<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های fgalinasab</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@fgalinasab</link>
        <description>فرزاد عالی‌نسب هستم، نویسنده کتاب عقربه‌های طلایی. به افراد و سازمان‌ها برای افزایش بهره‌وری و عملکردشان کمک می‌کنم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 04:44:01</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/33037/avatar/nHI2cg.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>fgalinasab</title>
            <link>https://virgool.io/@fgalinasab</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مدیریت زمان چیست و چه تاثیری در موفقیت ما دارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@fgalinasab/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-ijhl5hcaqxvl</link>
                <description>وقتی شخصی مهارت‌های اساسی را برای تبدیل شدن به یک انسان موفق می‌آموزد، مدیریت زمان ممکن است در صدر لیست‌ او قرار نگیرد. تا زمانی که نظم برنامه‌ها از کنترل خارج نشود، شاید به اهمیت مدیریت زمان خود پی نبرید. اما یادگیری نحوه مدیریت زمان یک مهارت اساسی در زندگی است که اکثر افراد نمی‌توانند به خوبی انجام دهند.یادگیری چگونگی مدیریت زمان، برای صعود از نردبان موفقیت ضروری است. هرچه موفق‌تر شوید، زمان کمتری خواهید داشت و باید مدیریت زمان داشته باشید. ما امیدواریم که این اطلاعات شما را در این امر راهنمایی کند. البته قبل از اینکه در مورد اصل مدیریت زمان بحث کنیم بهتر است کمی در مورد موفقیت بدانیم.موفقیت چیست و چگونه به دست می آید؟موفقیت چیست؟ ثروت، خوشبختی، شهرت؟ « زیگ زیگلار» یکی از به‌نام‌ترین محققان در زمینه موفقیت، انگیزه و زندگی متعادل است، در کتاب خود یعنی« به دنیا آمده‌اید تا برنده شوید»! استدلال می‌کند که موفقیت را نمی‌توان در یک جمله تعریف کرد، بلکه شامل بسیاری عوامل است که در کنار هم جمع شده‌اند. تعریف این که موفقیت چیست؟ به فرد بستگی دارد و افراد مختلف برداشت‌های متفاوتی از موفقیت دارند.همه می‌خواهند موفق باشند و کلیدهای موفقیت را یاد بگیرند. همه می‌خواهند زندگی شاد و سالمی داشته باشند، کار معناداری انجام دهند، از یک حرفه لذت ببرند و به استقلال مالی برسند و برای زندگی خود هدف گذاری کنند. هر کس می‌خواهد در جهان تغییری ایجاد کند که قابل توجه باشد و تاثیری مثبت بر اطرافیان خود داشته باشد. هرکسی می خواهد با زندگی خود کاری خارق‌العاده انجام دهد و همه اینها مستلزم مدیریت زمان است.این کلیدها یک ایده واحد در زمان مناسب است که می‌تواند زندگی شما را در شرایط مناسب تغییر دهد. من همچنین آموخته‌ام که حقایق بزرگ، ساده هستند. اگر بتوانید این نکات را رعایت کنید، می توانید زندگی خود را کنترل کنید و به اهدافتان برسید.همه ما یک هدف مشترک داریم. خوشبختانه برای اکثر ما، موفقیت شخصی وابسته به هوش و توانایی بومی نیست. این خانواده، دوستان یا مخاطبین ما نیستند که ما را قادر به انجام کارهای خارق‌العاده می‌کنند. در عوض، کلیدهای موفقیت در زندگی توانایی ما برای دستیابی به بهترین موارد در هر شرایطی است و این توانایی شما برای سازگاری و تغییر در زندگی است. مدیریت زمان یکی از کلیدهای اصلی موفقیت است.شما در حال حاضر در درون خود ذخایر عمیق و بالقوه ای دارید که اگر روی آنها تمرکز کنید و به درستی از آنها استفاده کنید، به شما امکان می‌دهند تا کارهای خارق‌العاده ای را در زندگی خود انجام دهید.چهار کلید موفقیتکلیدهای مهم موفقیت در تغییر زندگی شما همیشه یکسان بوده‌اند.• دقیقاً تصمیم بگیرید که چه می‌خواهید و کجا می‌خواهید بروید.• مهلت تعیین کنید و برای رسیدن به هدفتان برنامه‌ریزی کنید. مدیریت زمان داشته باشید. (به یاد داشته باشید، یک هدف فقط یک رویا با تعیین مهلت انجام است .در زندگی خود مدیریت زمان داشته باشید)• برنامه خود را عملی کنید. هر روز کاری انجام دهید تا به سمت هدف خود بروید.• به خود بگویید كه تا رسیدن به موفقیت ادامه خواهید داد، هرگز و هرگز تسلیم نخواهید شد.این فرمول کلید موفقیت شماست و تقریباً برای هرکسی که تاکنون امتحان کرده است، برایش نتیجه‌بخش بوده است. شما با پیروی از این کلیدها برای موفقیت شخصی، تکامل می‌یابید و رشد می‌کنید تا به فردی خارق‌العاده تبدیل شوید. اما ما می‌خواهیم در مورد کلید دوم یعنی مدیریت زمان بحث کنیم.مدیریت زمان چیست؟مدیریت زمان به معنای سازماندهی وقت و اولویت‌بندی فعالیت‌هایی است که شما را به سمت فردی کارآمدتر سوق می‌دهد و به ارزش‌های شما احترام می‌گذارد. مدیریت زمان یعنی نظم در انجام دادن کارها.چرا مهارت مدیریت زمان مهم است؟مدیریت زمان برای موفقیت ضروری است. و این فقط به محیط کار محدود نمی‌شود. موفقیت به عنوان یک دوست، والدین، همسر، داشتن تناسب اندام و هر چیز دیگری ... به مهارت‌های مدیریت زمان نیاز دارد. پیشرفت در هر زمینه‌ای مستلزم اختصاص و مدیریت زمان می‌باشد.استقلال به معنای آزادی و مسئولیت بدون قید و بند است. ندانستن چگونگی مدیریت زمان می‌تواند منجر به مهلت‌های از دست رفته، افزایش استرس و عملکرد ضعیف‌تر در مدرسه یا محل کار شود. این یک مبارزه ویژه برای کسانی است که مستقل شده‌اند و می‌خواهند مسئولیت کارهایشان را خود بر عهده بگیرند.کار زیاد به معنای کارآمد بودن نیست. می‌توانید بسیار پر مشغله باشید بدون اینکه از اولویت‌های خود استفاده کنید یا به اهداف خود نزدیک شوید.اما  مدیریت زمان شما را از این سردرگمی نجات خواهد داد.همانطور که می‌دانید ما در عصری از سرعت و حجم بی‌سابقه اطلاعات زندگی می‌کنیم. این امر باعث شده است كه بسیاری از ما احساس كنیم كه با باراضافه اطلاعات روبرو هستیم. یک تصمیم برنامه‌ریزی نشده باعث کاهش بهره‌وری ما می‌شود. مهارت‌های مدیریت زمان چیزی نیست که اکثر افراد بدون راهنمایی خاصی از آن استفاده کنند. مدیریت زمان باید آموخته شود. بدون یادگیری مهارت‌های مدیریت زمان افراد اغلب در محیط کار و مدرسه ناکام می‌شوند.پنج قدم برای رسیدن به مدیریت زماننحوه مدیریت زمان در 5 مرحله برای سازماندهی برنامه خودمرحله 1. اهداف و اولویت‌های خود را تعیین کنید:اگر در مورد اهداف، ارزش‌ها و اولویت‌های خود شفاف نیستید، تهیه یک برنامه و تصمیم‌گیری در مورد پیروزی دشوار است. آنها را بنویسید و یک برنامه‌ریزی برای خود داشته باشید.مدیریت زمان خوب نیاز به برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری آگاهانه دارد. این امر مستلزم تعیین اولویت‌های شما و انتخاب آنها است. همچنین مستلزم آگاهی از نحوه گذراندن وقتمان است.وقتی دوستانتان شب قبل از برگزاری یک آزمون بزرگ شما را به میهمانی دعوت می‌کنند و شما هنوز قاطعانه تصمیم نگرفته‌اید که می‌خواهید شیمی یا هر درس دیگری بخوانید، احتمالاً نمی‌خواهید در خانه بمانید و درس بخوانید.مرحله 2. لیستی از همه کارهایی که باید انجام دهید تهیه کنید و کارهای دیگری را که معمولاً انجام می‌دهید را اضافه کنید:اگرچه این ممکن است سخت به نظر برسد اما مهم است زیرا:• بار ذهنی شما را کم می‌کند.• فعالیت بالفعل را آشکار می‌کند.• به شما کمک می‌کند تصویری از حجم کار فعلی خود داشته باشید.• به شما کمک می‌کند تا وظایف لازم را برای انجام برنامه خود تعیین کنید.ممکن است بعضی از امور اصلاً در لیست اهداف شما قرار نگیرند.مهم است که لیست کارهای خود را یادداشت کنید. زیرا مغز شما زمانی که می‌خواهید تمام کارهایتان را فقط در ذهن مرور کنید، نمی‌تواند  به بهترین عملکرد خود برسد. پس لیست خود را برای انجام دادن منظم کارها بنویسید زیرا وقتی سعی می‌کنید تمام کارهایتان را در ذهن خود داشته باشید ، مغز شما نمی تواند به بهترین شکل ممکن عمل کندچگونه تهیه لیست به کارکرد ذهن شما کمک می‌کند؟ اجازه بدهید مثالی در این مورد بزنم.  مغز انسان مانند تلفن هوشمند است. شما عکاسی کرده‌اید و فضای تلفن شما پر است. کند عمل می کند و از عکس گرفتن بیشتر امتناع می ورزد. چه کار می‌کنید؟عکس‌ها را از تلفن خود پاک می‌کنید تا تلفن شما بتواند به کار خود ادامه دهد.یک ذهن کارآمد همین کار را می‌کند. در بعضی از مواقع با کارهایی که انجام می‌دهد، بیش از حد سنگین می‌شود. برای پاک کردن فضای کاری شما نیاز به بارگذاری دارید تا مغز شما فضایی برای فکر کردن داشته باشد، نه فقط اطلاعات بی‌معنی و مکرر را ذخیره کنید. نوشتن لیست به مدیریت زمان شما کمک شایانی می‌کند.• هر از ‌گاهی خواسته‌ها و آرزوهایتان را با خود مرور کنید.مرحله3. ماتریس آیزنهاور:ماتریس آیزنهاور یکی از محبوب‌ترین ابزارها برای کمک به تعیین اولویت‌ها در مدیریت زمان است که به نام رئیس‌جمهور آیزنهاور نام‌گذاری شده است!توصیه‌های رئیس‌جمهور دو دوره، 5 ستاره و اولین فرمانده عالی ناتو در مورد مدیریت زمان ارزش شنیدن دارد!جیمز پاک که کارشناس حوزه بهره‌وری و موفقیت است در مقاله خود به ماتریس Eiesnhower اشاره می‌کند.&quot;چگونه می‌توانیم با استفاده از ماتریس آیزنهاور مدیریت زمان داشته باشیم و فعالیت‌های تلف‌کننده را کاهش دهیم؟&quot;اولین قدم این است که همه کارهای خود را در یکی از چهار دسته اصلی سازماندهی کنید:• مهم و فوری (کارهایی که بلافاصله انجام خواهید داد - هزینه مهلت بالا)• مهم، اما غیرفوری (وظایفی که بعداً برنامه ریزی خواهید کرد)• فوری، اما غیرمهم (وظایف واگذاری به شخص دیگر یا خودکار)• نه فوری و نه مهم - آخرین کار برای انجام دادن است و  یا اصلاً نباید انجام شوداین نکات عالی بهره‌وری را بررسی کنید! در کل ارزش وقت شما را دارد.مرحله 4. یک برنامه اولویت‌بندی کنید:اکنون باید کلیه اطلاعات لازم را برای تهیه یک برنامه کارا در اختیار داشته باشید. یک تقویم خالی تنظیم کنید که می‌تواند یک سررسید، کاغذ یا برنامه باشد.برای مدیریت موثر زمان خود، ابتدا وقت خود را برای فعالیت‌های غیر انعطاف‌پذیر و با اولویت بگذارید.کار اصلی یا سخت خود را برای وقتی بگذارید که انرژی و توان کافی دارید.سخت‌ترین مطالعه یا چالش برانگیزترین و مهمترین کارهای خود را در مدت زمان 15 الی 45 دقیقه انجام دهید.از برنامه 15 دقیقه‌ای در مورد کارهای عمیق خود استفاده کنید.برنامه‌های خود را با فعالیت‌های اولویت پایین خود پر کنید.کمترین موارد اولویت را در کل حذف کرده یا کنار بگذارید.مرحله 5. به کارتان بچسبید:به برنامه خود ادامه دهید.پنج استراتژی مدیریت زمان عالیبرای مدیریت زمان مهلت‌ها را برای انجام دادن کارها تنظیم کنید.آیا باید در ساعت 3 سر قرار یا جلسه باشید؟2:45 دقیقه آنجا باشید.آیا باید از ایمیل‌های خود استفاده کنید؟مهلت برای خالی کردن صندوق خود را تا ظهر جمعه تعیین کنید.پست وبلاگ برای نوشتن خیلی طولانی است؟برای اتمام اولین پیش‌نویس، یک تایمر تنظیم کنید.برای خودتان زمان‌هایی برای استراحت در نظر بگیرید.زمان تفریح و استراحت ‌ارزش کمی دارند، اما لذت‌هایی سرگرم کننده و آرامش‌بخش هستند.استراحت و تفریح می‌تواند کارهایی مانند دیدن رسانه‌های اجتماعی، گوش دادن به موسیقی، مدیتیشن، کتاب ‌خواندن و غیره باشد.اگر زودتر کار خود را تمام کنید زمان اضافی خود را می‌توانید صرف اینستاگرام کنید.آیا صندوق ورودی نامه الکترونیکی خود را زود خالی کردید؟آن‌ وقت می‌توانید زمان اضافی خود را صرف خواندن کتاب مورد علاقه‌تان کنید.فعالیت اصلی خود را برای هر روز انتخاب کنید. این به مدیریت زمان شما کمک کند.می‌توانید شب قبل یا صبح برنامه خود را تنظیم کنید. شاید شما لیست را شب قبل تنظیم کنید و دوباره صبح ارزیابی کنید.علاوه بر این، به نظر می‌رسد داشتن لیستی از مهمترین وظایف که ماه پیش نوشته شده ‌است، مفید باشد. من هر روز یک کار را به عنوان مهمترین وظیفه خود انتخاب می‌کنم. آن چیزی که اولویت برای آن روز است را مشخص کنید.کارهای کوچک مشابه را با هم انجام دهید.وظایف دسته‌ای کارهای کوچک چند دقیقه ایبه عنوان مثال تمام کارهای خود را که با هم قابل انجام هستند را همزمان انجام دهید.مثلاً صبح هنگام آماده شدن، سینک حمام خود را پاک کنید.یا موقع بیرون رفتن، سطل زباله را هم بیرون بگذارید.صادقانه بگویم، اکثر کارشناسان می‌گویند انجام همه کارها با هم خسته‌کننده است ولی من متوجه شده‌ام که ترکیب کارهای کم اهمیت می‌تواند به مدیریت زمان کمک کند. بنابراین می‌توانید هنگام پیاده‌روی صبحگاهی به یک کتاب صوتی هم گوش دهید.دو ابزار برای کمک به شما در مدیریت زمانافراد پر مشغله ابزارهایی برای کمک به بهینه‌سازی وقت خود، به کار می‌گیرند. در اینجا چند ابزار مفید وجود دارد که برای این منظور می‌توانید از آن استفاده کنید.Evernote:برنامه تهیه لیست کارها، فوق‌العاده است! این یک برنامه تلفن همراه است که برای یادداشت‌برداری، سازماندهی لیست کارها و بایگانی‌سازی طراحی شده است. همچنین برای ردیابی اهداف، عالی است. شما می‌توانید از این ابزار در مدیریت زمان خود استفاده کنید.Instapaper:مانند یک کمد پرونده آنلاین برای ذخیره و سازماندهی هر چیزی است که بعدا می‌خواهید بخوانید. می‌توانید آن را در دستگاه های مختلف نصب کرده و هر مقاله ای را که در آن گذاشته‌اید، انتخاب کنید. این ابزار می‌تواند در مدیریت زمان به شما کمک کند. اگر مثل من هستید و هنگام کار 50 پنجره را در هم زمان باز می‌گذارید تا پیوندی را فراموش نکنید، به Instapaper نیاز دارید.برون‌سپاریمی‌توانید کارهایی مانند تحویل کالا، تمیز کردن و باغبانی و کارهای از راه دور مانند نوشتن، توسعه وب و طراحی، کارهای انجام شده را به کسی دیگر محول کنید. از افرادی که برای برون‌سپاری وظایف به دنبال کسب درآمد و آماده کار هستند، کمک بگیرید. می‌توانید کارهایی مانند تحویل، تمیز کردن و باغبانی یا کارهای از راه دور مانند نوشتن، طراحی گرافیکی و توسعه و طراحی وب‌سایتتان را برون‌سپاری کنید.منبع: سایت اندیشه ماندگار عالی‌نسب</description>
                <category>fgalinasab</category>
                <author>fgalinasab</author>
                <pubDate>Mon, 13 Jul 2020 14:56:24 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه نه بگوییم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@fgalinasab/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%86%D9%87-%D8%A8%DA%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C%D9%85-udw3zv9u0pxv</link>
