<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های فیال</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@fyal</link>
        <description>فیال_ا. (بفتح فا) زمینی را گویند که بار اول آن را زراعت کرده باشند(برهان). زمینی که اول بار بکارند(اسدی ). «از فیال » یعنی «ابتکاراً واز روی ابتکار».</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 06:51:15</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/33257/avatar/BpiFcd.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>فیال</title>
            <link>https://virgool.io/@fyal</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تهران ۱۴۰۰، نامه ای به فرزند</title>
                <link>https://virgool.io/@fyal/letter-nvi5gpovwxvy</link>
                <description>مامان جون سلامببخشید که چند وقتی واست نامه ننوشتم، اعتبار دفترچه‌م تموم شده بود، باید تمدیدش می کردم، کاراش یکمی طول کشید. خودت می دونی دیگه باید ثابت کنی &quot;دلیل موجه&quot; داری واسه استفاده از اینترنت خارجی؛ باز کلی مدارکتو بردم که ثابت کنم بچه م خارج از کشوره و کلی فرم که چرا و چجوری می خوام باهاش تماس بگیرم و... کارای اداری هم که کلی دردسره داره. دستشون درد نکنه اونام دارن زحمت میکشن دیگه. امیدوارم که نگرانت نکرده باشم. عکساتو دیدم عزیزم. چقدر خوشگل شدی عزیزم، این کاپشن مشکیه چقدر بهت میاد.ما هم همه خوبیم عزیزم خیالت جمع. خواهرتم بهتره، بالاخره قبول کرد که بره دنبال کار؛ از اون موقع که اینترنت خارجی قطع شد نشسته بود تو خونه هی میگفت وصل میشه، دوباره پیجم رو راه میندازم، من کلی مشتری دارم، کلی فروش داشتم... ولی نشد که نشد، اون بیچاره ام کلی زحمت کشیده یود، ولی دیگه پس اندازشم تموم شد این چند وقت و دیگه بیخیال شد. مامان جون راستش منم از حمید خیلی خبر ندارم، یعنی چند وقتی هست که حمیدو ندیدیم، طفلی تو که داشتی می رفتی مامان باباش چقدر به پاش نشستن که بچه توام پا شو با رفیقت برو اینجا می مونی که چی، ولی تو کلش نرفت، هی می گفت من می خوام کار خودمو راه بندازم، نقشه دارم، برنامه دارم... تهشم هیچی. البته اون اولا خودش می گفت کارم داره درست میشه و تا چند وقت دیگه قراره رو نماییش کنم و این حرفا. اینترنت که اینجوری شد کار اونم موند، البته یه سالی این در اون در زد، همه ی اداره ها رو رفت ولی تهش گفتن &quot;طرحتون مناسب جامعه ی فرهنگی امروز نیست&quot; و قبول نکردن بهش اینترنت خارجی بدن. اون دوستاشم که باهاش کار می کردن کم کم ولش کردن رفتن سی زندگی خودشون. آخرین باری که دیدمش دنبال یه آشنا تو دفتر و اداره ها میگشت، قسمم داد هر مسئولی یا آشنایی که پیدا کردم بهش  معرفی کنم. از اون به بعد دیگه ازش بی خبرم. حیف شد واقعا خیلی جوون با استعدادی بود. راستی چند وقت پیش خالت زنگ زد گفت باز این جواد ذلیل شده رو گرفتن، التماس که این بچه کس و کار نداره ترو خدا به آقا عباس بگو پاشه بره کلانتری پادرمیونی. این بچه هیچ وقت نمی خواد آدم بشه اصلا،  اون از قبلنا که می رفت رو پشت بوم مردم دیش و ماهواره وصل می کرد، اینم از الان که از این دستگاه های اینترنت خارجی غیر مجاز وصل می کنه اینور اونور. اون روز به منم گفت خاله می خواید واسه خونه شمام نصب کنم؟ گفتم لازم نکرده، ما همین اینترنت داخلی کافیمونه، خوبم هست، چی می خوایم دیگه که از این چیزا داشته باشیم؟ آخه مامان جون حاج آقا ام میگه این چیزا حرامه، بنیان خانواده رو خراب می کنه، دور باشه می گفت هرکی از این چیزا داره حتما فسق و فجور می کنه باهاش اصلا دست خود آدم نیست، میگه این خارجیام واسه همینه که انقدر بدبخت شدن و هر روز طلاق میگیرن. خدا خیرش بده حاج آقا رو خیلی ام مزاحمش میشیم این چند وقته، آخه فرهاد با پسر حاج آقا دوست شده، هر روز از مدرسه میاد بدو بدو مشقاشو می نویسه میگه میشه برم خونه کاظم باهاش بازی کنم؟ هرچی میگم بچه جان خب یه بارم بگو دوستت بیاد اینجا بازی کنید گوش نمیده، میگه آخه خونه حاج آقا اینترنت خارجی داره به ما اونجا بیشتر خوش میگذره.راستی گفتم بهت آقا جواد اینا عید دیدنی هم نیومدن خونمون؟ زنگ زدم به زنش، میگم مهین جون تا دیروز هر روز خونه ما بودید نمیشد از خونه بیرونتون کرد، از وقتی آقا جواد اینترنت خارجی گرفته دیگه عیدام وقت نمی کنید سری بزنید به ما، برگشته میگه آخه جواد کارش خیلی زیاده سرش شلوغه. من نمی فهمم آدمی که تا دیروز فقط روزای راهپیمایی از خونه بیرون می رفت که گزارش بگیره الان چی شده که تو ۳۶۵ روز سال یه روزم بی کار نمیشه؟ مگه یه خبرنگار چقدر کار می کنه اصلا؟ ولش کن مامان جون سر تو رم درد اوردم. مواظب خودت باش عزیزم، درساتو خوب بخون. اینجا هم همه چی خوبه، ما هم خیلی راضی هستیم، ولی تو درست تموم شد برنگرد دیگه؛ نه اینکه اینجا بد باشه ها، نه، ما خیلی راضی ایم، ولی خب هوا یکم عوض شده، توام که خارج بودی عادت نداری هوا به هوا میشی سینه پهلو می کنی فدات شم.  دوست دارم عزیزمآذرماه ۱۴۰۰مامان</description>
                <category>فیال</category>
                <author>فیال</author>
                <pubDate>Fri, 22 Nov 2019 10:32:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>« جهکان در پوسته موز » یا «صلاحیت علمی یا دانش یا صلاحیت اظهار نظر کسی که پادکست ساخته را چه کسی تأیید کرده است؟ »</title>
                <link>https://virgool.io/@fyal/jahkan-fn5atltx7yq4</link>
                <description> چند وقت پیش مطلبی با عنوان «دو برابر زندگی کن! | پادکست رو از کجا شروع کنیم؟» در ویرگول منتشر کردم که ایناهاش: https://virgool.io/@fyal/podcast-zwoe2y2l7q7m اما چند روز پیش بود یکی از دوستان لطف کردند و یک کامنت جالب برای بنده گذاشتن و به چند نکته مفید اشاره کردن. اما نکته سومشون بیشتر از همه نظرم رو جلب کرد: نکته سوم این که پادکست یک اشکال بزرگ دارد که کسی به آن حواسش نیست.اغلب مخاطبان جذب جذابیت‌های داستان‌ها یا نحوه‌ی روایت قصه‌ها می‌شوند و در این میان کسی که پادکست را می‌سازد می‌تواند هر چیزی دوست دارد میان واقعیت به خورد مخاطب بدهد.صلاحیت علمی یا دانش یا صلاحیت اظهار نظر کسی که پادکست را ساخته را چه کسی تأیید کرده است؟ هیچ کس.قرار هم نیست همه جا بنگاه صلاحیت‌تأیید کن ایجاد کنیم. ولی یادمان نرود که این ما هستیم که داریم تریبون دست بعضی‌ها می‌دهیم.این روزها پادکست فارسی دارد شبیه اینستاگرام می‌شود. تا کجا می‌خواهیم پادکست بسازیم؟ همه هم یک داستان جالب دارند و کلی اظهار نظر شخصی. یکی از فلسفه می‌گوید آنچنان که انگار نیچه از گور برخاسته. یکی از روان‌شناسی می‌گوید که تن فروید را در گور می‌لرزاند.این ها آفت است دوستان عزیز من.علم را که سطحی کنیم ارزشش را از دست می‌دهد.به نظر من تا کسی تخصصش را در زمینه‌ای که صحبت می‌کند اثبات نکند پادکست او بی‌ارزش خواهد بود. یادم اومد که قبلا هم صحبت هایی با این مضمون شنیده بودم و به نظرم واقعا سوال جالبیه، اما همان طور که یه روز یه مرد خردمند گفت: &quot;برای پاسخ به یک سوال جالب هیچ چیز بهتر از خلق یک جهان موازی نیست!&quot;اینجوری شد که دست به کار شدم و جهکان رو خلق کردم.Me, Just now.اما «جهکان» کجاست؟جهکان (همون طور که گفتم) یه جهان موازیه، از قضا خیلی هم شبیه همین جهانیه که ما توش زندگی می کنیم، اما خب چند تا فرق هم داره، مثلا آدما توش تقریبا ۲۰۰ سالی عمر می کنن، یا خورشت کرفس یک غذای پر طرفدار بین مردم به حساب میاد یا اینکه موز هاشون پوسته ی گردِ سفت دارند که فقط با موز شکن میشه بازش کرد. راستش جهکان تا هزاران سال دقیقا مثل جهان ما بود، همه چیز روال همیشگی خودش رو داشت تا اینکه نوشتن اختراع شد و کم کم افراد بیشتری نوشتن یاد گرفتن و نوشته ها بیشتر و بیشتر شد. تا اینکه یه روز یه آدم عاقلی پیدا شد و گفت:آقا چه وضعشه؟ جدیداً هر کی رو میبینی یه کاغذ و قلم گرفته دستش و هرچی فکر می کنه می نویسه.مردم هم که جذب جذابیت‌های داستان‌ها یا نحوه‌ی روایت قصه‌ها میشن و اون کسی که بلده بنویسه می تونه هر چیزی رو به خورد مخاطب بده.صلاحیت علمی یا دانش یا صلاحیت اظهار نظر کسی که کتاب می نویسه را چه کسی تأیید کرده است؟ هیچ کس.مردم هم دیدن راست میگه بنده خدا، نمیشه که هر کس و ناکسی از هر ناکجا دره ای بیاد و هرچی به ذهنش میرسه بنویسه و به خورد مردم بده. اگه مردمو گول بزنه چی؟ اگه در قالب قصه فریب و نیرنگ به خورد مردم بیچاره بده چی؟ همه جمع شدن، گفتن چیکار کنیم؟ چیکار نکنیم؟گفتن فهمیدیم، یه کمیته می زنیم به اسم «کمیته ی تایید تخصص کسی که می نویسه (کَتَکَم)» و هیچکس حق نداره کتابی چاپ کنه مگر اینکه صلاحیتش تو اون زمینه ای که حرف می زنه توسط این کمیته تایید بشه.خب همین طور هم شد؛ یه دفتر قشنگ ساختن رو یه تپه سرسبز با چند تا کارمند و یه تیم خبره ی «تایید صلاحیت» اینجا بود که راه جهکان (جــهانی که هــر کــسی در آن نـمی ­نویسد) از جهان ما جدا شد. راستش تو جکهان همه چی هم خوب پیش رفت، اون اولا کتکم سرش خیلی شلوغ بود، از هر نقطه جهان کلی نوشته و کتاب و داستان و مقاله می اومد که باید با مدارک و مشخصات نویسندش تطبیقش می دادن و بعدم تایید یا ردش می کردن. اما همین طور که گذشت کم کم درخواست ها کم تر و کم تر شد. کتکم هم یواش یواش کارمنداشو تعدیل کرد، امروز کتکم کلاً با یه کارمند اداره میشه که خودش به تنهایی کار ثبت و بررسی و صدور مجوز رو انجام میده.امروز تو جهکان تعداد کتاب ها و مقالات نوشته نوشته اونقدرا هم زیاد نیست و این دسترسی بهشون رو راحت تر می کنه. اصلا تو خیلی کشور ها بچه های چهارمی یه درس دارن به اسم «اسامی کتب جهان» که توش اسم تمام کتاب های دنیا رو حفظ می کنن (حداقل باهوش تراشون). طبیعتا می تونید حدس بزنید که جهکان نیازی به گوگل و توئیتر و فیسبوک و... هم نداره.