<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های نشریه فتح</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@fathisu_ir</link>
        <description>نشریه فتح | بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه‌السلام</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 01:18:25</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1902074/avatar/8nEuQY.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>نشریه فتح</title>
            <link>https://virgool.io/@fathisu_ir</link>
        </image>

                    <item>
                <title>از آیت الله مصباح هم جلو می زنید؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@fathisu_ir/%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%B5%D8%A8%D8%A7%D8%AD-%D9%87%D9%85-%D8%AC%D9%84%D9%88-%D9%85%DB%8C-%D8%B2%D9%86%DB%8C%D8%AF-if6rv6kvkjf3</link>
                <description>در نقد دو یادداشت مهدی جمشیدیدکتر سید جواد حسینی، هیأت علمی دانشکده علوم سیاسی دانشگاه امام صادق (ع)اشاره: دو یادداشت مهدی جمشیدی و توهین وی به آیت الله مهدوی کنی رحمه الله علیه فرصتی است تا مبنای فکری و کنش سیاسی این جریان را نقد کرده و همچنین وضعیت امروز سیاست ایران را به درستی تحلیل کنیم. جمشیدی در ابتدای یادداشت خود هر چند به دنبال نقد مدل سیاست ورزی مصطفی پورمحمدی بود اما در چند سطر بعد مشخص شد که در ورای نقد پورمحمدی به دنبال توهین به آیت الله مهدوی کنی است. این جریان فکری خطرناک که از دهه ی هشتاد وارد کنش گری در عرصه ی سیاست ایران شد، با ردایی فیلسوفانه و نثری مسجع ولی با آرمان خواهی متوهمانه و سیاست ورزی ابلهانه، همواره به عنوان یار کمکی اصلاح طلبان عمل کردند. کسی که پورمحمدی و هاشمی را با مهدوی کنی یک کاسه کند؛ یک صفحه هم تاریخ جمهوری اسلامی را نخوانده است! در حقیت یعنی پورمحمدی بهانه است و مهدوی کنی نشانه است.1. اولین اشکال بنیادین این جریان فکری آن است که اساسا درک درستی از امر سیاسی ندارند. این در حالی است که شما در عرصه ی سیاست با امور حقیقی لزوما مواجه نیستید بلکه برخی از واقعیت ها نیز در عرصه ی سیاست حضور دارند که تعیین کننده هستند. شلاق واقعیت دولت روحانی و اکنون دولت پزشکیان هنوز نتوانست این جریان را بیدار کند که سیاست ورزی عرصه ی توهم نیست. طبیعی است که شما با آرمان های خود در سیاست فعالیت می کنید اما نباید بی توجه به واقعیت های سیاست باشید. در غیر این صورت آنچه که رخ می دهد آرمان گرایی نیست، بلکه ظاهرگرایی و توهم آرمان گرایی است. لذا سیاست ورزی همواره حرکتی بین واقعیت گرایی و آرمان گرایی است. این عمل گرایی پراگماتیستی نیست، این فهمِ واقعیتِ امر سیاسی است که مرهون انباشت تجربه، فهم سیاسی و مطالعه ی تاریخ است. اگر  دائما به واقعیت تن بدهی از آرمان دور می شوی و اگر دائما به پوسته ی آرمان متوسل شوی، همیشه بازنده ای!2. اشکال مبنایی دوم به این جریان فکری و کنش سیاسی منبعث از این مشرب فکری آن است که واقعیت گرایی در امر سیاسی را با فرصت طلبی یکی می دانند. از نظر این جریان پذیرفتن صلح حدیبیه تن دادن به ذلت است، قبول حکمیت در جنگ صفین اشتباه است، پذیرفتن قطعنامه که حضرت آقا آن را نقطه ی عقلانیت نظام می دانند، نقطه حقارت است. مهدوی کنی هرگز مثل دیگرانی که جمشیدی از آنان نام برده، فرصت طلب نبود؛ اما مهدوی کنی واقعیت امر سیاسی را به درستی درک کرده بود. نکته همین است مهدوی کنی مبنا داشت اما واقعیت را درست درک می کرد و فهم سیاسی و تجربه داشت، مبارز بود و مبارز ماند و مبارز درگذشت. مهدوی کنی نه فرصت طلب بود و نه آرمان طلب ناقص، او خودش بود، مبنا داشت تا انتها نیز بر مبنای خود ماند.3. مهدوی کنی در سال 60 بنا بر تکلیف شرعی به نفع آیت الله خامنه ای از ریاست جمهوری انصراف داد و از همه ی مناصب سیاسی و حکمرانی کناره گرفت تا نهادی علمی - یک دهه قبل از شکل گیری موسسه ی امام خمینی (ره). را تاسیس کند. این اقدام پاسخ به یکی از مهمترین نیازهای انقلاب اسلامی بود. مهدوی کنی تا زمانی که تکلیف نبود، هیچ وقت کاندیدای هیچ انتخاباتی نشد. سیاست ورزی مهدوی کنی کجا و هاشمی رفسنجانی کجا؟! هاشمی سه دوره رئیس مجلس، دو دوره رئیس جمهور، 27 سال رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و در همه ی دوره ها عضو مجلس خبرگان بود. با این حال در سال 78 نامزد مجلس شد و شکست خورد، در سال 84 نامزد ریاست جمهوری شد و شکست خود و در سال 92 مجدد نامزد شد و تایید صلاحیت نشد. واقعا بین این دو فرد یک نوع سیاست ورزی نتیجه گیری می شود؟!  مهدوی کنی اگر فرصت طلب بود در انتخابات مجلس سوم با کروبی و موسوی خویئنی ها و خاتمی ائتلاف می کرد. مهدوی کنی اگر فرصت طلب و بی مبنا بود با حلقه ی اطراف هاشمی و کارگزارانی ها در انتخابات مجلس چهارم و پنجم لیست مشترک می داد. مهدوی کنی اگر فرصت طلب بود، بر سر ریاست خبرگان رهبری در سال 89 آن را تبدیل به تهدید امنیت ملی می کرد شبیه آن کاری که هاشمی در انتخابات 88 با نظام کرد. حضرت آقا در اولین جلسه ی دیدار با خبرگان رهبری که مهدوی کنی رئیسش بود، گفت: &quot;آنچه که انتخاب هم کردید آقایان! انتخاب بجا و بحقی بود. جناب آقای مهدوی شخصیت برجسته و بارزی هستند؛ هم در عالم روحانیت، هم در عالم سیاست، هم در مسائل جاری کشور، در مسائل حوزه و دانشگاه، از اول انقلاب تا امروز. آنچه اتفاق افتاد، ان‌شاءاللَّه به برکت اخلاص آقایان و اخلاص شماها و عقل و تدبیری که انسان در رفتارها و گفتارها مشاهده میکند، به خیر اسلام و مسلمین خواهد بود؛ انتظار هم همین است&quot;4. اشکال مبنایی سوم جریان فکری مهدی جمشیدی آن است که فهم تک بعدی و ناقص فلسفی خود را به عرصه ی عملی و چند بعدی سیاست تسری می دهند و تلاش دارند حوادث سیاسی و تاریخی را تک علی تحلیل کنند. حال اینکه در عرصه ی سیاست و اجتماع علت های متعدد و مختلف موثر هستند. این خطای روشی به همراه خود خطای نظری را هم به بار می آورد و آن این است که سریعا به نظر قطعی می رسند و در کسری از ثانیه به قضاوت نشسته و حکم صادر می کنند. این خطای روشی و نظری یک بیماری دیگری هم تولید می کند و آن مرض &quot;برچسب زنی &quot; است. با دو شباهت رفتاری مقطعی یک به تصمیم می رسند و یک حکم کلی صادر می کنند. حال اینکه چند بعدی دیدن عرصه ی سیاست منجر به صبر و طمانینه و درنگ در سیاست ورزی می شود. سطح مهدوی کنی، بهشتی و مطهری است. مهدوی کنی هیئت امنای انقلاب بود.5. اشکال چهارم آن است که این جریان فکری همواره در تحلیل به ظواهر اکتفا می کند و از درک عمیق تحولات سیاسی عاجز است. لذا با تحلیل های ظاهری و فهم سطحی و مواجه ای ظاهرگرایانه با بیانات مقام معظم رهبری دارند. این جریان همیشه لبه ی یک قیچی بود که همزمان مانع رای آوری جریان عقلانیت در کشور می شد. دو لبه یک قیچی که با کمال تاسف در کنار هم یک خسارت را به بار می آوردند. اصرار متوهمانه بر آرمان گرایی که با خوانشی ظاهری از اصول باشد، نتیجه ی آن می شود جریانی که در انتخابات همواره منجر به رای آوری غرب گرایان می شود اما مسئولیت کنش سیاسی خود را نمی پذیرد و دائما در جایگاه مطالبه گر ایستاده اما قطعا یکی از مسببان وضع موجود همین تفکر سیاسی در عرصه ی سیاست ورزی است.6. مصیبت امروز جریان اصول گرایی، همان هایی بودند که این جریان تراشیدند و آن را نحیف کردند و بر جبهه ی احمدی نژاد افزودند و اکنون در آن ماندند. یک روز گفتند احمدی نژاد اصلح است و فلانی اصلح بین زمین و آسمان است، اما یکباره گفتند جریان انحرافی در دولت احمدی نژاد از انحراف سقیفه هم بدتر بود. فلانی عمربن سعد است و فلانی ساکت فتنه است اما در جنگ دوازده روزه معین شد احمدی نژاد کجا ایستاده و دیگران کجا ایستادند!  مهدوی کنی این روز را می دید. اشکال مهدی جمشیدی این است که تجربه و مصلحت در سیاست را با عمل گرایی یکسان می داند. تجربه در سیاست و شناخت جریان ها فهم از واقعیت است، به معنای حقیقی دانستن واقعیت نیست. انتخابات واقعیت است و در این واقعیت قواعد بازی هستند که نقش آفرین هستند نمی شود که وارد بازی شود اما به قواعد آن تن ندهی، اما اگر برای انتخابات برنامه ریزی و ائتلاف نداشته باشی، شکست دائمی خواهد بود. چرا بازنده بودن مذموم است چون شما وارد یک فرآیند شده اید. فرآیند یعنی پذیرفتن یک قواعد بازی یعنی پذیرفتن این نکته می خواهم قدرت را از مسیر انتخابات و رای به دست بیاورم. از این رو مقوله ی درک واقعیت امر سیاسی مهم می شود. تطبیق آرمان بر واقعیت موجود مهم می شود. نمی شود که در یک آرمان گرایی ظاهری اقدام کنی اما تبعات ورود خود را به عرصه ی سیاست ورزی نپذیری!7. اما نکته ی دیگر تفاوت دیدگاه مهدی جمشیدی و جریان او با اندیشه و منظومه ی فکری مقام معظم رهبری است. تفاوت افق دید، تفاوت دستگاه تحلیلی، کج فهمی بیانات صریح، تحریف معنوی کلام، بر چسب زنی، موقعیت نشناسی و برخورد ظاهری با کلام ولی جامعه مهمترین اشکالات مهدی جمشیدی و هم مسلکان اوست. مقام معظم رهبری برای آیت الله مصباح یزدی از عبارت &quot;استاد فکر&quot; استفاده کردند اما برای آیت الله مهدوی کنی چه عبارت های به کار بردند؟ عالم مجاهد و پارسا، عالم مجاهد و روشن‌بین، از جمله‌ی نخستین مبارزان راه دشوار انقلاب، چهره‌های اثرگذار، یاران صمیمی نظام، از وفاداران غیور و صادق امام ، نقش آفرینی صریحانه و شجاعانه، ....  به نظر می رسد بین تحلیل و برچسب زنی مهدی جمشیدی به مرحوم آیت الله مهدوی کنی و شهادت ولی فقیه جامعه بر اوصاف آیت الله مهدوی کنی، باید به قول ولی جامعه اعتماد کنیم. که در توصیف آیت الله مهدوی کنی فرمود: همه جا و همه وقت در موضع یک عالم دینی و یک سیاستمدار صادق و یک انقلابی صریح ظاهر شد و هرگز ملاحظات شخصی و انگیزه‌های جناحی و قبیله‌ئی را به حیطه‌ی فعالیتهای گسترده و اثرگذار خود راه نداد.این انسان بزرگ و پرهیزگار، همه‌ی وزن وزین خود را در همه‌ی حوادث این دهها سال در کفه‌ی حق و حقیقت نهاد و در دفاع از راه و سیره‌ی انقلاب و نظام، کوتاهی نورزید. رحمت و رضوان الهی بر روان اواجازه بدهید بین شهادت آقای خامنه ای و شهادت مهدی جمشیدی بنده شهادت آقای خامنه ای را بر مهدوی کنی بپذیرم که او گفت همه ی وزن حق وحقیقت را در کفه ی حق و حقیقت نهاد. این شهادت آیا با یادداشت اول جمشیدی و اعوجاج های یادداشت دوم یکی است؟ اختلاف افق از کجا تا کجاست؟!8. مدل سیاست ورزی مرحوم آیت الله مصباح در نهایت به مدل آیت الله مهدوی کنی ختم شد البته با دودهه تجربه ی شکست. آنانی که در عرصه ی سیاست بودند می دانند که مرحوم آیت الله مصباح یزدی در انتخابات دو مجلس آخر و در انتخابات مجلس 1398 امر به وحدت کردند؛ یعنی بعد از کسب تجربه ی سیاسی تازه به آنچه که مهدوی کنی دو دهه قبل گفته بود رسیدند. آنچه که آیت الله مهدوی کنی در خشت خام می دید دیگران در آینه ی صاف نمی دیدند. رجوع کنید به نامه ی آیت الله مهدوی کنی به آقایان ولایتی و جلیلی در سال 92 که خطر برآمدن روحانی را هشدار داده بود و خسارتی که به کشور در یک دهه وارد شد. که حضرت آقا از آن تعبیر به دهه ی خسارت کردند. نقش امثال مهدی جمشیدی و دستگاه تحلیلی آنان در به بار آوردن خسارت دهه ی نود بیشتر از روحانی نباشد کمتر نیست.9. نقل است در تاریخ حکومت امیرالمومنین سلام الله علیه که قیس به سعد والی حضرت در مصر، با هماهنگی حضرت سیاستی در پیش گرفت تا هم مواضع حضرت در کوفه تقویت شود و هم از حمله ی معاویه به مصر در امان باشد؛ تا در یک اقدامی مناسب امام علی علیه السلام از سوی عراق و قیس نیز از سوی مصر معاویه را تحت فشار قرار دهند. این سیاست مورد تایید امیرالمومنین هم بود اما افراطیون در کوفه آنقدر به حضرت فشار آوردند که در نهایت حضرت مجبور شد قیس بن سعد را برکنار کند. فشار افراطیون کوفه آن بود که قیس به معنای دقیق و آنطور که آنان می خواستند انقلابی نبود و از همه مهمتر اینکه خود را انقلابی تر و نزدیک تر به امیرالمومنین علیه السلام می دانستند. این در حالی بود که قیس بن سعد از زمان هجرت پیامبر به مدینه تا آن روز که فرماندار مصر شده بود، تجربه ی سیاسی کسب کرده بود و در مقام یک سیاستمدار قدرتمند واقعیت امر سیاسی را بهتر از محمدبن ابی بکر می فهمید و همین هم شد، مصر بعد از برکناری قیس سقوط کرد. اگر ملاک انقلابی بودن معیار و متری است که امثال مهدی جمشیدی بیان می کنند، انقلاب در 23 بهمن ماه باید سقوط می کرد.10. &quot;شروع می‌‌کنم از فرد برجسته‌ی این کابینه و وزنه و آبروی این کابینه و کابینه‌ی قبل و چهره‌ی درخشنده‌‌ی همیشه در سنگر زجرکشیده‌ی کتک‌خورده‌ی این انقلاب، یعنی آیت‌الله مهدوی کنی که دیروز به ایشان شدیداً جفا شد، و جفا از سوی دوستان می‌شد. دشمنان خیلی حرف‌ها ممکن است بگویند. آقای مهدوی کنی هرگز نگفته‌اند من صلاحیت ندارم. ما هم معتقد نیستیم که ایشان صلاحیت ندارند. شما وزارت کشور را از اول انقلاب تا امروز مطالعه کنید. وزارت کشوری که تحویل ایشان شد با وزارت کشوری که امروز هست، مطالعه کنید. ژاندارمری امروز را با ژاندارمری دوران شاه و رژیم گذشته مقایسه کنید. امروز شما یک ژاندارمری دارید که فاتح قله‌ی چغالوند یکی از عناصر او است. رزمندگان شهید جبهه‌های آبادان و خونین‌شهر و بسیاری از جبهه‌های غرب عناصر آن ژاندارمری هستند... ایشان از روز اولی که در شورای انقلاب، ما خودمان وظیفه‌ی وزارت کشور را به ایشان محول کردیم؛ بعد از برادر عزیزمان جناب آقای هاشمی رفسنجانی که ایشان می‌خواستند کاندیدای مجلس بشوند و ما با اصرار به آقای مهدوی کنی درحقیقت می‌شود گفت تحمیل کردیم. از آن روز تا امروز ایشان می‌گوید مرا از روی این کار بردارید، «بردارید» را همه‌ی ما می‌گوئیم. بنده خودم بارها گفته‌ام بنده را از روی این مسئولیت‌ها بردارید و بگذارید من بروم قم یا مشهد درسم را بگویم، بروم کارم را بکنم. بروم کتابم را بنویسم. کار اصلی ما آن است. این خیلی روشن است. اما فشار مسئولیت و نیاز جامعه، این مرد فقیه عالم مجتهد، عادل کاردان قاطع و با تدبیر را وادار کرده که یک وزارتخانه‌ای را اداره کند... آقای مهدوی بسیار وزیر کشور خوبی است و اگر در این کابینه باشند، وزن این کابینه‌اند؛ آبرو و افتخار این کابینه هستند و اگر من به جای برادر عزیزمان آقای باهنر بودم همین اصرار را می‌کردم که ایشان را نگهدارید&quot; نطق آیت الله خامنه ای در مجلس شورای اسلامی در دفاع از آیت الله مهدوی کنی به عنوان وزیر کشور در کابینه ی شهید باهنر</description>
                <category>نشریه فتح</category>
                <author>نشریه فتح</author>
                <pubDate>Thu, 11 Dec 2025 11:18:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خون بر شمشیر پیروز است</title>
                <link>https://virgool.io/@fathisu_ir/%D8%AE%D9%88%D9%86-%D8%A8%D8%B1-%D8%B4%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%B1-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-shnwq52mhzjm</link>
                <description>تحلیلی از تقابل خون و شمشیر در غزهکربلا به جهانیان اثبات کرد خون بر شمشیر پیروز است. قیام عاشورا نمایانگر این واقعیت است که گروهی اندک اگر با نیت الهی در راه خدا قدم بردارند، به هدفشان دست می یابند؛ حتی اگر بهای این هدف خون خود و عزیزانشان باشد. اما بیش از ۱۰ ماه است که کربلایی دیگر در گوشه ای از جهان در حال رقم خوردن است. غزه در این ۱۰ ماه بیش از ۳۷ هزار شهادت را به طور مستقیم به چشم خود دیده است. این آمار فقط شهیدانی که مستقیم با آتش عداوت صهیونیستی به خون غلتیده اند را حکایت میکند. این در حالی است که طبق تخمین های سازمانهای بین المللی آمار شهدایی که براثر شرایط جنگ جانشان را از دست داده و یا خواهند داد، چندین برابر می‌باشد. ماه هاست که به طور روزانه شاهد شهادت علی اصغرها و علی اکبرها در باریکه غزه هستیم. خانواده هایی که همه هست و نیستشان را برای مقابله با ظالم ترین و بی‌رحم ترین دشمن بشریت به میدان آورده‌اند. همین خانواده ها هستند که با پریر شدن عزیزانشان مانع از دست‌یابی رژیم صهیونیستی به اهدافش شده‌اند. نتانیاهو د در ابتدای یورش به غزه سه هدف برای اسرائیل اعلام کرد. ۱. بازگرداندن اسرای اسرائیلی ۲.نابودی کامل حماس ۳.ایجاد اطمینان از عدم بازگشت غزه به حالت قبل تا امروز که با تمام ادعاهای امنیتی و نظامی شان و با تمام حمایتهای مستقیم و غیر مستقیم، متحدانی مثل آمریکا نه تنها نتوانسته‌اند تمام اسرا را پیدا کنند بلکه بسیاری از آن‌ها را هم با آتش بمباران‌های خود به کام هلاکت کشانده‌اند. این درحالی‌است که قسمت زیادی از باریکه غزه را شخم زده‌اند. بمباران های بی‌امان و پی در پی هنوز هم نتوانسته‌اند قدرت نظامی و اطلاعاتی حماس را نابود کنند؛ اما شاید بتوان گفت هدف سوم به نحوی دیگر محقق شده‌است. غزه درگیر به حالت قبل برنمی‌گردد، غزه دیگر هیچ وقت زیر بار سلطه اسرائیل نخواهند رفت. مردم غزه‌‌ آموخته اند با ایستادگی و مقاومت می‌توان تمام ابر قدرت های پوشالی را شکست داد. آن‌ها به خوبی می‌دانند که هیچ گزینه‌ای جز مقاومت نمی‌تواند آن‌ها را از دستان دیو صهیونیسم نجات دهد.اما عدم بازگشت به گذشته مختص غزه و مردمش نیست. جهان هم دیگر به هفت اکتبر باز نمی‌گردد. همه جهان به چشم خود بی‌رحمی، سنگدلی، سفاکیت و ظلم رژیم صهیونسیتی را دیدند. این جنایت‌ها و ظلم‌ها آن‌قدر واضح است که هیچ آزاده‌ای در هیچ کجای دنیا نمی‌تواند چشمان خود را به روی آن‌ها ببندد. همین حس مشترک بین انسان‌هایی که حداقلی از وجدان را دارند باعث ایجاد یک حس همدلی قوی در سراسر جهان شد.حسی که دانشجویان غربی را به تحصن در دانشگاه‌های آمریکا و اروپا می‌کشاند و جوانان شرقی را تظاهرات در خیابان‌های ژاپن.همدردی با مستضعفین غزه به مردم و دانشجویان محدود نماند. فشار افکار عمومی، نهاد‌های بین‌المللی، دولت‌های شرقی و غربی و حتی حامیان اسرائیل را هم مجبور کرد که واکنش نشان بدهند. از محکومیت‌های مکرر رژیم صهیونیستی و سران سفاکش در دادگاه بین‌المللی لاهه و سازمان بین‌الملل گرفته تا به رسمیت شناختن فلسطین توسط دولت‌های ایرلند، نروژ، اسپانیا و ارمنستان مثال‌هایی هستند برای جو عمومی شکل گرفته بر ضد صهیونیسم. خون مظلوم آنقدر قوی هست که بتواند کاخ ظالم را ویران کند. مقدمات این ویرانی را در اختلافات بین اسرائیل و حامیانی مثل آمریکا میتواند دید. حتی سران رژیم صهیونسیتی هم دیگر بر سر ادامه این کشتارها اتفاق نظر ندارند. جدایی‌های مکرر از کابینه نتانیاهو به این دلیل است که حتی کودک‌کشانی مثل کانتر و آیزنکوت دلیلی برای ادامه این جنگ جز جاه‌طلبی‌های نتانیاهو نمی‌بینند. حتی افسران عالی رتبه نظامی و امنیتی اسرائیل هم به فکر استعفاء هستند. همه این مخالفت‌ها برای این است که حتی سران آمریکا و خود اسرائیلی ها هم به فکر پایان این جنگ افتاده‌اند.همانطور که در طول تاریخ خون بر شمشیر پیروز بوده است سفاکان و جنایتکاران هم هیچ حد و مرزی برای حماقت‌ها و جنایت‌های خود قائل نبوده‌اند. این مشابهت را در قاتلانی مثل یزید و ابن زیاد که پس از کربلا هم دست ظلم برنداشتند قابل مشاهده است. حتی امروز هم سفاکان و سفیهانی مثل نتانیاهو و گالانت هنوز از گرداب غزه بیرون نیامده‌اند، فکر برافروختن آتش جنگ در لبنان هستند.اما این بار اردوگاه سیدالشهداء هم قدرت دارد هم گستردگی . اردوگاهی که در طول جنگ اتحاد خود را از یمن و شامات گرفته تا عراق و ایران به رخ جهانیان کشید. شاید خداوند مقدر کرده است که سران صهیونیست نابودی خودشان را به دستان خودشان در جنگی گسترده‌تر رقم بزنند! در هر حال حزب‌الله آماده جهاد است.</description>
                <category>نشریه فتح</category>
                <author>نشریه فتح</author>
                <pubDate>Mon, 05 Aug 2024 19:33:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معجزه بچه‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/@fathisu_ir/%D9%85%D8%B9%D8%AC%D8%B2%D9%87-%D8%A8%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-fjcs0vqgbpuq</link>
                <description>روایتی از اجرای نمایش عروسکی در هیئتبه سمتم آمد و گفت: شما بازیگر نقش رئیس جزیره هستید؟و چون نمی‌خواستم من را که دو لپی مشغول بلعیدن کیک یزدی با شربت بودم، با آن نقش جدی و باصلابت مقایسه کند، گفتم: نه عموجون من شبیه‌اش هستم!بچه کمی توی ذوقش خورد و از من فاصله گرفت.احساس کردم فهمیده که دست به سرش کردم؛ خندیدم و گفتم: خودمم عمو جون، کاری داری؟نزدیکم آمد و جوری که انگار می‌خواهد مسئله‌ی مهمی را بگوید، گفت: می‌خواستم یه چیزی رو بهتون بگم، اون هم اینکه لطفا حواستون رو جمع کنید!با تعجب گفتم: چطور مگه؟!کمی‌ نزدیک‌تر آمد و یواش‌یواش بیان کرد که: اون نارنجیه جاسوسه! لطفاً جزیره رو نجات بده!و جوری که انگار خودش فهمیده باشد چقدر این‌ حرفش عجیب است، خندید و رفت. او می‌دانست که نمایش‌ ما صرفا یک نمایش است، ولی موجودات جزیره برایش مسئله بودند و دوستشان داشت. وقتی که این جملات را شنیدم او را تایید کردم‌و به او گفتم‌ حتما این کار را خواهم کرد. بعد از این ماجرا بار سنگینی از دوشم برداشته شد؛ جوری که احساس کردم در دقیقه‌ی نود بازی فینال، گل قهرمانی را زده‌ام.از زمانی که ایده‌ی یک نمایش عروسکی را برای هیئت نوجوانان مطرح کردم، بشدت دلهره این مسئله را داشتم که نکند بچه‌ها ارتباط نگیرند، نکند حس کنند خیلی بچه‌گانه است، نکند یک نفر بگوید که چه ربطی به هیئت و امام حسین دارد؛ اما این نگرانی ها تبدیل به یک تجربه شد. تجربه نه، شاید بهتر باشد بگویم تبدیل به یک معجزه شد: &quot;معجزه‌ی بچه‌ها&quot;احساس می‌کنم هوش و تحلیلی که بچه ها برای فهم قصه از خودشان به ما نشان دادند، فقط یک حرف دارد؛ اینکه بچه‌ها قطعا معجزه‌اند، آن‌ها به شکلی باور نکردنی شخصیت ها و قصه‌ها و مفاهیم را تحلیل می‌کنند، حتی در مواقعی بهتر از خالقین اثر!ما باید معجزه‌ ها را  جدی بگیریم و برای انتقال محتوا به آن ها، وقت و انرژی بگذاریم. آن‌قدر سطح فکری و ذهنی نسل جدید رشد کرده است، که قطعاً برای انتقال پیام باید با زبان خودشان با ایشان سخن گفت. شاید یک عروسک بتواند خیلی عمیق‌تر و بهتر با نسل جدید سخن بگوید.</description>
                <category>نشریه فتح</category>
                <author>نشریه فتح</author>
                <pubDate>Tue, 30 Jul 2024 11:56:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انتخابات آغازی بر مشارکت مردم</title>
                <link>https://virgool.io/@fathisu_ir/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-klkae1xto6td</link>
