<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های رویای همیشگی ✍️</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@farzanedarvishpor919</link>
        <description>مربی کودک و پیش دبستانی ،کارشناس آموزش ابتدایی و علوم تربیتی 
علاقمند به مسائل تربیتی کودکان ،بازیهای پیش دبستانی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 07:48:12</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3164146/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>رویای همیشگی ✍️</title>
            <link>https://virgool.io/@farzanedarvishpor919</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ویرگول تو یدونه ای..‌‌‌‌‌..</title>
                <link>https://virgool.io/@farzanedarvishpor919/%D9%88%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%84-%D8%AA%D9%88-%DB%8C%D8%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-umswewqfpf1y</link>
                <description>آه،ویرگول عزیز تو بی نظیری،بی همتا و مهربانی،ای سنگ صبور هر دلی،که من با تو بهترین دوستم را شناختم.به واسطه تو هم نوشتن را یاد گرفتم و هم سنگ صبورم را شناختم.ویرگول عزیز،یادت می آید که گفتم دوستی دیرینه دارم که خیلی مهربان و عزیز است و بعد از سالها که از عمرم می گذرد تازه توانستم او را بشناسم و خیلی بیشتر با او صمیمی شوم و به او نزدیک شوم.تا حالا درون برکه ای کم آب بودم و بسیار تشنه، و تک وتنها،اما حدود دو ماهی می‌شود که عمیقاً وارد زندگیمشده و با خودش شادی را برایم به ارمغان آورده و من از آن برکه وارد اقیانوسی شدم که هر چه بیشتر در او غرق می‌شوم و به اعماق وجودی او نزدیک تر می شوم بیشتر عاشق او می گردم و بهتر می شناسم او را ،و راه رسیدن به او را بیشتر می یابم.همین را بگویم که نمی توانم از اون دست بردارمبطوریکه که در خواب هم با اون هستم و با یکدیگر گفتگو می‌کنیم.هر چه بیشتر پیش می روم دلبستگی هایم نسبت به او زیاد تر شده و دوستی ما پیوندی عمیق تر پیدا کرده است.و او کسی نیست جز زبان انگلیسی که دریایی بزرگ واقیانوسی شگرف دارد.ویرگول،مهربان ممنون که مثل همیشه سنگ صبورم بودی و تحمل کردی مرا.سپاگزارم از تمام کسانی که این سایت رو کارگردانی می کنید.</description>
                <category>رویای همیشگی ✍️</category>
                <author>رویای همیشگی ✍️</author>
                <pubDate>Thu, 19 Sep 2024 05:01:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سلام ویرگول دوست داشتنی....</title>
                <link>https://virgool.io/@farzanedarvishpor919/%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%88%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%84-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86%DB%8C-emyenaeysjbk</link>
