<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های فزایش</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@fazayesh</link>
        <description>فزایش مجموعه تخصصی مشاوره و منتورینگ کسب‌وکارهای آنلاین، به ویژه در حوزه اسکیل آپ است. ما با تیمی باتجربه، به استارتاپ‌های کشور در مسیر رشد و توسعه کمک می‌کنیم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 23:24:55</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1685770/avatar/1aagav.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>فزایش</title>
            <link>https://virgool.io/@fazayesh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>یک کسب و کار آنلاین چه مراحلی را باید طی کند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@fazayesh/%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A2%D9%86%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86-%DA%86%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D9%84%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%B7%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF-jqelvo4opv8d</link>
                <description>از همان لحظه‌ای که ایده اولیه استارتاپ به ذهن‌تان می‌رسد چرخه عمر کسب و کار شروع می‌شود. هر کسب و کار آنلاینی مراحل مختلفی دارد که باید شناخت کاملی از آن داشته باشید. در این مقاله قرار است:با چرخه عمر بیزنس آشنا شویمبفهمیم که چرا تسلط روی این چرخه مهم است3 مدل مختلف چرخه عمر را معرفی کنیمآماده‌اید؟ با فزایش همراه باشید.چرخه عمر کسب و کار چیست؟چرخه عمر یک مدل است که مراحل مختلف چیزی را نشان می‌دهد. . در بحث بیزنس این چرخه مراحل مختلف یک کسب‌وکار آنلاین از ایده تا تبدیل شدن به سازمان بزرگ را بررسی می‌کند. مدل‌های مختلفی برای نمایش چرخه کسب‌وکار وجود دارد. اما کلیت قضیه مراحل زیر است:ایده پردازیاستارتاپاسکیل آپبلوغ یا خروجآشنایی با 3 مدل چرخه عمر کسب و کارچرخه عمر یک فرمول مشخص فیزیکی نیست و یک مدل است. به همین دلیل هیچ قانونی برای تعداد و مرز مراحل وجود ندارد. از طرفی شرکت‌ها با توجه به بازار، صنعت و شرایط خاص خودشان سرعت رشد متفاوتی دارند. با این تنوع بالای استارتاپ‌ها نمی‌توانیم یک مدل ثابت را به تمام آن‌ها نسبت بدهیم.فعالان حوزه کسب‌وکار مدل‌های مختلفی برای توصیف مراحل رشد معرفی کرده‌اند. همانطور که گفتیم معمولا کلیت این مدل‌ها یکسان است اما در جزئیات با هم تفاوت دارند. در این بخش با 3 مدل استاندارد و معروف آشنا می‌شویم.۱) مراحل توسعه استارتاپ از سرآواسرآوا استارتاپ‌ها را مطابق مراحل زیر دسته بندی کرده است. در این مدل استارتاپ‌ به رشد یک گیاه شبیه‌سازی می‌شود.مرحله ایدهایده یا پیش کشت (pre-seed) شروع یک استارتاپ است. در این مرحله اعضای تیم محدود به ۱ تا ۳ نفر هستند و کار اصلی آن‌ها تحقیقات بازار و بررسی ایده است. فعلا استارتاپ راه‌اندازی نشده و معمولا موسسان استارتاپ در سازمان‌های دیگری مشغول به کار هستند. صاحبان ایده با رویدادهایی مثل استارتاپ ویکند تلاش می‌کنند شبکه‌سازی داشته باشند و بستر اولیه استارتاپ را ایجاد کنند.مرحله کشتبعد از ایده‌پردازی نوبت تست‌های اولیه است. در مرحله کشت، نمونه‌های اولیه محصول (پروتایپ) ساخته می‌شود تا بازخورد کاربران گرفته شود. تیم استارتاپ هنوز کوچک است و معمولا به همراه موسس ۱ تا ۵ نفر در آن فعالیت دارند.مرحله اولیهدر early stage پروتایپ تست شده و اولین تراکنش‌ها و درآمدها اتفاق می‌افتد. البته طبیعتا هنوز سوددهی وجود ندارد. اما تلاش بر این است که مشتریان اولیه جذب شوند و محصول به بازار عرضه شود. اعضای تیم طبق نوع استارتاپ معمولا بین ۵ تا ۲۰ نفر هستند.مرحله میانیدر این مرحله استارتاپ به سوددهی رسیده اما سهم بازار کم است. پس نتیجه تلاش می‌کند محصول را توسعه و ارتقا بدهد و مشتریان بیشتری جذب کند. از سمت تیم ساختارها کم کم شکل می‌گیرد، و واحدهای تخصصی بازاریابی، پشتیبانی، مالی، منابع انسانی و… تشکیل می‌شوند.مرحله رشدبا رشد و توسعه استارتاپ سهم خود را در بازار گسترش می‌دهد. در این مرحله درآمد بالا است، تیم‌های بزرگ (بیش از ۱۰۰ نفر) شکل می‌گیرند و کسب‌وکار به یکی از بازیگران اصلی صنعت خودش تبدیل شده است. با توجه به اکوسیستم فعلی ایران کسب‌وکارهایی که به این مرحله (اسکیل آپ) رسیده‌اند هنوز انگشت شمار هستند.۲) مراحل رشد کسب و کار براساس سیلیکون ولیمدل زیر براساس استارتاپ‌های سیلیکون ولی است و به همین دلیل با اکوسیستم ایران تفاوت دارد. اما بد نیست با یکی از مدل‌های سطح جهانی هم آشنا شویم. این مدل برگرفته از کتاب واژه‌نامه کسب‌وکار است.کشفدر مرحله کشف (discovery) روی مساله و راه حل آن کار می‌شود. در این مرحله بنیان‌گذاران مشخص می‌شوند و بررسی مخاطب و بازار انجام می‌شود. از سمت محصول نیز mvp (حداقل محصول پذیرفتنی) ساخته می‌شود. گاها در مرحله کشف استارتاپ در یک شتابدهنده مستقر می‌شود. تامین سرمایه نیز غالبا از دوستان و خانواده تامین می‌شود. این دوره به طور میانگین ۵ تا ۷ ماه طول می‌کشد.اعتبارسنجیدر مرحله validation روی بهبود محصول و خدمات کار می‌شود. بازخورد بازار هدف و میل آن‌ها به خرید بررسی می‌شود تا با نتایج آن محصول را ارتقا بدهند. در صورت نیاز ممکن است ایده و محصول اولیه را در این مرحله تغییر دهند تا نهایتا تناسب محصول با بازار حاصل شود. در این مرحله همچنین تعداد کاربران اولیه افزایش پیدا می‌کند، تیم مرکزی شکل می‌گیرد و گزینه‌های تامین سرمایه بررسی می‌شوند.بهره‌وریبرای efficiency استارتاپ‌ها مدل کسب‌وکار را اصلاح می‌کنند. در بخش بازاریابی روی فرآیند و استراتژی‌ها کار می‌شود. هدف این است که مسیر مشتری اصلاح شود. تعداد کاربر افزایش پیدا کند، ریزش کم شود و بازدهی بالا برود. همچنین در مرحله بهره‌روی ارزش‌های پیشنهادی تکمیل یا اصلاح می‌شوند. بهره‌روی به طور میانگین ۵ تا ۶ ماه زمان می‌برد و خروجی ارزشمندی از دیتا و بازخوردها دارد.اسکیلینگدر مرحله scale up استارتاپ جذب سرمایه انجام می‌دهد و با سرعت رشد می‌کند. تیم اجرایی بزرگتر می‌شود و کسب‌وکار تلاش می‌کند سریع‌تر از رقبا بازار را بگیرد. ما در مقالات اسکیل آپ چیست و بلیتزاسکیلینگ مفصل درباره این مرحله توضیح داده‌ایم که توصیه می‌کنیم سری به این دو مطلب بزنید.3) چرخه عمر کسب و کار از ورنه هارنیشورنیه هارنیش در کتاب scaling-up چرخه عمر کسب‌وکار را در سه مرحله توصیف می‌کند:استندآپشروع یک کسب‌وکار با مرحله استندآپ است. جایی که در آن ایده‌ها بررسی می‌شوند، مطالعات و تحقیقات انجام می‌شود و گزینه‌های تامین مالی بررسی می‌شود. (۷ روش تامین مالی برای استارتاپ را می‌توانید در وبلاگ فزایش بخوانید)استارتاپاین مرحله به یک موش کوچک و فرز تشبیه می‌شود. جایی که مدل کسب‌وکار آماده شده و براساس آن تشکیل تیم و تولید محصول آغاز می‌شود. در این مرحله چابکی و ریسک‌پذیری بالا است. هدف هم این است که با تست‌ محصول در مقیاس کوچک، به بهترین نسخه آن برسند.