<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های NewBorn#1001</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@fateme2001</link>
        <description>علاقه‌مند به گیاهان، عکس و نوشتن ⊙_⊙⁩</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 17:29:23</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/107269/avatar/BROcnR.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>NewBorn#1001</title>
            <link>https://virgool.io/@fateme2001</link>
        </image>

                    <item>
                <title>امضای عکاس چیست؟ | آشنایی با سبک فردی در عکاسی</title>
                <link>https://virgool.io/morakab-mag/personal-photography-style-fe73ueltqiwh</link>
                <description>در همه‌ی انواع هنر، سبک شخصی هنرمند وجود دارد و نشان دهنده‌ی اصالت اثر هنری‌ست. امضای عکاس در ظاهر به معنای نوشتن نام عکاس، و در باطن به معنای ردپای عکاس در تصویر است. در ادامه به عناصر تشکیل دهنده‌ی امضای عکاس و اثرات مثبت و منفی آن می‌پردازیم.امضای عکاسی من؟ (کامنت کنید).دلیل به‌وجود آمدن سبک‌های مختلف در هنر، دید منحصر به فرد انسان‌ها به دنیاست. به عنوان مثال گروهی از کوه‌نوردان را در نظر بگیرید که همه عکاس هستند. سوژه های بی‌شماری در طبیعت وجود دارند و در نظر هرکدام از اعضای گروه، عناصر مختلفی برجسته خواهند شد. در بین هنرمندان عقیده‌ی زیبایی وجود دارد: به تعداد افراد کره‌ی زمین سبک هنری جدید هست.تصاویر ثبت شده توسط افراد مختلف از کوهعوامل به‌وجود آورنده امضای عکسامضای عکس در نتیجه سلیقه‌ی متفاوت افراد حین تنظیم عناصر عکاسی بوجود می‌آید. عناصری همچون سوژه، نوردهی، کادر بندی، رنگ بندی، ویرایش و...» توجه داشته باشید که سبک فردی در عکاسی، با بررسی چند عکس منفرد از یک عکاس به هیچ عنوان قابل بررسی نیست. برای روشن شدن این موضوع مقاله‌ی سبک فردی در هنر عکاسی، نوشته‌ی نایجل واربرتون؛ بسیار راهگشاست. آنچه به عنوان امضای عکس بررسی میکنیم، به‌وجود آورنده‌ی سبک فردی است.انتخاب سوژه: اشتیاق و علاقه‌ی شما به هرکدام از سوژه‌های عکاسی طبیعت، روابط انسانی، بافت اشیا، حشرات، حیوانات، نمای مینیمال و... در طولانی مدت، تبدیل به «دست به دوربین شدن ناخودآگاه» در مواجهه با سوژه می‌شود.انتخاب سوژه‌های مختلف طبیعتانتخاب سوژه‌های مختلف روابط انسانیروش: انواع به تصویر کشیدن یک سوژه‌ی ثابت در نتیجه‌ی انتخاب حالت پرتره، پانوراما، عکاسی میکرو یا ماکرو، بوکه (لکه نور)، نوردهی طولانی، نویز، تایم لپس (در گذر زمان)، ضد نور (سیلوئت) و... امکان پذیر است. این روش‌ها ممکن است قبل یا بعد از ثبت تصویر به‌کار گرفته شوند.برخی روش‌های عکاسینوردهی: تصویربرداری در نور روز، شب، هوای ابری، غروب آفتاب، ممکن است برای یک عکاس دلچسب باشد. نور محیطی، نوردهی به سوژه شامل نور اصلی و پرکننده، نور پردازی کم نور و پر نور، نور سخت و نرم، HDR، عکاسی ضد نور، نوردهی طولانی، عمق میدان، انتخاب دیافراگم، سرعت شاتر و iso و... عناصر قابل بررسی و تعیین کننده‌ی عادات نورپردازی یا همان امضای عکس هستند.نورپردازیرنگ بندی: انتخاب رنگ‌های گرم، سرد، خنثی، هارمونی رنگ‌های مختلف، کنتراست رنگ‌های مختلف، استفاده‌ی رنگ‌ها برای انتقال مفاهیم خاص صنعتی، طبیعی، شفادهنده، گران قیمت و... روش‌هایی از رنگ‌بندی است که سبب به‌وجود آمدن ردپای مخصوص عکاس یا همان امضای عکاس می‌شوند.هارمونی و کنتراست رنگکادربندی و زاویه‌ی دید:این دو مقوله تا حدود زیادی به هم شبیه هستند.انواع کادربندی به معنای نما یا مساحت قابل ملاحظه در اطراف موضوع تصویربرداری است. به ترتیب اکستریم لانگ شات ELS، لانگ شات LS، فول شات FS، مدیوم شات MS، مدیوم کلوزآپ MCU، کلوزآپ CU، اکستریم کلوزآپ ECU.انواع کادرانواع زاویه دید، موجب انتقال مفاهیمی مثل ضعیف بودن، بزرگ بودن، رمانتیک بودن، ترسناک جلوه دادن، کوچک بودن سوژه در مقابل محیط و... می‌شود. مانند زاویه دید بالای سر، زاویه دید پرنده، زاویه دید از بالا، زاویه دید سطح چشم، زاویه دید از پایین، زاویه دید کرم، زاویه دید هلندی، زاویه دید واید (گسترده).انواع زاویه دیدویرایش تصویر:حتما با عکاس‌هایی مواجه شده‌اید که از آسمان ابری و آبی روز، آسمانی هفت رنگ و رویایی می‌سازند. تصویر‌ صورت‌های صاف و رویایی، مناظر ستاره باران و رنگ‌های غیرطبیعی و هم‌چنان دل‌پذیر و دل‌فریب. این تصاویر نتیجه‌ی خلاقیت عکاس در ویرایش و تا حدودی ترکیب هنر عکاسی با نقاشی است. که تاثیر به‌سزایی در شناخت امضای عکاس می‌گذارد.ویرایش فانتزیدوربین:ابتدایی‌ترین عنصر تعیین کننده‌ی امضای یک عکاس تجهیزات مورد استفاده اوست. تاثیر دوربین در کیفیت عکس و امکانات آن برای انواع عکاسی غیر قابل انکار است. فرا داده‌ها و امضای مخصوص لنز هر دوربین، مخفی ترین عنصر امضای عکس هستند. این موضوع به قدری امضای عکس دقیقی را در اختیار ما قرار می‌دهد که پلیس اف‌بی‌آی با استفاده از این موضوع مجرمین را شناسایی یا مکان‌یابی می‌کند!شکل هندسی هر پیکسل و مقدار بسیار زیادی محاسبات ریاضی برای تعیین هویت دوربین (در لینک ارائه شده قابل مشاهده است). فراداده (متا دیتا): این اطلاعات شامل دوربین استفاده شده، موقعیت مکانی عکس و نکاتی که اپلیکیشن دوربین یا ویرایشگر ثبت می‌کند، می‌باشد. توصیه می‌شود برای رعایت حریم خصوصی و امنیت، قبل از انتشار هر عکس این اطلاعات ناخواسته را حذف کنید. نحوه حذف متادیتا قبل از انتشار عکسانتشار اثر انگشت متداول‌ترین متادیتاست، که معمولا به آن توجه نمی‌کنیم.فواید داشتن سبک فردی مشخص در عکاسی و پایبندی به آن: موجب شناخته‌شدن شما می‌شود. مفهومی که می‌خواهید به دنیا ارائه بدهید بیشتر پرداخته و جا افتاده می‌شود. در یک روش کلی تمرین می‌کنید و حرفه‌ای می‌شوید.آسیب‌های داشتن امضا و سبک فردی مشخص در عکاسی به صورت انحصاری و زیاده‌روی در آن:موجب شناخته‌شدن شما می‌شود! گاهی شناخته‌شدن به ضرر ماست.خلاقیت خود را محدود می‌کنید. جمع‌بندیبه طور معمول پس از ایجاد یک سبک توسط عکاسان کار کشته و معروف، تازه‌کارها با تقلید از این سبک به تولید محتوا می‌پردازند. هر چند در تقلید هم امضای شخصی عکاس قابل بررسی است.عکس اصلی از عباس عطار و تقلید سبکمی‌توانیم با تحقیق در موارد عنوان شده، سبک خود را بنا کنیم، در تقلید بزرگان حرفه‌ای و خلاقانه عمل کنیم. شاید یکی از ما مفاهیم والایی را به ثبت برسانیم که نقطه‌ی عطفی در تاریخ عکاسی باشد. برای بهتر جا افتادن این موضوع، می‌توانید امضای عکاس را در این تصویر تحلیل کنید و برای ما کامنت کنید.عناصر امضای عکاس و سبک فردی را بررسی کنید.این مطلب برای دومین شماره‌ی مجله مرکب نوشته و منتشر می‌شود. اگر هنوز با این مجله آشنا نیستید، می‌توانید از این پست شروع کنید: https://virgool.io/morakab-mag/%D8%AD%D8%B1%DA%A9%D8%AA%DB%8C-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D9%88%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%84-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D8%B1%D8%B3%D9%85%DB%8C-%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%AC%D9%84%D9%87-%D9%85%D9%8F%D8%B1%D9%8E%DA%A9%D9%91%D8%A8-cg0evrkuaths گروه هنر https://virgool.io/morakab-mag/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%AA%D8%B1%D9%88%D9%85%D9%86-%D8%B4%D9%88-the-truman-show-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7-%D8%B3%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA-yfv6e3wilpvc  https://virgool.io/morakab-mag/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A2%D9%84%D8%A8%D9%88%D9%85-%D8%A8%DB%8C%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%B1%D9%88%DA%A9%D9%88-ronroco-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%DA%AF%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D8%B1-qbzvl1vgk0c9 </description>
                <category>NewBorn#1001</category>
                <author>NewBorn#1001</author>
                <pubDate>Mon, 23 Aug 2021 14:02:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زمستان آمد | WinterFell</title>
                <link>https://virgool.io/@fateme2001/%D8%B2%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D9%85%D8%AF-|-WinterFell-srrovwhomfji</link>
                <description>Game of thrones S1E3_ All rights served for NewBorn#1001 ?Game of thrones S1E3_ All rights served for NewBorn#1001 \Game of thrones S1E3_ All rights served for NewBorn#1001 Game of thrones S1E3_ All rights served for NewBorn#1001 Game of thrones S1E3_ All rights served for NewBorn#1001 Game of thrones S1E3_ All rights served for NewBorn#1001 Game of thrones S1E3_ All rights served for NewBorn#1001 Game of thrones S1E3_ All rights served for NewBorn#1001 Game of thrones S1E3_ All rights served for NewBorn#1001 Game of thrones S1E3_ All rights served for NewBorn#1001 Game of thrones S1E3_ All rights served for NewBorn#1001 Game of thrones S1E3_ All rights served for NewBorn#1001 Game of thrones S1E3_ All rights served for NewBorn#1001 Game of thrones S1E3_ All rights served for NewBorn#1001 Game of thrones S1E3_ All rights served for NewBorn#1001 Game of thrones S1E3_ All rights served for NewBorn#1001 Game of thrones S1E3_ All rights served for NewBorn#1001 Game of thrones S1E3_ All rights served for NewBorn#1001 Game of thrones S1E3_ All rights served for NewBorn#1001 Game of thrones S1E3_ All rights served for NewBorn#1001 Game of thrones S1E3_ All rights served for NewBorn#1001 سلام به همه‌ی اهالی جدید و قدیم ویرگول.احوالتون چطوره؟ کرونا دقیقا بهمن پارسال شروع شد. مدارس تعطیل شدن و دانش‌آموز ها و دانشجوها بعد یه مدت استراحت، آموزش مجازی رو شروع کردن. ولی من مدت‌ها قبل از کرونا، آموزش مجازی رو شروع کرده بودم. در نتیجه نه وقفه‌ای در کارم افتاد و نه تغییری پیش اومد. مزایای آموزش آنلاین تقریبا بر همگان واضح و مبرهن است: صرفه‌جویی در زمان رفت و آمدتمرکز روی یادگیریفرض کنید، قراره به کلاس حضوری برید. باید از قبل حاضر بشید. بخشی از مغز به فکر مرتب و آراسته بودن ظاهره. تماشای مجدد کلاسدرس ریاضی، کاملا فهمیدنیه. پس ده ثانیه حواس پرتی در کلاس حضوری مساوی با از دست دادن مطلب. و حتی ممکنه اون مفهوم برای من سخت باشه و زمان بیش‌تری برای یادگیریش لازم داشته باشم. خیلی کم پیش میاد، معلمی انقدر صبور باشه که ده بار دیگه توضیح بده. و... شما بگید. آموزش مجازی چه ویژگی خاصی داره؟واردکلاس آنلاین شده، صدا را قطع می‌کند و می‌خوابد.بی تکنولوژی هرگزحداقل استفاد‌ه‌ی من از تکنولوژی، گوش دادن موسیقی با هدفون، حین کار کردن هست.شما چطور؟ ترجیح می‌دید با موسیقی کار کنید یا در سکوت؟زندگی کنکوریم به روال عادی برگشت.  دوستان ابتدایی تا دبیرستان رو پیدا کردم و تا اعلام نتیجه سرگرم معاشرت تلگرامی با دوستان بودم. مفیدترین بخش معاشرت‌ها، آشنایی با یک گروه از بچه‌های ویرگول بود. در کنار هم، کتاب خوندیم، فیلم دیدیم و برداشت‌های خودمون رو به اشتراک گذاشتیم. افسانه‌های کهن ایرانی رو به هم معرفی کردیم. موسیقی ارزشمند و زیبا به اشتراک گذاشتیم و بازی‌های گروهی و Plato رو امتحان کردیم.انتخاب رشته و تکنولوژیبرای انتخاب رشته با کمک شبکه اجتماعی گسترده، از کسانی که این رشته رو خونده بودن مشورت گرفتم. تست شخصیت، نظر پدر و مادر و در نهایت سعی کردم درسای این رشته رو امتحانی بخونم.