                <description>بعد از یادگیری انگلیسی،دومین دوستم،(نوشتن یک متن کوتاه)تو هستی،تو یدونه ای ،تو دنیا،تو بهترین راز نگهداری هستی که تا به حال دیدم.هر چقدر دل تنگم بخواد برات میگم نه خسته می‌شوید و نه دل زده.هر وقت ناراحتم فقط به تو می گویم به هیچ کس به جز تو اعتماد ندارم خوشی ها و دل نگرانی‌ها یم را با تو تقسیم میکنم چون خودت گفتی ، همیشه کنارتم و میتوانی روی من حساب کنی.اکنون ،به لطف تو خوشحال هستم نمی پرسی چرا؟الان برای شما توضیح می دهم چون از ۱۴۰۳/۵/۱۱با جدیت یادگیری زبان انگلیسی رو شروع کردم، خیلینا امید بودم چون هزینه های آموزشگاه های زبانانگلیسی خیلی زیاد هست ودر توانم نبود فکر می کردمهرگز موفق نشوم.و لی الان که برآورد میکنم می بینم در عرض یک ماهتوانستم تعداد زیادی لغات و همچنین چند تا از زمان های انگلیسی و صحبت کردن و گوش دادنم هم تقویت کنم خیلی خوشحال هستم واز اینکهپیشرفت زیادی داشتم توی این مدت کم.بازم ممنون هستم ازشما دو دوست ارزشمندکه باعث حال خوبم می شوید.دوست خوب/دلنوشته زیبا/دلخوشی هایم/ویرگول دوست داشتنی/ارزشمند/یادگیری زبان انگلیسی/راز نگهدار/</description>
                <category>رویای همیشگی ✍️</category>
                <author>رویای همیشگی ✍️</author>
                <pubDate>Sun, 01 Sep 2024 04:34:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ویرگول بی نظیر....</title>
                <link>https://virgool.io/@farzanedarvishpor919/%D9%88%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%84-%D8%A8%DB%8C-%D9%86%D8%B8%DB%8C%D8%B1-m3arl9eaklyb</link>
                <description>از شناختن ویرگول عزیز ۶ ماه می گذرد.‌.....مجددا از از این سایت،پر محتوا و مفید سپاسگزارم.دقیقاً ۶ ماه پیش بود که با این سایت،مملو از دانستنی و اطلاعات مفید آشنا شدم ،در ابتدا احساس می کردم به دنیای ناشناخته‌ای قدم می گذاشتم و بدون راهنما چگونه می توانم حرکت کنم.اما دیری نگذشت که فهمیدم با هر قدمی که بر می دارم دریچه ای به سوی نور باز میشود و ذهنم روشن و روشنتر میشود و این پیشرفت ها را مدیون سایت ویرگول و پرسنل زحمتکش آن میدانم.من نه نویسنده هستم نه انشای خوبی دارم و فقط ،فکر میکنم تمام شبکه های اجتماعی عالی هستند اگر استفاده درست کنیم ودر راه بالا بردن سطح معلومات و دانستنی خودمون، بهترین استفاده بنماییم &amp;موفق و موید باشید.سایت مفید و پرمحتوا/پرسنل زحمتکش/پیشرفت/اطلاعات مفید/ویرگول/شبکه های اجتماعی</description>
                <category>رویای همیشگی ✍️</category>
                <author>رویای همیشگی ✍️</author>
                <pubDate>Fri, 16 Aug 2024 03:53:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>💥مشکلات رایجی که در بی قراری کودک نقش دارد 💥</title>
                <link>https://virgool.io/@farzanedarvishpor919/%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AC%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-v4ppzz6pirgv</link>
                <description>جلسه دوم:از کتاب جورجا دوگانجی،آن کندلترجمه: سولماز جوکار،یاسمن بانکیدر جلسه قبل گفتیم که دلایل متعددی در بی قراری و نا آرام بودن کودک نقش دارد و کودک نا آرام و نق نقو به کودکی گفته می شود که منحصر به فرد می باشد همانطور که در مباحث قبلی گفتیم آنها ویژگی‌هایی چون سیستم عصبی نا بالغ آنها باعث می‌شود که در برابر حداقل فشار،واکنش افراطی نشان دهند و این مشکل آنها باعث می‌شود که در برابر مشکلات هیجانی و اجتماعی آسیب پذیر ترند.۱) مشکل در خوابیدن و خواب ماندن۲)تحریک بیش از اندازه توسط محرکهای حسی۳)محدودیت ها و تغییراتی که باعث آشفتگی می شود ۴)حساسیت ها،مشکلات پزشکی۵) برگشت غذا به مری،مشکلات خوردن۶)مهارت های ضعیف در سازمان دهی۷)خلق بسیار بی قرار، به راحتی آشفته شدن۸)انعطاف ناپذیری،ناتوانی در سازگار شدن۹)محیط خانه ی ،بی نظم و بی ثبات و آشفته۱۰)خشم،افسردگی یا بی قراری والد.