<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های هادی فروغمند</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@foroughmand</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-20 09:05:50</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>هادی فروغمند</title>
            <link>https://virgool.io/@foroughmand</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ترنسفورمرها، منابعی برای یادگیری</title>
                <link>https://virgool.io/@foroughmand/%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%B3%D9%81%D9%88%D8%B1%D9%85%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-ikjezfrkwusr</link>
                <description>در حال آشنایی اولیه با ترنسفورمرها هستم. ترنسفورمرها، یک معماری خاص برای استفاده از شبکه‌های عصبی در یادگیری ماشین ارائه می‌دهند که به طرز شگفت‌آوری خوب کار می‌کنند. یکی از ابزارهایی که با ترنسفورمرها ساخته شده و جدیدا مورد توجه قرارگرفته ChatGPT و دوستانش هستند.ترنسفورمرها ساختارهای بسیار پیچیده‌ای دارند برای همین شاید یادگرفتن آن‌ها بدیهی نباشد. اینجا برخی منابع برای یادگرفتن ترنسفورمرها را معرفی می‌کنیم:فیلم‌های آموزشی آکادمی سرانو شامل مفاهیم اولیه و توضیحات نسبتا روانی از شبکه‌های عصبی و لایه توجه و ترنسفورمرهاست.کتاب Natural Language Processing with Transformers که علاوه بر آموزش کلیات، کتابخانه huggingface را هم آموزش می‌دهد که ابزار ساده‌ای برای کارکردن با ترنسفورمرها و داده‌هاست.برای رشته‌های طولانی، ظاهرا کارکردن با ترنسفورمرها مشکلاتی جدی دارد. مخصوصا که برای کاربردهای بیوانفورماتیکی نیاز دارید که از ترنسفورمرهایی استفاده کنیم که رشته‌های طولانی را دریافت می‌کنند. در مدیوم مقاله‌ای در این مورد هست. وبگاه huggingface هم مقاله خوبی در این زمینه دارد.برخی جزئیات در مورد اینکه محاسبات مراحل مختلف ترنسفورمرها چگونه انجام می‌شود در اینجا (لایه دگرنمایی) و اینجا (رمزگذاری مکانی) و اینجا (لایه توجه چندسر) آمده است.</description>
                <category>هادی فروغمند</category>
                <author>هادی فروغمند</author>
                <pubDate>Thu, 08 Feb 2024 19:09:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد کتاب «اندازه‌گیری دنیا»‎</title>
                <link>https://virgool.io/@foroughmand/%D9%86%D9%82%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D9%87-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-qngybhk91go8</link>
                <description>در متن زیر تلاش شده خلاصه و مفهوم اصلی فیلم توضیح داده شود. تلاش شده از ورای همه جزئیات خط سیر اصلی و مفهوم اصلی کتاب توضیح داده شده است.-- خطر لوث‌شدگی --این کتاب داستان دو نوع نگاه به دنیا و علم است. نگاهی که برایش مفاهیم کلی و انتزاعی مهم است که آن را همراه با گوس تجربه می‌کنیم. و نگاهی جزئی‌نگر که برایش جزئیات و حتی اندازه تپه‌ها و نقشه‌ها مهم است. این هر دو در آلمان قدیم زندگی می‌کنند. شرایط زندگی گوس را مجبور می‌کند که در عمل برای مشهور شدن و امرار معاش به فعالیت‌های جزئی‌گرا، مثلا اندازه‌گیری بپردازد. در نهایت، هر دو دانشمند همدیگر را مقداری درک می‌کنند. روش اول با هوش و روش دوم با پشت‌کار جلو می‌روند. اما آن‌چه باقی می‌ماند، فرزندی است از روش هوش محور، که البته با جزئی‌نگری عجین شده که در نهایت از زیر بار فشارهای اجتماعی فرار کرده و آینده کسب‌وکار محور آمریکا را آباد می‌کند.</description>
                <category>هادی فروغمند</category>
                <author>هادی فروغمند</author>
                <pubDate>Sun, 26 Nov 2023 01:52:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شکاف (از وب‌گاه یک‌المپیادی)</title>
                <link>https://virgool.io/@foroughmand/%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%81-%D8%A7%D8%B2-%D9%88%D8%A8-%DA%AF%D8%A7%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DB%8C-b6nxhy8ryboj</link>
                <description>از دیر باز یکی از مسائلی که مد نظر تمام گروه‌های آموزشی بوده رابطه‌ی بین تیم برگزار کننده و گروه برگزار شونده بوده. در بسیاری از بحث‌هایی که در حوزه‌ی آموزشی مطرح است این موضوع را می‌یابیم. از جمله می‌توان به کتاب داستان پداگوژیکی اشاره کرد.این موضوع به همان نسبت در مورد تیم برگزار کننده‌ی المپیاد و دانش‌پژوهان از چندین جنبه مطرح است. شاید وقتی اتفاق خاصی می‌افتد (که البته تعداد بارهایی که این اتفاق می‌افتد کم نیست)، مقدار زیادی از وقت جلسات بسیار بلند مدت و فرسایشی کمیته‌ی دانشجویی صرف این موضوع شود که چگونه و با چه لحنی باید با دانش‌پژوهان برخورد کرد. شرایط مختلف برخورد و مزایا و معایب هر کدام بارها و بارها بررسی می‌شود تا اینکه یکی از میان خیل نظرات انتخاب شود.