<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های farzad mohtasham</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@farzadmohtasham</link>
        <description>Software Engineer</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 06:33:53</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/73485/avatar/Rpv3nY.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>farzad mohtasham</title>
            <link>https://virgool.io/@farzadmohtasham</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تجربه‌های من از برنامه نویسی</title>
                <link>https://virgool.io/fboard/my-experiences-of-programming-qxtnwk53ay3t</link>
                <description>بعد از چند سال فعالیت به عنوان Full Stack Web Developer، قصد دارم تجارب مفیدی که در این مدت کسب کردم رو باهاتون به اشتراک بگذاریم، قبل از اینکه نوشته رو شروع کنیم، ازتون میخوام تا اگر نوشته براتون مفید بود، با دوستان و آشنایانتون به اشتراک بگذارید?نکته مهم: مطالب زیر از جنس تجربه هست، این مطالب برای خودم ارزشمند هست، به همین خاطر میخوام با شما عزیزان به اشتراک بذارم، همچنین لازم به ذکر هست هدف اصلیم کمک به شماست، همانطور که هر روز در ایران یوآی یواکس به بسیاری از افراد در مسیرشون کمک می‌کنیم.اگر آماده هستید، شروع کنیم?در زیر چندین نکته مهم نوشتم که در طول مسیر میتونه براتون بسیار مفید باشه۱. هدف خودتون رو از یادگیری برنامه‌نویسی مشخص کنیدیکی از مهمترین مواردی که قبل از شروع برنامه نویسی باید مشخص بشه، هدف شما از یادگیری برنامه نویسی هست، آیا میخواید در یک شرکت کار کنید؟ آیا میخواید در یک تیم استارتاپ کار کنید؟ آیا میخواید به عنوان فریلنسر فعالیت کنید؟انتخاب هدف از یادگیری برنامه نویسی بسیار مهمه، چون اگر هدفی نداشته باشید، وارد مسیر نامشخص می‌شوید که در نهایت دستاوردی هم براتون نخواهد داشت، قبل از شروع یادگیری برنامه نویسی هدفی رو برای خودتون انتخاب و سپس به سوی هدفتون قدم بردارید.هر هدفی نیازمند مهارت‌ها و skill‌های متفاوتی هست، مثلا برای استخدام در شرکت بزرگ، بهتره در یک حوزه تخصص داشته باشید.۲. قرار نیست در اول مسیر مهارت‌های مورد نیاز رو به صورت کامل یاد بگیریدبه عنوان مثال فرض کنیم هدف شما تبدیل شدن به یک FrontEnd Developer هست، به همین منظور در اولین قدم نیاز به یادگیری HTML دارید، اصلا قرار نیست در اول مسیر HTML رو به صورت کامل یادبگیرید، بهتره در حد نیاز یاد بگیرید و سپس از دانسته‌های جدیدتون در یک پروژه کوچک برای محک زدن خودتون استفاده کنید.بعد از اینکه چند پروژه انجام دادید و مطمئن شدید که HTML رو به خوبی یاد گرفتید، دوباره برگشته و HTML رو بیشتر یاد بگیرید.فردی که از دانش کم خودش استفاده میکنه، بهتر از فردی هست که کلی دانش کسب کرده، ولی ازشون استفاده‌ای نمیکنه، و این دانشی که ازش استفاده نشه، پس از مدتی به فراموشی سپرده خواهد شد.-- فرزاد محتشم۳. کمال طلبی لعنتی رو بزارید کنار!یکی از ویژگی‌ها و عاداتی که باید حذفش کنید، کمال طلبی هست، کمال طلبی یعنی فرد استانداردی را که حتی یک پله از کامل و ایده‌آل هست قبول نمیکنه.کمال طلبی رو اگه کنار نزارید، میتونه در طول مسیر برنامه نویسی بهتون کلی ضربه وارد کنه.