<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های فاطمه خسروی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@fatee_khosravi</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-24 06:38:06</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2637/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>فاطمه خسروی</title>
            <link>https://virgool.io/@fatee_khosravi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>سواد داده برای غیرمتخصص‌ها؛ مهارتی که همه رشته‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد</title>
                <link>https://virgool.io/GirehNewsletter/%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%BA%DB%8C%D8%B1%D9%85%D8%AA%D8%AE%D8%B5%D8%B5-%D9%87%D8%A7-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%B1%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%AD%D8%AA-%D8%AA%D8%A3%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%87%D8%AF-y5wmf9dlupfb</link>
                <description>در دو دهه گذشته، داده‌ها نقش کلیدی در زندگی ما پیدا کرده‌اند. به‌طوری‌که از یک «محصول جانبی» در حوزه‌های دیجیتال به «هسته مرکزی تصمیم‌گیری» در سازمان‌ها، دولت‌ها و حتی زندگی روزمره تبدیل شده است. امروز تقریبا هر کنش دیجیتال - از جست‌وجو در اینترنت تا خرید آنلاین - ردی از داده تولید می‌کند. اما نکته مهم‌تر این است که ارزش اصلی دیگر در «جمع‌آوری داده» نیست، بلکه در «فهم، تفسیر و استفاده از داده» نهفته است. اینجاست که مفهوم سواد داده (Data Literacy) اهمیت پیدا می‌کند؛ مهارتی که برخلاف تصور رایج، فقط برای متخصصان علوم کامپیوتر یا تحلیل‌گران داده نیست، بلکه برای همه رشته‌ها ضروری شده است.سواد داده دقیقا چیست؟سواد داده به زبان ساده یعنی توانایی خواندن، درک، تحلیل و استدلال مبتنی بر داده. این مفهوم شامل مهارت‌هایی مانند فهم نمودارها، تشخیص الگوها، پرسیدن سؤال درست از داده‌ها و درک محدودیت‌های آن‌هاست. مؤسسه Gartner سواد داده را توانایی «خواندن، نوشتن و برقراری ارتباط با داده‌ها در متن» تعریف می‌کند، نه صرفا کار با ابزارهای آماری.نکته مهم این است که سواد داده یک مهارت «بله/خیر» نیست؛ بلکه یک طیف است. از فردی که فقط نمودارهای ساده را می‌فهمد تا کسی که می‌تواند تحلیل‌های پیچیده انجام دهد، همگی در این طیف قرار دارند.چرا سواد داده به یک مهارت عمومی تبدیل شده است؟طبق گزارش مجمع جهانی اقتصاد، تا سال‌های اخیر، مهارت‌هایی مانند تفکر تحلیلی، حل مسئله و کار با داده در صدر نیازهای بازار کار قرار گرفته‌اند. دلیل این تغییر روشن است: تصمیم‌گیری در سازمان‌ها به‌شدت داده‌محور شده است.حتی در مشاغلی که ذاتا «غیرتحلیلی» هستند - مثل آموزش، مدیریت منابع انسانی، بازاریابی یا حتی کارهای هنری - درک داده‌ها به یک مزیت رقابتی تبدیل شده است. برای مثال، یک معلم اگر بتواند عملکرد دانش‌آموزان را بر اساس داده‌های آموزشی تحلیل کند، یا یک مدیر منابع انسانی اگر نرخ ترک کار را با داده‌های رفتاری پیش‌بینی کند، تصمیم‌های بسیار دقیق‌تری می‌گیرد.از سوی دیگر، رشد هوش مصنوعی و الگوریتم‌های توصیه‌گر باعث شده است که داده نه‌تنها ابزار تحلیل، بلکه ابزار «تولید تصمیم» شود. در چنین شرایطی، کسی که سواد داده ندارد، عملا در حال استفاده از سیستم‌هایی است که منطق آن‌ها را نمی‌فهمد.شکاف جدید: شکاف سواد دادهدر گذشته از «شکاف دیجیتال» صحبت می‌شد؛ یعنی فاصله بین کسانی که به فناوری دسترسی دارند و کسانی که ندارند.  اما امروز نوع جدیدی از شکاف در حال شکل‌گیری است: شکاف سواد داده.بر اساس گزارش OECD، یکی از چالش‌های اصلی اقتصادهای مدرن این است که بخش بزرگی از نیروی کار، توانایی تفسیر داده‌های ساده را ندارند. این مسئله فقط یک مشکل آموزشی نیست، بلکه پیامدهای اقتصادی و اجتماعی دارد. برای مثال، تصمیم‌گیری‌های اشتباه بر اساس برداشت نادرست از آمار می‌تواند در سیاست‌گذاری عمومی یا مدیریت سازمانی خسارت‌بار باشد.سواد داده برای رشته‌های مختلف چه معنایی دارد؟یکی از سوءبرداشت‌های رایج این است که سواد داده یعنی یادگیری برنامه‌نویسی یا تبدیل شدن به دانشمند داده. در حالی که واقعیت کاملا متفاوت است.در علوم انسانی: توانایی تحلیل داده‌های اجتماعی، نظرسنجی‌ها و روندهای فرهنگی اهمیت دارد.در مدیریت و اقتصاد: درک شاخص‌های عملکرد، تحلیل بازار و رفتار مشتری حیاتی است.در علوم پزشکی: تفسیر داده‌های بالینی و اپیدمیولوژیک نقش کلیدی در تصمیم‌گیری درمانی دارد.در آموزش: تحلیل داده‌های یادگیری می‌تواند کیفیت تدریس را بهبود دهد.بنابراین سواد داده یک مهارت «بین‌رشته‌ای» است، نه یک تخصص محدود.چرا انسان‌ها در فهم داده‌ها دچار خطا می‌شوند؟تحقیقات روان‌شناسی شناختی نشان می‌دهد که انسان‌ها در مواجهه با داده‌ها دچار سوگیری‌های شناختی متعددی می‌شوند. برای مثال، «سوگیری تأییدی» باعث می‌شود افراد داده‌هایی را ببینند که باورهای قبلی‌شان را تأیید می‌کند و بقیه را نادیده بگیرند.همچنین، نمودارها و آمارها اگر به‌درستی طراحی نشوند، می‌توانند گمراه‌کننده باشند. یک تغییر کوچک در مقیاس محور نمودار یا انتخاب نادرست میانگین (mean به جای median) می‌تواند برداشت کاملا متفاوتی ایجاد کند. به همین دلیل، سواد داده فقط مهارت تحلیل نیست، بلکه مهارت «نقد داده» نیز هست.نقش هوش مصنوعی در افزایش یا کاهش سواد دادهورود ابزارهای هوش مصنوعی مولد، یک پارادوکس ایجاد کرده است. از یک طرف، ابزارهایی مانند مدل‌های تحلیل خودکار داده، کار را ساده‌تر کرده‌اند و افراد غیرمتخصص می‌توانند تحلیل‌هایی انجام دهند که قبلا نیاز به مهارت بالا داشت. از طرف دیگر، این سادگی می‌تواند باعث «وابستگی کورکورانه» به خروجی سیستم‌ها شود.گزارش McKinsey اشاره می‌کند که سازمان‌هایی که سواد داده را در سطح کارکنان توسعه داده‌اند، بهره‌وری تصمیم‌گیری بالاتری نسبت به سایرین دارند. اما این تنها زمانی صادق است که کاربران بتوانند خروجی‌های هوش مصنوعی را نقد و ارزیابی کنند، نه اینکه صرفا مصرف‌کننده آن باشند.چگونه می‌توان سواد داده را تقویت کرد؟تقویت سواد داده نیازمند تغییر در آموزش رسمی و غیررسمی است. چند رویکرد کلیدی در این زمینه عبارتند از:آموزش مبتنی بر مثال‌های واقعی: به جای آموزش صرفا تئوریک آمار، باید داده‌های واقعی زندگی روزمره وارد کلاس‌ها شود.تمرکز بر تفسیر به جای محاسبه: ابزارها امروز محاسبات را انجام می‌دهند؛ انسان باید بتواند نتیجه را تفسیر کند. آموزش تفکر انتقادی: توانایی پرسیدن سؤال درست از داده‌ها مهم‌تر از خود تحلیل است. آشنایی با ابزارهای ساده تحلیل داده: مانند Excel، Google Sheets یا ابزارهای تصویری‌سازی داده.تلفیق داده با رشته‌های غیرفنی: برای مثال، آموزش داده در رشته‌های هنر یا علوم انسانی.آینده سواد داده: از مهارت تخصصی تا مهارت بقابه نظر می‌رسد سواد داده در حال طی کردن مسیری مشابه سواد خواندن و نوشتن در قرن گذشته است. همان‌طور که در گذشته بی‌سوادی به معنای ناتوانی در خواندن متن بود، در آینده نزدیک، «بی‌سوادی داده» به معنای ناتوانی در درک جهان اطراف خواهد بود.در چنین شرایطی، دانشگاه‌ها، رسانه‌ها و سیاست‌گذاران آموزشی نقش مهمی دارند. اگر آموزش سواد داده به یک مهارت عمومی تبدیل نشود، شکاف‌های جدید اجتماعی و اقتصادی عمیق‌تر خواهد شد.جمع‌بندیسواد داده دیگر یک مهارت تشریفاتی یا تخصصی نیست؛ بلکه یک مهارت پایه‌ای برای زندگی در جهان مدرن است. از تصمیم‌های فردی مانند انتخاب شغل تا تصمیم‌های کلان مانند سیاست‌گذاری اقتصادی، همگی به درک درست از داده وابسته‌اند. بنابراین، سرمایه‌گذاری بر سواد داده، در واقع سرمایه‌گذاری بر توانایی «فهم جهان» است.</description>
                <category>فاطمه خسروی</category>
                <author>فاطمه خسروی</author>
                <pubDate>Wed, 17 Jun 2026 08:56:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از مدرک تا مهارت بقا؛ دانشگاه‌ها چگونه باید نیروی کار تاب‌آور برای بازارهای بحرانی تربیت کنند؟</title>
                <link>https://virgool.io/GirehNewsletter/%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%AF%D8%B1%DA%A9-%D8%AA%D8%A7-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D9%82%D8%A7-uktzo0ywlz7w</link>
                <description>کلیدواژه مهم این روزهای ایران، کلمه «تاب‌آوری» است. طبیعتا دانشگاه‌ها و دانشگاهیان نیز از این قاعده مستثنی نیستند. در شرایط جنگی ناچاریم به همه طناب‌های محکمی که می‌شناسیم و می‌توانیم چنگ بزنیم تا از بحران عبور کنیم. شاید تا همین سال‌های نه‌چندان دور، مدرک دانشگاهی برای بسیاری از خانواده‌ها و دانشجویان معادل «بلیت ورود» به بازار کار بود. تصور غالب این بود که هرچه سطح تحصیلات بالاتر باشد، احتمال اشتغال، درآمد بهتر و امنیت شغلی بیشتر خواهد بود. اما بازار کار امروز دیگر با این منطق ساده اداره نمی‌شود. بحران‌های اقتصادی، تحولات سریع فناوری، گسترش هوش مصنوعی، تغییرات اقلیمی، مهاجرت نیروی کار، بی‌ثباتی زنجیره‌های تأمین و رشد مشاغل موقت و پلتفرمی، مفهوم اشتغال را دگرگون کرده‌اند.در چنین شرایطی، پرسش اصلی این نیست که «آیا دانشگاه هنوز ارزش دارد؟» بلکه پرسش دقیق‌تر این است: دانشگاه چگونه باید تغییر کند تا فارغ‌التحصیلان را برای زیستن و کارکردن در بازارهای بحرانی آماده کند؟پاسخ، در عبور از منطق صرفا مدرک‌محور به سمت منطق مهارت‌محور، تجربه‌محور و تاب‌آور نهفته است. شکاف میان دانشگاه و بازار کاریکی از مسائل مزمن آموزش عالی، فاصله میان محتوای رسمی دانشگاه و نیاز واقعی بازار کار است. دانشجو سال‌ها در کلاس‌های نظری شرکت می‌کند، امتحان می‌دهد و مدرک می‌گیرد؛ اما هنگام ورود به بازار کار با پرسش‌هایی روبه‌رو می‌شود که دانشگاه کمتر برای آن‌ها آماده‌اش کرده است: چگونه مسئله واقعی یک سازمان را تحلیل کند؟ چگونه در تیم کار کند؟ چگونه با ابزارهای دیجیتال کار کند؟ چگونه رزومه بنویسد، مذاکره کند، بازخورد بپذیرد یا در شرایط فشار تصمیم بگیرد؟گزارش مجمع جهانی اقتصاد در «The Future of Jobs Report 2023» نشان می‌دهد که مهارت‌هایی مانند تفکر تحلیلی، خلاقیت، سواد فناورانه، یادگیری فعال، تاب‌آوری، انعطاف‌پذیری و رهبری در صدر مهارت‌های موردنیاز آینده قرار دارند. این فهرست حامل یک پیام روشن است: بازار کار فقط به «دانش‌آموخته» نیاز ندارد؛ به افرادی نیاز دارد که بتوانند یاد بگیرند، سازگار شوند، حل مسئله کنند و در شرایط نامطمئن دوام بیاورند.بنابراین مشکل اصلی، بی‌ارزش‌شدن دانشگاه نیست؛ بلکه ناکافی‌بودن مدل سنتی دانشگاه است. مدرک همچنان می‌تواند سرمایه‌ای مهم باشد، اما بدون تجربه، مهارت، شبکه حرفه‌ای و توان یادگیری مداوم، قدرت اشتغال‌آفرینی محدودی دارد.تاب‌آوری شغلی یعنی چه؟تاب‌آوری شغلی به معنای تحمل منفعلانه بحران نیست. نیروی کار تاب‌آور کسی است که در برابر تغییرات ناگهانی بازار، از دست‌دادن شغل، ظهور فناوری‌های جدید یا کاهش تقاضا برای یک تخصص، توان بازسازی مسیر حرفه‌ای خود را دارد. چنین فردی می‌تواند مهارت‌های تازه بیاموزد، فرصت‌های جدید را شناسایی کند، مسیر شغلی خود را تغییر دهد و از شکست‌ها تجربه بسازد.گزارش‌های OECD درباره مهارت و یادگیری مادام‌العمر تأکید می‌کنند که اقتصادهای امروز به شهروندانی نیاز دارند که در طول زندگی چندین بار مهارت‌آموزی و بازآموزی کنند. از سوی دیگر، گزارش‌های سازمان بین‌المللی کار نشان می‌دهد که بحران‌های اقتصادی معمولا بیشترین فشار را بر جوانان، تازه‌واردان بازار کار و افراد دارای تجربه محدود وارد می‌کند. این یعنی دانشگاه‌ها نباید فقط دانشجو را برای «اولین شغل» آماده کنند؛ بلکه باید او را برای «چندین گذار شغلی در طول زندگی» مجهز کنند. برنامه درسی باید از محفوظات به مسئله واقعی برسدنخستین گام، بازطراحی برنامه‌های درسی است. بسیاری از واحدهای دانشگاهی همچنان بر آموزش نظری، امتحان‌محوری و انتقال یک‌طرفه دانش استوارند. این شیوه برای ساختن پایه علمی ضروری است، اما برای ورود به بازار کار کافی نیست. دانشجو باید یاد بگیرد چگونه از دانش خود در حل مسائل واقعی استفاده کند.آموزش مبتنی بر پروژه و مسئله باید از حاشیه به متن برنامه درسی منتقل شود. دانشجوی مدیریت باید بتواند مدل کسب‌وکار یک شرکت کوچک را تحلیل کند. دانشجوی جامعه‌شناسی باید بتواند درباره بیکاری جوانان در یک منطقه گزارش میدانی بنویسد. دانشجوی مهندسی باید بتواند برای یک مسئله صنعتی راه‌حل طراحی کند. دانشجوی علوم انسانی باید بتواند گزارش سیاستی، تحلیل اجتماعی یا برنامه مداخله تولید کند.در این مدل، کلاس درس فقط محل شنیدن نیست؛ محل تجربه، خطا، اصلاح و یادگیری فعال است. نقش استاد نیز از سخنران صرف به مربی، راهنما و طراح تجربه یادگیری تغییر می‌کند. کارآموزی باید واقعی باشد، نه تشریفاتییکی از مهم‌ترین پل‌های میان دانشگاه و بازار کار، «کارآموزی» است؛ اما در بسیاری از موارد، کارآموزی به فرآیندی اداری و کم‌اثر تبدیل شده است. دانشجو فقط برای گرفتن امضاء یا گذراندن واحد به سازمانی مراجعه می‌کند، بدون آنکه وظیفه روشن، خروجی مشخص یا بازخورد حرفه‌ای دریافت کند.دانشگاه‌ها باید کارآموزی را جدی، ساختارمند و قابل ارزیابی کنند. هر دوره کارآموزی باید شامل شرح وظایف، هدف یادگیری، مربی سازمانی، گزارش عملکرد و ارزیابی مشترک دانشگاه و محل کار باشد. الگوهایی مانند Co-operative Education در دانشگاه‌های پیشرو نشان داده‌اند که ترکیب دوره‌های تحصیل و کار می‌تواند آمادگی شغلی دنشجویان را به‌طور چشمگیری افزایش دهد.برای ایران نیز این موضوع اهمیت ویژه دارد. کارفرمایان اغلب از نبود تجربه عملی در میان فارغ‌التحصیلان گلایه دارند و فارغ‌التحصیلان نیز از نبود فرصت ورود به بازار کار. کارآموزی واقعی می‌تواند این چرخه معیوب را بشکند.مهارت‌های نرم؛ بخش فراموش‌شده اشتغال‌پذیریدر بازارهای بحرانی، مهارت‌های نرم گاهی به اندازه مهارت تخصصی اهمیت دارند. فردی که نمی‌تواند ارتباط مؤثر برقرار کند، در تیم کار کند، بازخورد بپذیرد، زمان خود را مدیریت کند یا در شرایط فشار تصمیم بگیرد، حتی با دانش فنی مناسب نیز ممکن است در محیط کار موفق نباشد.دانشگاه باید آموزش مهارت‌هایی مانند ارتباط حرفه‌ای، مذاکره، تفکر انتقادی، حل تعارض، نامه‌نگاری و ویراستاری، نوشتن پیشنهاده (پروپوزال) کاری، ارائه شفاهی، اخلاق حرفه‌ای، سواد مالی شخصی و مدیریت استرس را جدی بگیرد. این مهارت‌ها نباید صرفا در چند کارگاه اختیاری ارائه شوند؛ بلکه باید در پروژه‌ها، ارزیابی‌های درسی و فعالیت‌های گروهی ادغام شوند.دانشجو باید در طول تحصیل بارها رزومه بنویسد، ارائه حرفه‌ای انجام دهد، در مصاحبه شبیه‌سازی‌شده شرکت کند، گزارش اجرایی تولید کند و بازخورد بگیرد. این تجربه‌ها، سرمایه پنهان ورود به بازار کار هستند.سواد دیجیتال و هوش مصنوعی برای همه رشته‌هادیگر نمی‌توان سواد دیجیتال را فقط نیاز دانشجویان مهندسی یا کامپیوتر دانست. هوش مصنوعی، تحلیل داده و ابزارهای دیجیتال تقریبا همه رشته‌ها را متاثر کرده‌اند. دانشجوی حقوق باید با پیامدهای حقوقی هوش مصنوعی و ابزارهای تحلیل اسناد آشنا باشد. دانشجوی پزشکی باید داده‌های سلامت و سیستم‌های تصمیم‌یار را بشناسد. دانشجوی علوم انسانی باید بتواند از ابزارهای تحلیل متن، جست‌وجوی پیشرفته، تولید محتوا و مدیریت داده استفاده کند.گزارش UNESCO با عنوان «Reimagining Our Futures Together» تاکید می‌کند که آموزش باید افراد را برای مشارکت مسئولانه در آینده‌ای پیچیده، دیجیتال و به‌هم‌پیوسته آماده کند. البته سواد دیجیتال فقط مهارت کار با ابزار نیست؛ بلکه شامل اخلاق داده، حریم خصوصی، امنیت دیجیتال، تشخیص اطلاعات نادرست و فهم پیامدهای اجتماعی فناوری نیز می‌شود.دانشگاه به‌عنوان مرکز مسیر شغلیدانشگاه نباید دانشجو را تا روز فارغ‌التحصیلی تنها بگذارد و بعد انتظار داشته باشد او ناگهان وارد بازار کار شود. خدمات هدایت شغلی باید از ترم‌های نخست آغاز شود. مرکز مشاوره شغلی دانشگاه نباید صرفا محل نصب آگهی استخدام باشد؛ بلکه باید به دانشجو کمک کند توانایی‌های خود را بشناسد، مسیرهای شغلی رشته‌اش را کشف کند، شبکه حرفه‌ای بسازد و برای ورود به بازار آماده شود.برگزاری نشست با کارفرمایان، دعوت از فارغ‌التحصیلان موفق، آموزش رزومه‌نویسی، شبیه‌سازی مصاحبه، معرفی مسیرهای فریلنسری و کارآفرینی، و ایجاد بانک فرصت‌های کارآموزی می‌تواند دانشگاه را به بازیگری فعال در اشتغال‌پذیری تبدیل کند.سیاست‌گذاران چه باید بکنند؟تحول دانشگاه فقط با توصیه به دانشجو و استاد ممکن نیست. سیاست‌گذاران آموزش عالی باید شاخص‌های ارزیابی دانشگاه‌ها را بازنگری کنند. اگر معیار موفقیت دانشگاه فقط تعداد مقاله، تعداد دانشجو یا رتبه علمی باشد، طبیعی است که اشتغال‌پذیری و مهارت‌آموزی در حاشیه بماند.شاخص‌هایی مانند نرخ اشتغال فارغ‌التحصیلان، کیفیت کارآموزی، رضایت کارفرمایان، تعداد پروژه‌های مسئله‌محور، همکاری با صنعت، آموزش مهارت‌های بین‌رشته‌ای و توان کارآفرینی باید در ارزیابی دانشگاه‌ها جدی گرفته شوند. تحصیلات تکمیلی نیز باید از پایان‌نامه‌محوری صرف فاصله بگیرد و به سمت پژوهش‌های کاربردی، پروژه‌های سیاستی و همکاری با بخش واقعی اقتصاد حرکت کند.جمع‌بندیدانشگاه همچنان یکی از مهم‌ترین نهادهای توسعه انسانی است، اما برای حفظ این جایگاه باید خود را با واقعیت‌های بازار کار جدید بازتعریف کند. آینده متعلق به فارغ‌التحصیلانی است که فقط مدرک ندارند، بلکه می‌توانند یاد بگیرند، تغییر کنند، مسئله حل کنند، با فناوری کار کنند و در بحران‌ها مسیر تازه بسازند.مدرک هنوز هم نقطه شروع مهمی است، اما دیگر مقصد نیست. دانشگاه آینده باید دانشجو را از «دارنده مدرک» به «نیروی کار تاب‌آور» تبدیل کند؛ نیرویی که نه‌تنها برای استخدام، بلکه برای بقا، رشد و اثرگذاری در جهان نامطمئن آماده است.</description>