کتابخونه‌های تعطیل1-خوندن کتاب با تبلت: قطعا دشمن چشم و گردنه. حالا اگر از اپلیکیشن‌های تغییر نور آبی به نور قرمز استفاده کنیم، چشم کم‌تر اذیت میشه. درست بشینیم، گردن کم تر اذیت میشه.در صورتی که جمله یا کلمه‌ای رو متوجه نشیم، با سرچ ساده و سریع؛ یادش می‌گیریم.قابلیت نوشتن نکات، هایلایت کردن و خط کشیدن؛ بدون آسیب رسوندن به اصل کتاب.بعلاوه‌ی چاپ نشدن کتاب و قطع درخت، هزینه کم‌تر، مطالعه کتاب در هر زمان و مکان دل‌خواه و قابلیت بزرگ کردن متن کتاب تا سایز دل‌خواه.2-کتاب صوتی:یه هندزفری با کیفیت و دانلود فایل صوتی کتاب. و در نتیجه چاپ نشدن کتاب روی کاغذ و قطع درخت، هزینه کم‌تر، شنیدن کتاب در هر زمان و مکان دل‌خواه و صحیح خونده شدن تمام جمله‌ها.خرید آنلاین: توفیق اجباریِ بهترین خریدخب مثلا من میخوام گوشی بخرم. تو سایت‌های مختلف، مارک و مدل گوشی رو انتخاب می‌کنم. مثلا Galaxy A11، و به نمایندگی سامسونگ میرم و میخرمش.حالا خرید آنلاین چطوریه؟ تمام قیمت‌های بازار رو می‌بینم، مناسب‌ترین قیمت رو با مقایسه‌ی با دقت جزئیات، انتخاب می‌کنم. مغازه بسته نمی‌شه، مغازه‌دار خسته نمی‌شه... با خیال راحت انتخاب کن. تخفیف‌های سایت‌هارو بررسی کن و ازشون استفاده کن.گواهینامه‌ی رانندگی:بعد کنکور چی می‌چسبه؟ استراحت! بعدشم گواهینامه. &quot;آیین‌نامه و مسائل تئوری تو شهری&quot; رو با کمک اپلیکیشن‌های آموزش و آزمون به راحتی یاد بگیر و پاس کن.حالا که به لطف قرنطینه کلی وقت بیکاری داریم. می‌تونی کلی وقت بذاری و بهترین ویدیوهای آموزشی رو استفاده کنی. چی بهتر می‌شد؟تکنولوژی در خدمت یادگیریعینک واقعیت مجازی، شبیه ساز فرمون و دنده و کلاج، و تمرین. صد بار بدون نگرانی پارک دوبل رو تمرین میکردیم. چطور تو ترافیک سنگین رانندگی کنیم؟ شب؟ جاده‌ی شلوغ؟ هرچیزی در قالب بازی جذاب‌تر میشه. کار نیکو کردن هم از پر کردن است. من در اسارت تکنولوژیدوست داری چه استفاده‌ای از اینستاگرام داشته باشی؟خواب رو به هم می‌ریزه. ساعت‌ها بیخودی می‌گردیم تو صفحه‌ها؛ بدون هدف. همه رو Mute کن و مورد علاقه‌هات رو با امکان جدید اینستاگرام، علامت بزن و فقط همونا رو دنبال کن.اعلان برای بلاگ‌های مورد علاقهمن بلاگرهای مورد علاقه‌ام رو دنبال می‌کنم و اگر مطلب جالب و الهام بخشی ببینم یادداشت می‌کنم. اگر بعد چند روز از پیجی، چیزی عاید من نشد، راحت شناسایی و حذف میشه.واتس اپ و فامیلبزرگترین شب یلدای تاریخ ایران! تمامی فرزندان و نوادگان و نتیجه و نبیره‌های پدربزرگِ پدرم؛ دور یک کرسی مجازی.هرکدوم یه جای ایران ساکن هستن، وقتی قرنطینه نبود، خیلیا رو حتی تو عروسی‌ها هم نمی‌دیدیم.درس‌افزارِ من و شادِ خواهرمدانلود و تماشای کلاس‌های شاد و تمام سامانه‌های دانشجویی رایگان هست. فیلم‌های تکمیلی رو هم می‌تونیم ببینیم.مدرسه‌ی تلویزیون ایران و همایش‌های آنلاین و سراسری دانشگاه‌هامثلا من از دانشگاه بوعلی، در حال حاضر دانشجوی دوره‌ی امدادگری دانشکاه گرمسار هستم. در صورتی که آموزش مجازی نبود، من کجا و سمنان کجا.فراهم بودن شرایط یادگیری بهتر:مثلا با اپلیکیشن PhotoMath، از تمرین ریاضی مد نظر، عکس بگیر. راه حلش رو با جزئیات و توضیحات عالی؛ ببین.به راحتی جایی که معلم یا استاد کامل توضیح نداده رو با این توضیح یاد بگیر.سبک من برا تقویت زبان اینگلیسی و ترکی:فیلم سینمایی و سریال: تماشا با زیرنویس ---&gt; اضافه کردن زیرنویس زبان اصلی + فارسی با اپلیکیشن MXPlayer بعد از انتخاب زیرنویس دوم، گزینه‌ی Add رو انتخاب کنید.سریال‌‌ برای آموزش گزینه‌ی بهتریه. چون کلمه‌ها تکرار میشن، فضای کلمه‌ها ثابته و دیالوگ‌ها مرتبطن.کلمه‌ای که متوجه نشم رو سریع سرچ می‌کنم و ادامه میدم. با اپلیکشنی مثل Fastdic کلمه‌های جدیدی که سرچ کردم رو ذخیره و مرور می‌کنم.مقاله های ساده:مطلب مورد علاقه‌اتون رو سرچ کنید و تلاش کنید بخونیدش.دسترسی به مطالب زبان اصلی و توانایی ترجمه‌شون یکی از بزرگ‌ترین مزیت‌های تکنولولوژیه.حالا اگر تلاش کنیم مثل یک پسیج امتحان زبان باهاشون برخورد کنیم، به مرور توانایی خوندن مطالب رو کسب میکنیم.منبع من برای مقاله‌های مفید، ساده و کوتاه: wikihow.comمثلا این مطلب در مورد ترمیم عکس‌های آنالوگ قدیمی رو ببینید:https://www.wikihow.com/Restore-Old-Photographsآهنگ: با کمک اپلیکیشنی مثل MusixMatch یا سرچ ساده ی گوگل، متن آهنگ‌های مورد علاقه‌تون رو پیدا کنید، و تلاش کنید ترجمه‌اش کنید. و در نهایت:تکنولوژی‌هایی که نیازشون دارم ولی اختراع نشدن، یا در دسترس همه نیستن:گجتی برا انتقال بو:وسط کرونایی چطور عطر و ادکلن بخریم؟ نام این گجتِ استوانه‌ای شکل OPhone است و بو را انتقال می‌دهد.دوربینی به کیفیت چشم:ماه رو تو آسمون نگاه میکنم و محو زیباییش میشم، ولی وقتی عکس می‌گیرم، منظره عوض شده!قابلیت استفاده از S pen با همین کیفیت روی همه‌ی گوشی‌ها:همونطور که هندزفری یک گجت روزمره شده، قلم هم میتونه!دستیار پزشک و پرستار:ربات یا گجت کوچیکی با قابلیت‌های بیمکسحافظه‌ی ذخیره‌سازی بی‌نهایت:با امنیت بالا و هزینه‌ی پایینتماس تصویری با تکنولوژی هولوگرام هفت بعدی:چی بهتر از این؟تماس تصویری سه بعدی جنگ ستارگاندستیار شخصی گوشی:هست. ولی آیا به اندازه کافی امن هست؟ در دسترس همه نیست، پشتیبانی فارسیش کامل نیست.جارویس برای تونی استارکگجتی که وضعیت گلدون‌هام رو کنترل کنه:کی زمان آب دادنه؟ ریشه‌ها تو چه وضعی هستن؟ گلدون باید عوض بشه؟ ویروس، قارچ، شته؟؟؟فعلا تا تکنولوژی به اونجا برسه، با این سر کنیم.و اما:مهم تریننننننننننمیکرو چیپی که تمام درس‌هارو با سرعت USB4 تو مغزمون آپلود کنه.خب بیش‌تر از این نمی‌تونم به تکنولوژی‌های آینده فکر کنم. همون‌طور که مردم صد سال پیش نمی‌تونستن حدسی از تکنولوژی‌های امروز داشته باشن. ولی آرزو می‌کنم، استفاده از تکنولوژی‌های فعلی برای همه‌ی مردم هرچه زودتر ممکن بشه. پ.ن:وینترفل، در بازی تاج و تحت، اسم شهری بود که لرد استارک و خانواده‌ش اونجا زندگی می‌کردن.این اسم بازگشت وایت واکرها رو زمستان طولانی رو پیش‌بینی می‌کرد.من وایت واکر هارو با کرونا عوض کردم.</description>
                <category>NewBorn#1001</category>
                <author>NewBorn#1001</author>
                <pubDate>Thu, 31 Dec 2020 23:51:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>#نه_به_زبان_های_سخت</title>
                <link>https://virgool.io/@fateme2001/%D9%86%D9%87%D8%A8%D9%87%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D8%AE%D8%AA-ioyjzkgirdfj</link>
                <description>به نظرم اگر یه لطفی کنن رسم الخط! رو به یه چیز ساده تغییر بدن، زندگی عمیقاً زیباتر میشه:) یعالمه نمره بیست تو دفتر املای بچه‌های ابتدایی اضافه میشه. فقط یه سریا که کمین می‌کنن غلط املایی رو بگن یکی از بزرگ‌ترین جذابیت‌های زندگیشونو از دست میدن:)به علاوه‌ی این‌که صفحه کلید من زودتر خراب میشه. چون حجم کار &quot;س&quot; و &quot;ص&quot; و &quot;ث&quot; میفته رو دوش یه دکمه.نصف عمرم رو داشتم فرق گزار و گذار می‌خوندم. خداوکیلی کجای این دنیا اون دنیامون قراره تاثیر داشته باشه:/؟ ضزذظ؟ غق؟ حه؟ صسث؟ همزه و الف که بماند...داستان اون‌جایی جالب‌تر میشه که کتاب ادبیات فارسی دبیرستان هم نمی‌دونه چی درسته و تو هر صفحه یه مدل می‌نویسه. :)اینگلیسی هم که بدتر از فارسی! یه ساعت باید فکر کنی: ea یا ee یا ou یا uo???? یا auo? یا auodio? یا pause? fiuruos? cureuos? siriuos? اعتراض فوق، در مورد زبان چینی! آلمانی! و سایر سخت‌های دنیا هم صدق می‌کند.تنبل‌ها و شاخ‌های مجازی، توجه فرمایید این ساده‌سازی! بدین معنا نیست که شما می‌توانید به جای آره بنویسید آرع!!! یا به جای عزیزم از عضیزم یا به جای لفظ آقا! از عاقا! یا آغا استفاده کنید. یا هر حرکت ضایع دیگر.از نظر &quot;اخلاقی&quot; این‌که غلط املایی کسی را در فرق سرش بکوبیم، زشت است! از نظر &quot;خیلی اخلاقی&quot;! این‌که در پاسخ با زور و بدبختی کلمه‌ی غلط را در بی ربط‌ترین جمله‌ی ممکن جای بدهیم که بفهمد هم، زشت است.از نظر &quot;خیلی مسئولیت‌پذیر در قبال زبان فارسی&quot; می‌توانیم یواشکی به فرد بگوییم! آن هم در صورتی که فرد خاطی! با ما خودمانی باشد!ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هکسره، املا، فارسی را پاس بداریم، عربی را فارسی جمع نبنیدم و بالعکس؛ مهم هستند... ولی لطفا به دستور زبان فارسی هم ایمان بیاورید. تا کجا شیوه بلاغی؟ ای کسانی که سیسِ فینگلیش دارید، حداقل با قوانین رسم الخط اینگلیسی بنویسید.پذیرای تمام کامنت‌های مخالف هستم! فقط یک دقیقه قبلش به این فکر کنید که قلباً نمی‌خواید همه چی آسون‌تر بشه؟ </description>
                <category>NewBorn#1001</category>
                <author>NewBorn#1001</author>
                <pubDate>Wed, 02 Sep 2020 21:40:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بلای خانمان سوز</title>
                <link>https://virgool.io/@fateme2001/%D8%A8%D9%84%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D9%88%D8%B2-tmwagmq4qhs8</link>
                <description>با صدای آلارم گوشی بیدار شد. خوابش نمیومد ولی چون کلا خواب مزه میده زنگ رو قطع کرد و دوباره خوابید. بعد چهار پنج ساعت اضافه خوابیدن بالاخره بیدار شد. گوشی رو برداشت و نت رو روشن کرد. اینستاگرام رو باز کرد و شروع کرد به دیدن استوری های بیخود و باخود کسایی که اسمشونو گذاشته بود دوست.از استوری اول ناراحت ماشین نداشتنش شد. از استوری دوم ناراحت بیرون نرفتن و کافه نرفتنش شد. از استوری بعدی نگران پوست جوش جوشی و طبیعی خودش شد. از استوری بعدی ناراحت ایفون نداشتنش شد. بعد نگاه کرد دید فلانی رو که فالو کرده بوده، اکسپت نکرده یه دور هم برای اون غصه خورد. بعد دید فلانی رو بهش سه روز وقت داده بوده فالو بک بده وگرنه انفالو! اونم یه هفته اس بک نداده!اخر سر هم با اعصاب داغون شروع کرد جوکای صد قرن پیش رو بصورت بی مزه تر تو استوریای فلان کمدین بی نمک نگاه کردن. بعد هم که وقت ناهار بود ولی هنوز صبونه نخورده بود.یهو تو ذهنش اومد فلان خواننده رو فالو کردم، فلانی ببینه راجع به من چی فکر میکنه؟ نکنه چون پیج فلان چیز مسخره رو فالو کردم کسی فکر کنه من آدم بیخودی ام؟ نکنه این پست رو لایک کردم یکی ببینه مسخره ام کنه!بعد هم توی لیست دوستان! شروع کرد بیوهای رنگ و وارنگشونو خوندن و غصه خوردن که چرا فلان یونی! قبول نشده یا فلان سازو نمیزنه. چرا تولدش مثل تولد این دوست نبوده؟ چرا اونیکی دوست پستاشو لایک نمیکنه؟ چرا تولد این یکی به اصطلاح دوست دعوت نشده؟بعد هم که مامان خانوم با هوار داد بردش سر ناهار تا یکم وسط این کار طاقت فرسا استراحت کنه.</description>
                <category>NewBorn#1001</category>
                <author>NewBorn#1001</author>
                <pubDate>Tue, 25 Aug 2020 18:50:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آخیششششش</title>
                <link>https://virgool.io/@fateme2001/%D8%A2%D8%AE%DB%8C%D8%B4%D8%B4%D8%B4%D8%B4%D8%B4-wuxgxq125g7u</link>
                <description>فکر کن یه مدت طولانی داری ریاضت! میکشی و به خودت میگه بعد این یه سال همه چی تمومه. آزادیییییبعد از جلسه کنکور میای خونه و انقد بیکاری که یه ساعت زل زدی به دیوار:)جدا ازین که نمیدونم اسم این بیماری چیه؟پیشنهادتون چیه برای دوران پسا کنکور با در نظر گرفتن کرونا؟</description>
                <category>NewBorn#1001</category>
                <author>NewBorn#1001</author>
                <pubDate>Fri, 21 Aug 2020 16:30:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از خویش بریدن و بدو پیوستن</title>
