<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های فرنام همایونفر</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@farnam</link>
        <description>ویولنیست ، کمی برنامه نویس ، طراح سایت ، علاقه مند به یادگیری سازهای مختلف</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 08:40:14</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/7974/avatar/nHNLvN.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>فرنام همایونفر</title>
            <link>https://virgool.io/@farnam</link>
        </image>

                    <item>
                <title>هماهنگ کردن Next Js و Styled component</title>
                <link>https://virgool.io/@farnam/nextjs-and-styled-components-hjzo5qje1wqy</link>
                <description>یکی از راه های استایل دادن به صفحات استفاده از styled components هست.برای نصب باید از دستور زیر استفاده کنین.yarn add styled-components
npm install styled-componentsشما به راحتی میتونین از اون به شکل زیر استفاده کنین.import styled from &#039;styled-components&#039;;

export default () =&gt; (
  &lt;div&gt;
    &lt;Title&gt;My First Next.js Page&lt;/Title&gt;
  &lt;/div&gt;
);

const Title = styled.h1`
  color: red;
` اما وقتی که میخواین داخل next js از اون استفاده کنین ممکنه به یسری مشکلات بر بخورید که شاید دلیلش رو متوجه نشید.برای مثال وقتی صفحه رو رفرش میکنید ممکنه بعضی از المان هایی که با styled component درست کردید به درستی رندر نشن و جای اونها خالی باشه.برای رفع این مشکل باید از راه زیر جلو برید.اضافه کردن babel plugin و فایل .babelrcاول باید پکیج زیر رو نصب کنید.yarn add -D babel-plugin-styled-componentsدر مسیر روت پروژه فایلی به اسم .babelrc درست کنید .touch .babelrcمحتویات این فایل باید به شکل زیر باشه .{
  &amp;quotpresets&amp;quot: [
    &amp;quotnext/babel&amp;quot
  ],
  &amp;quotplugins&amp;quot: [
    [
      &amp;quotstyled-components&amp;quot,
      {
        &amp;quotssr&amp;quot: true,
        &amp;quotdisplayName&amp;quot: true,
        &amp;quotpreprocess&amp;quot: false
      }
    ]
  ]
}محتویات این فایل باید به شکل زیر باشه .اگه از create-react-app استفاده کرده بودین بهتره که یه فایل _document هم بسازین که جایگزین Document خود next میشه.import Document, { Head, Main, NextScript } from &#039;next/document&#039;;
// Import styled components ServerStyleSheet
import { ServerStyleSheet } from &#039;styled-components&#039;;

export default class MyDocument extends Document {
  static getInitialProps({ renderPage }) {
    // Step 1: Create an instance of ServerStyleSheet
    const sheet = new ServerStyleSheet();

    // Step 2: Retrieve styles from components in the page
    const page = renderPage((App) =&gt; (props) =&gt;
      sheet.collectStyles(&lt;App {...props} /&gt;),
    );

    // Step 3: Extract the styles as &lt;style&gt; tags
    const styleTags = sheet.getStyleElement();

    // Step 4: Pass styleTags as a prop
    return { ...page, styleTags };
  }

  render() {
    return (
      &lt;html&gt;
        &lt;Head&gt;
          &lt;title&gt;My page&lt;/title&gt;
          {/* Step 5: Output the styles in the head  */}
          {this.props.styleTags}
        &lt;/Head&gt;
        &lt;body&gt;
          &lt;Main /&gt;
          &lt;NextScript /&gt;
        &lt;/body&gt;
      &lt;/html&gt;
    );
  }
}امیدوارم که این پست براتون مفید باشه.</description>
                <category>فرنام همایونفر</category>
                <author>فرنام همایونفر</author>
                <pubDate>Tue, 01 Jun 2021 15:39:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وصل شدن به vps از طریق Public Key</title>
