم یکبار چایی بخورم و کار رو سریعتر پیش ببرم.به بیان آکادمیک ، هزینه تاخیر یا Cost of Delay  تاکتیکی است که به برقراری ارتباط و اولویت بندی تصمیمات توسعه با محاسبه تأثیر زمان بر خلق و جذب ارزش کمک می کند.هزینه تاخیر دارای واحدهای $/زمان است. هزینه تاخیر ایجاد شده (در نتیجه یک تاخیر) با ادغام هزینه تاخیر در یک دوره زمانی خاص بدست می آید.آخ که چقدر این روز ها اینو درک کردم. اینکه بدونی چه چیزی رو در چه زمانی به تاخیر بندازی یا در سریعترین زمان ممکن به نتیجه برسونی. تو همین مثل بالا من میتونستم چایی خوردن رو به تاخیر بندازم و زمان رو برای کار دیگه ای ذخیره کنم که نتیجه ی بهتری برام داشته باشه. و خب بعضی اوقات هم باید حواسمون به تفریحات هم باشه. یعنی ما باید کار رو به تاخیر بندازیم و به تفریحاتی که حال دلمون رو خوب میکنن بپردازیم.این مفهوم از توسعه محصول و بیزینس کاربرد داره تا رفتارهای روزانه. یعنی بعضی اوقات باید نسبت به یک چیزی سریع واکنش بدیم و بعضی وقت ها هم باید سعی کنیم صبوری کنیم و در واحد زمان پیش بریم.اما همزمان با این مفهوم چیز دیگری هم برای من به وجود آمد که امتیازش با دکتر شفیعی عزیز است : هزینه کاری نکردن. یعنی بعضی وقت ها کاری نکردن به شدن با ارزش تر از کاری کردن است. که باز هم بستگی به شرایط دارد.نتیجه گیریاما از همه ی موارد بالا فقط یک نتیجه تونستم بگیرم اینکه اگر بتونیم با سوال درست مشکل درست رو پیدا کنیم خیلی راحت میتونیم همه چیز رو کنترل و مدیریت کنیم و مشکلات رو حل کنیم. یعنی پیدا کردن مشکل اصلی تر و حیاتی تر</description>
                <category>فرجاد پورمحمد Farjad Pourmohammad</category>
                <author>فرجاد پورمحمد Farjad Pourmohammad</author>
                <pubDate>Thu, 24 Aug 2023 06:50:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مزایای داشتن منتور</title>
                <link>https://virgool.io/@farjadp/the-powerful-benefits-of-mentoring-explained-orvljgcrki7r</link>
                <description>هم در زندگی شخصی و هم در زندگی حرفه‌ای ما، تلاش برای توسعه مهارت‌ها، یادگیری چیزهای جدید و به چالش کشیدن خودمان به طور منظم با پاداش‌ها و مزایای زیادی همراه است.به همین دلیل است که در مقاله ی قبیل یعنی پیدا کردن منتور روشی بسیار قدرتمند برای حفظ مسیر پیشرفت شخصی شما نوشتم. مزایای منتورینگ بسیار زیاد است. از تسریع در خودسازی، تا بهبود اعتماد به نفس، چیزهای زیادی برای به دست آوردن وجود دارد.بنابراین بسیار تعجب آور است که فقط ۳۷ درصد از متخصصان ( بر اساس داده های فوربز )  فقط ( حداقل ) یک منتور داشته اند، به‌ویژه که بسیاری از افراد موفق، منتورینگ را تحسین و توصیه می‌کنند.بنابراین، اگر به دنبال منتور هستید اما مطمئن نیستید که برای شما و مسیر زندگی شما مناسب است این مقاله را به نگارش درآورده ام تا روشن تر به این موضوع فکر کنید.مزایای منتورینگ چیست؟به طور کلی، منتورینگ مزایای واضح زیادی دارد.اولین چیزی که بسیاری از مردم به آن فکر می کنند، توسعه شخصی به کمک منتور است. با این حال، این تنها چیز نیست!منتورینگ این قدرت را دارد که بر همه کسانی که با وی همراه هستند تأثیر مثبت بگذارد. البته به عنوان شخصی که منتور استارتاپ ویزا هستم باید بگویم این تعامل همیشه برای من دو طرفه است. یعنی همیشه سعی کرده ام برای رشد دیگران خودم را نیز رشد دهم تا بتوانم به درستی به دیگران راهنمایی دهم. همچنین می‌تواند از طرح‌های گنجاندن، سلامت روان پشتیبانی کند و منجر به [افزایش شانس ارتقا برای هر دو طرف] شود.مزایای منتورینگ برای منتور چیست؟برای تفکیک مسائل به جزئیات بیشتر، بیایید به مزایای مربیگری برای هر فرد نگاه کنیم.یک دلیل برای تبدیل شدن به یک منتور اغلب احساس &quot;باز پس دادن&quot; است. اما به یاد داشته باشید، این تنها نتیجه مثبت نیست!طیف وسیعی از مزایای توسعه شخصی وجود دارد که منتورها از این تجربه به دست می آورند. این شامل:توسعه مهارت های رهبریمهارت های ارتباطی قویتسلط بر هنر ارائه بازخوردپرسیدن سوالات بهترتبدیل شدن به یک شنونده خوبقرار گرفتن در معرض دیدگاه های جدید و متفاوترشد یک شبکه شخصیحمایت از شخص دیگرییادگیری از شخص دیگر در جهت اهدافیکی دیگر از مزایای کلیدی منتورینگ برای منتورها، تأثیری است که بر شخصیت رهبری منتور دارد. منتور به عنوان یک مربی به معنای تمرین مهارت های اصلی مورد نیاز برای یک مدیر یا رهبر تیم موفق است و شما را برای رهبری ارشد آماده می کند.از سوی دیگر، به کارمندان جوان این شانس را می دهد که مستقیماً 1:1 با رهبران ارشد دسترسی داشته باشند. آنها به عنوان مربی برای رهبری عمل می کنند و مهارت های حیاتی را در زمینه هایی مانند سواد دیجیتال و شایستگی فرهنگی ارائه می دهند.مزایای منتورینگ برای منتی چیست؟البته، منتی ها از راهنمایی شدن سود زیادی به دست می آورند، اما آنطور که مردم تصور می کنند این فقط پیشرفت شغلی نیست.تطبیق خوب با یک منتور می تواند منجر به موارد زیر شود:افزایش اعتماد به نفسافزایش خودآگاهیبهبود مهارت های ارتباطیشبکه شخصی بهتر در داخل کسب و کارقرار گرفتن در معرض دیدگاه های جدید و متفاوتافزایش ظرفیت خود انعکاسبهبود مهارت های هدف گذارییادگیری از تجربیات دیگرانآموزش پرسیدن سوالات خوبحمایت شدن توسط کسیمورد حمایت قرار گرفتنافزایش شانس ارتقاءافزایش رضایت شغلیچند روز پیش در اینترنت در حال جستجو بودم که با اینفوگرافیک زیر مواجه شدم. این اینفوگرافیک 4 مزیت کلیدی یافتن یک مربی را با جزئیات بیشتر شرح می دهد:?به یاد داشته باشید؛ به عنوان یک منتی، از یافتن پشتیبانی و راهنمایی خارج از مدیریت خط خود نیز بهره مند خواهید شد. گسترش شبکه ها راه مهمی برای افزایش اعتماد به نفس و دانش ما است.از طریق دسترسی بیشتر به رهبران در کسب و کارتان، راهنمایی فرصت‌هایی را برای توسعه در اختیار شما قرار می‌دهد که ممکن است در نقش روزانه خود نداشته باشید. به همین دلیل است که برای پیشرفت شغلی بسیار قدرتمند است!مزایای راهنمایی برای سازمان من چیست؟بیایید به تصویر بزرگتر نگاه کنیم.منتورینگ فقط به نفع منتور و منتی نیست. مزایای بسیاری وجود دارد که سازمان ها می توانند از آن بهره ببرند که قابل اندازه گیری و تأثیرگذاری بر تجارت شما هستند. یعنی در یک سطح کوچکتر شاید فقط یک نفر در حال استفاده از منتور است اما از دید سازمانی بخواهیم به این موضوع بنگریم متوجه تغییرات بسیار مفید در سطح سازمانی که منتی قرار دارد، مشاهده خواهیم کرددر اینجا فقط برخی از مزایا آورده شده است:تعهد شغلیرضایت کارکنانشادی کارکناننرخ نگهدارینرخ های ارتقاءجذب استعدادهابهبود نمایندگی در رهبریفرهنگ فراگیرتربهره وری بیشترارتباط بهترالبته بسیاری از این مزایا به یکدیگر ربط دارند. به عنوان مثال، کارکنان متعهد به معنای افزایش بهره وری و حفظ بهتر است.با پرداختن به این مسائل از طریق یک راه حل، می توانید ابتکارات منابع انسانی و تحقیق و توسعه را نیز ساده کنید. چه کسی نمی خواهد ارزش بیشتری برای پول داشته باشد؟برای بررسی برخی از این مزایای منتوری کمی عمیق تر، در اینجا به تفکیک مضمون می پردازیم:مزایای راهنمایی برای توسعه شخصیافزایش اعتماد به نفس : خواه توانایی به اشتراک گذاشتن ایده ها به راحتی در جلسات، یا دفاع از خود در یک موقعیت چالش برانگیز، افرادی که منتور دارند از اعتماد به نفس بالاتری به خود بهره می برند. منتورها همچنین افزایش اعتماد به نفس را تجربه می کنند، زیرا موفقیت منتور آنها دوباره توانایی های آنها را تأیید می کند و در نتیجه اعتماد به نفس را افزایش می دهد.خودآگاهی بالاتر :  تعیین اهداف خود با شخصی که به او توجه می کنید نیاز به تحلیل جدی خود در مورد نقاط قوت، ضعف و ارزش ها دارد. در نتیجه، کسانی که راهنمایی دریافت می‌کنند نسبت به کسانی که این کار را نمی‌کنند نسبت به خود آگاهی بیشتری دارند - و خودآگاهی در مورد پیشرفت شغلی بسیار سودمند است.قرار گرفتن در معرض روش‌های جدید تفکر :  هم برای منتی و هم برای منتور، فرآیند راهنمایی ایده‌های جدید و روش‌های مکاشفه‌ای تفکر یا حل مسئله را در معرض دید قرار می‌دهد. این می تواند اثرات طولانی مدت بر هر دو نفر در شراکت داشته باشد و نوآوری را تشویق کند.ارائه و دریافت بازخورد : بازخورد چیزی است که همه ما باید برای بهبود آن بخواهیم، اما احتمالاً به اندازه کافی درخواست نمی کنیم. به طور مشابه، مدیران در همه جا با ارائه بازخورد صادقانه و مؤثر مبارزه می کنند. منتورینگ به افراد کمک می کند تا رابطه خود را با بازخورد به روشی سازنده توسعه دهندمزایای راهنمایی برای پیشرفت شغلیتبلیغات :  کسانی که راهنمایی دریافت می کنند، تقریبا پنج بار بیشتر نسبت به افرادی که منتور ندارند ارتقا پیدا میکنند و میتوانند در تبلیغات خود پنج برابر بیشتر موفق شوند. به نوعی شبیه به مشاور تبلیغاتی ولی غیر مستقیم!رضایت شغلی : دستیابی به اهداف به شما احساس رضایت و موفقیت می دهد. از آنجایی که منتورها اغلب به منتی کمک می کنند تا به اهداف شغلی خود دست یابند، رضایت شغلی به طور طبیعی افزایش می یابد. به همین ترتیب، کسانی که راهنمایی می کنند، شغل خود را معنادارتر می دانند و بنابراین رضایت و رضایت شغلی بالاتری را نسبت به کسانی که انجام نمی دهند، تجربه می کنند.شبکه شخصی :  کسانی که راهنما دارند از رشد شبکه شخصی خود خارج از همکارانشان سود می برند. یک منتور می‌تواند شما را با طیف وسیعی از افراد الهام‌بخش و مهم آشنا کند که ممکن است بعداً روی شغل شما تأثیر بگذارند.مزایای راهنمایی برای سلامت روانحمایت از انزوا : افرادی که با مشکلات سلامت روان دست و پنجه نرم می کنند اغلب احساس انزوا می کنند و می توانند اضطراب شدیدی را هم در مورد آینده و هم در مورد توانایی های خود تجربه کنند. منتور به حمایت از مسائل بهداشت روان در محل کار، برای منتی می تواند کمک های زیادی کند.اعتماد به نفس :  افزایش اعتماد به نفس می‌تواند تأثیر مثبتی بر سلامت روان داشته باشد، به‌ویژه زمانی که منتی ها در تصمیم‌گیری‌ها و مسیر شغلی خود احساس حمایت می‌کنند. منتی ها همچنین با کمک به دیگری برای دستیابی به اهداف خود، عزت نفس و اعتماد به نفس بهتری را تجربه می کنند و در نتیجه سلامت روانی را بهبود می بخشند.سطوح پایین‌تر اضطراب :  مطالعه‌ای Harvard Business Review انجام شده با تحقیق در مورد موارد مثبت تأثیرات منتورینگ، و دریافت که افرادی که به عنوان منتور خدمت می کردند، سطوح پایین تری از اضطراب را تجربه کردند، و شغل خود را معنادارتر از کسانی توصیف کردند که افراد دیگر از منتور بهره نبرده اند.مزایای راهنمایی برای شمولیتقرار گرفتن در معرض دیدگاه‌های جدید و متفاوت : هر مکالمه‌ای که با فردی که از پیشینه‌ای متفاوت است و تجربه‌ای متفاوت دارد، به شما چیزی می‌آموزد. چه به طور خاص در مورد کسب و کار شما باشد یا به طور کلی در مورد جامعه، داشتن فرصتی برای یادگیری و اشتراک گذاری با شخص دیگری در یک فضای امن می تواند بسیار برای گنجاندن تأثیرگذار باشد.همدلی، خودآگاهی و شایستگی فرهنگی : اگر این گفتگوها در سطح سازمان شما در مقیاس وسیع انجام شود، همدلی، خودآگاهی و شایستگی فرهنگی افزایش می یابد که می تواند به ایجاد محیط کاری فراگیرتر کمک کند.ابتکارات هدفمندی که منجر به تغییر می‌شوند : از طریق انواع راهنمایی‌ها مانند راهنمایی معکوس، سازمان‌ها می‌توانند برنامه‌های راهنمایی را اجرا کنند که بر اساس تغییر ساختار یافته‌اند. در راهنمايي معكوس، رهبران ارشد توسط همكاران رده‌بالايي كه از پس‌زمينه‌هاي كم‌نماينده يا به حاشيه‌اي برخوردار هستند، آموزش مي‌دهند. می توان از آن برای افزایش شایستگی فرهنگی و ارتقای شمول استفاده کرد.مزایای منتورینگ برای مشاغلفرهنگ مثبت شرکت : یک برنامه منتورینگ موفق، فرهنگ یادگیری، پرورش و رشد را ارتقا می دهد. این کار کل سازمان را فیلتر می کند و تیم هایی از افراد ایجاد می کند که در محل کار احساس رضایت و خوشحالی می کنند.اشتراک گذاری دانش : راهنمایی موثر و کم هزینه برای کارمندان ارشد است تا دانش صنعت و سازمان را به کارکنان جوان تر منتقل کنند.درگیر شدن و حفظ کارکنان : در شرایطی که مربیان و مربیان نسبت به سایر کارمندان در محل کار احساس رضایت و رضایت بیشتری دارند، طبیعتاً مربیگری تأثیر مثبتی بر حفظ کارکنان دارد.همانطور که می بینید، مزایای قدرتمند منتور بر همه افراد درگیر تأثیر می گذارد.</description>
                <category>فرجاد پورمحمد Farjad Pourmohammad</category>
                <author>فرجاد پورمحمد Farjad Pourmohammad</author>
                <pubDate>Mon, 15 May 2023 16:47:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور یک منتور پیدا کنیم( راهنمای اولیه )</title>
                <link>https://virgool.io/@farjadp/how-to-find-a-mentor-mzuejx0asjwi</link>
                <description>دکتر شهریار شفیهی ( بنیانگذار برند در ایران ) + فرجاد پورمحمد ( منتور استارتاپ ویزا کانادا )بیاموزید که مربی یا منتور کیست و چگونه می توانید بهترین راهنما را برای رسیدن به اهداف حرفه ای خود بیابید. منتور یک متخصص کارکشته است که به طور غیررسمی افراد کم تجربه را در تلاش های حرفه ای خود راهنمایی می کند. به عنوان مثال من خود را منتور استارتاپ ویزا کانادا میدانم و به جامعه ی مخاطبینم معرفی کرده ام. اما در بازاری که فعالیت میکنم کمتر پیش میاید که تبلیغات کنم تا مخاطبینم من را پیدا کنند. این تنها جاییست که من به دنیال مخاطب میروم و انتخاب میکنم. اما در حالت عادی می بایست دقیقا برعکس این مورد را انجام داد. از سویی دیگر نیز من همیشه به دنبال آموزش دیدن و یاد گرفتن و ... هستم و در برندسازی و روانشناسی و انسان شناسی منتور دارم. در حال حاضر هم به دنبال منتور استارتاپ برای خودم هستم تا مسیرهای جدیدی را به من یاد دهد. پس اینطور نیست که انسان به جایی برسد به عنوان آخر خط و به خود بگوید منتور! به همین منظور تصمیم گرفتم تا این مقاله را بنویسم تا از تجربیات خودم و محتوایی که در اینترنت وجود دارد یک مقاله خروجی داشته باشد.یک منتور باید همیشه بهترین علایق منتی ( شخصی که او را راهبری میکند ) را در ذهن داشته باشد و سبک مربیگری او را متناسب با نیازهای آن شخص تنظیم کند.یک منتور باتجربه در شبکه و صنعت خود پیدا کنید که برای رهبری و مدیریت او ارزش قائل هستید.این مقاله برای متخصصانی است که به دنبال راهنما هستند تا به آنها در توسعه مهارت‌ها و مشاغل خود کمک کنند.پیشرفت شخصی و حرفه ای بدون توجه به مرحله شغلی شما ضروری است. با این حال، اگر تجربه شغلی محدودی دارید، ممکن است گاهی اوقات در مسیر شغلی و صنعت خود غرق شوید.مربیگری راهی برای تقویت مهارت های حرفه ای و آموختن درس های ارزشمند از شخصی است که سال ها یا دهه ها دانش عملی در زمینه شما دارد.اگر به دنبال یافتن یک منتور برای کمک به نیازهای شغلی روزانه و اهداف بلند مدت شغلی خود هستید، به شما نشان خواهیم داد که به دنبال چه چیزی باشید، چگونه یکی را پیدا کنید و چگونه یک رابطه موفق ایجاد کنید که به نفع شما باشد. هر دو.منتور کیست؟منتورشیپ یک رابطه حرفه ای سودمند متقابل است که در آن یک فرد باتجربه (منتور) دانش، تخصص و خرد را به یک فرد کم تجربه (مرشد) منتقل می کند و در عین حال مهارت های مربیگری خود را تقویت می کند.یک منتور کارآمد می تواند در عین حفظ یک رابطه دوستانه و حمایتی، منتی را به صورت حرفه ای راهنمایی کند. یک راهنما باید همیشه بهترین علایق منتی را در ذهن داشته باشد و سبک مربیگری او را برای برآوردن نیازهای او تنظیم کند.هر کسی که به دنبال یک منتور است باید از سه روش برتر پیروی کند:هدف مشخصی داشته باشید. شغل خود را تعریف کنید و اهداف تجاری قابل دستیابی را تعیین کنید. آنچه را که برای رسیدن به اهداف خود باید یاد بگیرید را درک کنید.رویکردی تجاری داشته باشید. به یک رابطه راهنما طوری برخورد کنید که انگار یک دوستی تجاری است. معمولی و دوستانه رفتار کنید و سعی کنید سوالات ناخوشایند مانند &quot;آیا شما منتور من خواهید شد؟&quot; نپرسید.به دنبال یک منتور در شبکه حرفه ای خود باشید. ممکن است در حال حاضر یک منتور در شبکه حرفه ای خود داشته باشید که به روش های مختلف مشاوره ارائه می دهد. تنها چیزی که لازم است کمی تلاش است تا این ارتباط را به یک رابطه مستمر تبدیل کند.منتور چه کار می کند؟چه در حال راه‌اندازی یک کسب‌وکار باشید، چه در حال شروع حرفه‌ی خود یا تجربه‌ای در کسب‌وکار هستید، می‌توانید از یک منتور بهره‌مند شوید.دایان دومایر کوک، معاون ارشد و مدیر عامل راه حل های خلاقانه مدیریت شده در رابرت هاف، گفت: &quot;یک منتور می تواند به عنوان یک تابلوی صدا در نقاط حساس در طول زندگی حرفه ای شما عمل کند.&quot; &quot;آنها می توانند راهنمایی هایی در مورد مدیریت شغلی ارائه دهند که ممکن است نتوانید از منابع دیگر و دیدگاه خودی در مورد تجارت دریافت کنید، و همچنین برای مخاطبین کلیدی صنعت معرفی کنید.&quot;دونا استوری، منتور موسسه OPEN Mentorship و مشاور American Express OPEN در زمینه تدارکات، خاطرنشان کرد که مربیان می توانند به مربیان خود کمک کنند تا مشکلات تجاری را شناسایی کرده و از آنها اجتناب کنند و از طریق چالش های پیش روی خود کار کنند.ویکی سالمی، کارشناس شغلی برای پلتفرم محبوب جستجوی شغل Monster، خاطرنشان کرد که وقتی در حرفه خود غوطه ور می شویم، به راحتی چشم انداز کلان را از دست می دهیم. مربیان به ویژه در اوایل کار شما ضروری هستند. مربیان باید افرادی غیر از رئیس شما باشند و باید بینشی در مورد پیشرفت و حمایت از اهداف کلی شما ارائه دهند.چگونه یک منتور پیدا کنیمپیدا کردن یک منتور می تواند یک فرآیند ارگانیک باشد، اما ضروری است که فعال باشید و خود را برای یک رابطه مشاوره موفق آماده کنید. در اینجا چند نکته وجود دارد:تعیین کنید که از حرفه خود چه می خواهید. اولین گام برای یافتن یک منتور این است که مشخص کنید چه چیزی از شغل خود می خواهید. شما مجبور نیستید کل مسیر شغلی خود را برنامه ریزی کنید، زیرا ممکن است فرصت ها و مسیرهای غیرمنتظره ای به وجود بیایند. در عوض، آنچه را که می خواهید در کوتاه مدت تعریف کنید تا مسیر روشنی را به شما ارائه دهد.مشخص کنید چه کسی شغل رویایی شما را دارد. بیل دریسکول، رئیس بخش ارشد خدمات کارکنان فناوری در شمال شرق و غرب میانه در رابرت هاف، گفت: مسیر شغلی خود را در نظر بگیرید و آن را محدود کنید تا بتوانید تعیین کنید چه کسی شغل رویایی شما را دارد و چه کسی را تحسین می کنید. «روابط منتوری موفق زمانی اتفاق می‌افتد که منتور و منتی همتای مناسبی باشند. با کسی تماس بگیرید که فکر می‌کنید با او راحت هستید، کسی که می‌تواند صدایی خنثی باشد و همچنین توصیه‌های خوبی ارائه می‌کند.»دایره حرفه ای خود را بررسی کنید. افراد در حلقه حرفه ای شما می توانند شامل روسای سابق، اساتید یا معلمان سابق، همکاران در بخش دیگر، افرادی که در یک برنامه کارآموزی ملاقات کرده اید و دوستان خانوادگی باشند.به دنبال افرادی باشید که نقش و صنعت شما را درک کنند. به دنبال فردی باشید که ایده ای کلی از نقش و صنعت فعلی شما داشته باشد که بتواند در مورد مواردی مانند پروژه های جدید، گواهینامه ها و آموزش هایی که برای پیشبرد نیاز دارید و همچنین نحوه مدیریت سیاست های اداری در سازمانتان به شما مشاوره دهد.هنگامی که برای تماس با کسی آماده شدید، مهم است که همه چیز را عادی نگه دارید. سالمی گفت که رویکرد شما به یک منتور بالقوه باید مانند یک دوست بالقوه باشد - رابطه شما در طول زمان توسعه خواهد یافت. چیزها را مجبور نکنید؛ آرام بمان درس ها و توصیه ها به مرور زمان خواهد آمد.سالمی گفت: «اینطور نیست که در یک کنفرانس باشی و با کسی که کنارت نشسته چت کنی و بگویی «آه، آیا شما منتور من خواهید شد؟» «این یک فرآیند است. مثل زمانی است که به دوستان در زندگی خود فکر می کنید، چگونه آنها را ملاقات کرده اید، و اینکه چگونه در طی یک سال یا بیشتر توانسته اید دوستان واقعاً خوبی شوید ... در ابتدا نگفتید: دوست من می‌شوی؟» این کاملاً ناخوشایند است.»چرا باید با یک منتور کار کنید؟یک منتور می تواند دارایی ارزشمندی باشد، به ویژه برای کارآفرینان جوان و مشتاق و کسانی که تازه وارد دنیای تجارت شده اند. کار کردن با یک منتور مزایای متعددی دارد.۱- منتوری دیدگاه جدیدی را از یک متخصص با تجربه به شما ارائه می دهد.یادگیری از یک فرد با تجربه تر یک فرصت تجاری ارزشمند است، چه به تازگی اولین شغل خود را شروع کرده باشید و چه در نیمه راه حرفه خود باشید. از آنجایی که ما وارد روال روزمره زندگی کاری می شویم، گم شدن در لحظه آسان است. یک منتور می تواند دیدگاه ما را بازنشانی کند تا بتوانیم شغل و رشد خود را از نقطه نظر جدیدی ببینیم.رایان هالیدی، نویسنده و کارشناس حرفه ای، به ما گفت که پیدا کردن یک منتور با سخت کوشی و ایجاد شهرت شخصی در موفقیت شروع می شود. با تمرکز بر نقش و حرفه خود، می توانید خود را طوری تنظیم کنید که با حرفه ای های باتجربه تری که استعداد شما را می بینند و می خواهند به رشد شما کمک کنند، ارتباط برقرار کنید.«افراد قدرتمند دائماً به دنبال جوانان با استعداد هستند. هالیدی گفت، آنها نمی توانند به اندازه کافی از آنها پیدا کنند. &quot;توسعه شهرت به عنوان فردی که آموزش پذیر، کنجکاو، با انگیزه، با استعداد و بالاتر از همه، متعادل و قابل اعتماد است، بهترین راه برای جذب یک منتور است. همانطور که شریل سندبرگ گفت: &quot;این یک منتور پیدا نمی کند، و شما به خوبی انجام خواهید داد. خوب است، و یک مربی شما را پیدا خواهد کرد.»۲- منتوری روشی غیررسمی برای دریافت راهنمایی ارزشمند است.درک ماهیت رابطه منتور و منتی بسیار مهم است. سالمی خاطرنشان می کند که مربیان و مربیان باید بدانند که ارتباط همیشه نباید یک ترتیب فشرده و رسمی باشد. بهتر است روی حفظ رابطه حرفه ای و یادگیری آنچه می توانید تمرکز کنید.سالمی گفت: «این یک گفتگوی گفت‌وگوی مداوم است و رابطه‌ای است که زندگی شما را کاملاً تغییر نمی‌دهد.»پیدا کردن یک منتور به معنای یادگیری پیگیری مناسب، افزودن ارزش به زندگی و شغل منتور خود و فعال بودن در رشد شغلی است. این درس‌ها می‌تواند برای هر کارگری در هر مرحله از حرفه‌اش کاربرد داشته باشد، اما به ویژه برای متخصصان جوانی که تازه وارد یک صنعت شده‌اند یا تجربه لازم برای پیشرفت را ندارند، بسیار مهم است.منتور کسی است که باید به او نگاه کرد - کسی که زمانی در جای شما بود و راهی برای موفقیت ایجاد کرد.دمتری آرگیروپولوس، مدیر عامل آوانت گلوبال، گفت: «مرشد مدرن می‌تواند هم ذهن و هم حرفه شما را به گونه‌ای ارتقا دهد که در مدرسه، اتاق هیئت مدیره یا در سفر کاری قابل آموزش نباشد. &quot;برای من، مربیگری بخش مهمی از رشد شغلی من بوده است.&quot;چگونه با یک منتور رابطه برقرار کنیمزمان های پیگیری منظم را تنظیم کنید. هنگامی که با یک منتور ملاقات کردید و یک گفتگوی اولیه داشتید، به دقت در مورد چگونگی و زمان پیگیری فکر کنید. اگر تمایل به ادامه گفتگو دارند، یادآورهای تقویمی را برای پیگیری و تنظیم جلسات برای خود تنظیم کنید. اینکه هر چند وقت یک بار با منتور خود صحبت کنید به خودتان بستگی دارد، اما هدف، ادامه بینش طولانی مدت است. این می‌تواند به این معنا باشد که هر سه ماه یک‌بار یا حتی دو بار در سال با تلفن تماس بگیرید یا برای خوردن قهوه ملاقات کنید.