                <link>https://virgool.io/@fateme2001/%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D9%88%DB%8C%D8%B4-%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D9%88-%D8%A8%D8%AF%D9%88-%D9%BE%DB%8C%D9%88%D8%B3%D8%AA%D9%86-qia5m98ljrva</link>
                <description>(عطار)هروقت که میرفتم خونشون، کلی آتیش میسوزوندم با دخترش. برام ترشی آلبالو کنار میذاشت. لواشک میفرستاد:) هروقت بغلم میکرد انقد محکم بغل میکرد که قلنجم میشکست. خیلی مهربون بود.بهش میگفتم خاله. خاله واقعی نه الکی.از دنیا رفت.حالا به خاطر این وضع دنیا، حتی نمیتونم برم پیش دخترش باشم. حالا حتی نمیدونم چطور باید با دخترش صحبت کنم.یه روز تو مدرسه، اومدن در کلاسمون. بهم گفتن مدیر گفته وسایلمو جمع کنم برم دفترش.بهم گفت داییم تصادف کرده. باید برم خونه که پیش خواهرم باشم. گفت هیچ اتفاقی نیفتاده. همه سالمن.تو راه زنگ زدم به بابام. صداش گرفته بود.تو ذهنم بدترین اتفاق رو تصور کردم. اینکه خانواده دایی زخمی شدن.ولی بابام گفت زنداییم فوت کرده.یکی از عمه های بابام که خیلی هم دوست داشتنی بود، بغلم میکرد و بهم میگفت چشمام اونو یاد برادر مرحومش (پدربزرگم) میندازه. خیلی کوچیک بودم. رفتیم یه جایی که همه سیاه پوشیده بودن و عکس عمه، روبان سیاه داشت!نمیتونستم بفهمم چرا چشمام خشک نمیشن. چشمم که به عکس میفتاد، دیگه نمیتونستم اشک رو کنترل کنم.ان شاالله خدا همه ی عزیزانتون رو براتون حفظ کنه.همیشه یهویی اتفاق میفته. اگه میخوای حال و احوال کسی رو بپرسی و فکر میکنی وقت سر خاروندن نداری، همین الان همه ی کاراتو بذار کنار. کارای زندگی، همیشه هستن! ولی آدمای زندگی معلوم نیس باشن. </description>
                <category>NewBorn#1001</category>
                <author>NewBorn#1001</author>
                <pubDate>Sat, 18 Jul 2020 21:40:49 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مغازه‌ی زندگیِ تازه | به دیگر سخن: Newborn</title>
                <link>https://virgool.io/cafegame/%D9%85%D8%BA%D8%A7%D8%B2%D9%87%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D9%90-%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%AE%D9%86-newborn-d7dkwm53sjh3</link>
                <description>  تزئینی ساخته شده با نرم افزار پروفشنالِ پینت! پیرو موضوع &quot;تلاش&quot; و &quot;غیرت&quot; قسمتی از افسانه مولان+ خب اول از همه بهم بگو اسمت چیه؟ چند سالته؟_ چه اهمیتی داره؟ هرچی دلت میخواد صدام کن دم آخری. اون همه فرم اولش ازم گرفتن:/ + ببین دخترجون!نمیشه که هرجور خودت خواستی پیش بریم! اینجا یه روند مشخص داره:/_ پوف! همونطور که میدونی اسمم مِهره. 18 سالمه.+ خوبه. حالا بهم بگو چه توانایی هایی داری؟ _ هیچی. من فقط بلدم بخورم و بخوابم و روز به روز چاق تر شم.+ خوبه. خب دیگه چی؟_ بلدم وقتی یعالمه کار مهم دارم بگیرم بخوابم.+ اینم خوبه. دیگه چی؟_ من بلدم وقتی چیزی باب میلم پیش نمیره، نعره ی هیولایی بکشم.+ اوه! این یکی از بقیه جالب تر بود. خب؟_ ای بابا! تو برا چیته ضعفای منو بدونی؟ خودم اینارو میدونم که میخوام این زندگیِ گ*و تموم کنم:/+ تو اصلا قصد همکاری نداری! پاشو برو یه جای دیگ اصلا.(چند ثانیه سکوت. دخترک به دیوار خیره میشود!)_ باشه. چی باید بگم؟+ توانایی هات_ بابا جان من توانایی ندارم!! گفتم که من فقط بلدم بخورم بخوابم غر بزنم گریه کنم!+ خب بهم بگو چی کشوندتت اینجا؟ _ من بلد نیستم تلاش کنم! بلد نیستم خرخون باشم! من نمیتونم بشینم یه گوشه و درسمو بخونم! من نمیتونم خودمو کنترل کنم اهنگ گوش ندم یا فیلم نبینم! من نمیتونم فکرمو ندم به بازی!+ اااا... پس فیلم بین خوبی هستی! _ نه! من تمام فیلمو میزنم جلو تا فقط بفهمم تهش چی میشه.+ خب اینم یه سبکه. گفتی آهنگ؟ حتما به موسیقی خیلی علاقه داری. تا حالا رفتی سمت یادگیریش؟_ نه! من فقط شنیدنشو دوست دارم. یادگرفتنش سخته. + خوندن چطور؟_ صدای من افتضاحه. دوست داشتم. ولی... چی بگم؟ خودت داری میشنوی دیگه. یه مدتم تو گروه سرود گروه کر بودم. چندتایی هم رتبه آوردیم. ولی خب به خاطر این بود که صدای من تو صدای بقیه گم میشد.+ اینطوری هم نیست. داورا صداهای ناکوک و فالشو تشخیص میدن. گفتی گیمری. دقیقا چیا بازی میکنی؟_ نه من گیمر نیستم! استراتژی بازی بلد نیستم. من همیشه بازنده ام.+ آاا... مطمئنی؟ همه ی بازی ها؟_ آره بابا! من حتی بلد نیستم با بروبچه ها فیفا بزنم! انگشتام میپیچن به هم دکمه ها گم میشن!+ خب قرار نیس همه فیفا بازی کنن. بقیه بازی ها چی؟_ ببین خانوم بذار خیالتو راحت کنم. من استعداد هیچ بازی ای ندارم.+خب تو جمعا پس یه گوشه میشینی و نگاه میکنی؟_راستش، نه. +خب؟_ من متقاعدشون میکنم بازی ای که منم بلدم رو انجام بدیم.+ من فکر کردم گفتی هیچی بلد نیستی؟_ نه خب هیچی هیچی هم نه. مثلا من پانتومیمم خیلی خوبه ^^ بروبچ دعواشون میشه سر تیم من?+ اوووو. خب دیگه چی؟_ یه کم هم مافیا. نیس که دروغگوی خوبی ام، اونجا خیلی خفنم ?+حالا شاید بهتر باشه نگی دروغگو. فن بیانت خوبه._ من با خودم صادقم. تو زندگی باید به هرکی هم که دروغ میگی با خودت صادق باشی. همش بخاطر توانایی دروغگوییمه. ?+ به هر حال این خیلی خوبه! ما هروقت دور هم جع شیم فقط حرف میزنیم! _ دکی تو خیلی از مرحله پرتی ها. مهمونی های مردمو ندیدی. همین دوستای خودم. همیشه بازیای خفن دارن تو مهمونیشون. + ای بابا، تو از کجا میدونی؟ مگه تو مهمونیاشون بودی؟ از دوستات برام بگو؟_ نبودم ولی عکساشونو که میبینم! راست دکی من دوست ندارم. ینی دارما. به تعداد موهای سرم آشنا دارم. ولی دوست صمیمی ندارم. مثلا روز تولدم اینطوری نیس که سوپرایز و کادو داشته باشم.+ ینی هیچ کس بهت تبریک نمیگه؟ این که خیلی وحشتناکه؟_ نه خب. هیچکس هم نه. عمه خاله عمو دایی که همیشه زنگ میزنن. اونا حساب نیستن. فک فامیلا تو گروه یه پیام یه خطی میدن. یا مثلا دخترداییم حتما زنگ میزنه. یه دوستی هم دارم که مثه خودت روانشناسه. همیشه تولدمو از یه هفته جلوتر تبریک میگه. یه پسردایی هم دارم که یه جورایی داداش کوچیکه ام حساب میشه. اون همیشه تولدم بهم پیام میده.بقیه هم! هرکی استوری کیک تولدمو ببینه شاید یه تبریکی بگه. مثلا بیست سی نفر از کل فالورام.+ اینا کمه؟ ? من که همیشه فکر میکردم خیلی همه به یادم هستن، نهایتا یکی دو تا اس ام اس میگیرم:/_ آره دیگه کمه! بقیه رو ندیدی خانم دکتر!!!! وای دکی باید استوری هاشونو ببینی. کلی شاخه گل و سوپرایز تو کافی شاپ و از بیرون میان که میان خونه همه دوستاشون جمعن و سوپرایزشون میکنن. من چی؟ همیشه تولدام فقط مامان بابام هستن. ?+ باشه حالا قیافتو اونطوری نکن. ینی انقدر اینا اذیتت میکنه که حوصله‌ی زندگی رو نداری؟؟؟_ نه بابا دکترجون. انقدرام دیوونه نیستم. راستش من از کنکور خسته شدم. میترسم از نتیجه اش. چی باید جواب مامان بابامو بدم؟ من اصلا اونطوری که باید تلاش نکردم.+ چطور مگه؟ ینی الان هیچی بلد نیستی؟_ نه حالا هیچی هیچی هم نه. زیست و شیمیم خوبه. دینیم هم خوبه. بقیه ولی زیاد خوب نیستن. آزمون جامع هارو همیشه افتضاح میزنم.+ ینی اصلا پیشرفت نمیکنی؟ همینا که بلدی خوبه دیگه._ چرا. خنگ که نیستم! ولی خب دکتر اینهمه آدم تو کنکور شرکت کردن. رتبه های ازمونارو ببین! غولن غوللل. من با کدومشون میتونم رقابت کنم؟+ مگه قراره با اونا رقابت کنی؟_ دکی جوک میگی هاااا. بابا من این حرفای بهترینِ خودت باش، بهترینِ عمه ات باشو حفظم. + ببین مهر، مهر فقط باید با مهر پارسال مقایسه بشه. نمیشه که بگی مهر امسال اصلا خوب عمل نکرد، بعد بیای بارون مهر رو با بارون آبان مقایسه کنی. مهر مهره، آبان آبان. منقطی اینه که بگیم، وضعیت جوی و میزان بارانِ مهر امسال بهتر از مهر پارسال بوده._ بابا ولم کن جون عزیزت. اسم منو کردی بازیچه؟ + ببین مهر عزیزم، تو همش داری خودتو با بقیه مقایسه میکنی. لابد منم باید خودمو بایه روانشناس خفنی مثل فروید و یونگ و کی و کی مقایسه کنم و برم خودکشی کنم چون ششصد تا نظریه علمی ندارم و صد تا کتاب به همه ی زبان های دنیا ترجمه شده ننوشتم؟_ آره دیگ:/ با سطح پایینا مقایسه کنی که تا ابد همینجایی که هستی میمونی لامذهب. چرا هی میخوای منو قانع کنی:/ به خودت بیا مرد! ببخشید زن!+ مهر! آبان!! آذررر!! تو به خودت بیا!بیا این دفتر منو ببین.ببین من هرسال حداقل چهل درصد نسبت به سال قبل موفق تر عمل کردم. این یعنی من دارم رشد میکنم. این یعنی من کارمو خوب انجام دادم. من حس میکنم آدم مفیدی برای جامعه ام و همین بسه.بهم بگو اگر کنکور امسال قبول نشی چی میشه؟_ رسما بدبخت میشم. مامان بابا منو میکشنننن.+ تا حالا کتکت زدن؟_ :/ دکتر تو هم مجنونی هستی برا خودت. معلومه که نزدن. من منظورم این بود که خیلی ناراحت میشن. حتما دعوام میکنن. من مطمئنم از کلی چیز محروم میشم!! من صد سالمه هنوز یه گوشی ندارم. من کلی امید و آرزو داشتم. قرار بود بعد قبول شدنم برام لپتاپ بخرن! تو اصلا چه میفهمی من چی میگم آخه. تو خودت اختیار داری چی بخری چی نخری. تو اختیار داری کی بری بیرون کی خونه بمونی. تو خودت گوشی داری دکی. چه میفهمی من بی گوشی چطور زندگی میکنم!+ تو همین الان داشتی از فضای مجازی و زنگ و گروه پیام و استوری حرف میزدی!_بابا انقدرم که دیگه بدبخت نیستم. یه تبلت قراضه ای دارم. البته مال خود خودم که نیس. مال ابجیمم هست. یدونه ازون گوشیای عهد تیر کمون سنگی هم دارم.+ اصلا الان با چی داری مینویسی:/؟_ ای بابا. تو انگار اصلا نمیفهمی درد من چیه. خب من الان لپتاپ و کامپیوتر دارم. ولی مال خود خودم نیس. مال خانواده است.+ حالا چه فرقی میکنه مال خودت یا چی؟ اصلا اینو ولش کن. خودت قبول داری که کم کاری کردی برا کنکور یا نه؟_ قبول دارم.+مگه نمیدونی این یه قانون طبیعیه؟ گفتی دینیت خوبه دیگه. باید اینو بدونی. خب وقتی تلاشتو نکردی، باید این اتفاقای بعدشم قبول کنی.بهم بگو دوس داری چیکاره بشی؟_ هعی. این خودش چهار تا ویزیت دیگه میطلبه. اع راستی دکی اسم مطبتو که زدی مغازه، اسم ویزیت رو عوض نکردی؟ بگذریم. در کل، چیزی که تو ذهنمه. برام خیلی مهمه. ولی رسیدن بهش انقدر سخته که رستمم نمیتونه.+ببینم، تو میدونستی انقدر سخته و تنبلی کردی؟ خب حالا اینم ولش کن. تو برگه ی معرفی ات گفته بودی کتاب دوس داری. رمان عاشقانه هم میخوندی؟_ آره. چه ربطی داره:/ ؟ +ببین یه سناریو تعریف میکنم. تو بهم بگی این ادما واقعا عاشق هم بودن یا ادا بودن._عجب:/ چطور باید بفهمم خب؟+ببین به مثالمم خوب گوش کن. یه نفر عاشق یه نفر دیگه است و بهش میگه من برای تو جونمم میدم. بعد میره خواستگاریش. بهش میگن تو باید یه شغل خوب داشته باشی که بتونی زندگیتو جمع و جور کنی. یارو هم میبینه هیچ جوره نمیتونه و بیخیال میشه. به دختره میگه لیاقت تو بیشتر از منه و میره سراغ یه عشق دیگه!_ اوکی دکی. من فهمیدم چی میخوای بگی. من خودم یه پا مشاورم. ببین دکی. اگه اون رشته رو قبول نشم دنیام به آخر نمیرسه.+پاشو گمشو مهر جان. تو رسما خل و چلی. تو خودت میدونی چته.بعدیییییییپاشو دیگه هنوز نشسته:/_ باشه. من رفتم. ولی خدایی من ترجیح میدم کرونا بگیرم بمیرم تا اینکه  کنکورم خراب شه.+دروغ میگی._ آااام... آره:/ خب خدافظ دکتر جون. شاید دوباره اومدم پیشت.+ ببین تمرین کن که خودتو با خودت مقایسه کنی. دفعه بعد باید درست شده باشی ها._ سعیمو میکنم:/ من دقیقا همینقدر سردرگمم و جواب همه ی سوالامم خودم میدونم.خدانگهدار!</description>
                <category>NewBorn#1001</category>
                <author>NewBorn#1001</author>
                <pubDate>Tue, 14 Jul 2020 15:07:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روزی که اگر امیرکبیر بود، می‌گریست!</title>
                <link>https://virgool.io/@fateme2001/%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%DA%A9%D8%A8%DB%8C%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D9%85%DB%8C%DA%AF%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D8%AA-mcpr27g0lour</link>