عامل ژنتیکی بی قراری کودکان:✨تاثیر خلق والدین بر کودک را نیز نباید نادیده گرفت معمولاً کودکان دارای مشکلات خلقی،دارای والدینی هستند که خود آنها دچار مشکلات خلقی هستند.✨امکان دارد که پدربزرگ و مادربزرگش دچار اختلال دوقطبی (افسردگی_شیدایی) باشند یا اینکه خود والدین در تمام طول زندگی شان با افسردگی یا اضطراب در گیر بودند.راهکارهای متخصصان سلامت و روانپزشک اطفال درمورد این کودکان؛✨تشخیص متخصص سلامت روان یا روان پزشک اطفال بررسی می کند که آیا نا آرامی کودک می‌تواند ناشی از یک اختلال خلقی باشد یا نه، از اهمیت بیشتری برخوردار است ✨زمانی که کودکان با والدینی، سرکار دارند که مدام عصبانی_ناراحت و بی قرار یا افسرده هستند،یاد می گیرند که به این هیجانات قوی واکنش نشان دهند حتی اگر کودک شما دچار اختلال خلقی هم نباشد می‌تواند آنها را به عنوان،یک رفتار از شما یاد بگیرد و الگو برداری کند.✨ بسیار مهم است که والدین به خوبی مراقب رفتارشان باشند و روش های برای خود آرام‌سازی بیابند،احساس انسجام و سازمان یافتگی کنند و برای وظایف دشوار فرزند پروری آماده باشند.و به این خاطر باید کودک شما یاد بگیرد که چگونه بی‌قراری خود را کنترل نماید،و برای تسکین خودش در مقابل نا کامی،استرس،آشفتگی،روش هایی پیدا کند.وقتی والدینی آشفته و بی قرار داشته باشد چگونه یاد بگیرد؟ نتیجه معکوس می دهد،این همان محیط است که در بالا اشاره کردیم ✨گاهی والدین متوجه می شوند که بیش از حد،درمورد کودک بی‌قرار خود احتیاط به خرج می دهند و به اصطلاح پا روی دم او نمی گذارند .ممکن است که از اعمال محدودیت یا ایجاد تغییر در فعالیت کودک بترسند چون می‌دانند کودک آنها از کوره در برود و ساعت‌ها قشقرق به پا کند.برخی والدین برای تمام لحظه های روزانه کودک برنامه ریزی می کنند تا نظم آنها را حفظ نماید.✨نکته ای که باید به آن توجه کرد این است که شاید شما بیش از اندازه برای آرام کردن کودکان خود تلاش می کنید،گرایش به تحریک بیش از اندازه کودک از طریق زیاد صحبت کردن، تکالیف پشت سر هم به کودک ،برای هدایت کردن یا پرت کردن حواس او،یک دام یا تله است .این کار ممکن است نتیجه معکوس دهد و باعث شود که کودک با تحریکات بسیار زیادی روبرو شود.✨تجربیات بالینی نشان می دهد که بسیاری از کودکان بی قرار با انجام،بعضی از روش های مراقبه تا حدی بهبود می‌یابند.✨نکته:هر بار تنها از یک راهبرد را به کودک خود آموزش دهید قبل از امتحان کردن،یک راهبرد جدید،به اندازه کافی صبر کنید تا کودک بتواند راهبرد قبلی را پردازش کند و به آن پاسخ دهد ✨خلق آشفته والدین/والدین/نقش پدر و مادر/کودکان نا آرام/کودکان با مشکلات خلقی/تٱثیر ژنیتک/روانپزشک کودک/ محیط آشفته خانواده</description>
                <category>رویای همیشگی ✍️</category>
                <author>رویای همیشگی ✍️</author>
                <pubDate>Wed, 03 Apr 2024 21:21:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>با کودک بد قلق و نا آرام چه کنیم؟ مهارت های عملی برای والدین ،مشاوران،مربیان مهدکودک وپیش دبستانی...‌‌</title>