اسکیل آپوقتی ایده به اندازه کافی تست شد و استارتاپ به پروداکت مارکت فیت رسید باید اسکیل آپ کند. در این مرحله رشد سریع است، محصول و خدمات در سطح انبوه تولید می‌شود، و تیم گسترش پیدا می‌کند. رشد سریع از ویژگی‌های اصلی اسکیل آپ است که به غزال تشبیه می‌شود.اسکرو آپمرحله آخر شبیه یک فیل بزرگ و کند است. تعدادی از سازمان‌های بعد از بزرگ شدن دیگر چابکی و خلاقیت سابق را ندارد. و خودشان را با نیازهای روز بازار وفق نمی‌دهند. در اینجا فرآیندها تثبیت شده و مدل‌های درآمدی ثابتی داریم؛ اما واکنش نسبت به بازار کند است.و در آخر…با بررسی چند مدل مختلف از چرخه عمر کسب و کار احتمالا به شناخت خوبی از مراحل رسیده‌ایم. اگر برای شرایط فعلی استارتاپ‌تان به کمک مشاور نیاز دارید، یا دوست دارید از تجربیات یک منتور برای رفتن به مرحله بعدی رشد کمک بگیرید، ما در فزایش آماده کمک به شما هستیم. تیم ما از مشاورانی تشکیل شده که تجربیات عملی در استارتاپ‌های مطرح کشور دارند. برای ارتباط با ما فرم درخواست مشاوره را در سایت فزایش پر کنید. همچنین اگر نظر، تجربه یا پیشنهادی دارید در بخش کامنت منتظر خواندن پیام شما هستیم.</description>
                <category>فزایش</category>
                <author>فزایش</author>
                <pubDate>Mon, 19 Sep 2022 12:42:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دو روش برای برنامه ریزی در سازمان؛ OKR و MBO</title>
                <link>https://virgool.io/@fazayesh/%D8%AF%D9%88-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-okr-%D9%88-mbo-rjebjzael9yn</link>
                <description>برای برنامه‌ریزی به اندازه کتاب‌های مدیریت و رهبری تعاریف مختلف وجود دارد! در این مقاله قرار نیست سر شما را با تعاریف و تئوری‌ها درد بیاوریم. بلکه می‌خواهیم یکراست برویم سر اصل مطلب و روش‌های رایج و کاربردی برنامه ریزی در سازمان را معرفی کنیم. تا بتوانید با توجه به شرایط کسب‌وکارتان یکی از این روش‌ها را استفاده کنید. با فزایش همراه باشید.برنامه ریزی سازمانی چیست؟برنامه‌ریزی در سازمان یعنی تحلیل وضعیت فعلی، مشخص کردن اهداف، و تعیین برنامه و وظایف و اقدامات لازم برای رسیدن به این هدف. در واقع برنامه مشخص می‌کند که چه کاری، چگونه و در چه مدت زمانی باید انجام شود. به علاوه اینکه کار وظیفه کدام تیم یا کدام شخص است.اهداف و مزایای برنامه ریزی در سازمان کدامند؟این روزها مدیریت و پیشبرد کسب‌وکار آنقدر پیچیده است که یک سازمان بدون برنامه ریزی احتمال شکست بالایی دارد. یک برنامه درست مزایای زیر را برای کسب و کارتان به همراه دارد:• برنامه‌ریزی کمک می‌کند گام‌های معقول برای تحقق هدف در نظر بگیرید و در مسیر استمرار داشته باشید.• نگاه برنامه‌ریزی به سمت آینده است و تحقق اهداف سازمانی و تیمی را ممکن می‌کند• ابزارهای لازم برای طی کردن مراحل مختلف، و همچنین کنترل مراحل را در اختیارتان قرار می‌دهد.• کمک می‌کند روی دستیابی به اهداف متمرکز شوید و از مسیر اصلی منحرف نشوید.• عملیات را بهینه می‌کند و در نتیجه برای سازمان منفعت اقتصادی دارد.• وقتی کل تیم‌ها روی تحقق هدف شرکت تمرکز می‌کنند، همکاری و هماهنگی بین آن‌ها بیشتر می‌شود.• با برنامه ریزی رقابت منفی بین تیم‌ها کم می‌شود و از انجام کارهای تکراری جلوگیری می‌شود.برنامه ریزی کلاسیک یا MBOمتود Management By Objective یک رویکرد کلاسیک برای برنامه‌ریزی در سازمان است. این رویکرد استراتژیک در دهه ۱۹۵۰ توسط پیتر دراکر معرفی شد. هدف MBO این است که فعالیت‌ تمام واحدها با هدف اصلی شرکت هم‌راستا شود. این روش هدف‌گرا است و عملکرد با نتایج مشخص سنجیده می‌شود. در مورد سلسله مراتب باید بدانید که هدف ابتدا در سطح بالای مدیریت تعیین می‌شود، و در ادامه به سطوح پایین‌تر خرد می‌شود. تا جایی که به کوچکترین واحد شرکت برسد.مزایابا ایجاد هماهنگی بین اهداف خرد و کلان عملکرد سازمانی را بهبود می‌بخشد.باعث شفافیت در سازمان می‌شود و ارزیابی و کنترل وضعیت را ساده‌تر می‌کند.با مشارکت تمام واحدها، انگیزه و تعهد افراد افزایش پیدا می‌کند.تعیین در سطوح مختلف کمک می‌کنند همگی مسئولیت و نقش خود را بدانند.سردرگمی را کاهش می‌دهد و باعث افزایش رضایت شغلی می‌شود.معایبوقتی تنها مساله مهم هدف باشد ممکن است افراد راه‌های غلط و میانبر را برای تحقق هدف انتخاب کنند.ممکن است به مواردی مثل فرهنگ سازمانی که هدف اصلی نیستند بی‌توجهی شود.فشار بالای تحقق هدف گاهی باعث خلا نوآوری و کیفیت کار می‌‎شود.بازه زمانی در برنامه‌ریزی کلاسیک بالا است (معمولا ۱ ساله) و چابکی کمی دارد.برنامه ریزی مدرن یا OKRروش OKR یا Objective &amp; Key Results یک روش برنامه‌ریزی مدرن و چابک است. امروزه‌ شرکت‎‌های بزرگی مثل گوگل، توئیتر، لینکدین، اوبر و… از این روش برای مدیریت اهدافشان استفاده می‌کنند. عمکرد کلی OKR به این صورت است که: سازمان، دپارتمان، تیم‌ها و کارکنان را به هم متصل می‌کند. و میزان دسترسی به اهدافشان را با پارامترهای کمی و گاها کیفی اندازه‌گیری می‌کند. این سیستم کمک می‌کند تا تمام افراد از جایگاه و نقش خودشان آگاه باشند، و با تمرکز کامل به انجام تسک‌ها مشغول شوند. نهایتا از کنار هم قرار گرفتن تسک تک‌تک افراد و تیم‌ها، هدف اصلی شرکت محقق می‌شود.مزایایک نظام فکری درست و دقیق در سازمان ایجاد می‌کند.در هر لحظه امکان اندازه‌گیری و مشاهده پیشرفت اهداف را فراهم می‌کند.فعالیت تمام تیم‌ها در سطح شرکت را متمرکز می‌کند.روش چابک، مدرن و خلاقانه‌ای برای برنامه‌ریزی سازمان است.قابلیت تنظیم مجدد یا تطبیق را دارد.معایبتمرکز روی اهداف و وظایف باعث می‌شود خلاقیت و ایده‌های جانبی از بین بروند.تمرکز روی سودهای کوتاه مدت ممکن است به چشم‌انداز بلند مدت آسیب بزند.با تسک و وظایف متعدد برای هر فرد، فرصت یادگیری کمی برای آن‌ها باقی می‌ماند.برنامه ریزی کلاسیک و OKR چه تفاوتی دارند؟ راهنمای انتخاباین دو رویکرد از نظر چارچوب کلی شبیه هستند. هر دو بر مبنای اهداف عمل می‌کنند و بعد در سطوح شرکت پخش می‌شوند. اما در حقیقت تفاوت این دو روش بیشتر از شباهت‌هاست! و بهتر است مدلی که با سازمان شما همخوانی بیشتری دارد را انتخاب کنید. حالا مدل مناسب سازمان‌مان را چطور پیدا کنیم؟ درک تفاوت‌ها کمک‌تان می‌کند:رویکرداهداف MBO کمی هستند. اما دیدیم که اهداف (objective) در OKR معمولا کیفی است. و بعد در سطح key result کمی می‌شود. از این تفاوت می‌توانیم نتیجه بگیریم که MBO روی نتیجه تمرکز دارد. اما در OKR روند رسیدن به هدف است که نتیجه را می‌سازد. این تفاوت رویکرد خیلی مهم است و روی تمام سطوح سازمان شما تاثیر می‌گذارد.به این دو رویکرد حتما فکر کنید. مثلا شاید به تازگی سرمایه‌گذار جذب کرده‌اید و تحقق یک سری KPI برایتان مهم‌ترین مساله است. در این دوره ممکن است تصمیم بگیرید نتیجه گرا باشید. یا شاید فرهنگ سازمانی شما مخالف این روند باشد و OKR را برای تیم‌هایتان سازگارتر ببینید.