                <link>https://virgool.io/justforfun/%D9%88%D8%B5%D9%84-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D9%87-vps-%D8%A7%D8%B2-%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82-public-key-qvsnksvavohn</link>
                <description>این چیزی که دارم مینویسم رو شاید خیلیا بلد باشن و واسشون ساده باشه اما واسه اونایی که تازه وارد دنیای لینوکس و کارهای مربوط به سرور شدن میتونه خیلی مفید باشه.همونطور که میدونید یکی از راه های وارد شدن به سرور لینوکسی از طریق ssh هست که به این صورت میتونید وارد سروری که دارید بشید:ssh user@ip_addressاما میشه راه بهتر و امن تری رو برای وارد به سرور انتخاب کرد.کلید های SSH بصورت جفت(کلید عمومی و کلید خصوصی) هستن.شما میتونید با ساختن یک کلید عمومی و خصوصی روی سیستمی که باهاش کار میکنید و اختصاص دادن اون به سرورتون بدون اینکه بخواید رمز وارد کنید وارد سرورتون بشید!مرحله اول: ساختن جفت کلید SSHاگه روی سیستم خودتون این فولدر رو ندارید باید اون رو بسازید:mkdir ~/.ssh
chmod 700 ~/.sshو حالا باید کلید های جفت SSH رو بسازید:ssh-keygen -t rsa -b 4096قسمت -t rsa به این معنی هست که یک کلید جفتی RSA تولید می کنید و قسمت -b 4096 به این معنی هست که شما دارید کلید های ۴۰۹۶ بیتی تولید می کنید.بعد از اجرای این دستور  باید با همچین چیزی مواجه بشید:اگر از شما پرسیده شد که کجا این فایل ذخیره بشه بدون نوشتن چیزی Enter اینتر بزنید.محل پیش فرض ذخیره ی کلید های SSH در قسمت: ~/.ssh/id_rsaهست. و حالا شما بعد از اجرای این دستور در فولدر .ssh باید دوتا فایل به اسم های id_rsa که شامل کلید خصوصی (private key) هست و id_rsa.pub که شامل کلید عمومی (public key) هست مواجه بشید.مرحله دوم: آپلود کردن کلید عمومی به سروربعد از اینکه وارد سرورتون شدید باید فولدر .ssh رو بسازید.cd ~
mkdir .sshو حالا باید محتویات داخل فایل id_rsa.pub رو به سرورتون منتقل کنید.با دستور (secure copy (SCP میتونید اینکار رو به راحتی انجام بدید.scp ~/.ssh/id_rsa.pub user@example.com:~/.ssh/uploaded_key.pub دستور scp  دوتا آرگومان لازم داره که آرگومان اول در اینجا آدرس فایل کلید عمومی شما روی سیستم خودتون هست و آرگومان دوم محل ذخیره فایل کلید عمومی در سروری که دارید.برای مثال:scp &lt;local location of the public key&gt; &lt;remote user&gt;@&lt;remote server address&gt;:&lt;destination file&gt;و حالا باید محتویات فایل uploaded_key.pub داخل فایلی به اسم authorized_keys بریزیم.cat uploaded_key.pub &gt;&gt; authorized_keysدر نهایت باید کمی تغییر در فایل /etc/ssh/sshd_config بدید.RSAAuthentication yes
PubkeyAuthentication yes
AuthorizedKeysFile .ssh/authorized_keysاگه این خط ها وجود داشتن و کامنت بودن، # رو از اول خط اونها بردارید.و حالا باید سرویس SSH سرور رو یک بار ریستارت کنید.sudo service ssh restartحالا میتونید به راحتی وارد سرورتون بشید.برای اینکار باید آدرس فایل کلید عمومی رو قبل از نوشتن نام کاربری سرورتون بنویسید.به این شکل:ssh -i &lt;path to your private key&gt; &lt;user&gt;@&lt;remote server address&gt;
 Example : ssh -i ~/.ssh/id_rsa root@192.168.56.166مرحله سوم: غیرفعال کردن رمز عبور برای وارد شدن به سروراین قسمت رو میتونید انجام ندید ولی برای امن تر کردن سرورتون میتونید نیاز به وارد کردن رمز عبور برای وارد شدن به سرورتون رو غیر فعال کنید. برای اینکار باید تغییراتی در فایل /etc/ssh/sshd_config  بدید:PasswordAuthentication noو حالا دوباره باید سرویس SSH رو ریستارت کنید که این تنظیم ذخیره بشه. حالا دیگه نمیتونید با رمز وارد سرور بشید و فقط باید از کلید عمومی و فقط سیستم خودتون وارد سرور بشید.تنظیمات اضافیشما میتونید پورت پیش فرض برای وارد شدن به سرورتون رو هم عوض کنید چون بصورت پیش فرض پورت ۲۲ برای وارد شدن به سرورها در نظر گرفته شده که احتمال حمله به سرورتون رو زیاد میکنه. برایبستن دسترسی از این پورت میتونید قسمت زیر رو کامنت کنید تا از این اتفاق جلوگیری کنید.#Port 22امیدوارم این آموزش به شما کمک کرده باشه.</description>
                <category>فرنام همایونفر</category>
                <author>فرنام همایونفر</author>