                <description>گفتاری در مشارکت سیاسی مردم پس از انتخاباتاسمی که جمعه بر روی برگه رای نوشتیم بسیار مهم بود. برای همین رهبری انتخابات را شب قدر جمهوری اسلامی دانسته‌اند. انتخاب جمعه، انتخاب رویکردها و روش‌ها برای حداقل چهار سال است. با وجود شباهت¬هایی کم‌وبیش، انتخاب هر نامزد، نتایجی متفاوت از دیگری دارد. بار سنگین مسئولیت از شنبه منتخب شدن، بر دوش نامزد برگزیده است. باری که برای کشوری چون ما(با داشتن فرصت‌ها و تهدیدهای بسیار) اصلا ساده و سبک نیست.اما آیا شروع مسئولیت نامزد منتخب به معنای پایان وظیفه ما به عنوان رای دهنده انتخاب‌کننده است؟ در پرسشی مهیب‌تر، آیا عمده مشکلات کشور ناشی از «انتخابِ» اشتباه مردم است یا به دلیل عدم «امتداد» انتخاب درست یا غلطی که داشته‌ایم؟ اگر انتخابمان تو زرد از آب درآمد یا ضعیف ظاهر شد، کاری نمی‌توان کرد یا نباید کرد؟ اگر انتخاب درستی داشتیم، آیا او نیاز به حمایت و کمک ما ندارد؟ یا نمی‌توانیم به او کمکی کنیم؟ برخلاف تصور عمومی، اینگونه نیست که دولت‌ها مانند ماشینی باشند که اگر ما با رای‌مان آنها را روشن کردیم و راه انداختیم درفضایی خلاگونه، بدون اثر مثبت و منفی نیرویی دیگر، با همان شتاب قبل به مسیر خود ادامه دهند. دولت‌ها به سان کودکانی هستند که مردم «می‌توانند» در تربیت و رشد آنها موثر باشند.بطور کلی مردم می‌توانند از سه جنبه نظارتی، حمایتی و بازدارندگی بر سیاست‌ها و عملکرد دولت‌ها اثر بگذارند. با این حال مطلوب سیاستمداران نابکار، این است که مردم همان چهار سال یکبار، صرفا همچون مهری برای ایجاد یا بقای جایگاه آنان استفاده شوند و کاری به دوران بعد از آن نداشته باشند. چرا که نظارت دائمی عمومی مخل اقدامات آنان برای پیشبرد منافع احتمالی‌شان است. روشن است نگاه برآمده از انقلاب اسلامی که خواستار مردم‌پایه کردن قسمت‌های مختلف حکمرانی است با این رویکرد مردم زدایانه از سیاست کاملا در تضاد است. در نگاه انقلاب اسلامی حق حاکمیت مردم، امری قابل تفویض نیست که مردم بعد از رای دادن به کلی از آن منعزل شوند و تا چهار سال بعد، حق هیچگونه دخل و تصرفی در انتخابشان نداشته باشند. سازوکارهایی همچون استیضاح دقیقا برای همین اعمال قدرت‌های میان‌انتخاباتی است. در واقع خروجی صندوق‌های رای در هر دوره، یعنی منتخبانی که قرار است خواست اکثریت جامعه را محقق سازند. اما اگر دولتی این مسیر را طی نکرد چه؟ مردم باید تا انتخابات بعد دم فرو بیاورند؟ و چهار سال «غلط کردم» گویان حسرت بخورند و دست بگزند؟ قطعا اینگونه نیست. هرچند شاید مردم امکان دگرگونی صد در صدی تبعات انتخابشان را نداشته باشند اما کاملا در برابر آن دست‌بسته و منفعل هم نیستند.اما چه امکان‌ها و سازوکارهایی برای امتداد انتخاب مردم وجود دارد؟ باید به تلخی گفت سازوکارهای کم و کوچکی؛ ولی اگر بخواهیم دنبال مقصر برای این نقصان بگردیم، انگشت اتهام تنها به سوی دولت‌ها و حاکمیت نمی‌رود. قطع به یقین، فراهم کردن بخشی از این سازوکارها به عهده حاکمیت بوده تا ایفای وظایف سه‌گانه نظارتی، حمایتی و بازدارندگی مردم تسهیل و تمهید شود. اما وجود این سازوکارها در خلأ این نگرش در ذهن مردم که ما دائما در حال ارزیابی و انتخاب هستیم و نه فقط هر چهار سال یکبار، سودی نمی‌بخشد. مردم باید باور کنند که انتخابگر و فرمان‌ده تمام ایام هستند. مسئولیت زدایی از مردم چه توسط خودشان چه توسط بدنه قدرت، خطر بزرگی است که نه به سود مردم و نه به سود کشور و حاکمیت است. حاکمیتی که مردم به آن بی‌اعتنا و بی‌توجه باشند، در انجام کارهای بزرگ و گرفتن تصمیمات مهم ناتوان است. چرا که نمی‌تواند یک اراده عمومی متحد را پایِ کار این قبیل انتخاب‌ها بیاورد. بنابراین انتخابات مهم است اما امتداد آن است که شرط تضمین موفقیت آن است و گرنه به تقدیری می‌ماند که هر چند معلوم شده اما ممکن است تقدیری دیگر بر آن حاکم شود و قضای دیگری رخ دهد.</description>
                <category>نشریه فتح</category>
                <author>نشریه فتح</author>
                <pubDate>Tue, 30 Jul 2024 11:40:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خط مقدم هیئت</title>
                <link>https://virgool.io/@fathisu_ir/%D8%AE%D8%B7-%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85-%D9%87%DB%8C%D8%A6%D8%AA-hdj71x9esf4k</link>
                <description>روایتی از مصائب کار رسانه‌ای در هیئتساعت ۱۰ صبح، خودم را از تخت جدا می‌کنم. با کورسویی امید برای صبحانه‌ای که نیم ساعت از پایان آن گذشته، خودم را به راهرو می‌رسانم. خب خبری از صبحانه نیست. بقیه بچه‌ها نقش شهدا را بازی می‌کنند و در کف میدان اتاق‌خواب، در خود پیچیده‌اند. همین که دستگاه را روشن می‌کنی، باید تسبیح را دست بگیری و ذکر یا فتاح بگویی تا نرم‌افزار اجرا شود. نماز ظهر می‌شود. نگاه‌ها به کاندیدای اصلح برای آوردن غذاست. ناهار را که خوردیم دیگر کار جدی می‌شود. همه مشغول تدوین سخنرانی و مداحی‌های شب گذشته هستند. مسئول عزیز هم با قید باید کار را دیروز می‌رساندید، سعی در سرعت‌بخشیدن به کار رفقا را دارد. ساعت ۱۹ و هنوز رفقا پای دستگاه‌اند و سخت مشغول اصلاحیه‌هایی هستند که باعث برگشت‌خوردن ویدئویشان می‌شود. دیگر زبان به شکایت باز می‌شود؛ مخصوصاً برای آنان که تجربه اولشان است. تا جایی که یکی از بچه‌ها که در حال تدوین گزیده سخنرانی بود، به ناگه پرچم سفید را به دست گرفت و به‌صورت حماسی فریاد زد: گزیده سخنرانی زدن، باتلاق ابرقدرت‌هاست. آه و ناله همه مدعیان عرصه تدوین پشت این دستگاه را می‌توان شنید.با همه خستگی به مراسم می‌رسیم، از زمان نماز مغرب و عشا سرگرم چیدن دوربین‌ها و وصل کردن سیم و اتصالات می‌شویم. بیسیم بین فیلم‌برداران پخش می‌شود. بچه‌های عکاسی دو گروه می‌شوند؛ گروهی برای غرفه عکاسی و گروهی هم در داخل مسجد از مراسم گزارش تصویری تهیه می‌کنند. با آن تاجی که بر سر می‌گذاریم که یک چراغ سبز در کنارش است، خواه‌ناخواه نگاه متعجب مخاطب را به خود دریافت می‌کنیم. حس می‌کنم در دل‌هایشان این سؤال می‌پرسند که اینها در پشت بیسیم قرار است چه‌حرف‌هایی بزنند؟ بعضی‌ها هم گمان خفن بودن ما را دارند. خلاصه، قانونی که اینجا حکم‌فرماست این است که هر حرکت اضافی که باعث حواس‌پرتی عزادار می‌شود ممنوع! پای هر دوربین، تجمع بیش از یک نفر هم ممنوع مگر اینکه مشکل خاصی پیش بیاید! +خب رفقا سلام علیکم -سلام علی آقا (هر 4 فیلمبردار) تنظیمات اولیه دوربین انجام می‌شود... چند دقیقه بعد... +دوربین 1 حرکتت رو دوباره تکرار کن. -حله +آهان باریکلا، حالا برگرد رو حاجی. -عه! فاینال نمی‌کنی؟ +فاینال بود - عجب آدم... شاید سخت‌ترین کار رسانه، همین کار درون مراسم است. جایی که کار و تعهدی که داری، مقدم می‌شود بر عزاداری‌ات. انگار دست‌وپای تو را بسته‌اند و می‌گویند بنشین و فقط تماشا کن. سخت نیست؟ سخت است آن شور و حرارت را دیدن و بی‌تفاوت سرگرم دنبال‌کردن تصویر مداح بودن. احساسم این است عبادت و عزاداری خادم رسانه فرق دارد. او مانند حضرت سجاد (علیه‌السلام) که نتوانست در صحرای کربلا بجنگد، نمی‌تواند مانند دیگران اقامه عزا کند؛ اما مانند زینب‌ها و علی‌ابن‌حسین‌ها (سلام الله علیهم) وظیفه تبیین و به تصویر کشاندن کربلا را دارد. اصلاً فلسفه رسانه هیئت را به شخصه این می‌دانم که نشان دهیم که هنوز امر مولایمان احیا می‌شود. هنوز هم این غم ۱۴۰۰ساله، دل شیعیان را مانند خیمه‌های سوزانتان به آتش می‌کشاند. وظیفه به تصویر کشاندن راز هم‌نوایی حسین (ع) بر دوش رسانه است که مایه افتخار اوست؛ البته تا آنجا که لیاقت و توان است. خط مقدم جهاد تبیین هیئت میثاق با شهدا، در دست رسانه است و بچه‌ها گمنامانه و بدون ادعا برای احیای امر اربابمان، خدمت می‌کنند. برای یک نوکر همین بس است که اربابش از او راضی باشد. ما با دم‌های پایانی هم‌نوایی می‌کردیم درحالی‌که پشت دوربین بودیم، اما دلمان وسط همان مجلس در بین میانداران بود. هنگام روضه، اشک‌هایمان پشت دوربین پنهان بود.شب‌ها را با صحبت‌های حاج‌آقا، ویرایش عکس، طرح زدن و... سحر می‌کنیم. با مداحی‌های جلسه هم‌نوایی می‌کنیم. با مجموعه ویدئوهای عمریه هم‌نفسیم، در خاطرات غرق می‌شویم.به‌راستی، چه کسی می‌داند که همه این کارها بدون عنایت ارباب به‌درستی انجام می‌شد یا نه؟</description>
                <category>نشریه فتح</category>
                <author>نشریه فتح</author>
                <pubDate>Mon, 29 Jul 2024 06:33:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ای اهل حرم به ظهور نزدیک می‌شوید!</title>
                <link>https://virgool.io/@fathisu_ir/%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%87%D9%84-%D8%AD%D8%B1%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%B8%D9%87%D9%88%D8%B1-%D9%86%D8%B2%D8%AF%DB%8C%DA%A9-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%DB%8C%D8%AF-b3vsdqznzpti</link>
                <description>نگاهی به نقش مردم و امیدواری در دوران پساانتخاباتاردیبهشت سال 1403 بی‌شک برگِ جدیدی از تاریخ را برای مردم ایران رو کرد. در یک روز عادی مثل بقیه روزها، ناگهان خبری شوکه‌کننده، خواب و خوراک را از مردم ایران ربود. خبر این بود: بالگرد حامل رئیس جمهور ایران سقوط کرد. این خبر و جستجوهای بعد از آن که سرانجام به خبر شهادت همه‌ی افراد حاضر در بالگرد منجر شد، کام مردم ایران را تلخ کرد. این واقعه یک خاطره را برای مردم ایران دوباره زنده کرد. خاطره شهادت شهید رجایی در دهه 60 هم از همین جنس بود.مردم ایران اما مردم ناامیدی و کسالت‌ها نیستند؛ بلافاصله پس از تشیع آیت‌ا... رئیسی و همراهان و طبق قانون، مسئله انتخابات مطرح شد و امروز که این یادداشت نگارش می‌شود، این کشور رئیس‌جمهور چهاردهم خود را شناخته است. این پویایی و همراهی مردم در تشکیل دولت، نشان‌دهنده برتری نظام جمهوری اسلامی است که در عین حفظ آرامش توانست امورات کشور را پیش ببرد.در اینجا سوالی مطرح می‌شود، آیا رسالت مردم و جمهوری اسلامی این است که انتخاباتی برگزار شود، رئیس‌جمهوری برای چهار سال انتخاب شود و نقش مردم تمام شود؟ آیا انتخاب افراد برای سکان‌داری دولت، غایت مردم‌سالاری است؟ وقتی به صدر اسلام که ما مردم ایران خود را میراث‌دار آن می‌دانیم نظر می‌کنیم، پاسخ سوال مشخص می‌شود. در دوران پیامبر و امام علی علیهماالسلام، مردم نقشی جدی در حکومت داشتند. در نبردها، در تجارت، در محرومیت‌زدایی و کمک به مسلمانان و موارد بسیار دیگر این مردم بودند که با حکومت همراهی می‌کردند. همین مردم بودند که در بدر، خندق، جمل و نهروان بینی دشمن را به خاک مالیدند و باز همین مردم بودند که در احد، سقیفه و صفین پا کج گذاشتند و شد آنچه که نباید می‌شد.امروز در کشور ما هم نقش مردم یک صرفاً یک نقش انتخابی ساده نیست؛ بلکه اساساً دولت باید دولتی مردمی باشد؛ یعنی پس از انتخاب و جدای از اینکه چه کسی رئیس دولت شود نقش مردم پابرجاست. در یک نگاه ما می‌توانیم مردم و دولت را از هم جدا کنیم، اما در نگاه صحیح‌تر باید تلاش کنیم که مردم را داخل در دولت ببینیم و بین آنها پیوند برقرار کنیم. کشور ایران و دولتمردان ایران در طول همین تاریخ ۴۵ساله نمودهای موفقیت‌آمیز نقش مردم در دولت را بارها دیده‌اند. مگر غیر از این بود که دفاع مقدس، مبارزه با منافقین، جهاد سازندگی، رزمایش‌های مواسات و ریشه‌کن کردن کرونا و مانند آنها با کمک همین مردم به موفقیت رسید. این نشان می‌دهد که اساساً رسالت مردم یک رسالت جدی است. این وجه تمایز نظام جمهوری اسلامی است که منتظر سوپرمن‌های ساختگی در دنیای مجازی نمی‌ماند. سرمایه این نظام مردمش هستند و همین مردم هم باید مسیر ظهور را هموار کنند.نمونه‌ای از این نگاه به مردم را در سیره شهدا هم مشاهده می‌کنیم. فرض کنید شهید سلیمانی عزیز منتظر یک دولت با بودجه کافی و یک وزیر امور خارجه خاص می‌ماند؛ آنگاه نتیجه جنگ با داعش در عراق و سوریه چه می‌شد؟ امروز مسئله مسکن، بیکاری و معیشت مردم هم کاری از همین جنس مردمی می‌خواهد. اگر منتظر این باشیم که یک نفر یا چند نفر بیایند و مشکلات را ظرف چند ماه حل کنند این مسئله نشدنی است. ما مردم باید رشد کنیم و دولت را از خودمان بدانیم تا بتوانیم با کمک یکدیگر مسائل را حل کنیم.شهید رئیسی عزیز هم کارش از همین جنس بود. چه در آن زمان که در تولیت آستان قدس بودند، چه دوره تصدی بر قوه قضائیه و حتی آن زمان که وارد دولت شدند. نگاه به مردم مسئله‌ای جدی در دولت سیزدهم بود که این امر باید در دولت جدید هم حفظ شود. ناامیدی از اینکه چرا منتخب ما رئیس‌جمهور نشد و یا عافیت‌طلبی از اینکه منتخب ما رئیس‌جمهور شد هر دو غلط است. وقتی هدف ما مردم ایران اسلامی تحقق ظهور است و آرمان ما رسیدن به حیات طیبه است، نباید دست از تلاش برداریم. جمهوری اسلامی حرم است و تک‌تک مردم آن باید مدافع حرم باشند. اگر من و شما کوتاهی کنیم، اگر من و شما جبهه را رها کنیم، به هم‌وطنان خود آسیب زده‌ایم و باید بدانیم که در دفاع از حرم کوتاهی کرده‌ایم.ای اهل حرم به ظهور نزدیک می‌شویم، رهبر ما وعده رسیدن به قله را داده‌اند. امروز وقت استراحت نیست، امروز باید به‌پیش رفت، تلاش را چندبرابر کرد تا نصرت الهی با ما همراه شود. فراموش نکنیم که در چه برهه‌ای از تاریخ هستیم. از صفین‌ها برای امروز درس بگیریم و طرف درست تاریخ بایستیم. شهید آوینی در این باره می‌فرمایند: «هیچ راهی برای آنکه از آینده باخبر شویم و بدانیم که چه در انتظار ماست وجود ندارد... پس ای نفس! به خدا توکل کن و صبر داشته باش. همه چیز از جانب اوست که می‌رسد و این‌چنین هر چه باشد نعمت است.»</description>
