<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های فرناز ربیعی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@farnuz</link>
        <description>اینجا یادداشت‌های رو مینویسم که جای دیگه نمیشه گفت. تو پلاتو (http://pelatto.ir) از سینما و تو رایووب (https://rayoweb.ir/) از سئو میگم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 15:10:35</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/11894/avatar/RSz6cJ.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>فرناز ربیعی</title>
            <link>https://virgool.io/@farnuz</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آداب غرفه‌داری</title>
                <link>https://virgool.io/@farnuz/%D8%A2%D8%AF%D8%A7%D8%A8-%D8%BA%D8%B1%D9%81%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-uwmviyeeayfe</link>
                <description> امسال تو نمایشگاه الکامپ من به همراه تیممون تو استارتاپ سایت ساز برساوب شرکت کردم. البته برای من و همه تیم اولین تجربه ما بود که با کسب و کار و استارت‌آپی که خودمون راه‌اندازی کردیم تو این نمایشگاه شرکت می‌کنیم. تجربه‌ای فوق‌العاده و بی‌نظیری بود و با این‌که رونمایی رسمی ما تازه در همون نمایشگاه انجام شد، استقبال از محصول ما عالی بود. اما برای من قبل از برنامه‌ریزی برای نمایشگاه سوالاتی پیش میومد که کسی نبود جوابی بهشون بده. راهنمایی هم در فضای وب پیدا نکردم که برای این همه استارتاپ و تیمی که برای اولین بار در نمایشگاه‌ها شرکت می‌کنن و تجربه اولشون هست چراغ راهی باشه. حتی در خود نمایشگاه بعضی‌ها میومدن و از ما در این‌باره سوال می‌کردن. این بود که از همون قبل از نمایشگاه تصمیم گرفتم تجربیاتم در این مدت رو برای کسایی که ممکنه بهش نیاز پیدا کنن به اشتراک بگذارم.توجه کنید که این راهنما بیشتر به درد افرادی که قراره برای اولین بار خودشون به عنوان غرفه‌دار و مسئول یک کسب و کار شرکت کنن میخوره.ثبت نام برای غرفه نمایشگاهنمایشگاه الکامپ معمولا تیر یا مرداد برگزار میشه و بنابراین از دو سه ماه قبل، یعنی اردیبهشت، پیگیر سایت الکامپ (http://iran-elecomp.com) یا خبرگزاری‌های مرتبط باشید تا از ثبت‌نام برای گرفتن غرفه جا نمونید. در کل اگر برای نمایشگاه خاص دیگه‌ای مثل اینوتکس هم میخواید شرکت کنید از یکی دو ماه قبل پیگیر باشید که تاریخ ثبت نام رو بدونید. البته این تاریخ خیلی تمدید میشه و حتی دیده شده روز افتتاحیه هم بعضی‌ها غرفه رو گرفتن. اما در هر صورت شما دقیقه نودی نباشید.تدارکات و برنامه‌ریزی قبل از نمایشگاهحتما می دونید که قبل از نمایشگاه باید حتما یک سری متریال تبلیغاتی مثل بروشور، تراکت، کارت، پوستر و... حتما آماده داشته باشید. اما سعی کنید توی اونا خیلی صریح و کوتاه خدماتتون رو معرفی کنید و از کلی‌گویی و شعار گفتن پرهیز کنید.مواردی که توی پنل سایت نمایشگاه دارید رو حتما خودتون پر کنید. مثل عنوان کتیبه، کارت غرفه‌دار و...