<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های فاطمه. یه کاراموز وکالت</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@fatemegh.goleyas</link>
        <description>یه وکیل احساسی عاشق کتاب ها ....گاهی تابلو میکشم و اول راه یاد گرفتن ویولن ..</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 18:37:13</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3071164/avatar/G1nAfB.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>فاطمه. یه کاراموز وکالت</title>
            <link>https://virgool.io/@fatemegh.goleyas</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چالش انسان ماندن در این دنیای مزخرف   وشفقت به خود</title>
                <link>https://virgool.io/@fatemegh.goleyas/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B2%D8%AE%D8%B1%D9%81-%D9%88%D8%B4%D9%81%D9%82%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%88-bnknssshtlab</link>
                <description>مهربانی با خود و یا دوست داشتن خود به عنوان یک اصل مهم برای مهربانی با دیگران و یک پیش‌نیاز همیشه مورد تاکید و توجه بوده است. وقتی یاد بگیریم در همه شرایط با خودمان مهربان باشیم و در عین حال مسئولیت اشتباهاتمان را شجاعانه بپذیریم و در گردنه های سخت، مراقب احساس ارزشمندی و خود دوستیمان که با سرزنش‌گری و انتقادهای بی‌جا آن‌ها را تضعیف نکنیم قدم در مسیر مهربانی با خود و یا خودشفقتی گذاشتیم...با خودشفقتی به خود انگیزه دهیم....... بسیاری از مردم هراس دارند که اگر دست از انتقاد خود بردارند، دیگر برای رشد و موفقیت انگیزه‌ای پیدا نمی‌کنند. اما تحقیقات نشان می‌دهد که عکس این ماجرا حقیقت دارد. افرادی که به‌جای انتقاد با مهربانی و همدلی و احترام به خود انگیزه می‌دهند، پایداری بهتری در دشواری‌های زندگی دارند و از شکست به‌عنوان فرصتی برای یادگیری بهره می‌گیرند.ضطراب، سرخوردگی و ناامیدی، هرلحظه سراغ ما می‌آیند، اما خودشفقتی به ما کمک می‌کند که درگیر آن‌ها نشویم.می‌توانیم مانند یک مادر که نوزاد خود را در آغوش می‌گیرد، رنج خود را در آغوش بگیریمخودشفقتی یعنی هرچه را هستیم، کاملاً دوست بداریم؛ ولی هنوز هم ارزش زندگی را به رشد و تلاش برای بهتر شدن بدانیم. هنگامی که خودشفقتی داریم، دوست داریم رشد کنیم و تغییر را اجبارگونه نمیبینیم ....درواقع تغییرر شاید در مسیر رشد اتفاق بیفتد وروند طاقت فرسا نمیشه.... رشد اغلب مستلزم تلاش است (هرچند که این امر شامل اجازه استراحت دادن به خود و بودن در هر آنچه هست بیش از همه نیاز داریم).زمانی که خودشفقتی داریم، خودمان را درگیر مقایسه با دیگران نمی‌کنیمخودشفقتی با احساس دوست داشتن خود و نگرانی درمورد دیگران ارتباط دارد، اما به معنای خودمحوری یا ترجیح نیازهای خود بر دیگران نیست. داشتن نگرش شفقت‌مآبانه نسبت به خود که باعث متعادل شدن دیدگاه ذهنی در انسان می‌شود، ذهن‌آگاهی خوانده می‌شود. ذهن‌آگاهی به معنای داشتن نگرش بی‌طرفانه و پذیرنده نسبت به خود است، طوری که فرد افکار و احساسات خود را به‌گونه‌ای مشاهده می‌کند که نیازی به تغییر یا کنار گذاشتن آن‌ها نداشته نباشد. برای اینکه افراد کاملاً خودشفقتی را تجربه کنند، لازم است دیدگاه ذهن‌آگاهانه داشته باشند. به‌عبارتی آن‌ها نباید از تجربه احساسات دردناک اجتناب کنند، زیرا این امر برای شناخت احساس خودشفقتی لازم است.داشتن احساس خودشفقتی همچنین دلالت بر این دارد که فرد تلاش می‌کند که از تجربه درد جلوگیری کند. این امر منجر به بروز سبک‌های مقابله فعال برای ارتقا و حفظ سلامت روانی می‌شود. افراد خودشفقت، درد و نقص کمتری را نسبت به سایرین تجربه می‌کنند و دیدگاه حمایت‌گرانه نسبت به خود دارند که باعث کمتر شدن احساس افسردگی و اضطراب و بیشتر شدن رضایت آن‌ها در زندگی می‌شود. فردی که خودشفقتی دارد، در قدم اول تلاش می‌کند خود را از رنج بردن محافظت کند. بنابراین، خودشفقتی باعث بروز سازگاری بیشتر برای حفظ و ارتقای سلامت روانی است. خودشفقتی وقتی با خودسازگاری مؤثر همراه می‌شود، باعث افزایش توانایی مقابله با استرس می‌شود.ادمهاگاهی نیاز ندارند برایشان کار خاصی انجام دهم؛ بلکه نیاز دارند کنارشان بمانیم و کمک کنمیم مطمئن شوند که تنها نیستند ـ که زندگی هنوز ارزش زندگی کردن دارد//////وقتی ما خودمان را با آرامش و خوشی تغذیه کنیم، می‌توانیم انسان‌های دیگری را که در زندگی‌مان حضور دارند نیز به سعادت و آسایش برسانیم.اگر هر بار که می‌شنویم اتفاق بدی افتاده است، نگرانی بر ما غلبه کند ــ اگر به‌قدری آزاردهنده باشد که نتوانیم تحمل کنیم ــ دچار «شفقت بدون حفظ خونسردی» می‌شویم. ازطرفی اگر همان خبر بد را بشنویم و با خودمان فکر کنیم: «آره، این اتفاقات روزی هزاربار می‌افتند» و انگیزه‌ای برای کمک نداشته باشیم دچار «حفظ خونسردی بدون شفقت» شده‌ایم. قصد دارم به شما بگویم که می‌توان «شفقت همراه حفظ خونسردی» را در خودمان پرورش دهیم. باید این توانایی را در خودمان تقویت کنیم که بدون آسیب رساندن به خودمان عمیقاً با دیگران همدردی کنیم.اگر خوشحالی را تا زمان برطرف شدن تمام مشکلات و رنج‌ها به تعویق بیندازیم، هرگز این شانس را پیدا نمی‌کنیم که خوشحال باشیم. اگر خودمان را با لحظات شاد تغذیه نکنیم، انرژی لازم را برای تبدیل کردن دنیا به مکانی بهتر نخواهیم داشت.همیشه دلیلی برای رنج کشیدن هست، اما این تنها جنبهٔ زندگی نیست. برای اینکه لذت را تجربه کنیم، باید به زیبایی‌های زندگی توجه کنیم. قرار نیست مشکلات زندگی‌مان یا مشکلات موجود در جهان را انکار کنیم؛ بلکه باید تمام زیبایی‌ها و شگفتی‌های زندگی را درک کنیم و بدانیم نادیده گرفتن زیبایی‌های زندگی بسیار دردآور است.