                <category>نشریه فتح</category>
                <author>نشریه فتح</author>
                <pubDate>Sat, 27 Jul 2024 10:41:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آقای باهنر! چشمانتان را باز کنید</title>
                <link>https://virgool.io/@fathisu_ir/%D8%A2%D9%82%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%B1-%DA%86%D8%B4%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-inpzasvemyzc</link>
                <description>مروری بر اظهارات اخیر آقای باهنر درمورد ملت ایران و حزب‌اللهی‌ها- «قرار نیست بگوییم مملکت هشتاد میلیونی متعلق به جمعیت یک میلیونی یا دومیلیونی حزب‌اللهی است. قرار نیست دومیلیون اینجوری باشند، هفتادوهشت میلیون موظف باشند مثل این‌ها فکر کنند.»فکر می‌کنید اظهارات بالا متعلق به کیست؟ یک برانداز لندن‌نشین؟ یک زندانی سیاسی؟ یک اپوزوسیون متصل به سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه؟ نه خیر! این‌ها افاضات یک برادر شهید است. بله یک برادر شهید که دست بر قضا از دور دوم تا نهم در مجلس شورای اسلامی حاضر بوده و اکنون هم عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام را یدک می‌کشد. آقای محمدرضا باهنر، دیروز در خلال یک مصاحبه این نسبت‌های ناروا را به مردم داده‌اند و حالا من چند سوال از ایشان دارم. اولا آقای دکتر! احتمالا بیانات رهبری را دنبال می‌کنید -که اگر نمی‌کنید اشتباه می‌کنید- و واقف بر تاکیدات چندین و چندباره ایشان در موضوع وحدت و پرهیز از ایجاد دوقطبی‌های کاذب در سطح جامعه هستید؛ بااین اوصاف چرا خود را ملزم به مراعات این توصیه‌ها نمی‌دانید؟جناب آقای باهنر! هفت روزی می‌شود که وارد ایام عزاداری سالار شهیدان شده‌ایم. پیشنهاد می‌کنم مقداری از فضای یکدست شهرک محل سکونت خود فاصله گرفته و به سطح شهر بیایید تا شاهد عزاداری عموم مردم باشید و آنگاه از خود بپرسید آیا این جوانان که بعضا اختلافات ظاهری با همسایه‌های شما دارند، حزب‌اللهی هستند یا خیر؟ به نظر شما آن‌کس که پشت پیکر حاج قاسم و شهید رئیسی ساعت‌ها در خیابان می‌ماند و حقیقتا دلش می‌سوزد در حلقه حزب‌الله نمی‌گنجد؟ من به شما می‌گویم آقای دکتر؛ مشکل شما این است که دوست دارید مدام حلقه حزب‌اللهی و انقلابی‌ها را محدود کنید به خودتان و نوچه‌های همیشگی‌تان و به سادگی با باطل و یزیدی خواندن ۸۰ میلیون مردم، برای آنها تصمیم بگیرید و زندگی‌شان را معطل گزافه‌های دستوری‌تان بکنید. درصورتی که  همه این ملت حزب‌اللهی هستند. حزب‌اللهی‌هایی که از رفتار امثال شما ناراحتند و به درستی به ‌آن انتقاد دارند. البته می‌دانم که شما هم به آنها حق می‌دهید. به هرحال نمی‌شود یک نفر به واسطه اینکه مثلا برادر یک شهید است هشت دوره نماینده مجلس باشد و در نهایت بدون یک دقیقه پاسخگویی به مردم به سمت‌های عالی دیگر کوچ کند. البته همه شهدا تاج سر ما هستند اما بنا نیست زندگی هشتاد میلیون نفر بازیچه تصمیمات عده‌ای خاص باشد. در هر حال ناگزیر از پذیرش این حقیقت هستیم که این سوءرفتارها در طی سالیان متمادی باعث فاصله گرفتن مردم از امثال شما شده و جنابعالی به‌جای یافتن راهکار اصلاح این موضوع، شروع به توهین به عامه مردم کرده‌اید و آنهارا غیرحزب‌اللهی می‌دانید. شاید شما به دلیل دوری همیشگی‌تان از مردم، به درستی حس کنید که همه از پیرمردهای تکراری بدون فایده خسته شده‌اند اما جایی که حس کنند که مردی همچون حاج‌قاسم، صادقانه برای خدمت به مردم مستضعف روستاها نفس می‌کشد، در قدردانی از او سنگ تمام می‌گذارند و چشم‌هارا خیره به خود می‌کنند. همین مردمی که با تمام مشکلات معیشتی‌شان پای صندوق‌ها آمده‌اند، به نامزدهایی رای داده‌اند که کلامشان نهج‌البلاغه و بیانات رهبری است؛ و مگر حقیقت جز این است که همان مردمی که امروزه به دلیل بالانشینی سی‌ساله شما و دوستانتان از رای دادن منصرف شده‌اند، اگر لحظه‌ای احساس کنند که خطری سرزمین مادری‌شان را تهدید می‌کند، بدون هیچ درنگی همچون مردان دهه شصت، جان را فدای ناموس و مملکت‌شان می‌کنند و باز شما می‌مانید و تحلیل های صدمن‌یک‌غازتان! توصیه ما به شما این است که علاوه بر افزایش ارتباط خود با مردم، رجوعی به گفتارهای رهبری، شهید سلیمانی، شهید بهشتی و... داشته باشید تا بهتر متوجه شوید که همه افراد جامعه‌ ما حافظ هویت ایرانی ما و مومن به آرمان‌های بلند انقلاب ۵۷ هستند؛ اگرچه شاید گاهی تفاوت‌هایی در ظاهر آنها باشد اما همگی دارای قلوب سلیم هستند و نگاه ما باید به آنان همچون اعضای خانواده خودمان باشد. بله جناب باهنر ما همه یک خانواده‌ایم؛ خانواده‌ی هشتاد میلیونی حزب‌اللهی ایران.</description>
                <category>نشریه فتح</category>
                <author>نشریه فتح</author>
                <pubDate>Tue, 23 Jul 2024 16:59:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قیـام مـحـبّـت!</title>
                <link>https://virgool.io/@fathisu_ir/%D9%82%DB%8C%D9%80%D8%A7%D9%85-%D9%85%D9%80%D8%AD%D9%80%D8%A8%D9%91%D9%80%D8%AA-wmqcocfkexjw</link>
                <description>تذکاری بر حلقه مفقوده این روزهای جامعه اسلامیپرده اول: از شام آمده بود فقط برای جسارت و توهین به حسن بن علی (ع). مرد شامی که اسیر روایت‌سازی‌های دستگاه رسانه‌ای معاویه بود به مدینه رسید و سراغ حضرت را گرفت. ایشان را در حالی یافت که نشسته و عده‌ای هم به دورش جمع‌ هستند. ابهت و زیبایی کریم اهل‌بیت که شباهت بسیاری به رسول‌الله (ص) و حضرت زهرا (س) داشت، خود را معرفی می‌کرد. گستاخانه با خود گفت بازهم دور این‌ها شلوغ است! پیش آمد و با بی‌ادبی پرسید: پسر ابوطالب تو هستی؟ امام حسن (ع) با متانت تمام فرمودند: پدرم پسر ابوطالب است. مرد شامی بلافاصله جلوی روی حضرت، به امیرالمؤمنین (ع) و امام حسن (ع) ناسزا گفت. امام حسن (ع) گویی که هیچ نشنیده، دست مرد شامی را گرفت و فرمود چهره‌ات جدید است و انگار در اینجا غریبی. اگر در مدینه خانه و خویشی نداری، مهمان خودم هستی! مرد شامی می‌گوید در راه خانه‌اش به خودم آمدم و دیدم در دنیا هیچ‌کسی برایم محبوب‌تر از حسن بن علی (ع) نیست...پرده دوم: کظم غیظ موسی بن جعفر (ع) را که می‌دید در توهین‌کردن جری‌تر می‌شد؛ اما هیچ‌وقت حریف اقیانوس صبر حضرت نمی‌شد. روزی امام کاظم (ع) وارد زمین کشاورزی او شد. تا امام را دید شروع کرد به فحاشی. حضرت کاظم (ع) می‌دانست که مرد بدهی دارد، پرسید درآمدت از زمین کشاورزی چقدر است؟ مرد گفت صد دینار. حضرت سیصد دینار به او داد و بازگشت و مرد ماند و شرمندگی‌اش از کرامت حضرت.موسی بن جعفر (ع) در سعه‌صدر و نیکی به مردم عجیب بود. از دشمنانش تا زندانبان‌هایش تا خانواده‌های آن‌ها؛ همه‌وهمه را به جایی رساند که شیفته و بلکه شیعه او شدند.پرده سوم: ما در وضعیت کنونی جامعه خود، ناگزیر از شکافی هستیم که هر روز بیشتر از روز قبل، به‌واسطه سلطه رسانه‌ای دشمن، تشدید و تقویت می‌شود. به این نحو که با تصویرسازی دروغین از طرفین مردم، آن‌ها را نسبت به یکدیگر ناخشنود کرده و میانشان کدورت ایجاد می‌کند. در معرفی اهل ایمان موفق‌تر از خودشان ظاهر می‌شود و تصور عوام از ایشان را یک قشر دگم، بی‌احساس، بی‌منطق، سرسپرده، دور از واقع و اجمالاً ترسناک ترسیم می‌کند. البته برخی از وقایع کوچکِ تلخ نیز بهانه خوبی شده برای این دست تصویرسازی‌ها و نشستن مگس‌ها روی زخم. اثر این شکاف را می‌توانیم در بزنگاه‌هایی مانند انتخابات اخیر مشاهده کنیم.اما برای ترمیم این شکاف چه باید کرد؟ نقش امت حزب‌الله در حل این شکاف خطرساز چیست؟ آیا تنها معرفی عقاید و باورها کفایت می‌کند؟ راهبرد دین و سیره معصومین (ع) در این وضعیت برای مسلمین چیست؟امت حزب‌الله نیازمند یک قیام عمومی و یک جهاد بزرگ است به نام *قیام محبّت!* شاید چیزی را نتوان یافت که اثر محبت‌کردن را در تجمیع و وحدت قلوب داشته باشد. ما تکلیف شرعی داریم که به مردم جامعه خود محبت بورزیم و نیکی کنیم تا اولاً این تصور دروغین و دست‌ساز رسانه‌های دشمن از خود را بشکنیم و ثانیاً بااخلاق خوش، بدنه اجتماعی را با این مسیر همراه کنیم و اسباب تحقق رشد جمعی را فراهم کنیم و این مهم ممکن نیست مگر با تقویت دین‌داری فردی که موجب نقش‌آفرینی اجتماعی ما خواهد بود.کلام نورانی اهل‌بیت (ع) و سیره حضرات معصومین (ع) راه را به ما نشان داده‌اند و محبّت را علامت تشیّع عنوان کرده‌اند. اگر شیعه اکنون بالغ بر سیصد میلیون جمعیت دارد، مرهون جهاد محبت حضرات معصومین (ع) و اصحابشان است. امیرالمؤمنین (ع) می‌فرمایند: «الإنسان عبید الإحسان» ؛ انسان بنده نیکی‌کردن است. اصلاً واژه انسان برگرفته از انس است و حقیقت انسان، موجودی است به‌غایت اهل انس و محبت.خدای متعال در قرآن کریم به موسای نبی (ع) می‌گوید: به‌سوی فرعونِ طغیان‌کرده برو و با او به نرمی سخن بگو، شاید خدا را یاد کرد و پند گرفت. حال آیا فرعون شایسته نرمی بیشتری است یا مردم جامعه‌ای که دست‌ِکم در مرتبه اول، مؤمن هستند و محبت سیدالشهدا (ع) را هریک به نحوی در قلب دارند؛ هرچند که در ظاهر به ایمانشان اشکالاتی وارد باشد؟ نباید اجازه داد که دشمن، این سرمایه عظیم اجتماعی را از بین ببرد. نباید اجازه داد انگشت‌شماری که خیال فهمیدن دین را دارند، کل امت را با برداشت ضربتی از دین متضرر کنند. محبت گسترده و مداوم، اگر درست فهمیده بشود و با متانت، جامعیت و تواضع از فکر تا عمل ما همراه شود، ترمیم‌کننده شکاف‌های جامعه ماست و میراث گران‌بهایی است از اهل‌بیت (ع) که حلّال بسیاری از مسائل روز بشری است.</description>
                <category>نشریه فتح</category>
                <author>نشریه فتح</author>
                <pubDate>Mon, 22 Jul 2024 03:20:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اقتصاد بی‌جواب</title>
                <link>https://virgool.io/@fathisu_ir/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%DB%8C-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%A8-g1nz59phf252</link>
                <description>کلاف‌های سردرگم خودرو، مسکن و معیشتدر برهه‌ای به سر می‌بریم که شاید بتوان گفت جدی‌ترین موضوع محل سوال برای مردم در انتخابات پیشِ‌رو برنامه دولت آینده در قبال اقتصاد و معیشت است. همین موضوع سبب شد به دنبال این بروم که چه مسائلی را باید در این زمینه از کاندیدها جویا شوم؛ به تعدادی موضوع رسیدم که اعتقاد داشتم افراد باید رویکردشان را در این زمینه اعلام کنند تا بتوان تشخیص داد که آیا صلاحیت لازم را دارا هستند یا خیر؟سؤالاتی از قبیل اینکه در حوزه خودروسازی، برنامه‌شان برای کاهش قیمت خودروهای داخلی چه خواهد بود؟ آیا برنامه‌ای برای شکسته‌شدن انحصار دولتی و ورود شرکت‌های خصوصی برای شکستن قیمت را دارند؟ آیا قرار است گمرک ۲۰۰ درصدی واردات خودروهای خارجی برداشته شود و فضای رقابتی آزاد بین خودروسازان داخلی و خارجی ایجاد شود؟در حوزه مسکن که شاید یکی از اصلی‌ترین دردهای امروز مردم ماست، در قبال افزایش قیمت مسکن و اجاره‌بها چه سیاستی را در پیش خواهند گرفت؟ در رابطه‌ با تحویل پروژه‌های تازه شروع شده به ساخت و نیمه‌تمام در هنگام موعد مقرر چه برنامه‌ای را اتخاذ خواهند کرد؟در قبال بهبود معیشت ۴۰ میلیون جامعه کارگری چه چیزی را در دستور کار قرار خواهند داد؟ آیا قرار است به قانون عمل شود و دستمزدشان به حد کفایت زندگی‌شان برسد؟در قبال موضوع صندوق‌های بازنشستگی و افزایش سن بازنشستگی چه چیزی را در دستور کار قرار خواهند داد؟ آیا قرار است فشار بر مردم را مضاعف کنند؟در بحث مالیات آیا قرار است قشر مرفه جامعه معافیت داشته باشند و بار مالیاتی بر روی دوش کارمندان و کسب‌وکارهای خرد باشدسؤالاتی که به نظر می‌رسد پاسخ به آن‌ها برای شناخت نامزد اصلح و شایسته لازم است و هر یک از آقایان باید به آن‌ها پاسخ دهند و مردم به رویکردشان در این زمینه اطلاع پیدا کنند.</description>