هیچ فردی در کره خاکی کامل نیست، هر فردی قطعا یک سری عادات و ویژگی‌های نامناسبی داره، باید قبول کنیم که همه ما عیب‌هایی داریم، در برنامه نویسی هم باید قبول کنید که نمیشه همه ابزارها و مفاهیم رو به صورت کامل یاد گرفت، مال در حال حاضر در سال ۲۰۲۱ زندگی می‌کنیم، ابزارها روز به روز گسترده‌تر می‌شوند و سرعت رشد تکنولوژی بسیار زیاده، برای همین نمیشه همه ابزارها و مفاهیم رو یاد گرفت.این موضوع در پروژه‌های برنامه نویسی نیز وجود داره، هیچ پروژه‌ای کامل نیست، قطعا یک‌سری باگ و مشکلاتی خواهد داشت که بعدا باید رفعشون کنید.۴. از مشکلات نترسیدهر برنامه‌نویسی در طول انجام پروژه‌ها با کلی مشکل دست و پنجه نرم می‌کنه، قرار نیست از حل مشکلات دست بکشید، حتی اگر مشکل ۹ ساعت زمان ببره تا حلش کنید، اگر تسلیم بشید پروژه رو باید بزارید کنار!حل مشکلات هستند که باعث رشد و پیشرفت شما می‌شوند، عبور از هر دیواری(مشکل) باعث تقویت عضلات شما برای عبور از دیوار بعدی خواهد شد.-- فرزاد محتشم۵. شروع برنامه نویسی سخته، مثل هر مهارت دیگه‌ای، ولی تسلیم نشویدیادگیری هر مهارتی سختی‌های خودش رو داره، برنامه نویسی هم از این قاعده مستثنی نیست، مخصوصا اگر در برنامه نویسی تازه‌کار هستید، قراره دچار سردرگمی‌هایی بشید، سردرگمی در انتخاب هدف، انتخاب زبان برنامه نویسی، انتخاب مسیر یادگیری، انتخاب فریم‌ورک و غیره، ولی قرار نیست تسلیم بشید، اگر تسلیم نشید بعد از مدتی مسیر خودتون رو پیدا خواهید کرد.خب به پایان این نوشته رسیدیم، ولی قرار به زودی بخش دوم این نوشته منتشر بشه، چون تجاربی که در طی این سال‌ها کسب کرده‌ام بسیار زیاد هستن و نوشته امروز، بخش بسیار کوچکی از تجاربم هست.خوشحال میشم لایک کرده و نظرات شما عزیزان رو هم بخونم، میتونید نظرات خودتون رو در پایین پست نوشته و باهام به اشتراک بگذارید.تشکر از اینکه در این نوشته همراهم بودید??</description>
                <category>farzad mohtasham</category>
                <author>farzad mohtasham</author>
                <pubDate>Mon, 01 Feb 2021 14:20:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه نقاط ضعف خود در مهارت های ارتباطی را پیدا کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@farzadmohtasham/how-to-find-our-weaknesses-in-communication-wba3hpx26rya</link>
                <description>چگونه نقاط ضعف خود در مهارت های ارتباطی را پیدا کنیم. این سوالی است که در موردش کمی فکر کردم، به همین خاطر شروع به مطالب چند مطلب کرده و قصد دارم در این مطلب، مواردی که یاد گرفته ام را با شما به اشتراک بگذارم، پس با من همراه باشید با یه مطلب مفید و خواندنی در مورد چگونه نقاط ضعف خود در مهارت های ارتباطی را پیدا کنیم.مهارت های ارتباطی چیست؟بهتره که در اول مطلب، به چیستیِ مهارت های ارتباطی پی ببریم و یه تعریف کلی ازش رو بدونیم.به صورت کلی، مهارت های ارتباطی، یعنی اینکه بتونیم اطلاعات را به صورت موثر و تاثیرگذار با مخاطب مورد نظر خود انتقال بدیم.البته دقت کنید که قرار نیست فقط اطلاعات خودمون رو به فرد مقابل انتقال بدیم، باید بتوانیم به خوبی اطلاعاتی رو هم از مخاطب مورد نظر خود به خوبی دریافت کنیم، یعنی باید بتوانیم به خوبی گوش بدیم، مشاهده کنیم و پاسخ بدیم.مهارت های ارتباطی هم دو نوع هستند: ۱- مهارت های کلامی ۲- مهارت های غیر کلامیمیشه گفت که مهارت های غیر کلامی، همون زبان بدن، ارتباط چشمی و... هستند، در مورد زبان بدن هم مطالب جالبی را منتشر خواهم کرد.