<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های sara abd</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@fereshteh_beri</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 17:51:22</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/513674/avatar/lC2GS7.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>sara abd</title>
            <link>https://virgool.io/@fereshteh_beri</link>
        </image>

                    <item>
                <title>سیم آخر..</title>
                <link>https://virgool.io/@fereshteh_beri/%D8%B3%DB%8C%D9%85-%D8%A2%D8%AE%D8%B1-tshl8qtlddok</link>
                <description>چند وقت پیش یه ویدئو از سحر دولت شاهی دیدم که تو یه مصاحبه گفت نقطه عطف زندگیش جایی بود که هیچ چیز برای از دست دادن نداشت و ...فک کنم تو یه سنی ممکنه آدم بزنه به سیم آخر ، تمام داشته هاشو نادیده بگیره و بزنه خراب کنه همه چیو...الان برای من اون نقطه از زندگیه:1- از کاری که بلد بودمو و پول در می آوردم و هنوزم کلی ازم می خوان که بمونم دارم می زنم بیرون که مثلا ببینم اصن من کی ام ،چی ام ،چی می خوام!!2- من بچه ننه و بابایی می خوام برم یه مدت تنها تو طبیعت زندگی کنم.3- عشق رو بقچه پیچش کردم و گوشه قلبم گذاشتم( بهتره همون جا بمونه می ترسم بیارمش بیرون هر چی که ازش باقی مونده رو به گند بکشه)ممکنه ته همه اینا خوب نباشه ، ممکنه خانواده ام از من ناراحت شن که می خوام تنها باشم ولی خب سعی می کنم تعاملاتی داشته باشم و اینکه الان فک می کنم برای اولین بار تو زندگیم خودم از همه مهمترم.شاید بی پولی در انتظارم باشه که برام وحشتناکه ، به هر حال تجربه ثابت کرده هر جا ترمز خودمو تو کار نکشیدم مریضی باعث شده به خودم استراحت بدم پس فک کنم لازمه این وقفه ،حتی اگه بعدش مجبور شدم یکم سطح توقعمو بیارم پایین.در مورد عشق ولی این بهترین تصمیمه ، یه وقتایی یه چیز ارزشمند رو که کلی از عمرت با جون و دل ازش محافظت کردی و کلی جنگیدی بهتره بزاریش تو گاو صندوقت و فقط خیالت راحت باشه جاش امنه( تا ابد که نمی شه جنگید )رها رها رها من</description>
                <category>sara abd</category>
                <author>sara abd</author>
                <pubDate>Mon, 27 Dec 2021 10:41:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دلم بغل می خواد</title>
                <link>https://virgool.io/@fereshteh_beri/%D8%AF%D9%84%D9%85-%D8%A8%D8%BA%D9%84-%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%AF-enkgoms4nhvb</link>
                <description>چند روز پیش داشتم به این فک می کردم که آخرین باری که مامانم رو بوسیدم و یا بابامو بغل کردم کی بود؟چه جوری می شه لمس کردن رو از محبت کردن یا محبت دیدن حذف کرد؟ فک کنم نمی شه یا حداقل خیلی هامون اینجوری بزرگ شدیم که وقتی یکیو خیلی دوست داریم محکم ماچش می کنیم یا حتی تو مناسبتها حداقل یه بغل کوچیکم شده می کردیم.و تازگی به این نتیجه رسیدم کنار غمهای ریز و درشت زندگیم، کنار نرسیدنها به آرزوهام و کنار تمام مشکلات دیگه ،این 1 سال و خورده ای کمبود محبت هم بهم اضافه شده و حتی یه جورایی به یه غم ثابت تو زندگیم تبدیل شده.امیدوارم 10 سال دیگه که با خودم نشستم حسرت بغل نکردن مامان و بابام به دلم نمونده باشه ، یا فک نکنم آخرین باری که از ته دل خندیدم کی بود ، یا چرا انقدر زود دیگه هیچ آرزویی برام نموند و یا اینکه نگم چرا در عاشقیمو بستم و قفلش کردم و خیلی چیزای دیگه…اون چیزی که برام روشنه اینه که شاید خیلیامون میان سالی غم انگیز و پر از تنهایی داشته باشیم و هر بار که بهش فک می کنم بیشتر دلم می خواد تلاش نکنم وقتی تهش معلومه..</description>
                <category>sara abd</category>
                <author>sara abd</author>
                <pubDate>Mon, 19 Apr 2021 10:11:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فال حافظ</title>
                <link>https://virgool.io/@fereshteh_beri/%D9%81%D8%A7%D9%84-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-mj35ncf4d1gz</link>
                <description>تعطیلات عید هم رسما از امروز برای من تموم شد و با کلی انرژی ذخیره شده سال کاری 1400 رو شروع کردم خیلی جاهای تهران رو پیاده گشتم و تو کلی کافه روباز خوش حس قهوه عالی خوردم( ممنوعیت نوشیدن قهوه رو هم جدی نگرفتم ).یه چیز در گوشی بهتون بگم که فال حافظم گرفتم و ازش خواستم برای نیتم زمان بده و حضرت هم فرمودند: &quot; خاصه اکنون که صبا مژده فروردین داد &quot;  حالا من یک عدد آدم سرخوش شدم که در کنار لذت بردن از هوای خوب و خلوتی تهران چشم انتظار گرفتن حاجتمم.بریم کارامونو بکنیم و عصری بزنیم به دل خیابون و ولیعصرگردی ، حدفاصل نیایش تا عباس آباد کافه سر باز داریم؟؟</description>
                <category>sara abd</category>
                <author>sara abd</author>
                <pubDate>Sat, 27 Mar 2021 13:27:06 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>صبر صبر صبر ...</title>
