<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مهدی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@fromiran2000</link>
        <description>تأملات یک ذهن جستجوگر  @zehnejostejugar</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 06:02:24</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>مهدی</title>
            <link>https://virgool.io/@fromiran2000</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تور یک روزه قطار جنگل و آبشار شیرگاه</title>
                <link>https://virgool.io/@fromiran2000/%D8%AA%D9%88%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87-%D9%82%D8%B7%D8%A7%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF%D9%84-%D9%88-%D8%A2%D8%A8%D8%B4%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%87-da69aezppa7k</link>
                <description>قطار شیرگاهتماشای جنگل زیبای پاییزی در مسیر ریل رویایی راه اهن شمالدیدار از اخرین اثر ثبت شده ایران در میراث جهانی یونسکوتماشای شکوه ایران نوین در شاهکار سه خط طلا و پل ورسکدوستان سلام گروه سفربان هر جمعه سفر یک روزه با قطار به طبیعت زیبای جنگل و آبشار شیرگاه رو اجرا میکنه. ساعت 8/30 صبح با قطار کوپه ای 6تخته از راه اهن تهران حرکت می کنیم و پس از صرف صبحانه داخل قطار، از مناظری بدیع و زیبا از جمله کوه های مریخی و رنگی مسیر گرمسار (محدوده ایستگاه های بن کوه و کبوتر دره)، کوه اژدها، دودکش جن، روستاهای سرسبز سیمین دشت و زرین دشت، ییلاقات و باغات میوه اطراف فیروزکوه، تونل سه کیلومتری گدوک، پیچ شوراب، شاهکار ریلیِ سه خط طلا و شاهکار مهندسی پل ورسک گذر می کنیم. (در واقع تو این مسیر چندین اقلیم مختلف شامل بیابان، کویر، کوهستان، دشت و جنگل هیرکانی رو مشاهده و اب و هواهای متفاوتی رو تجربه می کنیم) لازم به ذکره راه اهن سراسری ایران (کریدور شمال جنوب تاسیس 1315) سال گذشته به عنوان جدیدترین اثر تاریخی ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده است. این مسیر ریلی و ایستگاه های قدیمی اون مانند ایستگاه دوگل و ورسک یادآور خاطرات فیلم سینمایی دهه شصتی &quot;ترن&quot; با بازی بیاد ماندنی فرامرز قریبیان نیز هستند. پس از اتمام این مناظر هیجان انگیز، حدود ساعت 2 ظهر نهار رو داخل قطار میل می کنیم. پس از صرف نهار با منو انتخابی (اکبر جوجه، چلو جوجه، چلو مرغ، چلو خورش) حدود ساعت 3 ظهر می رسیم شیرگاه و با یک ساعت پیاده روی میریم جنگل و آبشار شیرگاه. پس از ساعاتی استراحت در فضای زیبای جنگلی به سمت ایستگاه راه اهن بر می گردیم و عصرونه آش رشته می خوریم. ساعت 19/30 با قطار کوپه ای 6تخته بر می گردیم تهران و در نهایت ساعت 2/30 شب راه اهن تهران خواهیم بود.هزینه شرکت در برنامه شامل قطار رفت و برگشت کوپه ای، صبحانه، نهار، عصرونه و هزینه سرپرستی و اجرای برنامه 800 هزار تومنه.تذکر مهم: با توجه به محدود بودن بلیت های قطار، ثبت‌نام باید حداکثر تا یک هفته قبل از برنامه انجام بشه در غیر اینصورت تضمینی برای ثبت‌نام وجود نداره!توجه: استعمال مواد مخدر و مشروبات الکلی در برنامه های گروه اکیدا ممنوعه!تایم لپس زیبا از مسیر پاییزی قطار شیرگاهhttps://www.aparat.com/v/UanvB/تصاویری زیبا از طبیعت پاییزی ایستگاه شیرگاهhttps://mehrnews.com/xZ3wBتصاویری زیبا از طبیعت پاییزی جنگل شیرگاهhttps://isna.ir/photo/97092713622برای ثبت نام پیوی پیام بدین: @charkhvandشماره تماس در صورت نیاز:  09194578985گروه گردشگری سفربانhttp://t.me/safarban</description>
                <category>مهدی</category>
                <author>مهدی</author>
                <pubDate>Thu, 19 Oct 2023 16:02:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به بهانه خودکشی کیومرث پوراحمد، کارگردان موفق سینمای ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@fromiran2000/%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%B4%DB%8C-%DA%A9%DB%8C%D9%88%D9%85%D8%B1%D8%AB-%D9%BE%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-p1nml9kqedpk</link>
                <description>خبر کوتاه بود و جانکاه، کیومرث پوراحمد، کارگردان 74 ساله و موفق سینمای ایران به دلیل افسردگی و ناامیدی خود را حلق اویز و فوت کرد. هرچند ایشان اولین فرد معروفی نیست که با خودکشی به زندگی خود پایان داده و اخرین نفر نیز نخواهد بود، اما توجه جدی به فراگیر شدن بذر ناامیدی در جامعه رنج دیده و افسرده حال ایرانی در خور اهمیت است.اخرین مورد خودکشی یک فرد مشهور در جامعه ایرانی، خودکشی ازاده نامداری مجری معروف تلویزیون در فروردین سال 1400 بوده است. اینکه هر دو خودکشی در اوایل فروردین که فصل شکوفایی و نو شدن طبیعت و قاعدتا فصل سرزندگی و شکوفایی جان هاست اتفاق افتاده اند؛ مرا بر آن داشت که در خصوص ارتباط فصول سال و خودکشی تحقیق کوتاه و گذرایی نمایم.با توجه به اینکه فصل پاییز شروع سرما و خزان طبیعت و کم شدن تابش آفتاب است و خیلی از روزها هوا ابری و بارانی است و با توجه به اینکه ظاهرا به همین دلایل با شروع این فصل افسردگی نیز شیوع می یابد (که به افسردگی فصلی نیز معروف است)، تصور بنده این بود که میزان خودکشی ها باید در فصول پاییز و زمستان بیشتر از بهار و تابستان باشد، اما در کمال تعجب دریافتم میزان خودکشی ها در فصل بهار بیشتر از سایر فصول است! برای فهم این موضوع شما نیز می توانید عبارت &quot;خودکشی در فصل بهار&quot; را در گوگل جستجو و نتایج آن را که برای اندیشمندان روانشناسی نیز شگفت اور بوده است، مشاهده نمایید.دلیل علمی بیشتر بودن میزان خودکشی در فصل بهار را نمی دانم اما شاید افراد افسرده حالی که شب های سرد و سیاه زمستان را به امید شکوفایی طبیعت و تغییر حال و هوای خود تحمل و سپری کرده اند، با امدن بهار و عدم مشاهده تغییر محسوسی در حال و هوای غمناک خود، این اندک امید اخر برای بهبود وضعیت روحی خود را نیز از دست داده و راه گریزی غیر از خودکشی نیافته اند! به سیاق همان شاعری که سروده بود:بهار امد به صحرا و در و دشت         ولیکن حال ما را دید و برگشت!در هر صورت غرض از این نوشته ذکر همین نکته بود که ظاهرا برخلاف تصور رایج نه در فصل پاییز بلکه در فصل بهار باید بیشتر مراقب وضعیت روحی و روانی عزیزان و دوستان خود بخصوص انهایی که از مشکلات روانی و افسردگی در این زمانه غمناک رنج می برند، باشیم. چرا که فصل خطرناک خودکشی همین فصل بهار که از قضا فصل شکوفایی و نو شدن طبیعت نیز هست می باشد! حداقل دو خودکشی افراد معروفِ اهالی هنر در دو سال اخیر در ایران صحت چنین موضوعی را تایید می کنند!تاملات یک ذهن جستجوگر@zehnejostejugar</description>
                <category>مهدی</category>
                <author>مهدی</author>
                <pubDate>Thu, 06 Apr 2023 13:54:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قبل از یقه حکومت یقه والدین تان را بگیرید!</title>
                <link>https://virgool.io/@fromiran2000/%D9%82%D8%A8%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%DB%8C%D9%82%D9%87-%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA-%DB%8C%D9%82%D9%87-%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AF-ahcjwhudb9us</link>
                <description>جنبش اعتراضی اخیر ایران به جنبش دهه هشتادی ها شهرت یافته است از این رو که بخش عمده نیروهای میدانی اعتراضات را متولدین دهه هشتاد تشکیل می دهند همانانی که اکنون بیشتر بین ۲۰ تا ۲۵ ساله اند. اما از نظر نگارنده این دهه هشتادی های عصیانگر و جسور و مطالبه گر و البته بی آینده، قبل از آنکه یقه حکومت را بگیرند، باید یقه والدین بزدل و بی تدبیرشان را بگیرند. البته که سهم قصور و تقصیر هر کدام از دو گروه والدین و حکومت در بی آیندگی و ناامیدی این نسل سوخته، در جای خود محفوظ و قابل محاسبه و بازخواست است.شاید بپرسید چرا والدین ما مقصرند. چون در شرایطی شما را در این محنت کده به دنیا آوردند که:با سواد و تحصیل کرده بودند و به واسطه اینترنت و ماهواره و دنیای ارتباطات، از اوضاع زمانه خود و جهان پیرامون به خوبی و بطور کامل آگاه بودند. بنابراین نمی توانند این توجیه نابخردانه و نسنجیده را بیاورند که نمی دانستیم وگرنه نمی کردیم! بنابراین با اینکه به خوبی می دانستند کودکان در سایر کشورهای پیشرفته و دموکراتیک در چه شرایط خوب و استانداردی به دنیا می آیند و در چه رفاه و آزادی ای رشد می کنند، با این حال تصمیم گرفتند شما را در کشوری به دنیا آورند که هزاران سال است درگیر استبداد تاریخی است و بیش از صد سال درگیر گذار ناموفق از دیکتاتوری به مشروطه نافرجام بوده است و این کلاف سردرگم همچنان پابرجاست.