<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Hossein Fetri</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@fetrihossein701</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 17:15:04</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2434822/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Hossein Fetri</title>
            <link>https://virgool.io/@fetrihossein701</link>
        </image>

                    <item>
                <title>هنر جنگ</title>
                <link>https://virgool.io/@fetrihossein701/%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF-cvbmuntsebzy</link>
                <description>فیلم میم مثل مادر به نویسندگی و کارگردانی مرحوم رسول ملاقلی‌پور محصول سال 1385 است. این فیلم که در ژانر اجتماعی است، پانزدهمین و آخرین فیلم این کارگردان می‌باشد، که‌ در زمان اکران با استقبال خوبی روبه‌رو شد. فیلمی که به عنوان نماینده‌ ایران در هشتادمین دوره اسکار انتخاب گشت، ولی از رقابت در مسابقه بازماند. این فیلم در ادامه آثار ملاقلی‌پور نشانگر سرریز کردن مسایل دفاع مقدس به دوران پس از آن و جامعه کنونی است. به گفته او اگر قرار است درباره سینمای جنگ چیزی گفته شود، باید با بیان جدید آن را مطرح کرد تا نسل امروز آن را پس نزند.داستان فیلم: سهیل یک دیپلمات و سپیده یک ویولونیست در انتظار تولد نوزادشان هستند. سونوگرافی نشان می‌دهد به علت شیمیایی شدن سپیده در زمان جنگ، نوزاد با نقص سیستم تنفسی و اعضای حرکتی به دنیا می‌آید. سهیل که موقعیت کاری خود را به دلیل سفرهای خارج از کشور در خطر می‌بیند، به سپیده می‌گوید جنین را سقط کند.سپیده با اینکه دلش راضی نبوده اما به مطب دکتر می‌رود ولی خیلی زود پشیمان می‌شود و فرار می‌کند. سهیل از سپیده می‌خواهد بین نوزاد و طلاق یکی را انتخاب کند و آن‌ها از هم جدا می‌شوند. بعد از گذشت سال‌ها سعید همان فرزند ناقص، پسر کوچکی شده که با وجود مشکلاتش، مستقل و فعال است و هنر مادرش را هم به ارث برده است.سهیل که همه دنیا را گشته اما آرام نگرفته به سراغ زن سابق خود می‌آید و با دیدن وضعیت جسمانی سعید، به او پیشنهاد می‌دهد سعید را در آسایشگاه بگذارد اما او قبول نمی‌کند. سعید وقتی دلیل ترک شدن توسط پدرش را می‌فهمد دچار بحران روحی می‌شود. سپیده هم که از گذشته آثار شیمیایی داشته مریض می‌شود و در بستر بیماری می‌افتد. کنسرت بزرگ سعید و بچه‌های معلول به خوبی برگزار می‌شود و سهیل هم که به تردید خود غلبه کرده به کنسرت می‌آید و سپیده هم در لحظات پایانی می‌رسد.تحلیل فیلم: روشن نبودن موضوع و نحوه‌ی مواجهه‌ی فیلمساز با آن، بزرگترین ایراد میم مثل مادر است. در واقع ملاقلی‌پور از یک سو در شناساندن دغدغه‌اش به مخاطب کوتاهی کرده، از سویی دیگر موضع مبهم و نامشخصی نسبت به این دغدغه‌اش می‌گیرد. فیلمساز گاهی به مشکلات جسمی و روحی بعد از جنگ گریز می‌زند، و گاهی هم به نکوهش سقط جنین می‌پردازد.دیگر نکته منفی در فیلم، شخصیت روبیک است که به راحتی می‌شود آن را حذف کرد، بدون آنکه مشکلی در پیشبرد داستان به وجود بیاید. فقط بازی خوب جمشید هاشم پور است که این کاراکتر را قابل تحمل کرده. کارگردان با خلق این شخصیت می‌خواسته ادای دینی به حضور اقلیت‌های دینی در جنگ تحمیلی کرده باشد، اما باید به نکته توجه کرد که رعایت اصول درام، پردازش قوی شخصیت‌ها و گذاشتن درست آن‌ها در دل قصه، مهمترین نکات و اصول فیلمنامه‌نویسی است.</description>
                <category>Hossein Fetri</category>