خدایا به من آرامشی عطا فرما تا بپذیرم آنچه را نمی‌توانم تغییر دهم، شهامتی که تغییر دهم آنچه را می‌توانم و بینشی که تفاوت این دو را بپذیرمچالش «انسان ماندن» در این جهان مزخرف از آنجا نشئت می‌گیرد که ما چگونه به رنج‌هایی که از هر طرف ما را احاطه کرده‌اند واکنش نشان می‌دهیم. رنج‌هایی که خودمان در زندگی می‌کشیم، رنج‌هایی که افراد باارزش زندگی‌مان می‌کشند، یا رنجی که از دیدن موقعیت‌های نامساعد در جهان احساس می‌کنیم (و معمولاً همهٔ این موارد)لیستی تهیه کنید از چیزهایی که می‌توانند شما را خوشحال کنند؛ مانند آسمان در روزی آفتابی، صدای باران یا نوزادی که به چشمان شما زل زده است. این لیست هم می‌تواند طولانی باشد.برای یک تا دو دقیقه به تک‌تک چیزهای خوبی فکر کنید که در حال حاضر در زندگی‌تان وجود دارد. - می‌توانید لیستی از آنها یادداشت کنید یا می‌توانید فقط در ذهنتان به آنها فکر کنید. - اگر ذهنتان آشفته شد یا در برابر این تمرین مقاومت کرد، این جمله را با خودتان تکرار کنید: «ذهنم معتقد است افکار مهم دیگری وجود دارند و دقیقاً درست است، اما می‌خواهم برای یک دقیقه به خودم اجازه دهم تا به زیبایی‌های زندگی‌ام فکر کنم. بقیهٔ مسائل می‌توانند فعلاً منتظر بمانند.» - به حستان توجه کنید. - اگر حس خوبی دارید می‌توانید این تمرین را روزی چندبار انجام دهید. هرچه بیشتر تمرین کنید زودتر تغییرات زندگی‌تان را مشاهده می‌کنید.</description>
                <category>فاطمه. یه کاراموز وکالت</category>
                <author>فاطمه. یه کاراموز وکالت</author>
                <pubDate>Tue, 30 Dec 2025 19:32:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زندگی یعنی رشد....چالش.....مواجهه باسختی</title>
                <link>https://virgool.io/@fatemegh.goleyas/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DB%8C%D8%B9%D9%86%DB%8C-%D8%B1%D8%B4%D8%AF%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%AC%D9%87%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%AE%D8%AA%DB%8C-m1lqni1jin9s</link>
                <description>زندگی اغلب به نفع ما کار می‌کند، حتی زمانی که به ‌نظر می‌رسد ما فقط با مشکلات، رنج و تغییر مواجه‌ایم.از آن‌جایی که آتش‌سوزی‌های جنگلی برای اکولوژی محیط زیست ضروری هستند ـ برای باز شدن بذرهای جدید که برای جوانه ‌زدن و بازسازی جمعیت درختان نیاز به گرما دارند ـ ذهن ما نیز دوره‌هایی از فروپاشی مثبت یا پاک‌سازی را از سر می‌گذراند که از خلال آن ما رها می‌شویم و درکی جدید از خودمان به دست می‌آوریم. می‌دانیم که طبیعت در کرانه‌هایش، آن‌جا که اقلیم‌ها به هم می‌رسند، حاصل‌خیز و گسترده است. ما نیز با رسیدن به حالت‌های مرزی خود، یعنی نقاطی که در آن مجبور می‌شویم از منطقه‌ی امن‌مان دور شویم و دوباره همه‌چیز را از نظر بگذرانیم، تغییر می‌کنیم. آن‌جا که برای منحرف کردن حواس‌مان از مشکلات زندگی دیگر نمی‌توانیم به سازوکارهای مقابله‌ای خود تکیه کنیم به نظر می‌رسد به آخر خط رسیده‌ایم. واقعیت این است که این نوع بیداری زمانی اتفاق می‌افتد که سرانجام با مشکلاتی که مدت‌هاست وجود دارند کنار بیاییم. شکست اغلب فقط نقطه‌ی عطفِ پیش از پیشرفت است؛ لحظه‌ای که یک ستاره، قبل از تبدیل ‌شدن به ابرنواختر، منفجر می‌شود.درست همان‌طور که وقتی دو صفحه‌ی زمین به هم فشار می‌آورند کوهستان تشکیل می‌شود، کوهستان شما نیز از نیازهای هم‌زیست اما متضاد به‌ وجود می‌آید. کوهستان‌تان از شما می‌خواهد که دو وجهِ خودتان را با هم آشتی دهید: خودآگاه و ناخودآگاه‌تان را، بخشی که از آن‌چه می‌خواهید آگاه است و بخشی که نمی‌داند چرا همواره عقب‌نشینی می‌کند.از نظر تاریخی، کوه‌ها استعاره‌ای برای بیداری‌های معنوی، سفرهای رشد شخصی و البته چالش‌های غیرقابل‌حل‌اند که وقتی در ابتدای مسیر ایستاده‌ایم، غلبه بر آن‌ها غیرممکن به ‌نظر می‌رسد. مانند هر چیز دیگر در طبیعت، کوهستان نیز به ما خردی ذاتی هدیه می‌کند در مورد آن‌چه لازم است تا به بالاترین توان خود برای صعود برسیم.هدف انسان ‌بودن رشد است و در هر بخش از زندگی بازتابی از این هدف می‌یابیم. گونه‌ها تکثیر می‌شوند و جهان دائماً در حال گسترش است. به همین ترتیب توانایی ما در درون و بیرون نیز می‌تواند دائماً گسترش یابد. اگر مشکلات خود را بپذیریم و آن‌ها را فرصت بدانیم، درمی‌یابیم که همانند جنگل‌ها که برای گسترش به آتش نیاز دارند، آتشفشان‌ها که به انفجار نیاز دارند و ستارگان که به فروپاشی نیاز دارند انسان‌ها نیز برای تغییر اساسی و عمیق ‌شدن به یک فروپاشی بزرگ نیازمندند.ظاهر شدن کوهستان در مقابل شما به این معنی نیست که مسیر بسته شده و شکست خورده‌اید. همه‌چیز در طبیعت ناکامل است و به دلیل همین بی‌نقص نبودن است که امکان رشد وجود دارد. اگر همه‌چیز یک‌نواخت بود، بدون گسست‌ها، خطاها و شکاف‌ها، هیچ‌چیز نمی‌توانست رشد کند و تبدیل به بهتر از خود شود. نقص نشانه‌ی انسان ‌بودن است و مهم‌تر از آن نشانه‌ی این‌که هنوز توان زیادی برای تغییر در درون خود دارید.شاید بدانید کوهستان شما چیست؛ اعتیاد، وزن زیاد، روابط اشتباه، شغل سمی یا مشکلات مالی. شاید هم ندانید و احساس مبهم اضطراب، عزت‌نفس پایین، ترس یا نارضایتی‌ای کلی داشته باشید که به ‌نظر می‌رسد به‌زودی به همه‌چیز سرایت کند. کوهستان، اغلب و در اصل، چالشی پیشِ روی ماست و نه مشکلی در درون‌مان.این هم بخشی از یه کتاب خوب از بریاناویست.....این روزها چقدر نیازدارم ازاین کتاب هابخونم-</description>
                <category>فاطمه. یه کاراموز وکالت</category>
                <author>فاطمه. یه کاراموز وکالت</author>
                <pubDate>Sat, 20 Dec 2025 22:43:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همزمانی</title>
                <link>https://virgool.io/@fatemegh.goleyas/%D9%87%D9%85%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-kj31oy2khrsl</link>