                <category>نشریه فتح</category>
                <author>نشریه فتح</author>
                <pubDate>Mon, 10 Jun 2024 16:50:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برجام را تَکرار نکنید!</title>
                <link>https://virgool.io/@fathisu_ir/%D8%A8%D8%B1%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D9%8E%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D9%86%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-r4bkfzb4ptdv</link>
                <description>با آغاز نام‌نویسی از کاندیداهای دولتِ زودرسِ چهاردهم، لحظه‌به‌لحظه بر تب‌وتاب خیابان‌های منتهی به میدان فاطمی افزوده می‌شود. در این میان، بد نیست کمی به عقب برگردیم و با مرور گذشته، به طرح سؤالاتی درباره دولت آینده بپردازیم. در فضای روابط خارجی، یکی از پرفرازونشیب‌ترین و همچنین اثرگذارترین روابط بر سفره مردم، رابطه ما و آمریکا بوده است. پرداختن به تاریخچه مفصل این روابط از اهداف این یادداشت نیست؛ اما به‌اجمال از آن هنگام که آمریکا، آمریکا بود و ایران ایران، این سرزمین عرصه قدرت‌نمایی این شیطان بزرگ بوده است. در چنین وضعیتی، انقلاب اسلامی مسیری نو در برابر ما ترسیم کرد. در رهگذر این معبر جدید، ما نیاز به بازتعریف نقش خود در دنیای پیرامون را خیلی زود پیدا کردیم. پس از کش‌وقوس‌های فراوان و آزمودن آوردگاه‌های مختلف در نسبت با کدخدای دهکده جهانی، به توافقی ۱۲۳ صفحه‌ای به نام برجام رسیدیم. قراردادی که به‌زعم پدیدآورندگانش، طومار تحریم‌ها را درهم پیچید، اقتصاد ایران را در مدار جهانی قرارداد و درب باغ سیب و گلابی را به روی ملت ایران گشود. حال‌آنکه منتقدان آن را مسمّی به اسم‌هایی همچون خسارت محض و درخت کاج کرده بودند که مهم‌ترین دستاوردش هم مقداری بادمجان بود نه سیب و گلابی. حال اما با وضعیت فعلی منطقه و جهان، نحوه صحیح تعاملات ایران و آمریکا بیش‌ازپیش ذهن فعالان این حوزه را به خود درگیر کرده است. ما نیز این سؤال را به یکایک نمایندگان کرسی ریاست‌جمهوری ارجاع می‌دهیم: «در دولت احتمالی جنابعالی، روابط ایران و آمریکا چگونه خواهد بود؟ لطفاً به‌تفصیل توضیح دهید.»</description>
                <category>نشریه فتح</category>
                <author>نشریه فتح</author>
                <pubDate>Fri, 07 Jun 2024 16:23:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نعمت زودگذر رئیس</title>
                <link>https://virgool.io/@fathisu_ir/%D9%86%D8%B9%D9%85%D8%AA-%D8%B2%D9%88%D8%AF%DA%AF%D8%B0%D8%B1-%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3-awmpia5tp4sm</link>
                <description>یکشنبه شب، حوالی ساعت نه و نیم بود که قسمتی از دیدار رهبری با جمعی از خانواده سپاهیان منتشر شد: «همه دعا کنید این جمع خدمتگزار را که در رأسشان رییس جمهور محترم و مغتنم قرار دارد. خدمتگزاری آن‌ها و تلاششان برای کشور نعمتی بزرگی است. امیدواریم خدای متعال این نعمت را از کشور سلب نکند.»اما کدام نعمت؟ مگر همه مسئولین نظام فاسد نیستند؟ مگر هنوز هستند کسانی از نسل بهشتی و رجایی که از مردم و برای مردم باشند؟ فردا صبح، شد آنچه که نباید می‌شد‌. مردم ایران تازه فهمیدند که چه نعمتی از کفشان بیرون رفت. نعمتی که تنها از شاگردان و مقلدان یک بزرگمرد به دست می‌آید‌. مگر می‌شود در اوج قدرت باشی و چپ نکنی؟ بله می‌شود‌. سرنوشت مقلدان خمینی چیزی جز شهادت نیست. مگر شاگردان خمینی چه می‌کنند که به این سرنوشت نیک دچار می‌شوند؟شاگردان خمینی از مستضعفین هستند و نسبتی با کاخ‌نشینان ندارند. نگاهی به خانه مادری رئیس‌جمهور شهید بیندازید. مادر کدام رئیس‌جمهوری در چنین خانه‌ای زندگی می‌کند؟ مگر می‌شود برادر رئیس‌جمهور باشی و تو را حتی تابه‌حال ندیده باشند؟ این منش تربیت‌یافتگان مکتب امام است که خود از محرومین و حامی آنان هستند.شاگردان خمینی رضایت خداوند را در رضایت مردم می‌بینند‌. تعقیبات نماز صبح رئیس‌جمهور شهید ما پیگیری کار مردم بود‌. رئیس‌جمهور ما واقعاً رئیس‌جمهور همه مردم بود؛ حتی آن پیرزن و پیرمردی که تابه‌حال در عمرشان یک مسئول هم در محل زندگی‌شان ندیده بودند.شاگردان خمینی خستگی نمی‌شناسند. برای آن‌ها نیویورک و مسکو و ریاض و خوی و دشتیاری فرقی نمی‌کند. هرکجا کار و فرصت خدمت باشد، آن‌ها هم هستند؛ حتی در روز تعطیل.خون شهید بیدارکننده است. مردم ایران تازه فهمیده‌اند که چه کارگزارانی دارند. مردم ایران کارآمدی و خستگی‌ناپذیری و اخلاص شهید رئیسی را چشیدند‌. اگر ما مردم از صحنه انتخابات خارج بشویم و کسی رئیس‌جمهور بشود که به‌جای خادمی برای ملت، به دنبال ریاست بر ملت باشد، همه ما مسئول هستیم. مخلص کلام، به کمتر از شهید رئیسی راضی نشویم.</description>
                <category>نشریه فتح</category>
                <author>نشریه فتح</author>
                <pubDate>Thu, 06 Jun 2024 11:37:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حواریون سانسورچی می‌شوند!</title>
                <link>https://virgool.io/@fathisu_ir/%D8%AD%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%B1%DA%86%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AF-qzas1c9xlp1l</link>
                <description>نقدی بر اشرافیت انقلابی و اسلام آمریکاییتاریخ‌سازان را نمی‌شود از تاریخ حذف کرد؛ اما در عوض تا دلتان بخواهد می‌شود با شمشیر سانسور و تحریف به جانِ تصویرِ واقعی‌شان افتاد. در این فقره البته در تاریخ‌سازانِ بهشتی و اهریمنی تفاوتی ندارد؛ کمااینکه دستگاه پروپاگاندا پس از جنگ جهانی دوم از چرچیل بتی تراشید که اگر خودِ او با این تصویری که از او ساختند مواجه می‌شد، دهانش باز می‌ماند؛ یا فی‌المثل روایت‌هایی که از شهید شیخ فضل‌ا... نوری ارائه می‌دهند و با سانسور، او را ارتجاعی‌ترین نیروی سیاسی در تاریخ ایران می‌نمایانند، نسبتی عکس با واقعیت او دارد. فضل‌اللهی که سنگ بنای جمهوریت و اسلامیت را گذاشت. امام خمینی هم از این قاعده مستثنی نبوده و در تمام این سال‌ها، تیغ سانسور به سراغ شخصیت ایشان رفته است. سانسورچی‌ها چه کسانی بوده‌اند؟ اغلب همان‌هایی که دور و بر امام را گرفته بودند و خودشان را حواریون خمینی می‌دانستند. کسانی که از قضا، در تسبیح و عمامه و عبا و دادن شعارهای انقلابی با امام اشتراک داشتند. کسی اگر آن‌ها را می‌دید، خیال می‌کرد که بدیلی از شمایل خمینی را دیده؛ اما اختلاف‌ها در پس ذهن‌ها نهفته بود و آرام‌آرام این زاویه‌ی ذهنی، ظاهر را هم متأثر کرد. آنجا که حواریِ اعظمِ خمینی - همان خمینی که از تعمیر دیوار حسینیه جماران هم امتناع می‌کرد - در استخرِ شهبانویِ پهلوی غرق شد. آنجا که حواریونِ خمینی در مناطق خوش آب‌وهوای تهران هرکدام کاخی برای خود بنا کردند. آنجا که هزار فامیل پهلوی را خاندان‌های هاشمی و خاندان لاریجانی و امثالهم احیا کردند و پس از شاه و شاهزاده‌گری، آقازادگی متولد شد. آنجا که «یک تار موی کوخ‌نشین را با همه کاخ‌نشین‌ها عوض نمی‌کنم» جایش را به رانت دادن به سرمایه‌دارها، ناز و نوازش سلبریتی‌ها و شلاق زدن بر بدن فقرا داد. اوج تراژدیِ ماجرا اما اینجاست که این حواریونِ دارای زاویه با نگاهِ امام، حالا راویانِ خمینی بودند. دوربین‌ها روی آن‌ها فوکوس بود. بیشترین روایت‌ها و تفسیرها از خمینی را آن‌ها بیان می‌کردند و خب تیغ سانسور را جوری ماهرانه می‌چرخاندند که اگر از واقعیتِ خمینی چیزی می‌گفتی، برچسب تندرو روی پیشانی‌ات می‌نشست. زمانه اما همیشه بر وفق مراد سانسورچی‎ها پیش نرفت. پس از رحلت امام، سانسورچی‌ها با قرائتِ سرمایه‌سالارانه‌ای که از انقلاب ارائه دادند و مدلی که از حکمرانی نشان دادند، چنان شلاقی بر بدن مستضعفان زدند که حاصلش خوردنِ سیلیِ انزوا از مردم بود.قیام خمینی بر ضد اسلام!اما یک سوال اساسی: حواریون چه چیزهایی را سانسور کردند؟ چه چیز سانسور شد که با تکیه بر آن، مدلی صد و هشتاد درجه خلافِ ایده انقلابیِ امام، سال‌ها بر ایران حکمرانی کرد؟ یکی از مهم‌ترین ابعاد سانسور شده امام خمینی، ربط و نسبت ایشان با انقلاب اسلامی است. سانسوری که در پاسخ به یک سوال ساده اما مهم خود را می‌نمایاند: حضرت روح‌ا... برای چه قیام کرد؟ انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی دقیقاً علیه چه بود؟ علیه محمدرضا پهلوی؟ علیه نظام شاهنشاهی؟ علیه استکبار جهانی؟ علیه دربار؟ علیه آمریکا؟ علیه چه؟ خب واقعیت این است که امام خمینی علیه همه این‌ها قیام کرد. اما در این میان یک چیز سانسور شده. گفته نشده و با سال‌ها گفته نشدن، به تدریج از روایت رسمی حذف شده است. امام علیه همه مواردی که در بالا گفته شد قیام کرد؛ اما قبل از همه آن‌ها به مبارزه با یک مانع مهم دیگر پرداخت که از آن کمتر سخنی گفته شده. امام خمینی پیش از پهلوی و نظام شاهنشاهی و استکبار جهانی، علیه اسلام قیام کرد. علیه قرائت خاصی از اسلام. علیه اسلامی که داشتن شاه شیعه - ولو ظالم - را افتخار می‌دانست. همان اسلامی که در صوم و صلات محدود بود و خودش را به جامعه ممنوع‌الورود کرده بود. همان اسلامی که منادیانش به امام می‌گفتند: «آشیخ روح‌ا...! پای دین را به لجن‌زار سیاست باز نکن!». اسلامی که از قضا حال و روزش در روزهای طاغوت بد نبود؛ بزرگانش قیام علیه ظالم را خودکشی می‌دانستند و با نوچه‌های دیکتاتور چای می‌خوردند. همان اسلام که با مبارزه میانه‌ای نداشت و کنزِ مال را ایراد نمی‌دانست به‌شرط آنکه صاحبِ مال، تسبیح بچرخاند. امام با سلاحِ «اسلام»، علیه این «اسلام» مبارزه کرد. اسلام در برابر اسلام. جدال دو اسلام. اسلام ناب محمدی در برابر اسلام آمریکایی. اسلام پابرهنگان و تازیانه‌خوردگان تاریخ در برابر اسلام سرمایه‌داری و راحت‌طلبی. جدال این دو اسلام، اساسِ مانیفستِ مبارزاتی امام بود و البته اساسِ کار سانسورچی‌ها هم بر پایه‌ی نفیِ این دوگان استوار شده است. سال‌هاست نزاع خمینی با اسلامِ سرمایه نواز، زیر تیغ سانسور رفته و در عوض تصویری نایس و صلحِ کل از امام ساخته شده است. جوری که انگار خمینی همان گاندی بود و خب خمینی گاندی نبود. خمینی پیش از محمدرضا پهلوی، روحانیونی را یقه کرد که اسلام را سپر انسانی هر طاغوتی می‌کردند. روحانیونی که چشم بر تبعیضِ ساختاری‌شده می‌بستند و به بیش از آنکه عدالت را در بازتوزیعِ اموال ثروتمندانِ متصل به دربار دنبال کنند، دغدغه افزایش کیفیتِ مراسم روضه‌ی دربار را داشتند و مگر واقعاً مشکل ما با حکومت محمدرضا پهلوی چه بود؟ مگر مسجدها قبل از انقلاب وجود نداشت؟ مگر حج برقرار نبود؟ مگر نمی‌شد دعای کمیل خواند؟ همه این‌ها را می‌شد انجام داد؛ اما تحت ولایت طاغوت و زیر سایه دیکتاتور. اما تحت حاکمیتی که در آن یک اقلیت، شکم‌باره بودند و اکثریتی در گرسنگی. این برای امام پذیرفتنی نبود؛ اما برای خیلی‌ها بود و خب این اختلاف، اساس نگاه خمینی است. همان نگاه که جمعی از حواریون در پی سانسور آن بوده و هستند.</description>
                <category>نشریه فتح</category>
                <author>نشریه فتح</author>
                <pubDate>Wed, 05 Jun 2024 18:22:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا رأی نمی‌دهیم!</title>
                <link>https://virgool.io/@fathisu_ir/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B1%D8%A3%DB%8C-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%87%DB%8C%D9%85-kp5lkwehcjfd</link>
