<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های فاطمه نوری محمدی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@fatemehnm76</link>
        <description>یادم میاد اولین باری که &quot;وبلاگ&quot; رو گوگل کردم، نه سالم بود!از همون موقع ها فهمیدم که عاشق نوشتنم...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 17:56:08</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/59679/avatar/maFaE9.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>فاطمه نوری محمدی</title>
            <link>https://virgool.io/@fatemehnm76</link>
        </image>

                    <item>
                <title>Dont make me think | قسمت هفتم</title>
                <link>https://virgool.io/@fatemehnm76/dont-make-me-think-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%85-qijycw7wzt1t</link>
                <description>تست گرفتن و پیدا کردن دید خوب به محصول، با زمان و منابع کم هم امکان پذیره!خیلی از تیم های توسعه از تست گرفتن و تحقیق کردن، گریزونن چون فکر میکنن که کلی زمان میخواد و هزینه بره و نیروی متخصص خودش رو میخواد. اما موضوع اصلی اینا نیستن.قرار نیست که محصولمون رو با ۱۰۰۰ نفر تست کنیم یا اینکه پژوهش و کار علمی انجام بدیم. تنها کاری که میخوایک انجام بدیم اینه که تصمیم گیری هامون رو بررسی کنیم و ببینیم که کاربرها با محصولمون میتونن به خوبی کار کنن یا نه.در نهایت نیاز داریم که به طور منظم تعدادی از کاربرها و نحوه کار کردن با محصول رو زیر نظر بگیریم و ۳ مورد مهم از مشکل، ترس و گیج شدن هایی که کاربرها باهاش مواجه شدن رو بنویسیم. چه بخوایم چه نخوایم، خیلی وقتا، موارد و مشکل های زیادی رو که باید برطرف کنیم بیشتر از تصورمونه. اینجاست که اولویت بندی به کارمون میاد و فقط و فقط باید روی مواردی تمرکز کنیم که واجبن.نگران باگ هایی که کاربر سریع از پسش برمیاد نباشین. اصلا این باگ های جزئی، نمک کار کردن با محصول جدیده!حتی قبل از اینکه محصول خودمون رو داشته باشیم، میتونیم تعامل کاربرها با محصول های رقیبمون رو زیر نظر بگیریم.  این کار  دانش و دید خوبی بهمون میده که زمان توسعه محصول خودمون، به کارمون میاد.ماحصل: هرچقدر زودتر تست بگیریم، کمکون میکنه که در مسیر توسعه محصول تصمیم های بهتری بگیریم، برای تیم زمان بیشتری بخریم و جلوی دوباره کاری ها رو بگیریم و این اتفاقا میتونن به سادگی با چند ساعت وقت گذاشتن و هزینه کم، محقق بشن.&lt;پایان بخش هفتم&gt;برای خوندن پارت های دیگه، روی لینک های پایین کلیک کن:پارت اول - پارت دوم - پارت سوم - پارت چهارم - پارت پنجم - پارت ششم </description>
                <category>فاطمه نوری محمدی</category>
                <author>فاطمه نوری محمدی</author>
                <pubDate>Mon, 13 Mar 2023 20:23:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>Dont make me think | قسمت ششم</title>
                <link>https://virgool.io/@fatemehnm76/dont-make-me-think-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%B4%D8%B4%D9%85-xieztzi8dnse</link>
                <description>برای ارزیابی دیزاین سایت یا اپلیکیشن، به دوست  و همکاراتون اعتماد نکنین. فقط و فقط از کاربرا تست بگیرین و دوباره تست بگیرین!محصول ما، باید به سادگی قابل درک باشه و بشه باهاش کار کرد. اما چطور مطمئن بشیم که محصول نهایی که دیزاین کردیم، این نیازها رو برآورده میکنه؟ ممکنه به این فکر کنیم که از دوستانمون یا همکارانمون که بهشون اعتماد داریم بپرسیم تا محصولمون رو ارزیابی کنن و بهمون فیدبک بدن.توی این مورد، نمیتونیم به نظر شخصی خودمون اتکا کنیم. چون محصول رو خودمون طراحی کردیم. اونم با کلی فیچر باحال و خفن. تا حالا شده یکی بگه که ماستش ترشه؟! معلومه که نه! از طرفی هم اگه نظر دوستانمون رو بپرسیم، فایده زیادی نداره. چون در نهایت، با کلی ایده و نظرهای متفاوت رو به رو میشیم. اگه نظر دیزاینرها رو بپرسیم، بهمون میگن که عاشق سایت با دیزاین های زیبا با فضای خالی و میکرو اینتراکشن های قابل توجه هستن تا تجربه بصری خوبی رو به وجود بیارن اما اگه همین سوال رو از دولوپر‌ها بپرسیم، دنبال کلی فیچرهای خلاقانه و پر چالش برای کاربرها میگردن و همه مون هم فکر میکنیم که نظرمون درسته! اما هیچ درست یا غلطی وجود نداره. تنها راه چاره برای ارزیابی دیزاین محصولمون، تست گرفتنه.تست گرفتن با ارزشه چون ما رو درگیر درست بودن یا غلط بودن نمیکنه و تمام توجهمون رو به این موضوع جلب میکنه: &#x27;&#x27;چه چیزی برای کاربرها کار میکنه.&#x27;&#x27; و &#x27;&#x27;چه چیزی برای کاربرها کار نمیکنه.&#x27;&#x27; علاوه بر این تفاوت کار کردن کاربرها با محصول رو به خوبی نشونمون میده.&lt;پایان بخش ششم&gt;برای خوندن پارت های دیگه، روی لینک های پایین کلیک کن:پارت اول - پارت دوم - پارت سوم - پارت چهارم - پارت پنجمبرای آشنا شدن با روش های تست دیزاین، روی این لینک کلیک کن.</description>
                <category>فاطمه نوری محمدی</category>
                <author>فاطمه نوری محمدی</author>
                <pubDate>Wed, 08 Mar 2023 20:22:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>Dont make me think | قسمت پنجم</title>
                <link>https://virgool.io/@fatemehnm76/dont-make-me-think-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85-xjjpiyvdnnna</link>