                <description>هر وقت در شرایط زیر قرار گرفتید محترمانه و قاطعانه ” نه ” بگویید.– به فعالیت‌های بی ارزش و بی‌اهمیت که از اولویت کمی برخوردارند.– در زمان‌هایی که ناراحت و عصبانی هستید .اگر در حال خشم و عصبانت کاری انجام دهید چون تمرکز ندارید، تصمیم نادرستی گرفته و باید دوباره‌کاری انجام دهید که این به خودی خود از بین بردن زمان محسوب می‌شود.– به درخواست‌های نامعقولبه در‌خواست‌های غیر منطقی دیگران با اعتماد به نفس کامل و مودبانه نه بگویید. وقت و انرژی خود را صرف درخواست‌های غیر منطقی دیگران نکنید.– برای رضایت دیگرانشما هر چقدر تلاش کنید هرگز نمی‌توانید همه را راضی نگه دارید پس واقع‌بین باشید و مصمم و مودبانه ” نه ” بگویید.– زمانی که از دانش و تخصص لازم برخوردار نیستیدبدون نگرانی، به کارهایی که تخصص ندارید و از شما درخواست می‌شود امتناع بورزید. اگر از چیزی سر در نمی‌آورید بی‌جهت دخالت و ادعا نکنید، بلکه به دیگران واگذار کنید.زمان ما محدود است. با نه گفتن از زمان خود محافظت کنید. با نه گفتن مودبانه به درخواست‌های دیگران و کارهای بی‌اهمیت، برای انجام کارهای مهم، جا باز کنید.نه گفتن به دو صورت است:نه گفتن به خود و نه گفتن به دیگران.نه گفتن به خود:هر فردی برای خود اهدافی در نظر گرفته است و برای رسیدن به اهدافش حتما دچار وسوسه‌هایی می‌شود. اگر نتواند جلوی تمایلات غیر منطقی خود بایستد از هدف دور شده و زمان زندگی خود را ضایع خواهد کرد. اگر تصمیم به رژیم غذایی برای کاهش وزن خود دارید، این هدف شما است پس باید بتوانید به خیلی چیز‌ها از جمله شیرینی که ظاهر و طعمش عقل و هوش شما را خواهد برد، نه بگویید. باید بتوانید به تنبلی که شما را از ورزش کردن منع می‌کند نه‌ی محکم بگویید اهداف‌تان را در ذهن‌تان مرور کنید تا توانایی نه گفتن به خودتان را پرورش دهید.نه گفتن به دیگران:وقتی درخواست دیگران از جمله دوستان و آشنایان با اهداف شما منافات دارد و شرایط انجام آن خواسته را ندارید، خیلی محترمانه و دوستانه بگویید نه!به درخواست‌کننده بگویید: پیشنهادتان خوب است اما من در حال حاضر مشغول پروژه، یا فعالیت مهمی هستم که برایم امکان انجام درخواست شما نیست. برخی افراد از رو در رو گفتن کلمه‌ی نه خجالت می‌کشند در این صورت بگویید: دو سه روز فرصت بدهید تا در موردش فکر کنم. حتما خبرتان می‌کنم و سپس ترجیحا با یک تماس تلفنی یا پیامک و ایمیل، بدون رودررویی نه بگویید.در این مواقع دوست خود را راهنمایی کنید تا ضمن ناراحت نشدن از شما، او را درست راهنمایی کرده باشید. بدین ترتیب مشکل نه گفتن حل خواهد شد.در برخی موارد در مقابل برخی خواسته‌ها باید قاطعانه نه گفت. خواسته‌هایی که شما را در ورطه سقوط اخلاقی قرار می‌دهند را بدون درنگ و تامل نه بگویید. زیرا علاوه بر از دست دادن زمان، زندگی‌تان نیز دچار مشکل خواهد شد.بیل گیتس از وارن بافت نقل زیبایی دارد و احتمالا به درد شما هم می‌خورد: فرقی نمی‌کند که پولدار و موفق باشید یا نباشید، همیشه بر سر راهتان با فرصت‌ها یا کارهایی برای انجام دادن مواجه خواهید شد. در این دنیای شلوغ و پرهیاهو اینکه بدانید چگونه و چه زمانی به پروژه‌های مختلف، رویدادهای اجتماعی و دیگر درخواست‌هایی که از شما وقت می‌گیرند نه بگویید، مهارتی مهم است که باید یاد بگیرید.نه گفتن این فرصت را به شما می‌دهد که تشخیص دهید چه کار یا هدفی واقعا مهم است و بر همان موضوع، تمرکز کنید.مهم‌ترین مانع ذهنی ما این است که فکر می‌کنیم نه گفتن به معنای بی‌حرمتی بوده و به دور از  ادب است. اگر این مانع ذهنی را کنار بگذاریم و هوشمندانه از تکنیک‌های بالا استفاده کنیم آنگاه زمان و تمرکز بیشتری برای انجام کارهای مهم‌تر خواهیم یافت.در هر صورت فراموش نکنید دیگران همیشه انتظار دارند کاری برای آنها انجام دهید و البته مایوس کردن دیگران نیز خوشایند نیست. اما باید بتوانید تعادلی بین انجام کار برای کسانی که به آنها علاقه دارید و کارهایی که انجام دادنش برای خود شما مهم است به وجود آورید. برای مدیریت زمان باید حق خود را در نه گفتن به رسمیت بشناسید.</description>
                <category>fgalinasab</category>
                <author>fgalinasab</author>
                <pubDate>Wed, 20 May 2020 21:43:03 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیریت زمان</title>
                <link>https://virgool.io/@fgalinasab/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-f9kc4paolxak</link>
                <description>زمان و درک آن از دیرباز یک مقوله مهم برای انسان‌ها بوده است و با پیشرفت علم و تکنولوژی اهمیت بیشتری پیدا کرده است، به طوری که بنجامین فرانکلین رئیس جمهور سابق آمریکا(مردی که تصویرش بر اسکناس صد دلاری نقش بسته) ارزش وقت را معادل طلا برشمرده است. اگرچه به باور خیلی‌ها وقت از طلا هم با ارزش‌تر است زیرا طلا یا پول از دست رفته را می‌توان دوباره بدست آورد، اما زمان از دست رفته هرگز برنمی‌گردد. ارزش این منبع محدود و تکرارناپذیر، رفته رفته بیشتر برای انسان‌ها آشکار می‌گردد.با مقایسه کشورهای مختلف و اینکه چه عاملی باعث شده است اختلاف بین کشورها تا این حد زیاد باشد متوجه شدم عوامل متعددی در بروز این اختلاف طبقاتی کشورها وجود دارد ولی شاید مهمترین دلیل فرق کشورها در موفقیت‌های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، ورزشی و… مدل ذهنی و نوع نگرش مردم آن‌ها نسبت به مسائل مهم ازجمله زمان است. برخی کشورها در خواب عمیق غفلت، زمان سپری می‌کنند و برخی به خاطر ۲۰ ثانیه تاخیر در زمان حرکت قطار از مردمشان عذرخواهی می‌کنند. راستی چرا برخی کشورهای آفریقایی سه روز در هفته کار می‌کنند و انتظار دارند مانند کشورهای ثروتمند، مرفه باشند؟ هرچه عمیق‌تر می‌‌شوم به این مهم می‌رسم که مدل‌های ذهنی مردم کشورهای جهان در موضوع زمان بسیار متفاوت است و این مدل‌های ذهنی و در پی آن، عادت‌های رفتاری است که نوع و کیفیت زندگی مردم کشورها را متمایز کرده است.زمان به عنوان با ارزش‌ترین دارایی انسان هرگز قابل ذخیره‌سازی نیست و همچنان در حال گذر است و به نفع و ضرر کسی کند، سریع و یا متوقف نمی‌شود. زمان به اندازه کافی برای همه وجود دارد. افراد معمولی زیادی هستند که از کمبود زمان و کارهای زیاد ناتمام شکایت می‌کنند و نالان هستند. در صورتی‌که هر یک از ما در شبانه‌روز ۲۴ ساعت (۱۴۴۰ دقیقه) زمان در اختیار داریم، نه کمتر و نه بیشتر. دلایل مختلفی برای کمبود زمان وجود دارد. برخی از ما به دلیل نداشتن اهداف مشخص و با بی‌برنامگی دچار کمبود زمان می‌شویم. برخی به دلیل مشکل در اولویت‌بندی فعالیت‌ها، برخی به دلیل واگذار نکردن کارها به دیگران، برخی به دلیل کمال‌گرایی و هر کسی بنابر دلیلی از کمبود زمان رنج می‌برد.کارایی و بهره‌وری با مدیریت زمان
بدون شک هرکس قدر لحظات و این ساعت‌های طلایی را بیشتر بداند و بهره بیشتری از زمان خود داشته باشد یقینا از وضعیت بهتری در زندگی برخوردار خواهد بود. با توجه به اینکه زمان مانند رودی است که پیوسته جریان دارد و به نفع و ضرر کسی کند، تند و متوقف نمی‌گردد به این نتیجه می‌رسیم که مدیریت زمان چیزی نیست جز مدیریت رویدادها، واکنش‌ها و انتخاب‌های خود. اگر بتوانیم بر ذهن و رفتار خود مسلط شویم با گذشت زمان رشد خواهیم کرد و در غیر اینصورت در دسته کشورها و مردم بی‌هدف و بی‌برنامه خواهیم بود و عمر گرانمایه خود را بدون بدست آوردن دستاورد با ارزش از دست خواهیم داد. در این نوشته نسبتا طولانی و جامع به شش عامل مهم که در مدیریت زمان تاثیر دارند به تفصیل پرداخته‌ام. این شش موضوع مهم عبارتند از: مدل‌های ذهنی(نگرش ما)، هدف‌گذاری، اولویت‌بندی، برنامه‌ریزی، عادت‌سازی و مدیریت انرژی بدن.تغییر مدل‌های ذهنی مردم یک کشور مهمترین عامل خوشبختی و موفقیت مردم آن کشور است. وقتی نمی‌توانیم نعمت‌های رایگان خدادادی را به بهترین شکل ممکن استفاده کنیم مدل ذهنی‌مان اشکال دارد. وقتی با این همه لطف خدا توانایی ثروتمند شدن نداریم مدل ذهنی‌مان نیاز به تغییر دارد. برای ایجاد تغییرات اساسی در خود و کشورمان می‌توانیم از مدل‌های ذهنی مردم کشورهای فوق‌العاده موفقی چون سوئیس و ژاپن الگوبرداری کنیم. سپس با شناخت عادت‌های خوب و بد، نسبت به اصلاح عادت‌های رفتاری‌ خود اقدام کنیم و در نهایت با آموزش و یادگیری تکنیک‌ها و نکات کلیدی مدیریت زمان، کنترل زندگی‌مان را بدست گیریم.</description>
                <category>fgalinasab</category>
                <author>fgalinasab</author>
                <pubDate>Wed, 20 May 2020 18:43:06 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از فوق موفق‌ها و افراد درجه یک‌ بیاموزیم.</title>
                <link>https://virgool.io/@fgalinasab/%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D9%88%D9%82-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%B1%D8%AC%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B2%DB%8C%D9%85-nqlu3ax360d8</link>
                <description>اگر قرار باشد در زندگی و کسب و کارتان فقط یک عادت مهم را جدی بگیرید، آن عادت چیزی نیست جز انضباط شخصی یا تسلط بر خود.انضباط داشتن، زندگی و کسب و کارتان را متحول و زیر و رو می‌کند و شتاب رسیدن به موفقیت و درجه یک بودن را افزایش می‌دهد.برای دست‌یابی به موفقیت و اهداف الزاما باید بتوانید به زمان وفادار باشید. اگر به یاد داشته باشید آنچه در مورد مدیریت زمان اشاره شد این بود که در عمل کنترل مستقیم زمان، ممکن نیست. بلکه ما اقدامات و واکنش‌ها را در طول زمان مدیریت می‌کنیم. زمان برای همه ما به‌طور مساوی در جریان است و با سرعت یکسانی در حال سپری شدن است. هیچ‌کس نسبت به دیگری زمان بیشتری در طول روز ندارد. همه انسان‌ها شبانه‌روز فقط و فقط 24 ساعت زمان برای انجام کارها در اختیار دارند.عادت‌ها و ویژگی‌های بسیاری برای رسیدن به اهداف الزامی است. اما برای رسیدن به اهداف و موفقیت پایدار و بلندمدت در هر بعد از زندگی (کسب و کار، خانواده، مالی و....) نظم و انضباط شخصی اولویت عادت‌هاست.به جرات می‌توانم بگویم یکی از اصول مهم موفقیت در رسیدن به اهداف رعایت انضباط شخصی است. بدون انضباط شخصی دست‌یابی به اهداف غیر ‌ممکن است.انضباط شخصی، توانایی انجام کارهایی است که باید در وقت مناسب و مقرر انجام داد، چه آن کارها را دوست داشته باشیم و چه دوست نداشته باشیم. وقتی خود را به انجام یک کار خاص در زمان تنظیم شده متعهد کنیم، خود به خود راه موفقیت را در پیش گرفته‌ایم.انضباط شخصی به طرز معجزه‌آسایی ما را به موفقیت می‌رساند و هرچیز ناممکن را امکان‌پذیر می‌کند.هر چه قدر استعداد داشته باشید از هوش سرشاری برخوردار باشید، بدون انضباط شخصی به موفقیت‌های بزرگ دست نمی‌یابید.بر ‌اساس مطالعات صورت گرفته افرادی که دارای کنترل بالایی نسبت به خود هستند یعنی از انضباط شخصی بالایی برخوردارند، شاد‌تر از کسانی هستند که بر خود تسلط ندارند. آنها اجاره نمی‌دهند احساسات منفی تصمیم‌گیرنده باشند و در نتیجه تمایل بیشتری به زندگی خود دارند.دست‌یابی به اهدف در زمان مقرر فقط یک آرزو نیست بلکه قطعا شدنی است، به‌شرطی که عادت‌های خوب جایگزین عادت‌های بد شوند.چند سال پیش از کپ کاپ میر که یک فرد موفق و برجسته و نویسنده کتاب 1000 قانون (در 4 جلد و هرکدام 250 قانون تدوین شده است) پرسیده شد: کدام یک از هزار قانون از نظر او مهم‌ترین هستند؟ او جواب داد انضباط شخصی. یعنی توانایی کنترل خود برای کاری که باید انجام دهید.ناپلئون هیل بعد از مصاحبه با 500 شخص اول پولدار در آمریکا نتیجه گرفت که انضباط شخصی رمز موفقیت افراد پولدار است.آل تامسیک می‌گوید: موفقیت آهنگی از انضباط است.دکتر ادوارد بانفیلید استاد دانشگاه هاروارد نیز بر این باور بود که دید بلندمدت، رمز ترقی جامعه و حرکت اقتصاد آمریکا در جهان است. او در پنجاه سال پژوهش خود به این نتیجه رسید که مردم موفق، توانایی به تاخیر انداختن شادی‌های کوتاه‌مدت را دارند. آنها شادی‌های بزرگ‌تری را در زمان طولانی‌تری انتظار می‌کشند. آنها می‌دانند که 10 و 20 سال آینده نتایج فعالیت‌های جاری‌شان را می‌بینند.رمز موفقیت فداکاری است. قابلیت به تعویق انداختن لذت‌های فوری و خشنودی‌های لحظه‌ای و در آن صورت شما می‌توانید لذت‌های بزرگ‌تر و رضایت را در انتهای مسیر بدست آورید و به ‌خاطر آن است که پس انداز و سرمایه‌گذاری در زمان حال، اولین کلید موفقیت مالی در آینده است. این بدین معنا نیست که شما در زندگی حال، تجربه‌های لذت بخش نداشته باشید بلکه به این معنا است که لذت‌ها را بعد از انجام دادن کارهای سخت و لازم به ‌طور کامل خواهید داشت.دقیقا زمانی که شما تصمیم می‌گیرید به انضباط شخصی وفادار باشید، خودتان را برای انجام دادن درست کارها آماده کرده‌اید. چه آن کار‌ها را دوست داشته باشید و چه دوست نداشته باشید. در ادامه شما خودتان را بیشتر دوست داشته و بیشتر برای خودتان احترام قائل می‌شوید. تصویر ذهنی از خودتان نیز بهتر می‌شود. اکنون مغز ، آندرفین ترشح می‌کند و ترشح این هورمون باعث شادی شما می‌شود و این چنین شما در هر زمان در قبال مشکلات پاداش دریافت خواهید کرد.مهم‌ترین نکته در انضباط شخصی، عادت‌هایی است که شما می‌توانید با تمرین و تکرار، آن‌ها را یاد بگیرید.تقریبا 21 روز طول می‌کشد تا با تکرار، یک عادت معمولی را پرورش دهید. گاهی اوقات شما می‌توانید این کار را سریع‌تر و گاهی اوقات طولانی ‌مدت‌تر انجام دهید این به شما و اراده‌تان بستگی دارد.چند سال پیش یک تاجر موفق به نام هربرت گری در مورد خصوصیات مشترک افراد موفق تحقیق و بررسی کرد.او به مدت 11 سال با افراد موفق مصاحبه کرد و به این نتیجه رسید که افراد موفق افرادی هستند که خود را عادت می‌دهند به انجام کار‌هایی که دوست ندارند. به خاطر اینکه می‌دانند منضبط بودن بهای موفقیت‌شان است.چیزهای زیادی در زندگی وجود دارد که دوست ندارید آنها را انجام بدهید، مانند سحر‌خیزی، تمرکز طولانی بر کارها، مطالعه و یادگیری روزانه و خیلی کارهای دیگر که به نظر سخت می‌آید. اما اگر آن‌ها را انجام دهید و تکرار و تکرار کنید تبدیل به عادت خواهد شد و در آینده همین کارهای سخت به‌طور اتوماتیک و همچنین لذت‌بخش انجام می‌شود.در دوره‌ی &quot; دور دنیا در 40 روز &quot; به شما کمک خواهم کرد تا برای تبدیل شدن به یک فرد فوق موفق و درجه‌ یک، عادت منضبط بودن و سایر نگرش‌ها و مدل‌های ذهنی را در خود تثبیت کنید.</description>
                <category>fgalinasab</category>
                <author>fgalinasab</author>
                <pubDate>Sat, 02 May 2020 23:42:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه ذهن خود را برای بهتر اندیشیدن آموزش بدهیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@fgalinasab/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B0%D9%87%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%A8%D8%AF%D9%87%DB%8C%D9%85-vi4er3e2rozi</link>
                <description>ما می‌توانیم به مغز خود بیاموزیم تا بهتر بیندیشد. یکی از بهترین روش‌ها برای انجام این کار توسعه‌ مجموعه مدل‌های ذهنی است که در هنگام تفکر از آن استفاده می‌کنیم. شاید خواندن داستان اندیشمند جهانی برای شما جالب باشد و با این داستان منظور خود را توضیح دهم.تازه زمانی که داستان ریچارد فینمن، فیزیکدان مشهور را خواندم فهمیدم که مدل ذهنی چیست و واقعاً تا چه اندازه سودمند خواهد بود. فینمن مدرک فوق لیسانس خود را از MIT و دکترا خود را از پرینستون گرفت. در آن زمان با اعتماد کامل وارد دپارتمان ریاضی شد و به حل مسائلی پرداخت که دانشجویان باهوش دکترا قادر به حل آن نبودند و به همین خاطر شهرت او افزایش یافت.وقتی که از او ‌پرسیدند که چطور مسائل پیچیده را حل کرد فینمن می‌گفت که سلاح مخفی‌اش هوش نیست ، بلکه راهبردی بود که در دبیرستان آموخته بود. طبق گفته فینمن، معلم فیزیک دبیرستان از او خواسته بود تا بعد از کلاس بماند تا برای او چالشی تعیین کند.معلم به او گفت، «فینمن»، «سر کلاس درس خیلی صحبت می‌کنی و سر و صدای زیادی راه می‌اندازی. می‌دانم علتش چیست. خسته هستی. پس می‌خواهم کتابی به تو بدهم. برو انتهای کلاس وگوشه‌ای بنشین و این کتاب را بخوان. هر زمان کل کتاب را خواندی و یادگرفتی، اجازه صحبت‌کردن داری.بنابراین فینمن هر روز، در انتهای کلاس پنهان می‌شد و این کتاب را می‌خواند .موضوع کتاب ، محاسبات پیشرفته با چرتکه بود. در این حین بقیه کلاس به روند عادی درس‌های خود ادامه می‌دادند. فینمن هم‌زمان با خواندن این کتاب محاسبات‌ قدیمی، مجموعه مدل‌های ذهنی خود را توسعه می‌داد.فینمن نوشت : آن کتاب در مورد نحوه‌ مشتق‌گیری از پارامترهای زیر علامت انتگرال بود. مشخص شد که در دانشگاه به این مسئله زیاد پرداخته نمی‌شود و تأکیدی بر آن وجود ندارد. اما من فهمیدم که چگونه از آن روش استفاده کنم و من بارها و بارها از آن ابزار فوق‌العاده استفاده کردم. بنابراین به روش خودآموزی، از آن کتاب استفاده می‌کردم، روش‌های خاصی برای انتگرال‌گیری داشتم.نتیجه این بود که وقتی سایر دانشجوها در MIT یا پرینستون در حل انتگرال‌های خاص مشکل داشتند،من می‌توانستم با روش محاسباتی که یادگرفته بودم به حل سریع مسئله‌ها بپردازم و جواب را به‌دست آورم. مشکل آن‌ها در این بود که نمی‌توانستند مسئله‌ها را با روش‌های استانداردی که در مدرسه آموخته بودند، سپس پیشرفت کردم و سعی کردم از عبارت زیر انتگرال مشتق بگیرم و اغلب این روش مؤثر بود. بنابراین، به دلیل حل انتگرال‌ها به شهرت بسیار رسیدم، تنها به این خاطر که از مجموعه ابزارهای متفاوتی نسبت به سایر افراد دیگر استفاده می‌کردم.همه دانشجوها دکترا در پرینستون و MIT باهوش هستند. آن‌چه که فینمن را در انتگرال‌گیری از هم‌کلاسی‌هایش متمایز کرده‌بود، هوش او نبود. بلکه روش درک مسئله بود. او مجموعه گسترده‌تری از مدل‌های ذهنی داشت.مدل‌های ذهنیمدل ذهنی چیست؟مدل ذهنی، نحوه‌ کار هر چیزی را توضیح می‌دهد. آن مفهوم، چارچوب یا دیدگاه جهانی است که در ذهن خود دارید که به شما در تفسیر دنیا و درک رابطه بین مسائل کمک می‌کند. مدل‌های ذهنی شامل باورهایی در مورد نحوه‌ فعالیت جهان است.برای مثال، عرضه و تقاضا مدل ذهنی است که به شما کمک می‌کند تا نحوه‌ فعالیت اقتصادی را درک کنید. تئوری بازی، مدل ذهنی است که به شما کمک می‌کند تا چگونگی روابط را درک کنید. آنتروپی، مدل ذهنی است که به درک نحوه‌ عملکرد اختلالات و کمبودها کمک می‌کند.مدل‌های ذهنی درک و عملکرد شما را هدایت می‌کنند. آن‌ها ابزارهای فکری هستند که برای درک زندگی، تصمیم‌گیری و حل مشکلات از آن استفاده می‌کنیم. یادگیری مدل ذهنی جدید روش جدیدی را برای بررسی دنیا ارائه می‌دهد.مانند یادگیری ریاضی به روش جدید فینمن.مدل‌های ذهنی ناقص اما سودمند هستند. هیچ مدل ذهنی ساده‌‌ فیزیک یا مهندسی وجود ندارد که توضیح بی‌نقصی از کل جهان را ارائه کند، اما بهترین مدل‌های ذهنی از این رشته‌ها به ما این امکان را می‌دهد تا پل‌ها و جاده‌هایی را احداث‌کنیم ، فناوری‌های جدید را توسعه بدهیم و حتی به فضای بیرون جو هم سفر کنیم. همانطور که تاریخدان یووال نوآه هراری بیان کرد، «معمولاً دانشمندان اتفاق‌نظر دارند که هیچ تئوری ۱۰۰ درصد درست نیست. در نتیجه، آزمودن واقعی دانش حقیقت ندارد، اما سومند است.»بهترین مدل‌های ذهنی ایده‌هایی هستند که بیشترین فایده را دارند. آن‌ها به‌طور گسترده در زندگی روزانه سودمند هستند. درک این مفاهیم به ما کمک خواهد کرد تا انتخاب‌های عاقلانه‌ای داشته باشیم و اقدامات بهتری انجام دهیم. منبع: سایت اندیشه ماندگار عالی‌نسب</description>