                <pubDate>Mon, 14 Oct 2019 21:20:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زندگی به عنوان یک کارمند و یک فریلنسر</title>
                <link>https://virgool.io/Freeland/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF-%D9%88-%DB%8C%DA%A9-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%84%D9%86%D8%B3%D8%B1-fj9ucije011o</link>
                <description>مدتی پیش بود که دیدم ویرگول و پونیشا چالش نوشتن در مورد سبک زندگی فریلنسری راه انداختند و منم تصمیم گرفتم که در موردش بنویسیم اما فرصت نمیشد تا بالاخره امشب اومدم که کمی در موردش و در مورد زندگی کاری خودم بنویسم.من از آبان سال 94 که ترم یک بودم تا امروز مشغول به کار ثابتی هستم و خوشحالم که جزو اولین نفراتی توی ورودی خودمون بودم که به کاری که علاقمند بودم از قبل مشغول شدم اما بعد از مدتی و حتی همون زمان متوجه شدم که داشتن فقط یک کار نمیتونه زندگی رو اونطور که میخوایم پیش ببره و مارو به چیزهایی که از گذشته دوست داشتیم برسونه و این روند رو آهسته پیش میبره.مدتی گذشت تا توسط هم دانشگاهی ها و یسری دوره و همایش که گذرونده بودم با مفهوم فریلنسر و فریلنسری کار کردن آشنا شدم و گفتم که چقدر خوبه این کار! ولی فکرشو نمیکردم که چقدر میتونه اینکار سخت و پردردسر حداقل برای خودم باشه.با توجه به اینکه این نوع از کار کردن زمان و مکان نمیشناسه و شما میتونید هرجایی که باشید و به اینترنت و لپتاپ دسترسی داشته باشید کار خودتون رو انجام بدید ممکنه باعث بشه در مواقعی یک سری مشکلات براتون پیش بیاد.1.محل کاردر اکثر موارد شاید توی خونه ای که زندگی میکنید شرایط کار کردن نباشه و احتمالا مجبور هستید که به بیرون از جایی که زندگی می کنید برید و مکان هایی رو مثال فضای کار اشتراکی و یا کافه هایی که اینترنت مناسب دارن و خلوت هستن انتخاب کنید.البته من جزو دسته ای بودم و هستم که همیشه کارهایی که داشتم رو توی خونمون انجام می دادم و سعی میکردم کمتر به کافه ها برم.2.کارفرمای خوب و بدفکر میکنم خیلی خوش شانس بودم که تقریبا اکثر پروژه هایی که انجام دادم از طریق معرفی دوستان و آشناهایی که میشناختم به بقیه بوده و کمتر خودم در سایت های مختلف دنبال پروژه بودم.مشکل از جایی شروع میشه که شما فکر میکنید اون شخصی که از کسی که می شناختید به شما معرفی شده و قراره برای اون فرد کاری انجام بدید فرد معتمدی هست و امکان پیش اومدن هیچ مشکلی نیست و همه چی به خوبی و خوشی پیش میره و کسی ضرری نمی بینه اما متاسفانه در جامعه ای زندگی می کنیم که نمیشه به راحتی به افراد و مخصوصا افرادی صاحب برندها و شغل های مختلفی هستن اعتماد کرد.چندین بار برای خودم پیش اومده که در اواسط پروژه دیدم که کارفرما از من username و password  تمامی حساب های مربوط به پروژه رو خواسته و بعد از مدتی بدون هیچ دلیل موجهی دیدم که تمامی این تغییر کرده  و من هیچ دسترسی ای به هیچکدوم از این حساب ها ندارم و در واقع همه چی برای من از بین رفته.بعد از پیش اومدن همچین مواردی که بخاطر کم تجربگی و اعتماد من به این افراد بوده متوجه شدم که باید با هرکسی که قراره برای اون فرد کاری انجام بدم قرارداد ببندم و طوری قرارداد رو بنویسم که برای دوطرف مشکلی پیش نیاد و اگر تاخیری در پرداخت ها و یا مشکلات دیگری پیش اومد امکان برطرف کردنش باشه.هرچقدر تجربم بیشتر میشه بیشتر محتاط میشم و بیشتر مواظب کارهایی که انجام میدم میشم.همیشه سعی کردم علم کاری که داشتم و دارم رو بالا ببرم تا بتونم در آینده کارها و پروژه های بهتر و متنوعی بگیرم.زندگی به عنوان کارمند و فریلنسر زندگی سختیه چون هم باید کارهای مشخصی که در محل کار گفته شده رو انجام بدی و هم به دنبال پروژه و کارفرما باشی که بتونه از روش منبع درآمد دیگه ای هم داشته باشی.تنها توصیه ای که میتونم به بقیه بکنم اینه که حتما در زمان پروژه گرفتن قرارداد بنویسن که مشکلی برای اون فریلنسر و کارفرما پیش نیاد.شرایط و ویژگی های اون پروژه و اون کارفرما رو حتما متوجه بشید که بتونید انتخاب درست تری داشته باشید.زندگی فریلنسری شاید خیلی بهتر از زندگی کارمندی باشه و در مواردی هم میتونه بیشتر از زندگی کارمندی درآمد داشته باشه اما همه ی این ها بستگی به مهارت های فنی و فردی شما داره.امیدوارم این پست تونسته باشه به اشخاصی مثل خودم و یا اونایی که تازه میخوان فریلنسر بودن رو تجربه کنن کمک کنه.</description>