                <link>https://virgool.io/@farzanedarvishpor919/%D8%A8%D8%A7-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%A8%D8%AF-%D9%82%D9%84%D9%82-%D9%88-%D8%AA%D8%A7-%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%85%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D8%AF%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%88%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D8%AF%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-yfawdwq2idtc</link>
                <description>جلسه اول: ‌‌امروز تصمیم گرفتم،کتابی را که نامش را در تیتر بالا ذکر کردم با شما دوستان عزیز و بزرگوار در طی جلساتی  به اشتراک بگذارم انشالله که مورد پسند واقع شود 🙏نویسنده این کتاب،جورجا دوگانجی ،آن کندل  ترجمه: سولماز جوکار،یاسمن بانکی آیا والدین به کمک احتیاج دارند؟داشتن کودک پرخاشگر ،بدون کمک یک مشاور یا روانشناس کودک کمی دشوار می باشد.با بدست آوردن اطلاعات از افراد مشاور وراهنما،والدین این کودکان،بهتر می‌توانند شرایط فرزند خود را درک کرده و به نحو احسن ازکودکشان مراقبت نموده و والد مؤثرتری خواهند بود وبا اعتماد به نفس بالا تری به زندگی ادامه خواهند داد.کودکان بدقلق چه کودکانی هستند؟۱)همگی این کودکان (بدقلق) منحصر به فرد هستند.۲)شرایط این کودکان باعث می‌شود در برابر حداقل فشار،واکنش افراطی نشان دهند .۳)این ویژگی خاص کودکان،آنها را در برابر مشکلات هیجانی_اجتماعی_تحصیلی آسیب پذیرتر می کند ‌‌‌‌‌.۴)این کودکان،در کنترل خود مشکل دارند و پیروی از خواسته های معلمان یا والدین برایشان دشوار است.مشاوران آگاه و پرتوان چه با نوشتن کتاب ،کارگاه های مشاوره.‌....می توانند به این خانواده ها کمک شایانی بنمایند.🌹در این جلسات چون فرصت اینکه کل توضیحات کتاب را بیان نمایم نداریم، لذا تصمیم گرفتم مهمترین مسائل آموزشی را به طور خلاصه و مفید بیان نمایم ✨مادری بیان می دارد که دیگر تحمل گریه های بچه ام رو ندارم او همیشه گریه می کند،رفتارش غیر قابل تحمل است،دیگر عقلم به جایی نمی رسد نمی توانم راه حلی برای گریه های او پیدا کنم،خیلی لجباز است....این صحبت‌ها ی یک مادر،دارای یک کودک پرخاشگر و نا آرام است و غیر قابل کنترل.این مسائل تاثیرات چشمگیری بر رشد خود کودک،رابطه والد_فرزندی و زندگی خانوادگی دارد.والدین در تلاش برای آرام کردن کودک خود عصبی می شوند،از کوره در می روند کم‌کم این والدین،احساس بی کفایتی می کنند و اعتماد به نفس آنها پایین می‌آید.از آنجایی که این کودکان نا آرام و غیر قابل کنترل هستند و با هر فعالیتی که والدین برای آنان انجام می دهند با قشقرق و عدم همکاری آنها روبرو می شوند.معمولاً چینن کودکانی به تدریج عادت می کنند که برای آرام کردن خود به والدین وابسته باشند،زیرا روشهای لازم برای آرام کردن خود را یاد نگرفته آمد.از آنجایی که این کودکان اکثر مواقع بی‌قرار و نا آرام هستند نمی توانند روابط لذت بخشی با دیگران بخصوص همسالان خود داشته باشند.منتظر نظرات ارزشمند شما هستم .کودکان بدقلق/کودکان نا آرام/پرخاشگر و غیر قابل کنترل/والدین کم تحمل/مشاور کودک/کودک بی قرار/کودک منحصر به فرد/ روابط لذت بخش/مربی کودک</description>
                <category>رویای همیشگی ✍️</category>
                <author>رویای همیشگی ✍️</author>
                <pubDate>Tue, 02 Apr 2024 01:55:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اون روح مرا کشت ، روایتی تلخ اما واقعی</title>
