<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Fatemeh.A</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@fatemehp1100ali</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-22 14:44:15</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/42141/avatar/lnRBYX.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Fatemeh.A</title>
            <link>https://virgool.io/@fatemehp1100ali</link>
        </image>

                    <item>
                <title>پیوندتون مبارک!</title>
                <link>https://virgool.io/@fatemehp1100ali/%D9%BE%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%AF%D8%AA%D9%88%D9%86-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DA%A9-oexej6i19kus</link>
                <description>چند روزه که میخوام یه مطلب برای پویش پیک زمین بنویسم که حداقل یه درخت به درختای زمین اضافه بشه ولی درگیر این بودم که چجوری شروع کنم.وقتی دوستم بهم گفت برای این پویش یه مطلب بنویس، بهش گفتم یه ایده برای نوشتن با این موضوع دارم ولی نمیدونم مطلبم رو چه جوری شروع کنم؟ اون بنده خدا بهم گفت همه درگیر این هستن که مطلبشون رو چه جوری تموم کنن، تو موندی چجوری شروع کنی؟!القصه از اونجایی که بیشتر اوقات در خاطرات تلخ و شیرین گذشته سیر میکنم، وقتی عبارت &quot;پیک زمین&quot;  به گوشم خورد، ناخودآگاه یاد پدربزرگ خدابیامرزم افتادم که بهش می‌گفتیم:《حاجی بابا》حاجی بابای ما مهارت خاصی در پیوند زدن داشت. هم پیوند زدن درختان به یکدیگه، هم پیوند زدن جوونا به همدیگه!درخت انار شیرین رو به انار ترش، درخت بادام شیرین رو به بادام تلخ! خداییش اکثر این پیوندهایی هم که میزد، موفقیت آمیز بود با اینکه یادم نمیاد بعد از پیوند زدن هیچکدوم از این درختا، گفته باشه:《پیوندتون مبارک!》اما پیوند زدن جوونا توسط حاجی بابا حکایت دیگه‌ای داشت. می‌دونید چرا؟! برای اینکه به این راحتی‌ها نمی‌شد بفهمی کدومشون شیرینن، کدومشون ترش یا کدومشون تلخ؟! پس بعد از رفتنش، بعضی از این پیوندها موفقیت‌آمیز از آب در نیومدند، با اینکه بعد از پیوند‌ زدن همه‌شون، بلااستثنا می گفت:《پیوندتون مبارک!》این عکس که می بینید مربوط به پیوند زدن یه جوون به جوون دیگه است که البته بعد از بیست سال، خوشبختانه همچنان موفقیت آمیز بوده!حاجی بابا در حال پیوند زدن دو جوون به هم!قبلا هم یه مطلب نوشته بودم که بی ارتباط با پیک زمین نبود، اگه خواستید اون رو هم بخونید: https://virgool.io/@fatemehp1100ali/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D9%88-%D9%81%D9%82%D8%B7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%88-%DA%86%DB%8C%D8%AF%D9%85-upsgaatdw5xz </description>
                <category>Fatemeh.A</category>
                <author>Fatemeh.A</author>
                <pubDate>Wed, 31 Mar 2021 23:31:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>این انار رو‌ فقط‌ برای تو چیدم!</title>
                <link>https://virgool.io/@fatemehp1100ali/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D9%88-%D9%81%D9%82%D8%B7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%88-%DA%86%DB%8C%D8%AF%D9%85-upsgaatdw5xz</link>
                <description>بوی خاکِ نِم باران خوردهکوچه های خیس از باران های شبانگاهیدر روزگاری زندگی میکردم که فکر نمیکردم روزی حسرتش را بخورم. پاییز که میشد هم ذوق و شوق مدرسه می امد سراغم هم اینکه به خانه حاجی بابا (پدر بزرگم)نقل مکان میکردیم.یه اسباب کشی مختصر،برای انار چینی.الان هفتصد کیلو متر و شش ماه(قبل از عید که به زادگاه رفتم دیگه موقعیت یار نبود) با خاطرات نوجوانی فاصله دارم.الان نه حاجی بابایی هست نه حاجی ننه.نه بابایی که قشنگ ترین انار باغ را برایم بچیند و بگوید بیا فاطمه بابا این را فقط برای تو چیدم.اون انار کجا واین کجاهنوز یاقوت های اون انار یادمه.که بابا میگفت همه دونه هاش رو بخور که اون دونه بهشتی رو از دست ندی.براستی که دیگر ۱۸ سال است که داغ پدر و پدر بزرگ و اون انار لذیذ بابا به دلم مانده اس.و سه سال پیش هم مادربزرگ عزیزم.خدا روح همه رفتگان خاک را غرق ارامش و شادی کند.اگه امکانش هست فاتحه ای برای عزیزان سفر کرده ام بخوانید.????</description>
                <category>Fatemeh.A</category>
                <author>Fatemeh.A</author>
                <pubDate>Tue, 17 Sep 2019 21:45:38 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>