می دانستند که در این محنت سرا برای شما اینده و عاقبت خوبی وجود ندارد همانطور که برای خودشان هم وجود نداشت. هم از اینرو بیشترین تلاش را داشتند که شما را به بهترین کلاس های زبان بفرستند تا در آینده بتوانید به راحتی از این محنت کده مهاجرت کنید. یعنی همان کاری که خودشان عرضه و توانش را نداشتند. از شما چه پنهان گوشه چشمی هم به این دارند که پس از اینکه شما سختی ها و مشکلات چندین ساله مهاجرت را تحمل کردید و در کشور میزبان مستقر و تثبیت شدید، این طفیلی ها هم خود را آویزان و سربار شما کرده و به لطف حضور شما به راحتی ویزای مهاجرت کشور مقصد را بگیرند و بر سر شما آوار شوند. همان انتظاری که در شرایط کنونی دارند که شما برایشان انقلاب کنید و اینان بر سر سفره و خوان آماده انقلاب شما بنشینند و اکنون این عافیت طلبان خود را در پشت خاکریز خط مقدمی که شما در آن در حال مبارزه تن به تن هستید، پنهان کرده اند! بلاخره این همه با دلار ۳۵ هزار تومانی خرج شما نکرده اند که برایشان فایده و منفعتی نداشته باشید! همانطور که این آدم های زرنگ و ابن الوقت در هر سرمایه گذاری دیگری نیز توقع منفعت های کلان و زود بازده داشته اند از جمله در کلاه گشاد بورس و یا صف فشرده ثبت‌نام خودروهای بنجل و چند برابر قیمتی و حتی در صف خرید مرغ و گوشت دولتی!در دوره ای شما را به دنیا آوردند که انواع و اقسام روش ها و وسایل پیشگیری از بارداری به راحتی در دسترس و حتی در مراکز بهداشت رایگان بود! بنابراین نمی توانند این توجیه مسخره را بیاورند که شما ناخواسته یا به خواست خدا به دنیا آمدید! آنچه شما را به این دنیا و در این محنت کده آورد خواست و اراده آگاهانه و عامدانه والدین محترمتان بوده است و بس.برعکس متولدین دهه سی و چهل که خود در شرایط نسبتا خوبی به دنیا آمده و بزرگ شده بودند، عمده زندگی دهه پنجاهی ها در شرایط انقلاب و جنگ و تحریم گذشت و نمی توانند مانند نسل های پیشین خود این توجیه مسخره را بیاورند که ما فکر نمی کردیم آن شرایط گل و بلبل به این شرایط اسفناک تبدیل شود! چون اساسا برای آنان نیز شرایط گل و بلبلی وجود نداشته است که گول آن شرایط را خورده باشند! و فراموش نکنیم که شما را در شرایطی به دنیا آوردند که به لطف درایت مسوولین مملکتی، همزمان کشور با پرونده های سنگین تحریم های اتمی و خطر جنگ با قدرت های جهانی درگیر بوده است یعنی بدترین شرایطی که یک کشور می تواند در یک مقطع تاریخی درگیر آن باشد.برعکس شرایط کنونی که حکومت انواع و اقسام مشوق ها را برای ازدیاد جمعیت قرار داده است، شما را در شرایطی به دنیا آوردند که هیچ مشوقی هم برای این اقدامشان در کار نبود و حتی برای بچه سوم به بعد امکانات رفاهی مانند کوپن ارزاق تعلق نمی گرفت. بنابراین حتی نمی توانند این توجیه مسخره را بیاورند که مثلا شما را برای دریافت خارج از نوبت و بدون قرعه کشی یک عدد خودروی پراید به دنیا آوردند که حداقل دلتان را به این خوش کنید که شما وجه المصالحه دریافت یک امتیاز ویژه اقتصادی بوده اید!واقعیت تلخ این است که اکثر شما قربانی آن دیدگاه شومی بوده اید که برای اثبات عدم ناتوانی جنسی والدین تان و بستن دهان فامیل و همسایه ها به دنیا آمده اید! به دنیا آمدید تا به اصطلاح قدیمی ترها به دیگران ثابت نمایید اجاق پدر و مادرتان کور نیست و نیازی به دوا و درمان ندارند!تأملات یک ذهن جستجوگر@zehnejostejugar</description>
                <category>مهدی</category>
                <author>مهدی</author>
                <pubDate>Wed, 30 Nov 2022 14:40:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شمایی کلی از میزان یاس و ناامیدی در جوانان ایرانی</title>
                <link>https://virgool.io/@fromiran2000/%D8%B4%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86-%DB%8C%D8%A7%D8%B3-%D9%88-%D9%86%D8%A7%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-m422x19npya1</link>
                <description>بی شک یکی از شاخص های گویا و مهم برای اندازه گیری میزان همه گیری یاس و ناامیدی در میان جوانان، بررسی میزان تمایل و گرایش آنها به خودکشی است. قاعدتا فکر به خودکشی نشانه ای از میزان استیصال و درماندگی فرد افسرده و ناامیدی وی از بهبود و تغییر شرایط است. برای این منظور و سنجش میزان تمایل جوانان به خودکشی، می توان تحقیقات گسترده اجتماعی با بودجه های هنگفت تدارک دید و با انجام پیمایش های میدانی میزان همه گیری این پدیده نامیمون را در جامعه بررسی نمود.علاوه بر اینکه چنین بودجه هایی در اختیار نهادهای حکومتی است و انجام آن از عهده پژوهشگران مستقل خارج است، مساله مهمتری که نتایج چنین پژوهش هایی را با ابهام و تردید مواجه می کند؛ این است که اساسا چقدر می توان به نتایج چنین پژوهش های میدانی در جامعه به شدت محافظه کار ایرانی اطمینان داشت! آن هم در شرایطی که خودکشی گناه کبیره محسوب می شود و از نظر اجتماعی نیز با انگ و برچسب زنی و قضاوت ناصواب دیگران همراه خواهد بود.از این رو برای بررسی چنین پدیده های پیچیده ای بررسی و مراجعه به محتوای شبکه های اجتماعی می تواند برای پژوهشگران مستقل بسیار مفید و راهگشا باشد. چرا که نسل جوان در چنین فضاهایی حضور پررنگ و بدون روتوشی دارد و مزیت ناشناس بودن هویت در فضای مجازی باعث می شود نسل جوان آنچه را در دل دارد در این فضا به راحتی بیان نماید. چه بسیار وبلاگ ها و پیج ها و کانال هایی که حتی والدینِ نویسندگان آنها نیز از وجود آنها و اینکه نویسنده اصلی آن صفحات فرزندانشان هستند نیز بی خبرند!در مورد پدیده خودکشی هر چند صفحات زیادی در میان وبلاگ های فارسی وجود دارد، اما با توجه به اینکه طی سالهای اخیر با ورود شبکه های اجتماعی وبلاگ نویسی تا حدود زیادی از رونق و سکه افتاده، لذا عموما محتوای وبلاگها قدیمی بوده و مدت های زیادی است بروزرسانی نشده اند. بنابراین بررسی میزان استقبال از آنها راهگشا نخواهد بود. اما در مورد شبکه های اجتماعی پرکاربرد در ایران قضیه به کلی متفاوت است.از آنجایی که بررسی چنین پدیده ای در همه شبکه های اجتماعی پرکاربرد زمان و حوصله زیادی می طلبد، در اینجا صرفا شبکه اجتماعی تلگرام که علیرغم فیلتر بودن و مشکلات دسترسی، در میان جوانان استقبال و مخاطبان فروانی دارد مورد بررسی قرار می گیرد. با سرچ کلمه خودکشی در نوار جستجوی تلگرام به تعدادی کانال با عنوان و موضوع خودکشی بر می خوریم که در ادامه ضمن معرفی به میزان استقبال از آنها اشاراتی می کنیم. پر مخاطب ترین کانال که به عنوان اولین نتیجه جستجوی کلمه خودکشی به مخاطبان نمایش داده می شود، با عنوان ویدیو خودکشی با ایدی @videokhodkoshi در دسترس است که هرچند 6300 عضو دارد اما بررسی پست های قدیمی تر کانال نشان می دهد میزان بازدید از پستها بسیار بیشتر از میزان اعضاست بطوریکه برخی پست های قدیمی تر تا 65 هزار بازدید نیز داشته اند! کانال پرمخاطب بعدی خودکشی موزیکال با ایدی @MusicalSuicide است که موسیقی های غمگین و مناسب برای خودکشی را معرفی می کند! و بیش از 3600 عضو دارد و تعداد بازدیدهای پست های قدیمی کانال نیز در همین حدود است. کانال پر مخاطب بعدی مغازه خودکشی با ایدی @maghazeyekhodkoshi است که فایل های صوتی بخش های مختلف کتاب معروف و ترجمه شده ای با همین نام را منتشر کرده است و علیرغم آنکه کانال بیش از 2 سال اپدیت نشده است، کماکان 3200 عضو دارد و اخرین پست های آن بیش از 36هزار بازدید داشته اند! کانال اخری که بررسی می کنیم و بارقه هایی از امید را در دلمان روشن می کند کانال برنامه پیشگیری از خودکشی وابسته به دفتر سلامت روان وزارت بهداشت با ایدی @pishgiri_khodkoshi می باشد که هرچند حدود یکسال است اپدیت نشده است، اما نزدیک به 2000 عضو دارد و پست های قدیمی تر آن حدود 5هزار بازدید داشته اند.اینها صرفا مشتی نمونه خروار از وضعیت بغرنج و ناگوار روانی جامعه و بخصوص نسل جوان است که شمایی کلی از این وضعیت اسفناک به دست علاقمندان می دهند. قاعدتا بررسی دقیق و جامع چنین پدیده هایی نیاز به پژوهش های عمیق و موشکافانه دارند تا ابعاد و زوایای گوناگون ماجرا به خوبی شناسایی گردند.تاملات یک ذهن جستجوگر@zehnejostejugar</description>
                <category>مهدی</category>
                <author>مهدی</author>
                <pubDate>Wed, 30 Nov 2022 14:37:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>امروز جهان 8 میلیارد نفری شد!</title>
                <link>https://virgool.io/@fromiran2000/%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-8-%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D9%86%D9%81%D8%B1%DB%8C-%D8%B4%D8%AF-phakxixghdrg</link>
                <description>هر چند 123 سال طول کشید تا جمعیت جهان از یک به دو میلیارد نفر برسه اما فقط 62 سال طول کشید تا جمعیت جهان از 3 میلیارد به 8 میلیارد نفر برسه! یعنی طی حدود شصت سال اخیر (از 1960 تا 2022) تقریبا هر 12 سال یک میلیارد نفر به جمعیت جهان اضافه شده که این افزایش افسار گسیخته و خودخواهانهِ جمعیت انسانی، مهمترین دلیل الودگی محیط زیستی و تخریب زیست بوم کره زمین محسوب میشه. ادامه این روند خطرناک و تصاعدی با تداوم نرخ باروری فعلی در جهان (2/5 فرزند به ازای هر زن) می تونه خطر انفجار جمعیت و فروپاشی و نابودی کل زیست بوم کره زمین و منابع حیاتی برای زندگی رو به همراه داشته باشه! این در حالیه که طبق مطالعات انجام شده، جمعیت بهینه و استاندارد برای کره زمین حداکثر سه میلیارد نفره! در حال حاضر روزانه حدود 220 هزار نفر و سالانه حدود 80 میلیون نفر به جمعیت جهان اضافه میشه! (نرخ رشد یک درصد)تک فرزندی و فرزندپذیری تنها گزینه های پیش رو برای کنترل جمعیت و ادامه حیات کره زمین و بقای نسل انسان و سایر جانداران هستند.https://populationmatters.org/تاملات یک ذهن جستجوگر@zehnejostejugar</description>
                <category>مهدی</category>
                <author>مهدی</author>
