<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های فاطمه</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ftmenvsht</link>
        <description>ملقب به &quot;احمد&quot;?✌</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 06:33:17</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>فاطمه</title>
            <link>https://virgool.io/@ftmenvsht</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چالش بیو</title>
                <link>https://virgool.io/weeklyChallenge/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D8%A8%DB%8C%D9%88-vd4oifzond7e</link>
                <description>ساخته شده توسط Lonarkaid۱- پررنگ ترین کلمه ای که تو ذهنمه:کنکور۲- اگه تعداد یه چیزو تو جهان بیشتر می‌کردم: ماشین کلاسیک (کادیلاک نسکافه ایییی)۳- اگه یه رایحه بودم: بوی دندونپزشکی۴- اگه یه شیء بودم: فنجون گلسرخیای مامانم۵- اگه یه رنگ بودم: سبز سدری۶- اگه یه قدرت ماوراءالطبیعی داشتم: سفر به زمان (بیشتر گذشته)۷- اگه یه ژانر بودم: اجتماعی۸- اگه یه نوع قهوه بودم: کاپوچینو ۹- اگه یه حس بودم: تظاهر به حال خوب (اگه حس محسوب میشه)۱۰- اگه یه مکان بودم:دریا شایدم موزه معصومیت۱۱- اگه یه چیز تو طبیعت بودم:باران ۱۱- از چی متنفرم: فامیل و آدمای فوضول و فِتِن(در زبان ما همون معنی کسی که حرف میاره و میبره میشه)۱۲- چی باعث میشه تصمیم جدی واسه خودکشی نگیرم: خانوادم  _ببینم آینده چی میشه۱۳- تو چه کاری استعداد دارم:انجام ندادن برنامه روزانه ایی که میچینم۱۴- چی منو از دپرس بودن نجات میده:حرف زدن با داداشم _حرف زدن با نغمه _نوشتن۱۵- طولانی ترین تایمی که رو یه آهنگ قفلی بودم:شاید یه هفته (نمیدونم شایدم بیشتر بوده)۱۶- کاراکتر انیمه مورد علاقم : لیوای و اروین توی اتک(بیشتر اروین)۱۷- چیزایی که دوسشون دارم: خانوادم_رفیقم_ اتاقم_کتابام__پلی لیست گوشیم و...</description>
                <category>فاطمه</category>
                <author>فاطمه</author>
                <pubDate>Mon, 30 Oct 2023 19:09:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>این زندگی ما را کشت...</title>
                <link>https://virgool.io/@ftmenvsht/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%D8%B4%D8%AA-wrez9iov3jry</link>
                <description>:)قسم به گلودرد هنگام بغضقسم به درد این قلب شکستهقسم به تن بی رمق پاییز و زمستانو قسم به سردی و تاریکی سرزمین وجودماین زندگی ما را کشت . . .پ.ن : اینو لای دفتر نکته زیست پیدا کردم احتمالا واسه وقتیه که نتایج کنکور اومده بود :)فاطمه 30 مهر 1402موزیک 1موزیک 2</description>
                <category>فاطمه</category>
                <author>فاطمه</author>
                <pubDate>Wed, 25 Oct 2023 10:16:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آزمون آیین نامه</title>
                <link>https://virgool.io/@ftmenvsht/%D8%A2%D8%B2%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-vhrsia0snawo</link>
                <description>دوستانی که تا حالا آزمون آیین نامه دادن بیاین تجربه هامون رو اینجا به اشتراک بذاریممن امروز رد شدم چه نصیحت یا پیشنهادی دارین که دفعه بعد قبول شم ؟نمونه سوالا رو از کجا بخونم؟کتاب رو چطور بخونم ؟و...ممنون میشم اگه نظراتتون رو کامنت کنید?بعدا تموم نظرات و تجربه خودم رو داخل یک پست به اشتراک میذارمممنونموفق باشید</description>
                <category>فاطمه</category>
                <author>فاطمه</author>
                <pubDate>Wed, 20 Sep 2023 09:33:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه  2 ساعت زندگی روی کابینت ?✌</title>