                <category>فرنام همایونفر</category>
                <author>فرنام همایونفر</author>
                <pubDate>Sun, 28 Jul 2019 23:06:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کوله پشتی ۹۸</title>
                <link>https://virgool.io/@farnam/98-knapsack-l6p8k9cnihzx</link>
                <description>۹۷ برای من سال عجیبی بود.سالی که اوایلش فکر میکردم قراره زندگیم بهتر بشه توی اون کاری که دارم انجام میدم و پیشرفت بزرگی میکنم ولی نشد و چندماه پیش فهمیدم دلیل جواب ندادن تلاش هام چی بوده و چرا...بعد از اون جریان خیلی سخت با خودم و کاری که کرده بودم کنار اومدم و از همه چی گذشتم و سعی کردم بذارمش کنار....حدود یکسال میشد که دوست داشتم مهرداد مهدی رو از نزدیک ببینم و به یکی از اجراهاش برم چون جنس موسیقیش با هرچیزی که تو ایران شنیده بودم فرق داشت و چیزیه که با روح و مغزت ارتباط برقرار میکنه و کاملا میتونی درکش کنی، چیزی که توی کارهایی که این روزها بیرون میاد خیلی کم دیده میشه و تقریبا تو اکثریتشون فقط کپی دیده میشه.بعد از اینکه تونستم ببینمش خیلی دوست داشتم که باهاش بتونم تو خیابونا ساز بزنم ولی تا حالا تجربش رو نداشتم.بار اولی که رفتم میدون ونک پیشش اولش یذره استرس داشتم که چطوریه و چه حسی داره.وقتی شروع کردیم فهمیدم این دقیقا چیزیه که سالها دنبالش بودم و همون آرامشیه که میخواستم داشته باشم و تا سالهای قبلش نداشتم.چیزی بود که نه با پول بدست میومد و نه چیز دیگه ایوقتی میدیدم مردمی که رد میشن حتی برای یک لحظه لبخند میزنن متوجه شدم چقدر این کار خوب و باحاله:)“شاد کردن” تو این روزها خیلی سخته ولی دیدم کاری که مهرداد مهدی و دوستانش و اونهایی که کنارش ساز میزنن جواب میده و نتیجش رو میبینناون موقع فهمیدم شاد کردن بقیه باعث شاد کردن خودمون و بهتر شدن حال خودمون هم میشه و دیدم چقدر این کار رو دوست دارمفکر میکردم دیگه کسی پیدا نمیشه که خوب باشه اما با دیدن این آدم ها نظرم عوض شد و به این رسیدم که هنوز هم عده ای هستن که مسیرشون از بقیه جداست و میخوان خوب باشن و بقیه رو خوب کننکوله پشتی ۹۸ من اینطوریه که میخوام این خوبی هایی که دیدم رو بیشترشون کنم و بیشتر با این آدم ها در ارتباط باشم و سعی کنم خودم هم فرد بهتری نسبت به سال های قبل باشم.چیزی که ۹۷ به من نشون داد و نمیخوام دیگه سمتشون برم این بود که شخص یا اشخاصی که ادعای فرهیخته بودن و هنری بودن میکنن به طور قطع افراد درستی نیستند چون این سیستم تجاری و بازاری مارکت موسیقی و هنر ایران اجازه نمیده که بخوان اونطور که خود شخص هنرمند میخواد رفتار کنه و وادارشون میکنه تا فیک باشن و صرفا به فکر سود خودشون باشن و نه اضافه کردن ارزش به این دنیا و مارکت و شنونده هاشون و کاری میکنه باهاشون که هیچ احترامی به افرادی که به اونها گوش میدن نذارن(نه همه).و در آخر  فهمیدم که خوب بودن من بازتاب نداره و وجدان تا آخر این داستان سرابه</description>
                <category>فرنام همایونفر</category>
                <author>فرنام همایونفر</author>
                <pubDate>Wed, 20 Mar 2019 18:26:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نصب و کانفیگ VirtualEnv و VirtualEnvWrapper</title>
                <link>https://virgool.io/Software/how-to-setup-virtualenv-and-virtualenvwrapper-tctczzxzxzai</link>
                <description>امروز میخواستم دوباره با جنگو کار کنم و برای همین خواستم که یه env براش بسازم اما به یه مشکل برخوردم.ظاهرا virtualenv که قبلا نصب داشتم با bash کار میکرده و با zsh سازگار نبوده.برای همین باید دوباره برای zsh تنظیمش میکردم.کار سختی هم نبود.برای همین گفتم اینجا هم آموزشش رو بذارم شاید بدرد کسی خورد :)برای شروع باید pip رو نصب کنید.برای پایتون ۲‌:sudo apt-get update 
sudo apt-get install python-pipبرای پایتون ۳:sudo apt-get update  
sudo apt-get install python3-pipو اگر pip رو دارید بهتره که اون رو به آخرین ورژن موجود آپدیت کنید و بعد از اون VirtualEnv و VirtualEnvWrapper رو دانلود و نصب کنید.برای پایتون ۲:sudo -H pip install --upgrade pip 
