<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمدفاضل نجفی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@fazelnajafi</link>
        <description>فارغ التحصیل مهندسی متالورژی - صنعتی اصفهان / دانشجوی کارشناسی ارشد جامعه شناسی - پژوهشکده امام خمینی / در جستجوی حقیقت / عاشق  ایران - عاشق اسلام</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-20 10:38:43</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/19999/avatar/RdrS5A.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمدفاضل نجفی</title>
            <link>https://virgool.io/@fazelnajafi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ازدواج نسل ما...</title>
                <link>https://virgool.io/@fazelnajafi/%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D9%85%D8%A7-cdavrttrex83</link>
                <description>به نام خدامقدمه :این روزها و سال ها که به نظر می رسد ناامیدی اصلی ترین عنصر زندگی در نسل ما را تشکیل می دهد و همچنان که در حال تلاش برای کاشتن بذری هستم که 100 سال دیگر ثمر بدهد باید بگویم در این مسیر سخن بسیار دارم و بسیار هم مورد تمسخر واقع می شوم و این طبیعی است چون عشق، هزینه دارد.در مسیر خود این بار به سراغ #ازدواج رفتم . موضوعی که بیشتر از سایر مسائل باعث شد مورد کنایه و تمسخر واقع شوم اما همچنان و اکیدا معتقدم #فرهنگ_را_ما_میسازیم و نسل ما نسلی است که با سرلوحه قرار دادن عقلانیت در مسیر خود آینده ای درخشان را برای خود و آینده مملکت خود رقم خواهد زد.حتما و طبیعتا این بررسی و نکاتی که در ادامه مطرح خواهد شد نکات ناکاملی هستند و برای تکمیل آنها نیاز به نظرات کارشناسان در حوزه های مختلف روانشناسی ، جامعه شناسی و ... دارد اما به هر حال من هم نمیتوانستم دست روی دست بگذارم تا کسی برای ما کاری بکند و اینچنین شد که تصمیم گرفتم در حد توان و وسع خود و در حد یک دانشجوی جامعه شناسی کف خیابانی به این موضوع بپردازم و انشاءالله به زودی جلسه ای حضوری برای بررسی و اشتراک گذاری بیشتر و بهتر تجارب دوستان تشکیل خواهیم داد تا بتوانیم نتیجه بهتری بگیریم.البته واضح است که در مورد موضوع ازدواج نمیتوان برای همه 1 نسخه پیچید و تجربیاتی را مطرح کرد که همه جانبه به کار همه بیاید اما حتما شنیدن نظرات و تجارب دیگران خالی از لطف نخواهد بود و کمک کننده است.امیدوارم شما عزیزان با نظرات و از جمله انتقادات خود بنده را مورد لطف قرار دهید.راه های ارتباطی بنده :شماره تلگرام و واتس اپ :09024884420ایمیل: mf.najafi95@yahoo.comاینستاگرام: @fazelnajafiمحمدفاضل نجفی – پاییز98اما اصل موضوع :چندی پیش در صفحه اینستاگرام خود سوالی به شرح زیر مطرح کردم:احتمالا شنیده اید که می گویند ازدواج در ایران مانند یک دیوار است که افرادی که این سمت دیوار هستند (مجرد) میخواهند به آن سمت دیوار بروند و افرادی که آن سمت دیوار هستند میخواهند به این سمت بیایند؛ نظر شما چیست ؟ آیا موافقید یا مخالف؟ و اگر تجربه ای دارید بفرمایید.پاسخ های زیادی از افراد مختلف به دست من رسید ؛ دختر و پسر ، مجرد و متاهل و حتی در چند مورد جدا شده.اما به خاطر محدودیت های فضای مجازی و شرایط مخصوص تایپ کردن ، دوستان سعی کرده بودند که خیلی مختصر تجربیات خود را به بنده برای اشتراک گذاری آنها با سایرین ارسال کنند و بنده هم اکنون در این متن سعی دارم علاوه برجمع بندی نظرات دوستان ، نظرات خود را نیز منعکس کنم.