                <description>از اول انقلاب رأی داده‌ایم، چهل و پنج سال است که رأی می‌دهیم، اما تابه‌حال هیچ تغییری را احساس نکرده‌ایم. دولت‌ها و مجالس یکی پس از دیگری آمده‌اند، اما نه‌تنها تغییری در وضعیت کشور ایجاد نشده، بلکه در بعضی موارد عقب رفت هم داشته‌ایم. دیگر خسته شدیم، ما که دیگر رأی نمی‌دهیم تا شاید تلنگری به این مسئولان بخورد.گوشت کیلویی ۷۰۰ هزار تومان، قیمت سکه از ۳۰ میلیون گذر کرده، دلار هم به نزدیکی ۶۰ هزار تومان رسیده، از وضعیت مسکن و خودرو هم که دیگر نگویم. با این سفره‌های کوچک شده و وضعیت بد معیشتی چرا رأی بدهم؟ نمایندگان که به فکر ما نیستند. حداقل با این حرکت می‌توانم اعتراض خودم را به گوش آنها برسانم.اما مسئله‌ای دیگر ذهن مرا درگیر کرده است، تا قبل از انقلاب که نظام پادشاهی بر کشور حکم‌فرما بود، سرمان در لاک خودمان بود، به زندگی روزمره خود مشغول بودیم. اما حالا چه شده است که دغدغه سیاست و اقتصاد کشور را داریم؟ چرا می‌خواهیم اثری برای بهبود وضعمان داشته باشیم؟ چرا می‌خواهیم حرفمان را به حاکمیت برسانیم؟به نظر می‌رسد علت آن انقلاب سال ۵۷ است. ما مردم ایران در نظام جمهوری اسلامی به شکلی تربیت شده‌ایم که نسبت به سیاست و اقتصاد کشور دغدغه داریم. رهبران انقلاب طوری ما را تربیت کرده‌اند که خودمان را دارای حق و نقش در امور کشور می‌دانیم، حتی بالاتر از این ما در الگوی مردم‌سالاری دینی طوری تربیت شده‌ایم که معتقدیم امور کشور باید توسط ما مردم اداره بشود.حال در این شرایط یک سؤال جدی به‌ وجود می‌آید. مگر ما مردم عادی فعلاً راهی غیر از انتخابات برای اثرگذاری در اداره‌ی کشور داریم؟ مگر ضدمردم‌ها راه دیگری برای ما گذاشته‌اند که می‌خواهیم همان را هم با دست خودمان ببندیم؟ آیا تنها راه اعتراض، سلب حق خودمان از خودمان است؟ به نظر می‌رسد چنین اقدامی غیرمنطقی باشد.در این دوره از انتخابات ضدمردم‌ها حتی تبلیغات و ایده‌ای را مطرح نمی‌کنند، زیرا مطمئن‌اند به‌راحتی باز همراهی مجلس می‌شوند. آنها اگر می‌خواستند دغدغه‌های مردم را دنبال کنند، خودشان را به مردم عرضه می‌کردند و با آنها گفت‌وگو می‌کردند، اما دریغ از یک اقدام مثبت در این زمینه. حال در این اوضاع نامطلوب چه باید کرد؟ به نظر می‌رسد باید با مشارکت آگاهانه و پرشور در انتخابات در برابر این جریان ضد مردم ایستاد. ما مردم باید در حد توان تلاش کنیم تا کسانی را به خانه ملت ببریم که دغدغه‌های واقعی مردم را دنبال می‌کنند.سید علی علمداری</description>
                <category>نشریه فتح</category>
                <author>نشریه فتح</author>
                <pubDate>Thu, 29 Feb 2024 12:51:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قاعده بازی</title>
                <link>https://virgool.io/@fathisu_ir/%D9%82%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-k71d2w5ik6z3</link>
                <description>جنگ جهانی اول و دوم جنگ‌هایی ویرانگر بودند. اما دلیل ورود آمریکا به این دو جنگ حمایت از متحدانش نبود. حتی اتفاقاتی مثل ویرانی و کشتارهای وحشیانه در قلب اروپا، مواجه شدن انگلستان با تهدیدات حیاتی و حتی سقوط فرانسه هم در این دو جنگ نتوانست پای آمریکا را به جنگ بکشاند. اما در سرانجام هر دو جنگ جهانی، آمریکا عنصر تعیین‌کننده‌ای بود. عنصری که ورودش به جنگ خانمان‌سوز بین‌الملل می‌توانست تعیین کند برنده غائله، کدام طرف باشد. اما بهانه ورود آمریکا به جنگ‌های جهانی چه بوده است؟ عنصر مشترک در هر دو جنگ جهانی این است که بهانه ورود ایالات متحده به جنگ، به دریا مرتبط است. آمریکایی‌ها جنگ جهانی اول را به بهانه حمله آلمانی‌ها به ناوگان دریایی‌شان میدان‌داری کردند. پایشان به جنگ دوم هم به بهانه حمله ژاپن به پل هاربر باز شد.یعنی آمریکا به خاطر حمله به ناوگان دریایی‌اش در دو جنگ به وسعت عالم، جنگیده است. اما امروز چه شده که ایالات متحده نمی‌تواند حملات دریایی انصارالله به ناوگان دریایی خودش و دیگر شرکای جنایات رژیم صهیونیستی را متوقف کند؟آمریکایی‌ها هر چه در چنته داشتند رو کردند. از ائتلاف‌سازی‌های بین‌المللی گرفته تا چندین نوبت حمله علنی به خاک یمن. از فشارهای دیپلماتیک از کانال‌های مختلف گرفته تا تهدید به فشار غذایی بیشتر بر یمن. اما پاسخ انصارالله همیشه یکی بوده است. تا توقف حملات جنایت‌کارترین رژیم دنیا در غزه، هیچ کشتی مرتبط با این رژیم اجازه عبور از تنگه باب المندب را ندارد. به همین صراحت و قاطعیت.اما چرا آمریکا و متحدانش نه با سیاست چماق و هویج توانستند این حملات را متوقف کنند، و نه حملات ائتلافشان توانسته خللی در عزم راسخ یمنی‌ها ایجاد کند؟ جواب را در قواعد بازی مجاهدان یمنی می‌توانیم بیابیم. مجاهدان حقیقی نه بر اساس قوانین و قواعد بین‌المللی رفتار می‌کنند و نه اهدافشان را در قشر خاصی از ملتشان خلاصه کرده‌اند. در عوض بر اساس سنن الهی می‌جنگند و غایتشان یاری مستضعفان عالم است. به‌جای ترس از تهدیدات آمریکایی‌ها دل به سنت الهی داده‌اند و مطمئن هستند که اگر از انصار خدا باشند، خداوند هم آن‌ها را یاری خواهد کرد. مثل خیلی از کشورها از ترس نارضایتی اقشار مرفه و به بهانه منافع ملی، از جهاد روی برنمی‌گردانند. بلکه با عزمی راسخ به یاری برادرانشان در غزه به پا خواسته‌اند. به‌جای ترس از جنگ در ابعادی ملی، دل‌بسته جهاد در چارچوب امت رسول اعظم هستند.نه آمریکا امروز آن قدرت زمان جنگ جهانی را دارد و نه انگیزه ورود به جنگی دیگر را. چرا که خودش مشکلات بسیاری دارد و نمی‌خواهد در باتلاقی دیگر مثل ویتنام گیر کند. همان‌طور که عربستان و متحدینش هم فهمیدند ورود به باتلاق جنگ یمن برای حمایت از رژیم صهیونیستی حماقتی محض است. همین بود که حتی عربستان هم به ائتلاف آمریکایی ملحق نشد.دشمنان، مجاهدین یمنی را هم خوب می‌شناسند. می‌دانند که واقعاً مرد جهادند. همان‌طور که از سال 2015 در مقابل طوفان ائتلاف عربی ایستادند، الان هم می‌توانند در مقابل ائتلاف غربی بایستند. امتی که اهل جهاد است باکی از تهدیدات دشمن ندارد. می‌توان گفت دشمن نیز همین قاطعیت و راسخ بودن را دیده است که جرأت آغاز جنگی همه جانبه را ندارد. چون می‌داند قواعد جهاد مجاهدین انصارالله بر سنن الهی استوار است؛ نه بازی‌های دنیوی.ابوالفضل کشتکار</description>
                <category>نشریه فتح</category>
                <author>نشریه فتح</author>
                <pubDate>Thu, 29 Feb 2024 12:50:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>صندلی‌های سبز یا خونی</title>
                <link>https://virgool.io/@fathisu_ir/%D8%B5%D9%86%D8%AF%D9%84%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A8%D8%B2-%DB%8C%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D9%86%DB%8C-qdnq9rkcnrdt</link>
                <description>کمتر از یک ماه مانده به انتخابات مجلس شورای اسلامی. از اکنون نیز اخبار مرتبط با نمایندگان و آرا و صندلی‌ها در صدر و رأس بعضاً خبرها قرار گرفته.  اما باید بدانند کاندید‌های مجلس شورای اسلامی که تک‌تک این صندلی‌ها که برای کسب آن قدم جلو نهاده‌اند از خون تشکیل شده و چه بسیار جنگیدند کسانی که تشکیل دهند نظامی بر اساس اسلام و رأی مردمی و اینکه کشور خودشان به دست خودشان آباد شود و استقلال و آزادی را برای این جامعه پس از سال‌ها فرو رفتن در باتلاق سلطنت و فساد و ظلم به ارمغان آورند.حال باید بدانند که قیمت این صندلی‌ها چقدر است. شاید اگر خردمندانه قدم جلو نهاده باشند عزمشان از گذشته راسخ‌تر شود و حواسشان جمع‌تر گردد. ما نیز باید بدانیم انتخابات مخصوص یک گروه و حزب یا قوم نیست ولو در بوق‌وکرنا کنند که فلان حزب را حزب حاکم حذف کرده و انتخابات به انتصابات بدل گشته و... چرا؟ چون حتی در همین شرایط نیز بسیاری هستند که با تفکر موجود و فعلی که در مجلس کنونی وجود دارد متفاوت فکر می‌کنند. همه باید بیایند حتی کسی که می‌گوید من سیاسی نیستم و ربطی به من ندارد. زیرا اصلاً کسی که در جامعه زندگی می‌کند، سیاسی است و انسان، ذاتاً سیاسی است و البته مفهوم سیاسی بودن در اینجا مترادف با حیله و پلید کاری نیست؛ بلکه سیاسی بودن یعنی دغدغه داشتن برای حفظ استقلال و آزادی جامعه با انتخاب درست مسئولین آن.تمام ملت ایران در این مهم سهیم هستند. زیرا این مملکت مال و دارایی ملت ایران است و ملت ایران فقط در آن نقش خود را ایفا می‌کنند نه ملل دیگر.ملت یک مفهوم همبستگی و پیوستگی اجتماعی را درون‌ خود دارد و با کلمه مردم فرق می‌کند. ملت از انسجام اجتماعی بالایی برخوردار است و یک کل را دربر می‌گیرد.البته منکر این نیستیم که بسیاری هستند با ادعای نوکری مردم می‌آیند و ارباب مردم می‌شوند.آنان باید بدانند عواقب مسئولیت به این سادگی‌ها نیست و در قیامت در پیشگاه همه با دست بسته در زنجیر محشور می­شوند که اگر خطاکار بوده باشند زنجیری بر زنجیرهایشان افزوده می­گردد.اگر کسی پا به این عرصه می‌گذارد، باید در خود چنین ویژگی و ظرفیتی را ببیند و احساس مسئولیت نسبت به تمام ملت داشته باشد نه اینکه بعد از راهیابی و به‌دست‌آوردن یک کرسی از بهارستان، دیگر ارتباط خود را با مردم قطع نموده و کارها را به‌سوی منافع شخصی خودش براند.شاید برخی خدمتشان به مردم در این حد باشد که عضو علی‌البدل یک شورای شهر باشند و کارهای مفید بسیار زیادی را انجام دهند؛ ولی همین که به مجلس بیایند، کار را خراب کنند و ظرفیتشان در این حد نباشد.در اینکه چه کسی اصلح‌تر است برای کاندید شدن، پس از شورای نگهبان، این مردم هستند که باید زمینه‌های گذشته یک کاندید را سنجیده و طبق آن رأی دهند و در مورد بقیه کاندیدا نیز به سابقه علمی و فرهنگی و سیاسی و…آنان توجه کنند.این حافظه تاریخی، باید در زمان انتخابات به یادمان بیاید و دوباره با فریادها و فریب‌های یک حزب خاص که گوش فلک را کر می‌کند، چشم و گوش بسته، رأی مهم و اساسی خود را هدر ندهیم.هوشمندانه، عملکرد درستی از خود نشان دهیم و بر اساس کار‌آمدی و شایستگی و تخصص و تعهد رأی دهیم. متخصص بودن و متعهد بودن دو نکته مهم و پایه‌ای است که طبق آن می‌توانیم رأی خود را بدهیم.در اصل هشتاد و چهارم قانون اساسی جمهوری اسلامی آمده است که: «هر نماینده در برابر تمام ملت ایران مسئول است»نماینده‌ای شایسته است، که مسئولیت‌پذیر باشد و نسبت به مسائل کشور و ملتش، بی‌تفاوت نباشد و تمام تلاشش صرفاً برای حوزه انتخابیه خودش نباشد. در مجلس بیشتر از مدرک دکترا و فوق دکترا داشتن، یک گوش شنوا و چشم بینا و زبان گویا و بینش بالا، مورد نیاز یک نماینده است که دلسوز مملکتش باشد و با دل‌وجان کار کند.نباید از صرف مدرک دکتری یک نماینده دفاع کنیم و آن را ملاک درستی و حقیقت قرار دهیم؛ بلکه یادآور این سخن حضرت امام بشویم که می‌فرمایند: «نمایندگانی متعهد، متفکر و دلسوز به ملت و خصوص طبقه مستضعف و خدمتگزار به اسلام و مسلمین در مجلس شورای اسلامی بفرستید.» همچنین در سخنان ایشان آمده است که باید به اشخاصی که احتمال انحراف در آنان می‌رود رأی ندهند، چه احتمال انحراف عقیدتی و یا اخلاقی. آری این حدود و ثغور‌ها باید همانند یک شاقول بنایی به ما کمک کند که دقت خود را بکار ببریم که چه کسی را قرار است، به نمایندگی از خود، جهت تصمیم‌گیری و قانون‌گذاری حل امور به مجلس بفرستیم.حسین طالبی</description>
                <category>نشریه فتح</category>
                <author>نشریه فتح</author>
                <pubDate>Thu, 29 Feb 2024 12:48:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در برابر ضد مردم‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/@fathisu_ir/%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1-%D8%B6%D8%AF-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D9%87%D8%A7-vgnw2qgc739h</link>