                <pubDate>Tue, 15 Nov 2022 13:16:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیشنهادی منصفانه برای آشتی ملی</title>
                <link>https://virgool.io/@fromiran2000/%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D9%86%D8%B5%D9%81%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D9%85%D9%84%DB%8C-tbxnx43g0vat</link>
                <description>به طور مشخص کشور در یک دو قطبی خطرناک قرار گرفته است: اقلیتی که عنوان می کنند خواهان حکومتی بر پایه موازین شرعی و اسلامی هستند و اکثریتی که خواهان حکومتی سکولار و دمکراتیک اند. اگر گروه اول در خرداد 1376 علیرغم شکست سنگین انتخاباتی مدعی بودند که در اقلیت نیستند و مردم صرفا به اصلاح همین نظام حکومتی رای بالاتر داده اند؛ اما اکنون خود نیز واقف و معترفند که در اقلیت محض قرار دارند و اکثریت خواهان گذر از حکومت دینی اند. اگر تصور کنیم که اعضای این گروه که در حال حاضر تمام ارکان حکومت را در قبضه خود دارند، نه سودای مال اندوزی از ثروت ملی بلکه به زعم خود دغدغه رعایت ارزشهای دینی و از جمله حجاب را دارند؛ و از طرفی بعد از تجربه 43 ساله به این درک صحیح رسیده اند که نمی توان اکثریت سکولار جامعه را به زور به بهشت موعود برد؛ پس تنها دغدغه آنها در شرایط حاضر باید این باشد که نگران زندگی خود و فرزندانشان در تحت لوای حکومتی دینی باشند. یعنی آنکه قاعدتا ایشان صرفا از زندگی در جامعه ای که زنان و دختران در آن حجاب را رعایت نکنند و معیار سایر قوانین و مقررات آن نیز موازین شرعی و اسلامی نباشد، نگرانند و دیگر همچون گذشته سودای رهنمون کردن بقیه جامعه به بهشت موعود را ندارند. به بیان ساده تر تنها خواسته منطقی آنها در شرایط حاضر می تواند این باشد که طالب این باشند که خود و همفکرانشان بتوانند در جامعه ای با همین قوانین و موازین فعلی ادامه حیات دهند.پیشتر در نظریه کشورهای مشترک العقاید (t.me/zehnejostejugar/320) عنوان نموده ام که مشابه چنین مشکلی در سطح جهانی نیز جریان دارد. در اکثر کشورها گروه های فکری و عقیدتی متضادی با یکدیگر بر سر نحوه اداره کشور در تنش و کشمکش به سر می برند و در طول تاریخ در موارد زیادی حتی کار به جنگ داخلی و هرج و مرج فراوان نیز کشیده است. در آن مقاله پیشنهاد دادم که برای رفع این معضل تاریخی بهترین راه حل می تواند این باشد که طرفداران هر کدام از گروه های فکری بزرگ و مرجع، فارغ از نژاد و ملیت شان در یک قلمرو مشخص گرد هم بیایند و هر کدام کشور خود را با قوانین و مقررات دلخواه خود ایجاد نمایند.اکنون پیشنهاد اینجانب برای رفع دو قطبی خطرناک ایجاد شده در کشور ایران و ایجاد آشتی ملی نیز برگرفته از همان نظریه فوق است. بدین صورت که گروه اقلیت که خواهان ادامه زندگی تحت حکومتی با قوانین و موازین شرعی و اسلامی هستند، بسته به جمعیت شان قلمرویی مشخص از کشور را در اختیار بگیرند و باقی کشور نیز در اختیار اکثریت سکولار جامعه قرار بگیرد تا در عین حفظ یکپارچگی کشور هر کدام از دو گروه مذکور قلمرو تحت حاکمیت خود را با قوانین و مقررات دلخواه خود اداره نمایند. در این خصوص پیشنهاد بنده این است که با توجه به خاستگاه مذهبی شهرهای قم و مشهد، یکی از این دو شهر بعنوان قلمرو اختصاصی گروه اقلیت (مذهبیون) مشخص شود و ساکنین فعلی آنها که تمایلی به زندگی در قلمرویی مذهبی را ندارند با جابجایی خانه های خود و مهاجرت به خارج از این قلمرو، شرایط را برای استقرار مذهبیون کل کشور در این قلمروی خاص مهیا نمایند.هر چند ممکن است این پیشنهاد در ابتدا غیر عملیاتی و یا غیرممکن به نظر برسد، اما در مقایسه با سایر گزینه های پیش رو (تشدید تضاد و جنگ داخلی، انقلاب و استبداد اکثریت، ادامه سرکوب اکثریت سکولار) این پیشنهاد منطقی ترین و کم هزینه ترین گزینه ممکن به نظر می رسد. در صورت اجرای موفقیت امیز این پیشنهاد در سطح ملی، این تجربه می تواند به عنوان الگویی برای پیاده سازی همین روشِ مرزبندی کشورها در مقیاس جهانی قرار بگیرد.مهدی دولتی @charkhvandتاملات یک ذهن جستجوگر@zehnejostejugar</description>
                <category>مهدی</category>
                <author>مهدی</author>
                <pubDate>Wed, 09 Nov 2022 16:20:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا رهایی از دیکتاتوری جاده ای یکطرفه و بی بازگشت به سوی سعادت است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@fromiran2000/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9%D8%B7%D8%B1%D9%81%D9%87-%D9%88-%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%D8%B3%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-qedra3ia1moj</link>
                <description>عموما مردم در کشورهایی که درگیر استبداد و دیکتاتوری است، انقلاب و رهایی از دیکتاتوری را عامل سعادت و خوشبختی ملت قلمداد می کنند و بر همین اساس تمام نیرو و توان خود را صرف به زیر کشیدن دیکتاتور خودکامه و از میان برداشتن ایادی و عمّال مزدور دیکتاتوری می کنند. هرچند نمی توان نقش دموکراسی و آزادی در بهروزی و سعادت جوامع را انکار و کتمان نمود، اما شواهد تاریخی بسیاری نشان می دهند عبور از نظام های دیکتاتوری الزاما جاده ای یکطرفه و بی بازگشت نیستند. فراموش نمی کنیم که نظام هولناک هیتلر نازی از دل یک انتخابات دموکراتیک و با رای قاطع مردم آلمان بیرون آمد. همچنین در دوران معاصر نیز شاهد قدرت گرفتن روز افزون احزاب افراطی دست راستی در بسیاری از کشورهای اروپایی (که قاعدتا مهد و خاستگاه دموکراسی می باشند) هستیم. به عنوان نمونه به زودی در ایتالیا انتخابات سراسری برگزار می شود و بخت اصلی پیروزی خانمی از حزب راست افراطی است که رسانه های اروپایی از احتمال بالای پیروزی وی با عبارت بازگشت موسولینی نام می برند!خلاصه آنکه هرچند دموکراسی شیرین و طعم آزادی دلچسب است، اما رهایی از دیکتاتوری خودکامه و دستیابی به دموکراسی الزاما جاده ای یکطرفه و بی بازگشت نیست و نیاز به مراقبت و ممارست دارد. وقتی دموکراسی در کشورهایی اروپایی با آن همه سابقه تاریخی صدها سالهِ دموکراسی و مدرنیته و عقلانیت، چنین بی محابا آماج حمله و تهدید قرار می گیرد؛ تکلیف کشورهایی با سابقه تاریخی صدها سالهِ استبداد و دیکتاتوری و با مردمانی خوگرفته با فرهنگ استبدادی و با سرانه مطالعه نزدیک به صفر، مشخص و مبرهن است. بیان این نظرات به هیچ وجه از این باب نیست که مبارزان راه آزادی و دموکراسی را دلسرد نموده و مبارزات شجاعانه آنان را تخطئه و بی ارزش نمایم، بلکه صرفا یاداوری این نکته است که عبور از دیکتاتوری و رسیدن به دروازه های دموکراسی و ازادی، الزاما به معنای پایان کابوس شب سیاه نیست؛ همانگونه که خلاصی از حکومت خودکامه طالبان در افغانستان دیری نپایید و پس از گذشت فقط 20 سال دوباره این بختک شوم و نفرت انگیز بر سر مردم مفلوک افغانستان سایه گسترانید!در چنین افقی آیا اساسا تصوری از خوشبختی و سعادت در مقیاس جوامع برای مردمان وجود دارد؟ اول اینکه پیشتر در مقاله سودمندی و ناسودمندی زندگی (t.me/zehnejostejugar/1865)، خوشی ها و ناخوشی های ممکن زندگی را بر شمردیم که زندگی در چنبره دیکتاتوری تنها یکی از ناخوشی های ممکن زندگی بود و علاوه بر این مورد، ناخوشی های احتمالی بسیار دیگری نیز می توانند سعادت و خوشبختی را از ما دریغ نموده و کام زندگی را بر ما تلخ نمایند. دوم آنکه همانگونه که پیشتر در نظریه کشورهای مشترک العقاید (t.me/zehnejostejugar/320) بیان گردید، برای زندگی در یک جامعه همگون و یک دست که افراد آن خواسته ها و اهداف مشترک و متفق القولی داشته باشند، لزوم بازتقسیم دنیا بر اساس دیدگاه های مشترک و قرار گرفتن پیروان هر دیدگاه فکری در یک قلمروی مشترک و مشخص ضروری به نظر می رسد. لذا تا آن زمان تلاطم های سیاسی و درگیری های داخل جوامع و بین کشورها اجتناب ناپذیر به نظر می رسد و از این رو برای آنانی که دغدغه زندگی در آرامش و سعادت و صلح برای آیندگان را دارند، تا آن زمان بی فرزندی و اجتناب از فرزنداوری بهترین گزینه پیش رو تصور می گردد.مهدی دولتی @charkhvandتاملات یک ذهن جستجوگر@zehnejostejugar</description>
                <category>مهدی</category>
                <author>مهدی</author>
                <pubDate>Sat, 08 Oct 2022 07:39:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جهان در آستانه 8 میلیارد نفری شدن!</title>
                <link>https://virgool.io/@fromiran2000/%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%87-8-%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D9%86%D9%81%D8%B1%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86-l69xjq6mklaq</link>