از نظر من ازدواج را امروزه از 2 جهت می توان بررسی کرد :- شخصی-روانشناختی- اجتماعیشخصی-روانشناختی :از این منظر که امروزه زیاد هم به آن توجه می شود سخن بسیاری گفته شده است . اینکه تیپ شخصیتی شما و طرف مقابل چه مدلی است؟ اینکه اخلاقیات فرد چگونه است ؟ زبان عشق مردان و زنان چه تفاوت هایی دارد؟ و... بررسی و توضیح این مورد بیشتر در حیطه موضوعی روانشناسی است.تنها یک نکته در این زمینه بسیار زیاد اهمیت دارد و به آن هم اشاره زیادی از طرف دوستان شده بود وآن بحث شناخت است. گرچه هنوز به خاطر شرایط فرهنگی ، مذهبی و اجتماعی به راه حل واحد و مورد قبول همه یا دست کم اکثریت خانواده ها نرسیده ایم با این حال به نکاتی اشاره می کنم که در شناخت خود حتما مدنظر قرار دهید. از هر مدلی که هست دوران آشنایی و شناخت شما( دوستی ، رفت و آمد ، آشنایی با نظارت خانواده ها و ...) این چند مورد می تواند کمک کننده باشد.البته نکات زیادی توسط مشاوران ارائه شده و می شود ، چند مورد را هم بنده به نظرم از اهمیت بالایی برخوردار است که مطرح میکنم.1-مراقب فضای فانتزی باشید:به نظر می رسد یکی از مشکلات اصلی در فضای شناخت طرفین قبل از ازدواج درگیرشدن در فضای احساسی و فانتزی است. دختر و پسری که با هدف آشنایی وارد رابطه ای می شوند (که صورت های مختلفی دارد و به شرایط فردی و خانوادگی بستگی دارد) با چندبار کافه رفتن و آهنگ برای هم فرستادن و پیاده روی زیر باران و چند پست عاشقانه به شدت وارد فضای احساسی می شوند و این در حالی است که هدف چیز دیگری بود !2-مراقب ارتباطات جنسی خود باشید:هرکدام از ما ممکن است قبل از ازدواج دچار برخی رفتارها و ارتباطات جنسی (خطرناک و یا غیرخطرناک ) شویم! ارتباطاتی که می تواند بعضا دردسر های قانونی داشته باشد و یا در بعضی شرایط طرفین را دچار عذاب وجدان و وابستگی کند و این خود مانند گردابی است که ممکن است ما را به درون خود بکشد.3-از یک مشاور کمک بخواهید:دو مورد قبل از جمله مواردی بود که به نظر می رسید کمتر در این بعد بررسی شده و به آنها اشاره می شود . به طور کلی ارتباط و شناخت زیر نظر یک مشاور بسیار کمک کننده است و او می تواند مهارت هایی را برای شناخت درست تر طرف مقابل به شما آموزش بدهد و احتمال اینکه شما از سلطه عقل خود در دوران شناخت دور شوید کمتر می شود.( این روزها هزینه های مشاوره دقیقه ای محاسبه می شود که خب این موضوع باعث شده بسیاری از خانواده ها حتی نتوانند برای دوران شناخت هم به مشاور مراجعه کنند. امیدوارم دوستان جوانی که در رشته های مشاوره و روانشناسی و ... تحصیل می کنند بتوانند با راه اندازی طرحی نو ،هم به با تجربه تر شدن خودشان کمک کنند و هم با کمک به خانواده هایی که توان مالی برای مراجعه به مشاور را ندارند یک عمل اخلاقی انسانی را رقم بزنند....)4-از یک دوست کمک بخواهید:حتی اگر نمی توانید یا نمی خواهید به هر دلیلی به مشاور مراجعه کنید،همان ابتدای امر از یک دوست کمک بخواهید . از او بخواهید چشمهایش را باز کند و در بی رحمانه ترین حالت ،مدام ارتباطات شما را کنترل کند و نکاتی را به شما متذکر شود . اگر شما از یک دوست عاقل و در عین حال دلسوز کمک بخواهید بسیار می تواند کمک کننده خوبی باشد .اگر در دوستان صمیمی خود که تعارف کلامی با آنها ندارید فردی با این ویژگی ها باشد که بسیار بهتر است.اجتماعی :ابتدا نیاز است تا تعریفی از شرایط اجتماعی بیان کنم تا بهتر بتوان در مورد این موضوع صحبت کرد. در این نوشته منظور از شرایط اجتماعی هر عامل موثر در انتخاب مناسب برای ازدواج است که طرف مقابل در کنترل آن نقش 100 درصدی ندارد مانند جهیزیه، سربازی، کار، ارتباطات خانواده ها ، انتظارات خانواده ها ، اصالت خانوادگی و ...