چرا نقاط ضعف در مهارت های ارتباطی اهمیت دارد؟اگر قصد این را داشته باشیم که مهارت های ارتباطی خود را ارتقا دهیم، در اول مسیر بایستی نقاط ضعف در مهارت های ارتباطی خود را کشف کنیم.کشف نقاط ضعف در مهارت های ارتباطی می تواند در بهبود مهارت های ارتباطی بسیار تاثیر گذار باشد، زیرا با کشف نقاط ضعف در مهارت های ارتباطی میدانیم که در چه بخش هایی از مهارت های ارتباطی مشکلات، کمبود ها و نقاط ضعف هایی داریم و میتوانیم در مسیر رفع آن مشکلات و نقاط ضعف ها قدم برداریم.در ادامه این مطلب که موضوعش نقاط ضعف در مهارت های ارتباطی است، نقاط ضعف در مهارت های ارتباطی خود را کشف خواهیم کرد و سپس سعی میکنیم آن ها را بهبود ببخشیم.پس با من همراه باشید.چگونه بدانیم که در ارتباطات، نقاط ضعف داریم؟برای اینکه بتوانیم در ارتباط با دیگران(مانند دوست، خانواده و فامیل و بقیه افراد جامعه) رشد کنیم و به صورت بهینه و تاثیرگذار ارتباط برقرار کنیم و اطلاعات را ارسال و دریافت کنیم، بهتره که بدانیم نقاط ضعف ما در ارتباطات چی هست، و سپس سعی کنیم اونها رو برطرف کنیم.برای مثال: آیا در درک احساسات از روی علائم چهره چندان قوی هستم؟کافیست جملات زیر رو مطالعه کنید و کمی در موردشون فکر کنید و ببینید که آیا این ضعف، در ما وجود دارد یا نه:گاهی مدتها با کسی صحبت – یا مکاتبه – می‌کنم و متوجه نمی‌شوم که منظورم را متوجه نشده است.نمی‌توانم به سادگی دنیا را از نگاه فرد دیگری – که دیدگاه‌هایش با من تفاوت دارد – ببینم.گاهی در هنگام مکالمه، احساسات طرف مقابل را تشخیص نمی‌دهم.معمولاً هنگام حرف زدن رو در رو با دیگران، به زبان بدن آنها توجه نمی‌کنم.در درک احساسات از روی علائم چهره چندان قوی نیستم.گاهی اوقات، نمی‌توانم حرف‌ها و نظراتم را آن‌طور که در ذهن دارم به دیگران منتقل کنم.زمانی که بحث از موضوعات منطقی به مجادلات احساسی می‌رسد، چندان در مدیریت گفتگو توانمند نیستم.وقتی می‌فهمم کسی چه می‌خواهد بگوید، نمی‌توانم صبر کنم تا حرف‌هایش تمام شود و خودم جملاتش را کامل می‌کنم.زیاد پیش می‌آید که حرف‌هایم را به شکل دیگری می‌فهمند.وقتی منظور کسی را دقیق نمی‌فهمم، خجالت می‌کشم (یا نمی‌توانم)‌ به شکلی درست، از او بخواهم که حرف هایش را به شکل شفاف‌تری بیان کند.اگر احساس کنم موضوعی تبعات احساسی سنگین دارد یا به تعارض منتهی می‌شود، تا حد امکان گفتگو در مورد آن را به تاخیر می‌اندازم.اگر دیگران در یک مورد نظر خود را مطرح نکنند، من هرگز نمی‌توانم شروع کننده بحث در آن زمینه باشم.اگر موضوعی مورد علاقه‌ام نباشد، به سرعت موضوع بحث را تغییر می‌دهم.اگر در زمینه موضوعی اطلاعات حتی جزئی داشته باشم، دیگران نمی‌توانند راحت با من در موردش صحبت کنند. چون حتماً حرف‌هایی می‌زنم و اظهار نظرهایی می‌کنم.در گفتگو نمی‌توانم اجازه دهم استدلال طرف مقابل، کامل به پایان برسد.در ارسال علائم غیرکلامی برای طرف مقابل ضعیف هستم. چه در زمینه زبان بدن، چه علائم چهره، چه مواردی مانند انتخاب محیط گفتگو و سایر موارد مشابه.جمله‌هایم همیشه نیاز به بازنگری دارند. هر وقت نوشته‌ها یا حرف‌های خودم را می‌شنوم یا می‌بینم، احساس می‌کنم می‌شد آنها را بهتر بگویم یا بنویسم.فکر می‌کنم در صحبت کردن با خودم، قوی نیستم.نمی‌توانم احساسات مثبت خود را در چهره و زبان بدن و کلماتم پنهان کنم.نمی‌توانم احساسات منفی خود را در چهره و زبان بدن و کلماتم پنهان کنم.