                <link>https://virgool.io/@ftmenvsht/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-2-%D8%B3%D8%A7%D8%B9%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D9%86%D8%AA-t5xhqbw39g20</link>
                <description>10:51   خیلی آروم و ریلکس به کابینت تکیه داده بودم و داشتم هندونه میخوردم البته در کنارش داشتم با نغمه چت میکردم که یهو حس کردم یه شی متحرک از کنارم رد شد با خودم گفتم بابا چیزی نیست مثل همیشه خطای دیده که یه دفعه متوجه شدم یه سوسک محترم گنده از کنارم رد شده! 10:52  وایی نغمه یه سوسک زیر کابینته وای من چ کنم سریع دوییدم رفتم بالای کابینت وقتی رسیدم تازه متوجه شدم لپ تاپم 10 درصد شارژ داره و شارژرم دقیقا رو همون کابینته جا گذاشتم10:53 یا خود خداا  نغمههه فک کنم دوتان یکی دیگه از کنار ریخچال رد شد:))11:00 خیلی آروم داشتم از اوضاعم برای خواهر محترمه شرح میدادم (خودمونیم البته همچین آروم آروم نبود قبلش یه چند تایی جیغ کشیده بودم) که یهوو جناب سوسک از زیر پام رد شد و...                                    جیغ 11:01 بازم جیغ! 11:07 همچنان در حال شرح اوضاع و احوال و فکر به اینکه مامانم چقدر کار بهم سپرد انجام بدم   11.08 مصمم شدم! نه اینکه برم حمله کنم بلکه فرار کنم برم تو اتاقم لپ تاپ به بغل دوییدم رفتم تو اتاقم 11:09 فاطمه میخوای چکا کنی پس؟؟ برو بکشش دیگه                                                                                       خدایا جن میفرستادی سراغم اینقدر نمیترسیدم  چخبره ؟ وای! وای خدایا!11.12 فاطمه مراقب خودت باش! فاطمهه ببین ی لباس استین دار و روسری و جوراب و دمپایی بپوش شلوارتم بزار تو جورابت برو بخدا میتانی11:13 در حال شرح حال11:14 خب دیگه باید عزممو جزم کنم برم ببینم چخبره (البته لازم به ذکره که جزوه ادبیاتمم چون قطور بود بردم که اگه یهو از جلوی پام رد شد بزنم تو سرش)11:15 نیستش:)))11:17 +چرا نیستش؟ فاطمه بگرد پیداش کن  نکنه رو فرشای حاله  ؟ رنگاشونم شبیه همه  نیس؟ 11:18 قول میدم اگه از این مخمصه نجات پیدا کردم بنویسمش تو ویرگول قوله  قول !11:19 فحش11:20 فحش11:21 فحش                                                                                                                                             اینم اضافه کنم تمام این اتفاقات بجز اون لحظه که داخل اتاقم بودم روی اپن آشپزخانه اتفاق افتاده!11:30 تماس با مادر ، شرح حال و اینکه فهمیدم امروز دیر برمیگرده:)))11:35 شارژ لپ تاپم تموم شد:) 11:40 همه چی آرومه من چقدر خوشبختم از اینکه نمیدونم سوسکه رفته کجا:)11:45 همینطور که نشسته بودم رو کابینت خودمو آروم آروم سُر دادم سمت ظرفشویی که ظرفای صبحانه ای که مامانم تاکید کرده بود باید شسته شن رو بشورم11:50 خودمو از لبه باریک کابینت سُر دادم سمت گاز ...                                                                                    شارژرمو نجات دادممم???11.55 برگشتم جای اولم یعنی اپن لپ تاپمو زدم شارژ و وارد ویرگول شدم12:30 همین الان که دارم مینویسم ساعت دوازده و نیمه هنوز کمین کردم ولی نتونستم پیداش کنم نمیدونم کجاست  جدا فضای اینجا خیلی دارکه !  Love story بذاریم شاید یهو از آهنگه خوشش آمد آمد بیرون 12:52 من هنوز روی کابینتم ولی هیچ اتفاقی نیوفتاده سوسک گرام بنظر میاد جاش خیلی گرم و نرمه نمیاد بیرون:|1:00 بالاخره یه آدم زنده وارد خونه شددد1:05 برادر گرام همراه پشه کش صورتی وارد عمل می شود و باهم دیگه دنبال سوسک میگردیم(البته من از دور حمایت و پشتیبانی به عمل میاوردم)1:12بلهههه سوسک گرام رو زیر کابینت فر میبینیم که بی جان با دست و پایی در هوا بر کف زمین افتاده 1:13 انداختیمش تو سطل زباله:))) و در نهایت پیروزی خود را در این نبرد اعلام میکنم(البته خدایی درصد بیشترش مربوط به داداشم بود) https://virgool.io/p/t5xhqbw39g20/edit بیاین باهم دیگه این پیروزی بزرگ رو جشن بگیریممم????????در ادامه چند تا عکس مربوط به پست ببینیممعلم ادبیات وقتی که میفهمه جزوه اش بجز کاربرد درسی کاربرد های خیلی خیلی مفید تری ام دارهولی مودم اینجا خیلی خنده داره????اینم احتمالا یکی از فک فامیلای همون سوسک اس:)واقعا حس خیلی خوبی داره که با خیال راحت میتونی رو فرش بشینی و به پشتی تکیه بدی?❤با آرزوی موفقیت و دل خوش برای همه:)فاطمه3:1417 ام اردیبهشت ماه 1402  https://dls.music-fa.com/tagdl/downloads/Omid%20Jafari%20-%20Table%20Shadi%20(320).mp3 </description>