                <description>سال 1264 قمرى، نخستين برنامه‌ى دولت ايران براى واکسن زدن به فرمان اميرکبير آغاز شد.در آن برنامه، کودکان و نوجوانانى ايرانى را آبله‌کوبى مى‌کردند. اما چند روز پس از آغاز آبله‌کوبى به امير کبير خبردادند که مردم از روى ناآگاهى نمى‌خواهند واکسن بزنند. به‌ويژه که چند تن از فالگيرها و دعانويس‌ها در شهر شايعه کرده بودند که واکسن زدن باعث راه ‌يافتن جن به خون انسان مى‌شود.هنگامى که خبر رسيد پنج نفر به علت ابتلا به بيمارى آبله جان باخته‌اند، امير بى‌درنگ فرمان داد هر کسى که حاضر نشود آبله بکوبد بايد پنج تومان به صندوق دولت جريمه بپردازد. او تصور مى کرد که با اين فرمان همه مردم آبله مى‌کوبند. اما نفوذ سخن دعانويس‌ها و نادانى مردم بيش از آن بود که فرمان امير را بپذيرند. شمارى که پول کافى داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبله‌کوبى سرباز زدند. شمارى ديگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان مى‌شدند يا از شهر بيرون مى‌رفتندروز بيست و هشتم ماه ربيع الاول به امير اطلاع دادند که در همه‌ى شهر تهران و روستاهاى پيرامون آن فقط سى‌صد و سى نفر آبله کوبيده‌اند. در همان روز، پاره دوزى را که فرزندش از بيمارى آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امير به جسد کودک نگريست و آنگاه گفت: ما که براى نجات بچه‌هايتان آبله‌کوب فرستاديم. پيرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امير، به من گفته بودند که اگر بچه را آبله بکوبيم جن زده مى‌شود. امير فرياد کشيد: واى از جهل و نادانى، حال، گذشته از اينکه فرزندت را از دست داده‌اى بايد پنج تومان هم جريمه بدهي.. پيرمرد با التماس گفت: باور کنيد که هيچ ندارم.. اميرکبير دست در جيب خود کرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حکم برنمى‌گردد، اين پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز.چند دقيقه ديگر، بقالى را آوردند که فرزند او نيز از آبله مرده بود. اين بار اميرکبير ديگر نتوانست تحمل کند. روى صندلى نشست و با حالى زار شروع به گريستن کرد...در آن هنگام ميرزا آقاخان وارد شد. او در کمتر زمانى اميرکبير را در حال گريستن ديده بود. علت را پرسيد و ملازمان امير گفتند که دو کودک شيرخوار پاره دوز و بقالى از بيمارى آبله مرده‌اند. ميرزا آقاخان با شگفتى گفت: عجب، من تصور مى‌کردم که ميرزا احمدخان، پسر امير، مرده است که او اين چنين هاى‌هاى مى‌گريد. سپس، به امير نزديک شد و گفت: گريستن، آن هم به اين گونه، براى دو بچه‌ى شيرخوار بقال و چقال در شأن شما نيست.امير سر برداشت و با خشم به او نگريست، آنچنان که ميرزا آقاخان از ترس بر خود لرزيد. امير اشک‌هايش را پاک کرد و گفت: خاموش باش. تا زمانى که ما سرپرستى اين ملت را بر عهده داريم، مسئول مرگشان ما هستيم.ميرزا آقاخان آهسته گفت: ولى اينان خود در اثر جهل آبله نکوبيده‌اند.امير با صداى رسا گفت: و مسئول جهلشان نيز ما هستيم.. اگر ما در هر روستا و کوچه و خيابانى مدرسه بسازيم و کتابخانه ايجاد کنيم، دعانويس‌ها بساطشان را جمع مى‌کنند. تمام ايرانى‌ها اولاد حقيقى من هستند و من از اين مى‌گريم که چرا اين مردم بايد اين قدر جاهل باشند که در اثر نکوبيدن آبله بميرند.مسئول جهلشان نيز ما هستيم...چون وقتی ماسک کم بود، افراد سالم ماسک نیاز نداشتند! &quot;کودک شیر خواره‌ی بقالِ&quot; این دوره رو اگر میخواید ببینید با اینکه خیلی دلخراشه، میتونید سرچ کنید، ببینید. بچه ها کرونا نمیگیرند!!!!اع ببخشید اشتباه شد. الان امتحان کردیم، گرفتن. سخت هم گرفتن!چی میشه گفت؟</description>
                <category>NewBorn#1001</category>
                <author>NewBorn#1001</author>
                <pubDate>Wed, 08 Jul 2020 23:40:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گزارش 6839 ام</title>
                <link>https://virgool.io/@fateme2001/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-6839-%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D9%88%D9%82%D8%AA-czwy1ev2rred</link>
                <description>از تیم تحقیقاتی زمین به کنفدراسیون راه شیری گزارش 6839 ام:جدیدن فهمیدم اینجا همه میدونن کنکور بده. ولی کسی کاری براش نمیکنه.شصت و یک درون مغزم تا الان یک میلیون تا مگا سوپر ترانزیستور پن اتمیک بایدگریدیبل سی و هفت زیریچ سوزونده بابت این موضوع. تقریبا دو برابر تعداد خیارشور هایی که خوردم.جدیدن فهمیدم یه تعدادی مریضی هستن که اصن از اول رو یه کنکوری کشف شده. مثلا من خودم به یکیش مبتلا شدم.میدونم کنکور دارممیدونم باید اینبار موفق شممیدونم بیکار بودن و خوابیدن لذت ندارهمیدونم تهش چی میشه چون یبار دیدمولی هنوزم دارم درس نمیخونم.به پیوست چند نمونه &quot;بیوپسی با سوزن&quot; از سلول های مغزی مرتبط با ترس، شعور، آینده نگری جهت بررسی بیماریِ بدنِ زمینیِ من ارسال میگردد.بیماری دیگر: درسایی که نخونده بودم جز بیست درصد حذف شده بودن، ولی من ناراحت شدم که حذف شدن.واقعیتش نمیدونم این به کدوم قسمت از سلول های مغزی مرتبطه، فعلا همون شعور رو بررسی کنید.همچنان در تلاشم تا قابلیت های این مغز ناتوان رو کشف کنم، و وادارش کنم درس بخونه. به پیوست بخشی از سلول های سوخته ی مغزی در اثر مقاومت به خواب حین درس، جهت بررسی ارسال میگردد.تماس فرت</description>
                <category>NewBorn#1001</category>
                <author>NewBorn#1001</author>
                <pubDate>Tue, 09 Jun 2020 03:21:24 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کنکور رو قورت بده | Be a Konkur Senate</title>
                <link>https://virgool.io/@fateme2001/%DA%A9%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%B1-%D8%B1%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D8%AF%D9%87-be-a-konkur-senate-yg4qsfwxw2sj</link>
                <description>برای انجام کارهای سخت از جمله کنکور! باید آمادگی کامل فیزیولوژیک داشته باشیم. آمادگی فیزیولوژیک یعنی یه چیزی تو این مایه‌ها: هماهنگی غدد درون ریز و اعصاب و دستگاه های بدن و وضعیت پایدار روان.نکته! این مطلب به طور کلی در مورد راه‌های افزایش بازدهی مغزه.البته راه‌ها در قالب مثال‌های کنکوری هستن.ولی می‌تونه برای همه مفید باشه.خب چطور آمادگی فیزیولوژیک داشته باشیم!؟1- به روح اعتقاد داشته باشاولین چیزی که باید در مورد کنکور بدونی نحوه‌ی طراحی سوالات هست. سوالات کنکور معمولا به این صورته که تعدادی از سوالا برای آی‌کیو بالا طراحی میشه. تعدادی هم برای آی‌کیو های پایین طراحی میشه. (بیشتر آزمونای استاندارد همینطورن.) و درصد زیادی از سوالات متوسط هستند. (نمودار توزیع نرمال)چرا اینو گفتم؟چون در کنکور (و هر کار سخت و خفن دیگه‌ای) کنترل استرس خیلی مهمه.و دونستن این‌که سوالا مریخی نیستن خیلی به آدم آرامش میده.استرس یه چاقوی دولبه‌ایه که زیادی اهمیت بدی بهش هزار تا مریضی سراغت میاد. اهمیت ندی بهش هم، که خب بخور بخواب میکنی تا موعد کنکور! دقیقه ی نود هم که برسه، از استرس باید توی سرویس بهداشتی اطراق کنی! بعد بری دنبال پیدا کردن وقت اضافی و داور بی رحم هم سوت پایان رو میزنه و توجه نمی‌کنه بهت.  ولی خداوکیلی اگه عکس رو برداشتید اسمم رو رو پاک نکنید:( کنکور تجربی 98 (بسته‌ی قرمز عمومیه- بسته صورتی اختصاصی)  شفاف سازی: این نایلونای دور سوالا رو از مراقبه پرسیدم میشه ببرم یادگاری؟ اونم گفت میتونم برشون دارم. سوالارو هم که پرینت گرفتم.  روح و ذهنت رو از چیزای متفرقه‌ خالی نگه دار! تو کنکور پارسال یه جمعیت زیادی از ترس و اضطراب افتاده بودن به هشتک پراکنی در اینستاگرام. که آقا سهمیه فلان بذار یا سهمیه فلان رو بردار!!! به خاطر سیل و زلزله و فلان و فلان کنکور رو بندازید عقب! خب اینارو میگم که چی؟یه عده‌ی دیگه همون موقع نشسته بودن درس می‌خوندن. با تمام قواشون.اگه فارغ التحصیل نباشی بزرگترین کمکِ الهی برات فرستاده شده. این همه تعطیلی که شاید تا آخر فروردین هم طول بکشه. (احتمال قوی) حتما به خودت میگی خب بقیه هم تعطیلن. کو اون کمک که میگی!!! سوال خوبیه!! همه تعطیلن ولی حداقل هفتاد درصد بچه ها الان هیجان زده ان و کل وقتشونو دارن سر کرونا و حواشی اون صرف میکنن. اگه فارغ التحصیل هستی نگران این نباش که دیگه همه اندازه‌ی تو وقت دارن! الان بیش‌تر بچه‌های طفل معصوم کنکوریِ مدرسه رو، انقدری سردرگم هستن، که در حال درس خوندن نباشن.نامردیه که اونا سردرگمن؟ خب تا جایی که دستت می‌رسه بگو و کمک کن که بیان تو خط! این‌طوری یکم از نامردیه کم میشه:)) هیچ کمکِ در راهِ خدایی هم تو این دنیا بی جواب نمی‌مونه. امتحان کن ;)همون دسته که پارسال تو اینستا از سیل می‌نوشتن الان از کرونا می‌نویسن.باور می‌کنی الان که دارم می‌نویسم به این فک می‌کنم که سیل بود یا زلزله؟! من حتی اتفاقای خونوادگیمونم دنبال نکردم. مثلا تابستونش مامانم داشت از زندگی فلان آقا و همسرش صحبت می‌کرد. واکنش من: مگ اون ازدواج کرده:/یا مثلا بعد کنکور رفتیم بازار لباس بخریم. هر قیمتی رو که می‌شنیدم، واکنش من: جنگه مگهههه:/اولین چیزی که الان رو بورسه، کلاس آنلاینِ معلمای مدرسه است.می‌خوام یه چیز بدآموزی دار بگم. کلا کاری به دبیرای مدرسه و گروه‌های تلگرامیشون نداشته باش. کار خودتو بکن و به راهت اعتماد داشته باش.دومین چیز که الان خیلی مطرح می‌شه بحث تعویق کنکوره.دوتا حالت داره: 1) کنکور عقب میفته و خوش به حال ما میشه چون وقت بیشتر برای خوندن و دوره کردن به دست میاریم. 2) کنکور عقب نمیفته. که خب از اولم قرار بر همین بود و می‌دونستیم قراره کی آزمون بدیم. پس بدون! که ما چیزی طلبکار نیستیم. و معلم مدرسه هم تاثیر آنچنانی در یادگیری و تست زنی نداره. اگه خیلی به معلم مدرسه وابسته بودی، می‌تونی یه سر به سایت رایگان آلا بزنی. و بهترین آموزشا رو از بهترین دبیرا بگیری.سومین مورد هم عقب افتادن امتحان نهاییه.امتحان نهایی به طور کل تاثیری در کنکور نداره. پس با خیال راحت به درسات برس. می‌خوای معدل دیپلمت بالا باشه؟چرا فک می‌کنی تستی خوندن و تشریحی خوندن فرق داره؟مگه میشه یه نفر رو تستای به اون سختی!! مسلط باشه ولی اصل ماجرا رو ندونه و نتونه سوال تشریحی رو حل کنه؟کنکور زبان 98 (بسته‌ی نارنجی عمومیه- بسته زرد اختصاصی)  شفاف سازی دوم: بازم این نایلونای دور سوالا رو از مراقبه پرسیدم میشه ببرم یادگاری؟ اونم گفت میتونم برشون دارم. سوالارو هم که پرینت گرفتم. مجدد خواهش میکنم، خداوکیلی اگه عکس رو برداشتید اسمم رو رو پاک نکنید:(شب امتحانی‌خون‌های عزیز بشتابید.یه چیز دیگه که فکر می‌کنم دونستنش بهت کمک میکنه اینه که در مورد کنکور از الان به بعد دیگه شب امتحانه! هرچیزی که در تمام این مدت تا الان خوندی یه طرف. این چند ماه آخر یه طرف. کاملا کافیه برای رسیدن به درصدای خوب. با یه ساعت مطالعه ی متوسطِ با توجه به خودت! اگه الان تو نقطه ی صفری و ناامید، یه چیزی رو بدون! اگه شروع نکنی، سه چهار ماه دیگه هم تو نقطه‌ی صفری!! ولی اگه شروع کنی قطعا به یه جاهای خوبی می‌رسی:) و هیچ دانش آموزی بعد دوازده سال درس خوندن در نقطه‌ی صفر نیست.یه استادی میگفت وقتی داری برا یه چیزی می‌جنگی، وقتی اون چیز برات مهمه، اسکل باش! و اتفاقای دورت رو نبین.  مثل همون داستانی که قورباغه‌ی کر، صدای قورباغه‌های دیگه رو نمی‌شنید که بهش می‌گفتن نمی‌تونه و فکر می‌کرد دارن تشویقش می‌کنن.برای اهمیت ندادن به اتفاق‌ها ازین الگوریتم استفاده کن:2- به جسم هم اعتقاد داشته باشصبحانه‌ی مقوی و قندی بخور. اول صبحی نون پنیر گردو نخور! حتما شنیدی که میگن پنیر نخور خنگ میشی. به خاطر این‌که هضم پنیر نیاز به کمک مواد دیگه‌ای داره که از مغز گرفته میشه. نون پنیر می‌خورم و بعد ازینکه زیست رو نمی‌فهمم گله می‌کنم:)می‌دونستی سر جلسه کنکور تست تراکم استخوان نمی‌گیرن؟ پس چرا برا تقویت خودت اول صبحی شیر می‌خوری؟ اتفاقا شیر خیلی هم خوبه. ولی اگه اشتبا نزنیم! شبا دیر خوابت می‌بره؟ میتونی شیر عسل بخوری و خیلی راحت‌تر بخوابی.می‌دونستی قند خرما 15 ساعت بعد خوردن در بدن آزاد میشه؟ تصور کن سر جلسه کنکور  خرما می‌خوری و وقتی می‌رسی خونه، می‌خوای بخوابی که خستگیت دربیاد! یهو انرژی خرما آزاد شده و خوابت نمی‌بره. البته حتما سرجلسه کنکور نه! تو همین روزای درس خوندن هم حواست باشه از چه غذایی برا تامین انرژی استفاده می‌کنی.برای این‌که بدونی هرچیزی رو چه زمانی بخوری که انرژیت به وقتش بالا نباشه! و راحت بخوابی؛ حتما به جدول‌های انرژی و کالری غذاها سر بزن.مصرف قهوه متداول ترین روش بازیابی انرژی در جهانِ هستیه.  که دیگه رو من اثر نداره. و اما شما! استفاده زیادش باعث میشه به کافئین عادت کنی. اون‌موقع دیگه دوز پایینش رو بدنت جواب نمی‌ده!! (قهوه ی غلیظ‌تر به معنی دوز بالاتر نیست.) بعلاوه من معده‌ی حساسی دارم و شُکرِ خدا، قهوه رو نمی‌تونه تحمل کنه. (می‌دونستی قهوه اسیدیه؟)- خب پروفسور حالا چی بخورم که خوابم نگیره:/؟+ جایگزین‌های قهوه:1) اسموتی: می‌تونی روش تهیه‌اش رو تو گوگل سرچ کنی. طیف بسیار گسترده‌ای از مواد اولیه داره که همه‌ی مواد لازم نیستن! هرچی رو نداشتی راحت می‌تونی جایگزین کنی. آبمیوه‌گیر و مخلوط‌کن نداری؟ می‌تونی با یه روش بسیار ساده! با گوشکوب موادشو له کنی. البته می‌تونی با چاقو هم خرد کنی.2) شربت‌های خونگی: هر نوع شربتی که در دسترست هست. حتی می‌تونی آب قند غلیظ درست کنی و با رنگ زعفرون تبدیلش کنی به شربت. (البته شهد شربت درست کردن با شکر کار ساده ایه که می‌تونی روش تهیه‌اش رو سرچ کنی.) بازم با سرچ تو گوگل می‌تونی چیزای جالب زیادی پیدا کنی. شربت آبلیمو نخور. فشار خون رو پایین میاره. می‌تونی شربت شیره‌انگور بخوری.3) سرچ در گوگل! برای جایگزین‌های دیگهورزش کن! می‌تونی به قول آقای آوند از گیمیفیکیشنِ ورزش استفاده کنی. (رقص؟ نه! ایروبیک P: )به نشستن روی صندلی عادت کن. همه حداقل یه معلم داشتن که به یکی از بچه‌های کلاس یا حتی خودشون! بگه: مگه صندلیت میخ داره بچه! یه جا بشین دیگه. و خب صندلی کنکورِ همه میخ داره!!!تلاش کن از ساعت هشت تا دوازده روی یه صندلی بشینی. اگه تست بزنی که چه بهتر. این‌طوری بدنت به نشستن عادت می‌کنه و اگه درست نشستن رو هم تمرین کنی گردن درد نمی‌گیری. (هرچقدر زودتر این تمرینو شروع کنی بهتره.)نحوه‌ی &quot;رو صندلی نشستن&quot; خیلی مهمه!می‌دونی مسئول اکسیژن رسانی به مغز رگ‌های نخاع هستن؟اگه یه شلنگ آب از وسطش تا بشه چه اتفاقی میفته؟ بله. آب عبور نمی‌کنه. یا سخت عبور می‌کنه.خب وقتی انقد خم بشینم، چطور اکسیژن بیچاره بتونه خودشو به اون بالا بالاها برسونه؟ همین که سکته مغزی نمی‌کنم! خداروشکر و دمِ خونم گرم! (&quot;خونِ خونم گرم&quot; عجیب غریب شد؟ خب دمِ بدنم گرم)صاف بشین. گردنتو خم نکن و یاد بگیر چشمتو پایین بیاری به جای گردن. تصور کن یه گردنبند طبی بستی و نمیذاره سرت از یه حدی پایین‌تر بیاد. می‌تونی از گردنبند نرم و پارچه‌ای طبی استفاده کنی برا اینکه عادت کنی. (&quot;گردنبندِ سخت&quot; نه تنها کمک نمی‌کنه، بلکه حواست میره پیش اون و بیش‌تر درس خوندنت مختل میشه.)3- به خواب بیشتر از دوتای قبلی اعتقاد داشته باشتمام سعی‌ت رو بکن که قبل ساعت یازده کاراتو تموم کنی بری تو رختخواب و گوشی موبایل هم نبری! نهایتا یه کتاب برای خوندن(تو گوشی ن!)گوشی رو حین درس خوندن و خواب و کارهایی که تمرکز می‌خوان، خیلی دور بذار از خودت. حداقل فاصله پنج متر. هم سطح یا بالاتر از سرت هم نباشه.داستان این نیس که حواست به داخلِ گوشی پرت بشه. موج‌های الکترومغناطیسِ گوشی و سیم‌کارت روی مغز اثر میذارن و یادگیری و تمرکز رو مختل می‌کنن.تلاش کن صبح زود بیدار شی! مثلا به مرور از ساعت پنج و شیش بیدار شی. به دو دلیل:اول اینکه سحر خیز باش تا کامروا باشی.دوم اینکه تمرین کنی و روز کنکور بدنت صد در صد آماده‌ی زود بیدار شدن باشه.داستان چیه؟دقت کردی وقتی از خواب بیدار میشی تا یه مدتی کاملا در هپروتی؟ یه زمانی می‌خواد که مغزتم بیدار بشه و آماده ی یادگیری. با آرزوی موفقیت براتون، خداحافظ شما!پیشنهاد شماره یک: برای از خواب بیدار شدن حتما حتما از مقاله ی فوق العاده‌ی آقای لقمان آوند در اینجا استفاده کن.پیشنهاد شماره دو: برای چطور خوندن درس‌ها برای بالای 70 درصد زدن، مقاله ی فوق العاده مفیدِ آقای سهیل مرادی در اینجا رو از دست نده. این دوتا مقاله انقدر خوبن که دومین باره تو پست‌ها اسمشونو آوردم. باشد که بخونید و استفاده ببرید.نکته شماره یک: این متن حاصل تجربه‌ی شخصی و ساعت‌ها کارگاه مشاوره است. (-چرا به اسم خوت زدی؟ +چون هیچ‌کدوم اونا، همه رو با هم و انقد کامل نگفته بود:))نکته شماره دو: Be a Konkur Senate یعنی سناتور کنکور شو.کنکور یه کلمه ی فرانسویه. گمان نکنید که فینگیلیش نوشتم.انگلیسیش میشه: UEE یا  University Entrance Exam</description>
                <category>NewBorn#1001</category>
                <author>NewBorn#1001</author>
                <pubDate>Mon, 16 Mar 2020 16:14:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حال خوب یعنی مامانت خونه تکونی نکنه.</title>
                <link>https://virgool.io/@fateme2001/%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D8%AE%D9%88%D8%A8-chjnjntxeqia</link>
                <description>خیلی خنک بود! (پیست اسکی _ تاریک دره _ همدان) دخترم! (فرزندم) بدان و آگاه باش:شاید حال بدت نتیجه‌ی اتفاقاتِ زندگیت باشه. ولی حالِ خوبت به خودت بستگی داره.حالِ خوب یعنی ببینی دوستایی داری که فقط برا خوشایندت کاراتو تایید نمیکنن. یعنی دوستی داشته باشی که حواسش به حال و احوالت هست. جای سرزنش و تحقیر، یه دورنمای ترسناک از چیزی که الان هستی نشونت میده و ازت میخواد بری &quot;بالاتر&quot; (دوست عزیزتر از جانم، ازت متشکرم)حال خوب یعنی تو این بازار کنکور و تو این دوره زمونه هنوزم یه مشاور &quot;با معرفت&quot; هست که بدون پول گرفتن و تبلیغ کردن! به بقیه کمک کنه. یا یه مقاله بنویسه و جلوی تمام مافیای کنکور قد علم کنه. (دمتون گرم آقا سهیل)حال خوب یعنی آقای عزیزی هایی هستن که فیلم نه چندان جذابت رو میبینه و تشویقت میکنه برای بهتر و بهتر شدن. یه دورنمای غرور آفرین از پیشرفت نشونت میده.باد برفارو طوری جابجا کرده بود که شبیه بیابون شده بودن (گردنه‌ی اسد آباد _ همدان)حال خوب یعنی بالاخره بتونی با وجود اینکه یه سری چیزا نمیشه که بشن، به تموم چیزای خوبی که میتونن جایگزین اون، اتفاق بیفتن؛ فکر کنی. ازش پرسیدم اسم اینا چیه؟ یکم نگاش کرد و گفت نمیدونم. اگ من بودم کلی صغرا کبرا میچیدم که نوه ام سرگیجه بگیره و مطمئن شه مامان بزرگش داناست. (حیاط خونمون)
حال خوب یعنی مامانت بخاطر کمبود آب، خونه تکونی نکنه.حال خوب یعنی مامانت به همه گفته تست &quot;کنکورونا&quot;ی بچه ام مثبت شده و به طور کل تا چهار ماه آینده از پذیرفتن مهمون معذوریم.حال خوب یعنی صابون کل چربی پوست دستتو برده، ولی با کرم مرطوب کننده اوضاع رو راست و ریست کنی.حال خوب یعنی مردم رعایت بهداشت رو جدی بگیرن، ولی یه بچه با بغض و سکسکه و ترس نگه &quot;نمیخوام کرونا بگیرم&quot;.حال خوب یعنی بالاخره میشه و میتونی، امثال مادرجون ها رو راضی کنی، که برای سلامتی خودش، جاهای شلوغ نره.حال خوب یعنی تا دیشب، داشتی گریه میکردی. الان لبخند میزنی. یعنی بفهمی این مدلِ دنیاست.زنداییم. بهش گفتم این تنگ شیشه‌ای جون میده برا تراریوم. فوری دادش بهم. مامانم. کلی تیغ رفت تو دستش تا کمکم کنه درستش کنم.حال خوب یعنی به یه دوستی گفتم قرار نیس بعد این رنج قوی شم. درگوشی گفت: قراره قوی شی! و در کمتر از چند ساعت، میبینم داره اتفاق میفته.حال خوب یعنی یه دوست، که کلی احساس خوبِ درک شدن رو بهت میده.حال خوب یعنی چیز زیادی در دنیای مادیِ من تغییر نکرده ولی حالم خوبه.به باباش اصرار میکرد که اجازه بده با کاپشنش سر بخوره. باباشم نمیذاشت. اون پسره یکم دو دل نگاهشون کرد. تویوپِ تو دستش رو داد به باباهه. باباهه با ذوق بچه اشو سوار کرد و باهم سر خوردن. آخرای راه تویوپ چپه شد. بچهه کلی برفی شده بود. ولی قهقهه میزد:] (حیدره پشت شهر _ همدان) 
نهایتاً حال خوب یعنی ببینی، حال خوب تو چه چیزای ساده ایه و حال بد تو چه چیزای پیچیده ای. بعد به حال بدت حق بدی و سرزنشش نکنی. از حال بدت، حالت بد نشه، که تو یه چرخه ی بازخورد جهنمی گیر نکنی. دخترم! بیشتر حال خوب! وقتی اتفاق میفته که تو حتی به خوب بودنشون، فکر هم نمیکنی. (زیر نویس عکس ها)یه مهندس کشاورزیِ مهربون بود. گفتم خیلی کاکتوس دوست دارم، بهم اجازه داد برم تو گلخونه شون و کاکتوساشونو ببینم. اجازه داد کلی عکس بگیرم. یعالمه بچه کاکتوس هم بهم هدیه داد. (باغ تحقیقاتی جهاد کشاورزی _ همدان )
نکات تکمیلی:1- حال خوب یعنی چون عجله دارم و حالمم خوبه، خودمو مجبور نمیکنم، کلی &quot;کنترل+شیفت+2&quot; بگیرم. (نیم فاصله)2- ولش کن. (مدیونمید فکر کنید به یه آهنگ جدیدی ربط داره)3- حال خوب یعنی چون فتوشاپ رو نصب نمیکنم که حواسم پرت نشه، برا امضای عکسم از نرم افزار فوقِ حرفه‌ایِ paint استفاده میکنم.4- خداحافظی کرده بودم. خودم میدونم.5- حال خوب یعنی با یه حال خوب دو تا موضوع مسابقه رو میزنم و به روی خودمم نمیارم.6- زود بیدار شدم! تا حدودِ زیادی &quot;مرسی آقای لقمان آوند&quot;   البته بیشتر مرسی ویرگول که انقد این مقاله رو تو انتخاب سردبیر نگه داشتی:/// بسسه دیگهههههمثلِ همیشه داشتیم با بابا از مدرسه برمی‌گشتیم. نمیدونم چی تو این دیدم که ازش خواستم تو بلوار به اون شلوغی وایسه. اونم قبول کرد :] (بلوار شهید احمدی روشن _ کوه الوند _ روبروی دانشگاه بوعلی _ همدان)دوستی را دوست معنا می دهدقهر هم با دوست معنا می دهدهیچ کس با دشمن خود، قهر نیستقهریِ او هم نشان دوستی‌ستقیصر امین پور _ شعر کامل https://smarteen.ir/good-mood/ </description>
                <category>NewBorn#1001</category>
                <author>NewBorn#1001</author>
                <pubDate>Mon, 02 Mar 2020 06:07:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مشتاقانه چشم به راه تعطیلات تابستانه هستم.</title>
                <link>https://virgool.io/@fateme2001/%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%86%D8%B4%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%AA%D8%B9%D8%B7%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%85-vdpgs66ewqgv</link>