نمایشگاه همیشه در گرم‌ترین روزهای سال برگزار می‌شه. پس حتما سعی کنید برای راحتی خودتون امکاناتی رو فراهم کنید. یک پنکه کوچک و یا یک کلمن آب خنک که جای زیادی هم نگیره، می‌تونه خیلی کمک کنه.نمایشگاه برای کانترها فقط یک صندلی می‌ده. پس اگر بیشترش رو لازم دارید به فکرش باشید.بد نیست وقتی جایگاه‌تون تو نمایشگاه قطعی شد روز قبل از شروع نمایشگاه حتما سری بهش بزنید. هم برای فرداش راحت پیدا می‌کنید غرفه‌تون رو، و هم از چند و چونِ امکاناتی که در دسترستون هست باخبر می‌شید و بهتر می‌تونید تصمیم بگیرید. کارت غرفه‌داری رو هم می‌تونید همون روز بگیرید و یا اگر امکانش بود برای دیگر اعضای تیمتون هم کارت بگیرید. البته اگر برای فرد جدیدی می‌خواید که تو سایت ثبت نامش نکردید میخواید کارت بگیرید، عکس ۳×۴ که قطعا یادتون نمیره همراه داشته باشید.معمولا استارتاپ‌ها (که خیلی پول ندارن ?) کانتر می‌گیرن. امسال کانترهای استارتاپ‌ها ۱۲۰ سانتی‌متر مربع بود. یک همچین جایگاهی:کانتر استارتاپ‌ها در الکامپ ۹۸
اولین روز نمایشگاهاگر غرفه کوچیک دارید و وسالیتون کمه با ماشین شخصی و با همراه داشتن کارت غرفه‌داری میتونید تا نزدیکی‌های سالنتون برید. اگر غرفه بالای 15 متر دارید و نیاز به طراحی غرفه داره 3 روز قبلش میتونید برای حضور و طراحی برید. اگر وسایلتون زیاده و لازم بود وانت بگیرید بدونید که وانت رو اجازه نمیدن داخل بیارید.این رو هم بگم که توصیه میشه لپ‌تاپ و عموما وسیله گرون‌قیمتی که جابجایی‌ش تقریبا راحت هست رو بهتره تو کمد یا کشو غرفه‌تون نذارید بمونه و باخودتون ببرید.بسته به فاصله‌تون تا نمایشگاه، بهتره که صبح زود برای این کارها اقدام کنید. در سالن‌ها برای غرفه‌داران از ساعت ۹ و برای بازدیدکنندگان از ساعت ۱۰ باز میشه. پس حداکثر یک ساعت برای آماده کردن غرفه وقت دارید. بازدیدکننده‌ها از همون دقایق اول از راه می‌رسن و چون خیلی از غرفه‌ها تو اون ساعات هنوز کارشون رو شروع نکردن خیلی بهتر می تونید نظرشون رو جلب کنید.یکی از آزاردهنده‌ترین مسائلی که در نمایشگاه‌های این چنینی وجود داره، ترافیک سنگین در ساعات شروع و پایان بازدید هست. اگر براتون مقدور باشه که حدود ساعت هشت و نیم تو نمایشگاه باشید، کلی از کلافگی ترافیک‌های خیابان سئول که گاهی شاید به یک ساعت هم برسه کم می کنید و با روحیه بهتری نمایشگاه رو شروع می‌کنیدیک صبح عادی در مسیر نمایشگاه :)این مشکل در ساعات پایانی خیلی بیشتر میشه. اگر ماشین ندارید بدونید که قیمت کرایه تاکسی‌های دربستی اطراف، تاکسی خطی‌ها و حتی تاکسی‌های اینترنتی هم خیلی گرون و چند برابر میشه. علاوه بر این که ترافیک سنگینی هم هست. البته، موتور گرفتن هم خیلی می‌تونه راه حل خوبی باشه. اگر ماشین دارید هم باید هزینه زیادی بابت پارکینگ بدید و همچنان انتظار ترافیک زیادی رو داشته باشید. ترجیح من همچنان موتور هست.