                <description>*****شادمانی برتر زمانی رخ می‌دهد که دیگر با هر آنچه هست و هر آنچه رخ می‌دهد مخالفتی نداریم.این حقیقت که افراد صحیح در زمان صحیح و در مکان صحیح ظاهر می‌شوند، همان همزمانی مبهوت‌کننده است.افراد صحیح در زمان صحیح و در مکان صحیح ظاهر می‌شوند،.......به گفته‌ی ماری لوییس ون فرانز، «ما در دنیای «خویشتن»، با کسانی ملاقات می‌کنیم که به آنها تعلق داریم» اینکه ما دقیقآ همان کسی را پیدا می‌کنیم که ما را به خودمان باز می‌شناساند، همان همزمانی است.همزمانی به روند دستیابی به سرنوشت و غایت نهایی سرعت بیشتری می‌بخشد. همزمانی به ما کمک می‌کند، زیرا همزمانی همان دیدار اسرارآمیز جهان ماوراءطبیعه و فرافردی با جهان میرا و فردی ماست. این دو جهان مملو از عشق هستند. بنابراین همزمانی ابزاری مهم برای روح‌افزایی، افشاسازی مفاهیم جاودانه از طریق رویدادها و حوادث فردی است، تنها در این صورت است که می‌توان به تمامیت و کمال رسید. این امر صرفآ از طریق تمرین امکان‌پذیر است.گاهی حضور فردی دیگر تنها روش ممکنی است که طی آن قطعه‌ی گمشده وجودمان یا گذشته‌مان پیدا می‌شود. دنیای ناشناخته‌ها همیشه وهم‌آور و وحشتناک است، بنابراین افراد و رویدادهای صحیح ما را برای رسیدن به مقصد یاری می‌کنند. این همان همزمانی است. تنها اشتباهی که از جانب ما رخ می‌دهد، مکث بیش از حد روی برخی از افراد یا نادیده‌انگاری برخی دیگر است. ما آنها را به صورت خود واقعی در نظر می‌گیریم نه آن شخص یا نیروی استعاری که ما را به جلو می‌راند یا تعقیب می‌کند.آبراهام لینکلن بعد از دیدن مردی که مجبور شده بود هرچه دارد بفروشد دلش به رحم آمد و از وی یک جعبه‌ی چوبی خرید. لینکلن هرگز نپرسید که داخل این جعبه چه چیزی هست. آن را در گوشه‌ای از خانه نگهداری کرد و آن را به دست فراموشی سپرد. بعدها لینکلن بر سر دوراهی عجیب و سردرگم‌کننده‌ای قرار گرفت: اینکه وارد حرفه‌ی وکالت شود یا خبرنگاری. در میانه‌ی این سرگردانی، ناگهان چشمش به جعبه افتاد و از سر بی‌میلی آن را گشود. این جعبه حاوی چندین جلد کتاب قانون بود. وی آن را به‌مثابه یک نشانه تلقی کرد و وارد حرفه‌ای شد که در نهایت او را به سمت سیاست و ریاست جمهوری هدایت کرد.این روزها استرس دارم اما خب سعی میکنم به خودم بگم فاطمه روزای خوب هم میاد اروم باش و ادامه بده به قول کتاب همزمانی:«نمی‌دانیم چیزی که اکنون ما را آزرده‌خاطر و رنجور ساخته است، آغاز اسرارآمیز سعادت و شادکامی است یا خیروقتی همه‌چیز در زندگی شخصی ما وارونه و آشفته می‌شود، وجود ما آبستن چیزی مهم خواهد بودبحران نشان‌دهنده‌ی رویارویی یا مجادله با یک یا چند مورد از شرایط وجودی است. بحران چالش تغییر است. تغییر به معنی دستیابی به سطوح جدیدی از قدرت و استقامت در وجود خود و عمل در راستای آن است؛ تغییرناپذیری به معنی پس‌روی است.اینها جملاتی بودن از کتاب همزمانی و واقعا ارومم کردن</description>
                <category>فاطمه. یه کاراموز وکالت</category>
                <author>فاطمه. یه کاراموز وکالت</author>
                <pubDate>Sun, 14 Dec 2025 12:30:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مشوق</title>
                <link>https://virgool.io/@fatemegh.goleyas/%D9%85%D8%B4%D9%88%D9%82-dooptyd2jvj7</link>
                <description>این داستان مشترک زندگی همهٔ ماست. صرف‌نظر از جنبه‌های خاص زندگی هرکس، کمتر کسی پیدا می‌شود که بدون تأیید و تحسین ازسوی دیگران، از حس درونی ارزشمند و دوست‌داشتنی‌بودن برخوردار باشد. ما هنوز هم مثل دوران کودکی‌مان برای حس امنیت و اعتماد، چشم به رفتار دیگری دوخته‌ایم.وقتی به‌جای گشتن در پی عشق، خودمان «تجلی و منشأ» آن باشیم، بزرگ‌ترین و التیام‌بخش‌ترین هدیه را نثار خود و اطرافیان و جهان اطرافمان می‌کنیم. قدرت تغییر روابط و محیط پیرامونمان در قلب و جان ماست. شعلهٔ عشقی که در دل تک‌تک ما روشن است، سرچشمهٔ حقیقی التیام و شفای همهٔ دردهاست.یکی از اصلی‌ترین نیازهای ما در تمام روابطمان، چه در کودکی و چه در بزرگ‌سالی، احساس اطمینان و امنیت کافی است تا بدون هراسِ ازدست‌دادن ارتباط و حمایت دیگران، خود واقعی‌مان باشیم. احساس اطمینان و امنیت برای ابراز خودِ حقیقی و دیدگاه‌ها و هیجاناتی که در رویارویی با مسائل مختلف تجربه می‌کنیم، موجب خلق صمیمیت احساسی می‌شود.وقتی از دیگری توقع داشته باشیم آن‌طور که ما می‌خواهیم نیاز و خواسته‌مان را برآورده کند، در واقع فقط بذر رنجش را در دل او می‌کاریم و رابطه‌مان را در چرخهٔ مخرب و بی‌پایان اختلافاتی می‌اندازیم که در گذر زمان، ریشهٔ روابطمان را می‌پوساند و از بین می‌برد.هیجانات «نتیجهٔ برداشت و معنابخشی ما به وقایع این جهان‌اند، نه واکنش ما به آن‌ها. این حقیقت که هیجاناتمان زاییدهٔ [تعامل میان] جسم و مغزمان هستند نه واکنش‌های پیش‌فرض و تغییرناپذیر دستگاه عصبی انسان به واقعیت موجود یا روابط، به این معناست که می‌توانیم خود را از بند احساسمان برهانیم و تجربیات هیجانی‌مان را تغییر دهیم. نظریهٔ هیجانات پیش‌ساخته نشان می‌دهد هیجانات، مخلوق جسم و مغز خود انسان‌اند، نه حقیقت محض و این آگاهی به ما انگیزه و اقتدار می‌بخشد تا به اختیار خود، احساسات درون‌جسمی‌مان و متعاقب آن، هیجان غالب بر وجودمان را تغییر دهیم.این ها جملاتی بود از یک کتاب ......ک نیاز داشتم امشب بشنوم ....اخه این روزهامدام دلم مشوق میخواد ...همراه ..کسی ک تشویقم کنه عاشقم باشه ...بهم باور اشته باشه .....روحیه بده فاطمه بیا اول خودمون عاشق خودمون باشیمافرین دختر خوب ادامه بده </description>
                <category>فاطمه. یه کاراموز وکالت</category>
                <author>فاطمه. یه کاراموز وکالت</author>
                <pubDate>Wed, 11 Jun 2025 21:22:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>احساسات منفی مفید هستند</title>
                <link>https://virgool.io/@fatemegh.goleyas/%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D9%86%D9%81%DB%8C-%D9%85%D9%81%DB%8C%D8%AF-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-trgmmkaoerav</link>