sudo -H pip install virtualenv virtualenvwrapperبرای پایتون۳:sudo -H pip3 install --upgrade pip 
sudo -H pip3 install virtualenv virtualenvwrapperبعد از نصب کردن virtualenv virtualenvwrapper  مسیر برای ایجاد virtualenv رو هم مشخص میکنیم .اینجا جایی بود که به مشکل خوردم و برای zsh باید به آخر این دستورات zsh اضافه میکردم که اینجا میبینید :echo &quot;export VIRTUALENVWRAPPER_PYTHON=/usr/bin/python3&quot; &gt;&gt; ~/.bashrc 
echo &quot;export VIRTUALENVWRAPPER_PYTHON=/usr/bin/python3&quot; &gt;&gt; ~/.zshrcهمونطور که میبینید فقط باید به جای zsh   , bash  قرار بدید.محل ایجاد دایرکتری محیط مجازی :echo &quot;export WORKON_HOME=~/Env&quot; &gt;&gt; ~/.bashrc 
echo &quot;source /usr/local/bin/virtualenvwrapper.sh&quot; &gt;&gt; ~/.bashrc

echo &quot;export WORKON_HOME=~/Env&quot; &gt;&gt; ~/.zshrc  
echo &quot;source /usr/local/bin/virtualenvwrapper.sh&quot; &gt;&gt; ~/.zshrcو برای  ایجاد functionality در bash و zsh :source ~/.bashrc source ~/.zshrcاینجا نصب VirtualEnv و VirtualEnvWrapper تموم شد و حالا میتونید محیط مجازی خودتون رو درست کنید.mkvirtualenv FarnamEnvبا دستور mkvirtualenv شما میتونید محیط مجازی مورد نظرتون رو با هر اسمی که میخواین درست کنین.و حالا باید اون رو فعال کنید :user@host : workon FarnamEnvبا دستور workon و بلافاصله بعد از اون نوشتن اسم محیط مجازی که ساختید میتونید اون رو فعال سازی کنید که به بعد از فعالسازی باید این ها رو ببینید :`(FarnamEnV)` user@host: ~برای غیر فعال کردن محیط مجازی هم میتونید از دستور deactivate  استفاده کنید:(FarnamEnV) user@host: deactivateخب اینجا کار ما دیگه تمومه و به راحتی از این به بعد میتونید محیط مجازی رو به راحتی درست کنید.تجربه من از virtualenv و mkvirtualenv این بوده که تا الان mkvirtualenv پایدار تر از virtualenv بوده و باهاش به مشکلات کمتری برخوردم.امیدوارم که این آموزش بدرد خورده باشه :)آپدیت:من روی یکی از سرورهام موقع نصب کردنش به مشکل خوردم و با یسری فهمیدن اگه کامند زیر رو اجرا کنید تا نصب بشه مشکل حل میشه.pip install --upgrade setuptools</description>
                <category>فرنام همایونفر</category>
                <author>فرنام همایونفر</author>
                <pubDate>Fri, 31 Aug 2018 17:43:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سایتت رو خودت بساز!</title>
                <link>https://virgool.io/@farnam/makeyourownsite-tmwrkcjplg4i</link>
                <description>مدتی بود تو فکر این بودم یه پست راجع به شروع کار با وردپرس برای اونایی که تازه کارن درست کنم.وردپرس بهترین سیستم مدیریت محتوای سایت جهان هست و قابلیت های خیلی زیادی داره که شما با اون میتونید تقریبا هرنوع وب سایتی که مد نظر داشته باشید باهاش درست کنید.برای سایت های فروشگاهی هم قابلیت خیلی خوبی به اسم &quot;ووکامرس&quot; داره که امکانات خوبی برای یه سایت فروشگاهی داره.شما برای راه اندازی یک سایت به یک هاست و یک دامنه نیاز دارید.هاست فضایی مثل درایو کامپیوتری که دارید هست که میتونید اونجا اطلاعات سایتتون رو ذخیره کنید.دامنه (یا دامین Domain) هم به نام اختصاصی سایت شما میگن که با بقیه سایت ها فرق داره.خب اول از همه شما باید بدونید که کاری که میخواین انجام بدین چقدر فضا لازم داره که با توجه به اون هاست مورد نیازتون رو بخرید.پیشنهاد من اینه برای شروع حداقل 500 مگابایت فضا بخرید و اگر باز هم نیاز بود میتونید اون رو ارتقا بدید.بعد از اینکه هاست و دامنه مورد نظرتون رو خریداری کردید باید به قسمت مدیریت هاست و فایل های هاستی که خریدید برید که اکثرا Cpanel یا Direct Admin هستن.آموزشی که من نوشتم برای Cpanel هست اما دایرکت ادمین هم فرق خاصی نداره.بعد از اینکه وارد سی پنل سایتتون شدید باید به قسمت File manager برید.توی فایل منیجر باید وارد فولدر public_html بشید و اونجا فایل های مورد نیاز برای راه اندازی وردپرس رو آپلود کنید.شما باید فایل زیپ وردپرس رو از سایت wp-persian دانلود کنید و اون رو داخل فولدر public_html آپلود کنید.