طول دورهبرنامه MBO بلند مدت است. اهداف به صورت ۵ ساله و ۱ ساله تنظیم می‌شوند و سپس در تمام واحدها پخش می‌شوند. اما OKR غالبا فصلی است. در طول یک OKR عملکرد به صورت مداوم بررسی می‌شود و در صورت نیاز می‌توانید تغییراتی را در فصل بعدی وارد OKR کنید. در نتیجه می‌توان گفت OKR نسبت به تغییر و بهینه‌سازی و اتفاقات، چابک و پویاتر است.هماهنگیاهداف در MBO در سطح مدیریت انتخاب می‌شوند و بعد در سطوح پایین‌تر پخش می‌شوند؛ یعنی هماهنگی از بالا به پایین. اما در OKR هم هماهنگی بالا به پایین داریم، هم پایین به بالا. یعنی چطور؟ اهداف کلان در سطح بالای مدیریت تعیین می‌شوند درست. اما تیم‌ها و افراد مختار هستند که اقدامات لازم برای رسیدن به هدف کلان را خودشان مشخص کنند. در نتیجه هر تیم به صورت فعالانه برنامه‌ها و اقدامات خودش را برای تحقق هدف شرکت تنظیم می‌کند.ارتباطات درون شرکتدر MBO نتایج و پیشرفت کار رصد می‌شوند. اما این تحلیل و رصد معمولا توسط مدیران ارشد و مدیران تیم‌ها انجام می‌شود. در OKR تک تک افراد از مراحل پیشرفت خودشان، تیم‌شان، و تیم‌های دیگر نسبت به هدف کلی شرکت آگاه هستند. این شفافیت معمولا باعث انگیزه بیشتر افراد برای محقق کردن هدف شرکت می‌شود. به علاوه معمولا در جلسات جمع‌بندی فصلی تمام کارمندان شرکت در کنار مدیران حضور دارند و در جریان عملکرد ۳ ماهه قرار می‌گیرند.چطور برنامه ریزی MBO و OKR را انجام بدهیم؟اگر تا اینجای کار برنامه مناسب سازمان خودتان را انتخاب کردید، حالا وقت شروع است. هر کدام از این مدل‌ها مراحلی دارند که برای نتیجه بهتر باید طی کنید. برای مطالعه روش‌ برنامه ریزی MBO و OKR می‌توانید مطلب راهنمای کامل برنامه ریزی سازمانی را مطالعه کنید.شما تجربه کار با کدام روش را دارید؟ از تجربیاتتان برای ما بنویسید.</description>
                <category>فزایش</category>
                <author>فزایش</author>
                <pubDate>Sat, 10 Sep 2022 12:52:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کمینه محصول پذیرفتی (MVP) چیست؟ یک توضیح ساده برای همه</title>
                <link>https://virgool.io/@fazayesh/%DA%A9%D9%85%DB%8C%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1%D9%81%D8%AA%DB%8C-mvp-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%D9%88%D8%B6%DB%8C%D8%AD-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%85%D9%87-g0vpiah84dvx</link>
                <description>روزهای اول اینستاگرام را یادتان هست؟ یک رابط کاربری ساده که در آن خبری از استوری و لایو و پست آلبومی نبود. در سال‌های بعد این اپلیکیشن محبوب کامل‌تر شد و طبق نیاز مخاطبان امکانات جدیدی را ارائه داد. تغییرات اینستاگرام در این سال‌ها، یک مثال ساده از MVP است.در این مقاله قرار است یاد بگیریم حداقل محصول پذیرفتی یا MVP چیست؟ چه فایده‌ای دارد؟ ویژگی‌های آن کدامند؟ و چطور ام وی پی خودمان را بسازیم؟ با فزایش همراه باشید.کمینه محصول پذیرفتنی MVP چیست؟این مفهوم از کنار هم قرار گرفتن سه کلمه Minimum Viable Product تشکیل شده است؛ که در فارسی به آن «کمینه محصول پذیرفتنی» یا «حداقل محصول پذیرفتنی» می‌گوییم.به زبان ساده MVP یعنی: محصول یا خدماتی که حداقل‌های لازم برای ارائه به مخاطب و سرمایه‌گذار را داشته باشد. ام وی پی به صاحبان کسب‌وکار کمک می‌کند تا بدون صرف زمان و هزینه زیاد، یک نمونه قابل قبول از ایده‌شان را به بازار ارائه بدهند. و در ادامه با گرفتن بازخورد از مخاطبان، محصول و خدمات را کامل‌تر کنند.نکته مهم: MVP به معنی ارائه محصول ناقص نیستفرض کنید مشتری شما نیاز به «جابجایی» دارد. شما با استفاده از MVP ابتدا یک اسکیت آماده می‌کنید و به او می‌فروشید. در ادامه محصول را ارتقا می‌دهید و طبق نیاز مشتری به آن فرمان و ترمز اضافه می‌کنید؛ یک دوچرخه! حالا طبق بازخورد مخاطبان، شناخت نیاز بازار، تحلیل و بررسی محصول رقبا و… متوجه نیاز به یک محصول موتوردار می‌شوید؛ پس محصول را کامل و کامل‌تر کرده و یک ماشین عالی و پرسرعت تولید می‌کنید.این یک ایده از MVP است.اما محصول ناقص یعنی اینکه همان ابتدا به جای ماشین کامل، فقط چرخ ماشین را به مشتری بدهید!چرا استفاده از MVP برای استارتاپ ضروری است؟شما می‌توانید کلی هزینه کنید و ماه‌ها روی توسعه محصول وقت بگذارید تا نمونه نهایی را تولید کنید. اما ممکن است موقع ارائه محصول به بازار متوجه شوید کسی آن را نمی‌خواهد…ایده‌ی بهتر تست کردن ایده‌ی محصول با mvp است. همه‌ صاحبان کسب‌وکار ایده‌شان را باور دارند. اما متاسفانه گاهی اوضاع طبق فرضیات و برنامه ما پیش نمی‌رود. به همین دلیل عاقلانه نیست که تمام پول و زمان خود را روی تولید یک محصول کامل بگذاریم. تولید کمینه محصول پذیرفتی به ما کمک می‌کند تا فرضیه خودمان را تست کنیم، و سپس طبق نیاز بازار امکانات و ویژگی‌های مختلفی به محصول یا خدمات‌مان اضافه کنیم.اگر کسب‌وکارهای اطرافتان را نگاه کنید متوجه انواع مثال MVP می‌شوید. رابط کاربری اولیه فیسبوک یادتان هست؟ مگر اینستاگرام از روز اول اینقدر امکانات داشت؟ یا اصلا چرا راه دور برویم؛ اگر خاطرتان باشد دیجی کالا در ابتدا با محصول دوربین عکاسی کار خودش را شروع کرد.کاربردهای mvp در کسب‌وکارنمونه اولیه محصول و خدمات را ارائه کنید و امکانات تکمیلی را در آینده توسعه بدهید.ایده و فرضیه خودتان را با کمترین منابع بسنجید.از رقبا عقب نمانید و سریع‌تر وارد بازار شوید.برای امکاناتی که مورد نیاز مشتری نیستند زمان و هزینه صرف نکنید.با داشتن کمینه محصول پذیرفتنی جذب سرمایه انجام دهید.اطلاعات به دست بیاورید و واکنش مشتریان را بسنجید.متوجه نیازهای مشتری بشوید، نیازهایی که شاید خودتان متوجه آن نبودید.مدل کسب‌وکارتان را بررسی کنید.کاربران اولیه خودتان را جذب کنید.روش‌های مختلف قیمت‌گذاری و بازاریابی را بسنجید.۶ مزیت فوق‌العاده برای کسانی که از mvp استفاده می‌کنندکاهش هزینه، زمان و ریسک ساخت محصولسنجش بیزنس مدل و تصمیم‌گیری برای آیندهجذب مشتریان اولیه و دریافت نظرات آن‌هاتمرکز روی pain point مشتری و افزایش انعطاف‌پذیریلانچ سریع محصول و جایگاه‌یابی در بازارشانس بیشتر برای جذب سرمایهدر سمت راست حداقل محصول را داریم. کمترین چیزی که می‌تواند نیاز مشتری را برطرف کند. در سمت چپ هم محصول پذیرفتنی را داریم که توسط مشتریان قابل استفاده است. نقطه مشترک بین این دو mvp شما را می‌سازد.انواع کمینه محصول پذیرفتنیمدل mvp  هر کسب‌وکار به ایده، نوع محصول، صنعت و… بستگی دارد. خوب است بدانیم برای ساخت حداقل محصول پذیرفتنی چه گزینه‌هایی داریم:یک نوع رایج مدل نرم‌افزاری است. نیازی نیست همان اول یک نرم‌افزار کامل و مجهز بسازید، همین که روی ویژگی اصلی تمرکز کنید کافی است.ممکن است کمینه محصول پذیرفتنی شما در قالب یک محصول فیزیکی باشد.سایت و لندینگ پیج یکی از مدل‌های کاربردی است که قابلیت‌های زیادی هم دارد.حداقل محصول پذیرفتنی می‌تواند در قالب اپلیکیشن موبایل یا سایر ابزار مرتبط با تکنولوژی باشد.