البته در انتخاب مناسب بعضی عوامل موثر وجود دارند که بینابینی هستند و نمی توان آن ها را کاملا در دسته شخصی یا اجتماعی قرار داد.1-خطوط قرمز خود را مشخص کنیم:نکته مهم در مورد انتظارات این است که خطوط قرمز خود را از قبل مشخص کنید ! اگر میخواهید همسرتان جهیزیه خیلی کاملی داشته باشد و یا اگر برایتان مهم است که خواستگارتان شرایط کاری خاصی داشته باشد و... این حق طبیعی شماست که این نظرات را داشته باشید اما مهم این است که خودتان و عاقلانه و با در نظر گرفتن همه ی شرایط به 1 نتیجه گیری برسید . البته واضح است که در مسیر تعیین این خطوط قرمز مهم است که شما از تجربیات سایرین استفاده کنید، با دیگران مشورت کنید ، شرایط و نظرات خانواده خود را در نظر بگیرید و ... اما این نکته را فراموش نکنید که تعیین کننده نهایی خطوط قرمز شما هستید.2-صریحا خطوط قرمز خود را مطرح کنیم:آسیبی که بعضا دچارش می شویم این است که بعد از مشخص کردن خطوط قرمز از بیان کردن صریح آنها خودداری می کنیم .چراکه نگرانیم برچسب خاصی بخوریم . مانند اینکه چقدر انتظاراتش بالاست یا اینکه حتما زیر سرش بلند شده که اینقدر راحت میگیرد و ... .حتما از قبل این واقعیتی که متاسفانه در زمینه های مختلف با آن سر و کار داریم ( برچسب زدن) را به خود متذکر شوید و آمادگی هرگونه برچسب خوردن را برای خود ایجاد کنید.3-واقع نگر باشیم:شاید در تعیین خطوط قرمز این موضوع مهمترین و آسیب زننده ترین بخش باشد . پسران و خانواده هایی که به عنوان مثال انتظار جهیزیه های آنچنانی دارند ( جهیزیه ای که امروزه در حالت بسیار معمولی آن حداقل 70-80 میلیون را برای خانواده دختر آب می خورد) جهیزیه ای که اگر پدر خانواده کارمند یا کارگر یا حتی شغل آزاد داشته باشد تهیه آن بسیار هزینه بر و مشکل است .  یا دختران و خانواده های آنها که انتظار مهریه های بالا ، شرایط شغلی خیلی خاص ، پایان خدمت ، خانه و... را از داماد دارند ! پسری که اگر در شرایط معمولی لیسانس بخواهد بگیرد و سربازی هم برود حداقل 24 سال سن دارد و با فرض اینکه از خانواده ای با وضع اقتصادی خوب باشد و شغل پدری هم برای او آماده باشد و پدر برای او خانه ای تهیه کرده باشد می تواند در این سن اقدام برای تشکیل خانواده کند.قصد ندارم در این بخش به توضیحات زیادی بپردازم . طبیعی است که همه خانواده ها و همه دختران و پسران چنین انتظاراتی ندارند و شاید شما هم یکی از این افراد باشید . یا ممکن است هنگامی که این نوشته را می خوانید بگویید بقیه اینگونه هستند و من که چنین انتظاراتی ندارم! اما ما در این نوشته در مورد یک آرمان شهر صحبت نمیکنیم . صحبت های ما در مورد کف خیابان ها و کوچه ها و خانه های ایران است . بسیاری از ما هنگامی که در شرایط واقعی ازدواج قرار میگیریم طبیعتا انتظاراتی داریم که البته حق ما نیز هست. انتظار اینکه پسر شغل داشته باشد یا برنامه ای برای سربازی و تحصیل داشته باشد یا اینکه دختر بتواند جهیزیه ای معقول و حداقلی تهیه کند انتظار زیادی نیست ؛ اما هنگامی که در متن کار قرار میگیریم سیل افکار عمومی و نگاه ها ما را با خود می برد و باعث می شود انتظارات به حق ما  ، شبیه به انتظارات همه جامعه شود و این خود باعث می شود که حتی در صورت ازدواج، ریسک آسیب پذیری طرفین بالا رود یا اینکه کلا طرفین از ازدواج منصرف شوند،شرایطی که امروزه بسیاری از جوانان در آن به سر می برند.