از رسانه های اجتماعی استفاده کنید. رسانه های اجتماعی به مربیان فرصتی برای تعامل منظم و بدون فشار با مربیان ارائه می دهند. از توییتر و لینکدین برای چیزهای سبک استفاده کنید: مقاله‌های جالب، توصیه‌های کتاب، اخبار مهم صنعت، و غیره. رسانه‌های اجتماعی به مربیان اجازه می‌دهند تا مربیان خود را تشویق کنند و به آنها یادآوری کنند که برای رابطه ارزش قائل هستند. با این حال، مطمئن شوید که زیاد تکان نخورید، در غیر این صورت سختگیر خواهید شد.ارتباطات مهم را برای جلسات حضوری ذخیره کنید. درباره ایده های شغلی مهم از طریق ایمیل یا رسانه های اجتماعی بحث نکنید. آن را برای تعاملات حضوری ذخیره کنید. سالمی گفت: سعی کنید با آنها ملاقات کنید. اگر تقویم آن‌ها پر است، به این جمله فکر کنید که «خوب، من با شما در دفترتان ملاقات خواهم کرد» یا «آیا می‌توانیم FaceTime؟» فقط برای دریافت آن تعامل... شما نباید [فقط] ایمیل بفرستید. ”یک منتور خوب چه ویژگی هایی دارد؟انتخاب عاقلانه هنگام انتخاب منتور ضروری است. آنها باید کسی باشند که شما به او نگاه می کنید و آرزو دارید شبیه آن باشید. با این اوصاف، همه مربیان خوب چندین ویژگی مشترک دارند.تجربه و موفقیت : در ابتدایی ترین سطح، منتور شما باید بیش از شما تجربه داشته باشد و سابقه موفقیت داشته باشد. آرژیروپولوس گفت: «یک منتور عالی کسی است که ویژگی‌هایش نسخه بسیار بهتری از کسی است که شما تصور می‌کنید تبدیل شوید.شخصیت عالی : داگ وایت، متخصص برنامه بازنشستگی در TCG، توصیه می‌کند به دنبال یک منتور با شخصیت قوی و ویژگی‌هایی باشید که ارزش تقلید را دارند. «به دنبال مربیانی باشید که اصیل، همدل، خلاق و صادق باشند. شما به کسی نیاز دارید که مراقب باشد و روی رشد حرفه ای شما سرمایه گذاری کند، اما همچنین به کسی نیاز دارید که حقیقت را با شما بگوید. گاهی اوقات شما نیاز به انتقاد سازنده یا بررسی واقعیت دارید، در حالی که در برخی مواقع به یک امتیاز بالا یا ضربه زدن به پشت نیاز دارید. یک مربی خوب انتخاب شده می تواند همه این موارد را فراهم کند.»ارزش‌های مشابه ارزش‌های خودتان : یک مربی در همان حوزه تجاری ممکن است چالش‌ها و نگرانی‌های کسب‌وکار شما را بهتر درک کند، اما استوری خاطرنشان کرد که لزوماً لزوماً نباید در همان صنعت، روابط پربار مربی‌گری اتفاق بیفتد. سبک رهبری ممکن است مهمتر باشد. «مطمئن شوید که مربی دارای سیستم ارزشی مشابهی در رهبری و مدیریت است. دانستن اینکه شما به عنوان یک رهبر چه کسی هستید، قبل از وارد شدن به یک رابطه راهنمایی بسیار مهم است. تنها در این صورت است که می‌توانید خود را با راهنمای درست هماهنگ کنید.»چگونه می توان به یک رابطه منتور و منتی ارزش افزودبه‌عنوان منتی، می‌توان به راحتی در الگوی درخواست تعداد زیادی از مربی خود بدون دادن چیزی در ازای آن قرار گرفت. در حالی که منتور شما ممکن است از ارائه مشاوره به شما خوشحال شود، ضروری است به راه هایی فکر کنید تا قدردانی خود را نشان دهید و خود را در دسترس مربی خود قرار دهید.سالمی گفت، حداقل، بسیار مهم است که با ارزش گذاشتن به توصیه ها و زمان مربی خود، به شما نشان دهیم که از رابطه قدردانی می کنید. به عنوان مثال، زودتر در جلسات حاضر شوید یا برنامه خود را تنظیم کنید تا جلسه را برای مربی خود راحت تر کنید. متخصصان جوان ممکن است چیز زیادی برای ارائه به مربیان خود نداشته باشند، اما می توانند احترام و قدردانی را به همراه داشته باشند.سالمی می‌گوید: «شما می‌توانید با پیگیری زمانی که می‌گویید می‌روید – در رادار آن‌ها بمانید – یک منتی عالی برای منتور خود باشید، زیرا به احتمال زیاد، اگر آنها برای شما مناسب باشند، از ارائه اطلاعات قدردانی خواهند کرد.» گفت. &quot;از آنها تشکر کنید، آنها را تصدیق کنید [و] وقت آنها را تلف نکنید.&quot;چگونه در رابطه با منتور خود فعال باشیدهدف جستجوی یک منتور، به دست آوردن بینش های مهم و پیشرفت شغلی است. این تنها در صورتی امکان پذیر است که در مورد وضعیت خود فعال باشید.سالمی گفت: «ما باید فعال باشیم – چیزی که به آن مربوط می شود این است که همه باید در پیشرفت و رشد شغلی خود فعال باشند. فرض کنید کارتان را دوست دارید و فکر می‌کنید، «اوه، همه چیز خوب پیش می‌رود» - شما هنوز به یک مربی نیاز دارید، زیرا ممکن است در نقطه‌ای به یک پلاتو برخورد کنید.»با یک منتور، آن را ساده نگه دارید و در مورد رابطه آرام بمانید. اغلب درسی وجود دارد که باید از کسی که در حرفه خود پیشرفت کرده است آموخت. کلید این است که به روی هر درس یا پیامی که هست باز باشیم.آرگیروپولوس گفت: «به دنبال فردی باشید که می‌خواهید از او الگوبرداری کنید، که بتواند در زمینه‌هایی که در آن دانش و مهارت‌هایتان کم است به شما کمک کند. «تاثیرگذارترین تجربیات منتوری من از طریق به اشتراک گذاشتن تجربیات و داستان ها تکامل یافته است، و در برخی موارد، منتی می تواند به منتور آموزش دهد. شما می خواهید محیطی ایجاد کنید که در آن دانش را به دیگران بپردازید.&quot;جوسلین پولاک، اسکای اسکلی و سامی کاراملا در نگارش و گزارش این مقاله مشارکت داشتند. مصاحبه های منبع برای نسخه قبلی این مقاله انجام شده است.</description>
                <category>فرجاد پورمحمد Farjad Pourmohammad</category>
                <author>فرجاد پورمحمد Farjad Pourmohammad</author>
                <pubDate>Mon, 15 May 2023 16:45:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرخه عمر توسعه سیستم چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@farjadp/what-is-the-system-development-life-cycle-v65gbcrzjvpn</link>
                <description>چرخه عمر توسعه سیستم مجموعه‌ای از مراحل است که شامل ایجاد و توسعه یک سیستم جدید مبتنی بر کامپیوتر است. این چرخه زندگی، فرآیند کامل خلقت، از ایده پردازی تا توسعه، انتشار و نگهداری را پوشش می دهد. استفاده از چرخه عمر توسعه سیستم، ساختاری را برای فرآیند توسعه فراهم می‌کند و با شفاف‌سازی انتظارات در هر مرحله، به کارکنانی که روی پروژه کار می‌کنند، راهنمایی می‌کند.چگونه چرخه عمر توسعه سیستم کار می کندچرخه عمر توسعه سیستم مانند یک خط مونتاژ کار می کند، جایی که کاربران هر مرحله فرآیند را قبل از رفتن به مرحله بعدی تکمیل می کنند. این به کاربران کمک می کند تا سیستم هایی با کیفیت بالا تولید کنند که با انتظارات مشتری مطابقت داشته باشد، ضرب الاجل ها را برآورده کند و نیازهای مشتری را برآورده کند.سیستم‌های رایانه‌ای می‌توانند پیچیده باشند و اغلب سیستم‌ها را از چندین فروشنده نرم‌افزار به هم پیوند می‌دهند، و چرخه‌های عمر توسعه سیستم به توسعه‌دهندگان و مهندسان اجازه می‌دهد تا روی یک مرحله در یک زمان تمرکز کنند و فرآیند توسعه را ساده‌تر کنند. آن‌ها می‌توانند از میان روش‌ها یا مدل‌های مختلف چرخه عمر توسعه نرم‌افزار (SDLC)، مانند آبشار، چابک، مارپیچی یا افزایشی، برای کمک به توسعه سیستم‌ها در طول مراحل چرخه زندگی، انتخاب کنند.۷ مرحله توسعه سیستمهنگام مدیریت یا عملیات در چرخه عمر توسعه سیستم، دانستن مراحل مربوط به آن مفید است. برخی از شرکت ها یا تیم ها ممکن است این ساختار را برای ترکیب یک یا چند فاز تغییر دهند، اما یک ساختار مشترک برای چرخه عمر توسعه سیستم شامل:۱- برنامه ریزیبرنامه ریزی به مهندسان و توسعه دهندگان سیستم کمک می کند تا تشخیص دهند که آیا یک سیستم جدید می تواند به کسب و کار در دستیابی به اهداف استراتژیک خود کمک کند یا خیر. یک طرح اولیه که گاهی اوقات مطالعه امکان سنجی نامیده می شود، می تواند به تیم های توسعه اجازه دهد تا منابع مورد نیاز خود را برای ایجاد زیرساخت های جدید یا ارتقاء خدمات موجود مشخص کنند. این مرحله چرخه زندگی به تیم ها کمک می کند تا مشکلات بالقوه را کشف کنند و برای راه حل تلاش کنند.صورت برنامه ریزی ممکن است شامل چندین مرحله در آن باشد. یک شرکت ممکن است تجزیه و تحلیل اولیه را برای تعریف اهداف پروژه و درک کامل مشکلی که در حال مطالعه است انجام دهد. در طول طوفان فکری، شرکت یا اعضای تیم درباره گزینه‌های بالقوه سیستم، از جمله تکنیک‌های استفاده و اهداف مورد نظر بحث می‌کنند.۲-  تجزیه و تحلیل سیستممرحله تحلیل سیستم کمتر نظری است و بیشتر بر کاربرد عملی تمرکز دارد. این به شما امکان می دهد یک ارزیابی عملکردی انجام دهید و نیازهای مشتری یا کاربران را برای سیستم در حال توسعه نهایی کنید. این تأیید می کند که برنامه ها قبل از پیشرفت به مراحل آینده، تمام اهداف اجباری را برآورده می کنند.یک شرکت ممکن است در این دوره تجزیه و تحلیل از ابزارهای مختلفی استفاده کند. این ممکن است شامل سیستم های توسعه یافته داخلی و نرم افزارهای عمومی یا تجاری و متدولوژی های تجزیه و تحلیل باشد. اطلاعات جمع‌آوری‌شده در این مرحله ممکن است به شرکت اجازه دهد تا در صورت نیاز، قبل از شروع طراحی و توسعه، تغییراتی را انجام دهد.۳ - طراحی سیستمدر طول مرحله طراحی سیستم، شما و تیمتان برنامه ریزی دقیق سیستمی را که در حال توسعه هستید تکمیل می کنید. این شامل شناسایی اجزای کلیدی و تعریف ساختار سیستم است.این یک گام مهم است زیرا به شما امکان می دهد زیرساخت پروژه توسعه خود را ایجاد کنید. کار با کیفیت بالا در این مرحله، پایه ای برای توسعه بیشتر فراهم می کند و فرصتی برای موفقیت برای خود و دیگرانی که در تیم کار می کنند ایجاد می کند.۴ - توسعهدر طول توسعه، شما ایجاد عملکردی سیستم جدید را آغاز می کنید. این اولین فرصت را برای ارزیابی عملی سیستم در حین توسعه فراهم می کند. این همچنین امکان شناسایی هرگونه نقص بالقوه در توسعه یا فرآیند برنامه ریزی را فراهم می کند.مرحله توسعه همچنین شامل راه حل های عیب یابی برای هر گونه خطای احتمالی کشف شده است. با ارزیابی یک منطقه نگران کننده و فکر کردن در مورد راه هایی برای کاهش نگرانی، ممکن است رویکردهای نوآورانه ای ایجاد کنید که بتوانید از آنها برای ایجاد سیستم نهایی به طور مؤثرتری استفاده کنید.۵ - تست و یکپارچه سازی سیستمآزمایش در طول توسعه و قبل از انتشار رسمی گام مهمی برای حفظ کیفیت یک پروژه است. مرحله تست و یکپارچه سازی سیستم به شما این امکان را می دهد که با آزمایش اجزای خود در برابر انتظارات و ارزیابی توانایی آنها برای ادغام با هر نرم افزار مرتبط با توسعه سیستم، کنترل کیفیت را انجام دهید. در صورت لزوم، می‌توانید به‌روزرسانی‌هایی را برای برنامه‌ها و اجرای خود اعمال کنید تا کیفیت کلی را افزایش دهید.مرحله آزمایش و یکپارچه سازی سیستم اغلب یک فرآیند تکراری است. یک شرکت ممکن است چندین دور آزمایش و ارزیابی را در طول توسعه انجام دهد. این امکان ارزیابی پاسخ‌ها به نگرانی‌های قبلی را فراهم می‌کند و رویکرد جدید را برای هر حوزه‌ای که نیاز به توسعه بیشتر دارد بررسی می‌کند.۶ -  پیاده سازیمرحله پیاده سازی فرصت شما برای معرفی سیستم توسعه یافته به کاربران نهایی است. این ممکن است شامل انتشار تجاری برای محصولی باشد که برای فروش خارجی یا پیاده‌سازی در یک سازمان برای سیستم‌های توسعه‌یافته داخلی تولید شده است. همچنین می‌توانید این کار را با استفاده از یک نسخه محدود، مانند آزمایش داخلی یا بسته بتا انجام دهید، که در آن به جمعیت کمتری نسبت به هدف نهایی خود دسترسی می‌دهید.این مرحله فرصتی را برای یادگیری از طریق ارزیابی عملی توسط کسانی که از این سیستم در زندگی شخصی یا حرفه ای خود استفاده می کنند، فراهم می کند. یک مرحله کنترل کیفیت موثر می تواند به حداقل رساندن احتمال خطا در این مرحله کمک کند زیرا اجرای نهایی معمولاً به افزایش قابل توجه تعداد کاربران نیاز دارد. ممکن است هنوز زمینه‌های نگران‌کننده‌ای وجود داشته باشد که پس از اجرا کشف کنید، بنابراین می‌توانید فرآیند اشکال‌زدایی و عیب‌یابی خود را در این مناطق اعمال کنید تا آنها را اصلاح کنید.۷ - عملیات و نگهداریمرحله بهره برداری و نگهداری در طول استفاده موثر از محصول توسط کاربران نهایی اتفاق می افتد. ارائه به روز رسانی و تنظیمات سیستم نرم افزار پس از انتشار به شما امکان می دهد آن را تغییر دهید تا با نیازهای کاربران مطابقت بیشتری داشته باشد. همچنین می‌توانید به هر خطایی که رخ می‌دهد پاسخ دهید و سیستم را برای پاسخگویی به مشکلات دیگر تغییر دهید.این همچنین فرصتی برای شما است که با تنظیم یا افزودن ویژگی های جدید بر اساس استفاده، سیستم را برای کاربرانش بهتر سفارشی کنید. با پاسخ به هرگونه استفاده پیش‌بینی‌نشده از سیستم، یا هر درخواستی که کاربران نهایی کرده‌اند، می‌توانید ویژگی‌هایی را در سیستم اضافه یا تغییر دهید تا برای کسانی که از آن استفاده می‌کنند مؤثرتر باشد.</description>
                <category>فرجاد پورمحمد Farjad Pourmohammad</category>
                <author>فرجاد پورمحمد Farjad Pourmohammad</author>
                <pubDate>Mon, 15 May 2023 16:42:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور یک منتور پیدا کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@farjadp/how-to-find-a-great-mentor-fsytjficush8</link>
                <description>پیدا کردن یک منتور می تواند تأثیر مثبت و عمیقی بر پیشرفت شغلی و رفاه شما در محل کار داشته باشد. با این حال، بسیاری از مردم از روند پیدا کردن یک منتور احساس ترس می کنند. برای همین من یعنی فرجاد پورمحمد به عنوان منتور استارتاپ ویزا وارد عمل شدم تا یک مقاله بنویسم برای دوستانی که میخواهند یک منتور خوب پیدا کنند و سعی میکنم در ۹ تیتر اصلی ، خیلی سریع و واضح این موضوع رو تشریح کنم. البته قبلا هم در مقاله ای مشابه تحت عنوان «چطور یک منتور پیدا کنیم» توضیح دادم که همه ی ما نیاز به منتور داریم. شاید در همین ابتدا بپرسید چرا دو مقاله دقیقا با یک محتوا در سایت منتشر کردی؟ باید بگویم شاید عنوان یکی باشد ولی این مقاله ی حاضر با مقاله ی قبلی متفاوت است و کمی حرفه ای تر به این مبحث پرداختم.اگر کمی در اینترنت جستجو کرده باشید و برای توسعه فردی و شغلی خودتون به وب سایت های بزرگی مانند یوتیوب مراجعه کرده باشید و یا ممکن است نگاهی به سایت تد انداخته باشید و مشاهده کرده باشید در سخنرانی‌های TED، مرتب به شما میگویند : یک منتور پیدا کنید!منتور کسی است که می تواند شما را راهنمایی، مشاوره و حمایت کند تا به اهداف خود برسید و در زندگی حرفه ای و شخصی خود پیشرفت کنید.خوب به نظر می رسد درست است؟اما چیزی در مورد نحوه بحث رسانه ها در مورد منتورینگ وجود دارد که باعث می شود آن را تقریباً دست نیافتنی به نظر برساند، یا برای افراد خوش شانسی که در زمان مناسب در مکان مناسب قرار گرفته اند، محفوظ است.علاوه بر این، حتی اگر  *کسی را شناسایی کرده باشید که دوست دارید توسط او راهنمایی شوید، طبیعتاً نزدیک شدن به او و درخواست کمک از او ( برای او) بسیار ترسناک است.پس چگونه یک منتور پیدا می کنید؟در اینجا نکات اصلی من برای پیدا کردن یک منتور و  تغییر دهنده زندگی وجود دارد که با شما در میان میگذارم۱ - به آنچه می خواهید برسید فکر کنیداول از همه، چرا منتور می خواهید؟ یک سوال بسیار مهم اینجا وجود دارد. خیلی خیلی خیلی به این سوال فکر کنید.بدیهی است که حمایت و راهنمایی خوب است، اما در واقع چه چیزی را می خواهید بهبود دهید یا به دست آورید؟ برای چه اهدافی تلاش می کنید؟سعی کنید قبل از اینکه حتی به پیدا کردن یک منتور فکر کنید، پاسخ این سوالات را یادداشت کنید. این تمرین خودآگاهی، زمینه‌هایی را که می‌خواهید روی آن‌ها کار کنید برجسته می‌کند، که در پیدا کردن فردی که به شما کمک می‌کند تا به آنجا برسید کمک می‌کند.طی جلسات مختلف منتورینگ استارتاپ که داشتم یکسری دلایل متداول مردم برای یافتن یک منتور را جمع آوری کردم:- برای گرفتن مسیر شغلی- یاد گرفتن از کسی که &quot;آنجا بوده و این کار را انجام داده است&quot;- برای دریافت پشتیبانی در یک مسیر و سفر قهرمانی خاص- شبکه خود را در کانادا بسازند- برای دریافت حمایت شغلی در کانادا- رسیدن به اقامت دائم کانادا از طریق استارتاپ ویزاخب ، مشخص است اینها پاسخ مخاطبان من است. یعنی چون منتور استارتاپ ویزا هستم ، پس افرادی که برای منت سمت من می آیند قاعدتا از جنس مهاجرت به کانادا از طریق استارتاپ ویزا هستند پس سوالات و خواسته ها و تمایلاتشان نیز به آن سمت معطوف است. اما اصل سوال همیشه پابرجاست‌۲ -  داشتن دانش و انتقال از طریق منتور!پیدا کردن یک منتور می تواند احساس کند که شما چیزهای زیادی می خواهید. شما از کسی می خواهید که وقت خود را به صورت رایگان برای کمک به شما بگذارد. احساس ناتوانی در این پویایی آسان است، زیرا کاملاً به سخاوت دیگران وابسته هستید.با این حال، این موقعیت مناسبی برای یافتن یک منتور نیست. در عوض، شما باید تشنه یادگیری باشید و به موفقیت خود متعهد باشید. پیشرفت شخصی و شغلی شما زمانی شروع نمی شود که یک منتور دریافت کنید، این چیزی است که شما باید صاحب آن باشید و منتورینگ به طور طبیعی دنبال خواهد شد.فردی باشید که کسی *می‌خواهد*  او را راهنمایی کند. تلاش آگاهانه ای داشته باشید تا دقیقا بدانید چه می خواهید، خود را در آنجا قرار دهید و سخت تلاش کنید تا این کمک و حمایت سطح بالا را جذب کنید.۳ -  شبکه فعلی خود را ارزیابی کنیداین وسوسه انگیز است که از یک غریبه بخواهید که منتور شما باشد، چه در آرزوی تولد دوبارهخود یا شروع رابطه خود بدون هیچ پیش فرضی. با این حال، چالش جذب یک غریبه برای راهنمایی شما بسیار بزرگتر (و دلهره آورتر) از کسی است که قبلاً شما را می شناسد.با فکر کردن به افرادی که می شناسید و آنها را تحسین می کنید شروع کنید. این افراد قبلاً شخصیت شما را می شناسند و امیدواریم بیشتر روی پیشرفت شما سرمایه گذاری کنند.به یاد داشته باشید، اگر آن شخص قبلاً شما را بشناسد و به شما احترام بگذارد، درخواست شما برای راهنمایی بسیار مطلوبتر دریافت می شود.‌۴ -  صریح از کسی نپرساگر غریبه‌ای را در ذهن دارید که از او ناامید هستید (شاید دیدید که در یک کنفرانس صحبت می‌کردند، یا او را در توییتر دنبال می‌کردید)، فوراً از او نخواهید که منتور شما باشد. البته خود من به شخصه اینجنین نیستم و هروقت هر شخصی به سمت من بیاید قطعا دانشی را که بلدم بدون هیچ ترسی در اختیارش قرار میدهم . اما از آنجایی که خود من هم به دنیال منتورهای مختلف هستم، این مورد را دیدم که وقتی بی خبر به کسی پیام میدهم، کمی برایش عجیب است. به خصوص که این منتور در فرهنگی خارج از فرهنگ ایرانی باشد!مهم نیست که ارتباط شما چقدر متقاعد کننده است، این شخص احتمالاً بسیار شلوغ است، پس چرا باید به شما کمک کند؟کاری که می توانید انجام دهید این است که با آنها و کارشان درگیر شوید. به‌روزرسانی‌های آن‌ها را در رسانه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارید و درباره آن‌ها نظر بدهید، در رویدادهایی که در آن حضور خواهند داشت شرکت کنید، گفتگوهای روشنگرانه‌ای را با آنها شروع کنید و .... اساساً مانند قرار دادن مقدمات برای منتورینگ است.شما نمی توانید انتظار داشته باشید که یک غریبه بخواهد به شما کمک کند، اما می توانید برای آشنا شدن پیش قدم شوید و کمی زمان بگذارید تا دیده شوید!۵ - به یک ایده آل گیر نکناگر تصویری در ذهن دارید که ممکن است منتور ایده آل شما چگونه باشد، آن را فراموش کنید. گیر افتادن در انتظار آمدن یک فرد عالی که در واقعیت وجود ندارد، می تواند آسان باشد.یک منتور عالی کسی است که به شما الهام می‌بخشد، ایده‌ها را جرقه می‌زند و واقعاً روی رابطه سرمایه‌گذاری می‌کند. به یاد داشته باشید، ممکن است در طول حرفه خود چندین منتور داشته باشید و بنابراین نیازی نیست که یک نفر مناسب باشد تا سودمند باشد. شما نمی خواهید یک منتور بزرگ را از دست بدهید زیرا آنها با تصویری که در ذهن شما داشتید مطابقت ندارند.با ذهن باز به اطراف بنگرید. هیچ شخصی خالی از ایراد و مشکل نیست. هیچ منتوری صد در صد نیست. آیا انیشتین را به عنوان منتور فیزیک قبول دارید؟ آیا انیشتین را به عنوان منتور فوتبال قبول دارید؟ . روی چیزهایی که می خواهید یاد بگیرید، با چه کسی صحبت می کنید احساس خوبی دارید و یک نفر چه انرژی دارد تمرکز کنید. ممکن است تعجب کنید!‌۶- با منابع انسانی یا یادگیری و توسعه صحبت کنیداگر در دانستن اینکه برای پیدا کردن یک منتور از کجا شروع کنید مشکل دارید، با اطرافیان خود در محیط کار و تحصیل صحبت کنید! منتورینگ روز به روز در سازمان‌ها رایج‌تر می‌شود، و این امری منصفانه است که برای توسعه مهارت‌ها و آرزوهای شغلی خود درخواست کنید.۷ - ابتدا یک چت غیررسمی داشته باشیدبنابراین شما فردی را در ذهن دارید که فکر می کنید می تواند به شما در دستیابی به اهداف و پیشرفت در شغلتان کمک کند. کسی که به شما ایده ها و روش های جدید فکری را معرفی کند، شما را به چالش بکشد و شما را در مسیر درست راهنمایی کند.به خاطر داشته باشید، در این مرحله هنوز نمی‌دانید که آیا آنها منتور خوبی خواهند بود یا خیر. بنابراین نمی‌خواهید فوراً از آن‌ها بخواهید که منتور شما باشند، زیرا می‌توانید ۲ جلسه در منتورینگ آن شرکت کنید و متوجه شوید که با هم خوب نیستید، یا آن‌طور که فکر می‌کردید آگاه نیستند.در عوض، از آنهادرخواست کنید در کافه قهوه بنوشید (یا اگر در مکان دیگری هستند، یک تماس ویدیویی معمولی ترتیب دهید). بگویید دوست دارید در مورد موضوع خاصی یا تجربه آنها با آنها صحبت کنید و چند سوال آماده داشته باشید. این فرصت شماست تا بفهمید که آیا آنها می‌توانند منتور خوبی برای شما باشند یا خیر، و همچنین آنها را تحت تأثیر قرار دهید تا وقتی *واقعاً* از آنها بپرسید، بله بگویند.نکته: شما می خواهید این جلسه آینده را با احساس الهام، هیجان و حتی بهتر شدن بالقوه در مورد خودتان ترک کنید. اگر احساس خوبی نداشتید، شاید آنها فرد مناسبی برای راهنمایی شما نباشند. آنقدر برای یافتن یک منتور تصمیم نگیرید که روی رابطه اشتباه سرمایه گذاری کنید.‌۸ - در واقع از آنها بخواهید که مربی شما باشنداگر این جلسه را مفید دیدید و دوست دارید این شخص به شما راهنمایی کند و یک توافق نامه/رابطه رسمی تری وارد کند، تنها کاری که باید انجام دهید این است که از او بپرسید.این بخشی است که مردم آن را بسیار دلهره آور می دانند، اما در واقع آسان ترین بخش است. فقط تماس بگیرید و از آنها بپرسید که آیا می خواهند شما را راهنمایی کنند یا خیر. نظمی را که برای تعیین انتظارات به دنبال آن هستید، اهدافی که برای رسیدن به آنها کار می کنید و هر چالشی که با آن روبرو هستید مشخص کنید.به یاد داشته باشید که توضیح دهید که چگونه فکر می کنید آنها می توانند به شما کمک کنند .به طور کلی مردم دوست دارند به مردم کمک کنند.‌۹ - تعهد به رابطهیک رابطه منتورینگ خوب از هر دو طرف به تعهد و تلاش نیاز دارد. اگر موفق به پیدا کردن یک منتور خوب شده اید، مطمئن شوید که برای انجام آن وقت گذاشته اید!همیشه منتظر نباشید تا منتور شما جلسات یا اهدافی را آغاز کند، کنترل را به دست بگیرید و مطمئن شوید که به اهدافی که در همان ابتدا تعیین کرده اید دست پیدا می کنید. و فراموش نکنید که از منتور خود بابت وقتشان تشکر کنید. سپاسگزاری راهی مطمئن برای ایجاد یک رابطه مثبت با هر منتور است و از همه بهتر، رایگان است!و این نحوه پیدا کردن یک منتور عالی است! موفق باشید‌</description>
                <category>فرجاد پورمحمد Farjad Pourmohammad</category>
                <author>فرجاد پورمحمد Farjad Pourmohammad</author>
                <pubDate>Mon, 15 May 2023 16:40:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک معلم توضیح می دهد، منتور الهام بخش است</title>
                <link>https://virgool.io/@farjadp/a-teacher-explains-a-mentor-inspires-irs48jvbzb5j</link>
