<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های فاطمه حسینخانی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@fate____meh</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 01:35:31</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/8207/avatar/Qi69FW.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>فاطمه حسینخانی</title>
            <link>https://virgool.io/@fate____meh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چالش کتاب‌خوانی طاقچه: هربار معنی زندگی را فهمیدم عوضش کردند.</title>
                <link>https://virgool.io/@fate____meh/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%B9%D9%86%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D9%81%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%85-%D8%B9%D9%88%D8%B6%D8%B4-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF-fqp3qhbatev4</link>
                <description>برای آخرین ماه چالش کتاب‌خوانی طاقچه در سال ۱۴۰۲ باید «کتابی که کمکت می‌کند معنای زندگی را بیابی» رو می‌خوندیم. موضوع کمی تکراری بود و انتخاب‌های زیادی برام در باره‌ی این موضوع در لیست کتاب‌هایی که می‌خوام بخونم نمونده بود. در نتیجه یکی از همون معدود گزینه‌ها که «هر بار معنی زندگی را فهمیدم عوض کردند» از دانیل ام. کلاین بود رو انتخاب کردم. قبل از خوندن کتاب کمی نگران بودم که با کتاب به اصطلاح زردی روبرو باشم ولی اشتباه می‌کردم. دانیل کلاین توی این کتاب در باره‌ی دیدگاه فلاسفه‌ی مختلف در باب معنای زندگی صحبت می‌کنه و به گفته‌ی خودش تمام این‌ها حاصل جستجوهاش برای یافتن معنای زندگی در دهه چهارم زندگیشه. کتاب با این مقدمه شروع می‌شه که نویسنده دفتری رو پیدا می‌کنه که در سی و پنج سالگی جملات مهم در باره‌ی معنای زندگی که از افراد مختلف خونده بوده رو در اون می‌نوشته و اون دفتر رو با این جمله که «هر بار معنی زندگی را فهمیدم عوضش کردند» به پایان رسانده بوده است. این جمله در واقع به این اشاره داره که هر قدر در باره‌ی تفکر دیگران در باره‌ی معنای زندگی بخونیم باز هم تفکر جدیدی خواهیم دید که با ایده‌های قبلی متفاوته و در واقع این نشان‌دهنده‌ی این نکته است که هیچ نسخه‌ی کلی برای افراد در این باره وجود نداره و هرکسی باید خودش مسیری که برای زندگیش بهتره و معنایی که با اون آروم‌تره رو پیدا کنه. کلاین عقیده داره که اصلا همین کتاب هم قرار نیست جوابی برای سوال «معنای زندگی چیست» رو بده بلکه قراره بدونیم مهم لحظه‌ی حاله و این که در لحظه با تفکرات خودمون چه معنایی برای زندگی می‌بینیم. کلاین در هر فصل یک نظریه‌ای که در دوران جوانی در این باره خونده و در اون دفتر مرموزش یادداشت کرده رو تشریح می‌کنه، فصل‌ها به ترتیب تاثیرگذاری اون نظریه در نظر کلاین مرتب شدن و در نهایت کلاین یک جمع‌بندی از مرور اون همه نظرات فلسفی هم ارائه می‌ده. کلاین در بخش پایانی کتاب می‌نویسه که:«در نهایت من هر روز و هرروز بیشتر متقاعد می‌شوم که هر فردی حق دارد دلیل زیستن خود را انتخاب کند. می‌خواهد یک مسیحی متدین باشد، یک مبارز راه آزادی، یک آدم بیکار علاف، یا هر سه‌ی این‌ها. همچنین معتقدم انتخاب عامدانه‌ و آگاهانه‌ی معنای زندگی و سپس تملک آن زندگی ما را غنی‌تر و واقعی‌تر و به قول سارتر معتبر و درست می‌کند. با این همه حتی این توصیه در باره‌ی چگونه زیستن را کمی احمقانه می‌دانم.»چیزی که در باره‌ی این کتاب برای من جالب بود این بود که از ابتدا با قطعیت این رو که یک نسخه‌ی یکسان به عنوان معنای زندگی وجود داره رو رد می‌کنه. مدتی قبل کتاب «حاصل عمر» از سامرست موآم رو می‌خوندم و اونجا هم با چنین تفکری روبرو شدم. موآم هم در بخشی از کتاب «حاصل عمر» که به پرسش‌گریها و جستجوهاش در مورد معنای زندگی اشاره می‌کنه این نکته رو ذکر می‌‌کنه که بعد از بررسی‌های فراوان متوجه شده هر کس با توجه به ذات و مدل خودش یک جور به سوال «معنای زندگی چیست» پاسخ می‌ده. برای من که مدت‌های به دنبال معنای زندگی می‌گردم و در هیچ فلسفه‌ای به طور مطلق نتونستم جواب قانع‌کننده‌ای پیدا کنم، این صحبت خیلی آرامش‌بخش بوده. نمره‌ی من به این کتاب ۵ از ۵ه و هرچند اگر زیاد به دنبال خوندن عقاید فلاسفه‌ی مختلف در باره‌ی معنای زندگی بوده باشید حرف‌های این کتاب تا حدی براتون تکراری می‌شه، ولی باز هم من خوندن این کتاب رو به عنوان کتابی که نظرات مختلف رو بازگو کرده و با نگاهی منطقی و بدون تعصب تعبیر و تفسیری در باره‌ی هرکدوم داشته پیشنهاد می‌کنم. اگر مایل به خوندن کتاب از طاقچه هستید لینک زیر لینک دریافت کتابه: https://taaghche.com/book/61580/%D9%87%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D8%B9%D9%86%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D9%81%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%85%D8%8C-%D8%B9%D9%88%D8%B6%D8%B4-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF-%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D8%B1%D8%AF-%D9%81%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%81%D9%87-%DB%8C-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF </description>
                <category>فاطمه حسینخانی</category>
                <author>فاطمه حسینخانی</author>
                <pubDate>Mon, 19 Feb 2024 20:37:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب‌خوانی طاقچه: پنج زبان عشق.</title>
                <link>https://virgool.io/@fate____meh/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%BE%D9%86%D8%AC-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D8%B4%D9%82-queyuumiljaq</link>
                <description>برای شرکت در ماه بهمن چالش کتاب‌خوانی طاقچه باید می‌رفتیم سراغ «کتابی که عاشق شدن را یادت می‌دهد.» و مثل همیشه گزینه‌های زیادی رو می‌شد برای این ماه انتخاب کرد. انتخاب من اول «هنر عشق ورزیدن» از اریک فروم بود که خوندمش هم، ولی بعد به طور اتفاقی با کتاب «۵ زبان عشق» برخورد کردم و تصمیم گرفتم این کتاب رو کتاب مد نظرم برای ماه بهمن در نظر بگیرم. کتاب «۵ زبان عشق» از گری چاپمن یکی از کتاب‌های پرفروش مجله‌ی نیویورک تایمز بوده و برای اولین بار در سال ۱۳۹۵ در ایران منتشر شده. گری چاپمن در این کتاب نظرش در مورد عشق ماندگار و رابطه‌ی پایدار رو مطرح می‌کنه. به عقیده‌ی چاپمن عشق لازمه‌ی یک رابطه‌ی پایداره ولی شور عشقی که در شکل‌گیری رابطه موثره بعد از یک مدت تغییر شکل می‌ده. به قول چاپمن عاشق شدن ساده است ولی عاشق موندن بخش سخت یک رابطه است. و مشکل زوجین هم معمولا از همینجا شروع می‌شه. چرا که ادراک و ابراز عشق در هر فرد با دیگری متفاوته. افراد با زبان‌های متفاوتی عشق و علاقه‌ی خودشون رو ابراز می‌کنن و اگر زبان عشق طرف مقابلمون رو ندونیم دچار اختلافات ریز و درشت زیادی خواهیم شد. چاپمن ۵ زبان عشق رو در این کتاب مطرح می‌کنه. به عقیده‌ی چاپمن ۵ زبان عشق عبارتند از: به زبان آوردن حرف‌های مثبت، دل‌گرم‌کننده و تحسین‌آمیز، ویژه وقت گذاشتن برای انجام فعالیت‌های مشترک، هدیه دادن، انجام کارهای مفید برای طرف مقابل به طور داوطلبانه، و تماس فیزیکی. به زبان آوردن کلمات تحسین‌آمیز باعث تشویق طرف مقابل میشهِ، انجام فعالیت‌های ویژه باعث ایجاد حس منحصر به فرد بودن در طرف مقابلمون می‌شه، هدیه دادن به نشونه‌ی توجه برداشت می‌شه، انجام کارهایی که طرف مقابل مفید می‌دونه اهمیت دادن رو می‌رسونه و تماس فیزیکی اگر با کیفیت و کمیت مد نظر طرف مقابل باشه این رو که عشق مانند روزهای اول هنوز بین ما پا بر جاست رو می‌رسونه. از نظر چاپمن مهم‌ترین کاری که برای داشتن یک رابطه‌ی پایدار باید انجام بدیم اینه که اول زبان عشق خودمون رو بررسی کنیم و علاوه بر اون بدونیم زبان عشق طرف مقابلمون کدوم یکی از پنج موردی که عنوان شده است. برای این کار باید به مواردی که ما رو خوشحال میکنه و مواردی که در رابطه‌مون باعث آزار ما می‌شه توجه کنیم. علاوه بر این، با مرور گذشته خود می‌تونیم به حساسیت‌های خود بر موارد مختلف مثل کادو گرفتن آگاه باشیم.به نظر من کتاب «۵ زبان عشق» کتاب نسبتا جالبی بود، صحبت‌های چاپمن شاید چیزهایی بودن که قبلا شنیده بودم ولی یکجا دیدنشون مفید بود و باعث شد به زبان عشق خودم و همسرم بیشتر فکر کنم و این به فکر وا داشته شدن در حین کتاب خوندن رو خیلی می‌پسندم. از نظر من نمره‌ی ۳.۵ از ۵ برای این کتاب مناسبه. این کتاب از اون کتاب‌هاییه که احتمالا بعدها به زوج‌هایی که می‌شناسم معرفی می‌کنم و یا حداقل چکیده‌ش رو براشون تعریف خواهم کرد. اگر شما هم خواستید این کتاب رو از طاقچه بخونید می‌تونید اون رو از لینک زیر دریافت کنید: https://taaghche.com/book/20586/%DB%B5-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D8%B4%D9%82 </description>
                <category>فاطمه حسینخانی</category>
                <author>فاطمه حسینخانی</author>
                <pubDate>Thu, 01 Feb 2024 20:53:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب‌خوانی طاقچه:‌ سوگ، درآمدی فلسفی.</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%B3%D9%88%DA%AF-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF%DB%8C-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%DB%8C-vogka7zkhxzx</link>