( در باب این واقع نگر نبودن، هم دختران و هم پسران سخنان بسیاری دارند که خب دوستانی که نظرات خود را برای من ارسال کردند آنهارا در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرده ام و انشاءالله در جلسه ای حضوری بیشتر پای حرف های هم مینشینیم. همچنین میتوانید برای مشاهده نظرات دوستان به صفحه اینستاگرام بنده مراجعه کنید)نتیجه گیری4-جهادکنیم:هدف من در این نوشته این نیست که توضیح واضحات بدهم یا بخواهم روضه بخوانم و فقط تحلیل کنم ! هدف اصلی من این نتیجه گیری است که نسل ما باید جهاد کند ! باید تابو شکنی کند ! باید بعضی ساختارهای کهنه و پوسیده گذشتگان را از بین ببرد و این مهم دست نیافتنی است مگر با خواستن و گفتگوی بین نسلی و در یک کلام جهاد نسل ما در فرهنگ.سالیان درازی است اگر همه درس خواندند ما هم درس خواندیم ، اگر کنش سیاسی خاصی کردند ما هم کردیم ، اگر در مسیر خاصی رفتند ما هم رفتیم ، اگر چیزی را زشت دانستند زشت دانستیم و اگر چیزی را همه خوب دانستند ما هم خوب دانستیم !نسل ما نسلی است که باید به این پیروی های کورکورانه پایان دهد ، به این تابو ها و ساختارهای کورکورانه شکل گرفته و حتی به کنش های سیاسی چشم بسته پایان دهد! نسل ما اگر میخواهد کاری انجام دهد ، اگر میخواهد تغییری تاریخی را رقم بزند جنسش از جنس عقلانیت باید باشد.از جنس عمل!  با پست و استوری و نظر و تحلیل تایپ کردن تنها، تغییری رخ نمیدهد . برای تغییر باید از خودمان شروع کنیم و به میدان عمل بیاییم. باید با صحبت و تعامل و با صبر برای شنیدن همه نظرات پای در این مسیر نهیم.در پایان امیدوارم این نوشته توانسته باشد هرچندکم به شما ،برای تامل چند لحظه ای در این موضوع مهم کمک کند.</description>
                <category>محمدفاضل نجفی</category>
                <author>محمدفاضل نجفی</author>
                <pubDate>Tue, 29 Oct 2019 19:31:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مسیرت را پیدا کن ...</title>
                <link>https://virgool.io/@fazelnajafi/%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D8%AA-%D8%B1%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%DA%A9%D9%86-yjnqfprpfk8r</link>
                <description>روز اعلام نتایج نهایی کنکور سال 92 همه ما باغ بودیم که با تماس یکی از خانواده ها متوجه شدیم که نتایج نهایی اعلام شده. تنها یک گوشی هوشمند همراهمان بود و امکان اینکه همه ما بخواهیم از آن گوشی نتیجه خود را ببینیم وجود نداشت و حتی اضطراب و حوصله جمع نیز اجازه این کار را نمیداد.هرکسی به نحوی رفت در پی نتیجه کنکورش ...مسعود ، برق صنعتی شهرداد ، معدن تهران علی نورامید، مدیریت اصفهان فاضل ، مواد صنعتی علی رضایی، مواد یزد و...نمیخواهم از مسعود که ارشدش در برق امیرکبیر رو به اتمام است یا شهرداد که ارشد را در ایتالیا شروع کرده و یا حتی از علی نورامید که رنک مدیریت بود و هست و الان ازدواج کرده بگویم ؛ میخوام از سرنوشت 2 موادی بگویم . خودم(فاضل) و علی رضایینمیتوانم بگویم آن روز ، آن عصر ،آن غروب ،دوست داشتنی بود یا نه ! هرکسی حس غریبی داشت . انگار همه تلاش های خود را مرور میکردند و در حال سبک و سنگین کردن اینکه از نتیجه خود راضی هستند یا نه  .شاید آن روز همه فکر میکردند که نتیجه فاضل بهتر از علی بود، مواد صنعتی کجا و مواد یزد کجا... اما امروز خود من سربلند اعتراف می کنم نتیجه علی بهتر بود . شاید بپرسید چرا ؟علتش این است که علی آدم مسیر مهندسی بود و من آدم آن مسیر نبودم.