                <description>اغلب از من می پرسند که آیا در طول زندگی و حرفه ام مربیانی داشته ام یا خیر؟ اگر این سوال را سالیان پیش از من میپرسیدن به نظرم مسخره میرسید. چون همه مربی داریم و داشتیم. مثلا معلم سال اول دبستان یا مربی بدمینتون من یا ... اما در این سالها که به بیزینس از منظر برند نگاه میکنم و سابقه ی درس فلسفه را در کارنامه ی خودم دارم به اینگونه سوالات با وسواس بیشتری مینگرم. همانطور که در ابتدا میخواستم این مقاله را در وب سایت شخصی خود به این آدرس منتشر کنم اما در نهایت تصمیم گرفتم در وب سایت در مسیر استارتاپ منتشر کنم. این تصمیمات بر اساس تجربه صورت میپذیرد و نوعی تصمیم تاکتیکی است! حال اینها چه ربطی به مقاله ی حاضر یعنی یک معلم توضیح می دهد، منتور الهام بخش است دارد؟ باید بگویم در ظاهر شاید هیچ اما به سراغ مقاله برویم شاید نتیجه ی دیگر حاصل شدمنتور یا مربی، از منظر سنتی به آن نگاه می‌کنم، هرگز یک مربی اختصاصی نداشتم. من هرگز کسی را نداشتم که به طور منظم با او ملاقات کنم. هرگز شخص خاصی وجود نداشت که من او را مربی خطاب کنم، یا از من بخواهم در یک دوره زمانی معین مربی من باشد.برای من یک مربی می تواند هر کسی باشد. مربیان در زندگی من وارد و خارج می شوند و آنها می توانند هر کسی از دوستان نزدیک شما باشند، کسی که به او نگاه می کنید یا حتی فرزند شما. چند روز پیش برای یک مساله ای در خصوص مهاجرت با یک وکیل در حد سه دقیقه مکالمه ی تلفنی داشتم. اطلاعات اشتباه خیلی به من داد  اما ما بین حرفایش در خصوص رابطه ی من و همسرم و همچنین دلنگرانی های همسرم یک نکته ی بسیار ارزشمند را به من یاد داد.  پس یک منتور میتواند در حد یک دقیقه در زندگی شما حضور داشته باشد ولی چیزی را به شما یاد دهد که نتیجه ی سالها تجربه است.بسیاری از مربیانم را تاکنون شخصاً نمی شناسم. این افراد یا دیگر زنده نیستند، یا فقط کار خود را انجام می دهند و در عین حال از کارهای دور به من الهام می بخشند. مربیان می آیند و می روند. برای اینکه شخصی را به عنوان مربی خود انتخاب کنید، حتی لازم نیست از او بخواهید، فقط او را مربی خود می کنید.برخی از مربیان منفعل و برخی فعال تر هستند. مربیان زیادی در زندگی من هستند که کارشان را فقط با بودنشان انجام می دهند و گاهی حتی قصد ملاقات با آنها را ندارم زیرا رابطه منفعلانه ای که داریم را دوست دارم.برخی از مربیان در طول سالها می مانند، برخی فقط چند روز دوام می آورند. مهم است که مربیان خود را به صورت مقطعی انتخاب کنید و ادامه دهید. شما باید تا حد امکان از یک مربی بهره ببرید، تا جایی که می خواهید از آنها استفاده کنید، زیرا آنها برای همین کار هستند. هرگز نسبت به آن احساس بدی نداشته باشید و هر زمان که فکر کردید زمان مناسبی است، ادامه دهید.رابطه بین شما و یک مربی همیشه نامتعادل خواهد بود. یک مربی همیشه بیشتر از آن چیزی که شما بتوانید در ازای آن پس بدهید به شما می دهد و این اشکالی ندارد. مربی شما به احتمال زیاد مربیان خود را دارد، بنابراین حداقل تعادلی در سیستم کلی وجود دارد. و هرگز فراموش نکنید، احتمالاً شما یک مربی برای شخص دیگری هستید.من شخصاً این ایده را دوست دارم که هر زمان که دوست داشته باشم، مربیانم را انتخاب کنم. حتی اگر نیازی به تماس با آنها نداشته باشم و آنها فقط به عنوان یک مربی منفعل در زندگی من باشند، ترجیح می دهم.برای من یک مربی می تواند:ایلان ماسک - زیرا روشی که او برای اجرای رویاهایش کار می کند هر روز برای من الهام بخش است. آیا لازم است او را ملاقات کنم؟ من هیجان زده می شوم.آرنولد شوارتزنگر - زیرا او هرگز از ساختن خود دست نمی کشد. بعد از اینکه در یک حرفه قرار گرفت، جرات دارد همه چیز را دوباره شروع کند و چیز جدیدی را امتحان کند. ورزشکار، بازیگر، سیاستمدار؟ مهم نیست، او هر چه بود دنبال آن رفت.بیل کانینگهام - زیرا او به من نشان می دهد که واقعاً چه علاقه ای دارد. اگر کارتان را دوست دارید، بدون توجه به هر کاری آن را انجام می دهید.جروم ژار - چون توییت‌ها، ویدیوها یا نظرات مثبت او همیشه روزم را کمی بهتر می‌کند. وقتی صحبت از انتشار شادی و نشاط مثبت می شود، او یک مربی است.لیلی سینگ با نام مستعار سوپرزن - من لیلی را به خاطر نگرش مثبت، مهارت‌های کمدی درخشان و شخصیت صادقانه‌اش بسیار تحسین می‌کنم.</description>
                <category>فرجاد پورمحمد Farjad Pourmohammad</category>
                <author>فرجاد پورمحمد Farjad Pourmohammad</author>
                <pubDate>Wed, 15 Feb 2023 16:01:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روش IMP کانادا : مهاجرت به کانادا با برنامه imp کانادا</title>
                <link>https://virgool.io/startupvisaroad/imp-canada-method-immigrate-to-canada-with-the-imp-canada-program-x6joo49lyqc8</link>
                <description>اگر شرایط برنامه imp کانادا را داشته باشید، از ارائه LMIA معاف می‌شوید! برنامه imp کانادا مسیر ساده‌تر و کوتاه‌تری نسبت به دیگر برنامه‌های مهاجرت کاری دارد و می‌توانید پس از یکسال برای اقامت دائم درخواست دهید. این مزایا باعث شده است تنها در سال گذشته، 445.730 تبعه خارجی تحت این برنامه به این کشور مهاجرت کنند! برنامه imp مسیرهای مختلف دارد که بسته به شرایط خود می‌توانید از طریق یکی از آنها درخواست دهید. در این مقاله از سری مقالات مهاجرتی وب سایت در مسیر استارتاپ ویزا ، تمام مسیرهای برنامه imp کانادا، شرایط، مدارک و روند درخواست آن را به طور کامل بررسی می‌کنیم.در پاسخ به سوال برنامه imp کانادا چیست؟ به صورت کوتاه می‌توان گفت «برنامه International Mobility Program (IMP) به معنای برنامه پویای بین المللی است که به کارفرمایان کانادا اجازه می‌دهد بدون نیاز به ارزیابی تاثیر بازار کار (LMIA) نیروهای کاری خارجی را با مجوز کار موقت استخدام کنند».این برنامه برای کارفرمایان و نیروهای کاری، مزایای زیادی ایجاد می‌کند و باعث می‌شود فرآیند استخدام ساده‌تر و سریع‌تر پیش رود. برخلاف برنامه موقت نیروهای کاری خارجی، که براساس آن مجوزهای کار بسته به شرایط بازار کار در موارد خاص صادر می‌شود، برنامه آی ام پی کانادا در خدمت منافع گسترده‌تر اقتصادی و فرهنگی کانادا است.LMIA چیست؟LMIA مخفف کلمه Labor Market Impact Assessment و به معنای ارزیابی تاثیر بازار کار کانادا است. هدف از ارائه این سند اثبات این نکته است که کارفرمایان کانادایی، شهروندان و افراد مقیم دائم کانادا را در اولویت استخدام قرار می‌دهند. LMIA مثبت، که گاهی نامه تاییدیه هم نامیده می‌شود، نشان می‌دهد که نیاز به یک کارگر خارجی برای پر کردن جایگاه شغلی مورد نظر وجود دارد.همچنین نشان می‌دهد که هیچ نیروی کاری از شهروندان یا مقیم دائم کانادا برای انجام این کار در دسترس نیست.ویزای TFWP چیست؟یکی از ویزاهای کاری کانادا، برنامه کارگران خارجی موقت (TFWP) است که برای افرادی که می‌خواهند برای مدت زمان کوتاه در کانادا کار کنند، طراحی شده است. برنامهTFWP توسط دولت فدرال اداره می‌شود و به کارفرمایان کانادایی اجازه می‌دهد برای بر طرف کردن کمبود نیروی کار، افراد خارجی استخدام کنند. طبق این برنامه نیروهای کاری خارجی می‌توانند به مدت 6 ماه (با امکان تمدید) در کانادا کار کنند.در این مدت نیروی کار فقط اجازه دارد برای یک کارفرمای کانادایی کار کند و زمانی که مجوز کار به پایان اعتبار نزدیک می‌شود می‌تواند برای تمدید مجوز کار اقدام کند. در غیر اینصورت، با اتمام مدت اعتبار ویزا باید کانادا را ترک کرده و به کشور خود بازگردد. از مهمترین الزامات ویزای TFWP، اخذLMIA و داشتن پیشنهاد شغلی از کارفرمای کانادایی است.مقایسه تفاوت ویزای imp کانادا و ویزای TFWP کانادامعمولا ویزای imp کانادا با ویزای TFWP (برنامه نیروی کار موقت خارجی) مقایسه می شود چرا که این دو تقریبا در نقطه مقابل هم قرار دارند. TFWP هم برنامه‌ای است که از طریق آن کارفرمایان کانادایی می‌توانند نیروهای کار خارجی را استخدام کنند. اما مهم‌ترین تفاوت آن با برنامه imp این است که به تاییدیه LMIA نیاز دارند و پروسه اخذ آن طولانی‌تر است. جدول زیر این دو برنامه را با هم مقایسه می‌کند:?پروسه کلی دریافت ویزای imp کاناداپروسه دریافت این ویزا بسته به نوع مسیر مهاجرتی تفاوت دارد. اما مراحل کلی آن عبارتند از:دریافت پیشنهاد کار از کارفرمای کاناداییتمدید پیشنهاد کار توسط کارفرماارائه درخواست برای ویزای کار با استفاده از شناسه دریافت شدهصدرو ویزای کارپروسه ویزای imp کانادا با پیشنهاد شغلیپروسه جریان‌های IMP که به پیشنهاد شغلی نیاز دارند، طبق مراحل زیر انجام می‌شود:کارفرمایان باید جاب آفر را در پورتال کارفرمای دولت کانادا ثبت کنند. آنها باید اطلاعاتی در مورد ماهیت و اندازه کسب و کار، فعالیت‌های اصلی آن و حداقل شرایط لازم برای این موقعیت، مانند سطح تحصیلات، مهارت‌های زبانی و نیز دستمزد و مزایا را تعیین کنند. آنها همچنین باید 230 دلار هزینه انطباق بپردازند.کارفرما پس از ارسال پیشنهاد استخدام از طریق پورتال کارفرما، یک شماره شناسه دریافت می‌کند.سپس، نیروی خارجی موقت باید با استفاده از این شماره برای مجوز کار درخواست دهد.اگر نیروی کاری موقت واجد شرایط کار در کانادا باشد و درخواست او تایید شود، معرفی نامه (اگر خارج از کانادا باشد) و مجوز کار از افسر خدمات مرزی کانادا دریافت می‌کند.هنگام ورود نیروی خارجی به کانادا، در صورتی که تمام شرایط رعایت شود، معرفی نامه از او گرفته می‌شود و به جای آن ویزای کار داده می‌شود.مسیرهای ویزای imp کانادا: روش مهاجرت imp چیست؟بسیاری از شما از ما می‌پرسید روش مهاجرت imp چیست و چند مسیر برای آن وجود دارد؟ باید بگوییم که خوشبختانه از چند مسیر مختلف می‌توان در برنامه imp کانادا شرکت کرد. گرچه نقطه مشترک تمام مسیرهای این برنامه، عدم نیاز به LMIA می‌باشد اما هر مسیر شرایط و مدارک خاص خود را نیاز دارد. بعضی از مسیرهای این برنامه شامل موارد زیر است:?شرایط ویزای imp کانادا بسته به نوع مسیر تفاوت دارد. برخی از شرایط این ویزا عمومی و برخی شرایط خاص هستند.شرایط عمومی:سوابق کاری کافیمدرک تحصیلی معتبرمهارت زبان انگلیسی یا فرانسهتوانایی مالی کافی برای تامین هزینه‌های زندگی در کاناداسلامت جسمانیعدم سو پیشینهشرایط خاص:شرایط خاص این برنامه کاملا به مسیر آن بستگی دارد. برای مثال اگر از طریق برنامه انتقال درون شرکتی اقدام کنید، باید بیزینس پلن داشته باشید و نشان دهید که یک برنامه واقع بینانه برای فعالیت کاری در کانادا دارید.چنانچه بخواهید از طریق برنامه جا به جایی فرانسوی زبانان اقدام کنید، باید حتما به زبان فرانسه تسلط داشته باشید، از یک کارفرما در خارج از استان کبک جاب آفر بگیرید و جاب آفر در دسته مشاغل 0، A یا B کانادا قرار داشته باشد. پیشنهاد می کنیم مشاغل موردنیاز کانادا را بررسی کنید تا دید بهتری داشته باشید.آمار ویزای آی ام پی کانادانمودار میله‌ای زیر آمار افرادی را که با ویزای IMP در این کشور مشغول کار شده‌اند، از سال 2000 تا سال 2021 مقایسه می‌کند. همانطور که می‌بینید، آمار این افراد به استثنای دو مورد، مدام در حال افزایش بوده است. تعداد افرادی که در سال 2021 از این ویزا استفاده کرده‌اند، 445.730 نفر بوده است اما بیشترین مربوط به سال 2020 است. در آن سال 455.340 نفر با استفاده از ویزای imp به کانادا مهاجرت کرده‌اند.?مزایای برنامه imp کانادایکی از مزیت‌های اصلی IMP این است که متقاضی می‌تواند پس از مهاجرت به کانادا و کسب تجربه کاری، برای سایر برنامه‌های مهاجرتی کانادا درخواست داده و وضعیت موقت خود را در شرایط خاص به دائمی تغییر دهد.افراد دارای تجربه یا مهارت‌های حرفه‌ای قابل توجه می‌توانند با ویزای imp کسب و کار خود را در کانادا راه اندازی کنند. متقاضیان باید نشان دهند که شرکت یک ماموریت دارد و آنها به عنوان مالک و گرداننده می‌توانند تخصص خود را به کانادا منتقل و در آن کشور شغل ایجاد کنند. در این صورت می‌توانند خود را به عنوان کارمند شرکت استخدام کنند.این ویزا به مجوز LMIA نیاز ندارد.اعضای خانواده متقاضی می‌توانند او را همراهی کنند.پروسه اخذ ویزا کوتاه و آسان است.امکان اخذ اقامت دائم پس از دریافت ویزای کار کانادا وجود دارد.معایب برنامه imp کاناداویزای آی ام پی یک ویزای کار موقت است.افرادی که شرکت خود را در کانادا تاسیس می‌کنند، نمی‌توانند برای یک شرکت دیگر کار کنند و اگر بخواهند برای یک شرکت دیگر کار کنند باید از طریق شرکت خودشان با شرکت مقابل یک قرارداد کاری امضا کنند. به عنوان مثال اگر بخواهید به عنوان مهندس IT در یک شرکت استخدام شوید، باید از طریق شرکت خود با آن شرکت قرارداد ببندید و از شرکت خودتان حقوق بگیرید.مدت زمان دریافت ویزای imp کاناداطبق آنچه که سایت اداره مهاجرت اعلام کرده است، مدت زمان رسیدگی به پرونده‌های ویزای imp کانادا حداقل 16 هفته طول می‌کشد. توجه داشته باشید که زمان تعیین شده بعد از انجام شدن انگشت نگاری در نظر گرفته شده است. این نکته را هم در نظر بگیرید که زمان بررسی پرونده‌ها برای تمام مسیرهای این ویزا یکسان نخواهد بود.شرایط تبدیل ویزای IMP کانادا به اقامت دائمبعد از ورود به کانادا با ویزای کار تحت برنامه imp می‌توانید از طریق سایر برنامه‌های مهاجرتی مانند برنامه‌های استانی کانادا (PNP) یا برنامه‌های اقتصادی فدرال، مثل کلاس تجربه کانادایی برای اقامت دائم درخواست دهید.مدت زمان اعتبار ویزای IMP کانادا بسته به روش آن بین 1تا 3 سال است و در برخی موارد قابل تمدید می‌باشد. اگر در طول این مدت به صورت مستمر در این کشور مشغول کار بودید، پس از آن می‌توانید درخواست اقامت دائم دهید. برای درخواست اقامت دائم باید مدرک زبان آیلتس با نمره 6 و جاب آفر داشته باشید. البته بدیهی است که شرایط مورد نیاز برای تمام مسیرها یکسان نخواهد بود.مدارک لازم برای اخذ ویزای imp کانادااز آنجائیکه ویزای آی ام پی کانادا از نوع ویزای موقت است، بدیهی است باید مدارکی ارائه دهید که ثابت می‌کند قصد اقامت طولانی مدت در این کشور را ندارید و قرار است بعد از اتمام کار به کشور خود باز گردید. در مورد مدارک مورد نیاز، باز هم موضوع مسیر ویزا مطرح می‌شود. یعنی بسته به نوع ویزا، مدارک متفاوت نیاز خواهد بود. برای مثال افرادی که قصد دارند تحت برنامه انتقال درون شرکتی اقدام کنند، باید مدارک زیر را ارائه دهند:بیزینس پلن یا طرح تجاری دقیقمدارکی که ثابت می‌کند در استخدام یک شرکت بین المللی در خارج از کانادا هستید و قرار است به شعبه کانادایی همان شرکت منتقل شوید.اسناد توصیفی که نشان می‌دهد واقعا با فعالیت‌های شرکت در شعبه کانادایی آن ارتباط ملموس دارید.جمع بندیدر این مقاله ویزای آی ام پی کانادا، شرایط، مدارک و پروسه آن را به صورت کامل مورد بررسی قرار دادیم. همانطور که اشاره کردیم، شما می‌توانید از طریق مسیرهای مختلف مانند توافق نامه‌های تجارت آزاد بین المللی، اجازه کار پس از تحصیل، برنامه انتقال درون شرکتی و غیره در این برنامه شرکت کنید. یکی از بزرگترین مزایای ویزای imp کانادا این است که نسبت به سایر برنامه‌ها پروسه ساده‌تر و نسبتا کوتاه‌تری دارد.</description>
                <category>فرجاد پورمحمد Farjad Pourmohammad</category>
                <author>فرجاد پورمحمد Farjad Pourmohammad</author>
                <pubDate>Wed, 01 Feb 2023 15:01:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همه چیز در مورد ریجکتی ویزای استارتاپ کانادا</title>
                <link>https://virgool.io/startupvisaroad/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%B1%DB%8C%D8%AC%DA%A9%D8%AA%DB%8C-%D9%88%DB%8C%D8%B2%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AF%D8%A7-fsxuonfdpkvc</link>
                <description>تو این مقاله از سری مقاله های وب سایت در مسیر استارتاپ ویزا میخوایم  به بررسی تمامی ابعاد ریجیکتی های ویزای استارتاپ کانادا بپردازیم. این  مقاله در بازه های زمانی متفاوت و با توجه به تغییر قوانین و اتفاقاتی که  در طول سال ممکن است رخ دهد، اپدیت خواهد شد. سعی میکنیم این مقاله را هر  سال حداقل دو بار آپدیت کنیم. خب همین اول بریم سراغ این قضیه که چی شد  مقاله همه چیز در مورد ریجکتی ویزای استارتاپ کانادا خواستیم بنویسیم؟فقط یک نکته ی دیگه هم بگم و اون اینکه بخش اول این مقاله  به نوعی مقدمه هست و یکجور تاریخ نگاری و برداشت شخصی و بخش دوم مقاله رو  به صورت تخصصی تر به مبحث ریجکتی می پردازم. پس اگر حال نداری متن بخونی  بخش اول رو بیخیال شو ?حدود دو ماه ( حدودا  اواخر نوامبر ۲۰۲۲ ) پیش بود که کلی پرونده ی ایرانی ها رو به خصوص ورک  پرمیت رو ریجکت کردن و هر شخصی هم که نوت آفیسر گرفت به احمقانه بودن این  ریجیکتی ها بیشتر مطمئن می شدیم. و تو این مدت هم کلی از دوستان از ما  مشاوره میگرفتن که چه کنیم یا چه نکنیم و کلی نگرانی و دغدغه و … همون  روزهایی که به طرز عجیبی ریجکتی ها شروع شد ، توی گروه تلگرامی در مسیر  استارتاپ ویزا توضیح دادیم که این روند غیر طبیعیه و احتمال میدیم که بیشتر  دلایل سیاسی وجود داره تا دلایل دیگه. اما به عنوان منتور استارتاپ ویزا  چند علت عمده رو در این مورد دخیل میدونم :خیزش مردم ایران و اتفاقاتی که دنیا رو به قبل و بعد از #مهسا_امینی در  این خیزش تبدیل کرد به طوریکه دولت کانادا در ظاهر با مردم ایران بود و در  باطن علنا هیچ کاری نمیکرد و این پارادوکس براش خیلی بد بودحجم بالای پرونده های فیک که از قبل روی دست اداره مهاجرت مونده بود.  طبق امار رسمی حدود ۹۲ درصد از استارتاپ های ایرانی در سال ۲۰۲۱ ریجکت شدن!  یعنی تعداد پرونده هایی که به دولت کانادا دروغ گفتن. به نظرتون کی دروغ  گفته؟ جز وکیل و موسسه مهاجرتی کسی مگه میتونست وارد این بخش از بازار بشه؟مشکلات سیاسی بین ایران و ترکیه که در اوج خودش بود ( و هست ) و  ازونجایی که پرونده های ایرانیان در آنکارا بررسی میشه احتمالا آفیسرها هم  کمی سوگیری کرده باشن. و البته امیدوارم با اتفاقی که امروز برای سفارت  آذربایجان افتاد و دولت ترکیه به شدت اونو محکوم کرد، دوباره این ( حدس )  رخ نده.ازونجایی که قطعا در هر خانواده ی ایرانی یک نفر وجود دارد که با سپاه  در ارتباط است و یا در سپاه خدمت کرده است و همزمان نیز دولت های دنیا به  صورت جدی با این قضیه در حال برخورد هستند، پس افراد اسنشیال احتمالا یک  ارتباطاطی با اعضا سپاه دارن! مثلا ممکن است پسرخاله ی من سپاهی باشد و  آفیسر به خاطر این ارتباط پرونده رو ریجکت کردهحجم بالای پناهجویان اوکراینی و افغانستانی باعث شد که دولت کانادا بیش  از حد توان خود مهاجر پذیرفته باشد و به خاطر اینکه سلامت جامعه به خطر  نیفتد و بتواند رضایت افراد را در سطح بالا نگه دارد برای همین ریجکتی زیاد  شد تا زیرساخت های خود را توسعه دهد.افزایش بیسابقه ی قیمت خانه و اجاره ها که افزایش نارضایتی افراد جامعه  را در پی داشت. ورود مهاجر بیشتر به منزله ی درخواست در این بخش بود.نا مشخص بودن وضعیت جنگ اوکراین و روسیه از یک طرف و اتفاقات سیاسی که  در چین در حال رخ دادن است از طرف دیگر ( چین یکی از بزرگترین کشورهای صادر  کننده به کانادا است و بیشترین مهاجر را دارد ) و رابطه ی چین و روسیه با  ایران.حجم بالای پرونده های ورک پرمیت در اداره مهاجرت و تعداد کم بودن آفیسرها برای بررسی…به نظر شخصی بنده مجموع خیلی مسائلی که بخشی از آن را در بالا ذکر کردم  باعث شد تا تعداد ریجکتی های ایران به شدت و به صورت چشمگیری افزایش پیدا  کند.با این مقدمه بریم سراغ بخش دومریجکت شدن ویزای کاناداریجکت شدن ویزای کانادا به این معنا است که با درخواست اخذ ویزای شما  موافقت نشده است. دلایل مختلفی برای ریجکت شدن ویزای کانادا وجود دارد.  واقعیت این است که کانادا یکی از محبوب‌ترین مقاصد مهاجرتی است و جای تعجب  ندارد که تعداد متقاضیان ویزای این کشور بالا باشد. یک واقعیت دیگر این است  که اگر قرار باشد این کشور با تمام درخواست‌های اخذ ویزا موافقت کند دیگر  جای سوزن انداختن در آن نخواهد بود! پس بدیهی است که بخواهد برخی از  درخواست‌ها را رد کند. اما برای ریجکت کردن ویزا همیشه باشد دلیل وجود  داشته باشد.دلایل کلی ریجکتی ویزای کانادایکی از مهم‌ترین دلایل ریجکت شدن ویزای کانادا نقص پرونده ارسال شده  است. در واقع پرونده شما باید نشان دهد که شما قصد ندارید برای همیشه در  این کشور بمانید و اگر در اثبات هدف ترک کانادا موفق عمل نکردید، درخواست  شما رد خواهد شد.  خب این چیزیست که وکلا به شما میگویند! اما واقعیت چیز  دیگریست. بیاید کمی عمیقتر به مبحث استارتاپ بنگریم. شما یک ایده ای را با  سرمایه ی شخصی میخواهید در کشور دیگری لانچ کنید. فرض کنیم شما موفق شدید  در سال دوم مالی به نقطه ی صفر برسید و از سال چهارم مالی به درامد بالای ۱  میلیون دلار. این اعداد نه تنها کم است که از نظر استاندارد جهانی و حتی  انیکیوباتورها که شما را ارزیابی میکنند به شدت به دور از واقعیت و شما  باید خیلی بیشتر درآمد کسب کنید! پس فرض اول را به شدت کمتر از چیزی که  باید باشد در نظر میگیریم. خب شما در سال پنجم حدود دو میلیون دلار درامد  دارید و کلی هم مالیات دادید ! کلی هم اشتغال زایی کردید و کلی چیز خوب  دیگه. آیا شما نیاز دارید که اثبات کنید حالا که رشد کردم برگردم کشورم!؟؟؟  تای برگشت اصلا برای استارتاپ نیست! حتی اگر در نوت آفیسر شما این مورد  بود با همین یک مورد میتوانید بروید دادگاه و موفق شوید! این از مواردی است  که حاضرم با تمامی وکلا و موسسات مهاجرتی سر میز بنشینم و صحبت کنم. ولی  نه در اتاق بسته که رو در روی تمام مخاطبانشان..دلایل ریجکتی ویزای ورک پرمیت استارتاپبه نظر شخصی و با توجه به تجربیات این چند سال و مطالعه ی دقیق قانون  دولت ، میتوانم دلایل زیر را به عنوان دلایل ریجکت شدن ویزای ورک پرمیت یا  همان اجازه کار موقت استارتاپ ویزا ، مطرح کنم.کم بودن تمکن مالیارائه دروغ و به دور از واقعیت مستنداتجعل اسنادی که در ظاهر قابل ردگیری نیستن! چون کانادا در ایران سفارت ندارد!خریدن نامه از سازمان های حمایت کننده. در مقاله ای جدا و مفصل این مورد را توضیح خواهم دادمشکلات فردیکامل و دقیق پر نکردن فایل های الزامی و اختیاری که اصلا نیازی به وکیل  ندارید. کافیست سایت اداره مهاجرت و راهنمای ان را به صورت دقیق مطالعه  کنید و طبق همان تکمیل کنیدو در آخر ،بدشانسی. مثل همین داستان دو ماه پیش که با کورت قطعا قطعا برطرف خواهد شد.دلایل ریجکتی اقامت دائم استارتاپ کانادافقط دو دلیل وجود دارد که پی آر یا همان اقامت دائم شما ریجکت می شودفیک بودن پروژه که آفیسر بعد از یک یا دوسال به آن گیر خواهد دادمشکل ساز بودن یکی از اعضا اسنشیال در خاک کانادا به نوعی که حداقل ۱۲  ساعت در زندان باشد. البته اگر اشتباه از طرف پلیس باشد مشکلی نیست ولی  محکومیت قطعی که حداقل ۱۲ ساعت زندانی در پی داشته باشد کل اعضا را ریجکت  خواهد کرد!رفع ریجکتی ویزای کانادامعمولا وقتی پرونده متقاضیان رد می‌شود، آنها بلافاصله به این فکر  می‌کنند که مشکل پرونده آنها چه بوده است. اما باید بدانید که مشکل ریجکتی  پرونده همیشه از طرف شما نیست! گاهی زمان محدود برای بررسی حجم زیادی از  پرونده‌ها باعث می‌شود آفیسر در مورد پرونده شما اشتباه کند. شاید این  موضوع را یک بدشانسی قلمداد کنید اما می‌توان خوشبینانه هم به این قضیه فکر  کند. اگر علت ریجکتی ویزای شما اشتباه آفیسر باشد، می‌توانید درخواست  تجدید نظر دهید. در این صورت شانس اخذ ویزا بالا خواهد بود چرا که مشکلی در  پرونده وجود ندارد. همچنین، ریجکت شدن ویزای کانادا تاثیر منفی روی  درخواست‌های بعدی نخواهد گذاشت.