ممکن است mvp شما یک ویدئو معرفی باشد! کاربران با دیدن ویدئو متوجه ویژگی‌های محصول و ارزش پیشنهادی می‌شوند.چطور mvp خودمان را بسازیم؟قدم اول) روی حل نیاز مخاطب تمرکز کنیدما معمولا در مورد محصولمان اشتیاق داریم و دلمان می‌خواهد کلی ایده جذاب و ویژگی جدید به آن اضافه کنیم. اما گاهی یادمان می‌رود که هدف محصول در وهله اول حل نیاز مشتری است. پس ایده و ویژگی‌های فرعی را فراموش کنید! بچسبید به نیاز بازارتان و برای حل مشکل مخاطب محصول بسازید.قدم دوم) ویژگی‌های محصول را اولویت‌بندی کنیدبرای جلوگیری از سردرگمی، ویژگی‌های محصول را اولویت‌بندی کنید. در این مرحله باید تصمیم بگیرید که کدام ویژگی ضروری است، و کدام ایده‌ها باید در آینده بررسی شوند.برای اولویت‌بندی ویژگی‌ها می‌توانید از ابزارهای مختلفی استفاده کنید. یکی از آن‌ها متود MoSCoW است؛ توضیحات این متود را می‌توانید در مقاله کمینه محصول پذیرفتی فزایش بخوانید.قدم سوم) محصول را بسازیدتا مرحله قبلی مشغول تحقیق و بررسی و تصمیم‌گیری بودیم. حالا وقت آن رسیده که تمام نتایج را به اکشن پلن (برنامه عملیاتی) تبدیل کنیم و محصول را بسازیم. حواستان باشد قبل از ارائه محصول به کاربران، حتما یک تست داخلی داشته باشید. متخصصان و کارشناسان سنجش کیفیت محصول شما، باید آن را تست کنند و مشکلات احتمالی را رفع نمایند.قدم پنجم) بسازید، بررسی کنید، یاد بگیریدآخرین قدم از mvp چرخه (build, measure, learn) است. برای اینکه از mvp به محصول نهایی برسید، ممکن است این چرخه بارها تکرار شود. کمینه محصول پیشنهادی را به کاربران ارائه بدهید، نتایج و شاخص‌‌ها را اندازه‌گیری کنید، از کاربران بازخورد بگیرید و مجددا به مرحله ساختن برگردید.و در آخر…تا اینجا یاد گرفتیم mvp چیست و  همه موضوعات مرتبط با آن را مرور کردیم. یادتان باشد کمینه محصول پیشنهادی قرار نیست عالی و بی‌نقص باشد. فقط طبق راهنمای مقاله پیش بروید و کار روی محصول خودتان را شروع کنید. اگر در مسیر پر پیچ و خم کسب‌وکارتان به نظر مشاوران باتجربه نیاز داشتید، ما در بخش مشاوره کسب‌وکار فزایش آماده کمک به شما هستیم.</description>
                <category>فزایش</category>
                <author>فزایش</author>
                <pubDate>Tue, 09 Aug 2022 10:53:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>با بلیتزاسکیلینگ رهبر بازار بشوید | رشد برق‌آسای استارتاپی</title>
                <link>https://virgool.io/@fazayesh/%D8%A8%D8%A7-%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA%D8%B2%D8%A7%D8%B3%DA%A9%DB%8C%D9%84%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B4%D9%88%DB%8C%D8%AF-%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D9%82-%D8%A2%D8%B3%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE%DB%8C-nd8fkk0nmjgp</link>
                <description>بلیتزاسکیلینگ یا رشد رعدآسا، از مدل‌های رشد کسب‌وکار است. خیلی از استارتاپ‌های کوچک مثل آمازون و گوگل با بلیتزاسکیلیگ تبدیل به غول‌های بزرگ دنیای کسب‌وکار شدند. با فزایش همراه باشید تا این مفهوم مهم را به طور ساده و کاربردی یاد بگیریم.بلیتزاسلینگ یا رشد رعدآسا چیست؟ما در مقاله اسکیل آپ در مورد رشد کسب‌وکار مفصل صحبت کردیم.بلیتزاسکیلینگ هم یک استراتژی برای رشد است. اما در این روش برگ برنده‌ی ما سرعت است. در واقع:بلیتزاسکیلینگ یعنی در شرایط عدم قطعیت، سرعت رشد را به بهره‌وری ترجیح بدهیم.یا به قول رید هافمن: Prioritizing speed over efficieny, even in the face of uncertainlyاینجا دیگر رشد مرسوم و محافظه‌کارانه کسب‌وکار را کنار می‌گذاریم؛ و در عوض ریسک را به جان می‌خریم! شاید با استراتژی بلیتزاسکیلینگ مجبور شوید سرمایه زیادی را بسوزانید، یا محصول نه چندان باکیفیتی عرضه کنید. اما از آن طرف با وجود رقبای زیاد، اگر منتظر بمانید همه چیز برای رشد مهیا باشد احتمالا بازنده بازار خواهید بود؛ و رقبا زودتر از شما سهم بازار را می‌گیرند.یک یادداشت کوتاه درمورد کلمه «بلیتزاسکیلینگ»از آنجایی که این کلمه نسبتا جدید است شاید برایتان جالب باشد که بدانید از کجا پیدا شده. در کلمه دو بخش داریم: blitz+scalingکلمه blitz در زبان آلمانی به معنی صاعقه است. در جنگ جهانی دوم ژنرال آلمانی (هاینتس گودریان) از استراتژی حمله برق‌آسا و سریع استفاده کرد. در روش قدیمی حمله به صورت محتاطانه بود تا بتوانند امنیت، آذوقه و امکان عقب‌نشینی را تامین کنند. اما این بار ارتش با حمله رعدآسا اولویت را روی سرعت حداکثری گذاشت؛ و توانستند با استفاده از این استراتژی حریف را غافلگیر کنند. بعدها این استراتژی تکامل پیدا کرد و در شرایط مشابه استفاده شد.حالا همین روش در دنیای بیزنس هم جواب می‌دهد. در بعضی از شرایط استارتاپ باید با تمام سرعت رشد کند تا جای خودش در بازار را سریع‌تر از رقبا بگیرد.تفاوت رشد رعدآسا با سایر رشدها در کسب‌وکارهر کسب‌وکاری در دنیا با مساله رشد درگیر است. اما استراتژی‌های رشد با یکدیگر تفاوت دارند و باید طبق شرایط هر کسب‌وکار انتخاب بشوند. برای اینکه مفهوم رشد رعدآسا را بهتر درک کنیم، خوب است تفاوت آن با سایر رشدها را بدانیم.رشد کلاسیک استارتاپی: اینجا هم شرایط عدم قطعیت است و استارتاپ هنوز جا نیوفتاده؛ اما بهره‌وری را به سرعت ترجیح می‌دهد. احتمال شکست در این شرایط بالاست، اما هدف این است که با همین وضعیت ادامه بدهیم تا به پروداکت مارکت فیت برسیم.رشد کلاسیک اسکیل‌آپی: این روش مربوط به شرکت‌های بزرگ مقیاس است؛ جایی که سرعت چندان دغدغه نیست و همچنان بهره‌وری بر سرعت ارجحیت دارد. در این نوع رشد معمولا شرایط قابل پیش‌بینی است مثلا می‌توانید در مورد بازدهی و نرخ بازگشت سرمایه (ROI) تخمین بزنید. اگر بازار شما به ثبات رسیده می‌توانید این نوع رشد را پیش ببرید.رشد سریع یا Fastscaling: ممکن است در کسب‌وکار شرایطی پیش بیاید که سرعت اهمیت پیدا کند (مثلا ورود رقیب به یک بازار خاص). در روش fastscaling سرعت بر بهره‌وری ارجحیت دارد. اما شرایط تا حدودی قابل پیش‌بینی است و عدم قطعیت بالایی نداریم.رشد رعد آسا: همانطور که در بخش تعریف اشاره کردیم، بلیتزاسکیلینگ یعنی ترجیح دادن سرعت به کارایی در شرایط عدم قطعیت. شما منتظر شرایط ایده‌آل نمی‌مانید و بدون توجه به بهره‌روی، با سرعت شروع به رشد می‌کنید. در این روش سرمایه به سرعت مصرف می‌شود، و ریسک هم بالاست.نکته مهم: شاید بپرسید با وجود ریسک و هزینه بالای رشد رعد آسا، خب چرا باید از این روش استفاده کنیم؟! جواب: چون در شرایط عدم قطعیت اگر بلیتزاسکیلینگ کنید شانس موفقیت دارید، اما اگر دست روی دست بگذارید قطعا شکست خواهید خورد و رقبا زودتر از شما بازار را به خود اختصاص خواهند داد. در واقع با بلیتزاسکیلینگ شاید نابود شوید! اما اگر موفق شوید جایزه نهایی شما بسیار بزرگ و ارزشمند خواهد بود. کافی است شرکت‌های رهبر بازار را درنظر بگیرید. کی دلش نمی‌خواهد جای آن‌ها باشد؟۳ تکنیک کلیدی برای رشد رعدآساخب حالا که با بلیتزاسکیلینگ آشنا شدیم، نحوه اجرا چطور است و تکنیک‌های آن کدامند؟ رید هافمن با مطالعات تخصصی فراوان، تجربیات شخصی، و گفتگوی مستقیم با رهبر بیزنس‌های بزرگ دنیا (مثل آمازون، گوگل و فیسبوک) در کتاب بلیتزاسکیلینگ ۳ تکنیک کلیدی را معرفی کرده است. ما عوامل رشد، عوامل بازدارنده رشد و تکنیک‌ها را در خلاصه کتاب بلیتزاسکیلینگ منتشر کردیم. در صورت تمایل می‌توانید چکیده فارسی کتاب را در این مطلب مطالعه کنید. </description>