                <author>Hossein Fetri</author>
                <pubDate>Fri, 16 Jun 2023 10:27:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هنر جنگ(تحلیل فیلم آژانس شیشه ای)(ایثار)</title>
                <link>https://virgool.io/@fetrihossein701/%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%A2%DA%98%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D8%B4%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%A7%DB%8C%D8%AB%D8%A7%D8%B1-jn3w5valrsb0</link>
                <description>آژانس شیشه‌ای می‌تواند تا حدودی بیانگر واقعیت متضاد جامعه ما باشد؛ جامعه‌ای که اجزای آن در تمام سطوح و حتی در سطح فرد دچار تضاد و گاه تناقض می‌شود. منظورم از تضاد، تضاد ناشی از منافع نیست که اگر چنین بود، اشکال چندانی نیست بلکه تضاد جامعه ما از نوع تضادهای غیرمنطقی و غیرکارکردی است؛ تضادهایی که ناشی از شقه‌شدن جامعه می‌شود؛ تضادی که به دلیل دخالت بی‌رویه قدرت در تمام سطوح اجتماعی به وجود می‌آید. مردم و حاج‌کاظم گویی از دو سیاره متفاوت آمده‌اند. مردم موجود در آژانس خواستار پرداخت پول به حاج‌کاظم هستند ولی او این موضوع را - بحق - توهین تلقی می‌کند اما مردم هم حق دارند، زیرا نمی‌پندارند چرا آنان باید گروگان گرفته شوند.مردم بحق فکر می‌کنند، کسی که می‌تواند برای حاج‌کاظم و عباس هواپیمای اختصاصی بفرستد، چرا در ابتدا مشکل بلیت یا نیازهای مالی آنان را حل نمی‌کند تا اوضاع به چنین وضعی برسد؟ چه عواملی مانع حل مشکلات رزمندگان است؟ مگر نه اینکه قدرت مدعی حمایت از اینان است و مگر نه اینکه تمام امکانات نزدش است؟ پس چرا برای حل مشکلی که درنهایت هم به دست قدرت حل می‌شود، مردم باید گروگان گرفته شوند؟ چرا مردمی باید مورد حمله قرار گیرند که تعلق‌خاطر کمی میان آنان با کسانی وجود دارد که باید مشکل عباس و کاظم را حل کنند؟ این تضادی غیرکارکردی است که در تمام عرصه‌های محیط اجتماعی ما نفود دارد و منشاء آن قدرت است. این تضاد در نیروهای دولتی هم وجود دارد؛ رفتار آن دو نفری که برای ختم غائله می‌آیند مبین این واقعیت است. اگر از این زاویه به موضوع نگاه کنیم، هیچ‌کس قهرمان این داستان نیست. اصولا قهرمانی در فیلم نداریم، نقش اول ولی منفی فیلم، قدرت است؛ قدرتی که تا لحظه بحرانی‌شدن اوضاع سکوت می‌کند و در پایان، حاتم‌بخشانه یک هواپیمای اختصاصی در اختیار عباس و کاظم قرار می‌دهد. این فیلم استیصال گروهی از اعضای جامعه را نشان می‌دهد. صحنه‌ای که حاج‌کاظم سلاح آن فرد نظامی را می‌گیرد، نقطه عطف فیلم است. حاج‌کاظم تا قبل از آن فرد مستأصلی بود که در مواجهه با محیط خارجی ضعیف می‌نمود، به‌طوری که از عصبانیت شیشه را با سر شکست؛ انسانی عصبانی که به هیچ‌وجه توان توجیه واقعیت را ندارد. انسانی که حاضر است از خود بپرسد که اگر تو در آن داستانی که تعریف می‌کنی در نقش جنگجویی بودی که برای بیرون کردن دیو اقدام کردی - دیو که جشن مردم را مورد تهدید قرار داده بود- در این صورت چرا پس از موفقیت در جشن مردم شرکت نمی‌کنی؟ البته واضح است که جشن را حاج‌کاظم و دوستانش به گونه دیگری تعریف می‌کنند و همین، نقطه افتراق و جدایی است. بدون‌شک حماسه هشت سال مقاومت در مقابل دشمن در تاریخ این سرزمین می‌ماند و باید هم بماند. این یکی از ملی‌ترین جنگ‌هایی است که برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی و هویت ایران و ایرانیان انجام شد، ولی این جنگ ضعف‌هایی هم داشت، به دلیل برخی شعارهای آن و پیدا کردن سابقه صرفا مذهبی و کمرنگ کردن وجهه ملی آن، که در عمل هم مشارکت عددی را کم کرد و