                <category>فاطمه خسروی</category>
                <author>فاطمه خسروی</author>
                <pubDate>Tue, 02 Jun 2026 12:09:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازارکار پس از جنگ؛</title>
                <link>https://virgool.io/GirehNewsletter/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%BE%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%86%DA%AF-wyxrssecsxy0</link>
                <description>کدام مهارت‌ها و مشاغل برای فارغ‌التحصیلان دانشگاهی حیاتی‌تر می‌شوند؟بحران‌ها، که می‌تواند شامل جنگ، تحریم، رکود اقتصادی، همه‌گیری یا اختلالات فناورانه و غیره باشد، صرفا نظم سیاسی و اقتصادی را تغییر نمی‌دهند؛ بلکه تعریف «کار»، «مهارت» و «آمادگی شغلی» را نیز دگرگون می‌کنند. در چنین شرایطی، بازارکار دیگر تنها به مدرک خوب و معتبر دانشگاهی واکنش مثبت نشان نمی‌دهد، بلکه به توانایی حل مسئله، سازگاری، یادگیری سریع، کار در شرایط عدم‌قطعیت و خلق ارزش واقعی نیاز دارد. از این منظر، پرسش اصلی برای دانشگاه‌ها، دانشجویان و سیاست‌گذاران آموزش عالی این نیست که «چه رشته‌هایی پرطرفدارند؟» بلکه این است که «کدام مهارت‌ها و مشاغل در برابر بحران مقاوم‌تر، ضروری‌تر و آینده‌دارترند؟» در این مطلب به مهارت‌های ضروری بازارکار کشور پس از جنگ و نیز نقش و مأموریت دانشگاه در این زمینه می‌پردازیم.مهارت‌های ضروری بازارکار آیندهگزارش‌های بین‌المللی، از جمله گزارش آینده مشاغل مجمع جهانی اقتصاد، نشان می‌دهند که بازارکار جهانی به‌سرعت در حال حرکت به‌سوی مهارت‌های ترکیبی است؛ یعنی ترکیبی از سواد دیجیتال، تفکر تحلیلی، خلاقیت، تاب‌آوری، یادگیری مداوم و توانایی کار میان‌رشته‌ای. در شرایط بحرانی، این روند تشدید می‌شود. سازمان‌ها، شرکت‌ها و نهادهای عمومی در دوران بی‌ثباتی به نیروهایی نیاز دارند که علاوه‌بر داشتن «دانش تخصصی» بتوانند این دانش را در موقعیت‌های واقعی، محدود، پرریسک و متغیر به‌کار بگیرند.تفکر تحلیلی و حل مسئلهیکی از مهم‌ترین مهارت‌های آینده، تفکر تحلیلی و حل مسائل پیچیده است. بحران‌ها معمولا با مسائل ساده و تک‌بعدی همراه نیستند. اختلال در زنجیره تأمین، کاهش منابع مالی، مهاجرت نیروی انسانی، ناامنی روانی، تغییر تقاضای بازار و محدودیت‌های فناورانه، همگی به‌صورت هم‌زمان بر اشتغال اثر می‌گذارند. بنابراین فارغ‌التحصیلی که بتواند داده‌ها را تحلیل کند، مسئله را درست تعریف کند، گزینه‌های مختلف را بسنجد و راه‌حل عملی ارائه دهد، برای بازارکار بسیار ارزشمندتر از فردی است که فقط محفوظات نظری دارد.سواد دیجیتال و علم دادهدومین مهارت حیاتی، سواد دیجیتال و داده‌محوری است. در شرایط جنگ و بحران، بسیاری از فعالیت‌های اقتصادی به فضای دیجیتال منتقل می‌شوند یا برای بقا به ابزارهای دیجیتال وابسته‌تر می‌گردند. آموزش آنلاین، فروش اینترنتی، خدمات از راه دور، مدیریت داده، امنیت اطلاعات، بازاریابی دیجیتال و تحلیل رفتار مشتری از جمله حوزه‌هایی هستند که حتی در شرایط محدودیت فیزیکی نیز قابلیت ادامه فعالیت دارند. به همین دلیل، دانشجویان همه رشته‌ها، نه فقط رشته‌های فنی، باید با ابزارهای دیجیتال، تحلیل داده‌های پایه، هوش مصنوعی کاربردی، تولید محتوای حرفه‌ای و ارتباطات آنلاین آشنا باشند.تاب‌آوری و حفظ روحیه قویسومین حوزه مهم، تاب‌آوری روانی و شغلی است. بحران‌ها فرساینده‌اند. بازارکار در چنین شرایطی ممکن است با تعلیق قراردادها، کاهش فرصت‌های استخدامی، تغییر سریع نیازها و فشارهای روانی همراه شود. فارغ‌التحصیل موفق کسی است که بتواند مسیر شغلی خود را بازطراحی کند. از شکست‌های موقت عبور کند، چندمهارتی شود و هویت حرفه‌ای خود را فقط به یک عنوان شغلی ثابت محدود نکند. این همان چیزی است که در ادبیات جدید اشتغال از آن با عنوان «اشتغال‌پذیری پایدار» یاد می‌شود.مشاغل خوش‌آتیهنخستین گروه از مشاغل آینده‌دار، مشاغل مرتبط با فناوری، داده و امنیت سایبری هستند. در زمان بحران، حفاظت از اطلاعات، تداوم خدمات دیجیتال، مدیریت سامانه‌ها و تحلیل داده برای تصمیم‌گیری اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. متخصصان تحلیل داده، امنیت سایبری، مدیریت شبکه، طراحی پلتفرم‌های آموزشی و خدمات دیجیتال، توسعه‌دهندگان نرم‌افزار و کارشناسان هوش مصنوعی کاربردی از جمله نیروهایی هستند که تقاضا برای آن‌ها افزایش می‌یابد.گروه دوم، مشاغل مرتبط با آموزش، بازآموزی و یادگیری آنلاین است. هر بحران، بخشی از مهارت‌های قبلی نیروی کار را ناکافی می‌کند. بنابراین جامعه به مربیان، طراحان آموزشی، تولیدکنندگان محتوای تخصصی، مشاوران مسیر شغلی و پلتفرم‌های مهارت‌آموزی نیاز بیشتری پیدا می‌کند. دانشگاه‌ها نیز اگر بخواهند نقش مؤثری داشته باشند، باید از آموزش مدرک‌محور فاصله بگیرند و به سمت دوره‌های کوتاه‌مدت، پروژه‌محور و مهارت‌محور حرکت کنند.گروه سوم، مشاغل حوزه سلامت روان، مددکاری اجتماعی و حمایت اجتماعی است. جنگ و بحران فقط اقتصاد را تخریب نمی‌کند؛ سرمایه روانی جامعه را نیز فرسوده می‌سازد. در چنین شرایطی، نیاز به روان‌شناسان، مشاوران، مددکاران اجتماعی، تسهیل‌گران اجتماعی و متخصصان ارتباطات بحران افزایش می‌یابد. این حوزه به‌ویژه برای فارغ‌التحصیلان علوم انسانی و اجتماعی ظرفیت مهمی ایجاد می‌کند؛ به شرط آنکه آموزش دانشگاهی آنان با مهارت‌های عملی، کار میدانی و مداخله اجتماعی همراه شود.گروه چهارم، لجستیک، زنجیره تأمین و مدیریت منابع است. یکی از آسیب‌پذیرترین بخش‌ها در شرایط جنگ و بی‌ثباتی، تأمین کالا، حمل‌ونقل، انبارداری، توزیع و مدیریت منابع کمیاب است. در نتیجه، متخصصانی که بتوانند زنجیره تأمین را بهینه کنند، مسیرهای جایگزین طراحی کنند، موجودی‌ها را مدیریت کنند و با داده‌های عملیاتی تصمیم بگیرند، نقش کلیدی خواهند داشت. این حوزه می‌تواند برای فارغ‌التحصیلان مدیریت، مهندسی صنایع، اقتصاد و حتی علوم اجتماعی فرصت‌ساز باشد.گروه پنجم، کسب‌وکارهای کوچک، محلی و دیجیتال است. در بحران، همه فرصت‌ها در استخدام رسمی خلاصه نمی‌شود. بسیاری از فارغ‌التحصیلان باید توانایی خلق شغل برای خود و دیگران را پیدا کنند. کسب‌وکارهای خانگی، خدمات تخصصی آنلاین، مشاوره، آموزش، تولید محتوای حرفه‌ای، فروش محصولات محلی، خدمات تعمیر و نگهداری، و مدل‌های کم‌هزینه کارآفرینی می‌توانند بخشی از پاسخ به بیکاری دانش‌آموختگان باشند. البته کارآفرینی در بحران نیازمند آموزش مالی، شناخت بازار، مدیریت ریسک و مهارت فروش است؛ مهارت‌هایی که معمولا در برنامه‌های رسمی دانشگاهی کمتر آموزش داده می‌شوند.مأموریت و نقش دانشگاه‌هادر این میان، دانشگاه‌ها باید مأموریت خود را بازتعریف کنند. دانشگاه بحران‌زده یا جامعه بحران‌زده، به آموزش نظری صرف نیاز ندارد؛ به دانشگاهی نیاز دارد که مسئله‌محور، چابک و متصل به بازارکار باشد. پایان‌نامه‌ها، کارآموزی‌ها و پروژه‌های درسی باید به مسائل واقعی اشتغال، تولید، خدمات عمومی، فناوری، سلامت اجتماعی و مدیریت بحران پیوند بخورند. همچنین لازم است دانشگاه‌ها نظام‌های مبتنی بر ارائه گواهی و مدارک خُرد یا دوره‌های کوتاه مهارتی را در کنار مدارک رسمی توسعه دهند تا دانشجو بتواند در طول تحصیل، مهارت‌های قابل عرضه به بازار کسب کند.جمع‌بندیدر نهایت، آینده بازارکار پس از جنگ و بحران به کسانی تعلق دارد که بتوانند میان دانش دانشگاهی و نیاز واقعی جامعه پل بزنند. مدرک دانشگاهی همچنان ارزشمند است، اما فقط زمانی که با مهارت، تجربه، انعطاف‌پذیری و توانایی خلق ارزش همراه شود. برای فارغ‌التحصیلان، پیام روشن است: مسیر شغلی آینده خطی، امن و تضمین‌شده نیست؛ بلکه پویا، چندمهارتی و وابسته به یادگیری مداوم است. برای دانشگاه‌ها نیز پیام روشن‌تر است: اگر آموزش عالی نتواند به زبان بازارکار، بحران و نیازهای واقعی جامعه سخن بگوید، فاصله میان دانشگاه و اشتغال عمیق‌تر خواهد شد.منابع پیشنهادی برای مطالعه بیشترWorld Economic Forum. The Future of Jobs Report 2025.OECD. OECD Skills Outlook 2025.OECD. OECD Skills Employment Outlook 2025.International Labour Organization. World Employment and Social Outlook: Trends 2025.UNESCO. Reimagining Our Futures Together: A New Social Contract for Education. 2021.McKinsey Global Institute. Defining the Skills Citizens Will Need in the Future World of Work. 2021.Microsoft. Work Trend Index Annual Report 2025.McKinsey &amp; Company (2025). Superagency in the Workplace.LinkedIn. Skills on the Rise 2026.Autor, D. H. Why Are There Still So Many Jobs? The History and Future of Workplace Automation. Journal of Economic Perspectives, 2015.سیویلیکا. «گزارش آینده مشاغل با پیشرفت هوش مصنوعی بازه ۲۰۲۶-۲۰۳۰»</description>
                <category>فاطمه خسروی</category>
                <author>فاطمه خسروی</author>
                <pubDate>Fri, 22 May 2026 19:43:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آموزش عالی در دوران جنگ و منازعات؛</title>
                <link>https://virgool.io/GirehNewsletter/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B2%D8%B9%D8%A7%D8%AA-nbmobthqdhu1</link>
                <description>چالش‌ها، فرصت‌ها و راهکارهای حفظ و استمرار آموزش و پژوهشآموزش عالی در مناطق درگیر جنگ یا سایر بحران‌های طبیعی، سیاسی و اجتماعی، اگر به صورت استراتژیک مورد توجه قرار بگیرد، این ظرفیت را دارد که یکی از ارکان اصلی تاب‌آوری اجتماعی، بازسازی دولت و صلح پایدار پس از سپری شدن بحران به شمار رود. در این مطلب قصد داریم به بررسی چالش‌های خاص آموزش عالی در مناطق جنگ‌زده، نقش دیپلماسی علمی، حمایت از دانشجویان و اساتید، و مدل‌های آموزش از راه دور در شرایط جنگ بپردازیم.مقدمههنگام شروع جنگ و نزاع‌های داخلی و خارجی و یا بحران‌های طبیعی و اجتماعی، دولت‌ها و نهادهای مسئول، معمولا آموزش‌های عمومی و اولیه مورد نیاز جامعه را جدی می‌گیرند و به آن اهتمام می‌ورزند. اما دانشگاه‌ها و آموزش عالی در اینگونه بحبوبه‌ها مورد غفلت واقع می‌شود. آموزش عالی اغلب «قربانی پنهان» جنگ است؛ زیرا توجه سیاست‌گذاران و نهادهای بشردوستانه بیشتر به آموزش پایه معطوف می‌شود، در حالی که تخریب دانشگاه‌ها، مهاجرت استادان، فروپاشی نظام پژوهش و از بین رفتن ظرفیت تخصصی کشور، آثار بلندمدت‌تری بر بازسازی اجتماعی و اقتصادی دارد [1].آثار مخرب بحران‌ها بر آموزش عالیبدون شک توقف فعالیت‌های روزمره در دوران جنگ، اثرات تردیدناپذیری بر زیست دانشگاهی و فعالیت‌های آموزشی و پژوهشی می‌گذارد. اگر این آثار نامطلوب به‌درستی درک شود و برای آنها برنامه‌ریزی صورت گیرد، می‌توان به میزان زیادی نقش موثر آنها را کاهش داد.۱. تخریب زیرساخت، وقفه آموزشی و ناامنیمهم‌ترین اثر مستقیم منازعات، تخریب فیزیکی ساختمان‌ها و آزمایشگاه‌ها است. حتی اگر این مورد مستقیما رخ ندهد، عملکرد روزمره دانشگاه‌ها قطعا تحت تاثیر قرار می‌گیرد. تقویم آموزشی مختل شده و احساس امنیت روانی دانشجویان و اعضای هیئت علمی از بین رفته است [2]. حتی زمانی که دانشگاه به‌صورت رسمی «باز» است، کاهش رفت‌وآمد، ترس از حمله، قطع برق و اینترنت و ناامنی مسیرها عملا آموزش را مختل می‌کند.۲. فرار مغزها و از دست رفتن سرمایه انسانییکی از چالش‌های محوری دیگر، مهاجرت اجباری یا داوطلبانه استادان، پژوهشگران و دانشجویان نخبه است. منازعه موجب نوعی «تهی‌شدن نهادی» در دانشگاه‌ها می‌شود: استادان باتجربه کشور را ترک می‌کنند، پژوهش متوقف می‌شود و نسل بعدی متخصصان نیز فرصت آموزش باکیفیت را از دست می‌دهد. این روند، صرفا یک بحران آموزشی نیست، بلکه به‌معنای تضعیف ظرفیت دولت در حوزه‌های پزشکی، مهندسی، حقوق، مدیریت عمومی و آموزش معلمان است؛ یعنی همان حوزه‌هایی که برای بازسازی پس از جنگ ضروری‌اند [1]. از این منظر، آموزش عالی فقط یک خدمت آموزشی نیست، بلکه بخشی از زیرساخت ملی بازسازی است.۳. قطع اینترنت و سایر دسترسی‌های ضروریدسترسی به امکانات آموزش عالی در شرایط بحران، به‌مراتب دشوارتر از دسترسی به آموزش‌های مقدماتی و مدرسه است. مدارس معمولا با وجود سکوهای آموزشی و ارتباطی داخلی نسبت به دانشگاه‌ها، مشکلات کمتری را در زمان قطع شدن اینترنت بین‌الملل تجربه می‌کنند. علاوه بر این، عدم دسترسی به منابع آنلاین مطالعاتی و پژوهشی، محیط‌های آزمایشگاهی، کتابخانه و سایر عرصه‌های پژوهشی، اساتید و دانشجویان را با چالش‌های جدی مواجه می‌کند. این مسئله برای افرادی که پروژه‌های مشترک و همکاری بین‌المللی دارند و یا نیاز به حضور در کنفرانس‌ها و نهادهای خارجی دارند، بغرنج و آزاردهنده است. امکان ادامه تحصیل در دانشگاه‌های خارجی نیز به دلیل وجود موانع بسیاری محدود می‌شود. این موانع شامل هزینه‌های بالا، نبود مدارک تحصیلی، محدودیت‌های اقامتی و حقوقی، موانع زبانی و ضعف سیستم‌های شناسایی و ارزشیابی مدارک، و نیز ساختارهای حقوقی و مالی و عدم وجود مسیرهای رسمی پذیرش می‌شود [3].۴. افت کیفیت آموزشی و بحران حکمرانی دانشگاهیچالش مهم دیگر، افت کیفیت آموزش و تضعیف حکمرانی دانشگاهی است. در شرایط جنگ، برنامه‌های درسی به‌روزرسانی نمی‌شوند، دسترسی به منابع علمی و تجهیزات پژوهشی کاهش می‌یابد و دانشگاه‌ها به‌جای برنامه‌ریزی راهبردی، در وضعیت «مدیریت بحران دائمی» قرار می‌گیرند[1] . در کنار آن، در شرایط حاد ورود نیروی خارجی به شهرها و نبردهای زمینی و داخلی، آزادی علمی، نظارت سیاسی، بازداشت استادان و دانشجویان، و دخالت بازیگران مسلح در محیط دانشگاهی از تهدیدات احتمالی به شمار می‌رود. بنابراین مسئله فقط ادامه‌ یافتن کلاس‌ها نیست؛ بلکه حفظ استقلال دانشگاه، کیفیت علمی و امکان گفت‌وگوی آزاد نیز در خطر قرار می‌گیرد [4].چرا آموزش عالی همچنان مهم است؟با این حال، آموزش عالی، حتی در دل بحران، می‌تواند منبع امید و بازسازی باشد. دانشگاه‌ها می‌توانند در سه سطح نقش‌آفرینی کنند: نخست، حفظ سرمایه انسانی؛ دوم، تولید دانش و تخصص برای بازسازی؛ و سوم، ایجاد فضاهایی برای گفت‌وگو، مدارا و شکل‌گیری رهبری مدنی. از این نظر، سرمایه‌گذاری در دانشگاه‌ها نه یک تجمل، بلکه بخشی از راهبرد صلح‌سازی است [1].فرصت‌ها: بورسیه‌ها، همکاری‌های بین‌المللی و مسیرهای جایگزینپژوهش‌های مربوطه چند فرصت مشخص را برجسته می‌کند؛ نخست، برنامه‌های بورسیه و مسیرهای مکمل پذیرش برای دانشجویان آسیب‌دیده از جنگ است. UNHCR (2019) بر اهمیت افزایش سهم پناهندگان در آموزش عالی از طریق بورسیه، معافیت شهریه، پذیرش انعطاف‌پذیر و به‌رسمیت‌شناختن سوابق تحصیلی تأکید می‌کند. دوم، همکاری‌های فراملی دانشگاهی است؛ یعنی مشارکت دانشگاه‌های کشورهای باثبات با دانشگاه‌ها و دانشجویان مناطق بحران‌زده برای ارائه دوره، استاد مهمان، راهنمایی پژوهشی و مسیر انتقال دانشجو.دانشگاه‌ها می‌توانند سطح تعاملات بین‌المللی خود را با نهادها و کشورهای بی‌طرف و غیرمتخاصم افزایش دهند. در این صورت سریع‌تر و راحت‌تر می‌توان از اثرات مخرب جنگ در جهت بهبود شرایط دانشگاه‌ها، حین و پس از پایان درگیری‌ها بهره برد.یادگیری دیجیتال: فرصت یا راه‌حل ناقص؟فناوری و آموزش آنلاین در سال‌های اخیر به‌عنوان یک فرصت مهم مطرح شده‌اند. برخی پژوهش‌ها و گزارش‌های سیاست‌گذاری، آموزش دیجیتال را راهی برای عبور از محدودیت‌های جغرافیایی، کمبود استاد و محدودیت ظرفیت دانشگاه‌ها می‌دانند. با این حال، همین منابع هشدار می‌دهند که راه‌حل دیجیتال بدون دسترسی پایدار به اینترنت، برق، ابزار دیجیتال و پشتیبانی آموزشی، نابرابری‌ها را بازتولید می‌کند [3]. بنابراین آموزش آنلاین در مناطق جنگی، بیشتر باید به‌عنوان بخشی از یک راه‌حل ترکیبی دیده شود، نه جایگزینی کامل برای دانشگاه حضوری.دانشگاه به‌مثابه نهاد صلح‌سازیکی از مهم‌ترین فرصت‌های موجود در شرایط جنگ، نقش دانشگاه در «آشتی اجتماعی و صلح‌سازی» است. دانشگاه‌ها می‌توانند فضاهایی برای گفت‌وگوی بین‌گروهی، آموزش مدنی، بازاندیشی روایت‌های تاریخی و تربیت نخبگان مسئول باشند. در جوامع پس از منازعه، بازسازی دانشگاه فقط به معنای تعمیر ساختمان نیست؛ بلکه به معنای احیای اعتماد، مشروعیت نهادی و ظرفیت بحث عقلانی در جامعه است [1]. به همین دلیل، برخی پژوهشگران آموزش عالی را بخشی از معماری صلح پایدار می‌دانند، نه صرفا بخشی از خدمات اجتماعی.جمع‌بندیآموزش عالی در مناطق درگیر منازعه، هم‌زمان با سه بحران جدی روبه‌رو است: بحران دسترسی، بحران کیفیت و بحران امنیت. اما همین حوزه، ظرفیت‌های مهمی نیز برای تاب‌آوری، بازسازی نهادها، بازتولید سرمایه انسانی و صلح‌سازی دارد. بنابراین رویکردی که آموزش عالی را در شرایط بحران امری «تفننی یا تجملاتی» تلقی کند، با یافته‌های پژوهشی سازگار نیست. برعکس، شواهد و مطالعات نشان می‌دهد که حمایت از دانشگاه‌ها، دانشجویان و استادان در مناطق منازعه‌زده، یک سرمایه‌گذاری راهبردی برای آینده جوامع بحران‌دیده است.منابع:[1] Milton, S., &amp; Barakat, S. (2016). Higher education as the catalyst of recovery in conflict-affected societies. Globalisation, Societies and Education, 14(3), 403–421. https://doi.org/10.1080/14767724.2015.1127749[2] Coelho, D. P., &amp; Silva, R. da. (2026). Higher education in times of conflict: a systematic mapping review. Globalisation, Societies and Education, 24(1), 205–225. https://doi.org/10.1080/14767724.2025.2499608[3] UNHCR. (2019). Education 2030: A Strategy for Refugee Education https://www.unhcr.org/media/education-2030-strategy-refugee-education[4] GCPEA. (2022). Education Under Attack 2022. Global Coalition to Protect Education from Attack https://eua2022.protectingeducation.org/#title</description>