مردم جهکان؟ خب اونام سرشون به کار خودشونه، وقتشون رو کمتر با چیزای بیهوده تلف می کنن و از تصمیمی که گرفتن هم راضین، البته نه همشون!فکر کنم اولین بار افلاطون بود که صداش در اومد. می خواست گفته های ارزشمند استادش سقراط رو ثبت کنه ولی هر کاری کرد نذاشتن؛ می گفتن سقراط تحصیلات آکادمیک نداره، هر چقدرم که افلاطون گفت &quot;بابا من که اصلا هنوز آکادمی رو اختراع نکردم که شما از سقراط تحصیل آکادمیک می خواید&quot; تو گوششون نرفت که نرفت.چند قرن بعد هم نوبت جلال الدین بود، گفت می خوام کتاب شعر بنویسم، دیوان شمس، مثنوی معنوی... . گفتند &quot;پیرمرد احترامت واجب، ولی ملا را چه به شعر و شاعری؟ همان مجالس سبعه مگر چه اش است؟ بسیار هم پر مغز و پر مفهوم، مجوزم که دارد. دیگه دردت چیه؟&quot;رمان جنگ و صلح هرگز چاپ نشد چون تولستوی نه تاریخدان بود نه استاد ادبیات. نوشته های نیوتون به دلیل «مغایرت گفته ها با زمینه تخصص فرد» هرگز چاپ نشد. انیشتین هم کمابیش سرنوشتی یکسان داشت. «الیور توئیست، سرود کریسمس،آرزوهای بزرگ...»، چه کسی برای حرف های نویسنده ای که فقط تا ۱۲ سالگی درس خوانده ارزش قائل می شود؟مردم جهکان هرگز نامی از «هرکول پوآرو»، «خانم مارپل» و «شرلوک هلمز» نشنیدند، زیرا خالقان آن ها تحصیلات پزشکی داشتند، نه داستان سرایی. وقتی هم که جورج اورول با هیجان «قلعه حیوانات» و «1984» اش را به کتکم برد آن ها را از دستش گرفتند، روی زمین گذاشتند، یک اسلحه به دستش دادند و به او یادآوری کردند این تنها چیزیست که یک سرباز نیاز دارد.دوست عزیز دلواپس من؛ این ها آفت نیستند. می گوئید در این بین محتوای بی کیفیت هم تولید می شود، کاملا حق با شماست؛ می گوئید هرکسی که یک موبایل هوشمند داشته باشد می تواند یک پادکست ضبط و منتشر کند، بر منکرش لعنت. اما این ها آفت نیستند، این ها ترس ندارند.مگر در طول تاریخ کتاب بد نداشته ایم؟ مگر هر کسی که یک خودکار و قلم داشت نمی توانست کتاب بنویسد؟ مگر همه ی کتاب های تاریخ تایید صلاحیت شده اند؟ امروز چه کسی هست که بر سر این جمله که «کتاب از بزرگ ترین اختراعات بشر است» شک داشته باشد؟ داستان پادکست هم همین است.قطعا در بین این هزاران پادکستی که هر روزه تعدادشان بیشتر می شود محتوای کم ارزش و بی کیفیت هم پیدا می شود، اما راهش این نیست که کسی بخواهد صلاحیت صاحب پادکست را تایید کند. پس چه کار باید کرد؟ ساده ست، هیچ.بذاریم کیفیت از کمیت زاده بشه. خود مردم بهترین قاضی هستند، اینقدر شعور عوام را دست کم نگیریم؛ این تصور که «مردم مانند طفل لایعقل هستند و حتما باید پدری دلسوز و مهربان صبح تا شب بهشان بگوید چه بخورند و چه نخورند، چه بپوشند و چه نپوشند، چه گوش دهند و چه ندهند... » دیگر باید زیر تلّی از کود حیوانی مدفون شود. مردم خودشان می فهمند چه چیزی با کیفیت است و اثر بد هم دیر یا زود به دست فراموشی سپرده خواهد شد.پادکستِ تایید صلاحیت شده می خواهید؟ رادیو گوش دهید. بهترین گویندگان، بهترین کیفیت صدا، هر متنشان هم شاید چندین بار تایید صلاحیت شده باشد. چهل سال است با صدای پیرزن درآوردن برنامه می سازند و نمک می ریزند. از برنامه صبحگاهی گرفته تا اخبار ورزشی ننه جون، خاله خانم یا خانوم بزرگ پای ثابتش هستند. چند برنامه رادیویی می توانید نام ببرید که روزانه دنبال می کنید؟ چند تاشون واقعا ارزش گوش دادن دارند؟ نمیگم همه ی برنامه های رادیو مزخرف هستند اما توجه کنید که تایید صلاحیت هم لزوماً نتیجه ی مطلوبی ندارد.</description>