نکته مهمی که درباره اقدامات پس از ریجکت شدن ویزا کانادا وجود دارد این  است که در ارسال مجدد پرونده دقت زیادی به خرج دهید. اگر پرونده شما مجددا  ریجکت شود سابقه خوبی در پرونده نخواهید داشت.امکان رفع ریجکتی ویزای کانادامهم‌ترین سوال بسیاری از متقاضیان که درخواست آنها رد می‌شود این است که  آیا امکان رفع ریجکتی ویزای کانادا و درخواست مجدد وجود دارد؟ آیا امکان  درخواست مجدد وجود دارد؟ در پاسخ به این سوال باید بگوییم که معمولا امکان  درخواست دوباره برای رفع ریجکتی ویزا وجود دارد، مگر اینکه در نامه ریجکتی  عنوان شده باشد که امکان درخواست مجدد وجود ندارد. اگر یک تاریخ قانونی  برای درخواست وجود دارد، مثلا تاریخ ویزای کاری شما تمام شده است، وقت  کوتاهی برای درخواست مجدد خواهید داشت. پس حتما جزئیات نامه را برای بررسی  ددلاین‌های مشخص شده بررسی کنید.اقدامات پس از ریجکت شدن ویزای کاناداقبل از هر گونه اقدام برای رفع ریجکتی ویزای کانادا باید ابتدا با کمک  یک متخصص دلیل یا دلائل ریجکتی را بررسی کنید که البته با کمی سرچ در گوگل و  فروم ها و گروه ها در ۹۹ درصد مواقع خودتان میتوانید راهنمای خودتان  باشید. پس از این مرحله میتوان با چند روش برای رفع ریجکتی اقدام کرد.اقدامات پس از ریجکت شدن ویزای کانادا عبارتند از:درخواست مجدد ویزا پس از تقویت مدارک  : در این روش مدارک را تقویت  میکنید. یعنی اگر مدرک بیشتر نیاز باشد به پرونده ضمیمه میکنید و اگر یک  مدرک غیر قابل قبول ارائه شده که نتوانسته آفیسر را مجاب کند، یک مدرک  کاملتر به جای آن ارائه میدهید. به عنوان مثال اگر آفیسر اشاره کرده است که  استادی پلن شما او را متقاعد نکرده است، یک استادی پلن جدید و قوی ارائه  داده و مدارک را دوباره ارسال میکنید. و یا اگر به تمکن مالی شما گیر داده  باشد یکی کامل تر و معتبر تر برایش ارسال می کنید.درخواست بررسی مجدد پرونده (Trconsideration) : اگر مطمئن هستید که هیچ  نقصی در پرونده وجود نداشته است، بدون تغییر در مدارک، درخواست بررسی مجدد  پرونده را به اداره مهاجرت ارسال میکنید.اعتراض در دادگاه (court) : در این روش به دادگاه عالی کانادا شکایت میکنید که نحوه رسیدگی به پرونده ارسالی شما منصفانه نبوده است.تفاوت بین عدم پذیرش و استرداد در ویزای ریجکت شده چیست؟تشخیص بین‌عدم پذیرش (refusal) و یا استرداد (return) ویزای ریجکت شده  اهمیت زیادی دارد. عدم پذیرش به دلایلی مانند عدم اثبات تمکن مالی، اثبات  هدف سفر، دلایل پزشکی، امنیتی یا کیفری اتفاق می‌افتد. از طرف دیگر،  استرداد (return) ویزا ممکن است در نتیجه فقدان و یا نادرست بودن اسناد و  مدارک یا فراموش کردن امضای فرم‌های مورد نیاز باشد.همچنین اگر ظرفیت پذیرش برنامه‌ای که برای آن درخواست داده اید، تکمیل  شده باشد ممکن است درخواست شما برگردانده شود. با این حال، اگر درخواست شما  برای اخذ ویزا برگردانده شده است، می‌توانید با اصلاح اشتباهات و نواقص،  مجددا برای دریافت ویزا اقدام کنید.در صورت ریجکتی ویزای کانادا، باید قبل از اقدام مجدد، قوانین و  پروتکل‌های موجود در این زمینه را بررسی ، همه اشتباهات را اصلاح و هرگونه  اطلاعاتی را که ممکن است منجر به افزایش شانس موفقیت شما شود، به پرونده‌  اضافه کنید. همانطور که گفتیم اگر مطمئن هستید که در درخواست اولیه شما کمی  و کاستی وجود نداشته و آفیسر ویزا اشتباه کرده است، می‌توانید درخواست  تجدید نظر دهید.نوت آفیسر چیست؟همانطور که گفتیم اولین قدم برای رفع ریجکتی ویزای کانادا این است که  دلیل آن را بدانید. اما ممکن است این دلایل به طور واضح در نامه عنوان نشده  باشند. برای بررسی دقیق دلایل ریجکتی ویزای کانادا باید درخواست نوت آفیسر  بدهید. این درخواست باید توسط فردی که شهروند کانادا است به نمایندگی از  شما انجام شود. نوت آفیسر یک گزارش 30 تا 50 صفحه‌ای است که روند بررسی  پرونده ویزا را به طور کامل نشان می‌دهد. مدت زمان دریافت نوت آفیسر بعد از  درخواست آن بین 30 تا 40 روز کاری است.مزایای دریافت نوت آفیسرمزایای دریافت نوت آفیسر این است که اگر آفیسر در بررسی پرونده دچار  اشتباه شده است یا دلایلی که عنوان کرده مربوط به شخص شما نبوده است، برای  شما مشخص می‌شود و می‌توانید بر اساس آن اقدامات بعدی را انجام دهید. برای  مثال ممکن است در نامه ریجکتی عنوان شده باشد که درخواست ویزا به دلیل عدم  سابقه کافی سفر رد شده، در حالی که شما به حوزه شینگن سفر کرده‌اید و تنها  مدارک کافی ارائه نداده‌اید. دانستن این جزئیات در نوت آفیسر به رفع ابهام  پرونده کمک زیادی می‌کند.همچنین اگر از شما مدارک اضافه خواسته شده می‌توانید از دلایل آن اطلاع داشته باشید. توجه داشته باشید که:دریافت نوت آفیسر همیشه الزامی نیست.کسانی که به پرونده دسترسی ندارند می‌توانند با گرفتن نوت آفیسر رفع نواقص کرده و مجددا اپلای کنند.تنها کسی که مقیم کانادا است می‌تواند برای آن درخواست دهد.بهترین روش برای رفع ریجکتی ویزای کانادا کدام است؟با توجه به توضیحاتی که تا اینجا ارائه دادیم، احتمالا خودتان متوجه  شدهاید که اصلا نمیتوان یک روش عالی برای رفع ریجکتی تمام ویزاها پیشنهاد  کرد. برای رفع ریجکتی، هر پرونده باید به صورت دقیق توسط کارشناسان بررسی  شود تا یک تصمیم درست درباره آن گرفته شود. اگر خشت اول را درست بگذارید،  یعنی مدارک کافی و درست ارائه دهید، نگران ریجکتی و حتی دفعات آن نباشید.آیا اعتراض به دادگاه واقعا نتیجه می دهد؟آخرین راه حل برای رفع ریجکتی ویزای کانادا اعتراض به دادگاه عالی  کانادا است. همانطور که در قسمت روشهای رفع ریجکتی ویزای تحصیلی اشاره  کردیم، اعتراض به دادگاه زمانی نتیجه میدهد که از درستی و کامل بودن پرونده  خود اطمینان داشته باشید. در اینصورت بر خلاف تصور بسیاری از افراد،  اعتراض به دادگاه واقعا نتیجه میدهد.مراحل اعتراض به دادگاه برای رفع ریجکتی ویزای کانادامراحل اعتراض به دادگاه از این قرار است:leave : در این مرحله یک بررسی مختصر انجام میشود و در صورت نیاز  مدارک بیشتر درخواست میشود. اگر نتوانید مدارک خواسته شده را ارائه دهید و  یا از نظر دادگاه دلایل کافی برای اعتراض ندارید، پرونده کاملا بسته می  شود. اما اگر دادگاه به شما اجازه دفاع بدهد، وارد مرحله بعد میشوید.Settle : در این مرحله وکیل مستندات و دفاعیات را به دادگاه ارائه  میدهد. اما امکان اضافه کردن مدارک یا اطلاعات دیگر وجود ندارد و فقط مدارک  قبلی بررسی میشود. اگر دادگاه پیشنهاد ستل بدهد، دو گزینه دارید:الف. ستل را میپذیرید و ریجکتی رفع میشود. اما پرونده به حالت سابمیت  در میآید. یعنی یک آفیسر دیگر باید در اداره مهاجرت دوباره آن را بررسی  کند.ب. ستل را نمیپذیرید و وارد مرحله بعدی میشوید.Hearing : در این مرحله باز هم اسناد دیگر ارائه میدهید تا ثابت کنید  که رای آفیسر منصفانه و منطقی نبوده است. اگر نظر دادگاه منفی باشد، پرونده  بسته میشود و اگر مثبت باشد، برای بررسی مجدد به اداره مهاجرت ارسال  میشود. معمولا پروندههایی که از مرحله Hearing رای مثبت گرفتهاند، در بررسی  بعدی هم نتیجه مثبت میگیرند.مدت زمان اعلام ریجکتی سفارت کانادامدت زمان اعلام ریجکتی سفارت کانادا و همچنین مدت زمان اعلام موافقت با  پرونده کاملا به نوع ویزای درخواستی بستگی دارد. در واقع، مدت زمان رسیدگی  بسته به نوع ویزا، کشور مبدا و زمان درخواست متقاضی متفاوت است. در برخی  موارد، به عنوان مثال زمانی که مدارک پرونده ناقص است، قبل از رسیدگی کامل،  ریجکتی آن اعلام میشود.اما در موارد دیگر ممکن است ریجکتی پس از پردازش کامل پرونده اعلام شود.  برخی شرایط هم ممکن است روی مدت زمان رسیدگی به پرونده تاثیر بگذارد. برای  مثال در زمان بیماری کرونا مدت زمان رسیدگی به پروندههای استارتاپ حدود ۴  ماه است . از آنجائیکه مدت زمان پردازش درخواستها ثابت نبوده و با توجه به  عوامل مختلف تغییر میکند، برای آگاهی از متوسط زمان پردازش می‌توانید در  زمان ارسال پرونده خود به سایت رسمی اداره مهاجرت مراجعه کنید.بهترین زمان برای اقدام مجدد پس از ریجکتی ویزای کاناداقانون مشخصی برای این کار وجود ندارد اما تجربه نشان داده است بهتر است  زمانی برای درخواست مجدد اقدام کنید که علت اصلی ریجکتی را میدانید و کاملا  آن را رفع کردهاید. البته چنانچه از مدارک خود اطمینان دارید و به عملکرد  افسران معترض هستید، یک قانون مشخص برای زمان اقدام مجدد وجود دارد: اگر در  زمان درخواست در خاک کانادا حضور دارید باید در مدت 15 روز و اگر بیرون از  کانادا هستید، در مدت 60 روز اعتراض خود را ارائه دهید.سود جوییهای اعتراض و رفع ریجکتی ویزای کانادامتاسفانه در زمینه مهاجرت به کانادا و کشورهای دیگر، سو استفادههای  زیادی از متقاضیان میشود. یکی از این موارد، رفع ریجکتی ویزا است. شرکتهای  نا معتبر با وعدههای دروغ متقاضیان را فریب میدهند، به عنوان مثال میگویند  رفع ریجکتی شیوه خاص دارد که تنها با صرف هزینه زیاد ممکن است. توجه داشته  باشید که:رفع ریجکتی شیوه خاصی ندارد همانطور که قبلا هم تاکید کردیم، با رفع نواقص پرونده میتوانید درخواست خود را مجدد ارسال نمایید.رفع ریجکتی مصاحبه ندارد! هیچ هزینهای برای دریافت زمان مصاحبه و شرکت  در آن پرداخت نکنید. قرار نیست برای رفع ریجکتی با افسران مصاحبه داشته  باشید.گذر زمان تاثیری در افزایش شانس رفع ریجکتی ندارد! شما حتی یک ساعت  بعد از اعلام ریجکتی هم میتوانید دوباره درخواست دهید و زمان هیچ گونه  تاثیری در آن نخواهد داشت! اگر شرکتها مدتها شما را با این وعده منتظر نگه  میدارند، بدانید قرار نیست کاری برایتان انجام دهند.</description>
                <category>فرجاد پورمحمد Farjad Pourmohammad</category>
                <author>فرجاد پورمحمد Farjad Pourmohammad</author>
                <pubDate>Sun, 29 Jan 2023 19:23:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اسکیل ورکر کانادا</title>
                <link>https://virgool.io/startupvisaroad/skilled-worker-rb4kyc9ozoek</link>
                <description>اگر تخصصی دارید و می‌خواهید با استفاده از آن اقدام به مهاجرت کنید، اخذ ویزا از طریق اسکیل ورکر کشور کانادا بهترین انتخاب است. اسکیل ورکر کانادا برنامه‌ای برای متقاضیان اقامت این کشور است که در کار خود تخصص دارند و می‌خواهند به جمع نیروی متخصص کانادا بپیوندند. در این مقاله  از وب سایت در مسیر استارت آپ، صفر تا صد ویزای اسکیل ورکر را برای متقاضیان مهاجرت به کانادا توضیح می‌دهیم.ویزای اسکیل ورکر چیست و چه تفاوتی با اکسپرس اینتری دارد؟ویزای اسکیل ورکر یا ویزای اسکیلد ورکر (Skilled Worker) یا همان نیروی متخصص، یکی از پرطرفدارترین ویزاهای کانادا برای اخذ اقامت دائم این کشور است. هدف دولت کانادا از این طرح، جذب افراد کاربلد از سراسر دنیا به جمع نیروی متخصص داخل کانادا و در نهایت رشد و توسعه اقتصادی کشور است.اما ویزای اسکیل ورکر چه تفاوتی با اکسپرس اینتری دارد؟ اکسپرس اینتری (Express Entry) سیستم آنلاینی برای ثبت درخواست اقامت دائم کانادا است. متقاضیان دریافت اقامت دائم این کشور، می‌توانند در یکی از برنامه‌های زیر شرکت کنند:اسکیل ورکر کانادا (Canada’s Skilled Worker)،تجربه کار در کانادا (Canadian Experience Class)،فدرال اسکیل ترید کانادا (Federal Skilled Trades).اطلاعاتی که در پروفایل اکسپرس اینتری وارد می‌کنید، نه‌تنها برای امتیازدهی، بلکه برای تعیین واجد شرایط بودن در یکی از این برنامه‌ها استفاده می‌شود. برای نمونه هنگام ثبت اطلاعات، از شما می‌پرسند چقدر پول به کانادا می‌برید؟ جواب این سوال، در تعیین برنامه مناسب برای مهاجرت شما موثر است. چرا؟برای ویزای اسکیل ورکر اگر بودجه کمتری از مبلغ تعیین‌شده داشته باشید، واجد شرایط نخواهید شد. متقاضی برنامه اسکیل ورکر کانادا باید تمکن مالی کافی برای اقامت در این کشور داشته باشد، اما در برنامه تجربه کار، الزام تمکن مالی وجود ندارد.اگر شرایط لازم برای حداقل یکی از سه برنامه بالا را داشته باشید، اجازه ورود به برنامه اکسپرس اینتری را پیدا می‌کنید. در ادامه ضمن دریافت ویزای اقامت دائم کانادا، پس از مدتی می‌توانید برای شهروندی هم درخواست بدهید.حداقل امتیاز برای اسکیل ورکر کانادا چقدر است؟اسکیل ورکر کشور کانادا سیستم امتیازدهی خاصی دارد و با امتیاز دهی اکسپرس اینتری فرق دارد. معیارهای یکسانی در هر دو وجود دارند، اما امتیازدهی به این معیارها با هم متفاوت هستند.در برنامه اسکیل ورکر کانادا باید حداقل 67 امتیاز بگیرید تا واجد شرایط شوید. اگر موفق به دریافت این امتیاز شوید، وارد اکسپرس اینتری خواهید شد. در اکسپرس اینتری، بر اساس معیارهای مشخصی، امتیازدهی خواهید شد.در اینجا حداقل امتیازی برای واجد شرایط شدن وجود ندارد، بلکه افرادی دعوت‌نامه خواهند گرفت که بیشتری امتیاز را به دست بیاورند. بعد از دریافت دعوت‌نامه از دولت کانادا می‌توانید درخواست اقامت دائم در این کشور داشته باشید.متقاضیان برنامه اسکیل ورکر کشور کانادا باید معیارهای مختلفی، از جمله سن مناسب، تحصیلات مرتبط، سابقه کاری، سطح زبان مناسب و تمکن مالی کافی داشته باشند که در ادامه آن‌ها را به‌طور مفصل بررسی می‌کنیم.سیستم امتیازدهی در برنامه اسکیل ورکر کشور کانادابرای قبولی در برنامه نیروی متخصص کانادا باید دو مرحله امتیازدهی را پشت سر بگذارید. اگر در مرحله اول، حداقل امتیاز لازم را دریافت کردید، وارد مرحله دوم خواهید شد.مرحله اول ویزای اسکیل ورکردر مرحله اول ویزای اسکیل ورکر کشور کانادا باید از ۱۰۰ امتیاز ممکن، حداقل ۶۷ امتیاز بگیرید. اگر امتیاز تان به عدد ۶۷ نرسد، واجد شرایط ورود به مرحله دوم نخواهید شد. در این مرحله به ۶ معیار امتیاز می‌دهند که عبارت‌اند از:سن: بیشترین امتیاز برای معیار سن به متقاضیان بین ۱۸ تا ۳۵ سال تعلق می‌گیرد که ۱۲ است. افرادی که کمتر از ۱۸ سال یا بیشتر از ۴۷ سال دارند، هیچ امتیازی در این بخش نمی‌گیرند.تحصیلات: اگر مدرک تحصیلی شما در دانشگاه‌های کشور کانادا صادر شده باشد، یا یکی از مؤسسه‌های مورد تایید اداره مهاجرت فدرال کانادا آن را قبول و معادل‌سازی کند، می‌توانید تا حداکثر ۲۵ امتیاز برای مدرک دکترا و بالاتر بگیرید. در این معیار، داشتن حداقل مدرک کارشناسی توصیه می‌شود.مهارت زبانی:  اگر به چهار مهارت زبانی، یعنی صحبت کردن، شنیدن، خواندن و نوشتن، در یکی از زبان‌های انگلیسی یا فرانسوی تسلط کافی داشته باشید، می‌توانید تا ۲۸ امتیاز دریافت کنید. زبان انگلیسی یا فرانسوی، به زبان قالب استانی بستگی دارد که از آنجا اقدام می‌کنید.تجربه کاری: اگر ۶ سال یا بیشتر تجربه کار تمام‌وقت داشته باشید، می‌توانید حداکثر ۱۵ امتیاز را دریافت کنید. برای ۴ تا ۵ سال، ۱۳ امتیاز، برای ۲ تا ۳ سال، ۱۱ امتیاز و برای یک سال تجربه کار تمام‌وقت ۹ امتیاز خواهید گرفت.استخدام پیش از اقدام: اگر قبل از اقدام برای ویزای اسکیل ورکر کانادا پیشنهاد کار تمام‌وقتی دریافت کنید تا ۱۰ امتیاز به مجموع امتیاز هایتان اضافه می‌شود.سازگار پذیری:  معیار آخر سازگار پذیری است که زیرمجموعه‌های مختلفی، از جمله تحصیلات و سابقه کار قبلی در کانادا، سطح زبانی همسرتان، داشتن اقوام در کانادا و غیره دارد. در این بخش هم تا ۱۰ امتیاز می‌توانید بگیرید.نکته :  برای دریافت ویزای اسکیل ورکر باید ثابت کنید از تمکن مالی کافی برای تامین حداقل ۶ ماه هزینه‌های زندگی خود و اعضای خانواده‌تان در کانادا برخوردارید.مرحله دوم ویزای اسکیل ورکربعد از کسب حداقل ۶۷ امتیاز از مرحله اول، اجازه ورود به مرحله دوم را پیدا می‌کنید. در این مرحله می‌توانید تا حداکثر ۱۲۰۰ امتیاز بگیرید که ۶۰۰ امتیاز آن به عوامل شخصی و ۶۰۰ امتیاز باقی‌مانده به پیشنهاد کاری از کانادا مربوط هستند.متقاضیان در این مرحله بر اساس امتیازاتشان رده‌بندی‌شده و طی ۲۵ نوبت در سال، بر اساس بیشترین امتیاز برای اقامت دائم در کشور کانادا دعوت می‌شوند. همه متقاضیان تا یک سال در این مرحله باقی می‌مانند. اگر طی این یک سال، دعوت‌نامه دریافت نکردند، باید دوباره در سیستم پروفایل ایجاد کرده و فرایند دریافت ویزا را از ابتدا شروع کنند.مدارک لازم برای ویزای اسکیل ورکرشناسنامه متقاضی و ترجمه آنمدارک تحصیلی متقاضی با ارائه ریزنمرات و ترجمه آن‌هامدارک ثابت‌کننده مهارت زبانیمدارک مربوط به سوابق کاریمدارک اثبات‌کننده تمکن مالیگذرنامه متقاضی با حداقل 6 ماه اعتبارویزای کار کانادامزایای اسکیل ورکر کشور کاناداامکان همراه بردن همسر و فرزندان زیر ۱۸ سال در برنامه اسکیل ورکر کانادا وجود دارد. اگر فرزندان بالاتر از ۱۸ سال دارید یا می‌خواهید پدر و مادرتان را هم با خود به کانادا ببرید، باید از طریق دیگری اقدام کنید. اسکیل ورکر کانادا امتیازهای جداگانه‌ای برای همسر متقاضی هم در نظر گرفته تا مجموع امتیازهای وی افزایش پیدا کند.نکته مهم دیگر درباره اقامت و کار در کانادا اینکه میانگین حقوق نیروی متخصص کانادا حدود ۶۰۰۰ دلار کاناداست. این حقوق برای تامین هزینه زندگی یک خانواده با سطح رفاهی مناسب در کانادا، کافی است.اما نکته ضعف اسکیل ورکر کانادا این است که متقاضی باید تمکن مالی برای تامین هزینه‌های زندگی تا قبل از به نتیجه رسیدن فرایند ویزای اسکیل ورکر و مشغول به کار شدن داشته باشد.کاریابی در کانادا از طریق اسکیل ورکربرای کاریابی در کانادا در قدم اول باید شماره بیمه اجتماعی (number social insurance) داشته باشید. بعد هم می‌توانید از راه‌های زیر دنبال کار مناسب بگردید:مراجعه به مرکز خدمات کانادا (Service Canada)مراجعه به سازمان خدمات‌رسانی به مهاجران در کانادا (ISO)استفاده از بانک مشاغل کانادا (Canada Job Bank)،استفاده از وب‌سایت‌های کاریابی در کانادادر نهایت اینکه اگر از ۵ سال آخر ویزا، ۳ سال آن را در کانادا اقامت داشته و به‌صورت مستمر و تمام‌وقت کار کرده باشید، ویزای اسکیل ورکر شما برای ۵ سال دیگر تمدید می‌شود. در این مدت می‌توانید برای اقامت دائم در این کشور هم درخواست بدهید.اسکیل ورکر کانادا و مشاغل مورد نیاز کانادادولت کانادا در سایت مربوط به درخواست ویزای اسکیل ورکر کانادا، مشاغل مورد نیاز این کشور را با ذکر شماره معرفی نموده است. این جدول مشاغل به متقاضیان نشان خواهد داد که شغل کنونی و مدرک تحصیلی آنها برای کار در کانادا مناسب است یا خیر. در جدول زیر مشاغل مورد نیاز کانادا را مشاهده خواهید نمود:متاسفانه در ویرگول امکان نمایش درست جدول وجود ندارد. پیشنهاد می کنیم از لینک زیر به اصل محتوا دسترسی پیدا کنیدhttp://startupvisaroad.ir/skilled-worker/جمع‌بندییکی از راه‌های گرفتن اقامت دائم کانادا، کاریابی در این کشور است. دولت کانادا برنامه اسکیل ورکر کشور کانادا را در اختیار متقاضیانی قرار داده که سابقه کاری قابل‌توجهی دارند و می‌خواهند به جمع نیروی متخصص کانادا بپیوندند. برای ویزای اسکیل ورکر کانادا نیازی به سرمایه‌گذاری ندارید، اما باید بتوانید پیش از شروع کار، از پس هزینه‌های زندگی بربیاید.در صورت پذیرفته شدن در برنامه اسکیل ورکر کانادا اقامت ۵ ساله این کشور را می‌گیرید. اگر حداقل ۳ سال از این ۵ سال را در کانادا زندگی و کار کنید و مالیات هم پرداخت کرده باشید، ویزای اسکیل ورکر تمدید خواهد شد..</description>
                <category>فرجاد پورمحمد Farjad Pourmohammad</category>
                <author>فرجاد پورمحمد Farjad Pourmohammad</author>
                <pubDate>Thu, 10 Mar 2022 14:16:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۷ گام تا تعیین هدف نهایی Goal</title>
                <link>https://virgool.io/@farjadp/the-ultimate-goal-setting-process-7-steps-to-creating-better-goals-pnwpt8rakgrb</link>
                <description>خب توی پست قبلی در مورد نحوه ی هدف گذاری بر اساس متدولوژی OKR صحبت کردم و دیدیم که نمیشه به این راحتی ها هدفگذاری و برنامه ریزی کرد. چون ما عادت داریم برای اهداف بزرگ و مهم برنامه ریزی کنیم و نمیدونیم که مسائل روزمره ( مثل مهمونی رفتن و تلفن صحبت کردن ) میتونه چقدر روی اهداف بزرگ تاثیر بذاره. پیشنهاد می کنم یه نگاهی به مقاله هدف گذاری: نحوه تعیین رسیدن به اهداف رو مطالعه بندازید. خب تو این مقاله میخوام راجع به اینکه چطور میتونیم آخر داستان رو ببینیم صحبت کنم. یعنی چطور باید یک هدف نهایی یا همون Goal و برای خودمون پیدا کنیم. تو این مقاله به بررسی ۷ گام تا تعیین هدف نهایی Goal میپردازم.اگر شما هم مثل من نزدیکای شب عید که میشه کلی ایده میاد تو ذهتون و یه سررسید سال جدیدمیخرید و کلی توش برنامه ریزی و .... می کنید باید بگم هم کار درستیه و هم کار اشتباهی. اگر مثل من به تمامی اهدافتون قبل از عید نوروز متعهد میشید و ۱۳ فروردین همه چیز یادتون میره باید بگم شبه هم هستیم. نگران نباشید . بیاید یه کم اصولی تر به هدفگذاری نگاه کنیم.بسیاری از افراد در یک چرخه تعیین اهداف گیر کرده اند، آنها را فراموش می کنند یا آنها را کامل نمی کنند، و سپس دوباره همان اهداف را با عزم مجدد (اما موقت) برای رسیدن به آن اهداف تعیین می کنند.اما شما می توانید چرخه را بشکنید. به خواندن ادامه دهید تا در مورد فرآیند تعیین هدف بیاموزید و از کسب و کار، تیم و خودتان بیشترین بهره را ببرید.هدف گذاری چیست؟برخی از افراد ممکن است در پایبندی به اهداف مشکل داشته باشند زیرا آنها اهداف خود را از تلاش‌های معمولی و روزمره برای بهبود خود متمایز نمی‌کنند. فقط به این دلیل که تصمیم دارید هر روز دویدن را شروع کنید، لزوماً آن را به یک هدف آگاهانه تبدیل نمی کند. پس بیایید دوباره به معنای هدف گذاری بپردازیم.هدف گذاری فرآیندی هدفمند و صریح است که با شناسایی هدف، مهارت یا پروژه جدیدی که می خواهید به آن برسید شروع می شود. سپس برای رسیدن به آن برنامه ریزی می کنید و برای تکمیل آن تلاش می کنید.به جای دویدن بدون هدف خاص، هدف واقعی بیشتر در راستای شروع یک برنامه تمرینی برای تکمیل یک مسابقه خاص است، مثلاً دوی مارتن، که نیاز به برنامه ریزی، انگیزه و نظم بسیار دقیق تری دارد.چرا هدف گذاری مهم است؟وقتی اهدافی را تعیین می کنید، مسیر زندگی یا کارتان را تحت کنترل می گیرید. اهداف بر روی شما تمرکز می کنند و شما روی اهدافتان. تصمیماتی که می گیرید و اقداماتی که انجام می دهید باید شما را به دستیابی به آن اهداف نزدیک تر کند.تعیین اهداف شما را در حرکت نگه می دارد، شادی شما را افزایش می دهد و به طور قابل توجهی به نفع سازمان شما است. وقتی اهدافی را تعیین می کنید، چشم اندازی از زندگی یا کسب و کارتان ایجاد می کنید. سپس شروع به نیرو دادن خود و تیمتان می کنید تا بهترین نتایج ممکن را بگیرید.تئوری هدف گذاری چیست؟نظریه تعیین هدف که توسط ادوین لاک روانشناس صنعتی-سازمانی پیشنهاد شده است، چگونگی تعیین موثرترین نوع اهداف را توصیه می کند. لاک دریافت که اگر آن اهداف دشوار باشد، کارمندان عملکرد بهتری دارند و انگیزه بیشتری برای تکمیل اهداف دارند.به عبارت دیگر، شما نمی توانید تقلب کنید. هر چه هدف آسان تر باشد، کمتر برای رسیدن به آن تلاش خواهید کرد. اگر اهداف سخت (اما نه غیرممکن) تعیین کنید، در واقع بالاترین سطح تلاش را انجام خواهید داد.این مقاله به جزئیات دیگر جنبه های مهم نظریه لاک مانند تعیین اهداف واقع بینانه و خودانگیختگی می پردازم. به خواندن ادامه دهید تا بیشترین بهره را از اهداف شخصی خود ببرید یا اینکه کارمندانتان در تعیین اهداف خود مؤثر باشند.نحوه تعیین اهداف در 7 مرحلهاگر اهداف بسیار مهم هستند، چرا در رسیدن به آنها شکست می خوریم؟ زیرا ما مراحلی را برای رسیدن به آنجا برنامه ریزی نمی کنیم.