نوعی فاصله و شکاف میان رزمنده و جامعه ایجاد کرد که به مرور زیادتر شد، به‌طوری که رزمنده جنگ به دلیل جنگیدن برای خود در عرصه اندیشه و سیاست و فرهنگ جایگاه ویژه‌ای قائل است؛ جایگاهی که مسلما با جنگیدن نصیب هیچ‌کس نخواهد شد. به همین دلیل تا هنگامی که این رزمنده در جامعه ایران همچون شهروندان آژانس شیشه‌ای دیگر زندگی می‌کند، نمی‌تواند با تکیه بر آن سابقه جنگی‌اش چیزی بیش از احترام و نیز امتیازهای مادی (که حق آنان است) طالب باشد. او نمی‌تواند صرفا با تکیه بر این سابقه خود را در هر حوزه‌ای محق بداند. هر حوزه‌ای قواعدی دارد که باید آن قواعد را پذیرفت و طی کرد؛ به همین دلیل تا هنگامی که دست رزمنده خالی است مستأصل است، ولی هنگامی که سلاح به دست می‌گیرد، قهرمانان عوض می‌شود، شور و نشاط و سرعت و اراده و... در او ظاهر می‌شود، امر و نهی می‌کند، ولی فراموش نکنیم حتی در این حالت هم وقتی با منطق مردم یا آن پلیس مواجه می‌شود، درمی‌ماند.گروگان‌ها مردم منفعلی هستند که در این بازی شرکت ندارند یا شرکت داده نمی‌شوند. بنابراین فیلم مدافع خشونت‌طلبی هم نیست. گرچه اشاره کردم که در مقام نقد فیلم نیستم ولی به نظرم کارگردان و نویسنده نسبت به مردم قدری کم‌لطفی کرده‌اند. آنان که آنجا بودند نماینده بخش زیادی از جامعه ما نیستند. اگر قصد فیلمساز به نمایش درآوردن همه جامعه بود، بهتر آن بود که گروه‌های دیگری را هم وارد ماجرا می‌کرد. شاه‌بیت فیلم، همان نامه آخر است؛ نامه‌ای که در آن نوشته بود و حکایت همچنان باید باقی بماند.حسین فطریآشنایی با دفاع مقدس(استاد حسنوند) تحلیل فیلم آژانس شیشه ای با موضوع ایثار. </description>
                <category>Hossein Fetri</category>
                <author>Hossein Fetri</author>
                <pubDate>Fri, 16 Jun 2023 10:08:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هنر جنگ استاد حسنوند</title>
                <link>https://virgool.io/@fetrihossein701/%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86%D9%88%D9%86%D8%AF-r4yhgvdr7ohc</link>
                <description>هنر جنگحسین فطریاستاد:حسنونددانشگاه آزاد سوهانکنجات حاجی عمرانتابستان سال ۶۲بود اطراف پیرانشهر مستقر شده بودیم همه چیز خبر از یک عملیات بزرگ می داد،بزور از زیر زبون یه بیسیم‌چی که بچه همدان بود کشیدم بیرون چه خبره می‌گفت قراره یه عملیات بزرگی با همکاری پیشمرگای کرد انجام بدیم که از پیرانشهر شروع بشه که خدا کمک کنه با تلفات کم بتونیم حاجی عمران که یه شهر کرد نشین تو خاک عراق بگیریم که یه جبهه جنگی دیگه درست بشه؛خبر خیلی خوبی بود چون هم قسمتی از عراق تصرف میشد هم با کمک پیشمرگ ها درس خوبی به حزب دموکرات می‌دادیم.یک هفته گذشت و دیگه خبر عملیات رسماً با اعلام حاج رسول فرمانده گردان تو گردان پیچید حاج رسول اون شب تو حسینیه گردان گفت بذاره به یاری خدا پاسگاه های تمرچین هم تصرف بشه و درس بزرگی بهشون بدیم و اینم گفت که قراره دوروزه دیگه عملیات شروع بشه پس خودتون و آماده کنید.بعد از اعلام حاج رسول توی کردان ولوله بود همه با ذوق و شوق از شهادت میگفتن،پیشمرگ های کرد می‌دیدم که پای تانکر آب گردان حنا خیس میکرد و به دستاشون میزدن تا شهید بشن یسری از بچه های خودمون هم به تبعیت از اونا این کارو میکردن لحظه غریبی بود انگار همه تکلیفشون با خودشون معلوم میدونستن می‌خوام شهید بشن یا زنده باشن و جنگ و تموم کنن ولی من هنوز تکلیفم مشخص نبود نمی‌دونستم میخوام شهید بشم یا اینکه برگردم خونه تو همین بلافاصله یاد حرف مادرم افتادم که می‌گفت هر موقع چیزی یا کسی ذهنتو درگیر کرد به حضرت فاطمه توسل کن اون خودش حلش می‌کنه.