                <description>صفحه اصلی (home page) مهم ترین صفحه سایته و باید بتونه First Impression خوبی رو برای کاربر فراهم بکنه و خیلی سر راست بگه که سایت راجع به چیه و چه چیزی رو ارائه میکنه.وقتی که ما توی سوشال مدیاها یا پلتفرم های دیگه لینک وبسایتی رو میبینیم و روش کلیک میکنیم، شاید کم پیش بیاد که صفحه های دیگه سایت رو هم بگردیم. اما اگه بخوایم راجع به سایت و مطلبی که نوشته شده مطمئن بشیم یا بخوایم از خدمات سایت استفاده کنیم، سراغ صفحه اصلی سایت میریم.از اونجایی که صفحه اصلی سایت، مهم ترین بخش سایته و نقش کلیدی داره، رسیدن به یه دیزاین عالی برای صفحه اصلی، خیلی سخت و شاید ناممکنه. تقریبا همه اعضای تیم، راجع به بخش های صفحه اصلی سایت صاحب نظرن! مخصوصا چون لینک های صفحه اصلی بیشترین کلیک رو دارن، همه ذی نفع های محصول دوست دارن که بخشی رو به صفحه اصلی اضافه کنن. اگه زیر بار همه این خواسته ها بریم و قبولشون کنیم، یه صفحه شلوغ و در هم داریم که به سختی میشه ازش استفاده کرد و سر درآورد.هدف اصلی طراحی و دیزاین صفحه اصلی، ساختن First impression شفاف و قابل فهمه.تحقیقات روی دیزاین سایت ها نشون داده که  first impression که برای کاربر میسازیم، با کاربرهامون میمونن حتی اگه بعدا کلی توی سایت وقت بگذرونن. چون وقتی راجع به موضوعی فکر میکنیم، یه تصوری از اینکه این موضوع چطور کار میکنه و چی هست، در ذهنمون شکل میگیره و بعدش سعی میکنیم هر اطلاعات جدیدی که بدست میاریم رو یه جورایی به تصوری که همون اول برای خودمون ساختیم، ربطش بدیم.اگه کاربر، از همون اول که وارد سایتمون میشه گیج بشه و ندونه که سایت ما برای چه کاری هست، هرچقدر بیشتر توی سایت وقت بگذرونه، بیشتر گیج میشه.چطور میتونیم جلوی گیج شدن کاربرهامون رو بگیریم؟یکی از کارهایی که میتونه مفید باشه، تعامل کردن با کاربرهاییه که صفحه اصلی سایت رو میخونن. متن ها و تگ لاین ها رو طوری بنویسیم که هدف کلی سایت و محصولمون رو به خوبی نشون بده. یه تگ لاین خوب، زنده است و به خوبی میتونه ارزش و هدف سایت رو به کاربرها منتقل کنه.&lt;پایان بخش پنجم&gt;برای خوندن پارت های دیگه، روی لینک های پایین کلیک کن:پارت اول - پارت دوم - پارت سوم - پارت چهارم</description>
                <category>فاطمه نوری محمدی</category>
                <author>فاطمه نوری محمدی</author>
                <pubDate>Fri, 03 Mar 2023 16:47:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شنیدن کِی بُوَد مانند دیدن! (Early Design Testing)</title>
                <link>https://virgool.io/@fatemehnm76/%D8%B4%D9%86%DB%8C%D8%AF%D9%86-%DA%A9%D9%90%DB%8C-%D8%A8%D9%8F%D9%88%D9%8E%D8%AF-%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%86-early-design-testing-vbeemgfmlmb6</link>
                <description>قبل از اینکه بریم سراغ تست هایی که میشه از کاربر گرفت، باید این سوال رو بپرسیم که محصول ما تو چه شرایطی هست.اگر محصول زنده باشه و کار بکنه، ممکنه بخوایم محصولمون رو ارزیابی کنیم و بر اساس فیدبک هایی که از کاربر میگیریم یه سری تغییرات رو اعمال کنیم.  پس سراغ تست کاربرد پذیری میریم یا ممکنه که بخوایم از بین تغییرهایی که در نظرمون هست موثرترینش رو انتخاب کنیم و برای تصمیم گیری نیاز به اندازه گیری یه سری متریک ها داریم (مثلا conversion rate) پس میریم سراغ A&amp;B test. اما اگه هنوز محصولی در کار نباشه چی؟پرسشنامهاگر در ابتدای فرآیند طراحی محصول باشیم، یکی از ابزارهایی که میتونیم ازش کمک بگیریم پرسشنامه است. اما پرسشنامه به درستی میتونه به سوال های ما پاسخ بده؟پرسشنامه یکی از کم هزینه ترین ابزارهاییه که ما رو میتونه به طراحی بهتر محصول نزدیک کنه. اما هیچ راهی بدون چالش نیست.چالش های پرسشنامهاگر potential customer، (مخاطب هدفمون) به درستی به پرسشنامه ای که طراحی کردیم جواب بده، میتونیم به دیتای پرسشنامه مون اعتماد کنیم. اما چطور میتونیم به تعداد قابل قبولی از potential customer هامون دسترسی داشته باشیم؟ نمیخوام بگم نشدنیه اما هر چقدر هم چنل خوبی رو برای پخش کردن پرسشنامه انتخاب کنیم، باز هم احتمال اینکه پرسشنامه ما به دست potential customer هامون نرسه، زیاده.خیلی وقتا برای قدردانی از زمانی که کاربرها برای کامل کردن پرسشنامه در اختیارمون قرار میدن، هدیه ای رو در نظر میگیریم. اما همین موضوع، احتمال اینکه شرکت کننده ها فقط به خاطر دریافت هدیه، پرسشنامه رو با جواب های رندوم و فکر نشده کامل کنن رو بالا میبره.و اما مهم ترین چالش از نظر خودم:فرض کنین که میخوایم محصولی رو برای دانش آموزان دوره متوسطه طراحی کنیم. پرسشنامه استانداردی رو آماده کردیم و به مخاطب های اصلیمون هم دسترسی داریم اما مخاطب ما ممکنه از سوال ها برداشت متفاوتی از برداشت ما داشته باشه یا متوجه معنی بعضی از سوال ها نشه و چون تجربه کار با محصول رو نداره، به خوبی نتونه با سوال ها engage بشه و در نهایت اطلاعات گمراه کننده ای رو به ما بده.ناگفته نماند که پرسشنامه تو یه سری جاها میتونه حسابی به کمکمون بیاد و در زمان و هزینه صرفه جویی کنه. مثلا زمانی که محصول فعال و بزرگی داریم و نمیدونیم دقیقا کدوم قسمت از محصول نیاز به بازنگری داره. از طرفی هم شرایط گرفتن تست کاربرد پذیری رو از تمامی بخش ها نداریم. تو همچین موقعیتی میتونیم پرسشنامه ای رو طراحی کنیم و اگر جواب ها ما رو به قسمتی از محصول هدایت کرد، به طور مشخص روی همون بخش تمرکز کنیم.دیتای پرسشنامه ای که از محصول فعال گرفته میشه، قابل اعتمادتره. چون کاربر با در نظر گرفتن تجربه ای که از استفاده از محصول ما داره به سوال ها جواب میده.