                <link>https://virgool.io/@farzanedarvishpor919/%D8%A7%D9%88%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%AD-%D9%85%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%D8%B4%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%AA%D9%84%D8%AE-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-xuts4dzzrwux</link>
                <description>۸ساله بودم اوایل جنگ ایران و عراق بود سال ۵۹ بود،عراق با موشک شهرهای خوزستان می زد،کلاس سوم دبستان بودم بعضی از شهرهای خوزستان تخلیه کرده بودند تعداد دانش آموزان زیاد بود و چادرهایی وسط حیاط مدرسه برپا کرده بودند برای کلاس درس. کلاسهای درون چادر ،دو برابر استاندارد بود اما مردم خوب مقاومت می‌کردند بطوریکه به خوبی شهرهای خوزستان رو که به اشغال نیروهای عراق درآمد بودند خیلی زود پس گرفتند.خلاصه کلام صدای گاه وبی گاه هواپیمای دشمن،وصدای آژیر قرمز را به صدا در می‌آورد که توصیه می کردند به پناهگاه برویم تا آسیب ندیده،از طرفی شلوغی و ازدحام دانش آموزان،فشار رو بر دانش آموزان بیشتر می‌کرد.یک روز که زنگ خورد و به کلاس اومدم معلم ما وارد شد بعد از فرستادن صلوات،خانم اسم مرا صدا زد و گفت برو دفتر پیش خانم E مدیر مدرسه(خانمی باقد بلند و عینک گردی بر چشم داشت وهیکل دار،کسی می‌رفت دفتر،برای کاری غیر از آوردن کچ وتخته پاکن،از کتک خوردن باخط کش بزرگ چوبی در هر دست ۱۰ تا بی نصیب نمی ماند.گفتم چرا خانم،گفت نوشتی روی دیوار کوچه( که منتهی می شد به مدرسه ما)مرگ برخانم x،هرچه قسم خوردم که من ننوشتم نپذیرفت،فرستادم دفتر پیش خانم E،در هر دو دستم با خط کش بزرگ چوبی ۲۰ تا زد ( چثه ام خیلی ریز نقش بود از آنجایی که من خیلی کوچک بودم و اون قدش بلند بود به سختی می‌توانست خم شود برای کتک زدن من) گفت برو کلاس,اومدم کلاس دم در کلاس بودم دستام قرمز شده بودند از خانم اجازه خواستم برم کلاس،اجازه نداد تا زنگ آخر نشستم تو حیاط،بعد رفتم خانه.خلاصه یک سال به همین منوال گذشت و من نتوانستم بی گناهی خودرا اثبات کنم.به همین نشان که آن سال تمام نمراتم رو وحتی انضباط مرا نمره ۱۰ دادند آن سال برایم کابوس شده بود حتی توی خواب هم میدیدم خانم x با خط کش مرا کتک می زند از خواب بیدار می شدم.هنوز ناراحتم و آن کابوس همراهم هست.همینطور سالها گذشت و ناراحت بودم تا اینکه درس خواندم و پرستار شدم،یک روز که شیفت عصر کار اورژانس مشغول کارم بودم یکی از هم محله مان اسم او zبود حدوداً ۵سالی از من بزرگتر بود به اورژانس آمد برای تزریق آمپول،کارش رو که انجام دادم گفت میدونی کی روی دیوار کوچه نوشته بود مرگ برخانم x،من بودم،درآن لحظه شوکه شدم حتی نمی توانستم یک کلمه حرف بزنم متنفر شدم از دختری که به اندازه خواهرم دوست داشتم.همینطور سالها گذشت و ناراحت بودم تا اینکه درس خواندم و پرستار شدم،یک روز که شیفت عصر کار اورژانس مشغول کارم بودم یکی از هم محله مان، اسم او z بود حدوداً ۵سالی از من بزرگتر بود به اورژانس آمد برای تزریق آمپول،کارش رو که انجام دادم گفت میدونی کی روی دیوار کوچه نوشته بود مرگ برخانم x،من بودم،درآن لحظه شوکه شدم حتی نمی توانستم یک کلمه حرف بزنم،متنفر شدم از دختری که به اندازه خواهرم دوست داشتم ،اما ذات او کثیف بود خدا به سزای اعمالش برساند به خدا سپردم او را.درآن سالها پرسه جو کردم بروم حقیقت را به او بگویماز مردم شنیدم سرطان گرفت درسن ۵۰سالگی ازدنیا رفت تا روز قیامت نه خانم x ونه E مدیر مدرسه وهم محله مان z را نخواهم بخشید.ممنون از اینکه نوشته های مرا می‌خوانید لطفاً نظرات خودتان را برایم ارسال کنید.جنگ ایران و عراق/موشک/دبستان/مدرسه جمع/دانش آموزان/چادر مسافرتی/حیاط مدرسه/کتک خوردن/</description>