                <description>با نزدیک شدن به فضای انتخابات، بحث‌ها و گفتگوهای مختلفی در کشور رواج پیدا می‌کند. یکی از مهم‌ترین مباحثی که در این ایام مطرح می‌شود، مسئله مردم و نقش آنان در حکومت و سیاست است. در این ایام سؤالاتی نظیر مردم چه نقشی در حکومت دارند؟ آنها چه جایگاهی در اداره‌ی حکومت دارند؟ چرا انتخابات در نظام ما از اهمیت بالایی برخوردار است؟ چرا رهبر انقلاب تأکید بسیاری بر مشارکت و حضور در صحنه مردم دارند؟ مطرح می‌شود. پاسخ به این سؤالات نظرات بسیار پراکنده‌ای را شامل می‌شود، در برخی موارد نیز دیدگاه‌های متفاوت و متعارضی در این زمینه وجود دارد.به‌عنوان‌مثال گروهی وجود دارند که هیچ اعتقادی به مردم ندارند. آنها هیچ نقشی برای مردم قائل نیستند. این دیدگاه مردم را موجوداتی می‌بیند که باید آب و نان‌شان را فراهم کرد و آنان را سیر کرد. این گروه اصلاً ارزش و فهمی برای مردم قائل نیست تا بخواهد آنان را در امر حکومت دخیل کند.جریان دیگری نیز وجود دارد که مردم را فقط برای اطاعت می‌خواهد، یعنی تنها نقش مردم در حکومت را تبعیت بی‌چون‌وچرا می‌داند، گویی مردم همانند برده‌ها «بله‌قربان‌گو» هستند که خودشان توانایی تصمیم‌گیری ندارند. در این دیدگاه حاکم جامعه به‌مثابه یک دیکتاتور عمل می‌کند و به‌جای مردم تصمیم‌گیری می‌کند.عده‌ای دیگری مردم را تنها برای تأیید خود می‌خواهند. این نگاه قائل به نقش مردم در حکومت هست، اما آن را به‌صورت حداقلی و محدود می‌خواهد. این گروه مردم را فقط در راهپیمایی‌ها و رفع فتنه می‌خواهد. در این دیدگاه نقش دیگری برای مردم تعریف نمی‌شود، مردم لازم نیست ناظر اعمال حکومت‌ها باشند. به همین ترتیب این جریان مردم را لایق دخیل کردن در اداره‌ی امور نمی‌داند، چرا که معتقد است ورود مردم به امر اداره‌ی کشور خطرآفرین و خسارت‌بار است.در میان همه‌ی این جریانات ضد مردم، تنها رهبران انقلاب اسلامی هستند که معتقد به مردم هستند و مانده‌اند. همان‌طور که امیرالمؤمنین علیه‌السلام در نامه به مالک اشتر می‌فرمایند: «إنّما عِمادُ الدِّينِ ... العامَّةُ مِنَ الاُمَّةِ»، در نگاه رهبران انقلاب هم مردم پایه و ستون‌ها دین هستند. در این نگاه مردم یک‌سری انسان‌های نفهم نیستند، بلکه مردم مظهر اراده‌ی الهی هستند. طبق بیان رهبر انقلاب، اراده‌ی مردم «جان‌مایه‌ی پیشرفت کشور» می‌باشد؛ و این یعنی تا مردم در صحنه‌ی اداره‌ی کشور وارد نشوند، هیچ‌گونه پیشرفت حقیقی‌ای در کشور رقم نمی‌خورد.حال در این شرایط و با این فضای سیاسی در کشور که گروه‌های متعدد با دیدگاه‌های ضدمردمی حضور دارند، عدم مشارکت در انتخابات هیچ ثمره‌ی مثبتی برای ما به همراه نخواهد داشت. قهر از صندوق رأی هیچ تغییری در رویکرد این احزاب و جریانات نمی‌کند، بلکه برعکس راه را برای رشد این جریانات ضد مردم باز می‌کند. این اتفاق سبب شادی آنان می‌شود، چراکه از همان ابتدا هدف این جریانات گرفتن اداره‌ی جامعه از دست مردم بوده است.سید علی علمداری</description>
                <category>نشریه فتح</category>
                <author>نشریه فتح</author>
                <pubDate>Thu, 29 Feb 2024 12:47:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خطر در کمین است!</title>
                <link>https://virgool.io/@fathisu_ir/%D8%AE%D8%B7%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-yfk1uxth4ye8</link>
                <description>هنوز مهر جوایز جشنواره فجر خشک نشده که برخی تحلیلگران متوجه خطری که در کمین آینده این فستیوال است شده‌اند. فجر، جشنواره‌ای با قدمتی تقریباً به عمر انقلاب، سال‌ها میزبان اجتماعات کثیری از هنرمندان از جمله بازیگران، کارگردانان، نویسندگان، موسیقی‌دانان و ... بوده. اینکه سیر جشنواره فجر از دهه هفتاد تا کنون چگونه بوده محل بحث این نوشته نیست. آنچه که باید پیش از آنکه دیر شود از آن سخن گفت رویکردی است که در قبال این رویداد سالیانه توسط دولت فعلی در نظر گرفته شده (هرچند نمی‌خواهیم دولت را مقصر بدانیم؛ بلکه منظور این است که مسئولین فرهنگی کشور را از عواقب برخی سیاست‌ها که در شرف اجرای آن هستند و رویکرد کلی‌شان نیز این مدعا را تأیید می‌کند آگاه کنیم.) اما نامی کمتر آشنا (حداقل برای ما) جشنواره حافظ است. رویدادی که مشابه فجر سالیانه و اولین‌بار توسط علی معلم، سردبیر سابق مجله دنیای تصویر در دهه هفتاد و با رویکرد غیرسیاسی و پیوند بیشتر مردم و ستارگان (بخوانید سلبریتی‌ها) ایجاد شده. از وقایع فتنه اخیر به بعد، تلویزیون به‌عنوان یک رسانه بزرگ و حاکم در کشور (رسانه ملی دیگر تعریف دقیقی از آن نیست!) آماج حملات مختلف سلبریتی‌ها تحت عنوان مبارزه منفی یا همان قهر سیاسی ایدئولوژیکی قرار گرفت. علی‌رغم تمام زحماتی که برخی دلسوز در این فضا برای احیای هویت تلویزیون و بازگرداندن مرجعیت به این کهنه سرباز بازنشسته حکومت اسلامی می­کشند، آینده روشنی در انتظار این پلتفرم بزرگ نیست. هرچند بودجه­اش چندبرابر شده باشد. رسانه سابقاً ملی برای بازیابی این هویت، گاه روی به تقلیدهای کودکانه آورده و گاهاً هنجارشکنی‌هایی مضحک انجام داده و تناقضات عملکردی در قاب شبکه‌های تلویزیون، تلویحی از تقلای محترمانه مسئولین آن است تا انگ یک‌جانبه و حکومتی بودن را از چهره‌اش بزدایند. اما آنچه درباره تلویزیون، از دهه هشتاد و به‌مرور اتفاق افتاد، به‌یک‌باره پس از فتنه حجاب به سیلی خروشان بدل شد و تقریباً به مدت یک سال، تلویزیون در بایکوت شدید هنری از سوی سلبریتی­ها قرار داشت. طبیعتاً پس از فروخفتن فتنه، اخباری تحت عنوان موج بازگشت هنرمندان مطرح شده و حضور برخی چهره‌های سرشناس را می­توان دوباره در قاب رسانه تماشا کرد. اما به‌هرحال آب ریخته شده به جوی باز نمی­گردد. بر طبق یک نظرسنجی که اخیراً صورت‌گرفته[1]، مخاطبین تلویزیون، میزان محبوبیت سریال­های تلویزیونی در چند سال اخیر (که رویکردی کاملاً کلیشه‌ای و به‌شدت سخیفانه، با سطح دیالوگ پردازی ضعیف و بازیگری غیرقابل‌قبول و... دارند) به کمترین حد خود در دهه اخیر رسیده. این واقعیت در کنار گسترش رسانه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های نمایشی که سرعت دسترسی و تنوع بسیار بالاتری را در اختیار مخاطب قرار می­دهند، ما را بر آن می­دارد تا باور کنیم نهنگی که مجدانه به شکار ماهیان کنار ساحل دل‌بسته بود حالا بر گل نشسته و دیگر عمرش روبه‌پایان است. اما جشنواره فجر امسال نشان داد او نیز می­تواند قربانی بعدی باشد. اگر مسئولین از سیاست­هایی که در قبال صداوسیما گذارده و اجرایی شد درس عبرت نگرفته باشند (و به طبع این هوشمندی در آنان هنوز به وجود نیامده که با نگاهی بلندمدت، بتوانند جشنواره ملی ایرانِ انقلاب اسلامی را از دام سیاست‌زدگی و دولتی شدن نجات دهند) فجر به جشنواره­ای سال‌به‌سال سخیف­تر، ایدئولوژی‌زده‌تر، محصورتر و عملاً به‌سان یک دوره یادبود برای پاسداشت سطحی ارزش­های انقلابی و دفاع مقدس و محدود به مخاطبین اقلیت و چه‌بسا رادیکال حکومتی نگریسته می­شود درحالی‌که اکثریت مردم، برای هنرمندانی کف می­زنند و سوت می­کشند که یا در فستیوالی بین‌المللی یاد عاشقانه‌های تخت خوابی با همسر خود افتاده و یا با صورت­هایی غرق در رنگ­آمیزی در زیرزمین­های تلگرامی، زندگی پست و ذلیلانه خود را در میکروفون فریاد می­زنند و در آخر با کارنامه­ای سیاه از اغفال دختران ایرانی تا هنجارشکنی در آواسرایی بر ضد نظام دستگیر می­شوند. سخن این نیست که فجر و حافظ و امثال اینها رها شوند تا سرمایه‌داران هنرمندنما، دایره انحصار خود در سینما را به این حوزه‌ها بکشانند و مثل دوران تاریک دولت قبل، آثاری تهی و بی‌محتوا را عرضه مخاطب کنند که حالا از برکاتش این است که کارگردانان پرفروش‌ترین فیلم‌های طنز سینمای ایران اصلاً جشنواره فجر را در حد ساخته خود نمی­دانند چون مردم آنها را به‌قدر کافی دیده و به آنها می­خندند پس همین کافی است! جشنواره حافظ از حالا دارد این چراغ‌قرمز را نشان می­دهد که آهای مسئولین نگران هویت دینی جامعه! بدانید این جشنواره دارد مرجع حضور هنجارشکنان سینمایی و به قطبی در برابر فجر انقلابی و اسلامی بدل می­شود. به سیاست رهاسازی لبیک نگویید! اما از سویی دیگر بدانید فجر، عمار نیست! فجر سال‌ها به یمن حضور مردم با علایق و سلایق مختلف رونق گرفته پس در عین حفظ آرمان‌های انقلاب و بازنمایی هویت واقعی قهرمانان انقلاب و ایران، عرصه را برای درخشش آثار اجتماعی و فرهنگی دیگر باز بگذارید. جوانان را به فجر انقلاب بازگردانید...[1] https://farsnews.ir/news/14020129000077/کاهش-مخاطبان-تلویزیون-نسبت-به-سال-40</description>
                <category>نشریه فتح</category>
                <author>نشریه فتح</author>
                <pubDate>Fri, 16 Feb 2024 14:21:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>صفقة القرن یا ضربة القرن</title>
                <link>https://virgool.io/@fathisu_ir/%D8%B5%D9%81%D9%82%D9%87-%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%B1%D9%86-%DB%8C%D8%A7-%D8%B6%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%B1%D9%86-a9mlabfduxmh</link>
                <description>شکست سیاست خارجی رژیم صهیونیستی در پی طوفان الأقصیمنازعه فلسطین و رژیم صهیونیستی وارد 71 سالگی خود شده بود که مانند گذشته برخی گمانه‌زنی ها درباره یک طرح جدید برای رسیدن به راه‌حل پایان این تنش مطرح شد، این طرح معامله قرن بود. هدف این طرح آمریکایی که توسط داماد و مشاور ترامپ، رئیس جمهور سابق ایالات متحده آمریکا مطرح شد، ایجاد دو کشور در اراضی فلسطینی بود. این یعنی فلسطینی‌ها از سوی آمریکا مجبور می‌شدند بار دیگر پس از قرارداد ننگین اسلو که مفاد همین قرار داد هم توسط رژیم غاصب صهیونیستی نقض شد، این رژیم را در سرزمین‌های خود به رسمیت بشناسند. برای معامله قرن 4 سال مقدماتی و اقدامات داخلی و خارجی مطرح شد تا در پی یک روند تدریجی، هدفی که مطرح شد به وقوع بپیوندد.طرح آمریکایی - صهیونیستی معامله قرن این بار برخلاف طرح‌های قبلی تنها معطوف به همراه‌کردن تشکیلات خودگردان و مزدورانی مثل محمودعباس، رئیس این تشکیلات نبود. بلکه در این طرح همراه‌کردن رژیم‌های عربی منطقه، محدودکردن نیروهای مقاومت و ضربه‌زدن به آن در داخل و خارج از فلسطین، افزایش توانمندی نظامی اسرائیل و کشاندن درگیری‌ها به مرزها و درون ایران برنامه‌ریزی شده بود. آغاز معامله قرن با تطمیع کشورهایی مثل امارات و بحرین و سایر کشورهای خودفروخته عربی منطقه برای سوارشدن بر قطار عادی‌سازی رابطه با رژیم اسرائیل صورت گرفت. از سویی دیگر وعده‌های آمریکایی به کشورهای همراه با اسرائیل و تحریم کشورهای مخالف با آن صورت گرفت تا این برنامه یک مجری مستکبر هم داشته باشد.حتی پس از کنار رفتن ترامپ در انتخابات 2020 و شروع جنگ سیف القدس در سال 2021، این طرح به با سرعت کم، به پیشروی خود ادامه می‌داد. هر سال تعداد دست‌های عربی آلوده به خون فلسطینی‌ها بیشتر می‌شد و حکام کشورهای عربی تن به ننگ عادی سازی با اسرائیل می‌دادند. مراکش و سودان هم تن به این ننگ دادند، ترکیه تحت تسلط اردوغان منافق منش هم اجازه داد تا کشورش زیر کفش‌های آلوده به خون هرتزوگ رئیس جمهور اسرائیل قرار گیرد و حتی کار تا جایی پیش رفت که بسیاری از رسانه‌ها خبر از پیوستن عربستان به جرگه خودفروخته‌ها می‌داد. در سویی دیگر رژیم اسرائیل و آمریکا با فریفتن سران کشوری مثل آذربایجان، تلاش کردند تا با ارسال سلاح به این کشور و حمایت مالی از آن، جایگاه امنیتی خود در مرزهای ایران را هم تقویت کنند که در این امر هم موفقیت‌هایی کسب کردند. خلاصه این که همه چیز داشت طبق روند تعریف شده و به تدریج جلو می‌رفت تا اینکه طوفان الاقصی آغاز شد.7 اکتبر 2023 یعنی چند ماه قبل از اتمام 4 سال مقدماتی تعریف شده برای معامله قرن، نیروهای مقاومت فلسطینی همه معادلات را تغییر دادند. درست در اوایل صبح این روز بود که مجاهدان مقاومت نبردی را آغاز کردند که تا به الان ادامه داشته و نقشه‌های آمریکایی و صهیونیستی را از بین برده است.همان‌طور که گفته شد، رسانه‌های آمریکایی - صهیونیستی به گونه‌ای تداعی کرده بودند که گویا امروز یا فردا بن سلمان راهی سرزمین‌های اشغالی است و یا اینکه الهام علی‌اف طی چند روز آینده وارد یک تنش مرزی جدی با ایران خواهد شد. اما عملیات طوفان الاقصی همه چیز را تغییر داد. در پی این عملیات رژیم اسرائیل شکستی غیرقابل‌ترمیم و همه‌جانبه را متحمل شد، رژیمی که تا پیش از آن ادعای داشتن برترین فناوری‌های نظامی را داشت، در پیش‌بینی و مقابله با عملیات نیروهای مقاومت درمانده شد و هم‌زمان در سه جبهه شمال، جنوب و نوار غزه درگیر نبرد جدی با نیروهای مقاومت شد. این درگیری که هنوز هم ادامه دارد ضربات مهلکی به نیروی نظامی، سیاست، اجتماع و اقتصاد اسرائیل زد. از سویی دیگر افکار عمومی منطقه و جهان را با آرمان آزادی فلسطین همراه کرد و در پی آن مسئله عادی‌سازی را با مشکل جدی روبه‌رو کرد. طی این حمله حتی متحدان اسرائیل و آمریکا هم به ناتوانی جبهه مستکبرین ایمان آوردند، اردوغان مجبور شد از مواضع ضد فلسطینی خود قدر عقب‌نشینی کند و الهام علی‌اف دریافت که وعده‌های استکبار همچون طبل توخالی است و از همین رو مواضعش در قبال ایران را اصلاح کرد. مقاومت یمن که روزگار با صلاح‌های صهیونیستی - آمریکایی در دستان امارات و عربستان مورد حمله قرار می‌گرفت به‌صورت تمام‌قد و با رونمایی از توانمندی‌های مبهوت‌کننده علیه اسرائیل وارد جنگ شد و حزب‌الله لبنان هم که آماده زمین ‌گیر کردن رژیم اسرائیل در شمال بود این رژیم را زمین‌گیر کرد.در این راستا است که باید گفت طوفان الأقصی بزرگ‌ترین ضربه قرن بود. این عملیات شکوهمندانه و فلسطینی، معادلات غرب آسیا را دگرگون کرد و آثاری را در جهان بر جای گذاشت که پیامدهای آن در روزها، ماه‌ها و حتی سال‌های آتی قابل‌بررسی است. این عملیات در کنار دستاوردهای بسیار خود توانست با دیگر معادلات را تغییر دهد و اسرائیل را به سرانجامش که نابودی است، نزدیک‌تر کند.</description>