عملا در طی این چند ساله وقتی نتایج این‌چنین رفتار را بررسی می‌کنیم در می‌یابیم که در مجموع شکاف بسیار عمیقی بین دانش‌پژوهان و برگزارکنندگان دوره به وجود آمده. برای مثال یک موضوع را مطرح می‌کنم:این اتفاق در کمیته بسیار رایج است که یکی از دانش‌پژوهان یک نامه به یکی از اعضای کمیته بفرستد و سوالی بپرسد. این سوال به مدت مثلا دو هفته مورد بحث و بررسی شدید اعضای کمیته قرار گیرد. حدود بیست تا سی نامه رد و بدل شود و ساعت‌های زیادی به بحث و بررسی دو یا چند نفره‌ی موضوع صرف شود. تقریبا تمام اتفاقاتی که در یک دوره به وجود می‌آیند ساعت‌ها و گاها جلسات تا نیمه شب کمیته را به خود اختصاص می‌دهند.این درحالی است که چند وقت پیش وقتی نظر دانش‌پژوهان را در مورد کمیته پرسیدم آن‌ها کمیته را گروهی می‌دیدند که بسیار سطحی و بی‌اهمیت به آن‌ها می‌پردازد و این برای من سنگین بود.این همان شکاف است البته در حیطه‌ی نظر.فکی می‌کنم برای از بین بردن این شکاف یکی از کارهایی که از دست من بر می‌آید ایجاد محیطی است که دوستان از دو طرف بتوانند نظر بدهند. و فکر می‌کنم قسمت نظرات این مرسوله برای این مورد مناسب باشد. و این مهم میسر نیست مگر با همکاری هر دو گروه.نظرها:? حسین اگر بخواهیم علل این قضیه را بررسی کنیم، می‌شود تا حدی به دانش‌پژوهان حق داد. از آنجایی که آدم‌ها همین طور دارند (متأسفانه) وارد دنیای نوین می‌شوند، همان‌طوری که الان دیگه به یک بچه بگویی «دیو میاد می‌خوردت!» به‌ات می‌گوید «دیو واسه تو قصه‌هاس»؛ باید انتظار این رو هم داشته باشیم که دانش‌پژوهان که قراره آدم‌های فهیمی باشند، این جوری فکر کنند که چیزی که دیده نمی‌شود نیست. خوب کمیته هم خیلی دوست نداشته راجع به زحمتی که می‌کشد صحبت کند و نتیجه این شده که دانش‌پژوهان نمی‌بینند و متصور نیستند حجم کاری که انجام می‌شود برای یک تصمیم‌گیری به‌نظر ساده.هفتم مهر ماه ۱۳۸۵</description>
                <category>هادی فروغمند</category>
                <author>هادی فروغمند</author>
                <pubDate>Mon, 20 Nov 2023 00:31:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خسته نباشید (از وب‌گاه یک‌المپیادی)</title>
                <link>https://virgool.io/@foroughmand/%D8%AE%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D9%88%D8%A8-%DA%AF%D8%A7%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DB%8C-tknslyjlplhh</link>
                <description>یک هفته‌ای دگر، دوره تابستانی هشتاد و پنج هم خاتمه می‌یابد و نتایج به زودی اعلام می‌شود. البته میزان فشار روی بچه‌ها به‌شدت پایین آمده نسبت به چند سال پیش؛ نه کسی توی این معرکه ضرب طلا می‌شود و نه تصحیح آزمون‌ها تلنبار شده و روزهای آخر بچه‌ها زیر سیل نمرات عجیب و غریب و باورناکردنی مدفون می‌شوند.اما یک چیزی به‌کل تغییر کرده و آن سطح توقع بچه‌هاست. چهار یا پنج سال پیش، وضعیت اداره دوره قابل قیاس با امروز نبود و البته دست‌اندرکاران تمام تلاششان را می‌کردند و هرچه امروز هست دنباله تلاش‌های آنهاست. از تفاوت غیرقابل‌انکار کامپیوترها بگیر که واقعاً تأثیر می‌گذاشت روی کار بچه‌ها تا برگزاری نسبتاً بی‌بازده کلاس‌های عملی. دانش‌پژوهان راضی بودند و هر کس کار خودش را انجام می‌داد، تلاش می‌کرد که پیشرفت کند؛ ولی کسی غر نمی‌زد که چرا سؤالات این‌جوریه و چرا امتحان با شش دقیقه تأخیر دارد آغاز می‌شود و چرا توی یک روز باید سه تا امتحان داد و چرا حرف اول اسم مدرس فلان‌چیز، نقطه ندارد (دارم مثال می‌زنم، زیادی دقیق نشوید لطفاً)! اما در سال‌های اخیر جنبشی در نحوه اجرای المپیاد کامپیوتر شده که ما را (به‌جرأت می‌توان ادعا کرد) در زمره بهترین برگزارکنندگان دوره‌های اینچنینی در جهان پهناور قرار داده است؛ در نظر بگیرید که چقدر امکانات ما کم است در مقایسه با بعض دولت‌های غیر و البته آن هنگام را که کسی پس از پایان دوره، شکوی می‌برد به کمیسیون اصل ۹۰ و دفتر شکایات مردمی رئیس محترم جمهور، که چرا سؤالات قرمز رنگ بیش از سؤالاتی بود که در جیب جا می‌شدند! قدری تأمل کنید که طرح سؤال نو و جذاب برای آزمون‌ها چه میزان دشوار شده است!حالا با این اوصاف، با این همه تغییر خوب (و البته غیرقابل‌پیشبینی در چند سال پیش) از سوی جامعه برگزارکننده، شرکت‌کنندگان این المپیاد باید چه برخوردی کنند؟ باید چه‌جوری نشان بدهند شکر نعمت را؟ چه‌طور رفتار کنند که حداقل سر خود را بتوانند بالا گیرند نزد وجدان خویش؟ چه کنند که خسته نباشیدی باشد سخت‌کوشان را؟! وقتی چند شب عده‌ای بیدار می‌مانند تا سایت کامپیوتر را راه‌اندازی کنند، درحالی‌که اوضاع نابسامان کامپیوترها بارها ایشان را تا مرز نومیدی پیش می‌برد، و هنگامی که آزمون نهایتاً آغاز می‌گردد، چه باید کرد که این افراد خسته شب نخوابیده خار در چشمشان نرود و تیغ بر کتفشان؟چه کسی اهمیت می‌دهد؟ اگر تابه‌حال کاری انجام داده باشید با کلی از جان‌گذشتگی و عده‌ای زخم‌زبانتان زده باشند و از هر نقطه کار، بدون داشتن کوچکترین تجربه‌ای و دانشی و ...، خرده گرفته باشند، شاید بتوانید هم‌دردی کنید! شاید بتوانید درک کنید که عجب ...اگر فردی سلامتان دهد، آیا سزایش جرح با قلوه‌سنگ است؟ اگر هدیه‌ای به شما دهد دوستی، آیا از وی شکایت می‌برید به دادگاه؟ اگر یاریتان دهد در گرفتاری، به دشمنانش می‌پیوندید در مخاصمه؟! دعایش نمی‌کنید اگر کاری برایتان انجام دهد؟ نیکی را با نیکی پاسخ دهید و ...ای زنده‌دلان که بی چشم‌داشتی خود را وقف این کار کرده‌اید، ای دوستان و همراهان نه‌چندان‌دور، دلتان شاد و سرتان خوش. خسته نباشید! خداوند اجرتان دهد، نه به پیمانه، بل از سنتش که می‌شناسیم.نظرها:? Aideen اوّل خواستم بگم این نیز بگذرد، ...هنوز هم می‌خوام بگم.خوب آخه، فکر می‌کنم هر کسی برای کاری که می‌کنه، دنبال یه هدفی‌ـه که تقریباً تو هر شرایطی به‌ش می‌رسه. یا حداقل از تلاش‌ـش راضی‌ـه. همین کافی‌ـه. کافی‌ـه برای گذشتن!درددل زیاد هست واسه‌ی گفتن؛امّا،خودت که می‌دونی پسر، مزه‌ش تو نگفتن‌ـشه!نهم شهریور ماه ۱۳۸۵</description>
