<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Fatemeh Jazayeri</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@fatemehjazayeri89</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 15:35:33</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/157730/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Fatemeh Jazayeri</title>
            <link>https://virgool.io/@fatemehjazayeri89</link>
        </image>

                    <item>
                <title>شروع تازه</title>
                <link>https://virgool.io/@fatemehjazayeri89/%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-fsmnyrmz7q9p</link>
                <description>بعد از چند روز مریضی امروز بالاخره تونستم از رختخواب جدا بشم و کارهای معمولی و روزمره رو خیلی کم و کوتاه انجام بدم،مثل چای دم کردن،میوه شستن،لباس تا زدن و دوش گرفتن.برای همین کارهای معمولی و تکراری دلم تنگ شده بود،به خودم اومدم و دیدم چقدر لذت های کوچک رو به خاطر تکراری بودنشون داریم از دست میدیمدرحالی که زندگی همین تکرار و تکرار و تکراره از روز و شب و ماه و هفته و سال و فصل ها میشه به این حقیقت پی برد ولی چون همیشه تکرار میشن انگار تو نظر ما آدمها رنگ میبازن.عادی شدن زندگی ،لذت بردن از اون رو سخت میکنه و دچار روزمرگی شدن مارو مجبور میکنه چیزهایی رو بخوایم جایگزین این لذت از دست رفته کنیم مثل آدم های تازه،جاهای تازه،لباسهای تازه و ….ولی غافلیم از اون لذت دیرینه ی تکراری بودنتا اینکه جوری بشه و مدتی نداشته باشیمش مثل همین مریضی من که باعث شد حای کارهایی رو که هیچ وقت دوست نداشته باشم هم برام جذاب بشنخوشحالم‌که با یک مریضی ساده تونستم این حقیقت رو بیشتر درک کنم. </description>
                <category>Fatemeh Jazayeri</category>
                <author>Fatemeh Jazayeri</author>
                <pubDate>Mon, 29 Jul 2024 15:43:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راه و بیراه</title>
                <link>https://virgool.io/@fatemehjazayeri89/%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D9%88-%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%87-f3z2ciajj0pq</link>
                <description>متقابل با تمام سختی هایی که در مسیر داره همچنان به حرکت ادامه میده.میدونی چرا!؟چون بیشترین پاداش در حرکت به تو داده میشه،در سکون و بیرحمای تنها چیزی که نصیبت میشه غمه. صبر میکنم تا همه چیز درست شود و باز هم صبر میکنم که اتفاقات تازه بیوفتد و باز هم ادامه میدهم و کنار نمیکشم.من تنها نیستم من اُمید دیگرانی هستم که به من چشم دوخته اند.زنانی که کار و کاسبیشان را متقال حمایت میکند.ما در کنار هم سعی میکنیم دست هم را بگیریم.قدم های سخت ولی کوتاه برمیداریم ، شیب زیاد است و نفس میگیرد و بالا نمیاید ولی ما اصول گام برداری را یاد گرفته ایم، آرام و با اطمینان راه را می پیماییم و میدانیم قله نزدیک است .شاید ندانید ولی در این زمانه نه کسی دلش برای کسی می سوزد نه دستی به یاری بلند میکند ،، پس ما نه انتظاری داریم نه اینکه میخواهیم دای برایمان بسوزد.ما کارهای ارزشمند انجام میدهیم و با افتخار آنها را عرضه میکنیم.باشد که این راه هر روز هموارتر شود.</description>
                <category>Fatemeh Jazayeri</category>
                <author>Fatemeh Jazayeri</author>
                <pubDate>Tue, 02 Jun 2020 14:31:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آباد کنیم</title>
                <link>https://virgool.io/@fatemehjazayeri89/%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-jmvdj6nbxnu6</link>