الان و بعد از گذشت 6 سال از آن روزها علی رضایی در مقطع کارشناسی ارشد مواد صنعتی رو به فراغت از تحصیل است و کلی فعالیت و پیشرفت علمی و کاری داشته است و خداراشکر روز به روز حرکت رو به جلو و رو به رشدی دارد و من که یک سال است مسیر درست تر خود را پیدا کرده ام به تازگی از درس و فعالیت آکادمیک لذت میبرم...در باب مقایسه علی رضایی و من خیلی حرف دارم اما خلاصه اینکه معیارهای افکار عمومی را دور بریزید رفقا ، مسیر خودتون را پیدا کنید و از بودن در آن مسیر خوش #حال باشید.پ.ن: 5 سال لیسانس صنعتی اگر بهترین دوران زندگی من نباشد یکی از بهترین هاست . اینی که من آدم مهندسی نبودم به این معنی نیست که من در صنعتی خوشحال نبودم. خوشحالی را باید بسازید ؛ جایی وجود ندارد.</description>
                <category>محمدفاضل نجفی</category>
                <author>محمدفاضل نجفی</author>
                <pubDate>Sun, 20 Oct 2019 08:35:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فَكَيْفَ أَصْبِرُ عَلَىٰ فِرَاقِكَ</title>
                <link>https://virgool.io/@fazelnajafi/%D9%81%D9%8E%D9%83%D9%8E%D9%8A%D9%92%D9%81%D9%8E-%D8%A3%D9%8E%D8%B5%D9%92%D8%A8%D9%90%D8%B1%D9%8F-%D8%B9%D9%8E%D9%84%D9%8E%D9%89%D9%B0-%D9%81%D9%90%D8%B1%D9%8E%D8%A7%D9%82%D9%90%D9%83%D9%8E-r6bhm9anoydv</link>
                <description> من عاشق و پیرو دینی هستم که امام اول آن در دعای کمیل در اوج عشق بازی با خدای خود می گوید:  فَهَبْنِي يَا إِلهِي وَسَيِّدِي وَمَوْلاَيَ وَرَبِّي، صَبَرْتُ عَلَىٰ عَذَابِكَ، فَكَيْفَ أَصْبِرُ عَلَىٰ فِرَاقِكَ ؛ یعنی خدای من اشتباهاتی که کردم را ببخش ، گیریم که بر عذابت صبر کردم ، چگونه دوری ات را تحمل کنم...چند روزه توجهم عجیب به این فراز از دعای کمیل جلب شده و دارم کِیفشو میبرم...هر توضیح اضافی هم از حلاوت این عبارت کم می کند:)</description>
                <category>محمدفاضل نجفی</category>
                <author>محمدفاضل نجفی</author>
                <pubDate>Sat, 13 Jul 2019 13:21:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بذر صد ساله فرهنگ :)</title>
                <link>https://virgool.io/@fazelnajafi/%D8%A8%D8%B0%D8%B1-%D8%B5%D8%AF-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-s3rzuu8h7d8d</link>
                <description> به نام حضرت صاحب قلم در قسمت قبلی از این نوشته به این موضوع پرداختیم که یک جامعه مانند اتوبان است و مردم آن مانند راننده ها و این موضوع اشاره شد که  راه حل  بهتر برای آنکه ما بتوانیم به راحتی در این اتوبان زندگی کنیم و اساسا اتوبان خوب و قابل استفاده ای داشته باشیم این است که کاستی ها و یا اصلاحاتی که اتوبان نیاز دارد را انجام دهیم ( اصلاح ساختار) و همزمان با آن (اصلاح رانندگان) سایرین داشته باشیم . دقت کنید که ساختار خراب نمی تواند انسان های سالمی پرورش دهد و انسان های ناسالم هم نمی توانند ساختاری سالم تولید کنند...