                <description>&quot;بهم میاد؟&quot; رنده عبدالفتاح (Does my head look big in this)مشتاقانه چشم به راه تعطیلات تابستانه هستم.چشم به راه روز ها و شب‌های تابستان با سیمونه و الین. تلافی تمام سینما نرفتن های این سه سال. تلافی تمام این شش ماه ندیدنشان. تلافی تمام کافه نرفتن ها. (نتونستم اینو نگم!!! دیگه نمیتونم تلافی کافه نرفتن هارو دربیارم. قیمت ها بشدت نجومی شدن)چشم به راه حرف زدن با آدام.مشتاقانه منتظر رفتن پیش مدیر مدرسه و دیدن چشم هایش هستم، وقتی دارم آخرین خبرها درباره کنکورم را به او می‌دهم.مشتاقانه منتظرم که ببینم سیمونه و الین های دورم قبول شده اند و نقشه می‌کشند برای آینده شان.مشتاقانه منتظرم کانال‌های کنکوری تلگرامم را ترک کنم. پیج های کنکوری اینستا را حتی بلاک کنم!! این سایت لعنتی آموزشگاه آنلاین را از بوکمارک ها حذف کنم.به جای خواندن فصل گوارش برای بار شش هزارم در چهار سال گذاشته!!! آیین نامه را بجوم.کتابخانه هایم در کل خانه را از  هرچه که کنکوری است و یا حتی ذره ای بوی کنکور می‌دهد، پاک سازی کنم.مشتاق ریختن کتاب ها در جعبه و تحویل دادنشان به کتابخانه ای، دانش آموزی یا حتی فروش آنها هستم.عید 99 سومین عیدی است که با هندزفری آهنگ &quot;عید امسال&quot; را گوش میدهم:عید امسال من یکم درگیرم...عید امسال من تنها، همینجا میمونمهیچ جا نمیرم اینجا تو این خونه ام&quot;ولی نوبت مام میشه اینو میدونم&quot; بعد بلند با آهنگ میخوانم: &quot;امسال که نشد ولی سال دیگه کاری میکنم که لحظه ها زیبا شن&quot; از سالن لعنتی آزمون که بیرون آمدم فقط به یک کلمه فکر کنم:  DONNNNE_تمااااممم_BITTTTDIامسال از کنکور که آمدم اولین کارم آهنگ &quot;از اول&quot; را گوش دادن بود.این بار باید یک آهنگ حماسی بخوانم:&quot;تیم قهرمان ایران؛ قهرمان بمان ایران!تا همیشه باشیم ما، پیروز میدان… &quot;امسال به هر مهمانی رفتم! توضیح دادم&quot; &quot;چه شد که کنکور نشد&quot;مشتاقانه منتظر مهمانی های تابستان و شب نشینی ها با عمه کاساندرا و دایی طریق هستم. شب های فیلم دیدن و زردآلو های حیاط را چیدن با پدر مادرم.منتظر تاب بازی با خواهرممنتظر بیرون رفتن و خندیدن و جفنگ گفتن با لیلا و یاسمینبیش تر از پنج سال است که حیاط را نگاه میکنم و به خودم میگویم &quot;باید کلی عکس ازینجا بگیری&quot; بعد برمیگردم به اتاقم و یا درس میخوانم و یا در اینترنت غرق میشم.تابستان باید کلی عکس بگیرم. حیف که آخرین سالی‌ست که اینجاییم.مشتاقانه منتظر گرفتن گوشی جدیدم هستم.منتظرم تمام ناتمام هایم را تمام کنم.شاید وقتش رسیده که منم ازینجا برم.دلم برای تک تک دوستانم در ویرگول تنگ میشه. به اینجا اعتیاد داشتم و ترک کردنش برام سخته. ولی از یک چیز مهم برای یه چیز مهم تر موقتا می‌گذرم. امیدوارم همه‌تون حالتون خوب باشه و خوب بمونید. موفق باشید.خدانگهدارتون</description>
                <category>NewBorn#1001</category>
                <author>NewBorn#1001</author>
                <pubDate>Sun, 23 Feb 2020 23:40:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دوست من</title>
                <link>https://virgool.io/@fateme2001/%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D9%86-gmiyldchykcq</link>
                <description>دوست من!اي دوست من! آن‌چه از من می‌بینی، در اصل من نيستم.این ظاهرم لباسی است، كه از نخ‌های تساهل، با دقت بافته شده‌است تا مرا از دخالت‌های بی‌جای تو و تو را از عقایدِ من محافظت كند.و اما زیر این لباس... آن ذات بزرگ و پنهان، كه او را «من» می‌خوانمش، راز ناشناخته ايست، كه در اعماق وجودم جای دارد و كسی جز من آن را درك نتواند كرد. و در آنجا برای هميشه ناشناخته و پنهان خواهد ماند.دوست من! نمی‌خواهم تمام سخنان و كردارم را باور كنی. زيرا سخنان من پژواکِ انديشه‌های تو و كردارم نيز، سايه‌های آرزوهای تو است!دوست من! اگر بگويي باد به سوی مشرق می‌ورزد، فی الفور تاییدت می‌کنم، كه آري! به سوی مشرق می‌وزد. زيرا نمی‌خواهم بفهمی که اندیشه‌ی من دریایی است. در حالی‌كه بادها، تار و پود فرسوده‌ی افكار قديمی‌ات را از هم گسيخته و آن را متلاشی كرده و ديگر نمی‌توانی افكار عميق مرا، كه بر درياها در حال اهتزاز است، درک كنی. من هم نمی‌خواهم تو آن را دريابی! زيرا دوست دارم در دريا، به تنهایی سير كنم. زيرا دوست دارم در دريا، به تنهایی سير كنم.دوست من! چون خورشيدِ روزِ تو، طلوع كند، تاريكیِ شبِ من فرا می‌رسد. با اين‌حال از پشتِ حجاب‌ِ شب، درباره‌ی پرتوهای طلايیِ خورشيد با تو سخن می‌گويم. &quot;هنگام ظهر، بر قله‌ی كوه‌ها و بر فرازِ تپه‌ها به رقص در می‌آيد؛ از ظلمات و تاريكی در‌ه‌ها و دشت‌ها خبر می‌دهد.&quot;در اين باره با تو سخن خواهم گفت! زيرا تو نمی‌توانی سرودهای شبانه‌ام را بشنوی.و ردِ مرا در ميان ستارگان نمی‌بينی. و چه خوب است كه نمی‌شنوی و نمی‌بينی. زيرا دوست دارم در تنهایی، شب زنده‌داری كنم. چون خورشيدِ روزِ تو، طلوع كند، تاريكیِ شبِ من فرا می‌رسد.دوست من! وقتی تو به آسمانت صعود می‌كنی، من به سوی دوزخِ خود سرازير می‌شوم.و با اين‌كه دره‌ای صعب العبور، میان ما را سد کرده‌است، يک‌ديگر را صدا می‌زنيم و ديگری را دوست خطاب می‌كنيم.وقتی تو به آسمانت صعود می‌كنی، من به سوی دوزخِ خود سرازير می‌شوم.من نمی‌خواهم تو دوزخ مرا ببينی. زيرا شعله‌هايش چشمانت را می‌سوزاند و دودِ آن بينیِ تو را می‌آزارد.من نمی‌خواهم تو دوزخ مرا ببينی. و بهتر است كه من در دوزخِ خود، تنها باشم.دوست من! تو می‌گويی: حقيقت و پاكدامنی و زيبايی را، سخت دوست می‌داری.  به خاطر تو می‌گويم:شايسته است كه انسان چنين صفاتی را دوست بدارد. حال آن‌که در دل، به عشقِ تو می‌خندم و خنده‌ی خود را كتمان می‌کنم. من می‎خواهم تنها بخندم.دوست من! تو انسانی درخورِ ستايش، هوشيار و فرزانه هستی.تو يک انسانِ كاملی. اما من! ديوانه‌ای بيش نيستم. كه از عالم عجيب و غريب تو، دورم. من ديوانگیِ خود را از تو پنهان می‌كنم. من می‌خواهم در عالم جنون نيز، تنها باشم.ای انسانِ عاقلِ هوشيار! تو دوست من نيستی! چگونه تو را قانع کنم که این تفاوت ها را درک کنی؟راهِ من، راهِ تو نيست. اما باهم راه می‌رویم! دست در دست...بازنویسی ترجمه ی &quot;دوست من&quot; &quot;جبران خلیل جبران&quot; &quot;پیامبر و دیوانه&quot;</description>
                <category>NewBorn#1001</category>
                <author>NewBorn#1001</author>
                <pubDate>Sat, 22 Feb 2020 03:47:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مسابقه دست انداز | همدلی</title>
                <link>https://virgool.io/@fateme2001/%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D9%87-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85%D8%AF%D9%84%DB%8C-v0sxdyfkn281</link>
                <description>مطلبی که برای مسابقه نوشتم اسم غلط اندازی داشت و حذف شد! لطفا این پست رو بخونید. با تشکر فراوان https://virgool.io/@fateme2001/%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D8%AE%DB%8C%D9%84%DB%8C-%DA%AF%D9%8F%D9%86%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-vzkjtdflttx3 مطلبی که برای مسابقه نوشتم اسم غلط اندازی داشت و حذف شد! لطفا این پست رو بخونید. مطلبی که برای مسابقه نوشتم اسم غلط اندازی داشت و حذف شد! لطفا این پست رو بخونید. مطلبی که برای مسابقه نوشتم اسم غلط اندازی داشت و حذف شد! لطفا این پست رو بخونید. مطلبی که برای مسابقه نوشتم اسم غلط اندازی داشت و حذف شد! لطفا این پست رو بخونید. مطلبی که برای مسابقه نوشتم اسم غلط اندازی داشت و حذف شد! لطفا این پست رو بخونید. مطلبی که برای مسابقه نوشتم اسم غلط اندازی داشت و حذف شد! لطفا این پست رو بخونید. </description>
                <category>NewBorn#1001</category>
                <author>NewBorn#1001</author>
                <pubDate>Mon, 10 Feb 2020 17:05:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رضا شاه خیلی گُنا داشته :(</title>
                <link>https://virgool.io/@fateme2001/%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D8%AE%DB%8C%D9%84%DB%8C-%DA%AF%D9%8F%D9%86%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-vzkjtdflttx3</link>
                <description>بر همگان واضح و مبرهن است که رضا شاه حداقل چیزی که داشت ابهت بود. ینی در کل همین ی ویژگی شاهانه رو داشت. رضاشاه با ابهت؟؟؟؟* ولی روباه پیر نامرد تاب نیاورد و همین یدونه رو هم ازش گرفت. یه روز رضا شاه از خواب پاشد و تصمیم گرفت یه داد بزنه و یه سفر جدید به ترکیه بره و یه چندتایی قانون و حزب و فرهنگ بدزده و بیاد &quot;بد&quot; اجراش کنه، مملکتو به فناتر بده. (لازم به ذکر است که مدیونید فک کنید بعد رضا شاه کسی ادامه ی راهشو رفته. مثلا ما یه نمونه انقلابی داریم که رفتن ژاپن برگشتن آموزش پرورش ازین رو به اون رو شد.)رضا شاه یه دهن دره عمیق رفت و آماده شد برای داد زدن که یه پیشکار ننه مرده، نامه ی اینگلیس رو داد دستش. رضا شاه نفسش بند اومد و داد زدن رو فراموش کرد. &quot;بخون ببینم&quot;سلام خدمت شاهنشاه ایران، رضاشاه پهلوی، بزرگِ بزرگان، شیرِ شیران و این داستانا.دیروز تو جنگل (روباه باید تو جنگل زندگی کنه دیگه:/) جلسه داشتیم. نتیجه این شد که از شما خواهش کنیم، اگر ممکنه لطف بفرمایید منت بر سر ما بگذارید و اگر دوست داشتید خودتون استعفا بدید و ولیعهدتون محمدرضا بیاد جای شما بشینه. ما فکر کردیم و به این نتیجه رسیدیم: که محمدرضا شاه بهتر تره، شایسته است و اینا.خلاصه ک پاشو جم کن برو. البته! اگر ممکنه لطفا. ( کاسه کوزتو جم کن برو از این خونه امشب/ کاسه کوزتو جم کن برو که به خون تو تشنم &quot;از شاعر خیلی پرحاشیه معاصر&quot; )مبادا خدایی ناکرده زبانم لال فکر کنید که راه دیگه ای هست. (اینا گزینه های روی میزِ ماست...)رضا شاه با ابهتِ ما که از ادب اینگلیس خیلی خوشش اومده بود، به اینگلیس گف &quot;خاک پاتم داآش نگو این حرفارو. رو چِشَم.&quot; بعد هم دستور داد که متن استعفاشو بنویسن و به مردم نشون بدن و محمدرضا شاه هم ب تخت بشینه و تامام. آورده اند که رضاشاه دقیقا بعد خوندن نامه، بصورت کاملا خود جوش، کاسه کوزشو جمع کرد؛ رفت ازین کشور همون شب.-من رفتم. ممد پسرم مراقب مملکت باش. خدافظ.* البته قبل ازون هم ابهتشو تاج الملوک خانم میگرفتن! زمانی که رضا شاه با تاج الملوک خانم ازدواج کرد(هنوز رضا، شاه نشده بود) فک کرد نونش افتاده تو روغن، حالا که با رئیس قذاق ها فامیل شده. بعد تاج الملوک خانم طی مراسمی پوست رضا رو کند و توش کاه پر کرد. رضا که نمیتونست ساکت بشینه و این تاج الملوک خانم اذیتش کنه، تصمیم گرفت از در دیگ ای وارد شه. هوو :) اولیش توران خانوم بود. توران خانوم خیلی ضعیف بود، طفلک 17 سالش بود. در نتیجه در جنگ با تاج الملوک شکست خورد. رضا شاهم گفت نخواستیم اصن طلاقش میدم. ولی میگن طلاقش نداد. غلامرضا پسر توران خانومه.بعدی هم عصمت خانوم بود. ولی ایشون دیگه میدونست چیکار کنه:تاج‌الملوک تعدادی ندیمه داشت که این ندیمه‌ها، در واقع ارتش او محسوب می‌شدند و به نیابت از او، به جنگ با عصمت می‌رفتند. ندیمه‌های مادر محمدرضا(تاج الملوک)، به دستور او، با چوب و چماق به ساختمان عصمت حمله می‌بردند. به محض این‌که عصمت از حمله باخبر می‌شد، در‌های ساختمان را قفل می‌کرد و خود در اتاقی مخفی می‌شد و از آن‌جا به رضا خبر می‌داد. رضا قدم‌زنان، آرام آرام خود را به ساختمان عصمت نزدیک می‌کرد و ندیمه‌ها با دیدن او پا به فرار می‌گذاشتند. آن‌ها پس از فرار مورد مؤاخذه مادر محمدرضا قرار می‌گرفتند که به آن‌ها می‌گفت: ترسو‌ها رضا که ترس ندارد! و سپس می‌افزود: کول باشیزا (خاک بر سرتان!). ندیمه‌ها برای این‌که موقعیت خود را از دست ندهند، هر بار قول می‌دادند که دفعه دیگر استخوان‌های عصمت را خُرد خواهیم کرد! مادر محمدرضا می‌گفت: ببینیم و تعریف کنیم!به ترتیب از راست: تاج الملوک، توران، عصمت (مدل موهاشون چرا یکیه:/ فک کنم اسم این مدل &quot;زن رضاشاهی&quot; باشه)میگن مدتی بعد ازینکه رضاشاه از ایران رفت، توران خانم ازدواج کرد ولی همچنان توی کاخ زندگی میکرد. (بخاطر اینکه مادر شاهپور غلامرضا بود)یه روز میره سراغ محمدرضا شاه و میگه مامانت همه فرش قیمیتیا و جهازی ک رضا برا من گرفته بود رو ازم گرفته. تازه ندیمه هاش تهه قابلمه تفلنام هم خط انداختن. یه چیزی بهش بگو... یه چیزی بهش میگما...(آورده اند که وی خیلی کم توقع بود)این متن رو نوشتم که بگم، رضاشاه خیلی گنا داشته. بیایید با این بدبخت همدلی کنیم. اون از اینگلیس که مودبانه انداختش بیرون. این از تاج الملوک ک زور میگف و &quot;بِیش دَ یُخارِ&quot; (در اصل ینی پنج تا بالاتر. در فرع یه چیزی تو مایه های &quot;همینه ک هست&quot;) این از وضعیت دربار همایونیش، که گیس و گیس کشیِ همایونی توش راه میفتاد و بنده ی خدا دائم درگیر جنگ داخلی بود.اینم از توران خانم که شوهرشو برداشت آورد تو کاخِ شوهر سابقش، بعد آیا این درست است که با این بانوی محترمه اینطوری رفتار کنند؟در پایان میفرمایند: &quot;الله یحب اللایک کنندگان&quot; دستِ شما درد نکنه که لایک میکنید. (اونایی ک لایک نمیکنن هم دستشون درد نکنه. چ کنم دیگ، مهربانم خیلی)</description>