                <description>آبادانیدر مورد آبادانی یه ضرب المللی دارن شوشتری هامیگن مثلاً «فلانی بُنه ی آبادانیه» این یعنی یه کسی هر جا هست و هرکاری میکنه وجودش آباد میکنه.تا چند وقت ویش این برای من فقط یه ضرب المثل بود تا اینکه کسی رو دیدم که نفسش ، بودنش، حرفاش،کاراش و حتی نگاهش من روآباد میکرد.بعد کلی فکر کردم و فهمیدم این که تو کسی رو آبادتر پیدا میکنی دلیلش اینه که خودت هم باعث آبادی اون شدی.میدونی هیچ وقت هیچ صفتی رو در کسی نمیبینی ،چه خوب چه بد مگر اینکه خودت هم از اون ویژگی رو داشته باشی البته با شدت وضعف .من تمام زندگیم خواستم آدما ،زندگی ها، احوال، کارها و خیلی چیزها رو درست کنم ، آباد کنم ، ولی همه چیز یا برعکس شده نتیجه یا اون چیزی که خواستم رو اونای دیگه نخواستن.مثل این میمونه که تو بخوای توی یه زمین با متراژ پایین یه برج ِ بلند بسازی. نمیشه ، هرگز نمیتونی. میدونی چرا!؟چون اون زمین با امکانات و توانایی تو هیچ سنخیتی نداره.همین ...خیلی ساده است ولی در عین حال تو خیلی شاید دیر اینو بفهمی ،بعد از کلی صرف هزینه و وقت و توان.کاش زودتر بفهمیم اندازه مون رو . تا بتونیم آدما ، روابط و کارهای اندازه ی خودمون رو پیدا کنیم ،تا از خودمون و تلاش هامون خسته نشیم.</description>
                <category>Fatemeh Jazayeri</category>
                <author>Fatemeh Jazayeri</author>
                <pubDate>Mon, 04 May 2020 02:14:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استقلال</title>
                <link>https://virgool.io/@fatemehjazayeri89/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%82%D9%84%D8%A7%D9%84-lqpkckssvaqj</link>
                <description>آبرنگاز کشفیاتی که در مورد ِ خودم کردم تو این روزها، این بود که من علی رغم بودنم با بقیه و داشتن فضای مشترک، حتماً دوست دارم کهساعت هایی رو به تنهایی و کارهای شخصی خودم برسم.دو سه روزی بود حالم خیلی بد بود.بی حوصله و کم حرف شده بودم.کارامو به زور انجام میدادم، همه چی همون شکل روتین رو داشت ولی حالم بد بود.یکی از دلایلش خوب قطعاً نرفتن تو طبیعت و کوهنوردی نکردن بود، ولی وقتی حسابی تو خودم کنکاش کردم،فهمیدم این مدت که خونه یخودم نبودم و داشتم با بابا و مامان زندگی‌ میکردم اون حس و حالِ تنها بودن ازم گرفته شده.پس تصمیم گرفتم چند روزی برای تجدید فکر و ذهنم برگردم خونه.الان تقریباً بیست و چهار ساعته که اومدم و کلی حالم بهتره، به خونه رسیدم، گردگیری کردم و کمدایی که مدت ها بود میخواستم مرتبشونکنم رو سرو سامون دادم و از همه مهمتر به گلدونام رسیدم.شاید بگید تو که رفتی همه اش کار کردی ولی من بهتون میگم؛ کسی که تجربه ی تنها زندگی کردن داره ، سختشه که بخواد برگرده بهزندگی مشترک با آدمای دیگه.فضایی که برای خودم ساختم رو خیلی دوست دارم،خونم رو دوست دارم و دلم براش تنگ میشه ، برای تک تکِ جزییاتش .این تعلق خاطر رو من دوست دارم و برام ارزشمندهکاش همه قدر داشته همون رو بدونیم‌، قبل از اینکه از دستشون بدیم ......................................................شماهایی که تجربه ی زندگی تنهایی رو دارید چی فکر میکنید؟شماهایی که دنبال اینید که مستقل بشید و میترسید و تا حالا انجامش ندانید چی؟مستقل شدن به نظرم همونقدر که جذاب و دوست داشتنیه، سخت و نفسگیره، باید شجاع باشی تا بدستش بیاری و حفظش کنی.</description>
                <category>Fatemeh Jazayeri</category>
                <author>Fatemeh Jazayeri</author>
                <pubDate>Sat, 18 Apr 2020 17:12:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قرنطینه</title>
                <link>https://virgool.io/@fatemehjazayeri89/%D9%82%D8%B1%D9%86%D8%B7%DB%8C%D9%86%D9%87-gjgjm5dhdexe</link>