                <description>برای ماه دی چالش کتاب‌خوانی طاقچه باید کتابی رو می‌خوندم که با مرگ چهره به چهره شوم. برای من که اضطراب مرگ دارم در عین حال که موضوع ترسناکی بود، موضوعی هم بود که گزینه‌های زیادی درباره‌ش توی لیست کتاب‌های در انتظار خوندن داشتم. تصمیم گرفتم کتاب «سوگ، در آمدی فلسفی» از مایکل چلبی نشر بیدگل که مدت‌هاست منتظرم بر اضطرابم غلبه کنم بخونمش رو انتخاب کنم و بقیه کتاب‌ها رو در کنارش ادامه بدم :))) و در نهایت کتاب «مرگ» تاد می رو هم خوندم که صحبت در باره‌ش در این مقال نگنجد.چلبی در کتاب «سوگ، درآمدی فلسفی» به بررسی خود سوگ پرداخته. به عقیده‌ی چلبی فلاسفه اغلب از پرداختن به این موضوع اجتناب کردند، در حالی که این موضوع خود یکی از مباحث مهم فلسفی زندگی هر فرده. چرا که افراد خواه ناخواه با سوگ روبرو می‌شوند. مایکل چلبی در مقدمه‌ی کتاب اشاره می‌کنه که یکی از مهم‌ترین اهدافش از نوشتن این کتاب همین موضوع بوده که اهمیت سوگ و بررسی آن در تفکرات فلسفی رو نشون بده. در بررسی سوگ، مایکل چلبی این موضوع رو مطرح می‌کنه که سوگواری به نوعی در نهایت به خودشناسی منجر می‌شه و با سوگواری در واقع به این می‌رسیم که چه کسی بوده‌ایم، که هستیم، و کسی که از دست دادیم چه بوده است. چلبی در ادامه اشاره می‌کنه که فهم سوگ کار دشواریه و علاوه بر این، چون با از دست دادن همراهه برای ما دردناکه، پس تجربه‌ی آن یا تحقیق و بررسی در باره‌اش به ما اضطراب می‌ده. چیزی که من با گوشت و استخوون درکش می‌کنم.کتاب بعد از مقدمه‌ی مفصل چلبی به هفت بخش تقسیم می‌شه. در بخش اول با اشاره به حدود سوگ به بررسی این موضوع پرداخته شده که آیا برای همه سوگوار می‌شیم؟‌ یا میزان سوگواری ما برای همه افراد یکسانه؟ در بخش دوم درباره‌ی چیستی سوگ صحبت می‌شه. بخش سوم به چطور روبرو شدن با سوگ می‌پردازه و بخش چهارم در ادامه‌ی همین بخش درباره‌ی چگونه بهره بردن از درد سوگه. بخش پنجم به بررسی این سوال می‌پردازه که «آیا سوگ عقلانی است؟». در بخش ششم این موضوع که سوگواری یک وظیفه نیست مطرح شده و در بخش هفتم درباره‌ی درمان سوگ به عنوان موضوعی در زمینه‌ی سلامت روان صحبت شده.بخشی از کتاب که در مورد کسانی که برایشان سوگواری می‌کنیم بود برای من به شدت جذاب‌تر از سایر فصل‌ها بود. در بخشی از این فصل چلبی می‌گه «ما نه می‌توانیم نه مجبوریم سوگوار مرگ تمام آدم‌ها شویم. زندگی تک‌تک آدم‌ها اهمیت دارد و از این رو مرگ هر انسانی نیز مهم است. ولی زندگی هر انسانی برای ما به عنوان یک فرد (به یک اندازه) اهمیت ندارد؛ و همینطور، مرگ هر انسانی نیز برای ما به عنوان یک فرد (به یک اندازه) اهمیت ندارد». به نظرم این مطلب نکته‌ایه که این روزا بارها باید با خودمون تکرار کنیم، قبل از اینکه به هم برای به یک اندازه سوگواری نکردن در مورد همه موضوعات خرده بگیریم.کتاب هرچند موضوع خوبی رو بررسی کرده و روند خوبی برای بررسی فلسفی سوگ، بررسی واکنش‌های مربوط به سوگ، و بررسی روانشناختی سوگ داره ولی به نظرم دچار تکرار مباحثه و ایده‌ی هر فصل در صفحات کمتری می‌تونست مطرح بشه. نمره من به کتاب ۳ از ۵ه، و اگر می‌خواید درباره‌ی سوگ یک بررسی فلسفی-روانشناختی بخونید می‌تونید کتاب «سوگ، در آمدی فلسفی» رو از لینک زیر دریافت کنید. https://taaghche.com/book/152778/%D8%B3%D9%88%DA%AF </description>
                <category>فاطمه حسینخانی</category>
                <author>فاطمه حسینخانی</author>
                <pubDate>Mon, 22 Jan 2024 19:01:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب‌خوانی طاقچه: حق حق داشتن.</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%AD%D9%82-%D8%AD%D9%82-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86-tjfww2zthdsm</link>
                <description>فصل پاییز چالش کتاب‌خوانی طاقچه فصل یاد گیری بود و موضوع آذر ماه، «کتابی که جامعه را به تو می‌شناساند». کتاب‌های مختلفی برای این ماه در نظر داشتم که در نهایت از بینشون کتاب «حق حق داشتن» از استفانی د گویر، آلیستر هانت، لیدا ماکسول و ساموئل موین را انتخاب کردم. عنوان کتاب از یکی از اصطلاحاتی که برای اولین بار توسط هانا آرنت ارائه شده، گرفته شده است. هانا آرنت در کتاب تمامیت‌خواهی خود در بخشی در باره‌ی «حق برخورداری از حقوق»‌ صحبت می‌کند. موضوع این کتاب هم همین صحبت و بررسی آن بوده است. هانا آرنت نزدیک به ده سال در دوران جوانی خود فرد آواره‌ای بی‌تابعیت بود و با بررسی تجربیاتش و تحلیل تجربیات میلیون‌ها فرد آواره در سراسر جهان موضوع حق برخورداری از حقوق را مطرح کرده است. به عقیده آرنت حقوق بشر تنها در کلام برای هر انسانی در نظر گرفته می‌شود در حالی که در عمل اگر فرد عضو یک ساختار سیاسی اجتماعی نباشد و بی‌تابعیت باشد این حقوق از او سلب می‌شود و در واقع حقوق بشر به حقوق شهروندی تبدیل شده است. به عقیده‌ی او دلیل این تفاوت در تعاریف و عملکرد این بوده است که «دنیا هیچ چیز مقدسی در صرف انسان بودن یک شخص نمی‌دید.»کتاب چهار فصل اصلی دارد که در هر فصل بخشی از این اصطلاح،‌ «حق برخورداری از حقوق»، بررسی شده است. در فصل اول، «حق...»، مفهوم حق و این که حقی که در «حق برخورداری از حقوق» مطرح شده است اساسا چیست صحبت می‌شود. بخش دوم بخش «...برخورداری از...» است. در این بخش به بررسی مفهوم برخورداری از حقوق پرداخته شده است. بخش سوم، «...حقوق...»، بخشی است که حقوقی که انسان‌های خارج از چهارچوب‌های سیاسی و اجتماعی از آن حقوق محرومند در آن مشخص شده است. در بخش چهارم که «...دارندگان حق» نام دارد نیز نویسندگان به بررسی حقوق بشر، حق محرومین از حق و حقوق غیر انسانی پرداخته‌اند. هرچهار فصل به دنبال هم بیان‌کننده و تشریح‌کننده‌ی موضوعی واحدند و آن این است که «هر فرد انسانی صرفا به واسطه‌ی انسان بودن استحقاق حقوق اساسی بشر را دارد و نه به دلیل تعلق به یک ملت و یا داشتن یک تابعیت».کتاب کتاب کوتاه و مفیدی بود و به بررسی موضوعی پرداخته بود که شاید در تبلیغات رنگارنگ حقوق بشری دنیای امروز کمتر به آن توجه کنیم. به خصوص که کتاب در سال ۲۰۱۸ و بعد از تمام محدودیت‌هایی که دونالد ترامپ با در نظر گرفتن تابعیت و ملیت افراد برای حقوق افراد اعمال کرده بود نوشته شده است و به طور واضح به تمام مثال‌های اخیری که افراد از حق برخورداری از حقوق محروم بوده‌اند در این کتاب اشاره شده است. ولی تمام موضوعاتی که در کتاب مطرح شده بود شاید در یک مقاله‌ی بسیار کوتاه‌تر قابل جمع‌بندی بود؛ ولی نویسنده‌های کتاب موضوعات رو بارها و بارها تکرار کرده بودند که این برای من خسته‌کننده بود، ضمن اینکه تمرکزم نسبت به اصل موضوع را بهم می‌ریخت. نمره‌ی من به این کتاب ۳ از ۵ است و اگر مایلید کتاب رو مطالعه کنید می‌تونید از لینک زیر از طاقچه دریافتش کنید. https://taaghche.com/book/54636/%D8%AD%D9%82%D9%90-%D8%AD%D9%82-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86 </description>
                <category>فاطمه حسینخانی</category>
                <author>فاطمه حسینخانی</author>
                <pubDate>Wed, 20 Dec 2023 22:47:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب‌خوانی طاقچه: حسرت، در ستایش زندگی نازیسته.</title>
                <link>https://virgool.io/@fate____meh/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%AD%D8%B3%D8%B1%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%87-m6kfrt4xr8fn</link>
                <description>برای ماه آبان چالش کتاب‌خوانی طاقچه باید کتابی رو می‌خوندیم که «کنترل زندگی را به دست خودت می‌دهد». انتخاب‌های زیادی در بین کتاب‌های مربوط به این موضوع داشتم ولی در نهایت کتاب «حسرت،‌ در ستایش زندگی نازیسته» از آدام فیلیپس رو انتخاب کردم. من در روزهای زیادی از سال‌های اخیر زندگیم به این فکر کرده‌ام که کاش کارهایی رو انجام نمی‌دادم و کاش بعضی کارها رو قبل‌تر انجام میدادم. کاش فلان حرف رو نمی‌زدم، کاش فلان پیام رو نمی‌فرستادم، کاش این بار پشیمانی از کرده و ناکرده‌ی گذشته روی دوشم نبود. و برای من با این حسرت‌ها، این کتاب انتخاب مناسبی بود. کتابی که نویسنده‌ی اون معتقده «جایی در حد فاصل میان زندگی‌هایی که داریم و زندگی‌هایی که دوست می‌داشتیم، زندگی می‌کنیم.»کتاب در پنج جستار نوشته شده: پیرامون سرخوردگی، پیرامون نگرفتن مطلب، پیرامون قسر در رفتن، پیرامون خلاص کردن خود و پیرامون رضایتمندی. و چکیده‌ی ایده‌ی این بخش‌ها در همین چند جمله‌ای که نویسنده در مقدمه هم مطرح کرده بیان می‌شه: «همیشه دو زندگی وجود دارد: یکی همان زندگی‌ای که اکنون داریم و دیگری آنکه همیشه در کنار زندگی فعلی‌مان بوده است؛ زندگی‌هایی که تنها در ذهن‌هایمان آن‌ها را زیسته‌ایم. زندگی (یا زندگی‌هایی) که آرزویشان را داشته‌ایم، خطرهایی که نکرده‌ایم و فرصت‌هایی که ازشان استفاده نکرده‌ایم یا برایمان مهیا نبوده‌اند.» نویسنده معتقد است که این زندگی‌های نازیسته می‌توانند تبدیل به ماتم و سوگ شوند. و این محرومیت، این سوگ باعث رنج است. در کتاب ارجاعات زیادی به مطالب و مسائل مختلفی مثل نمایشنامه‌ی هملت از شکسپیر و یا نظریات فروید وجود داره که اگر باهاشون آشنا نباشی احتمالا همراهی با کتاب برات سخت‌تر می‌شه. ولی اگر بدونی نویسنده در هر بخش به چه نکته‌ای از مبحثی که بهش ارجاع داده‌شده اشاره داره، ناگهان جستار برات واضح و روون می‌شه. من بعضی ارجاعات رو متوجه می‌شدم و بعضی‌ها رو نه،‌ به همین خاطر حس می‌کردم توی یک رودخونه‌ای جریان دارم، ولی هی در مسیرم به سنگ برخورد می‌کنم. :))))) انتظارم از کتاب این بود که خیلی سرراست‌تر بریم سر اصل مطلب و نویسنده راحت‌تر نظرش در باره‌ی سرخوردگی و رضایتمندی و رنج و حسرت رو بگه. با این حال خوندن کتاب به خاطر اون بخش‌هایی که متوجه ارجاعات می‌شدم و روون پیش میرفتم برام جالب بود. کتاب چند مبحث رو پوشش می‌ده که در مجموع بخش‌های مختلف حسرت زندگی نازیسته‌اند. از بین این بخش‌ها بخش «پیرامون خلاص کردن خود» برای من از سایر بخش‌ها جالب‌تر بود. توی این بخش درباره‌ی یک موضوع جالب صحبت می‌کنه و اون این که دلیل اشتیاق یک کودک به کتاب خواندن رو با دلیل اشتیاق یک بزرگسال به خواندن مقایسه می‌کنه. نگرشی که در این مقایسه وجود داره برای من تازگی داشت و به عنوان کسی که این موضوع به طور خاص براش قابل بحث و پیگیری و فکر کردنه، ذهنم رو به خودش چند روز مشغول کرد.شاید اگر همه‌ی ارجاعات نویسنده رو متوجه می‌شدم از کتاب لذت بیشتری می‌بردم ولی الآن نمره‌ی ۳ از ۵ رو برای کتاب در نظر دارم. اگر مایل باشید کتاب رو مطالعه کنید می‌تونید اون رو از طاقچه از طریق لینک زیر در یافت کنید. https://taaghche.com/book/122639/%D8%AD%D8%B3%D8%B1%D8%AA </description>
                <category>فاطمه حسینخانی</category>
                <author>فاطمه حسینخانی</author>