                <category>فیال</category>
                <author>فیال</author>
                <pubDate>Mon, 15 Jul 2019 14:37:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دو برابر زندگی کن!</title>
                <link>https://virgool.io/@fyal/podcast-zwoe2y2l7q7m</link>
                <description> اگه تا حالا پادکست گوش ندادید متاسفانه باید بگم چیز زیادی رو از دست دادید!پادکست رو از کجا شروع کنیم؟پادکست ها چیزای جالب و بدرد بخورین؛ شما شاید نتونید موقع ظرف شستن کتاب بخونید یا پشت فرمون فیلم نگاه کنید، ولی می تونید موقع راه رفتن، ورزش کردن، اتو کشیدن، پشت فرمون، زیر دوش، موقع خواب یا سر کلاس مقاومت مصالح 2 پادکست گوش بدید و از وقتای مرده تون کلی استفاده کنید. یه جورایی با پادکست گوش دادن می تونید دو برابر زندگی کنید ?اما اگه تا حالا به هیچ پادکستی گوش ندادید یا خیلی کم گوش دادید این تابستون بهترین فرصته که پادکست گوش دادن رو بخشی از عادت های روزانتون کنید. من هم سعی می کنم کمکتون کنم این کار رو شروع کنید.اگر کلا هیچ ایده ای ندارید که پادکست چیه بهتره مستقیم برید و امتحانش کنید (ادامه متن رو بخونید) ولی اگه خیلی اصرار دارید که از نظر آکادمیک با موضوع آشنا بشید می تونید اول یه نگاهی به این ‌متن بندازید.اما قبل از اینکه بگیم «چی گوش بدیم؟»، بهتره بگیم «چجوری گوش بدیم؟» :برای اندرویدی ها پیشنهاد من google podcast ـه؛ یه نرم افزار ساده و جمع و جور (با حجم 111kb ? ) از سلطان قلب ها، گوگل. اگه زبان اصلی گوشیتون فارسی باشه پادکست های فارسی رو بهتون پیشنهاد می کنه، در غیر این صورت هم چند تا کانال فارسی زبان اول رو که subscribe کنید کانال های مشابه رو بهتون پیشنهاد میده. برای ios هم مطرح ترین گزینه apple podcast ـه. اگر هم خواستید پادکست های فارسی رو خیلی به روز و مرتب دنبال کنید پیشنهاد من سایت هزارو ـه. هم دیوار پادکست شون به روز و کامله، هم دسته بندی شون تر تمیزه.(با کمال احترامی که برای نرم افزار های ایرانی پادکست، شنوتو و ناملیک قائلم و قدردانی بابت سهم غیر قابل انکاری که در پیشرفت پادکست فارسی داشتند، به نظرم این نرم افزار ها هنوز خیلی از  استاندارد های  لازم رو ندارند و بیشتر از اینکه مفید باشند ممکنه کاربرشون رو گیج یا کلافه کنند و صادقانه من توصیشون نمی کنم - به امید روزی که نظرم به شدت تغییر کنه )اما بریم سر اصل مطلب؛ اگه تا حالا پادکست گوش ندادیم (یا خیلی کم گوش دادیم) با چی شروع کنیم؟تو این پست سعی کردم تا حدی پادکست های تخصصی تر رو کنار بذارم و بیشتر برم سراغ پادکست هایی که فکر می کنم افراد بیشتری ممکنه ازشون خوششون بیاد؛ در واقع لیستی که می خوام بهتون ارائه بدم لیست پادکست هاییه که حدس زدم شاید بیشتر به درد تازه کارها بخوره ?اما اگه این پادکست ها رو دوست داشتید بدونید کلی پادکست خوب دیگه هم هست و می تونید بنا به علایقتون پادکست های تخصصی تر رو پیدا کنید و ازشون لذت ببرید.?