                <category>فزایش</category>
                <author>فزایش</author>
                <pubDate>Sat, 30 Jul 2022 12:04:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تفاوت مشاور، منتور و کوچ | از کدامشان کمک بگیریم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@fazayesh/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D9%85%D9%86%D8%AA%D9%88%D8%B1-%D9%88-%DA%A9%D9%88%DA%86-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%85%DA%A9-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%85-fts8wqnxxkgx</link>
                <description>اگر صاحب کسب‌وکار هستید احتمالا برای حل چالش یا تصمیم‌گیری به کمک نیاز دارید. در این راه مشاور، منتور و کوچ می‌توانند به شما کمک کنند. حالا سوال اینجاست که این 3 نقش چه فرقی با هم دارند؟ و در هر شرایط از کدامشان کمک بگیریم؟ برای درک کامل تفاوت این نقش ها با فزایش همراه باشید.تعریف مشاور، منتور، کوچبرای اینکه تفاوت بین نقش‌ها را بهتر درک کنیم، اول تعریف استانداری از هر کدام داشته باشیم. در ادامه راجع به ویژگی هر کدام صحبت می‌کنیم تا ببینیم در هر شرایط کدام یکی بیشتر به دردمان می‌خورد.مشاور کسب و کاریک مشاور کسب‌وکار در حوزه‌ خاصی از صنعت تخصص دارد. (مثلا تخصص مارکتینگ، منابع انسانی، مالی، تکنولوژی، محصول، توسعه بیزنس و…) حالا این شخص می‌آید و توصیه و پیشنهاداتی را به کسب‌وکار ارائه می‌دهد.او گذشته بیزنس و عملکرد فعلی را به دقت تحلیل می‌کند. در ادامه بهترین راه حل را در غالب مشاوره ارائه می‌دهد. مشاور غالبا فقط به شما راهکار می‌دهد اما در اجرای آن وارد نمی‌شود.چکیده: مشاور تخصص دارد، وضعیت کسب‌وکار شما را آنالیز می‌کند، برای مسائل شما راه‌حل ارائه می‌دهد.منتور کسب و کارمنتورها معمولا از رهبران، مدیران و کارآفرینان هستند. این افراد تجربه عمیقی دارند و قبلا مسیر راه‌اندازی و توسعه دادن کسب‌وکار را طی کرده‌اند. منتور معمولا با بنیان‌گذار، مدیرعامل یا مدیر ارشد کار می‌کند. چون چالش‌هایی که این مدیران دارند را از قبل گذرانده، و می‌تواند تجربیاتش را به آن‌ها انتقال بدهد. در واقع این نقش بر خلاف مشاور، برای حل کردن یک مشخص خاص نیامده. او می‌آید که در کنار مدیریت بایستد و سازمان را به سمت موفقیت هدایت کند.چکیده: منتور تجربه دارد، تجربیاتش را به رهبران و مدیران انتقال می‌دهد، سازمان را به سمت موفقیت هدایت می‌کند.کوچ کسب و کارکوچ نمی‌آید به شما راهکار حل مشکل بدهد و برود. او در طول یک فرآیند همراه شماست و کمکتان می‌کند تا با پتانسیل‌های شخصی و تیمی به بهترین نتیجه برسد. کوچ‌ها الهام‌بخش شما هستند و کمک‌تان می‌کنند تا با چیزهایی که دارید به جواب و راه‌حل برسید. در واقع هدف اصلی کوچینگ این است که الگوهای رفتاری و رویکرد شما را پیدا کند، بهبود بدهد، تا نهایتا به اهداف تجاری خود برسید.چکیده: کوچ یک همراه صمیمی است که در طول مسیر کنار شماست. شما را متوجه پتانسیل‌ها، موانع، الگوهای رفتاری و رویکردتان می‌کند. با بهبود این موراد می‌توانید به اهداف تجاری برسید.فعالیت کوهنوری را مجسم کنیدیک تشبیه معروف از موضوع ما “کوهنوردی” است. تصور کنید هدف کسب‌وکارتان صعود به کوه است و قرار است به همراه تیم‌تان این هدف را محقق کنید. در این صورت:مشاور: کسی است که در پایین کوه قرار دارد. معمولا این شخص تجربه صعود به بالای آن کوه را نداشته است. اما تخصص بالایی دارد و می‌تواند برای رفع موانع و هموار کردن مسیر به شما راهکار بدهد.منتور: این شخص بالای کوه ایستاده است. او تجربه بالایی دارد و قبلا به این قله صعود کرده است. از پیچ و خم‌ و چالش‌های مسیر آگاه است و می‌تواند این تجربه را به شما انتقال بدهد.کوچ: در طول مسیر همراه شما است. او مانند یک دوست معتمد در کنارتان است و کمک می‌کند تا با توانایی‌های درونی خودتان و تیم‌تان به بالای کوه برسید.تفاوت مشاوره، منتورینگ و کوچینکمشاوره روی راه‌حل تمرکز دارد. این پروسه معمولا کوتاه مدت و پروژه محور است. مشاور درگیر اجرا نمی‌شود و فقط راهکار و برنامه را به شما ارائه می‌دهد. در واقع مشاوره یک کمک تخصصی است که از بیرون سازمانتان می‌گیرید.منتورینگ طولانی مدت است. او قبلا راه را طی کرده و دانش و تجربه خود را در اختیار شما قرار می‌دهد. در منتورینگ رابطه عمیق‌تر است. این شخص نقشه راه موفقیت را برایتان ترسیم می‌کند و شما را در مسیر درست هدایت می‌کند.کوچینگ کمکتان می‌کند تا جواب سوالاتتان را از درون خودتان پیدا کنید. او شاید تجربه رسیدن به انتهای مسیر را نداشته باشد، اما با مهارت‌های کوچینگ کمکتان می‌کند تا مسیر و ابزار درست را کشف کنید. در واقع کوچ مثل یک مربی در طول مسیر همراه شماست. او با پرسیدن سوالات مناسب، شما را متوجه موانع درونی، پتانسیل‌ها، الگو و رویکردتان می‌کند.در هر شرایطی از کدام کمک بگیریم؟وقتی در کسب‌وکارتان به چالش می‌خورید اول از همه سراغ چه کسی می‌روید؟ یک دوست قدیمی؟ همکلاسی دوران دانشجویی؟ یا یکی از اعضای خانواده؟هیچکدام! در این شرایط شما به کمک حرفه‌ای مشاور، منتور و کوچ نیاز دارید. بنابراین اگر مدیر یا کارآفرین هستید مهم است که بتوانید به درستی از این اشخاص کمک بگیرید. آن‌ها با تجربه و تخصص خودشان باعث صرفه‌جویی در زمان و هزینه شما می‌شوند. از راهنمای زیر استفاده کنید تا در موقعیت‌های مختلف از خدمات مشاوره، منتورینگ و کوچینگ به بهترین شکل کمک بگیرید:از مشاور کمک بگیرید وقتی:تخصصی که لازمش دارید در تیم وجود ندارد.در حال حاضر نیاز به توانمندسازی تیم ندارید.فرصت یا منابع کافی برای حل مساله را ندارید.نیاز دارید شخصی از بیرون سازمان نگاه بی‌طرفانه‌ای به شرایط داشته باشد.برای مشکل و مانع خاصی به راهکار و برنامه نیاز دارید.برای بهبود یا توسعه حوزه‌های سازمان به کمک نیاز دارید.از منتور کمک بگیرید وقتی:تجربه کافی ندارید یا تازه‌کار هستید.نگاه به آینده دارید و به دنبال رشد و توسعه هستید.فرصت، بینش یا مهارت کافی برای حل مسائل ندارید.می‌خواهید از موانع و چالش‌های مسیر آگاه شوید.از کوچ کمک بگیرید وقتی:نتایج در حد انتظار شما نیستند.می‌خواهید خودتان یا تیم‌تان توانمندتر شود.دنبال آموزش، یادگیری مهارت و قدرت حل مساله در سازمان هستید.در رویکرد و الگوهای سازمان دنبال پیدا کردن ریشه مشکلات هستید.مشکل بحرانی در سازمان وجود ندارد و بیشتر به یک مربی برای مسیر نیاز دارید.در آخر...فزایش یک کلینیک تخصصی برای کسب‌وکار است! تیم ما از افراد خبره استارتاپ‌های کشور هستند که خودشان بارها مسیر موفقیت را گذرانده‌اند. اگر برای حوزه‌های سازمانی به مشاوره نیاز دارید، یا برای توسعه و رشد مقیاس‌پذیر به دنبال منتور اسکیل آپ هستید، می‌توانید فرم درخواست مشاوره را پر کنید. ما برای موفقیت در مسیر کسب‌وکار همراه شما هستیم.</description>