                <pubDate>Wed, 22 Nov 2023 22:52:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب‌خوانی طاقچه: گفتار در روش درست راه بردن عقل.</title>
                <link>https://virgool.io/@fate____meh/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%B9%D9%82%D9%84-nfszn07dccsj</link>
                <description>چند وقت قبل از رسیدن به انتخاب کتاب مهر که قرار بود کتابی باشه که «با عینک فلسفه به جهان می‌نگرد» من داشتم یکی از قسمت‌های پادکست «خودکست» رو گوش میدادم. توی اون قسمت کارون، یکی از مجریان پادکست، داشت در مورد این صحبت دکارت که «می‌اندیشم پس هستم» مطالب جالبی می‌گفت و توضیح میداد که این صحبت به چه معناست. بعد از تموم شدن صحبت‌ها،‌ کارون اشاره کرد که توی کتاب «گفتار در روش درست راه بردن عقل» دکارت کامل توضیح داده که این جمله و در اصل اینکه به شرط اندیشیدن وجود داریم از کجا نشات گرفته و برای آشنا شدن با شیوه‌ی فکری دکارت این کتاب کتاب مناسبیه. این در پس ذهن من بود تا مهر ماه و انتخاب اول و آخر من برای این ماه همین بی هیچ تردیدی همین کتاب بود.کتاب «گفتار در روش درست راه بردن عقل» کتاب نسبتا کوتاهیه که توی اون دکارت به طور خلاصه این رو که اساس و پایه‌ی تفکرات فلسفی‌ش چطور شکل گرفته و از کجا تصمیم به بازبینی عقاید و افکارش کرده و چه چیزهایی در این بین براش یک اصل بوده‌اند و چه افکاری رو از پایه مجدد بازچینی کرده توضیح می‌ده. چیزی که از اول شروع این گفتار یا مقاله جالب توجه بود این بود که دکارت بارها و بارها (با وجود این که در ریاضیات و فلسفه و نجوم دانشمند توانمندی به شمار میاد) این رو مطرح می‌کنه که من نسبت به سایر افراد از بهره‌ی عقلی بیشتری برخوردار نیستم. جایی صریحا بیان می‌کنه که «همه‌ی انسان‌ها به یکسان از عقل بهره‌مندند. بناربراین، ‌اختلاف عقاید ما ما ناشی از آن نیست که یکی برای شناخت حق شایسته‌تر از دیگری است بلکه از آن است که یکی عقل خود را درست راه می‌برد و دیگری نادرست». به همین خاطر با وجود همه‌ی سختی‌هایی که بر مسیر درست اندیشیدن وجود داره باز هم دکارت تصمیم می‌گیره تا اندیشه‌های خود را در مسیر درست به حرکت در بیاره و از ظرفیت ذهنی که به او اعطا شده تا حد اعلا استفاده کنه و با این دید که همه‌ی یک شهر رو نمی‌شه بازسازی کرد اما هر کس خونه‌ی خودش رو میتونه بازسازی کنه عقیده داره که باید افکار و تاملات و تعقلاتش رو بازبینی و بازسازی کنه تا جامعه بتونه پیشرفت داشته باشه.من از کتاب خوشم اومد، کمی بیشتر با نوع نگاه دکارت و باورهاش آشنا شدم و ریشه‌ی جملاتی که همیشه از دکارت می‌شنویم برام شفاف‌تر شد. بعضی بخش‌های کتاب خیلی ساده و روون بود برای بعضی بخش‌هاش نیاز بود تا زمان بیشتری رو در موردش فکر کنم. پیش از خوندن کتاب دوستی که خودش در رشته‌ی فلسفه تحصیل کرده بود پرسید دلیل این که این کتاب برای یک فردی که فلسفه نخونده جالب شده چیه؟ اون موقع گفتم چون توی خودکست تعریفش رو شنیدم ولی الان جواب کامل‌تری دارم. کتاب برای هرکسی که دوست داره با مبانی و مفاهیم فلسفه‌ی دکارت آشنا بشه مفید و مناسبه. نمره‌ی من به این کتاب ۴ از ۵ه. اگر مایل به مطالعه‌ی کتاب هستید می‌تونید اون رو از طریق لینک زیر از طاقچه دریافت کنید. https://taaghche.com/book/141046/%DA%AF%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B4 </description>
                <category>فاطمه حسینخانی</category>
                <author>فاطمه حسینخانی</author>
                <pubDate>Wed, 22 Nov 2023 22:07:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب‌خوانی طاقچه: چرا تا به حال کسی این‌ها را به من نگفته بود؟</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%84-%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86-%D9%86%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF-nkyux0ffoeph</link>
                <description>برای ماه شهریور چالش کتاب‌خوانی طاقچه، باید کتابی رو می‌خوندیم که در سال گذشته، سال ۱۴۰۱، آدم‌های بیشتری خریدارش بودند. انتخاب‌هایی که برای این ماه داشتم خیلییییی زیاد بود :))) اول ماه تصمیم گرفتم به ترتیب اولویت لیستشون کنم و هرتعدادشون رو که رسیدم بخونم. غافل از این که فقط به یکیشون خواهم رسید. و اون یکی کتابی نبود جز کتاب «چرا تا به حال کسی این‌ها را به من نگفته بود؟» از جولی اسمیت.کتاب در دسته‌ی کتاب‌های خودیاری و روانشناسی قرار می‌گیره ولی یک تفاوت اساسی با بیشتر کتاب‌های این حوزه داره؛ جولی اسمیت توی این کتاب خیلی واقع‌گرایانه‌تر از بعضی کتاب‌های حتی مهم و مشهور حوزه‌ی خودیاری صحبت کرده و نکاتی که گفته، تمریناتی که میده و حتی سوالاتی که توی هر فصل برای بررسی احساسات و افکار وجود داره چیزهایی هستند که من طی سالیان مراجعه به روان‌درمان‌گرهای مختلف توی جلسات تراپی باهاشون مواجه شده بودم. کنکاش حس‌ها و افکاری که در ایام بدحالی باهاشون روبرو میشیم سخته ولی خیلی واقعی‌تر و مفیدتر از اینه که فقط بخوایم انکارشون کنیم و یا به جای فهمیدنشون سعی کنیم به جدال باهاشون بلند شیم و تلاش کنیم تا در عین بدحالی افکار مثبت به خودمون تزریق کنیم. چیزی که آدم‌ها معمولا در ایام افسردگی و دلمردگی و بدحالی باهاش روبرو هستند، تلفیقی از غم، خشم، سرخوردگی، خودسرزنشی، و جدال با خوده. این‌ها خیلی راحت در بعضی کتاب‌های حوزه خودیاری نادیده گرفته می‌شه و فقط این حس به فرد مخاطب منتقل می‌شه که اگر حالت بده، تقصیر خودته که نتونستی افکارت رو با افکار مثبت جابجا کنی تا حالت و حست بهتر بشه.در حالی که ارتباط بین فکر و حس، یک ارتباط دو طرفه‌ست و هر کدوم بر دیگری اثر داره. به نظرم این نکته جزو مهم‌ترین نکاتیه که توی این کتاب بهش اشاره شده. کتاب هشت بخش و سی و شش فصل داره، جولی اسمیت در این بخش‌ها به طور جداگانه به مقوله‌های مختلف مثل سوگ، استرس، انگیزه، درد احساسی و ترس پرداخته. در هر فصل بنا به نیاز فصل و توضیحات فصل، ابزارها و تمرین‌هایی به مخاطب داده شده تا بتونه نکات گفته‌شده رو نه به عنوان درمان‌های تخصصی، که به عنوان تمرین‌های روزمره زندگی به کار بگیره. نویسنده در پیش‌گفتار کتاب تاکید میکنه که مطالب کتاب از تجربیات سالیان دراز به دست اومده و این کتاب برای خود نویسنده هم به نوعی مرجعی حساب می‌شه که در حین بدحالی می‌تونه بهش رجوع کنه‌. انتهای هر فصل خلاصه‌ی نکات فصل ذکر شده که به نظرم برای هدفی که نویسنده برای این کتاب ذکر کرده (همین مرجع بودن برای مخاطب) کمک می‌کنه. کتاب به نظرم کتاب خوبی بود، و هایلایت مطالبش برای من اونجایی بود که نویسنده درباره‌ی تصمیم‌های ما و تصمیم‌گیری نوشته بود: «هر تصمیمی خواه ناخواه به نوبه‌ی خود عدم قطعیت ذاتی دارد و هر انتخابی شامل برخی اژ عوارض جانبی منفی است که باید آن‌ها را پذیرفت». سال‌ها قبل وقتی در یکی از حساس‌ترین دو راهی‌های زندگیم بودم، روان‌درمانگری که بهش مراجعه کرده بودم حرفی با چنین مضمونی به من زد و باعث شد بتونم راحت‌تر تصمیم‌گیری کنم و بعد از تصمیم‌گیری پای عواقبش بایستم. الآن هشت سال از اون زمان می‌گذره، اون فرد برای مدت طولانی تا پیش از مهاجرتش درمانگرم بود و این جمله‌ش در تمام دو راهی‌هایی که بعد از اون روز باهاش روبرو شدم بهم کمک کرد. جمله‌ای که دوست دارم برای همه بلند تکرارش کنم. کتاب در ابتدا به نظرم کتاب عادی مثل بقیه کتاب‌های حوزه‌ی خودیاری بود ولی رفته به نظرم بهتر شد، نمره‌ش از نظر من ۴ از ۵ه و اگر مایل به مطالعه‌ش هستید می‌تونید اون رو از لینک زیر از طاقچه دریافت کنید. https://taaghche.com/book/125946/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%84-%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86-%D9%86%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D8%9F </description>
                <category>فاطمه حسینخانی</category>
                <author>فاطمه حسینخانی</author>
                <pubDate>Sat, 23 Sep 2023 17:19:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب‌خوانی طاقچه: چرا ماهی‌ها وجود ندارند.</title>
                <link>https://virgool.io/@fate____meh/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%AF-opszdbeesvfu</link>
                <description>برای شرکت در ماه مرداد چالش کتاب‌خوانی طاقچه گزینه‌های زیادی داشتم. موضوع این ماه کتابی به پیشنهاد آدم‌ها و یا پادکست‌ها بود. از پادکست‌هایی که درباره‌ی کتاب می‌شناختم کتاب‌های پادکست بی‌پلاس علی بندری و کتاب‌های رادیو راه مجتبی شکوری رو برای انتخاب کتاب این ماه بالا و پایین کردم و در نهایت چشمم به کتاب «چرا ماهی‌ها وجود ندارند» افتاد. عنوان این کتاب من رو به یاد کتاب «صدای غذا خوردن یک حلزون وحشی» که یکی از کتاب‌های مورد علاقه‌م در سال ۱۴۰۱ شده بود انداخت. برای همین این کتاب رو انتخاب کردم و واقعا از این انتخاب خوشحالم. این کتاب به یکی از کتاب‌های مورد علاقه‌م در سال ۱۴۰۲ تبدیل شد.کتاب «چرا ماهی‌ها وجود ندارند» از لولو میلر یک کتاب داستانه که در عنوانش ذکر شده «فقدان، عشق و نظم پنهانی زندگی». ولی چیزی که توی این کتاب بیش از همه من رو جذب کرد آشوب بود. آشوب زندگی راوی داستان،‌ آشوب زندگی دیوید استار جردن که راوی کتاب زندگی این شخص رو لابه‌لای ماجرای خودش روایت می‌کنه و آشوب کلی کتاب.از این جا به بعد این یادداشت احتمالا بخشی از ماجرای کتاب رو لو می‌ده!داستان از این قراره که راوی داستان در زندگی شخصیش دچار مشکلات و آشوبی شده که به دنبال برطرف کردن اون و یا کنار اومدن باهاشه. در این بین داستانی از یک آرایه‌شناس معروف به نام دیوید استار جردن (که در زمان خودش نام‌گذاری بسیاری از ماهی‌ها را انجام داده) می‌شنوه که روزی با یک زلزله تمام حاصل کارش با خاک یکسان می‌شه ولی دیوید به جای تسلیم این آشوب شدن آستین بالا می‌زنه و راهی نو برای برقراری نظم در کارش پیدا می‌کنه. این اتفاق چنان الهام‌بخشه که راوی اقدام به دنبال کردن داستان زندگی این آرایه‌شناس می‌کنه. ماجراجویی جالبی که بین زندگی خود راوی جا باز می‌کنه. ابتدای داستان، زندگی راوی پر از آشوبه و زندگی دیوید استار جردن پر از نظم و قد خم نکردن در برابر آشوب. ولی رفته‌رفته با روی تاریک زندگی دیوید روبرو می‌شیم و این مواجهه کم‌کم باعث می‌شه تا راوی متوجه بشه هیچ راه در شیوه‌ی زندگی دیوید استار جردن وجود نداره که بتونه به راوی کمک کنه تا از آشوب زندگیش فرار کنه.