یک فرآیند تعیین هدف شما را مجبور می کند به جای اینکه فقط به مقصد نهایی بپردازید، به سفر فکر کنید (به عبارت دیگر، چگونه می خواهید وظایف خود را تکمیل کنید). برای شروع به مراحل زیر نگاهی بیندازید.۱. در مورد نتایجی که می خواهید ببینید فکر کنیدقبل از تعیین هدف، نگاهی دقیق تر به آنچه می خواهید به دست آورید بیندازید و سوالات زیر را از خود بپرسید:آیا این هدف چیزی است که شما واقعاً می خواهید؟آیا صرف ساعت ها وقت و تلاش برای آن به اندازه کافی مهم است؟اگر مایل به صرف زمان نیستید، ممکن است ارزش دنبال کردن نداشته باشد.اگر فهرست بلندبالایی از اهداف ایجاد کنید تا همه را به طور همزمان دنبال کنید، ممکن است برای دستیابی به هر یک از آنها با مشکل مواجه شوید. درعوض، از سؤالات بالا استفاده کنید تا مشخص کنید که در حال حاضر کدام اهداف برای شما اهمیت بیشتری دارند و سپس بر روی آن تعداد اندک تمرکز کنید.۲. اهداف SMART ایجاد کنیدهنگامی که آنچه را که واقعاً می خواهید به صفر رساندید، مطمئن شوید که هدف شما با معیارهای SMART مطابقت دارد:خاص Specificقابل اندازه گیری Measurableقابل دستیابی Attainableواقع بین Realisticزمان محدود Time-boundمهمترین بخش تنظیم هدف SMART این است که هدف خود را مشخص کنید تا بتوانید به وضوح پیشرفت خود را پیگیری کنید و بدانید که آیا به هدف رسیده اید یا خیر. هرچه بتوانید به هدف خود دقیق تر باشید، شانس بیشتری برای تکمیل آن خواهید داشت.به عنوان مثال، بسیاری از افراد اهدافی را برای کاهش وزن تعیین می کنند، اما همیشه تصمیم نمی گیرند که چقدر وزن کم کنند و چه زمانی می خواهند به این هدف برسند. یک هدف خاص این خواهد بود: &quot;من می خواهم تا ۱ اردیبهشت ۱۴۰۱ به مقدار ۲ کیگوگرم از وزن کم کنم.&quot; این هدف مقدار دقیق وزنی را برای کاهش وزن و تاریخ پایانی برای انجام آن فراهم می کند.۳ . اهداف خود را بنویسیدوقتی اهداف خود را یادداشت می کنید، به جای ایده مبهمی که فقط در ذهن شما ساکن است، واقعی و ملموس می شوند. هنگامی که اهداف خود را یادداشت کردید، آنها را در جایی قابل مشاهده نگه دارید - اهداف شخصی را روی آینه یا نزدیک صفحه رایانه خود قرار دهید، اهداف تیمی را روی دیوارها در کنار میز همه قرار دهید و اهداف شرکت را در ارائه های داخلی بگنجانید.این تاکتیک به شما یادآوری می کند که به کار روزانه خود بر روی اهداف خود ادامه دهید. همانطور که اهداف خود را یادداشت می کنید، از لحن مثبت استفاده کنید تا در انجام آنها هیجان زده باشید.۴. یک برنامه عملیاتی ایجاد کنیدبسیاری از مردم در مورد یک هدف تصمیم می گیرند، اما هرگز یک برنامه عملیاتی برای تعیین اینکه دقیقا چگونه به آن هدف خواهند رسید، ایجاد نمی کنند. برنامه اقدام شما باید شامل هدف کلی باشد که در تلاش برای رسیدن به آن هستید و تمام مراحلی که برای رسیدن به آن باید بردارید.از خلاقیت در برنامه اقدام خود نترسید. به دوران دبستان خود برگردید و خلاق باشید. مثلاً با مداد رنگی، نشانگر یا مداد رنگی هدف خود را بنویسید. به گفته فوربس، ایجاد یک برنامه اجرایی به این روش بخش متفاوتی از مغز شما را فعال می کند و اهداف را در ذهن شما ثابت می کند.۵. یک جدول زمانی ایجاد کنیدبه عنوان بخشی از برنامه اقدام خود، از یک جدول زمانی برای کمک به تجسم نقش ها، وظایف، نقاط عطف و ضرب الاجل ها برای رسیدن به هدف خود استفاده کنید. هنگامی که آن تاریخ ها را تعیین کردید، سعی کنید تا حد امکان به آنها پایبند باشید. جدول زمانی باعث ایجاد حس فوریت می شود که به نوبه خود به شما انگیزه می دهد تا در برنامه باقی بمانید و هدف خود را به پایان برسانید.۶. اقدام کنیداکنون که همه چیز را برنامه ریزی کرده اید، وقت آن است که اقدام کنید. شما تمام این کارها را فقط برای فراموش کردن هدف خود انجام ندادید. هر قدمی که برمی‌داری باید به سمت دیگری منتهی شود تا زمانی که هدفت را تمام کنی.۷. پیشرفت خود را دوباره ارزیابی و ارزیابی کنیدبرای تکمیل هدف خود باید انگیزه خود را قوی نگه دارید. برنامه ریزی یک ارزیابی هفتگی را در نظر بگیرید، که می تواند شامل اندازه گیری پیشرفت شما و بررسی برنامه شما باشد. وقتی دیدید خط پایان چقدر نزدیک است، انگیزه بیشتری برای پیشبرد تا انتها خواهید داشت. اگر کمی از برنامه عقب مانده اید، تنظیمات لازم را انجام دهید و ادامه دهید.شروع به تعیین اهداف کنیدفرآیند تعیین اهداف باعث می شود سریعتر و کارآمدتر به موفقیت برسید. این می تواند جاه طلبی شما را تقویت کند و به شما کمک کند به نتایج ملموس برسید. فرآیند تعیین هدف به شما کمک می کند تا تعیین کنید که چگونه اهدافی خاص، به موقع و واقع بینانه تعیین کنید.</description>
                <category>فرجاد پورمحمد Farjad Pourmohammad</category>
                <author>فرجاد پورمحمد Farjad Pourmohammad</author>
                <pubDate>Mon, 07 Mar 2022 13:00:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اسکیل ترید کانادا</title>
                <link>https://virgool.io/startupvisaroad/skill-trade-canada-m7gwtderb9sb</link>
                <description>این برنامه راهی است برای مهاجرت نیروی فنی و بامهارت به کانادا. این  برنامه زیر مجموعه برنامه فدرال می باشد. اسکیل ترید کانادا Skilled Trades  یکی از برنامه های مهاجرتی اکسپرس اینتری است که نیرو های فنی می توانند  با استفاده از آن به کانادا مهاجرت کنند.اسم دیگر این برنامه نیروی متخصص فنی فدرال (FSTP) است و افرادی که شغل  آن ها در گروه B مشاغل مورد نیاز کاناداست و حداقل 2 سال سابقه کار دارند  می توانند با استفاده از آن اقامت کاری کانادا را بگیرند و برای کار به این  کشور مهاجرت کنند.در اصل، یکی از روش های مهاجرت به این کشور از طریق ویزای اسکیلد ترید  کانادا یا نیروی کار فنی و متخصص است . یعنی کسانی که در حرفه ای مهارت و  تجربه کافی دارند. خواندن این مقاله می تواند نور امیدی برای مهاجرت شما به  کانادا به عنوان نیروی فنی و متخصص باشد. پس از خواندن آن نگذرید.برنامه اسکیل ترید کانادا (FSTP) چیست؟با توجه به رشد اقتصادی سریع در کانادا و همچنین وسیع بودن این کشور،  نیاز به نیروی فنی و متخصص برای انجام کار ها احساس شد. از این رو، دولت  کانادا برنامه ای را برای جذب نیروی متخصص فنی به کانادا ارائه کرد.نیروی متخصص فنی یا اسکیلد ترید کانادا ( Federal Skill Trades program)  برنامه ای است که در آن مشاغل مورد نیاز کارفرماهای این کشور لحاظ شده و  متقاضی می تواند با توجه به شرایط خود برای مهاجرت به کانادا دست به کار شود.در واقع، برنامه نیروی فنی متخصص زیر مجموعه مهاجرت به کانادا از طریق  برنامه فدرال است و اگر نیروی فنی بخواهد به واسطه این برنامه به این کشور  مهاجرت کند باید از سیستم اکسپرس اینتری اقدام کند.چگونه می توان در برنامه اسکیلد ترید کانادا شرکت کرد؟برای مهاجرت به کانادا از طریق برنامه نیروی متخصص و فنی شامل شرایطی  است که داشتن هر کدام از آن ها شانس متقاضی را در گرفتن امتیاز بالا در  اکسپرس اینتری بالا می برد و ورود او به کانادا را قطعی می کند.زبانتخصصسابقه کارصلاحیتتمکن مالیپیشنهاد شغلیحداقل شرایط اولیه اسکیلد ترید کانادادر ابتدای کار برای آنکه فرد بتواند خود را برای حضور در اسکیل ترید محک بزند باید شرایط زیر را دارا باشد.داشتن حداقل دانش زبانی ( نمره 5 برای مهارت صحبت کردن و شنیدن، نمره 4 برای خواندن و نوشتن)داشتن حداقل دو سال سابقه کار تمام وقت و مرتبط با حرفه (یا سابقه کار  پاره وقت به اندازه دو سال) در طی 5 سال قبل از اقدام برای برنامه نیروی  فنی متخصص کاناداداشتن صلاحیت های لازم از هر لحاظ برای انجام کارداشتن جاب آفر کانادا به صورت تمام وقت و اعتبار حداقل یک سال یا داشتن مدرک فنی صادره از کاناداداشتن تمکن مالی برای تامین مایحتاج اولیهبه طور کلی در برنامه اسکیلد ترید داشتن تحصیلات ملاک نیست اما اگر متقاضی دارای تحصیلات باشد روی امتیاز او در سیستم اکسپرس اینتری تاثیر مستقیم می گذارد.آیا اسکیلد ترید کانادا در برنامه استانی وجود دارد؟خبر خوب دیگر برای متقاضیان برنامه متخصص فنی کانادا این است که این  افراد می توانند از این راه برای برنامه استانی کانادا استفاده کنند. چرا  که هر استان به نیروی کار نیاز دارد. لذا، برای این کار در سیستم اکسپرس  اینتری، بعد از انتخاب برنامه استانی باید از گزینه مهاجرت به استان مورد  نظر از طریق برنامه اسکیل ترید را انتخاب کرد.لازم به ذکر است که هر برنامه استانی برای خود شرایط و قوانینی دارد که  اگر متقاضی بتواند آن ها را بر آورده کند می تواند دعوت نامه کسب کند.  امتیاز این دعوت نامه بر روی رتبه اکسپرس انتری تاثیر می گذارد و مهاجرت به  کانادا برای فرد قطعی می شود.متقاضیان اخذ ویزای اسکیل ترید بر اساس معیارهای مختلفی همچون سن،  تحصیلات، سابقه کار و … رتبه بندی می شوند. در نهایت در صورت کسب حد نصاب  نمره، مجاز به اخذ ویزای کانادا می شوند.مشاغل مورد نیاز اسکیل ترید کانادا کدامند؟مشاغل فنی فدرال یا همان Federal Skill Trades شامل شغل هایی هستند که  نیازمند دانش یا توانایی و مهارت خاصی باشند.از این رو، برای آگاهی شما،  لیستی از گروه های کاری مورد نظر برای این برنامه طبق قوانین NOC:B آورده  شده است.لیست مدارک مورد نیاز اسکیلد ورک در کانادامدارک لازم جهت دریافت ویزای کار در کانادا شامل موارد زیر می باشد.مدارک هویتی متقاضیپاسپورت معتبردو قطعه عکس پاسپورتیاسناد و مدارک معتبر و کافی مبنی بر اینکه شرایط شغل آینده خود را دارا هستید.در صورت لزوم ارائه گواهی D’Acceptation du Quebec (فرآیند درخواست و پیوست Quebec LMIA برای مجوزهای کاری در کبک)فرم درخواست اجازه کار در خارج از کانادا (IMM 1295) در صورتی که درخواست از خارج از کانادا تکمیل شده باشد.فهرست بررسی مدارک کامل شده (IMM 5488)فرم (IMM 5645) مربوط به اطلاعات خانوادگی که تکمیل شده باشد.درخواست فرم ویزا برای اقامت موقت در کانادا. این فرم باید توسط متقاضی  اصلی، همسر و فرزندان وابسته بزرگتر از 18 سال تکمیل شود. این فرم درخواست  باید توسط اتباع خارجی جهت ورود به کانادا با ویزای اقامتی موقت کامل شود.اظهارنامه رسمی از اتحادیه مشترک، فرم (IMM 5409) و (IMM 5476) را کامل نمایید.تمکن مالی کافیمتاسفانه در ویرگول نتوانستم جدول را کپی کنم. برای همین می توانید برای مشاهده ی لیست کامل به همراه توضیحات اصل مقاله را از لینک زیر پیگیری کنیhttp://startupvisaroad.ir/skill-trade-canada/لیست بهترین مشاغل هنری در کانادااگر قصد کار در رشته های هنر در کشور کانادا را دارید، باید بدانید که  شهروندان کانادایی علاقه بسیار زیادی به تحصیل در رشته های هنر و به طبع  کار در این رشته ها دارند، پس رقابت زیادی پیش رو خواهید داشت. کشور کانادا  خواهان جذب افراد ماهر در زمینه حرفه های هنر می باشد. در زیر بهترین شغل  برای مهاجرت به کانادا از طریق رشته های هنر اشاره شده است:استادی در دروس مربوط به هنرهای مختلفمسئول موزه و گالرینشریه ها، انتشارات و آژانس های تبلیغاتیطراح لباسادیتور فیلمگرافیستطراح داخلیعکاسیلیست مشاغل فنی حرفه ای مورد نیاز کانادااگر از آن دسته افرادی می باشید که دارای مدرک فنی و حرفه ای هستید و به  دنبال مشاغل فنی مورد نیاز کانادا هستید تا از این طریق مهاجرت نمایید،  باید بگوییم که برای این مسیر می بایست دارای تخصص باشید و به نوعی تکنسین  رشته های فنی و حرفه ای باشید تا بتوانید مهاجرت نمایید. کشور کانادا هر  ساله مسیر مهاجرت متخصصان را هموارتر می سازد ولی برای جلوگیری از ازدحام  مهاجران نیز قوانین سختگیرانه ای اعمال می کند پس برای مهاجرت از طریق مدرک  فنی می بایست ابتدا بهترین مدرک فنی برای مهاجرت به کانادا را اخذ نمایید،  مدرکی بهترین حساب می شود که جز شغل های مورد نیاز کانادا باشد. در کنار  اخذ مدرک می بایست حداقل 2 سال سابقه کاری در 5 سال گذشته داشته باشید و از  سطح زبان خوبی برخودار باشید. در زیر بهترین مدرک فنی حرفه ای برای مهاجرت  به کانادا و لیست مشاغل فنی حرفه ای مورد نیاز کانادا را مشاهده می کنید.</description>
                <category>فرجاد پورمحمد Farjad Pourmohammad</category>
                <author>فرجاد پورمحمد Farjad Pourmohammad</author>
                <pubDate>Sun, 06 Mar 2022 15:44:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هدف گذاری: نحوه تعیین و رسیدن به اهداف</title>
                <link>https://virgool.io/@farjadp/goal-setting-how-to-set-and-achieve-goals-hb59yvijotyn</link>
                <description>اواخر فروردین ۱۴۰۰ بود که مقاله ای تحت عنوان من در ۱۴۰۰ چطور برنامه ریزی می کنم را منتشر کردم و به برخی از چالش های هدفگذاری در زندگی کاری و شخصی اشاره کردم. در این مقاله میخواهم کمی به روز رسانی که در آن مقاله قول داده بودم را ارائه دهم. ما هر روز اهدافی را تعیین می کنیم بدون اینکه زیاد به آنها فکر کنیم. از لحظه ای که با ساعت زنگ دار از خواب بیدار می شویم تا زمانی که سعی می کنیم در رختخواب باشیم، در یک فرآیند هدف گذاری شرکت می کنیم. مشکل این است که ما واقعاً چنین چیزهای کوچکی را به عنوان هدف ( Goal ) در نظر نمی گیریم. خیلی آسان است که دکمه چرت زدن را برای پنج دقیقه فشار دهید تا بیشتر بخوابید یا قبل از خواب یک قسمت کمتر سریال ببینید! تا برای بیدار شدن مشکل نداشته باشید. به نظر بنده مشکل اصلی اینجاست که ما با شکل دادن به روند زندگی دچار یکسری عادات ( احتمالا ) اشتباه شدیم که تغییر دادن این رفتارها به مراتب بدتر است. من در این مقاله قصد ندارم روانشناسی کنم که نه علم این را دارم و نه از حوصله ی مخاطب خارج. فقط می خواهم بگویم ما برای برنامه ریزی برای مسائل مهم زندگی نیازمند برنامه ریزی در جزء هستیم. وقتی قرار است برنامه نویسی یاد بگیریم و برای خود یک نقشه ی یادگیری مینویسیم ، دوست داریم طبق آن نقشه و برنامه پیش برویم. بگذارید با یک مثال وارد این مقاله شویم.هدف : من میخواهم طی یک هفته بخش اول زبان برنامه نویسی پایتون را یاد بگیریمپیش فرض : من فقط و فقط در روز ۴ ساعت میخوابم!پیش فرض ۲ : خرید منزل، صحبت با تلفن، دیدن تلویزیون، نظافت شخصی و ... در این برنامه ریزی هیچ جایی ندارد و محاسبه نکردم.پیش فرض ۳ : به روز رسانی وب سایت های شخصی مانند همین وب سایت و وب سایت شرکت وانیا و ... در این برنامه ریزی محاسبه نکردم.نیاز دارم روزی ۲ ساعت آموزش ببینم و ۲ ساعت هم آن آموزش را پیاده سازی کنمهمچنین یکسری پروژه هم دارم که باید روزی ۶ ساعت برای آنها وقت بگذارم.باید با خانواده هم روزی ۲ ساعت را سپری کنمحدود ۲ ساعت هم در ترافیک لعنتی و تمام نشدنی تهران سرگردان هستم ( اگر محل کار نزدیک منزل باشد! )حدود ۲ ساعت را نیز در روز صرف خوردن صبحانه و ناهار و شام می کنمحدود ۱ ساعت هم همیشه باید کتاب بخوانمحدود ۲ ساعت هم وبگردی یا سوشیال گردی می کنمحال شما می توانید فعالیت های روزانه ی خود را جانشین کنید. واقعیت این است که من در حال حاضر یک دختر ۳ ساله دارم و باید روزی دو ساعت را با او سپری کنم. شما کافیست به میزان و میانگین فعالیت خود در شبکه های اجتماعی نگاه بیاندازید. قطعا قطعا و قطعا زیر ۳ ساعت نیست. این درحالیست که احتمالا شما فقط از اینستاگرام فقط استفاده می کنید!خب با یه حساب سرانگشتی و اگر کار دیگری نکنیم میبینیم که من در بهترین شرایط ۲۲ ساعت بیدارم! و باید ۴ ساعت بخوابم! شد منفی۲ ساعت.. با حذف کردن وبگردی میتوانم ۲۴ ساعت برنامه ریزی کنم! اگر روز خود را از ۸ صبح در نظر بگیرم و تا ۴ صبح روز بعد به تمامی این فعالیت ها برسم می توانم بگویم ۱۰۰ درصد برنامه را انجام دادم. اما کافیست یک روز ۳۰ دقیقه دیر بیدار شوم یا ترافیک نیم ساعت بیشتر طول بکشد! آنوقت تکلیف برنامه ریزی چه می شود؟ فرض کنیم یک روز مهمان داشتم و باید در کارهای خانه کمک کنم. نه زیاد، فقط دو ساعت، آن وقت چه بلایی سر برنامه ریزی می آید؟ پس فقط برنامه ریزی برای کارهای بزرگتر مطرح نیست. ما باید بتوانیم تمامی اجزا زندگی خود را تا حدودی مدیریت و هدفمند کنیم تا بتوانیم پیشرفت کنیم.این مثال را زدم تا مشکلات برنامه ریزی در دنیای امروز را کمی شرح دهم که قطعا شما بهتر از من میدانید. کافیست برای یک هفته ی خود برنامه ریزی دقیق انجام دهید آنوقت متوجه معضل برنامه ریزی برای کارهای کوچک می شوید.در یک مفهوم بزرگتر، عاداتی که ما به اهداف شخصی خود می آوریم، بر اهداف کاری ما نیز تأثیر می گذارد. همانطور که Alexis Gonzales-Black، رهبر طراحی سازمانی در شرکت مشاوره مدیریت August Public می گوید:&quot;من برای سال های بسیار زیادی بدون هیچ سخت گیری اهدافی را ایجاد می کردم، و سپس وقتی به آگوست رسیدم، با تعیین اهداف معنی دار نیز مبارزه کردیم. &quot;بسیاری از سازمان ها و افراد برای یافتن یک روش هدف گذاری موثر تلاش می کنند. و حتی کسانی که موفق می شوند، مانند ماکسول رایان، بنیانگذار آپارتمان درمانی، از خود می پرسند: &quot;بعد چه کار می کنیم؟&quot;در هر مرحله از راه، شما باید یک برنامه داشته باشید – و نه فقط یک لیست کار، بلکه اهداف معنی‌داری که می‌توانند برای بلندمدت اندازه‌گیری شوند. اما &quot;هدف معنادار&quot; چیست؟ و هنگامی که ارزش آن را سنجیدید، چگونه آن را اندازه گیری می کنید؟۱. اهداف را به یک هدف گره بزنیداهداف معنی دار فقط یک شبه ظاهر نمی شوند. آنها باید به چیزی مهم تر، تزلزل ناپذیرتر و هدایت کننده تر، مانند &quot;ستاره شمالی&quot; گره بخورند. ستاره شمالی یک هدف است، و همه باید زمان بگذارند تا نه تنها بفهمند که چیست، بلکه آن را نیز بنویسند.به عنوان مثال، جان دوئر، نویسنده کتاب «اندازه‌گیری آنچه مهم است»، در سنین جوانی می‌دانست که هدفش این است که مانند پدرش کارآفرین باشد. او با تلاش و پشتکار، زندگی خود را در این مسیر قرار داد. در نهایت رئیس کلینر پرکینز، یک شرکت سرمایه گذاری خطرپذیر در پشت شرکت هایی مانند آمازون، گوگل و توییتر شد.شرکت ها همچنین باید برای تعیین هدف خود وقت بگذارند تا بتوانند بیانیه ماموریت خود را نیز منتشر کنند. به عنوان مثال، ماموریت کلاینر پرکینز این است که «اولین فراخوان برای بنیان‌گذارانی باشد که می‌خواهند تاریخ ساز شوند و با آنها به عنوان سازندگان شرکت در تعقیب آن هدف شریک شوند». بیانیه ماموریت توییتر «این است که به همه این قدرت را بدهد که ایده‌ها و اطلاعات را فوراً بدون هیچ مانعی ایجاد و به اشتراک بگذارند».هنگامی که یک بیانیه ماموریت دارید، هنگام تعیین یک هدف جدید، همیشه باید به آن نگاه کنید. همه اهداف باید با یک هدف روشن شوند، خواه اهداف کوتاه مدت یا بلند مدت باشند.۲. اهداف را قابل اندازه گیری کنیدتعریف کتاب درسی از هدف این است: &quot;نتیجه یا دستاوردی که تلاش به سوی آن هدایت می شود.&quot; بنابراین بیایید آن را &quot;هدف&quot; بنامیم زیرا جهت مورد نظر است. چگونه پیشرفت در آن جهت را اندازه گیری می کنید؟ نقاط عطف یا نتایج کلیدی پیشرفت را قابل اندازه گیری می کند.رابطه بین یک هدف منطبق با ماموریت و ردیابی پیشرفت به سمت نقاط عطف خاص، ایده کلیدی پشت ساختار بسیار ساده تعیین هدف &quot;اهداف و نتایج کلیدی&quot; است که به &quot;OKR&quot; نیز معروف است. زیرا در حالی که بسیاری از افراد و شرکت ها اهدافی را تعیین می کنند، بسیاری از آنها آن را قابل اندازه گیری نمی کنند. و عکس آن نیز صادق است: در حالی که بسیاری از شرکت‌ها معیارهای عملکردی دارند، بدون قرار دادن آنها در چارچوب یک مأموریت، معیارها می‌توانند به عنوان «بی روح» شناخته شوند.همانطور که اندی گرو می گوید، با OKR ها، با هر هدفی که تعیین می کنید، در نهایت، می توانید به آن نگاه کنید و بگویید: &quot;من این کار را کردم یا نکردم؟&quot; آره یا نه. بدون در نظر گرفتن هرگونه جدلی به خودتان باید پاسخ دهید.این تنظیم و تمرین فرآیند OKR را منحصر به فرد می کند: اگر با مخاطب خود قرار است مکالمه کنید قطعا با این چارچوب می توانید هدفمندتر شوید و زودتر به هدف برسید. بنابراین اغلب ما موفقیت خود را بر اساس تکمیل اهداف خاص به تنهایی درجه بندی می کنیم، به جای اینکه به وضوح بیان کنیم که موفقیت چگونه است و به نظرم باید به طور مداوم دانش و ایده در مورد چگونگی رسیدن به آن مبادله می کنیم و خود را مطابق هدف پرورش دهیم.حتی بحث در مورد پذیرش OKR در شرکت شما می تواند یک هدف قابل اندازه گیری باشد. Doerr اغلب از این یکی در جلسات اولیه استفاده می کند:هدف واقعگرایانه O :‌به طور معنی‌داری در یک ساعت آینده عملکرد خود را بهبود بخشید.KR1 : اتمام جلسه به موقع، کمتر از ۷۵ دقیقهKR2 : دریافت رتبه‌بندی کیفیت ۴+ از اولین پیش‌نویس تیم OKR.KR3 : صد درصد تعهد به اجرای OKR.۳. اهداف خود را بنویسیددر حالی که مثال بالا از یک جلسه شرکت موفق در مورد پذیرش OKR ها یک ساعته بود، OKR ها معمولاً اهداف بلند مدتی هستند که به اهداف سالانه، سه ماهه یا ماهانه تقسیم می شوند که به آن «چرخه OKR» می گویند.چرخه OKR یک جدول زمانی است که سازمان، تیم شما و مشارکت کنندگان فردی را در فرآیند OKR راهنمایی می کند. سرعتی برای تنظیم، ثبت نام، درجه بندی، و تأمل در مورد OKR وجود دارد تا اهداف تبدیل به تصمیم همیشه زودگذر سال نو نشوند.برای کمک به ردیابی OKR ها، فرمول خاصی را توصیه می کنیم. اهداف را به عنوان اهداف و مقاصد، با نتایج کلیدی که نقاط عطف محدود و قابل اندازه گیری هستند، بنویسید. OKR ها لیست کاملی از همه کارهایی که باید انجام دهید نیست. آنها مهمترین هستند. برای هر سازمانی، ما بیش از هفت هدف &quot;به اندازه قابل توجیه پذیر&quot; را توصیه نمی کنیم. در حالت ایده آل، هر هدف به قدری ساده بیان می شود که در یک خط قرار می گیرد. پنج نتیجه کلیدی برای هر هدف کافی است.در اینجا یک نمونه از OKR سالانه برای یک هدف شخصی توسط جردن اسکول، سردبیر Benchmark Bugle، Ventures &amp; Adventures، و Remake Detroit آورده شده است:هدف واقعگرایانه O :  امنیت مالی را افزایش دهید.KR1 : تمام بدهی های با بهره بالا را حذف کنید.KR2 : تا پایان سال شش ماه هزینه پس انداز داشته باشید.KR3 : امتیاز اعتباری حداقل 10 امتیاز در هر به روز رسانی تا 800 افزایش می یابد.برای همه این KR ها، جردن اسکول می تواند برای یکسال &quot;بله&quot; یا &quot;نه&quot; بگوید. اگر به هر یک از آنها &quot;نه&quot; بگوید، به هدف خود نرسیده است.در اینجا نمونه‌ای از OKR توسط Google آمده است که ابتکار عمل پایداری خود را در سخت‌افزار خود گسترش می‌دهد:O : فناوری را بسازید که مردم را در اولویت قرار دهد و دسترسی به مزایای فناوری را گسترش دهد.KR1 : صد درصد محصولات شاخصی که در سال 2020 و پس از آن عرضه می شوند، گزارش های زیست محیطی محصول را منتشر خواهند کرد.KR2 :تا سال 2023، Google Nest متعهد شده است که یک میلیون ترموستات کم مصرف و انرژی را در خانه‌هایی که بیشتر به آنها نیاز دارند نصب کند.KR3 :با بنیاد ریو شریک شوید تا خانه مفیدتری برای همه بسازید.از آنجایی که گوگل یک شرکت بزرگ است، هر یک از این OKR های سطح بالاتر در هر لایه سازمان به OKR های خاص تری تقسیم می شوند. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد اینکه چگونه OKR ها می توانند آبشاری یا از پایین به بالا باشند، به زودی دو مقاله ی مهم و ارزشمند منتشر خواهم کرد. امیدوارم در اواخر فررودین ۱۴۰۱ این اتفاق بیافتد.۴. اولین OKR شمانوشتن اولین OKR می تواند دلهره آور به نظر برسد. ممکن است مطمئن نباشید که به اندازه کافی خوب است یا خیر. همانطور که جان دوئر می گوید، &quot;بار اول کامل نخواهد بود.&quot; مانند همه چیزهای زندگی، آزمون و خطا می طلبد. اما باید به تلاش ادامه دهید. در ابتدا ممکن است تعداد زیادی تگ کنید یا بیش از حد بزرگنمایی کنید.بعد از دفعه اول که هدفگذاری کردید و تقریبا متوجه اشتباهات خود شدید ، قطعا بهتر می شوید.نکته مهمی که باید به خاطر داشته باشید این است که نباید انتظار داشته باشید که OKR را به تنهایی انجام دهید. اگر تیم دارید با هم کار کنید تا آنها را بهتر کنید. و البته آنها را به اشتراک بگذارید. آنها را در ابزاری قرار دهید که همه آنها را ببینید و تاریخ هایی را در تقویم قرار دهید که پیشرفت خود را ردیابی کنید. ترکیب نوشتن، اشتراک گذاری و ردیابی بخشی از جادوی OKR ها است.برای کمک به اشتراک‌گذاری، از ابزارهای رایگان ردیابی OKR  برای سازمان‌ها، تیم‌ها و افراد کوچک‌تر کمک بگیرید که در داخل عموم نرم افزارها قابل عرضه هستند. مانند ترلو</description>
