<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های fatemezare</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@fatemehzarehh</link>
        <description>نامبرده یک عاشق بی‌شرط دنیای کسب و کار است.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 14:11:10</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/665129/avatar/gewqNM.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>fatemezare</title>
            <link>https://virgool.io/@fatemehzarehh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>اسکریپت گوگل ادز: غول چراغ جادوی ادز کیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@fatemehzarehh/%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D9%BE%D8%AA-%DA%AF%D9%88%DA%AF%D9%84-%D8%A7%D8%AF%D8%B2-%D8%BA%D9%88%D9%84-%DA%86%D8%B1%D8%A7%D8%BA-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%B2-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA-qye52yp8qznz</link>
                <description>اسکریپت گوگل ادز همانطور که می‌دانید هر کسب و کاری فصل خاصی برای فروش دارد. سه ماه تابستان پیک فروش کسب و کار من بود و باید کاری برای هرچه بیشتر دیده شدنم می‌کردم. تصمیم گرفتم یک کمپین تبلیغات گوگل برای کسب و کارم داشته باشم. قبلا که کارمند بودم تجربه همکاری خوبی از جی ادز داشتم. بنابراین برای کسب و کار شخصی‌ام نیز دوباره به جی ادز متوسل شدم و از آن‌ها خواستم یک کمپین گوگل ادز برای کسب و کار من بسازند. اما شروط مهمی داشتم:اولین چیزی که می‌خواستم این بود که برای من تماس اهمیت داشت. دوست داشتم بیشترین کانورژنم کانورژن تماس باشد.دومین چالش این بود که من خودم ایده تبلیغاتی داشتم و دوست داشتم هم ایده خودم تست شود و هم جی ادز به من ایده بدهد (می‌دانم که مشتری سخت و سمجی هستم اما خب؛ دست خودم نیست).و سوم اینکه من آدم فنی نبودم و دوست داشتم کارشناسم همه کارها را خودش پیش ببرد اما می‌خواستم گزارشی باشد که به من بفهماند چطور پیش رفته‌ایم.بعد از کشیدن خط و نشان‌ها هر دو طرف قانع شدیم که جنگ اول به از صلح آخر است و قراردادی امضا کردیم و پیش رفتیم و از قضا تیر ما به هدف خورد و همه چیز خوب پیش رفت. اما حکایتی که باعث شد من بخواهم این پست را بنویسم حکایت آشنایی من با اصطلاح و ابزاری است که حالا قرار است تعریفش کنم.طی این همکاری من با اصطلاحی اشنا شدم که غول چراغ جادوی دنیای تبلیغات گوگل بود. یعنی کافی بود شما دستت را روی چراغ جادو بمالی و بگویی ای چراغ جادو علی رغم همه تحریم‌ها شماره تماس مرا به کمپین اضافه کن و ناگهان او انجامش می‌داد. یا مثلا دوباره سری به غول بزرگوار می‌زدی و می‌گفتی ای غول ارجمند لطفا دستی به سر و روی کوالیتی اسکور من بکش و می‌کشید. این شد که من تصمیم گرفتم بیایم شما را با اسکریپت گوگل ادز آشنا کنم و رسالتم را به جا بیاورم که زکات علم نشر آن است.حقیقتش این است که کسب و کارها به خصوص آژانس‌های تبلیغاتی اگر بفهمند شما از کارشان سر در می‌آورید، کمی حواسشان را بیشتر جمع می‌کنند. بنابراین توصیه می‌کنم بیایید با اصطلاح «اسکریپت گوگل ادز» که من طی این همکاری از جی ادز یاد گرفتم؛ آشنا شوید که همین یک روزی دستتان را می‌گیرد و از چاه بابل نجاتتان می‌دهد.اسکریپت‌های گوگل ادز کدهای جاوا اسکریپت هستند که به قول کارشناسان جی ادز برای بهینه سازی و سفارشی سازی کمپین‌‎های گوگل ادز استفاده می‌شود.برای اینکه مفهوم این دو اصطلاح کلیدی را برایتان روشن کنم باید به شروط من برگردیم.اسکریپت اضافه کردن شماره تماس ایران به کمپین گوگل ادزاولین شرط من در این همکاری چه بود؟ اهمیت تماس برای من. دوست داشتم همه کانورژن‌های تبلیغم تماس باشد. شخصی سازی کمپین یعنی اینکه کارشناس باید کمپین من را برای تماس مخاطبانم می‌ساخت. اما ایران کشور تحریم شده گوگل ادز است و اصلا قابلیت اضافه کردن تماس برای کاربر ایرانی وجود ندارد. پس چه کار باید کرد؟ اسکریپت اضافه کردن شماره تماس ایران به کمپین گوگل ادز.اینجا اسکریپت گوگل ادز که یک کد است که برنامه نویس نوشته، به کمپین و لندینگ تبلیغات من اضافه شد و از این طریق مشتریانم بلافاصله با من تماس می‌گرفتند و کانورت می‌شدند. من به مطلوبم رسیدم اما؛دست از طلب ندارم تا کام من برآیداسکریپت A/B تست گوگل ادزدومین باری که نور اسکریپت گوگل ادز بر من تابید جایی بود که کارشناسم از اسکریپت برای A/B تست استفاده کرد. او هر دو ایده تبلیغاتی را اجرا کرد و بعد به مدد اسکریپت، هر کدام از کمپین‌ها عملکرد بدی داشت متوقف می‌شد و اینطور بودجه‌ام هدر نمی‌رفت. جدا شگفتا.اسکریپت Ad Performance Report در گوگل ادزمن شروط دیگر هم داشتم. یادتان که نرفته؟ دوست داشتم بدانم داریم چطور پیش می‌رویم اما خب خدا را که خوش نمی‌آمد هر روز به کارشناسم زنگ بزنم و چاق سلامتی کنم و بپرسم چه شد. وقتش را هم نداشتم و نداشتند. بنابراین کارشناسم دوباره سراغ غول چراغ جادو رفت، روی چراغ جادو دستی کشید و بعد که غول بزرگ بیرون آمد به او گفت ای غول بزرگ هر ماه گزارشی از عملکرد کمپین برای ما آماده کن تا ببینیم هر صفحه و URL چطور پیش می‌رود، چه عملکردی داشته‌ایم و اوضاع از چه قرار است.اینطوری اسکریپت گوگل ادز برای بهینه کردن و شخصی سازی کردن کمپین‌های گوگل ادز ما را در هر مرحله نجات می‌داد؛ به هدف نزدیک‌مان می‌کرد و بار اضافی را از دوشمان برمی‌داشت. تازه جلوی هدر رفتن منابع و سرمایه را هم می‌گرفت.شهر گوگل ادز شهر عجیبی است که خیلی در آن خوش می‌گذرد اگر با صاحبخانه‌های مهمان‌نواز آن شهر روبرو شوید.</description>
                <category>fatemezare</category>
                <author>fatemezare</author>
                <pubDate>Mon, 21 Oct 2024 14:40:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>که هستم و چرا می‌نویسم؟</title>
                <link>https://virgool.io/Sakkoo/%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D9%88-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%85-npwdfmm6p33g</link>
                <description>قاعدتا اولین پرسش‌تان بعد از اولین دیدار به میزبانی گوگل و ویرگول، این است که این دیگر کیست و چه می‌خواهد از جان جهان واژه؟حقیقتش را بخواهید هنوز نتوانستم به سوال اول پاسخ درست و درمانی بدهم.تا همین چند وقت پیش حتی در انسان بودنم نیز شک و شبهه‌هایی بود که با دخالت دوستان تا حدی رفع شد.پس بیایید برای اینکه خیلی پیچیده‌اش نکنیم؛ عطای پاسخ سوال اول را به لقای آن بخشیده و اصلا فراموشش کنیم.برای سوال دوم اما تا صبح حرف دارم.بیشتر شاید…منتها حواسم هست که ضیق وقت دارید.حقیقتش، نوشتن برای من &quot;بودن&quot; است. اینطور بگویم که هر زمان افسردگی مزمنم عود کرده و به سراغم می‌آمد؛ اول از همه سایه سر نویسندگی و دماغ نوشتنم می‌انداخت.اصلا من از آنجا می‌فهمیدم افسرده شده‌ام که دیگر دستم به نوشتن نمی‌‌رفت.نوشتن نفس کشیدن من است.از طرفی پناه و ملجا و مرجع درماندگی‌های من نیز بود و هست.غم و شادی من؛ آرزوهای شنبه‌ای و رویاهای وقتی بزرگ شدم و هر عنوان خاص دیگری در زندگی‌ام زمانی واقعا مهر مالکیت خورد که تحریرش کردم.حالا اما در آستانه خداحافظی از دهه دوم زندگی و ورود به دهه سوم، متوجه شدم دوست دارم نوشته‌هایم عمری بیشتر از توان بویایی موریانه و زندگی کاغذ داشته باشد. پس بر آن شدم تا تایپ کنم!گفتم بنویسم تا بماند… تا بتوانم دایره ارتباطی قشنگی تشکیل دهم با آن‌ها که با واژه رفیق شده‌اند.نه سنگ مفت بود و نه گنجشک اما، تصمیم گرفتم پا در راه بگذارم.امید که هرگز آرزو نکنید کاش پا قلم کرده بودم جای دست به قلم زدن.من همین بودم که خودم برایتان گفتم.</description>
                <category>fatemezare</category>
                <author>fatemezare</author>
                <pubDate>Sat, 10 Jun 2023 21:24:49 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>