                <category>رویای همیشگی ✍️</category>
                <author>رویای همیشگی ✍️</author>
                <pubDate>Sun, 24 Mar 2024 04:17:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راحتی و آسایش امروزم مدیون شماست</title>
                <link>https://virgool.io/@farzanedarvishpor919/%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D8%AA%DB%8C-%D9%88-%D8%A2%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%85-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B3%D8%AA-ucdfqzxxq4zy</link>
                <description>ما یک خانواده ۹نفری بودیم که ۷خواهر و برادر،به اضافه پدر و مادرم.از نظر مالی تقریباً درحد متوسطی بودیم،پدرم در نانوایی کار می‌کرد و مادرم هم فروشندگی می‌کرد خواهر و برادرهایم کم کم بزرگ شدند خواهر بزرگم پرستار شد و بیشتر کمک خرج خانواده شد وضع مالی ما بهتر شد.مادرم فروشندگی رو کنار گذاشت و به کارهای  🏠 بیشتر رسیدگی می‌کرد.تا اینکه کم کم خواهر و برادرهایم ازدواج کردند،ناگفته نماند من یک دایی داشتم مادرم تنها همین برادر را در خانواده اش داشت،واین خواهر و برادر ارتباط بسیار خوبی داشتند که زبان زد فامیل بودند.برادر مادرم خیلی کمک مالی به ما می‌کرد هر وقت به خانه ما می‌آمد هر چیزی که مادرم نیاز داشت برایش تهیه می‌کرد مادرم خجالت می‌کشید وکمی هم مغرور بود که کسی کمک مالی به او بکند،و بعضی اوقات مقداری پول زیر دستگیره ای که روی اوپن آشپزخانه بود می گذاشت وقتی می‌رفت ما متوجه می‌شدیم خیلی کم حرف می‌زد همیشه می‌گفت من فقط همین خواهر رو دارم خدا رحمتش کند، سرتان رو درد نیاورم پسران دایی هم کار پدرشان رو ادامه می‌دهند مثل این که پدرشان سفارش خواهرش را به فرزندانش کرد.روحش شاد و قرین رحمت الهی گردد دایی من همه ما رو حمایت کرد این بزرگوار لطفش شامل من هم شد.یادم می‌آید که سال دوم دبیرستان رشته انسانی درس می‌خواندم یک روز دایی من به خانه ما آمد و گفت: برای پرستاری ثبت نام می‌کنند با مشورت خانواده ام برای پرستاری ثبت نام کردم.باید از هفت خوان رستم می‌گذشتم سال ۱۳۶۶بودکه آزمون کتبی پرستاری رو دادم بعد از یک الی دو ماه نتایج آزمون اومد ،هرکس نمره اش به حد نصاب می‌رسید می‌توانست در آزمون گزینش شرکت کند.گزینش،یک مصاحبه با شخصی که نمره اش به حد نصاب رسیده بود.سوال های مصاحبه شامل (سوالات احکام دین)بود.خلاصه سربلند بیرون اومدیم خانواده هم خوشحال شدند مشغول شدم سه سال گذشت در سال ۱۳۷۰ استخدام دولت شدم وتا سال ۱۳۹۸ به دولت خدمت کردم.ناگفته نماند بازم دایی من هم چنان کمک مالی وعلمی را از من دریغ نکرد و بالاخره تا سال ۹۸ خدمت گذار دولت بودم و بازنشسته شدم،واین انسان بزرگوار، در این سالها کمکهای فراوانی را به من ارزانی داشتند و تا زنده ام راحتی و آسایشم را مدیون ایشان میدانم و یاد و خاطره اش را فراموش نخواهم کرد.خانواده /درآمد متوسط/کمک مالی/کمک خرج/خواهر و برادر/راحتی و آسایش/مدیون/آرامش امروز/کمک دایی/</description>
                <category>رویای همیشگی ✍️</category>
                <author>رویای همیشگی ✍️</author>