                <category>fgalinasab</category>
                <author>fgalinasab</author>
                <pubDate>Tue, 28 Apr 2020 23:39:11 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برابری جنسیتی، بهره‌وری را افزایش می‌دهد</title>
                <link>https://virgool.io/@fgalinasab/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D8%B1%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%AF-b6guyyvpjiwl</link>
                <description>رهبر 6 کشور موفق در کنترل ویروس کرونا، همگی خانم هستند.این عنوانی بود که در استوری اینستاگرامم منتشر کردم و عد‌ه‌ای تحسین کردند و البته برای عده‌ای از آقایان زجرآور بود و واکنش نشان دادند.ویروس کرونا در شروع سال 2020 میلادی از کشور چین سر درآورد و به سرعت پخش شد و کل دنیا را درگیر خودش کرد و جهان را به چالش کشید. کسب‌و کارهای زیادی را تعطیل کرد. مدارس، دانشگاه‌ها و ادارات را به حالت تعلیق درآورد و مردم را خانه‌نشین کرد. بحرانی عجیب و غافلگیرکننده بود که سراسر جهان را درنوردید و رهبران و مدیران شایسته و ناشایسته را متمایز کرد. در این زمان برخی کشورها عملکرد بهتری نسبت به مهارت این ویروس کشنده داشتند ازجمله: آلمان، بلژیک، فنلاند، اسلوواکی و نیوزلند.رهبران این شش کشور که همگی زن هستند و بهتر از سایر هم‌ترازهای خود در سایر کشورها از عهده مدیریت این بحران برآمدند. به نظر می‌آید باید به زن‌ها بهای بیشتری داد. بهایی به اندازه مردان و به عبارتی پیش به سوی برابری جنسیتی.از طرفی تحقیقات گسترده در کشورهای متعددی چون آمریکا، استرالیا، ژاپن و بسیاری از کشورهای اروپایی نشان داده است برابری حقوق زنان و مردان موجب احساس شادی بیشتر همه افراد جامعه می‌شود. حتی در کشورهای اروپایی که شادترین مردم جهان هستند، طبق تحقیقات گسترده مشخص شده که قوانین کشورهایی که به برابری حقوق بیشتر اهمیت داده مردمانی شادتر دارند. به عبارتی شادترین مردم دنیا در کشورهایی هستند که حقوق مساوی زن و مرد دارند و از برابری جنسیتی برخوردارند.همچنین بررسی‌ها نشان می‌دهد شرکت‌ها و سازمان‌هایی که به برابری جنسیتی متعهد هستند از کارایی و بهره‌وری بیشتری برخوردارند. نرخ بهره‌وری بالاتر به مفهوم انجام کارهای درست به روشی درست و بهینه است. یکی از دلایل بهره‌وری بالای شرکت‌ها، مناقشات کمتر بین کارکنان است که در نتیجه محیطی صمیمی و شاد است. این محیط دوستانه و شاد در سایه برابری جنسیتی است که رضایت شغلی را افزایش، فرسودگی شغلی را کاهش و کسب دستاوردها و موفقیت‌ها را افزایش داده است. و جالب اینکه کارمندان این شرکت‌ها تمایل زیادی به تداوم همکاری با مجموعه خود دارند. اگر به عنوان رهبر یا مدیر شرکت، هزینه‌های نابرابری جنسیتی را محاسبه کنید، متوجه خواهید شد که هزینه آن به مراتب بیشتر از هزینه حقوق برابر زنان با مردان است.آیا شما به عنوان رهبر و تصمیم‌گیرنده سازمان و کسب‌وکار خود از نتایج برابری جنسیتی خشنود نیستید؟ بازهم حاضر به حمایت از برابری جنسیتی نخواهید بود؟همچنین اشتغال زنان به کار بیرون از خانه موجب درک درست‌تر زن و مرد از تعادل بین زندگی و کار می‌شود و همکاری بیشتری خواهند داشت. و احتمالا زنان شاغل، شادتر از زنان خانه‌دار هستند. این شادی به فضای زندگی خانوادگی منتقل می‌شود. تحقیقات نشان داده وقتی مردها در بچه‌داری و انجام کارهای خانه مشارکت می‌کنند، عملکرد فرزندانشان در مدرسه بهتر می‌شود. چون تمرکزشان بیشتر و اضطرابشان کمتر می‌شود. و از طرفی این مشارکت مردان، زنان را شادتر می‌کند. پس پدر و مادر علاوه بر اینکه خودشان شادتر می‌شوند، فرزندانی شادتر و سالم‌تر خواهند داشت.خوب ما مردها چه می‌خواهیم؟نتیجه شادی بیشتر، چیزی نیست جز کاهش  نیاز به کارهای درمانی و مصرف دارو. شادی، افسردگی را از بین می‌برد. انسان‌های شادتر تمایل بیشتری به شاد کردن دیگران دارند و برای مردم و جامعه مفیدتر هستند. جالب است بدانید مردان شادتر، کمتر الکل مصرف می‌کنند. کمتر افسرده می‌شوند و داروهای آرام‌بخش را کنار گذاشته و کمتر سراغ دود می‌روند. ارمغان برابری جنسیتی، سلامتی جسمی و روانی بیشتر برای مردان است.پس برابری جنسیتی را برای مردها، شکست به حساب نیاورید. بلکه یک معامله برد برد است که هر دو طرف سود می‌برند. این نگرش در بلندمدت برای جامعه نیز شادی‌آور است و به نفع جامعه خواهد بود.توضیح این نکته لازم است که هرگز  به جنسیت و هرآنچه که نتیجه انتخاب خودمان نیست، تعصب نداشته باشیم.تحقیقات انجام‌شده، منطق و البته تجربیات شخصی‌ام می‌گوید احساس خوشبختی بیشتر در برابری حقوق زن و مرد است. البته در یک سطح بالاتر از عقل و تجربه، انسانیت نیز چنین ایجاب می‌کند. پس بی‌منت از برابری جنسیتی، حمایت می‌کنم.منبع: سایت اندیشه ماندگار عالی‌نسب</description>
                <category>fgalinasab</category>
                <author>fgalinasab</author>
                <pubDate>Tue, 14 Apr 2020 15:41:43 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقش افراد حسود در موفقیت بیشتر شما</title>
                <link>https://virgool.io/@fgalinasab/%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1-%D8%B4%D9%85%D8%A7-tbqsmgb3j96x</link>
                <description>وقتی موفق شناخته می‌شوید، باید انتظار آدم‌های حسود را در زندگی‌تان داشته باشید.آنها تأثیر منفی خود را به سادگی به زندگی دیگران وارد می کنند.ما دوست نداریم مورد حسادت قرار بگیریم؛ اما حقیقت این است معاشرت با افراد حسود اجتناب ناپذیر است.از حسادت دیگران ناراحت نشوید و به عنوان انگیزه بیشتر برای کسب موفقیت بهره ببرید.ده نکته‌ مهم که با استفاده از آنها می‌توانید از رفتار افراد حسود در جهت دست‌یابی به موفقیت بیشتر بهره ببرید عبارتند از:۱. اگر به شما حسودی می شود، یعنی در مسیر درست زندگی قرار دارید:بودن حسودها در اطرافتان این پیام را القا می کند که به موفقیت مهمی دست یافته‌اید. اگر هیچ موفقیتی نصیبتان نشده است، هیچ کسی هم به شما توجه ندارد که انتقادی بکند. پس حسادت‌ها نشان دهنده‌ درست بودن کارهایی است که انجام داده‌اید.۲. متفاوت از رفتار و اخلاق آن‌ها عمل کنید:جای تکرار رفتارهایی که حسودها در مقابل دیگران انجام می‌دهند، رفتار عکس آن‌ها را اتخاذ کنید. با این نگرش، همدلی‌تان نسبت به احساسی که دریافت بازخوردِ منفی در اطرافیان ایجاد می‌کند، ارتقا پیدا می‌کند.۳. خود را با انتقادات آنها ارزیابی کنید:خیلی از انتقادها بخاطر حسادت بیان می‌شود، اما باز هم ممکن است با انتقادی درست رو به رو شوید. لذا به حرفی که دیگران می‌زنند خوب گوش کنید. گاهی انتقادات سازنده کمک می‌کند آدم بهتری شوید.۴. تواضع بیشتری داشته باشید:شما موفقیت بیشتری از آدم‌های حسود دارید که سعی می‌کنند شرایط را برایتان سخت کنند. در هر صورت باید در واکنشی که دارید متواضع‌تر باشید. نیاز به خودستایی نیست بلکه واکنش خود را متواضع و محترمانه نشان دهید.۵. تعارض‌ها را بهتر حل و فصل کنید:برخورد با آدم‌های حسود، فرصتی فراهم می‌کند تا بهتر بتوانید تعارض‌ها را حل و فصل کنید. گاهی باید بگذرید و هیچ پاسخی ندهید؛ در برخی مواقع نیز واکنشتان باید کمی متفاوت باشد.۶. یاد بگیرید خشمتان را کنترل کنید:شاید افراد حسود حرفی بزنند که شما را عصبانی کند؛ اما یاد بگیرید خشمتان را کنترل کنید و واکنش خود را آرام بروز دهید. بی‌شک نتیجه این توانایی را در زندگی مشاهده خواهید کرد.۷. تأثیر منفی برخورد با حسودها را نادیده بگیرید:می‌توان از حسودها برای یادگیری این درس استفاده کرد که توجه‌تان را روی مسائلی بگذارید که اهمیت بیشتری دارند.۸. از حضور حسودها جهت تفکر مستقل‌ استفاده کنید:نمی‌توانید خود را با باورهای فرد دیگری مطابقت دهید. اگر یاد بگیرید خود را بخاطر همانی که هستید دوست داشته باشید، آن وقت با تفکری مستقل تر زندگی می‌کنید.۹. اجازه دهید حسودها انگیزه‌ شما باشند:اگر فکر می‌کنید با رسیدن به موفقیت می‌توانید حسودان را کور کنید، از این فرصت استفاده کنید و از آن به‌عنوان انگیزه‌ای برای سخت‌تر تلاش کردن بهره ببرید.۱۰. قدردان موفقیت‌هایتان باشید:حسودها کمک می‌کنند نسبت به پیروزی‌ها قدردان‌تر باشید. رسیدن به موفقیت بعد از اینکه افراد حسود زیادی به شما گفته‌اند این کار به نتیجه نمی‌رسد، بسیار خوشایند است.منبع: سایت اندیشه ماندگار عالی‌نسب</description>
                <category>fgalinasab</category>
                <author>fgalinasab</author>
                <pubDate>Sat, 04 Apr 2020 14:52:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>3 مهارت کلیدی برای افزایش احتمال موفقیت</title>
                <link>https://virgool.io/@fgalinasab/3-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%AD%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%84-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-qyvr7xe1eenv</link>
                <description>موفق‌ترین انسان‌های تاریخ در توانمندسازی و رشد مهارت‌های خود در حوزه‌های مختلف تلاش می‌کردند. هرچه عمق و وسعت توانایی‌ها و مهارت‌ها افزایش یابد، احتمال کسب موفقیت نیز بیشتر خواهد شد. دنیای دیجیتال بر اهمیت مهارت‌ها افزوده است و بدون تردید انسان امروزی باید به مراتب توانمدتر از انسان چند دهه گذشته باشد.در این نوشته قصد دارم به ۳ مهارت کلیدی و حیاتی در زندگی و کسب‌وکار اشاره کنم.مدیریت زمان:یکی از ویژگی‌های مهم افراد فوق موفق درک درست گذشت زمان و جلوگیری از هدر رفت وقتشان است. آن‌ها با تسلط بر مهارت مدیریت زمان به این مهم دست می یابند.مدیریت زمان، تلاشی است آگاهانه برای تخصیص و کنترل منابع محدودی چون زمان، انرژی بدن و توجه. زمان برای همه ما یکسان می‌گذرد اما نحوه استفاده ما از آن بسیار مهم و تعیین‌کننده است. متاسفانه بیشتر افرادی که سراغ دارم از اهمیت زمان آگاه نیستند و به راحتی تمام مشغول اتلاف وقت هستند. تعبیر من از این افراد، نابودکننده‌های زمان است.کسی که مدیریت زمان نداشته باشد، سازماندهی زندگی‌اش را از دست داده و بدون هدف و برنامه در پی گذران عمرش است. دستاورد بزرگی کسب نخواهد کرد و در نهایت رضایت و احساس خوشبختی را نخواهد چشید. شاید مهم‌ترین دستاور مدیریت زمان، تعادل بین زندگی و کسب‌وکار باشد که این امر رویای خیلی از کسانی‌ است که برای مشاوره به نزد من می‌آیند.آنچه در این مهارت مهم است، توانایی شناخت ارزش‌های درونی و هدف‌گذاری بر مبنای ارزش‌های خودتان است. در این‌صورت مسیر زندگیتان را به دقت ترسیم کرده و جهت حرکتتان نیز مشخص می‌شود. بدین ترتیب مطابق اولویت‌های خود برنامه‌ریزی کرده و قدر لحظات خود را بیشتر دانسته و انحراف از مسیرتان کاهش یافته و احتمال دست‌یابی به موفقیت چندین برابر می‌شود.از امرور تلاش کنید ساعت‌های بی‌کاری و فراغت خود را جدی‌تر از قبل تلقی کرده و برای آن ساعات برنامه‌ریزی دقیق‌تری داشته باشید. این نگرش و اقدام در این راستا به سرعت شما را از سایرین متمایز خواهد کرد. چون اغلب افراد ساعات فراغت خود را با پرداختن به کارهای بیهوده و بی‌ارزش هدر می‌دهند.مدیریت ارتباطات:اساسا انسان موجودی اجتماعی است و یکی از نیازهای بنیادی‌اش در ارتباطات است. این ارتیاطات شامل روابط خانوادگی و اجتماعی می‌باشد. ما قادر به زندگی در انزوا نیستیم و شدیدا به ارتباط با افراد نیاز داریم. توانایی ساخت و مدیریت ارتباطات در زندگی و کسب‌وکارمان بسیار اثرگذار است.تحقیقات و آزمایش‌های پزشکی گسترده دانشگاه هاروارد در سال ۱۹۳۸ برای شناخت عامل خوشبختی آغاز شد و همچنان ادامه دارد. این تحقیقات از بین ۷۲۴ نفر نوجوان آمریکایی از محله‌های فقیرنشین بوستون و همچنین دانشجویان دانشگاه هاروارد در طی ۸۰ سال گذشته صورت گرفته است.نتیجه بررسی‌های طولانی مدت نشان می‌دهد که مهم‌ترین عامل احساس خوشبختی در افراد، کیفیت ارتباطات افراد بوده است.این تحقیقات نشان داده روابط خوب، در شادی و سلامت جسم و ذهن انسان‌ها بسیار موثر است.دکتر ویلیام گلسر روانشناس سرشناس و نویسنده کتاب تئوری انتخاب معتقد است ریشه تمام ناخشنودی‌های انسان‌ها در روابط آسیب‌دیده یا از دست دادن یک رابطه مطلوب و یا نرسیدن به رابطه مورد نظر است.ارتباطات خوب و توانایی مدیریت آن موجب می‌شود چه در لحظات سخت و چه در زمان‌های شادی، اطرافمان با آدم‌هایی از جنس امیدبخش پر شود. با توجه به گسترش اینترنت و راه‌اندازی شبکه‌های اجتماعی فراوان در سطح جهان، امکان ایجاد روابط بیشتر و باکیفیت‌تر افزایش یافته است. در نتیجه به کمک ابزارهای مدرنی چون موبایل و اپلیکیشن‌‌ها و برنامه‌های کامپیوتری می‌توانیم شبکه ارتباطی خود را در سرتاسر جهان بگسترانیم و با داشتن دوستان مختلف از فرهنگ‌های متفاوت ضمن رشد و توسعه فردی، احساس رضایت بیشتری از زندگی خود داشته باشیم. به همین دلیل است که معتقدم خوشبخت‌ترین نسل جهان که به این دنیا پا گذاشته ما هستیم.بر همین اساس یکی از حوزه‌های مهم هدف‌گذاری، ارتباطات است. هرچه اهداف شفاف‌تری در این خصوص تعیین کنیم، مدیریت ارتباطات بهتری خواهیم داشت.دونکته حائز اهمیت:تعداد روابط و دوستان خیلی مهم نیست بلکه آنچه مهم است کیفیت روابط است.غرزدن علاوه بر  آسیب‌های جدی جسمی و روانی(به دلیل ترشح هورمون استرس یا همان کورتیزول)، دشمن شماره یک روابط خوب است.مدام غُرزدن به ارتباطات نورونی مغز آسیب جدی می‌زند.کیفیت روابط و مدیریت زمان را کاهش داده  و به مرور از بین می‌برد.  https://virgool.io/p/qyvr7xe1eenv/%F0%9F%93%B7%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%85%D8%BA%D9%8F%D8%B1%D8%B2%D8%AF%D9%86%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A7%D8%AA%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%BA%D8%B2%D8%A2%D8%B3%DB%8C%D8%A8%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B2%D9%86%D8%AF.%DA%A9%DB%8C%D9%81%DB%8C%D8%AA%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%88%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B1%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D9%87%D8%B4%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87%D9%88%D8%A8%D9%87%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%B2%D8%A8%DB%8C%D9%86%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%A8%D8%B1%D8%AF. یکی دیگر از مهارت‌های اساسی و مورد نیاز هر فردی، مهارت سواد و هوش مالی است. قبول دارم پول همه چیز نیست اما باور کنید که پول ابزار بسیار قدرتمندی است که به ما در رسیدن به اهداف کمک شایانی می‌کند. پول زیاد خوشبختی نمی‌آورد اما باید حداقل درآمدی داشته باشیم که بتوانیم نیازهای اولیه خود را برطرف کنیم. به عنوان مثال درآمد سالیانه حداقلی ۷۵۰۰۰ دلار در کشور آمریکا کلیه نیازهای خانواده را پوشش داده و دغدغه‌های مادی آن‌ها را برطرف می‌کند. در نتیجه بیش از این مقدار در خوشبختی افراد خانواده خیلی تاثیرگذار نخواهد بود.البته فردی که به لحاظ مالی توانمند نباشد برای رشد فردی خود، وقت‌ گذاشتن با خانواده و دوستان، تفریح و خوش‌گذرانی متعادل نیز دچار مشکل می‌شود. چون باید به‌قدری کار کند و اضافه‌کاری داشته باشد که از پس مخارج زندگی‌اش برآید.مهارت سواد مالی، مجموعه‌ای از دانش‌ها، مهارت‌ها، گرایش‌ها و رفتارهای مالی است که ارتقای آن موجب رشد اقتصادی و سطح رفاه فرد می‌شود. این مهارت شامل خرج و پس‌انداز، کاریابی و درآمد، بدهی و سرمایه‌گذاری و شناخت ریسک و تصمیم‌گیری‌های مالی می‌شود.ائتلاف جامپ استارت برای آموزش سواد مالی به دانش‌آموزان تلاش فراوانی کرده است که می‌توانید از آن به عنوان یک منبع آموزشی به روز و مفید استفاده کنید. این متد کاربردی و جدید در مجموعه اندیشه ماندگار عالی‌نسب به دانش‌آموزان دبیرستانی آموزش داده می‌شود.پس با این اوصاف، یادگیری مهارت سواد مالی را نیز باید در اولویت‌های آموزشی خود و فرزندانتان قرار دهید.</description>