                <category>فاطمه خسروی</category>
                <author>فاطمه خسروی</author>
                <pubDate>Sun, 10 May 2026 11:41:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فرصت‌های اشتغال و کسب درآمد در دوران بحران و جنگ</title>
                <link>https://virgool.io/GirehNewsletter/%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%BA%D8%A7%D9%84-%D9%88-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%AC%D9%86%DA%AF-i76i1dbzhk5g</link>
                <description>جنگ و بحران‌های کوچک و بزرگ، که می‌تواند شامل رکودهای اقتصادی، آشوب، جنگ داخلی یا بحران‌های مختلف اجتماعی باشد، همواره چالش‌های فراوانی برای ملت‌ها به‌وجود می‌آورد. در عین حال می‌توان فرصت‌های جدید خفته در این موقعیت‌ها را کشف و به بهترین شکل از آن بهره‌برداری کرد. وقتی زیرساخت‌ها دچار آسیب می‌شوند، بازار کار دچار تغییر می‌شود و نیازهای اساسی جامعه به‌صورت ناگهانی تغییر می‌کند، زمینه برای ظهور مشاغل و مدل‌های جدید کسب‌وکار فراهم می‌شود. در ادامه به بررسی مهم‌ترین حوزه‌هایی می‌پردازیم که می‌توانند در دوران بحران و جنگ، در عین اینکه مشکلات بسیاری را از جامعه حل و فصل می‌کنند، منبع اشتغال و درآمد برای افراد نیز باشند.۱. خدمات اساسی و زیرساخت‌های پایه  الف) تأمین مواد غذایی و آب در شرایط جنگ، گاهی پیش می‌آید که دسترسی به مواد غذایی و آب پاکیزه دچار مشکل می‌شود. این امر تقاضا برای کسب‌وکارهای کوچک در زمینه توزیع، بسته‌بندی، و حمل‌ونقل مواد غذایی اساسی را افزایش می‌دهد. کارآفرینان می‌توانند با ایجاد شبکه‌های توزیع محلی، فروشگاه‌های کوچک یا حتی سرویس‌های تحویل درب منزل، به‌سرعت به ‌نیازهای مردم پاسخ دهند.  ب) انرژی و سوخت نقص در تأمین انرژی، به‌ویژه برق و گاز، فرصت‌های شغلی در زمینه تولید انرژی‌های جایگزین (مانند پنل‌های خورشیدی، ژنراتورهای دیزل کوچک یا بیوگاز) ایجاد می‌کند. آموزش نصب و نگهداری این سیستم‌ها می‌تواند منبع درآمدی پایدار برای فنی‌کاران و مهندسان باشد.  ج) بهداشت و درمان در زمان‌های اضطراری، تقاضا برای خدمات بهداشتی، داروهای اساسی و تجهیزات پزشکی افزایش می‌یابد. ایجاد کلینیک‌های کوچک، فروشگاه‌های دارویی محلی یا خدمات پرستاری در منزل می‌تواند به بهبود سلامت جامعه کمک کند، و همزمان شغل‌های جدیدی برای پرستاران، داروسازان و تکنسین‌های پزشکی ایجاد کند.۲. فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) در شرایط قطع اینترنت بین‌الملل، کار کردن در این حوزه از سایر موارد دشوارتر است. اما بسته به موقعیت، شرایط و تخصص‌ها، راهکارهایی می‌توان برای آن پیدا کرد. در این مواقع، اقتصاد دیجیتال از «محصولات جهانی» به سمت «خدمات حیاتی محلی، تاب‌آوری، و جایگزینی سرویس‌های خارجی» می‌رود. فرصت‌ها بیشتر B2B/B2G و زیرساختی‌اند تا اپ‌های مصرفیِ وابسته به APIهای خارجی.الف) پلتفرم‌های دیجیتال برای تجارت فروش آنلاین کالاهای اساسی، کتاب، لوازم‌خانگی یا حتی خدمات مشاوره‌ای بر بستر اینترنت داخلی می‌تواند در شرایط محدودیت‌های فیزیکی رونق یابد. ایجاد فروشگاه‌های اینترنتی کوچک، اپلیکیشن‌های تحویل یا بازارهای آنلاین محلی، فرصت‌های شغلی برای برنامه‌نویسان، طراحان وب، بازاریابان دیجیتال و مدیران محتوا فراهم می‌کند. ب)‌ راه‌اندازی «جایگزین‌های داخلی» برای ابزارهای رایجخیلی از شرکت‌ها معمولا به سرویس‌های خارجی تکیه دارند (ایمیل کاری، اشتراک فایل، چت تیمی، جلسه آنلاین، مدیریت کارها). با قطع اینترنت جهانی، به نسخه‌های نصب‌شدنی داخلی نیاز فوری پیدا می‌کنند. در این صورت فرصت‌ها می‌تواند شامل ساخت، نصب، انتقال داده‌ها، آموزش و پشتیبانی این ابزارها برای شرکت‌ها باشد.ج) پایدارسازی کار شرکت‌ها در زمان قطعی و اختلالکسب‌وکارها می‌خواهند حتی با قطع و وصل شدن شبکه، کارشان نخوابد. بنابراین از این فرصت‌ها می‌توان بهره برد:سیستم‌هایی که می‌توانند آفلاین نیز کار کنند و در زمان‌های بعد اطلاعات را همگام‌سازی کنند (فروشگاهی، انبار، ثبت سفارش).راه‌حل‌های ساده برای «کمتر حس شدن قطعی»، مثل ذخیره‌کردن محتوا یا فایل‌ها درون شبکه داخلی، و روش‌های پشتیبان برای ارتباطات داخلی سازمان.د) امنیت و حفاظت از اطلاعات (به زبان ساده: جلوگیری از خرابکاری و باج‌گیری)در بحران، حملات و کلاهبرداری دیجیتال بیشتر می‌شود. شرکت‌ها به موارد زیر نیاز دارند:محافظت از کامپیوترها و سرورها، کنترل دسترسی‌ها، و مراقبت از ایمیل‌ها و فایل‌ها«پشتیبان‌گیری مطمئن» که اگر سیستم‌ها قفل شد یا پاک شد، سریع برگردند.این بخش معمولا مشتری سازمانی دارد و چون بخشی حیاتی و فوری است، قابلیت جذب سرمایه را نیز دارد.ه)‌ خدمات عملیاتی و پشتیبانیخیلی‌ها محصول جدید نمی‌خواهند؛ می‌خواهند یک تیم قابل اعتماد بیاید و «همه‌چیز را راه بیندازد و نگه دارد»،‌ بنابراین خرید و نصب تجهیزات لازم، راه‌اندازی شبکه و سرور، پشتیبانی ماهانه، مانیتورینگ و رفع خرابی از مواردی است که می‌تواند بازار خوبی پیدا کند.و) آموزش آنلاین دسترسی به آموزش در زمان بحران به‌خصوص برای دانش‌آموزان، دانشجویان، جوانان و افراد بیکار اهمیت دارد. در کنار دوره‌ها و برنامه‌های آموزش رسمی مدارس و دانشگاه‌ها، کارگاه‌ها و وبینارهای مورد نیاز اقشار مختلف مردم می‌تواند به آگاه‌سازی و آماده‌سازی افراد برای عبور از بحران کمک کند. همچنین برگزاری دوره‌های کوتاه‌مدت آنلاین در زمینه‌های فنی (نصب پنل خورشیدی، تعمیرات خودرو، برنامه‌نویسی) می‌تواند مهارت‌های لازم برای ورود به بازار کار جدید را فراهم کند.۳. صنایع دستی و تولیدات محلی  الف) صنایع دستی و هنرهای سنتی در زمان‌های اضطرابی، مردم به‌دنبال حفظ هویت فرهنگی و همچنین منابع درآمدی می‌گردند. تولیدات دستی مانند فرش، گلیم، سفال، صنایع چوبی یا جواهرات می‌تواند به‌صورت آنلاین یا از طریق بازارهای محلی به فروش برسد. این کار نه تنها اشتغال‌زاست، بلکه به حفظ فرهنگ بومی کمک می‌کند.  ب) کشاورزی شهری و باغ‌های کوچک به‌دلیل محدودیت در تأمین مواد غذایی، کشاورزی در فضای کوچک (باغ‌های عمودی، گلدان‌های خانگی) رشد می‌یابد. آموزش کاشت سبزیجات، میوه‌های کوتاه‌مدت و پرورش مرغ‌های بومی می‌تواند منبع درآمدی برای خانوارها باشد. این حوزه نیازمند مشاوران کشاورزی، فروش بذر و تجهیزات کشاورزی کوچک است.۴. خدمات لجستیک و حمل‌ونقل  الف) حمل‌ونقل محلی در شرایطی که جاده‌ها و مسیرهای اصلی تحت تأثیر جنگ قرار می‌گیرند، حمل‌ونقل محلی با وسایل کوچک (موتور سیکلت، اسکوتر، خودروهای سبک) نقش حیاتی پیدا می‌کند. رانندگان محلی می‌توانند خدمات حمل‌ونقل کالاهای اساسی، دارو و افراد را ارائه دهند.  ب) انبارداری و توزیع موقت ایجاد انبارهای موقت برای ذخیره‌سازی مواد غذایی، دارو و لوازم ضروری، به‌ویژه در مناطق نزدیک به خطوط اصلی جنگ، می‌تواند فرصت شغلی برای مدیران انبار، کارگران بارگیری و متخصصان زنجیره تامین فراهم کند.۵. مشاوره و خدمات تخصصی  الف) مشاوره حقوقی و مالی در دوران جنگ، افراد با مشکلات حقوقی (از جمله مالکیت زمین، قراردادهای کاری) و مالی (از دست دادن درآمد، بدهی‌ها) مواجه می‌شوند. وکلای مستقل، حسابداران و مشاوران مالی می‌توانند خدمات مشاوره‌ای ارزان‌قیمت و دسترس‌پذیر ارائه دهند.  ب) مشاوره روانشناسی و حمایت اجتماعی استرس، اضطراب و ترومای جنگی به‌سرعت در جامعه گسترش می‌یابد. روانشناسان، مشاوران و کارآفرینان می‌توانند خدمات مشاوره‌ای تلفنی یا آنلاین، گروه‌های حمایتی و کارگاه‌های روان‌درمانی ارائه دهند. این خدمات نه تنها به بهبود سلامت روانی کمک می‌کند، بلکه می‌تواند منبع درآمدی پایدار باشد.۶. صنایع دفاعی و تولیدات مرتبط  الف) تولید لوازم ساده دفاعی در برخی موارد، تقاضا برای لوازم ساده‌ای مانند کیف‌های ضدگلوله، پوشاک مقاوم یا تجهیزات حفاظتی افزایش می‌یابد. کارآفرینانی که توانایی تولید این محصولات با هزینه کم و کیفیت مناسب را دارند، می‌توانند بازار داخلی را هدف بگیرند. ب) تعمیر و نگهداری تجهیزات نظامی تعمیر و نگهداری سلاح‌ها، وسایل نقلیه نظامی یا تجهیزات مخابراتی می‌تواند برای افراد فنی فرصت شغلی ایجاد کند. این حوزه معمولا نیازمند آموزش تخصصی و دسترسی به قطعات است، اما در برخی مناطق می‌تواند منبع درآمد مهمی باشد.۷. اقتصاد مشارکتی و مدل‌های نوین کسب‌وکار  الف) کارهای فریلنسری (Freelance)پلتفرم‌های فریلنس به افراد اجازه می‌دهند مهارت‌های خود (نویسندگی، ترجمه، طراحی گرافیک، برنامه‌نویسی) را به‌صورت آنلاین به مشتریان بسیاری ارائه دهند. این مدل به‌ویژه برای کسانی که در شرایط تعطیلی موقت کار یا تعدیل نیرو قرار گرفته‌اند می‌تواند فرصت اشتغال فراهم کند. ب) سامانه‌های اشتراک‌گذاری (Sharing Economy) در زمان‌های بحران، استفاده بهینه از منابع موجود اهمیت می‌یابد. سامانه‌های اشتراک‌گذاری وسایل نقلیه، ابزارهای کشاورزی یا فضای کاری می‌توانند هزینه‌ها را کاهش دهند و در عین حال فرصتی برای کسب درآمد از طریق اجاره این منابع فراهم کنند.۸. نقش سازمان‌های غیردولتی و سمن‌ها (NGO)سازمان‌های غیر دولتی در زمان جنگ، پروژه‌های اشتغال‌زایی متعددی راه‌اندازی می‌کنند: ساخت خانه‌های موقت، بازسازی زیرساخت‌ها، آموزش مهارت‌های فنی و بهداشتی. مشارکت در این پروژه‌ها می‌تواند برای افراد بیکار یا جویای کار، منبع درآمدی موقت یا حتی دائم باشد.  نکات کلیدی برای موفقیت در این فضا۱. تحلیل نیازهای محلی: قبل از راه‌اندازی هر کسب‌وکار، باید دقیقا بفهمید مردم در آن منطقه چه نیازهایی دارند. این کار می‌تواند از طریق نظرسنجی‌های ساده، گفتگو با رهبران محلی یا بررسی بازارهای موجود انجام شود.۲. ساده‌سازی مدل کسب‌وکار: در زمان بحران، پیچیدگی‌های زیاد می‌تواند مانع اجرا شود. مدل‌های ساده، هزینه اولیه کم و قابلیت مقیاس‌پذیری بالا، شانس موفقیت بیشتری دارند.۳. استفاده از منابع موجود: به جای وارد کردن تجهیزات گران‌قیمت، سعی کنید از منابع بومی (مواد اولیه محلی، نیروی کار بومی) استفاده کنید. این کار نه تنها هزینه را کاهش می‌دهد، بلکه ارتباط مثبت با جامعه را تقویت می‌کند. ۴. پایداری و انعطاف‌پذیری: بحران‌ها معمولا دوره‌ای هستند؛ بنابراین کسب‌وکار باید بتواند پس از پایان بحران نیز ادامه یابد یا به‌سرعت با شرایط جدید سازگار شود. ۵. شبکه‌سازی و همکاری: ارتباط با دیگر کارآفرینان، سازمان‌های غیردولتی و نهادهای دولتی می‌تواند دسترسی به منابع مالی، آموزشی و بازاریابی را تسهیل کند.  جمع‌بندی جنگ‌های طولانی‌مدت و بحران‌های شدید، ظاهرا به‌عنوان مانعی برای رشد اقتصادی شناخته می‌شوند، اما در عین حال می‌توانند بستر مناسبی برای نوآوری، خلاقیت و ایجاد فرصت‌های شغلی جدید فراهم کنند. از خدمات اساسی مانند تأمین غذا و آب، تا فناوری‌های نوین ارتباطی، از صنایع دستی تا مشاغل فنی در حوزه انرژی و دفاع، مسیرهای متنوعی برای کسب درآمد وجود دارد. کلید موفقیت در این شرایط، شناخت دقیق نیازهای جامعه، ساده‌سازی مدل‌های کسب‌وکار و بهره‌گیری از منابع محلی است. اگر بتوانیم این فرصت‌ها را به‌صورت هوشمندانه شناسایی و به‌کار بگیریم، نه تنها می‌توانیم به رشد و ثبات اقتصادی افراد کمک کنیم، بلکه می‌توانیم به‌پایداری و بازسازی جامعه پس از پایان بحران نیز یاری رسانیم.</description>
                <category>فاطمه خسروی</category>
                <author>فاطمه خسروی</author>
                <pubDate>Fri, 08 May 2026 17:31:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سخن سردبیر</title>
                <link>https://virgool.io/GirehNewsletter/%D8%B3%D8%AE%D9%86-%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1-vegjjzb1meow</link>
                <description>اینجا، خبرنامه گیره. خوش آمدید!شروع گیره در دی‌ماه ۱۴۰۴ مصادف شد با قطع اینترنت در ایران. گیره قرار بود خبرنامه‌ای باشد در لینکداین، که پیوندهای پیام‌رسان‌های تلگرام، مخاطب را به مطلب اصلی هدایت کند. با وصل شدن اینترنت و قبل از شروع جنگ رمضان، تعدادی مطلب در این خبرنامه منتشر شد. اما با قطع مجدد نت در جنگ، بهتر دیدیم که یک سکوی (پلتفرم) داخلی به‌عنوان بستر اصلی انتشار مطالب خبرنامه انتخاب شود تا دسترسی به آن در مواقع بحرانی راحت‌تر باشد.با امید به بهبود آینده و با هدف ارسال مطالب مفید و موثر برای تک تک جوانان و افراد جویای کار، این خبرنامه راه‌اندازی شد. اما در اولین قدم به مانع بزرگی برخورد کرد. با توجه به تداوم قطعی نت و عدم دسترسی عموم به بسترهایی که از پیش برای انتشار این خبرنامه در نظر گرفته بودیم، ویرگول و پیام‌رسان بله را برای ادامه انتشار مطالب انتخاب کردیم. بنابراین مطلب اصلی اینجا در ویرگول منتشر می‌شود و خلاصه و پیوند به آن در کانال بله خواهد آمد. در مورد اینکه مطالب قبلی در اینجا نیز به مرور منتشر شود یا خیر، فعلا تصمیمی نگرفته‌ایم. اما اگر به لینکداین دسترسی دارید می‌توانید آنجا بخوانیدشان.ایده خبرنامه گیره از فاصله‌ای شکل گرفت که بین «یادگیری» و «استخدام» وجود دارد؛ فاصله‌ای که نه دانشگاه آن را به‌درستی پر می‌کند، نه دوره‌های پراکنده آنلاین، و نه توصیه‌های کلیشه‌ای انگیزشی. گیره قرار نیست نسخه‌های آماده بدهد یا مسیرهای رویایی ترسیم کند. قرار است واقع‌بین باشد، کاربردی باشد و به تصمیم‌های شغلی معنا بدهد.این فقط شروع است. در گیره تلاش می‌کنیم فاصله بین علم و عمل را کمتر کنیم. اگر از مهارتی صحبت می‌کنیم، مسیر یادگیری‌اش را هم بررسی می‌کنیم. اگر از شغلی می‌نویسیم، واقعیت‌های بازارش را می‌گوییم؛ بدون اغراق، بدون ترس، بدون وعده‌های توخالی. ما باور داریم شفافیت، مهم‌ترین ابزار رشد شغلی است.این خبرنامه برای همه نیست؛ برای کسانی است که می‌خواهند مسئولیت مسیر شغلی‌شان را خودشان بپذیرند. برای کسانی که می‌دانند یادگیری، یک پروژه کوتاه‌مدت نیست، بلکه یک فرآیند مداوم است. گیره قرار است مثل اسمش عمل کند: چیزهای مهم را به هم وصل کند؛ مهارت به شغل، علم به بازار کار، و تصمیم امروز به آینده فردا.مسیر را با هم می‌سازیم.امید که بتوانیم در این راه ثابت‌قدم بمانیم و موثر عمل کنیم، بلکه باری از مشکلات این جامعه و میهن عزیزمان ایران برداریم.سردبیر نشریه گیرهhttps://ble.ir/Gireh_Newsletter</description>
                <category>فاطمه خسروی</category>
                <author>فاطمه خسروی</author>
                <pubDate>Sun, 26 Apr 2026 11:50:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عوامل موثر در موفقیت و پیشرفت شغلی دانشجویان و دانش‌آموختگان رشته فیزیک کدامند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@fatee_khosravi/%D8%B9%D9%88%D8%A7%D9%85%D9%84-%D9%85%D9%88%D8%AB%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D8%B1%D9%81%D8%AA-%D8%B4%D8%BA%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%AE%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%81%DB%8C%D8%B2%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%AF-rczgl5wdkh4g</link>