                <pubDate>Sat, 23 Mar 2024 18:53:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه از موهای خود مراقبت کنیم ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@farzanedarvishpor919/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%82%D8%A8%D8%AA-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-rnxnfceugxzh</link>
                <description>ظاهر و سلامت موها،در زیبایی و اعتماد بنفس ما تأثیر بسزایی دارد اگر از موهایمان مراقبت نکنیم سلامت روحی و روانی ما هم ممکن است مشکل پیداکند.عواملی که در آسیب دیدن موهای سر دخالت دارد:1) بهداشت موهای سر2) کوتاه کردن موهای سر (هر سه ماه،نیم سانت)3)از برس یا شانه و حوله شخصی استفاده کنید4) تغذیه سالم5)شامپو مناسب موی خود رو استفاده کنید6)روزانه از سبزیجات و میوه‌های تازه استفاده کنید7) روزانه حدود هشت لیوان آب بنوشید8)اگر موهای شما آسیب دیده یا موهای ضعیفی دارید از شامپو بچه استفاده کنید چون مواد شیمیایی کمتری دارد9) استفاده از ماسک های مو خانگی و اورگانیک (در مطالب آینده )10) اگر شرایط رو دارید روزانه یک فنجان قهوه بنوشید11) از مغزجات و آجیل خام استفاده کنید حداقل 6عددبادام درختی موقع خواب استفاده کنید12) سعی کنید با ورزش و پیاده روی ،کتاب خواندن ،آهنگ گوش دادن.... استرس را از خود دور کنید13) از سشوار و اتوی مو کمتر استفاده کنیدممنون از اینکه وقت گذاشتید و مطالعه کردیدمنتظر مطالب آینده باشید لطفاً نظرات خودتان را برایم ارسال کنید.مراقبت موها/تقویت مو/ماسک طبیعی/سلامت مو/تقویت مو ها در خانه/اعتماد به نفس/شامپو مناسب/بهداشت موها/شانه شخصی/موهای آسیب‌دیده/</description>
                <category>رویای همیشگی ✍️</category>
                <author>رویای همیشگی ✍️</author>
                <pubDate>Fri, 22 Mar 2024 14:10:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ویرگول معجزه کرد🙏</title>
                <link>https://virgool.io/Sakkoo/%D9%88%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%84-%D9%85%D8%B9%D8%AC%D8%B2%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-qeqhtvzxjaqd</link>
                <description>سلام دوستان عزیز و گرامی:از سال ۹۸ باز نشسته شدم،به تهران آمدم با همکاران و دوستانم ارتباط خوبی داشتم اما بعد از فراغت از کار ارتباطم کم شد خیلی ،خیلی تنها شدم حتی با فامیل و دوستان نزدیکم بیشتر درحد تلفن ارتباط داشتم خودم رو با مطالعه ،پیاده روی،خیاطی،کارهای 🏠.... سرگرم می‌کردم، ولی بازم احساس تنهایی میکردم.خلاصه یه روز تو اینترنت ویرگول پیدا کردم و فهمیدم که از طریق ویرگول می توانم ،که یک از شبکه‌های اجتماعی بسیار عالی و مفید می‌باشد می‌توانم تنهایی خود رو پر کنم و نوشته‌هایم رو با دوستان خوبم به اشتراک گذاشته وبا اینکه مدت کوتاهی از این مسئله می‌گذرد ولی دیگه احساس تنهایی نمی‌کنم،و خدا هر روز شاکرم که ویرگول را سر راهم قرار داد.و جا دارد تشکر و قدردانی کنم از این بزرگواران و از تمامی پرسنل و مسئولان وکسانی که شبانه روز تلاش می‌کنند تا این شبکه اجتماعی کارش رو درست انجام داده و راهنمایی کنند.موفقیت و سلامتی و شادکامی را برایشان در هرکجای ایران که باشند از خداوند متعال خواستارم.،🙏معجزه ویرگول/احساس تنهایی/دوستان خوبم/شبکه های اجتماعی/شبکه عالی/خیلی تنها/نوشته های تنهایی/پرسنل عالی/اجتماعی خوب/</description>