پس، چاره چیه؟شنیدن کِی بُوَد مانند دیدن!دیدن رفتار کاربر (observing) راه حل موثری هست و ما رو به جواب های کامل تر و مطمئن تری می رسونه. تست هایی که قبل از انجام high fidelity design میتونیم از کاربر بگیریم تا بتونیم رفتارشون رو مشاهده کنیم،  به &#x27;&#x27;Early design test&#x27;&#x27; ها معروفن:Tree testingCard sortingFirst click testingTree testingما به کمک tree testing میتونیم:نویگیشن کاربر رو در سایت بهبود بدیم.به بهتر شدن معماری اطلاعات سایت کمک کنیم.گاهی اوقات در نوشتن لیبل ها مجبوریم از کلمات تخصصی ای استفاده کنیم که با دایره کلمات روزمره عجین نیستن. با  tree testing میتونیم متوجه بشیم که کاربر چقدر میتونه معنی کلمات رو متوجه بشه و کاربردهاشون رو تشخیص بده.چطور tree testing رو آماده کنیم؟از بین یوزر فلوهایی که میخوایم بهبودش بدیم، یکی رو انتخاب میکنیمبرای فلوی مورد نظرمون تسک مینویسیم.از کاربرها میخوایم گزینه هایی که در مسیر انجام دادن تسک ها بهشون کمک میکنه رو انتخاب کنن.حواسمون باشه که:در هر تست نهایتا میتونیم ۱۰ تا تسک رو بررسی کنیم تا کیفیت جوابهایی که میگیریم تضمین بشه.برای هر تست، باید حداقل ۳۰ نفر و در حالت ایده آل ۵۰ نفر تست رو کامل کنن.بخش های تستپیام خوش آمد گوییتوضیح نحوه انجام دادن تستتسک هاپیام تشکر(در پایان تست میتونیم از شرکت کننده ها سوال هایی رو بپرسیم و lead بیشتری بگیریم). https://www.aparat.com/v/SX1qE/Tree_testing_sample نتیجه tree testingاینکه نحوه نمایش نتیجه تست به چه شکلی هست، بستگی به ابزاری داره که ازش استفاده میکنیم اما معمولا ابزارها، محتوا و اطلاعات مشابهی رو در اختیارمون قرار میدن‌ (عکس های زیر از سایت optimal workshop هست).در بخش اول، نگاه کلی به نتایج تست رو میتونین ببینین (تعداد کل افرادی که در تست شرکت کردن، میانگین زمانی که برای انجام دادن تست صرف شده و لوکیشن شرکت کننده ها و..)در tree testing مسیری که کاربر برای انجام دادن تسک ها رفته رو میتونیم به ۴ مدل دسته بندی کنیم:Direct success: کاربر از ابتدا تا پایان تسک از مسیر درست رفته.Indirect success: کاربر یه جاهایی از مسیر رو اشتباه رفته ولی برگشته و تو مسیر درست قرار گرفته.Direct failure: کاربر از ابتدا تا پایان تسک رو از مسیر اشتباه رفته.Indirect failure: کاربر تا یه جاهایی تو مسیر درست بوده اما در نهایت نتونسته تو مسیر درست قرار بگیره.دیتای پراکندگی و مسیرهایی که کاربر رفته رو میتونیم به ازای هر تسک  بررسی کنیم.Card sortingما به کمک card sorting میتونیم:نویگیشن کاربر رو در سایت بهبود بدیم.به بهتر شدن معماری اطلاعات سایت کمک کنیم.گاهی اوقات در نوشتن لیبل ها مجبوریم از کلمات تخصصی ای استفاده کنیم که با دایره کلمات روزمره عجین نیستن. با card sorting میتونیم متوجه بشیم که کاربر چقدر میتونه معنی کلمات رو متوجه بشه و کاربردهاشون رو تشخیص بده.به سه روش میتونیم Card sorting رو انجام بدیم:Open card sortingClosed card sortingHybrid card sortingاما کدوم روش card sorting برامون کارآمدتره؟Open card sortingمدل Open card sorting مثل سوال های با پایان بازه (open-ended question). در این روش برخلاف روش های سنتی ای که جواب های ثابتی رو به ما میدن، میتونیم انتظار جواب های متفاوتی رو داشته باشیم. زمانی که میخواین وب سایتی رو برای اولین بار طراحی کنیم یا زمانی که میخواین وب سایتی که دارین رو بهبود بدیم، میتونیم با روش Open card sorting با دیتاهای زیر برسیم:چطور کاربرها اطلاعات سایت رو میفهمن و دسته بندی میکنن.کاربرها در کدام قسمت از سایت به دنبال چه اطلاعاتی میگردن.ایده هایی که ما رو در دسته بندی کردن بهتر اطلاعات سایت کمک میکنن.در پایان تست میتونیم دیتاهایی که از تست به دست اومده رو با دیتاهای قبلی که از سایت داشتیم مقایسه کنیم و با توجه به رفتارهای کاربرها تصمیم های بهتری رو بگیریم.دسته بندی محتواهای بخش بلاگ سایت رو سر و سامون بدیم.دستی به سر رو روی دسته بندی محصولاتی که در سایت به فروش میرسن بکشیم.Closed card sortingدر مدل closed card sorting، شرکت کننده ها باید کارت ها رو در گروه هایی که از قبل براشون مشخص کردیم دسته بندی کنن.با روش Closed card sorting با دیتاهای زیر برسیم:متوجه بشیم که کاربرها چقدر با دسته بندی هایی که در سایت داریم موافق هستن.دسته بندی هایی که کاربر رو دچار اشتباه میکنن رو پیدا کنیم.دسته بندی هایی که زیاد استفاده نمیشن رو شناسایی و حذف کنیم.Hybrid card sortingدر مدل Hybrid card sorting شرکت کننده ها تعدادی از کارت ها رو در گروه هایی که تعیین کردیم دسته بندی میکنن. و کارت های باقیمانده رو در گروه هایی با لیبل انتخابی خودشون مرتب میکنن.با روش hybrid card sorting با دیتاهای زیر برسیم:چه تعداد از شرکت کننده ها در نحوه دسته بندی کارت ها با ما موافق هستن.شرکت کننده ها چه دسته بندی های جدیدی درست میکنن و میتونیم بهتر یا ضعیف تر بودنشون رو در مقایسه با دسته بندی های قبلی بسنجیم.حواسمون باشه که:تعداد کارت ها بین ۵۰-۳۰ باشه (برای اینکه دیتای مفیدتری رو از کاربر بگیریم).بخش های تست:پیام خوش آمد گوییتوضیح نحوه انجام دادن تستکارت هاپیام تشکرنتیجه card sortingاگر برای گرفتن تست card sorting از ابزار های آنلاین کمک بگیریم معمولا کار تحلیل دیتا رو انجام میدن (برای مثال سایت optimal workshop دیتای تست رو به چند روش تحلیل میکنه: similarity matrix, Dendrograms, PCA و.. اما اگه خودمون بخوایم دیتای تست رو تحلیل کنیم، باید از چه مسیری بریم؟