در این قسمت از نوسته قرار شد که به وظیفه ای که یک راننده می تواند در  &quot;دواصلاح&quot; داشته باشد چیست بپردازیم. بدین منظور مواردی به ذهن بنده می رسد که به صورت موردی خدمت شما اشاره می کنم ؛ فکر میکنم گرچه شاید در ظاهر بی ربط به هم باشند این موارد،ولی در مجموع در انتقال منظور به بنده کمک کند : 1- منظور از اصلاحی که در اینجا به کار می رود به هیچ عنوان اشاره به جریان اصلاح طلبی حاضر در مملکت و یا شخص خاصی به عنوان اصلاح طلب ندارد و منظور اصلاح به ما هو اصلاح است . چرا که در سال های اخیر لغت اصلاحات بازیچه دست هرکسی شده و تنها به افراد خاصی ( درست یا غلط) نسبت داده می شود . در صورتی که همه ما باید اصلاح طلب به معنای حقیقی باشیم چراکه روزی که ما تصور کنیم کامل هستیم و دیگر نیازی به تغییر و اصلاح نداریم روز آغاز نابودی ماست .2- یکی از سوالات اساسی که در مباحث مختلف از جمله مباحث فلسفی و جامعه شناسی مطرح بوده و هست بحث اصالت فرد و جمع است .یعنی فلسفیان می گویند آیا وقتی اجتماعی تشکیل می شود در کنار اصالتی که افراد آن دارند جامعه هم اصالتی خاص پیدا میکند یا خیر ؟ که پاسخی طولانی دارد که در باب موضوعی این نوشته نمی گنجد .و گروه دیگر جامعه شناسان این سوال برایشان مطرح می شود که آیا در بررسی های اجتماعی واحد های اجتماعی را باید افراد در نظر گرفت یا واحد های اجتماعی و در پاسخ به این سوال جامعه شناسان پاسخ های مختلفی ارائه داده اند .3- بسیاری از دوستان به بنده می گوید که ما ناامید هستیم و دلایل مختلف و بعضا قانع کننده ای هم دارند ؛ از جمله آنکه از ساختاری بودن فساد گلایه مند هستند ،از همه گیر بودن آن ، از تلاش های بی نتیجه خود برای اصلاح سایرین گلایه دارند و مواردی اینچنینی باعث نا امیدی آنها شده است .4- به مثال اتوبان خود بازگردیم . زمانی که یک راننده تصمیم میگیرد درست رانندگی کند و سایر رانندگان را هم دعوت به درست راندن بکند احتمال موفقیت او به دلیل آنکه فرهنگ غلط رانندگی بر اتوبان حاکم است قادر نخواهد بود کاری کند ، پس راحل حل چیست ؟موضوع اول آن است که موضوع را فراتاریخی بنگریم . یعنی راننده اراده کند و قبول کند که اصلاح رانندگی سایرین یک شبه و یک هفته ای و یک ماهه و یک ساله امکان پذیر نیست . ممکن است گاهی اوقات توفیق هایی حاصل شود اما اصل فرهنگی باقی می ماند . پس باید هدف گذاری 100 ساله داشته باشیم !موضوع دوم آن است که هدف گذاری 100 ساله ، صبر و امید 100 ساله هم میخواهد . ما نمیتوانیم بذری را که میدانیم 100 سال دیگر محصول میدهد الان بکاریم و مدام گلایه مند باشیم که چرا  الان محصول نمیدهد ! البته این نکته مهم است که ما به محصول دهی 100 سال دیگر ایمان و اعتقاد داشته باشیم .موضوع سوم آن است که  ریشه اصلاح فرهنگی و تاریخی باید از جنس دانش و آگاهی باشد . زمانی که متوسط آگاهی حقیقی مردم و نه آگاهی های کاذبی که از طرق مختلف امروزه به دست می آید افزایش یافت می توان گفت که بذر ما ریشه دوانده و زمان درو کردن محصول فرا میرسد ( 100 سال دیگر!)البته که فعالیت های فرهنگی نمادین هم اثرات خود را دارد اما بحث ما در اینجا اصلاحات اساسی و ریشه ای است .موضوع چهارم آنکه زمانی که آگاهی هر راننده بالا رود ، حداقل تغییری که میتواند ایجاد کند تربیت فرزندانی با فرهنگ صحیح است . زمانی که شما پدری آگاه و مخصوصا مادری آگاه باشید میتوانید فرزندانی آگاه تربیت کنید و زمانی که تمام فرزندان این خاک، آگاه باشند (حتی با وجود اختلاف نظر ها) روز برداشت محصول است .موضوع نهایی : آگاهی ،  از جنس قلم است . یا خواندن قلم سایرین ، یا قلم زدن برای سایرین ...این موارد در باب آگاهی و اصلاح فردی بودند . در باب اصلاحات ساختاری مطالب رنگ و بوی سیاسی پیدا میکند که انشاءالله در زمانی دیگر مطرح میشود.یا علی </description>
                <category>محمدفاضل نجفی</category>
                <author>محمدفاضل نجفی</author>