                <category>فرجاد پورمحمد Farjad Pourmohammad</category>
                <author>فرجاد پورمحمد Farjad Pourmohammad</author>
                <pubDate>Sun, 06 Mar 2022 14:01:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نحوه اجاره خانه در کانادا</title>
                <link>https://virgool.io/startupvisaroad/how-to-rent-a-house-in-canada-avr5rgah2twg</link>
                <description>هنگام نقل مکان به کانادا، یافتن مکانی برای اقامت برای اکثر تازه  واردان از اهمیت خاصی برخوردار است. مانند هر مسافر بین المللی، افراد تازه  وارد معمولاً پیش از ورود جایی را برای اقامت خود مدنظر می گیرند. و این  مکان معمولاً یک اقامتگاه موقت (مانند هتل، خوابگاه، یا آپارتمان، کاندو یا  خانه) برای روزها یا هفته های اولیه است، گاهی اوقات حتی ممکن است چند ماه  طول بکشد. برای اقامت دائمی تر و طولانی مدت، افراد تازه وارد اغلب به جای  خرید مستقیم، به رهن یا اجاره خانه در کانادا اقدام می کنند.( برای مشاهده تمامی عکس ها و جدول ها به آدرسhttp://startupvisaroad.ir/how-to-rent-a-house-in-canada/مراجعه کنید)زمان مورد نیاز برای یافتن خانه موردنظر ممکن است بسته به مواردی چون  تقاضا، عرضه و نرخ جای خالی در بازار، نرخ اجاره در شهر کانادایی که به آن  نقل مکان می کنید متفاوت باشد. به دلایلی چون اثبات اعتبار و دارایی یافتن  خانه در شهرهای بزرگی مانند تورنتو برای مهاجران امری دشوار است. به همین  دلیل اگر قصد زندگی در حومه شهرها یا شهرهای متوسط یا کوچک را دارید، پیدا  کردن مکانی برای اقامت نسبتاً آسان تر است.در این مقاله، قصد داریم اطلاعاتی در مورد کلیه هنجارها، الزامات و  فرآیندهای مربوط به اجاره خانه در کانادا ارائه دهیم تا بتوانید آگاهانه و  آماده برای شروع فصل جدید زندگی خود در مهاجرت به کانادا، با اطمینان خاطر وارد شوید.مراحل اجاره خانه در کانادا برای تازه واردینمرحله 1: روش خود را برای یافتن اجاره آپارتمان در کانادا مشخص نمایید. جستجوی شخصی یا کمک آژانس املاک.برای اجاره خانه در کانادا برای تازه واردین دو راه وجود دارد. می  توانید خودتان از طریق روش های مختلف آنلاین و آفلاین جستجو کنید: می  توانید در سایت اجاره خانه مانند ویو ایت (ViewIt) وکونداس دات سی ای (ca)  کاوش کنید تا از روند اجاره خانه در کانادا ایده بگیرید. برای یافتن  معاملات بهتر، از سایت اجاره خانه و یا برنامه هایی مانندکراجی لیست، کی جی  جی، زومپر، پدمپر (Craigslist، Kijiji، Zumper و Padmapper) استفاده کنید.  همچنین برخی از گزینه های محبوب استانی مانندهوم زون (Home Zone) در فیس  بوک (برای لیست های تورنتو وجی تی ای GTA) و شبکه اجاره وینیپگ (Winnipeg)  برای لیست های وینپگ وجود دارد که ارزش بازدید را دارند. از آنجایی که همه  این سایت ها اطلاعات مالکین را جمع آوری می کنند، یک انجمن برای مستاجرین  فراهم می کنند تا مستقیماً با صاحب خانه ها ارتباط برقرار کنند.نکته: اگر اطلاعات خانه ای آن قدر خوب است که غیرواقعی به نظر برسد،  احتمالاً یک کلاه برداری است. تا زمانی که شخصاً مکان را تأیید نکرده و  مدارک مربوطه را امضا نکنید، هیچ پرداختی انجام ندهید.استخدام یک مشاور املاک و مستغلات: مشاوران املاک و مستغلات زیادی وجود  دارند که می توانند به شما در یافتن مکان کمک کنند. دیل تور دات سی ای (ca)  مکان خوبی برای آغاز به کار یافتن اجاره آپارتمان و اگاهی از قیمت اجاره  خانه در کانادا است. گزینه دیگر مرور گزینه ها در سایت هایی مانندویو ایت  (ViewIt) و کنداس دات سی ای (Condos.ca) است. هر لیست معمولاً دارای نام و  اطلاعات تماس مشاور املاکی است که برای اجاره خانه در کانادا باید با آنها  تماس بگیرید.برای اجاره خانه در کانادا هر روش مزایا و معایب خاص خود را دارد. در ادامه به بررسی چند مورد از مزایا و معایب این روش می پردازیم:انواع مربوط به خودتان مربوط به طرف مقابل     مزایاشما می توانید به گزینه های مختلف آنلاین نگاه کنید و برای بازدید به مکان های نزدیک سر بزنیدممکن است برای پیدا کردن معاملات خوب گزینه های ارزان تر و یا با هزینه  منصفانه تر در مقایسه با استفاده از مشاور املاک شانس بیشتری وجود داشته  باشدنیاز به پرداخت کمیسیون به مشاور املاک نیست کمیسیون توسط مالک پرداخت می شودمی توانید از راهنمایی های مشاور از ابتدا تا انتهای عقد قرارداد استفاده کنیددسترسی به لیست های معتبر و واقعی؛ احتمال کمتر کلاه برداری یا از دست دادن کیس های مناسبمشاوران املاک دنیایی از داانش و تجربه را از کار در این زمینه را دراختیار شما قرار می دهندصرفه جویی در وقت و بدون استرس.معایبوقت گیر، نیاز به تحقیق و تلاش زیادی دارد.اگر لیست قانونی نباشد، می توانید از بین برود.روند اجاره دشوار تر است.تمام کاغذ بازی ها و مدیریت مراحل با خودتان است.از آنجا که صاحبخانه کمیسیون را به مشاور پرداخت می کند، این هزینه ممکن است در اجاره افزوده گرددممکن است مجبور شوید سریعتر با تصمیم گیری حرکت کنید.گزینه ها محدود به آنهایی است که مشاور دسترسی دارد.یافتن خانه هایی با هزینه های به صرفه دشوار تر می شود.مرحله 2: محله را شناسایی کنید.پس از نهایی کردن استان و یا شهری که قصد اقامت در آن را دارید قدم بعدی  شناسایی محله ای است که می خواهید در آن زندگی کنید. برخی از عواملی که  باید هنگام تحقیق در مورد محله ها در نظر بگیرید عبارت اند از:میانگین هزینه اجاره در یک محله خاصزمان رفت و آمد به مرکز شهر/ مرکز شهر یا مراکز تجاری اصلیهزینه سفر ماهانههزینه پیاده روی و حمل ونقلنزدیکی به مدارس، محل کار، فروشگاه های مواد غذایی، حمل ونقل، مراکز خرید، عبادتگاه ها و غیره.توقفگاه خودروآمار جنایتسطح سروصدامرحله 3: نوع محل اقامت را تعیین کنید.انواع مختلفی از اقامتگاه وجود دارد که برای اجاره خانه در کانادا باید با آنها آشنا باشید:آپارتمان: طبق گفته اداره مسکن و وام مسکن کانادا (CHMC) آپارتمان ها  از واحدهای همکف در ساختمان های کم ارتفاع تا واحدهای واقع در ساختمان هایی  با دسترسی آسانسور متفاوت است. امکانات موجود در ساختمان های آپارتمانی می  تواند از یک ماشین لباس شویی و خشک کن در خود آپارتمان تا اتاق های خشک  شویی کامل، اتاق های مشترک و امکانات تناسب اندام متفاوت باشد.کاندومینیوم (کاندو): کاندوها واحدهایی (شبیه به سوئیت یا آپارتمان) در  یک ساختمان آپارتمانی مرتفع هستند. ساکنین کاندو معمولاً به امکانات  مشترکی مانند سالن بدنسازی، استخر، اتاق مهمانی و غیره در ساختمان دسترسی  دارند.خانه اتاق: طبق CMHC، خانه های اتاقی دارای اتاق هایی هستند که به  افراد اجاره داده می شوند. آشپزخانه، حمام و اتاق نشیمن معمولاً با سایر  مستاجرین مشترک است.خانه: CMHC اجاره خانه را به عنوان خانه های شهری، دوبلکس، خانه های  نیمه مستقل و تک واحدی تعریف می کند. یک خانه ممکن است دو یا سه آپارتمان  مجزا داشته باشد. به خانه ای که به دو واحد تقسیم می شود، دوبلکس می گویند،  درحالی که خانه ای که به سه قسمت تقسیم می شود به عنوان تریپلکس شناخته می  شود. یک آپارتمان زیرزمین در یک خانه نیز اغلب یک آپارتمان در نظر گرفته  می شود. اجاره خانه فضای بیشتری را نسبت به اکثر آپارتمان ها فراهم می کند و  مزیت دسترسی به برخی فضاهای بیرونی از جمله پاسیو، چمن، باغ و پارکینگ را  فراهم می کند.مرحله 4: برای اجاره خانه در کانادا به دنبال لیست هایی باشید که با معیارهای شما مطابقت دارندهمان طور که به دنبال محل اقامت مناسب هستید، از فیلترهای آنلاین برای  محدود کردن گزینه ها استفاده کنید یا اگر از مشاور املاک استفاده می کنید،  مطمئن شوید که مواردی که برای شما مهم هستند را به مشاور منتقل می کنید.یک فهرست برای خود بسازید، در اینجا چند سؤال وجود دارد که ممکن است بخواهید از صاحب خانه ویا مشاور مسکن بپرسید:تفکیک اجاره: در موردگزینه های شامل و مستثنیات اجاره پرس وجو کنید.  امکاناتی مانند آب، برق گرمایش، تهویه مطبوع (AC) اینترنت، و تلفن ممکن است  شامل شود یا نباشد. فضای پارکینگ نیز ممکن است برای شما هزینه اضافی داشته  باشد. اکثر واحدها در کانادا دارای آشپزخانه مبله با تمام لوازم اصلی  هستند. اما بهتر است قبل از عقد قرارداد از چیزهایی که تحت تملک شما قرار  می گیرد مطمئن شوید.حیوانات خانگی: اگر صاحب حیوان خانگی هستید یا قصد خرید آن را دارید،  بررسی کنید که آیا ساختمان محدودیتی برای حیوانات خانگی دارد یا خیر.خط مشی مهمان: بسته به نوع اقامتگاه، ممکن است قوانین و محدودیت هایی برای حضور مهمان و رعایت «ساعت های خاموشی» وجود داشته باشد.قوانین دکوراسیون داخلی: برخی از صاحب خانه ها ممکن است اجازه تغییرات  دائمی در ملک را ندهند. شخصی سازی فضای خود با آویزان کردن تصاویر یا  هنرهای دیواری، نصب فناوری روی دیوار و غیره ممکن است مجاز باشد، اما همیشه  خوب است که تأیید کنید.مدت اجاره: واحد اجاره ای، اجاره یک ساله نخواهد داشت. برخی از صاحب  خانه ها ممکن است از شما بخواهند که به اجاره نامه کوتاه تر یا طولانی تر  متعهد شوید.تاریخ نقل مکان: واحدها یا آپارتمان ها معمولاً دو ماه قبل از تاریخ  نقل مکان برای اجاره در فهرست قرار می گیرند (به عنوان مثال، آپارتمانی که  در 1 اوت آگهی شده است، از اول اکتبر در دسترس قرار می گیرد). همچنین اکثر  اجاره ها از اول ماه شروع می شود. بااین حال، همیشه استثناهایی وجود دارد،  بنابراین ایده خوبی است که از قبل این موارد را با مشاور املاک ویا صاحب  خانه چک کنید.روش های پرداخت قابل قبول برای اجاره: از صاحب خانه بپرسید که آیا همه  روش ها (نقد، چک، حواله الکترونیکی، حواله بانکی و غیره) را می پذیرد یا  اینکه نوع خاصی از پرداخت را ترجیح می دهد.برای ارائه ایده ای از متوسط اجاره بها در کانادا، داده های منتشرشده توسط CMHC در ژانویه 2020 برجسته شده است:متوسط سطح اجاره آپارتمان دو خوابه در تورنتو (2476 دلار کانادا)،  ونکوور (2045 دلار کانادا) و همیلتون (1896 دلار کانادا) بالاترین میزان  بود. درصورتی که قصد مهاجرت از ایران را دارید با توجه به نرخ متغیر دلار  قیمت اپارتمان در کانادا به تومن باید به روز به شما اعلام گردد.قیمت اجاره خانه در کانادا چقدر است؟در کشوری به بزرگی و متنوعی مانند کانادا، پاسخ به این سؤال می تواند  دشوار باشد. بااین حال، ما با در نظر گرفتن این موضوع به دنبال یک میانگین  برای قیمت اجاره خانه در کانادا هستیماز ماه می، 2020،سایت رنت سیکر دات سی ای (Rentseeker.ca) نشان می دهد  که هزینه اجاره خانه در محبوب ترین شهرهای مقصد کانادا می تواند به طور  قابل توجهی متفاوت باشد. به عنوان مثال، یک آپارتمان 1 خوابه خوب در شهر  ادمونتون احتمالاً کمتر از 1000 دلار در ماه هزینه خواهد داشت، اما در  ونکوور شما به دنبال بیش از 2000 دلار برای یک آپارتمان 1 خوابه در شهر  هستید. در بین این محدوده ها ممکن است متوجه شوید که کلگری، مونترال و  همیلتون نزدیک به انتهای پایین تر هستند، درحالی که اتاوا و تورنتو به  انتهای گران تر نزدیک تر هستند، به ویژه بازار اجاره تورنتو در سال های  اخیر گران تر شده است.طبق گزارش رنتالز دات سی ای (Rentals.ca) نشان داده شده که 12 شهر گران  قیمت برای اجاره همه در انتاریو و بریتیش کلمبیا هستند. شاید جای تعجب  نباشد که تورنتو و ونکوور در صدر این فهرست قرار دارند.طبق سایت مقایسه هزینه زندگی Numbeo که به شدت توصیه می کنیم قبل و بعد  از ورود به کانادا به آن مراجعه کنید،قیمت اجاره خانه در کانادا برای  آپارتمان های یک خوابه در مرکز شهر در تورنتو و ونکوور اکنون بیش از 2000  دلار در ماه است. بنابراین ممکن است در برخی زمینه ها نیاز به مصالحه داشته  باشید. شاید محله ای مقرون به صرفه تر در خارج از مرکز شهر با پیوندهای  حمل ونقل عمومی خوب وجود داشته باشد، یا شاید ممکن است حداقل برای شروع، به  اشتراک گذاری در آدرس با دیگران فکر کنید. یا، شما می توانید به طورکلی به  شهر دیگری نقل مکان کنید.شاید این مقاله برایتان مفید باشد 10 شهر برتر کانادا برای اشتغال در حوزه فناوریمرحله 5: اسناد ضروری را آماده کنید.برای اینکه بتوانید یک مکان را اجاره کنید، باید مدارک خاصی را ارائه  دهید تا ثابت کنید که می توانید اجاره را به موقع پرداخت کنید و توانایی  خرید فضا را دارید. صاحب خانه ممکن است درخواست کند:نامه استخدامی با جزئیات حقوق شماگزارش اعتبارمراجع (از دوستان یا خانواده یا صاحب خانه های قبلی در کانادا)اظهارات بانکچالش های تازه واردین به کانادابرای تازه واردانی که هنوز شغلی پیدا نکرده اند، نشان دادن بودجه کافی  برای پوشش اجاره بیش از دو ماه یا توانایی ارائه یک ضامن یا یک امضاکننده  محلی ممکن است کمک کند. برای جبران فقدان گزارش اعتباری، می توانید نامه ای  از بانک یا صورت حساب بانکی خود ارائه دهید که نشان می دهد وجوه کافی برای  پوشش بیش از دو ماه اجاره را دارید.دریافت گزارش اعتباریحداق چند هفته تا یک ماه طول می کشد تا افراد تازه وارد اولین کارت  اعتباری کانادایی خود را دریافت کنند و چند ماه دیگر تراکنش اعتباری برای  ایجاد سابقه اعتباری طول می کشد. EQUIFAX و TransUnion دو سازمان بزرگ رتبه  بندی اعتبار در کانادا هستند و شما می توانید یکی را برای دریافت گزارش  اعتباری خود انتخاب کنید. بااین حال، EQUIFAX گزینه محبوب تری است و اکثر  صاحب خانه ها تمایل دارند گزارش اعتباری را از EQUIFAX درخواست کنند.مرحله 6: قرارداد اجاره را امضا کنید.اجاره نامه سندی است که رابطه شما با صاحبخانه را شرح می دهد. کرایه ای  را که می پردازید مشخص می کند و تاریخ های اجاره شما را به همراه سایر  قوانین در مورد حیوانات خانگی و سیگار کشیدن، آنچه در پایان اجاره شما  اتفاق می افتد و غیره ذکر می کند.هنگامی که در مورد آپارتمان، خانه یا آپارتمانی که می خواهید اجاره کنید  تصمیم گرفتید، باید فرم درخواستی را برای صاحب خانه ارسال کنید. اگر به  عنوان مستأجر پذیرفته شوید، صاحب خانه شما قرارداد اجاره را برای بررسی و  امضای با شما به اشتراک می گذارد. پس از انجام این تشریفات اولیه، شما باید  تمام پرداخت ضروری را انجام دهید (بسته به استان شما، ممکن است شامل اجاره  ماه اول و آخر، سپرده امنیتی، سپرده کلید، سپرده حیوان خانگی و غیره  باشد).در این مرحله، برخی از صاحب خانه ها حتی ممکن است از شما بخواهند که بیمه مستأجر بخرید.پس از ارسال کلیه مدارک و پرداخت ها، صاحب خانه شما کلید خانه جدید شما را تحویل می دهد.مرحله 7: برنامه ریزی انتقال برخی موارد را داشته باشید.اغلب اوقات، شما به واحدی نقل مکان خواهید کرد که قبلاً شخصی آن را  اجاره کرده است، و از این رو، ممکن است نیاز باشد برخی از تأسیسات مانند آب  برق از مستأجران گذشته یا صاحب خانه به نام شما منتقل شود.مرحله 8: نقل مکان کنید.هنگامی که قرارداد اجاره را امضا کردید، کلیدها را دریافت کردید و خدمات  برقی را انتقال دادید، زمان نقل مکان فرارسیده است! با صاحب خانه و یا  مدیریت ساختمان خود برای هرگونه مدارک اضافی که ممکن است مجبور شوید پس از  نقل مکان پر کنید، تماس بگیرید.حقوق و تعهدات خود را به عنوان مستأجر در کانادا بشناسید.فهرست حقوق و تعهدات مستأجر نسبتاً طولانی و مختص هر استان یا منطقه در  کانادا است. در اینجا چند مورد مهم وجود دارد که باید از آنها آگاه باشید:دستورالعمل افزایش اجاره بهاقوانین افزایش اجاره بها بسته به استان یا منطقه متفاوت است. در برخی از  استان ها، دولت محدودیت هایی را تعیین می کند که هر سال ممکن است تغییر  کند. اگر مالکان مایل به افزایش اجاره بیش ازحد تعیین شده هستند، باید  تأییدیه دریافت کنند. استان های منتخب مانند آلبرتا محدودیتی ندارند.  افزایش اجاره بها فقط هر دوازده ماه یک بار رخ می دهد و صاحب خانه ها باید  قبل از تغییر به مستأجران خود اطلاع دهند. تعداد روزهای این اعلان بسته به  استان متفاوت است.پرداخت اجاره بها و مدت اجارههر استان کانادا قوانین و دستورالعمل های خاص خود را برای پرداخت اجاره  دارد. به عنوان مثال، در انتاریو، شما موظف هستید که اجاره ماه اول و آخر  را قبل از نقل مکان بپردازید، و هیچ وجه تضمینی وجود ندارد. بااین حال، در  برخی از استان های دیگر مانند ونکوور ممکن است ملزم به پرداخت ودیعه تضمینی  معادل اجاره بهای یک ماه باشد.در اکثر استان ها، قراردادهای اجاره به مدت یک سال امضا می شوند، و پس  از آن (مگر اینکه اجاره نامه جدیدی امضا شود)، مستأجران به طور پیش فرض ماه  به ماه در نظر گرفته می شوند. به این معنی که شما معمولاً نیازی به امضای  قرارداد ندارید در صورتی که قصد جابه جایی دارید اجازه سال جدید بنا بر  استان به شما ابلاغ می گردد. بنابراین حتماً دستورالعمل های مربوط به  استانی را که قرار است به آن نقل مکان کنید، بررسی کنید.بهترین زمان برای اجاره آپارتمان در کانادا زمانی است؟هنگام اجاره خانه یا آپارتمان باید نکات زیادی را در نظر گرفت. درحالی  که عوامل شخصی مختلفی مانند از منظم بودن جریان نقدینگی گرفته تا فوریت یک  جابجایی در امضای قرارداد اجاره اهمیت دارد، دانستن اینکه در چه فصلی از  سال باید اقدام برای اجاره خانه در کانادا را شروع کنید، می تواند به شما  کمک کند تا معامله بهتری داشته باشید. بازار املاک و مستغلات چرخه ای و  فصلی است. با توجه به این چرخه ها، ممکن است شانس بیشتری برای رسیدن به  خانه رؤیایی خود با قیمتی که می توانید بپردازید، داشته باشید.مستأجرانی که به دنبال گسترده ترین گستره انتخاب هستند، باید بین ماه می  و سپتامبر اقدام به جستجو در سایت اجاره خانه در کانادا نمایند در صورتی  که قصد دارید بهترین قیمت اجاره خانه در کانادا را داشته باشید باید بین  اکتبر و آوریل جستجوی خود را آغاز نمایید. در ادامه دلیل این امر همراه با  بهترین زمان برای اجاره خانه در کانادا به را تازه واردین ذکرشده است.نکات کلیدیبازار املاک و مستغلات چرخه ای و فصلی است. توجه به این چرخه ها می  تواند بر سهولت جستجوی شما و قیمتی که برای اجاره می پردازید تأثیر بگذارد.با توجه به گردش مالی قابل توجه در این ماه ها، موجودی آپارتمان بین ماه  های می تا سپتامبر بیشتر است. نرخ اجاره نیز در طول ماه های تابستان بیشتر  است.پایین ترین نرخ های اجاره در ماه های زمستان (از اکتبر تا آوریل) با تقاضا و قیمت ها بین ژانویه و مارس به پایین ترین حد خود می رسد.جستجوی آپارتمان باید از اواسط ماه قبل از ماه جابجایی هدف شروع شود.ماه های تابستان برای انتخاب اجاره خانه در کانادا بهترین هستند.شلوغ ترین دوره اجاره و جابه جایی بین ماه های می و سپتامبر است. دلیل  این امر نسبتاً ساده است: تعدادی از تغییرات زندگی معمولاً در این ماه ها  رخ می دهد. بسیاری از فارغ التحصیلان دبیرستان خانه را برای کالج یا شغل  ترک می کنند. بسیاری از فارغ التحصیلان دانشگاهی به دنبال املاک و مستغلات  هستند که نزدیک به جایی که شغل خود را شروع خواهند کرد. و البته برای  خانواده هایی که بچه دارند، بین سال های تحصیلی است.همچنین، جابه جایی رانندگی، بارگیری و تخلیه مبلمان و حمل جعبه در هوای گرم آسان تر است.این تغییرات زندگی و شرایط آب و هوایی به معنای نرخ گردش مالی بسیار  بالاتر در املاک و مستغلات است. بنابراین، پیدا کردن یک آپارتمان آسان تر  است، و انتخاب گسترده تری از موارد اجاره آپارتمان در کانادا در طول فصل  تابستان وجود دارد. با این حال، دقیقاً به این دلیل که در فصل تابستان  بیشترین میزان فعالیت اجاره ای وجود دارد، تقاضا برای فضای اجاره نیز بسیار  زیاد است. این امر باعث افزایش هزینه های نرخ و هزینه های اجاره می شود،  که گاهی اوقات تا دو برابر آنچه ممکن است در فصول کم پیک پاییز و زمستان  مورد مذاکره قرار گیرد، افزایش می یابد.همچنین می تواند زمان پر استرس تری برای اجاره باشد: ممکن است در جستجوی  فضای عالی با رقابت بیشتری روبرو شوید. اجاره کنندگان بالقوه اغلب باید  آماده باشند تا اگر فضایی را که دوست دارند پیدا کنند، سریع عمل کنند، حتی  گاهی اوقات در محل امضا می کنند.ماه های زمستان برای پس انداز اجاره بهترین هستند.با کاهش دما، قیمت ها نیز کاهش می یابد. کمترین نرخ اجاره معمولاً بین  اکتبر و آوریل یافت می شود، به ویژه درست پس از فصل تعطیلات دسامبر: افراد  کمتری علاقه مند به جابجایی هستند (آب وهوا بد است)، مدارس در حال کار  هستند و غیره. بنابراین، افرادی که معمولاً بین ماه های دسامبر و مارس  اجاره می کنند. بهترین قیمت های اجاره را پیدا کنید. بااین حال، سطوح پایین  فعالیت جابجایی و گردش مالی معمولاً به این معنی است که در این زمان پیدا  کردن دقیقاً نوع آپارتمانی که می خواهید دشوارتر است.محدوده قیمت اجاره خانه در کانادا در 8 شهر متفاوتمنبع: rentseeker.ca/average-rent-prices-canadaهنگامی که فصل جابجایی خانه را تعیین کردید، انتخاب را به یک ماه خاص  محدود کنید. فرض کنید قصد دارید در ماه اوت نقل مکان کنید. زمان ایده آل  برای شروع جستجوی یک آپارتمان مناسب در پایان ماه قبل از ماه جابجایی هدف  است. بنابراین، در این مثال، جستجوی اجاره اپارتمان در کانادا را در دو  هفته آخر جولای آغاز کنید.اگرچه این تاکتیک ممکن است لحظه اخری به نظر برسد، اما واقعاً بهینه  است، زیرا اکثر قرارداد اکثر اجاره کنندگان که در پایان یک ماه یا در چند  روز اول ماه آینده منقضی می شوند. مستأجرانی که می خواهند جای خالی را ترک  کنند، در این مدت اخطارهای 30 روزه خواهند داشت به این معنی که اگر جستجوی  آپارتمان خود را در آن بازه زمانی شروع کنید، می توانید اولین انتخاب فضای  موجود را داشته باشید.افرادی که اهل ریسک هستند یا انعطاف پذیری لازم برای نقل مکان در یک  لحظه را دارند، می توانند از رویکرد شکار آپارتمان متفاوت استفاده کنند.  انتظار تا هفته دوم ماه نقل مکان می تواند سودآور باشد، زیرا مالکانی که  سعی می کنند جای خالی را پر کنند، مشتاق تر برای تأمین مستأجران جدید می  شوند.مقرون به صرفه ترین مکان برای زندگی در کانادا کدام است؟برای اجاره خانه در کانادا، از میان شهرهای بزرگ تر کانادا، مونترال  مقرون به صرفه ترین شهر بزرگ کانادا برای اجاره است. میانگین قیمت اجاره  ماهانه در دومین شهر بزرگ کانادا هنوز کمتر از 1000 دلار است و درصورتی که  مسکن مشترک داشته باشید، بسیار کمتر است. این در مقایسه با سایر شهرهای  بزرگ کانادا است. سایر شهرهای کبک، مانند شهر کبک و گاتینو، حتی در مورد  اجاره مقرون به صرفه تر هستند.داده های آن ها همچنین روشن می کند که درحالی که انتاریو خانه گران ترین  شهرهای کانادا برای اجاره است، اما مقرون به صرفه ترین شهرهای کانادا نیز  در آن وجود دارد. تازه واردانی که به دنبال اجاره های مقرون به صرفه تر  هستند، باید به شهرهای کوچک تر در انتاریو و کبک توجه نمایند.</description>
