<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های حانادل</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@garemantoe</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 15:11:55</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>حانادل</title>
            <link>https://virgool.io/@garemantoe</link>
        </image>

                    <item>
                <title>استراتژی‌های کاهش قیمت کابینت نئوکلاسیک: چگونه می‌توانیم هزینه را کاهش دهیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@garemantoe/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%87%D8%B4-%D9%82%DB%8C%D9%85%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D9%86%D8%AA-%D9%86%D8%A6%D9%88%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3%DB%8C%DA%A9-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85-%D9%87%D8%B2%DB%8C%D9%86%D9%87-%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%D8%A7%D9%87%D8%B4-%D8%AF%D9%87%DB%8C%D9%85-kyrnh6x2gamw</link>
                <description>مقدمه:کابینت نئوکلاسیک به عنوان یکی از انتخاب‌های محبوب در دکوراسیون داخلی منزل، زیبایی و شیکی بی‌نظیری به فضای زندگی می‌بخشد. اما هزینه بالایی که برای تهیه و نصب آن باید صرف شود، ممکن است برخی افراد را از انتخاب آن باز دارد. در این مقاله، به بررسی راهکارهایی برای کاهش قیمت کابینت نئوکلاسیک می‌پردازیم تا بتوانید این سبک زیبا را با هزینه کمتری در منزل خود ایجاد کنید.۱. بررسی گزینه‌های موجود در بازار:یکی از اولین قدم‌ها برای کاهش قیمت کابینت نئوکلاسیک، مطالعه و بررسی گزینه‌های موجود در بازار است. با مقایسه قیمت‌ها و کیفیت محصولات مختلف، می‌توانید گزینه‌ای را پیدا کنید که بهترین ترکیبی از کیفیت و قیمت را ارائه می‌دهد.۲. استفاده از مواد باکیفیت متوسط:استفاده از مواد باکیفیت متوسط  مانند ممبران می‌تواند به شما کمک کند تا قیمت کابینت را به صورت قابل قبولی کاهش دهید. به جای استفاده از مواد لوکس و گران، می‌توانید از موادی با کیفیت متوسط و قیمت مناسب‌تر استفاده کنید. این کار در کاهش قیمت کلی کابینت تأثیر مهمی دارد.۳. طراحی ساده و کم‌جزئیات:طراحی ساده و کم‌جزئیات کابینت نئوکلاسیک نیز می‌تواند به شما در کاهش قیمت آن کمک کند. جزئیات زیاد و پیچیده در طراحی، هزینه‌های بیشتری را برای ساخت و نصب کابینت به همراه دارد. بهتر است طراحی را ساده و منسجم نگه دارید تا هزینه کاهش یابد.۴. استفاده از متخصصان ماهر و معتبر:انتخاب یک تیم متخصص و معتبر برای ساخت و نصب کابینت نئوکلاسیک می‌تواند در کاهش قیمت آن تأثیرگذار باشد. تیمی با تجربه و دانش کافی، به شما در انجام کارها با بهترین روش‌ها و بهینه‌ترین هزینه کمک خواهد کرد. همچنین، با انتخاب تیم مناسب، احتمال وقوع خطاها و مشکلات در فرآیند ساخت و نصب کابینت کاهش می‌یابد که می‌تواند به صرفه‌جویی در هزینه‌ها منجر شود.۵. استفاده از متریال های جایگزین:در صورتی که قیمت متریال‌های استفاده شده در کابینت نئوکلاسیک برای شما قابل قبول نیست، می‌توانید به دنبال متریال‌های جایگزین باشید. به عنوان مثال، به جای استفاده از چوب گران قیمت، از چوب‌های با کیفیت متوسط و قیمت مناسب‌تر استفاده کنید. همچنین، ممکن است بتوانید از متریال‌هایی مانند MDF یا HDF استفاده کنید که هم قیمت کمتری دارند و هم مقاومت خوبی دارند.