<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های دخی تخس</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@farnazshabrooz</link>
        <description>چترت را بردار! چشمان من بزرگ شده ی بارانند...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 09:51:45</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/257918/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>دخی تخس</title>
            <link>https://virgool.io/@farnazshabrooz</link>
        </image>

                    <item>
                <title>میدانی چیست..:)؟</title>
                <link>https://virgool.io/@farnazshabrooz/%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-rcghrgfghpkj</link>
                <description>نیمه ی مکمل منمیدانی چیست؟به امید دادنت، نیاز دارمبه امید به موفقیتو شنیدن من توانستمو دیدار روزی ک بگویم بهش می ارزیدو لبخند سرشار از رضایت...و گفتن از ته دل خدایا شکرتزمزمه ی امید را میخواهم از زبان و کلام تو بشنوم..میخواهم بنشوم که میگویی من هواتو دارم برو جلو نترس!من پشتتم:)میدانی چقدر آرامم میکند؟میدانی چقدر پشتکار و اراده ام بالا میرود؟میدانی دلخوشیم چند برابر می‌شود؟خستگی ناپذیر میشوم؟همه ی تلخی هارا فراموش میکنم؟و تکیه میکنم ب طُ...میخواهم باز برایم بگویی از همان لحظات شیرین پس از تلخی ،میخواهم دست بر زیر چانه ام بزنم و با جان و دلم به اتفاقات سختی ک برایت افتاد و  اینکه تو آنقدر قوی بودی و هستی که از آنها عبور کردی..و من میخواهم باز هم نجوای کسب افتخارات را بشنوم از باد ، از پرنده و از همه:)کلماتت بر روی تنم هک میشوند و چه خوب است که کلماتت مرا تکان می دهند!و باعث میشود غبار آلودگی غم را کنار بزنم...و حس تمامیه این زندگی را از تنم و وجودم دور کنم  و با چشمانی لبریز از امید به راه بنگرم و با زمزمه یا علی راهم را ادامه دهم... :)</description>
                <category>دخی تخس</category>
                <author>دخی تخس</author>
                <pubDate>Tue, 09 Feb 2021 18:38:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>500روز با سامر!</title>
                <link>https://virgool.io/@farnazshabrooz/500%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A8%D8%A7-%D8%B3%D8%A7%D9%85%D8%B1-mghaz8xopjaw</link>
                <description>ی فیلم اندکی قدیمی ک نتیجه گیری های خوبی برای رابطه ها داشت.سامر ! ی دختری ک تو همین ما  بین تام اونو دید و ازش خوشش اومد.کم کم باهم بودناشون بیشتر شد.و خاطرات خوب زیادی رو ساختن.البته قبل از همه اینا سامر گفت ک نمی‌خواد نامزد داشته باشه (چون عشقی رو تجربه نکرده بود)بعد ها بنا بر دلایلی دیگه از هم دور شدن؛و خب تام این وسط بود ک می‌سوخت ‌و فکر میکرد باید همونی ک اولین بار دیدیش همونی که فکر کرد دوستش داره باید برا همیشه در کنارش بمونه:)ک خب گاهی وقتا این اتفاق رخ نمی‌ده.تام اینو نادیده گرفت ک سامر هیچ علاقه ای به نامزدی ندارع و به عنوان ی دوست باهم بودن .و در اخر سامر با کسی ازدواج کرد ک عاشقش شد(ب طور تصادفی همو دیدن) و تام..هم با کسی آشنا شد ک احتمالا با هم موندن (ب طور تصادفی با هم آشنا شدن)خب ی نتیجه کلی من از این فیلم گرفتم1-گفته بود 500روز با هم بودن،این زمان و تایم برا هرکسی می‌تونه فرق کنه!یکی شاید طرف رو فقط ی روز ببینه و ی روز باهاش باشه2-هیچ نیمه گمشده ای وجود نداره!بلکه نیمه گمشده ساخته میشه:) 3-زمانی کسی وفادار میمونه ک طرف رو دوست داشته باشه مثلا سامر تام رو دوست نداشت!4-قزار نیست اولین نفری ک تو زندگی آدم میاد آخرین نفر زندگی باشه (: ما خیلی از ادمارو تو زندگیمون دیدیم شاید موندگار نباشن اما همه شون ب آدم ی درس میدن .و بنظرم این اومدن و تجربه کسب کردن و رفتن ی اتفاق  تصادفی نیست!5-آدم نمیتونه عاشق کسی باشه که اونم از قبل تعیین شده:/!بلکه عشق و عاشق شدن  ی تصادفع(:6-میشه گفت تام دقیقااا بخاطر سامر دلش تنگ نمیشد بلکه بخاطر اون اتفاقات خوبی ک ساختن دلش تنگ میشد،و گاهی وقتا ماهم مثله تام حسمونو درست تشخیص نمیدیم7-گاهی وقتا  آدم های اشتباهی حس مارو نسبت ب عشق تغییر میدنپایان فک زنی:)</description>
                <category>دخی تخس</category>
                <author>دخی تخس</author>
                <pubDate>Thu, 07 Jan 2021 18:44:16 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>