                <description>پیش بینی جمعیت جهان تا سال 2100 بر اساس سناریوهای مختلفامروز که در تقویم سازمان ملل متحد به نام روز جهانی جمعیت نامگذاری شده، تعداد جمعیت جهان در آستانه 8 میلیارد نفری شدن یا بهتره بگیم در آستانه انفجاره. این در حالیه که صد سال پیش جمعیت جهان فقط دو میلیارد نفر بوده و این یعنی طی صد سال اخیر علیرغم ارائه روشهای متنوع پیشگیری از بارداری، به واسطه قانون تصاعد و پیشرفت های پزشکی و افزایش طول عمر انسانها، جمعیت جهان رشد افسار گسیخته چهار برابری داشته! (123 سال طول کشید تا جمعیت جهان از یک به دو میلیارد نفر برسه اما فقط 50 سال طول کشید تا جمعیت جهان از 4 به 8 میلیارد نفر برسه! یعنی طی نیم قرن اخیر تقریبا هر 12 سال یک میلیارد نفر به جمعیت جهان اضافه شده!) در حال حاضر متوسط نرخ باروری در جهان 2/5 فرزند به ازای هر زنه. همچنین نرخ رشد سالانه جمعیت جهان یک درصده یعنی هر سال 80 میلیون نفر (به اندازه جمعیت ایران) به جمعیت دنیا اضافه میشه و مطابق با پیش بینی های سازمان ملل اگر نرخ باروری به 1/5 فرزند کاهش پیدا کنه، جمعیت جهان تا سال 2100 به 11 میلیارد نفر میرسه. همه اینها در حالیه که ظرفیت زیستی جهان در حالت بهینه و پایدار حداکثر 3 میلیارد نفره این یعنی در حال حاضر هم جمعیت جهان بیش از دو و نیم برابر ظرفیت استانداردشه و همین موضوع یکی از مهمترین دلایل بروز فجایع زیست محیطی و آب و هواییه. با کاهش فرزنداوری می تونیم بهترین و موثرترین اقدام فردی در حفظ محیط زیست و حفظ تنوع زیستی اکوسیستم زمین رو انجام بدیم.مطابق با نتایج یک پژوهش علمی:یک فرزند کمتر = سالانه 60 تن دی اکسید کربن کمتربنابراین اگر نرخ باروری در جهان از ۲/۵ فرزند کنونی به 1/5 فرزند کاهش پیدا کنه، می توان به تثبیت جمعیت جهان در عدد 11 میلیارد نفر در سال 2100 امیدوار بود! و اگر نرخ باروری به عدد ایده ال یک فرزند کاهش پیدا کنه، می توان به کاهش جمعیت جهان و رسیدن به عدد 7/5 میلیارد نفر در سال 2100 امید داشت (معادل جمعیت جهان در سال 2015) هرچند این عدد هم با جمعیت بهینه و متناسب 3 میلیارد نفری جهان فاصله دو و نیم برابری خواهد داشت و تنها در این صورت تولید دی اکسید کربن به میزان قابل توجه و معناداری کاهش پیدا خواهد کرد. برای کاهش نرخ باروری، فرزندخواندگی انتخاب نیکو و معقولیه.تاملات یک ذهن جستجوگرhttps://t.me/zehnejostejugar</description>
                <category>مهدی</category>
                <author>مهدی</author>
                <pubDate>Mon, 11 Jul 2022 18:25:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا تحولات اخیر جهان درستی دیدگاه آنتی ناتالیسم را تایید می کنند</title>
                <link>https://virgool.io/@fromiran2000/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D8%AE%DB%8C%D8%B1-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A2%D9%86%D8%AA%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%B3%D9%85-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%AF-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF-w3qomh7zattg</link>
                <description>بقول شوپنهاور آدمیزاد تمایل شدید و غلیظی به مثبت اندیشی و امیدواری بی پایه و اساس به آینده دارد و چه بسا آنچه علیرغم همه رنجها و مرارت های تاریخی نسل بشر را تا امروز ادامه داده و تکثیر کرده است، همین تمایل شدید به مثبت اندیشی و امیدواری به اینده بوده است. اما واقعیت این است که هر چند مثبت اندیشی خوب و پیش برنده است، اما وقتی این مثبت اندیشی پایه و اساس واقعی و درستی نداشته باشد، می تواند به ضد خود تبدیل شود و در نتیجه به بروز نتایج زیانباری بیانجامد. درست است که در ظاهر از نظر تکنولوژیک آنقدر پیشرفت کرده ایم که به سفر به مریخ و سکونت در آن فکر می کنیم، اما همزمان واقعیت این است که در کره زمین بدجور گند زده ایم بطوریکه به فکر فرار از آن و سکونت در کره قابل سکونت دیگری افتاده ایم. هر چند این راه حل نیز ابتر و ناقص است چرا که انسان نابودگر پای در هر کجا که بگذارد بزودی آن را به ویرانه ای نازیبا تبدیل خواهد کرد.از نظر پیشرفت های سیاسی و آزادی خواهانه نیز بسیاری به پیشرفت های رو به جلو در این زمینه امیدوارند و معتقدند دنیا در مسیر یکطرفه و بی بازگشت دستیابی به دموکراسی قرار دارد و هر سال کشورهای بیشتری به جمع کشورهای آزاد و دموکراتیک اضافه می شوند. اما متاسفانه شواهد واقعی چنین پیش بینی خوش بینانه ای را تایید نمی کنند. در این خصوص می توان به ناکام ماندن و به خزان افتادن جنبش آزادی خواهی بهار عربی در خاورمیانه، بازگشت و تسلط حکومت ارتجاعی طالبان در افغانستان، سرکوب شدید جنبش آزادی خواهی هنگ کنگ توسط حکومت توتالیتر کمونیستی چین، به خاک و خون کشیدن جنبش آزادی خواهی در میانمار توسط کودتاگران نظامی و در جدیدترین مورد نیز حمله حکومت دیکتاتوری روسیه به کشور مستقل و آزاد اوکراین اشاره کرد. همه اینها اثبات می کنند که جهان الزاما نه در روندی رو به جلو و پیشرفت و چه بسا در روند و مسیری معکوس و واپس گرا و ناامیدکننده قرار گرفته است و فراموش نمی کنیم که دو جنگ جهانی ویرانگر و خانمان سوز با کشته ها و آوارگان میلیون نفری نیز در همین صد سال اخیر روی داده اند و نه در قرون و اعصار گذشته و حمله روسیه به اوکراین نیز اگر بنا باشد با واکنش نظامی کشورهای غربی روبرو شود، می تواند آغازگر جنگ جهانی سوم و چه بسا نابودی کل کره خاکی باشد!در ایران خودمان نیز وقتی در خرداد ۷۶ نسیم اصلاحات وزیدن گرفت بسیاری سرمستانه بشارت شروع دوره نوینی در تاریخ فرهنگی و سیاسی کشور را می دادند اما دیدیم که این نسیم بی رمق ۸ سالی بیشتر دوام نیاورد و در ادامه نه تنها گشایشی ایجاد نشد بلکه قشر متوسط جامعه که پایه گذار تحولات اصلاح طلبانه بود نیز با افزایش فشارهای کمرشکن اقتصادی دهه نود شمسی، رو به اضمحلال و نابودی نهاد و تقریبا تمامی دستاوردهای سیاسی و فرهنگی دوره اصلاحات به محاق رفت.بنابراین متاسفانه علیرغم تمایل شدید مثبت اندیشانه بشر به امیدواری به آینده روشن، الزاما چنین اینده و چشم اندازی پیش روی او قرار ندارد و نبرد نیروهای خیر و شر در بسیاری از موارد نیز ممکن است به پیروزی و برتری نیروهای شر منتهی شود و آینده متفاوتی را برای بشریت رقم بزند. بنابراین واقع بینی (یا همان دیدگاهی که خوش بینان ساده لوح آن را به غلط بدبینی می نامند) ایجاب می کند بپذیریم آنتی ناتالیسم نه دیدگاهی منفی نگر و واپس گرا بلکه دیدگاهی محتاطانه و پیش دستانه نسبت به وقایع در حال اتفاق و پیش روی بشریت است. دیدگاهی که با در نظر گرفتن واقعیات عینی و پیش چشم ما، آینده را اگر نه تیره و تاریک بلکه حداقل مبهم و نا روشن پیش بینی و ارزیابی می کند و بر این اساس ترجیح می دهد ریسک فرزندآوری و بر عهده گرفتن مسوولیت پای گذاردن انسان هایی دیگر در این جهان نامطمئن و سرگردان را نپذیرد.تأملات یک ذهن جستجوگر@zehnejostejugar</description>
                <category>مهدی</category>
                <author>مهدی</author>
                <pubDate>Mon, 28 Feb 2022 18:31:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهکاری برای افزایش امکان سفر</title>
                <link>https://virgool.io/@fromiran2000/%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D9%85%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D9%81%D8%B1-wszuh1kr1mpr</link>
                <description>راهکاری برای افزایش امکان سفرده روز کار، چهار روز تعطیلات!هم اکنون در اکثر نقاط جهان 5 روز اول هفته روزهای کاری و دو روز اخر هفته تعطیل و روزهای استراحت و سفر است. اما تایم دو روزه برای سفر، زمان به شدت کوتاهی است و به همین دلیل عاشقان سفر مجبورند یکی دو روز هم مرخصی بگیرن تا بتونن یک سفر چند روزه دلچسب رو تجربه کنن. برای رفع این مشکل برخی کشورهای اروپایی دارند به سمت چهار روز کاری و سه روز تعطیلی در هفته حرکت می کنن، اما تا زمان فراگیر شدن چنین راهکاری و با فرض تداوم همان دو روز تعطیلی اخر هفته، یک راهکار جایگزین و موثر میتونه این باشه که دو روز تعطیلی هفتگی بصورت تجمیعی و هر دو هفته یکبار اعمال بشه. یعنی ده روز پشت سر هم روزهای کاری باشه و 4 روز بعدیش تعطیلات و استراحت و دوباره همین سیکل 10 روز کار و 4 روز تعطیلات تکرار بشه. در چنین حالتی 4روز تعطیلی تایم خوبی برای سفرهای دلچسب به حساب میاد. ضمن اینکه در صورت نیاز به روزهای بیشتر برای سفر میشه از حق قانونیِ سه روز مرخصی ماهانه هم کمک گرفت و هر ماه براحتی و با سه روز مرخصی، یک سفر یه هفته ای و یک سفر چهار روزه رفت ???البته می دونم اجرای این ایده به سادگی ممکن نیست و مشکلات و موانع خاص خودش رو برای اجرا شدن پیش رو داره، اما به نظرم ارزش بررسی و تلاش برای رفع موانعش رو هم دارهنظر شما چیه؟ :)نکته: این ایده شاید تو مشاغل اداری به این زودیا قابل تحقق و اجرا نباشه اما برای مشاغل آزاد و خویش فرما که تایم کاریشون دست خودشونه همین الانم به راحتی قابل اجراست.ضمنا اگه شما راهکار بهتر و متفاوت تری به ذهنتون میرسه از بیانش نترسین حتی اگه به نظر دیگران مسخره یا عجیب باشه. یادتون باشه هر ایده جدیدی که بعد از مدتی پذیرفته و به عرف اجتماعی تبدیل شده، اولش شاید مسخره و عجیب تلقی می شده. بقول معروف هر ایده جدیدی اولش با تمسخر و نادیده انگاری روبرو میشه، بعد که جدی تر میشه با تهدید و ارعاب روبرو میشه و در نهایت زمانی که توسط عده زیادی از مردم پذیرفته میشه به عرف غالب اجتماعی تبدیل میشه، تا زمانی که خودش هم مجددا توسط یه ایده و دیدگاه جدیدتر به چالش کشیده بشه!کانال بک پکینگhttp://t.me/joinchat/AAAAAD7oegrdnVeMxHcyKA</description>
                <category>مهدی</category>
                <author>مهدی</author>
                <pubDate>Thu, 06 Jan 2022 19:38:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پرده آخر؛ تقابل بین اصلاح گرایان و نیستی گرایان</title>