۶. خرید از منابع عمده فروشی:اگر قصد خرید کابینت نئوکلاسیک را دارید، می‌توانید به دنبال منابع عمده فروشی باشید. این منابع معمولاً قیمت‌های بهتری را ارائه می‌دهند زیرا در صنعت به صورت عمده می‌خرند. همچنین، ممکن است تخفیف‌ها و پیشنهادهای ویژه‌ای برای خرید عمده داشته باشند که می‌تواند در کاهش قیمت کلی کابینت تأثیرگذار باشدنتیجه‌گیری:در نتیجه، کاهش قیمت کابینت نئوکلاسیک می‌تواند از طریق اقداماتی مانند انتخاب مواد اقتصادی، استفاده از طرح‌های ساده‌تر، انتخاب گزینه‌های غیر لوکس و کاهش هزینه‌های نصب و نگهداری به دست آید. همچنین، استفاده از روش‌های خودسازی و دست‌سازی، و همچنین استفاده از مواد بازیافتی، نیز می‌تواند به کاهش هزینه‌ها کمک کند. با انجام مطالعه و بررسی دقیق قبل از شروع پروژه، می‌توانید بهترین راهکارها را برای کاهش هزینه کابینت نئوکلاسیک خود پیدا کنید.مشاهده قیمت روز کابینت نئوکلاسیک</description>
                <category>حانادل</category>
                <author>حانادل</author>
                <pubDate>Fri, 16 Feb 2024 11:06:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فلسفه بازی فوتبال و دلایل محبوبیت این ورزش چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@garemantoe/%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%81%D9%88%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D9%88-%D8%AF%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D9%85%D8%AD%D8%A8%D9%88%D8%A8%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%88%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-kk6vtrw1cyyb</link>
                <description>اول از همه می خواهم بگویم، خود نویسنده این مطلب زمانی نه تنها هوادار دو آتیشه فوتبال بودم، بلکه خودم از دوران کودکی تا جوانی در کوچه و پس کوچه ها به فوتبال می پرداختم، البته این برای بچه های دهه شصت چیز غریبی نیست و با این فضا خیلی آشنا هستند.در زمانی که هم خودم فوتبال بازی می کردم و هم تماشاچی فوتبال بودم، آنچیزی که من را جذب این ورزش می کرد، هیجان و میل به جنگندگی و پیروزی بود، که من را علاقه مند این ورزش می کرد و همچنین وجود یک رقیب که آن را شکست بدهم و معمولاً هم ذات و جوهره انسانی ما با جنگیدن و مبارزه همخوانی دارد و اگر این را از بشر بگیرید، بشر احساس مردگی و پژمردگی می کند، شاید این یکی از دلایل فلسفه فوتبال باشد.معمولاً در ایران برای ساختن رقیب اکثر فوتبال دوستان جذب دو تیم پرسپولیس یا استقلال می شوند، نمی دانم، چگونه شد، من طرفدار تیم استقلال شدم، اما اگر شما فوتبالی باشید، بالاخره باید تیمی را به عنوان طرفدار پیدا کنید و این کری خواندن ها با هواداران رقیب یک حس هیجان به من می داد. داستان هایی زیادی در مورد محبوبیت این ورزش شنیده ایم، مانند اینکه فوتبال مانند زندگی می ماند که نتیجه اش از قبل معلوم نیست، یا اینکه حس جنگنده ای به انسان می دهد و الی آخر. شاید بسیاری از تحلیل ها را هم شما قبول داشته باشید، اما وقتی بعدها خودم و انسان را بیشتر شناخته ام، مشاهده کردم تمام ما انسان ها دارای یک خصوصیت مشترک هستیم و آن هم این است، که تمامی ما انسان ها موجودات تنهایی هستیم و برای فرار از تنهایی به انواع سرگرمی ها مراجعه میکنیم و این سرگرمی ها هستند، که باعث می شوند، لحظاتی از زندگی مان خودمان را فراموش کنیم و این فراموشی یک حس لذت بخشی به زندگی ما می دهد و فوتبال هم بخشی از این سرگرمی است، که جوامع زیادی از بشریت در آن درگیر هستند و این یکی از مهم ترین دلایل فلسفه فوتبال است. که معمولاً فوتبال ورزشی است، برای قشر های متوسط به پایین و بیشتر این درگیری با فوتبال را این طبقات با آن دارند.