                <category>fgalinasab</category>
                <author>fgalinasab</author>
                <pubDate>Tue, 24 Mar 2020 15:48:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رهبری برنده می‌شود که بهترین استراتژی را داشته باشد</title>
                <link>https://virgool.io/@fgalinasab/%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D8%AF-s3a50glwtx2x</link>
                <description>مدیریت در مورد انجام درست کارها است. شما به یک هدف احتیاج دارید ، اما اجازه ندهید یک استراتژی عالی شما را با طناب ببندد.استراتژی، لغت زیبایی است نه؟ این لغت از کلمه یونانی Strategos گرفته شده‌است ، که به معنای ژنرال ارتش است. کلمه استراتژی معنا و مفهومی بزرگ و پر‌اهمیت را در خود جای داده است. به طور سنتی معنای طرح و ایده‌ای را می‌دهد که  مستقیم از بالا به داخل چادر ژنرال می‌آید.اقتصاددان John kay، از اولین نفراتی بود که این کلمه را به طرز غم‌انگیزی یک کلمه سرگرم کننده در مکتب استراتژی نامید. استراتژی واقعا مترادف لغت گران است. شرکت‌های مشاوره‌ای با نام مشاور استراتژی با هزینه‌های سرسا‌م‌آور مشاوره ، تاسیس شده‌اند. بنابراین این یک حاکمیت استراتژیک است که معنایش این است که ما قرار است یک پول بیش از اندازه زیاد برای چیزی پرداخت کنیم .در واقع استراتژی در کسب و کار توسط شرکت‌های مشاوره‌ای مدیریت ، ابداع گردید و مورد پسند عموم قرار گرفت. قبل از سال ۱۹۶۰ خیلی از رهبران کسب و کار این لغت را نشنیده بودند، آن‌ها شیوه و روش کسب و کار خود را داشتند و خودشان برای تخصیص بودجه تصمیم می‌گرفتند. اما شرکت‌هایی مثل Mckinsey و Boston group برنامه‌ریزی‌های بلند مدت و بسیار دلهره‌آور را به نام استراتژی ارائه کردند.مطابق گفته John kay ، استراتژی چیزی است که برای مجموعه شما یک مسئله رمز‌آلود می‌سازند سپس پول هنگفتی از شما می‌گیرند که راهکار نشان دهند.استراتژی خوب بر مبنای عمل است نه بر مبنای تئوریواقعا استراتژی چیست؟ابهامات زیادی به نام استراتژی دریافت می‌شود.ریچارد روملت در کتاب استراتژی خوب، استراتژی بد می‌گوید: چرا تفاوت‌ها اهمیت دارد؟ شما باید اول متوجه باشید که برای چه هدفی تلاش می‌کنید.استراتژی یک اصلاح سطحی بر روی یک ترکیب شفاف و یا آبیاری کردن شاعر گونه یک گل نیست. او می‌نویسد استراتژی، طرحی منسجم برای مواجهه با یک مشکل است.او موارد دیگری را نشان می‌دهد :* استراتژی خوب ،کمیاب است. سازمان‌های زیادی هستند که ادعا می‌کنند استراتژی دارند اما ندارند. به‌جای آن یکسری اهداف عملکرد دارند یا بدتر از آن یکسری آرزوی مبهم دارند.* استراتژی بد وقتی پدیدار می‌شود که یک دکترین بد وجود داشته باشد. زمانی که تصمیم‌های سخت گرفته نمی‌شود، یا رهبرها از نشان دادن تعریف مسیر مبارزه برای رسیدن به اهداف عاجز هستند.* شرکت‌هایی که پایگاه منابع‌شان ضعیف‌تر است ، احتیاج بیشتری به هماهنگی بیشتر و دقیق‌تر برای انجام کارها دارند.*رقبا همیشه واکنش‌های سریع نشان نمی‌دهند، یا مشتری‌ها همیشه ارزش کالاهای شما را نمی‌دانند. استراتژی خوب رکود بازار را پیش‌بینی و از آن بهره‌برداری می‌کند.* تغییرات در تکنولوژی ، قوانین، هزینه‌ها، سلیقه و ذائقه خریداران، معمولا خارج از حیطه کنترل هر رقیبی هستند، اما می‌توان آن‌ها را  مهار کرد.(البته شایان ذکر است که شانس واقعا مهم است.)استراتژی هوشمنددر کتاب بازی برای برد نوشته  Roger martin و A G lafely، نویسندگان به این نکته اشاره می‌کنند. استراتژی هوشمند شامل انتخاب صحیح نیز می‌شود. شما وقتی با رقیبتان رو در رو می‌شوید مجبور به انتخاب هستید. یک زمان بهتر است با رقیب خود همکاری کنید، و زمانی خواهد بود که شما باید صحنه را به نفع رقبا ترک کنید تا صدمه کمتری ببینید.پرفسور Henry Mintzberg  استاد دانشگاه مونترال در کتابش افت و خیز طرح‌های استراتژیک، یک شک و تردید را در مورد مفهوم استراتژی بیان می‌کند. او بیان گسترده استراتژی را رد می‌کند، چون هیچ‌کسی علاقه‌ای به پیاده‌سازی آن‌ها ندارد. حتی اگر ممکن و شدنی باشند. در کتاب بعدی خود، استراتژی نیش هم می‌زند، ایشان از این‌که استراتژی باید استاندارد باشد، انتقاد می‌کند. استراتژی موقعیت ثابتی ندارد. باید به شما الهام شود، استراتژی که به شما الهام نشده باشد استراتژی نیست. شاید کمپبل یکی از شگفتی‌های دنیای استراتژی بود ، مدیر سابق ارتباطات دولت تونی بلر. حزب کارگر جدید البته برای سال‌ها برنده برتر انتخابات بود. و در قلب این پیروزی ، استراتژی با رویکردی کاملا انضباطی طرح شده بود. کمپبل در سال ۲۰۱۲ قوانینی برای استراتژی در ۹ بند معرفی کرد:۱. هدف، استراتژی، تاکتیک. اگر در فهم این سه دچار اشتباه شوید به مشکل خواهید خورد.۲. استراتژی که نوشته نشود، استراتژی نیست.۳. توسعه استراتژی یعنی داشتن بحث و مناظره ، نه جلوگیری‌کردن از آن‌ها.۴. استراتژی یک بازی تیمی‌ است که باید خوب بازی شود، همه از هیئت مدیره تا منشی و نگهبان ، آن‌را پشتیبانی کنند.۵. بهترین استراتژی‌‌ها می‌توانند در یک کلمه، یک جمله، یک پاراگراف، یک صفحه و یا یک کتاب نوشته شوند.۶. استراتژی خوب از درون یک آنالیز و یک درک خوب بیرون می‌آید.۷.استراتژی خوب بر مبنای عمل است نه بر مبنای تئوری.۸ . در مورد اهداف فکر‌کنید نه فقط ارتباطات. ارتباطات آخرین قدم یک استراتژی است.۹ ۰ بهترین استراتژی‌ها پایدار می‌مانند ، اما قابل انعطاف و به روز شدن هستند.استراتژی، روشی است که انجام می‌دهیدبنابراین آیا اگر استراتژی درستی را به کار بگیرید همه چیز مرتب خواهد شد ؟ البته که نه. کمپبل درست می‌گفت که استراتژی خوب بر مبنای عمل است نه بر مبنای تئوری. ما واقعا باید این را بگوییم که مهمترین قسمت استراتژی ، اجرای آن است. (حتی ایده‌های خوب ، دیر یا زود در محیط کار رو به انحطاط می‌گذارند، چنانچه پیتر دراکر آن را گفت).بهتر است یک استراتژی متوسط ،خوب اجرا شود تا اینکه یک استراتژی خوب، بد اجرا شود. البته استراتژی بعضی وقتها خیلی بزرگ و سنگین است و برچسبی است که نحوه انجام روزانه کارها و وظایف را توصیف می‌کند و واقعا می‌تواند ساده نباشد. چنانچهاز پایین به بالا و از بالا به پایینکمپبل بر روی یک نکته حیاتی دیگر دست می‌گذارد. استراتژی یک بازی گروهی است که احتیاج به پشتیبانی از جانب همه سطوح را دارد. بهترین راه برای توسعه دادن یک استراتژی شریک کردن و درگیر کردن همه افراد در همه سطوح با آن است. ما با آن گفته قدیمی یونانی که ایده‌ها از بالا می‌آیند، گمراه شده‌ایم. اما یک ایده بزرگ که مثلا در اتاق رهبری یک سازمان شکل گرفته است، با پایان مسئولیت آن تیم رهبری به باقیمانده تیم کاری تعلق نخواهد داشت. آن ایده صرفا کلماتی خواهد بود که از بالا به افراد پایین انتقال داده شده بود و کسی انتظار آن را ندارد که بعد از رفتن آن تیم رهبری به آن ایده‌ها اهمیت داده شود و یا به کار گرفته شود.زمان آن رسیده‌ است که کسب‌وکارهای بزرگ مفهوم درستی از استراتژی را به‌کار بگیرند. دنیا به سرعت در حال تغییر است. شما باید خود را تطبیق بدهید. استراتژی‌ها باید با شرایط حاکم تطبیق داده‌ شوند و بازنویسی شوند. اما حقیقت این است که در نهایت چیزی که به حساب می‌آید این است که شما چه‌ کاری می‌کنید و چگونه آن کار را انجام می‌دهید. واقعا مهم نیست چه چیزی استراتژی تعبیر می‌شود.منبع: سایت اندیشه ماندگار عالی‌نسب</description>
                <category>fgalinasab</category>
                <author>fgalinasab</author>
                <pubDate>Sat, 14 Mar 2020 19:12:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برای دست یابی به اهداف، همدلی لازم است.</title>
                <link>https://virgool.io/@fgalinasab/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81-%D9%87%D9%85%D8%AF%D9%84%DB%8C-%D9%84%D8%A7%D8%B2%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-anabgwcfymlf</link>
                <description>شاید اهداف، یک حقیقت سخت در کسب و کار باشند اما اهداف توسط انسان‌هایی که احساسات دارند به واقعیت می‌رسند. داشتن احساسات، ضعف نیست.Bel littlejohn کتابی دارد با عنوان “مرا در آغوش بگیر هنگامی که اشک می‌ریزم، به خاطر اشکی که برای این دنیا می‌ریزم”.او مقاله‌نویس روزنامه گاردین بود که در ژانر تخیلی می‌نوشت. هدف او بیش از حد احساساتی، عاطفی و وسواسی بود. کسی‌که همه‌ چیز را عمیقا احساساتی می‌دید. شاید نوشته‌هایش یک جوک خوب بودند  که در برابر هوش عاطفی قد علم کرده بودند. نوشته‌ها و مفاهیم او در سال ۱۹۹۰ مشهور گردید.بسیاری از روسا تمایل دارند احساسات‌شان را با کسی در میان نگذارند. به طور سنتی بروز ندادن احساسات در محل کار  با احترام نگریسته شده‌است . و اگر رئیسی احساساتش را بروز دهد عملی غیر حرفه‌ای و خارج از عرف کسب و کار همراه با سوءظن تلقی می‌شود. روسا هر روز و به طور بی‌رحمانه‌ای با اسناد، شماره‌ها،  پول، و سود و زیان که سخت و بی‌احساس هستند  سرو کار دارند. در یک محیط مردانه، مردانگی معنایش این است که احساسات لطیف‌تان را نشان ندهید. یکی از فاکتورهایی که زنان همیشه در محیط کار همیشه مورد اتهام قرار گرفته‌اند، همین احساساتی و عاطفی بودن ایشان در کسب و کار است. ( و اگر زنان رئیس با اعتماد به نفس و کاربلد باشند به آن‌ها برچسبی می‌زنند تحت عنوان ادای رئیس‌ها را در نیار)نتیجه چیست؟ همان‌گونه که می‌دانید تعداد زنان رئیس انگشت‌شمار است.هنگامی که پول می‌تواند به عنوان معیاری قابل لمس در نظر گرفته شود.، احساسات،  اخلاق، انگیزه و فرهنگ به عناوین غیرقابل لمس تبدیل می‌شوند و دقیق شدن در مورد این معیارها مشکل‌تر می‌شود. و این، زبان اقتصاد یا چیزی نبود که رهبران اقتصاد دنبالش بودند.  نقل قولی برجسته از  پیتر دراکر  که البته سند یا نوشته‌ای از آن در دست نیست، می‌گوید: فرهنگ، استراتژی را برای صبحانه می‌خورد. خیلی از افراد با این گفته موافق هستند. یک فاصله  بین تطبیق اهمیت احساسات در کار و کاری در مورد احساسات انجام دادن وجود دارد.کمبود همدلیدر سال ۲۰۱۶ در مراسم فارغ‌التحصیلی که برای دانش‌آموزان در دانشگاه نورت وسترن شهر شیکاگو گرفته شده بود ، سناتور جوانی در آن مراسم سخنرانی کرد. باراک اوباما. او یک آدرس از یک آغاز را داد. او درس‌های زیادی در سخنانش به آن دانش‌آموزان آموخت اما برجسته‌ترین درسی که آن‌ها یاد گرفتند مفهوم همدلی بود.اوباما گفت، چیزهای زیادی هست که می‌توان درباره کسری بودجه فدرال‌ها گفت. اما من فکر می‌کنم ما بیشتر باید در مورد کمبود همدلی بین خودمان صحبت کنیم. توانایی قرار دادن خویش در جای دیگران، و نگاه کردن دنیا از چشمان انسان‌هایی که با ما تفاوت دارند.او در ادامه از فرهنگی انتقاد کرد که ارزش پول و ثروت را بالا می‌دانند، فرهنگی که ظاهر فیزیکی را مهم می‌دانند و دانستن کامل زندگی ستاره‌ها را هر روز پیگیری می‌کنند . او با انتقاد از این فرهنگ که باعث دلسردی حس همدلی می‌گردد آن را محکوم کرد. او سخنانش را با تشویق دانش‌آموزان جوان برای گسترده کردن افق فکری‌شان و دلواپس و نگران بودن برای دیگران ادامه داد. استدلال کرد که با نگران بودن نسبت به شرایط دیگران،آن‌ها از لحاظ شخصیتی رشد خواهند کرد و به انسان بهتری تبدیل خواهند شد.این یک روش عالی است. مفهوم همدلی به وسیله نامزدی پشتیبانی می‌شد که خود را آماده شرکت در بزرگترین انتخابات دنیا می‌کرد. دیگر زمان آن گذشته است که حس همدلی نادیده گرفته شود یا سعی در بی‌اثر بودن آن نشان داده شود. همدلی در محیط کار باید نقش مهمی داشته باشد. نه تنها در محیط کار بلکه در همه جا.خجالت نکشید، احساس همدلی کنیدوقتی شما می‌توانید یک گفتگوی مشکل را به حد افراط ادامه دهید، پس می‌توانید حس همدلی را نیز به حد افراط نشان دهید. کار یعنی انضباط و ضرب‌العجل. کار یک معالجه نیست. مدیران باید بتوانند که حس همدلی را نشان دهند، اما در مواقع لازم آن‌ها باید به قاطع و محکم باشند.پرفسور Paul Bloom استاد روانشناسی دانشگاه Yaleدر کتاب “بر ضد همدلی و محبت منطقی “، به روشن شدن این نکته کمک کرده است. او به درستی دست روی خطر این موضوع می‌گذارد. برای مثال، دکتری که بیش از حد با بیمارش همدردی کند، و نتواند تجویز و انتخاب لازم و خشن دارویی برای معالجه بیمارش را ارائه دهد یقینا نمی‌تواند بیمارش را معالجه کند. خطوط موازی در مدیریت واضح هستند. مکان کار یک مکان اجتماعی است که همه تصمیم‌گیری‌ها باید به اتفاق‌آرا صورت بگیرد. بعضی وقت‌ها به ما کاری گفته می‌شود که ما دوست نداریم آن را انجام دهیم و احساس بدی به آن داریم. یک رئیس می‌تواند بدون این‌ که ما را برنجاند موضوع را درک کند . همدلی هوشمندانه باعث متمدن‌تر شدن محیط کار می‌شود و همدلی محدود محیط کار را به عقب می‌راند.تحقیقاتی که توسط آکادمی مدرسه کسب و کار نورویچ صورت گرفته است نشان می‌دهد که پشتیبانی مدیران یک شمشیر دو لبه است. در یک لبه از بروز خستگی عاطفی در کارمندان پیشگیری می‌کند و در لبه دیگر باعث سرخوردگی و نا‌امید شدن کارمندان از محیط کار می‌شود.دنیا را با احساستان ببینیدواکنش معقول در برابر همدردی مفرط و بی‌مزه ، نباید منجر به جلوگیری از بروز احساسات در محل کار شود. یکی از دلایلی که مردم فطرتا دوست ندارند ربات‌ها وظایف را بر عهده بگیرند، این است که ما می‌خواهیم زندگی‌کردن، نفس کشیدن و احساس کردن یک انسان را در کنارمان ببینیم نه یک ربات فاقد احساس را.ایده‌های با ارزشی مانند برند، سرمایه انسانی، فرهنگ، به طور فزاینده‌ای رو به افزایش هستند چیزی که وجه تمایز بین کسب و کارهای موفق و رقبای ضعیف آن‌ها است. شاید یک مدیر مالی نتواند این معیارها را اندازه‌گیری کند، یا چگونه روی آن‌ها سرمایه گذاری کردن را نداند. مدیران زیادی ماشین‌ها را به کار می‌اندازند اما نمی‌دانند که چگونه با انسان‌ها باید رفتار کنند.رهبران معقول از مدیران خود خواهند خواست که توانایی نشان دادن همدلی هوشمند را در محیط کار داشته باشند. به همان اندازه که از آن‌ها می‌خواهند کارکرد مناسب در همه سطوح ثابت باقی بماند. مدیریت ،هنر برقرار کردن توازن بین قلب و مغز است. ما باید نسبت به مدیران احساس خوبی داشته باشیم تا کارمان را درست انجام دهیم.منبع: سایت اندیشه ماندگار عالی‌نسب</description>
                <category>fgalinasab</category>
                <author>fgalinasab</author>