                <category>هادی فروغمند</category>
                <author>هادی فروغمند</author>
                <pubDate>Mon, 20 Nov 2023 00:31:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خارج (از وب‌گاه یک‌المپیادی)</title>
                <link>https://virgool.io/@foroughmand/%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC-%D8%A7%D8%B2-%D9%88%D8%A8-%DA%AF%D8%A7%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DB%8C-gulhzoia5ljx</link>
                <description>در این لحظه تیم ملی المپیاد ایران در خارج از کشور و در کشور مکزیک به سر می برد و منتظر است که فردا صبح به وقت آن ها (کم تر از 12 ساعت دیگر) در روز اول المپیاد جهانی شرکت کند. تیم ایران آنجاست با سه همراه. از اینجا راه افتادند و تا آنجا رفتند. در این سفر بیش از 12 ساعته مقدار زیادی برایشان زمان گذشته در شرایطی بسیار متفاوت با شرایطی که ما در حال حاضر در حال تجربه اش هستیم. در حالی که وقتی ازیکیشان پرسیدم &quot;چه خبر؟&quot; چیز خاصی به ذهنش نمی رسید.حق دارد. نمی توان به همین سادگی توصیف کرد. باید در فرودگاه استانبول بوده باشی روی صندلی هایش نشسته باشی، راهیِ فلان کشور باشی و پول بشماری تا احساسِ در فرودگاه ترکیه بودن را درک کنی. باید همراه راهنمای تیمتان، به جای اینکه توی صف به ایستی، روی زمین بنشینی تا تفاوت توی فنلاند بودن با توی ایران بودن را درک کنی. باید سوار بر هواپیما راه چند ساعته را بپیمایی تا دغدغه هایی که در ایران تا مغز استخوان در وجودت رفته اند را مثل چرک از وجودت بیرون شود و با خیال راحت و فراغ بال بتوانی در فرودگاه مقصد پیاده شوی. چه می فهمد کسی که اینجا نشسته و صدای او که در مکزیک است را می شنود؟از اینجا اصلا حال و هوای ساده و سبک بالانه ی افرادی که در سفر هستند دیده نمی شود. از اینجا راحتی خیال و فکر مسافران که دیروز همراه تو در تمام این دغدغه ها شریک بودند دیده نمی شود. اینجا با آنجا خیلی فاصله دارد. این سبک بالی کم کم به وجودشان رسوخ می کند. و به خاطر تدریجی بودن نفوذش آن را احساس نمی کنند. نمی فهمند تا دوباره به اینجا برگردند. حتی گاهی نمی فهمند تا دوباره یک سال بگذرد و سال آینده در ایران باشند و نوشته های آن ها را که از آن طرف می نویسند، بخوانند. و دلشان هوای آنجا را بکند. جایی که نه دیده اند، نه شنیده اند و نه تا به حال به آنجا فکر کرده اند. تنها خاصیتی که دارد این است که آنجا هم فصل اشتراکی دارد با جایی که سال قبل همین موقع آنجا بوده اند، یعنی آنجا هم خارج است.خوشحال می شوم اگر نظر بدهید.بسیاری از نظرات این نوشته در مورد وضعیت تیم اعزامی و نمرا ت و ... می‌باشد.نظرها:? حسین اضافه کنم، اندکی پس از اینکه تیم مقتدرمان به دیار مایاها (همان کلاه‌به‌سرهای امروز و موج‌به‌نامان فوتبالی) رسید، زلزله‌ای به قدرت پنج و نه‌دهم در مقیاس ریشتر مکزیک را لرزاند تا همگان از ورود مدعی بزرگ مسابقات آگاه شوند!! تا بدانند که «المپیاد کامپیوتر» نه فوتبال است و این عرصه رقابت نه جام جهانی آلمان.شاید این پست خاص-مخاطب باشد ولذا برقراری ارتباط با آن دشوار. اما می‌فهمم که باید برای سربلندی تیم مملکت عزیزم دعا کنم. البته خوشی سفر، غرابت صحنه و ورودی چنین ناگهانی به این حال و هوا، شاید دغدغه و نگرانی اعضای تیم را موقتاً شسته باشد. به هر حال، خداوند یارشان.بیست و چهارم مرداد ماه ۱۳۸۵? حسیننتایج روز اول آزمون آماده شده، ولی به دلایل امنیتی نمی‌شد تا حالا اعلامش کرد.حسام‌الدین اخلاق‌پور: ۱۴۲شایان احسانی: ۱۸۶نیما احمدی‌پور اناری: ۲۰۰وحید لیاقت: ۲۵۵نمرات قابل قبول است، هرچند که می‌توانست خیلی بهتر باشد. وحید خان درصورت رفتار معقول در روز دیگر امید کسب مدال زرین خواهد بود. شاید مکزیک هیچ‌گاه برای نیما خوش‌یمن نباشد و بیش از سیم پیشکشش نکنند. جناب احسانی (ملقب به «مَرد») و حُسام‌الدین عزیز بسته به تلاششان در روز دوم، گردن‌آویزهای رنگارنگ را به ارمغان خواهند آورد؛ انشاءالله. سخت است پیشبینی، چراکه چشم پیش دیدن ندارم! منوط به همت و غیرت دوستانمان هر تغییری در این پیشگویی محتمل است.هرچه پیش از عزیمتشان گفتم که امتحان دادن در خانه بد تفاوت می‌کند با مشابهش دور از خانه؛ باورشان نشد. شرایط دشوار اسکان و طعام را می‌توان از عوامل کاهش توانایی عزیزان دانست. از حق نگذریم که خوب توانسته‌اند جلوی دشواریها قد علم کنند.خداوند یارشان باشد.بیست و پنجم مرداد ماه ۱۳۸۵? شایان اویس قرنکمتر از ۱۰ ساعت بعد از امتحان تیم ایران من درباشگاه دانش پژوهان جوان هستم.خستم. امروز از ساعت ۲ تا ۹ که الان هست داشتم پروژههایی که برای درس زبان به بچهها داده بودیم را ازشون تحویل میگرفتم.بچه‌ها خیلی منو اذیت کردن، هی سرو صدا کردن. هی گفتن آقا ما گشنمونه آقا ما خسته شدیم . اومدن دنبالمون و ...من ناراحتم همه‌ی آدما یاد گرفتن که فقط غر بزنن یکی فکر نمیکنه که افردای که توی کمتیه هستند هم آدمند. خسته میشند گناه دارند.