                <category>فزایش</category>
                <author>فزایش</author>
                <pubDate>Sat, 16 Jul 2022 14:11:03 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>7+3 روش تامین مالی برای کسب و کار ها</title>
                <link>https://virgool.io/@fazayesh/73-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%AA%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%87%D8%A7-pkilp3qjhzkz</link>
                <description>ایده شما عالی است درست؛ اما ایده که آب و نان نمی‌شود! شما باید بتوانید کسب‌وکار خود را حول این ایده راه بیاندازید. یعنی باید:استراتژی و بیزنس پلن داشته باشیدنیرو استخدام کنیدفضای کار اجاره کنیدتولید محصول و بازاریابی را شروع کنیدو در ادامه به فکر توسعه و اسکیل آپ باشیدهمه این‌ها به پول نیاز دارد! خب حالا تامین مالی و جذب سرمایه را چطور انجام دهیم؟ در این مقاله قرار است همه چیز درباره تامین مالی کسب‌وکار را یاد بگیریم.  برای مطالعه مقاله کامل تامین مالی + نکات کاربردی و مزایا و معایب هر روش می‌توانید به وبلاگ فزایش سر بزنید.روش های تامین مالی کسب‌وکارمنظور از تامین مالی، تامین هزینه‌های لازم برای فعالیت کسب‌وکار است. معمولا استارتاپ‌ها و کسب‌وکارهای نوپا در دو مرحله نیاز به جذب سرمایه دارند. اول برای راه‌اندازی و شروع فعالیت، و در ادامه برای توسعه و اسکیل آپ. (درباره این موضوع در مقاله اسکیل آپ چیست بخوانید)فارغ از اینکه در کدام مرحله باشید انواع گزینه‌های تامین مالی پیش روی شماست. هر کدام از این روش‌ها مزایا و معایب خودشان را دارند و باید طبق شرایط کسب‌وکار، چرخه عمر، نیازها، صنعتی که در آن فعالیت می‌کنید و… انتخاب شوند.1. سرمایه گذاری شخصی (Personal investment/Bootstrap)وقتی کسب‌وکارتان را شروع می‌کنید، اولین سرمایه‌گذار باید خودتان باشید. این سرمایه می‌تواند پس‌انداز شما باشد، یا از فروش دارایی‌ها به دست بیاید. حتی گاهی می‌توانید شغل فعلی‌تان را نگه دارید و درآمد آن را صرف راه‌اندازی استارتاپ کنید.2. خانواده و دوستان (Patient capital)سرمایه موردنیاز را می‌توانید از همسر، والدین، خانواده و دوستان قرض بگیرید. این روش تامین مالی ساده و سریع است و فرآیند اداری و حقوقی چندانی ندارد. اگر اطرافتان کسی را دارید که سرمایه در اختیار دارد، ایده و طرح کسب‌وکار را برای او توضیح دهید و درخواست کمک مالی کنید.3. سرمایه‌گذاران فرشته (Angel Investors)در اصطلاح تامین مالی، فرشته‌ها سرمایه‌گذاران شخصی هستند که به طور انفرادی روی استارتاپ‌ها سرمایه‌گذاری می‌کنند. فرشته می‌تواند یک مدیر اجرایی بازنشسته، یک فرد پولدار در صنعت، یا از افراد توانمند اطراف شما باشد. این سرمایه‌گذاران معمولا تمایل دارند در مراحل اولیه کسب‌وکار وارد بشوند. در سطح جهانی هم همینطور است و فرشته‌ها بیشتر در کسب‌وکارهای نوپا دیده می‌شوند (میانگین با سرمایه‌گذاری ۲۵هزار تا ۱۰۰هزار دلار). در حالی که شرکت‌های سرمایه‌گذاری معمولا با کسب‌وکارهای بزرگ‌تر و مبالغ بالاتر (۱ میلیون دلار و بیشتر) کار می‌کنند.در ازای این سرمایه بخشی از سهام شرکت به اینوستور تعلق می‌گیرد.4. مراکز رشد و شتاب‌دهنده‌ها (Incubators &amp; accelerators)شتاب‌دهنده‌ها و مراکز رشد به کارآفرینان برای ساختن یک کسب‌وکار موفق کمک می‌کنند. این کمک فقط مالی نیست و خدمات مشاوره، فضای کار و تجهیزات، شبکه‌سازی و … را هم شامل می‌شود. در واقع داستان کلی این است: شما با ایده استارتاپ وارد شرکت شتابدهنده می‌شوید، خدمات متنوعی برای موفقیت کسب‌وکارتان دریافت می‌کنید، و در ازای آن بخشی از سهام‌تان را به شتاب‌دهنده واگذار می‌کنید.بعد از پایان این دوره (مثلا ۳ الی ۶ ماه) استارتاپ از شتاب‌دهنده خارج می‌شود و حالا قدرت لازم را برای رقابت در بازار و جذب سرمایه حرفه‌ای به دست آورده است.5. سرمایه‌ گذاران خطر پذیر (Venture Capitalists / VC )احتمالا کم و بیش با شرکت‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر آشنا باشید یا اسم سرمایه‌گذاری جسورانه و VC به گوش‌تان خورده باشد. این شرکت‌ها گروهی از سرمایه‌گذاران هستند که روی استارتاپ‌هایی با پتانسیل رشد سرمایه‌گذاری می‌کنند. در سطح جهانی هم این روش مالی بسیار رایج است؛ در سال‌های اخیر خیلی از شرکت‌های موفق مثل اینتل، مایکروسافت، آمازون، فیسبوک، اپل، گوگل و…در مرحله‌ای از رشدشان از طریق سرمایه‌گذاران خطرپذیر تامین مالی کردند.این نوع سرمایه‌گذاران در ازای تامین مالی سهام‌دار شرکت شما می‌شوند. نکته‌ای که باید بدانیم این است که VC در مراحل اولیه و بذری کسب‌وکار وارد نمی‌شود. ورود سرمایه‌گذاران خطرپذیر معمولا از سری A است که در ادامه درباره این مرحله می‌خوانیم. پس قبل از مراجعه به VC باید روی مدل کسب‌وکار، تولید محصول اولیه، پایگاه مشتری و جریان درآمدی رسیده باشید.6. وام بانکی (Bank loans)وام بانکی را همه ما بلدیم! در تامین مالی استارتاپ هم این روش مرسوم و قدیمی قابل استفاده است؛ مخصوصا برای استارتاپ‌های نوپا و متوسط که در اولین سال فعالیتشان هستند. مسئله مهم اینجاست که برای بانک ایده شما هیچ اهمیتی ندارد! بلکه باید روی اعتبار کسب‌وکار، بیزنس پلن و گردش‌های مالی کار کنید. قبل از مراجعه به بانک در مورد مزایا، خدمات، درصد سود بازپرداخت و… حسابی تحقیق کنید. معمولا بانک‌ها و موسسات مختلف پیشنهادهای متفاوتی برای کارآفرین‌ها دارند؛ سپس با توجه به نیازهای کسب‌وکارتان به سراغ بهترین گزینه‌ها بروید.7. سایر روش‌های تامین مالی کسب‌وکارخب، تا اینجا روش‌های رایج تامین مالی را بررسی کردیم که برای اکثر کسب‌وکارها قابل استفاده هستند. اما جذب سرمایه فقط محدود به این موارد نیست و راه‌های مختلفی دارد. در این قسمت چند روش دیگر را هم معرفی می‌کنیم. ممکن است با توجه به شرایط خاص کسب‌وکارتان بتوانید این روش‌ها را هم مدنظر داشته باشید:جریان نقدی کسب‌وکار: اگر در شرایطی هستید که جریان درآمدی ثابت دارید، دو راه برای تامین مالی پیش روی شماست. می‌توانید با تامین کنندگان برای تسویه زمان‌دار توافق کنید. و می‌توانید محصولات و خدماتتان را پیش فروش کنید.تامین مالی جمعی: حتما تا به حال در شبکه‌های اجتماعی کمپین کمک به بیماران خاص را دیده‌اید. سازوکار این روش طوری است که مبالغ کم از تعداد افراد زیاد تامین می‌شود. روش تامین مالی جمعی یا crowdfunding به همین شیوه عمل می‌کند. شما می‌توانید ایده خود را مطرح کنید و به جای یک سرمایه‌گذار کلان، چندین سرمایه‌گذار کوچک در پروژه شما شرکت کنند؛ و سود نیز بین همین تعداد تقسیم شود. در ایران تامین مالی جمعی چندان رایج و در دسترس نیست. اما به تازگی بسترهای آنلاین و صندوق‌های نوآوری و شکوفایی در این زمینه فعالیت می‌کنند.حمایت‌های دولتی: اگر در صنعت شما سوبسید و کمک‌های دولتی قابل استفاده است از آن غافل نشوید. تعدادی از سازمان‌های دولتی، نهادها و صندوق‌ها، تسهیلاتی برای کارآفرینان در نظر گرفته‌اند. با مراجعه به پارک‌های علم و فناوری، دفتر همکاری‌های فناوری ریاست جمهوری، صندوق‌های پژوهش و فناوری، صندوق مالی توسعه تکنولوژی و … می‌توانید در مورد طرح‌ها و تسهیلات مختلف اطلاعات کسب کنید.</description>