                <description>اگر حق انتخاب وجود داشت اکثر ما انتخاب میکردیم که همیشه از خوشبختی زیاد سرمست بشیم ...بودن درچنین موقعیتی امتیزهای خاص خودرا دارد.داشتن احساس مثبت باکمتر شدن احتمال ابتلا به بیماری های روانی مانند اظطراب ..اقسردگی و اختلال شخیت مرزی رابطه دارد ..احساس مثبت همچنین مارا به سمت موفقیت راهمایی میکنند ...اما ممکن است شکل های غلطی از شادی را تجربه کنیم و راه خودرا به سمت یافتن شادی در زمان و مکان نادرست ادامه دهیم وقتی ما به صورت غیرطبیعی خوشحال هستیم سعی میکنیم خطرات و تهدیدهی مهم را نادیده بگیریم ..این خیلی غیرواقع بینانه نیست ک بگوییم بیش از اندازه خوشحالبودن میتواند شمارا به کشتن بدهد !رفتارهایی مثل بیش از حد نوشیدن ..پرخوری ...استفاده از مواد مخدر ....زیاده روی در رفتار های هیجانی و غیرمنطقی میتواد علامتی از شیدایی که از نشانه های خطرناک یک بیماری روانی است باشد... افرادی که بیش از حد و با مقدار بالا خوشحال هستند برخی اوقات رفتارهایی از خود بروز میدهند که غیرقابل انعطاف هست ...علت این است که حالت خلقی ما روی چگونگی پردازش اطلاعات در مغز تاثیر میگذارد ... وقتی که زندگی به خوشی و خوبی پیش میرود و ما احساس خیلی خوبی داریمو محیط اطرافمان امن و اشنا هست ما تمایل پیدامیکنیم که در مورد هرچیز چالش برانگیزی خیلی فکر نکنیم ..که این موضوع علت اینکه چرا افراد با درجه بالای خوشحالی نسبت به کسانی که به طور متعاددل دارای افکار مثبت گرایانه هستند خلاقیت کمتری از خود نشن میدهند را توجیه میکند ...نه اینکه بخوهم شاد بودن   را کلیشه ای کنم اما کسانی که همیشه در حالت همه چیز عالی هست قرار دارند بیشتر ممکن است که نتیجه گیری های انی کنند و دچار کلیشه ها بشوند خوشحال بودن باعث در نظر گرفتن اطلاعات سطحی میشود و جزیییاتی که در ادامه نمایان میشوند را نادیده میگیرد یا ک.چک میشمارد ....این باعث به وجود امدن اثر هاله ای میشود که در ان ما فکر میکنیم ادمی که اخیرا در یک مهمانی با او اشنا شدیم ادم خوب و مهربانی ست فقط به این دلیل که خوشتیپ هست و جوک بامزه تعریف میکند ...یا خیال میکنیم مردهای خوشتیپ  سن بالا با کت شلوار شیک مشکی با یک سامسونت و عینک روی چشم  باهوس و قابل اعتماد تر از دختر مو بلووند بیست و دو ساله ای که شلوارک صورتی جیغ میپوشداحساسات به اصطلاح منفی ما باعث میشوند که فریند شناختی اهسته تر و قالا اطمینان تر صورت گیرد ...ماکمتر روی نتیجه گیری هایز انی حساب میکنیم و جزییت و عمیق تر را بیشتر مورد توجه قرار میدهیم ...برای شما جالب نیست که بیشتر کاراگاهان در فیلم ها بدخلق اند؟احساسات منفی خواهان یک طرز فکر دقیق و سازش یافته تر از ما هستند که در نهایت باعث میشوند حقایق را در شکلی خلاقانه تر و تازه تر ببینیم .. این وقتی اتفاق می افتد که ما کمی نگران و بیمناک هستیم و بیشتر به حقاییق عمقی  تر تمرکز کرده ایم ....در حالی که رفقای خیلی خوشحال ما جواب های اسان را باور و بهلبخند های دروغین اعتماد میکنند ......از این رو ادمی که زیادی خوشحال هست مدام به بی خیالیمیزند و بدون احتیاط به جلو میرودنکته متناقض راجع به خوشحالی این هست که اصرار بر شاد بودن انتظاری را در فرد به وجود می اورد که اثباتی است بر این جمله ... انتظار .. رنجشی است که منتظر بهدوقوع پیوستن است ... دلیل اینکه  تعطیلات اخر هفته نا امید کننده هستند هم همین موضوع هست ....نتظارات ما انقذر بالا میرود که سرخورده شدن اجتناب ناپذیر میشود دنبال کردن خوشحالی بی منطق باعث انزوا نیز میشود .. دریک پژوهش افراد هرچه در اهداف و کارهای خود به شاد بودن تاکید میکردند به همان نسبت در خود ارزیابی هایشان در فعالیت های روزانه خودرا تنهاتر احساس میکردند ...تمام این مکانسم های سازشی از راحت نبودن با احساسات منفی و عدم تمایل ما برای رو در رو شدن با هرانچه که با قسمت تاریک ما در ارتباط است نشات میگیرد ...درسته که همیشه غوطه ور بودن در احساسات منفی قطعا ناسالم هست اما تجربه کردن احساسات منفی نظیر ... غم ...عصبانیت ...احساس... گناهی.. ترس ... به ما در استدلال کردن کمک میکنند ...حافظه را ارتقا میبخشند(.. یک پژوهش نشان میدهد خریداران جزییات ببیشتری از فضای داخلی یک مغازه در روزهای سرد و غمگین نسبت به روزهای افتابی و گرم به خاطر می اورند )پشتکار را افزایش میدهند...(شما وقتی احساس خیلی خوبی داری نمیتونی به خودت زیاد فشار بیاری و پیشرفت کنی) ...ادب و درک افراد رو بالا میبرد .....روحیه بخشندگی و دستو دلبازی را در افراد بیشتر میکند ....و ماراکمتر در معرض تایید های سوگیری شده قرار میدهند....این دو تا عکس واس یه روز گرمو لذت بخش ...خوردن چای سبز با خرما و کشمشو نور افتاب اسمون ابی و برگای سبز درخت های حیاط ...هست که البته غرق در افکار و نگرانی ها بودم دنبال راه حل ..... و ابته نفس های عمیق برای اروم کردن خودم ...</description>
                <category>فاطمه. یه کاراموز وکالت</category>
                <author>فاطمه. یه کاراموز وکالت</author>
                <pubDate>Sun, 27 Apr 2025 04:38:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مانیفست قهرمان</title>
                <link>https://virgool.io/@fatemegh.goleyas/%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%81%D8%B3%D8%AA-%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-oam9xavqq22e</link>