مثلا اینکه همین امروز برای مثال من از صبع تا حالا که ۹ شب هست فقط یه نصفه کیک خوردم.المپیاد کامپیوتر توی ای چند ساله واقعا پیشرفت کرده میتونم بگم که هر روز بهتر از دیروز شده ولی ولی ولی ......بچه‌ها هرروز بدتر از دیروز شدند.بعنوان مثال ما توی دوره‌ی عید ۱۰ دقیقه بعد از امتحان نمرات رو دادیم. این واقعا یه شاهکار بود.یا اینکه الان وضعیت برنامه نویسی توی دوره تابستون خیلی خوب شده کلی امکانات برای بچه‌ها گذاشته شده، برنامه‌هاشون تست می شه توسط کامپیوتر ما با پروژکتور بهشون درس می‌دیمکلی به بچه ها فکر میکنیم.ببینین کدوم یک از المپیادها اینقدر پیشرفت کردند.فکر کردین از این همه تلاش چه نتیجه‌ای گرفتیم؟هیچی هیچی هیچیهر روز بیشتر حس می ‌کنیم که هیچ کی قدر زحمتهامونو نمی دونه.بخدا ما هم آدمیم.بخدا ما هم آدمیم.ما هم خسته میشیم ما هم گرسنه میشیم.اینقدر ما رو اذیت نکنین.برا خاطر خدا هم که شده برای ۱ ثانیه نسبت به کمیته خوب فکر کنین.بخدا ما هم آدیمیم.بیست و پنجم مرداد ماه ۱۳۸۵? imanبنده از این تریبون یه خسته نباشید به نویسندگان این بلاگ - بچه های تیم- همراهان - اعضای کمیته و یاوران دوره تابستون می گم و برای همگی آرزوی موفقیت می کنمبه شایان: بچه های دوره تابستون هم همیشه بچگی های خاص خودشون رو دارن نمیشه خیلی سرزنششون کردبیست و ششم مرداد ماه ۱۳۸۵? محمد هادی فروغمند اعرابی نمره‌های روز دومحسام‌الدین اخلاق‌پور: ۱۳۰شایان احسانی: ۱۵۷نیما احمدی‌پور اناری: ۱۶۵وحید لیاقت: ۱۶۳بیست و نهم مرداد ماه ۱۳۸۵? حسین اخبار تکمیلی راجع به چندوچون نمرات المپیاد کامپیوتر امسال، بالاخص بر و بچه‌های تیم خودمان:نمرات به این شرح است:وحیدخان لیاقت: با کسب ۱۶۳ نمره در روز دوم، به مجموع ۴۱۸ دست یافت.آقا نیمای احمدی‌پور اناری: با کسب ۱۶۵ نمره در روز دوم، به مجموع ۳۶۵ رسید.آق شایان احسانی: با کسب ۱۵۷ نمره در روز دوم، به مجوع ۳۴۳ رسید.حسام‌الدین اخلاق‌پور عزیز: با ۱۳۰ نمره در روز دوم، در مجموع به ۲۴۲ نمره دست یافت.توضیحات: مسائل روز دوم، به مراتب دشوارتر از سؤالات روز نخست بوده‌اند. با توجه به اخبار واصله، حتی کسانی که روز اول را بسیار خوب آغاز کرده بودند، به ندرت توانسته‌اند در دومین روز نیز نمرات قابل قبولی دست پیدا کنند.در توزیع مدالها، طبق آخرین اخبار واصله از فراسوی مرزها (که البته تأیید نشده می‌باشند)، تیم ایران به یک مدال طلا، دو نقره و یک برنز دست یافته و حائز رتبه هفتم گشته است. به همگی اعضای تیم بابت تلاششان تبریک گفته و برایشان آرزوی موفقیت روزافزون دارم.تیم ملی المپیاد کامپیوتر ایران، متشکل از افراد فوق و سه همراه بامداد پنج‌شنبه ۲ شهریور به میهن بازخواهدگشت. شرکت در مراسم استقبال برای عموم علاقه‌مندان آزاد است.سی ام مرداد ماه ۱۳۸۵? Aideenسه هم‌راه یا چهار هم‌راه؟!سی ام مرداد ماه ۱۳۸۵? حسینهمراهان تیم عبارتند از:دکتر قاسم جابری‌پورمهندس حمید مهینیسید امین سیدیجای بسیار گلایه است، که مطابق روال سالهای ماضی، اخبار خبرگزاریها پر از اشتباهات مفهومی، املایی و نگارشی است. برای نمونه به خبر ایرنا در این مورد سری بزنید.سی و یکم مرداد ماه ۱۳۸۵? حسینآخرین خبرها حاکی از آن است که رتبه تیممان ممکن است هشتم باشد؛ این عدم قطعیت ناشی از این واقعیت است که در مسابقات جهانی، تنها نمراتی که به صورت عمومی اعلان می‌گردند، نمرات مدال‌آوران است. لذا در محاسبه رتبه تیمی، گاه نمرات برخی شرکت‌کنندگان نامعلوم است و موجب چنین مسائلی می‌شود.تیم چین که این بار نیز به رتبه نخست تیمی مسابقات دست یافت، تنها تیمی بود که توانست چهار مدال زرین کسب کند. اگر تیم روسیه سفید بیش از سه شرکت‌کننده داشته باشد و نفر آخر (که مدالی دریافت نکرده) بیش از ۱۶۶ نمره دریافت کرده باشد، این تیم حائز رتبه هفتم خواهد شد و در غیر این صورت، به جایگاه دهم تنزل خواهد کرد. رتبه و نمرات ۱۰ تیم نخست به شرح زیر است:* رتبه نخست: چین با کسب مجموع ۱۶۸۶ امتیاز از ۲۴۰۰ امتیاز ممکن؛* رتبه دوم: لهستان با کسب مجموع ۱۶۰۹ امتیاز؛* رتبه سوم: روسیه با کسب مجموع ۱۵۹۹ امتیاز؛* رتبه چهارم: کره جنوبی با کسب مجموع ۱۵۴۹ امتیاز؛* رتبه پنجم: امریکا با کسب مجموع ۱۵۰۰ امتیاز؛* رتبه ششم: رومانی با کسب مجموع ۱۴۲۷ امتیاز؛* رتبه هفتم: روسیه سفید؛ و* مشترکاً در جایگاه هشتم: ایران، اوکراین و تایوان با کسب مجموع ۱۳۹۸ امتیاز.سؤالات به‌قدری سخت و غیرمنتظره بوده است که برخی از کسانی که سال پیش نشان زرین دریافت کرده‌بودند، امسال از این مهم بازمانده‌اند. چهار نفر نخست مسابقات به همراه نمراتشان در ادامه آمده‌اند:* مقام نخست: فیلیپ ولسکی از لهستان با کسب ۴۸۰ امتیاز. تعداد نشانهای بین‌المللی او در مسابقات مشابه از انگشتان یک دست تجاوز می‌کند. ولی به هرحال، این آخرین سالی بود که وی در رده دانش‌آموزی به چنین رقابتهایی می‌پردازد!* مقام دوم: جای هیون پارک از کرده جنوبی با کسب ۴۶۶ امتیاز؛* مقام سوم: فان لانگ از چین با کسب ۴۵۲ امتیاز؛ و* مقام چهارم: سرگی کوپلیویچ از روسیه با کسب ۴۴۶ امتیاز.افتخارآفرینان جمهوری اسلامی ایران، بامداد فردا از طریق فرودگاه مهرآباد وارد میهنشان خواهند شد.اول شهریور ماه ۱۳۸۵</description>
                <category>هادی فروغمند</category>
                <author>هادی فروغمند</author>