Dendrograms/ best merge methodمرحله اول: دسته بندی های متداول رو پیدا کنیمدر closed card sorting، چون دسته بندی ها رو از قبل تعیین کردیم کارمون راحت تره ونیازی به انجام این مرحله نیست. اما در open card sorting و hybrid card sorting نیاز داریم که از بین جواب ها دسته بندی های متداول رو پیدا کنیم.مرحله دوم: ماتریکس بسازیم.یک جدول بسازیم. ردیف های جدول رو کارت ها و ستون های جدول رو دسته بندی های متداول تشکیل میدن. در جدول کافیه که مشخص کنیم چند نفر از شرکت کننده ها کارت مورد نظر رو در کدوم دسته بندی قرار دادن.مرحله سوم: درصد بگیریم.برای به دست آوردن درصد تعداد افرادی که یک کارت رو در یک دسته بندی قرار دادن، کافیه که هر کدوم از عدد هایی که نوشتیم رو به تعداد کل شرکت کننده ها تقسیم کنیم. برای اینکه بتونیم در ادامه راحت تر تصمیم بگیریم و سرعتمون رو هم بیشتر کنیم، میتونیم از اعدادی  که درصد کمتری از ۱۰ رو میسازن چشم پوشی کنیم.مرحله چهارم: دسته بندی کارت هادر هر گروه کارت ها رو بر اساس بیشترین درصد مرتب کنین. مثلا در گروه ۱، بیشترین درصد برای کارت های ۳ و ۱۱ هست. همین کار رو برای بقیه گروه ها انجام میدیم.مرحله پنجم: تحلیلگروه ها و درصد کارت ها رو بررسی و مقایسه کنیم.مرحله ششم:تصمیم گیریبراساس مقایسه هایی که انجام دادیم، ممکنه که لازم باشه تغییراتی رو در دسته بندی های سایت ایجاد کنیم.first click testingوقتی صفحه ای رو دیزاین میکنیم ( مثلا لندینگ پیج یا صفحه اصلی سایت) برامون مهمه که کاربرامون بتونن چیزی که به دنبالش هستن رو به راحتی پیدا کنن (مثلا دکمه ثبت نام یا CTA هایی که مهم هستن). با first click testing میتونیم دیزاین هامون رو حتی در سطح وایرفریم تست کنیم.ما به کمک first click testing میتونیم:زبان، لیبل ها و محتوای مناسب تری رو انتخاب کنیم.تصمیم گیری بهتری درباره محل قرارگیری باتن ها منو و..داشته باشیم.چطور tree testing رو آماده کنیم؟از بین صفحه های سایت، صفحه مورد نظرمون رو انتخاب میکنیم.مشخص میکنیم که دقیقا به دنیال چه چیزی هستیم.متناسب با هدفمون تسک مرتبط می نویسیم.بخش های تست:پیام خوش آمد گوییتوضیح نحوه انجام دادن تستتسک هاپیام تشکرنتیجه first click testingاینکه نحوه نمایش نتیجه تست به چه شکلی هست، بستگی به ابزاری داره که ازش استفاده میکنیم اما معمولا ابزارها، محتوا و اطلاعات مشابهی رو در اختیارمون قرار میدن‌ (عکس های زیر از سایت optimal workshop هست).heat mapبا توجه به هیت مپ و تسکی که تعریف کردیم و پراکندگی تعداد کلیک های شرکت کننده ها میتونیم متوجه بشیم که نقاط قوت و ضعف دیزاین کجاها هستن و اگر لازم بود، تغییرشون بدیم.ماحصلدیزاینی که با دیتا جلو بره، میتونه جلوی هدر رفتن انرژی و زمان رو بگیره. user- friendly هست و قانع کننده. اما قدم اول، انتخاب روش درست برای تست گرفتنه.تا حالا از Early design tests استفاده کردین؟  از تجربه هاتون بگین برام.امیدوارم که این مطلب بتونه بهتون کمک کنه. منتظر فیدبک هاتون هستم.</description>
                <category>فاطمه نوری محمدی</category>
                <author>فاطمه نوری محمدی</author>
                <pubDate>Wed, 09 Feb 2022 08:52:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چُست و چابُک (agile)</title>
                <link>https://virgool.io/@fatemehnm76/agile-hmq5prtgif3m</link>
                <description>مدیریت چابک  (agile) خیلی بیشتر از خرد کردن تسک ها و اسپرینت هاس.هماهنگ نبودن و تعامل تیم فنی و محصول که زبانزد همگان است و نمیشه انکارش کرد. همین عدم هماهنگی و تعامل خودشون به تنهایی میتونن هزاران هزار مشکل کوچیک و بزرگ رو به وجود بیارن. قبل تر فکر میکردم که خیلی از گره هایی که توی کار میفته، کاملا طبیعیه و اجتناب ناپذیر. اما به پیشنهاد یکی از دوستانم به سراغ agile رفتم و هر روز که بیشتر راجع بهش میخونم، مطمئن تر از قبل میشم که با این متد میشه گره های کور رو هم باز کرد و تا حدودی جلوی به وجود اومدنشون رو هم گرفت.:)))))هدف agile (مدیریت چابک) چیه؟هدف اصلی مدیریت چابک افزایش رضایت مشتری از محصوله. تیم چابک از مشتریان بازخورد و فیدبک میگیره. بازخورد و فیدبک ها رو در قالب sprint تبدیل به تسک های کوچک تر میکنه و محصول رو بهبود میده. این چرخه (اسکرام) بارها و بارها تکرار میشه تا هم محصول بهینه تر باشه هم رضایت مشتری بیشتر.Agile process ویژگی های مدیریت چابک چی هست؟پذیرفتن تغییرتوسعه در بازه های زمانی کوتاهتعامل و گفت و گوی رو در رو با تیمسادگیاعضای تیم اسکرام:مالک محصول (product owner)مالک محصول مشتری ها و نیاز هاشون رو بهتر از همه میشناسه و در نوشتن یوزر استوری ها (متاسفانه معادل فارسیش رو نمیدونم) به تیم اسکرام کمک میکنه. مالک محصول در واقع ارزش محصول رو مشخص میکنه و به تسک ها اولویت میده.اسکرام مسترکارایی تیم اسکرام، ساده کردن فرآیندها، مراقبت از تیم و برگزاری دورهمی ها برعهده اسکرام مستره.بقیه تیم ها!بقیه تیم ها (تیم هایی که وظیفه اجرای تسک ها رو دارن. مثلا: تیم توسعه، محصول و دیزاین) مسئول کیفیت محصول، تخمین زدن انجام پذیری تسک ها هستن.جلسه ها چجورین؟جلسه ها قبل از شروع هر اسپرینت برگزار میشن و زمان تقریبی برای هر جلسه حدود دو ساعت هست.مرحله ۱:جلسه با یوزر استوری ها شروع میشن. مثلا فرض کنیم مالک محصول توسعه یک ویجت خاص رو مطرح میکنه که مشتری ها تقاضاش رو دارن.مرحله ۲:تو این مرحله باید اعضای تیم، توسعه این ویجت خاص رو از ۳ جهت بررسی کنن و در نهایت برای هر سه مورد، یک عدد رو اعلام کنن:راحتیپیچیدگیواضح بودن مسیرفرق راحتی و پیچیدگی چیه؟