                <description>یه شبا و یه روزایی هست به شدت تاریکه .....انگار در حال غرق شدن توی یه اقیانوس تاریک هستی در حالی که ترسیدی و شنا بلد نیستی .....نمیدونی چرا پرت شدی وسط این اقیانوس نمیدونی چیکار کنی ...یا به کی پناه ببری .....به خدا میگی واقعا وجود داری؟ پس چرا کاری نمیکنی؟؟؟؟این اواخر یکی از  کتاب هایی که میخونم مانیفست قهرمان از رابین شارما هست ...چقدر این کتاب مناسب این روزام هست ......یه فصلی داره راجع به سختی های زندگی و همین روزای تاریک ....برام جذابه شیوه ی صحبت کردنش و البته اینکه خود رابین شارما وکیل بوده....خلیل جبران در کتاب پیامبر میگه:شادی های شماهمان غم های تان هست که نقابش را برداشته و چاهی که خنده های شما از ان میجوشد همان هست که از اشک هایتان پر شده....هرچه غم ژرف تر وجود شمارا میکاودگنجایشی بیشتر برای شادی خواهید داشت ......وقتی ما زندگی را ادامه دادیم و با نومیدی ... دشواری و دلسردی روبرو شدیم شاید بخوایم از درد فرار کنیم اما اینگونه پیوندمان را از نور وجودمان جدا میکنیمدر فرار از غم هایمایمان  به امیدمان پشت کرده ایم .....در دوری جستن از ترس هایمان توانایی مقابله به هیولاهاو اهریمن ها رو از دست میدهیم و در برابر مقاومت در برابر تمام صمیمیتمان ناخوداگاه جادوی تمامیت خودمان و خردمان و  چیرگی مان ...را در زندانی حبس میکنیمابزاری برای پالایش سلامت عاطفیاگاهی: ...احساس و پذیرش :به واکنش فیزیکی بدن توجه کن تماما حسش کن.از مغز و فکرت بیرون بیا و حست رو در بدن حس کن توصیفش کن......یک انسان کامل طیف وسیعی از احساسات رو تجربه میکنه پس اشکالی نداره اگر گاهی غم یا درد یا خشم داری .......منشا اون درد رو کشف کن ..... برای درمان یک زخم بایدهیجان سرکوب شده ی زیر ان را حس کنیم...رهایی از اسیب : به دل اون درد بزن ......نیت کن از درد برهی .... یخ دور درد رو بشکن و بشکاف ...با درد های گذشته رو برو شو ...سعود:به این باور داشته باش این رویدا های تلخ برای رشد خودت هستداوینچی میگه عاشق ادمهایی هستم که در دشواری  لبخند میزنند..</description>
                <category>فاطمه. یه کاراموز وکالت</category>
                <author>فاطمه. یه کاراموز وکالت</author>
                <pubDate>Thu, 10 Apr 2025 07:12:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خواستگار طلبه در نماز جمعه</title>
                <link>https://virgool.io/@fatemegh.goleyas/%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%B7%D9%84%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%85%D8%B9%D9%87-sgersrt9vaz3</link>
                <description>امروز که رفته بودم نماز جمعه حین خطبه ها حس میکردم خانومی که کنارم نشسته خیلی نگاهم میکنه و زیر نظرم گرفته اما خیال کردم کنجکاوی های یه خانوم مسجدی هست و اعتنا نکردم ...بین نماز هم توجه ش و سنگینی نگاهش رو حس میکردم فقط بهش گفتم نمازتون قبول ...اونم با لبخند بهم گفت که ببخشید فضای زیادی رو اشغال کردم اخه پاهام درد میکنه باید پاهامو دراز کنم ....منم با لبخند بهش گفتم اشکال نداره معذبم نمیکنه .....نماز عصر که تموم شد ..دیدم دستم رو گرفت و مدام سوال میپرسید ...رو به مامانم ک کنارم نشسته بود کرد گفت شما مادرش هستی؟ شوهرش میدی؟خلاصه ادرس خونه و شماره خواستو ......بهم گفت چجور پسری مد نظرت هست من سرسری گفتم پسر خوب و اصیلی باشه گفت زن طلبه مییشی؟یکم شوکه شده بودم اخه من چادری هم نبودم مانتو پوشیده بودم و یه ارایش خیلی ملایم هم داشتم...... بهش گفتم بستگی داره .....وقتی گوشیشو بهم داد ک شماره مامانم و خونه مون رو سیو کنم بک گراند گوشیش یه پسر جذاب با پوست روشن و چشمای سبز دیدم ....تا چند لحظه قبل توی دلم میخندیدم به این خواستگاری ولی با دیدن بک گراند گوشیش نظرم یکم عوض شد ...هرچند کلا به روی خودم نیاوردم چه اون خواستگاری غیر منتظره چه اون بک گراند فقط تووی دلم میگفتم اینم از اون مورد هاس که بعدا میپیچونمش ... ولی خب ...از ظهر دارم فکر میکنم شاید خانوم یه طلبه شدن اونقدرها هم بد نباشه اگه امروزی باشه خوشتیپ باشه درامد خوب داشته باشه ادم حسابی باشه ......اگه سختگیرنباشه به موسیقی و الات موسیقی گیر نده .....به باشگاه رفتن و.... به موکل های مرد داشتن گیر نده و...</description>
                <category>فاطمه. یه کاراموز وکالت</category>
                <author>فاطمه. یه کاراموز وکالت</author>
                <pubDate>Fri, 28 Mar 2025 18:11:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کلاهبرداری</title>
                <link>https://virgool.io/@fatemegh.goleyas/%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%87%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-oq5z33gxztua</link>
                <description>داشتم فصل دو سریال بازی مکب رو میدیدم ....در طول تماشای سریال به این فکر میکردم خودمم در وضعیت مشابهی قرار گرفتم ....یه اشتباه بسیار بسیار بدی کردم و با داداش حقه باز و حروم خور و کلاهبردارم معامله کردم ....ماشینمو فروختم تایکی از از صدها خونه این مشاور املاکی کلاش رو بخرم .....میدونستم کلاهبردار هست ...اما ذره ای تصور نمیکردم سر ناموس خودش کلاه بذاره یا بخواد اذیتش کنه.........چرا اون زمان به این فکر نکردم که ادم حروم خورو معتاد به تریاکی که تمام افتخار زندگیش کلاه گذاشتن سر مردم هست و پول روی پول گذاشتن و انباشت ثروت بیشتر......میتونه هرجورکاری بکنه!!!!اعتماد کردم !بله خودم الان وکیل هستم ولی اون زمان نبودم ...ساده بودم ....و ماجرا تا امسال کش اومده ....ادمای کلاهبردار قانون رو بهتراز وکیل و قاضی میدونن!در ثانی زن خودش وکیله و باهم به قول داییم تشکیل یه باند رو دادن!این روزها استرس زیادی دارم ....مدام توی ذهنم دنبال راه حلی هستم ک خلاص بشم از این وضعیت !از یه لحاظ به خودم میگم فاطمه این یه چالش هست توی زندگیت.... مثل یه مانع میمونه و داری یادمیگیری از پس چالشای جدی و سخت بربیای و قوی تر بشی ....داری رشد میکنی و بزرگتر میشی .....جنبه ی مثبت قضیه رو که میبینم به این فکر میکنم که شاید حکمت این ماجرا این باشه که برای موکل هام از دل و جون مایه بذارم درک کنم وضعیت پر تنش ..نا امیدی و... استرس هاشون رو .... و پناهی باشم براشون .....بتونم ذره ای اروم شون کنم شاید حتی تکیه گاهشوون باشم ...امیدی باشم براشون توی نا امیدی ...توی این ماه پرخیر و برکت رمضان  بین دعاهاتون فراموشم نکنین مرسی </description>
                <category>فاطمه. یه کاراموز وکالت</category>
                <author>فاطمه. یه کاراموز وکالت</author>