                <pubDate>Sat, 19 Jan 2019 10:46:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جامعه و اتوبان !</title>
                <link>https://virgool.io/@fazelnajafi/%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D9%88-%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%A8%D8%A7%D9%86-m771mjfgashq</link>
                <description>  به نام خدا فرض کنید درون اتوبانی در شهر در حال حرکت هستید .تعداد زیادی از ماشین ها مرتبا در حال عوض کردن خط هستند ، تعدادی از ماشین ها بدون راهنما زدن از اتوبان خارج می شوند ، برخی حرکات نمایشی انجام میدهند، برخی حداقل و حداکثر سرعت اتوبانی را رعایت نمیکنند ، بعضی از راست سبقت میگیرند و ...حال در این بین شما تصمیم دارید که درست رانندگی کنید ؛موقعی که راننده ای ناگهان خط عوض کرده و جلوی شما می پیچد یا ناگهانی سرعت خود را کم می کنید یا اینکه شما هم خط عوض کنید تا تصادفی پیش نیاید و مجموعا مجبور می شوید شما هم با کاری غیر قانونی رفع خطر کنید.ساختار جامعه هم مانند همین اتوبان است .ممکن است حتی هشتاد درصد راننده ها هم تصمیم به درست و قانونی رانندگی کردن داشته باشند اما هنگامی که ساختار رانندگی در اتوبان غیرقانونی و ناصحیح باشد شما ناچار هستید تا بعضی اوقات تصمیم خود را زیر پا گذاشته تا بتوانید سالم بمانید.شاید اکنون در جامعه ما هشتاد درصد مردم تصمیم به زندگی پر تلاش با رعایت فرهنگ شهروندی ، بدون رانت ، بدون رشوه دادن و گرفتن ، بدون پارتی بازی و با وجدان کاری بالا و ... گرفته باشند . اما چون ساختار ها مشکل دارد ، برای پیشبرد کار خود مجبور به انجام یکی از این کارها می شوند .راه حل چیست ؟مثال اتوبان را در نظر بگیرید . راه اول این است که ما کلا اتوبان را خراب کنیم ، اتوبان جدیدی بسازیم و قوانین جدیدی بر اتوبان حاکم کنیم.راه دوم این است که خسته نشویم! سعی کنیم اگر اتوبان تغییرات زیر ساختی نیاز دارد انجام دهیم و بی قانونی را تبدیل به ناهنجاری کنیم! تا رانندگان خاطی حتی اگر بخواهند حرکات نمایشی انجام دهند ، خط عوض کنند و ... ساختار اجتماعی و هنجار اجتماعی این اجازه را به آنها ندهد .برای درک بهتر مفهوم هنجار به این فکر کنید چرا امروزه افراد به عنوان مثال بدون شلوار و با فقط با شورت به خیابان ها نمی آیند ؟ درست است . چون با شورت بیرون آمدن یک ناهنجاری حساب می شود.راه اول در اجتماع همان انقلاب است . راهی که شاید برای کوتاه مدت بتواند مردم را مجبور به کاری بکند اما به تدریج هنجارهای مردم بر ساختار غلبه پیدا می کند و همان آش و همان کاسه ...راه دوم در اجتماع اصلاح است .اصلاحی که دو طرفه است . اصلاحی که هم ساختار در تلاش برای بسترسازی یک زندگی شرافتمندانه برای مردم است و هم مردم در جهت اصلاح خود قدم بر میدارند .و این ، رابطه ای 2 طرفه است . یعنی نه تنها تغییر و تحول ساختار به تنهایی نمی تواند راه حل مشکلات باشد بلکه اصلاح فردی مردم هم در یک ساختار فاسد اثری ندارد و باعث می شود هرشخصی که وارد ساختار شود به سمت فساد سوق داده شود ، حتی اگر نخواهد. ( مثال رانندگی را در نظر بگیرید)لطفا این بار که در حال گذر از اتوبان هستید بیشتر به نقش دوطرفه ساختار و افراد دقت کنید .در نوشته بعدی انشاءالله به این موضوع خواهم پرداخت که نقش ما به عنوان یک راننده در این اتوبان چیست ؟اصلا یک راننده چقدر می تواند موثر باشد ؟یا علی </description>
                <category>محمدفاضل نجفی</category>
                <author>محمدفاضل نجفی</author>