راحتی یعنی چی: فرض کنین برای بار اوله که قراره کار پیچیده ای رو انجام بدم. اگر بخوام به راحتی انجام این کار نمره بدم، مثلا عدد ۸، و اگه بخوام به پیچیدگی انجام این کار نمره بدم عدد ۱۳ رو میدم. اما اگه دوباره قرار باشه همین کار پیچیده رو انجام بدم، به راحتی انجام کار، عدد ۳ رو میدم (چون قبلا انجام دادم و اینبار سختیش کمتره) اما بازم به پیچیدگی کار، عدد ۱۳ رو میدم.واضح بودن مسیر یعنی چی: فرض کنین برای داشتن ویجت، باید با شرکت های دیگه همکاری کنین و هنوز هم راجع بهش صحبت و جلسه ای نداشتین. تو این سناریو مسیر شفاف و معلوم نیست.در ادامه هر کدوم از اعضای تیم برای هر سه ویژگی راحتی، پیچیدگی و واضح بودن مسیر یک عدد رو انتخاب و اعلام میکنن. زمان اعلام نمره ها باید همزمان باشه تا جواب اعضای تیم تحت تاثیر جواب همدیگه قرار نگیره. (social proof)معمولا برای نمره دادن از سری اعداد فیبوناچی استفاده میشه:   0, 1, 1, 2, 3, 5, 8, 13, 21, 34, 55, 89چرا اعداد فیبوناچی:۱. هدف اصلی نمره دادن به استوری اینه که ارزیابی کنیم که تسک میتونه وارد اسپرینت بشه یا نه و از نمره به عنوان معیار استفاده میکنیم. برای اینکه بگیم با انجام دادن این تسک موافق نیستیم باید نمره ماکسیمم داشته باشیم و اگر بخوایم از اعداد معمولی استفاده کنیم باید همه اعضای تیم موافق با یک عدد برای نمره ماکسیمم باشن (مثلا عدد ۵۹. اما چرا عدد ۴۸ نباشه؟!) اما تو سری فیبوناچی برای نمره دادن به استوری، ماکسیمم نمره رو عدد ۸۹ در نظر میگیریم.۲. برای نمره دادن به استوری عدد صفر بی معنیه اما سری فیبوناچی از عدد ۱ شروع میشه.بعد از اعلام نمره ها نظر فردی که بالاترین نمره و پایین ترین نمره رو به تسک داده میشنویم و دوباره از اعضای تیم میخوایم که نمره نهاییشون رو دوباره اعلام کنن.مرحله ۳:بعد از اعلام نمره و توافق، تسک به اسپرینت ها خرد میشن و تیم در ددلاین تعیین شده کار ها رو پیش میبره.هر روز جلسه روزانه برگزار میشه و اسپرینت ها توضیح داده میشه تا همه چی شفاف باشه و تیم در مسیر پیش بره.مرحله ۴: در انتهای هر اسپرینت، تیم برای پرزنت کردن تسک میره (همین که کل تیم برای پرزنت کردن میره باعث میشه که کار همه اعضای تیم دیده بشه نه فقط مدیر اون بخش)مرحله ۵:مرحله آخر گرفتن فیدبک هست و این چرخه دوباره تکرار میشه.خب به همین سادگی، به همین کوتاهی! البته که جلسه ها خودشون کلی چالش دارن و agile به عمل سخت تره.از تجربه هاتون بگین برام. تا حالا از agile کمک گرفتین؟</description>
                <category>فاطمه نوری محمدی</category>
                <author>فاطمه نوری محمدی</author>
                <pubDate>Thu, 30 Sep 2021 14:15:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>Dont make me think | قسمت چهارم</title>
                <link>https://virgool.io/@fatemehnm76/dont-make-me-think-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-kszhbtiewl4a</link>
                <description>استفاده از پیشفرض هایی که ‌کاربرهای سایت باهاشون آشنا هستن، استفاده از سایت رو آسون تر میکنه.اگه شما گواهینامه داشته باشین اما بخواین در لندن رانندگی کنین، میدونین که وقتی پیش فرض ها تغییر کنن، رانندگی چقدر میتونه گیج کننده باشه.و به خاطر همینه که باید در طراحی وبسایت، پیشفرض ها رو رعایت کنین.کاربرها برای انجام دادن بعضی کارها یا پیدا کردن بعضی اطلاعات، انتظارات مشخصی دارن و وقتی پیشفرض ها تغییر کنه، این موضوع برای کاربر آزار دهنده میشه.تصور کنین که چقدر این کار روی اعصابتون میره اگه مجله مورد علاقه تون، دیگه شماره هر صفحه رو پرینت نکنه.درسته که شماره صفحات، پیشفرض صفحه هایی هست که چاپ میشه اما ما پیشفرض هایی راجع به صفحات وب هم داریم. برای مثال در بالای وبسایت ها کلمات به صورت افقی نوشته میشن و ما میتونیم حدس بزنیم که این کلمات، منو های اصلی یک وبسایت هستن.بعضی وقت ها طراح های سایت تلاش میکنن تا این پیشفرض ها رو نادیده بگیرن و وسوسه میشن که یه وبسایت نوآورانه رو دیزاین کنن اما پیشفرض ها با ظرافت تمام در طی چند سال به وجود میان و معمولا هم روش های بهتری هستن.برای مثال کاربرها به خوبی با tab dividers  آشنان و وقتی میبیننش میدونن که چطور ازش استفاده کنن.البته که همیشه فرصت برای نوآوری هست مخصوصا وقت هایی که پیشفرض هایی که داریم اونقدرها هم برای پاسخ به نیازهامون مناسب نیستن. فقط مطمين باشین دیزاینی که انجام دادین قابل استفاده اس.به بیان دیگه، پیشفرض ها مانع خلاقیت شما نیستن. فقط بحث اولویت هاست و تجربه کاربرها اولویت بیشتری داره.پایان بخش چهارم</description>
                <category>فاطمه نوری محمدی</category>
                <author>فاطمه نوری محمدی</author>
                <pubDate>Sat, 24 Apr 2021 21:30:39 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بوک بریف | DONT MAKE ME THINK - قسمت سوم</title>
                <link>https://virgool.io/@fatemehnm76/%D8%A8%D9%88%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D9%81-dont-make-me-think-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%B3%D9%88%D9%85-qvyt5tpkuhx0</link>