چهار پنج ساعت قبل عملیات همه چیو آماده کرده بودم با زور با دعوا یه سر بند یا فاطمه پیدا کردم و بستم به سرم که فریاد حاج رسول همه به صف شدیم و به سمت خط حرکت کردیم.توی نبرد هیچی جلودار نیرو هامون نبود نیرو های زرهی عراق تو دامنه کوه گیر کرده بود و نیروهای پیاده شونم پا به فرار گذاشته بودن بچه های مام سرمست از پیروزی به سمت حاجی عمران پیش می‌رفتیم.صحنه هایی که تو اون نبرد دیدم هیچ جایی نمیشد دید جلوی چشمای خودم خمپاره ای که تو ۱۰۰متری مون خورده بود با ترشکاش دو دستای یه پیشمرگ و از هم جدا کرد یا اون بچه ۱۶ساله اراکی که مهماتش تموم شده بود از رای صخره ها میدویید به شما جنازه های عراقی و خشابای اونارو بر می‌داشت.همینطور که صدای تیر و ترکش از همه جا میومد صدای میگ های عراقی هم بهش اضافه شد که بالای سرمون مانور میدادن بعد چند دقیقه دیدیم بمباشونو رو سرمون ریختن بمبا سقوط میکرد ولی هیچ صدای انفجاری مهیبی نداشت بلافاصله بوی پیاز تمام فضای کوهستان و برداشت همه سینه ها  به خس خس افتاد نم نم چهره بچه ها زرد شد حاج رسول و دیدم که بی نفس میون نیروها میدوید داد میزد شیمیاییه چفیه هاتون خیس کنید بگرید جلوی دهنتون.........صدای تیر حرفشو قطع کرد و پیکرش با جمجه متلاشی شده روی زمین افتاد.نم نم چشمام داشت تار میشد فقط می‌دیدم که یسری از بچه ها خودشونو کشون کشون اینطرف اون طرف می‌بردن و دیگه چیزی ندیدم ولی تموم صدا هارو یادمه صدای بچه ها که از درد تاول های شیمیایی داد میزدن یا صدای تیر بار بی امان عراقیا یا صدای بیل بچه های تفحص که استخونامو تکوکون میداد همشو یادمه حتی اون لحظه که یه خانومی اومد سرمو گذاشت روی پاش چقدر حس میکردم مادرمه،اون عملیات تموم شد و هم حاجی عمران آزاد شد هم تمرچین آزاد شد اسم عملیات والفجر ۲شد.</description>
                <category>Hossein Fetri</category>
                <author>Hossein Fetri</author>
                <pubDate>Thu, 15 Jun 2023 09:37:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هنر جنگ (تحلیل فیلم ماجرای نیمروز رد خون)</title>
                <link>https://virgool.io/@fetrihossein701/%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B1%D8%AF-%D8%AE%D9%88%D9%86-c5mguevn4avi</link>
                <description>تحلیل فیلم ماجرای نیمروز:رد خوناین فیلم در سال ۹۷ به کارگردانی محمد حسین مهدویان ساخته شد اما قبل از پرداختن به کارگردانی  و فیلم برداری این فیلم باید به داستان توانمند این فیلم نگاه دقیقی داشت که به اواخر جنگ تحمیلی و اتفاقات پیرامون سازمان منافقین(مجاهدین خلق)می‌پردازد.این فیلم را باید به سه برهه زمانی تقسیم کرد:۱-مشارکت نیروهای منافقین در عملیات‌ها به همراه نیروهای ارتش بعث۲-عملیات فروغ جاویدان(مرصاد)۳-مبارزه اطلاعاتی نیروهای جمهوری اسلامی با ترور های منافقین در خیابان هامشارکت نیروهای منافقین در جنگ همراه ارتش بعث:درتاریخ جنگ تحمیلی همیشه از منافقین به عنوان ستون پنجم ارتش بعث یاد میشود و از دلایل آن از این قبیل است  در جنگ در عملیات های ایران نیرو هایی از منافقین حضور داشته که در لشکر ایران نفوذ میکرده اند و وظیفه جو سازی ،تضعیف روحیه نیروهای ایرانی و گمراه کردن مسیر عملیات را بر عهده داشته اند همچنین باید شنود کردن و اخلال در مکالمات و حتی صدور دستورات اشتباه از طریق بیسیم را به این دلایل اضافه کرد که در تعدادی از عملیات ها این کار باعث گمراهی نیروهای ایران می‌شده است  و  پیدا کردن جنازه فردی از منافقین در قسمت نخست فیلم در میان شهدای ایران این دلایل را تایید می کنند. عملیات فروغ جاویدان (مرصاد)عملیات فروغ جاویدان سومین عملیات از عملیات های سه گانه منافقین بر علیه ایران است.