                <category>فرجاد پورمحمد Farjad Pourmohammad</category>
                <author>فرجاد پورمحمد Farjad Pourmohammad</author>
                <pubDate>Sat, 05 Mar 2022 12:46:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی ۸ فریمورک کاربردی برای کسب و کار</title>
                <link>https://virgool.io/Solidity/8-business-model-frameworks-you-must-know-dlsrej1obmz9</link>
                <description>امروزه برای راه اندازی یک کسب و کار شما نیاز دارید تا از یکسری چارچوب  ها استفاده کنید تا در دنیای پر پرمشغله به مشکل برنخورید و یا ریسک های  آتی خود را کاهش دهید. این که بخواهیم بگوییم کسب و کار بدون ریسک باشد  حرفی دروغ است ولی می توان این ریسک ها را مدیریت کرد. اما راه اندازی کسب و  کار فقط مدیریت ریسک نیست، بلکه باید هزینه، کارمند ، اهداف و … را نیز  مدیریت کرد. برای این منظور از چارجوب ها یا فریمورک ها استفاده می شود. پس  قبل از اینکه به معرفی ۸ فریمورک کاربردی برای کسب و کار بپردازم بهتر است  چند خطی راجع به فریمورک صحبت کنم.( برای مشاهده ی عکس ها می توانید به این لینک  https://www.farjadp.com/8-business-model-frameworks-you-must-know/  مراجعه نمایید )فریم ورک چیست؟فریم‌ ورک Framework به زبان فارسی یعنی «چارچوب» و به زبان فارسی‌تر  یعنی دربرگیرنده و محصور کننده‌ای که ساختاری را نگه داشته یا حفظ می‌کند.  چارچوب خلاصه و معرب شده‌ی عبارت «چهار‌چوب» است. بدون تحقیق هم می‌توان  فهمید که این عبارت از دنیای معماری به نرم‌افزار و بعضا مدیریت راه‌یافته  است. شناخت این پیشینه کمک می‌کند که هنگام شنیدن فریم‌ ورک به یک مفهوم  فکر کنید تا ابزار یا روندی خاص. همین‌طور که با شنیدن عبارت «چارچوب» بسته  به این که گوینده یا نویسنده آن را به چه موضوعی سنجاق کرده، می‌توانید به  هرچیز کلی فکر کنید مثل چارچوب قرارداد، چارچوب مدیریت یا چارچوب در منزل!مدل  کسب‌وکار ، چارچوبی برای یافتن راهی نظام‌مند برای پیدا کردن ارزش بلندمدت  برای یک سازمان و در عین حال ارائه ارزش به مشتریان و جذب ارزش از طریق  استراتژی‌های کسب درآمد است. مدل کسب و کار ، چارچوبی جامع برای درک، طراحی  و آزمایش مفروضات کسب و کار شما در بازار است.در کسب و کار نیز به یکسری قاعده و راهنما که به شما در مسیر و اهدافتان کمک می کند فریمورک گویند.چارچوب مدل کسب و کار فناوری VTDFیک مدل کسب و کار فناوری از چهار جزء اصلی تشکیل شده است:مدل ارزش (ارزش پیشنهادی، ماموریت، چشم انداز)،مدل فناوری (مدیریت تحقیق و توسعه)،مدل توزیع (ساختار سازمانی فروش و بازاریابی)،و مدل مالی (مدل سازی درآمد، ساختار هزینه، سودآوری و تولید/مدیریت وجه نقد).این عناصر در کنار هم می توانند به عنوان پایه ای برای ایجاد یک مدل کسب و کار فناوری جامد عمل کنند.?بوم کسب و کاراین مدل شاید یکی از معروف ترین فریمورک ها در ایران باشد و کمتر کسی را  دیدم که در ایران اقدام به راه اندازی کسب و کار کرده باشد و حداقل یکبار  با این فریمورک سرو کله نزده باشد. مدل کسب و کار بوم مدل کسب و کار  چارچوبی است که توسط الکساندر اوستروالدر و ایو پیگنور در نسل مدل کسب و  کار پیشنهاد شده است که طراحی مدل‌های کسب‌وکار را از طریق نه بلوک  ساختمانی شامل: شرکای کلیدی، فعالیت‌های کلیدی، ارزش‌های پیشنهادی، روابط  با مشتری، بخش‌های مشتری، منابع، کانال ها، ساختار هزینه و جریان های  درآمد.?بوم استارتاپ نابThe lean startup canva اقتباسی توسط Ash Maurya از بوم مدل کسب‌وکار  اثر Alexander Osterwalder است که لایه‌ای را اضافه می‌کند که بر مشکلات،  راه‌حل‌ها، معیارهای کلیدی، مبتنی بر مزیت ناعادلانه و یک ارزش پیشنهادی  منحصربه‌فرد تمرکز دارد. بنابراین، شروع از تسلط بر مشکل به جای راه حل  است.?بوم Blitzscalingبوم مدل کسب و کار Blitzscaling مدلی مبتنی بر مفهوم Blitzscaling است  که فرآیند خاصی از رشد عظیم در شرایط عدم قطعیت است و سرعت را بر کارایی  اولویت می دهد و بر تسلط بر بازار برای ایجاد اولین مزیت مقیاس پذیر در  سناریوی عدم قطعیت بهره می برد.?چرخ مدل کسب و کارچرخ مدل کسب و کار یک رویکرد ساختاریافته برای تعریف یک مدل کسب و کار  ارائه می دهد. هر چرخ مدل به سه جزء اصلی تقسیم می شود: ارائه، کسب درآمد و  پایداری. هر جزء به نوبه خود در مجموع به هشت حوزه کمک می کند که یک مدل  کسب و کار ایده آل را تشکیل می دهند.?چارچوب نوآوری مدل کسب و کارمدل کسب و کار نوآوری  در مورد افزایش موفقیت یک سازمان با محصولات و  فناوری های موجود از طریق ایجاد یک پیشنهاد ارزش قانع کننده ( ارزش  پیشنهادی ) است که می تواند یک مدل کسب و کار جدید را برای افزایش مقیاس  مشتریان و در پی آن مزیت رقابتی پایدار ایجاد کند. و همه چیز با تسلط بر  مشتریان کلیدی شروع می شود.?تجزیه و تحلیل مدل کسب و کار 3CThe 3C Analysis Business Model توسط Kenichi Ohmae استراتژیست تجاری  ژاپنی ایجاد شد. مدل 3C یک ابزار بازاریابی است که بر مشتریان، رقبا و شرکت  تمرکز دارد. در نقطه تلاقی این سه متغیر، یک استراتژی بازاریابی موثر برای  به دست آوردن مزیت رقابتی بالقوه و ایجاد یک شرکت پایدار قرار دارد.?من در این نوشتار تنها به معرفی جزیی هر یک پرداختم و در مقالات بعدی هر  یک را جداگانه مورد بررسی قرار می دهم. و در نهایت سعی می کنم در یک  وبینار ( احتمالا اردیبهشت ۱۴۰۱ ) نیز به بررسی چند کسب و کار بر اساس هر  یک از این مدل ها بپردازم.</description>
                <category>فرجاد پورمحمد Farjad Pourmohammad</category>
                <author>فرجاد پورمحمد Farjad Pourmohammad</author>
                <pubDate>Sat, 05 Mar 2022 12:41:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زبان کارکردها : خوانشی متفاوت از تیپ های شخصیت</title>
                <link>https://virgool.io/@farjadp/language-of-functions-wjrqvp5ahawy</link>
                <description>در سال 1995، انجلو اسپوتو(Anglelo Spoto)، یک مشاور بهداشت روانی ، کتابی تحت عنوان دورنمای تیپ‌شناسی یونگ (چاپ اول، 1988) منتشر کرد. وی در این کتاب راجع به پدیده ای که آن را «شیدایی تیپ‌شناسی» می نامید، صحبت کرد که به محبوبیت و انتشار وسیع سیستم‌های مبتنی بر روانشناسی تیپ‌های شخصیتی یونگ (به‌ویژه MBTI) اشاره داشت، هرچند این نظریه تنها بخشی از آثار گسترده یونگ را شامل می شد. اسپوتو پیش‌بینی کرد که این شیدایی از بین می رود، اما من می گویم که در دو دهه بعدی، این شیدایی پرشورتر از قبل شده است.اسپوتو برای «زیاده‌روی» در شیفتگی و تحسین تیپ‌شناسی شخصیتی که اغلب در افراد ایجاد می شود، دلیلی آورد که من از صمیم قلب با آن موافقم. همانطور که وی می گوید، «خودشناسی» و جستجوی «فرم، نسبت‌ها، وضوح و هماهنگی» یک عنصر اساسی در طبیعت بشر (کهن‌الگو) است. تیپ‌شناسی یونگ مستقیماً بر نیاز انسان بر نظم و درک خود انگشت می گذارد. تا زمانی که کسی از این موضوع خیلی دور نشود و اصراری بر قرار گرفتن همه چیز در مدل مرتب شده تیپ‌شناسی یونگ نداشته باشد، با اشتیاق به این شیدایی می پیوندم تا از تیپ‌شناسی به عنوان یک اصل راهنمای زندگی استفاده کنم.نظریه کارل گوستاو یونگ در مورد تیپ‌های روانشناختی حول مشاهدات تجربی وی از الگوهای موجود در رفتار انسان متمرکز است. وی چهار ظرفیت یا کارکرد شناختی اساسی مغز انسان را تعریف کرد. در ادامه، مقدمه‌ای برای زبان کارکردها ارائه می شود.چهار کارکرد شناختی اساسییونگ دو مورد از این کارکردها را کارکردهای ادراکی و دو مورد دیگر را قضاوتی نامید. ادراک عبارت از گرفتن اطلاعات است، درحالی‌که قضاوت عبارتست از ارزش‌گذاری اطلاعات و تصمیم‌گیری راجع به آن است که با آن چه کار بکنیم. دو کارکرد ادراکی عبارتند از حس و شهود، در حالی که دو کارکرد قضاوتی عبارتند از احساس و تفکر.نگرش (جهت) کارکردهای شناختییونگ همچنین مشاهده کرد که هر چهار کارکرد را می توان در دو طریق مختلف، یا به بیرون به سمت جهان (برون‌گرا) یا به درون به سمت جهان درون (درون‌گرا) هدایت کرد. این امر در مجموع به 8 کارکرد منجر می شود که در جدول زیر به‌طور خلاصه بیان شده است. افراد معمولا از هر دو کارکرد برون‌گرا و درون‌گرا استفاده می‌کنند، به همین دلیل است که بسیاری از افراد احساس می کنند که به‌اصطلاح «میان‌گرا» هستند. در واقعیت، آنها از کارکردهایی استفاده می کنند که در حوزه‌های مختلف زندگی به لحاظ نگرش متفاوتند.هر کارکرد، کارکرد خاص خود را در مغز شما دارد. آن یا به راه ادراک اطلاعات رهنمون می شود و یا قضاوت آن. آن یا به دنیای بیرون مربوط می شود و یا به دنیای درون شما ( یعنی برون‌گرا یا درون‌گرا).یک فرد کاملاً کارآمد بهینه قادرست به‌طور آگاهانه از هر 8 کارکرد در مواقع لزوم استفاده کند، هرچند اکثر ما اگر بتوانیم کنترل یک جفت از آنها را به دست آوریم، احساس خوبی خواهیم داشت! این جوهره کار من است که به شما کمک کنم تا کارکردهای خود را درک کرده و در استفاده از آنها ماهر شوید.شکل زیر تجزیه کارکردهای یونگ را نشان می دهد.خانواده کارکردیک خانواده کارکرد ترتیب و مسیری را توصیف می کند که ترجیح می دهید از چهار کارکرد خود استفاده کنید. از آنجا که چهار کارکرد پایه (S، N، T، F) وجود دارد، در خانواده کارکرد چهار شیار وجود دارد که به‌طور کلی کارکردهای مورد نظر شما را برحسب کاهش سهولت استفاده، تمایز و کنترل آگاهانه مرتب می کند.یونگ توضیح داد که هر کس از بین این هشت کارکرد دارای یک کارکرد ترجیحی است که به عنوان کارکرد غالب وی عمل می کند. شما در تمام دوران زندگی خود از این کارکرد استفاده کرده و آن را رشد می دهید و بر شخصیت شما حاکم است. شما 7 کارکرد دیگر را دارید، اما آنها ناخودآگاه‌تر هستند و به همین دلیل کمتر در دسترستان هستند. آنها معمولا به‌طور غیرمنتظره و شاید ناپخته وارد زندگی آگاهانه شما می‌شوند. روند خودسازی یا تفرد، مستلزم آوردن این کارکردهای دیگر از ناخودآگاه به خودآگاه، آموختن راجع به آنها و تمرین استفاده از آنهاست، تا زمانی که بتوانید آنها را با مهارت در زندگی خود به کار گیرید.در جوانی، به طور معمول پرورش کارکرد دوم خود موسوم به کارکرد کمکی را آغاز می کنیم، چرا که به‌عنوان یاریگر و متعادل‌کننده کارکرد غالب عمل می کنیم. اگر کارکرد غالب شما درون‌گرا باشد، کارکرد کمکی شما ببه احتمال زیاد برون‌گرا خواهد بود تا تعادل برقرار می شود؛ و چنانچه کارکرد غالب شما یکی از کارکردهای ادراکی (S یا N) باشد، آنگاه کارکرد کمکی شما قضاوتی (T یا F) خواهد بود، که آن هم به‌خاطر برقراری تعادل است.کارکرد ادراکی و کارکرد قضاوتی باقیمانده شیارهای سوم (کارکرد سوم) و چهارم (کارکرد غیرعادی) خانواده کارکردی شما را پر خواهد کرد، اما به ترتیب مخالف دو مورد اول. بنابراین اگر کارکردهای اول و دوم شما به ترتیب قضاوتی و ادراکی باشد، آنگاه کارکردهای سوم و چهارمتان به ترتیب ادراکی و قضاوتی خواهد بود. کارکرد سوم دارای نگرشی مخالف کارکرد دوم و کارکرد چهارم نیز دارای نگرشی مخالف کارکرد اول خواهد بود. این چهار کارکرد به اتفاق هم کارکردهای اصلی خانواده کارکرد شما را تشکیل می دهند.چهار کارکرد باقیمانده به نوعی سایه چهار کارکرد اول هستند (به نوعی که من آنها را تفسیر می کنم). فقط نمی خواهم آنها را کارکردهای سایه بنامم، زیرا مفهومی نسبتا ارعاب‌آور و در خفا دارد، و می خواهم که این چهار کارکرد در خانواده کارکردهای ما مورد استقبال قرار گیرند. من به آنها به‌عنوان کارکردهای پس‌زمینه اشاره خواهم کرد.انواع MB، همانطور که در شکل زیر نشان داده شده، میانبر مناسبی برای حضور در خانواده کارکرد شما به شمار می آیند.خانواده‌های کارکرد برای هر تیپ شخصیتی مایرز بریگز. چهار کارکردهای اصلی در ستون اول ذکر شده و کارکردهای پس‌زمینه در سمت راست آنها ذکر شده است. خانواده کارکرد همراه تیپ شخصیتی شما، مبنای جریان کارکرد شما خواهد بود.خوب... خانواده کارکرد خود را با استفاده از میانبر MB یافتید... اما این به چه معناست؟ در اینجا خصوصیات بیشتری از هر یک از این هشت کارکرد ارائه شده تا به شما در آشنایی هرچه بهتر با آنها کمک کند.ترتیب و اولویت خاص استفاده شما از این کارکردها بر همه جوانب زندگی از جمله شخصیت، رفتار، واکنش‌ها، نقاط قوت، نقاط ضعف، و روابطتان اثرگذار است. من با هدف استفاده عملی از این اطلاعات در تقریبا هر زمینه از زندگی، روش جریان کارکرد را ایجاد کرده‌ام.حالا اینا چه ربطی به من و وب سایت من به عنوان مشاور آی تی و متخصص دیجیتال برندینگ داره؟ خیلی جواب راحته. شما اگه میخواید تیم سازی کنید باید بدونید از چه فردی باید چه انتظاری داشته باشید و یا فلان نفر تو تیمتون اگر درونگرا هست چطور باهاش برخورد کنید. و از طرف دیگه ممکنه برای خودتون و توسعه فردیتون بسیار مهم باشه که چطور در شخصیت به تعادل برسید</description>
                <category>فرجاد پورمحمد Farjad Pourmohammad</category>
                <author>فرجاد پورمحمد Farjad Pourmohammad</author>
                <pubDate>Wed, 23 Feb 2022 15:52:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>CEO, COO, CFO, CIO, CMO, CTO در استارت آپ</title>
                <link>https://virgool.io/startupvisaroad/ceo-coo-cfo-cio-cmo-cto-who-is-who-mdjotq5hxtr8</link>
                <description>اگر شما هم به فکر راه اندازی کسب و کار جدید هستید و یا در تحقیقات خود به سراغ استارت آپ های دیگر رفته اید قطعا با اصطلاحاتی مانند CTO , COO و امثال اینها برخورد داشته اید و نمیدانید که دقیقا این واژگان جلوی اسم افراد استارت آپ چیست، با ما همراه باشید تا به سراغ تعریف هرکدام از این واژگان استارت آپ برویممدیر عامل یا CEOمدیر عامل، مسئول مدیریت و هدایت اداری سازمان است. در بیشتر موارد، مدیر عامل نیز بنیانگذار است و هدف، چشم انداز و مأموریت شرکت را هدایت می کند. مسئول ارتباط کسب و کار با بازار، گفتن حرف آخر در بودجه بندی تصمیمات سرمایه گذاری و هدایت استراتژی های شرکت است.مدیر ارشد اجرایی یا COOمدیر ارشد اجرایی، به عنوان مجری و به نوعی دست راست یک مدیر عامل، مسئولیت اداره و عملیات روزانه کسب و کار را بر عهده دارد. او عمدتاً بر اجرای طرح تجاری شرکت، طبق مدل کسب و کار ایجاد شده متمرکز است. مدیران ارشد اغلب استراتژی‌های عملیاتی را طراحی می‌کنند، خط‌مشی‌ها را به کارکنان ابلاغ می‌کنند و به ایجاد تیم‌های اصلی کمک می‌کنند.مدیر ارشد بازاریابی یا CMOمدیر ارشد بازاریابی مسئول فعالیت های بازاریابی از جمله مدیریت فروش، توسعه محصول، تبلیغات، تحقیقات بازار و خدمات مشتری است. با تمرکز بر حفظ کیفیت خدمات از طریق ارتباطات و همسو کردن علایق همه بخش‌ها برای بهینه‌سازی فعالیت‌های بازاریابی. برنامه‌های بازاریابی را طراحی می‌کند و از اجرای آن‌ها توسط تیم خود اطمینان حاصل می‌کند.مدیر ارشد مالی CFOمدیر مالی که به عنوان مدیر مالی نیز شناخته می شود، مسئول برنامه ریزی اقتصادی و مالی شرکت است. مدیران مالی تصمیم می گیرند چه زمانی و کجا سرمایه گذاری کنند و ریسک ها را ارزیابی کنند تا ارزش شرکت را افزایش دهند. به حسابداری دانش مالی کمک می کند و نگاهی کلی و تحلیلی به کسب و کار ارائه می دهد.مدیر ارشد اطلاعات CIOمدیر ارشد اطلاعات به سیستم های شرکت مرتبط با فناوری اطلاعات در سطح فرآیند و از نقطه نظر برنامه ریزی رسیدگی می کند. CIO مزایای فناوری های جدید را تجزیه و تحلیل می کند، شناسایی می کند که کدام یک جالب تر هستند، و عملکرد آن را ارزیابی می کند. CIO بر بهبود کارایی فرآیندهای داخلی برای اطمینان از جریان اطلاعات بر این اساس تمرکز دارد.مدیر ارشد فناوری یا CTOمدیر ارشد فناوری بر توسعه و عملکرد صحیح سیستم های اطلاعاتی از نقطه نظر اجرا نظارت می کند. به طور کلی مسئول تیم های فنی و اجرای استراتژی های جدید برای بهبود محصول نهایی است. تفاوت اصلی این است که یک CTO مسئول استراتژی فناوری برای بهبود محصول نهایی است.مدیر ارشد ارتباطات یا CCOبا ظهور کانال های ارتباطی جدید مانند رسانه های اجتماعی، نقش CCO مهم می شود. مدیر ارشد ارتباطات مسئول مدیریت شهرت شرکت، تماس با رسانه ها و توسعه استراتژی های برندسازی است. وظیفه اصلی او ایجاد روابط رسانه ای برای تضمین آگاهی از برند و تصویربرداری مثبت است. با ظهور کانال های ارتباطی جدید مانند رسانه های اجتماعی، نقش CCO مهم می شود.مدیر ارشد دیجیتال یا CDOافزایش حجم نوآوری های جدید در اکوسیستم دیجیتال باعث ایجاد نقش جدید مدیر ارشد دیجیتال شد. CDO مسئول تحول شرکت به سمت یک محیط دیجیتال است. او مسئول یافتن فرصت های جدید در حوزه دیجیتال خواهد بود که به شرکت در رسیدن به اهداف عصر دیجیتال کمک می کند.مدیر ارشد امنیت یا CSOمجری مسئول امنیت فیزیکی و دیجیتالی شرکت است. با افزایش تعداد حملات سایبری، این نقش در سطح c-suite نقش مهمی پیدا کرده است. نقش اصلی او ارائه رهبری اجرایی و نظارت بر ارزیابی ریسک با اولویت فعالیت های شرکت در جهت این اثربخشی است. بنابراین، او برای جلوگیری از حملات سایبری برنامه ها و موارد احتمالی را طراحی خواهد کرد.مدیر ارشد تدارکات یا CPOمدیر ارشد تدارکات مسئول تامین منابع، مدیریت زنجیره تامین و تدارکات شرکت است. او همچنین باید اطمینان حاصل کند که سازمان به سیاست ها و رویه ها پایبند است و هزینه های درون سازمان مقرون به صرفه است. این موقعیت در شرکت ها اهمیت بیشتری پیدا کرده است و تصور می شود که این نقش در سال های گذشته استراتژیک تر شده است.مدیر ارشد زیست محیطی یا CGOواقعا ترجمه و یا توضیح این یک مورد برای ما سخت است زیرا در کشور عزیزمان ایران ( حداقل در تیم در مسیر استارت آپ ویزا ) در هیچ شرکتی این پوزیشن شغلی را مشاهده نکرده است. CGO یا Chief Green Officer، فردی است که مسئول اجرای و مدیریت تعهدات شرکت برای کاهش ردپای کربن است و به آن مدیر تعهدات زیست محیطی (CECO) نیز گفته می شود. CGO همچنین مسئول توسعه اتحادهای استراتژیک، محصولات جدید و نظارت بر محیط زیست خواهد بود.در مقالات بعدی استارت آپ ویزا سعی می کنیم به تشریح و لیست وظایف هر شغل بپردازیم</description>
                <category>فرجاد پورمحمد Farjad Pourmohammad</category>
                <author>فرجاد پورمحمد Farjad Pourmohammad</author>
                <pubDate>Sun, 20 Feb 2022 13:49:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همه ی آن چیزی که باید در مورد استارت آپ بدانید</title>
                <link>https://virgool.io/startupvisaroad/everything-you-need-to-know-about-startups-bkhr6os69m3a</link>
                <description>در مقاله ی حاضر به بررسی مفهوم استارت آپ می پردازیم تا دوستانی که قصد مهاجرت از طریق راه اندازی کسب و کار را دارند بیشتر با مفاهیم پایه آشنا شوند. همچنین باید بگوییم که مهاجرت و دریافت اقامت دائم کانادا از طریق استارت آپ ویزا یکی از مطمئن ترین راه های مهاجرت به کشور کانادا می باشد.استارت آپ نوعی از کسب و کار است که محصول یا خدمات منحصر به فردی را توسعه می دهد و آن را به بازار معرفی می کند. در این مقاله از وب سایت در مسیر استارت آپ ویزا، ما در مورد چیستی استارت‌آپ، تفاوت‌های این نوع شرکت و کسب‌وکار کوچک صحبت می‌کنیم و نکاتی را ارائه می‌کنیم که به شما کمک می‌کند تصمیم بگیرید که آیا کار برای استارت‌آپ برای شما مناسب است یا خیر.استارت آپ چیست؟استارت‌ آپ یک کسب‌وکار جدید است که هدف آن ارائه خدمات یا محصول – اغلب در یک بازار بزرگ یا در حال رشد – برای حل یک مشکل خاص و گاه دشوار است. این کسب و کارها اهدافی را تعیین می کنند تا در مدت زمان کوتاهی تأثیر قابل توجهی برای مشتریان یا مخاطبان خود بگذارند و تولید را به سرعت گسترش دهند.استارتاپ در مقابل کسب و کار کوچکاستارت‌آپ‌ها شباهت‌هایی با کسب‌وکارهای کوچک دارند، اغلب شامل بودجه محدود، حداقل کارکنان و عدم اطمینان در مورد موفقیت در هنگام شروع. همچنین تفاوت های زیادی وجود دارد که آنها را متمایز می کند، مانند:صنایعبازار هدفرشدسرمایه گذاری مالیطول عمرصنایع و استارت آپکسب‌وکارهای کوچک تقریباً در هر صنعتی می‌توانند وجود داشته باشند، اما استارت‌آپ‌ها اغلب در صنایع خاصی متمرکز هستند، از جمله:تکنولوژی در حال ظهورتجارت به کسب و کار (B2B)نرم افزار به عنوان یک سرویس (SaaS)تجارت الکترونیک و کالاهای مصرفیفناوری مالیمراقبت های بهداشتیدر بسیاری از موارد، استارت‌آپ‌ها ممکن است روندهای دو یا چند مورد از این صنایع را برای رفع نیازهای خاص در بازار هدف ترکیب کنند. به عنوان مثال، برخی از استارت آپ ها ممکن است روندها و عملکردهای فناوری نوظهور را برای توسعه یک محصول SaaS برای حوزه مراقبت های بهداشتی ترکیب کنند.بازار هدف در استارت آپهم استارت‌آپ‌ها و هم کسب‌وکارهای کوچک می‌توانند بر اساس مکان، صنعت، سودآوری، رقابت و عوامل دیگر، از نظر بازارهایی که هدفشان قرار می‌گیرد، متفاوت باشند. بسته به پیشنهادات استارتاپ، احتمالاً:به دنبال حل مسائل خاص در بازاری با رشد بالقوه زیاد، دوام مالی و تقاضای مصرف کننده باشیددر آغاز راه به بازار جغرافیایی وسیع تری دست پیدا کنیدیک پیشنهاد منحصر به فرد داشته باشید که به آنها اجازه می دهد با شرکت های دیگر رقابت کنند، حتی شرکت هایی که بزرگتر یا با سابقه هستند.بسته به پیشنهادات یک کسب و کار کوچک، ممکن است:فرصت های تجاری را به دلیل علاقه شخصی مالک دنبال کنیدبازار هدف خود را بر اساس مکانی که در آن قرار دارند و مشکلاتی که می توانند حل کنند یا نیازهایی که می توانند در آن منطقه جغرافیایی برآورده کنند انتخاب کنند.دسترسی به بازار خود را به منطقه جغرافیایی خود محدود کنید زیرا آنها قادر به رقابت با شرکت های بزرگتر و جاافتاده در جاهای دیگر نیستند.رشد استارت آپبسته به اینکه یک کسب‌وکار چقدر جدید است و ذینفعان منابعی را برای حمایت از آن فراهم می‌کنند، استارت‌آپ‌ها و کسب‌وکارهای کوچک ممکن است محدودیت‌هایی از نظر بودجه، نیروی انسانی یا تولید داشته باشند.اگرچه یک استارت آپ ممکن است به عنوان یک کسب و کار کوچک از نظر نیروی انسانی یا تامین مالی شروع شود، یکی از اهداف اصلی یک استارت آپ گسترش سریع است که منجر به اجرای استراتژی هایی در مراحل اولیه می شود که باعث افزایش تولید، تامین مالی، پرسنل و دسترسی به بازار می شود.در مقابل، کسب‌وکارهای کوچک اغلب این انتخاب را دارند که در عین موفقیت، کوچک باقی بمانند یا پیشنهادهای سرمایه‌گذاری یا خرید دریافت کنند که به آنها اجازه می‌دهد در صورت پذیرش پذیرش، تولید، نیروی انسانی و دسترسی به بازار را گسترش دهند.سرمایه گذاری مالی در استارت اپبسیاری از استارت‌آپ‌ها با کارآفرینی شروع می‌کنند که ایده‌ای را توسعه می‌دهد، یک طرح کسب‌وکار ایجاد می‌کند و به دنبال سرمایه‌گذارانی می‌گردد که به آنها کمک مالی می‌کند تا کارکنان لازم را استخدام کنند، شروع به تولید کالا یا خدمات کنند و سایر هزینه‌های سربار یا تولید را بپردازند. کسب‌وکارهای کوچک ممکن است با سرمایه‌گذاری شخصی مالک و/یا وام تجاری برای تأمین منابع مالی، تولید، یافتن مکانی برای راه‌اندازی کسب‌وکار و سایر هزینه‌های سربار یا تولید شروع کنند.طول عمر استارت آپاستارت‌آپ‌ها همچنین به این دلیل که از نظر موفقیت کمتر قابل پیش‌بینی هستند، به‌ویژه در بلندمدت شناخته می‌شوند. این به احتمال زیاد به دلیل این واقعیت است که آنها بر گسترش بسیار متمرکز هستند. برای مثال، آنها ممکن است به عنوان یک فرصت سرمایه گذاری بالقوه راه اندازی شوند که در آن یک شرکت بزرگتر در همان صنعت یا بازار، استارت آپ را خریداری می کند و تولید، درآمد، پتنت ها، کارکنان و سایر اجزای آن را جذب می کند.کسب‌وکارهای کوچک نیز اغلب از نظر موفقیت دارای عدم اطمینان هستند، اما این نوع بیشتر بر روی انباشت منابع استراتژیک مانند کارکنان واجد شرایط و درآمد ثابت متمرکز است و در طول زمان به کندی رشد می‌کند. این استراتژی می تواند به صاحبان مشاغل کوچک کمک کند تا مطمئن شوند که قادر به ارائه محصولات یا خدمات برای مدت طولانی به بازار خود هستند.</description>