نکات کلی درباره آیین غرفه‌داریاین نکات رو من با تحقیقاتی که در زمان قبل از نمایشگاه برای خودم انجام دادم و تجاربی که قبلا از بازدیدها به دست آوردم و همچنین تجربه چند روز غرفه‌داری‌م داشتم بازگو می‌کنم:حتما قبل از نمایشگاه چند کلمه‌ای رو آماده کنید برای پرزنت محصول به بازدیدکننده‌ها، و جواب به سوالات احتمالی‌شون. با هم‌تیمی‌ها هماهنگ بشید که حرف‌هاتون برای همه سوال‌ها و همه افراد یکی باشه.اگر به عنوان پاسخگوی افراد تو غرفه حضور دارید سعی کنید با افراد هم‌تیمی‌تون صحبت نکنید و یا سرگرم موبایل نباشید. چون از دید بازدیدکننده‌ها بنظر نمیاد که براشون احترام قائل هستید.با خودتون غذا نیارید: اولا که خلاف قوانین نمایشگاه هست و غیر از اون تو هوای گرم اون موقع از سال خیلی زود ممکنه خراب بشهتا حد امکان تو غرفه غذا نخورید. چون علاوه براین که جلوه خوبی از دید بازدیدکننده‌ها نداره، مطمئنا خودتون هم لذتی از غذا خوردن نخواهید برد. تا جایی که امکان داره از همکارانتون بخواید برای چند دقیقه جای شما باشن و استراحتی به خودتون بدید.اگر برای غذا خوردن به رستوران‌ها یا فست‌فودی‌ها مراجعه کنید مطمئنا هم وقتتون زیاد گرفته میشه هم جای مناسب به سختی پیدا میشه. میتونید از یکی از بروشورهایی که از صبح تا ظهر کلی‌شون به دستتون می‌رسه تماس بگیرید و ازشون بخواید تو غرفه‌تون به دستتون برسونن و بعد بیرون غذاتون رو بخوریداگر قصد دارید خودتون از نمایشگاه بازدیدی داشته باشید همه رو به روز آخر موکول نکنید. یا روز اول این کارو انجام بدید که خودتون از همون اول با فضای نمابشگاه آشنا بشید و دستتون بیاد بازدیدکننده‌های شما با چه چیزهایی قبل شما روبرو شدن. یا اگر براتون مقدور نیست بصورت پراکنده تو ساعاتی که سرتون خلوت‌تره سری به همکارها و غرفه‌های دیگه بزنید.و آخرین نکته و بقول فرنگی‌ها last, but not least: لبخند را فراموش نکنید.</description>
                <category>فرناز ربیعی</category>
                <author>فرناز ربیعی</author>
                <pubDate>Sun, 28 Jul 2019 00:56:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رتبه بالا در گوگل برای شما تعهد می‌آورد، آماده آن هستید؟</title>
                <link>https://virgool.io/@farnuz/ranking-is-a-promise-n4d9j3zls4rg</link>
                <description>کنفرانس MozCon یکی از معتبرترین کنفرانس‌ها در زمینه سئو و Search Marketing هست. مواردی رو دیدم توش بحث شد که بنظرم نه فقط به درد سئوکارها که محتوانویس و مارکترها هم میخورد. یکی از اونها درباره تعهدی بود که به مخاطبانمون باید داشته باشیم.تاحالا به این فکر کردید که وقتی توی یک سوال یا عبارتی رتبه میارید، درواقع دارید یک قولی رو به مخاطبتون میدید؟ درواقع یعنی ادعای این رو دارید که بهترین جواب و یا بهترین محصول در اختیار شماست. ما چقدر به این قول و ادعایی که داریم پایبند هستیم؟ارائه‌دهنده این بخش از تجربه خودش تو عبارت “How much does Google make” میگه که، تو سال 2014 تونسته بود برای اولین بار تو مطلبی که نوشته بود رتبه feature snippet رو کسب کنه.