در زندگی و فوتبال بازندگان بیشتر از برندگان هستند و این فلسفه فوتبال استاما چرا در این دنیای سرگرمی که وسیله ای است، برای پرت شدن حواس ما از خودمان و مشکلاتمان است، تقریباً همه تماشاچی هستند و عده کمی بازیگر هستند؟ چرا بیشتر منافع و سود های این دنیای سرگرمی را بازیگران و کارگردان هایی که این صحنه را برای تماشاچی ها آماده می کنند، می برند. جواب مشخص است، هر جا انسان ها به چیزی یا مقوله ای جذب شوند در آنجا پول نهفته است و این انسان ها هستند که ثروت تولید می کنند مگر نه خود فوتبال به تنهایی یک رشته ورزشی است. اما وقتی مجموعه وسیعی از انسان ها جذب این رشته میشوند، اینجاست، که قشر سرمایه دار، سیاستمدار و افراد دارای نفوذ در جامعه این رشته ورزشی برایشان جالب میشود، چون هوادار یعنی ثروت و قدرت.انسان ها موجودی است، که به تنهایی نمی تواند، به قدرت و ثروت برسد. چون ثروت و قدرت مفاهیم ساختگی ذهن بشر هستند، در صورتی که در طبیعت ما همچنین موضوعی را نداریم، فرض کنید شیری آهویی را شکار کند، در هیچ کجا نمیتوانید ثابت کنید، که شیر با این شکار در ذهنش احساس قدرت می کند یا آهو های دیگر با شکار شدن همنوع شان توسط شیر احساس فرومایگی در ذهنشان کنند، اما بشر این را مشاهده می کند و مفاهیم ذهنی خودش را در این مشاهده دخالت می دهد و شیر را یک موجود قدرتمند و آهو را یک موجود ضعیف می پندارد. پس انسان برای رسیدن به قدرت و ثروت به همنوعان خودش نیازمند است و بدون انسان های دیگر این حالت ذهنی را نمی تواند ایجاد کند، پس هر انسانی و در هر سطحی که باشد، وقتی هوادار و طرفدار داشته باشد، یک حالت ذهنی را برای بشر ایجاد میکند، که یک انسان ارزشمند است، شاید برای همین است، که بیشتر ما دوست داریم، از طریق دیگر انسانها مورد تایید قرار گیریم و این از خصوصیات انسانی ما است و شاید یکی دلایل فلسفه فوتبال که اینقدر طرفدار دارد، همین است.در فلسفه فوتبال هواداران بازندگان این سرگرمی هستندفوتبال هم چون یک ورزش پر طرفدار در دنیا است، بسیاری از انسان ها علاقه دارند، وارد این رشته ورزشی شوند.چون اگر به موفقیت برسند، هم هوادار دارند و هم احساس ارزشمند بودن به آنها دست می دهد و به دنبال آن  هم به ثروت و قدرت می رسند. این ساختاری است، که در تمام سرگرمی هایی که بشر برای خودش ایجاد می کند، مشاهده می شود، که معمولاً تعداد برندگان بسیار کمتر از تعداد بازندگان است. بازندگان همان تماشاچی ها هستند، که برای مدت کوتاهی با این سرگرمی خودشان و مشکلات شان را به فراموشی می سپارند. اما برندگان یعنی بازیگران علاوه بر اینکه این فراموشی را حس می کنند، لذتی دو چندان از تماشاچی ها نصیبشان میشود، چون هم هوادار دارند و بالطبع آن ثروت و قدرتی که توسط این هواداران به آنها منتقل می شود. ولی هوادارن از آن بی نصیب می مانند، در صورتی که خودشان بخشی از این ساختار هستند. پس در فلسفه فوتبال هوادارن بازنده های واقعی این جریان هستند.