️شماره ۱ ؛ چنل بیحواسمون هس دیگه...؟با جرأت میشه گفت پادکست فارسی به هیچ کسی به اندازه ی «علی بندری» بدهکار نیست. علی از اون افرادیه که آدم از گوش دادن به حرفاش سیر نمیشه. حتی اگه پادکستشو دوست نداشته باشید (که خیلی بعیده) محاله از گوش دادن به حرف زدنش لذت نبرید. حالا وقتی همچین آدمی تصمیم بگیره داستان های عجیب و غریب واقعی جنایی رو با جزئیات دقیق برای دیگران تعریف کنه چی میشه؟ بوم! پر مخاطب ترین پادکست فارسی!راستی اینم بگم که چنل بی خوراک مسافرت های طولانیه؛ کافیه یه بار تو ماشین امتحانش کنید، حتماً مشتری میشید.با کدوم اپیزود شروع کنیم؟- اپیزود سی و نه، من کشته خواهم شد:&quot; ماجرای وکیل خوشنامی که پیشاپیش خبر به قتل رسیدنش را اعلام کرد و حتی اسم قاتلش را هم گفت. &quot; فقط می تونم بگم عالیه، حتما گوش بدیدش…▶️ گوگل پادکست | ▶️ اپل پادکست | ▶️ هزارو- اپیزود سی و چهار، به زبان آتش: این اپیزود، پادکست محبوب من بین تمام پادکست های دنیاست، البته باید این اخطار رو بدم که این قسمت خیلی غم انگیزه (خودم که چند لیتر اشک ریختم باهاش)▶️ گوگل پادکست | ▶️ اپل پادکست | ▶️ هزارو-اپیزود پنجاه و سه، دارو دسته نخبگان عضلانی: وقتی احمق ها تبهکار می شوند… این قسمت هم واقعا عالیه و همه جوره ارزش گوش دادن داره. باید اخطار بدم این قسمت دارای صحنه های خیلی خشنه که برای هر روحیه ای مناسب نیست، از اونجا که این اپیزود نسخه ی ضبط شده ی اجرای زنده ی چنل بی ـه اون کیفیت صدای همیشگی رو نداره ولی خب مشکل خیلی بزرگیم نیست.▶️ گوگل پادکست | ▶️ اپل پادکست | ▶️ هزارودر آخر هم اگه همه ی این قسمت ها رو گوش دادید و ازشون خوشتون اومد، پیشنهاد می کنم مسیرتون رو با پادکست های سریالی چنل بی (silk road، مستر مایند و …) ادامه بدید.راستی چنل بی کلاً مناسب بچه ها نیست.شماره ۲؛ رادیو چهرازیدیوونه هرچی داره کار به کسی نداره!رادیو چهرازی خیلی خاصه. از اون چیزای عجیب غریبه، از اون چیزا که تو زندگی کم میشه تجربش کرد؛ یه جورایی رادیو چهرازی مثل خواب می مونه.این پادکست در سال ۱۳۹۲ ضبط شد و بعد از تولید ۲۰ قسمت غالبا ۷ - ۸ دقیقه ای برای همیشه به پایان رسید؛ ولی راستش به نظر من چهرازی از اون پادکست هاست که هیچوقت قرار نیست تموم بشه، از اونا که هر قسمتشو میشه بارها گوش داد و بازم دوستش داشت. اصلا خودتون گوش بدید تا بفهمید چی میگم.داستان این رادیو اینه که چند تا دیوونه که تو یه آسایشگاه زندگی می کنن تصمیم میگیرن یه شبکه ی رادیویی واسه خودشون درست کنن و ما هم داریم محتوای این رادیو رو از زبان کاراکتر های دوست داشتنی این آسایشگاه گوش میدیم. وقتی بار اول به رادیو چهرازی گوش میدید احساس می کنید واقعا چند تا دیوونه دارن حرف می زنن و چرت و پرت بلغور می کنن؛ اما یه کم بیشتر که توجه کنید کم کم می فهمید دیوونه ی پشت میکروفون چی میخواد بگه. اپیزود های مختلف رادیو چهرازی موضوعات متفاوت عاشقانه، اجتماعی و سیاسی دارن.راستی اینم بگم که رادیو چهرازی با بقیه ی پادکست ها خیلی متفاوته و کلاً قالب خاص خودشو داره (یه سریا هنوز سر اینکه که به چهرازی واقعا میشه گفت پادکست بحث دارن) و اینکه این رادیو یه زمان خیلی محبوب شد و خیلی خوب تونست جاشو تو دل مخاطبای خودش باز کنه.