&quot;اول خیلی خوشحال شده بودم ولی بعد که دقت بیشتری کردم متوجه شدم این جواب واقعا بدی به این سواله. اول اون نوشته شده «این پست ربطی به تکنیک های سئو نداره» (با این که در حقیقت ترافیک زیادی رو به سایت ماز آورده?) و آخرش هم با یک عدد تموم میشه که مربوط به سال 2011 است. این شد که تحقیقاتی کردم و پست رو ویرایش کردم تا جواب این سوال درست و کامل باشه.اما بعد با خودم گفتم چند صد یا چند هزار مثل این سوال و جواب وجود دارند که اطلاعات بدی رو به کاربر منتقل میکنن؟ که دقیقا اون چیزی نیستن که کاربر به دنبال اونه؟&quot;خیلی از ماها این نتایج رو هرروزه میبینیم. مثال هایی از اون رو (چه تو سایت خودمون و چه دیگران) تو ذهن داریم که صفحاتی هستند که لایق جایگاه یک هستند اما صفحاتی این جایگاه رو دارند که واقعا جوابگوی سوال اصلی کاربر نیستند. مثالی که توی این ارائه زده میشه جستجوی کلمه “duplicate content without canonical tag” هست که اولین و دومین نتیجه مربوط به سایت ماز هست ولی لینک اول 0.8% نرخ CTR داره چون جواب کاربر توی اون پوشش داده نشده و لینک دوم دقیقا به سوال کاربر جواب داده. درواقع لینک اول قولش رو شکسته و فقط به موضوع مطلب خودش داره جواب خوبی میده در صورتی که جواب درستی به سوال کاربر نمیده و لینک دوم دقیقا به عهدش وفا کرده و پاسخ سوال رو در خودش داره.اما امکان بررسی تک تک این صفحات و عباراتی که با اونا ورودی میگیرن و اصلاحشون وجود نداره.اما راه حل چیست؟اینجا باید هدف از سرچ کردن را بررسی کنیم: کاربران معمولا 3 هدف را هنگام سرچ دنبال می‌کنند فانل هدف کاربر از سرچ کردنآگاهی: آشنا شدن و اطلاعات گرفتن درباره موضوعیعلاقه: وقتی درباره موضوعی اطلاعات پایه ای دارید اما کنجکاو هستید و میخواهید درباره آن بیشتر بدانید. اما هنوز حاضر به انجام کاری یا دادن تعهدی در برابر آن نیستید.عمل: وقتی هدفی تجاری را دنبال میکنید که مربوط به خرید و تبلیغات و پرداخت پول است. درواقع شما این پیام را به گوگل میدهید که آماده برداشتن قدمی عملی هستید. (البته برند کمی پیچیده تر است چون فرضا وقتی شما apple سرچ میکنید معلوم نیست میخواهید سهام شرکت اپل را بدانید یا خواص سیب. و دیگر این که اگر شما برندی هستید باید در کلمات مرتبط با برند خود اول باشید در غیر این صورت رقابت برای آن معنایی ندارد)درواقع مسیر هدایت ما توسط گوگل از سطح بالایی هرم تا به پایین آن است.همه میدانیم که رتبه بالا در بدست آوردن بخش قابل توجهی از کلیک و CTR نقش مهمی دارد. اما اگر بخواهیم CTRها را براساس موضوع بررسی کنیم خواهیم دید که عبارات جستجوی برند بیشترین نرخ کلیک در نتیجه اول را دارند.برای کارشناسان سئو و search marketer ها احتمالا دست یافتن به سطح اول هرم کار راحتی است. آنها راه نوشتن محتوای informational و آگاهی دهنده را خوب بلدند و میتوانند روی کلمات کلیدی مرتبط با آن جایگاه مناسبی را بدست آورند.