                <description>بررسی علل و راهکارهای عدم اشتغال فارغ‌التحصیلان رشته‌های علوم‌پایه، به طور خاص فیزیکیکی از مشکلات عمده دانشجویان و دانش‌آموختگان رشته‌های علوم‌پایه، به ویژه رشته فیزیک، اشتغال و آینده شغلی آنها است. این مسئله را در دو حیطه مجزا می‌توان بررسی کرد؛- رشته‌ها و گرایش‌هایی از فیزیک که جنبه‌های تجربی بیشتری دارند.- رشته‌ها و گرایش‌هایی که کاملا محض و نظری هستند.گرایش‌ها و موضوعات تجربیرشته فیزیک از اهمیت بنیادی برخوردار است. با این وجود، عواملی وجود دارند که وضعیت آینده شغلی این رشته را در هاله‌ای از ابهام قرار می‌دهند. یکی از مهم‌ترین این عوامل عدم پیوند با صنعت و بازار کار رایج در ایران است. برای بهبود این وضعیت راهکارهایی چند می‌توان پیشنهاد داد که عبارتند از:1. پیوند فیزیک با صنعت و فناوریایجاد دفاتر ارتباط دانشگاه و صنعت: پروژه‌های تحقیقاتی فیزیک می‌توانند در حوزه‌هایی مثل فوتونیک، لیزر، انرژی‌های نو، مواد پیشرفته، نانوتکنولوژی و محاسبات کوانتومی به کار گرفته شوند. اگر دانشگاه‌ها قراردادهای صنعتی واقعی بگیرند، فارغ‌التحصیلان در این پروژه‌ها مشغول می‌شوند.انکوباتورها و مراکز رشد: بسیاری از ایده‌های فیزیک‌دانان قابلیت استارتاپ شدن دارند (مثلاً حسگرهای دقیق، تجهیزات آزمایشگاهی، نرم‌افزارهای شبیه‌سازی). در این حوزه‌ها حمایت مالی و حقوقی می‌تواند راهگشا باشد.2. توسعه مهارت‌های مکملبرنامه‌نویسی و علم داده: فیزیک‌دان‌ها در تحلیل داده و مدل‌سازی قوی هستند. آموزش زبان‌های برنامه‌نویسی (Python، Julia، C++) و یادگیری ماشین می‌تواند آن‌ها را به بازار داده‌کاوی، هوش مصنوعی و فایننس کوانت متصل کند.مدیریت پروژه و کارآفرینی: با دوره‌های جانبی می‌توان ذهن فیزیک‌دان‌ها و دانش‌آموختگان فیزیک را به سمت کاربردی کردن دانش‌شان سوق داد.۳. بازار کار آموزشیمدارس و آموزشگاه‌ها: علاقه به المپیاد و کنکور باعث شده که نیاز زیادی به دبیران توانمند فیزیک باشد. ایجاد مسیر رسمی برای ورود فارغ‌التحصیلان فیزیک به آموزش (نه فقط از طریق دانشگاه فرهنگیان) می‌تواند فرصت‌های شغلی ایجاد کند.تولید محتوای آموزشی آنلاین: بسیاری از فارغ‌التحصیلان می‌توانند از طریق آموزش مجازی (پلتفرم‌های آنلاین، یوتیوب، آپارات، مکتبخونه و...) کسب درآمد کنند.4. سیاست‌گذاری کلانسرمایه‌گذاری دولتی در پژوهش‌های استراتژیک: انرژی هسته‌ای، فیزیک پزشکی، رادار، سنجش از دور، اخترفیزیک رصدی.ایجاد موقعیت‌های شغلی پژوهشی خارج از دانشگاه: مثلاً در مراکز ملی استاندارد، سازمان هواشناسی، صنایع دفاعی، شرکت‌های فناوری پزشکی.بورس‌های مهارت‌آموزی: دولت می‌تواند فارغ‌التحصیلان فیزیک را به دوره‌های کاربردی (مانند فوتونیک، الکترونیک کوانتومی، پردازش داده) بورسیه کند.5. الگوبرداری از کشورهای موفقدر کشورهایی مثل آلمان و هند، فارغ‌التحصیلان فیزیک علاوه بر دانشگاه، در شرکت‌های مهندسی، IT، مشاوره مالی، و مراکز پژوهش صنعتی جذب می‌شوند. انتقال این مدل‌ها به ایران می‌تواند مسیر را روشن‌تر کند.گرایش‌ها و موضوعات نظریبرای گرایش‌های محض و نظری (مثل فیزیک نظری، ذرات بنیادی، کیهان‌شناسی، نسبیت عام، یا حتی ریاضی‌فیزیک)، این موضوع کاملا متفاوت است.گرایش‌های تئوری مزایا و جذابیت‌‌های منحصربه‌فردی دارد که ذهن‌های پیچیده و متفکر اندیشمندان را به خود جلب می‌کند. برای علاقه‌مندان به ریاضی و مفاهیم پایه و فلسفی فیزیک، کار با مسائل بنیادی و عمیق هیجان‌انگیز است. و از طرفی در این حوزه‌ها، چون بیشتر فرامرزی هستند، امکان ادامه تحصیل و پژوهش در سطح بین‌المللی وجود دارد. و در عین حال یادگیری ابزارهای ریاضی و محاسباتی انعطاف‌پذیر است و می‌تواند بعدها به مسیرهای غیرآکادمیک هم منتقل شود.چالش‌های گرایش‌های تئوریعلی‌رغم همه این موارد، بازار کار و شرایط شغلی این گرایش‌ها در ایران بسیار وخیم‌تر از سایر حوزه‌های علوم‌پایه است. چرا که در ایران بازار کار صنعتی مستقیم ندارند. به همین دلیل بیشتر فارغ‌التحصیلان به تدریس خصوصی و یا تدریس در مدارس و موسسات آموزشی مشغول می‌شوند و یا تحصیلات خود را در مقاطع بالاتر ادامه می‌دهند. دانش‌آموختگان دکتری نیز پس از فراغت از تحصیل درگیر رقابت‌های شدید برای جذب هیئت علمی در دانشگاه‌ها خواهند بود.پیشنهادیی ویژه دانشجویان فیزیک نظری1. از همان ابتدا مهارت مکمل بسازاگر کوانتوم و نسبیت می‌خوانی، در کنارش برنامه‌نویسی محاسباتی و شبیه‌سازی مثل Python، Julia و Mathematica  یاد بگیر.حوزه‌هایی مثل محاسبات کوانتومی، شبیه‌سازی دینامیک ذرات، و تحلیل داده‌های اخترفیزیکی می‌توانند پلی بین تئوری و کاربرد باشند.2.     ریاضی پیشرفته را جدی بگیرo        تسلط بر آنالیز ریاضی، هندسه دیفرانسیل، گروه‌ها و بازنمایی‌ها، نظریه میدان.o        این‌ها فقط برای فیزیک نظری نیستند؛ در علوم داده، الگوریتم‌ها و حتی اقتصاد ریاضی هم به کار می‌آیند.3.     بین‌المللی فکر کنo        در ایران فرصت‌های پژوهشی تئوری محدودند، اما در خارج از کشور (اروپا، آمریکا، هند، چین) سرمایه‌گذاری جدی می‌شود.o        اگر واقعا عاشق تئوری هستی، از همان کارشناسی برای دکتری خارج از کشور آماده شو (مقاله، زبان، ارتباط با اساتید بین‌المللی نقش بسیار موثری دارد).4.     کاربردهای غیرمستقیم را بشناسo        فیزیک‌دانان نظری معمولاً در زمینه‌هایی مثل مالی کوانتومی، هوش مصنوعی، رمزنگاری کوانتومی، مدل‌سازی پیچیده هم موفق می‌شوند.o        این مسیرها نیازمند یادگیری مهارت‌های محاسباتی و داده‌محور در کنار تئوری هستند.5.     تدریس و آموزش را فراموش نکنo        حتی اگر به خارج فکر می‌کنی، تدریس در ایران (خصوصی، آموزشگاه، آنلاین و تولید محتوا) می‌تواند منبع درآمد پایدار باشد.به‌طور خلاصه می‌توان گفت:اگر در ایران بمانید و گرایش کاملاً تئوری انتخاب کنید، مسیر شغلی شما بیشتر به سمت تدریس و پژوهش آکادمیک می‌رود.اگر مهاجرت علمی را در نظر بگیرید،‌ گرایش‌های محض می‌توانند سکوی پرتاب عالی باشند.در هر دو حالت، باید یک مهارت مکمل کاربردی (برنامه‌نویسی، علم داده، ریاضیات پیشرفته، یا حتی آموزش آنلاین) در کنار مراحل آموزشی و پژوهشی آکادمیک داشته باشید.* این متن با کمک هوش مصنوعی تهیه و تدوین شده است.</description>
                <category>فاطمه خسروی</category>
                <author>فاطمه خسروی</author>
                <pubDate>Mon, 22 Sep 2025 11:04:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مسئولیت های دانشگاه در هنگام بحران های اجتماعی، ملی و بین المللی چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@fatee_khosravi/%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-m1dys3qrqay7</link>
                <description>در ادامه مطلب قبلی در مورد نقش دانشگاه ها در بحران، از چت جی پی تی پرسیدم: «مسئولیت های دانشگاه در هنگامه بحران های اجتماعی، ملی و بین المللی چیست؟»جواب داد:دانشگاه ها نقش حیاتی در مواقع بحران های اجتماعی، ملی و بین المللی ایفا می کنند. مسئولیت های آنها فراتر از آموزش و پژوهش است و از طرق مختلف بر جامعه تاثیر می گذارند. در زیر زمینه های کلیدی مسئولیت دانشگاه ها در چنین بحران هایی آمده است:1. بحران اجتماعیدر کوران بحران های اجتماعی، مانند ناآرامی های مدنی، نابرابری اقتصادی، تنش های نژادی یا فوریت های پزشکی، دانشگاه ها وظیفه دارند به موارد ذیل بپردازند:- ارتقاء آگاهی اجتماعی و گفتگو: دانشگاه ها می توانند گفتگوها در مورد مسائل مهم اجتماعی را تقویت و دانشجویان، اساتید و جامعه گسترده تری را به مشارکت در گفتگوی متفکرانه و جستجوی راه حل ها تشویق کنند.- ارائه حمایت ها و خدمات بهداشت و سلامت روان: در پریشانی های اجتماعی، دانشگاه ها باید خدمات مشاوره ای، کارگاه ها و منابعی را برای حمایت از سلامت روانی و عاطفی دانشجویان، کارکنان و اساتید ارائه دهند.- تحقیق و پشتیبانی: دانشگاه ها می توانند از طریق تحقیق به درک بحران های اجتماعی کمک کنند. با انجام مطالعات و ارائه توصیه های سیاسی، می توانند افکار عمومی را آگاه کرده و از تلاش ها برای برقراری عدالت اجتماعی، برابری و بهبود امور حمایت کنند.- اطلاع رسانی و مشارکت اجتماعی: دانشگاه ها باید در برنامه های اطلاع رسانی که مستقیما از جمعیت های آسیب پذیر در مواقع ناآرامی یا بحران اجتماعی حمایت می کنند، مشارکت کنند. این گزینه می تواند شامل ارائه منابع، غذا، سرپناه یا کمک مالی به افراد نیازمند باشد.2. بحران ملیدر طول بحران های ملی، مانند رکود اقتصادی، بلایای طبیعی، جنگ یا فوریت های بهداشت عمومی (مانند همه گیری ها)، دانشگاه ها چندین مسئولیت کلیدی دارند:- ارائه دانش و تخصص: دانشگاه ها می توانند تخصص دانشگاهی را برای اطلاع رسانی در مورد واکنش های ملی به بحران ها بسیج کنند. محققان، کارشناسان بهداشت عمومی، اقتصاددانان و مهندسان می توانند بینش ها و راهکارهای مهمی ارائه دهند که سیاست های ملی را شکل می دهد.- حمایت از تحقیقات برای کاهش بحران: دانشگاه ها اغلب در تلاش های تحقیقاتی با هدف پرداختن به چالش های خاص ناشی از بحران های ملی، مانند توسعه واکسن در طول یک بیماری همه گیر یا ایجاد استراتژی های بهبود اقتصادی [یا ترس و اضطراب و سردرگمی عمومی ناشی از بروز یک جنگ نابرابر و غیرمنتظره]، پیشرو هستند. [به شرط آنکه دانشگاهیان یا حداقل مسئولین اصلی و کلیدی دانشگاه، سریعا کنترل امور را به دست گرفته و بر ترس و تردیدهای خود غلبه کنند. این امر مستلزم آگاهی، آماده باش و سرعت عمل بالایی در دوران حساس بروز بحران ها، به خصوص در زمانه ای است که فناوری های جدید و هوش مصنوعی مجال فرصت سوزی را به احدی نمی دهد.]- به عنوان مراکز تاب آوری و بازیابی عمل کنند:دانشگاه ها می توانند به عنوان مراکزی برای واکنش به بحران عمل کنند، از جمله ارائه منابع برای جمعیت آواره، ارائه سرپناه موقت یا ایجاد برنامه های آموزشی برای افرادی که معیشت آنها مختل شده است.- کمک به حفظ ثبات و اعتماد اجتماعی:دانشگاه ها با ارائه یک منبع اطلاعاتی قابل اعتماد و مطمئن، می توانند با اطلاعات نادرست مقابله کنند، حقایق دقیق ارائه دهند و اعتماد عمومی را در طول بحران حفظ کنند.- ارائه آموزش و پرورش برای راه حل های آینده: نقش دانشگاه ها در پرورش نسل بعدی رهبران، متخصصان و سیاست گذارانی که به پیشگیری یا مدیریت بهتر بحران های ملی آینده کمک می کنند، غیر قابل انکار است.3. بحران بین المللیدر زمینه بحران های بین المللی مانند جنگ ها، بحران های پناهندگان، بیماری های همه گیر جهانی یا تغییرات اقلیمی، دانشگاه ها چندین مسئولیت بین المللی دارند:- همکاری تحقیقاتی جهانی: دانشگاه ها می توانند در سراسر مرزها برای انجام تحقیقات و توسعه راه حل هایی برای بحران های جهانی، مانند تحقیق در مورد کاهش تغییرات اقلیمی یا مداخلات بهداشت جهانی، همکاری کنند.- تقویت دیپلماسی جهانی و ایجاد صلح: دانشگاه ها از طریق برنامه های دانشگاهی، کنفرانس ها و مشارکت ها می توانند در دیپلماسی، حل منازعات و ایجاد صلح نقش داشته باشند و رهبرانی را آموزش دهند که به ثبات بین المللی کمک خواهند کرد.- ارتقاء همبستگی جهانی و حقوق بشر: دانشگاه ها باید از حقوق بشر و عدالت اجتماعی در صحنه بین المللی حمایت کنند، آگاهی را افزایش دهند و اقداماتی را برای حمایت از جمعیت های آسیب پذیر در مواقع بحران های جهانی بسیج کنند.- حمایت از پناهندگان و آوارگان: بسیاری از دانشگاه ها درهای خود را به روی دانشجویان مناطق بحرانی باز می کنند، بورسیه تحصیلی ارائه می دهند یا برنامه های حمایتی برای پناهندگان و آوارگانی که به دنبال تحصیل هستند، ایجاد می کنند.- ارائه رهبری و نوآوری جهانی: دانشگاه ها با پیشبرد تحقیقات و فناوری های پیشرفته که می توانند در سطح بین المللی به کار گرفته شوند، مانند توسعه واکسن ها، پیشبرد فناوری های انرژی تجدیدپذیر یا طراحی سیستم های کشاورزی پایدار، در حل مشکلات جهانی مشارکت می کنند.4. مسئولیت های کلی اخلاقی:- ترویج تفکر انتقادی و گفتمان اخلاقی:دانشگاه ها مسئول پرورش فرهنگ تفکر انتقادی هستند، فرهنگی که در آن دانشجویان تشویق می شوند اخلاقی فکر کنند و با دیدگاهی باز و آگاهانه با مسائل پیچیده جهانی درگیر شوند.- حفاظت از آزادی آکادمیک: در همه بحران ها، دانشگاه ها باید از تمامیت آزادی آکادمیک محافظت کنند و اطمینان حاصل کنند که تحقیقات فکری توسط فشارهای سیاسی یا نیروهای خارجی خفه نمی شود.- پرداختن به نابرابری و عدالت اجتماعی: دانشگاه ها تعهد اخلاقی دارند که برای کاهش نابرابری ها در جوامع خود و فراتر از آن، به ویژه در طول بحران هایی که به طور نامتناسبی بر جمعیت های حاشیه نشین تاثیر می گذارند، تلاش کنند.نتیجه گیریدر تمام این زمینه ها، دانشگاه ها به عنوان ستون های جامعه عمل می کنند و تخصص، دانش، رهبری و پشتیبانی ارائه می دهند. آن ها نه تنها در پاسخ های فوری به بحران ها کمک می کنند، بلکه از طریق آموزش، تحقیق و نوآوری نقش محوری در جلوگیری از بحران های آینده نیز ایفا می کنند. دانشگاه ها با پذیرش نقش خود در پرداختن به بحران های اجتماعی، ملی و بین المللی، می توانند به شکل گیری جهانی مقاوم تر، آگاه تر و دلسوزتر کمک کنند.--------------------------------------------------------------------------اصلا گمان نمی کردم که چنین متن جامع، کامل و متناسب با شرایط این روزها، با پرسیدن یک سوال یک خطی از هوش مصنوعی دریافت کنم. اکنون وقت آن است که ما نیز هوش طبیعی خود را به کار گرفته و راهکاری برای مشکلات قدیمی و مشکل جدید خود، که جنگ تحمیلی غیرمنتظره، نابرابر و ناجوانمردانه از سوی اسرائیل و سایر ابرقدرت های مدعی آزادی و عدالت و صلح است، ارائه دهیم. امیدوارم مسئولین دانشگاه ها و اساتید ما به توصیه های مهم بالا توجه کرده و با صرف اندکی وقت و کمک گرفتن از همه دانشجویان آگاه و دلسوز بتوانیم نقش و جایگاه دانشگاه ها را در این شرایط حساس و بحرانی ارتقاء بخشیم.</description>
                <category>فاطمه خسروی</category>
                <author>فاطمه خسروی</author>
                <pubDate>Mon, 30 Jun 2025 11:55:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دانشگاه و بحران های کوچک و بزرگ داخلی و بین الملل</title>
                <link>https://virgool.io/@fatee_khosravi/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%88-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%88%DA%86%DA%A9-%D9%88-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D9%84%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84-xvpaqol0dgrl</link>
                <description>روز دوم، سوم بعد از شروع جنگ تحمیلی[1] اسرائیل علیه ایران بود که دوستی پیام داد دانشگاه نیروی داوطلب برای این شرایط نیاز ندارد؟ در حالی که از اولین لحظه شنیدن این خبر همه در شوک فرو رفته ایم و نمی دانیم چه باید بکنیم، و در حالی که دولت در تهران شرایط اضطراری اعلام، و اغلب کارمندان، غیر از مراکز درمانی و خدمت رسانی مهم و حیاتی را تعطیل کرده است، شنیدن چنین سوالی، از کسی که اجباری برای ماندن در تهران آن هم تحت این شرایط ندارد، هم قوت قلب بود و هم سوال برانگیز.نقش دانشگاه در جامعه و در بحران ها چیست؟ ما در دانشگاه چه مشکلاتی را حل می کنیم؟ چه اثر مطلوبی بر جامعه می گذاریم؟ کدام معضلات مهم اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و... به دست ما حل می شود؟ چگونه است که همیشه در بزنگاه های مهم و حساس، اولین جایی که تعطیل می شود بعد از مدارس، دانشگاه است؟ درست است که شرایط اضطراری ایجاب می کند به فکر حفظ جان هموطنان عزیزمان باشیم، اما آیا همه این تعطیلی ها معقول است؟دقیقا همان هفته قرار بود در دانشگاه ما مصاحبه آزمون دکتری برگزار شود که همگی ابتدا یک هفته و سپس تا اطلاع ثانوی به تعویق افتاد. برای کارمندان نیز دورکاری اعلام شد؛ شما بخوانید تعطیلی! در هفته اول همچنان اینترنت طبق روال سابق برقرار بود و ملی نشده بود. که اگر ملی شده بود نیز محدودیت چندانی برای استفاده داخلی ایجاد نمی کرد. با توجه به سابقه دو سال مجازی شدن همه چیز و به خصوص دانشگاه، مدارس و کلاس ها در دوره کرونا، علی الاصول باید تجربه کافی و زیرساخت کامل برای برقراری مصاحبه ها و آزمون ها در زمان از پیش تعیین شده به صورت مجازی وجود می داشت. آیا لغو و تعطیل کردن تنها راه حل و یگانه گزینه روی میز است؟و اما تعطیل کردن امور رایج زندگی در این برهه چه پیامدهایی دارد؟علاوه بر سرگردانی و بلاتکلیفی کارمند، استاد، دانشجو، متقاضی و ارباب رجوع، این تعطیلی کامل شهر و فرستادن مردم به شمال کشور، ترس و استرس ناشی از جنگ را دو چندان کرد. همه باور کردیم که باید دور شد، باید ترسید، باید فرار کرد. آنهایی که مانده بودند یک شهر جنگ زده و جن زده می دیدند که علاوه بر ترس از بمباران و مرگ، ترس از دزد، جاسوس و خرابکار نیز به جانشان می انداخت.تا کی قرار بود تعطیل باشیم؟ اگر جنگ به همین شکل برای خدای نکرده مدت ها ادامه داشت چه؟ در آن صورت باید چه می کردیم؟ آتش بس در این شرایط و با توجه به تجربه های تاریخی متخاصمی که روبروی ما قرار گرفته است، به نظر پایدار نمی رسد. بهتر نیست ما نیز مثل سربازان و مدافعین وطن، خود را برای این شرایط سخت و دشوار آماده کنیم و مانور ببینیم؟در صورتی که با سابقه سه چهار سال کرونا ، که حداقل دو سال آن همه جا عملا تعطیل و همه چیز غیرحضوری بود، ما باید این آمادگی رو می داشتیم که سریعا کارمندان، دانشجویان و اساتید به این سمت پیش بروند که روند امور علمی و روزمره خود را متوقف نکنند. اگر می خواهیم دانشگاه نقش موثر در جامعه داشته باشد باید در این گونه مواقع فشل نباشیم و سریعا ابتکار عمل را به دست گرفته و راه حل های مفید و مقتضی پیش بگیریم، نه اینکه بلافاصله و فی الفور همه چیز را تعطیل کنیم.راه حل چیست؟در انتها می خواهم به برخی اقداماتی که می شود در این گونه موارد اندیشید اشاره کنم:- تمام امتحانات می تواند در زمان تعیین شده به صورت مجازی برگزار شود.- مصاحبه ها و دفاعیه ها نیز می شود با اندک اغماضی به بهترین شکل به صورت مجازی انجام شود.- سایر امور پژوهشی نیز طبق روال سابق حضوری یا از راه دور قابل پیگیری است.اینها حداقل هایی بود که باید انجام می شد!علاوه بر اینها، دانشگاه در جامعه جایگاهی دارد که در یکی دو دهه اخیر از آن غفلت شده است. به همین دلیل است که شاهد کاهش اثرگذاری دانشگاه ها و به تبع آن کاهش تعداد متقاضیان ورود به دانشگاه ها در این سال ها هستیم. مواردی که لازم است این نهاد مهم اجتماعی به آنها بیندیشد و برای آن برنامه ریزی کند را از هوش مصنوعی پرسیدم و با اندک دخل و تصرفی در مطلب بعدی می آورم.--------------[1] این واژه را باید اینقدر تکرار کنیم که تمام دنیا بداند، ما مردم ایران هیچ گاه جنگ نمی خواهیم و هیچ وقت شروع کننده هیچ جنگی نیستیم. اما اگر جنگی به ما تحمیل شود، تا آخر خط و با تمام وجود در مقابل آن می ایستیم. ان شاءالله</description>