                <category>فزایش</category>
                <author>فزایش</author>
                <pubDate>Sun, 26 Jun 2022 10:34:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اسکیل آپ چیست؟ و چه فرقی با استارتاپ دارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@fazayesh/%D8%A7%D8%B3%DA%A9%DB%8C%D9%84-%D8%A2%D9%BE-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%82%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-fyfnvt9bbbek</link>
                <description>همه چیز از یک ایده تجاری شروع می‌شود! تصمیم می‌گیرید ایده‌تان را به یک استارتاپ تبدیل کنید. تامین مالی انجام می‌دهید، یک تیم کوچک تشکیل می‌دهید، محصول اولیه را می‌سازید و...اما داستان استارتاپ همینجا تمام نمی‌شود! یک استارتاپ نمی‌تواند تا ابد در همین مرحله باقی بماند. بنابراین چند راه بیشتر ندارید.· یا ورشکست شوید· یا خروج و ادغام با شرکت بزرگتر را انتخاب کنید· یا به مرحله بعدی رشد بروید و اسکیل آپ کنید.در این مطلب قرار است راه سوم یعنی اسکیل آپ را بررسی کنیم. اینکه دقیقا چیست، چه فرقی با استارتاپ دارد، کدام شرکت‌ها اسکیل آپ هستند و... شما می‌توانید مطلب کامل را در مقاله همه چیز درباره اسکیل آپ فزایش بخوانید. و یا برای آشنایی اولیه با مفاهیم همین مطلب را ادامه دهید. برای یادگیری آماده‌اید؟اسکیل آپ چیست؟معنی لغوی: scaleup یعنی بزرگ کردن چیزی از نظر اندازه یا تعداد.تعریف ساده: اسکیل آپ یک استارتاپ است که موفق شده! یعنی ایده به اندازه کافی در بازار تست شده، محصول یا خدمات جواب می‌دهد، و مدل کسب‌وکار در ابعاد بزرگتر هم قابل اجراست. در این شرایط استارتاپ می‌تواند به مرحله بعدی برود و تبدیل به اسکیل آپ شود.چرخه عمر کسب‌وکار: موش، غزال و فیلبررسی چرخه عمر کمک زیادی به درک مساله می‌کند. پس بیایید با یکی از مدل‌های جالب در زمینه چرخه عمر کسب‌وکار آشنا شویم. این شما و این موش، غزال و فیل!مدل چرخه عمر کسب‌و‌کار – برگرفته از کتاب اسکیل آپ ورنه هارنیشمرحله پیش نیاز:  در مرحله پیش از شروع، کارآفرین‌ها ایده‌ای دارند که قرار است یه یک نیاز پاسخ بدهد یا مشکلی را رفع کند. معمولا در این مرحله چشم‌انداز و اهداف مشخص می‌شود و روش اجرای ایده را انتخاب می‌کنند.  به این مرحله pre startup گفته می‌شود.مرحله اول – استارتاپ: در این مرحله بیزنس پلن شکل گرفته و اعضای تیم دور هم جمع شده‌اند. با شکل گرفتن تیم، کار روی محصول یا خدمات شروع می‌شود و محصول را در بازار تست می‌کنند. یک موش کوچک اما فرز و ریسک‌پذیر!مرحله دوم – اسکیل آپ: بعد از موفق بودن ایده و تست محصول در بازار، وقت رشد و توسعه است. اگر مدل کسب‌وکار شما در ابعاد کوچک جواب داده، احتمالا در مقیاس بزرگتر هم جواب می‌دهد.  پس می‌توانید مثل یک غزال سریع و قدرتمند رشد کنید.مرحله سوم – اسکروآپ : ممکن است بیزنس بعد از اسکیل آپ به مرحله اسکرو آپ برسد. در این مرحله کسب‌وکار مثل یک فیل بزرگ اما کند و خسته است که خودش را با نیازهای جدید بازار تطابق نمی‌دهد و خلاقیتی ندارد.مفهومscale up از کجا شکل گرفت؟شما برای افزایش سود و مشتری باید به همان اندازه نیرو و سیستم اضافه کنید. مشکل دقیقا همین جاست: سود بیشتر وابسته به هزینه بیشتر است.همین مساله بود که ذهن کارآفرین‌های امروزی را مشغول کرد و نهایتا مفهوم اسکیل آپ شکل گرفت. یعنی راهکاری که بدون افزایش در هزینه، سود را افزایش دهیم. غول‌های بزرگ دنیای بیزنس دقیقا از همین استراتژی استفاده می‌کنند.مثال: همه‌ی ما شاهد رشد تعداد کاربران گوگل در این سال‌ها بوده‌ایم. اما جالب اینجاست که گوگل توانسته هزینه‌های خودش را در حالت مینیمم نگه دارد. در سال ۲۰۱۷ این شرکت تعداد هفت محصول داشت که هر محصول بیشتر از ۱میلیارد کاربر فعال داشت. در حالی که همین سال، تعداد کارمندان گوگل فقط ۸۸هزار نفر بودند.خودمانی: اگر به کسب‌وکارهای بزرگ دنیا نگاه کنید احتمالا همین پروسه را می‌بینید. مثلا یک شرکت تاکسی اینترنتی در مرحله استارتاپ تیم و ساختار و محصول را شکل داده. در فاز اسکیل آپ نیازی نیست به ازای هر راننده و مسافر جدید هزینه کند تا محصول جدید بسازد و نیروی جدید اضافه کند. نهایتا همان اپلیکیشن را بهینه‌سازی می‌کند یا نیروهای پشتیبانی را افزایش می‌دهد. اما از آن طرف تعداد کاربران چندین برابر در حال رشد هستند.یک سوال رایج: فرق استارتاپ با اسکیل آپ چیست؟در مقاله وبلاگ فزایش 8 تفاوت اصلی استارتاپ و اسکیل آپ را دقیق بررسی کردیم. اگر به اطلاعات کامل‌تری نیاز داشتید می‌توانید به مطلب اصلی سر بزنید. اینجا برای اینکه کوتاه بودن مطلب حفظ شود این تفاوت‌ها را فقط نام می‌بریم.1. تناسب محصول با بازار (پروداکت مارکت فیت)2. امکان پیش‌بینی و اندازه گرفتن سود3. مرحله و سطح سرمایه‌گذاری4. ساختار تیم و هرم سازمانی5. ریسک‌پذیری6. سیستم و فرآیندها7. سلسله مراتب8. جذب نیرو و آنبوردینگاستارتاپ چه زمانی برای اسکیل آپ آماده است؟همان‌قدر که چگونگی اسکیل کردن مهم است، زمان اسکیل هم اهمیت دارد. براساس گزارش Startup Genome حدود ۷۵% از استارتاپ‌ها به دلیل اسکیل آپ زودرس شکست می‌خورند. اما از آن طرف، صبر کردن طولانی باعث می‌شود فرصت‌های شما در بازار از بین بروند یا رقیب از شما جلو بزند.متاسفانه هیچ فرمول جادویی وجود ندارد که زمان اسکیل آپ را تعیین کند! استارتاپ‌هایی هستند که بعد از ۵ سال هنوز اسکیل نکرده‌اند، و مواردی هم هستند که بعد از یک سال به رشد مقیاس‌پذیر رسیده‌اند. اما خوشبختانه با ۷ معیار مفید می‌توانید تشخیص بدهید که استارتاپ شما آماده اسکیل آپ است یا نه؟1. به تناسب محصول با بازار (product market fit) رسیده‌ایدهنوز در مرحله آزمون و خطا هستید؟ یا توانسته‌اید برای مخاطبان هدف محصول مناسبی را تولید و عرضه کنید؟ سه شرط زیر یک نشانه مثبت برای اسکیل آپ هستند:یک محصول قابل قبول دارید که توانسته رضایت مشتری را جلب کند.بازار هدف شما مشخص است و مخاطبان به خوبی تعریف شده‌اند.استراتژی مارکتینگ دارید.در این صورت محصول شما آماده ورود به فاز اسکیل آپ است، و می‌توانید بعد از این روی افزایش تعداد مشتری تمرکز کنید. قبل از پروداکت مارکت فیت ریسک اسکیل آپ بالا است. چون هنوز هیچ اطمینانی وجود ندارد که محصول یا خدمات شما  به اندازه کافی تقاضا دارد یا نه.2. وضعیت از چیزی که انتظار داشتید بهتر پیش می‌رودبیزنس شما نه تنها به اهداف و تارگت‌ها رسیده، بلکه دارد نتایج فراتری هم می‌گیرد. وقتی این اتفاق پشت سر هم تکرار شود یعنی با یک نشانه طرف هستیم؛ نشانه‌ی مثبت برای اسکیل آپ.