پیامم را به صورت شفاهی به خوبی منتقل می‌کنم، اما وقتی می‌خواهم بنویسم برایم سخت است.پیامم را به صورت کتبی به خوبی منتقل می‌کنم، اما وقتی می‌خواهم شفاهی توضیح دهم برایم سخت است.مهارت سخنرانی من خوب نیست. همان حرف هایی را که می‌گویم یا می‌نویسم، وقتی در جمع می‌خواهم بیان کنم، استاندارد مورد نظر من را تامین نمی‌کند.در حرف زدن با مدیرانم ضعف دارم.در حرف زدن با زیردستانم، احساس خوبی به آنها منتقل نمی‌کنم.با مدیر و زیردست راحت هستم. اما نمی‌توانم به همکاران هم‌رده‌ی خودم، حرف‌ها و نظراتم را به صورت شفاف و دقیق و با تنش و اصطکاک کم، منتقل کنم.منبع: متممخب، جملات بالا رو مطالعه کردید؟ چطور بود؟ فکر میکنید چقدر در ارتباطات نقاط ضعف دارید؟ برای اینکه نقاط ضعف خودمون رو مشخص کنیم، مراحل زیر میتونه بهمون کمک کنه:۱. نوشتن نقاط ضعفیک صفحه کاغذ بردارید، سپس جملات بالا رو مطالعه کرده و اگر فکر می کنید که توش ضعف دارید، توی کاغذ بنویسید.به عنوان مثال اگر فکر میکنید که جمله &quot;زیاد پیش می‌آید که حرف‌هایم را به شکل دیگری می‌فهمند&quot; در شما صحت دارد، اون رو یادداشت کنید.۲. اولویت بندی کردنپس از اینکه موارد کم اهمیت رو حذف کردیم، مواردی با اهمیت بالا میمونن که تبدیل کردن اونها به نقاط قوت خودمون، میتونن با ارزش باشد و در رشد ما تاثیر بسیاری رو داشته باشند. سعی کنید این نقاط ضعف(با اهمیت بالا) رو اولویت بندی کنید، به عنوان مثال نقطه ضعف A نسبت به نقطه ضعف B اهمیت بیشتری داره، پس در نتیجه باید اولویت A نسبت به B، بیشتر باشه و سعی کنیم سریعا اون نقطه ضعف رو تبدیل به نقطه قوت خودمون کنیم.۳. پیدا کردن راه حلحالا که نقاط ضعف خودمون در ارتباطات رو تا حدودی میدونیم، بهتره سعی کنیم که این نقاط ضعف رو حل کنیم، به همین منظور، میتوانید در مورد نقاط ضعفتون شروع به تحقیق و مطالعه کرده و راه حل های اون رو پیدا کنید.در صورتی که راه حل هایی رو پیدا کردید، می توانید در بخش دیدگاه ها ارسال کنید تا بقیه دوستان هم از تجربیات شما استفاده کنند.جمع‌بندیخب، به پایان مطلب رسیدیم و بهتره که یه جمع‌بندی داشته باشیم.مطالعه کردیم که مهارت های ارتباطی، یعنی اینکه بتونیم اطلاعات رو به صورت موثر و تاثیرگذار به فرد مقابل خود انتقال بدیم و همچنین اطلاعات رو به صورت خوب از فرد مقابل از طریق گوش دادن و مشاهده کردن دریافت کنیم.همچنین، جملاتی رو قرار دادیم که از طریق شون بتونیم تا حدودی به نقاط ضعف خودمون پی ببریم.اگر تجربه ای در این باره دارید که فکر می کنید برای بقیه میتونه مفید واقع بشه، خوشحال میشیم در بخش نظرات با من و بقیه دوستان به اشتراک بزارید.در نهایت از اینکه این مطلب رو مطالعه کردید، تشکر می کنم و امیدوارم در مطالب بعدی هم ببینمتون.در صورتی که دوست دارید مطالب بیشتری رو مطالعه کنید، بنده رو در ویرگول دنبال کنید و همچنین میتونید از وب سایت بنده دیدن فرمایید:farzadmohtasham.irمشاهده این مقاله در وب سایت بنده:https://farzadmohtasham.ir/how-to-find-our-weaknesses-in-communication/مطالعه مطالب بیشتر:https://farzadmohtasham.ir/blog/همچنین خوشحال میشم نظراتتون رو باهام به اشتراک بزازین ⁦❤️⁩?</description>
                <category>farzad mohtasham</category>
                <author>farzad mohtasham</author>
                <pubDate>Tue, 07 Apr 2020 18:23:54 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>