بعد از انتخاب گزینه Upload از نوار بالای صفحه ، باید اینجا فایل زیپ وردپرس رو از طریق Select File انتخاب کنید و آپلود کنید.بعد از اینکه آپلود تکمیل شد باید روی Go back to /... بزنید تا به صفحه قبل برگردید تا روند آپلود تکمیل بشه.بعد از آپلود فایل زیپ باید اون رو اکسترکت کنید که میتونید با راست کلیک کردن روی فایل زیپ و انتخاب گزینه Extract فایل های موجود داخل فایل زیپ رو توی همین فولدری که هستید بریزید.بعد از اینکه اکسترکت کردن کامل شد شما باید وارد فولدر Wordpress بشید و همه ی محتویات داخل اون رو انتخاب کنید و اونها رو به فولدر قبلی منتقل کنید.این فایل ها باید در فولدر اصلی سایت یعنی public_html قرار داشته باشن تا سایت به درستی کار کنه.طبق عکس بالا میتونید فایل ها رو انتخاب کنید و اقدام به جا به جا کردن اونها کنید.به این صورت شما میتونید فایل ها رو به فولدر قبلی منتقل کنید.اینجا کار ما با فایل منیجر تموم میشه و باید بریم سراغ قسمت دیتابیس سایت تا اونها رو درست کنیم.باید دوباره به صفحه اصلی سی پنل برگردید و MySql Database رو انتخاب کنید.بعد از وارد شدن به قسمت دیتابیس باید یه اسم برای دیتابیس سایتتون انتخاب کنید.طبق این عکس شما میتونید هراسمی که دوس دارید به عنوان اسم دیتابیس بنویسید و اون رو انتخاب کنید.بعد از اینکه اسم مد نظرتون رو نوشتید روی Create Database بزنید تا دیتابیس ساخته بشه.بعد از ساختن دیتابیس شما باید به یه اکانت و رمز هم برای تکمیل شدن ساخت دیتابیس نیاز دارید.کمی پایین تر میتونید نام کاربری و رمزی که دوست دارید رو بنویسید.بعد از نوشتن روی Create User  بزنید.این رو فراموش نکنید که Database name و Username و Password که انتخاب کردید رو حتما نگه داشته باشید و اون رو گم نکنید چون بعدا نیازتون میشه.اینجا شما باید اسم دیتابیسی که ساختید و اکانتی که درست کردید رو به هم مرتبط کنید.بعد از انتخاب هردو اسم و اکانتی که درست کردید روی Add بزنید.اینجا باید تیک گزینه All Privileges رو بذارید و بعد روی Make Changes بزنید تا روند ساخت دیتابیس و اکانت تکمیل بشه.کار ما اینجا با دیتابیس هم تموم میشه و باید دوباره به فایل منیجر برگردیم.وقتی که وارد فایل منیجر شدید باید یسری تغییرات روی فایل Wp-config-sample.php انجام بدید.اول می بایست اسم فایل رو به Wp-config.php تغییر بدید.بعد از اون باید اطلاعات دیتابیس رو وارد این فایل کنید.همونطور که میبینید اینجا 3 قسمت برای وارد کردن اطلاعات دیتابیس هست.باید به جای database_name_here اسم دیتابیس ، به جای username_here اسم اکانت دیتابیس و به جای password_here هم رمزی که ثبت کردید رو وارد کنید و بعد از این ها روی Save Changes بالای صقحه کلیک کنید تا همه ی این ها ذخیره بشن.بعد از این مرحله 90 درصد از کارهایی که باید انجام میدادید تا سایتتون راه اندازی بشه رو انجام دادید.بعد از اینجا باید وارد سایتتون بشید و تنظیمات نهایی رو انجام بدید.برای مثال اگر دامنه شما yourdomain.com هست بعد از وارد اون توی مرورگرتون باید با صفحه زیر مواجه بشید.در اینجا باید عنوان سایت ، نام کاربری که با اون میتونید وارد پنل مدیریتی سایت بشید ، رمز و ایمیلی که اطلاعات سایت به اون فرستاده میشه رو وارد کنید.اگر هم برای شروع نمیخواین که موتورهای جستجو مثل گوگل و بینگ و ... سایت شما رو بررسی کنن و اون رو ثبت کنن روی گزینه &quot;نمایش به موتورهای جستجو&quot; کلیک کنید تا همچین چیزی اتفاق نیفته.و حالا باید روی &quot;راه اندازی وردپرس&quot; بزنید تا سایت راه اندازی بشه :)و تمام!!!!!به شما تبریک میگماگه تمام این مراحل رو بدون خطا و بدون مشکلی پشت سر گذاشتین شما تونستید سایتتون رو درست کنید.بعد از راه اندازی وردپرس با این صفحه مواجه میشید که بعد زدن گزینه &quot;ورود&quot; میتونید با وارد کردن نام کاربری و رمزی که در صفحه قبل وارد کردید ، وارد پنل مدیریتی سایتتون بشید.اگه اینجا نام کاربری و رمزی که تعیین کردید رو وارد کنید به راحتی میتونید وارد ادمین سایت بشید و بعد از اون با همچین صفحه ای مواجه میشید :اینجاکار ما تمومه و شما تونستید با موفقیت سایتتون رو بسازید و از همین الان میتونید شروع کنید و تغییراتی که دوست دارید اعمال کنید تا سایتتون طبق سلیقتون تغییر کنید.اگه بین انجام دادن این مراحل به مشکلی خوردید و یا سوالی براتون پیش اومد همینجا میتونید ازم بپرسید تا کمکتون کنم.ببخشید یذره طولانی شد.</description>