                <link>https://virgool.io/@fromiran2000/%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%A2%D8%AE%D8%B1-%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-bydyypqt7jdn</link>
                <description>قرن بیستم صحنه تقابل و کشمکش بین اصلاح گرایان و انقلابیون بود، انقلابیونی که حاضر بودند در راه آرمان ها و مدینه فاضله شان شدیدترین و دهشتناک ترین شکنجه ها و حتی مرگ را به جان بخرند با این امید و آرزو که نتیجه و ثمره تلاش ها و از خود گذشتگی های آنها تشکیل جوامعی عادلانه و آزاد و مرفه و به دور از خودکامگی خواهد بود. اما چرخ روزگار به کام آنها نچرخید، یا مبارزاتشان به نتیجه دلخواه نرسید و شکست خوردند و یا حکومت دلخواه آنها به نتایج مورد انتظارشان دست نیافت. بنابراین جذابیت ایدئولوژی آنها به مرور رنگ باخت. در سوی مقابل نیز اصلاح گرایانی قرار داشتند که معتقد به اصلاح حکومت ها و رویه های جاری از روش های مدنی و مسالمت جویانه و مبارزات دموکراتیک بودند و روشهای خشونت بار مبارزه مسلحانه برای سرنگونی حکومت های خودکامه را بر نمی تابیدند.اکنون در قرن بیست و یکم با حذف ناگزیر انقلابیون و سرخوردگی های ناشی از عدم امکان دستیابی به مدینه فاضله (اتوپیا) شاهد ظهور گروه بزرگ دیگری تحت عنوان نیستی گرایان هستیم و ظاهراً قرن حاضر صحنه تقابل بین اصلاح گرایان و نیستی گرایان است.تقابل بین کسانی که امیدوار به اصلاح اخلاقی جامعه هستند و کسانی که چنین امیدی ندارندتقابل بین کسانی که امیدوار به حل مشکلات محیط زیستی هستند و کسانی که چنین امیدی ندارندتقابل بین کسانی که امیدوار به تغییر شرایط اقتصادی و سیستم حاکم سرمایه داری هستند و کسانی که چنین امیدی ندارندتقابل بین کسانی که زندگی را با همه سختی ها و رنج هایش دوست دارند و کسانی که تحمل رنج های دنیا را طاقت فرسا و بیهوده میدانند و به دنبال راه خروجند.تقابل بین کسانی که هنوز امیدوارند بتوان مسیر ریل قطار دنیا را تغییر داد و کسانی که ناامیدانه می خواهند از قطار سرگردان دنیا پیاده شوند.نیستی گرایان معتقدند با ادامه وضعیت فعلی که امیدی هم به تغییر آن نیست، محیط زیست رو به نابودی است پس بهتر است عامل اصلی این نابودی یعنی انسانها از صحنه هستی حذف شوند. (دیدگاه انقراض اختیاری انسان)نیستی گرایان معتقدند وضعیت اخلاقی مردمان جهان رو به اضمحلال و نابودی است پس بهتر است اساسا نسل بشر گرگ صفت ادامه نیابد. (دیدگاه اخلاق گرایان)نیستی گرایان معتقدند تمام تلاشها برای حذف و یا افسار زدن به سیستم اقتصادی بی رحم و خشن سرمایه داری به نتیجه درخور و مطلوبی دست نیافته و بنابراین زندگی در دنیایی که در چنبره و سیطره غول سرمایه داری است، ارزش زیستن ندارد.نیستی گرایان معتقدند در هر صورت دنیا محل رنج و عذاب و سختی است و رنجهای آن بسیار بیشتر از لذت هایش است بنابراین زندگی ارزش بازتولید و فرزندآوری ندارد. (دیدگاه آنتی ناتالیسم)در یک کلام قرن بیست و یکم قرن ظهور و رشد آنتی ناتالیسم و دیدگاه های مشابه آن است و اصلاح گرایان این بار باید نه با انقلابیونی که در پی بنای مدینه فاضله هستند، بلکه با نیستی گرایانی مقابله کنند که اساسا این جهان را مکان مناسب و مطلوبی برای زندگی و تحقق مدینه فاضله نمی دانند. از همین روست که در قرن حاضر نظرات نیستی گرایانی همچون شوپنهاور، توماس لیگوتی، امیل چوران و دیوید بناتار با استقبال روزافزونی روبروست.مهدی دولتیتاملات یک ذهن جستجوگر@zehnejostejugar</description>
                <category>مهدی</category>
                <author>مهدی</author>
                <pubDate>Wed, 15 Dec 2021 18:52:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سودمندی و ناسودمندی زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@fromiran2000/%D8%B3%D9%88%D8%AF%D9%85%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D9%88-%D9%86%D8%A7%D8%B3%D9%88%D8%AF%D9%85%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-bkbqhwnop1e4</link>
                <description>پیشتر در نظریه اصالت خوشبختی (https://t.me/zehnejostejugar/299) بیان کردم که خوش بینان بر لذت های زندگی و بدبینان بر رنج های زندگی تمرکز و تاکید می کنند و در میانه این دو، واقع بینان بر در نظر گرفتن لذت ها و رنج های زندگی بطور توامان و در کنار هم تاکید دارند و زندگی را به شرط غلبه خوشی ها و لذت ها بر ناملایمات و رنج های آن می پذیرند. اگر بخواهیم از منظر گروه سوم به پروژه زندگی نگاه کنیم باید میزان سودمندی و ناسودمندی آن را بسنجیم و در انتها اگر سودمندی زندگی از ناسودمندی آن بیشتر بود به زندگی آری بگوییم. بر همین اساس فهرست کردن خوشی ها و ناخوشی های ممکن و احتمالیِ زندگی برای ترسیم یک نمای کلی از زندگی اهمیت بسزایی دارد. با توجه به اینکه برای همه ما توسط والدین مان گزینه حضور در دنیا و آری گویی به زندگی انتخاب شده است، پس بررسی این چالش بیشتر به این کار می اید که برای فرزندان احتمالی خود کدام گزینه را انتخاب نماییم: انتخاب اری گویی و دعوت آنها به دنیا یا انصراف از حضور آنها در دنیا. بطور خلاصه فهرست کردن و تفکر عمیق درباره خوشی ها و ناخوشی های ممکن و احتمالی زندگی برای تصمیم گیری درباره فرزندآوری کاربرد فراوانی دارد چرا که بچه دار شدن نوعی دعوت به این دنیاست و برای این منظور میزبان باید از کفایتِ آراستگی و لذت بخش بودن محل میهمانی برای مدعوین مطمئن باشد و دعوت میهمانِ از همه جا بیخبر  به مکانی که رنج ها و ناملایماتش بیشتر از خوشی ها و شادی هایش باشد رسم مروت و انصاف و میهمان نوازی نیست! از این رو در ادامه خوشی ها و ناخوشی های ممکن و احتمالی زندگی را با هم مرور می کنیم:خوشی‌های ممکن و احتمالی:دوران خوش کودکی، والدین مهربان، لذت یادگیری و بازی های مدرسه، دوستان واقعی، سفر و تفریح، سلامتی، غذاها و خوردنی های خوشمزه، ازدواج خوب، فرزندان خوب، پیشرفت های تحصیلی و شغلیناخوشی‌های ممکن و احتمالی:آزار دیدن و آسیب پذیری در کودکی، والدین ناهنجار، کند ذهنی و مشکلات یادگیری، مورد تمسخر قرار گرفتن در مدرسه، اضطراب امتحانات، دشمنان دوست نما، مورد حسد و کینه واقع شدن، بیماری های جسمی، بیماری های روانی، معلولیت های دائمی، گرسنگی و سو تغذیه، زشت رو بودن، ورشکستگی و بدهکاری، مورد دزدی یا کلاهبرداری واقع شدن، شغل غیر جذاب، اخراج از کار، اعتیاد به مواد یا الکل، مورد تجاوز واقع شدن، زندگی پر استرس، ازدواج بد و طلاق، دردسرها و معضلات فرزندان، از دست دادن عزیزان، سالمندی و مرگحال با توجه به دو فهرست بالا تصمیم گیری با شماست که آیا زندگی ارزش تجربه کردن دارد یا نه و بر این اساس برای دعوت کردن از انسانی دیگر برای حضور در این دنیا (بچه دار شدن) تصمیم بگیرید. قطعا نوع جامعه و کشوری که در آن زندگی می کنید تاثیر بسزایی در امتیازدهی به تک تک موارد بالا و برآیند نتیجه گیری شما خواهد داشت.چنانچه شما نیز مواردی برای اضافه کردن به دو فهرست اولیه بالا سراغ دارید اطلاع دهید تا فهرست ها ویرایش و تکمیل شوند.ارتباط با نویسنده @charkhvandتاملات یک ذهن جستجوگر@zehnejostejugar</description>
                <category>مهدی</category>
                <author>مهدی</author>
                <pubDate>Tue, 23 Nov 2021 21:24:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زندگی در چه جوامعی مناسب چه افرادی نیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@fromiran2000/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%86%D9%87-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%85%D8%B9%DB%8C-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8-%DA%86%D9%87-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-puqsthlzac7z</link>
                <description>پیشتر در نظریه اصالت خوشبختی (https://t.me/zehnejostejugar/299) بیان کردم که بطور کلی زندگی به شرط شادی و خوشبختی ارزشمند است و برای این منظور باید استانداردهای حداقلی رفاه و خوشبختی مهیا باشد و در غیر اینصورت زندگی ارزش و اصالتی ندارد و چه بسا نبودش بهتر از بودنش باشد. علاوه بر حاکم بودن این اصل کلی و بدیهی، در شرایط زیر نیز زندگی برای افراد مشمول، دلچسب و شیرین و ارزشمند نخواهد بود:یک) افراد کمال طلب در کشورهای عقب ماندهعموما افراد کمال طلب بطور ذاتی استانداردهای بالا و حداکثری برای همه چیز در نظر می گیرند و همه چیز را در بهترین و کامل ترین حالت و وضعیت می پسندند و می پذیرند. برای این افراد زندگی در کشوری عقب مانده که حداقل استانداردها را نیز ندارد و هیچ چیز در جای خودش نیست، به جهنمی کابوس وار تبدیل می شود که جز حسرت و عذاب ارمغان دیگری ندارد. دو) افراد آزادی خواه در کشورهای دیکتاتوریهمه انسانها آزادی را دوست دارند و می ستایند با این وجود برای بسیاری از انسانها زندگی در شرایط خفقان و دیکتاتوری نیز به شرط مهیا بودن شرایط رفاه نسبی قابل تحمل و پذیرش است اما برای برخی از انسانهای ازاده و ازادیخواه، ازادی گوهری است که بدون آن زندگی ارزش و معنایی ندارد. بنابراین زندگی در کشورهای دیکتاتوری و در شرایط خفقان و سرکوب برای این دسته از انسانها به کابوسی مهلک مبدل می شود و چنانچه این افراد نتوانند شرایط را تاب بیاورند و با عمله های استبداد درگیر شوند عاقبتی جز زندان انفرادی و شکنجه جسمی و روانی در انتظارشان نیست و این دیگر نه کابوس بلکه تجسم عینی جهنم است.