                <pubDate>Sun, 23 Mar 2025 00:12:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زمان بندی درست</title>
                <link>https://virgool.io/@fatemegh.goleyas/%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA-sptua5uks0xy</link>
                <description>این خیلی مهمه که زمان درستی وارد زندگی کسی بشیم ......زمان بندی درست ....زمان بندی درست......گاهی وقتی پخته نیستیم  یا شاید وقتی توی سن مناسبی نیستیم ....یا شاید در یک موقعیت نامناسب وارد یه رابطه بشیم یا با کسی اشنابشیم       .....................................  شاید اون شخص ادم درستی بوده باشه یا شاید اگه زمان مناسبی بود رابطه هم رابطه ی درستو خوبی میشد اما چون زمان بندی بدی بود.....به جایی نرسید یا از هم پاشید یا اصلا رابطه ای شکل نگرفت ....هم باید ادم درستی رو انتخاب کنیم یا سر راهمون قرر بگیره هم زمان درستی باهاش اشنا بشیم ...</description>
                <category>فاطمه. یه کاراموز وکالت</category>
                <author>فاطمه. یه کاراموز وکالت</author>
                <pubDate>Mon, 24 Feb 2025 00:36:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ملیکا</title>
                <link>https://virgool.io/@fatemegh.goleyas/%D9%85%D9%84%DB%8C%DA%A9%D8%A7-xy9o9c5fhsdi</link>
                <description>نامه ای به دختر خوشگلم ملیکا:عزیزکم ...عشق مامان ...اگرچه که الان وجود نداری اگرچه که هنوز با بابات ملاقات نکردم ...اما کاملا حست میکنم ...مامانی همین الان هم به شدت دوستت داره ....از حالا دارم لحظه شماری میکنم برای مامانی گفتنت .....واااای ... خدای من .....از شوقش اشک تو چشمام جمع میشه و چشمام قلبی قلبی میشه ....ملیکای من مامانی واس اینکه مامان فوق العاده ای واس تو باشه داره یه خانوم قدرتمند میشه یه خانومی ک حسابی از زندگی خودش لذت میبره واس هدفاش میجنگه ...مامانی یکم این روزا سختشه ...ولی خب بافکر به تو عزیزکم این روزام رو راحت تر سپری میکنم ....میجنگم و میرسم ....دختر خوشگلم من حسابی واس زندگیم تلاش میکنم تا تو زندگی قشنگی داشته باشی هر هدف سالمی داشته باشی من  حمایتت میکنم ...ازادی هر راهی ک دوس داری واس زندگیت انتخاب کنی نازنینم ...وقتی بهت فکر میکنم هورمون عشق توی بدنم پخش میشه و ارامش خاصی میگیرم .... نازنینم ...جگرگوشه ی من وقتی به دستای کوچولوت فکر میکنم .... به چشمای درشتت ک به خودم رفته به بینی باریکت به مامان گفتنت به حرف زدن قشنگت......... غنج میره دلم .....شدیدا منتظر اون لحظه ای ام که محکم  وبرای مدت طولانی بغلت کنم ....... تو بغلم خوابت ببره ......دختر خوشگلم ....یه روزی با بابای بی نظیرت اشنا میشم .اون روز نزدیکه ....بابایی هم خیلی دوستت داره خیلی زیاد هنوز من و بابات همدیگه رو ملاقات نکردیم ....جگر گوشه ی مامان روحت الان حتما توی بهشت داره احساسات قلبیم رو میشنوه ... بهش سلام میکنم و از راه دور بوسش میکنم ....</description>
                <category>فاطمه. یه کاراموز وکالت</category>
                <author>فاطمه. یه کاراموز وکالت</author>
                <pubDate>Tue, 14 Jan 2025 19:19:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تو خود عشقی باش که در جستن آنی...</title>
                <link>https://virgool.io/@fatemegh.goleyas/%D8%AA%D9%88-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA-%D8%B9%D8%B4%D9%82%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B4-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D9%86-%D8%A2%D9%86%DB%8C-hkbo2d0ifudf</link>
                <description>دوست و رابطه و همسر بی نقصو تمام عیار وجود ندارد .. و اگر هم باشد ...نمی تواند درد و رنج مارا بشوید . از بین ببرد ..نجات ما وظیفه دیگران نیست...بنا نیست نیمه گمشذه ای از راه برسد و مارا (کامل)کند..... چون ماهر چه باشیم ...  کافی هستیم و میتوانیم منجی خودما باشیم ...همه ما انسانیم کامل نیستیم ولی به اقتضای موقعیت و اگاهی و ظرفیت احساسی مان ....همه تلاشمان را میکنیم که بهترین هارا برای خود و دیگران رقم بزنیم ..پرورش تصورات آرمان گرایاننه در ذهن و انتظارات غیر واقع بینانه ... فقط باعث نا امیدی و دل سردی است....ازسویی باید بپذیریم که جلب رضایت همه امکان پذیر نیست و گاهی باید به دیگران بدون شرم و ترس (نه ) بگوییم...هر زمان از تصمیم های جدیدت احساس گناه کردی ... به خودت یاد اور شو (بهترین کاری که میتوانی برای دیگران انجام دهی) این است که اول نیاز های خودت رو برطرف کنی تا بتونی در ارتباط با دیگران ادم بهتری باشی....اولین قدم برای بازسازی حس ارزشمندی درونی و پرورش خویشتن دوستی تعیین مرز و حریم شخصی است که زمان و خلوت و سایر پیش زمینه های لازم برای کشف و اگاهی از افکار... هیجانات و علایقمات را به ارمغان  می اوردمهم ترین رابطه ای ک در طول زندگی تجربه ش میکنیم رابطه با خودمان است ....تسلط بر زندگی یعنی اینکه سرانجام دریابی .. سالهای رنج برزخی نبود که که تنها باید پشت سر میگذاشتی....این رنج ها پیام خود درونی مان بود که میگفت ما توانایی و لیاقت بیشتری داریم و باید به فرد رویاهایمان تبدیل شویم....اگر کوهی مقابله مان باشد به این معنا نیست که ما اساسا شکسته شده ایم .... همه چیز در طبیعت ناقص است و به خاطر همین نقص است که پیشرفت ممکن است ..اگرهمه چیز در یکنواختی وجود داشت ....جاذبه ستارگان سیارات...و هرانچه میشناسیم وجود نمیداشت...برای عمق و زیبایی و تکامل جنگل ها گاهی به اتش نیاز دارند ...اتش فشان ها به انفجار..ستاره ها به انهدام و انسانها معمولا نیاز دارند تا با تغیییر مواجه شوند...بدون شکستگی خطا و شکاف و درد ... هیچ چیزی پیشرفت نمیکرد و به وجود نمی امداینکه ناقص هستیم دلیل بر شکستمان نیست ...بلکه نشانه این هست که انسانیم و مهم تراز همه نشونه این هست که هنوز استعدادی درونمان هست .....وقتی اماده پذیرش تاریکی باشیم....میتوانیم نور را پیداکنیم...</description>