                <link>https://virgool.io/@fereshteh_beri/%D8%B5%D8%A8%D8%B1-%D8%B5%D8%A8%D8%B1-%D8%B5%D8%A8%D8%B1-witt5savr5hj</link>
                <description>دقیقا نمی دونم چه طوریه ولی اینو خیلی شنیدم و دیدم که دنیا می گرده نقطه ضعف و یا خط قرمزتو پیدا می کنه و به بدترین حالت می کوبه توی صورتت ، چی جوری و طی چه مکانیزمی حتی مواردی که جز خودت هیچکیس نمی دونه رو پیدا می کنه واقعا جای شگفتی داره!برای من صبور بودن بود ، هیچ وقت نمی تونستم صبر کنم همه چیز رو در لحظه می خواستم و به خیلی هاش هم رسیدم،برای هر چیزی که می خواستم حاضر نبودم خیلی وقت بگذارم ولی اونی زمانی رو که براش می گذاشتم مفیدترین حالت ممکن بود ، مثلا برای کنکوری که همه باید 1 سال درس می خوندن من 1 ماه وقت گذاشتم ، مقامی که شاید 15 تا 20 سال تجربه بخواد من خیلی زود بهش رسیدم و خیلی چیزای دیگه ...ولی نمی دونم یه بن بست هایی چه جوری تو زندگی آدم ظاهر می شه که نمی شه هیچ کاری براش کرد ،و سالهاست که محکومم کرده به صبر حتی شهامت پشت سر گذاشتنش رو ندارم فقط دارم صبر می کنم تا چیزی اتفاق بیفته که حتی می دونم لزوما مثبت کامل نیست و بازم در صورت اتفاقش صبورتر باید باشم.دیشب غمگینانه ترین تولدم در کنار عزیزترینام بود و من با تمام وجودم حس کردم که حتی وقتی وسط یه جمع پر از عشقی چقدر می تونی احساس تنهایی و غم داشته باشی.تولدم احتمالا مبارک</description>
                <category>sara abd</category>
                <author>sara abd</author>
                <pubDate>Thu, 21 Jan 2021 09:57:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پادکست عشق</title>
                <link>https://virgool.io/@fereshteh_beri/%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%B9%D8%B4%D9%82-n7cjyzytmjbr</link>
                <description>امروز یه پادکست فوق العاده گوش دادم ، انقدر تاثیر گذار بود که خیلی جاهاش ناخودآگاه بغض کردم ، نمی دونم دلیل بغضم دقیقا چی بود ولی جملاتش رو با جون دلم می فهمیدم و درک می کردم و احتمالا یاد روزایی منو می نداخت که می شد درست کرد و نکرد ( البته که وقتی فک می کنم بهش می دیدم دیر یا زود از هم می پاچید چون احتمالا من به یه آدم گوشه گیر و افسرده تبدیل می شدم و اون این آدمی که می ساخت رو بعدا دوست نمی داشت!!)خب فک کنم اگر برای کسایی که تو دل یه رابطه هستن یا بعدا می خوان برن تو رابطه ای که قصدشون ساختن اون رابطه است ، شنیدن پادکست عشق رادیو راه از اوجب واجباته.پ ن : ماهیت عشق بی توقعی و تغییره به نظرم ، تبدیلت می کنه به صبور ترین و از خود گذشته ترین آدم روی زمین ، انقدری با اونی که هستی فرق خواهی کرد که خودتم متعجب می شی .پ ن 2: اگه گوش دادینش بهم بگین از بین لایه های مه با چند تاش دست و پنجه نرم می کنن؟</description>
                <category>sara abd</category>
                <author>sara abd</author>
                <pubDate>Tue, 12 Jan 2021 11:49:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درون گرایی یا برون گرایی؟!!!</title>
                <link>https://virgool.io/@fereshteh_beri/%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D9%88%D9%86-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-akhulfulm5lo</link>
                <description>راستش من عاشق برنامه ریزی هستم و اکثرا می تونم کامل انجامشون بدم البته توش استثنا هم هست مثه تحویل پایان نامه ام که واقعا نمی دونم چرا نمی تونم انجامش بدم.آخرهای آبان امسال زندگیم تو 24 ساعت از این رو به اون رو شد و تمام برنامه ریزی هامو به هم زد و یه جوری زندگیم نابود شد ، دکترم توصیه کرده حرفها و احساساتمو بروز بدم و تشویقم کرده به صحبت کردن ، و این سخت ترین کار ممکنه برای یک درون گرابرای 6 ماهه آینده ام یه برنامه ریزی حسابی کردم و یکی از مواردش یاد گرفتن هنر انتقال منظور و حرفهامهکه فک می کنم بتونم با وبلاگ نویسی یادش بگیرم و در کنارش احتمالا با خوندن وبلاگ های دیگه هنر گوش دادن رو هم تمرین می کنم</description>
                <category>sara abd</category>
                <author>sara abd</author>
                <pubDate>Sat, 09 Jan 2021 15:17:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>big little lies</title>
                <link>https://virgool.io/@fereshteh_beri/big-little-lies-nymox2masjn9</link>
                <description>دیروز سریال big little lies  رو تموم کردم البته کلا دو هفته طول کشید تموم کردنش و کاملا میخکوبم می کرد، به نظرم فقط یه سریال نبود کلاس روانشناسی بود ، از آموزش گرفته تا اون لحظه هایی که همزاد پنداری می کردی و یه رفتارهای وحشتناکی رو می دیدی که تو خودت هم هست و به خودت می آی که زندگی چقدر غیر قابل پیش بینیه......این غیر قابل پیش بینی بودن رو با گوشت و پوست و استخونم می فهمم</description>
                <category>sara abd</category>
                <author>sara abd</author>
                <pubDate>Wed, 30 Dec 2020 10:52:09 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>