                <category>رویای همیشگی ✍️</category>
                <author>رویای همیشگی ✍️</author>
                <pubDate>Thu, 21 Mar 2024 04:30:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>✍️روزهای پایانی سال</title>
                <link>https://virgool.io/@farzanedarvishpor919/%E2%9C%8D%EF%B8%8F%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D9%84-puyvk6dqqety</link>
                <description>روزهای پایانی سال حال و هوای خاص خود را دارد،همه مردم در تکاپو برای سال نو هستند.صبح بیدار شدم بعد از خوردن صبحانه که شامل نصف یک تخم مرغ/یک عدد سیب قرمز/یک لیوان چای/یک فنجان قهوه ترک بود خوردم،لباس پوشیدم به خیابان رفتم خیلی شلوغ بود پیاده رو هم همینطور،(خیابان)با روزهای دیگه فرق داشت.در روزهای عادی،این ساعت از روز خیابان خلوت بود و افراد فقط برای کارهای ضروری بیرون می آمدند،اما امروز،هوا بوی بهار و عید را می‌داد ✋ فروشان،وسایل سفره هفت سین را می‌فروختند مردم در حال خرید بودند.گاه گاهی هم میدی که بعضی از آنها،سبزه ای در 🖐️ داشته یا ظرف 🐟و......‌‌دختر شش ساله ای که دو عدد ماهی درون تنگه شیشه‌ای داشت و نگران بود که تنگ از دستش رها شود.🌺عده‌ای از مردم هم برای تماشا کردن سبزه های عید،که هرسال آنها را با ظرفها و مدلهای جدیدتری عرضه می‌کردند ایستاده بودند من محو تماشای شادی آنها شدم.🌹سبزه عید/شادی مردم/سال جدید/شادی مردم/سفره هفت سین/سبزه عید/بوی بهار/ماهی عید/تنگه شیشه‌ای/دست فروشان/شلوغی خیابان/روزهای پایانی/هوای بهار/</description>
                <category>رویای همیشگی ✍️</category>
                <author>رویای همیشگی ✍️</author>
                <pubDate>Mon, 18 Mar 2024 00:31:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رویای من</title>
                <link>https://virgool.io/@farzanedarvishpor919/%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-oc1jmzoyesax</link>
                <description>سلام،همیشه دلم میخواست حرف دلم رابا کسی درمیان بزارم،یادگیری زبان انگلیسی رویای همیشگی من بود البته نه تنها زبان انگلیسی بلکه درس خواندن به درجات بالاتر همیشه در ذهنم و روحم نقش بسته بود وهدفم در زندگی بود البته در طول دوره کارمندی هم سعی خودم رو کردم پیش دبستانی خوندم وکارشناسی آموزش ابتدایی رو هم مدرک گرفتم و رفتم برای کارشناسی ارشد روانشناسی و آموزش کودکان ناتوان و نیازهای ویژه ،خلاصه تا پایان نامه خوندم که به دلیل مشغله های زندگی و خانوادگی و دانشجو بودن فرزندانم نتوانستم ادامه بدهم هنوز در حسرت درس خواندن و یادگیری هستم با اینکه الان بازنشسته شدم و مشغله کار رو ندارم ولی خدمت به خانواده و فرزندان دانشجوی خود رو دارم و اوقات فراغت خود رو زبان انگلیسی و زبان ترکی می‌خوانم ولی بازم احساس میکنم روزگار در حقم .......رویای من/بازنشستگی/فرزندان خانواده/آموزش و یادگیری/حسرت یادگیری/بازنشستگی من/یادگیری زبان/حرف دل/اوقات فراغت/رویای همیشگی/</description>
                <category>رویای همیشگی ✍️</category>
                <author>رویای همیشگی ✍️</author>
                <pubDate>Sat, 16 Mar 2024 19:07:11 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>