                <category>فاطمه</category>
                <author>فاطمه</author>
                <pubDate>Sun, 07 May 2023 14:22:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من و گم شدن در دغدغه هایم</title>
                <link>https://virgool.io/atighefroshi/%D9%85%D9%86-%D9%88-%DA%AF%D9%85-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%BA%D8%AF%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85-mpjptfpdcjpc</link>
                <description>مدت طولانی هستش که ذهنم درگیره که من چرا اینجام؟چرا توی این دنیا؟خیلی فکر کردم به اینکه چرا دیگه انگیزه ای ندارم حدودا یک ماه عه که باز خودم رو گم کردم یجورایی مثل بچگیام که دست مامانمو توی بازار میوه ول کردمو گم شدم!یک ماه هستش که مثل قبل امیدی ندارم .حس میکنم داخل یه حباب حبسم  حس می کنم همه چی از من دوره صداها ناواضح تصویر تار و نامفهوم حس میکنم که واقعا گم شدم!چندین وقته که فکر میکنم زندگی واقعا بی ارزشه تو تلاش می کنی عذاب میکشی سختی میبینی که برسی به یه هدف و چون آدمیزاد تشنه ای هستش که هیچوقت سیراب نمیشه میری سراغ هدف و دغدغه بعدی  آخرش هم میمیری و اگر بهشت و جهنمی باشه آنجایی که چی؟آخرش که چی؟اصلا چرا آدمیزاد آفریده شده؟چرا اصلا دنیا وجود داره؟یک لحظه تصور کردم که هیچ چیزی نباشه هیچ چیزتصورش مثل اینه چند لحظه ای تلاش کنی تا به هیچ چیز فکر نکنی خیلی برام آرامش بخش عه!یک جورایی به من آرامش خاصی رو هدیه می کنه اینکه تو نباشی و اصلا وجود نداشته باشی ... چه بهتر!خیلی فکر کردم که معنایی برای زندگی پیدا کنم اما نتونستم واقعا چیزی رو پیدا نکردم !اما حالا که آروم تر شدم و فکر میکنم نمیدونم اما من همیشه مسیر زندگیم رو اینطور تصور میکردم که &quot;رشته مورد علاقم رو قبول شم بعدش سرکار و درآمدی که ازش راضی ام و مثل همیشه خونه و ماشینی ام باشه باهاش&quot;و این یعنی خوشبختی!نمیدونم ولی شاید همین فکرا و برنامه ریزی های این شکلی من رو از زندگی زده کرده؛ وقتی داشتم با نغمه صحبت میکردم بیشتر برام قضیه روشن شد که من واقعا دردم دغدغه های این روزامه ؛یجورایی از اونا خسته شدم مثل خسته شدن از یکی از بزرگترین دغدغه های الانم که کنکوره .اینطور فکر میکنم که شاید اونقدر به همین آینده و دغدغه های بزرگ و کوچیکم فکر کردم مغزم فلج شده .شاید اونقدر تو فکر کردن به آینده زیاده روی کردم که زمان حال رو به راحتی از یاد بردم و شاید همین درد من عه!این حدس هایی که می زنم آرام ترم کرده کمی راحت تر میتونم درباره الآنم صحبت کنم شاید من دلم یه زندگی آروم و بی دغدغه می خواد شاید دوست دارم تنها دغدغم آب دادن به پپتوس(گلم )باشه و یا نه شاید دوست دارم دغدغم خوردن مربای لای شیرینی مربایی باشه! اما هرجور و هرطور که باشه حس می کنم باید پاشم و خودم رو پیدا کنم شاید آرامشی که الان دارم فقط برای چند دقیقه کوتاه باشه و باز افکار مزاحم اونو از بین ببرن اما یک جورایی حس میکنم که هرطور هست باید دوباره مسیرم رو پیدا کنم .شاید باید بیشتر تلاش کنم تا حال رو دریابم .شایدبازم میگم نمیدونم!امیدوارم همه بتونیم راهمون رو پیدا کنیم❤فاطمه               1401.10.17ساعت 1:54 </description>
                <category>فاطمه</category>
                <author>فاطمه</author>
                <pubDate>Sat, 07 Jan 2023 02:21:27 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>