                <category>NewBorn#1001</category>
                <author>NewBorn#1001</author>
                <pubDate>Sun, 09 Feb 2020 16:47:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کنکوری‌ها نخوانند</title>
                <link>https://virgool.io/@fateme2001/%DA%A9%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%D9%86%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF-qy19f78shmrg</link>
                <description>این عکس را فعلا داشته باشید تا بعد بگویم چرا:/ در  آدِنَه گَتِرمَه آدم‌ها وقتی یک کنکوری را می‌بینند، این‌گونه با یکدیگر سخن می‌گویند:_ عععع بچه فلانی ماشالا چقد بزرگ شده میگن امسال کنکوریه... ما پیر شدیم یا بچه‌ها بزرگ؟_ ازون که چیزی درنمیاد نباید خودشو اذیت کنه. سه چار سال پیشم گفتم... باید میرف ی رشته فنی‌حرفه‌ای می‌خوند..._ بچه بهمانی همسن اینه ها... اون رفت فنی :( صد بار بهشون گفتم آینده بچه رو خراب نکنیدا..._ چقد خرجتون دراومده؟ نوچ نوچ. این کلاسارو باید ول کنه. اینا فقط نون دونی هستن... _ کلاس نمیره؟ هیچی نمیاره..._ مشاور نداره؟ تمومه کارش...روی سخنم با مردمان آدِنَ گَتِرمَ است. مگر شما خودتان &quot;چی&quot; هستید؟ اصلا  به دنیا آمده‌ایم که &quot;چی&quot; بشویم؟ _ آقا من کتابی نمی‌تونم بنویسم! تا اینجاشو بزور تحمل کردم  :(+ مجبورت کردن مگه :/ ماجرا ازون‌جا شروع شد که (تن تن علیه رحمه) من با دوستم فیلم ول‌وله رو دیدم و خواستم جای اون سه تا باشم که مدرسه تیزهوشان قبول شدن... تا قبلش هیشکی ازم انتظار نداشت هسته ی اتم بشکافم.تو رویاهامم پا کامپیوتر بودم. حالا خیلی جهت نداشت کارم. ولی می‌دونستم هرچیه به این لنتی وصله ...ولی این مدرسه بهم القا کرد من باید یا دانش آموز ریاضی باشم یا تجربی.اون معلم ریاضی عزیز راهنماییم _  سالای بعد حتی از آموزش دبیرستان هم اخراج شد و رفت ابتدایی _ باعث شد از ریاضی وحشت کنم. _  من سکوت میکنم و شما بگید معلمی که برا راهنمایی دبیرستان انقدر گند زده رو باید ببرن ابتدایی که حساس ترم هست؟؟؟؟+ هی بهت میگم حرف &quot;مشکل‌پخش‌دار&quot; نزن ?و اون یکی معلم مهربون باعث شد دوست داشته باشم زیست رو بیشتر بخونم...اینجوری شد ک حتی برای انتخاب رشته فرصت فکر کردن هم به خودم ندادم. صاف تجربی. مامان بابام خیلی اصرار کردن بریم پیش مشاور یا حداقل بیشتر فک کنم. ولی من موندم رو همون سبک قدیمی ^_^ حرف مرد یکیه و این داستانا.+ مگه تو مردی حالا:/_ اگ گذاشتی حرفمو بزنم ://// + اععع من چیکارت دارم ??کاش یک مشاور میومد اون موقع، می‌گفت:* قرار نیس همه ی شمایی ک نمره هاتون بیسته رشته نظری انتخاب کنید.* قرار نیست کسی ک نمره ریاضیش کمه قید رشته ریاضی رو بزنه:/قرار بود این پست خیلی طولانی بشه. ولی انقد حالمو بد میکنه که همین جا تمومش می‌کنم.راستی اینکه حالِ منو بد می‌کنه معنیش این نیس که تگ حال خوبتو تقسیم کن بی مورد بوده! حال منو بد میکنه چون دیگه نمی‌تونم چیزیو عوض کنم ولی شاید یه نفر بخونه و به خودش، بچه اش، خواهر برادرش؛ کمک کنه انتخاب درستی داشته باشه. ( جمله بندیِ افتضاحی شد! اگ جور بهتری ب ذهنتون رسید بگید اصلاحش کنم.)حالا تهش برا دلجویی و یکم حالِ خوبِ بیشتر یه رو نمایی قراره داشته باشیم :))این شما و این عکسی از دوران سربازی آقای احمدی نژاد و لئوناردو دیکاپریو ^^اگه قدیمیه و صد جا دیدینش دیگ ببخشید من ک اولین بارم بود می‌دیدم...پ.ن : واقعا عکس مال دوران سربازی آقای احمدی نژاد در جبهه اورامان کردستان هست.پ.ن 2: اگه گفتید چی جالبه؟پست من هنوز بازدید نداشته ولی سه نفر لایکش کردن.??? از صمیم قلبم ازشون تشکر می‌کنم ^^  پ.ن3: آدنه گترمه، ینی اسمشو نبر. یه جایی که ایران نیس.</description>
                <category>NewBorn#1001</category>
                <author>NewBorn#1001</author>
                <pubDate>Sat, 25 Jan 2020 10:31:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دوگرایی شخصیتی</title>
                <link>https://virgool.io/@fateme2001/%D8%AF%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA%DB%8C-jwzgt0alzt8h</link>
                <description>برون‌گرا یا درون‌گرا! مسئله این است یا این نیست؟!!طی یک آزمون شخصیتِ معتبر فهمیدم که درون‌گرایی و برون‌گراییِ من دو درصد باهم تفاوت دارن.49 درصد درون‌گرا و 51 درصد برون‌گراو خب این یعنی من دوگرا هستم.حالا می‌خوام در حدی ک خوندم و می‌دونم براتون توضیح بدم: دوگرا دقیقا چیه؟این دو ویژگی شخصیتی بصورت یه طیفه و به هیچ‌وجه دوقطبی نیست.منبع: faraneshیک تعریف کوتاه و جامع در مورد این دو دسته رو به نقل از همین سایت می‌نویسم:درون‌گرا از تعامل اجتماعی خسته می‌شه و برای شارژ شدن احتیاج به تنهایی داره.برون‌گرا از تنها موندن مضطرب می‌شه و برای انرژی گرفتن احتیاج به معاشرت داره.حالا رفتار یک فرد دوگرا چطوریه؟دوگراها بسته به موقعیتشون تصمیم می‌گیرن درون‌گرا یا برون‌گرا باشن.به عنوان مثال من از بودن در جمع خاصی از دوستانم لذت می‌برم. راحت باهاشون صحبت می‌کنم. ولی از یک جمع دیگه ای عذاب می‌کشم و ترجیحم اینه که ساکت بمونم! و بدنبال تنهایی در اون زمان می‌گردم. وقتی تلفنی با فلان آشنا صحبت می‌کنم، به هیچ عنوان صحبتم از دو دقیقه بیشتر نمی‌شه. ولی وقتی مثلا با یکی دیگه از آشناهام حرف می‌زنم حداقل صحبتای معمولی و سریعِ ما  15 تا 20 دقیقه طول می‌کشه. همه ی آدما بالاخره با یک درصدی دو گرا هستن. (تو اون طیفِ بالا به خوبی مشخصه)تا حالا اسم نمودار توزیع نرمال یا زنگوله ای به گوشتون خورده؟؟some people: بعضی از افراد most people: بیشتر افرادطبق این نمودار دو سر طیف که به صورت &quot;افراطی&quot; یک ویژگی رو دارن، از نظر آماری تعدادشون خیلی کمه.به عنوان مثال اگر قد افراد جامعه رو بررسی کنیم افراد خیلی قد کوتاه و خیلی قد بلند، کمن. ولی افراد با قد متوسط خیلی زیادن!! فردی که قدش صفر یا بی‌نهایت باشه هم وجود نداره.این مثال در مورد درون‌گرایی و برون‌گرایی صادقه. هر فردی بالاخره در بخشی از زندگیش نیاز به تنهایی داره و یا ممکنه در بخشی از زندگیش از اینکه تنها باشه بترسه.یادمه بچه که بودم وقتی مهمونامون می‌رفتن یا از مهمونی برمی‌گشتیم خیلی غصه ام می‌گرفت. مخصوصا اگه جمعه بود و قبل غروب میومدیم خونه. معمولا بقیه خانواده زودتر میخوابیدن که شنبه برن سر کارشون. منم می‌نشستم از تنهاییم وحشت می‌کردم:) هیچ چیزی هم نمی‌تونست این حسو از من بگیره. کتاب خوندن، بازی، درس، خواب... هیچی! یکی از مهم ترین خوبیای ورود به فضای مجازی برای من این بود که دیگه هیچ وقت وحشت از تنهایی رو به اون شدت قبلی حس نکنم.وقتی حس می‌کنم تنهام کافیه یکی از دوستانم که آنلاینه رو پیدا کنم و باهاش صحبت کنم! البته منکر آسیب‌های این فضا نیستم. مثلا گاهی حرفی رو می‌زنم که بخاطر همون حسِ پرحرفی و برون‌گرایی بوده. کسی نباید می‌فهمید یا چیزای دیگه.حالا کدومش بهتره؟ درون‌گرایی یابرون‌گرایی؟؟بعضی وقتا با یه جمعی از دوستام میرم بیرون که پیش اونا برونگرا م. در نتیجه برمی‌گردم خونه و می‌بینم انقد گرم حرف زدن و بازی و به طور کل &quot;مصاحبت با اون جمع&quot; بودم؛ که هیچ عکسی از طبیعت یا اون فضا نگرفتم! گاهی هم از &quot;در اون جمع بودن&quot; انقدر در عذابم که قاطیشون نمی‌شم و به جاش کلی عکس می‌گیرم!!! بعضی وقتا انقدر ازشون دور می‌شم که تو همون مسافرت یا گردش اجباری، می‌شینم یه گوشه کتاب می‌خونم! یه وقتایی تو مهمونیای شلوغ تمرین نمایشنامه خوانی می‌کنم!!متنای ادبی یا عاشقانه ای ک دوسشون دارم رو می‌خونم و حتی شاید ویس بگیرم.من همون آدم ام! ولی ممکنه دسته اول فک کنن من یه آدمِ اجتماعی هستم و دسته دوم فک کنن من زبون ندارم!نه درون‌گرا از برون‌گرا بهتره، و نه برعکس. مثلا یه تصور کلیشه‌ای هست که درونگراها متعادل‌تر، خلاق‌تر، باهوش‌تر، و صاف و ساده‌ان. اگر خودت رو برون‌گرا بدونی، احتمالا از این نوع ادعاها اعصابت خراب می‌شه. نگران نباش: هیچ شواهدی وجود نداره که هیچ‌کدوم از این ادعاها درست باشه یا اینکه این خصوصیات از تیپ شخصیتی ناشی بشه. با همهٔ این حرف‌ها، آدم‌هایی که به یکی از دو سمت درون‌گرا یا برون‌گرا متمایلن کمی در برقراری ارتباط با هم مشکل دارن، اما هیچ‌کدوم بهتر یا بدتر از دیگری نیست. ما همه به بی‌شمار شکل مختلف با هم فرق داریم و فقط هم به طیف درون‌گرایی_برون‌گرایی محدود نمی‌شه. گاهی سروکله زدن با دیگران سخت می‌شه، و برای همین به هم برچسب می‌زنیم تا به نظر آسون‌تر برسه.ممکنه تو یه برون‌گرا باشی که دوست داره خیال‌پردازی کنه و به چیزهای مختلف عمیق فکر کنه. ممکنه یه درون‌گرا باشی که عاشق صحبت کردن با آدم‌ها است. ممکنه یه درون‌گرای پرانرژی باشی که بلند حرف می‌زنی. ممکنه یه برون‌گرای حساس باشی که نمی‌دونی توی جمع باید چه کار کنی.به نقل از faranesh.comملخص کلام اینکه:وقتی خودت رو برون‌گرا یا درون‌گرای محض می‌شناسی، کم‌کم این برات تبدیل به یک بهونه می‌شه، ممکنه به خاطرش نیازهای خودت رو نادیده بگیری! هر کسی گاهی نیاز به تنهایی یا در جمع بودن داره. اما اگه تو خودت رو به عنوان یه برون‌گرا بشناسی ممکنه احساس گناه کنی از اینکه روز جمعه با بقیه بیرون نری و از تنهاییت تو خونه لذت ببری.و برعکس، اگر خودت رو درون‌گرا ببینی، ممکنه گردش و بیرون رفتن با دیگران رو رد کنی چون فکر می‌کنی باید بیشتر تنها باشی! و هیچوقت لذت‌های یه مسافرت دوستانه یا دورهمی با هم‌کلاسیات رو تجربه نکنی.خوش‌حال میشم مثال های شما رو در مورد هرکدوم از بخش‌ها بخونم! تجربه‌ی شخصیتون در نقض یا تایید هر بخش.یکی از عکسایی که تو یه گردش اجباری! گرفتم:آسمونِ روستای برفجین _ همدانتوضیحات مفصل، علمی‌تر و دقیق‌تر در مقاله زیر: https://www.pezeshkyemrooz.com/news/psychiatry/%D8%A7%D9%88-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%80%D8%AA- یکی از بهترین سایت‌های آزمون شخصیتاین سایت بالایی یه مدته به مشکل خورده میتونید ازین آزمون استفاده کنید.تحلیل تیپِ شخصیتی  https://smarteen.ir/%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%af%d9%88%da%af%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%b1%d9%88%d9%86%da%af%d8%b1%d8%a7-%db%8c%d8%a7-%d8%af%d8%b1%d9%88%d9%86%da%af%d8%b1%d8%a7%d8%9f/ </description>
                <category>NewBorn#1001</category>
                <author>NewBorn#1001</author>
                <pubDate>Fri, 17 Jan 2020 23:00:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من ادامه میدم! I still fight :)</title>
                <link>https://virgool.io/introverts/%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%85-i-still-fight-b6hiy5rrn6k4</link>