سه) افراد عدالت خواه در کشورهای پر تبعیض و پر ظلمهمانطور که برای بسیاری از انسانها ازادی ارزش و قداست دارد برای بسیاری از انسانها نیز عدالت به همان اندازه مقدس و ستایش برانگیز است. برای این گروه تحمل تبعیض و بی عدالتی دشوار و ناممکن است و هر جایی تبعیض ببینند اعتراض می کنند. بسیاری از مردم برای حفظ موقعیت کنونی در مقابل ظلم و تبعیض و بی عدالتی سکوت می کنند اما برای عده ای که بطور ذاتی به ظلم و بی عدالتی حساس هستند تحمل این شرایط دشوار است و لذا عموما با عواقب ناگوار اعتراضات خود مواجه می شوند. عواقبی که بسته به نوع و مخاطب اعتراض می تواند اخراج از محل کار، مورد خشونت واقع شدن، زندانی شدن و .... را شامل شود.چهار) افراد غیر چاپلوس در کشورهایی با سلسله مراتب تملق گرایانهبطور طبیعی انسان هایی که دارای توانمندی های ذاتی و عزت نفس هستند حاضر به تملق و چاپلوسی برای پیشرفت مادی یا تملک یک جایگاه نیستند. از طرفی در جوامعی که میزان پیشرفت یا نحوه تصدی پست ها و موقعیت های خوب ارتباط مستقیمی با میزان چاپلوسی و تملق مقامات مافوق دارد و این سلسله مراتب ناکارامد از بالاترین تا پایین ترین سطوح جریان دارد؛ چنین انسان هایی مورد بی مهری و بی توجهی قرار می گیرند چرا که حاضر نیستند عزت نفس خود را برای پیشرفت بفروشند و جایگاه هایی که لیاقت آنها را دارند نیز به افرادی می رسد که در عین ناکارامدی، گوی سبقت را با تملق و چاپلوسی از آنها می ربایند.پنج) افراد خلاق و خودشکوفا در جوامعی مکانیکی و غیرمنعطفبطور کلی افراد خلاق و نواور با بقیه انسانها متمایز و متفاوتند. این افراد در قالب های خشک و رسمی جوامع مکانیکی و غیرمنعطف نمی گنجند و سختی و سنگینی سیستم بروکراتیک آنها را می ازارد و خلاقیت آنها را می خشکاند. افراد خلاق محیط های کاری سیال و منعطف را می پسندند و در چنین بسترهایی امکان رشد و نمو دارند. بنابراین یک فرد خلاق در چنین جوامعی سرخورده و طرد می شود و به جای آنکه خلاقیتش منبع بروز و شکوفایی استعدادهای نهفته اش باشد، به انسانی در به در و بد فرجام تبدیل می شود. انسانی که به جای آنکه خلاقیتش باعث شکوفایی و پیشرفتش شود، این ویژگی به گونه ای تراژیک به پاشنه آشیلش تبدیل می شود!در انتها ممکن است برخی به راحتی حکم دهند که چنین افرادی در چنین جوامعی می توانند برای خلاصی از آن وضعیت های ناگوار، جلای وطن نموده و به کشورهای پیشرفته و متمدن مهاجرت نمایند. هرچند بسیاری از این افراد در نهایت چنین راه حلی را بر می گزینند اما این راه نیز خالی از مشکلات و عوارض نیست. مشکلاتی همچون غم غربت، ناهمخوانی فرهنگی با کشور مقصد، دوری از خانواده، یادگیری زبان کشور مقصد، احساس انزجار و دلخوری دائمی نسبت به موطن اصلی و .....بنابراین اگر در جوامعی با یکی از مشخصات بالا زندگی می کنید عاقلانه و منصفانه تر آن است که ریسک نکنید و فرزندی را به دنیا نیاورید. چرا که در صورتیکه وی ذاتا کمال طلب، ازادی خواه، عدالت طلب یا خلاق باشد و یا اهل تملق و چاپلوسی نباشد؛ هم خودش و هم احتمالا شما به شدت اذیت و درگیر خواهید شد.انتخاب با شماست!تاملات یک ذهن جستجوگر@zehnejostejugar</description>
                <category>مهدی</category>
                <author>مهدی</author>
                <pubDate>Mon, 15 Nov 2021 19:37:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ما اشتباهی بودیم!</title>
                <link>https://virgool.io/@fromiran2000/%D9%85%D8%A7-%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%88%D8%AF%DB%8C%D9%85-xmgzjr8egjo0</link>
                <description>همه ماهایی که بدون اجازه و در یک خانواده بدون آرامش روانی به دنیا اومدیم اشتباهی بودیم. همه ماهایی که بدون اجازه و در یک خانواده بدون استحکام مالی به دنیا اومدیم اشتباهی بودیم. همه ماهایی که بدون اجازه و در یک کشور جهان سومی به دنیا اومدیم اشتباهی بودیم.همه ماهایی که بدون اجازه و در یک جامعه ایدئولوژیک به دنیا اومدیم اشتباهی بودیم.همه ماهایی که بدون اجازه و در سرزمینی با مردمانی دروغگو و ریاکار به دنیا اومدیم اشتباهی بودیم.همه ماهایی که بدون اجازه و به عنوان عصایی! برای پیری و کوری والدین به دنیا اومدیم اشتباهی بودیم.همه ماهایی که بدون اجازه و با شوق والدین برای دریافت زمین مجانی و در عصر اقتصاد کوپنی (دهه شصت) به دنیا اومدیم اشتباهی بودیم.همه ماهایی که بدون اجازه و صرفا به امید اصلاحات سیاسی و اجتماعی (دهه هفتاد) و با توهم اینده روشن به دنیا اومدیم اشتباهی بودیم. همه ماهایی که بدون اجازه و  در عصر مدیریت جهانی! با پراید 20 میلیونی و یارانه 45 هزار تومانی (دهه هشتاد) به دنیا اومدیم اشتباهی بودیم.همه ماهایی که بدون اجازه و در دوران سیاه و تاریک اقتصادی با پراید 120 میلیونی و یارانه 45 هزار تومانی (دهه نود) به دنیا اومدیم اشتباهی بودیم.و در اخر همه شماهایی که بدون اجازه و در دهه نامعلوم 1400 (فعلا با پراید 170 میلیونی!!) به دنیا خواهید امد اشتباهی هستید.و این وضعیت اسفناک را چه کسی پاسخگوست؟ قطعا اولین پاسخ را شما باید بدهید: پدر و مادر گرامی و محترم!تاملات یک ذهن جستجوگر@zehnejostejugar</description>
                <category>مهدی</category>
                <author>مهدی</author>
                <pubDate>Mon, 15 Nov 2021 19:30:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ما فرزندان جبریم نه جغرافیا !</title>
                <link>https://virgool.io/@fromiran2000/%D9%85%D8%A7-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D9%86%D9%87-%D8%AC%D8%BA%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C%D8%A7-zfi18clr8x0s</link>
                <description>روز گذشته از طرف دوستی مطلبی به دستم رسید با عنوان: ما فرزندان جغرافیا هستیم! محصول اتفاق! با سرچ کوتاهی در گوگل متوجه شدم مقاله ارسال شده، جدید نیست و سابقه انتشار آن حداقل به سال 1395 بر می گردد. در بخشی از متن این مقاله چنین امده است:&quot;گاهی فکر می کنم وقتی یک کودک در سوئیس سراغ یخچال می رود تا شکلات صبحانه اش را بردارد، کودکی در یک قبیله آفریقایی با این ترس بیدار می شود که نکند امروز به وسیله مردان قبیله دیگر که به دین و آیین آنها نیستند کُشته شود! اگر در عربستان به دنیا می آمدیم احتمالاَ اسممان عبدالعزیز می شد، جوراب نمی پوشیدیم، بنز سوار می شدیم اما به زن هایمان اجازه نمی دادیم رانندگی کنند. اگر در جامائیکا بودیم مسیحی می شدیم، غذاهای تند می خوردیم، می رقصیدیم و اگر کسی می گفت میای بریم شمال جوج بزنیم نمی فهمیدیم چه می گوید!&quot;مقاله مورد نظر چندین پاراگراف دیگر مشابه پاراگراف بالا را نیز در خود جای داده و در مجموع اینطور نتیجه گیری و استنتاج می کند که وضعیت فعلی ما (خوب یا بد) محصول جبر جغرافیایی محل تولد ماست و نه بیشتر.البته به نظر بنده بهتر بود نویسنده مقاله یک پاراگراف هم در مورد جبر جغرافیایی در حوزه اعتقادی به مقاله موردنظر اضافه می کرد. مثلا می نوشت:اگر در عربستان به دنیا می امدیم یک سنی وهابی دو اتشه می شدیم و اگر در اسراییل به دنیا می امدیم احتمالا یک یهودی معتقد. اگر در هند به دنیا می امدیم یک هندوی متعصب می شدیم و اگر در چین به دنیا می امدیم یک بودایی کمونیست. اگر در ایتالیا به دنیا می امدیم یک مسیحی کاتولیک می شدیم و اگر در ایران به دنیا می امدیم یک شیعه منتظر ظهور و اگر در فرانسه به دنیا می امدیم یک لائیک بی خدا. اما به نظر چنین تحلیلی در مورد سرنوشت حیوانات به واقعیت نزدیکتر است تا در مورد سرنوشت انسانها، چرا که روند جفتگیری، تکثیر و تولیدمثل در حیوانات یک فرایند غریزی و غیر انتخابی، اما در انسانها یک فرایند انتخابی و اگاهانه است. نیک می دانیم که در یک صد سال اخیر و با پیشرفت های چشمگیر پزشکی و صنعتی، می توان در روابط جنسی به گونه ای عمل نمود که براورده کردن این نیاز غریزی، الزاما به تولیدمثل و بچه دار شدن نیانجامد. با در نظر گرفتن این نکته، فرزنداوری دیگر نتیجه طبیعی و بعضا ناخواسته یک رابطه جنسی محسوب نمی شود بلکه تولیدمثل فرایندی است که محصول انتخاب اگاهانه و محاسبه گرانه والدین محسوب می شود. از این رو ما نه فرزندان جبر جغرافیا بلکه فرزندان جبر والدین مان هستیم. این والدین ما هستند که اگاهانه تصمیم می گیرند ما را در چه کشوری و با چه شرایطی به دنیا بیاورند. همانگونه که برخی والدین در کشورهای جهان سومی نیز اگاهانه تصمیم می گیرند که در کشوری فقیر و فلاکت زده، پر جرم و جنایت، پر از فساد و بی عدالتی و در مجموع در کشوری ناکارامد و نامتعادل، فرزندی به دنیا نیاورند و او را مجبور به ارث بردن و به دوش کشیدن سختی ها و رنج هایی که خودشان در یک کشور عقب مانده متحمل شده اند، نکنند.بنابراین ما نه فرزندان جغرافیا و اتفاق، بلکه فرزندان یک روند تاریخی (ارزش و مایه مباهات بودن فرزنداوری در طول تاریخ) و انتخاب اگاهانه والدین مان هستیم. والدینی که چه بسا خود نیز از تولد و زندگی در کشوری که ما را هم در آن به دنیا اورده اند خشنودی و رضایتی ندارند!تاملات یک ذهن جستجوگرhttps://t.me/zehnejostejugar</description>
                <category>مهدی</category>
                <author>مهدی</author>