                <category>فاطمه خسروی</category>
                <author>فاطمه خسروی</author>
                <pubDate>Mon, 30 Jun 2025 11:42:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی کتاب مواجهه با مرگ، اثر برایان مگی، نشر نو</title>
                <link>https://virgool.io/@fatee_khosravi/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%AC%D9%87%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%B1-%D9%86%D9%88-wafyw3ombvap</link>
                <description>کتاب «مواجهه با مرگ» نوشته فیلسوف، روزنامه‌نگار و نویسنده بریتانیایی است. این شبه رمان فلسفی داستان دست و پنجه نرم کردن یک جوان روزنامه‌نگار بریتانیایی و نیز اعضای خانواده‌اش با بیماری لاعلاج و مرگ او را تعریف می‌کند. با اینکه در این کتاب با شخصیت‌های مختلف و روایت‌های داستانی مواجه هستیم، اما نویسنده، این داستان را دستمایه‌ای برای بیان ایده‌های فلسفی خود راجع به مرگ، زندگی، روابط اجتماعی، عشق، رسانه و سایر امور انسانی قرار داده‌است. از این جهت می‌گویم یک شبه رمان است و نباید انتظار یک رمان کاملا ادبی را از آن داشت.Facing Deathجان اسمیت، که در اصل یک لرد انگلیسی با نام خانوادگی وینتربورن است، چون دوست ندارد با اسم و رسم اشرافی شناخته شود، نام خانوادگی اسمیت را برای خود انتخاب کرده است. او در حوالی سی سالگی است و در لبنان به کار روزنامه‌نگاری مشغول است که متوجه غده‌های ناشناخته‌ای در گردن خود می‌شود و برای معالجه و پیگیری امور بیمه و درمان خود به لندن برمی‌گردد. خانواده و دوستان او ماجرای بیماری‌اش را متوجه می‌شوند و تا مدت‌ها اجازه نمی‌دهند که او چیزی از بیماری خود بداند. در این میان با دختر جوانی به نام آیوا نیز آشنا شده و قصد ازدواج با او را دارد. ابتدا آیوا برای ازدواج عجله‌ای ندارد. با اصرار دوست صمیمی جان، کی‌یر، که از شدت عشق و علاقه جان و آیوا باخبر است، خانواده او نهایتا ناچار می‌شوند ماجرا را به آیوا بگویند. پس از فهمیدن ماجرا، آیوا که هم شوکه است و هم ناراحت، تصمیم می‌گیرد با جان ازدواج کند و با تصمیم خانواده برای اطلاع ندادن اصل ماجرا به جان همراه است. جان بعد از دو سه بار عود مجدد بیماری، خودش شک می‌کند و متوجه ماجرا می‌شود...نویسنده در میان گفتگوهای مختلف شخصیت‌های داستان، افکار و دغدغه‌های متفاوت ذهنی و غالبا فلسفی خود را در قالب سوال و جواب‌های جان با دوستان، پزشک و همسرش مطرح می‌کند. گاهی این گفتگوها طولانی و حوصله‌سربر می‌شود. اگر به عنوان یک خواننده انتظار دارید که یک داستان تمام و عیار بخوانید ممکن است در میانه راه خسته شده و به کل داستان را رها کنید، یا در انتها با خود بگویید: «همین! این کتاب که چیز خاصی نداشت!». اما اگر به مطالب فلسفی علاقه دارید و از دنبال کردن ایده‌های ذهنی خسته نمی‌شوید، این کتاب برای شما است.آنجایی که آیوا متوجه بیماری و مرگ زودهنگام جان می‌شود، می‌گوید:«... دیدم مرگ فقط برای جان نیست، برای من هم هست. برای همه هست. وقت زیادی نداریم. هیچ‌کس وقت زیادی ندارد. وقتمان محدود است. چه از این وقت استفاده کنیم،‌ چه استفاده نکنیم. بالاخره تمام می‌شود. من تا حالا وقتم را تلف کرده‌ام. از حالا می‌خواهم زندگی کنم. از هر لحظه وقتم استفاده کنم.»جان وقتی متوجه بیماری خود می‌شود و نیز دوست او، کی‌یر و پزشکش دکتر رز، افکار و بحث‌های مختلفی در مورد مرگ، بیماری، خودکشی، اتانازی و یا اشتباهات رایج پزشکی انجام می‌دهند که همگی جذاب و خواندنی است. نویسنده در جایی آورده است:«خودکشی تن دادن به شکست در برابر مرگ نیست. تن دادن به شکست در برابر زندگی است. مهم‌تر از همه اینکه تصور می‌کرد خودکشی برای اطرافیانش و کسانی که دوستش دارند، خیلی دردناک‌تر از این است که به مرگ تدریجی بمیرد. زخمی که خودکشی باقی می‌گذارد،‌ عمیق‌تر است. زشت‌تر است. هیچ چیز به اندازه خودکشی قلب بازماندگان آدم را جریحه‌دار نمی‌کند. در نتیجه خودکشی در هر شرایطی تعرض به حقوق بازماندگان است. آدمی که خودکشی می‌کند،‌ عوض اینکه تا آخرین لحظه به عزیزانش بچسبد و ولشان نکند، ترجیح می‌دهد قبل از موقع، ترکشان کند. آن هم برای همیشه. این بدترین نوع طرد است.»کتاب پر است از اشارات گیرا به عشق و روابط عاشقانه:«آن شب وقتی عشق‌بازی می‌کردند، می‌دانست دارند کاری می‌کنند که مهم‌تر از زندگی است. پایاتر از افرادی است که این کار باعث به وجود آمدنشان می‌شود. بیشتر از قبل مطمئن بود که این کار حالت پایا و ابدی دارد. آنچه باعث می‌شود افراد دیگری به وجود بیایند، چیزی در درون آدم‌ها نیست. چیزی در بین آدم‌هاست. افراد می‌میرند. ولی ممکن است چیزی در پشت سر فردیت همه ما وجود داشته باشد که همیشه هست. از بین‌رفتنی نیست. عشق‌بازیشان باعث می‌شد حرکت زمان متوقف شود. مصالحه‌ای بین دادن و گرفتن نبود عشق‌بازی. صیانت مشترک بود. انگار ابدی شده‌اند در آن چند دقیقه. انگار تا وقتی در آغوش هم‌اند وجود دارند و همین که از هم جدا شوند،‌ فرو می‌پاشند.»در یک جمله می‌توان گفت این داستان علی‌رغم اسمش، داستانی است در تمجید و ستایش زندگی و تا وقتی فردی با مرگ مواجه نشود، به درستی ارزش زندگی را در نمی‌یابد....پ‌ن: کتاب ترجمه خوب و روانی دارد و بر خلاف بسیاری دیگر از کتاب‌های این روزها در بازار، هنگام خواندن «مواجهه با مرگ» با ایرادات متنی،‌ املایی و نگارشی زیادی روبرو نمی‌شویم. مسئله تعجب‌برانگیز این است که همه جا در این کتاب «برگزار»، «برگذار» تایپ شده است که امیدوارم ناشر محترم ببیند و اصلاح کند.</description>
                <category>فاطمه خسروی</category>
                <author>فاطمه خسروی</author>
                <pubDate>Wed, 05 Feb 2025 12:41:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زندگی و تعاملات اجتماعی زوجین</title>
                <link>https://virgool.io/@fatee_khosravi/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%B2%D9%88%D8%AC%DB%8C%D9%86-q27vca5a0uh4</link>
                <description>پیش از عید این مطلب را برای انتشار در هفته‌نامه ایران جمعه نوشتم و قرار بود بعد از عید چاپ شود. اما مجله کلا منحل شد متاسفانه! اینجا ارسال می‌کنم، امید که مفید واقع شود.زندگی و تعاملات اجتماعی زوجینصبح جمعه است و دوست داری کوله‌پشتی را برداری و تنهایی یا همراه با دوستان، به کوه و دشت بزنی. همسرت ترجیح می‌دهد صبح را بخوابد و عصر به دیدن اقوام و خانواده برود. برای مسافرت یک مکان آرام به همراه سکوت و جمع کوچک خانواده، یعنی زن و شوهر و یکی دو تا بچه، را ترجیح می‌دهی. همسرت دوست دارد با یک اکیپ بزرگ‌تر از خانواده یا دوستان، با تعداد زیادی ماشین بزند به جاده و دور هم خوش بگذرانند. آخر هفته، تعطیلات و استراحت، برای تو یعنی ماندن در خانه، نوشیدن چای، مطالعه در آرامش و تماشای فیلم. اما همسر جان به دنبال جشن و مهمانی و دورهمی‌های شلوغ و پرجمعیت است. تو خرید کردن و گشت‌وگذار در مراکز تجاری را دوست داری اما همسرت علاقه چندانی به مغازه و پاساژگردی ندارد.زندگی اجتماعی زوجیناینها صرفا تعدادی از نمونه‌هایی است که ممکن است زوجین در آنها اشتراک نظر نداشته باشند. بخشی از این مثال‌ها به تفاوت سبک زندگی اجتماعی شما و شریک زندگی‌تان مربوط می‌شود که در این مطلب می‌خواهیم بیشتر در مورد آن صحبت کنیم.زندگی اجتماعی پس از ازدواجتا وقتی مجرد هستیم برای روابط اجتماعی خودمان به‌تنهایی تصمیم می‌گیریم. دوستانمان را خودمان انتخاب می‌کنیم. از یک سنی به بعد، معمولا از دوران دبیرستان، علاقه‌ای به همه روابط دوستانه و خانوادگی والدین خود نداریم و دوست داریم مستقل برای ارتباطات اجتماعی و دوستانه‌مان تصمیم بگیریم و برنامه‌ریزی کنیم. این به‌معنای قطع ارتباط کامل با خانواده و اقوام نیست، بلکه اولویت‌های زندگی ما، نسبت به دوران کودکی تغییر کرده‌است. پس ترجیح می‌دهیم وقت خود را صرف قرارهای دوستانه و رفت‌وآمدهایی کنیم که لذت بیشتری برای ما به ارمغان می‌آورد و تجربه‌های جدیدتری در اختیار ما قرار می‌دهد.این روند ادامه دارد تا زمانی که ازدواج می‌کنیم. ازدواج کردن همانطور که ما را از تنهایی دور می‌کند و در کنار شریک و همراهی قرار می‌دهد که قرار است مابقی زندگی خود را با او سهیم شویم، اقتضائاتی دارد که باید قبل از انتخاب، آنها را در نظر بگیریم و پس از ازدواج به کار ببندیم. یکی از این الزامات، به روابط دوستانه و اجتماعی زوجین مربوط می‌شود؛ انتخاب دوستان مشترک و تجربه روابط خانوادگی و تفریحات مورد علاقه همسران در کنار سایر اعضای جامعه.دوستان قدیمی یا مجردهمه ما قبل از ازدواج دوستانی داریم. خواه ناخواه روابط ما با دوستانمان بعد از ازدواج دستخوش تغییراتی می‌شود. این ما هستیم که باید در مورد نحوه و مقدار ارتباط با دوستان قدیمی خود تصمیم بگیریم. دوستان صمیمی و همدل، می‌توانند خلق و خو و روحیات ما را بهبود ببخشند. این مسئله مستقیم یا غیرمستقیم در کیفیت زندگی مشترک ما نیز اثرگذار است. پس حذف دوستان قدیمی از لیست روابطمان اصلا منطقی و سنجیده نیست.اگر دوستانی داریم که ازدواج کرده‌اند و یا در شرف ازدواج هستند، این ارتباط می‌تواند با توافق و علاقه همسرانمان به یک ارتباط خانوادگی متقابل تبدیل شود. اگر همچنان مجرد هستند باز هم می‌توانیم آنها را ملاقات کنیم و قرارهای دوستانه خود را ادامه دهیم. هرچند افراط در این کار اصلا شایسته نیست. اینکه اولویت زندگی ما دوستانمان باشند و بشود برچسب رفیق‌باز را برای این ارتباط‌ها استفاده کرد‌، قطعا به زندگی مشترک آسیب وارد می‌کند و باید از آن اجتناب کنیم.خانواده و اقوامپس از ازدواج، ما یک خانواده نداریم، بلکه دو خانواده داریم. به همان میزان که خانواده و اقوام ما اهمیت دارند و باید برای رابطه با آنها برنامه‌ریزی کنیم، خانواده همسر نیز مهم هستند. برای جلوگیری از اختلافات و درگیری‌های زناشویی، حتما موقع انتخاب همسر باید این نکته را در ذهن داشته باشیم. پس اگر فکر می‌کنید که خانواده همسرتان را دوست ندارید و به هر دلیلی علاقه‌ای به رفت‌وآمد با آنها ندارید، حتما در تصمیم خود برای ازدواج تجدیدنظر کنید. چرا که این مسئله می‌تواند یکی از موضوعات اختلاف برانگیز در زندگی زناشویی باشد.دوستان جدید و مشترکعلاقه به همسر و داشتن یک ارتباط قوی و سرشار از محبت، شرط لازم یک زندگی شاد و آرام است، اما شرط کافی نیست. اینکه فقط شخصیت و منش همسرم را می‌پسندم و به خانواده و دوستان و ارتباطات او کاری ندارم و برایم مهم نیست، حرفی است که ممکن است هنگام انتخاب شریک زندگی بزنید. اما پس از وارد شدن به زندگی و رفتن به زیر یک سقف متوجه می‌شوید که عوامل دیگری نیز در کیفیت ارتباط شما تاثیرگذار است.انسان موجودی اجتماعی است و بدون داشتن روابط خوب و سالم اجتماعی یک بخشی از نیازهای روحی و روانی او تامین نمی‌شود. درونگرا باشید یا برونگرا، به جمع دوستان و ارتباط‌های اجتماعی نیاز دارید. مقدار این نیاز کم و زیاد می‌شود و کیفیت آن متغیر است، اما اصل نیاز از بین نمی‌رود.پاسخگویی به این نیاز بعد از ازدواج فقط کمی پیچیده‌تر می‌شود. پس علاوه بر ارتباط با دوستان قدیمی، خانواده و اقوام خود، لازم است که ارتباط با خانواده همسر، دوستان او و دوستان مشترکی را که از این پس با آنها آشنا خواهید شد، در نظر بگیرید. در مورد آنها و نحوه معاشرت حتما با همسر خود صحبت کنید و پیش از ازدواج به تفاهم برسید.کلام آخرهمه آنچه گفتیم به معنای آن نیست که ما و همسرمان باید صددرصد تفاهم و علایق مشترک داشته باشیم تا بتوانیم تعاملات اجتماعی خود را به‌خوبی مدیریت کنیم. نکته مهم این است که این روابط را هنگام تصمیم‌گیری برای ازدواج حتما لحاظ کنیم. در مورد آنها خوب فکر کنیم و با همسر خود صحبت کنیم. علاوه بر صحبت کردن و شنیدن نظرات همسر، در عمل نیز موقعیت‌هایی ایجاد کنیم که بتوانیم همدیگر را محک بزنیم. برخی تفاوت‌های زن و شوهر لازم است و علاوه بر هیجان دادن به زندگی، در رشد تک‌تک ما موثر است. قرار نیست همسر ما دقیقا مثل ما فکر کند و یا همه روابط ما مشترک باشد،‌ اما لازم است که علایق ما در زندگی دیده شود و بتوانیم گاهی نیز قرارهای مجردی و ارتباط فردی با دوستان و اطرافیان خود داشته باشیم. به‌علاوه، داشتن دوستان مشترک و ارتباطات اجتماعی مشترک در رشد ما و داشتن یک زندگی شاد نیز بسیار تاتیرگذار است.</description>
                <category>فاطمه خسروی</category>
                <author>فاطمه خسروی</author>
                <pubDate>Sun, 23 Jun 2024 13:01:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه زندگی زناشویی خود را نابود کنیم؟ | دستورالعمل ویژه نابودی تضمینی زندگی مشترک</title>
                <link>https://virgool.io/@fatee_khosravi/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D8%B4%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%AF-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%B9%D9%85%D9%84-%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87-%D9%86%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%AA%D8%B6%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DA%A9-k5cuz4xsqhst</link>
                <description>1. از یه جایی به بعد محبت کردن رو متوقف کنید.به زبون نگید دوستت دارم، چه کاریه! همین که دارید براش کار می‌کنید و پول میارید تو خونه یا همه کارهای خونه رو انجام می‌دید یعنی دوستش دارید دیگه، چرا باید بگید؟! گل و هدیه واسه چیه؟ خب دارید خرجشو می‌دید دیگه، چه نیازی داره گل بخرید، هدیه بگیرید، تفریح و سفر برید؟! چه کاریه اصلا؟! وقت هر دو تون هم تلف می‌شه. بچسبید به کار و زندگیتون و دست بردارید از این سوسول‌بازی‌ها!2. نیازهای همسرتون رو نادیده بگیرید.نیازهای اولیه شامل خورد و خوراک و پوشاکه که تامین می‌کنید. آقا خریدش رو انجام میده، خانم هم پخت‌وپز، دیگه مگه نیازهای دیگه‌ای هم باید داشتید باشید؟ کی گفته لازمه هر از گاهی با هم حرف بزنید، درد دل کنید، مشورت بگیرید، سنگ صبور همدیگه باشید؟ همین که دارید زیر یه سقف زندگی می‌کنید راضی و شاکر باشید!3. به علایق همسرتون بی‌توجهی کنید.اولین و آخرین علاقه همسرتون باید شما باشید و بس. اصلا چه معنی می‌ده همسرتون خرید کردن رو دوست داشته باشه؟ یا دلش بخواد با رفقاش بره کوه یا سینما یا تماشای فوتبال؟ درست نیست بخواد بدون شما به خانواده‌اش سر بزنه. خانواده‌اش الان شمایی و لاغیر! ادامه تحصیل میخواد چیکار؟ کار هم که خب نیازی نداره، همین که گرمی خونه رو تامین کنه کافیه دیگه. خونه می‌شه علاقه اول و آخرش!4. مسائل مالی و دخل و خرج زندگی رو شفاف بیان نکنید.پول شماست، حقوق شماست، به احدی ربطی نداره چقدر و چطوری به دست میارید و چطور خرجش می‌کنید. همین که هر وقت چیزی می‌خواد، اگه داشته باشید، براش فراهم کنید دیگه لزومی نداره از جزئیات خبر داشته باشه. اون که قرار نیست پس‌انداز کنه، یا تناسب دخل و خرج زندگی رو بسنجه، یا اگه خودش شاغله برای مخارج زندگی سبک سنگین کنه و تصمیم بگیره چی بخره و چی نه، چه کاریه پس، اصلا نمی‌خواد چیزی بگید بهش! می‌خواد بدونه چیکار؟!5. مدام از همسرتون توقع و انتظار داشته باشید.همسر شما شده، خودش خواسته، خودش تصمیم گرفته پس دنده‌اش نرم، حقشه و شما میتونید بدون اینکه کمترین قدمی بردارید و کوچک‌ترین کمکی کنید، ازش بخواید هرکاری رو براتون انجام بده. برای شما هم انجام نمی‌ده تازه، برای زندگی خودشه، پس وظیفشه!6. تشکر و قدردانی کردن رو متوقف کنید.زحماتی که در زندگی می‌کشه و وقتی که برای شما و زندگیتون میذاره رو وظیفه همسرتون بدونید، پس لزومی نداره ازش تشکر و قدردانی کنید. اصلا غرورتون هم جریحه‌دار می‌شه مرتب بگید ممنونم، خسته هم می‌شید. پس بیخیالش بشید. 7. ارتباطش رو با دوستان و خانواده و نزدیکانش به دلایل واهی قطع کنید.شما الان تنها آشنا و دوست و وابسته همسرتون هستید، پس چه لزومی داره مرتب بره به این و سر بزنه، وقت خودش و شما رو هم تلف کنه بیخود؟!8. مرتب غر بزنید.به‌جای صحبت کردن، درددل کردن و مشورت گرفتن، فقط غر و سرکوفت بزنید. غر زدن، تحقیر کردن، خرد کردن شخصیت همسرتون رو در دستور کار قرار بدید. اگه بقیه مواردی که بالا گفتم موثر نشد، رمز اصلی موفقیت شما و تیر خلاص رابطه‌تون قطعا همین مسئله است.9. مدام ناامید و خسته و افسرده باشید، و اون رو هم از زندگی ناامید کنید.این دنیا چیزی نداره؟ زندگی چقدر بیخوده، آدم‌ها چقدر مزخرفند. من چقدر خسته‌ام. حوصله هیچ کاری رو ندارم. اینجا برم که چی بشه؟ اونجا برم به چه هدفی قراره برسم؟ اینا مدام لقلقه زبانتون باشه چون به شدت کارسازه!10. در آخر یکی دو عدد بچه بیارید و همه تقصیرها رو بندازید گردن اون طفل معصوم‌ها.بچه رابطه زن و شوهر رو خراب می‌کنه و بچه علاقه رو کم می‌کنه و بچه مانع رشد و پیشرفت پدر و مادر و مخصوصا مادرش می‌شه و هزار و یک بهونه دیگه بیارید که قشنگ و اساسی خودتون رو تبرئه کنید. بالاخره شما که تو این رابطه کاره‌ای نیستید. این همش دیگرون و مخصوصا بچه‌ها هستند که چشم ندارند زندگی خوب شما رو ببینند!</description>