عملیات آفتاب نخستین عملیات از این سه گانه بود که در منطقه فکه آغاز شد و منجر به در گیری با لشگر ۷۷خراسان شد که این لشکر در این عملیات تعداد بالایی اسیر و شهید داد.دومین عملیات از این سه گانه عملیات چلچراغ است که در منطقه مهران برای تصرف میادین نفتی این منطقه انجام شد که نتیجه خوبی برای منافقین در بر نداشت لذا ارتش بعث نیروهای منافقین را در این منطقه تنها گذاشت و عقب نشینی کرد و منجر به خسارات سنگینی به منافقین شد در مقابل ایران نیز خسارات سنگینی را پذیرفت برای اینکه عراق در بمبارانی اقتصادی حدود ده تاسیسات نفتی و  شش پالایشگاه از ایران را در اهواز بمباران کرد و همچنین تاسیساتی را در بی‌بی حکمیه بمباران کرد.عملیات فروغ جاویدان بزرگتر از دو عملیات قبل بوده و تمام نیرو و قوای لشگر آزادی بخش را در بر می‌گرفت نیروهای منافقین در این عملیات از مرز قصرشیرین وارد خاک ایران شدند و به سرعت تا تنگه چهارزبر پیشرفت کردند ولی در این تنگه به وسیله هوانیروز زمینگیر شد و سپس نیروهای ایران شروع به تار و مار کردن نیروهای منافقین کردن فرماندهی این پاتک ایران را شهید صیاد شیرازی به عهده داشت در این عملیات سران مهمی از منافقین کشته شدند که عباس زریباف در فیلم اشاره شده است قابل ذکر است که نیروی منافقین بعد از شکست در این عملیات به شدت تحلیل رفت و فعالیت های این گروه به ترور های خیابانی محدود شد. ترور های خیابانیدر فیلم یکی از صحنه های ترور های منافقین که مربوط به افسر اطلاعات ایران است نشان داده میشود که نشانه شروع ترور های خیابانی منافقین است که تا نیمه های دهه ۷۰ادامه داشت ولی بعد از آن بشدت محدود شد از نمونه ترور های آنها میتوان به شهید صیاد شیرازی فرمانده عملیات مرصاد و هزاران ترور دیگر که بخش عظیمی از آن را مردم عادی تشکیل داده استحسین فطری دانشگاه آزاد تهران مرکز واحد سوهانکاستاد حسنوندپایان</description>
                <category>Hossein Fetri</category>
                <author>Hossein Fetri</author>
                <pubDate>Sun, 04 Jun 2023 15:28:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هنر جنگ</title>
                <link>https://virgool.io/@fetrihossein701/%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF-l3jtoakjay22</link>
                <description>آشنایی با دفاع مقدس (استاد حسنوند)تهران مرکز,سوهانکموضوع:۱۰دانشمند دوران قبل از اسلام در ایرانگردآورنده:حسین فطری۱-گودرز:فیلسوف و ستاره شناس دوران هخامنشیان۲-جاماسپ:فیلسوف و یکی از پادشاهان ساسانی۳-آشتانه:فیلسوف و شیمی دان دوران هخامنشیان۴-آرتاخه:مهندس سازه دوران هخامنشیان۵-بوبراندا:مهندس سازه دوران هخامنشیان۶-آزونکس:شیمی دان و روانشناس دوران اشکانیان۷-مانی:پزشک،نگارگر،نویسنده دوران اشکانیان۸-پائول پارسی:منطق دان و فیلسوف دوران ساسانی۹-مزدک:فیلسوف دوران ساسانی و موسس آیین مزدکیه۱۰-برزویه:پزشک به نام ساسانیمنبع:https://fa.m.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D9%BE%DB%8C%D8%B4_%D8%A7%D8%B2_%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B</description>
                <category>Hossein Fetri</category>
                <author>Hossein Fetri</author>
                <pubDate>Mon, 24 Apr 2023 02:06:03 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>