                <description>روزهای عجیب و جدیدِ قرنطینه.روزهایی که باید بمانی در خانه.البته مایی که میتوانیم بمانیم...خوب این کمترین کاریست که کرده ایم‌ تو این مدت.اینکه موندیم و جایی نرفتیم و کاری نکردیم و تفریحی نداشتیم و سعی کردیم همه چیز را خونگی کنیم.ورزش تو خونه،کار تو خونه، بازی تو خونه، تفریح تو خونه و کارایی که هیچ وقت تو خونه نکرده بودیم رو انجام دادیم.ولی از دیروز واقعاً سخت تر شده انگار برام.یه جوری انگار ظرفیتم تموم شده.دارم دنبال راه های جدید میگردم، امروز یکی دوتاشوامتحان کردم.داشتم فکر میکردم بدترین و سخت ترین شکنجه ی آدم اینه که مجبور باشه یه جا بمونه و انتخابی نداشته باشه.ناشکری نمیکنم چون مندر عین اینکه مجبورم تو خونه بمونم ولی کلی امکانات دارم که میتونم ازشون استفاده کنم و کلی انتخابهای دیگه دارم تو همین شرایطسخت.یه روز از همون روزهای اول یه دوستی گفت من الان حال زندانی ها رو درک میکنم .... من خیلی تعجب کردم چون اون زندانی هاهیچ‌کدوم از کارایی که ما میتونیم تو این شرایط انجام بدیم رو نمیتونن انجام بدن چطور میگی حالشون رو درک میکنی ؟؟ما اینقدر به اتفاقات ساده ی زندگی عادت کردیم که نمیبینیمشون.مثل اینکه میتونیم تو خونه لباسی که دوست داریم رو بپوشیم و موزیکی که دوست داریم بشنویم و غذایی که دوست داریم رو بپزیم،سرجای خودمون بخوابیم ، با گوشیمون‌ هرچی دوست داریم سرچ‌کنیم و خیلی کارای دیگه...که حتی به چشممون هم نمیان.میدونی این چیزا بدیهی هستن...هرچند اینا حقوق اولیه زندگی هستن ولی هیچ‌وقت قابل مقایسه با وضع یه زندانی نیستن ،پس ما زندانی نیستیم.بگذریم؛شما چیکار میکنید تو این روزهای قرنطینه که البته اگه مجبور نباشید سرِ کار برید! !؟اگه سر کار میرید برای سلامتیتون دعا میکنم و امیدوارم کرونا نگیرید و در راه ِ تامین خودتون و خانواده تون سالم بمونید.</description>
                <category>Fatemeh Jazayeri</category>
                <author>Fatemeh Jazayeri</author>
                <pubDate>Mon, 13 Apr 2020 23:33:37 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عمل به تصمیم</title>
                <link>https://virgool.io/@fatemehjazayeri89/%D8%B9%D9%85%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85-bdeslw5urm24</link>
                <description>ما همه مون یه استعدادهایی و یه سری توانایی ها داریم که منحصر به فرد و خاصن.اگر شما باور داشته باشید به این موضوع،میتونید توانایی هاتون رو به عرصه ی ظهور برسونید.غیر از این باشه هرچقدر هم باهوش با مستعد باشید مثل یه ماشین آخرین سیستم و پیشرفته میمونید که بنزین نداره تا مسیری رو طیکنه و به جایی برسه .پس یه جا ساکن میشید و میپوسید.———————————————-‌حالا که میدونیم باید حرکت کنیم و یه جا نمونیم بهتره بدونِ اینکه تو ذهنمون از مسیر و سختیهاش برای خودمون یه غولِ بی شاخ و دم بسازیم فقط راه بیوفتیم.تو یکی از پادکستای مجتبی شکوری گوش میکردم که میگفت گور بابای کیفیت ....یه بار دیگه هم اینو گفته بودم، میدونی چرا بازم تکرارش میکنم !؟چون خیلی خیلی مهمه.اونم برای ماهایی که از بچگی فقط تو کله مون کردن که بهترین باش،نمره ی بیست بگیر ، شاگرد زرنگ باش، توی کنکور رتبه ی خوب بیار و کلی مزخرفاتِ ایده آل گرایانه ی مخربِ دیگه.مشکل ما این نیست که نمیتونیم مسیری رو انتخاب کنیم ، مشکل ِ اساسی ما اینه که به اون مسیرمون که انتخابش کردیم هیچ تعهدینداریم.اولِ هرسال کلی برنامه ریزی میکنیم، ولی آخر همون سال میبینیم هیچ کدومش رو اجرا نکردیم،!چرا!!؟؟؟چون به برنامه ریزیمون پایبند نیستیم.نذاریم و نذاریم و نذاریم وسواس های کمال گرایانمون انجام برنامه هامون رو به تعویق بندازه.به خودمون و به قول هایی که به خودمون میدیم احترام بذاریم.زندگی رو پیش ببریم،نذاریم هر جوری دلش میخواد پیش بره.ما تعیین کنیم که چه شکلی باشه.لطفا برام بنویسید که چیکار کردین که تونستید به تصمیماتتون عمل کنید؟؟</description>
                <category>Fatemeh Jazayeri</category>
                <author>Fatemeh Jazayeri</author>
                <pubDate>Fri, 10 Apr 2020 01:09:44 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>