                <pubDate>Mon, 20 Nov 2023 00:31:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاثیرات مشاور در آینده‌شناسی المپیادی (از وب‌گاه یک‌المپیادی)</title>
                <link>https://virgool.io/@foroughmand/%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%88%D8%A8-%DA%AF%D8%A7%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DB%8C-ptvm4zyhw5jy</link>
                <description>تجربه یکی از عنوان‌هایی است که هر انسانی در زندگی با آن سر و کار دارد. وقتی کوچک است با تجربه‌ی بزرگ‌ترها و وقتی بزرگ شد با تجربه‌ی خودش. یکی از مهم‌ترین عواملی که در تصمیم‌گیری مورد استفاده قرار می‌گیرد تجربه است.در صورتی که انسان خودش تجربه نداشته باشد احتیاج دارد به تجربه‌ی دیگران. دیگرانی که او و شرایط او را درک کنند، و محیط تجربه‌شان با محیط تجربه‌ی فرد هم سنخی داشته باشد.المپیادی‌ها نیز به تجربه احتیاج دارند. برای تصمیم گیری، برای انتخاب راه، و یا احیانا برای اینکه فردی بیاید به‌شان بگوید شما دارید کاملا اشتباه می‌روید. یا اینکه اگر این نکته‌ی کوچک را رعایت کنی بعد از یک سال بسیار تفاوت خواهی کرد.بسیاری از المپیادی ها از کمبود مشاور با تجربه رنج می‌برند، رنجی که مدت‌ها طول می‌کشد تا تشخیصش بدهند. یعنی احساس نیاز به مشاور نمی‌کنند در حالی که اگر یک نکته از او می‌شنیدند شاید یک سال جلو می‌افتادند.آیا شما هم به این موضوع اندیشیده‌اید؟ آیا شما فردی با تجربه سراغ دارید که با او مشورت کنید؟ مشورت کردن شاید ساز و کار پیچیده‌ای نداشه باشد و تنها به صورت درد و دل کردن و شنیدن درد و دل مشاور باشد. همین به تنهایی بسیار موثر خواهد بود.نظرها:? حسین من به‌شخصه در زندگی‌ام سعی می‌کنم، هر کاری که می‌خواهم انجام بدهم، ببینم کسی قبلاً آن کار را انجام داده یا خیر؛ اگر چنین آدمی پیدا کنم، ازش خواهم پرسید که بر او چه گذشت؟ که احیاناً چه مشکلاتی برایش پیش آمد؟ که در برابر مشکلات چه کرد؟ که به منِ تازه‌کار چه توصیه‌ای می‌کند؟در واقع، سعی می‌کنم در هر راهی که قراره قدم بردارم، حتی‌الامکان با آن راه آشنایی پیدا کنم؛ دوست ندارم اگر اتفاقی برایم می‌افتد و همان اتفاق قبلاً برای دیگری نیز افتاده، از تجربه وی بی‌بهره باشم. هرچند که شاید هیچ یک از آن اتفاقات رخ ندهد، صرف دانستن موانع و تفکر برای حل آنان، اعتمادبه‌نفس قابل توجهی در من ایجاد می‌کند. حال آنکه در بسیاری موارد با مشکلات مشابه مواجه شده‌ام و از این رو تصمیمهای مناسبی در قبالشان گرفته‌ام. در بسیاری از موارد، کسب تجربه به شیوه فکر کردن انسان شکل می‌دهد.علاوه‌براین، هرگاه برایم مشکلی پیش می‌آید، تلاش می‌کنم با دوستان بزرگتر در آن مورد گفتگو کنم؛ چه پای تلفن، چه رودررو. خیلی اوقات این درددل‌ها موجب یافتن راه‌حل می‌شود و بعض اوقات نیز قوای تحمل مصائب را به من می‌دهد. ولی در مؤثر بودنش شکی ندارم.هرچند که تجربه‌اندوزی و تجربه‌گرفتن از دیگران را نیک می‌پسندم، لیکن این رفتارها در نظرم ناقض تفکر و تلاش برای حل مشکلات به شیوه شخصی نیست. یعنی خودم سعی می‌کنم که راه‌حل‌هایی بیابم و حتی پس از مشورت با مجرّبین، باز هم می‌کوشم که با تأمل و تعمق بهترین راه را با توجه به دانش‌اندوزی اخیر برای رویارویی با معضل پیشامدکرده پیدا کنم.بیستم مرداد ماه ۱۳۸۵</description>
                <category>هادی فروغمند</category>
                <author>هادی فروغمند</author>
                <pubDate>Mon, 20 Nov 2023 00:30:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جذابیت‌های دوره تابستانی (از وب‌گاه یک‌المپیادی)</title>
                <link>https://virgool.io/@foroughmand/%D8%AC%D8%B0%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%88%D8%A8-%DA%AF%D8%A7%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DB%8C-lfjlkgoxrjfy</link>
                <description>یک مطلبی برایم جالب بود، می‌خواستم با شما درمیان بگذارم.دوره تابستانی شاید جالب‌ترین برهه زمانی تو زندگی من بوده باشد. این‌قدر به‌ام خوش گذشته که هیچ‌وقت از یادش نخواهم برد. از طرف دیگر، خیلی آدمها آرزو دارند که وارد این دوره بشوند. چه جذابیت‌هایی توی این دوره وجود دارد که این‌قدر لذت‌بخشش می‌کند؟خوب، البته، برای هر کسی یک جوره. اما من سعی می‌کنم یک چیزهایی بگویم، که شاید هم تاحدی قدیمی شده باشند؛ ولی شما هم اگه نظرتان را در این باره بگویید، خیلی خوشحال می‌شوم.اول اینکه، دوستان جدیدی پیدا می‌کنید با شرایط ویژه! دوست جدید پیدا کردن، به نظر من، به خودی خود، خیلی لذت‌بخش است؛ چه برسد که آدمهایی باشند که بدون کمترین هزینه (از طرف شما) مطابق علائق شما انتخاب شده‌اند. شاید توی مدرسه‌تان به‌ندرت می‌توانستید کسی را با علائق (و البته توانایی‌های) خودتان پیدا کنید. اما وارد محیطی می‌شوید که تعداد قابل ملاحظه‌ای آدم باهوش و توانمند و علاقه‌مند به مسائل خاص المپیاد کامپیوتر توش وجود دارد. خیلی برای من که جالب بود.علاوه بر این، خود محیط هم جالبه؛ شما به‌جای اینکه توی اوقات فراغت‌تان به این موضوعات بپردازید، در تمام وقت خود به این گونه مسائل خواهید پرداخت و همه از شما همین را می‌خواهند! چیزی که شاید توی مدرسه اصلا فکرش را هم نمی‌کردید.