                <category>فرنام همایونفر</category>
                <author>فرنام همایونفر</author>
                <pubDate>Wed, 29 Aug 2018 15:12:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه ی من از اساتید ویولنی که داشتم</title>
                <link>https://virgool.io/@farnam/violin-masters-saawd7ui898q</link>
                <description>من از مهر سال 92 موسیقی رو با رفتن به کلاس سلفژ شروع کردم که به همراه برادرم میرفتیم و نت خوانی و زمان بندیشون آشنا میشدیم.بخاطر این سلفژ رو شروع کردم چون داییم میگفت که اگه یه ترم سلفژ برم و بعد سازم رو انتخاب کنم و شروع کنم پیشرفت خیلی بهتری نسبت به بقیه در شروع کار دارم و همینطور هم شد.بعد از گذروندن یه ترم کلاس سلفژ من از اسفند 92 ویولن رو شروع کردم.اون زمان که سوم دبیرستان بودم به طور خیلی اتفاقی یکی از دوستانم که ویولن میزد رو توی ایسنتاگرم پیدا کردم که دیدم اجراهای مختلفی توی سالن های مختلفی میذارن.از سوم راهنمایی به بعد دیگه ازش خبری نداشتم که اینطوری دوباره پیداش کردم و وقتی دیدم اجرا میذاره و خوب ویولن میزنه منم مشتاق شدم.قبل از اون هم خیلی دوس داشتم یه سازی رو شروع کنم ولی هیچوقت فرصتش پیش نمیومد و دیدن اون یه محرک برای من بود.بهش زنگ زدم و گفتم استادت کیه و گفت که پسرخالشه و شاگرد اسدالله ملک بوده و کارش خوبه.منم رفتم پیشش و از همونجا ویولن رو شروع کردم.باتوجه به اینکه شاگرد اسدالله ملک بوده ایرانی کار میکرد و منم طبق همون چیز ها پیش میرفتم.اسم استادم ایمان ملکی بود.من روز به روز بیشتر به ویولن علاقه مند میشدم و خودم بدون اینکه تواناییش رو داشته باشم میرفتم نت آهنگ های مختلفی که دوست داشتم رو پیدا میکردم و دانلود میکردم و پرینت میگرفتم که بزنمشون اما استادم همیشه میگفت بذار بعدا که بهتر شدی ولی من بازم گوش نمیدادم :)اسفند 93 قرار شد که یه اجرای آموزشگاهی تو فرهنگسرای نیاوران بذاریم و منم هیجان زیادی پیدا کرده بودم و همینطور استرس داشتم که ببینم بار اول روی صحنه رفتن چطوریه.اون اجرا به خوبی گذشت و تموم شد ولی من دیگه نمیتونستم کلاس برم چون کنکور داشتم و باید خودمو برای کنکور بیشتر آماده میکردم.بعد از اینکه کنکور تموم شد من هنوز به کلاس نرفته بودم.پدرم بهم پیشنهاد که برم سمت کلاسیک ولی من اون اوایل اصلا دوست نداشتم و فکر میکردم کلاسیک هیچ حسی داره چون من خیلی به اون تاثیری که موسیقی میذاره خیلی اهمیت میدادم و میدم.طبق خواسته ی پدرم به آموزشگاه های مختلفی میرفتیم و اساتید مختلفی رو میدیدیم و اون ها هم روش کارشون رو توضیح میدادن تا اینکه در آخر آموزشگاهی رو پیدا کردیم که از اعضای ارکستر سمفونیک اونجا آموزش میدادن و بنظر آموزشگاه خوبی میومد.بعد از چندماه دوری از کلاس دوباره روند کلاس رفتن رو شروع کردم و توی همون آموزشگاه پیش یکی از اساتید اونجا که بسیار مسلط بود و توی ارمنستان هم دوره دیده بود آموزش میدیدم. توی این مدت فهمیدم که هرچی توی اون یک سال ویولن یاد گرفتم اشتباه بوده از نحوه آرشه گرفتن تا خیلی چیزهای جزیی دیگه و توی سه ماه تابستون مشغول برطرف کردن اون ها بودم.سه ماه گذشت و باید برای ترم بعد کلاسم رو تمدید میکردم اما اخلاق استادم خیلی خشک بود و من خوب نمیتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم با اینکه مهارتش خیلی خوب بود و  از اونجا هم رفتم.بعد از اونجا به آموزشگاهی رفتم که داییم اونجا کلاس آواز میرفت و یه استاد ویولن هم داشت که خیلی ازش تعریف میکردن.اونجا رفتم و با اون استاد صحبت کردم و روش کارش و همینطور اخلاقش خوشم اومد ضمن اینکه ایشون توی یکی از کنسرواتور های اتریش آموزش دیده بودم و میدونستم که از بابت مهارت و آموزش دادن هم خیالم راحته و دوباره کلاس رفتم.از اونموقع 3 سال میگذره و من از استادی که دارم خیلی راضیم و اون هم همیشه نکات خوبی رو آموزش میده و هیچوقت الکی از سر تمرینی نمیگذره و تا وقتی اون تمرین رو بطور کامل درست نزنم به تمرین بعدی نمیره.توی این مدت فهمیدم که باید از اول کلاسیک شروع می کردم و ویولن ایرانی اشتباه بوده برای من چون اصول ویولن همه از کلاسیک میان و بنظر من و دو استاد آخری که داشتم همه نظرشون به این قضیه بوده. به هرکسی هم که بخواد ویولن رو شروع کنه پیشنهاد میکنم که اول یه ترم سلفژ بره و بعد ویولن رو شروع کنه(برای هر ساز دیگه هم این قضیه صادقه) چون پیشرفت خیلی بهتری خواهد داشت.باز هم میگم اگر دوست دارید سازی رو یاد بگیرید اگر اون ساز غربیه حتما برید سمت کلاسیک و اگر خواستید و اگر وقت داشتید در کنارش سبک های دیگه رو یاد بگیرید چون همه ی تکنیک های اون ساز در کلاسیک پیدا میشن.</description>