                <category>فرجاد پورمحمد Farjad Pourmohammad</category>
                <author>فرجاد پورمحمد Farjad Pourmohammad</author>
                <pubDate>Sat, 19 Feb 2022 08:49:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آشنایی با برترین دانشگاه های کانادا</title>
                <link>https://virgool.io/@farjadp/meet-the-top-canadian-universities-kdfox5qrp4bn</link>
                <description>دانشگاه های کانادا بدون شک جز بهترین دانشگاه ها در سراسر دنیا هستند  که همین امر سبب شده است بسیاری از افراد، کشور کانادا را برای ادامه تحصیل  انتخاب کنند. شرایط تحصیل و نحوه پذیرش و میزان شهریه پرداختی برای هر یک  از دانشگاه های کانادا متفاوت است و افرادی که قصد ادامه تحصیل در یکی از  دانشگاه های کانادا را دارند، باید شرایط دانشگاه مورد نظر را بررسی  نمایند.کشور کانادا با دارا بودن بهترین امکانات رفاهی و زندگی و همچنین داشتن  بهترین دانشگاه ها، الویت اول بسیاری از افراد برای ادامه تحصیل و زندگی  بوده است. ادامه تحصیل در دانشگاه های کانادا مستلزم داشتن شرایطی است که  افراد می توانند با دارا بودن این شرایط، از دانشگاه مورد نظر پذیرش  بگیرند. اگر شما نیز از علاقمندان به تحصیل در دانشگاه های کانادا هستید  بهتر است ابتدا با دانشگاه های کانادا و شرایط تحصیل در این دانشگاه ها  آشنا شوید.معرفی دانشگاه های کانادادانشگاه تورنتو : دانشگاه تورنتو یکی از بهترین دانشگاه های کانادا است که در رتبه رنکینگ  21 ام دانشگاه های دنیا قرار گرفته است. این دانشگاه در شهر تورنتو کانادا  واقع شده است و یکی از برترین دانشگاه های تحقیقاتی و آموزشی در کانادا  است. دانشگاه تورنتو دارای دانشکده های مهندسی، علوم و هنر، پزشکی،  دندانپزشکی، معماری، حقوق، مدیریت، جنگلداری، تربیت بدنی، داروسازی،  پرستاری، فیزیولوژی، علوم ارتباطات، خدمات اجتماعی و سلامت عمومی است.  دانشجویان این دانشگاه می توانند در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری  از این دانشگاه پذیرش گرفته و ادامه تحصیل دهند. شرایط پذیرش برای هر یک  از رشته های دانشگاه تورنتو متفاوت است. اما شرایط عمومی برای پذیرش در  مقطع کارشناسی ارشد داشتن معدل حداقل 15 و برای برخی رشته ها 16 و داشتن  مدرک زبان انگلیسی معتبر است. هزینه تحصیل در این دانشگاه برای هر یک از  رشته ها کاملا متفاوت است و به طور معمول سالی 7000 تا 22000 دلار هزینه  دارد. فارغ التحصیلان این دانشگاه به راحتی جذب بازار کار می شوند و این  دانشگاه برای دانشجویان مخترع و نوآور یکی از گزینه های بسیار عالی برای  ادامه تحصیل است.دانشگاه بریتیش کلمبیا : دانشگاه بریتیش کلمبیا پس از دانشگاه تورنتو یکی از بهترین دانشگاه های  کانادا است که در رتبه رنکینگ 37ام دانشگاه های دنیا قرار گرفته است.  دانشگاه بریتیش کلمبیا در قسمت غربی شهر ونکوور و کلونا واقع شده است و یکی  از قدیمی ترین دانشگاه های این شهر به شمار می آید. این دانشگاه دارای  دانشکده های گوناگونی همچون معماری، هنر، دندانپزشکی، جنگلداری، بهداشت و  محیط، حقوق، پزشکی، علوم دارویی، موسیقی، روزنامه نگاری، زمین شناسی،  شنوایی شناسی و علوم گفتاری، پرستاری، مددکاری اجتماعی و … است. دانشجویان  این دانشگاه می توانند در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا در این  دانشگاه پذیرش گرفته و مشغول به تحصیل شوند. شهریه سالیانه این دانشگاه  برای مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد از 34000 دلار در سال شروع شده و برای  رشته های مختلف این مبلغ متفاوت است. دانشگاه بریتیش کلمبیا یکی از بین  المللی ترین دانشگاه های کانادا است و دانشجویان خارجی بسیاری در آن مشغول  به ادامه تحصیل هستند. شرایط معمول پذیرش برای مقاطع تحصیلات تکمیلی در این  دانشگاه داشتن حداقل معدل 16 و داشتن مدرک معتبر زبان انگلیسی است.  دانشگاه بریتیش کلمبیا یکی از دانشگاه های کانادا است که دارای بورسیه و  کمک هزینه های تحصیلی برای دانشجویان واجد شرایط می باشد. فارغ التحصیلان  این دانشگاه به راحتی می توانند جذب بازار کار شده و شغل مورد نظر خود را  پیدا کنند. بسیاری از دانشجویان این دانشگاه موفق به دریافت جوایز بین  المللی از جمله جایزه نوبل شده اند که این یکی از افتخارات این دانشگاه  است.دانشگاه مک گیل :  بدون شک یکی از بهترین دانشگاه های کانادا، دانشگاه مک گیل است. این  دانشگاه در رتبه رنکینگ 41ام دانشگاه های دنیا قرار گرفته است. دانشگاه مک  گیل یکی از قدیمی ترین دانشگاه های کانادا است که در شهر مونترال ایالت کبک  واقع شده است. نمای ساختمان دانشگاه مک گیل از سنگ آهک ساخته شده است که  همین امر باعث شده است این دانشگاه یکی از زیباترین دانشگاه های کانادا به  شمار آید. دانشکده پزشکی این دانشگاه در میان سایر دانشگاه های کانادا  بسیار معروف است. دانشگاه مک گیل دارای دانشجویان بین المللی بسیاری از 150  کشور دنیا است که در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری در حال تحصیل  هستند. دانشگاه مک گیل دارای دانشکده های پزشکی، دندانپزشکی، هنر، مهندسی،  علوم اجتماعی، حقوق، علوم، مدیریت، موسیقی، مطالعات دینی، علوم اجتماعی،  علوم کشاورزی و محیط زیست است. همچنین این دانشگاه به دانشجویان خود بورسیه  های مختلف تحصیلی را ارائه می نماید.دانشگاه مک مستر : دانشگاه مک مستر یکی از برترین دانشگاه های کانادا در زمینه پزشکی و  علوم و تحقیقات است. این دانشگاه دارای رتبه 77 رنکینگ در میان دانشگاه های  دنیا و رتبه چهارم در میان دانشگاه های کانادا است. دانشگاه مک مستر در  شهر همیلتون استان انتاریو واقع شده است و دارای دانشکده های مهندسی، علوم  انسانی، بهداشت، علوم، تجارت و علوم اجتماعی است. در این دانشگاه تا بحال  دانشجویان بین المللی بسیاری از 113 کشور مشغول به تحصیل بوده اند.  دانشجویان این دانشگاه می توانند در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری  در این دانشگاه تحصیل نمایند و از بورسیه های مختلف این دانشگاه نیز در  صورت دارا بودن شرایط استفاده نمایند. فضای دانشگاه مک مستر بسیار گسترده  است و دارای تجهیزات ورزشی پیشرفته و مسیرهای پیاده روی و دوچرخه سواری می  باشد. شهریه دانشگاه مک مستر معمولا از 6600 دلار تا 28000 دلار متغیر است و  بر حسب رشته و مقطع مورد نظر تعیین می شود.دانشگاه مونترال : دانشگاه مونترال یکی از برترین دانشگاه های کانادا است که در رتبه 70ام  رنکینگ دانشگاه های دنیا قرار گرفته است. دانشگاه مونترال دارای 7 پردیس  دانشگاهی است که بدون شک یکی از بزرگترین دانشگاه های کانادا به شمار می  رود. این دانشگاه در شهر مونترال واقع شده است و دارای دانشکده های پزشکی،  حقوق، موسیقی، علوم و هنر، بینایی سنجی، داروسازی، پرستاری، طراحی محیطی،  آموزش و پرورش، حرکت شناسی، سلامت عمومی و دامپزشکی است. دانشگاه مونترال  یکی از دانشگاه های فرانسوی زبان کانادا است که البته در برخی از رشته ها  مانند کامپیوتر، بیوشیمی، میکروبیولوژی و برخی دیگر از رشته ها در مقطع  کارشناسی ارشد و دکتری دانشجویان می توانند به زبان انگلیسی در این دانشگاه  مشغول به تحصیل شوند. شهریه تحصیل در این دانشگاه با توجه به رشته و مقطع  تحصیلی بین 7300 تا 8000 دلار متغیر است.دانشگاه آلبرتا : دانشگاه علوم و تحقیقات دولتی آلبرتا یکی از بهترین دانشگاه های کانادا  است که در رتبه 132ام رنکینگ دانشگاه های دنیا قرار گرفته است. این دانشگاه  دارای محیطی پویا و تحقیقاتی است و در شهر آلبرتا کانادا واقع شده است.  این دانشگاه با داشتن مراکز تحقیقاتی بیشمار و دانشکده های زبان و هنر،  مدیریت، مهندسی،کشاورزی و محیط زیست، آموزش، حقوق، پرستاری، پزشکی،  دندانپزشکی، تربیت بدنی و علوم پایه یکی از بهترین دانشگاه های کانادا جهت  ادامه تحصیل در مقاطع مختلف کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری برای  دانشجویان بین المللی است. به طور معمول شرایط پذیرش در این دانشگاه داشتن  مدرک زبان معتبر و داشتن حداقل معدل 15 است که این شرایط مطابق با مقطع و  رشته تحصیلی می تواند متفاوت باشد. درصد بالایی از فارغ التحصیلان این  دانشگاه جذب بازار کار شده اند و همین امر اعتبار این دانشگاه را بیشتر  نموده است. شهریه این دانشگاه برای رشته های متخلف و مقاطع تحصیلی متفاوت  بوده و به صورت معمول برای تحصیل در این دانشگاه باید سالیانه حدود 22000  دلار هزینه کرد.دانشگاه اتاوا :  دانشگاه اتاوا یکی از دانشگاه های خصوصی کانادا است که حدود 145 سال سابقه  دارد. این دانشگاه در رتبه 176ام رنکینگ دانشگاه های دنیا قرار گرفته است و  جز 5 دانشگاه برتر کانادا به شمار می رود. این دانشگاه هرساله بورسیه های  تحصیلی بسیاری برای دانشجویان خود در نظر می گیرد. دانشگاه اتاوا در شهر  انتاریو کانادا واقع شده است. این دانشگاه بزرگترین دانشکده حقوق را در  میان دانشگاه های کانادا داشته و به همین دلیل در سراسر دنیا بسیار شناخته  شده است. دانشجویان می توانند در این دانشگاه به دو زبان انگلیسی و فرانسه  تحصیل کنند و این یکی از مزایای این دانشگاه به شمار می آید. این دانشگاه  دارای دانشکده های حقوق، هنر، فنی و مهندسی، آموزش و پرورش، مدیریت، پزشکی،  علوم ، علوم اجتماعی است. شهریه سالیانه این دانشگاه برای مقاطع و رشته  های گوناگون بین 14800 تا 49000 دلار در سال متغیر است. حدود 97 درصد از  فارغ التحصیلان این دانشگاه جذب بازار کار شده اند و همین باعث معروف شدن  این دانشگاه در بین دانشگاه های کانادا شده است.دانشگاه کلگری :  دانشگاه کلگری یکی از جدیدترین و بهترین دانشگاه های کانادا است که از  زمان تاسیس کوتاه مدتش تاکنون، توانسته است در رتبه 199 رنکینگ جهانی  دانشگاه های دنیا قرار بگیرد. دانشگاه کلگری در شهر کلگری کانادا واقع شده  است. این دانشگاه بدون شک یکی از دانشگاه های پویا و فعال در کانادا است که  دارای خلاقیت و نوآوری در همه رشته ها می باشد. این دانشگاه دارای دانشکده  های هنر، حقوق، پزشکی، دندانپزشکی، حرکت شناسی، دامپزشکی، مددکاری،  بازرگانی، مهندسی و آموزش و پرورش می باشد. رشته های مهندسی، علوم، هوا و  فضا، انرژی و سیاست عمومی این دانشگاه در سراسر دنیا بسیار شناخته شده است.  این دانشگاه برای دانشجویان خود کمک هزینه های تحصیلی و بورسیه های متعددی  را در نظر گرفته است که دانشجویان واجد شرایط می توانند از آن استفاده  کنند. ساختمان دانشگاه کلگری به گونه ای ساخته شده است که دارای تونل های  زیرزمینی بوده که دانشجویان در فصل زمستان می توانند از آن استفاده کنند و  از گزند سرما به دور باشند. این دانشگاه که قدمتی کمتر از 50 سال دارد  توانسته است رتبه اول کیفیت را از لحاظ تنوع رشته های تحصیلی و تحقیقات  علمی در میان دانشگاه های کانادا کسب نماید. شهریه این دانشگاه برای مقاطع و  رشته های تحصیلی متفاوت بوده و به طور معمول شهریه سالیانه این دانشگاه  بین 12700 تا 30700 دلار متغیر است.دانشگاه واترلو : بدون شک دانشگاه واترلو یکی از نوآورترین دانشگاه های کانادا است که  توانسته است در رتبه 201 رنکینگ جهانی دانشگاه های دنیا قرار بگیرد. این  دانشگاه جز محبوب ترین دانشگاه ها دربین دانشجویان بین المللی و کانادایی  است که در شهر انتاریو کانادا واقع شده است. این دانشگاه دارنده ی بزرگترین  دانشکده فنی و مهندسی در میان دانشگاه های کانادا است. یکی از ویژگی های  منحصر بفرد این دانشگاه داشتن کارگاه های علمی است که دانشجویان می توانند  در زمان تحصیل از این کارگاه ها استفاده کنند و تجارب کاری قابل اجرا را  کسب کنند. همچنین دانشجویان می توانند در حین تحصیل در این دانشگاه در شرکت  های فیسبوک، آمازون و گوگل تجربه کاری کسب کنند که یکی از مزیت های ویژه  تحصیل در این دانشگاه به شمار می آید. رشته های علوم کامپیوتری و مهندسی  این دانشگاه در میان دانشگاه های کانادا شهرت دارد. دانشجویان این دانشگاه  در کمتر از 6 ماه پس از پایان تحصیلات خود جذب بازار کار شده اند که این  نشان دهنده کیفیت این دانشگاه است. این دانشگاه دارای دانشکده های مهندسی،  هنر، علوم، ریاضیات، علوم بهداشت کاربردی و محیط زیست است و دانشجویان می  توانند در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری در این دانشگاه تحصیل  نمایند.دانشگاه دالهاوزی : دانشگاه دالهاوزی که به نام دل نیز شناخته می شود یکی از برترین دانشگاه  های کانادا است که در ایالت نوااسکوشیا کانادا واقع شده است. این دانشگاه  12 دانشکده و حدود 200 رشته در زیرشاخه های مهندسی، علوم انسانی، مدیریت و  پزشکی دارد. شهریه تحصیل برای مقطع کارشناسی در این دانشگاه به طور میانگین  15000 دلار است و به همین دلیل دانشجویان خارجی بسیاری این دانشگاه را  برای ادامه تحصیل انتخاب می کنند. دانشجویان می توانند در مقاطع کارشناسی،  کارشناسی ارشد و دکتری در این دانشگاه ادامه تحصیل دهند.شرایط دریافت ویزای دانشجویی کاناداشما برای تحصیل در یکی از دانشگاه های کانادا، ابتدا باید از دانشگاه مورد نظر پذیرش گرفته و سپس اقدام به دریافت ویزای دانشجویی کانادا نمایید. برای دریافت ویزای تحصیلی کانادا، متقاضی باید دارای شرایط ذیل باشد.از یکی از دانشگاه های کانادا پذیرش دریافت نماید.داشتن مدرک معتبر زبان انگلیسی برای دانشگاه های انگلیسی زبان و داشتن مدرک معتبر زبان فرانسه برای دانشگاه های فرانسوی زبانداشتن نمرات بالا به خصوص در دروس تخصصیدارا بودن حداقل معدل برای اخذ پذیرش از دانشگاه مورد نظرارائه مدارکی دال بر دارا بودن توان مالی بالا برای تامین مخارج تحصیلی و زندگی در کانادا و هزینه برگشت به کشور خودطبق قانون اداره شهروندی و مهاجرت کانادا، شخصی که قصد ادامه تحصیل در  کانادا را دارد، باید علاوه بر توانایی مالی در پرداخت شهریه دانشگاه، برای  هرسال زندگی در کانادا نیز توانایی پرداخت 10000 دلار هزینه زندگی را  داشته باشد و اگر برای تحصیل در دانشگاه یکی از بستگان وی را همراهی نماید،  برای اولین وابسته نیاز به 4000 دلار و برای هر وابسته دیگر 3000 دلار  نیاز است.دارا بودن سلامت کافی و نداشتن سابقه جرم</description>
                <category>فرجاد پورمحمد Farjad Pourmohammad</category>
                <author>فرجاد پورمحمد Farjad Pourmohammad</author>
                <pubDate>Thu, 27 Jan 2022 23:17:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهنمای تضمینی برای تعیین مخاطب هدف</title>
                <link>https://virgool.io/@farjadp/the-definitive-guide-to-determining-a-target-audience-bhgssfgbcsmr</link>
                <description>بارها پیش آمده برای مشاوره و یا حتی اجرای دیجیتال برندینگ به نزد مدیران ارشد سازمان های کوچک و بزرگ رفتم و در همان ابتدای صحبت ها متوجه بزرگترین معضل مشترک تمامی این کسب و کارها شده ام. و آن مشخص نبودن بازار هدف است. یعنی در جواب این سوال که دقیقا مخاطب شما کیست ؟ بلا استثنا پاسخ میدادن ۸۰ میلیون ایرانی! یعنی فرقی نمیکرد شغل چیست! حتی در آخرین دیدارهایم در این پاسخ سوال معنادار دیگری میپرسیدم : آیا کودک ۵ ساله نیز مخاطب شماست؟ و راه را پیدا کرده بودم. به جای اینکه از دید مثبت مخاطب پیش بروم از جنبه ی منفی سوال میپرسیدم. مانند کنکور. زمانی که میخواستیم کنکور دهیم یکی از شیوه های تست زدن و پیدا کردن پاسخ درست، حذف باقی گزینه ها بود. اینگونه قطعا زمان بیشتری برای پیدا کردن مخاطب صرف میکنم اما به مدیر کسب و کار نشان می دهم که ۸۰ میلیون ایرانی مخاطب نیستند. در این مقاله نیز میخواهم راه حلی را که خودم تجربه کردم و برای من تقریبا ۹۰ درصد کار کرده برای شما بازگو کنم. امیدوارم مقاله راهنمای تضمینی برای تعیین مخاطب هدف برای شما مفید باشد کما اینکه در دنیای اینترنت چیزی به نام تضمین وجود ندارد !بازاریابی همه چیز برای دستیابی به مخاطب است. بدون مخاطب، یعنی افرادی که بخواهند نگاه کنند، گوش دهند و عمل کنند و در نهایت خرید کنند و امیدوارم که تکرار خرید به وجود آید، هیچ تجارت، محصول یا ایده ای ندارید.در زیر توضیح می دهم که مخاطب هرگز نمی تواند همه ی مردم دنیا باشند! مخاطب شما می بایست یک نفر باشداز نظر بازاریابی، برندسازی و تبلیغ، مخاطب هدف به عنوان محتمل ترین گروهی از افراد برای خرید هر چیزی که شما می فروشید تعریف می شود. آنها افرادی هستند که مصمم هستند بر اساس اطلاعات جمعیت شناختی، رفتار و سایر داده های شناسایی، به آنچه شما ارائه می دهید بیشتر علاقه مند باشند.نایک یکی از موفق ترین شرکت ها در زمینه بازاریابی است. آنها تعدادی از نمادین ترین و موفق ترین کمپین های تبلیغاتی تاریخ را ایجاد کرده اند. یکی از کمپین‌هایی که به شدت جذاب و تاثیر گذار بوده است، کمپین «فقط انجامش بده» یا همان شعار معروف Just Do It است. این کمپین آنقدر موفق بود که به یک پدیده فرهنگی تبدیل شد. از آن در فیلم ها، برنامه های تلویزیونی و حتی متن آهنگ استفاده شده است.مخاطب اصلی کمپین همه نبودند. این یک جمعیت منتخب از افرادی بود که به دنبال پیام‌های انگیزشی، علاقه‌مندان و افراد موفق بودند. اما به قدری این کمپین خوب و موفق شد که افراد بعدی که مخاطبین ثانویه بودند را هم تحت تاثیر قرار داد و به پیش روی ادامه داد تا بر روی لباس نوزادان نیز نقش بست. و اینگونه شد که مخاطب نایک همه ی مردم دنیا شدند. اما در ابتدا جامعه هدف مشخص بود.یکی دیگر از کمپین های تبلیغاتی موفق نایک، «باور دارم می توانم پرواز کنم I Believe I Can Fly » بود. این کمپین مایکل جردن را به نمایش گذاشت و به تثبیت میراث او به عنوان یکی از بهترین ورزشکاران تمام دوران کمک کرد. فکر می کنید آن کمپین برای چه نوع افرادی جذاب بود؟ موفقیت نایک در بازاریابی را می توان به توانایی آن در ایجاد تبلیغات قانع کننده که با مصرف کنندگان هدف طنین انداز می شود نسبت داد.استثنا در پرسونای مخاطبقطعا شما به عنوان مدیر یک کسب و کار می توانید بگویید مخاطب من همه هستند فارغ از جنسیت و سن و حتی طبقه ی اجتماعی- اقتصادی ، اما من به عنوان مشاور شما اجازه نمیدهم برای همه ی این افراد بازاریابی و هزینه های مرتبط را انجام دهید. باید بخش بندی بازار را انجام دهید و این حیاتی ترین بخش مارکتینگ است.شما نمی توانید برای همه ی گروه های مخاطب از یک پیام، تصویر و … استفاده کنید. به عنوان مثال، به جمعیتی که دسترسی کمی به اینترنت دارند چطور میتوانید یک محصول را ارائه دهید؟ یعنی این پیش فرض را در نظر بگیریم که محصول/سرویس شما بر بستر اینترنت است که معنا پیدا می کند. چطور می توانید برای افرادی که دسترسی کمی به اینترنت دارند تبلیغ کنید؟ پاسخ واضح است. آنها مخاطب شما نیستند! مثال عینی تر اینکه من مشاور دیجیتال برندینگ هستم و تحت هیچ شرایطی به اشخاصی که در بازار فعالیت می کنند خدمات نمیدهم!بهترین روش‌ها این است که برای همه بازاریابی نکنید، بلکه برای گروه‌هایی از افراد که به خوبی تحقیق شده‌اند، به احتمال زیاد آنچه را که می‌فروشید، تبلیغ می‌کنید، یا برندسازی می‌کنید، بر اساس طول، بودجه و هدف یک کمپین بازاریابی قابل اندازه‌گیری، خرید می‌کنند.اگر چند محصول/سرویس دارید با چند گروه مخاطب ، هرگز نمیتوانید و نباید یک نوع محتوا را برای مخاطبین عرضه کنید. هرگز نخواهید دید که نایک یک تبلیغ برای همه مردم دنیا اجرا کند. نایک تبلیغات فوتبال، ماراتن و «مردم عادی» دارد. این کمپین‌های بازاریابی تقسیم‌بندی شده برای گروه‌های هدفی جذاب است که بر اساس موقعیت مکانی خود و آنچه برایشان جذاب است، توجه خواهند کرد.و اما تجربه ی بعدی در خصوص کسب و کارهایی که واقعا جامعه ی مخاطب متنوع تری را دارند، . یعنی اگر باید ادعا کنید که برندی دارید که برای همه جذاب باشد، دو جمله منطقی به نظر می رسد، این است: «مخاطبان هدف برند ما در تمام دنیا هستند، اما برای دستیابی به همه آنها باید کمپین های هدفمند و بخش بندی شده ایجاد کنیم که پیام های متفاوتی دارند. و روش های تحویل برای این پروژه [X] که بین [این تاریخ] و [آن تاریخ] از طریق فیس بوک راه اندازی خواهیم کرد، مخاطبان هدف ما [x] هستند.” مثلا شرکت های تبلیغاتی و یا شرکت های طراحی وب سایتاین بدان معنا نیست که شما نمی خواهید همه در سراسر جهان محصول شما را بخرند یا اطلاعات شما را به اشتراک بگذارند. این بدان معناست که برای بازاریابی، شما از نظر استراتژیک تصمیم گرفته اید که یک گروه خاص برای این کمپین بهترین است، بر اساس اینکه با توجه به پیام، روش تحویل و هدف، بیشترین احتمال خرید را دارد.چهار مرحله برای تعیین مخاطب هدفآنها چه کسانی هستند و چه می خواهند؟اولین قدم در تعیین مخاطب هدف، تعیین جمعیت است. این بدان معناست که به سن، جنسیت، موقعیت مکانی، سطح درآمد، سطح تحصیلات، وضعیت خانواده/نوع افراد خانواده (والدین مجرد یا زوج‌های دارای فرزند)، قومیت/نژاد، و وضعیت شغلی توجه شود. این اطلاعات به شما کمک می کند تا تعیین کنید مشتریان بالقوه شما در کجا قرار دارند تا بتوانید به طور موثرتری به آنها دسترسی پیدا کنید!علایق آنها چیست؟مرحله دوم این است که مشخص کنید علایق مخاطبان هدف شما چیست. این را می توان با انجام تحقیقات آنلاین، مصاحبه حضوری، گروه های متمرکز یا نظرسنجی انجام داد.چگونه رفتار می کنند؟مرحله سوم این است که تعیین کنید مخاطب هدف شما چگونه رفتار می کند. این را می توان با مطالعه عادات خرید آنها، نوع رسانه ای که مصرف می کنند و نوع زبانی که هنگام صحبت در مورد انواع محصولات یا خدماتی که ارائه می دهید، انجام داد. هنگامی که این اطلاعات را دارید، می توانید شروع به توسعه مواد بازاریابی کنید که به طور خاص برای آنها جذاب باشد!آنها به چه چیزی نیاز دارند؟مرحله چهارم این است که مشخص کنید مخاطب هدف شما به چه چیزی نیاز دارد. این را می توان با مطالعه نقاط درد و مبارزات آنها و همچنین نحوه کمک به آنها برای حل این مشکلات از طریق محصولات یا خدماتی که ارائه می دهید انجام داد.چرا برندها اهمیت می دهندموضوع مهم در مورد مخاطبان هدف چیست؟ چرا برندها اینقدر به رسیدن به آنها اهمیت می دهند؟خوب، به این روش فکر کنید – اگر یک تجارت هستید، هدف شما کسب درآمد است. و هر چه بتوانید مشتریان بالقوه‌ای را که به احتمال زیاد از شما خرید می‌کنند هدف‌گیری کنید، درآمد بیشتری کسب خواهید کرد. به همین سادگی!هنگامی که می دانید مخاطبان هدف شما چه کسانی هستند، می توانید راه های بازاریابی را ایجاد کنید که برای آنها جذاب باشد و ارتباط قوی تری با آنها ایجاد کنید. این باعث می‌شود که آنها تمایل بیشتری به خرید از شما داشته باشند، اطلاعات شما را با دوستان خود به اشتراک بگذارند و محصولات یا خدمات شما را به دیگران توصیه کنند.بنابراین واقعاً به نفع هر برندی است که مخاطبان هدف خود را بشناسد و به سرمایه‌گذاری روی شخصیت آنها قبل از راه‌اندازی کمپین اهمیت دهد.</description>
                <category>فرجاد پورمحمد Farjad Pourmohammad</category>
                <author>فرجاد پورمحمد Farjad Pourmohammad</author>
                <pubDate>Tue, 14 Dec 2021 00:20:31 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>