                <description>چون رفت و آمد بین صفحات یه سایت مهم ترین قسمت سایته، باید واضح، ساده و پیوسته باشه.بازدید از یک وبسایت جدید درست مثل قدم زدن تو سوپرمارکت یه محله ناشناسه ولی با یک تفاوت: وقتی که آنلاینی نمیتونی راه بری و به هر قفسه سَرَک بکشی و چیزی که میخوای رو پیدا کنی و همین باعث دشواری میشه.چون اگه نتونی چیزی که تو سایت دنبالشی رو پیدا کنی یا نفهمی که قسمت های مختلف یک سایت چطور دسته بندی شده، آپشن بستن صفحه سایت (برای همیشه) به اندازه یه کلیک ازت فاصله داره.چالش بعدی اینه که خیلی سخته که بتونی قسمت های مختلف یه سایت صد، پانصد یا دوازده هزار صفحه ای رو تخمین بزنی و به خاطر همین خیلی چالش برانگیزه که بتونی سایتی رو تو این ابعاد دیزاین کنی که کاربر بتونه به راحتی بین صفحات حرکت کنه.برای اینکه بتونی همچین دیزاینی رو پیاده سازی کنی، تو قسمت بالای صفحه به section bar نیاز داری تا بتونی به کاربر بگی که سایت از چه بخش هایی تشکیل شده. علاوه بر این هر پیج باید شامل آیتم های navigation های زیر باشه تا کاربر بتونه به راحتی بین صفحات حرکت کنه.section barاولین مورد: search bar رو فراموش نکنین. در بخش جستجو کاربر میتونه به سرعت چیزی که میخواد رو پیدا کنه بدون اینکه یاد بگیره که سایت شما چطور دسته بندی شده.search barدومین مورد: مسیر کاربر رو مشخص کنین (you are here indicator) که شبیه نقطه های قرمز روی نقشه است که نشون میده از کدوم مسیر حرکت کردین و از نقطه شروع به نقطه پایان رسیدین. این کار به کاربر کمک میکنه که بدونه در کدوم قسمت سایته و بین صفحات به راحتی جا به جا شه.you are here indicatorمورد سوم: لوگو شرکت رو به صفحه اصلی (home) لینک کنین و اینکار باید در همه صفحات وبسایت انجام بشه تا به کاربر اجازه دسترسی راحت به صفحه اصلی رو بده.و مورد چهارم: قسمت های نحوه استفاده از سایته. این بخش ها شامل اطلاعات سر راست و ضروری نحوه استفاده از سایت میشن (مثلا بخش ورود به سایت، FAQ، نقشه سایت و..)اگر این چهار مورد به درستی اعمال بشن، کاربر احساس راحتی بیشتری میکنه و به آدم هایی که پشت سایت و در شرکت هستن اعتماد بیشتری میکنه.پایان قسمت سوم</description>
                <category>فاطمه نوری محمدی</category>
                <author>فاطمه نوری محمدی</author>
                <pubDate>Mon, 19 Apr 2021 21:51:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بوک بریف | DONT MAKE ME THINK - قسمت دوم</title>
                <link>https://virgool.io/@fatemehnm76/%D8%A8%D9%88%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D9%81-dont-make-me-think-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-steovtcyudiz</link>
                <description>اسکن کردن سایت رو برای کاربر آسون کنین تا بتونه مطالب کلیدی و مهم رو ببینه.تصور کنین وارد یه سایت شدین که تو صفحه اول نوشته: &quot; به سایت شرکت xyz خوش اومدین. ما برای مشتریانمون بهترین خدمات رو..&quot;همه ما با پروموشن های اینجوری آشناییم و هیچوقت هم نمیخونیمشون!به خاطر اینکه وقتی آنلاین میشیم، برای انجام دادن کاری آنلاین شدیم و اون کار ماموریت اصلیمونه و میخوایم تو کمترین زمان انجامش بدیم. به خاطر همینه که به جای خوندن متنای طولانی و خوندن کلمه به کلمه شون، متن رو اسکن میکنیم.اگه وبسایتی داری و میخوای پیامی رو برسونی، مطمئن شو که این موارد رو رعایت کردی: پاراگراف کوتاه، عنوان و کلمه های کلیدی واضح.علاوه بر همه اینا، سلسله مراتب بصری (همون visual hierarchy) رو رعایت کن تا کاربر بتونه تصمیم بگیره که روی چه بخشی تمرکز کنه. این موضوع خیلی مهمه. تحقیق هایی که روی eye tracking انجام شده، نشون میده که ما به جاهای تکراریِ اسکرین نگاه میکنیم و به جاهایی که به ماموریتمون بی ربطه (مثلا بنرهای تبلیعاتی) نگاه نمیکنیم.یه صفحه از روزنامه رو تصور کنین. در صفحه اول، عنوان، متن و عکس ها رو میبینیم که به خوبی چیده شدن و برای همین خواننده میتونه تشخیص بده که کدوم قسمت صفحه مهمه.شما در وبسایت خودتون هم باید روش روزنامه رو ادامه بدین. مشخص کنین که کدوم قسمت ها مهمن تا خواننده بتونه سریع اطلاعات مهم رو پیدا کنه و روش کلیک کنه.این نکته ما رو به نکته مهم دیگه ای میرسونه. باوری هست که میگه: بیشتر کاربرها روی گزینه ای کلیک میکنن که واضح تره و کمتر به فکر کردن نیاز داره.پس مطمئن بشین که مراحلی که کاربر نیاز داره طی کنه تا به اطلاعات مورد نظرش برسه، ساده و قابل فهم باشه. اما مطالب مهم (مثلا هزینه خرید) رو پشت کلُی کلیک قایم نکنین چون این کار، به شدت رو مخ کاربر میره.بیشتر وقت ها فکر میکنم که وبسایت برای کاربر مثل یه بروشور خرید میمونه اما تو واقعیت، خیلی بیشتر از این حرفاست و شبیه یه بیلبورد تبلیغاتیه که میخواد توجه ماشینایی که با سرعت بالا از جلوش رد میشن رو به خودش جلب کنه.پایان قسمت دوم</description>
                <category>فاطمه نوری محمدی</category>
                <author>فاطمه نوری محمدی</author>
                <pubDate>Sun, 18 Apr 2021 17:31:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بوک بریف | DONT MAKE ME THINK - قسمت اول</title>
                <link>https://virgool.io/@fatemehnm76/%D8%A8%D9%88%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D9%81-dont-make-me-thing-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-jm0yzki1osbm</link>
                <description>