توی این کتاب خود موضوع آشوب برای من به شدت جذاب بود، داستان زندگی دیوید استار جردن هم به نوعی جالب و قابل پی‌گیری بود. نقطه‌ی اوج داستان برای من اونجایی بود که دیوید شروع به همکاری برای عقیم‌سازی افرادی که از نظر برخی کم‌تر مرغوب بودند کرد. اون چهره‌ی قوی و استوار که حتی احتمال قتل رئیس دانشگاه هم در نظرم خدشه بر هیبتش ننداخته بود یک باره فرو ریخت. باورم نمی‌شد که آدمی که از چارچوب‌های زمان خودش فراتر رفته بود در نهایت این طور باز به تعصب گره می‌خوره. مجتبی شکوری توی رادیو راه در باره‌ی این بخش از زندگی دیوید استار جردن می‌گه که یکی از نزدیکان جردن که در این زمینه‌ی نژادپرستانه با جردن هم فکر بوده، تفکرات و اقداماتشون رو در یک کتاب منتشر می‌کنه و این کتاب بعدها یکی از مراجع هیتلر برای اقدامات نژادپرستانه‌ش می‌شه. بنگگگگ! چیزی توی ذهنم با شنیدن این جمله می‌شکنه. کسی که اونطور قهرمانانه داشت توی ذهنم شکل می‌گرفت ناگهان پست و خفیف می‌شه. جالب این که بعدها، یعد از مرگ جردن تحقیقاتی انجام می‌شه که نشون می‌ده اصلا گروه جانوری به نام ماهی‌ها وجود ندارند و این موجودات زیر مجموعه‌ی گونه‌های دیگه‌ای مثل مهره‌داران هستند. بعضی تلاش‌های جردن وقتی که هنوز زنده بود با اقدامات نژادپرستانه‌اش زیر سوال رفت و بعد، ماهی‌ها هم دیگه وجود نداشتند. فکر که می‌کنم می‌بینم مجتبی شکوری راست گفت. باید «دفعه‌ی بعد که فکر کردیم حق با ماست به خودمون یادآوری کنیم که ماهی‌ها وجود ندارند.»نمره‌ی من به این کتاب ۵ از ۵ بود. واقعا از خوندنش لذت بردم و خوشحالم که این کتاب رو انتخاب کردم. اگر مایل به خوندن کتاب از طاقچه هستید اون رو از لینک زیر دریافت کنید: https://taaghche.com/book/101869/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%AF </description>
                <category>فاطمه حسینخانی</category>
                <author>فاطمه حسینخانی</author>
                <pubDate>Tue, 22 Aug 2023 02:16:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب‌خوانی طاقچه: درک یک پایان.</title>
                <link>https://virgool.io/@fate____meh/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1%DA%A9-%DB%8C%DA%A9-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-sazlv9gmoi6n</link>
                <description>خوندن کتاب‌های نسبتا کوتاهی که برنده‌ی جایزه‌های مختلف هم شده باشند برای من جذابه و خب چی بهتر از این که موضوع تیر ماه چالش کتاب‌خوانی طاقچه کتابی بود که برنده شدن بلد است؟ برای این ماه دو کتاب نظرم رو به خودش جلب کرد، کتاب «درک یک پایان» و کتاب «وقفه در مرگ». اول با توجه به علاقه‌ی قلبیم به ژوزه ساراماگو کتاب «وقفه در مرگ» رو خوندم. این کتاب خیلی زود تموم شد و با خشنودی تمام تونستم کتاب «درک یک پایان» رو هم در این ماه بخونم.کتاب «درک یک پایان» از جولیان بارنز ماجرای زندگی فردی به نام تونی‌ه که از زبان خودش نقل می‌شه. تونی خاطرات خودش رو از زمان مدرسه تا به امروز تعریف می‌کنه. در ایام تحصیل تونی عضو گروه دوستی بوده که با آمدن یک دانش‌آموز جدیدالورود به نام ایدریئن به این گروه، تعداد اعضاش به چهار نفر می‌رسه. تونی خاطراتش از وقت گذروندن در این گروه و ویژگی‌های هریک از دوستانش رو تعریف می‌کنه و پس از اون خاطرات مراحل بعدی زندگیش نقل می‌شه. نکته‌ای که در حین خوندن کتاب به شدت توجهم بهش جلب شد، نوع پیش‌داوری و قضاوت تونی و همچنین مقصر جلوه‌ دادن دیگران توسط او بود. چیزی که آدم‌ها به ویژه توی دنیای امروز باهاش به شدت درگیرند و داستان کتاب «درک یک پایان» به خوبی مذموم بودن اون رو نشون داده. در طول خوندن خاطرات تونی در وهله‌ی اول با زندگی معمولی فردی که حالا پس از گذشت چند سال هنوز با خاطراتش درگیر است روبرو هستیم، ولی در نهایت زمانی که تونی دفترچه‌ی خاطرات دوست خود ایدریئن رو می‌خونه و همچنین زمانی که با دوست‌دختر زمان کالجش که بعد از تموم شدن رابطه‌ی بینشون با ایدریئن دوست شده بوده روبرو می‌شه تازه می‌بینیم که چقدر برخوردهایی که تونی در خاطراتش از اون‌ها یاد کرده متفاوت بودند و تفاوت حقیقت با خاطراتی که بعد از چندین سال در ذهن تونی وجود دارند چقدر زیاده.بخش‌های مختلفی از کتاب نظر من رو به خودشون جلب کردند و به نظرم کتاب نکات قابل تامل زیادی داشت. از جمله‌ی این بخش‌ها این چند خط است:«من سخت معتقدم که همه ما به‌نحوی آسیب می‌بینیم. چه‌طور ممکن است نبینیم، مگر این‌که دنیایی از پدران و مادران، خواهران و برادران، همسایگان و دوستانِ بی‌عیب و نقص داشته باشیم. و بعد می‌رسیم به مسئله‌ای که اساس کار است، یعنی واکنش ما در برابر آسیب: آن را اعتراف می‌کنیم یا پیش خود نگه می‌داریم، و این در رفتار ما با دیگران چقدر اثر می‌گذارد؟ بعضی‌ها آسیب را اعتراف می‌کنند، و سعی می‌کنند آن را تخفیف دهند، بعضی زندگی‌شان را وقف یاری به آسیب‌دیدگان دیگر می‌کنند؛ و سرانجام هستند کسانی که تمام توان‌شان را در این راه خرج می‌کنند که، به هر قیمت شده، دیگر آسیب نبینند. و اینها افراد بی‌رحمی می‌شوند که باید مراقب‌شان بود.»کتاب «درک یک پایان» کتاب نسبتا کوتاهیه که جوایزه متعددی از جمله جایزه بوکر رو نصیب خودش کرده. امتیاز من به کتاب ۵/۴ه و خوندن این کتاب رو به افرادی که دوست دارند با خوندن کتاب کمی به فکر فرو بروند پیشنهاد می‌کنم. اگر مایل به خوندن این کتاب هستید می‌تونید اون رو با لینک زیر از طاقچه دریافت کنید: https://taaghche.com/book/38302/%D8%AF%D8%B1%DA%A9-%DB%8C%DA%A9-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86 </description>
                <category>فاطمه حسینخانی</category>
                <author>فاطمه حسینخانی</author>
                <pubDate>Wed, 19 Jul 2023 23:49:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب‌خوانی طاقچه: وقفه در مرگ.</title>
                <link>https://virgool.io/@fate____meh/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%88%D9%82%D9%81%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B1%DA%AF-rrgsz4n4ict4</link>
                <description>برای تیر ماه چالش کتاب‌خوانی طاقچه باید کتابی را انتخاب می‌کردیم که برنده شدن را بلد است. در بین کتاب‌هایی که جوایز مختلف ادبی را دریافت کرده‌اند، دو کتاب نظر من رو به خودشون جلب کردند. یکی کتاب «درک یک پایان» و دیگری «وقفه در مرگ». اول کتاب «وقفه در مرگ» رو انتخاب کردم و بعد از خوندنش با توجه به این که هنوز فرصت داشتم کتاب «درک یک پایان» رو هم مطالعه کردم.کتاب «وقفه در مرگ» از ژوزه ساراماگو که جایزه ادبی تاهتیفانتازیا را از آن خود کرده است داستان سرزمینی را روایت می‌کند که با شروع سال نو در آن مرگ دست از فعالیت می‌کشد و دیگر کسی نمی‌میرد. به عنوان کسی که تقریبا همیشه به مرگ فکر می‌کنه و اضطراب مرگ شدیدی رو همیشه تجربه می‌کنه در وهله‌ی اول با خوندن ایده‌ی اصلی کتاب با خودم گفتم که چه خوب می‌شد اگر مرگ نبود. ولی با خوندن کتاب «وقفه در مرگ» نظرم کاملا برگشت.این بخش از یادداشت ماجرای کتاب رو فاش می‌کنه!داستان از این قراره که از لحظه‌ی شروع سال نو در سرزمینی مرگ دست از کار می‌کشه و به مدت هفت ماه هیچ کس در این سرزمین نمی‌میره. این نامیرایی اول باعث شادمانی مردم می‌شه، مردم به این فکر می‌کنند که وارد بهشت موعود شدند و این خوش‌شانسی رو جشن می‌گیرند. ولی سران کشور و همچنین پیشوایان دینی و فلاسفه‌ی این سرزمین دچار نگرانی‌های متعددی بابت مشکلاتی که این موضوع ممکنه به وجود بیاره هستند. نبود مرگ بر خلاف تصور ابتدایی آدم، به این معنی نیست که همه به خوبی و خوشی تا ابد با هم زندگی می‌کنند. نبود مرگی که ساراماگو توی این کتاب توصیف می‌کنه به این معنیه که افراد بسیار بیمار و در بستر مرگ نمی‌میرند، افرادی که دچار سوانح شدید شدند نمی‌میرند، مردم دچار رنج‌های زیادی می‌شند و نمی‌میرند. علاوه بر این خیلی از مشاغل مثل بیمه‌ها با این مساله دچار بحران ورشکستگی می‌شند. در این بین خانواده‌ای روستایی که پدری بسیار پیر و بیمار داره توی تاریکی شب بیمار رو به خارج از مرزهای سرزمین می‌برند تا بتونه راحت جان بسپاره و پس از فوت بیمار در همان خارج از مرزها دفنش می‌کنند. خبر این اتفاق در بین مردم می‌پیچه و سیل جمعیتی که به دنبال انجام همین کار هستند به سمت مرزها جاری می‌شه. به خاطر همین مساله گروهی مافیایی که پشت پرده با دولت همکاری می‌کنه مردم رو مخفیانه از مرز خارج می‌کنه تا بیمارانشون بتونند بمیرند! همه‌ی این مشکلات و مشکلات زیاد دیگه باعث می‌شه تا مردم دست به دعا بردارند و برای برگشتن مرگ دعا کنند. مرگ پس از هفت ماه، نامه‌ای به صداوسیما می‌فرسته و در اون اعلام می‌کنه که ساعت ۱۲ شب کار خودش رو مجدد شروع می‌کنه. راس ساعت ۱۲ بامداد، شصت هزار نفر از مردم سرزمینی که هفت ماه مرگی نداشته ناگهان می‌میرند و حالا دولت با مشکلات جدیدی برای کفن و دفن و سروسامان دادن امور این متوفی‌ها مواجه می‌شه. این بخشی از ماجرای کتابه، علاوه بر این ما داستانی از خود مرگ و این که کم‌کم این مرگ تجسم انسانی پیدا می‌کنه و به یک انسان دیگه علاقه‌مند می‌شه هم می‌خونیم.بخشی از داستان که درباره‌ی توقف مرگ بود برای من خیلی جذاب بود. در تمام مدت به این فکر می‌کردم که ساراماگو چقدر توی به تصویر کشیدن وقایع اجتماعی عجیب و غریب تبحر داره. ولی از بخشی که مربوط به خود شخص مرگ بود خوشم نیومد و باعث شد امتیاز کتاب در ذهنم از ۵/۵ به ۵/۳ سقوط کنه. :))) با این حال به نظرم خوندن کتاب خالی از لطف نیست و اگر مایلید این کتاب رو بخونید می‌تونید اون رو از لینک زیر از طاقچه دریافت کنید: https://taaghche.com/book/67850/%D9%88%D9%82%D9%81%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B1%DA%AF </description>
                <category>فاطمه حسینخانی</category>
                <author>فاطمه حسینخانی</author>
                <pubDate>Wed, 19 Jul 2023 23:20:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب‌خوانی طاقچه: مستاجر.</title>