                <pubDate>Fri, 28 Dec 2018 11:35:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استخر و #امید ...</title>
                <link>https://virgool.io/@fazelnajafi/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%B1-%D9%88-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF-hzhtp4ayuddn</link>
                <description> رفته بودم استخر ، نجات غریق چند ثانیه ای در چشمانم نگاه کرد و گفت اصفهانی هستی ؟!!! و اولین کلام من با او این بود که از کجا فهمیدی ؟ چون معمولا بعد از حرف زدن خیلی ها تشخیص میدهند که اصفهانی هستم اما تا به حال کسی با چند ثانیه نگاه تشخیص نداده بود. پاسخ داد چون بیشتر شناگران خوب کشور یا مشهدی هستند و یا اصفهانی  #تعریف-از_خود :)))چند دقیقه بعد گفت :ببخشید اقا من 1 رفیقی داشتم که عاشق 1 دختر اصفهانی بود اما به او دختر ندادند و رفیق ما بعد از گذشت 2 سال هنوز ناراحت است . نمیدانستم چه پاسخی باید به او بدهم . یعنی در اصل هنوز درک نکرده بودم چرا ناگهان این سوال را از من پرسید ! از او سوال کردم اهل کجاست و او اهل بهبهان استان خوزستان بود . از جنس صمیمیتش به راحتی میشد حدس زد که از خطه جنوب کشور است .سید بود.چند دقیقه ای بعد مجددا من را دید و گفت ببخشید من از شما به عنوان 1 دانشجوی زبده کشور!!!!!! سوال دارم . و ادامه داد شرایط آینده را چگونه ارزیابی میکنید ؟توی آب،خشکم زد!تا به حال هیچ غریبه ای این سوال را از من نپرسیده بود و هنگامی که دوستانم که از آنها شناختی نسبی داشتم این سوال را از من میکردند عمدتا از لزوم اصلاح فکری و فرهنگی برایشان میگفتم ؛اما این بار پرسشگر متفاوت بود ! از او پرسیدم منظورت از چگونه ارزیابی میکنید چیست ؟ و او گفت یعنی اوضاع اقتصادی برای اقشار ضعیف بهبود پیدا میکند ؟!!!نمیدانستم از ضرورت کار فرهنگی برایش صحبت کنم یا تحلیل سیاسی اقتصادی برایش ارائه کنم ؛شاید برای اولین بار بود حسی از این جنس را تجربه میکردم پاسخ من این بود : من اساسا انسانی خوشبین و امیدوار به آینده هستم سید . انشاءالله درست میشود فکر میکنم جواب خوبی بود او نیاز به تحلیل و پرحرفی کسی نداشت ؛شاید حوصله اش را هم نداشت او نیاز به امید داشت همه ما نیاز به امید داریم یاد این جمله افتادم هیچگاه امید کسی را نگیرید ، شاید آخرین چیزی باشد که برایش باقی مانده است.امید، انگیزه جنگندگی من است.من به آینده این خاک،  #امیدوارم  .</description>
                <category>محمدفاضل نجفی</category>
                <author>محمدفاضل نجفی</author>
                <pubDate>Fri, 02 Nov 2018 08:34:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شروع در ویرگول...</title>
                <link>https://virgool.io/@fazelnajafi/%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D8%AF%D8%B1-%D9%88%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%84-dxivnm04m0kq</link>
                <description>فرصت خوبی به دست آورده ام.تغییر رشته از مهندسی به جامعه شناسی ...خوابگاه و جنس تنهایی هاش ...دوری از هیاهوی روزانه و شروع سیر های مطالعاتی ام ...پاطوق ام اینستاگرام بوداما برای نوشتن متن های تحلیلی تر ظرفیت اینستاگرام کم بود با ویرگول شروع میکنم ...</description>
                <category>محمدفاضل نجفی</category>
                <author>محمدفاضل نجفی</author>
                <pubDate>Tue, 30 Oct 2018 11:13:55 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>