بیشتر به اینکه بپردازم، چرا فوتبال ورزش محبوبی است، میخواهم به ساختار سرگرمی در انسان بپردازم، چون به نظر نگارنده برای اینکه بدانیم، فلسفه فوتبال چیست، باید به این موضوع بپردازیم.بیشتر ما وقتی وقت آزاد داریم، به جستجوی یک نوعی از سرگرمی می پردازیم، بعضی ها تلویزیون تماشا می کنیم، بعضی ها کتاب می خوانیم، بعضی ها سینما می رویم و بعضی ها هم به بذله گویی بین دوستانمان می پردازیم و بعضی ها به تماشای فوتبال می پردازیم و الی آخرچرا اینگونه است؟زیرا ما از تنها بودن با خودمان ترس داریم و پس باید چیزی باشد، که حواسمان را پرت کند. زیرا زندگی اکثر ما یک زندگی روتین و خسته کننده است و بنابراین در زمان فراغت مان می خواهیم، که سرگرم باشیم، تا به این طریق زمانی خودمان و مشکلاتمان را فراموش کنیم. اگر مشاهده کنید، اکثر انسان های روی زمین هر چقدر بیشتر در دنیا برای فراموشی و حواس پرتی از خودشان به انواع سرگرمی ها مراجعه می کنند، در نظام های سرمایه داری ابزارهای افزایش لذت، مانند رسانه های سرگرم کننده، فیلم ها، کتاب های بی حد و حصری که منتشر می شود، تلویزیون و روزنامه های ورزشی تعدادشان هر روز بیشتر می شود، زیرا می دانند، که انسان کنونی در یک اجتماع کسل کننده از درون خالی، ملول و روتین است و برای فرار از این خالی بودن به انواع سرگرمی ها مراجعه می کند. انسان همیشه روابط و اصلاحاتی که در اجتماع انجام می دهد، به عنوان ابزاری استفاده می کند، تا از خودش بیشتر فرار کند. برای اینکه بدانیم فلسفه فوتبال چیست، باید به ساختار روانی بشر برای فرار از خودش بپردازیم، که مهم ترین آنها مراجعه به انواع سرگرمی ها از جمله فوتبال است.میل انسان به سرگرمی برای فراموشی خودش دلایل محبوبیت فوتبال استنمیخواهم، بگویم این سیستمی که در ذات بشر نهادینه شده است درست است یا نه. اما باید این سیستم را به صورت هوشمندانه مشاهده کنیم و از همین مشاهده آگاهی بر می خیزد و انسان آگاه برای فرار از خودش به سرگرمی هایی که قصدشان فراموشی خودمان است، مراجعه نمی کند و اگر هم در درون این سیستم قرار گرفت با آن هم هویت نمی شود و می داند، اساس این سیستم چگونه کار می کند و در دام نظام سرگرم سازی که برای جذب مخاطب و پول و قدرت پایه گذاری شده است، نمیفتد و متاسفانه انسان هایی هم هستند، که به این آگاهی رسیده اند و می دانند، که این سیستم سرگرمی در بشر چگونه کار می کند و از همین سیستم برای به دام انداختن انسان های بیشتری برای جذب به داخل دستگاه سرگرم سازیشان استفاده می کنند و این یعنی پول بیشتر و قدرت بیشتر مانند شبکه های اجتماعی که خود نگارنده این مطلب هم داخل این بازی هستم اما نه به صورت ناآگاهانه. مثال دیگری که می توانم بزنم، شهری به نام لاس وگاس در آمریکا بر پایه همین سیستم سرگرم سازی ساخته شده است، به طوری که 98 در شرکت کنندگان در این سیستم بازنده هستند و فقط 2 درصد که همان بازیگردان های این صحنه هستند، برنده این بازی هستند. اما طوری این نظام سرگرمی طراحی شده است، که بیشتر بازنده ها متوجه این موضوع نمی شوند و بیشترشان هم باز هم وارد این بازی دوسر باخت می شوند.در بازاریابی هم ما اصطلاحی داریم، به نام گیمیفیکیشن که در این نوع بازاریابی برای فروش بیشتر از بازی و سرگرمی استفاده می کنند و اتفاقاً این نوع بازاریابی به شدت جواب می دهد، وقتی مخاطب درگیر سرگرمی و بازی می شود، به صورت ناخودگاه برای مدت کوتاهی خودش را فراموش می کند و این برایش لذت بخش است و اینجا است، که تصمیمات احساسی و بدون منطق می گیرد و فروشندگان خبره می توانند محصولشان را به مخاطب بفروشند.