                <link>https://virgool.io/@fate____meh/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AC%D8%B1-akcfn7bt2jvk</link>
                <description>برای ماه خرداد چالش کتاب‌خوانی طاقچه ۱۴۰۲ باید کتابی ترسناک می‌خوندیم. کتابی چنان ترسناک که نفست را بند می‌آورد! اولین گزینه‌هایی که به ذهنم می‌رسید کتابی از مجموعه کتاب‌های آر. ال. استاین بود. بعدتر تصمیم گرفتم به لیستی که طاقچه برای این ماه معرفی کرده سر بزنم و در بینشون کتاب «مستاجر» از رولان توپور نظرم رو جلب کرد و شد آنچه شد. :))) من تا پیش از معرفی طاقچه اسم این کتاب رو هم نشنیده بودم ولی بعد به دنبال بررسی گزینه‌های خوندن که بودم به صفحه‌ی گودریدز «مستاجر» مراجعه کردم و با نمره‌ی ۴.۱ از ۵ برای کتاب مواجه شدم، دیگه تعلل رو جایز ندیدم و شروع به خوندنش کردم. کتاب کتاب نسبتا کوتاهیه و چون پیچیدگی داستان هم زیاده آدم جذب می‌شه تا زودتر بخوندش و به پایان برسوندش.⚠️ این بخش داستان کتاب رو لو می‌ده. کتاب در باره‌ی مردی به نام «ترلکوفسکی»ه که به دنبال اجاره‌ی یک واحد به آپارتمانی وارد می‌شه و وقایع عجیبی در این آپارتمان براش رخ می‌ده. ساکن قبلی واحدی که ترلکوفسکی به دنبال اجاره‌ش هست به علت خودکشی جانش رو از دست می‌ده و ترلکوفسکی با قبول شرایط دشوار صاحبخانه، بلاخره واحد رو اجاره و به اون نقل مکان می‌کنه. با علم بر اینکه صاحبخانه و سایر همسایه‌ها از مهمانی‌های پر سر و صدا بیزارند ترلکوفسکی ارتباطش رو با دوستانش قطع می‌کنه و به زندگی با شرایط ساختمان عادت می‌کنه. در این بین با سر نخ‌های عجیب مختلفی مواجه می‌شه که به شدت شک‌برانگیزند. کم‌کم با بهم چسباندن سرنخ‌ها متوجه می‌شه که احتمالا همسایه‌ها علت خودکشی ساکن قبلی این واحد بوده‌اند. بعد از شک به این موضوع کم‌کم ترلکوفسکی دچار شک و وحشت در باره‌ی خودش می‌شه، و کم‌کم به این فکر می‌کنه که همسایه‌ها در تلاشند تا ترلکوفسکی رو تبدیل به مستاجر قبل کنند و در نهایت به زور باعث خودکشی او بشوند. این فکرها چنان وحشتی بر دل ترلکوفسکی می‌ندازه که در اولین فرصت به سرعت از آپارتمان فرار می‌کنه و به خانه‌ی دختری که طی ماجرایی با او آشنا شده می‌ره. در خانه‌ی دختر هم سرنخ‌هایی در باره‌ی این که این دختر هم با همسایگانش هم‌دست باشه می‌بینه و باز هم تلاش می‌کنه فرار کنه، یک فرار بی‌فرجام دیگه. توسط همسایه‌ها به آپارتمان برگردانده می‌شه و همان اتفاقی که از آن می‌ترسید رخ می‌ده: ترلکوفسکی را کسی از همسایگان مجبور به خودکشی می‌کند.ماجرای داستان پیچیده است، و من در تمام مدت منتظر بودم تا در نهایت گره‌ای از این داستان باز بشه و متوجه شم که ماجرا از چه قرار بود. ولی پیچیدگی تا انتهای داستان باقی موند و من بعد از پایان کتاب تنها تونستم حدس و گمان‌هایی در باره‌ی این که قضیه چی بود بزنم. در طول خواندن داستان فکر می‌کردم همسایه‌ها با هم دست به یکی می‌کنند تا مستاجر جدید رو به قتل برسونند و پول پیش خانه رو به جیب بزنند. ولی بعد از تمام شدن کتاب عمیقا حس می‌کردم که داستان، شرحی بر پارانویای ترلکوفسکیه و همه‌ی داستان‌ها فقط در ذهن این مرد رخ داده. برام این نکته که خود داستان این رو روشن نکرد غم‌انگیز بود. ولی روند دلهره‌آور شدن داستان رو خیلی می‌پسندیدم. در روند زندگی عادی یک کارمند معمولی با دوستانی محدود یکهو به خودت میای و می‌بینی از اینکه نصف شب که همه خوابند داری این کتاب رو می‌خونی می‌ترسی و بهتره بقیه‌ش رو فردا ادامه بدی. :))) به نظرم نمره‌ی کتاب ۴ از ۵ه. و اگر مایل به خوندن یک کتاب پیچیده‌ی با پایان باز دلهره‌آور هستید می‌تونید «مستاجر» رو از طاقچه از لینک زیر مطالعه کنید:اب ۴ از ۵ه. و اگر مایل به خوندن یک کتاب پیچیده‌ی با پایان باز دلهره‌آور هستید می‌تونید «مستاجر» رو از طاقچه از لینک زیر مطالعه کنید: https://taaghche.com/book/56477/%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%A3%D8%AC%D8%B1 </description>
                <category>فاطمه حسینخانی</category>
                <author>فاطمه حسینخانی</author>
                <pubDate>Sat, 10 Jun 2023 18:04:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب‌خوانی طاقچه: اضطراب موقعیت.</title>
                <link>https://virgool.io/@fate____meh/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%A7%D8%B6%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D9%88%D9%82%D8%B9%DB%8C%D8%AA-bofcefhkbhxb</link>
                <description>انتخاب من برای ماه اردیبهشت چالش کتاب‌خوانی طاقچه، کتاب «اضطراب موقعیت» بود. این کتاب در لیست کتاب‌هایی که می‌توانند به قلبمان آرامش تزریق کنند بود. آلن دو باتن، در این کتاب ابتدا به معرفی مفاهیمی چون موقعیت و اضطراب موقعیت پرداخته است. اضطراب موقعیت ترس و نگرانی است که انسان درباره‌ی از دست دادن مقام و منزلت اجتماعی خود و شکست خوردن در آرمان‌های جامعه دارد. پس از معرفی مفاهیم اولیه، دو باتن به بررسی دلایل این اضطراب موقعیت در زندگی مدرن امروز می‌پردازد و پس از آن راه حل مواجه شدن با این اضطراب و کنترل و مدیریت آن را بیان کرده است. به عقیده‌ی آلن دو باتن ظهور اضطراب موقعیت در پی اتفاقات متعدد تاریخی رخ داده است و «خدمت‌گذار جاه‌طلبی امروزه است» و از آن دست نگرانی‌هایی است که هر انسان مدرنی آن را به نحوی تجربه می‌کند.در تمامی بخش‌های کتاب دو باتن با بهره‌گیری از داستان‌های مختلف و بیان نظرات افراد مهم حوزه‌های مختلف به بررسی اضطراب موقعیت پرداخته است. چنین بیانی در نظر من در کنار موضوع جذاب کتاب، یکی از نقاط قوت آن به حساب می‌آید. در بررسی علل اضطراب موقعیت به فقدان عشق، انتظارات، شایسته‌سالاری، اشرافی‌گری و وابستگی اشاره دارد. در این بخش‌‌ها دو باتن به دقت درباره‌ی تاریخچه‌ی موقعیت‌های مختلف در جوامع بشری می‌پردازد و به خوبی این نکته را بیان می‌کند که نگرانی درباره‌ی موقعیت اجتماعی در گرو میزان اهمیت نظرات دیگران برای ماست. دو باتن معتقد است که «توجه دیگران برای ما اهمیت دارد چون ما به شکی ذاتی به ارزش خود مبتلا هستیم که در نتیجه‌ی آن تمایل داریم تا به ارزیابی دیگران اجازه دهیم نقشی تعیین‌کننده در چگونگی نگاه ما به خودمان بازی کنند». پس از بررسی علل اضطراب موقعیت، در بخش مربوط به راه‌ حل، دو باتن با دسته‌بندی راه حل‌های مختلف در حوزه‌ی فلسفه، هنر، دین و سیاست راهکارهای متعددی برای مقابله با نگرانی در باره‌ی جایگاه اجتماعی ارائه می‌دهد. آشنایی با علل بروز اضطراب موقعیت و مشاهده‌ی راه‌کارهای مختلف مدیریت آن می‌تواند به ایجاد نگرشی نو در مخاطب منجر شود که یکی از مهم‌ترین موانع دستیابی به موفقیت، که همان اهمیت دادن به ارزیابی و قضاوت دیگران است، را از میان بر دارد.هرچند که کتاب کتاب نسبتا کوتاهی است ولی مطالعه‌ی دقیق کتاب مدت طولانی زمان نیاز داشت و برخلاف اغلب کتاب‌های آلن دو باتن با کتاب ساده‌ای روبرو نیستیم. مخصوصا اگر از جمله افرادی باشیم که میزان اهمیت ارزیابی دیگران برایمان بسیار زیاد باشد، برای تطبیق نکات کتاب با چیزی که در زندگی روزمره با آن سروکار داریم نیاز به مدت زمان بیشتری خواهیم داشت. هرچند که دسته‌بندی کلی مطالب کتاب در نظر من جالب و قابل قبول بود ولی در هر بخش، با تعدادی زیربخش روبرو بودیم که بعضا دنبال کردن موضوع آن فصل را برای لحظاتی مشکل می‌کرد و باعث پرش فکرم بود. کتاب با ترجمه‌های مختلف و نام‌های مختلف مثل «اضطراب منزلت»، «اضطراب موقعیت اجتماعی» و «اضطراب موقعیت» منتشر شده است که من «اضطراب موقعیت» به ترجمه‌ی سید حسن رضوی را مطالعه کردم. ترجمه‌ی آقای رضوی نسبتا روان و مناسب بود و نمره‌ی کتاب به نظر من ۴ از ۵ است. به نظر من فایده‌ی مطالعه‌ی آن بیشتر از نخواندنش است و اگر مایل به خواندن این کتاب هستید می‌توانید آن را از لینک زیر از طاقچه دریافت کنید: https://taaghche.com/book/37472/%D8%A7%D8%B6%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D9%88%D9%82%D8%B9%DB%8C%D8%AA </description>
                <category>فاطمه حسینخانی</category>
                <author>فاطمه حسینخانی</author>
                <pubDate>Sun, 21 May 2023 15:38:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب‌خوانی طاقچه: درباره‌ی معنی زندگی.</title>
                <link>https://virgool.io/@fate____meh/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D9%86%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-hxho6zveoa6q</link>
                <description>بلاخره سال جدید اومد و چالش کتاب‌خوانی ۱۴۰۲ طاقچه با موضوع «کتابی که جان تازه‌ای به تن امیدت می‌دمد» شروع شد. از قبل تصمیم داشتم کتاب «آدمی، یک تاریخ امیدبخش» رو مطالعه کنم ولی فروردین ۰۲ برام طوری گذشت که فرصت مطالعه‌ی کتاب طولانی مثل این کتاب رو از دست دادم و به جاش مشغول خوندن کتاب «درباره‌ی معنی زندگی» از ویل دورانت شدم. داستان این کتاب از این قراره که یک روز یک فرد ناامید از زندگی و در آستانه‌ی خودکشی به ویل دورانت مراجعه می‌کنه و از دورانت می‌خواد تا برای این که خودکشی نکنه بهش معنای زندگی رو بگه. این اتفاق و به یاد آوردن چند نامه از افراد دیگری که در آستانه‌ی خودکشی بودند ویل دورانت رو به فکر فرو می‌بره که در پاسخ به این افراد و درباره‌ی معنی زندگی چه باید گفت؟ در پی این ماجرا دورانت نامه‌ای به افراد سرشناس مختلف از فیلسوف گرفته تا هنرمند و بزرگان دینی و رهبرانی چون گاندی می‌فرسته و در این نامه با شرح این ماجرا که به دنبال فهمیدن معنای زندگی است از این افراد نظرشون رو جویا می‌شه. توی این نامه دورانت با نگاه یک فرد ناامید از زندگی با معنا مساله رو توضیح می‌ده و از کسانی که نامه به دستشون رسیده درخواست می‌کنه تا برای اون بنویسند که چه چیزی باعث می‌شه هرروز زندگی رو ادامه بدهند و در این بین دین چه کمکی به این افراد کرده است. کتاب علاوه بر مقدمه شامل سه بخش جداگانه است. در بخش اول ویل دورانت ماجرایی که به شکل‌گیری این کتاب کمک کرده رو بیان کرده و در بخش دوم پاسخ‌هایی که از افراد مختلف دریافت کرده رو به صورت مجزا بیان می‌کنه. در بخش پایانی خود دورانت دست به کار می‌شه و در قالب یک نامه خطاب به فرد ابتدای داستان، نظر خودش درباره‌ی زندگی و معنای زندگی رو مطرح می‌کنه. از نظر دورانت زندگی ما زمانی معنا به خودش می‌گیره که خود رو جزئی از یک کل دیگر، خانواده یا فرقه یا کار یا هر مجموعه‌ای، در نظر بگیریم و به عنوان اون جزء فعالیت داشته باشیم.