مشکل اصلی کار همان سطح پایینی هرم است؛ جایی که گاهی از زیر بار آن در میروند و میگویند «خب شاید بهتر باشه تبلیغات کلیکی رو امتحان کنیم» البته تبلیغات کلیکی همیشه هم راه حل بدی نیست. به عنوان مثال اگر مشتری شما بخواهد روی کلمه “wedding dress” رتبه یک گوگل باشد و شما دارید هزاران دلار برای این کار خرج میکنید دارید پولتان را دور میریزید. چون در صفحه سرچ این کلمه کلی محصول برای پیشنهاد وجود دارد، 4 لینک تبلیغ و محصولات تبلیغی و نتایج مکانهای محلی (local results)... . در این مواقع واقعا باید حساب کتاب کنید که چقدر برایتان میصرفد برای سئو هزینه کنید.اما اینجا نقش search marketer ها چیست؟ اینجاست که ما میتوانیم هدف کاربران را از سطح بالایی هرم به سطح میان آن جابجا کنیم. اجازه بدید با یک مثال قضیه رو برای شما روشن کنم: اگر به عنوان مثال کلمه &quot;دستگاه لیزر مو&quot; را جستجو کنید یک سری محصول یا فروشنده و صفحات مربوط به آن را خواهید دید. پس این کلمه در دسته کلمات تجاری قرار میگیرد. بنابراین ساده ترین راهی که ممکن است در پیش بگیرید این است که سراغ کلمات ترکیبی آن مثل &quot;بهترین دستگاه لیزر مو&quot;، &quot;مقایسه دستگاه لیزر مو&quot;، &quot;انتخاب دستگاه لیزر مو&quot; و... بروید و البته رقابت برای چنین کلماتی نیز بالاست.ولی اگر سراغ عبارات دیگری برویم چطور؟عبارتی مثل «چرا لیزر موهای زائد گران است؟» جدای این که رقابت برای آن بالا نیست، کمی بیشتر به آن فکر کنید: کسی که این عبارت را سرچ میکند اولا به لیزر موهای زائد علاقه مند است و دوما حتما به دنبال راهی برای کم کردن هزینه آن میگردد و شاید راه حل مناسب آن تهیه یک دستگاه لیزر موهای زائد خانگی است. این عبارت دقیقا جامعه مخاطبانی را مورد هدف قرار میدهد که میزانی از علاقه در آنها شکل گرفته و به دنبال اطلاعاتی از آن هستند و البته نتیجه گرفتن در آن کار مشکلی نیست و البته احتمال این که صفحه جستجوی عبارت پر از لینک تبلیغ و محصول و فروشگاه های محلی شود خیلی کم است.یکی از بهترین راهها برای پیدا کردن این گونه سوالات استفاده از باکس People also ask است که گوگل توسط آنها سعی میکند هدف شما از جستجو را پیدا کند و جواب درست آنها را نیز بیابد.مثلا یکی از سوالاتی که ممکن است در آنها پیدا کنید این است که &quot;چگونه کسب و کار برش لیزری راه اندازی کنم؟&quot; کسی که این سوال را جستجو میکند به تجهیزات نیاز دارد و میتواند مشتری شما باشد.  فانل جذب مخاطب با محتوابنابراین کاری که شما باید بکنید این است که به سرنخ خودتان سرنخ بدهید (lead your lead) یعنی به مشتری های بالقوه تان چیزی که میخواهند را ارائه کنید سپس جزئیات را در اختیارشان قرار دهید و بعد مغز اصلی مطلب و داستان را بگویید. یکی از دلایل کار بر اساس این هرم این است که افراد بازه توجه بسیار کوتاهی دارند. البته این فقط مختص دنیای امروزی و وب نمیشود. همین که مردم با دیدن تیتر روزنامه ها یا به دلیل این که کسی در حال فریاد زدن داغ ترین تیترها بوده نشان میدهد این خصلت انسان‌ها تازه و جدید نیست.