                <category>فاطمه. یه کاراموز وکالت</category>
                <author>فاطمه. یه کاراموز وکالت</author>
                <pubDate>Sat, 11 Jan 2025 00:36:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نیروی برتر</title>
                <link>https://virgool.io/@fatemegh.goleyas/%D9%86%DB%8C%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-uixovj5eefde</link>
                <description>توی لحظات تنهایی و سردرگمی اینکه حس کنی نیروی برتری وجود داره که هدایتت میکنه ....باهات حرف میزنه ......فوق العاده انگیزه بخش هست........حس گرمارو توی وجودت پخش میکنه .....کمی از دلسردی فاصله میگیری .....میدونم  بعضی ادمها ب  فال حافظ یا ب طور کل یک سری همزمانی هایی راجع به نیت و اینده و یک سری اتفاقات  ماورایی ....باور و اعتقاد ندارن .......هربار کتاب حافظ رو برداشتم و نیت کردم راجع به اون....بهم گفت حذر کن از نیتت .....این راه برات جز درد و رنج چیزی نداره....دربهترین حالت حافظ نصیحت میکرد الان وقتش نیست شاید بعدا میسر شد......نمیگم اینکار خود حقیقت یا واقعیت هست اما ....توی لحظات تنهایی و سردرگمی اینکه حس کنی نیروی برتری وجود داره که هدایتت میکنه ....باهات حرف میزنه . ...بهت یه جورایی قدرت ادامه مسیر رو میده ....حس امید ...حس نوری توی تاریکی ....حتی یه روزنه ی کوچولو توی تاریکی ....الان توی سال 1403 من اون کاری ک حافظ توی فال میگفت انجام نده رو انجام دادم درواقع اعتراف کردم به احساسم ب اون و اونم ب بدترین وجه ممکن طردم کرد..................حتی یک ذره براش مهم نبود دختر خوبی ام یا نجیبم یا میتونم براش زن زندگی باشم یا وفادارم یا چهره و همه چیزم خوبه ...اصیلم یا خانواده اصیلی دارم و غیره و غیره ....هیچی برای مهم نبود .....................درسته رنج داشت ...ولی خلاص شدم از فکر کردن بهش ...و حالا میدونم ک به درد من  نمیخورد از اوولشم ب من نمیخورد حالا میدونم که یه ادم بی احساس و خشن بود واس من .حالا میدونم که نباید بهش فکر کنمرهاش میکنم و براش ارزو دارم توی کف هر زن و دختری که هست بهش برسه.......هیچ ادم کاملی وجود نداره...منو پس زد چون هنوز به رویاهام نرسیده بودم ....فکر کنم این بهانه ش بود ....ادمی که حسی به کسی داشته باشه منعطف تر میشه مهربون تر و حمایتگر میشه..هی فاطمه بیخیال فقط رهاش کن و بگذر .اینده ی فوق العاده ای در انتظارت هست </description>
                <category>فاطمه. یه کاراموز وکالت</category>
                <author>فاطمه. یه کاراموز وکالت</author>
                <pubDate>Tue, 07 Jan 2025 20:58:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نادیده گرفته شدن</title>
                <link>https://virgool.io/@fatemegh.goleyas/%D9%86%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%B4%D8%AF%D9%86-yq2cbkxewbde</link>
                <description>چرا ادما مارو میپیچونن؟مثلا تصور کنید که پیامی برای کسی میفرستتید کلی توش هیجانو ایناس سوال از طرف پرسیدی بعد طرف بعد دوروز میگه ببخشید سرم درد میکرده !متن اون پیامارو هم نادیده گرفته!بهترین رفتار در مقابل این برخورد سرد چیه؟</description>
                <category>فاطمه. یه کاراموز وکالت</category>
                <author>فاطمه. یه کاراموز وکالت</author>
                <pubDate>Fri, 27 Dec 2024 21:58:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سال اژدها مارو درنوردید</title>
                <link>https://virgool.io/@fatemegh.goleyas/%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A7%DA%98%D8%AF%D9%87%D8%A7-%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%88-%D8%AF%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D8%AF-fmaoia1xge4p</link>
                <description>بعد از مدت ها دوباره اومدم.....چه اتفاق ها ک برام نیفتاد از اول سال .......سلاممممممممممن احساس تنهایی میکنم ....البته ناگفته نماند ک تله ی رهاشدگی دارم.....ک این احساس تنهاییی رو دو چندان میکنهشدیدا دلمم همراه و همزبون و مشوق میخواد.......</description>
                <category>فاطمه. یه کاراموز وکالت</category>
                <author>فاطمه. یه کاراموز وکالت</author>
                <pubDate>Sat, 07 Sep 2024 10:59:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>احساس تنهایی</title>
                <link>https://virgool.io/@fatemegh.goleyas/%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-me9vufxx8itf</link>
                <description>شدیدا دلم حرف زدن میخواد دلم احساس تعلق خاطر داشتن به کسی گروهی ....چیزی .......چرا اینقدر احساس بی پناهی میکنم؟ خودم نمیدونم ....شاید چون برنامه ریزی هام واس مهم ترین هدفم خوب پیش نمیره .... اره احتمالا به خاطر همینه ....</description>
                <category>فاطمه. یه کاراموز وکالت</category>
                <author>فاطمه. یه کاراموز وکالت</author>
                <pubDate>Sat, 13 Apr 2024 06:06:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خوراندن مار سمی به شترهاتوسط صاحبانشان</title>
                <link>https://virgool.io/@fatemegh.goleyas/%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86-%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%B3%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D8%AA%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7-%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-no7b6jxiy3kr</link>