                <pubDate>Wed, 05 Feb 2020 15:18:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>منظور از سواد مالی چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@fgalinasab/%D9%85%D9%86%D8%B8%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-qgfxuk1kkune</link>
                <description>برای تعریف سواد مالی، بهتر است هر کلمه را به طور جداگانه، تعریف نماییم. کلمه مالی، به هرگونه « معامله با پول » اشاره دارد و کلمه سوادآموزی به « دانش یا صلاحیت» اطلاق می شود. بنابراین، سواد مالی را می‌­توان به معنای « دانش و شایستگی نحوه معامله با پول» دانست. به ­عبارت ­دیگر، سواد مالی و یا هوش مالی، ترکیبی از دانش مالی، مهارت‌ها، نگرش‌ها و رفتارهای لازم، برای تصمیم‌گیری‌های صحیح مالی، براساس شرایط شخصی و در جهت تحقق امنیت و آزادی مالی می­‌باشد.سواد مالی، چه نقشی در تامین نیازهای آینده دانش‌­آموزان ایفا می­‌کند؟در ایتدا باید به این نکته توجه داشت که، دانش‌­آموزان، هر چه در سنین پایین‌­تر و در سالهای اولیه تحصیلی خود، با مفهوم و مهارت‌های سواد مالی، آشنا شوند، در آینده، سریعتر و با هزینه­‌های کمتری، به رفاه و امنیت مالی مد­نظر خود می­‌رسند. بعضی از مزایای سواد مالی، برای تامین نیازهای آینده دانش‌­آموزان، عبارتند از:کاریابی ­و ­کسب درآمد: اولین مزیت سواد مالی برای دانش‌­آموزان، ایجاد آمادگی در آنها، برای کاریابی و کسب درآمد است. در واقع، دانش‌­آموزان، با آشنایی و یادگیری مهارتهای مورد نیاز بازار کار، در آینده، به آسانی، شغل مورد نظر خود را انتخاب و به کسب درآمد می‌پردازند.بودجه­‌بندی: از دیگر مزایای سواد مالی، برای آینده دانش‌­آموزان، آشنایی با نحوه بودجه‌­بندی درآمد خود می‌­باشد. پس از کاریابی و­کسب درآمد، آنها باید بدانند، که چگونه، در­آمد خود را به تامین نیازهای اساسی خود، اختصاص دهند. دانش‌­آموزان، با یادگیری سواد مالی، به مهارتهای مورد نیاز برای بودجه‌­بندی، مسلط می‌­شوند.پس‌­انداز: یادگیری مهارت‌های پس‌­انداز، از دیگر مزایای مهم سواد مالی، محسوب می‌­شود. دانش‌­آموزان با یادگیری نحوه پس‌­انداز، می‌آموزند، که در زمان بودجه­‌بندی، مقدار مشخصی از درآمد خود را به عنوان پس‌­انداز، ذخیره نمایند.سرمایه­‌گذاری: سواد مالی، مهارتهای مربوط به نحوه سرمایه‌گذاری در بازارهای مختلف، و ایجاد کانال‌های درآمدی جدید، را به دانش‌آموزان، آموزش می‌­دهد.همانگونه که در بالا اشاره شد، مهارتهای مربوط به کاریابی‌ ­و ­کسب درآمد، از مهمترین مهارت‌هایی هستند که در سواد مالی، به دانش‌­آموزان، آموزش داده می­‌شود. زیرا فقط با وجود شغل و درآمد است، که دیگر مهارتهای پس‌­انداز، سرمایه­‌گذاری و .. مورد توجه و استفاده، قرار می­‌گیرند.سواد مالی، مهارت‌های مربوط به چه نوع شغل­‌هایی را به دانش‌­آموزان، آموزش می‌­دهد؟سواد مالی جامع و فراگیر، باید همه مهارت‌های اساسی مورد نیاز، برای انواع شغل‌­ها را به دانش‌­آموزان، آموزش دهد. ولی در مقوله کاریابی­ و ­کسب درآمد، و در مرحله اول، دانش‌­آموزان، باید با انواع شغل‌­های موجود در بازار کار، آشنا شوند:شغل تمام ­وقت در مقابل شغل پاره ­وقت:شغل تمام­ وقت: شغلی است که، کارمند، طبق قانون، باید میزان ساعات کاری مشخصی را در خدمت کارفرما قرار گیرد.شغل پاره ­وقت: شغلی است که، کارمند بنا به توافق با کارفرما، ساعات کاری مشخصی را برای او، کار می­‌کند.شغل با درآمد در مقابل شغل بدون درآمد:شغل با درآمد: شغلی است که در آن، کارفرما در ازای کار، حقوق و مزایایی را به کارمند، پرداخت می­‌کند.شغل بدون درآمد: در این شغل، فرد بصورت داوطلبانه، مشغول به­ کار می­‌شود و حقوقی دریافت نمی­‌کند و هدف از انجام آن، کسب تجربه و یادگیری مهارتهای کاربردی مورد نیاز برای او می­‌باشد.بعضی از شغل­‌های پاره ­وقت و یا شغل ­های بدون درآمد، مناسب دانش‌­آموزانی در مقطع متوسطه هستند که هدف آنها، کسب تجربه‌­های کاری، آشنایی کلی با محیط و بازار کار و افزایش اعتماد به نفس، می‌­باشد.سواد مالی، چه مهارت‌هایی را در زمینه کاریابی­ و ­کسب درآمد، به دانش‌­آموزان می‌­آموزد؟در سواد مالی، دانش‌­آموزان، پس از آشنایی با انواع شغل‌­ها، مهارتهای مورد نیاز برای کاریابی­ و ­کسب درآمد را نیز آموزش می‌­بینند.بطور کلی، مهارتهای مورد نیاز برای ورود به بازار کار، به ۲ دسته تقسیم می­‌شوند: مهارتهای سخت و مهارتهای نرم.مهارت‌های سخت: این مهارتها، شامل دانش­‌ها و تواناییهای مورد نیاز برای انجام یک کار، می‌­باشد. این نوع مهارتها، قابل آموزش هستند و براحتی نیز، اندازه­‌گیری می­‌شوند. به عنوان مثال، مهارت کار با نرم­ افزارهای کامپیوتری برای یک شرکت دیجیتال محور، و تسلط به یک زبان خارجی، برای کار در یک شرکت جهانگردی، الزامی می‌­باشد.از آنجایی که هر شرکت، نیاز به نیروی متخصص در زمینه‌ه­ای خاص دارد، لذا افراد، بنا به علایق خود و نیازهای شرکت مربوطه، اقدام به یادگیری مهارتهای مورد نیاز می‌­نمایند.مهارت‌های نرم: این مهارت‌ها، شامل دانش­‌ها و توانایی­‌هایی­ برای برقراری ارتباط مؤثر با سایر افراد می باشد و بطور کلی، دید و نگرش فرد را نسبت به زندگی و کار، نشان می دهد. این مهارت‌ها درونی هستند و به سختی قابل اندازه‌گیری می­‌باشند.مهارتهای نرم، فارغ از نوع شغل، مهارتهای پایه و اساسی مورد نیاز فرد، برای انجام همه وظایف، در همه سازمانها و شرکت­‌ها می‌­باشد. و دانش‌­آموزان، بهتر است از همان سنین پایین‌­تر، به یادگیری این مهارت‌ها پرداخته و با نزدیکی به دوران کاریابی­ و ­کسب درآمد، به تقویت آنها در خود، اقدام نمایند. و این از وظایف اساسی سواد مالی، در زمینه کار­یابی ­و­ کسب درآمد می‌­باشد. در زیر، به بعضی از مهارت‌های مورد نیاز و ضروری، برای تصدی هر شغل و در هر سازمانی، اشاره می‌­شود:ارتباطات: از مهمترین مهارتهای سواد مالی و موثر در کاریابی­ و ­کسب درآمد می­‌باشد. منظور از ارتباطات، توانایی برقراری ارتباط مؤثر با افراد داخل و خارج سازمان می‌­باشد. این مهارت، به افراد کمک می‌­کند تا عقاید و افکار خود را به روشنی برای دیگران، بیان نمایند و همچنین پیام سایر افراد را نیز بخوبی درک نمایند.کار تیمی: دانش‌­آموزان، با کمک این مهارت، می­آموزند که چگونه در تیم کاری خود، موثر و موفق، عمل نمایند و همچنین، یاد می­گیرند که فراتر از خود و خواسته‌های خودشان فکر کنند و به هدف مشترک تیمی و سازمان خود، توجه نمایند.تفکر انتقادی و حل مساله: از مهارتهای موثر در زمینه کاریابی­ و ­کسب درآمد می­‌باشد. دانش‌­آموزان دارای سواد و یا هوش مالی، با استفاده از این مهارت، یاد می‌گیرند که، یک مساله را از جنبه‌­های مختلف، مورد ارزیابی و تجزیه و تحلیل قرار داده، و راه جدیدی را برای حل آن، ارائه نمایند.حس کنجکاوی: امروزه، با توجه به پیشرفت سریع دانش، علوم و فناوری، محیط‌های شغلی به‌ سرعت درحال تغییر و تحول، هستند. و افرادی می­‌توانند خود را با این تغییرات، هماهنگ نمایند که دارای حس کنجکاوی و عشق به یادگیری باشند. و همواره به دنبال یادگیری موضوعات جدید و روشهای جدید انجام کار باشند.انعطاف­‌پذیری و انطباق‌­پذیری: این مهارت، از مهارت های مهم و اساسی نیروی کار آینده، محسوب می­‌شود. دانش­‌آموزان با یادگیری سواد مالی، می­‌آموزند که در هنگام بروز موانع و یا نیازهای جدید محیط کاری، چگونه شیوه کاری خود را تغییر دهند و با شرایط جدید، وفق یابند.ارزیابی و تجزیه و تحلیل اطلاعات: با کسب این مهارت، دانش‌‌آموزان یاد می­‌گیرند که چگونه، داده‌ها و اطلاعات خام موجود را مورد ارزیابی و تجزیه و تحلیل قرار داده و نتایج حاصل از آن را برای تصمیم­‌گیری، در اختیار دیگران و یا مدیران سازمان قرار دهند.خلاقیت و نوآوری: این مهارت، از مهارت‌های موثر در زمینه کاریابی ­و ­کسب درآمد می‌­باشد. سازمان‌های آینده، به‌ ­شدت نیازمند افرادی هستند که، توانایی ارائه ایده‌های نو و جدید را داشته باشند و بتوانند راه‌حل‌های خلاقانه­‌ای را برای موضوعات مختلف، ارائه دهند.سایر مهارت‌های مهم:کارآفرینی: بعضی از افراد، علاقه چندانی به کار در دیگر سازمانها ندارند و تمایل آنها بیشتر بر خود­ اشتغالی و ارائه محصولات و یا خدمات جدید می‌­باشد. افراد علاقمند به کارآفرینی، علاوه بر همه مهارت‌های فوق، باید به مهارت­‌های کارآفرینی(شامل مدیریت، انجام تحقیقات بازار، ارتباط با مشتری و …) نیز مسلط باشند. آموزش مهارت‌های کارآفرینی در سواد مالی، تاثیر بسزایی در آینده شغلی و امنیت مالی دانش‌آموزان خواهد داشت.رزومه­ نویسی: آموزش مهارت رزومه ­نویسی، از مهارت‌های بسیار موثر در زمینه کاریابی­ و ­کسب درآمد می­‌باشد. افراد با درج اطلاعات شخصی، سوابق تحصیلی، مهارتها و توانایی­‌ها و علایق خود، می­‌توانند نظر کارفرما را در مورد استخدام خود، جلب نمایند. دانش‌­آموزان با یادگیری اهمیت و نحوه رزومه ­نویسی، می­‌آموزند که چگونه خود را برای ارائه یک رزومه پربار، آماده نمایند.مصاحبه استخدامی: این مهارت، از مهمترین مهارتهای مورد نیاز هر کارجو می‌­باشد. دانش­‌آموزان دارای سواد مالی، یاد می‌­گیرند که چگونه، در جلسات مصاحبه استخدامی حاضر شوند و به چه نحوی به سوالات مطرح شده در مصاحبه پاسخ دهند و بدین ­‌ترتیب، راه خود را به سوی استخدام، هموار نمایند.منبع: سایت اندیشه ماندگار عالی‌نسب</description>
                <category>fgalinasab</category>
                <author>fgalinasab</author>
                <pubDate>Mon, 03 Feb 2020 22:27:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اهمیت سواد مالی برای دانش‌آموزان</title>
                <link>https://virgool.io/@fgalinasab/%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%86-c24kbccrziea</link>
                <description>اهمیت سواد مالی دانش‌‌آموزان، اگر بیشتر از سواد تحصیلی آنان نباشد، قطعا کمتر از آن نیست.سواد مالی دانش‌­آموزان و همچنین همه کودکان، نوجوانان و جوانان، ابزار مهمی برای بهبود توانایی مالی آن‌ها در همه دوران زندگی­‌شان می­‌باشد. ایجاد فضا و شرایط لازم، برای آموزش سواد مالی دانش­‌آموزان، به آنها کمک می­‌کند، نحوه صحیح استفاده از پول، چه در دوران تحصیل و چه در زندگی شغلی و آینده، را یاد بگیرند تا از این طریق، به رفاه مالی  ایده­‌آل خود، دست یابند.منظور از سواد مالی دانش‌­آموزان چیست؟منظور از سواد مالی دانش‌­آموزان، توانایی دانش­‌آموزان در استفاده از دانش و مهارت، برای تصمیم‌گیری‌های مؤثر و بهینه، در استفاده از پول می‌باشد. کسب دانش و توسعه مهارت، برای سواد مالی و یا هوش مالی دانش‌­آموزان، فقط مربوط به دوران تحصیل آنان نمی­‌شود و فرایند یادگیری آن، مادام‌العمر است. ذکر این نکته حائز اهمیت است که سواد مالی دانش‌­آموزان، باعث می­‌شود کودکان و نوجوانان، سریعتر و ساده‌­تر بتوانند عادت‌های اشتباه مالی خود را تصحیح کنند و در نتیجه با اشتباهات و هزینه کمتری به توانایی مالی دست پیدا ­کنند.سواد مالی دانش‌آموزان، منجر به رفاه مالی آنها در آینده می‌شود.  https://virgool.io/p/c24kbccrziea/%D8%AD%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DA%A9%D9%87%D8%A2%DB%8C%D8%A7%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF%D8%9F%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%A2%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%88%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%B1%D8%A8%D9%88%D8%B7%D8%A8%D9%87%D9%87%D9%88%D8%B4%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AD%D8%B5%DB%8C%D9%84%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%DB%8C%C2%AD%E2%80%8C%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%9F%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%A8%D9%87%C2%AD%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86%D8%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D9%87%C2%AD%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C%D9%85%D9%86%D8%AD%D9%88%D9%87%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87%D8%B5%D8%AD%DB%8C%D8%AD%D8%A7%D8%B2%D9%BE%D9%88%D9%84%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D9%87%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B2%DB%8C%D9%85%D8%9F%D9%88%D8%A7%DB%8C%D9%86%DA%A9%D9%87%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86%D8%8C%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%85%D8%9F دانش و مهارتهای مربوط به سواد مالی دانش‌­آموزان، بسیار وسیع و متنوع می­‌باشند و بطور کلی هر فعالیتی که با استفاده از پول، صورت می­‌گیرد(مانند خرید از مغازه، پرداخت شهریه مدرسه و …)، می‌­تواند زمینه را برای آموزش یک مهارت مالی به فرزندان در اختیار والدین قرار دهد. در ادامه به چند مورد از مهمترین مهارت‌های مربوط به سواد مالی دانش­‌آموزان اشاره می‌­شود:۱. پس‌­انداز، مهارت اساسی در سواد مالی دانش‌­آموزان:مهمترین مهارت مربوط به سواد مالی دانش‌­آموزان، مهارت پس‌‌انداز می‌باشد. فرزندان از همان دوران کودکی باید بیاموزند که شرط اساسی برای دستیابی به رفاه مالی و زندگی موفق و شاد، داشتن پس‌­انداز است. الگوی زیر می‌­تواند روشی موثر و کاربردی برای آموزش نحوه پس‌­انداز به فرزندان باشد:از فرزندان خود بخواهید که ۴ صندوق و یا جعبه کوچک را تهیه و بر روی آنها برچسب‌هایی با عنوان‌های «پس­‌انداز»، «سرمایه‌گذاری»، «هزینه» و «هدیه» بچسبانند. و برای او توضیح دهید که صندوق پس­‌انداز، برای نگهداری پول برای خریدهای اساسی(مانند دوچرخه)، صندوق سرمایه­‌گذاری، برای نگهداری پول برای سرمایه­‌گذاری­‌های آینده، صندوق هزینه، برای خرج روزانه و صندوق هدیه، برای امور خیریه و دادن هدیه به دیگران می‌­باشد.برای صندوق­‌های او هدف‌گذاری کنید. به عنوان مثال، اگر فرزند شما قصد خرید دوچرخه دارد، مبلغی را برای صندوق پس‌­انداز او مشخص نمایید که در صورت پس‌­انداز آن میزان مبلغ برای او دوچرخه خواهید خرید. و به این ترتیب، کودک می­‌آموزد پول­‌های دریافتی از والدین را همان ابتدا در صندوق پس‌­انداز خود قرار دهد. حتی اگر لازم باشد از خرج روزانه خود (مانند خرید خوراکی و …) صرف‌نظر نماید.هدف از اجرای الگوی فوق این است که کودک با اولویت دادن به صندوق پس‌­انداز، این مهارت را فراگرفته و در خود نهادینه کند.پس‌انداز، مهارت پایه در سواد مالی دانش‌آموزان  https://virgool.io/p/c24kbccrziea/%DB%B2.%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%8C%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%C2%AD%E2%80%8C%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%86: مهارت سرمایه­‌گذاری، مهارت استفاده صحیح از پول و از مهمترین مولفه‌های سواد مالی دانش­‌آموزان محسوب می­‌شود. فرزند با یادگیری این مهارت در کودکی و یا نوجوانی می­‌آموزد که پس‌­انداز خود را در چه جایی سرمایه­‌گذاری نماید تا ضمن کسب سود مناسب، ریسک کمتری نیز متحمل شود. در اینجا چند مدل از انواع سرمایه‌گذاری معرفی می شوند:بانک: آسان‌ترین راه سرمایه‌گذاری می‌باشد. با سرمایه­‌گذاری در بانک، سودی مشخص در زمانی معین را بدون تحمل هیچگونه ریسکی دریافت می‌کنید.خرید اوراق مشارکت: در این حالت، شرکت یا سازمان دولتی، سرمایه مورد نیاز برای تامین هزینه‌های عملیاتی خود را با انتشار اوراق مشارکت، تامین می­‌نماید و متعهد می­‌شود در سررسید معین، سود مشخصی را به دارنده اوراق مشارکت، پرداخت نماید. میزان ریسک و بازده در این حالت نیز متناسب با هم می­‌باشند.سرمایه­‌گذاری در بورس: در این حالت، سرمایه‌گذار مبلغی را در بورس اوراق بهادار، سرمایه‌گذاری می‌نماید و به خرید و فروش سهام می‌پردازد. این نوع سرمایه­‌گذاری دارای ریسک نسبتاً بالایی می‌باشد. اما در صورتی که با اطلاعات کافی وارد این بازار شوید، می‌­تواند بازدهی خوبی نیز به همراه داشته باشد.صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک: شرکت­‌هایی هستند که پول سرمایه‌گذار را دریافت و در بازارهای مختلف مانند سهام و اوراق مشارکت، سرمایه‌گذاری می­‌کنند و مقدار معینی از سود حاصله را در دوره‌های زمانی مشخص به سرمایه‌گذار پرداخت می‌کنند. این نوع سرمایه‌گذاری نیز دارای ریسک کم و بازدهی معقول می‌­باشد.