ایده‌ی کتاب ایده‌ی جذابی بود و نامه‌ی ویل دورانت در باره‌ی معنای زندگی به افراد سرشناس نامه‌ی قابل تامل و جالبی بود. در این بین نظرات افرادی که ویل دورانت نامه‌ی اولیه رو براشون ارسال کرد هم بعضا قابل توجه و تامل بود ولی در این بخش با مشکلی رو به رو بودم و اون این بود که خیلی از افرادی که نظراتشون رو برای دورانت فرستاده بودند رو نمی‌شناختم و نمی‌تونستم به طور کامل با نظراتشون، بدون هیچ پیش‌زمینه‌ی قبلی از فرد و افکار و عقایدش، ارتباط برقرار کنم. به عنوان کسی که مدتی است که به دنبال معنای زندگی می‌گرده صحبت‌های مهمی در این کتاب خوندم که شاید بهم معنای زندگیم رو صریحا نشونم نداد ولی دلگرمم کرد که بلاخره یا معنایی خواهم یافت یا معنایی خواهم ساخت. :دی کتاب کتاب کوتاهی هم هست و بر خلاف تصور اولیه‌م از حواشی و اضافات و بیان واضحات به دور بود. نمره‌ی من به کتاب ۴ از ۵ه و اگر دوست دارید کمی در باره‌ی معنای زندگی فکر کنید خوندن این کتاب رو توصیه می‌کنم. می‌تونید کتاب رو از لینک زیر از طاقچه دریافت کنید. https://taaghche.com/book/22379/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%B9%D9%86%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C </description>
                <category>فاطمه حسینخانی</category>
                <author>فاطمه حسینخانی</author>
                <pubDate>Thu, 20 Apr 2023 22:39:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب‌خوانی طاقچه: جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند.</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AE%D8%B1%DA%86%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7-%D8%A2%D9%88%D8%A7%D8%B2-%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF-zxbatms6y67x</link>
                <description>آخرین بخش چالش کتاب‌خوانی طاقچه در سال ۱۴۰۱ خوندن کتابی در اسفند ماه بود که داستانش در طبیعت اتفاق بیفته. از بین کتاب‌های پیشنهادی خود طاقچه من کتاب «جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند» رو انتخاب کردم. از همون صفحات اولیه کتاب، داستان برام جالب بود و به خوندنش ادامه دادم. ولی نیمه‌ی دوم کتاب با اختلاف هیجان‌انگیزتر بود؛ به طوری که در چندین روز نیمه‌ی اول کتاب رو خوندم و در یک شب نیمه‌ی دوم کتاب تموم شد. :دیاین بخش از این نوشته داستان کتاب را فاش می‌کند!کتاب درباره‌ی دختری به نام کیا ست که به همراه خانواده‌ش در کلبه‌ی کنار یک مرداب در یک روستا زندگی می‌کنه. داستان از اینجایی شروع می‌شه که مادر کیا خانه و خانواده و فرزندانش رو ترک می‌کنه. پس از مادر، سایر فرزندان خانواده خانه رو ترک می‌کنند و کیا رو به همراه پدرشون که مشکل اعتیاد به الکل و قمار رو داره در خانه تنها می‌گذارند. پدر هرچند مدت یکبار به خانه سر می‌زنه و این سر زدن‌ها کم‌کم دیرتر و دیرتر می‌شه و دیگر پدر هم به خانه نمیاد. کیای کوچک در خانه تنها می‌ماند. دوستان کیا مرداب و حشرات و پرندگان و ماهی‌های مرداب هستند و کیا با جمع کردن صدف و ماهی و فروش آن‌ها به یکی از فروشندگان روستا وسایل زندگیش را تامین می‌کند. زندگی کیا به تنهایی و بدون معاشرت با روستاییان در کلبه‌ی دورافتاده‌ی پشت مرداب باعث می‌شه که روستاییان بهش لقب دختر مرداب رو بدهند. دختر مرداب در گذران زندگی با تیت آشنا می‌شه و تیت بهش خواندن و نوشتن یاد می‌ده و این کمک تیت در نهایت منجر به این می‌شه که کیا می‌تونه کتاب‌هایی درباره‌ی حشرات و قارچ‌ها و موجودات مرداب چاپ کنه و با این که تحصیلاتی نداره به عنوان یک «مرداب‌شناس» معروف بشه. در همین بین فردی که کیا قبل‌تر با اون رابطه‌ی عاطفی داشته به طرز مشکوکی از دنیا می‌ره و ساکنین روستا و کلانتر به دنبال حل این مساله و پیدا کردن قاتل احتمالی می‌افتند. در این بین دختر مرداب تنها مظنونشان است که دستگیر می‌شود و دو ماه در زندان سپری می‌کند. پس از محاکمه و با توجه به این که مدرک واقعی و مشخصی علیه کیا وجود نداشته او تبرئه می‌شود. سال‌ها بعد وقتی که کیا دچار ایست قلبی می‌شود تیت از او دستنوشته‌ای پیدا می‌کند که نشان می‌دهد کیا واقعا آن فرد رو به قتل رسانده. تیت دستنوشته‌ها رو می‌سوزونه و داستان زندگی مرموز و تنهای دختر مرداب به پایان می‌رسه.کتاب و داستان ماجراجویی و جنایی اون در کنار روند زندگی یک دختر تنها به دور از سایر مردم در کنار یک مرداب بسیار جالب بود. ولی بیشترین هیجان در کتاب برای من مربوط به بخش‌هایی بود که در دادگاه کلانتر و وکیل کیا در حال مکالمه و مباحثه برای نشان دادن بی‌گناهی یا گناه‌کاری کیا بودند. و این نکته که با تمام آن روند دادگاه و صحبت‌ها و ادله و شواهد باز هم در صفحات و پایانی کتاب مشخص می‌شود که کیا واقعا قاتل بوده است به نظرم بسیار جذاب بود. متن کتاب هم روان بود و توصیفاتی که از زندگی کیا در دل مرداب و در کنار موجودات مرداب وجود داشت بسیار توصیفات جالبی بودند. من پیش از رسیدن به بخش اسفند ماه چالش کتاب‌خوانی طاقچه و معرفی شدن این کتاب توسط طاقچه حتی اسم کتاب رو هم نشنیده بودم و خوشحالم که این چالش باعث شد این کتاب رو بخونم. امتیاز کتاب از نظر من ۴ از ۵ بود و اگر مایل به خوندنش هستید می‌تونید اون رو از لینک زیر از طاقچه دریافت کنید. https://taaghche.com/book/57829/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AE%D8%B1%DA%86%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7-%D8%A2%D9%88%D8%A7%D8%B2-%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF </description>
                <category>فاطمه حسینخانی</category>
                <author>فاطمه حسینخانی</author>
                <pubDate>Sun, 12 Mar 2023 14:24:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب‌خوانی طاقچه: کتابخانه‌ی عجیب</title>
                <link>https://virgool.io/@fate____meh/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%AC%DB%8C%D8%A8-zkallrlamvo5</link>
                <description>برای ماه بهمن چالش کتاب‌خوانی طاقچه قرار به انتخاب کتابی بود که آدم رو با ادبیات ژاپن و یا فرهنگش آشنا کنه. و خب وقتی صحبت از ادبیات ژاپن میشه احتمالا اولین اسمی که به ذهن افراد می‌رسه «هاروکی موراکامی»ه. من از هاروکی موراکامی کتاب‌های مختلفی خونده بودم، از کافکا در ساحل تا شهر گربه‌ها. از بین کتاب‌هایی که هنوز نخونده بودم تصمیم گرفتم «کتابخانه‌ی عجیب» رو انتخاب کنم. انتخابی که البته در انتها ازش پشیمون شدم.«کتابخانه‌ی عجیب» هم مثل سایر کتاب‌های موراکامی یک داستان سورئال و واقعا عجیبه. داستان درباره‌ی پسریه که به کتابخانه میره و درخواست می‌کنه کتابی درباره‌ی وضعیت مالیاتی دولت عثمانی بهش معرفی کنند و داستان عجیب و غریب از همینجا شروع می‌شه. داستان پیچیدگی زیادی نداره و فقط عجیبه، عجیبی که البته در نظر من خوبه. علاوه بر این که داستان تقریبا روون پیش می‌ره، کتاب کتاب کوتاهی هم هست و به نظرم برای گذروندن یک ساعت دور از این دنیا واقعی مناسبه (هرچند با توجه به میزان سانسوری که توی کتاب‌های دیگه‌ی موراکامی مثل کافکا در ساحل دیده بودم فکر کردم شاید این کتاب هم در اصل طولانی‌تر بوده باشه ولی نسخه‌ی انگلیسی کتاب رو چک کردم و کتاب سانسور به خصوصی نداشت). ولی فقط همین. داستان دانش و داده و اطلاعاتی به آدم اضافه نمی‌کنه،‌ و تنها دستاوردی که برای من داشت این بود که درباره‌ی سیستم مالیاتی و حسابداری سرزمین عثمانی کمی سرچ و تحقیق کردم و این نکته که شخصیت اصلی کتاب از اول به دنبال کتابی در این زمینه وارد ماجرای عجیب داستان میشه من رو کنجکاو کرده بود (و شاید هم دستاورد کمی برای کتاب داستان نسبتا کوتاه نباشه!). چون من هم مثل پسرک داستان «از همان زمان هم که بچه‌سال بودم، مادرم بهم گفته بود اگر چیزی را نمی‌دانی، برو به کتاب‌خانه و ته‌وتویش را دربیاور.»فارغ از این نقاط قوت و ضعف، ایده و خود داستان رو دوست داشتم و با پسرک داستان هم‌ذات‌پنداری زیادی داشتم (مخصوصا وقتی گفت «چرا من اینطوری رفتار می‌کنم؛ وقتی واقعا موافق نیستم موافقت می‌کنم، می‌گذارم آدم‌ها مجبورم کنند کارهایی بکنم که دلم نمی‌خواند بکنم؟») ولی پایان‌بندی کتاب برام جالب نبود (که حس می‌کنم درباره‌ی سایر کتاب‌های موراکامی هم این مشکل وجود داره و نوع پایان‌بندی موراکامی با سلیقه‌ی من جور نیست :دی).از خوندن کتاب به هیچ‌وجه پشیمون نیستم و حتی شاید به دیگران پیشنهادش هم بکنم. ولی از انتخاب این کتاب به عنوان کتابی که من رو با ادبیات یا فرهنگ ژاپن آشنا کنه پشیمونم. فکر می‌کنم موراکامی بیشتر تحت تاثیر ادبیات غرب داستان‌هاش رو نوشته و هرچند سورئالی که در داستان‌هاش وجود داره واقعا منحصر به فرده،‌ ولی خب شاید خیلی برای شناخت ادبیات ژاپن مرجع کاملا مناسبی نباشه. علاوه بر این، کتاب واقعا کتاب کوتاهی بود و به هیچ وجه نمی‌دونستم می‌تونم براش یک یادداشت ۵۰۰ کلمه‌ای بنویسم یا نه. :))))) ولی خب تلاشم رو کردم و به نظر دارم موفق می‌شم!من کتاب رو از نشر چشمه خوندم، علاوه بر ترجمه‌ی روون بهرنگ رجبی، تصویرگری‌های اصلی کتاب هم توی کتاب بود و به نظرم این تصاویر جزو نقاط قوت کتاب بود. نمره‌ای که از ۵ به کتاب می‌دم ۳.۵ه. اگر دوست داشتید یک ساعت ز غوغای جهان فارغ بشینید و یک کتاب واقعا عجیب بخونید، می‌تونید «کتابخانه‌ی عجیب» هاروکی موراکامی رو از طاقچه و از لینک زیر دریافت و مطالعه کنید. https://taaghche.com/book/54638/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%AC%DB%8C%D8%A8 </description>
                <category>فاطمه حسینخانی</category>
                <author>فاطمه حسینخانی</author>