نکته آخراگر به خوبی به سیستم سرگرمی نگاه کنیم، که یکی از آنها ورزش فوتبال است، انسان با کمک ذهنش سرگرمی را برای خودش می سازد و باز با همان ذهنش مشغول آن سرگرمی ساخته شده می شود. یعنی یک نوع بازی فکری برای فراموشی خودمان ایجاد میکنیم، اما این فراموشی موقت است و باز وقتی به خودمان مراجعه می کنیم، همان عقده ها، همان کمبودها، همان مشکلات زندگی و همان ساختار تجزیه شدگی ذهنمان را مشاهده می کنیم و این باعث دوگانگی بیشتر و رنج بیشترمان در زندگی می شود. مانند کسی که معتاد است و وقتی خمار می شود، برای رفع خماری باز به مواد مخدر رجوع می کند.یعنی فراموشی موقت خودمان و این است، فلسفه فوتبال و تمام سرگرمی هایی که بشر اختراع کرده است.منبع فلسفه فوتبال چیست :       https://www.garemantoe.com/what-philosophy-playing-football/  </description>
                <category>حانادل</category>
                <author>حانادل</author>
                <pubDate>Wed, 25 Nov 2020 10:48:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد فیلم پلتفرم</title>
                <link>https://virgool.io/@garemantoe/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%BE%D9%84%D8%AA%D9%81%D8%B1%D9%85-ftqkoy5xhlgc</link>
                <description>داستان فیلم پلتفرم از این قرار است، تعداد زیادی از محکومان زندانی در یک سازه عمودی که دارای 333 طبقه است، به طور تصادفی زندانی هستند و در هر طبقه دو زندانی وجود دارد. افرادی که در هر طبقه وجود دارند، به مدت یک ماه به طور تصادفی در هر طبقه ساکن می شوند و بعد از یک ماه این افراد بین طبقات دیگر به طور تصادفی جا به جا می شوند. در وسط این طبقات آسانسوری وجود دارد، که غذا های زندانیان را از بالاترین طبقه به پایین ترین طبقه جا به جا میکند و این آسانسور به مدت چند دقیقه در طبقات متوقف میشود و زندانیان در این چند دقیقه مهلت دارند، غذای مورد نظر را میل کنند و بعد آسانسور به طبقات پایینتر میرود.نکته مهم اینجاست، که غذاها محدود هستند و طبقات بالاتر بیش از حد از غذاها استفاده میکنند و بنابراین وقتی آسانسور به طبقات پایینتر می رسد، چیزی از غذا باقی نمی ماند. شخصیت اصلی داستان تلاش می کند، این نظام ظالمانه را به هم بزند و به هر طریقی به طبقات پایینتر هم غذا برساند.شباهت های فیلم پلتفرم با ساختار اجتماعی انسانفیلم پلتفرم بسیار شباهت به ساختار اجتماعی است، که بشر در آن گرفتار است. فیلم بسیار تاکید دارد، که تمام انسانهایی که در یک نظام اجتماعی زندگی میکنند، در یک زندان خود ساخته به سر می برند. که این زندان دارای طبقاتی است و همه تلاش می کنند، در طبقات بالاتر قرار گیرند. زیرا قرار گرفتن در طبقات پایینتر یعنی اینکه شما از کمترین منابع لازم در اجتماع برخوردار می شوید و همیشه باید از باقی مانده و فضولات طبقات بالاتر را استفاده کنید و هر چقدر به طبقات پایینتر جامعه سوق داده شوید، امکان مرگ شما و نابودی شما در این اجتماع بیشتر میشود.