اگر وضعیت فروش، تعداد مشتری، سود و بازگشت سرمایه از هدفی که گذاشته بودید بالاتر می‌رود، شاخک‌هایتان را تیز کنید و دلیل را بررسی کنید. 3. جریان نقدینگی شما مثبت استبه طور ساده جریان نقدینگی یعنی پولی که به کسب‌وکار شما وارد شده و از آن خارج می‌شود. جریان نقدینگی مثبت یعنی وارد شدن پول بیشتر از خارج شدن است. پس برای ادامه فعالیت و پوشش هزینه‌ها پول کافی دارید. این دقیقا همان نشانه مثبت برای ورود به scale up است.4. یک تیم متعهد در کنار خودتان داریدموفقیت در کسب‌وکار یک کار تیمی است و تک نفره اتفاق نمی‌افتد. به همین دلیل لازم است قبل از رشد مقیاس پذیر، شرایط تیم، مهارت‌ها و عملکرد آن‌ها را بررسی کنید یک توصیه طلایی! برای توسعه حداقل ۳ الی ۵ نفر نیروی متعهد در کنار خودتان داشته باشید. لزومی ندارد که این افراد حتما در سمت مدیریت باشند. صرفا می‌خواهیم یک تیم مرکزی معتمد و حرفه‌ای داشته باشیم تا به برند و موفقیت آن با تمام وجود اهمیت بدهند. و در چالش‌ها و مسیر اسکیل آپ کسب‌وکار را همراهی کنند.5. مشتریان شما بیشتر از ظرفیت پاسخگویی شما هستندتعداد مشتریان آنقدر بالا می‌رود که دیگر تیم شما برای رسیدگی کافی نیست. این یک نشانه مثبت برای اسکیل آپ است! وقتی تعداد سفارش آنقدر زیاد می‌شود که دیگر نمی‌توانید پاسخگوی مشتریان باشید، یعنی تقاضا برای محصول شما بالاست.البته حواستان باشد که داریم در مورد افزایش تقاضای پایدار حرف می‌زنیم. این که تعداد سفارش شما در یک مناسبت خاص بالا رفته نشانه درستی نیست.6. مدتی است که به سودآوری رسیده‌ایدسودآوری پایدار و مستمر یعنی وقت اسکیل آپ برای شما فرا رسیده است. مدت زمان سودآوری با توجه به شرایط استارتاپ تعیین می‌شود، اما به طور کلی داریم از یک دوره سود دو و حتی سه ساله صحبت می‌کنیم. این دوره مستمر نشان می‌دهد که بیزنس مدل شما مناسب و قابل اتکا است.7. کمتر در معرض ریسک قرار داریدوقتی استراتژی برند و مارکتینگ را دارید، برای تیم یک فرآیند و سیستم ساخته‌اید، به شرایط خوبی در امور مالی و حقوقی رسیده‌اید، این یعنی ریسک‌های شما کم شده و آماده رشد مقیاس پذیر هستید.برای انتقال به اسکیل آپ حواستان به این چالش‌ها باشداگر بدون آمادگی و برنامه‌ریزی به دل اسکیل آپ بروید مشکلات مختلفی سر راه شما قرار می‌گیرند. سردرگمی تیم، کمبود بودجه، ارتباطات نادرست، کمبود نیرو، کمبود ظرفیت تولید، نارضایتی مشتریان و…به همین دلیل لازم است از چالش‌هایscale up آگاه باشید و برای آن‌ها برنامه‌ریزی کنید. در این بخش ۷ مورد اصلی و مهم را بررسی می‌کنیم.تامین مالینقدینگی سرعت رشد را بالا می‌برد. همه ما می‌دانیم که رشد مساوی است با نیروهای متخصص، فضای اداری بزرگ‌تر، اضافه کردن تجهیزات، تکنولوژی جدید، تولید بیشتر و… طبیعتا همه‌ی این موارد هزینه‌بر هستند. پس بدون تامین مالی و جذب سرمایه دست به هیچ کاری نزنید!استراتژیاستراتژی رشد دارید؟ اگر نه دست به کار شوید. در مرحله اسکیل آپ برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری حساب شده از نان شب واجب‌تر است.  شما باید بتوانید برای زیرساخت‌های رشد، سیستم‌ها، فرآیندها، منابع انسانی، ساختارهای فیزیکی و هرم سازمانی برنامه دقیقی داشته باشید.منابع انسانیاحتمالا تا الان اعضای تیم نقش تخصصی نداشتند و بیشتر جنرالیست بودند؛ اما حالا وقت تغییر رسیده است. در اسکیل آپ هرم سازمانی و تعریف نقش‌ها اهمیت بالایی دارد. شما باید بخشی از انرژی و هزینه را روی اصلاح ساختار سازمان، جذب نیروی متخصص و اضافه کردن لایه‌های مدیریتی بگذارید. راستی حواستان به طراحی فرآیند برای نحوه ارتباط تیم‌ها باشد. بستر مناسب ارتباطی از اتلاف وقت جلوگیری می‌کند و باعث حفظ کیفیت و انجام به موقع پروژه‌ها می‌شود.یک نکته سریع: هنگام اسکیل آپ، رشد ۲۰ درصدی نیروی انسانی در هر ماه طبیعی است.مهارت‌های رهبریشما می‌توانید با ۵ نفر از دوستان نزدیک‌تان دور هم به سفر سریلانکا بروید! اما اگر قرار باشد یک گروه ۵۰ نفره به سفر ببرید قضیه فرق می‌کند. هر چقدر کسب‌وکار شما گسترش پیدا کند، باید به همان مقدار مهارت رهبری‌تان را افزایش دهید.یک بنیان‌گذار قطعا تا همین جای کار مهارت‌های بالایی دارد. اما لازم است که همزمان با رشد کسب‌‎وکار خودتان هم رشد کنید. برای توسعه فردی خودتان زمان بگذارید، نقاط ضعف و قوتتان را شناسایی کنید، و مهارت‌های رهبری مثل برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی منابع، الویت‌بندی، تفویض اختیار، تعیین اهداف، ارتباطات، مدیریت بودجه، هوش هیجانی، حل تعارضات و…  را ارتقا دهید.ارتباطات حرفه‌ایارتباطات بیشتر یعنی فرصت بیشتر. داشتن ارتباط فقط به درون سازمان شما محدود نمی‌شود. در مسیر رشد بهتر است برای ارتباطات خارج سازمان هم اقدام کنید. کارآفرینان باید شبکه‌ای از شرکا، ارائه دهندگان خدمات، تامین کننده‌ها، کانال‌های فروش و مشتریان بسازند. این تعاملات می‌توانند مسیر رشد شما را هموارتر کنند.فرآیند و سیستم‌سازیدر استارتاپ طبیعی است که بخشی از کارها به صورت دستی انجام شوند. اما در رشد مقیاس‌پذیر این سیستم عملی نیست. شما باید بتوانید فرآیندهای استاندارد و تکرارپذیری را طراحی و پیاده‌سازی کنید. پس حتما برای کارهای روزمره مثل تولید محصول و ارتباط با مشتری، به‌روزرسانی تکنولوژی و IT، خرید سیستم‌های پشتیبانی، سیستم کنترل پروژه، آموزش پرسنل و فرآیند دقیق گزارش‌دهی برنامه‌ریزی کنید.نکته: فرآیند و سیستم‌سازی را نسپارید به امان خدا! کارکرد درست و بهینه را در دوره‌های مشخص بسنجید. به آن تصویر بزرگ و هدف نهایی کسب‌وکار نگاه کنید و مطمئن شوید همه فرآیندها در راستای تحقق این هدف کار می‌کند.مارکتینگ و برندینگیک کسب‌وکار چطور می‌خواهد رشد کند اگر کسی در مورد آن نشنیده باشد؟ در اسکیل آپ حتما توجه ویژه‌ای به بخش مارکتینگ داشته باشید و مناسب‌ترین ابزار را در جهت برندینگ و تبلیغات استفاده کنید.علاوه بر برندینگ یکی از بخش‌های مهم مارکتینگ جذب کاربر است. کسب‌وکار قرار است به واسطه‌ی رشد مقیاس‌پذیر به درآمد بالاتری برسد. پس قطعا برای تحقق این هدف به مشتری نیاز داریم! همچنین اگر تا به حال برنامه‌ای برای حضور در سوشال مدیا نداشتید، بهتر است برای ارتباط با مخاطب و روابط عمومی از طریق این کانال‌ها برنامه‌ریزی کنید.برای اسکیل آپ آماده‌اید؟ ما کمکتان می‌کنیمدر فزایش مدیران باتجربه از استارتاپ‌های مطرح کشور، که خودشان مسیر اسکیل‌آپ را با موفقیت گذرانده‌اند، شما را برای عبور از همین مسیر همراهی می‌کنند. در صورت تمایل می‌توانید سری به منتورینگ اسکیل آپ در سایت فزایش بزنید.در آخر اینکه اگر سوال، نظر و تجربه‌ای در موضوع اسکیل آپ دارید، حتما در بخش‌ کامنت‌ها برایمان بنویسید.</description>
                <category>فزایش</category>
                <author>فزایش</author>
                <pubDate>Mon, 20 Jun 2022 15:47:33 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>