هرچند که غرور چیز خوبی نیست، خصوصاً از نوع فخرفروشی‌اش، اما کسی که وارد دوره تابستانی می‌شود، پیش خودش احساس می‌کند که برای خودش کسی شده؛ آدمها، خانواده، آشنایان و دوستان، باید یک جور دیگر به‌اش نگاه کنند. شاید این را بروز ندهد، ولی در درون احساس غرور می‌کند که از موانعی بس سترگ عبور کرده.بعضیها هم که آینده‌نگرتر (یا جاه‌طلب‌تر) هستند، به موفقیت‌هایی فکر می‌کنند که می‌توانند به‌دست بیاورند و اینکه چقدر به‌اش نزدیک شده‌اند. فکر می‌کنند که چه کارهایی می‌توانند بعدش انجام بدهند. اگر برنده بشوند ...کلا این محیط غریب، دانسته‌ها و ندانسته‌های افراد نسبت به آن، باعث می‌شود که بسیاری دانش‌آموزان خوب رویای حضور در این دوره را در ذهنشان بپرورانند؛ آرزو کنند که چرخی بچرخد و آنها وارد دوره تابستانی بشوند.نظرها:? محمد هادی فروغمند اعرابیمن فکر می کنم بسیار کم هستند افرادی که قبل از دوره یا در حین دوره یا حتی اواخر دوره تابستان بتوانند جواب این سوال را بدهند. البته اگر دو سال بعد ازشان بپرسید جواب خواهند داشت و جوابشان با جواب آخر دوره تابستان بسیار متفاوت خواهد بود.</description>
                <category>هادی فروغمند</category>
                <author>هادی فروغمند</author>
                <pubDate>Mon, 20 Nov 2023 00:30:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جو دوره تابستان (از وب‌گاه یک‌المپیادی)</title>
                <link>https://virgool.io/@foroughmand/%D8%AC%D9%88-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D9%88%D8%A8-%DA%AF%D8%A7%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DB%8C-ocmc991fz5ig</link>
                <description>فضایی را که به نظر مناسب می‌آید برای دوره تابستان ترسیم می‌کنم. بعد اگر لازم شد و جالب بود در ارسال‌های بعدی در مورد چگونگی جو کنونی دوره تابستان المپیاد کامپیوتر صحبت می‌کنیم. سعی می‌کنم این تصویر را در غالب داستان توصیف کنم تا بیشتر رابطه برقرار کند.آقای اکس خیلی انسان اجتماعی‌ای بود. خیلی از اینکه دوست‌هایش روحیه داشته باشند لذت می‌برد. خیلی سعی می‌کرد با دوستانش رفاقت کند، اعم از اینکه بهشان کمک کند، به هیچ وجه نگذارد دوستانش از او دلگیر شوند، هیچ چیزی را بر دوستی‌شان ترجیح ندهد. کاری نکند که دوستانش ناراحت شوند. مدام باعث خوشحالی‌شان شود.مثلا خیلی سعی می‌کرد فوتبال بازی کند. چون روحیه‌ی شاد و دوستانه ولی در حال حرکتی را در دوستانش ایجاد می‌کرد. یا مثلا هیچ وقت تنهایی غذا نمی‌خورد، یا وقتی می‌رفتند بیرون غذا بخورند، سعی می‌کرد همه مثل هم غذا سفارش بدهند. به همین منظور معمولا خوارکی خاصی با خود نمی‌آورد، چون ممکن بود که بقیه نداشته باشند، یا به همه نرسد.این آقای اکس یک موقعی بر حسب تصادف (یا چیزهای دیگر)، در مرحله‌ی دوم المپیاد کامپیوتر تایید شد و به دوره تابستان راه پیدا کرد. در دوره هم همین رفتار را پیش گرفت.ولی در دوره همه چیز مهیا بود. لازم نبود زحمت زیادی بکشد. دوستانش جمع بودند. در فضایی که تمام فضا با جهت علمی به سمت خاصی در حرکت بود، قرار داشت. تمام دوستانش به شدت و با تمام توان به سمتی خاص حرکت می‌کردند. این کار را بسیار راحت کرده بود. هیچ کس هیچ دغدغه‌ای نداشت به جز تفریح و کار علمی که برای همه لذت بخش بود. حرکت علمی‌ای که به منزله‌ی بهترین راهی بود که بتوان لذت برد. فضا کاملا آماده بود که صبح‌ها، شب‌ها در راه با دوستان جدید آشنا شود ولی در غالب یک محیط کاملا علمی و با بازده بالا.در این شرایط بهترین کاری که می‌توانست بکند رشد خود و دوستان بود. دلش نمی‌آمد مساله‌ی زیبایی را که از فلانی شنیده به بهمانی نگوید، اگر چه خیلی کم پیش می‌آمد که مساله‌ای در جمع تمام دوستان مطرح نشود. وقتی یک نفر خسته بود، چرا بروند برنامه بنویسند؟! می‌رفتند و تفریح می‌کردند. وقتی یک نفر ضعیف‌تر بود، همه کمک می‌کردند که وضعیتش بهتر شود.تمام این دوران برای آقای اکس در دو واژه خلاصه می‌شد، حرکت علمی و رفاقت. در کمال لذت به کاری که آرزویش را می‌کرد و در بهترین شرایط می‌پرداخت.نظرها:? حسین جناب «المپیادی صفرم» این فضایی که شما تصویر کردید، فضای جالبیه؛ یعنی به نظرم خوبه که تو همه زندگی آدمها وجود داشته باشد، و نه تنها در المپیاد.آدم اگه بخواهد توی دوره این قدر برای دوستاش فداکاری (!) کنه، باید این قابلیت رو از قبل از دوره داشته باشد.این همدلی یا رفاقت (به قول شما) قطعا باعث افزایش بازده کار هم می‌شه. منتها به یک سری موجود فعال و پر جنب و جوش نیاز داره، که بدونند می‌خواهند چه کار کنند. یعنی برای خودشون یه هدفی داشته باشند که اونها رو به این سمت سوق بده.یازدهم مرداد ماه ۱۳۸۵? محمد هادی فروغمند اعرابی شاید به عنوان آرزو چیز خوبی باشه. ولی مگر امکان داره همچنین افرادی اون هم با تعداد بالا در دوره پیدا بشوند؟هجدهم مرداد ماه ۱۳۸۵? مصطفی مهدیه ظاهرا می خواستید در مورد جو فعلی المپیاد هم بنویسید...؟بیست و ششم شهریور ماه ۱۳۸۵ </description>
                <category>هادی فروغمند</category>
                <author>هادی فروغمند</author>
                <pubDate>Mon, 20 Nov 2023 00:29:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هدف (از وب‌گاه یک‌المپیادی)</title>
                <link>https://virgool.io/@foroughmand/%D9%87%D8%AF%D9%81-%D8%A7%D8%B2-%D9%88%D8%A8-%DA%AF%D8%A7%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DB%8C-gitrvvuxfhxl</link>