                <category>فرنام همایونفر</category>
                <author>فرنام همایونفر</author>
                <pubDate>Mon, 06 Aug 2018 13:46:37 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قسمتی از داستان زندگی من</title>
                <link>https://virgool.io/@farnam/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%86-dbvjxfz6izae</link>
                <description>قبل از اینکه بخوام شروع کنم به صحبت کردن راجع به این عنوان ، میخواستم بگم مدت زیادی بود دلم میخواست توی ویرگول بنویسم ولی یا مشغله کاری زیادی داشتم یا نمیدونستم چی بنویسم اما امروز بالاخره تنبلی رو کنار گذاشتم و اومدم که بنویسم.من از بچگی عاشق کامپیوتر بودم و از 6 سالگی که کامپیوتر داشتیم باهاش کار میکردم و با خودم فکر میکردم و آرزو داشتم که در آینده مهندس کامپیوتر بشم. مادرم هم تعریف میکنه یبار ازم میپرسه منو بیشتر دوس داری یا کامپیوتر و من در جوابش میگم کامپیوتر :))) که اون زمان من اوایل ابتدایی و شاید هم پیش دبستانی بودم.از سال دوم راهنمایی به طراحی سایت علاقمند شدم و کلاس های front-page مدرسمون رو میرفتم که استادش رو هم خیلی دوس داشتم و خیلی چیزا ازش یاد گرفتم.بعد از اون دیگه کاری نکردم تا رسیدم دوم دبیرستان و کلاس های طراحی سایت و برنامه نویسی C++ جهاد دانشگاهی های دانشگاه تهران و علم وصنعت رو میرفتم.از دوم دبیرستان ادمین سایت پدرم شدم چون اون یه سایت داشت که به اسم خودش بود و راجع به خودش و کتاب هایی که نوشته بود و مطالب مرتبط با ادبیات مینوشت و دنبال یکی میگشت که سایتش رو مدیریت کنه. منم از روی علاقم رفتم دنبال وردپرس که یادش بگیرم که بتونم با سایتش کار کنم.باز هم گذشت تا اینکه بعد کنکور من تصمیم گرفتم بطور جدی این کار رو دنبال کنم و بتونم سایت بسازم.خوشبختانه رشته ای که دلم میخواست قبول شدم و بیشتر به چیزی که میخواستم نزدیک شدم و به یکی از آرزوهای بزرگ بچگیم رسیدم.توی همون ترم اول که بودم همون روزای اول رفتم سمت انجمن کامپیوتر تا باهاشون آشنا بشم و اولین کسی که باهاش آشنا شدم و خیلی بهم کمک کرد و الان اینجا هم داره مطالب خوبی مینویسه اشکان بود.به آبان که رسیده بودیم و مادرم هم دیده بود من خیلی از طراحی سایت علاقمندم ، من رو به یکی از آشناهاش معرفی کرد که شرکت بزرگی داشتن و نیاز به طراح سایت داشتن. این شد که رفتم برای مصاحبشون و فرم استخدامیشون رو پر کردم از یکی دوهفته بعدش رفتم سرکار و اینطوری شد که از ترم یک من وارد بازار کار شدم.الان حدود سه سال میشه که من تو این شرکت مشغول به کار هستم و از ماه ششم هم بیمه شدم و اولین حقوقم رو اسفند گرفتم چون فقط دو روز تو هفته میرفتم و جمع همه ی اون روزایی که میرفتم رو اسفند ماه  دادن و وقتی اولین حقوقم رو گرفتم حس شادی و غرور خاصی داشتم که مثلا دیگه مستقل شدم از پدرمادرم و میتونم هرچیزی که دلم میخواد رو با کار کردن بگیرم :)در طول این سه سال سایت های مختلف با موضوعات مختلفی درست کردم و همشون رو از طریق معرفی کردن بقیه درست کردم و خودم نقشی در پیدا کردن اون افراد نداشتم و از این بابت هم خوشحالم.تا اینجا که رسیدم و آینده هم به هرجایی برسم درصد خیلی زیادیش رو مدیون مادرم هستم و فکر نمیکنم بتونم اینکارش رو جبران کنم و سعیم در اینه که کارم رو روز به روز بهتر کنم که اون هم از من راضی باشه.این بود قسمتی از داستان زندگیم و اینکه چطور من کار پیدا کردم.</description>
                <category>فرنام همایونفر</category>
                <author>فرنام همایونفر</author>
                <pubDate>Wed, 18 Jul 2018 10:21:45 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>