از دیگر انواع سرمایه­‌گذاری‌ها می­‌توان به سرمایه‌‌گذاری در بازار طلا و مسکن و دیگر کالاها اشاره نمود.یکی از روش‌های موثر برای آموزش این مهارت به کودکان، حضور والدین در هر کدام یک از انواع سرمایه‌­گذاری و انتقال تجربیات خود به فرزندان می‌باشد.آموزش سرمایه‌گذاری به فرزندان، باعث افزایش سواد مالی دانش‌آموزان می‌شود  https://virgool.io/p/c24kbccrziea/%DB%B3.%D8%A8%DB%8C%D9%85%D9%87%D8%8C%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%C2%AD%E2%80%8C%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%86: بیمه از ضروری‌­ترین مولفه­‌ها در سواد مالی دانش‌­آموزان است. دانش‌­آموزان با آشنایی انواع بیمه‌­ها، می­‌آموزند که چگونه در مقابل خطرات احتمالی در زندگی از خود و سرمایه خود محافظت نمایند. از مهمترین انواع بیمه‌­ها می­‌توان به موارد زیر اشاره نمود:بیمه درمانی: این بیمه، مربوط به تامین و جبران هزینه­‌های درمانی می­‌باشد. و اساسی­‌ترین نوع بیمه برای هر فرد می‌­باشد.بیمه عمر: این نوع بیمه، اختیاری اما از مهمترین انواع بیمه برای تامین آینده فرزندان می­‌باشد.بیمه حوادث: این نوع بیمه، هر گونه حادثه از قبیل آتش­‌سوزی، سیل، زلزله و … را تحت پوشش قرار می‌­دهد.بیمه وسایل نقلیه: این نوع بیمه، اجباری بوده و شامل افرادی می‌­شود که دارای وسایل نقلیه موتوری مانند خودرو و موتورسیکلت می‌باشند.هر نوع بیمه، جنبه خاصی از زندگی افراد را تحت پوشش قرار می‌دهد و آشنایی فرزندان با مفهوم بیمه، می‌­تواند برای رفاه مالی آنها در آینده، بسیار مهم باشد.آشنایی با بیمه، مولفه ضروری سواد مالی دانش‌آموزان است. ۴. بودجه­‌بندی، مهارت فراگیر در سواد مالی دانش‌­آموزان:مهارت بودجه­‌بندی، سایر مولفه­‌های مربوط به سواد مالی دانش‌آموزان را درچارچوبی مشخص، قرار می‌­دهد. به ­عبارت دیگر با آموزش مهارت بودجه‌بندی، کودک می‌­آموزد که:چه مقدار درآمد دارد و چه مقدار می­‌تواند هزینه کند.درآمد خود را به چه فعالیت­‌هایی باید اختصاص دهد.به هزینه­‌های خود نگاه کند و موارد غیر ­ضروری را از لیست هزینه­‌ها حذف نماید.روش‌های زیادی برای آموزش نحوه بودجه­‌بندی وجود دارد که در اینجا به « قانون ۲۰-۳۰-۵۰ » اشاره می­‌شود. بر طبق این قانون، پنجاه درصد از کل میزان بودجه برای هزینه‌های ثابت( مانند اجاره، بیمه، غذا و..)، سی درصد برای انجام امور تفریحی( مانند سفر، رستوران، کلاسهای ورزشی و …) و بیست درصد برای پس‌انداز در نظر گرفته می‌­شود.با یادگیری مهارت بودجه‌­بندی، کودک به اولویت‌­بندی نیازهای خود می­‌پردازد و نحوه استفاده بهینه از درآمد را فرا می­‌گیرد و بدین ترتیب، در زندگی واقعی خود  نیز به رفاه مالی می‌­رسد.بودجه‌بندی، از مهارت‌های مهم سواد مالی دانش‌آموزان  https://virgool.io/p/c24kbccrziea/%DB%B5.%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%8C%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%C2%AD%E2%80%8C%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%86: کارآفرینی، از مهمترین مهارت‌های سواد مالی دانش­‌آموزان می‌باشد. فرزندان، با کسب این مهارت، نحوه کارآفرینی، ایجاد شغل و کسب درآمد را می‌­آموزند. منظور از کارآفرینی، فرایندی است که در آن، شخص کارآفرین با ارائه ایده‌ه­ای نو ( بصورت کالا یا خدمات ) و با پذیرش ریسک‌­ها و خطرات احتمالی پیش‌­رو، اقدام به خلق فرصت‌های تازه و کسب درآمد می­‌نماید. کارآفرینی، فرایند چند مرحله‌­ای می‌­باشد:صحبت با دوستان مورد اعتماد: در این مرحله کارآفرین در مورد ایده‌‌هایش با اطرافیان مورد اعتماد خود صحبت می‌کند و متوجه می‌شود که آیا آن‌ها حاضر به خرید کالا و یا خدمات مورد نظر او می­‌شوند یا خیر؟تحقیق در بازار: کارآفرین، با تحقیق در مورد کالا و خدمات رقبای خود در بازار، بررسی می­‌کند که محصول او چه ویژگی متمایز و برتری، نسبت به محصولات مشابه دارد.تهیه طرح توجیهی: در این طرح، مواردی مانند هزینه­‌های راه­‌اندازی کسب و کار، نحوه اجرای طرح، بازار هدف و … به طور دقیق نوشته می­‌شود. و در حقیقت، شخص کارآفرین، تمام جوانب کار را می‌سنجد.ساخت نمونه اولیه: کارآفرین در این مرحله، با ساخت نمونه اولیه از محصول، نظر مشتریان را در مورد آن جویا می‌­شود.تامین سرمایه و اجرا: در مرحله آخر، کارآفرین، سرمایه مورد نیاز خود را تامین و شروع به اجرای طرح می­‌نماید.کارآفرینی و ایجاد شغل، از مولفه‌های مهم سواد مالی دانش‌آموزان مهارت­‌هایی که در بالا به آنها اشاره شد از مهارت‌های مهم سواد مالی دانش‌­آموزان محسوب می‌­شوند و یادگیری آنها در دوران تحصیلی، دانش‌آموزان را در آینده، به سمت افزایش توانایی مالی و در نهایت، رفاه مالی، سوق خواهد داد.منبع : سایت اندیشه ماندگار عالی‌نسب</description>
                <category>fgalinasab</category>
                <author>fgalinasab</author>
                <pubDate>Mon, 27 Jan 2020 17:16:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اهمالکاری و استراتژی‌های مقابله با آن</title>
                <link>https://virgool.io/@fgalinasab/%D8%A7%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%84%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%A2%D9%86-shnigymua1d5</link>
                <description>اهمالکاری&quot; یک درد مشترک است.آیا شما هم اهمالکار هستید و بدون دلیل خاصی کارهای روزانه‌تان را به تعویق می‌اندازید؟آیا شما هم به طرز وحشتناکی سرتان شلوغ است اما فرصت انجام کارهای مهم را ندارید؟اگر پاسخ‌تان به این دو پرسش مثبت است ، شما درگیر اختلال اهمالکاری هستی. عادت بدی که اغلب افراد( حدود 95% مردم دنیا با این درد، دست و پنجه نرم می‌کنند!) از این موضوع رنج می‌برند.از عواقب بد اهمالکاری همین که مانع رشد و پیشرفت می‌شود می‌توان فهمید ترک این عادت چقدر ارزشمند و حیاتی است. در حقیقت، اهمالکاری قاتل خاموش رویاها و آرزوهاست است.اهمالکارها به ندرت کارهای بزرگ و مهم زندگی و کسب‌وکارشان را در موعد مقرر به اتمام می‌رسانند. آنها دچار تاخیرات زیادی می‌شوند. و البته بیشتر درگیر روزمرگی و انجام کارهای عادی و کم ارزش هستند. به عبارتی این افراد، متخصص نوشتن لیست کارها اما اتمام کارهای کم اهمیت هستند.اهمالکاری دردی مشترک بین 95% مردم جهانبا توجه به موارد اشاره شده به نظر می‌آید باید مقابله با این مشکل بزرگ را در اولویت کارهای خود قرار بدهیم.برای غلبه بر این مشکل راهکارهای زیر را در دستور کا قرار دهید:1. برنامه‌ریزی کنیدیکی از دلایل اصلی اهمالکاری، نداشتن برنامه روزانه است. این افراد روز خود را شروع می‌کنند و هر کاری را که سر راهشان باشد ، الهی به امید تو انجام می‌دهند. بدین معنی که به جای کنش‌گر بودن، واکنش نشان می‌دهند. هیچ اولویت‌بندی برای ترتیب و زمان انجام کارهای مشخص ندارند. در نتیجه به جای انجام کارهای مهم، مشغول انجام کارهای فوری می‌شوند که می‌تواند بحران زا شوند. با پرسیدن عبارت &quot; آیا من واقعا باید این کارها را انجام بدهم&quot; کارهای روزانه خود را بشناسید و برای انجام آنها برنامه‌ریزی و زمانبندی در نظر بگیرید.2. کارهایتان را بر اساس اهمیت، اولویت‌بندی کنیدبدون شک زمانی که اولویت انجام کارهای خود را آگاهانه ثبت کنیم، حداقل می‌دانیم کدام کارها از اهمیت بیشتری برخوردارند. با این نگرش شاید در روزهای اول یک دو کار مهم را به تعویق بیندازیم اما به مرور زمان متوجه می‌شویم امکان انجام کارها بر اساس اهمیت آنها به نفع ما بوده و از آن جا به بعد در رعایت ترتیب انجام کارها بر اساس اولویت مصمم‌تر از قبل خواهیم بود. اولویت‌بندی کارها از تکنیک‌های مدیریت زمان است.3. روز خود را عاقلانه شروع کنیدخیلی از مشاوران می‌گویند کار خود را با مهم‌ترین کار روزتان آغاز کنید. اما تجربه به من نشان داده که کارهای مهم را باید در زمان‌های پر انرژی انجام داد. چون انتظار حداکثر نتیجه لازم را داریم ، صرفا انجام کارهای مهم در زمان‌های پر انرژی این مهم را محقق می‌کند. اگرچه این خوش‌شانسی بزرگی است که ابتدای روز سرشار از انرژی باشید و کار مهم‌تان را نیز انجام بدهید.البته روزتان را هرگز با چک کردن ایمیل و شبکه‌های اجتماعی استارت نزنید. حتما روز خود را با انجام یک کار شروع کنید. این به ذهن شما ثابت می‌کند که امروز باید کارکنم تا نتایج لازم را کسب کنم.4. حواس‌پرتی‌ها را از خود دور کنیدعوامل حواس‌پرتی بهترین دوستان به تعویق انداختن کارها هستند. زمانی که قصد انجام کارهای مهم را دارید، تمامی عواملی که موجب متوقف شدن و حواس‌پرتی می‌شوند را از خود دور کنید. در بسیاری از مواقع ، همکاران در شرکت عامل اصلی حواس‌پرتی هستند. صدای زنگ تلفن،وبگردی، شبکه‌های اجتماعی و صدای نوتیفیکیشن‌ها نیز از عوامل جدی حواس‌پرتی‌اند.بهتر است کارهای مهم را در فضایی آرام و به دور از دوستان و همکاران و یا در یک اتاق در بسته که کسی وارد آنجا نشود انجام بدهید. و از منشی خود بخواهید هیچ تماس تلفنی را برقرار نکند.پیشنهاد می‌کنم در چنین مواقعی موبایل‌تان را خاموش و یا روی حالت پرواز قرار دهید. البته یک کار بهتری هم وجود دارد . موبایلتان را خاموش کنید و در داشبورد ماشین یا کشوی میزتان دور از دسترس خود قرار بدهید.پس از اتمام کار به خودتان پاداش بدهید و برای مدت کوتاهی حدود 15 تا 20 دقیقه شبکه‌های اجتماعی و ایمیل‌تان را چک کنید.5. ما انسانیم و انسان‌ها نقص دارندیکی از شایع‌ترین دلایل اهمالکاری، کمال‌گرایی است. بیشتر اوقات از ترس نواقص و اشتباهات ، از انجام کارهای مهم منصرف می‌شویم تا خدایی نکرده مورد قضاوت و تمسخر دیگران قرار نگیریم!یادمان باشد ما انسان‌ها کامل به دنیا نیامده‌ایم. بلکه قرار است با کنار زدن ترس‌هایمان کارها را هرچند با عیب و ایراد و نقص انجام بدهیم تا در مسیر رشد و کمال قرار بگیریم. این تمرینی برای بزرگ شدن است. تمرین و سماجت کودکان برای راه رفتن را ببینید. هرگز از اشتباه و زمین خوردن نمی‌هراسند و به کار خود ادامه می‌دهند.با این تفکر هرگز کارهایتان را به دلیل ترس از قضاوت دیران به تاخیر نمی‌اندازید. ما انسانیم و هر از چندگاهی مرتکب اشتباهات می‌شویم. خودتان را سرزنش نکنید و نقص‌ها را بپذیرید.نکته مهم و اساسی این است که کمال نه ممکن و نه لازم. صرفا از تلاشی که برای بهتر شدن خود در زندگی به کار بسته‌اید، نهایت لذت را ببرید.با به کارگیری این 5 استراتژی دیگر دلیل و بهانه‌ای برای اهمالکاری وجود ندارد. و در پایان امیدوارم با این رویکرد، کمتر دچار آن شوید.</description>
                <category>fgalinasab</category>
                <author>fgalinasab</author>
                <pubDate>Thu, 23 Jan 2020 15:55:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اصل هدف‌گذاری</title>
                <link>https://virgool.io/@fgalinasab/%D8%A7%D8%B5%D9%84-%D9%87%D8%AF%D9%81%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-pk34koah7wir</link>
                <description>برایان تریسی در کتاب “پیروزی” این‌چنین می‌نویسد :اصل هدف نظامی تسخیر موقعیت‌های حیاتی، گرفتن زمین و پیروزی در نبرد است. اصل هدف تجاری ایجاد و حفظ مشتریان، سودآوری و بقا در بازارهای رقابتی است. اصل هدف شخصی توانای شما برای تصمیم‌گیری دقیق درباره‌ی خواسته‌های واقعی زندگی، برنامه‌ریزی کسب اهداف خود و اجرای به موقع برنامه‌هایتان است.توانایی شما برای تعیین اهدافتان همان مهارت اصلی موفقیت است. کسانی که اهداف مشخص دارند و خواسته‌های خود را می‌شناسند، کارهای بیشتر و سریع‌تری را نسبت به کسانی انجام می‌دهند که اهداف مشخص ندارند و خواسته‌های خود را نمی‌شناسند. تعیین اهداف زندگی شما را متحول می‌کند و آینده‌ی شما را تضمین می‌کند.در تعیین اهداف، شما کار خود را با فرآیند آرمان‌سازی شروع کنید. در بررسی مردان و زنان با عملکرد عالی، موفق‌ترین افراد رویاهای منظم داشته‌اند. آنها پنج تا ده سال آینده را پیش‌بینی می‌کنند و تصور می‌کنند که اگر تمام اهداف خود را به دست آورند، چگونه زندگی کاملی را خواهند داشت.تصور کنید که شما می‌توانید با کمک یک ماشین زمان در یک چشم برهم زدن به پنج سال آینده بروید. وقتی شما چشمان خود را باز کنید، چیز معجزه‌آسایی رخ داده است. زندگی شما از هر حیث کامل است. خانه، خانواده و زندگی کاری شما از هر حیث کامل است. یک سؤال وجود دارد: «زندگی شما چگونه به نظر می‌رسد؟»توانایی برای تعریف و توصیف زندگی کامل آینده برای تعیین اهداف فعلی خود مهم است. وقتی شما زندگی ایده‌آل خود را تعریف و توصیف کردید، از خود بپرسید: «چه چیزی باید رخ دهد تا رویای زندگی کامل آینده‌ی شما به واقعیت تبدیل شود؟» من دوست دارم که این طرز فکر را «تفکر از آینده به گذشته» بنامم که عالی‌ترین فُرم تفکر خلاق برای تعیین آینده‌ی زندگی خود است.اطراف خود را بررسی کنید و ایده‌آل‌سازی را تمرین کنید. قبل از فکر کردن درباره‌ی دلایل ناممکن بودن خواسته‌های خود، درباره‌ی خواسته‌های خود تصمیم‌گیری کنید. تصور کنید که یک عصای جادویی دارید و می‌توانید هر چیزی را بدون محدودیت داشته باشید. چه اهدافی را برای خود تعیین می‌کنید؟تصور کنید که شما یک چراغ جادویی دارید و جنی از آن خارج می‌شود که می‌تواند سه آرزوی کوچک یا بزرگ شو کوتاه مدت یا بلندمدت شما را برآورده کند. آروزهای شما کدامند؟ آنها را بنویسید.وقتی از مردم خواسته می‌شود که سه آرزو یا هدف خود را بنویسند، معمولاً آنها اهداف سلامتی، مالی و روابط با دیگران را می‌نویسند زیرا آنها مثلث طلایی موفقیت و شادی شخصی هستند. اهداف شما کدامند؟هفت ناحیه‌ی حیاتی زندگیشما برای داشتن یک زندگی کاملاً شاد و متعادل به کسب اهداف در هفت ناحیه‌ی زندگی نیاز دارید. در هر مرحله از زندگی خود، یکی از این نواحی اهمیت بیشتری برای شما دارد. اگر شما بیکار باشید، شغل شما مهم‌تر از هر چیزی خواهد بود. اگر شما رابطه با دیگران نداشته باشید، هدفر ابطه با یدگران مقدم بر دیگر اهداف شماست. اگر شما ورشکسته شده‌اید، اهداف مالی شما اولویت دارند. شدت نیاز شما به اهداف گوناگون متناسب با تعییر موقعیت شما تغییر می‌کند.۱- شغل و تجارت: شغل و تجارت همان اهداف شما در زندگی کاری شما هستند. آنها شامل کار مورد علاقه‌ی شما، نوع پول مورد علاقه‌ی شما، مهارت‌ها و توانایی‌های ضروری شما، موفقیت‌های مورد نظر شما و دیدگاه شما نسبت به زندگی کاری کامل در آینده است.هر چقدر پاسخ‌های شما به سؤالات مهم زندگی کاری شفاف‌تر باشد، اهدافتان را سریع‌تر به دست می‌آورید.۲- خانواده و روابط با دیگران: براساس گفته‌های روانشناسی به نام دکتر سیدنی ژورارد، ۸۵ درصد شادی یا ناراحتی شما براساس روابط شما با دیگران تعیین می‌شود. حتی اگر اهداف احساسی و ناملموس وجود داشته باشد، آنها را یادداشت کنید تا اهداف مالی یا شغلی خود را برنامه‌ریزی کنید.چه نوع روابطی باعث خوشحال‌تر شدن شما می‌شود؟ شما خواهان چه نوع زندگی خانوادگی هستید؟ شما می‌خواهید چه چیزی را برای خانواده‌ی خود فراهم کنید؟ شما می‌خواهید چه تغییری را در خانواده و روابط خود با دیگران ایجاد کنید؟ چه کارهایی را کم و بیش انجام می‌دهید تا از زندگی خانوادگی بهتری برخوردار باشید؟ اگر شما یم عصای جادویی داشتید، چه چیز متفاوتی را برای خانواده و روابط خود با دیگران می‌خواستید؟۳- پول و سرمایه‌گذاری: اهداف مالی کوتاه مدت و بلند مدت شما کدامند؟ شما می‌خواهید چه مقدار پول را به دست آورید؟ شما چه مقدار پول را برای دوران بازنشستگی خود می‌خواهید؟ اهداف درآمدی شما برای سه، پنج و ده سال آینده کدامند؟ شما می‌خواهید چه کار متفاوتی را برای کسب اهداف مالی آینده‌ی خود انجام دهید؟۴- سلامتی و تندرستی: اهداف سلامتی و تندرستی شما کدامند؟ شما می‌خواهید چه وزنی داشته باشید؟ شما به چه مقدار ورزش روزانه و هفتگی نیاز دارید؟ شما می‌خواهید چند ساعت در شب بخوابید؟ شما به چند روز تعطیلات در هر سال نیاز دارید؟ شما می‌خواهید چند سال زندگی کنید و چه کاری را از امروز برای زندگی بهتر خود انجام دهید؟۵- پیشرفت فردی و شغلی: اطلاعات و مهارت‌های ضروری فردی و شغلی خود را در ماه‌ها و سال‌های آینده شناسایی کنید. شما باید چه کتاب‌هایی را بخوانید؟ شما باید چه دوره‌ها و سمینارهایی را شرکت کنید تا مهارت‌ها و توانایی‌هایتان را برای لذت بردن از زندگی ممکن خود ارتقاء دهید؟۶- اجتماعی و مذهبی: شما می‌خواهید چه نوع تفاوتی را در دنیای خود ایجاد کنید؟ شما می‌خواهید چه کاری را برای جامعه‌ی خود انجام دهید؟ شما به گروه‌های اجتماعی، مذهبی، سیاسی و غیره معتقد هستید و می‌خواهید از آنها حمایت کنید؟ شما می‌خواهید چه نوع کارهایی را بیشتر انجام دهید تا دنیای بهتری داشته باشید؟۷- آرامش فکری و روحی: آرامش فکری بزرگترین کالای انسانی است. شادترین لحظات و دوران زندگی خود را شناسایی کنید. چه چیزی باعث آرامش فکری شما می‌شود؟ چه چیزی باید رخ دهد تا احساس خوبی نسبت به زندگی خود داشته باشید؟ اگر شما یک عصای جادویی داشتید و می‌توانستید تقویم ایده‌آل زندگی خود را خلق کنید، چگونه به نظر می‌رسید؟فقط سه درصد بزرگسالان اهداف مشخص، مکتوب و خاص دارند. هدف شما پیوستن به این سه درصد باشد. درآمد چنین افرادی پنج تا ده برابر متوسط درآمد دیگران است. آنها حس کنترل و حس شادی بیشتری نسبت به دیگران دارند. تعیین اهداف باعث تغییر شیمی بدن و نگرش ما نسبت به خودتان و زندگیتان می‌شود.در کتاب عقربه‌های طلایی مفصل به این موضوع پرداخته‌ایم.</description>