                <pubDate>Sun, 17 Oct 2021 21:13:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا به قوانین زن سالارانه ازدواج در ایران اگاهی دارید؟</title>
                <link>https://virgool.io/@fromiran2000/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%86-%D8%B2%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AF-t0nkj3upimmv</link>
                <description>ایا می دانستید در اولین امضا از امضاهای بیشمار عقدنامه مرد تعهد می نماید در صورتیکه قصد طلاق دادن زنش را بکند نیمی از اموالش به همسرش برسد؟ در واقع سردفتران ازدواج موظفند تعهدات ازدواج را یک به یک برای طرفین بخوانند و سپس امضا بگیرند اما در عمل بدون اینکه چیزی برای داماد بخت برگشته خوانده شود از او خواسته می شود به سرعت پایین تمام صفحات و تعهدات را امضا نماید. داماد جوان نیز سرمست از رسیدن به وصال یار بدون مطالعه تمام آنها را بدون چون و چرا امضا می نماید تا سریعتر به وصال یار نائل اید!ایا می دانستید در صورت دادن حق طلاق (وکالت طلاق) به زن با توجه به اینکه زن در واقع به وکالت و از طرف مرد دادخواست طلاق می دهد، پس قانون بالا (نصف شدن اموال مرد) در خصوص چنین طلاقی حکمفرما و جاری است؟! در واقع زن هم براحتی طلاق می گیرد و هم نصف اموال مرد را تصاحب می کند! ایا می دانستید مهریه یک دین است بنابراین حتی بعد از فوت زن، وراث وی (پدر و مادر و خواهر و برادر) می توانند مهریه او را به عنوان بخشی از ارثیه وی از شوهر بخت برگشته مطالبه و تا ریال اخر وصول نمایند!؟! بله عجیب اما واقعی است!ایا می دانستید خیانت زن و حتی اثبات زنای محصنه وی در دادگاه مانع از دریافت مهریه توسط او از شوهر نمی شود!؟ از نظر دادگاه اینها دو موضوع جدا از هم می باشند. بنابراین هرچند شوهر می تواند به دلیل خیانت زن برای وی تقاضای مجازات نماید اما این امر باعث اسقاط و ابطال مهریه زن نمی باشد. پس اقایان محترم برای شکایت بابت خیانت همسر عجله نکنید چه بسا به جای او شما به غلط کردن بیفتید!ایا می دانستید بخشش و به نام زدن اموال از سوی مرد الزاما به معنای پرداخت مهریه زن نمی باشد و در صورت بروز اختلاف زن می تواند جداگانه برای دریافت مهریه خود نیز اقدام نماید؟! بطور مثال اگر مهریه همسر شما 200 سکه باشد به نام زدن یک اپارتمان مسکونی به معنای پرداخت تمام یا بخشی از مهریه وی نمی باشد و صرفا نوعی هبه و بذل و بخشش بوده است.ایا می دانستید طبق قانون مربوط به هبه، چنانچه زن مهریه خود را به همسر خود هبه کند (ببخشد) می تواند از بخشش و هبه خود عدول نموده و مجددا تقاضای دریافت مهریه بنماید؟! بنابراین حتی گرفتن اقرارنامه محضری از زن مبنی بر بخشش مهریه نیز راهگشای مشکل مهریه نخواهد بود!نویسنده: زن ذلیل بدبخت!</description>
                <category>مهدی</category>
                <author>مهدی</author>
                <pubDate>Sun, 05 Sep 2021 15:10:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه نام خود را جاودان و ماندگار کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@fromiran2000/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%AC%D8%A7%D9%88%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-gihx6z2dxisq</link>
                <description>به طور خلاصه سه راه برای این منظور وجود دارد: یکی راهی است که فرومایگان و افراد پست برای ماندگاری نام خود بر می گزینند و آن شهرت کاذب از طریق فعالیت های خلاف و ضد اجتماعی همچون رهبری گروه های خلافکار و بزهکار یا قتل های گروهی و زنجیره ای می باشد. راه دیگر راهی است که اکثر انسانها یعنی همان عوام و میان مایگان برای جاودانگی خود بر می گزینند و آن فرزنداوری و ادامه نسل خود است و دیگری راهی است که اقلیت انسانها یعنی همان خواص و فرامایگان برای جاودانگی واقعی بر می گزینند و آن به جا گذاشتن ردپایی موثر و پراهمیت بر دنیا است که باعث می شود نام آنان تا همیشه در تاریخ طنین انداز و پر بسامد باشد.راهی که گروه اول بر می گزیند &quot;ره به ترکستان است&quot; و از سر بی فرهنگی و فرومایگی است و برای انان جاودانگی منفی و منفور به جا می گذارد. راهی که گروه دوم بر می گزیند نیز روش موثری برای جاودانگی فردی نیست اما از انجا که مانند گروه سوم توان به جا گذاشتن ردپایی موثر در این جهان را ندارند بالاجبار روش فرزنداوری و تکثیر نسل را به عنوان راهی برای جاودانگی تصور و خیالپردازی نموده و بر می گزینند. هم از این روست که بیشتر افراد این گروه داشتن فرزند پسر را به فرزند دختر ترجیح می دهند چرا که در تفکراتی احمقانه و عوام گرایانه اینگونه تصور می کنند که فرزندان پسر می توانند جاودانگی و تکثیر نسل انها را تضمین کنند، از آن رو که در اینده نوه های پسری نام خانوادگی او را حمل و نسل به نسل منتقل می کنند اما در مورد نوه های دختری چنین اتفاق خیره کننده و مهمی نمی افتد! :) و به همین دلیل است که زمانی که شجره نامه خود را بیان می کنند صرفا نام پدران و مردان در آن به چشم می خورد گویی در این بین زنان هیچ نقشی برای به دنیا اوردن این نسل نرینه نداشته اند! از همین روست که برخی افراد، غایت و هدفِ میل و کشش به فرزنداوری -علیرغم تمام مشقات و دردسرهای بی پایان ان را- تکثیر و تداوم نسل &quot;خویش&quot; می دانند. بر کلمه خویش تاکید نمودم چرا که اگر هدف و نیت صرفا تداوم نوع بشر بود این امر با فرزندپذیری نیز میسر و محقق بود اما از انجا که عوام تمایل شدیدی دارند تا نسل و دودمان خود را تداوم بخشند از اینرو به تکثیر نسل فرزندان خود اهتمام می ورزند. گویی انها از ژن ویژه و منحصر به فردی برخوردارند که اگر تداوم نیابد و تکثیر نشود دنیا در اینده چیزی کم خواهد داشت!اما گروه سوم از این تفکر سنتی و عوام گرایانه رهیده و در فکر در انداختن طرحی نو هستند. آنها افرینندگان و سازندگان جهان اینده هستند که با به جای گذاشتن اثری درخشان از خود تحولات شگرفی را موجب می شوند. اعضای این گروه اختراعات و اکتشافات مهمی انجام می دهند، تحقیقات پزشکی یا صنعتی مهمی را به سرانجام می رسانند، اثار هنری و فرهنگی خاص و ماندگار خلق می کنند، قوم یا کشوری را به سرمنزلی والاتر و شایسته رهبری می کنند و یا در بهترین حالت اندیشه و تفکری راهگشا و نیرومند را به جهان عرضه می کنند. از اینرو اعضای این گروه الزاما در قید و بند ازدواج و تولیدمثل نیستند و بیشتر زمان ارزشمند عمر خود را وقف کارهایی می کنند که در بالا به عنوان نمونه ذکر شدند. شاید برایتان جالب باشد که انسانهای تاثیرگذار و مهم زیادی هیچگاه ازدواج نکردند و فرزندی به دنیا نیاوردند اما با به جای گذاشتن اثر و ردپایی مهم در دنیا نام آنها بیش از هر انسان پر فرزندی در تاریخ ماندگار و جاودان شده است. افرادی مانند:عیسی بن مریم - سهراب سپهری - صادق هدایت - افلاطون - امانوئل کانت - رنه دکارت - باروخ اسپینوزا - فردریش نیچه - ارتور شوپنهاور - کی یر کگور - لودویک ویتگنشتاین - هربرت اسپنسر - ایزاک نیوتن - مادر ترزا - اندی وارهول - فرانس کافکا - هنری جیمز - ادام اسمیت - دالای لاما - جبران خلیل جبران - نیکولا تسلا - لئوناردو داوینچی - برادران رایت - لودویک بتهوون - هانس کریستین اندرسون - خیام نیشابوری - ابوعلی سینا - ناصر خسرو - ابوالعلا معری - علی اکبر دهخدا - میرزاده عشقی - فرخی یزدی - رهی معیری -تاملات یک ذهن جستجوگر@zehnejostejugar</description>
                <category>مهدی</category>
                <author>مهدی</author>
                <pubDate>Fri, 02 Apr 2021 14:27:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آمار بازدید پست‌های من در سال ۹۹</title>
                <link>https://virgool.io/@fromiran2000/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B9%DB%B9-cm1xwrbyguxo</link>
                <description>در طول تاریخ از اعداد استفاده کردیم تا اغلب داد و ستد کنیم و آن‌چیزی که شمردنی است را بشماریم. برای هر عدد واحد درست کردیم تا عددهای زندگی قاطی نشوند و از اعداد، شفاف‌تر استفاده کنیم؛ مثلا وقتی می‌گوییم ده هزار تومان به پول اشاره داریم و وقتی می‌گوییم ده هزار بلیط به بلیط!روز به روز که در زندگی جلو‌تر رفتیم عددها فرقی نکردند ولی این واحدها بودند که زیاد شدند. واحد کریپتو، واحد اصله درخت، واحد فاصله و …«واحد» یک توافق عمومی است برای شمردن؛ تا همانطور که گفتم شمردن‌ها قاطی نشود. مشاهده افراد دارای ثروت (اجتماعی یا مالی) به من ثابت کرده اینکه چه چیزی را بشماریم از اینکه چطور بشماریم مهم‌تر است. هرکس با واحد خاصی مسائل زندگی را می‌شمارد. اینطور به نظرم آمده که مشخص کردن واحد یعنی مشخص کردن اینکه من در زندگی برای چه چیزهایی ارزش قائلم و می‌خواهم چه چیزهایی را در زندگی بشمارم. https://cdn.virgool.io/annual-report/1399/estcciuhmujh-38KyM.mp4 اعدادی که بدون واحد ثبت کردمبه ویدیویی که ویرگول برایم ساخته که نگاه می‌کنم میبینم که در سال ۹۹، من در مجموع ۱۱,۶۳۵ کلمه در ویرگول نوشتم و منتشر کردم و مخاطبین، پست‌های من را ۱۰۸ مرتبه پسندیدند و  ۲۵ بار هم نظر خود را روی پست‌های من به اشتراک گذاشتند. در سال ۹۹، ۱۳ نفر در ویرگول من را دنبال کردند تا پست‌های بعدیم را بخوانند. این اعداد نشان میدهند من کاری کرده‌ام. هرکدام به واحدی وصل هستند. از خودم می‌پرسم من کدام واحد را شمارش کرده‌ام؟ کدامیک از واحدهای بالا از همه برای من مهم‌تر است؟ ادامه ویدیو را می‌بینم.آمار از اثر بیرونی می‌گویندطبق آمار پست‌های من ۳,۷۶۴ بار خوانده شدند و ۲۱۸,۳۵۵ ثانیه صرف مطالعه آنها شده است، که با توجه به جمعیتی که در ایران به اینترنت دسترسی دارند، ویرگول به من می‌گوید که توانستم  ۰/۰۰۲۹۹۳۶۲۵ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را بالا ببرم.از طرف دیگر ویرگول به من می‌گوید که اگر قرار بود پست‌هایم را چاپ و به دست تک تک خوانندگان برسانم باید ۱۷,۳۰۶ کاغذ مصرف می‌کردم.آن عددهای کوچک ابتدای ویدیو حالا تبدیل شده‌اند به عددهای بزرگ به اینکه من جلوی مصرف این تعداد کاغذ را گرفتم یا به اینکه من  ۰/۰۰۲۹۹۳۶۲۵ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را جابه جا کرده‌ام. واحد این عددها برای من ملموس‌تر است.واحد نوشتن چیست؟همه عددهای بالا و همینطور اثر بیرونی که روی خوانندگان و همینطور در مقیاس بزرگتر طبیعت و جامعه اطرافم گذاشتم اعدادی هستند که من دوستشان دارم و به آنها افتخار می‌کنم. اگر چنین ویدیویی دست شما نیز رسید به شما بابت تک تک اعداد تبریک می‌گویم.اثر هر نوشته تا حدودی معلوم است، اگر بنویسید جلوی قطع درخت را می‌گیرید، به سرانه مطالعه کشور اضافه می‌کنید و خوانندگانی جذب می‌کنید که شما را از طریق نوشته‌هایتان می‌شناسند و …به نظرم می‌رسد که نوشته‌های من و شما واحد ندارند ولی اثر بیرونی دارند.</description>