                <description>سلام.این اولین نوشته در این وبلاگ است.این وبلاگ به این منظور راه‌اندازی شده که دوستان قدیمی‌تر اگر صحبتی، حرفی درد و دلی دارند که به المپیاد هم مربوط می‌شه اینجا بفرستند.</description>
                <category>هادی فروغمند</category>
                <author>هادی فروغمند</author>
                <pubDate>Mon, 20 Nov 2023 00:29:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درس «ماشین و ذهن»، درسی مناسب برای تدریس</title>
                <link>https://virgool.io/foroughmand/%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D9%85%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D8%B0%D9%87%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%B3-fvpz8qbugebg</link>
                <description>داشتیم دنبال یک کتاب خوب در مورد فلسفه ذهن و یا مسئله ذهن و بدن می‌گشتیم که این درس را پیدا کردیم. درس «Minds And Machines» که توسط آقای دکتر بیرنه در دانشگاه MIT ارائه شده است. جالب اینجا بود که این درس با پیش‌زمینه علوم کامپیوتر ارائه می‌شود. اگر یک فرصت دیگری برای تدریس دست بدهد که بتوان درس فلسفی داد، به نظر درس جالبی می‌آید.مباحث درس شامل موارد زیر است:Searle against artificial intelligence (AI): The Chinese room argument, The Turing test , Computational complexity, Dualism, From dualism to behaviorism, From behaviorism to the identity theory, Kripke’s Objection, Functionalism, From functionalism to externalism, Externalism, From externalism to perception, Perception: Valberg’s puzzle of experience, Perception, consciousness, and intentionality, Perception, consciousness, and intentionality, Jackson’s knowledge argument, Nagel on bats, Consciousness and its place in nature, Free willجالب است که یکی از مباحثش پیچیدگی محاسبات است! پیچیدگی محاسبات در درس فلسفه ذهن! باید درس جالبی باشد.کتاب درس هم کتاب جالبی است. [Chalmers]  Chalmers, David, ed. Philosophy of Mind: Classical and Contemporary Readings. Oxford University Press, 2002. ISBN: 9780195145816.اگرچه شاید اگر فردی بخواهد اولین کتابی باشد که بخواند، خیلی جالب نباشد، چون فصل‌های زیاد و قدیمی و جدیدی دارد. اگر فردی باشد شما را در میان این مباحث ببرد و جذابیت‌هایش را نشان بدهد احتمالا بهتر خواهد بود. و احتمالا این درس همین‌طور است.</description>
                <category>هادی فروغمند</category>
                <author>هادی فروغمند</author>
                <pubDate>Sun, 10 Sep 2023 21:46:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تلاشی ابتدایی برای فهم اصولی مسئله زمان</title>
                <link>https://virgool.io/foroughmand/%D8%AA%D9%84%D8%A7%D8%B4%DB%8C-%D8%A7%D8%A8%D8%AA%D8%AF%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D9%87%D9%85-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-wuxk0tdk2bds</link>
                <description>در اوقات فراغت آدم هوس می‌کند موضوع‌های جدید علمی را یاد بگیرد و یکی از موضوع‌های بسیار جالب فیزیک جدید است. مخصوصا که پس از خواندن کتاب «نظم زمان» انسان علاقه‌مند می‌شود بفهمد واقعا الآن چقدر می‌دانیم و چقدر نمی‌دانیم و این تعبیرهایی که در کتاب بوده دقیقا به چه چیزی اشاره می‌کند.از مکانتیک کوانتومی شروع کردم. چون قبلا درس محاسبات کوانتومی را در دانشگاه گذرانده بودم، احتمال می‌دادم اینقدر هم سخت نباشد. دنبال منبع خوبی می‌گشتم که جزوه‌های درس‌های آقای تانگ پیدا شدند. بسیار روان و شیوا بودند!برای خواندن نظریه میدان، به نظر می‌رسید باید الکترومغناطیس را بلد باشیم. فصل اولش سخت نبود، اما برای فهم فصل دوم به نظر می‌رسید باید تسلطکی به حسابان برداری داشت. پس از مدت‌ها وقفه، بالاخره حسابان برداری، تقریبا تمام شد. حالا باید تصمیم بگیرم بعدش چه بخوانم. کوانتوم؟ ادامه؟ مکانیک آماری (که ربط عمیقی به زمان دارد)؟ یا حتی کمی بیشتر علوم کامپیوتر؟درس‌های آقای دکتر تانگ با لینک در ادامه آمده‌اند.Classical Mechanics?Dynamics and RelativityAn introduction to Newtonian Mechanics and Special Relativity, aimed at first year undergraduates.?Classical DynamicsA second course on classical mechanics, covering the Lagrangian and Hamiltonian approaches, together with a detailed discussion of rigid body motion.Electromagnetism?Vector CalculusA course for first year undergraduates, describing integral theorems and all things ∇.?ElectromagnetismA course on electromagnetism, starting from the Maxwell equations and describing their application to electrostatics, magnetostatics, induction, light and radiation. The course also covers the relativistic form of the equations and electromagnetism in materials.Quantum Mechanics?Quantum MechanicsA first course on quantum mechanics, focussing mostly on the Schrödinger equation.?Topics in Quantum