به جای اینکه یاد بگیریم که یه سیستم چطوری کار میکنه، دوست داریم خودمون به قسمتای مختلف سرک بکشیم و خودمون بفهمیم که چی به چیه!شما دفترچه راهنمای گجتی که به تازگی خریدین رو خوندین؟ به احتمال زیاد نه!اگه مهندس ها رو بزاریم کنار، بیشتر مردم اهمیتی نمیدن که بدونن یه وسیله چطوری کار میکنه.تصور کنین از یه عابر تو خیابون بپرسین تا براتون توضیح بده که یه موتور جستجوگر چطوری کار میکنه. با اینکه مردم اطلاعات خیلی کمی از نحوه کار کردن موتورهای جستجوگر دارن، اما میتونن بین وبسایت های مختلف بچرخن و دشواری هم ندارن.پس وقتی که یه دستگاه جدید میخریم، بیشتر وقتا به جای اینکه دفترچه راهنماش رو بخونیم تا نحوه کار کردنش رو یاد بگیریم، شروع میکنیم به کار کردن باهاش و یاد میگیریم که چطوری کار میکنه و وقتی روشی رو یاد میگیریم که باهاش میتونیم با دستگاهمون کار کنیم، به همون روشی که داریم میچسبیم.ممکنه اینو دیده باشین که وقتی یه نفر دنبال یه سایت میگرده، اسم سایت رو سرچ میکنه تا اینکه بخواد از URL bar استفاده کنه و مستقیم به سایتی که دنبالشه بره.این یه مثال رایج از استراتژی انتخابه که بهش میگن: &quot;satisficing&quot;وقتی که یه مشکلی هست، ممکنه فکر کنین که آدما سه سوته میرن سرچ میکنن و اطلاعات رو جمع اوری میکنن و راه حل ها رو پیدا میکنن، راه حل ها رو باهم مقایسه میکنن و بهترینش رو انتخاب میکنن، اما در واقعیت &quot;satisficing&quot; روش معمولیه که اتفاق میفته.تحقیقی نشون میداد که آتشنشان ها به سادگی ارورها رو چک میکنن و اولین راه حلی که به ذهنشون بیاد رو انتخاب میکنن (این در حالیه که آتشنشان ها یکی از پرفشار و پر رسیک ترین شغل ها رو دارن).در مقایسه، در صفحه وبسایت ها، اگر جای اشتباهی رو کلیک کنیم، تنها کاری که نیازه انجام بدیم تا به صفحه قبل برگردیم یه دکمه بازگشته. در کل، وقتی که تو فضای آنلاین میچرخیم به سرعت تصمیم میگیریم. نه تنها به خاطر اینکه آسون تره، بلکه سر در آوردن از چیزای مختلف بدون اینکه کسی تو کارمون دخالت کنه، بیشتر شبیه بازیه و حال میده.به بیان دیگه، رفتار معمول ما تو فضای آنلاین اینطوریه که روی اولین چیزی که چشممون رو بگیره، کلیک میکنیم و وقتی که ما رو به چیزی که دنبالشیم برسونه، حس میکنیم که باهوشیم، احساس راحتی میکنیم و اعتماد به نفسمون بالا میره.پایان قسمت اول</description>
                <category>فاطمه نوری محمدی</category>
                <author>فاطمه نوری محمدی</author>
                <pubDate>Sat, 17 Apr 2021 22:39:04 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>5+1 فرمان در باب خلاقیت!</title>
                <link>https://virgool.io/@fatemehnm76/51-%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82%DB%8C%D8%AA-iqy9aw6jhvmy</link>
                <description>قبل از اینکه راجع به راهکار هایی صحبت کنیم که میتونن به ما در فرآیند خلاقیت و رسیدن به ایده های ناب و خلاقانه کمک کنن، میخوام به این سوال جواب بدین:آیا خودت رو انسان خلاقی می بینی؟ چرا؟شاید مثل من فکر کنین که خلاقیت، ارثیه یا اینکه رابطه تنگاتنگی با حرفه ای که بهش مشغول هستین داره. اما خبر خوب اینه که:خلاقیت ارثی نیست و برای خلاق بودن، لازم نیست هنرمند، نویسنده یا طراح باشیم. اما چطور؟!باور رایج و اشتباهی که جامعه در ذهنمون کاشته اینه که خلاق بودن ارثیه. یا ژن برتر خلاقیت رو داری یا چوبی! (چوب به انسانی گفته میشه که خلاقیت نداره). در صورتی که خلاقیت، یک مهارته که برای قوی تر شدن، نیاز به تمرین داره. ناگفته نماند که شرایط اجتماعی، سیستم آموزشی ناکارآمد، خانواده و.. ممکنه که شهامت و توان استفاده از این مهارت رو از ما بگیره.پس اگر خودتون رو به اشتباه چوب میدونین و کمر به همت بستین تا خلاقیت رو آنباکس کنین و آکبند نگهش ندارین، کافیه که بودن خلاقیت رو در وحود خودتون بپذیرین و خلاق بودن رو انتخاب و زندگی کنین.خلاقیت، شرایط خاصی نمیخواد!باور رایج و اشتباه دیگه ای که وجود داره اینه که پروسه ایده پردازی، به طور ناخودآگاه در ذهن ما اتفاق میفته و نیازی نیست که کاری رو برای خلق کردنش انجام بدیم. فقط کافیه که یه گوشه بشینیم و دیزاین یا طراحی کنیم!اصلا اینطور نیست! یکی از متدهایی که میتونه بهمون کمک کنه، متد تفکر طراحی محصول (design thinking) هست که توسط IDEO خلق شده  و یادتون نره که جامعه به مهندس، پزشک و حسابدار خلاق و... هم  نیاز داره. حتما لازم نیست برای انجام کارهای خلاقانه، دیزاینر باشیم. حتی میشه در انجام دادن کارهای روزمره هم از خلاقیت کمک گرفت.خب، حالا چی؟ خودت رو انسان خلاقی میدونی؟ اگه هنوزم فکر میکنی که چوبی، برام کامنت بزار تا راجع بهش صحبت کنیم.اگه جوابت &quot;بله&quot; است، با من باش. در ادامه میخوایم مواردی رو بررسی کنیم که میتونه در تولید ایده های خلاقانه کمکمون کنه.دوشواریبدون دوشواری، نمیشه! قبل از ایده پردازی، اول موضوع یا مشکلی که میخواین راجع بهش ایده پردازی کنین رو به دقت مشخص کنین. حتی محدودیت ها و قوانینی که باید در کار رعایت بشه، میتونن با شفاف کردن موضوع، به خلاقانه بودن ایده ها کمک کنن.الهامخیلی وقتا شنیدیم که آدمای خلاق، برای ایده و الهام گرفتن، سفرهای زیادی میرن. اما سفر رفتن چطور باعث تولید ایده های جدید میشه؟وقتی محیط پیرامون ما تغییر میکنه، اتفاق ها و آدم ها به چشممون عادی و همیشگی نمیان. شروع میکنیم به مشاهده تفاوت ها و تمییز دادن اونها از زندگی عادی و روزمره خودمون. برای الهام گرفتن و داشتن ایده های جدید، حتما لازم نیست که در سفر باشیم. فقط کافیه که تمام حس ها و توانایی هایی که داریم  رو به کار بگیریم و اتفاق های روزمره رو مشاهده کنیم.چشم ها را باید شستمشاهده کردن با دیدن زمین تا آسمون فرق داره! به رستورانی که بارها و بارها برای صرف غذا بهش مراجعه کردین، فکر کنین. بعد از ورود به رستوران و سفارش دادن غذای مورد نظرتون حتما نگاهی هم به سالن رستوران و قسمت های مختلقش انداختین. (دیدن)حالا تصور کنین که از شما خواسته شده تا برای همین رستوران، منوی غذایی جدیدی طراحی کنین.