<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های فواد آیت</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@foad_ayat</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 20:10:25</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/88465/avatar/PE7Hww.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>فواد آیت</title>
            <link>https://virgool.io/@foad_ayat</link>
        </image>

                    <item>
                <title>پیشنهادات عجیب، در راستای افزایش بهره وری سازمان</title>
                <link>https://virgool.io/@foad_ayat/%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%AA-%D8%B9%D8%AC%DB%8C%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%A8%D9%87%D8%B1%D9%87-%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-qo6xnpnlaie2</link>
                <description>این نوشته، برداشتی آزاد است از کتاب It Doesn&#x27;t Have to Be Crazy at Work، نوشته Jason Fried. اسم کتاب رو میشه اینجوری ترجمه کرد: &quot;لازم نیست خودتو سرکار بکشی!&quot; که خلاصه اش میشه این که لازم نیست برای موفقیت خیلی خودتون رو اذیت کنید، راههای راحت تری هم هست برای افزایش بهره وری. خیلی از چیزهایی که تو کتاب توصیه شده، برای ما ایرانیها کاربردی ندارد، مثلا اینکه لازم نیست هر روز تا ساعت 10 شب سرکار بمونید، یا اینکه لازم نیست هر پنج شنبه و جمعه بیایید سرکار. اما چیزهای جالبی داره که برای ما هم میتونه کاربرد داشته باشه. 1. جلسات و ارتباطاتجلسات حداکثر با 3-5 نفر تشکیل میشود، تعداد بیشتر فقط اتلاف وقت است، مگر زمانهای خیلی مختصردرمواردیکه نیاز به پیشنهاد و تصمیم گیری است، برگزاری جلسات بزرگ در گروههای مجازی و به صورت نوشتاری انجام شود، زیرا برخلاف صحبت، افراد هنگام نوشتن تمرکز و وسواس بیشتری دارند و البته تصمیم نهایی بدون توافق جمع باید گرفته شود، زیرا معمولا توافق جمعی رسیده نمی شود.جلسات حداکثر با 3-5 نفر تشکیل میشود، تعداد بیشتر فقط اتلاف وقت استوقت افراد به خصوص افراد خبره ارزش دارد، درخواستها و سوالات به جای تلفن، به صورت نوشتاری، و یا  تلفن به جای حضوری انجام میشود.فرهنگ آنلاین بودن کنار گذاشته شود، مثلا خواندن ایمیل و پیامها هر چند ساعت یکبار انجام شود. این آنلاین بودن باعث شده عملا افراد تمرکز کاری نداشته باشند. &quot;کار فوری&quot; آفت برنامه ریزی و نظم است. و کارهای فوری واقعی، به ندرت رخ دهد.آنلاین بودن ممنوع، کار فوری ممنوع،  ارجاع کار در زمان غیر کاری ممنوع. هیچ مدیری نباید انتظار داشته باشد که ایمیلش فورا انجام شود. تمرکز افراد بر کارها مطابق برنامه مهمتر است.پرسنل حق تمرکز داشته باشند. هر واحد بتواند ساعت مراجعه مشخص کند. همچنین مدیران و افراد باتجربه زمان پاسخگویی مشخص کنند.فضای بدون دیوار در واحدها، همهمه همیشگی ایجاد میکند. در واحدها &quot;قوانین کتابخانه&quot; می تواند برقرار شود، همه باید آرام صحبت کنند و فقط صحبتهای ضروری انجام شود. برای ضمانت اجرا، منابع انسانی میتواند ایمیل مخصوص تعریف کند و بازخورد کارمندان را درهریک از بخشها گرفته و به افرادیکه رعایت نمی کنند تذکر داده شود.2. سازماندهیکم کردن نقش مدیران و افزایش کارتیمی در دستورکار قرارگیرد هر فردی هدفگذاری و مسئولیت اجرای خود را به عهده دارد. برای اجرایی شدن این موضوع ارتباط افراد با یکدیگر بیشتر شود و مدیران از این ارتباطات حذف شوند.اهداف بلند مدت حذف میشوند و اهداف میان و کوتاه مدت گذاشته و کنترل می شود، درعوض جلسات 6 هفتگی با واحدهای کسب و کار و توافق درمورد اهداف و برنامه طی دوره انجام میشود.بزرگ شدن سازمان معمولا عوارض جبران ناپذیری دارد، عجله ای در گسترش کسب و کار نباید باشد.3. وابستگی بین واحدهااجرای فرآیندها هنگامیکه بین چند واحد باشد، همیشه با چالش همراه است، کم کردن وابستگی /ارتباطات/چالشها بین واحدها باید جزو اهداف سازمان باشد.  راهنمایی و هدایت این بخشهای جدا به نحوی باشد که کار بهینه انجام شود و اساسا فعالیتها و پروژه ها درون کسب و کاری تعریف می شوند نه بین آنها. 3.2.5.تیمهای کاری بهینه، تیمهای 3-4 نفره هستند، بیشتر از آن بهینه نیست. فعالیتها تا حد این تیمها شکسته می شوند.</description>
                <category>فواد آیت</category>
                <author>فواد آیت</author>
                <pubDate>Sun, 18 Oct 2020 18:21:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایدزِ  کاری</title>
                <link>https://virgool.io/@foad_ayat/%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D8%B2%D9%90-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-fmpbq2uq28is</link>