                <pubDate>Thu, 26 Jan 2023 16:58:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب‌خوانی طاقچه: آیشمن در اورشلیم.</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%A2%DB%8C%D8%B4%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%B4%D9%84%DB%8C%D9%85-wwbkzh9ult8z</link>
                <description>برای شرکت در چالش کتاب‌خوانی طاقچه در دی ماه باید کتابی رو انتخاب می‌کردیم که وقایع رو از نگاه یک زن بتونیم بخونیم. کتابی که من انتخاب کردم کتاب «آیشمن در اورشلیم؛ گزارشی در باب ابتذال شر» نوشته‌ی هانا آرنت بود. هانا آرنت فیلسوف و تاریخ‌نگار آمریکایی-آلمانی‌ه که در این ایام کتاب‌های مختلفی ازش در لیست کتاب‌هایی که باید بخونم قرار داره. ولی کتاب «آیشمن در اورشلیم» اولین کتابی بود که از آرنت خوندم. برای این انتخاب یک دلیل داشتم اون هم این که مفهوم «ابتذال شر» که این روزها بارها و بارها در صحبت افراد شنیده بودم رو بفهمم. مفهومی که بعد از خوندن کل کتاب در جملات پایانی آرنت بهش می‌رسیم: «...انگار در آن لحظات آخر داشت درسی را خلاصه می‌کرد که این کلاس طولانی در باب شرارت انسان به ما آموخته بود: درس هولناک و کلام‌گریز و اندیشه‌گریز ابتذال شر.»کتاب در واقع گزارشی کامل و دقیق از محاکمه‌ی آدولف آیشمن، افسر بلندپایه‌ی نازی، در دادگاهی در اورشلیم‌ه. آیشمن که مسئول اداره‌ی امور مربوط به یهودیان در اداره‌ی امنیت رایش بود، به اتهام دست داشتن در کشتار ۶ میلیون یهودی توسط نیروهای اسرائیلی از آرژانتین ربوده و برای محاکمه به اورشلیم منتقل می‌شه. محاکمه‌ای که در بخش‌های مختلف کتاب به نمایشی بودن اون اشاره شده. در این گزارش آرنت به طور کامل و دقیق اتهاماتی که به آیشمن زده شده بود رو بررسی می‌کنه و وقایعی که آیشمن در اونها نقش داشته رو روایت می‌کنه. از تصمیم و اقدام برای مهاجرت اجباری و اخراج یهودی‌ها، تا تجمیع یهودی‌ها در اردوگاه‌های تجمیع، تا اجرای «راه حل نهایی» که کشتار یهودی‌ها بود در سرتاسر سرزمین‌های اشغالی. علاوه بر روایت جنایت علیه بشریت صورت‌گرفته و بررسی اتهامات آیشمن و همچنین بیان حکم نهایی صادرشده برای آیشمن و اجرای حکم اعدام آیشمن، آرنت در بخش پایانی که خود دادگاه اورشلیم رو هم بررسی می‌کنه و نقاط ضعف و قدرت اون رو به طور دقیق و مفصل بیان می‌کنه.مفهوم ابتذال شری که آرنت در این کتاب مطرح می‌کنه در واقع با نگاه به اقدامات آیشمن و نظراتش در باره‌ی این اقدامات‌ه. توی این گزارش آیشمن نه به عنوان یک متعصب کور و یا یک بیمار روانی که به عنوان یک فرد معمولی و به دلیل پیروی بی‌چون و چرا از پیشوا دست به همراهی در جنایات علیه بشریت زده دیده می‌شه. و مفهوم ابتذال شر هم دقیقا همین رو مطرح می‌کنه، که شرهای بزرگ در تاریخ به دست افراد عادی به اجرا در اومده و از نظر مردمان اعمال و رفتارهای طبیعی بوده. چیزی که می‌بینیم در بخشی از گزارش آیشمن هم به نحوی به اون اشاره می‌کنه و می‌گه تردیدهاش برای اجرای راه حل نهایی زمانی از بین می‌ره که می‌بینه هیچ مخالفتی از هیچ سمتی، نه مسئولین نه مردم، وجود نداره.کتاب، واقعا دقیق و کامل دادگاه و اتهامات و روایات مربوط به اتهامات و شهود و مدارک علیه آیشمن رو مطرح و بررسی می‌کنه و هرچند من کمی این حس رو داشتم که آرنت با مطرح کردن ایده‌ی ابتذال شر کمی باعث کوچک شمردن سهم خود آیشمن در جنایاتی که در اون‌ها دست داشته شده، ولی در هر حال درباره‌ی شهادت آیشمن و دادگاه اورشلیم و اتهامات آیشمن و همه‌ی مسائل مربوط به این محاکمه چیزی رو از قلم ننداخته و این واقعا به نظرم وظیفه‌ی یک گزارش‌نویس تاریخ‌نگاره. نمره‌ی من به کتاب ۵ از ۵ه. ممکنه زیادی اطلاعات و روایات درباره‌ی فاجعه‌ی هولوکاست کمی اذیت‌کننده و یا خسته‌کننده باشه،و همچنین اینکه احتمالا خوندنش به تمرکز بالایی نیاز داره (من این کتاب رو هم به صورت صوتی هم الکترونیکی دریافت کردم و در حین گوش دادن به کتاب صوتی کتاب الکترونیکی رو می‌خوندم تا بتونم بدون حواس‌پرتی بخونمش) ولی خوندن کتاب از نظرم بسیار مفیده. در صورتی که مایل به خوندن و یا شنیدن (و یا هردو :دی) کتاب هستید می‌تونید اون رو از طاقچه از لینک‌های زیر دریافت کنید. https://taaghche.com/book/79960/%D8%A2%DB%8C%D8%B4%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%B4%D9%84%DB%8C%D9%85  https://taaghche.com/audiobook/124567/%D8%A2%DB%8C%D8%B4%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%B4%D9%84%DB%8C%D9%85 </description>
                <category>فاطمه حسینخانی</category>
                <author>فاطمه حسینخانی</author>
                <pubDate>Tue, 17 Jan 2023 18:53:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب‌خوانی طاقچه: پیرمرد صدساله‌ای که از پنجره بیرون پرید و ناپدید شد.</title>
                <link>https://virgool.io/@fate____meh/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%B5%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B1%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%88%D9%86-%D9%BE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%88-%D9%86%D8%A7%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%B4%D8%AF-zfgwwcneeuxd</link>
                <description>موضوع چالش کتاب‌خوانی طاقچه برای ماه آذر رمانی بود که با اون به دل تاریخ سفر کنی. من برای این ماه از اول سال کتاب «پیرمرد صدساله‌ای که از پنجره بیرون پرید و ناپدید شد» رو در نظر داشتم. کتابی که مدت طولانی قصد خوندنش رو داشتم ولی به خاطر حجم نسبتا زیادش فرصت نمی‌کردم بخونمش. همونطور که از اسم کتاب مشخصه، کتاب درباره‌ی یک پیرمرد صد ساله به نام آلنه که در روز تولد صدسالگیش تصمیم می‌گیره از خانه‌ی سالمندان فرار کنه و بعد از فرار کردنش با چند ماجرای مختلف و چند آدم مختلف روبرو می‌شه. کتاب شامل دو تایم‌لاین‌ه، یکی مربوط به سال ۲۰۰۵ و صدسالگی آلن و ماجراهایی که برای آلن از بعد از فرار از آسایشگاه سالمندان براش پیش میاد، و دیگری مربوط به وقایع کل زندگی آلن از تولدش در ۱۹۰۵ تا روز صدسالگیش در ۲۰۰۵ه. کتاب واقعا کتاب خوبی بود و داستان کشش و گیرایی زیادی برای من داشت. آلن در طول زندگیش با افراد مشهور زیادی مثل چرچیل روبرو میشه و در طی صد سال زندگی با ماجراهای مختلف به کشورهای مختلف از آمریکا گرفته تا چین سفر می‌کنه و وقایع مهمی رو رقم می‌زنه. برای من از جمله بخش‌های جالب در این سفرها و وقایع درون داستان، سفر آلن به ایران بود. این که یک نویسنده‌ی سوئدی در مسیر زندگی قهرمان داستان خودش ایران رو هم وارد داستان کرده باشه حس خوشایندی بهم میده. حس دیده شدن و شناس بودن. حسی که البته این روزها بیشتر و بیشتر درونمون شکل گرفته. همیشه وقتی در کتابی یا فیلمی از کشورهای اروپایی و یا آمریکایی اسم ایران میاد یاد کتاب «ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد» می‌افتم و دلیلی که ورونیکا برای خودکشی نوشته بود؛ که چون شهروند فلان کشور کشور من رو نمی‌شناخت خودم رو می‌کشم. لاقل یکمی کشورم رو میشناسند و لازم نیست دلیل خودکشیم رو چنین بنویسم. :)))))))برای من هر دو تایم‌لاین و خط زمانی داستان جذاب بود ولی علاقه‌ی بیشتری به وقایع گذشته‌ی زندگی آلن داشتم تا وقایع بعد از فرارش. شخصیت‌های داستان هم با تمام عجیب و غریب بودنشون خوب جا افتاده بودند و درست به جا وارد داستان میشدند. کتاب با لحن طنازانه‌ای نوشته شده که به نظرم این خودش به گیراتر شدن داستان کمک زیادی کرده.به خود شخصیت آلن هم به خوبی پرداخته شده، آلن پیرمرد صدساله‌ای که هرگز به سیاست علاقه نداشته و تمام چیزی که بهش اهمیت میداده وودکا بوده و کار کردن در زمینه منفجر کردن. ولی با همه‌ی بی‌علاقگی به سیاست بابت مهارتش در زمینه مواد منفجره با سیاست‌مداران بزرگ هم‌نشین میشه و داستان زندگی مرد صدساله‌ای که از پنجره بیرون پرید و ناپدید شد رو رقم می‌زنه.با وجود طنز بودن کتاب و روایت داستانی اون، همچنان جملات مهم و قابل تامل زیادی در اون به چشم می‌خوره. از بین این جملات به نظر من جمله‌ی «انتقام خوب‌چیزی نیست. انتقام مثل سیاست می‌مونه، همیشه یک چیز باعث یک چیز دیگه می‌شه تا اینکه بد به بدتر تبدیل می‌شه و بدتر به بدترین.» درخشان‌ترین جمله‌ی کتاب بود.نمره‌ی من به کتاب ۵ از ۵ه. اگر مایلید کتاب رو مطالعه کنید می‌تونید از طریق لینک زیر از طاقچه دریافتش کنید. https://taaghche.com/book/7240/%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%B5%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B1%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%88%D9%86-%D9%BE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%88-%D9%86%D8%A7%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%B4%D8%AF </description>
                <category>فاطمه حسینخانی</category>
                <author>فاطمه حسینخانی</author>
                <pubDate>Tue, 20 Dec 2022 16:30:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب‌خوانی طاقچه: بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم.</title>
                <link>https://virgool.io/lets-write/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%85-au3uzycdtimq</link>