                <category>مهدی</category>
                <author>مهدی</author>
                <pubDate>Mon, 22 Mar 2021 20:16:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چهار نظریه برای جهان آینده</title>
                <link>https://virgool.io/@fromiran2000/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-xyrimhakfts0</link>
                <description>مقدمهمی گویند چهل سالگی دوران پختگی و کامل شدن است. بسیاری از بزرگان علم و ادب و اندیشه نیز کتاب ها و نوشته های ارزشمند خود را در این سنین یا پس از آن نوشته اند. بر همین اساس نیز نگارنده این سطور در سالروز چهل سالگی خود نظریات متفاوت و کمی خرق عادت خود را در قالب یک مجموعه واحد منتشر و در اختیار علاقمندان به نظریه های اینده نگر و اینده محور قرار می دهد. البته هر چهار نظریه طی سالهای اخیر بصورت مجزا در فضای مجازی منتشر شده اند و برخی نیز مورد نقد و بررسی علاقمندان قرار گرفته و تکمیل گشته اند. از این میان نظریه نسل برتر سالها پیش ارائه شده و به همین دلیل بیشتر مورد نقد و بررسی و بهبود و تکمیل قرار گرفته و سایر نظریات طی یکی دو سال اخیر مطرح شده اند. تمامی نظریات به صورت خلاصه و با جزییات کم ارائه شده اند که از حوصله خواننده گرامی خارج نباشند. قطعا در صورتیکه فضا و زمان برای بسط و شرح آنها مهیا گردد، نگارنده امادگی ارائه جزییات بیشتر برای آنها را داشته و از آن استقبال نیز می کنم.فراموش نکنیم بسیاری از نظریات و ایده هایی که جهان ما را تغییر و شکل داده اند در ابتدای مطرح شدن بسیار عجیب، دور از واقعیت، غیرعملی و حتی مضحک به نظر رسیده اند چرا که بسیاری از نظریاتِ پیشرو، از زمان و مکان طرح خود بسیار جلوتر بوده اند و از همین روی در نظر مردمان روزگار خود جدی گرفته نشده اند. اما با گذشت زمان و بالا رفتن سطح اگاهی و درک مردمان به مرور عیار و ارزش آنها مشخص و مورد پذیرش خواص و سپس عامه مردم قرار گرفته اند. بطور مثال نیچهِ بزرگ اندیشه ورز سترگ آلمانی که در قرن نوزدهم میلادی زیست و در سال 1900 چشم از جهان فانی فرو بست، در دوره حیاتش با اقبال چندانی از جانب هم عصران خویش مواجه نگردید و حتی نادیده انگاشته و مورد تمسخر قرار می گرفت؛ اما خود در یک پیش بینی جالب و دقیق، اندیشه های خود را برای صد سال اینده توصیف کرده بود و دیدیم که در قرن بیستم اندیشه های این بزرگ مرد به مرور مورد توجه و اقبال قرار گرفت و روز به روز بر طرفداران و متاثرین از آن افزوده شد بطوریکه بسیاری از نحله های فکری قرن بیستم متاثر و منبعث از اندیشه های وی بودند و مکتب فکری پست مدرنیسم نیز اوج این تاثیرپذیری است که نیچه پدر فکری و معنوی آن محسوب می شود.کوتاه سخن آنکه اینجانب بدون هیچگونه پیش داوری و بدون هیچ پیشگویی نسبت به نحوه مواجهه مخاطبان و آیندگان با این نظریات، آنها را برای آشنایی علاقمندان و منتقدان در معرض خوانش عمومی قرار می دهم باشد که مورد اقبال و پسند اهل نظر واقع شود. چنانچه این اثر را قابل تامل و ارزشمند یافتید، با ارسال آن برای دوستان فرهیخته خود به انتشار هر چه بیشتر آن کمک کنید. ضمنا می توانید نظرات انتقادات و پیشنهادات خود را با آی دی تلگرام@charkhvand  با نگارنده در میان بگذارید.عناوین نظریات:نظریه اصالت خوشبختی نظریه تک فرزند گرایینظریه نسل برترنظریه کشورهای مشترک العقایددانلود فایل کامل کتاب از لینک زیر:https://b2n.ir/s49292</description>
                <category>مهدی</category>
                <author>مهدی</author>
                <pubDate>Tue, 23 Feb 2021 11:03:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا بی فرزندی دیدگاهی پست مدرن است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@fromiran2000/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-cozrbtjkhury</link>
                <description>دنیای غرب که به عنوان بخش پیشرو و متقدم جهان شناخته می شود، تاکنون سه دوره تحول فکری و اجتماعی را تجربه کرده است: دوره سنتی که در آن اعتقادات مذهبی همچون اعتقاد به خدا و جهان پس از مرگ و پیروی از فرامین الهی ضامن سعادت و خوشبختی دانسته می شد. این دوره پرستش گری تقریبا از ابتدای تاریخ تا قرن پانزده میلادی ادامه داشته است. هرچند دوران سنتی به عنوان دوران مسلط و غالب زمانه به پایان رسیده است، اما باورهای سنتی و مذهبی هنوز هم در بخش هایی از اروپاییان طرفداران خود را دارد و هر یکشنبه آنها را به کلیساها می کشاند. بنابراین پایان دوران سنتی به معنای پایان و منسوخ شدن باورهای سنتی همه اروپاییان نیست.از قرن شانزدهم میلادی با گسترش دستاوردهای علمی و وقوع انقلاب های علمی بزرگ (نظیر انقلاب کوپرنیکی، انقلاب فکری گالیله و انقلاب نیوتنی) و مورد خدشه واقع شدن برخی مسلّمات مذهبی، نهاد مذهب دچار افول شد و با جایگزینی علم به جای مذهب به عنوان ضامن خوشبختی و سعادت، جهان غرب وارد دوران مدرن شد.هرچند علم و تکنولوژی دستاوردهای بزرگ و شگرفی در زندگی بشر ایجاد کرده اند که همچنان نیز ادامه دارد و با خود راحتی و اسایش فراوانی را برای بشر به ارمغان اوردند، اما با گذشت زمان کمبودها و ناکارامدی های علم در دستیابی بشر به خوشبختی مطلق نیز نمایان شد. از جمله مهمترین نقصان های زندگی مدرن برچیده شدن و فقدان تکیه گاه روانی در مقابله با شکست ها و ناکامی های معمول زندگی است. در حالیکه در دوران سنتی تکیه گاهی معنوی، مطمئن و نیرومند برای پناه بردن در مواقع شکست و ناکامی و ترس وجود داشت، دوران مدرن فاقد چنین مولفه مهم و تاثیرگذاری بود از این رو اضطراب و افسردگی به بیماریهای شایع و فراگیر عصر مدرن تبدیل شدند.اولین متفکری که در بحبوحه سرمستی و سرخوشی دنیای غرب از دستاوردهای علمی و صنعتی، نقص دوران مدرن را گوشزد نمود فیلسوف قرن نوزدهمی آلمانی، فردریش نیچه بود. نیچه که به درستی متوجه نقطه ضعف مدرنیته شده بود سوگوارانه فریاد زد: &quot;خدا مرده است ما خدا را کشته ایم&quot; او در ادامه می گوید: &quot;آنچه مقدس‌ترین و مقتدرترین چیز بود که تاکنون جهان به خود دیده‌است، بر اثر خون‌ریزی بسیار حاصل از چاقوهای ما مرده‌ است؛ چه کسی ما را از این خون پاک خواهد کرد؟ چه آبی برای ما موجود است تا خود را بشوییم؟&quot; آری نیچه به درستی فقدان و بطلان باور به نیرویی فرازمینی را به عنوان مهمترین کاستی و نقصان دوران مدرن تشخیص داده بود. البته این فقدان قابل ترمیم و قابل بازگشت نیز نبود چرا که دیگر (باور به) خدای قادر مطلق مرده بود! و علم و مادی گرایی با همه نواقص و کمبودهایش به جای آن نشسته بود. (گذر از سنت به مدرنیته) از این رو آنچه با دوران پست مدرن (که نیچه اغازگر آن بود اما طبق پیش بینی خودش تقریبا یک قرن بعد عمومیت یافت) شروع شد، بی اعتقادی به امکان دستیابی به سعادت و بطلان کلان روایت های رهایی بخش و در نتیجه پوچ انگاری هستی بود.بدیهی است در دنیای پست مدرن که سعادت و خوشبختی بشر دست نیافتنی و زندگیِ مصرفی، مملو از اضطرابات و نگرانی ها شده است و فاقد معنایی متعالی است و از طرفی دورنمای هیچ اندیشه رهایی بخشی نیز خودنمایی نمی کند، عده ای نه تنها به فلسفه و معنای هستیِ خود شک کنند؛ بلکه فراتر از آن به چرایی و معنای فرزنداوری و ادامه حیات بشری نیز شک کنند. از این رو در دوران پست مدرن و در قرن بیست و یکم با متفکرانی همچون دیوید بناتار مواجه می شویم که معتقد است فرزنداوری در جهانی که با دردها و رنج ها و اضطراب های بی پایان همراه است، غیراخلاقی است و باید از آن اجتناب کرد. برای اشنایی با فلسفه تولدستیزیِ دیوید بناتار می توانید کتاب &quot;هرگز نبودن بهتر است&quot; او را مطالعه نمایید.مهدی دولتی @charkhvandتاملات یک ذهن جستجوگرhttps://t.me/zehnejostejugar</description>
                <category>مهدی</category>
                <author>مهدی</author>
                <pubDate>Wed, 20 May 2020 11:03:21 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>