                <category>fgalinasab</category>
                <author>fgalinasab</author>
                <pubDate>Sat, 18 Jan 2020 15:19:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اهمیت تمرکز در انجام کارها</title>
                <link>https://virgool.io/@fgalinasab/%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7-vxuntsvxmb74</link>
                <description>چرا تمرکز داشتن در عصر جدید از اهمیت زیادی برخوردار است؟ انتظار دارید با متمرکز بودن بر انجام کارها به چه نتایجی دست پیدا کنید؟احتمالا شما هم شادی بیشتر و استرس کمتر را به واسطه تمرکز تجربه کرده‌اید. با این وجود چه دلیلی دارد که اغلب ما تمرکز لازم را نداریم؟متمرکز بودن بر روی هر کار و فعالیتی خاص در یک بازه زمانی مشخص و تعیین‌شده از قبل می‌تواند کیفیت و اثربخشی کار را بالا برده و خروجی و بازدهی را افزایش دهد.تمرکز، جریان خلاقیت را سریعتر کرده و ایده‌های مختلفی را به ذهن خطور می‌دهد . طبیعی است ، خلاقیت بیشتر و اثربخشی و کارایی بیشتر، پیام نهایی افزایش بهره‌وری است که همه ما به دنبال آن هستیم.متمرکز بودن دقیقا به چه معناست؟متمرکز بودن بدان معناست که شما اهداف خاص و واضح خود را تعیین کرده‌اید و به‌طور مشخص می‌دانید ، قصد دارید به کدام نقطه برسید. در واقع شما تصمیم گرفته‌اید به بیشتر کارها نه بگویید و هدف برتر خود را انتخاب کرده‌اید. بنابراین تمامی عوامل حواس‌پرتی را خاموش و کنار زده‌اید تا بتوانید کارهای در راستای هدف خود را طبق برنامه زمان‌بندی شده به پایان برسانید.وقتی در طول روز  از حالت متمرکز بودن خارج می‌شویم خود به خود کارهای زیادی برای انجام دادن به سراغمان می‌آیند. این تعدد کارها که بیشتر اوقات کارهای کم اهمیت هستند ما را از دست‌یابی به اهداف باز می‌دارد. حال برای جبران این عقب‌ماندگی، دست به کار وحشتناکی می‌زنیم که نامش مالتی تسکینگ یا انجام همزمان چند کار است. از آنجایی که ذهن انسان مانند کامپیوتر قادر به انجام چندین کار همزمان نیست، دچار خطا، سردرگمی و کلافگی می‌شویم. خوب کاملا واضح است اگر در پایان هفته دستاوردهای خود را ارزیابی کنیم، کسب نتایج ضعیف و پیشرفت کند در جهت اهداف ما را دچار افسردگی می‌کند. یک هفته از عمرمان گذشته اما هیچ دستاورد ارزشمندی کسب نکرده‌ایم. انسان عاقل و با شعور در این لحظه از تصمیم و انتخاب خود دچار بهت شده و هرگز تکرار آن را تجربه نخواهد کرد. اما کسی‌ که زمان و گذر عمر برایش اهمیتی ندارد در حقیقت تصمیم گرفته تا ثانیه‌های  آخر زندگی‌اش را با بی‌تمرکزی و کسب نتایج ضعیف ادامه دهد.البته هر یک از ما در ساعتی از شبانه‌روز از تمرکز بیشتری یرخوردار هستیم که بهتر است ساعات پرقدرت و تمرکز بالای خود را بشناسیم و انجام کارهای مهم خود را به آن ساعت‌ها اختصاص بدهیم.تمرکز، کلید دستیابی به موفقیت است.عوارض کمبود تمرکزکاهش سرعت انجام کارها: تصور کنید من برای نوشتن این مقاله، تمام عوامل حواس‌پرتی از جمله تلویزیون، تلفن، اینترنت و موبایل را برای ساعتی مشخص از حود دور نکره باشم و در حین نوشتن این عبارات صدای زنگ تلفن و نوتیفیکیشن‌ها تمرکزم را برهم زند. مسلما کاری که باید در ۱ ساعت انجام شود احتمالا در ۲ یا ۳ ساعت انجام خواهد شد. این رفت و برگشت‌ها تمرکز و در نتیجه سرعت ما را به شدت کاهش می‌دهد. برعکس، زمانی که تصمیم می‌گیرم متمرکز بر یک کار باشیم و سایر کارهای کم‌اهمیت را کنار می‌زنیم سرعت انجام کارها به شکل قابل توجهی افزایش می‌یابد.کاهش کیفیت انجام کارها: همچنین وقتی در حین نوشتن دائما به موبایلم توجه می‌کنم و از چک کردن اینستاگرام به تلگرام و از آنجا به فیسبوک و لینکداین سر بزنم در زمان برگشت به کار نوشتن، شیرازه کار نوشتن از هم پاشیده شده و آن پیوستگی عبارات هرگز در نوشته دیده نخواهد شد و اتفاقا اشتباهاتی رخ خواهد داد. این همان کاهش کیفیت در اثر کاهش تمرکز است. ذهن ما طوری طراحی شده است که در آن واحد فقط بر روی یک کار می‌تواند متمرکز شود. پس در هر زمان بر یک کار مشخص متمرکز شوید. قدرت پردازش ذهن ما بسیار بیشتر از کامپیوتر است به شرطی که تمرکز بر یک کار را انتخاب کرده باشیم.افزایش استرس: وقتی در انجام کارها متمرکز نباشیم، کیفیت و کمیت کارها افت می‌کند. کاهش این دو ویژگی به منزله کاهش بهره‌وری است. وقتی در انتهای شب، عدم سنخیت کسب نتایج را با ساعت‌ها کار کردن مقایسه کنیم دچار استرس و افسردگی خواهیم شد. چرا که انتظار کسب نتایج بهتر و بیشتری از این همه صرف وقت داشتیم.کاهش سلامتی: در قرن‌های گذشته عمده بیماری‌ها به جسم انسان مربوط می‌شد اما با پیشرفت تکنولوژی، سبک زندگی نیز تغییر کرده است. به همین ترتیب ساعات و نحوه انجام کارها نیز شکل دیگری به خود گرفته است. به دلیل افزایش ساعات کار، فشار کاری نیز زیاد شده است و اگر با تمرکز کمتری کار کنیم، نیاز به ساعات بیشتری برای جبران کمبود نتایج داریم. استرس و اضطراب ناشی از کاهش دستاوردها ما را دچار بیماری‌های روانی و جسمانی می‌کند. این سبک زندگی به مرور حتی بر عزت نفس و اعتماد به نفس ما تاثیر منفی می‌گذارد چون کاهش موفقیت و دستاوردها، ما را نسبت به توانمندی و ارزشمندی خود دچار شک کرده و این نگرش احساس رضایت را بلعیده و انسان را از پا در می‌آورد.نتیجه‌گیری: کلید اصلی مدیریت زمان، تمرکز بر انجام کارها بر اساس اولویت‌های از پیش تعیین شده و مطابق برنامه زمانبندی است. با این تفکر استاندارد و کیفیت زندگی و سلامتی افزایش می‌یابد.</description>
                <category>fgalinasab</category>
                <author>fgalinasab</author>
                <pubDate>Thu, 16 Jan 2020 17:57:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از دیده‌شدن ضعف‌تان نگران نباشید!</title>
                <link>https://virgool.io/@fgalinasab/%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%B6%D8%B9%D9%81%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D8%AF-ip307nkttt6c</link>
                <description>قرن بیستم به پایان رسیده است. در قرن 21 برای روسا مشکلی نیست که تقاضای کمک کنند و نگرانی‌های‌شان را با دیگران تقسیم کنند.در اکتبر 1980، رهبر حزب محافظه‌کار و نخست وزیر انگلستان برای شرکت در اجلاس سالیانه حزب خود تحت فشار سیاستمداران به شهر برینگتون سفر کرد. بیکاری به سرعت در حال افزایش بود و تورم هنوز دو رقمی بود.دولت خانم تاچر عمیقا نامحبوب بود و ناظران انتظار داشتند که روش خود را تغییر دهد و سیاست‌هایش را کنترل کند.در عوض او این جملات را گفت،: برای همه آن‌هایی که منتظرند و با نفس‌های کشیده کشیده و با فریب رسانه‌ها که من دور بزنم، فقط یک جمله دارم که بگویم: شما اگر می‌‌خواهید دور بزنید بزنید، خانم‌ها دور زدن بلد نیستند.نمایندگان و رسانه‌ها خوشحال بودند.آن جمله مورد توجه زیادی قرار گرفت، بعد از چهار دهه هنوز ایده اجرای دور زدن یادآور یک فاجعه سیاسی است.رهبرها قرار است که قوی و تعیین‌کننده باشند. آن‌ها هرگز نظرشان را عوض نمی‌کنند.مدیریت و رهبری توام با ضعف و اشکالات است!خانم مارگارت تاچر اولین نخست وزیر زن انگلستان به یک شکل برجسته بود.چه شما دستاوردهای خانم تاچر را تایید کنید چه نکنید جایگاه خانم تاچر در تاریخ والا خواهد بود. با تمام شهرتی که لغت دور زدن در تاریخ دست و پا کرد، این لغت برای رهبران و مدیران یک مصیبت واقعی بود. این یکی از افسانه‌های سرسخت و اشتباه در افسانه های مدیریت بود. افسانه‌ای که در آن کسی که مسیرش را ادامه نمی‌دهد و در مواجهه با مشکلات با دور زدن از آن فرار می‌کند یک بازنده است. هرگز دور نزنید اگر می‌خواهید برنده باشید. البته در واقعیت این جملات هرگز توسط خانم تاچر گفته نشد و او هرگز این‌گونه عقیده‌ها را تایید نکرد.بله او در مبارزه با کارگران معادن که در سال 1985-1984 دست به اعتصاب زده بودند برنده شد.اما شایان ذکر است او سه سال قبل برای این مبارزه فریاد زده بود.او توانایی این را داشت که در اجتماع محکم حرف بزند.به هر حال در دنیای واقعیت شاید افسانه ها بین مردم عادی برای مدت‌های طولانی به کار بیایند اما در مدیریت و رهبری نه.مفاهیم کهنه و تاریخ گذشته چیزی که ادامه دادن‌ آن‌ها باعث کارایی ضعیفی می‌شود. شاید گفتن این کلمه مبتذل باشد اما ایده‌های کهنه باعث مرگ مدیریت می‌شوند.مدیریت‌های بالا-پایین هنوز می‌توانند بر روی محیط کار تسلط داشته باشند.یک نظر سنجی که توسط شرکتی به نام منشور بر روی سه هزارو پانصد نفر از مدیران ارشد در اکتبر 2015 انجام شده بود حاکی از این بود که 29 درصد مدیران، پیروی و سازش با قوانین کار را برای نیاز به کار انجام می‌دادند و بیست درصد دیگر گفتند که برای خوشحال کردن رییس‌شان انجام می‌دادند.مدیریت‌های باز و جامع در مدیریت به طور ساده برای ایستادگی در مقابل مدیریت‌های دیکتاتور مابانه ساخته شده‌اند.وقتی، میلیون‌ها کارمند استخدام شده اند تا کارها را به طور نسبی در اقتصاد تحت سلطه به صورت تکراری و ساده انجام دهند . کار مدیران تشکیل شده از محدوده‌ای بزرگ برای به مقصود رساندن اهداف.اکنون با تشکیل سرویس‌های ارزیابی مختلف در کمپانی‌های رشد‌یافته، فاکتور انسانی اهمیت پیدا کرده‌است.ما در محل کار احتیاج به افرادی داریم که توانایی واکنش احساسی و خلاقانه نسبت به تقاضای مشتریان را داشته‌باشد. شما نمی‌توانید رفتار قلدر مابانه در قبال مشتریان داشته باشید. بنابراین مدیران از لحاظ شخصیتی و انسانی باید در جایگاه والایی باشند، باز و گشاده رو، با توانایی برقراری رابطه مثبت ،نه ساکن و ساکت بودن.پرفسور هری مینزبرگ به طور شفاف می‌گوید: مدیریت یک سبک قدیمی ساده است، چیز دلربا و پیچیده ای ندارد. فقط افرادی می‌خواهد که احساس مسئولیت داشته باشند و برای انجام درست کار اشتیاق داشته باشند.نسبت به اطرافیان دلسوز باشند و فقط یک نیروی انسانی نباشند.ضعف، چیزی که همه انسان‌ها دارندپرفسور دنیل گلمن روانشناس معروف که در 1990 با ارائه لغت هوش و خرد احساسی معروف گردید این‌چنین می‌گوید: باید بتوانید واکنش‌های احساسی که خودتان و همکاران‌تان در مواجه با محیط بروز می‌دهند را درک کنید. برای مثال وقتی در وضعیتی ، مردد و نامطمئن برای واکنش هستید، جسورانه و واضح آن را با تیم‌تان در میان بگذارید.در کتاب چرا مردم به وسیله شما رهبری شوند نوشته راب گافی و گریت جونز، توضیح می‌دهند که تلاش برای نشان دادن اینکه شما اشتباه نمی‌کنید و مردد و نامطمئن نیستید تعهدی اشتباه است.رهبرها باید اجازه دهند که نقطه ضعف‌هایشان دیده شوند، با نشان دادن آسیب‌پذیری‌شان، به این طریق خود را قابل دسترسی می‌سازند و نشان می‌دهند که آن‌ها هم انسان هستند.مردان قوی، کارایی ضعیفدر دنیا افراد قدرتمندی را می‌بینید که به ریسمان قدرت دست زده اند. ترامپ، پوتین، اردوغان. آن‌ها طرفداران‌شان را تحت تاثیر قرار می‌دهند، و رقیبان‌شان را به لرزه در درمی‌آورند، اما آن‌ها واقعا درست کار می‌کنند؟ چه مشکلات دراز مدتی را ایجاد خواهند کرد؟ کشورشان چگونه خواهد بود وقتی که بروند؟ این اشتباه است که روش‌ها و موفقیت‌های زودگذر و ناپایدار آن‌ها را برای مدیریت محل کار استفاده کنیم.حتی خانم تاچر که برای سال‌ها حاکم انگلیس بود پایانی سیاه و تیره در سیاست داشت، میراث او هنوز بحث‌برانگیز و قابل مجادله است.بعد از رهبری او حزب محافظه کار تکه تکه شد، با وجودی که سیزده سال در دفتر رهبری باقی ماند.اگر دنبال مدل هستیم ، هالیوود مدل بهتری از دنیای واقعی سیاستمدارها برای ‌ما فراهم کرده است.هری کالان بازرس واحد جنایی شهر سن‌فرانسیسکو در نقش هری کثیف در فیلم مگنوم فورس با بازی کلینت ایستوود، به ما توصیه‌های مفیدی ارائه می‌کند.هری با وجود مبارزه همیشگی با فساد و نادرستی ، شخصیتی آرام دارد .کسی که از دشمنانش باهوش‌تر است و پیروز می‌شود. و در قضاوتش در مورد حریف بازنده‌اش می‌گوید: یک مرد باید حد و محدودیت‌های خویش را بشناسد.حق با کلینت است. خودتان باشید و هرگز وانمود نکنید که فرد دیگری هستید. اشکالی ندارد در مواجهه با مشکلات،افکار و مسیرتان را تغییر دهید . شما حتی می‌توانید تقاضای کمک کنید. به این‌کار ضعف نمی‌گویند، به آن قدرت می‌گویند.منبع: کتاب افسانه‌های مدیریتمترجم‌ها: فرزاد عالی‌نسب و مهدی صفوی</description>
                <category>fgalinasab</category>
                <author>fgalinasab</author>
                <pubDate>Tue, 07 Jan 2020 11:52:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پول زیاد باعث ایجاد انگیزه می‌شود؟</title>
                <link>https://virgool.io/@fgalinasab/%D9%BE%D9%88%D9%84-%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B9%D8%AB-%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF-bkdt7uery7j6</link>