با کدوم اپیزود شروع کنیم؟- قسمت هفدهم: حال برای چون تویی اگر که لایقم بگو؛ اما شب در عین حال یه فرصتی هم هست برای نخوابیدن…▶️ گوگل پادکست |   ▶️ soundcloud- قسمت دوازدهم: ببخشید عزیزم با شمام؛ این قسمت تم سیاسی داره (البته با طنز و استعاره های هنرمندانه گوینده). راستی یادتون هست گفتم چه سالی ضبط شده دیگه؟▶️ گوگل پادکست |  ▶️ soundcloud  - قسمت سیزده: ته کف دریا؛ من از حرفای این دیوونه سر در نمیارم ولی دوس دارم گوش کنم به حرفاش. اخطار لفظ رکیک در 3:43▶️ گوگل پادکست |   ▶️ soundcloud   اپیزود های رادیو چهرازی در اصل به هم مرتبط نیستند، اما کل پادکست یه خط داستانی کلی رو هم دنبال می کنه که اگه دیدید پادکست رو دوست دارید پیشنهاد می کنم به بار از اول تا آخر گوشش کنید.این پادکست هم خیلی به درد بچه ها نمی خوره.شماره ۳؛ دموکراسی در کاردرمانی بر عارضه سرمایه داریخوف نکنید! بر خلاف چیزی که از اسمش بر میاد نه چیز عجیبیه، نه حوصله سر بره. محمد تو این پادکست به زبان ساده و خیلی جذاب از اقتصاد حرف میزنه، از کارایی که می کنیم، حقوقی که میگیریم و پولی که باهاش قسط هامون رو پرداخت می کنیم و بهمون توضیح میده که چرا دنیایی که توش زندگی می کنیم پر از بی عدالتی های بزرگیه که با چشم غیر مسلح دیده نمیشن و اینهمه فقر و اختلاف طبقاتی ریشش از کجا می تونه باشه؛ همچنین راه حلی هم برای این مشکل تو چنته داره که به نظر من ارزش گوش دادن رو داره.این پادکست بر اساس سایت democracyatwork.info و تالیف های آقای ریچارد ولف از جمله پادکست Economic Update و کتاب آقای ولف به اسم: Democracy at Work: A Cure for Capitalism ساخته شده و دیدی انتقادی به نظام اقتصادی حاکم بر دنیا داره. گوش دادن این پادکست میتونه دید جدیدی از دنیایی که توش زندگی می کنیم بهمون بده و توجهمون رو به مسائلی جلب کنه که همیشه باهاشون سروکار داشتیم اماهیچ وقت به این فکر نکردیم که همه ی این قواعد هم ممکنه اشتباه باشن.محمد یک سری اپیزود هم در خلال اپیزود های دموکراسی در کار داره که توش نگاهی به موضوعات روزانه میندازه و خیلی کوتاه از نظر اقتصادی بررسیشون می کنه. اسم این بخش پادکست هم هست دموکراسی در کار پلاس.ترجمه کتاب دموکراسی در کار که یکی از منابع این پادکستهبا کدوم اپیزود شروع کنیم؟قسمت های این پادکست تقریبا در دنباله هم هستن و بهتره که اون رو از اول شروع کنید، ولی اگر فقط می خواید بدونید این پادکست براتون جذاب خواهد بود یا نه پیشنهاد من قسمت پنجم دموکراسی در کاره که موضوع رکود بزرگ رو بررسی میکنه.▶️ گوگل پادکست | ▶️ اپل پادکست |  ▶️ هزاروشماره ۴؛ بی پلاسما خلاصه کتاب تعریف می کنیمپادکست های موفق ایرانی یه فرمول ساده دارن؛ علی بندری اونا رو میسازه. B Plus دومین پادکست علی بندری ـه که تو اون خلاصه کتاب های غیر داستانی (non-friction) رو برامون تعریف میکنه. ایده ی اصلی این پادکست اینه که حرف اصلی کتاب گفته بشه و اونایی که کتاب می خونن اگه دوست داشتن برن بخرن و کاملش رو بخونن و لذت ببرن، و اوناییم که کتاب نمی خونن... خب... خلاصه از هیچی که بهتره!علی تو تعریف این خلاصه ها از سایت blinkist.com استفاده می کنه. یه خوبی دیگه این پادکست اینه که برای هر سن و سلیقه ای مناسبهبا کدوم اپیزود شروع کنیم؟