بر عهد خود وفادار بمانیداز همان ابتدای محتوای خود به مخاطب ثابت کنید اینجا دقیقا همان چیزی را خواهند یافت که به دنبال آن هستند. چرا که با طول دادن مطلب کاربر خود را خسته و دلزده از ادامه خواندن میکنید. در انتهای مطلب نیز حتما لینک های دیگر از سایت خودتان یا دیگران معرفی کنید تا اگر مشتاق بیشتر دانستن درباره آن مطلب بودند آن را بخوانند. شاید تا کنون اکثر ما وسواس زیادی برای نتیجه گرفتن از هرم بالایی و پایینی داشتیم و بیشتر به دنبال عباراتی بودیم که به خرید یا هر نوع conversion منجر میگردد. اما از بدست آوردن علاقه افراد نترسید، بیشتر افراد پس از خواندن محتوایی که به دنبال آن بودند و جواب خود را در آن یافتند به کف هرم رسیده اند. تجربه محتوای نقد و بررسی دیجی کالا و آمازون را که فراموش نکرده ایم، که شاید نه بزرگترین فروشگاه اینترنتی، که بزرگترین محل نقد و بررسی کاربران از محصولاتش است.</description>
                <category>فرناز ربیعی</category>
                <author>فرناز ربیعی</author>
                <pubDate>Tue, 02 Oct 2018 20:44:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تلاطمی در دریای بی‌انتهای عذاب وجدان | نگاهی به فیلم غرش</title>
                <link>https://virgool.io/@farnuz/pororoca-jztegtjkg7ba</link>
                <description>پوروروکا نام جزر و مدی است که در رود آمازون رخ می‌دهد و می‌تواند تا ۸۰۰ کیلومتر را تا رودهای امریکای جنوبی طی کند. جزر و مدی عظیم و مواج که امواجش ذره ذره بزرگ می‌شوند و ارتفاع یک موج آن ممکن است حتی به سه متر برسد. این مسأله شاید کمی بی‌ربط بنظر برسد چرا که هیچ نامی از این پدیده طبیعی  در سومین اثر کنستانتین پاپسکیو، کارگردان رومانیایی، برده نشده است. پوروروکا اما تصویری از ذره ذره به خروش آمدن و اضمحلال تدریجی به نمایش می‌گذارد که به شدت در گرو خرده اطلاعاتی‌ست که بصورت ضمنی و در پس خط اصلی درام منتقل می‌شود. پرتره‌ای از فروپاشی مرد خانوده‌ای که خشم و اندوه ناشی از ناپدید شدن ناگهانی دخترش منجر به رخ دادن جزر و مدی ویرانگر در وجودش می‌شود. شاید حالا بتوان گفت موج نو سینمای رومانی هیچ‌گاه تا بدین حد خودنمایی نکرده است.در صحنه‌های ابتدایی فیلم همه چیز در خانواده خوب و بی‌نقص و مطابق با استاندارد فیلم‌های درام خانوادگی رومانیایی پیش می‌رود. تئودور یک بانکدار و همسرش کریستینا که شغلش حسابداری است با دو فرزند خود در خانه کوچک و گرمشان خوشحال و راضی به نظر می‌رسند. در همین بین اما رگه‌هایی از پریشان‌احوالی در رفتار تئودور دیده می‌شود. چرا پنهانی با مشتری همسرش تماس می‌گیرد و با خشونت بسیار با او حرف می‌زند؟ آیا رفتار او به عنوان پدر گاهی بیش از حد عصبی نیست؟ این‌ها سوال‌هایی است که زود از یاد می‌بریم. همه چیز از همان جایی شروع می‌شود که تئودور در یک عصر آفتابی بچه‌ها را به پارک می‌برد. وقتی حواسش با تلفن حرف زدن پرت می‌شود ماریا در زمین بازی ناپدید می‌گردد.