                <category>فاطمه خسروی</category>
                <author>فاطمه خسروی</author>
                <pubDate>Fri, 01 Dec 2023 16:30:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه فارسی را پاس بداریم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@fatee_khosravi/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D9%BE%D8%A7%D8%B3-%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85-cuilrgva9xku</link>
                <description>&quot;دیجیکالا کمپینی به اسم آنباکس  ران کرده، در این کمپین مسابقه‌ای در حال انجام است که در آن مخاطب جعبه‌های ارسال شده از طرف دیجیکالا را آنباکس می‌کند، ویدئو می‌گیرد و برای مسابقه می‌فرستد.&quot;در جمله بالا چند کلمه نامانوس انگلیسی می‌بینید؟بله، نامانوس. از همین نکته می‌خواهم شروع کنم، وقتی گفته می‌شود زبان فارسی در حال اثرگیری غیرمتعارف از انگلیسی است و این منجر به نابودی زبان شیرین مادری ما خواهد شد، منظور این نیست که فارسی از هرگونه کلمه و عبارت غیرفارسی بری بوده و خواهد بود. بلکه منظور این است که هویت زبان از بین نرود.بگذارید مثالی بزنم تا مشخص شود منظورم چیست؛ آیا شده فیلم و سریالی به زبان غیرانگلیسی تماشا کنید و هشتاد نود درصد فیلم واژه‌های مشخصا انگلیسی را بشنوید؟ برای من این تجربه ناخوشایند با فیلم‌های هندی و کره‌ای رقم خورد. می‌دانید چه حسی دارد؟ احساس من در وهله اول غصه بود، غصه‌ام بابت سرفرودآوردن آن زبان‌ها در برابر یک زبان بیگانه و از بین رفتن هویت واقعی زبان اصلی بود.و اکنون شاهد این اتفاق برای زبان فارسی هستیم، این مسئله به شخصه برایم ناخوشایند است و نمی‌توانم درباره‌اش ننویسم.همین ابتدا بگویم که من این متن را به عنوان یک زبان‌شناس یا متخصص زبان و ادبیات فارسی نمی‌نویسم، بلکه صرفا فارسی‌زبانی هستم با علاقه شدید به زبان مادری‌ام که نگران آینده این زبانم.زبان فارسی نیز مثل همه زبان‌های دنیا کلمات غیرفارسی دارد و در آینده نیز خواهد داشت، پس به نظر من پاس داشتن فارسی به این معنی نیست که زبان ما یک تعداد مشخص و واضح کلمه دارد و ما صرفا مجازیم همان‌ها را به کار ببریم. خیر. در گذشته هزاران کلمه عربی وارد زبان فارسی شده و بدون تغییر یا با تغییر معنا یا کاربرد در زبان ما نشسته و جاافتاده است. طبیعتا این اتفاق با تعامل با سایر کشورها نیز رخ داده و خواهد داد. همانطور که در دوران اوج سفرهای ایرانیان به فرانسه و راهیابی و ترجمه متون فرانسوی به ایران، کلمات فرانسوی وارد زبان ما شد. این اتفاق بعدا تبدیل شد به تعامل و سفر به کشورهای انگلیسی زبان و راهیابی واژگان انگلیسی به زبان فارسی.این مقدمه را گفتم که روشن شود ورود چند کلمه غیرفارسی و استفاده از آن هم مسبوق به سابقه است و هم به خودی خود مشکلی ایجاد نمی‌کند. این اتفاق برای سایر زبان‌ها نیز می‌افتد و واژگان فارسی بسیاری در سایر زبان‌ها از جمله انگلیسی و فرانسه نیز وجود دارد.پس بحث ما چیست؟مشکل پذیرش بی‌رویه این روند و دلایلی است که منجر به آن می‌شود.وقتی از انتخاب کلمه آنباکس توسط دیجیکالامگ تعجب کردم، دوستی توضیح داد که اختلاف بر سر معادل فارسی این کلمه زیاد است و هیچ کلمه‌ای به خوبی نمی‌تواند حق مطلب را ادا کند، شبیه استارتاپ یا کراوات و ...این نکته باعث شد بیشتر به این موضوع فکر کنم؛تصور کنید واژه تلویزیون را به‌جای فرانسه از انگلیسی می‌گرفتیم، شاید امروز به‌جای تلویزیون می‌گفتیم تلویژن.یا شاید اگر می‌خواستیم آیس‌کریم را عینا واژه به واژه ترجمه کنیم هیچ‌گاه به بستنی نمی‌رسیدیم، احتمالا یا می‌گفتیم خامه یخ‌زده یا از طولانی بودن این عبارت خسته می‌شدیم و همین توجیهات امروزی را استفاده می‌کردیم و مثل آیس‌تی، بستنی را هم آیس‌کریم می‌خواندیم و می‌نوشتیم.یک مثال دیگر یخچال است. قبل از ساخته شدن یخچال‌های امروزی، این کلمه در زبان ما وجود داشته، هرچند با شکلی متفاوت و کاربردی مشابه. اما به محض ورود رفریجریتور به زندگی ما، پدرانمان بلادرنگ همان یخچال را برایش به کار می‌برند. شاید اگر ما جای آنها بودیم، باز بهانه می‌آوردیم که این یخچال جدید است و چنان است و با یخچال‌های خودمان فرق دارد و رفریجریتور یخچال نیست و تا صبح قصه می‌خواندیم که توجیه کنیم باید رفریجریتور بگوییم و نه یخچال!باز هم بخواهم مثال بزنم به دو کلمه هواپیما و هلی‌کوپتر می‌رسم. همیشه برایم سوال است که چرا برای ایرپلین واژه‌ای به خوبی و سادگی و قابل‌فهمی هواپیما داریم اما هلی‌کوپتر را با هزار زحمت چرخبال می‌نامیم که نه زیباست و نه مورد پسند ما، و طبیعی است که جا نمی‌افتد، و نه تنها استفاده نمی‌شود بلکه دستمایه تمسخر نیز قرار می‌گیرد. حالا که هواپیما را گفتم، بگذارید پرواز را هم مثال بزنم، خیلی راحت و ساده و زیبا فلایت را گفتیم پرواز که هم کلمه‌ای فارسی است و هم کاملا قابل استفاده و روان و زیباست.پخش زنده می‌تواند یک مثال دیگر باشد، چرا لایو را نگفتیم زنده و کلمه اضافه &quot;پخش&quot; رو آوردیم نشاندیم جلوی آن. زنده هم مثل پرواز می‌توانست واژه قابل‌قبولی باشد اگر پخش را به‌زور به خوردش نمی‌دادیم.از این دست مثال‌ها الی‌ماشاءالله وجود دارد و می‌شود تک‌تک مثال زد و به آنها فکر کرد. اما برای این متن تا همینجا کافی است.خب، چه می‌خواهی بگویی؟!اجازه بدهید خلاصه کنم و حرف اصلی‌ام را بزنم؛ به عقیده من برای معادل‌سازی و برخورد با ورود کلمه‌های غیرفارسی جدید به زبانمان، چند مورد را می‌توان درنظر گرفت:اول- تعدادی از کلمات را دقیقا می‌‌توانیم با معادل موجود آنها در فارسی ترجمه کنیم، مثلا همین پرواز، یا زنده یا داستان و روایت به‌جای استوری اینستاگرام. اگر از همان بدو ورود کلمه جدید، بهترین واژه را برای ترجمه انتخاب کنیم و به‌کار ببریم به‌هیچ‌وجه لزومی ندارد کلمه اضافه برای توضیح بر آن بار کنیم، بلکه با استفاده مکرر و در موارد ملموس کلمه جا می‌افتد و راه خود را باز می‌کند.دوم- یک سری کلمه را می‌توانیم با استفاده از معنا و کاربردشان اختراع کنیم مثل بستنی یا هواپیما. و یا واژه‌هایی که در قدیم کاربردی مشابه داشته را به‌کار بگیرم، هرچند تفاوت‌های ظاهری کم یا زیادی با واژه جدید و کاربرد آن وجود داشته باشد، مثل یخچال.سوم- تعدادی از کلمات جدید را نیز می‌توانیم با ترکیب واژه‌های فارسی و انگلیسی بسازیم، به‌طوری‌که کلمه جدید نه فارسی است و نه انگلیسی اما خوش‌آهنگ و مانوس است و با استفاده مکرر و گذشت زمان در زبان ما جا می‌افتد و به‌گونه‌ای کاملا فارسی می‌شود. اسامی برخی از کسب‌وکارهای نوپا را می‌توان در این دسته جا داد، مثل نت‌برگ، آچاره و با کمی اغماض فیلیمو و دیجیکالا. البته هستند اسامی که ترکیبی هستند و جای خود را نیز باز کرده‌اند اما خوشایند و دلنشین نیستند، مثلا اسنپ‌فود، یا همین دیجیکالامگ! (برای کسب‌وکارها شخصا انتخاب اسامی فارسیِ بامسمی را ترجیح می‌دهم، مثل بازار، آپارات، دیوار.) چهارم- اگر هیچ یک از این راه‌ها جواب نداد و هیچ معادل فارسی مناسبی نتوانستیم برای کلمه‌ای پیدا کنیم می‌توانیم به همان  صورت موجود در زبان مبدا بپذیریم و استفاده کنیم، اما برای هرچه کمتر شدن آسیب و از بین رفتن زبان فارسی اولا این راه باید آخرین انتخاب و آخرین گزینه ما باشد و در ثانی نباید در این امر افراط کرد. چون تعداد کلمات جدید زیاد است و درصد بالایی از آنها اسامی کسب‌وکار جدید هستند و به‌نوعی اسم خاص محسوب می‌شوند که قابل ترجمه یا معادل‌سازی نیستند، بهتر از است فقط در مورد اسامی خاص این روش را استفاده کنیم، مثل اینستاگرام یا فیس‌بوک و ...تا اینجای کار این چهار راه‌حل به ذهن من می‌رسد، اما اگر شما هم پیشنهادی دارید خوشحال می‌شوم بشنوم.نکته‌ای که به نظرم ذکر آن ضروری است این است که همه این موارد، به‌ویژه مورد دوم، مستلزم این است که ما به‌خوبی زبان فارسی را بشناسیم و اشراف و احاطه کامل روی آن داشته باشیم. منظورم از ما، یک سری افراد خاص یا قشر نخبه و فرهیخته نیست، که در سازمانی دور هم بنشینند و واژه بسازند و به مردم ابلاغ کنند تا به‌کار گرفته شود. خیر، این روش پاسخگو نیست، همانطور که این سال‌ها نبوده. منظورم از ما تمام تک تک افراد فارسی‌زبان است. همه ما نیاز داریم که زبان سعدی و حافظ را بهتر و بیشتر بخوانیم و به‌کار ببریم تا بتوانیم به نحو احسن آن را حفظ کنیم. و این امر تا وقتی به‌کارگیری همین تعداد محدود واژه آشنا نیز پر از هکسره و غلط املایی است محقق نخواهد شد! بگذریم که ابداع واژه‌‌‌های جدید ذهنی خلاق و منحصربه‌فرد می‌خواهد که آن هم از طریق مطالعه بیشتر و عمیق‌تر حاصل می‌شود.از آنجا که در سال‌های اخیر، ورود کلمات و آسیب به زبان فارسی بیشتر از سوی کسب‌وکارهای نو مشاهده می‌شود و این وضعیت کاملا از حالت طبیعی و متعادل خارج شده، توصیه‌ای دوستانه دارم به همه کسانی که مسئولیت ساخت یه محصول یا ارائه یک خدمت جدید را به عهده می‌گیرند:همانطور که در انتخاب برنامه‌نویس، گرافیست، حسابدار و کارشناس فروش دقت لازم را به خرج می‌دهید و بهترین و زبده‌ترین افراد را به‌کار می‌گیرید، کمی هم در انتخاب متخصص محتوا وسواس به خرج دهید و محتوای متنی و زبان فارسی را جدی بگیرید. کارشناس محتوا را به ترجمه و سئو و تولید محتوای صوتی و تصویری تقلیل ندهید. یک کارشناس محتوای (فارسی) خوب اول از همه باید به زبان فارسی مسلط باشد و از خلاقیت و هوش بالایی نیز برخوردار باشد.</description>
                <category>فاطمه خسروی</category>
                <author>فاطمه خسروی</author>
                <pubDate>Thu, 14 May 2020 07:37:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حرمسرای قذافی یا خیانت زنان علیه زنان!</title>
                <link>https://virgool.io/@fatee_khosravi/%D8%AD%D8%B1%D9%85%D8%B3%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%82%D8%B0%D8%A7%D9%81%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-qakxjepqwrhu</link>
                <description>معمولا سراغ کتاب‌های پرفروش با عناوین پرطمطراقی که با تمام وجود فریاد می‌کشند من را بخرید و به سرعت نیز به چاپ‌های بالا می‌رسند، نمی‌روم. اما خب این کتاب اتفاقی به دستم رسید و اینقدر قدرت ایجاد شوک و مسخ‌کنندگی داشت که تا چند ساعت مداوم من را درگیر خودش کرد. در این یادداشت به طور خلاصه نظر شخصی خود را در مورد این کتاب و ترجمه آن می‌نویسم.کتاب به دو قسمت عمده تقسیم می‌شود؛ بخش اول مربوط به خاطرات ثریا است، دختر بچه دبیرستانی مظلومی که مورد فریب و آزار و اذیت دیکتاتور قرار گرفته و خاطراتش را برای نویسنده، آنیک کوژان، که یک خبرنگار فرانسوی است، تعریف می‌کند. بخش دوم دیده‌ها و شنیده‌های سفر نویسنده به لیبی پس از سقوط و مرگ قذافی است. در این بخش، نویسنده سعی کرده با مصاحبه‌ها و ملاقات‌های مختلف راز حرمسرای قذافی و صحت و سقم حرف‌های ثریا را کشف یا اثبات کند.همین ابتدا تاکید می‌کنم که در مورد تاریخ لیبی و سرگذشت قذافی تا کنون مطالعه نداشته‌ام. مترجم کتاب در ابتدای کتاب بیان می‌کند که نویسنده نیز قصد معرفی قذافی و بیان همه زندگینامه او را نداشته است و تنها یک وجه از زندگی او را مورد کنکاش و بررسی قرار داده است. پس من هم صرفا به همین کتاب و سبک و سیاق نوشتن روایت‌های آن می‌پردازم و هیچ قضاوتی خارج از خوانده‌هایم در این کتاب ندارم.بخش اول، یعنی خاطرات ثریا، را که می‌خواندم به نظرم رسید که داستان نظم درستی ندارد، مدام از این شاخه به آن شاخه می‌پرد،‌ بعضی جاها در بین نوشته‌ها و روایت‌ها به وضوع تناقض وجود دارد. و مرتب به این فکر می‌کردم که چطور می‌شود نوشته‌های یک کتاب را اعتبارسنجی کرد. تا انتهای بخش اول تخیلات نویسنده یا شاید راوی، همراه با اغراق مفرط بیشتر به چشم می‌خورد. این حجم از وقایع تلخ و دهشتناکی که بدون ارائه هیچ‌گونه سندی در کتاب ریخته شده است کمی دور از ذهن و کاملا یک طرفه به نظر می‌رسد. تا اینجا ثریا محور اصلی کتاب بود و به نظر می‌رسد بهتر بود اسم این بخش ثریا می‌بود و نه عنوان کنجکاوی برانگیز و شاید زردی چون حرمسرای قذافی.بخش دوم کتاب،‌ درصد بالایی از نقص‌های بخش اول را به خوبی می‌پوشاند. نویسنده سعی می‌کند به دنبال شواهد مختلفی برود که می‌تواند حرف‌های ثریا را اثبات کند و با زیرکی و هوش تمام، کلیدواژه‌هایی به مخاطب می‌دهد که بخش اول کاملا باورپذیر شود. اما همچنان هیچ سند محکمی ارائه نمی‌دهد و حتی در جایی ادعا می‌کند که یک استاد دانشگاه فیلم‌هایی که از صحنه‌های جنایت به دستش رسیده را از بین برده و بهانه‌ای می‌آورد که خیلی ابتدایی و سطح پایین است. این بخش به مراتب نسبت به قسمت اول، متن دقیق‌تر و حرفه‌ای‌تری دارد. علی‌رغم بخش اول که کاملا به نظر می‌رسد به وسیله دختر بچه‌ای مبهوت و عصبانی و دست‌پاچه روایت می‌شود، این قسمت توسط نویسنده و خبرنگاری مسلط و با همه‌جانبه‌گری و دقت بالاتری نوشته شده است. شاید عمدا نویسنده این روش را پیش گرفته تا کتاب را پرخوان‌تر کند،‌ نمی‌دانم.کتاب با این که متن روان و گیرایی دارد و با ترجمه خوب بیژن اشتری بسیار خوش‌خوان و گیراست، اما نه می‌توان گفت داستان است و نه زندگینامه و نه حتی گزارش مستند خبری. شاید ذات موضوع و حساسیت‌های سنتی و تابو بودن آن باعث شده که اینگونه نوشته شود،‌ شاید هم دلیل دیگری داشته باشد.چند نکته پایانی و در انتها تحلیل خودم را خواهم گفت.اینکه یک دیکتاتور به این حد از قساوت رسیده باشد و این اعمال وحشیانه و غیرمعمول را انجام دهد شاید تخیلی به نظر برسد، چیزی که فقط در فیلم‌ها و رمان‌ها شاهد آن هستیم،‌ اما فیلم و رمان هم برگرفته از وقایع واقعی است با کمی چاشنی اغراق و تصویرسازی برای جذابیت بیشتر. حرفم این است که این وقایع می‌تواند رخ داده باشد و حرف‌های نویسنده می‌تواند درست بوده باشد. اما نکات ریزی در جای جای کتاب به چشمم آمد که از جنس همان اغراق و تصویرسازی فیلم‌ها به نظر می‌رسد. از جمله اینکه نویسنده با تکرار مکرر این جمله از طرف خودش و ثریا، که کسی این حرف‌ها را باور نخواهد کرد، سعی می‌کند روایت‌ها را باورپذیرتر کند. با پشت هم ردیف کردن اتفاقات شوکه کننده و با مبالغه مضاعف،‌ انصافا در این کار موفق هم بوده. این مسئله را نیز می‌توان از واکنش‌های مختلف نسبت به کتاب تا حد زیادی متوجه شد.در ترجمه کتاب عمدا از کلمات و عباراتی استفاده شده است که ملاک مقایسه لیبی با ایران را برای مخاطب فراهم کند. اینکه این مسئله با خواندن کتاب اصلی هم وجود دارد یا خیر را باید بعد از دیدن متن اصلی نظر داد. به هر حال، شاید هم این مسئله به این علت به ذهن من خطور کرد که این سال‌ها زیاد از پروژه لیبی شدن ایران شنیدیم. اما وجود این موضوع غیرقابل انکار است چرا که با یک مراجعه گذرا به شبکه‌های اجتماعی و خواندن نظرات افراد مختلف در مورد کتاب، بارها و بارها شاهد چنین مقایسه‌هایی خواهیم بود.استفاده از تیراژ پایین از سوی نشر ثالث برای زودتر رسیدن به چاپ‌های بالاتر نیز نکته قابل توجهی است. ترفند زیرکانه اقتصادی از طرف ناشر که منجر به فروش و بالا رفتن سریع چاپ کتاب می‌شود!خب، و اما صحبت و تحلیل اصلی خودم:حقیقت تلخ اینجاست که باید بپذیریم بخش اعظمی از این دست اتفاقات ناخوشایند با واسطه و دخالت و نظارت مستقیم یا غیرمستقیم زنان رقم می‌خورد. در طول تاریخ ظلم‌های زیادی به زن شده و مختص یکی دو پادشاه و دیکتاتور نیست. بعضی از این وقایع ممکن است حتی در تاریخ گم شده باشد و به دلایل مختلف به گوش هیچ‌کس نرسیده باشد. اما از حرمسرای ناصرالدین‌شاه تا سایر شاهان ایرانی و تا سریال‌های پرزرق و برق ترکیه‌ای و غیره همه یک اصل اساسی و مشترک دارند؛ نقش و حضور پررنگ زنان. زنانی علیه زنانی دیگر!