خیلی جالب است، که حتی اگر در طبقات پایینتر قرار گرفتید، شما برای زنده بودن باید گوشت هم طبقه ای خود را بخورید و شما هیچوقت به طبقات بالاتر دسترسی ندارید، تا سهم تان را از طبقات بالاتر بگیرید. فیلم پلتفرم یک فیلمی است، که از نظر فلسفی و روانشناختی می تواند مورد بررسی قرار گیرد. انسان در اجتماعی زندگی می کند، که دارای منابع محدودی است و هرچه شما و دیگران سهم بیشتری از این منابع را مصرف کنید، از سهم دیگر انسانها کاسته می شود و اینگونه نیست، که تمام انسانها به طور مساوی ثروتمند شوند. بیشتر ما انسانها تلاش می کنیم، همیشه در ساختار بالاتری از اجتماع قرار بگیریم و بیشترین منابع را نصیب خودمان کنیم و برای بدست آوردن این منابع بیشتر باید رقابت و خشونت داشته باشیم. زیرا دیگران هم دارند، همین کار را انجام می دهند و اگر حتی شما یک انسان نوع دوست و خوش قلبی باشید، وقتی دیگران به حقوق شما تجاوز می کنند، شما هم برای اینکه خورده نشوید، مجبورید وارد بازی این ساختار ناعادلانه شوید.همانطور که شخصیت اصلی در فیلم پلتفرم در ابتدا از این ساختارظالمانه بیزار بود و از خشونت فراری بود اما وقتی میبیند، دیگران به حقوق هم احترام نمی گذارند و اگر او هم بخواهد، مانند دیگران عمل نکند، در این ساختار نابود می شود. پس مجبور میشود، خودش هم بخشی از این ساختار شود و با خشونت خودش را از این ساختار ظالمانه نجات دهد یا به عبارتی علارقم میلش وارد این بازی ظالمانه می شود. اگر به قسمتی از فیلم دقت کرده باشید، شخصیت اصلی فیلم به هم سلولیش میگوید: آیا تو به خدا اعتقاد داری؟ و شخصیت اصلی میگوید: این ماه که در این طبقه هستیم، به خدا اعتقاد دارم، اما ماه بعد معلوم نیست. این می رساند، بازی انسان با واژه خدا برای بدست آوردن بیشترین منافع و سود به انسان است، حتی اگر این خدا از منافع دیگر انسانها بکاهد و به منافع آنها اضافه کند. هیچوقت عدالت او را زیر سوال نمی برند و وقتی خودشان را با طبقات بالاتر مقایسه میکنند، اینجا است که عدالت خدا را زیر سوال میبرند.آیا با تغییر مدیریت و جایگزینی افراد دیگر، انسان اجتماعی اصلاح شدنی است؟در ادامه فیلم پلتفرم مشاهده می کنیم، شخصیت اصلی فیلم تصمیم می گیرد، این ساختار ناعادلانه را از میان ببرد و تمام این مشکلات را در مدیریت این سیستم میبیند و فکر می کند اگر مدیریت اصلاح شود این سیستم هم اصلاح میشود، پس تصمیم میگیرد، با کمک هم سلولیش با رفتن به طبقات پایینتر توسط آسانسور بتوانند غذا را به طور عادلانه بین بقیه زندانیان تقسیم کنند و در آخر سر پیام خودشان را به گوش مدیریت برسانند، که میبیند طبقات پایینتر هم به منافع خودشان فکر میکنند و با او همکاری نمی کنند و مجبور میشود با خشونت با آنها برخورد کند.به طور قطع انسان در طول تاریخ همیشه از سیستم مدیریتی بر خودش و جهان پیرامونش ناراضی بوده است و همیشه تلاش کرده است، این سیستم را اصلاح کند و اگر از جانب حق نگذیریم، تا حدودی این فضا را التیام داده است. اما انسان همیشه یک موجود ناراضی است، حتی اگر شما در یک سیستم مدیریتی قوی هم باشید، انسان هایی پیدا می شوند، که از این سیستم ناراضی هستند. پس آنچه که یک انسان را به یک موجود ناراضی تبدیل می کند، فضای بیرونی و مدیریتی نیست، بلکه فضای درونی انسان ها است، که باعث میشود، در یک نظام نابرابر احساس سرخوردگی کنند. حتی اگر در یک سیستم مدیرتی قوی هم قرار گیرند، این ناعدالتی را با مقایسه کردن احساس میکنند.