کارگردان دست روی بزرگترین ترس مشترک هر پدر مادری گذاشته است. فیلمبردار اثر با مهارت هر چه تمام‌تر توانسته مخاطب را لحظه به لحظه با هراس و وحشت تئودور همراه کند. سرنخ‌ها، اگر نگوییم هیچ، که ناچیز است. شاهدین مستأصل و دستپاچه نیز جز احساس همدردی کار دیگری از دستشان برنمی‌آید. افسر محقق پرونده در برابر بی‌تابی‌های پدر و مادر صبور است اما به طرز ناامیدکننده‌ای هیچ اشتیاقی برای به نتیجه رساندن پرونده در او دیده نمی‌شود. البته که فیلم قصد به چالش کشیدن نظام بوروکراسی رومانی نیست، چیزی که سینمای نقادانه امروز دنیا ما را بدان متوقع ساخته است، بلکه نشان می‌دهد چگونه نحوه مواجهه پلیس با این ماجرا غریضه تاریک و سرکش تئودور را در اون بیدار می‌کند و او را وادار به دست زدن به حرکاتی پرخاشگرانه می کند و در نهایت به از بین بردن فردی که گمان می‌برد ناپدید شدن دخترش کار اوست، سوق می‌دهد.از دیدگاهی دیگر شاید بتوان گفت پوروروکا روابط زناشویی را به نوعی به چالش می‌کشد. کریستینا که از فرط رنج درمانده شده، راهی جز سرزنش کردن شوهرش برای اشتباه جبران‌ناپذیرش نمی‌یابد، اگرچه این کار هیچ کمکی به حل مسأله نکند. شاید تئودور از کریستسنا طلب بخشش کند، اما وقتی حتی خودش نمی‌تواند خودش را ببخشد چه راهی برایش باقی مانده؟ در یکی از صحنه‌های قضاوت‌برانگیز فیلم کریستینا را می‌بینیم که تک‌تک جزئیات لباس و ظاهر دخترش را برای افسر پلیس شرح می‌دهد، در حالی‌که تئودور تنها چند مورد کلی در یادش مانده. البته این گفته‌های کریستینا تأثیر در روند پیشرفت پرونده ندارد، اما هرچه بیشتر باهم به کندوکاو حادثه می‌پردازند بیشتر به بن‌بست می‌خورند و این باعث هرچه بیشتر شدن فاصله آن دو می‌شود. در ابتدا هر دو افرادی آرام و موجه بنظر می‌رسند اما هرچه درام بیشتر به جلو می‌رود کریستینا ملاحظه بیشتری در نشان دادن خشم خود دارد و در طرف دیگر تئودور ذره ذره تسلیم فوران خشم درونش می‌گردد.هرچه بیشتر در فیلم جلو می‌رویم و تئودور را دنبال می‌کنیم، نمای دوربین بزرگ‌تر شده و تئودور را مرکز آن، تنهاتر از قبل می‌بینیم. هر بار که او به پارک می‌رود _گویی که این کار تبدیل به عادتی وسواسی برای او گشته_ احتمالات درباره گم شدن دخترش بیشتر و وسیع‌تر می‌گردد. پس از این که او شروع به جمع‌آوری عکس‌ها از آن لحظه می‌کند تا سرنخ‌های بیشتری برای ماجرا پیدا کند، مفهوم تصویر وارونه‌ای که دوربین می‌تواند از هر فضایی به بیننده بدهد، ناخودآگاه ما را به یاد فیلم بلوآپ آنتونیونی می‌اندازد.گارگردان چالشی را در موازات داستان فیلم پیش چشم ما می‌گذارد و آن به تصویر کشیدن تنش‌هایی در افراد، هر چند کوتاه، در یک صحنه است. مانند بحث خانمی مسن با مردی که در حال گرداندن سگش در پارک است. و یا زنی که در راهروهای ایستگاه پلیس مغموم و نگران به نظر می‌رسد. این تصاویر کوتاه برای لحظه‌ای ما را از درد کاراکترهای اصلی داستان دور می‌کنند. بار دیگر نگاهمان را از آن‌ها برمی‌داریم و آن‌ها را فراموش می‌کنیم. و مگر نه این‌که این راحت‌ترین کار است؟</description>
                <category>فرناز ربیعی</category>
                <author>فرناز ربیعی</author>
                <pubDate>Sat, 30 Jun 2018 17:23:43 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>