                <description>این نوشته ممکن است برخی بخش‌های کتاب را افشا کند!برای کتاب آبان ماه چالش کتاب‌خوانی طاقچه قرار بود کتابی که در اون عشق حرف اول رو میزنه رو بخونیم. انتخاب‌های زیادی داشتم ولی به یاد زیباترین عاشقانه‌ای که خوندم افتادم و تصمیم گرفتم مجددا کتاب «بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم» از نادر ابراهیمی عزیز رو بخونم.کتاب «بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم» کتاب کوتاهیه درباره‌ی عشق بین راوی و هلیا، دختر خان. کتاب سه بخش (باران رویای پاییز ، پنج نامه از ساحل چمخاله به ستاره آباد و پایان باران رویا) داره که دو بخش اون تلفیقی از گذشته و حال و یک بخش اون (بخش دوم) نامه‌های راوی به هلیاست. نثر کتاب پر از حس‌ه و عشق و دوری و جدایی و درد رو به درستی منتقل می‌کنه. در بخش‌های اول و سوم کتاب روایت‌ها جریان سیال ذهن داره و می‌بینیم که راوی بین خاطرات گذشته و وقایع زمان حال مدام پرش ذهنی رو تجربه می‌کنه. راوی پشیمان از گذشته‌ی تلخی که تجربه کرده بعد از سال‌ها غرق در خاطرات گذشته به شهری که دوست می‌داشت برمیگرده. این سردرگمی و پراکندگی فکر راوی به خوبی بیان شده. علاوه بر روایت عشق نافرجام راوی و هلیا، روایت‌ها شامل برخی مسایل اجتماعی روز آن دوران مانند اختلاف طبقاتی خان و رعیت هستند.راوی که از طبقه رعیت است و هلیا که دختر خان شهر است برای زندگی کردن با هم به چمخاله فرار می‌کنند، راوی برای ساختن یک زندگی تلاش می‌کنه و هلیا از سختی‌های زندگی پیش روشون جا می‌زنه. بعد از ۵ ماه به شهر برمی‌گردند و جداییشون از این جا شروع می‌شه. راوی بعد از طرد شدن دوباره به چمخاله برمیگرده و در اون ایام ۵ نامه برای هلیا می‌نویسه (بخش دوم) و پس از اون، بعد از یازده سال دوری با پشیمانی و ادعای این که هلیا رو فراموش کرده به شهری پدری برمی‌گرده. ادعایی که خودش در متن به اون اشاره می‌کنه و می‌گه: «چه کسی می‌تواند بگوید “تمام شد.” و دروغ نگفته باشد؟» ولی باز تاکید داره که «هلیا! بازگشت من به شهر بازگشت من به تو نیست.». راوی در این بازگشت با پشیمانی به دنبال نشانی آشناست ولی حتی خانه پدری‌ش رو هم پیدا نمیکنه.با خوندن کتاب همراه با راوی در کودکی با هلیا می‌خندی و پروانه جمع می‌کنی و عاشق میشی. همراه با راوی و هلیا به چمخاله فرار می‌کنی و همراه باهاشون از سختی زندگی گریه می‌کنی. همراه باهاشون به شهر برمیگردی و همراه با راوی از طرف پدرش و همشهری‌هاش طرد می‌شی. اصلا مگر می‌شه درد طرد شدن رو در «مردم یک شهر مرا دشنام می‌دادند،‌ شهری که دوست می‌داشتم، و مردمی که پیش از این بارها ستوده بودم.» دید و تا عمق وجود درکش نکرد؟ این کتاب رو به همین خاطر جزو بهترین عاشقانه‌هایی که خوندم می‌دونم؛ چون وقتی شروع به خوندن کتاب می‌کنی تلخی فراز و نشیب زندگی راوی به دل آدم فرود میاد و رنج راوی رنج خواننده می‌شه.خوندن این کتاب رو پیشنهاد می‌کنم و نمره من به این کتاب ۵ از ۵ است. اگر مایل به خوندن کتاب از طاقچه هستید می‌تونید اون رو از لینک زیر دریافت کنید. https://taaghche.com/book/16833/%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%85 </description>
                <category>فاطمه حسینخانی</category>
                <author>فاطمه حسینخانی</author>
                <pubDate>Wed, 16 Nov 2022 19:23:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب‌خوانی طاقچه: مدیر مدرسه.</title>
                <link>https://virgool.io/@fate____meh/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%87-dr2fvvfpsgcw</link>
                <description>برای ماه مهر چالش کتاب‌خوانی طاقچه کتابی رو قرار بود انتخاب کنیم که داستانش توی مدرسه یا دانشگاه اتفاق می‌افته. برای انتخاب کتاب این ماه خیلی مردد بودم ولی درنهایت با وجود این که قبل‌تر با نوشته‌های جلال آل احمد ارتباط زیادی برقرار نکرده بودم کتاب «مدیر مدرسه» رو انتخاب کردم. کتاب مدیر مدرسه در سال ۱۳۳۷ نوشته شده و درباره‌ی معلمیه که بعد از ده سال تدریس از معلم بودن خسته شده و با رشوه دادن در یک مدرسه دورافتاده مدیر مدرسه می‌شه. من کتاب‌های دیگری از جلال آل احمد خونده بودم و دید خوبی نسبت به روایاتش و عقایدش نداشتم و به نظرم مدیر مدرسه می‌تونه بهترین کتابی باشه که از جلال خوندم. در کتاب‌های قبلی در نظرم نگاه جلال آل احمد مردسالارانه و ضدزن بود ولی توی مدیر مدرسه (البته شاید چون در مدرسه‌ای که توی کتاب توصیف می‌شه زن‌های زیادی وجود ندارند!) این نگاه رو خیلی حس نکردم بلکه به نظرم نگاه این کتاب نگاه انتقادی نسبت به کل جامعه‌ است و برای همین برام کمتر آزاردهنده بود.کتاب «مدیر مدرسه» همونطور که گفته شد روایت یک معلمه که بعد از ده سال مدیر یک مدرسه می‌شه. توی کتاب مراحل مختلفی که مدیر طی میکنه تا کم‌کم با راه و چاه مدرسه آشنا بشه و مسائلی که براش پیش میاد روایت می‌شه. روایت‌هایی که درونشون به نابرابری بین افراد و فقر و نقد سیستم آموزشی اون دوران بیان میشه. مدیر با رشوه دادن و پارتی‌بازی به منسب مدیریت می‌رسه ولی در طول داستان تلاش خودش رو برای تغییر سیستم آموزشی و کمک به بچه‌های مدرسه و معلم‌های مدرسه می‌کنه. تغییرات از ابتدای روایت‌ها و جایی که مدیر تنبیه شدن دانش آموزان با ترکه توسط ناظم رو می‌بینه و تصمیم میگیره ترکه‌هایی که در مدرسه وجود داره از بین ببره شروع می‌شه. مدیر علاوه بر تلاش برای تغییر وضعیت آموزشی تلاش می‌کنه به دانش‌آموزان مدرسه که از قشر محروم جامعه هستند هم کمک کنه. علاوه بر این، توصیفاتی هم درباره‌ی والدین دانش‌آموزان داره که به نظرم توصیفی از وضعیت جامعه در اون دورانه. به جز این، توصیف‌های جلال از وضعیت معلم‌های مدرسه هم تامل‌برانگیزه. وضعیتی که شاید هنوز هم به ویژه از نظر اقتصادی می‌تونه قابل تعمیم به جامعه‌ی فرهنگیان باشه. مدیر مدرسه برای تغییر و اصلاح وضعیت معلمین و دانش‌آموزان و سیستم آموزشی مدرسه تلاش می‌کنه ولی هربار با وقوع یک اتفاق ناامیدتر می‌شه و در طول داستان بین ادامه‌ی تلاش و یا استعفا مردده. این تردیدها و مشکلات در نهایت منجر به استعفای مدیر می‌شه و مدیر با همه‌ی هزینه‌ای که برای رسیدن به مدیریت مدرسه کرده، از این شغل و در واقع از تلاش برای اصلاح اوضاع دست می‌کشه. اتفاق تلخی که در جامعه‌ی امروز ما هم برای خیلی از دلسوزانی که تلاش‌های مکررشون با درهای بسته روبرو می‌شه افتاده و می‌افته.وقتی کتاب «مدیر مدرسه» رو انتخاب کردم با خودم گفتم خوندن اوضاع سیستم آموزشی اون دوران هم می‌تونه جالب باشه. ولی بعد از خوندن کتاب متوجه شدم سیستم آموزشی فعلی همون سیستمه، فقط با بزک بیشتر. نقص‌ها و مشکلاتی که در کتاب بهشون اشاره می‌شه هنوز وجود داره و ما هنوز هر کدوم به نحوی تلاش می‌کنیم اوضاع رو بهتر کنیم و هرکدوم دیر یا زود ناامید می‌شیم. و این مطلب برای من عمیقا رنج‌آوره.نمره‌ی من به کتاب ۳.۵ از ۵ه و اگر دوست دارید از جلال آل احمد کتابی بخونید به نظرم شاید انتخاب مناسب همین کتاب «مدیر مدرسه» باشه. کتاب رو از لینک زیر می‌تونید در طاقچه مطالعه کنید. https://taaghche.com/book/2913/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%87 </description>
                <category>فاطمه حسینخانی</category>
                <author>فاطمه حسینخانی</author>
                <pubDate>Thu, 13 Oct 2022 18:13:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب‌خوانی طاقچه: اعجوبه.</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AC%D9%88%D8%A8%D9%87-tlb6q1t53rfh</link>
                <description>هشدار: در این نوشته ممکن است بخش‌هایی از داستان کتاب لو برود.کتابی که برای شرکت در چالش کتابخوانی طاقچه‌ی شهریور ماه انتخاب کردم کتاب «اعجوبه» بود. این کتاب رو مدت‌ها بود می‌خواستم بخونم ولی پشت گوش می‌انداختم. این کتاب جزو کتاب نوجوانان دسته‌بندی می‌شه ولی از دوستان بزرگسالم درباره‌ش زیاد شنیده بود. کتاب درباره‌ی اگوسته، پسری که چهره‌ی عجیبی داره و مشکلات و نقص‌های زیادی در چهره‌ش هست که باعث میشه مردم ازش بترسند یا دوری کنند. اگوست که پدر و مادر و خواهرش اوگی صداش می‌کنند دبستان رو توی خونه و با کمک مادرش تموم کرده، حالا کلاس پنجمیه و قراره به مدرسه‌ی راهنمایی بره. پدر و مادرش پیشنهاد این که به مدرسه برود را می‌دهند و ماجرای کتاب از اینجا شروع می‌شه.  کتاب در چند بخش و از دید شخصیت‌های مختلف کتاب نوشته شده. این برای من جزو جذاب‌ترین نکات کتاب بود. این که درباره‌ی یک موضوعی هم از دید اگوست داستان پیش می‌ره هم خواهرش هم دوستانش خیلی جالبه. علاوه بر این دغدغه‌های شخصیت‌های مختلف در بخش‌هایی که از نگاه هرکدوم داستان پیش میره خیلی به نظرم خوب نوشته شده. علاوه بر این به نظرم روند کلی داستان خیلی خوب و به جا و مناسب یک کتاب نوجوان بود. تغییراتی که توی تصمیم و نظر شخصیت‌های کتاب پیش میاد و تغییراتی که روابط بین افراد داره به نظرم باورپذیره و با روند خوبی ایجاد شده.در حین خوندن کتاب دائم به این فکر می‌کردم که داشتن یک فرزند دارای نقص جسمی چقدر سخته و چقدر والدینی که چنین فرزندانی دارند و با محبت و خوبی بزرگشون می‌کنند قابل احترام و تقدیرند. پدر و مادر اوگی در این کتاب نمونه‌ای از همین والدین بودند. والدینی که تلاش می‌کنند فرزند دچار نقصشون در زندگی با مشکل روبرو نشه و از سمت دیگه سعی می‌کنند فرزند دیگرشون احساس تنهایی نکنه. علاوه بر این به نظرم کتاب روند خوبی رو برای بیان این نکنه که ظاهر افراد زود عادی می‌شه و چیزی که در ارتباطات بین مردم باقی می‌مونه رفتار خوبشون با همدیگه ست طی کرد. چالش‌هایی وجود داره که هرکسی ممکنه در ارتباط با دیگران باهاشون مواجه بشه، ولی با رفتار مناسب داشتن خیلی از این چالش‌ها حل می‌شه و اگر هم حل نشه، اون افراد مثل جولیان داستان اعجوبه از داستان خارج می‌شن.یک جایی از داستان اگوست میگه «به نظر من تنها دلیلی که من عادی نیستم این است که دیگران مرا عادی نمی‌بینند.» این جمله جزو بخش‌هایی بود که خیلی بهش فکر کردم. نگاه و نظر دیگرانه که به ما برچسب‌های مختلف و جورواجور می‌زنه. شاید اگر بتونیم مثل آگوست که می‌گه « حالا دیگر کم و بیش به این چیزها عادت کرده‌ام. یاد گرفته‌ام وانمود کنم که نمی‌بینم مردم با دیدنم چه قیافه‌هایی می‌گیرند. حالا دیگر همه‌مان، من، مامان، بابام و خواهرم، ویا، خیلی خوب با این رفتارها کنار می‌آییم.» به این نگاه‌ها عادت کنیم و دیگه برامون اهمیت نداشته باشه زندگی راحت‌تر پیش بره. مامان آگوست می‌گفت «مردم گاهی آدم رو شگفت‌زده می‌کنند.» و من می‌خوام بگم گاهی زندگی هم آدم رو شگفت‌زده می‌کنه. مهم نی چی می‌شه مهم اینه خوب رفتار کنیم و تلاش کنیم؛ شاید حتی در انتهای داستان هم مثل آگوست مدال بگیریم.نمره‌ی من به کتاب ۵ از ۵ است و خوندنش رو توصیه می‌کنم. اگر مایل به خوندن کتاب هستید می‌تونید اون رو از لینک زیر از طاقچه دریافت کنید. https://taaghche.com/book/15221/%D8%A7%D8%B9%D8%AC%D9%88%D8%A8%D9%87 </description>
                <category>فاطمه حسینخانی</category>
                <author>فاطمه حسینخانی</author>
                <pubDate>Wed, 14 Sep 2022 15:42:58 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>