                <description>میدونستین که صاحبان شتر وقتی شترها دچار جنون یا بیماری صعب العلاج میشن بهشون مار سمی میخورونن؟؟؟؟؟؟درنگاه اول به نظر میرسه کار بسیار وحشیانه و غیر انسانی ای هست .....اما اگر حکمت پشت این کار رو بدونیم ... نظرمون عوض میشه ...وقتی که مار توی شکم شتر تجزیه میشه سم باعث رفع جنون و اون بیماری ناشناخته میشه ...جالب اینجاست ک  این بیماری های ناشناخته و صعب العلاج شتر ها درمانی جزخوردن  همین مارهای سمی  ای ک در بیابان هست نداره.....شتر به شدت تقلا میکنه و امتناع میکه از خوردن مار اما صاحبش به زور مارهارو به خوردش میده .....چیزی توی ذهنم جرقه زد ....نکنه اتفاقات به ظاهر بدی که توی زندگی ماهم میفته ......خداوند .....درواقع از  روی دلسوزی و مهربونیه بی انتهاش سعی بر درمان ما داره ک مار به خوردمون میده و ما اگاه نیستیم؟؟.....خدایا بینهایت شکرت میکنم ......خددایا شکرت</description>
                <category>فاطمه. یه کاراموز وکالت</category>
                <author>فاطمه. یه کاراموز وکالت</author>
                <pubDate>Tue, 12 Mar 2024 21:19:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یخ و سرمای درون</title>
                <link>https://virgool.io/@fatemegh.goleyas/%DB%8C%D8%AE-%D9%88-%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86-d5jo84n0uhat</link>
                <description>توجه کردین وقتی گریه میکنیم چشم هامون گرم میشه؟....و اشک هم گرم هست .....انگاری که اشک هامون میخوان دلداریمون بدن .....گرممون کنن.........ارومممون کنن.... و بگن تو تنها نیستی ...ما اینجاییم ...از سردی و خشکی و زمخت بودن اتفاقات اطراف و از همه مهم تر از یخ و سرمای افکارو درونمون نجاتمون بدن ... اشک ها نرم و اروم میان روی گونه ها جاری میشن ....و گرمای اون باعث ذوب شدن جمود درونمون میشه.......خدایا شکرت ک اشک رو افریدی .........عکس ربطی بع متن نداره ولی حس قشنگی بهم میده.......</description>
                <category>فاطمه. یه کاراموز وکالت</category>
                <author>فاطمه. یه کاراموز وکالت</author>
                <pubDate>Tue, 12 Mar 2024 21:09:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قضاوت راجع به تجربه های زندگی...</title>
                <link>https://virgool.io/@fatemegh.goleyas/%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87-zmo62bbdbng1</link>
                <description>یه جمله ی قشنگ از یه کتابی که اسمش یادم نمیاد : شاید در مواقعی که  ویران میشویم .... ... برای این است که گنج ها در ویرانه ها هستند و ما با ویران شدن  میتوانیم  به  این گنج نزدیک شویم .....***فروید جایی گفته است ...روزی هنگام مرور گذشته..... سال های تلاش و سختی در نگاهتان به صورت زیباترین سال ها جلوه خواهد کرد .....مارک منسن میگه :ما واقعا نمیدانیم چه تجربه ای مثبت یا منفی است ..برخی از دشوارترین و پر فشارترین لحظات زندگی مان ..در واقع اثز گذارترین و انگیزه بخش ترین لحظات هم هستند..برخی از بهترین و رضایت بخش ترین لحظات زندگی مان در عین حال منحرف کننده ترین لحظاتمان اندبه تصور مثبت یا منفی خودتان از تجربه ها اعتماد ....تنها چیزی که به یقین میدانیم این است که چه چیزی در لحظه برایمان دردناک است و چه چییزی نیست......و این ارزش چندانی ندارد ...</description>
                <category>فاطمه. یه کاراموز وکالت</category>
                <author>فاطمه. یه کاراموز وکالت</author>
                <pubDate>Tue, 13 Feb 2024 20:30:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مسئولیت پذیری</title>
                <link>https://virgool.io/@fatemegh.goleyas/%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1%DB%8C-vxxcmc6kn56q</link>
                <description>هیچکس هیچوقت مسئول وضعیت شما نیست جز خودتان ...افراد زیادی ممکن است برای ناراحتی شما مقصر باشند اما هیچکس هیچوقت مسئول ناراحتی شمانیست جز خودتان .....دلیلش این هست که همیشه شما هستید که تصمیم میگیرید هر چیزی را چگونه ببینید ....چگونه نسبت به هرچیزی واکنش نشان دهید و چگونه بر هرچیزی ارزش بگدارید ...همیشه شما هستید که معیاری را انتخاب میکنید که تجاربتان را با ان بسنجید ...</description>
                <category>فاطمه. یه کاراموز وکالت</category>
                <author>فاطمه. یه کاراموز وکالت</author>
                <pubDate>Tue, 13 Feb 2024 20:25:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معامله گری در روابط...</title>
                <link>https://virgool.io/@fatemegh.goleyas/%D9%85%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84%D9%87-%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-mp3w5lgp3ugo</link>
                <description>افرادی که جهان را از طریق دادو ستد پیش میبرند در جهان مادی  شاید بدون مشکلی جلو بروند ...اما در دنیای احساسی خود زمین گیر میشوند و تنها میمانند ....علتش این است که ارزش های قابل دادو ستد... روابطی سمی ایجاد میکنند .....روابطی که با فریب شکل گرفته اند....زمانی که بالغ میشوید ،..درمی یاببید که مشاهده ی برخی روابط و پیش بردن انها از طریق دادوستد تمام لذت و معنا را ازبین می برد..... زندگی در دنیایی که همه چیز در ان دادو ستد میشود ازشما برده ای برای افکارر و خواسته های دیگران میسازد...و حتی برده ی نفس خود میشوید ......بی انکه بتوانید ازادانه  به دنبال افکارو خواسته های خود و تحقق  یافتن معنای زندگیتان باشید ....****برای ایستادن روی پاهای خودتان گاهی لازم است تنها بایستید.....دنبال کردن خوشبختی  شمارا از ان دور میکند ...تلاش زیاد برای کنترل احساس تنها ما را بی احساس میکند.....تمایل به ازادی اغلب موجب میشود احساس کنیم زندانی هستیم....</description>
                <category>فاطمه. یه کاراموز وکالت</category>
                <author>فاطمه. یه کاراموز وکالت</author>
                <pubDate>Mon, 12 Feb 2024 15:43:57 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>