                <description>سلام. این پست میکسی از آهنگای مختلف و یه متن انگیزشیه. اصطلاح &quot;موسیقی انرژی زا&quot; رو الان ساختم(حالا شاید یکی ی جا دیگ هم گفته باشه نمیدونم!) مثه نوشابه ی انرژی زا. هر وقت انرژیتون ته کشید یدونه آهنگ این مدلیو با صدای بلند گوش کنید و سعی کنید &quot;جوگیر&quot; بشید. همونقد که موسیقی حماسی در آدم تاثیر داره &quot;رپ&quot; هم در بر انگیختنِ اعتماد به نفس تاثیر داره. البته رپِ تمیز.این روزگار قلب منو چاک دادخوردم زمین و روبروم وایستاد!گفت که دستام رو بگیر وتا دستام رو بردم سمتش خندید و *** داد :/ بعد اینکه قلبم بشکنه! من بازم ادامه میدم. برای عشق و رسیدن بهش زندگی میکنم و قرار نیست به هیچ عنوان متوقف شم!!! (ترجمه آزاد!!) تو مسیر کنکور با سارقای باهوشی مواجه شدم، که ظاهر موجهی داشتن و اینکه من تا مدت ها نفهمیدم چی ازم دزدیدن!آروزهامو...پولمو...وقتمو...واقعیت هایی در مورد کنکور که حقم بود بدونم...خیلی چیزا!واقعا هنوز نفهمیدم چیا ازم دزدیدن!فعلا مهم هدفه ولی وقتش می رسهکه زندگینامشونو پاره کنم ^_^به اندازه کافی بهم الهام شده تا رشد کنم و منفجر شم!! امروز با یه دوستی صحبت کردم که منطقه سه بود، با امکانات کم...ایشون از یه رتبه خیلی پایین تو سال اول به داروسازی یه شهر خوب تو سال سوم رسیدن.چیزایی که گفت رو تو این دوسال واقعا نشنیده بودم! یا یادم رفته بود!- هر مشاوری برای هر دانش آموزی فایده نداره.-آزمون برای همه کاربردی نیست!-درست درس خوندن از زیاد تست زدن مهم تره.شاید شمایی که میخونی بگی خب اینا که بدیهی ان!ولی نه.برا کنکوریا اینطوریه که صب تا شب چیزای متفاوتی رو میکنن تو سرشون.فکر غالب مردم اینه که کسی که تو یه منطقه محروم درس میخونه و از کلاس کنکور فاصله داره مسیر سخت تری برای موفقیت داره. ولی واقعیت اینه که اگر همچین کسی بخواد بخونه، فرض بر اینکه از منابع خوبی برخوردار باشه و معلم خوب! بدور از هیاهوی بازار کنکور راحت تر میتونه به موفقیت برسه.خدا میدونه که من تا الان چند جلد کتاب خریدم که فک میکردم بدون اونا عمرا بشه و بعد خوندنشون فهمیدم که بدرد نخور تر از اونا اصلا کتاب نیست!!!از اول تابستون میان به دانش آموز استرس میدن اگه تا الان نخوندی اصلا نگران نباشوقت هست و تو جبران میکنی هرچند ممکنه به کسایی که زودتر شروع کردن نرسی. ولی مهر بیاد دیگه تمومه، عمرن بتونی جبران کنی.بعد هرچی که زمان جلو میره این سناریو رو برای ماه جدید میچینن!تا فروردین هم این کارو ادامه میدن.واقعیت داره حرفشون و میشه از هر زمانی ک شروع کردی بترکونی.ولی این قسمت که میگن عمرن برسی ب کسی ک زودتر شروع کرده دروغ محضه!این قسمتی ک ی برنامه میدن و میگن فقط طبق این میتونی موفق شی دروغ محضه!به ما گفتن نمیتونیم! احتمالشو نمیدادن بتونیم. حالا دارن از حسودی میترکن. چون آخرش برنده ی واقعی رو دیدن!!بکوب پاهات و محکم روی زمین و باز، بگواینجا تازه اول مسیره روی پات، بمونانتهای این مبارزه برد با ماستبجنب وقت نیست، پاشو بگو من ادامه می دم :)نمیتونم نفس بکشم. ولی من همچنان میجنگم تا آخرین لحظه ای که میتونم بجنگم. دیروز گذشته و این یه روز دیگه است.امینم یه جای دیگه هم میگه: من حتی رو تختِ مرگمم ادامه میدم. اینو می گم به اون ها که حرف هامو می شنونادامه می دم تا وقتی جونم رو باختمهر چی زخمی تر من وحشی تر می شمهروقت که اراده کردی شروع کنیچشماتو ببند روی همه ی حرفاروی همه ی برنامه های رنگارنگ و کتابای جدیدخودت باشبرنامه خودتو بچینو بهش متعهد باشباور دارم اگر بدون استرس بخونی از کسی که از نوزادیش آزمون داده و تست زده ولی آرامش نداره موفق تر باشی !!!قسمت پی نوشت دو پست قبلمو اینجا کپی میکنم:پاندای کنگ فوکار!!!افسانه ها میگن کسی که این تومار رو بخونه، گردش زمین به دور خودش رو حس میکنه. حتی صدای بال زدن پروانه ها رو هم میشنوه. قدرتی پیدا میکنه که هیچکس نتونه شکستش بده...پاندای کنگ فوکار تومار رو باز کرد و !!!بنگ...خودشو دید :)))و در آخر:»» شکفتیم شکافتیم شتافتیم تا ساختیم :))منتظر نظرتون هستم! (سعی کنید انرژی منفی نباشه!!!)خوشحال میشم این پست رو هم بخونید:) http://vrgl.ir/pg5fb این عکسارو این جا بیارم خیلی بی ربطه؟ by me :Pby me :Pby me :P</description>
                <category>NewBorn#1001</category>
                <author>NewBorn#1001</author>
                <pubDate>Mon, 13 Jan 2020 02:33:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کلی خالی!</title>
                <link>https://virgool.io/@fateme2001/%DA%A9%D9%84%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%84%DB%8C-ukkub5tnokhh</link>
                <description>خالیپوچ، پوک، تهی ، تخلیه، آزاد، رها ، بی سکنه، بلاتصدی، بلامتصدی، بری، عاری، فارغ، صرف، محض، خلوت، خلوتگاه، تُهی، ونگNewborn:دلم خالی میخواد...خالیِ خالیMr.Love :خالی؟چیِ خالی؟Newborn:اوهوم... *_* دنیای خالیخونهء خالیاتاقِ خالی^^منِ خالیتوِ خالی:/ خانوادهء خالی&quot;_&quot;  وقتِ خالیفکرِ خالی?مغزِ خالیتخیلِ خالی^_^ جانِ خالیجهانِ خالیزندگیِ خالی:))) روحِ خالی!!!نَفَسِ خالی...نَفْسِ خالی...پُستِ خالی!?عمرِ خالی?شهرِ خالیکشورِ خالی :/سیاستِ خالی...!اقتصادِ خالیدانشجو و دانش آموزِ خالی...قفسِ خالی +_+حافظهء خالی =]لپتابِ خالی!Y.Yگوشیِ خالیآهنگِ خالی ^o^تَنِ خالیزندانِ خالی :)کتابِ خالیدلِ خالی ❤قابِ خالیدستِ خالی U_Uحرفِ خالیصدرِ خالیتختِ خالی ~_~دیوارِ خالیقلبِ خالی?کاغذِ خالیکُمُدِِ خالیعشقِ خالی?لذتِ خالی...!:/ خشمِ خالی آرامشِ خالی?تُنگِ خالیشُشِ پر :)Newborn:چرندیات رو آقای عبدالمحمدی نوشته دیگه تکراری میشهپَرَندیاتنویسنده : منMr.Love:پر از خالی...اسم پیشنهادیNewborn:باید ی ساحلِ خالی از تمدن بشری هم پیدا کنیم...هست بنظرت؟Mr.Love:آره کلی کوه هم هست.ساحل خالی هم خیلیه...Newborn:کوهی ک خالیه؟ جدی؟Mr.Love:آره :)Newborn:میتونی بگی هنوز خالیه:/ی روزی میاد ک آدم ب همه جا گند زده :)دلم سفید میخواد...سفیدِ سفید...چیِ خالی؟ شما بگید. منتظر کامنتاتون هستم.و اما در آخر ی حرکت کثیف برای دیده شدن!!!!تگ حال خوبتو با من تقسیم کن رو هم میزنم:/ ببخشید!!!</description>
                <category>NewBorn#1001</category>
                <author>NewBorn#1001</author>
                <pubDate>Sun, 05 Jan 2020 01:48:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کاش من ؟ بودم!</title>
                <link>https://virgool.io/@fateme2001/%DA%A9%D8%A7%D8%B4-%D9%85%D9%86-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%85-ijpihzmeiqf2</link>
                <description>سلامواقعیت اینه که من هیچوقت فک نکردم شاید باید یه نفر دیگه بدنیا میومدم! همیشه فک میکردم من میتونم شعبه های دیگه ی این شخصیت ها باشم.حالا بماند که بعد فهمیدم که میتونم همشون باشم و هیچکدوم نباشم، ینی خودم باشم! (آی پیچید چقد:/)&gt;&gt; بچه بودم، دوس داشتم جای تنسی تاکسیدو و چاملی باشم. برم پیش اون آقاهه که اسمش یادم نیست (شیدا خانم فرمودن آقای ووپی) و در مورد تاریخچه وسایل یاد بگیرم!! بزرگتر که شدم دیدم نیاز نیس تنسی تاکسیدو باشم تلویزیون یه چیزایی داره یاد میده. اولین برنامه ای که چشممو گرفت هم کاوش بود. دوس داشتم جای اونا باشم تا برم از نزدیک ببینم هر چیزی رو چطور میسازن یا واقعیتای علمی دیگه رو ببینم. باز که بزرگ تر شدم دیدم اینم نیاز نیس. میتونم تو گوگل سرچ کنم و هر چی که میخوامو یاد بگیرم. &gt;&gt; وقتی هنسل و گرتل رو میخوندم آرزو میکردم جای اونا باشم بعد نقشه میکشیدم چطور پیرزنه نبینتم و از خونه اش:/ شکلات بخورم. یکم که بزرگتر شدم فکر کردم که شکلاتای اون خونه کثیفن. بارونه، برفه، دود کارخونه اس. اصن اینا مهم نیس شاید خونهه هم مثه من بدشانسه و پرنده ها که رد میشن...&gt;&gt; هری پاتر رو که میخوندم فکر میکردم همینه من بدنیا اومدم تا هری پاتر واقعی بشم. اصن خود خودشه دیگه. مخصوصا وقتی اسنیپ هری پاتر رو اذیت میکرد و من یاد معلم خودم میافتادم.ازین تریبون یه سلام گرم میفرستم به معلمای شبیه اسنیپ برای هری پاتر. (مثل اینکه اینجا سلام رسوندن به عمه مشکل پخش داره.)برای فهمیدن زیر نویس بی ربطِ عکس داستان اسنیپ رو ببینید.نوش دارویی و بعدِ مرگ اسنیپ آمدی... &gt;&gt; پرسی جکسون! وقتی میخوندمش میگفتم باید جای همین باشم. خودشه دیگه پیداش کردم. من دقیقا همین توانایی های عجیب غریبو میخوام برا نجات زندگیم. حالا سوال اینه که مگ زندگیم چش بود که نجاتش بدم. برمیگرده به همون دسته از معلما و در این مقال نگنجد. دزد صاعقه&gt;&gt; بازم برای نجات زندگیم! دوس داشتم سایکلاپس (ویکی پدیا) باشم :))&gt;&gt; مدال طلای خفن ترین آرزوی محالم میرسه به فیلم ول وله و بعد هل هله :/ خب احتمال 99.99999 درصد این فیلم ها رو ندیدین. و خب انقد گمنام بود که من عکسی هم ازش پیدا نکردم. فعلا به سازنده هاش یه ایمیل زدم هروقت که بهم لینکی بدن فورا به اشتراک میگذارم. فارغ از بحث تبلیغ آموزشگاه فیلمای قشنگی بودن. من اصلا قبل این فیلما _که حدود 8 یا 9 سال پیش دیدم_ نمیدونستم مدرسه استعداد های درخشان چیه.بعد این فیلم یکی از آرزوهای محالم این بود که مثل شخصیت های اول این فیلما قبول شم. ولی اصلا نمیدونستم باید چیکار کنم و همچنان هم هیچ اطلاعاتی در موردشون نداشتم. فقط سعی کردم بیشتر درس بخونم. (در واقع فقط بخونم چون قبلش درس خون نبودم.)بعد گذشتن یه هفته از دیدن فیلم هم دوباره قیدشو زدم. چهارم بودم خب!! درس خوندن نداشت که!! دوسال بعدهم (ششم) کاملا با سرنوشت و بخت و اقبال مدیر مدرسه ام بزور بابامو راضی کرد که من فقط آزمون رو شرکت کنم... و من قبول شدم :))) بدون هیچ کتاب کمک درسی ای. الانم که اینجام و پشت کنکوری:/  آرزوم اینه که مثل آقای رستگار رحمانی که بعد سربازیش شروع کرد و رتبه یک کنکور شد... خب نه این خیلی دیگه سخته:/ رتبه یک نمیخوام باور کنید! من فقط رتبه خوب میخوام://&gt;&gt; آره خلاصه... یه روزایی هم آرزوم بود مثل ددپول باشم. :) هیچ نکته مثبت خفنی وجود نداره. کشت و کشتارش رو دوس دارم آخه :/ آدم بدا بودن خببب. مهربون و به فکر بقیه هم ک بود. مثلا آخرش رفت هیتلرو تو بخش نوزادان بیمارستان کشت... کاری ندارم که خب اگه هیتلر نباشه یه نفر دیگ؛ شاید حتی بدتر از اون.&gt;&gt; یه وقتایی هم یجور دیوانه واری دوست دارم نقش شخصیتای فیلم ترسناک رو داشته باشم و وسط هیجان باشم. (تا حالا شده بگین چی میشد اگه الان فلان اتفاق خوب یا بد میافتاد و بعد در همون ثانیه براتون اتفاق بیافته؟ و شما تا مدتها فکر میکنید کاش چیز بهتری خواسته بودددمممم. امیدوارم اینطوری نشه که این فیلم ترسناکه واقعی شه. در همین حد فانتزی کافیه:/ )The Nun&gt;&gt; و در نهایت! دوس دارم جای این شعر باشم. نه نه! مخاطب یا متکلم نه:/ خود خود شعر. همینقد معروف، همین قدر دوست داشتنی...امشب در سر شوري دارمامشب در دل نــوري دارم...از شـادي پـر گـيرم کـه رسـم بـه فلکسرود هستي خوانم در بر حور و ملک...در آسمان ها غوغا فکنمسبو بريزم ساغر شکنم&gt;&gt; دلم میخواست جای امینم تو آهنگ Im not afraid هم بودم!!!I’m not afraid to take a standمن نمی ترسم از اینکه وایسم (شاید منظورش ایستادن، توقف کوتاه، کمک گرفتن یا شکست خوردن باشه!)Everybody come take my handهمه بیاین دست های من رو بگیرینWe’ll walk this road together, through the stormما این مسیر رو باهم میریم بین این طوفانWhatever weather, cold or warmهرجور که بود هوا سرد یا گرم، مهم نیست ما میریمJust let you know that, you’re not aloneفقط بدون تو تنها نیستی...When I say Imma do something I do it, I don’t give a damn What you think, I’m doing this for me, so f*** the worldوقتی که من میگم میخوام چیزیو انجام بدم، انجامش میدم من اهمیت نمیدم شما چی فکر میکنین! این کارو برای خودم میکنم پس گورِ بقیه دنیا... (?سانسورچی صدا سیما)دلم میخواد همه ی اینا باشم و هیچکدوم :)) با اقتباس از کامنت های عسل خانم و آقای حسین: اگه خودم باشم ینی کسی که قبلا نمونه اش نبوده، یه آدم نو و خاص میشم!! یه برند شخصی. که بعد بقیه میخوان جای من باشن...پی نوشت :)پاندای کنگ فوکار!!!افسانه ها میگن کسی که این تومار رو بخونه، گردش زمین به دور خودش رو حس میکنه. حتی صدای بال زدن پروانه ها رو هم میشنوه. قدرتی پیدا میکنه که هیچکس نتونه شکستش بده...پاندای کنگ فوکار تومار رو باز کرد و !!!بنگ... خودشو دید :)))</description>
                <category>NewBorn#1001</category>
                <author>NewBorn#1001</author>
                <pubDate>Thu, 02 Jan 2020 14:31:42 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>