                <description>یک حقیقت شگفت‌انگیز این است که مردم دوست دارند کارشان را خوب انجام دهند. پول زیاد باعث نمی‌شود که آن‌ها کارشان را خوب انجام دهند. اما محیط‌کاری که در آن عدالت وجود دارد باعث می‌شود که آن‌ها سعی کنند کارشان را بهتر انجام دهند.هویج یا چماق، یا به قول آلمانی‌ها ، نان شکری یا شلاق.‌ این شیوه سنتی است که در محیط کار ، برای ایجاد انگیزه یا بازدارندگی انجام می‌گیرد. آویزان کردن یک چیز خوشمزه در پیش روی ما و این‌که ما به دنبال آن راه برویم. و اگر ما آهسته راه برویم می‌دانیم تنبیه فیزیکی منتظرمان خواهد بود. شاید وقتی با حیوانات باربر مجبور به کار باشید این رویکرد عاقلانه باشد. اما این نگاهی بسیار سطح پایین است اگر بخواهید با این سیاست با انسان رفتار کنید. به یک بیراهه خواهید رفت. انسان ، انسان است اگر علیرغم طرح‌های تشویقی از پس کار برنیاید، نباید بر او آشفته شد.اگر شما به کسی هدفی بدهید که تلاش کند و آن هدف را نشانه‌گیری کند، اثر فاجعه‌باری مثل بانک فارگو ولز به‌وجود خواهد آمد. بنابراین صرفا ایجاد انگیزه مالی باعث موفقیت کسب و کار نخواهد شد. باید به رفتاری فکر‌کنید که می‌خواهید ترویج کنید. به لحاظ انگیزشی چیزی که شما می‌دهید همان چیزی است که شما خواهید گرفت.همه ما این را می‌دانیم ،هنوز کارفرماهای زیادی هستند که دسته پولی را در جلوی صورت ما به عنوان هویج آویزان می‌کنند و فکر می‌کنند که باعث ایجاد کارایی بهتری در ما خواهد شد. این طرز تفکری است که به اصطلاح ، پرداخت مربوط به عملکرد نامیده می‌شود. چیزی که به معنای واقعی یک تکنیک کاملا شکست‌خورده و مرگ‌آور در مدیریت است. نیروی توهم‌زایی است که اگر یک روز نباشد باعث بی‌اعتنایی در کار می‌گردد. پرداخت پول بیشتر  و حقوق نجومی به مدیران ارشد برای ایجاد انگیزه و کارایی، اشتباه مسلم است و این نگرش موفق نبوده است. یک مطالعه ۱۰ ساله توسط پرفسورSteven Young  از دانشگاه مدیریت لانستر نشان می‌دهد که یک رابطه بین حقوق‌هایی که همیشه برای مقامات ارشد اضافه می‌شود و کارایی متوسط و ناموفق سازمان‌شان وجود دارد. مدیران ارشد اجرایی شاید احساس کنند با دریافت حقوق بیشتر نسبت به رقبا، انگیزه بیشتری برای نمایش مدیریت بهتر یا انجام کار بهتر خواهند داشت. اما این موضوع به تنهایی باعث ایجاد انگیزه نخواهد شد . پرداخت زیاد برای حفظ کردن و متقاعد کردن افراد برای ماندن باعث بالا رفتن انگیزه آن‌ها نخواهد شد. یک‌بار معایب این موضوع را نگاه کنید. اگر رقیب‌تان به مدیر اجرایی که شما با پول به او انگیزه داده اید، پول بیشتری پیشنهاد کند یقینا او خواهد رفت. و این چرخه سال‌هاست که ادامه دارد.برنده شدنبعضی‌ها زندگی درون یک سازمان را مسابقه‌ای برای برنده‌شدن می‌دانند. این مفهومی بود که در اوائل ۱۹۸۰ به وسیله دو اقتصاد دان Edward Lazear و sherwin Rosen مطرح و معروف گردید. در این شیوه که پرداخت بیشتر باعث ایجاد انگیزه می‌شود ، در سازمان‌هایی که سلسله مراتب وجود دارد و به تبع آن حقوق‌ها متفاوت خواهد بود، شما تلاش خواهید کرد که به سطحی بالاتر برسید که حقوق‌تان افزایش پیدا کند. ما این پروسه را صعود از نردبان شغلی می‌نامیم.اما آیا شما در سازمان‌ خود به افرادی نیاز دارید که تلاش‌شان برای ترقی در کار ، فقط به خاطر پول بیشتر باشد؟ شاید این رویکرد پیچیده در یک بانک سرمایه‌گذار یا یک تیم فروش ، قابل فهم باشد.اما در کار ، پول به معنای واقعی پاداش نیست. باید کار ، خیلی بیشتر از پول ارزش و احترام داشته باشد. پیشرفت حرفه‌ای معنادار ، یعنی این‌که شما در کارتان بهتر شوید. نه فقط پول بیشتر بگیرید. معنای آن ارائه خدمات بهتر به مردم و مدیریت و رهبری صحیح دیگران است. نباید همه پاداش‌ها مالی باشد. مهم‌ترین نیرویی که ایجاد انگیزه می‌کند در درون انسان نهفته است، چیزی که مخالف نیروهای بیرونی است. انگیزه چیزی است که در ذات انسان قرار دارد.منبع : کتاب افسانه‌های مدیریت / مترجم‌ها : فرزاد عالی‌نسب و مهدی صفوی</description>
                <category>fgalinasab</category>
                <author>fgalinasab</author>
                <pubDate>Thu, 26 Dec 2019 14:00:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>توسعه مجموعه مدل‌های ذهنی</title>
                <link>https://virgool.io/@fgalinasab/%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D9%85%D8%AF%D9%84%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B0%D9%87%D9%86%DB%8C-dfyvsonkhy9u</link>
                <description>فرآیند جمع‌آوری مدل‌های ذهنی تاحدی شبیه به بهبود دیدن شما است و هر چشم، خود به طور مستقل چیزی را می‌تواند ببیند. اما اگر یکی از آن‌ها را ببندید و یا بپوشانید، بخشی از صحنه را از دست می‌دهید. وقتی با یک چشم می‌بینید، تصویر کامل نخواهید داشت.همچنین، مدل‌های ذهنی تصویر درونی درمورد نحوه‌ فعالیت و کارکرد جهان را فراهم می‌کند. ما باید به‌طور پیوسته کیفیت این تصویر را ارتقا دهیم و بهبود بخشیم.این به معنای مطالعه گستره‌ کتاب‌های خوب در حوزه‌های مختلف و متنوع ، مطالعه‌ اصول اساسی حوزه‌های ظاهراً نامرتبط و یادگیری از افراد دارای تجارب زندگی کاملاً متفاوت است.چشم ذهن به انواع مدل‌های ذهنی برای کنار هم قرار دادن تصویر کامل نحوه‌ کارکرد دنیا نیاز دارد. هر چه منابع بیشتری برای طراحی وجود داشته باشد، تفکر شما شفاف‌تر می‌شود. همان‌طور که فیلسوف الین دی باتن بیان می‌کند، دشمن اصلی تصمیم‌های خوب، نبود دیدگاه‌های کافی در مورد آن مشکل است.در جستجوی شناخت ناپایداردر مدرسه، ما دانش را به بخش‌های مختلف تقسیم می‌کنیم ـ زیست‌شناسی، اقتصاد، تاریخ، فیزیک، فلسفه. در دنیای واقعی، اطلاعات به ندرت به صورت گروه‌های مشخص و مرتب تعریف می‌شود. از نظر چارلی مانگر، «کل خرد دنیا را نمی‌توان در یک بخش آکادمیک کوچک یافت.»متفکران سطح جهانی اغلب تفکر جزئی ندارند. آن‌ها زندگی را از دیدگاه یک فرد بررسی نمی‌کنند. در عوض، «جریان دانش سیال» را توسعه می‌دهند که به راحتی از یک موضوع به موضوع بعدی جریان می‌یابد.به این خاطر است که نه تنها یادگیری مدل‌های ذهنی جدید مهم است، بلکه همچنین نحوه‌ ارتباط آن‌ها با هم نیز اهمیت دارد. خلاقیت و نوآوری اغلب در نقطه تلاقی ایده‌ها پدید می‌آید. با تشخیص ارتباطات بین مدل‌های ذهنی متعدد، شما می‌توانید راه‌حل‌هایی را بیابید که اغلب مردم نادیده می‌گیرند.ابزارهایی برای تفکر بهترخبرهای خوبی در زیر آمده است:برای این‌که به اندیشمند جهانی تبدیل شوید حتما نباید به تمام جزئیات هر موضوع مسلط شوید. در بین مدل‌های ذهنی که بشر در کل تاریخ ایجاد کرده، تنها تعدادی از آن‌ها را باید یاد بگیرید تا بتوانید درک مطمئنی از نحوه‌ کارکرد دنیا داشته باشید.بسیاری از مدل‌های ذهنی خیلی مهم، ایده‌های بزرگی از رشته‌هایی مانند زیست‌شناسی، شیمی، فیزیک، اقتصاد، ریاضی، روانشناسی، فلسفه هستند. هر حوزه تعدادی مدل‌های ذهنی دارد که اسکلت موضوع را تشکیل می‌دهند. برای مثال، برخی از مدل‌های ذهنی مربوط به اقتصاد شامل ایده‌هایی مانند عرضه و تقاضا و کمبود می‌باشند.اگر شما بر اصول هر رشته مسلط شوید، سپس می‌توانید تصویر سودمند و دقیق زندگی را به میزان قابل‌توجهی توسعه دهید. اگر دوباره گفته‌ چارلی مونگر را نقل کنیم، «80 یا 90 درصد مدل‌های مهم، مسئولیت تبدیل شما به یک فرد عاقل در سطح جهانی را بر عهده خواهند داشت. و از آن مقدار، تنها تعداد انگشت‌شماری مأموریت فردی برای کشف مدل‌های بزرگ خواهند داشت که مسئولیت سنگینی در زندگی دارند. بیش از 1000 مدل ذهنی مختلف وجود دارد که حدود 90 مدل ذهنی از اهمیت بیشتری برخوردارند. مانند آنتروپی و وارونگی و در آینده بیشتر به آن‌ها می‌پردازیم.امیدوارم که فهرست مهم‌ترین مدل‌های ذهنی را از محدوده گسترده رشته‌ها ایجاد کنیم و به طریقی آن‌ها را بیان کنیم که نه تنها درک‌شان آسان باشد، بلکه همچنین برای زندگی روزانه‌ افراد ، عملی و معنادار باشد. با کمی شانس، ما یاد می‌گیریم که چگونه کمی بهتر از قبل فکر کنیم.برای درک بهتر موضوع مدل‌های ذهنی ،  فیلم آموزشی (2 ساعته) جعبه ابزار ذهنی را تماشا کنید.</description>
                <category>fgalinasab</category>
                <author>fgalinasab</author>
                <pubDate>Wed, 25 Dec 2019 18:23:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدل‌های ذهنی مرسوم و مخالف مدیریت زمان</title>
                <link>https://virgool.io/@fgalinasab/%D9%85%D8%AF%D9%84%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B0%D9%87%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%85-%D9%88-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D9%84%D9%81-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-cperzwqwcooe</link>
                <description>مدل ذهنی کمال‌گراییبرخی مدیران معتقدند باید با استاندارد 100% و بدون کوچکترین اشتباه همه فعالیت‌ها را انجام داد. این مدل ذهنی، دامی است که در سازمان‌ها موجب تاخیر در اتمام پروژه می‌گردد. مخرب‌ترین پیامد کمال‌گرایی این است که از مسوولیت‌ها و موقعیت‌هایی که ما را در معرض ارزیابی قرار می‌دهد فرار می‌کنیم. این افراد و مدیران وحشت بیش از اندازه نسبت به شکست و خراب شدن کارها دارند . به همین خاطر همواره نگران اوضاع هستند و از انتقاد و سرزنش دیگران ترس دارند و برای انجام کارها خیلی با وسواس و با تاخیر شروع می‌کنند.در این مدل ذهنی مدیر تمایل دارد همه کارها را شخصا انجام دهد و به کارکنان خود اعتماد نداشته و این نوع رفتار علاوه بر کندی پیشرفت کارها، تاخیر در تحویل پروژه، نارضایتی کارفرما موجب دلسردی کارکنان می‌شود و فضای اعتماد به‌طور کامل در سازمان از بین رفته و البته سرنوشت سازمان نیز مشخص است. افراد کمال‌گرا در یک بعد از کارشان متخصص می‌شوند ولی در سایر ابعاد مانند برقراری ارتباط عاطفی ناتوان باقی می‌مانند.مدل ذهنی کنترل تمام لحظاتاین دسته از افراد تصمیم می‌گیرند تمامی لحظات شبانه‌روز خود را مدیریت کنند و لحظه‌ای از زمان گران‌بهای خود را بدون برنامه از دست ندهند. راس ساعت 5 صبح از خواب بیدار می‌شوند، به مدت 25 دقیقه ورزش می‌کنند، 10 دقیقه دوش می‌گیرند، ظرف 15 دقیقه صبحانه میل می‌کنند و 20 دقیقه هم مطالعه و تا ساعت خوابشان به این دقت مدیریت زمان دارند. این افراد در ابتدا احساس فوق‌العاده‌ای از این همه نظم و دقت و مدیریت در وقت‌شان دارند ولی بعد از گذشت چند روز احساس خستگی و درماندگی دارند. به قدری توان ذهنی خود را معطوف به کنترل خودشان و زمان داشته‌اند که دیگر انرژی برای ادامه ندارند. خود کنترلی بیش از حد آزاردهنده و مستهلک انرژی است و پس از چند روز پرخاشگری و تلف کردن زمان آغاز خواهد شد و زندگی‌تان به جهنم تبدیل می‌شود. البته داشتن روتین‌های صبح‌گاهی عالی است اما کنترل دقیق و لحظه به لحظه خیر.برای مدیریت زمان نیاز به این همه وسواس و خودآزاری نیست. زمان‌هایی را برای بی‌انضباطی و خودتان در نظر بگیرید و برنامه‌ریزی نکنید.در فصل ششم کتاب عقربه‌های طلایی در این خصوص که به مدیریت انرژی بدن‌ مربوط است به تفصیل توضیح داده شده است.مدل ذهنی کار، کار، فقط کارمدل ذهنی اغلب مدیران شکست خورده در زندگی، شعار کار و فقط کار است. آن‌ها معتقدند اول کار و آخر هم کار. اگر چه سخت تلاش کردن مزیت مهم مدیران موفق است ولی باید توجه داشت استراحت و خواب کافی باعث افزایش تمرکز ذهن شده و در زمان انجام فعالیت نتایج بهتری بدست خواهد آمد.اگر زمان کافی برای استراحت نداشته باشید به‌طور حتم پس از مدتی از نظر جسمی و روانی دچار مشکل خواهید شد.اختصاص زمان کافی برای خانواده، تفریح و ورزش در بلندمدت از عوامل تاثیرگذار بر ذهن و روان‌ می‌باشد که موفقیت در زندگی و کسب‌وکار نتیجه اصلاح این مدل ذهنی است.مدل ذهنی سرد و بی‌احساس شدناولین باور منفی این مدل ذهنی این است که اگر خیلی سازمان‌یافته باشید، فردی سرد، حسابگر، و بی‌احساس خواهید شد. برخی از مردم گمان می‌کنند که اگر خیلی مؤثر و کارآمد باشند، آزادی خود را از دست خواهند داد. دیگر قادر نخواهند بود «با جریان همراه بوده» و عقاید خود را با صداقت و آشکارا بیان نمایند. فکر می‌کنند که مدیریت درست زمان، انسان را انعطاف‌ناپذیر و سرسخت می‌کند. این امر به هیچ عنوان درست نیست.بسیاری از مردم پشت این باور نادرست پنهان می‌شوند و آن‌را توجیهی برای روش نامنظم زندگی خود می‌دانند. واقعیت این است که افراد نامنظم، خودانگیخته نیستند؛ آن‌ها صرفاً سردرگم و اغلب عصبی بوده و معمولا دچار استرس بالا می‌شوند، واضح است که هرچه منظم‌تر باشید، زمان و فرصت بیشتری دارید تا واقعاً آرامش داشته، خودانگیخته شده و به خوشبختی واقعی دست یابید. در واقع، وسعت کنترل درونی‌تان بیشتر خواهد شد.نکته اصلی، پی‌ریزی و سازماندهی کارهایی است که می‌توانید انجام دهید: دوراندیشی، برنامه‌ریزی برای احتمالات، آمادگی کامل و تمرکز بر نتایج خاص.تنها زمانی می‌توانید کاملاً آسوده و خودانگیخته باشید که شرایط تغییر کند. هرچه در حوزه عوامل تحت کنترل خود، سازمان‌یافته‌تر باشید، برای ایجاد تغییرات فوری در مواقع لزوم، آزادی و انعطاف‌پذیری بیشتری خواهید داشت.</description>
                <category>fgalinasab</category>
                <author>fgalinasab</author>
                <pubDate>Mon, 16 Dec 2019 16:53:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>افت عملکرد</title>
                <link>https://virgool.io/@fgalinasab/%D8%A7%D9%81%D8%AA-%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF-bizhynktbn6f</link>
                <description>اینکه گاهی بازدهی‌تان کم شود، طبیعی است. به هر حال، همه ما هر از گاهی عملکردمان افت می‌کند، به مدت چند ماه یا حتی یک سال. در این مواقع، نباید بنشینید و منتظر گزارش ارزیابی عملکردتان باشید (که معمولا یک یا دو بار در سال انجام می‌شود). اگر عملکردتان پایین آمده، باید هرچه زودتر با مدیرتان صحبت کنید. اما چطور این خبر را با او مطرح می‌کنید؟وقتی کارهایتان خوب پیش نمی‌رود، مثلا پروژه مهمی که در دست داشتید، طبق برنامه پیش نرفته یا فروشتان کمتر از حد انتظار بوده، صحبت با مدیر احتمالا آخرین کاری است که بخواهید انجام دهید. این گفت‌وگو قلق خاصی دارد.افت عملکرد«دیک گروت»، نویسنده و مشاور مدیریت می‌گوید برای حفظ جایگاه حرفه‌ای‌تان، دو نکته را فراموش نکنید: اولا، قبل از اینکه مدیرتان به افت عملکردتان پی ببرد، خودتان صادقانه موضوعش را پیش بکشید. ثانیا، به جای بهانه تراشی، به دنبال راه‌حل باشید.اما چطور خودتان را برای گفت‌وگو با رئیس آماده کنید و چه باید بگویید؟ با هم چند نکته را مرور می‌کنیم:عمیقا فکر کنیداولین گام برای اقرار به افت عملکرد، این است که منشأ مشکل را پیدا کنید. برای شروع، باید اول از خود بپرسید آیا واقعا عملکردتان افت کرده یا نه. اغلب اوقات، زمان زیادی لازم است تا به نتایج مطلوب سازمان برسیم.اگر افت عملکردتان، یک اتفاق غیرمعمول است یا شرایط‌تان خاص است، می‌توان آن را نادیده گرفت اما اگر نشان‌دهنده یک الگو باشد، باید بیشتر درباره شغلتان فکر کنید. شاید نیاز به آموزش دارید یا باید عملکردتان را بهبود دهید. شاید هم این شغل برایتان مناسب نیست.آماده باشیدسپس باید از زاویه رئیس تان به این مساله نگاه کنید. از خودتان بپرسید: «او چطور به این خبر واکنش نشان می‌دهد؟» گروت می‌گوید: «اگر رئیس تان از آن دسته آدم‌هایی است که ممکن است از کوره در برود، باید خودتان را آماده کنید. نباید ناشیانه رفتار کنید.» مثلا بگویید: «ریسکی کردم که آن‌طور که انتظار داشتم نتیجه نداد. فکر می‌کردم شرایط بازار عوض می‌شود. همه احتمالات مثبت بودند. یک ریسک منطقی بود اما متاسفانه جواب نداد.» یا شاید مساله‌ای شخصی ذهنتان را درگیر کرده. مثلا پدر یا مادرتان بیمار است و این باعث شده نتوانید مثل همیشه عالی باشید. یک رئیس منطقی این را درک خواهد کرد.اعتراف کنیدگروت می‌گوید: «صادق و صریح باشید.» گفت‌وگو را این‌طور شروع کنید: «خبر بدی برایتان دارم.» این رویکرد، توجه او را جلب می‌کند و مطمئن می‌شوید که سوء تفاهم یا ابهامی برایش ایجاد نمی‌شود. سپس احساس ندامت و پشیمانی خود را ابراز کنید. یک «متاسفم» خالصانه و از ته دل می‌تواند جادو کند. و در آخر، بدون معطلی توضیح دهید که چطور می‌خواهید جبران کنید. گروت می‌گوید: «به دنبال مقصر نباشید. دنبال سرزنش یا آبروریزی نباشید. روی اصلاح تمرکز کنید.»راهنمایی بخواهیدهمزمان که برای بهبود شرایط، ایده می‌دهید، از مدیرتان هم بخواهید که راهنمایی‌تان کند. با این کار به او نشان می‌دهید که برای هوش او احترام قائلید و به او اعتماد دارید. گروت می‌گوید: «کمک خواستن از او، قطعا خوشحالش می‌کند اما مراقب باشید چاپلوسی نکنید.» او توصیه می‌کند چیزی در این مایه‌ها بگویید: «راه‌حلی که به ذهنم می‌رسد این است. به نظر شما منطقی است؟»به بلندمدت فکر کنیداگر افت عملکرد شما، نشان‌دهنده یک مشکل بزرگ‌تر باشد، باید آن را پیدا و رفع کنید. در این حالت، باید یک گفت‌وگوی «جداگانه و طولانی‌تر» با مدیر داشته باشید. گروت پیشنهاد می‌کند که بگویید: «وقتی این دوران سخت را پشت سر گذاشتیم، اگر امکانش هست برنامه‌ریزی کنیم که درباره پیامدهای این مشکل صحبت کنیم و ببینیم چطور می‌توانیم در بلندمدت از وقوع مجدد آن پیشگیری کنیم.» او می‌تواند به شکل‌های مختلف در حل مشکل کمک‌تان کند، مثلا کارهایتان را بیشتر چک کند یا آموزش‌های لازم را در اختیارتان بگذارد.منبع: HBRپیشنهاد می‌کنم مقالات مدیریت زمان را  در سایت اندیشه ماندگار عالی‌نسب مطالعه کنید.</description>
                <category>fgalinasab</category>
                <author>fgalinasab</author>
                <pubDate>Mon, 09 Dec 2019 16:21:55 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>