- قسمت نهم: The Tipping Point ؛ چی میشه که یه چیزی ویروسی پخش میشه؟ چرا بعضی ایده ها به اصطلاح اپیدمی میشن؟ این کتاب روند ویروسی شدن ایده ها رو بررسی می کنه و عوامل سعی داره عوامل موثرشون رو پیدا کنه▶️ گوگل پادکست | ▶️ اپل پادکست | ▶️ هزارو- قسمت سوم: Everyone Lies؛ ما به همه دروغ میگیم الا به گوگل. نوشته های یک دانشمند داده (Data Scientist) سابق گوگل از حقایقی که بر پایه سرچ های مردم به دست آمده و راز هایی که فقط گوگل می داند.▶️ گوگل پادکست | ▶️ اپل پادکست | ▶️ هزاروشماره ۵؛ سیناتاچی؟ رو سرش؟سینا یه فوق لیسانس علوم شناختیه. اگر می پرسید علوم شناختی چیه یا می خواید با زندگی سینا خیلی خلاصه آشنا بشید می تونید قسمت صفر پادکست سیناتا رو گوش بدید. اما کار سینا جمع کردن داده های مختلف و تحلیلشونه؛ تحلیل هایی که می تونن خیلی جذاب باشن. موضوعاتی هم که سینا انتخابشون می کنه چیزای خاص و جالبی هستن، همین طور از روند جمع کردن این داده ها برای ما خاطراتی هم تعریف می کنه که بعضاً خیلی با مزه و خنده دارن.در کل سیناتا با اینکه به تازگی کار خودش رو شروع کرده ولی خیلی پادکست خوب و جالبی به نظر میاد و امیدوارم با همین فرمون کارشو ادامه بده. با کدوم اپیزود شروع کنیم؟- قسمت دو:من به سکس نیاز دارم؛ تو این قسمت سینا سراغ مبحث «بیش فعالی سکسی» میره و داستان های جالبی هم تعریف میکنه که پیشنهاد می کنم حتما گوش بدید▶️ گوگل پادکست  | ▶️ هزارو- قسمت سوم: لطفا بنویس؛ این قسمتم مستقیم میره سراغ یکی از معضلات اعصاب خورد کنی که به شخصه خیلی باهاش درگیرم؛ حرف زدن با تلفن. اینکه بعضیا ترجیح میدن به جای اس ام اس دادن زنگ بزنن و بعضیام با تلفن صحبت کردن براشون مثل اینه که داری روحشون رو ذره ذره میکشی تو جاروبرقی. خلاصه شما هم اگه هر طرف این دعوا تکست یا تلفن هستید این قسمتو گوش بدید.▶️ گوگل پادکست  | ▶️ هزاروپوستر قسمت سوم سیناتا با عنوان «لطفاْ بنویس»و در آخر؛سخن پایانی…اگر دوست دارید پادکست رو امتحان کنید یا حتی فقط کنجکاو هستید راجع بهش بیشتر بدونید بهترین راه اینه که همین حالا یکی از این نرم افزار ها رو روی موبایلتون بریزید یا از روی هزارو به صورت آنلاین به چند تا پادکست گوش بدید؛ مطمئن باشید چیزی رو از دست نمیدید.اگر هم این پادکست ها رو گوش دادید و هیچکدوم خیلی جذبتون نکرد یا کلاً با این موضوع ها حال نکردید و دنبال موضوع دیگه ای بودید لطفا همین جا سلایقتون رو کامنت بذارید تا من و بقیه دوستا سعی کنیم پادکست هایی که به نظرمون می تونه براتون جذاب باشه رو پیشنهاد بدیم. پادکست فارسی دنیایی از پادکست های جذاب داره و احتمالا برای هر سلیقه ای بشه یه پادکست مناسب پیدا کرد، حداقل برای اکثرشون.راستی کلی پادکست دیگه هم بودن (مثل رادیو گیک، 10 صبح، ناوکست و…) که خودم حسابی عاشقشونم و به همه توصیشون می کنم، ولی اینجا نشد ازشون حرف بزنیم و امیدوارم بعدا راجع بهشون بنویسم.</description>
                <category>فیال</category>
                <author>فیال</author>
                <pubDate>Tue, 09 Jul 2019 18:22:34 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>