مشکل بشر این بوده است، که در طول تاریخ میخواسته است، نظام بیرونی خودش را با نظام درونیش تطبیق بدهد و هیچوقت نخواسته است، یک انقلابی در درون خودش ایجاد کند. بلکه همیشه دنبال یک انقلاب در بیرون خودش بوده است و چون انسان در یک زندان بزرگتری از نظام بیرونی قرار دارد، با وجود تمام اصلاحاتی که بشر انجام داده است، هنوز بشر گرفتار ناعدالتی و ظلم در جامعه است و هر کسی میخواهد خودش را به طبقات بالاتر برساند، تا منافع بیشتری را نصیب خودش کند و این یعنی جنگ و رقابت بین انسان ها.حتی در کشور هایی که با مدیریت قوی و پیشرفته اداره میشوند، انسان هنوز احساس ناعدالتی و رنج میکند. چون ساختار روانی بشر میلیون ها سال به همین منوال بوده است.حتی افرادی که خودشان یک زمانی جزء افراد ناراضی از حاکمیت و مدیریتی بودند، وقتی خودشان در آن جایگاه قرار میگیرند. باز افرادی هستند، که از نحوه مدیریت آنها ناراضی هستند و احساس میکنند، که به آنها ظلم شده است. پس آنچیزی که اجتماع را شکل می دهد، ساختار روانی بشر است نه نظام بیرونی. تا انسان نخواهد، در درون خودش نظمی ایجاد کند، در بیرون خودش این نظم را پیدا نمیکند. حتی اگر میلیون ها سال هم بگذرد.اشکال و نقد اساسی که به فیلم پلتفرم وارد استیکی از نقد هایی که می توانم به فیلم پلتفرم کنم، این است، که طوری به نظام اجتماعی پرداخته است، که طبقات بالاتر هیچ نیازی به طبقات پایین تر ندارند، بلکه طبقات پایین تر هستند، که بدون کمک طبقات بالاتر نمی توانند در یک اجتماع زنده بمانند و همه تلاش می کنند یا میجنگند تا به طبقات بالاتر بروند. در صورتی که در نظامی که انسان به عنوان اجتماع پایه ریزی کرده است، طبقات بالاتر همیشه به طبقات پایین تر نیازمند هستند. در واقع طبقات پایین تر ابزار کار و موفقیت طبقات بالاتر هستند. در یک نظام اجتماعی این انسانها هستند، که تولید ثروت می کنند و اگر هر چقدر میزان این افراد کمتر باشد، تولید ثروت هم مشکل تر و کمتر خواهد بود. پس هرچقدر انسان های طبقات پایین تر بیشتر باشند، ثروت افراد طبقات بالاتر بیشتر خواهد شد. در صورتی که در این فیلم به این موضوع پرداخته نشده است و اینکه یک نظام اجتماعی واقعی اینگونه نیست. بلکه تولید ثروت ناخالص ملی هر کشوری ارتباط مستقیمی هم با جمعیت آن کشور هم دارد و هرچه مصرف گرایی در انسانها بیشتر و با تعداد جمعیت بیشتری باشد، ثروت بیشتری هم تولید خواهد شد. به طوری که در آینده نزدیک چین جای آمریکا را در تولید ثروت خواهد گرفت.کلام آخراما چرا انسان گرفتار این نظام اجتماعی ناعادلانه است، این بر می گردد، به ساختار روانی بشر که دنبال منافع بیشتر است. حتی اگر کسب این منافع باعث شود، از منافع دیگر انسان ها کاسته شود و انسان ها خیلی تلاش کرده اند، که این ساختار را اصلاح کنند. اما تا وقتی ساختار انسان بر اساس کسب منافع بیشتر شکل گرفته است و این منافع بیشتر همیشه با جنگ و ستیز و تضاد همراه است، انسان هیچ تحولی در زندگی اجتماعیش نخواهد دید. انسان همیشه هر رفرم و تغییری را می خواهد، در اجتماع ایجاد کند، بر اساس همین موضوع می خواهد، اجتماع را اصلاح کند و خود همین باعث تناقض و تضاد می شود.تا یک انقلاب درونی در ساختار روانی انسان ایجاد نشود، هر اصلاحی بر اساس این ساختار روانی انسان همیشه سطحی و بی ارزش است و هرچقدر هم ما در نظریه ها و تئوری های اجتماعی خودمان را سرگرم کنیم، تحول بنیادی شکل نمی گیرد.منبع:  نقد فیلم پلتفرم</description>
                <category>حانادل</category>
                <author>حانادل</author>
                <pubDate>Thu, 19 Nov 2020 01:53:17 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>