                <description>‫این مقاله ای راجع به کار حرفه ای در شرکتهای ایرانی، انتقادات ناتمام کارمندان و در نهایت ناامیدی و افسردگی کاری است. چند ماه پیش نوشته ای در مورد بیماری ایدز را میخواندم، وچند مشخصه اصلی را گفته بود، که باعث شده این بیماری به نوعی یکی از انگشت شمار مواردی باشد که بشر را در انتهای قرن بیستم به چالش بطلبد و این مبارزه را به راند بعد بکشاند. اول این چند مشخصه را با هم مرور می کنیم و بعد شباهتش با افسردگی کاری و چند مشخصه ویرانگر این بیماری که با بحث ما مرتبط می شود را با هم مرور میکنیم.1-     مخفی کاری، راز موفقیت: مدت زمان نهفتگی یا مخفی بودن این بیماری بین چند هفته تا چندین ماهه، در این مدت بیمار نمیدونه که بیماره، ممکنه که خیلی هم سالم به نظر برسه و هیچ علامت جزئی نداشته باشه، اما در واقع ماشین کشتار فعال شده و میتونه هر موجود بیگانه دیگه ای را مبتلا کند.2-     من بی تقصیرم: چیزی که باعث مرگ بیماران می شه، خود ویروس نیست، بلکه یکی دو جین ویروس دیگه است که به بدن بی دفاع میزبان حمله میکنند و با ضعیف شدن سیستم ایمنی، جشن پیروزی میگیرند. در اوایل تا مدتها پزشکان متوجه نمی شدند داستان چیه، و لابد به بیماری که داره از سرما خوردگی می میره، داروی سرماخوردگی تجویز میکردند.3-     راههای انتقال بیماری همیشه از افراد خیلی نزدیک است. نمیشه فردی وارد مترو بشه، یکی عطسه کنه و اون ایدز بگیره. که وارد جزئیات نمی شم.خوب حالا شباهت ایدز رو به بیماری خطرناک دیگه ای که در محیطهای کاری ما شایع هست نگاه می کنیم، بیماری افسردگی کاری.افسردگی کاری حالا اگه لغت مناسبی باشه، بیماری هست که بیمار به شدت از کار و محیط کاریش بیزار میشه، و بعد از مدتی تلاش برای بهبود رو متوقف میکنه، اما احساسات منفی هر لحظه بیشتر و بیشتر می شه و تا مرز ورشکستگی روحی پیش می ره: انتقاد همیشگی، لذت بردن از فحش دادن به رئیسها و در آخر نتیجه اش از سر و ته مسئولیتها زدن! برخلاف افسردگی معمولی، در افسردگی کاری، بیمار علاقه زیادی به مریض کردن دوستان و نزدیکانش داره تا اونها رو هم در رنج و افسردگی ببینه. و اما شباهت این مشکل به ایدز:1-     فرد بیمار هیچ وقت نمیدونه بیماره، خیلی وقتها رفتار طبیعی داره و مثل همه همکاران خود تلاش می کنه، ممکنه ماهها از رئیس و شرکتش متنفر شده باشه و هنوز کسی نمیدونه. فقط از مواقعی که شروع به درد و دل میکنه می توان فهمید که چه رنجی می کشد. 2-     افسردگی خود به خود چیزی نیست اما آثار جانبی مرگباری دارد. هر اتفاق بد و مشکلی در محیط کار میتواند ضربه ای مهلک به بیماری باشد که توان مبارزه را ازدست داده است، طبیعتا انگیزه فرد برای کار کردن کمتر می شه و مجوزی می شه برای توجیه هر نوع کم کاری. ضعف کاری فرد و افزایش تنشها با مدیران و کارشناسان، در نهایت باعث تعدیل و اخراج خواهد شد.3-     دوستان و همکاران نزدیک فرد بیمار بدون اینکه بخواهند، آلوده می شوند، معمولا حق انتخابی ندارند مگر اینکه به کلی قطع رابطه کنند که گزینه راحتی نیست. تصور کنید همکار شما پشت میز خود نشسته و فقط از کم بودن حقوقش و زیادی کار و ابلهی رییس مشترکتان گله میکنه. مقاومت فایده ای ندارد، شما بعد از یک ماه آلوده می شوید.اما راه حل: پیشگیری همیشه بهتر از درمان استهرچند در این نوشته فرصت و دانشی برای ارائه راه حل نیست، اما چند مورد به ذهن من می رسه. 1-     سعی کنیم بیماران را شناسایی کنیم، هر فردی که بگو بخند است اما در نهایت همه چیز را مسخره میکنه، از همه چیز انتقاد میکنه و به دنبال اصلاح نیست، یک بیمار بالقوه است. شناسایی بیماران زیاد سخت نیست، کسی که انتقاد میکند و راه حل و تلاشی برای بهبود نمیکند یک بیمار است!2-     مثبت اندیشی وتلاش برای بهبود کارها هرچند راحت نیست، اما خوب، راه حل دیگه ای نیست.3-     مهمترین و اثربخش ترین کار و درعین حال سخت ترین کار: از همکاران منفی باف فاصله بگیریم. یاد بگیریم تا کسی شروع کرد که همه چیز را به همه چیز ربط بدهد تا ثابت کند ما بدبخت ترین کارکنان، اسیر بدذات ترین و احمق ترین مدیران، در جهنمی ترین شرکت دنیا هستیم، خود را کنار بکشیم تا ترکشهای تیرهای ایدز کاری به ما نخورد، اگر این همکار فرد نزدیک است که نمیتوانیم از او دور بمانیم، به راحتی به او بگوییم که علاقه ای نداریم که صحبتهای منفی در موارد تکراری بشنویم و سعی کند در حضور ما به این موارد نپردازد.</description>
                <category>فواد آیت</category>
                <author>فواد آیت</author>
                <pubDate>Wed, 13 Nov 2019 11:33:27 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>