MechanicsAn advanced course on quantum mechanics, aimed at final year undergraduates. It covers atomic physics, scattering theory, quantum foundations and a number of other topics.Condensed Matter Physics?Solid State PhysicsAn introductory course on solid state physics, aimed at final year undergraduates. It cover the basics of band theory, Fermi surfaces, phonons and particles in magnetic fields.?Quantum Hall EffectAn introduction to the quantum Hall effect. The first half uses only quantum mechanics and is at a level suitable for undergraduates. The second half covers more advanced field theoretic techniques of Chern-Simons and conformal field theories.Fluid Mechanics?Fluid MechanicsAn introduction to fluid mechanics, aimed at undergraduates. The course covers the basic flows arising from the Euler and Navier-Stokes equations, including discussions of waves, stability, and turbulence.?Kinetic TheoryA graduate course on basic topics in non-equilibrium statistical mechanics. It covers kinetic theory and the Boltzmann equation, stochastic processs and linear response.Statistical Physics?Statistical PhysicsAn introduction to statistical mechanics and thermodynamics, aimed at final year undergraduates. After developing the fundamentals of the subject, the course covers classical gases, quantum gases and phase transitions.?Statistical Field TheoryAn introductory course on phase transitions and critical phenomena, aimed at first year graduate students. The main goal is to get to grips with the renormalisation group.Gravitation and Cosmology?General RelativityAn introduction to general relativity, aimed at first year graduate students. It starts with a gentle introduction to geodesics in curved spacetime. The course then describes the basics of differential geometry before turning to more advanced topics in gravitation.?CosmologyAn introductory course on cosmology, aimed at final year undergraduates. It covers the expanding universe, thermal history, and structure formation.Quantum Field Theory?Particle PhysicsAn elementary course on elementary particles. This is, by some margin, the least mathematically sophisticated of all my lecture notes, requiring little more than high school mathematics. The lectures provide a pop-science, but detailed, account of particle physics and quantum field theory.?Quantum Field TheoryAn introductory course on quantum field theory, aimed at first year graduate students. It covers the canonical quantization of scalar, Dirac and vector fields. Videos are also included.?Gauge TheoryThese notes provide an introduction to the fun bits of quantum field theory, in particular those topics related to topology and strong coupling. They are aimed at beginning graduate students and assume a familiarity with the path integral.?SolitonsA course for advanced graduates students, covering solitons in supersymmetric gauge theories and D-branes. It was given at the TASI summer school.Supersymmetry and String Theory?Supersymmetric Quantum MechanicsA basic course relating supersymmetric quantum mechanics to ideas in geometry, such as Morse theory and the Atiyah-Singer index theorem. It is aimed at first year graduate students.?Supersymmetric Field TheoryAn introduction to N=1 supersymmetry in d=3+1 dimensions, aimed at first year graduate students. The lectures describe how to construct supersymmetric actions before unpicking the details of their quantum dynamics and dualities.?String TheoryAn introduction to string theory, aimed at first year graduate students. It covers the bosonic string and the basics of conformal field theory.</description>
                <category>هادی فروغمند</category>
                <author>هادی فروغمند</author>
                <pubDate>Wed, 30 Aug 2023 17:27:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بسم الله الرحمن الرحیم</title>
                <link>https://virgool.io/foroughmand/%D8%A8%D8%B3%D9%85-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B1%D8%AD%D9%85%D9%86-%D8%A7%D9%84%D8%B1%D8%AD%DB%8C%D9%85-k9v73gb9aybj</link>
                <description>احتمالا مطالب جدید را اینجا (ویرگول) بگذاریم، اگر اوضاع خوب بود، مطالب قدیم را هم به اینجا منتقل کنیم ببینیم چه می‌شودچرا باید متن نوشته حداقل ۳۰۰ کاراکتر باشد؟ خوب همین کارها را می‌کنند که آدم سختش می‌شود به ویرگول مهاجرت کند!</description>
                <category>هادی فروغمند</category>
                <author>هادی فروغمند</author>
                <pubDate>Wed, 30 Aug 2023 17:25:12 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>