در این کتاب نیز مدام از زنان مختلفی حکایت می‌شود که شرایط را برای قذافی فراهم می‌کردند. در مکان‌های مختلف به دنبال طعمه برای دیکتاتور بودند،‌ تحت فرمان و نظارت آنها همه این وقایع رخ می‌داد. برخی حتی به طمع مقام و ثروت و شهرت خود را در اختیار او قرار می‌دادند. از این زاویه که بنگریم اتفاقا این زنان هستند که به رفتارهای وقیحانه برخی مردان دامن زده‌اند. تصور کنید مبروکه‌ای نبود که خود را برای خوشایند رئیس کشورش بازیچه شهوترانی او کند، آیا این همه ظلم می‌توانست ادامه پیدا کند؟! اگر ثریاها قربانی می‌شوند این مبروکه‌ها هستند که شاهد و ناظر این رفتارها هستند و خودشان مسبب اصلی! پادشاه اگر پادشاه است اسمش مشخص است، زورگویی در رگ و خون اوست. مردی که بر سر قدرت است، حتی اگر اسمش پادشاه نباشد، قدرت این زمینه را برایش فراهم کرده که بتواند سوءاستفاده کند. از همه مهم‌تر او زن نیست و از نیازها و عواطف زنان چیزی نمی‌داند. اگر نفهمد‌، شاید طبیعی باشد. اما زنی که از عواطف زنانه بویی نبرده و شریک جرم می‌شود اگر گناهش بیشتر از آن دیکتاتور نیست کمتر هم نیست.اینکه به بهانه‌های واهی، از قبیل اینکه ناچار بودم و راه دیگری نداشتم، خودش را تبرئه کند قابل پذیرش نیست،‌ همانطور که نویسنده هم به این حرف مبروکه در انتهای کتاب با نیشخند و تمسخر اشاره می‌کند. گیرم که قذافی را نتوانستند علنا محاکمه کنند و به سزای اعمالش برسانند، مبروکه چرا راست راست راه می‌رود و محاکمه نمی‌شود؟! چون زن است؟!کوتاه سخن آنکه، نمی‌دانم جنبش‌های فمینیستی چقدر به این مسئله توجه دارند، اما بهتر است برای برگرداندن عزت و احترام به جامعه زنان و جنس لطیف صرفا به دنبال کوبیدن مردان نباشند. بهتر است برخی ریشه‌ها را در خود جنسِ لطیف واکاوی و محکوم کنند. که اگر اینگونه نباشد، این رویه‌ی یک جانبه محکوم کردن مردان و تبرئه گسترده‌ی گناهان غیرقابل جبران برخی از زنان، منجر به ایجاد نوعی ظلم جدید علیه مردان می‌شود که طبیعتا انسانی نیست. پس بهتر است قبل از هرگونه نگاه جنسیتی کمی نگاه انسانی داشته باشه و عادلانه‌تر قضاوت کنیم....نکته پایانی اینکه، کتاب اصلا مناست زیر ۱۴، ۱۵ سال نیست. در هیچ کجای کتاب چنین تذکری به چشم نمی‌خورد. اینکه گروه سنی فیلم و سریال و حتی بازی‌های رایانه‌ای مشخص می‌شود اما برای کتاب‌ها چنین قاعده‌ای نداریم به نظرم جای تامل دارد. کاش مسئولان وزارت ارشاد توجه بیشتری به این مسئله داشته باشند.</description>
                <category>فاطمه خسروی</category>
                <author>فاطمه خسروی</author>
                <pubDate>Sun, 16 Feb 2020 10:47:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>باغ کتاب تهران در گذر زمان</title>
                <link>https://virgool.io/@fatee_khosravi/%D8%A8%D8%A7%D8%BA-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D8%B0%D8%B1-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-lguk5frkmshc</link>
                <description>حدودا دو سال پیش بود که خبر افتتاح یک پروژه جذاب و هیجان‌انگیز در یکی از دیدنی‌ترین مکان‌های تهران را شنیدم؛ باغ کتاب تهران.البته علی‌رغم علاقه ذاتی‌ام به کتاب و کتاب‌فروشی و لذت بردن از دیدن و ورق زدن کتاب‌های موجود روی قفسه‌ها، بیشتر از باغ کتاب، باغ علم برنامه‌ریزی شده در طبقه دوم این مجموعه برایم جذابیت داشت. دقیقا در همان ایام در حال بررسی فضاهای مختلف مرتبط با فعالیت‌های علمی بودم و هر روز و هر ساعت با بررسی‌های بیشتر و جستجوی مراکز علم مختلف در دنیا، از اینکه در ایران این فعالیت سابقه و گستردگی خیلی کم و مختصری دارد، حسرت می‌خوردم. در حال حاضر فقط چند موزه و مرکز کوچک و محدود در گوشه و کنار تهران و بعضی شهرهای بزرگ و مراکز استان‌ها مشغول به کار هستند که آن هم مخاطب چندانی ندارد و ضعف برنامه‌ریزی و مدیریتی مانع از معرفی شایسته این مجموعه‌هاست. هرچند نسبت به وسعت علم و تکنولوژی و ظرفیت و جذابیت موجود، این جاذبه‌ها قابلیت گسترش و اثرگذاری بیش از اینها را دارند.در این شرایط طبیعتا شنیدن نام این مجموعه و موضوعاتی که قرار است به سرگرمی و تفریحات عموم مردم اضافه شود واقعا برایم هیجان‌انگیز بود.به گفته سازندگان مجموعه باغ کتاب، قرار است این مرکز بزرگترین فروشگاه کتاب و مرکز علم خاورمیانه باشد، نمیدانم در این دو سال آیا این هدف به دست آمده یا خیر، اما می‌خواهم از دیده‌ها و احساس خودم در چند بار مراجعه و بازدید از این مکان بیشتر برایتان بگویم.- مکان و فضامحل قرارگیری این مجموعه در تپه‌های عباس‌آباد و در کنار کتابخانه ملی ایران، نام این مکان را بیش از پیش با فرهنگ و کتاب و کتابخوانی گره می‌زند، اما تجمع مراکز و ساختمان‌های مختلف در جایی که قرار نبود ساخت و سازی انجام گیرد کمی عجیب است. با این حال مشکل بزرگتر به فضای پارک و دسترسی مربوط می‌شود. تقریبا هیچ پارکینگی برای این مجموعه درنظر گرفته نشده، گویا طراحان مجموعه به کلی فراموش کرده‌اند که هر مجموعه‌ای که قرار است بازدیدی داشته باشد، نیاز به جای پارک مناسب دارد. این مسئله در مورد کتابخانه ملی هم صادق است. برحسب ضرورت حاشیه خیابان‌هایی که از قضا تابلو پارک ممنوع هم در آنها به چشم می‌خورد، شده محل پارک وسایل نقلیه شخصی. اما در ایام شلوغ هفته به سختی جای مناسب پیدا می‌شود. دسترسی به وسایل نقلیه عمومی یعنی مترو و ایستگاه اتوبوس حقانی نیز از طریق ون‌هایی میسر است که معمولا در صورت وجود رفت و آمد زیاد پیدایشان می‌شود، آن هم همیشگی نیست و اگر باشد فاصله زمانی تردد ون‌ها زیاد است و باعث اتلاف وقت بازدیدکننده‌ها می‌شود. برای گرفتن تاکسی اینترنتی نیز در ایام شلوغ و ساعت‌های اوج ترافیک مشکلات چند برابر است، معمولا راننده‌ها به سختی مبدا باغ کتاب را قبول می‌کنند و اگر هم قبول کنند به‌دلیل ترافیک داخلی مجموعه دیر می‌رسند.- فروشگاه کتابفروشگاه کتاب کودک و نوجوان یکی از بهترین و منظم‌ترین بخش‌های این مجموعه است و فضای گیرا و مطلوبی برای کتاب خواندن و دیدن بچه‌ها و انتخاب توسط خود آنها و والدین فراهم شده است. خوشبختانه تعداد و تنوع کتاب‌های فروشگاه کتاب بزرگسالان نیز روز‌به‌روز در حال گسترش است و فضای مناسبی نیز دارد، هرچند مسلما نمی‌توان آن را بزرگترین فروشگاه کتاب خاورمیانه دانست. - لمکده‌هاتعدادی مبلمان برای استراحت و نشستن در نظر گرفته شده است که در نوع خود از جذابیت‌های منحصربه‌فرد باغ کتاب به شمار می‌رود. آن اوایل که باغ کتاب افتتاح شده بود، تعدادی از لمکده‌ها درون فروشگاه کتاب بزرگسالان بود و میشد کتابی را برداشت و لم داد و سر فرصت ورق زد، بخشی از آن را مطالعه کرد و در صورت نیاز خریداری کرد. اما در حال حاضر این لمکده‌ها بیرون از محدوده قرار گرفته یا به عبارتی می‌توان گفت مرزهای فروشگاه را کوچک‌تر کرده‌اند. ناراحتی اصلی من از این مسئله این است که به محض ورود به مجموعه دیگر با صحنه جذاب و هیجان‌انگیز افرادی که در حال مطالعه هستند مواجه نمی‌شویم! در عوض در این لمکده‌ها افراد یا در حال گفت‌وگو هستند و یا به دلیل نزدیکی به مراکز خورد و خوراک در حال خوردن و آشامیدن. اولین صحنه‌ای که با آن روبرو می‌شویم گیشه فروش بلیط و خوراکی‌های مخصوص سینما است که کاملا توی ذوق می‌زند!- باغ کتاب یا پردیس سینماییاینکه یک مجموعه بزرگ، به لحاظ امکانات غنی باشد و آمفی‌تئاتر و سالن‌های خوب و مناسبی را پیش‌بینی کرده باشد به خودی خود امر مهمی است و قابل تقدیر، اما به نظر می‌رسد مسئولان باغ کتاب با این چینش و با نصب آن تابلوی بزرگ «پردیس سینمایی» باغ کتاب در عمل بر این مسئله صحه گذاشته‌اند که از کتاب نمی‌توان درآمدی کسب کرد و ناچار باید به سینما و سایر مقولات جذاب‌تر متوسل شد و اصلا باور ندارند که مجموعه مورد نظر با همه شعارها و هزینه‌های انجام شده بتواند تاثیری بر فرهنگ کتابخوانی عمومی بگذارد و ذره‌ای سرانه مطالعه را ارتقا بخشد!- فضای کار اشتراکییکی دیگر از مواردی که اوایل افتتاح باغ کتاب، آن را از سایر مجموعه‌ها متمایز می‌کرد این بود که در بدو ورود با افراد زیادی مواجه می‌شدیم که تنهایی یا گروهی پشت میزها نشسته بودند و انبوهی از کتاب و کاغد و دفتر با یا بدون لپ‌تاپ و تبلت مشغول مطالعه و کار و فعالیت بودند. به‌خوبی این حس را منتقل می‌کرد که می‌توان با دیدن انرژی بسیار زیاد این سبک کاری و با این فرهنگی که در جوانان وجود دارد به آینده این مرز و بوم امیدوار بود و همین شیوه را به سایر مراکز تفریحی و سرگرمی منتقل کرد. اما آن میزهای موجود در ورودی بعد از مدتی تنها مختص استفاده افراد از کافی‌شاپ شد و کسانی را که قصد مطالعه و کار گروهی داشتند به انتهای سالن در مکانی دور از چشم و دسترس عموم راندند. صد البته که به همین هم اکتفا نشد. چند روز پیش که برای تنوع لپ‌تاپ و کتاب و دفتر را زیر بغل زده و تصمیم گرفتم از فضای معنوی و معطر به عطر کتاب این مجموعه نهایت استفاده را داشته باشم، نگهبان بیسیم به دست مجموعه مرا مجبور کرد که لپ‌تاپ را کنار بگذارم و آبمیوه‌ای از همان جا بخرم و به جای کار، مشغول خوردن شوم. بعد از آن رفتم که ببینم چه بلایی به سر جوانان باانگیزه مملکتم آورده‌اند؛ و بله ملاحظه کردم که در طبقه بالا تعدای میز و صندلی را با هزینه‌هایی به اسم فضای کار اشتراکی، لابد با هزار منت، در اختیارشان قرار داده‌اند!- درآمدزاییاینکه یک مجموعه فروشگاهی، تفریحی و سرگرمی باید بتواند و لازم است که به درآمدزایی برسد و فکر کند یک چیز است، اما اینکه روش و نحوه تعامل این مجموعه به گونه‌ای باشد که خط بطلان بکشد بر اسم و شعار و اهداف مجموعه و جای جای آن فریاد بزند که این مجموعه برای کسب درآمد اینجاست و دایر است و نه کتاب و علم و فرهنگ، یک چیز دیگر است. و دومی اشک به چشم انسان می‌نشاند و نشان‌دهنده مسئولان بی‌فکر و بدون دغدغه فرهنگی است که سال‌هاست بر کرسی ریاست تکیه داده‌اند و خیال ندارند به این زودی‌ها عرصه راحت‌طلبی و منفعت‌خواهی را رها کنند!</description>
                <category>فاطمه خسروی</category>
                <author>فاطمه خسروی</author>
                <pubDate>Thu, 05 Dec 2019 15:11:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از گرانی بنزین تا اعتراض تا قطع اینترنت؛ همه آنچه با فرهنگ  ساخته می‌شود.</title>
                <link>https://virgool.io/@fatee_khosravi/%D8%A7%D8%B2-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D9%86%D8%B2%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%A7-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6-%D8%AA%D8%A7-%D9%82%D8%B7%D8%B9-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA%D8%9B-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%A2%D9%86%DA%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF-yr3tvbub6xii</link>
                <description>این یکی دو هفته که اینترنت به‌طور اجباری و جهت حفظ امنیت ملی! قطع شد، حرف و حدیث و اظهارنظرها در مورد شبکه ملی اطلاعات یا اینترانت یا اینترنت داخلی زیادتر شد. برخی از ضرورت پیگیری جدی اینترنت داخلی دفاع کرده‌اند و برخی دیگر، بی‌اطلاعی این عده از پیشرفت‌های جهانی و عدم اشراف کامل آنها به کاربردهای شبکه جهانی اینترنت را به سخره گرفته‌اند.من نه تخصص امنیتی دارم و نه از آینده‌پژوهی و تکنولوژی‌های در حال بروز جهانی چیز زیادی می‌دانم. اما از یک جنبه دیگر می‌خواهم به این ماجرا نگاهی بیندازم:چه تعداد نهاد علمی و فرهنگی در کشور وجود دارد؟غیر از ۱۴۱ دانشگاه دولتی و بیش از ۲۴۰۰ واحد دانشگاهی دیگر اعم از آزاد و غیرانتفاعی و فنی و حرفه‌ای و غیره ۱ ، که همگی به نوعی مسئول آموزش و تعلیم و تربیت افراد این کشور هستند، و غیر از صدا و سیما که اصلی‌ترین و مهم‌ترین رسانه کشور است و در ایجاد فرهنگ و اخلاق عمومی جامعه و توسعه علم و ادب و هنر نقش اساسی دارد،و غیر از هزاران نویسنده و هنرمند و کارگردان و مستندساز مستقل و غیرمستقل،و غیر از همه مساجد و کتابخانه‌های عمومی و خصوصی موجود در کشور،حداقل بیش از ۱۰۰ نهاد رسمی و غیر رسمی فرهنگی در ایران وجود دارد ۲ که بسیاری از آنها دارای ردیف بودجه دولتی هستند.این نهادهای جورواجور دولتی و خصوصی چه کرده‌اند و چه می‌کنند؟!اگر نمی‌توانند منتقل کننده ارزش‌های اصیل اسلامی ایرانی به جامعه باشند و اگر توانایی مقابله با بوق‌های رسانه‌ای و تبلیغاتی دشمن را ندارند، پس چرا هستند و بودجه می‌گیرند و هزینه اضافی بر کشور تحمیل می‌کنند؟!مگر توانستید جلو ورود تلویزیون و دستگاه‌های ویدئویی را به خانه‌ها بگیرید؟!مگر موفق شدید با عملیات‌های نظامی و سلبی گیرنده‌های ماهواره را از پشت‌بام خانه‌ها پایین بکشید؟!مگر توانستید نوار کاست و ویدئو و سی‌دی‌هایی را که در مدارس دست به دست بچه‌ها می‌چرخید نابود کنید؟!این بار هم نخواهید توانست به مقابله با ورود تکنولوژی به خانه‌های مردم جلوگیری کنید، انسان عاقل مگر از یک سوراخ چند بار گزیده می‌شود؟!چقدر محتوای متنی، نشریه، کتاب و فیلم و مستند خوب و قابل رقابت تولید کرده‌ایم؟ چقدر توانسته‌ایم با عملکرد خوب و صادقانه، اخلاق و ادب و فرهنگ را در کشور نهادینه کنیم که دیگر لازم نباشد از وجود ماهواره و اینترنت در متن زندگی مردم بترسیم؟پدر و مادر وقتی فرزندشان را درست و با اخلاق حسنه تربیت و بزرگ می‌کنند، می‌دانند که عمق درک و فهم او اینقدری هست که از پس دو سه دوست ناباب در مدرسه و دانشگاه برآید. نیازی نمی‌بینند او را محدود کنند و یا مراقب دایمی بر اعمال و رفتار او بگمارند. می‌دانند که اگر آن سوی دنیا برود باز هم فرزند آنهاست و نماینده خوبی برای دین و آیین و اخلاق و فرهنگ آنها خواهد بود.متاسفانه نه توانسته‌ایم محتوای خوب و غیرشعاری، جوان‌پسند و عامه‌فهم تولید کنیم، نه توانسته‌ایم درس‌های کاربردی و مهارت‌های لازم زندگی در مدرسه و دانشگاه به فرزندانمان بیاموزیم، نه توانسته‌ایم برای جوانان باانگیزه و پرانرژی کشورمان محیطی شاد، مملو از آرامش ذهنی و روحی برای پرورش ایده‌های خلاقانه فراهم کنیم. و اکنون دست به دامان راه‌حل تکراری، آخرین تلاش‌ها به بهانه حفظ امنیت کشور، حذف ارتباط با دنیاست. محدود کردن چیزی که قابلیت محدود کردن ندارد!همیشه به جای استفاده از این فرصت‌های تکنولوژیک، چاره را در نادیده گرفتن، حذف و مقابله دیده‌اید؟! تا کی و تا کجا می‌خواهید به این روش ادامه دهید؟!پس چاره چیست؟!بله، این کار مهم و خطیر دشوار است. و انجام کار سخت و سنگین مردم میدان می‌طلبد. نه مسئولین بی‌سواد، راحت‌طلب و تنبلی که این بار هم به جای حل مشکلات  می‌خواهند به پاک کردن صورت مسئله متوسل شوند!در این چند روزی که همه چیز قطع بود، مطالبم را اینجا نوشته‌ام.</description>
                <category>فاطمه خسروی</category>
                <author>فاطمه خسروی</author>
                <pubDate>Fri, 29 Nov 2019 10:05:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ریچارد فاینمن در مورد زیبایی و حقیقت اشتباه می‌کرد!</title>
                <link>https://virgool.io/@fatee_khosravi/truth-beauty-wnzzkuh4gixa</link>