این بار با نگاه متفاوتی به رستوران نگاه میکنین. اینکه مشتری های رستوران از چه گروهی هستن، چه سطح درآمدی دارن و.. (مشاهده) برای رسیدن به ایده های خلاقانه، لازمه که دنیای اطرافمون رو طور دیگه ای مشاهد کنیم.خوش سلیقه بودن!(good taste)ایده ها، توسط ما خلق و پردازش میشن. حالا اگر ذهن و سلایق ما رشد نکرده باشن، خط کش و معیار درستی برای ارزیابی ایده هامون نداریم. باید با توجه به حوزه کاری مون، دنبال راه هایی برای بالا بردن استانداردهای ذهنیمون باشیم. (کارهایی که خودم انجام میدم خوندن کتاب، دیدن فیلم و دیزاین های خوبه تا بتونم استانداردهام رو بالا ببرم).ایده، زیادش خوبه!تو ایده پردازی، چیزی که مهمه داشتن ایده های زیاده. هرچی بیشتر، بهتر! به اینکه ایده ای که داریم چقدر قابل انجام هست یا اینکه ایده ای که داریم، چقدر احمقانه به نظر میاد و.. فکر نکنیم. برای بررسی کردن ایده ها کلی وقت هست.یه دست، صدا ندارهایده پردازی با تیم، هم خیلی جذابه و هم کارآمد تره. میتونیم نظر و ایده های افراد مختلف رو بشنویم و موضوع رو از زاویه نگاه های متفاوتی ببینیم.در آخر باید بگم که رسیدن به ایده های ناب و خلاقانه، روش مرحله به مرحله ثابت و مشخصی نداره و به تعداد آدما، راه هست برای رسیدن به ایده های خفن! اما میشه از الگوهایی استفاده کرد که تا هدفمندتر کار کنیم. خوبی متد تفکر طراحی محصول هم همینه. در کنار راهکارهایی که داره، ما رو محدود به پیروی از مراحل  ثابتی نمیکنه.سعی کردم که مواردی رو راجع به خلاق بودن که به نظرم کاربردی و مهم هستن رو باهاتون به اشتراک بزارم. امیدوارم که مفید باشه براتون. البته که راجع به تفکر طراحی محصول میشه هزاران هزار کارکتر نوشت. اما به گمونم برای امروز کافیه.دوست دارین بازم از از خلاقیت و تفکر طراحی محصول بنویسم؟ کامنت بزارین برام.</description>
                <category>فاطمه نوری محمدی</category>
                <author>فاطمه نوری محمدی</author>
                <pubDate>Thu, 27 Aug 2020 17:22:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نمیدونی تفکر طراحی محصول چیه؟! بدو بیا تو!</title>
                <link>https://virgool.io/CreativePie/%D9%86%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%88%D9%86%DB%8C-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%DA%86%DB%8C%D9%87-%D8%A8%D8%AF%D9%88-%D8%A8%DB%8C%D8%A7-%D8%AA%D9%88-ymgkvhwxnv6e</link>
                <description>سریع بریم سر اصل مطلب!تفکر طراحی محصول چی هست؟تفکر طراحی محصول، روشی کاربر محور (user centered design)، خلاق و تعاملیه که برای حل مسائل استفاده میشه.  برای اینکه بتونیم بهترین نتیجه رو از روش تفکر طراحی محصول بگیریم، لازمه که تیمی از افراد متخصص در سه حوزه مهم کسب و کار تشکیل بدیم و به صورت کار گروهی فرآیند تفکر طراحی محصول رو پیش ببریم.سه حوزه مهم کسب و کار که باید ازشون کمک بگیریم:مارکتینگ – آیا ایده محصول یا خدمت مورد نظر ما، با اهداف کسب و کار ما هم راستاست؟تکنولوژی - آیا ایده محصول یا خدمت مورد نظر ما، از نظر تکنیکی و سیستم قابل انجام شدنه؟کاربر –آیا ایده محصول یا خدمت مورد نظر ما، اشتیاق و نیاز مخاطب ما رو برطرف میکنه؟سه حوزه مهم در فرآیند تفکر طراحی محصولبرای مشکلی که می خوایم با روش تفکر طراحی محصول برطرفش کنیم، ممکنه به افراد متخصص زیادی تو حوزه های مختلف نیاز داشته باشیم تا بتونیم به بهترین راه حل برسیم. اگر فرآیند تفکر طراحی محصول رو به صورت کار گروهی انجام بدیم نتیجه بهتری رو میگیریم اما لازمه که همه اعضای تیم مهارت کافی در پژوش کاربر رو داشته باشن تا بتونن نیازهای مخاطب و مشکلاتشون رو درک کنن.متد تفکر طراحی محصول یه فرآینده و تکرار پذیره. میتونیم در هر مرحله ای که باشیم به عقب برگردیم یا اگر لازم بود فرآیند رو تکرار کنیم تا بتونیم به بهترین روش ممکن نیاز مخاطبمون رو برطرف کنیم.تفکر طراحی محصول چی نیست؟بیاین راجع به کلمه طراحی صحبت کنیم: به طرح کشیده شده از نحوه کارکرد محصول طراحی میگیم. طراحی میتونه مجموعه ای از انتخاب ها و تصمیم های طراح برای شیوه کارکرد یا ظاهر محصول هم باشه اما فرآیند تفکر طراحی محصول فقط راجع به شکل ظاهری محصول نیست. در فرآیند تفکر طراحی محصول علاوه بر شکل ظاهری محصول به کارکرد، متریال، تاثیرگذاری بر سبک زندگی مخاطب، هزینه ای که برای تولید محصول نیاز هست و... بررسی میشه.شما هم مثل من رنگ سبز رو دوست دارین؟فرآیند تفکر طراحی محصول فقط &quot;فکر کردن&quot; یا &quot;طراحی&quot; نیست. اگر میخوایم بهترین نتیجه رو بگیریم باید تیمی از افرد متخصص در حوزه های مورد نیازمون داشته باشیم تا بتونیم با مشکل ها و چالش های هر حوزه دقیق تر رو به رو بشیم و مشکل و ایده ها رو از جنبه های مختلف بررسی کنیم. اگه میخوایم فرآیند تفکر طراحی محصول رو یک نفره جلو ببریم، قبل از هر کاری باید اطلاعات مورد نیاز هر بخش رو جمع آوری کنیم، از درستی اطلاعاتمون مطمئن بشیم و فرآیند رو پیش بریم.فرآیند تفکر طراحی محصول کاربر محوره. پس خیلی مهمه که در حالیکه با تیم روی فرآیند کار میکنیم، باید روش استفاده مخاطب از محصول یا خدمت و نحوه برخوردشون با چالش های جدید رو هم زیر نظر بگیریم.به نظرتون اصلا لازمه که از روش تفکر طراحی محصول استفاده کنیم؟ تا حالا ازش استفاده کردین؟ کامنت بزارین برام.</description>
                <category>فاطمه نوری محمدی</category>
                <author>فاطمه نوری محمدی</author>
                <pubDate>Tue, 25 Aug 2020 13:03:06 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>