                <category>نشریه فتح</category>
                <author>نشریه فتح</author>
                <pubDate>Tue, 16 Jan 2024 14:49:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آموزه‌های تاریخی فرّار</title>
                <link>https://virgool.io/@fathisu_ir/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%91%D8%A7%D8%B1-nn9waqcxj0v2</link>
                <description>مروری بر آنچه بر سیر سیاسی فلسطین آمدچند روز پیش بود که تهوع حاصل از وخامت احوال غده سرطانی اسرائیل، نتانیاهو را بر آن داشت تا باری دیگر خوی تغلبانه صهیونیستی را قی کند. او با لحنی غرورآمیز به زیر پا گذاشتن توافق اسلو و ۳۰ سال جلوگیری از تشکیل کشور فلسطینی افتخار کرده و اذعان داشت که &quot;هرگز اجازه حق حاکمیت به فلسطینی‌ها نخواهد داد.&quot; بی‌اغراق نیست که این اظهارات را باید به‌عنوان نقطه عطفی از سرگذشت درگیری فلسطین و اسرائیل در حافظه تاریخی جهان ثبت و ضبط کنیم. او دارد چند صباحی جیک‌جیک مستانه سر می‌دهد لکن مهم این است که جهل او نسبت به روی دیگر سکه موجب شده تا ناخواسته با این مواضع در جهت حمایت از جبهه حق قدم برداشته باشد.از چه سخن می گوئیم؟ ماجرا این است که دروغ‌گو کم‌حافظه است. گویی که نتانیاهو فراموش کرده تا چندی پیش رسانه‌های اسرائیل و متحدانش، متفق‌القول تلاش می‌کردند تا جریانی را در فضای افکار عمومی بر علیه حماس راه‌اندازی نموده و ضمن تروریستی خواندن این گروه، آنان را به جنگ‌طلبی محکوم کنند. از کشتار و آزار و اذیت زنان و کودکان اسرائیل به دست حماس افسانه‌ها سراییدند و از طریق شبیه‌سازی آنان با داعش سعی در برانگیختن احساسات به نفع خود نمودند. اکنون حکمت اینکه چرا سال‌هاست حماس و دیگر گروه‌های فلسطینی تنها راه‌حل پایان درگیری را جهاد و مبارزه تعریف می‌کنند کاملاً مبرهن است. چرا که صهیونیسم ذاتاً شهوت غلبه بر سایرین دارد و تا زمانی که رؤیای نیل تا فرات را محقق نکند ارضا نخواهد شد. در مسیر دست‌یافتن به این هدف، گاه با سلاح زور خون بی‌گناهان را می‌ریزد و گاه با سلاح تزویر صلح می‌کند و چند صباحی بعد آن را طلبکارانه زیر پا می‌گذارد که شاهد مثالش در جمله اخیر نتانیاهو دیده می‌شود. خب چرا در میان این رسانه‌های سوگیر و مزوّر کسی نیست که این رفتار را جنگ‌طلبانه بخواند؟ بگذارید ما به آنها یاد دهیم که سیر حقیقی روایتی که آن را باژگونه کرده‌اند باید چگونه باشد تا شاید هدایت شوند! ابتدا برویم به ۱۹۹۳؛ جایی که پس از چند سال جنگ و درگیری، یاسر عرفات که رهبر سیاسی فلسطین است به ندای صلح لبیک گفته و آماده مذاکره با طرف اسرائیلی می‌شود؛ درست و غلطش بماند برای بعد اما درهرحال توافق اسلو تنظیم شد و طرفین به خیال خود مشمول امتیازاتی شدند و به پاس این مثلاً دستاورد بزرگ برای بشریت جایزه صلح نوبل ارزانی عرفات، پرز و رابین می‌شود. مردم فلسطین شادان از توافق به‌عمل‌آمده منتظر زندگانی آرام و بی‌دغدغه در آینده‌ای نزدیک‌اند. کودکان قرار است دیگر به‌جای سنگ، اسباب‌بازی در دست بگیرند و مادران عاشقانه قدکشیدن فرزندانشان را نظاره کنند... به ۲۰۲۳ بیاییم؛ پس از کشتار بیش از ۲۰ هزار انسان و آواره نمودن ۲ میلیون نفر که حسرت یک زندگی معمولی را به دل فلسطینیان می‌گذارد، نتانیاهو در جایگاه بازیگر نقش اول صهیونیست‌ها پشت تریبون قرار گرفته، بادی در گلو می‌اندازد و ۳۰ سال جلوگیری از اجرایی‌شدن توافق صلح را به خود نسبت می‌دهد و به این کار افتخار نیز می‌کند!خب مگر جنگ‌طلبی مفهومی جز این دارد که زبان رسانه‌های مفت‌خور غربی در هنگام بارکردنش بر صهیونیست‌ها الکن می‌ماند؟ و اکنون با این وصف شما انتظار دارید که فلسطینیان در برابر این بدعهدان چه کنند؟ تسلیم شوند و صلح کنند و به خواسته‌های بی‌پایانشان تن در دهند تا جنگ‌طلب لقب نگیرند؟ یا عقل سلیم حکم می‌کند که باید در برابر زیاده‌خواهی و برتری جوییِ این شر مطلق ایستاد، مبارزه کرد و ریشه‌هایش را قطع نمود؟و اما بعد... خذو الحق من اهل الباطل؛ غیر از افکار عمومی، این سخنان نتانیاهو خاصتاً برای امت اسلام که طرف اصلی درگیر با اسرائیل هست نیز روشنگرانه است! اینکه ایده &quot;صلح و تشکیل دو دولت مستقل در سرزمین فلسطینیان که اذهان ساده‌اندیش برخی سردمداران عرب و روشنفکرین اسلام را فریفته سرابی از حقیقت است و تا آزادسازی کامل این سرزمین نباید از اسلحه وداع نمود&quot; کلام حقی است که در پس پرده کلام نتانیاهو کاملاً مشهود است. در این کلاس درس که داعیه‌داران آرمان فلسطین نقش دانش‌آموز را بر عهده گرفته‌اند، نتانیاهو در حکم آموزگاری است که سال‌ها مبارزه عقیم یاسر عرفات و توافق پوچ اسلو را به‌عنوان عبرت تاریخ برای آنان تدریس می‌کند. الا ای حال نکته مهم و البته تلخ ماجرا این است که آموزه‌های تاریخی اساساً فرّار است و اگر تمرین و تکرار نشود به دست فراموشی سپرده خواهد شد. اکنون وظیفه دستگاه تبلیغاتی و رسانه‌ای ایران که خود را سردمدار این جبهه می‌داند این است که محتوای این کلاس درس را چند ده بار با هم‌کلاسی‌هایش در جبهه مقاومت مرور کرده و ایضاً در گوش خوانین عرب که سنگی بر سر راه مجاهدان‌اند فریادش کند گرچه این منافقان مصداق صم بکم عمی فهم لایرجعون اند.</description>
                <category>نشریه فتح</category>
                <author>نشریه فتح</author>
                <pubDate>Fri, 12 Jan 2024 11:07:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سوخت موشک‌ها تأمین است</title>
                <link>https://virgool.io/@fathisu_ir/%D8%B3%D9%88%D8%AE%D8%AA-%D9%85%D9%88%D8%B4%DA%A9-%D9%87%D8%A7-%D8%AA%D8%A3%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-lrg1q6kst2hl</link>
                <description>تحلیلی بر اقدامات جمهوری اسلامی در قبال ترورهای اخیر
هنوز سینه ملت ایران از جنایت‌هایی که رژیم صهیونیستی در حق مردم مظلوم فلسطین انجام می‌دهد مالامال از درد و رنج است و اشک آنها خشک نشده است که شاهد اقدامات ناجوانمردانه این رژیم در روزهای اخیر هستیم. از ترور ناجوانمردانه شهید سیدرضی موسوی که چندی پیش شاهد آن بودیم تا ترور معاون سیاسی حماس شهید العاروی، همگی به خوبی نمایانگر درماندگی و ناتوانی رژیم سفاک صهیونیستی در مقابله مستقیم با ملت مظلوم فلسطین است. به نظر می‌رسد رژیم صهیونیستی از تجربیات خود درسی نگرفته است و تمایلی به تجدیدنظر در اهداف خود ندارد. این رژیم برای دستیابی به اهدافی که در جنگ‌های گذشته تعیین کرد و نتوانست به آنها دست پیدا کند هنوز هم پافشاری می‌کند. نیروهای اسرائیلی علی‌رغم آگاهی از دست نیافتنی بودن برخی اهداف به دلیل چالش‌ها، موانع و تلفات، به جلو می‌روند و ظاهراً از بیهودگی پیگیری‌های خود غافل هستند. آنها نتوانستند انتظارات جامعه آمریکایی و غربی و حامیان منطقه‌ای را که به توانایی اسرائیل برای دستیابی به اهداف اعلام شده باور داشتند، برآورده کنند. در حال حاضر رژیم صهیونیستی همانند یک زنگی مست عمل می‌کند؛ زیرا با شرایط به وجود آمده تمامی محاسباتش در منطقه از بین رفته است. اما چیزی که امروز به خوبی شاهد آن هستیم این است که رژیم صهیونیستی میدان مبارزه را از خاک فلسطین اشغالی به خاورمیانه و خاک جمهوری اسلامی ایران تغییر داده است و جسارت خود را در ترور فرماندهان مقاومت و در چهارمین سالگرد شهادت سردار دل‌ها با به خاک و خون کشیدن ملت مظلوم و شهیدپرور ایران به خوبی نشان داد و بیراه نیست که بگوییم این جنایت نتیجه انفعال و عدم پاسخگویی در برابر جنایت‌ها قبلی آنان است که این جسارت و گستاخی را به آنان داده است.در این خصوص یکی از صهیونیست‌ها به نام یونین برگمن در کتاب برخیز و اول تو بکش این‌طور بیان می‌کند که: «پس از ترور سید عباس موسوی (دومین دبیرکل حزب‌الله لبنان)؛ به همراه همسر و کودک شش ساله‌اش، عماد مغنیه خود را برای یک همچنین روزی و همچنین وضعیتی آماده کرده بود و 45 هسته خاموش در سراسر دنیا تشکیل داده بود. و در جواب این ترور دست به عملیات زد و سفارت رژیم صهیونیستی را در آرژانتین منفجر کرد. سران نظامی رژیم اسرائیل بعد از این ماجرا یک جلسه‌ای برگزار کردند که در پاسخ به این اقدام چه واکنشی نشان دهند. اما در نهایت به این نتیجه می‌رسند که اقدام دیگر موجب ایجاد یک چرخه بی پایانی از جنگ و عملیات خواهد شد و تصمیم به متوقف کردن عملیات گرفتند.» و ما در ادامه شاهد این هستیم که نزدیک 15 سال رژیم صهیونیستی جزئت نکرد اقدامی علیه حزب‌الله و سید حسن نصرالله صورت دهد.پس تا زمانی که بازدارندگی امنیتی مقابله با مثل را انجام ندهیم این رژیم ازآنجایی‌که ذات و ماهیتش آکنده از کینه و خباثت می‌باشد، دست از کشتار نخواهد کشید. ماشین ترور رژیم صهیونیست به جهت انتقام‌گیری از فرماندهان مقاومت به دلیل شکست سنگین اطلاعاتی روز هفت اکتبر روشن شده و بعید است که زنجیره ترور و خرابکاری رژیم در همین‌جا متوقف شود.اما مسئله اصلی اینجاست، مگرنه جمهوری اسلامی در طی 44 سال حیات خود در حال حاضر به قدرت بزرگ منطقه تبدیل شده است و توانسته است جبهه پابرهنگان حماس را تجهیز و قدرتمند کند که امروزه رژیم غاصب صهیونیستی از مقابله با آن درمانده شده است. مگرنه جمهوری اسلامی توانست که حاصل 7 تریلیون دلار خرج ابرقدرت دنیا یعنی آمریکا را در جنگ در سوریه و عراق بدهد و آنها را از منطقه به شکل خیلی مفتضحانه‌ای اخراج کند. پس چرا در قبال این اقداماتی که بر علیه جبهه مقاومت صورت می‌گیرد عکس‌العملی احساس نمی‌شود؟! به نظر می‌رسد موضعی که در حال حاضر جمهوری اسلامی در آن ضعف جدی دارد، در حوزه جنگ شناختی می‌باشد. وقتی عوامل رژیم صهیونیستی دست به ترور می‌زنند بدون اینکه جایی اعلام کنند همه افکار عمومی متوجه این مسئله می‌شود؛ درحالی‌که اقدامات جمهوری اسلامی ایران بر علیه رژیم صهیونیستی و آمریکا در هیچ رسانه‌ای بازخورد پیدا نمی‌کند. به‌عنوان‌مثال چیزی که جلوی ترورهای هسته‌ای دهه 80 را گرفت اقدامات متقابل جمهوری اسلامی بود و طبیعتاً این اقدامات پشتوانه و مطالبه مردمی را به همراه داشت. رهبر معظم انقلاب حضرت آیت‌الله خامنه ای در خصوص حمله تاریخی جمهوری اسلامی به قرارگاه عین الاسد فرمودند: «‌فریاد انتقام ملت ایران، سوخت حقیقی موشک‌هایی بود که پایگاه آمریکایی را زیر و رو کرد.» به همین جهت به مسئولین محترم از طرف ملت شجاع و غیور ایران متذکر می‌شویم که سوخت موشک‌هایتان تأمین است؛ ملت ایران خون‌خواه هم‌وطنان خود در کرمان و همه خواهران و برادران شهیدپرور جبهه مقاومت می‌باشد و خواستار پاسخ سختی در پی این رذالت جنایت‌کاران هستیم.</description>
                <category>نشریه فتح</category>
                <author>نشریه فتح</author>
                <pubDate>Tue, 09 Jan 2024 09:47:32 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>