                <description>ترجمه: فاطمه خسروی‌پوراین مطلب را مَسیمو پیگلویچی در آئون نوشته است؛ استاد فلسفه کالج سیتی و مرکز تحصیلات تکمیلی دانشگاه سیتی نیویورک، نویسنده کتاب «چگونه یک رواقی باشیم: خرد کهن برای زندگی مدرن» (۲۰۱۷) و کتاب جدیدتر «دفترچه‌ای برای رواقیون جدید: چگونه در جهانی پیشرفت کنیم که از کنترل ما خارج است» (۲۰۱۹) که با همکاری گرگوی لوپز نوشته است.این جمله را به فیزیکدان آمریکایی، ریچارد فاینمن نسبت می‌دهند: «حقیقت را می‌توان از زیبایی و سادگیِ آن شناخت.» این عبارت در کتاب نویسنده آمریکایی مطالب علمی، کی. سی. کول، با عنوان «ارتعاشات دلسوزانه: بازتاب روی فیزیک به عنوان یک روش زندگی» (۱۹۸۵) آمده است، و من اثر دیگری از این جمله فاینمن نتوانستم پیدا کنم. البته می دانیم که او احترام زیادی برای پل دیراک فیزیکدان انگلیسی قائل بود که اعتقاد داشت نظریه‌ها در فیزیک باید هم ساده و هم زیبا باشند.فاینمن بی‌تردید یکی از برجسته‌ترین فیزیکدانان قرن بیستم بود. از همکاری او با پروژه منتهتن و حل راز مربوط به انفجار شاتل فضایی چلنجر در ۱۹۸۶ گرفته تا جایزه نوبل ۱۹۶۵ مشترک با جولیان شوینگر و شینیچیرو تومونوگا برای فعالیت‌های بنیادی در الکترودینامیک کوانتومی که نتایج عمیق برای فیزیک ذرات بنیادی در پی داشت. او همچنین نوازنده بانگوس نیز بود!اما در حوزه فلسفه علم، مثل بسیاری از فیزیکدانان معاصر خود و نیز نسل بعدی‌اش (برخلاف نسل‌های قبلی مثل اینشتین و بوهر) چندان درخششی نداشت. حتی ممکن است گفته باشد که فلسفه برای علم به همان میزان لازم است که پرنده‌شناسی برای پرندگان، (منبع بسیاری از عباراتی که به او نسبت داده می‌شود را به سختی می‌توان یافت). این جمله جواب‌های بسیاری از سوی فیلسوفان علم درپی داشته است، از جمله اینکه پرندگان احمق‌تر از آنند که از عهده پرنده‌شناسی برآیند، یا اینکه بدون پرنده‌شناسی بسیاری از گونه‌های پرندگان تا کنون منقرض شده بودند.مشکل اینجاست که شناسایی حقیقت از طریق زیبایی و سادگی آن به سختی قابل دفاع است و این همان ایده‌ای است که فیزیک بنیادی را به آشفتگی کنونی‌اش رسانده است. *واضح است که وقتی از سادگی و زیبایی نظریه صحبت می‌شود، منظور ما تیغ اوکام (اصل امساک) نیست (همکارم الیوت سوبر در این مورد مطلبی برای آئون نوشته است). این اصل برای مقایسه فرضیه‌های مختف ارائه شده‌است، در صورتی که بقیه مولفه‌ها یکسان باشد ساده‌ترین آنها را ترجیح می‌دهیم. به طور خاص منظور ویلیام اوکام (۱۳۴۷-۱۲۸۷) این است که موجودیت‌های [فرضی] نباید بدون ضرورت چندگانه شوند (این عبارت از فیلسوف ایرلندی قرن هفدهم جان پانچ است). بنابراین، تیغ اوکام یک اصل معرفت‌شناسانه است و نه متافیزیکی. درباره این صحبت می‌کند که ما چطور اشیاء را می‌شناسیم در حالی که جملات فاینمن و دیراک به نظر می‌رسد درباره هویت بنیادی واقعیت باشد.اما همانطور که فیزیکدان نظری آلمانی سابینه هاسنفلدر اشاره کرده است (در همان آئون)، هیچ دلیلی وجود ندارد که فکر کنیم سادگی و زیبایی راهنمای قابل اعتمادی به سمت واقعیت فیزیکی هستند. به چند دلیل حق با اوست.اول اینکه تاریخ فیزیک (که کمتر مورد مطالعه فیزیکدانان قرار می‌گیرد) کاملا واضح نشان می‌دهد که بسیاری از نظریه‌های ساده به نفع نظریه‌های پیچیده‌تر و زشت‌تر کنار گذاشته شدند. این مفهوم که جهان در یک حالت پایا قرار دارد ساده‌تر از جهانی است که به یک انفجار نیاز دارد اما با این وجود اکنون دانشمندان معتقدند که جهان ۱۴ میلیارد سال است که در حال انبساط است. در قرن هفده یوهانس کپلر متوجه شد که نظریه کپرنیک خیلی زیباتر از آن است که صحیح باشد چرا که مشخص شد که سیاره‌ها در دایره‌های کامل به گرد خورشید (آنگونه که زیبایی‌شناسان می خواهند) نمی‌گردند، بلکه در مدارهای زشت‌تر بیضوی حرکت می‌کنند.و البته که گفته می‌شود زیبایی باید در نگاه تو باشد. آنچه به چشم فاینمن زیبا می‌آید لزوما برای سایر فیزیکدانان و ریاضیدانان زیبا نیست. زیبایی یک ارزش انسانی است نه چیزی بیرونی در کیهان. زیست‌شناسان این را بهتر می‌دانند. ظرفیت تحسین زیبایی‌شناسی در گونه ما، نتیجه یک تحول زیستی است که احتمالا مرتبط با انتخاب طبیعی است. و هیچگونه دلیلی وجود ندارد که فکر کنیم ما به نوعی حس زیبایی شناسانه رسیده‌ایم که مناسب کشف نظریه نهایی همه چیز باشد.نکته اخلاقی داستان این است که فیزیکدانان باید فلسفه علم را به طرفداران آن بسپارند و به چیزی بچسبند که بهتر بلدند (و از عهده‌اش بر می‌آیند). حتی بهتر: این حوزه‌ای است که گفتمان بین رشته‌ای موثر تنها یک امکان نیست بلکه شاید یک ضرورت است. همانطور که اینشتین در نامه‌اش به رابرت تورنتن در ۱۹۴۴ می‌نویسد:من کاملا با تو در مورد اهمیت و ارزش آموزشی روش‌شناسی و همین‌طور تاریخ و فلسفه علم موافقم. بسیاری از مردمان امروزی و حتی دانشمندان متخصص، از نظر من شبیه کسی هستند که هزاران درخت را دیده‌است اما هیچ‌گاه یک جنگل را مشاهده نکرده است. آگاهی از زمینه‌های تاریخی و فلسفی، جدایی از تعصب‌هایی را ممکن می‌سازد که بسیاری از دانشمندان به آن دچارند. این استقلال که به وسیله بصیرت فلسفی به وجود می‌آید، از نظر من نشان تمایز بین یک صنعتگر یا متخصصِ صرف و جوینده واقعی حقیقت است.کنایه‌آمیز آنکه این افلاطون -یک فیلسوف- بود که بحث راهنما بودن زیبایی به سمت حقیقت (و خوبی) را مطرح کرد، و در سمپوزیوم در این باره می‌نویسد. اما فلسفه و همین‌طور علم از زمان افلاطون تاکنون پیشرفت بسیاری داشته است. بنابراین یک پیشنهاد خوب برای دانشمندان و همچنین فیلسوفان این است که قبل از بیان مفاهیمی که دفاع از آن مشکل است با یکدیگر تعامل کنند، مخصوصا وقتی که پای مسائلی در میان است که روی عموم تاثیرگذار خواهد بود. به قول فیلسوفی دیگر، لودویگ ویتگنشتاین : وقتی نمی‌توانی از چیزی صحبت کنی باید در مورد آن ساکت باشی.*برای مطالعه بیشتر در این مورد به کتاب‌های زیر رجوع کنید:- سختی‌های فیزیک ۲۰۰۶ لی اسمولین- خداحافظی با واقعیت ۲۰۱۳ جیم بگوت- وبلاگ پیتر وویت</description>
                <category>فاطمه خسروی</category>
                <author>فاطمه خسروی</author>
                <pubDate>Sun, 11 Aug 2019 15:53:43 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>واژه‌گزینی در نسل جدید فرزندان ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@fatee_khosravi/%D9%88%D8%A7%DA%98%D9%87%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-qmvt0og1f4fc</link>
                <description>طرح پوستر رویداد سای کام، کاوشی در اکوسیستم ترویج علم ایرانسال پیش که بنا شد رویدادی را با موضوع کارآفرینی در علوم پایه برگزار کنیم، به پیشنهاد افراد مختلف به ویژه صاحبنظران فضای جدیدِ کارآفرینی و نوآوری، به دنبال اسم مناسبی برای این رویداد بودم. بارش‌های فکری مختلف و مشورت‌های متعدد ما را به کلمه «ساینترو» رساند. با اینکه بهترین انتخاب بود، مدت‌ها تردید داشتم از علنی کردن این اسم و واژه ترکیبی جدید.به‌عنوان یک ایرانی فارسی زبان از بچگی به زبان مادری‌ام علاقه خاص و ویژه‌ای داشتم و همچنان دارم. در کل یادگیری زبان‌های مختلف و دانستن پیچیدگی هر کدام از آنها برایم لذت‌بخش است و این علاقه به زبان فارسی مانع نشده که سراغ سایر زبان‌ها نروم. چیزی که برایم مهم است به کار بردن هر زبان در مکان و زمان مختص به خود آن زبان است.اما سوالی که مدت‌هاست ذهنم را به خود مشغول کرده این است؛ آیا زبان علم، زبان انگلیسی است؟این جمله را اولین بار در دوره ارشد از دکتر منتخب استاد فیزیک دانشگاه شیراز شنیدم، اما از همان موقع هم با این جمله موافق نبودم. مدت‌هاست که می‌خواهم روی این موضوع بیشتر مطالعه کنم، اما مثل خیلی مسائل مورد علاقه‌ام موکول شده به بعد. اجالتا در این‌باره یک ویدئوی تد را ببینید.جمعه هفته پیش، پس از برگزاری رویداد سای‌کام در کنار دوستان خوب ساروسی، دکتر منصوری یادداشتی را با عنوان «ترویج علم، ارتباطات علم و سای‌کام» منتشر کرد. او در این متن انتخاب اسم رویداد را به خوبی نقد کرده است. متن کامل این یادداشت را می‌توانید در اینجا بخوانید.با احترام به استاد، تا حد خیلی زیادی من هم با ایشان موافقم. به لحاظ اینکه زبان فارسی از بین نرود و یا در یک زبان بیگانه حل نشود.اما واژه‌سازی مسئله‌ای است متفاوت با ترجمه و معادل‌سازی برای کلمات و ترکیب‌هایی که وجود دارند. مثلا اگر می‌گفتیم رویداد «ارتباطات علمی» باز هم سوال بود که یعنی چه، در ثانی اسم نیست و فقط یک ترکیب است، مگر اینکه بگوییم «علمارت» یا مثلا ترکیبی از ارتباط+علم یا ترکیبی از حروف اول آنها. البته سای‌کام به معنای رابط علم آمده و نه ارتباطات علمی که در این صورت میشود به «رالم» و غیره فکر کرد و یا اصلا خلاقیت جدیدی به خرج بدهیم و به سبک انگلیسی‌زبان‌ها اسم‌های جدید را نسازیم بلکه خودمان ابتکار داشته باشیم در ارائه واژگان جدید. که اگر می‌خواهیم واژگان جدید کاملا فارسی باشند و از طرفی زیبایی و خوش لحنی خاص خود را نیز حفظ کنند، به طوری که راحت تلفظ شوند و همگان آن را به کار ببرند، لازم است که شیوه رایج واژه‌سازی در زبان انگلیسی را کنار بگذاریم و خودمان طرحی نو دراندازیم. قطعا در ساخت اسامی جدید، زیبایی و اقبال عمومی یک اصل انکارناپذیر است. عاملی که باعث شد ما نیز ساینترو را با اینکه فارسی نیست، انتخاب کنیم و به کار ببریم.از اینها گذشته وقتی همه چیز ما از یک زبان بیگانه وام می‌گیرد و حتی تفکر ما هم تحت تاثیر قرار گرفته یا وابسته می‌شود به یک زبان، راحت نیست که با ترجمه‌ی صرفا یک سری واژه‌ها مفاهیم را کاملا فهمید و درک کرد. در همین متن دکتر منصوری مثال‌هایی بود از قبیل هموردا و ناوردا، هنوز هم برای من به کار بردن اینها راحت نیست. بدتر از همه اینکه کتاب‌های مدرسه را با به اصطلاح ترجمه‌ی واژه‌ها پر کردیم و سختی یادگیری فیزیک و ریاضی و علوم رو دو چندان کرده‌ایم برای بچه‌ها و این خود باعث می‌شود روز به روز از علم دور شوند چرا که آن را نمی‌فهمند. می‌گویم به اصطلاح، چرا که اغلب معادل‌های ارائه شده دقیق نیستند و نمی‌توانند حق مطلب را ادا کنند. بدتر از آن اینکه همین بچه‌ها وقتی وارد دانشگاه می‌شوند کلا با یک دنیای ناشناخته روبه‌رو هستند که ارتباط برقرار کردن بین دانسته‌های قبل و بعدشان را سخت می‌کند.اما به نظر من این بحث مهم و مفصلی است که حتما باید ریشه‌ای به آن فکر کرد و راه‌حل داد.به نظر من اتفاق‌های خوشایند تنها و تنها زمانی رخ می‌دهد که سطح مطالعه و سواد علمی تک تک افراد جامعه ما بالاتر برود، مخصوصا آشنایی ما با واژه‌های اصیل فارسی بیشتر شود و تنها در این صورت است که با ورود واژه‌ای جدید یا مفهومی جدید از زبان‌های دیگر سردرگم نمی‌شویم و سریع معادل‌های فارسی زیبایی را تک تکِ ماها می‌سازیم، بدون اینکه لازم باشد افرادی به ما دیکته کنند و یا نهادی با بودجه‌های زیاد برای فرهنگسازی استفاده از معادل‌ها و ترویج زبان فارسی وجود داشته باشد.</description>
                <category>فاطمه خسروی</category>
                <author>فاطمه خسروی</author>
                <pubDate>Mon, 19 Nov 2018 02:24:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در سمینار «نقش رصدخانه‌ها در توسعه علم و تکنولوژی» چه گذشت؟</title>
                <link>https://virgool.io/@fatee_khosravi/%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%85%DB%8C%D9%86%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%B1%D8%B5%D8%AF%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D8%B9%D9%84%D9%85-%D9%88-%D8%AA%DA%A9%D9%86%D9%88%D9%84%D9%88%DA%98%DB%8C-%DA%86%D9%87-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-df53w4oqqblp</link>
                <description>در سمینار &quot;نقش رصدخانه‌ها در توسعه علم وتکنولوژی&quot; که به همت گروه ساینترو و آوای کیهان برنامه‌ریزی و اجرا شد، در کنار اکران مستند &quot;اروپا به‌سوی ستارگان&quot;، طرح رصدخانه ملی ایران مورد بحث و بررسی قرار گرفت و اساتید و متخصصان آن تجربیات و نکات قابل توجهی از این طرح و روند اجرای آن ارائه دادند.به گزارش ساینترو، سمینار &quot;نقش رصدخانه‌ها در توسعه علم وتکنولوژی&quot; دوم آبان ماه ۹۷ در دانشگاه تربیت مدرس برگزار شد.در این برنامه که به همت گروه ساینترو و آوای کیهان برنامه‌ریزی و اجرا و با حمایت پارک علم و فناوری مدرس میسر شد، در کنار اکران مستند &quot;اروپا به‌سوی ستارگان&quot;، طرح رصدخانه ملی ایران مورد بحث و بررسی قرار گرفت و اساتید و متخصصان آن تجربیات و نکات قابل توجهی از این طرح و روند اجرای آن ارائه دادند.در اولین سخنرانی دکتر محمدتقی میرترابی، عضو هیئت علمی فیزیک دانشگاه الزهرا(س)، در مورد &quot;رصد دقیق با تلسکوپ‌های کوچک&quot; سخنرانی کرد. وی با اشاره به اینکه لزوما برای انجام رصدهای دقیق به تجهیزات و ابزار بزرگ و خارق‌العاده‌ای نیاز نیست، در مورد رصد با تلسکوپ‌های ساده و کوچک موجود در بازار به همراه دوربین‌های نیمه حرفه‌ای توضیح داد که برای انجام محاسبات رصدی در اجرامی در فواصل نزدیک به زمین می‌توان از همین وسایل ارزان قیمت و یک لپتاب شخصی بهره برد.پس از سخنرانی دکتر میرترابی، آقای آرش دانش، دانشجوی دکتری اخترفیزیک دانشگاه زنجان و محقق پژوهشکده نجوم پژوهشگاه دانش‌های بنیادی، در سخنرانی خود با عنوان &quot;رصدخانه ملی؛ گام بلند ایران رو به رشد&quot;، از گذشته پرفروغ ایران و نقش تاثیرگذار ایرانیان در علم و به طور خاص نجوم شروع کرده و با اشاره به دوره‌ای که در آن به رکود نسبی در علم رسیدیم، از راه‌ها و مسیرهایی که باید طی شود تا کشور ما به رشد و بالندگی برسد سخن گفت. در ادامه با ارائه توضیحات در مورد طرح رصدخانه ملی ایران و روند پیشرفت این پروژه برای شرکت‌کنندگان به ارائه بحث پرداخت و اذعان کرد که برای احداث یک رصدخانه، صرفا مشارکت دانشمندان و محققین یک یا چند رشته خاص کافی نیست و نیاز است که متخصصان از همه رشته‌های علمی، فنی و مهندسی با همکاری یکدیگر برنامه‌ریزی و اجرای آن را پیگیری کنند. همچنین پیشبرد اینگونه طرح‌های مهم ملی با آگاهی و مطالبه عموم مردم و درخواست و توجه آنها رابطه مستقیم دارد. آرش دانش: برای احداث یک رصدخانه، صرفا مشارکت دانشمندان و محققین یک رشته خاص کافی نیست و نیاز است که متخصصان از همه رشته‌های علمی، فنی و مهندسی با همکاری یکدیگر برنامه‌ریزی و اجرای آن را پیگیری کنند.در ادامه برنامه‌ها، پخش مستند &quot;اروپا به‌سوی ستارگان&quot;، تولید سال ۲۰۱۲، که برای اولین بار در ایران توسط گروه دوبله نجومی آوای کیهان ترجمه و دوبله شده است، انجام شد. و پس از آن، سحر بوذرپور کارشناس ارشد اخترفیزیک از دانشگاه سمنان و از اعضای فعال گروه آوای کیهان در مورد فعالیت‌های رصدخانه جنوبی اروپا (ESO) از ۲۰۱۲ تا کنون صحبت کرد.در انتها آخرین سخنران برنامه دکتر سپهر اربابی، عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی قم و مدیر عامل شرکت رشد و توسعه دانش سپهر، با موضوع &quot;طرح‌های ملی، انگیزه‌ای برای کارآفرینی&quot; مطالب خود را ارائه داد. دکتر اربابی با اشاره به تجارب خود در ارائه و مدیریت طرح رصدخانه ملی ایران از سال ۱۳۸۲ تا ۱۳۹۵، از مشکلات و چالش‌های اصلی موجود در کشور که باعث عدم پیشرفت و یا پیشرفت کند طرح‌های کلان ملی می‌شود صحبت کرد. از مشکلات اقتصادی و کمبودها و تحریم‌ها که بگذریم مشکلات مدیریتی و طرز تفکر موجود در مدیران و مسئولان دولتی و تاثیرگذار در اینگونه طرح‌ها، روند اجرای پروژه‌ها را با مشکل مواجه کرده و مانع از رشد و گسترش علم و فناوری به شکل شایسته می‌گردد.</description>
                <category>فاطمه خسروی</category>
                <author>فاطمه خسروی</author>
                <pubDate>Thu, 01 Nov 2018 16:49:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقش رصدخانه‌ها در توسعه علم و تکنولوژی</title>
                <link>https://virgool.io/@fatee_khosravi/%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%B1%D8%B5%D8%AF%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D8%B9%D9%84%D9%85-%D9%88-%D8%AA%DA%A9%D9%86%D9%88%D9%84%D9%88%DA%98%DB%8C-cavxv7ntdo8d</link>
                <description>  از دیرباز که چشمان بشر به آسمان گشوده شده است، همیشه به دنبال راه‌هایی بوده تا این راز سر به مهر را کشف کند. در طول تاریخ حس کنجکاوی دانشمندان و منجمان منجر به ساخت ابزارهای گوناگونی جهت رصد آسمان و در پی آن کشف گوشه‌ای از معماهای پیچیده خلقت کیهان شده‌است. از ابزارهای سنتی رصدی از قبیل اسطرلاب و زیج و رصدخانه­‌های سمرقند و مراغه گرفته تا اولین ابزارهایی که گالیله با آن پی برد که زمین مرکز دنیا نیست، تا مدرن‌­ترین و مجهزترین ابزارهای رصدی در دو قرن اخیر همه و همه در جهت ارضای حس کنجکاوی بشر تولید و رشد یافته‌­اند. رشد صنعت و تکنولوژی این ابزارها را دقیق‌تر، به‌روزتر و کارآمدتر کرده به طوری که بشر امروز نیز همچنان به دنبال کشف لایه‌های عمیق‌تر آسمان و سفر به آن سوی مرزهای این کره خاکی است.نقش اصلی رصدخانه‌ها همان کشف آسمان و عجایب جهان پیرامون ماست. اما داستان به همین جا ختم نمی‌شود. در حاشیه طرح‌ریزی یک رصدخانه و احداث آن و همچنین برای افزایش دقت داده‌های حاصل از ابزارهای رصدی، فناوری‌های نوینی شکل می‌گیرد که چه بسا در سایر وجوه زندگی انسان‌ها وارد شده و آینده بشر را تحت تاثیر قرار می‌دهد. به علاوه در کنار همه اینها، شغل‌های جدید و فراوانی به وجود می‌آید که پژوهشگران، مهندسان و صنعتگران بسیاری را وارد فضای علم، پژوهش و فناوری می‌سازد.به همین منظور و به مناسبت پخش مستند «اروپا به سوی ستارگان» که برای اولین بار توسط گروه دوبله نجومی «آوای کیهان» به فارسی ترجمه و دوبله شده است، به معرفی و بررسی گذشته، حال و آینده طرح رصدخانه ملی ایران می‌پردازیم. همچنین در این رویداد که به همت گروه «ساینترو» و با عنوان «نقش رصدخانه‌ها در توسعه علم و تکنولوژی» دوم آبان ماه 97 در دانشگاه تربیت مدرس برگزار خواهد شد، نقش رصدخانه‌ها در توسعه علم و تولید فناوری‌های نوین بررسی می‌شود و از اثرات مفید و حواشی سازنده و موثر اینگونه طرح‌های کلان ملی و چالش‌ها و موانع رایج آن‌ها، با حضور اساتید و متخصصان حاضر در طرح رصدخانه ملی ایران، مطلع خواهیم شد.با ما به تماشای این مستند بنشنید و از حضور اساتید و متخصصان با تجربه در این زمینه بهره­‌مند شوید.جهت کسب اطلاعات بیشتر و ثبت‌­نام اینجا کلیک کنید.</description>
                <category>فاطمه خسروی</category>
                <author>فاطمه خسروی</author>
                <pubDate>Mon, 15 Oct 2018 00:29:19 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>